علم مادر شنبه بیست و دوم آبان 1389 21:53

      

      @ بسم الله الرحمن الرحیم@

          

                  @ علم مادر@

 

                                  @ مقدمه @

 با توکل به رب  وتوسل به مولا صاحب عصر وزمان@

: حق رعیت تو در دانش یعنی کسانی که نزد

تو دانش خویش را می افزاید آن است که بدانی رب

با دانشی که به تو ارزانی داشته وگنجینه حکمتی که به

تو سپرده است تورا سر پرست وخزانه داری بر سر آنان

قرار داده است واگر از عهده این سر پرستی که خداوند

به تو داده است به خوبی بر آیی وبرای متعلمان همانند

گنجور مهربانی باشی که خیر خواه مولای خود در میان

بندگان اوست وبردبار وخیر خواهی باشی که وقتی نیا ز

مندی را  می بیند به او می بخشد سرپرستی صادق و

امین باشی در غیر این صورت نسبت به او خائن هستی

 با کمی دقت به آسمان وکرات واز همه مهمتر نظم وجود

در بدن انسان ضرورت ریاضی که منشا وسرچشمه نظم

است را در می یابیم به هم این علت به او مادر علوم گفته

می شود. تمام تکنولوژی وماشین وکامپیوتر و رسانه ها

وموبایل و.... همه باریشه ریاضی طراحی شده است.

                                       @ ریاضیات@
ر یاضیات در واقع چراغ روشن وپر نوری است در جهت

راهنمایی انسان به مسیر پر پیچ وخم شناخت قوانین

طبیعت وسلاح نیرومندی است در دست انسان در راستای

کشف مجهولات جهان هستی لذا هر کسی که قدم در میدان

مطالعه وکنکاش علم وطبیعت می گذارد ناگزیر است از

علم ریاضی بهره گیرد.ریاضیات در ظاهر به شکل رشته

های مختلف است ولی آنچنان پیوستگی وارتباط منطقی

بین شاخه های مختلف ریاضیات وجود دارد که می توان

آن را یک مجموعه منسجم وپیوسته به حساب آورد.

لذا هر انسانی در جریان مطالعات وتحقیقات و بررسی

های علمی خود اجبارابه مجموعه کامل روابط ومفاهیم

وفرمول ها وقضایای ریاضیات در زمینه های مختلف

آن نیاز مند است.

                      @ پیدایش@

قبل از اینکه بشر سواد داشته باشد دامپروران برای

بررسی میزان گوسفندان گله خود هر روز که از چرا

 بر می گشت به ازای هر گوسفند یک سنگریزه در

کیسه می گذاشت وبدین ترتیب با مقایسه تعداد سنگ

وگوسفند می فهمید آیا ازگله اش کم شده یا خیر.

ویا قبل پیدایش پول برای آذوقه ها تبادل کالا داشته ایم

ومثال های زیاد دیگری که همه حاکی از ضرورت

شمارش وحساب بوده واینکه با نقاشی یادگار به جا

گذاشته نشان بر ضرورت علم هندسه بوده و این که

پیش بینی می کنیم وتصمیم برا ی اداره امور بر اصل

پیش بینی ها ضرورت علم آمار است.

خداوند این گونه علم را بنا بر ضرورت ها به بشر القا

نموده ودر عصر ماشینی امروز ضرورت دانستن ریاضی

کاملا آشکار است. منطق ریاضی در فلسفه معارف دینی

واحتمالات در علم ژنتیک پزشکی وتقارن ریاضی در

علم ساخت ماشین آلات ومبنای اعداد در زبان کامپیوتر

و.... نمونه های بارز این علم است.

             @ جبر فرزند تاریخی حساب@

زیر بنای جبر همان حساب است یعنی حساب بر محاسبات

عددی متمرکز بوده وجبر دستگاهی صوری با قواعدی

دقیق ومشخص است با این فرض که قادر است توانایی

حل مسائل  رادر افراد زیاد کند.

                 @ تفاوت اشیاء در این دو مورد@

اشیا حسابی اعدادند واشیا جبری نماد ها وحروف ومتغیر

وعبارت ها ومعادلات وعدم توجه به تفاوت در طبیعت این

اشیا می تواند تصمیم ها ی آموزشی ما را به طور ناخواسته

تحت تاثیر قرار دهد . پس ابتدا حساب وبعد جبر دروازه

ورود به گستره ریاضیات است. واژه جبر ابتدا توسط

دانشمند ایرانی نامگذاری شد.

                          @ نوع تربیت@

می دانیم که پدر علوم معارف دینی است که مستقیم

قلب بشر را تربیت می کند ولی تربیت قلب اگربا مغز

نباشد بی نظمی دارد وریاضی در تربیت فکر واندیشه

انسان ها وایجاد توانایی تجزیه وتحلیل مسائل جهان

در آن ها را دارد وبه همین علت مادر علوم است.

وبقیه علوم نقش بقیه اعضای پیکر دانش هستند.

                     @ تکنولوژی@

آینده تکنولوژی در جوامع مدرن تا حد زیادی بستگی

به سواد ریاضی شهروندان آن جامعه دارد وبازتاب

این نیاز را می توان در روند جهانی به سوی همگانی

کردن آموزش جوانان ملاحظه کرد. علاوه بر نقش ریاضی

در باسوادی شهروندان جبر هم راه ورودی به آموزش

عالی در عرصه های شغلی است.

                   @ تفاوت کشورها@

تحقیقات نشان داده است که تفاوت کشور ها نسبت به

پیشرفت علمی آنها دقیقا با میزان سواد ریاضی آنها

وابسته است. تمرین ریاضی قدرت حل مسائل زندگی

را در ما افزایش میدهد.

                    @ اندازه گیری@

بشر اولیه که شمارش را فرا گرفت فهمید که انگشتان

دست او برای شمارش کافی نیست وبعد چوب خط را

اختراع نمود ووقتی بشر دسته بندی را نیاز دانست

مبناها را بوجود آورد مثل مبنای 2 در زبان برنامه

نویسی کامپیوترکه ارقام 0و1 داردو ضرورت اندازه

گیری در تجارت بشر را به سوی مقیاس مثل کیلو و

خروار سوق داد.

                       @ کامپیوتر@

بهترین دست آورد علم ریاضی است که به ما کمک می کند

شبیه سازی کنیم وداده هار ابایگانی کنیم وآزمایشگاهی

برای یادگیری ریاضی وعلوم دیگر است ومدل سازی

می کند ودر فضای مجازی درجه فکر را بالا می برد.

مهندسان رشته های مختلف که تا قبل از ظهور کامپیوتر

شخصی تمام عملیات محاسباتی خود را با روش محاسبه

دستی وماشین حساب انجام می دادند کامپیوتر رابه طور

جدی وارد شغل خود کردند نقشه کش های صنعتی هم که

با استفاده اط ابزار های نقشه کشی از قبیل تخته رسم و

انواع شابلون به ترسیم نقشه های سفارش شده می پر

داختند باورود کامپیوتر ترسیمات خود را با این علم

انجام می دادند تاسیساتی که سالیان دراز برای تایپ متن

های خود مورد استفاده قرار می گرفتند طی دو دهه اخیر

از نرم افزارهای کامپیوتری استفاده می کنند.

                            @ واژه پرداز@

ریاضی نوین خودش را در تولید  انواع  ومدرن وکارای

نرم افزار های کامپیوتری که توسط کاربران کامپیوتر

برای تولید صفحات متنی مورد استفاده قرار می گیرد

واژه پرداز نام دارد پیشگام می داند این صفحات می

توانند حاوی تصاویر واشکال گرافیکی نیز می باشند.

نکته قابل توجه این است که نام واژه پرداز با قابلیت های

گسترده وسیعی که نسخه های جدید نرم افزار های واژه

پرداز دارا می باشند تناسب چندانی ندارد چرا که نسخه

های جدید علاوه بر امکانات پردازش واژه ها برای تولید

اشکال ونمودارها وتصاویر وجداول وحتی صفحات وب

نیز به کار رفته ودر حقیقت پردازش واژه ها تنها یکی از

ابتدایی ترین امکانات این نرم افزار ها می باشد.

                          @ اینترنت@

زیبا ترین جلوه ریاضی بعد ازکامپیوتر در اینترنت

نهفته است اینترنت چیزی جز شبکه های به هم

پیوسته در نقاط مختلف جهان نمی باشد . قبل از

بوجود آمدن شبکه های محلی تنها روش  قرار

دادن امکانات موجود در اختیار چندین کاربرسیستم

های اشتراک زمانی بودند که از یک کامپیوتر بزرگ

از طریق خطوط ارتباطی مانند کابل هم محور یا کابل

تلفن به چند ترمینال متصل بود استفاده می شد در این

سیستم ها تمامی توان محاسباتی در کامپیوتر مرکزی

قرار دارد وترمینال ها فاقد قدرت پردازش اطلا عات

هستند در راستای روند توسعه کامپیوترهای شخصی

بسیاری از ادارات با خرید این کامپیوترها از مزایای

آن بهره مند شدند و شبکه های کامپیوتری یا اینترنت

برای برقراری این ارتباط به وجود آمدند وبه سر عت

جای خود راد در ادارات وسازمانها باز کردند . شبکه

ها یا اینترنت روش اقتصادی مناسبی برای گسترش تعداد

کامپیوتر ها در یک سازمان ارائه می دهند .

وقتی چند کامپیوتر روی یک شبکه با هم ارتباط دارند

به اشتراک گذاشتن اطلاعات وفایل ها ساده تر از کپی

کردن فایل روی دیسکت وحمل آن است . دلیل دیگر برای

رو آوردن به اینترنت این است که نسخه های شبکه ای

بسیاری از بسته های نرم افزاری معروف با قیمتی بسیار

کمتر از کپی های مجوز دار جداگانه در دسترس هستند

برنامه ها وداده های آن در فایل سرور ذخیره شده و

بسیاری از کاربران شبکه به آن دسترسی دارند.

                   @ اریگامی @

ظاهرا یک هنر است ولی اساس آن ریاضی هندسی است

در حقیقت در اریگامی باترکیب چند شکل هندسی یک حجم

زیبا پدید می آید واگر از این هنر ریاضی را بگیریم جز

کاغذ که ماده خام آن است چیزی نمی ماند .

کاغذ هارا که روی خط ها تاکرده وزاویه هارا روی هم

قرار می دهیم یعنی کاغذ وتا نه تنها زبان ساده ای است

 برای یادگری هندسه بلکه روش برتری است برای فهم

ودرک مفاهیم آن.

                     @ مدل سازی @

مدل سازی یعنی توانایی تولید علم است یعنی ریاضی به

ما کمک می کند با فکر کردن برای تمام مشکلات مدل بسازیم.

تاریخ توسعه ریاضیات وسایر علومی که متکی و وابسته

به ریاضی هستند نشان می دهد که مدل هایی که بر اساس

پدیده های واقعی ساخته می شوند وبعد با مبانی نظری

تقویت می شوند نسبت به مدل هایی که به طور  مصنوعی

تدوین می شوند ازقدرت پایداری بالاتری بر خوردارهستند.

بایستی به مدل سازی ریاضی اهمیت داده شود .در بخش

های مختلف صنعت نقطه شروع مدل سازی پدیده های

واقعی وطبیعی است وبعد از مبانی نظری ومجرد مدل

قوی وقوی تر ساخته شود.

                     @ هندسه فر کتالی@

فرکتال به معنی پرشکن است واشکال فرکتالی دارای الگوی

نامنظمی هستند . عناصر ونظام های طبیعی مثل خطوط

ساحلی وپهنای کو ه ها ودرختان نمونه های خوبی هستند

پدیده رشد فرکتالی وبکارگیری آن در گشایش رموز فرایند

تحول وتوسعه درسیستم دینامیک به عنوان دستاورد شگرف

در معارف بشر است واین هندسه با هندسه اشکال وهندسه

اقلیدسی فرق دارد چون اینها در میان ابعاد وجود دارند و

هندسه فر کتالی مبنای آشوبگرانه و بی نظمی دارد.

                      @ استقراء@

این علم ریاضی که زیر شاخه بسیاری از اثبات های محکم

در ریاضی وپاسخ خوبی برای نشان دادن درستی احکام

در دنیای دور بی نهایت است ما را از جزبه کل صحیح

به روش گا م به گام می رساند یعنی فرض می کنیم حکمی

برای تعداد کمی صحیح است واین علم ریاضی کمک می

کند مدلی را که ساخته ایم تعمیم دهد وبرای کل جامعه

با اطمینان به کار بریم.

                           @ مثلثات @

مثلثات به معنای اندازه گیری اجزای مثلث است وکاربرد

آن در اندازه گیری فا صله های دور از دسترس است .

دانشمندان ریاضی به کمک مثلثات با عصا ارتفاع هرم

های مصر رااندازه گرفتند وبه علم مثلثات در دایره دست

یافتند ونسبت های مثلثاتی را که با زاویه ها در ارتباط

است کشف نمودند وزیر بنای علم رادار ها وماهواره ها

و کنترل های هواپیما وموشک ها با این علم ممکن است

                       @ کلو توئید@

به دلیل تراکم روز افزون وسایل نقلیه وافزایش سرعت و

به منظور صرفه جویی در زمان اکنون برای ایجاد ایمنی در

حمل ونقل با سرعت بالا فن راهسازی به صورت تکنیک

وهنری مدرن است که منحنی های کلو توئید به منظور

ایمنی در اتصال بین خطوط مستقیم ومسیر های دارای

انحنا در راهها وشاهراهها در مهندسی ها  بکار می رود.

منحنی های کلوتوئید یا آسان ساز طوری هستند که انحنای

آنها به طور خطی از صفر تا بی نهایت افزایش می یابد و

در هر نقطه با طول کمان تا آن نقطه متناسب است .

                      @ هندسه@

یک شاخه مهم ریاضی است که در صنعت ومعماری

استفاده می شود واین علم شامل شکل های هندسی و

رابطه های متری در هندسه مسطحه و تبدیل های هندسی

وترسیم های هندسی و مقاطع مخروطی و هندسه فضایی

 می باشد.

                  @ گراف @

گراف یک مدل ریاضی است که به هرناحیه یک نقطه

نسبت داده می شود واگر دوناحیه هم مرز باشند دو

راس متناظر آنها توسط یک خط یا یال به هم متصل

می شود که این مدل در تمام شبکه های آب وبرق و

گاز ونقشه ها استفاده می شود.

                           @ maple@

ابزاری بسیار قدرتمند است برای انجام محاسبات

نمادی وروشهای عددی وروش های گرافیکی و

برنامه نویسی در ریا ضیات می باشد برنامه

کامپیوتری عادی در هنگام اجرا به مقادیر عددی

کلیه متغیر ها نیاز دارد در حالیکه سیستم جبر

کامپیوتری می پل کلیه عملیات محاسباتی را به

صورت نمادی نیز روی عبارات به اجرا در می

آوردبا این قابلیت جواب تحلیلی بسیاری از مسائل در

ریاضیات از قبیل حد ومشتق وانتگرال وعملیات

ماتریسی ومعادلات دیفرانسیل وغیره را می توان به

دست آورد ریاضی دانان حرفه ای دانشمندان علوم و

مهندسان برای انجام مسائل کاربردی وتحقیقاتی می

توانند به نحو مطلوبی از آن استفاده ببرند . این نرم

افزار پیشرفته به دو صورت عمومی وتخصصی تحت

سیستم عامل های مختلف از جمله dos ,windows

طراحی شده است.

                           @ آمار@

یک شاخه از کاربرد  بسیار مهمی وجهانی از علم

ریاضیات است که اگر فرض کنیم ریاضی به حقایق

بپردازد آمار به واقعیات می پردازد پس بسیار عملی

تر وکاربردی است در هر جامعه اگرمسئله مورد بررسی

را جامعه آماری بنامیم اطلاعات عددی آن  داده آماری

است وبرای توصیف جامعه دستورات میانگین ومد و

چارک وانحراف معیار و واریانس و... قابل محاسبه و

می توان توزیع های پیوسته وگسسته را قابل محاسبه

نمود . توزیع های آماری که زیر ساخت جامعه را با

آنها بررسی می توان نمود بتا وگاما ونرمال ونمایی و

یکنواخت ونرمال لگاریتم وکشی ولاپلاس ودوجمله ای

وفوق هندسی  وپواسن ویکنواخت و... می باشند .

برای این توزیع های جامعه می توان نمودار آماری

هیستوگرام ویا جعبه ای ویا میله ای و... رسم نمود

کار اصلی آمار ایجاد یک بانک اطلاعاتی برای تصمیمات

اجرایی هر کشور وبعد آن تقسیم بودجه و تعیین میزان

سود وزیان است یک کاربرد عملی وبسیار مهم در جامعه

فعلی  همین پخش یارانه های دولتی است.

                   @ سخت افزار ونرم افزار@

 یکی از گرایش های ریاضی در کامپیوتر سخت افزار و

دیگری نرم افزار است که سخت افزار همان ساخت بدنه

وکیت ومغز وابزار مصرفی کامپیوتر است که مهندسان

این رشته بسیار مغزفعال وقوی دارند ونرم افزار یعنی

نوشتن بر نامه هایی که کامپیوتر بتواند بخواند وعمل کند

یعنی زبان کامپیوتر که رایج ترین این زبان ها پاسکال

وفورت رن وبیسیک وکوبول و... است .

                       @ الگوریتم @
اکثر مسائل ریاضی ومسائل وابسته به آن با روش صریح

یا قابل حل نمی باشند یا اگر حل شوند در عمل کمتر به

کار می آیند چون بیشتر مسائل به طور خاص حل می شوند

به این دلیل الگوریتم هایی برای حل مسائل ریا ضی درآنالیز

عددی به منظور دستیابی به یک جواب قابل قبول طراحی

وپیاده می شوند برای یک مسئله واقعی که ترکیبی از

مسائل مختلف کوچکتر ریاضی می باشد پیاده سازی در هر

قسمت برای توانایی بسیار بالا برای دستیابی به جواب

صریح مسائل مختلف ریاضی را با یک دستور یا تابع ساده

دارا می باشد . الگوریتم های مهم عددی با قدرت بالا پیاده

سازی شده اند وکنترل خطا در این مبحث بسیار مهم است.

 

نوشته شده توسط ا.سلکی  | لینک ثابت |

شیعه پنجشنبه بیستم آبان 1389 16:6

 

                                       http://www.jahannews.com/images/docs/files/000287/nf00287774-1.jpg

           (( بسم الله الرحمن الرحیم ))

                            (( شیعه ))

 

                                (( مقدمه ))

 با توکل به متعال وتوسل به صاحب عصر وزمان :

: شیعیان ما سه گروه اند گروهی به ما نیکی

میکنند وگروهی دوستان مارا دوست دارند وبا دشمنان

ما دشمنی می کنند این گروه اولیا وبرگزیدگان وحکما

وعلما هستند خوشا به حالشان وعاقبتشان نیکو باد.

پیامبر: در غدیر فرمود ای مردم من در میان شما دو

چیز باقی می گذارم که تا به آنها تمسک کرده اید هرگز

گمراه نمی شوید کتاب خدا وعترت من اهل بیتم .این

دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر بر

من وارد شوند. دوازده نفر از جماعت اهل بدر بر خاستند

وگفتند شهادت می دهیم وقتی پیامبر این خطابه را در

روزی که ازدنیا رفت ایراد  فرموده ؟ یکی پرسید آیا همه

اهل بیت فرمود نه بلکه جانشیانم برادرم ووزیرم ووارثم

وخلیفه ام در امتم وصاحب اختیار هر مومنی بعد از من

آنها است ویازده فرزند او . علی اول آنان وافضل آنان

وبعد حسن وحسین وبعد وصی پسرم به نام علی ووصی

علی به نام محمد وجعفر بن محمد وموسی بن جعفر وعلی

بن موسی ومحمد بن علی وعلی بن محمد وحسن بن علی

ومحمد بن الحسن مهدی امت که طینت او همچون من

است طبق امر من امر می کند وزمین را پرازعدل و داد

میکند همانطور که از ظلم وجور پر شده باشد هر کدام از

آنها یکی پس از دیگری وپشت سر هم خواهند آمد .آنان

شاهدان رب در زمین وحجت های او برخلقش هستند.

هر کس آنان را اطاعت کند رب را اطاعت کرده و هر

کس از آنان سرپیچی کند رب را عصیان کرده است.

                   (( شش لعنت شده در قران))

 پیامبر: شش نفرند که ربنا در کتابش آنان را لعنت

فرموده است کسی که به قران چیزی اضافه کند .

کسی که مقدرات رب  راقبول نداشته باشد . کسی که

نسبت به عترت من آنچه رب  حرام کرده مراعات نکند

کسی که سنت مرا ترک کند وکسی که غنائم مسلمانان

را به خود اختصاص دهد وکسی که به زور بر مردم

مسلط شود تا عزیزان رب  را ذلیل وآنانکه رب  ذلیل قرار

داده عزیز نماید.(شرح الاخبار)

                          (( سنت وبدعت))

 به رب  قسم سنت همان سنت محمد (ص)

است وبدعت هر چیزی است که از سنت پیامبر فاصله

بگیرد واجتماع همراهی با اهل حق است اگر چه کم باشند

وتفرقه اجتماع با اهل باطل است اگر چه بسیار باشند.

                   (( تخریب بیت نبوت))

اولین تخریب بیت نبوت توسط اصحاب سقیفه بوده که

به خانه علی هجوم  برده و فاطمه ومحسن را شهید کردند

وطناب به گردن علی وتهدید به قتل برای گرفتن بیعت

این اولین قدم در تخریب بیت نبوت وامامت بود وهم چنان

ادامه یافت تا منجر به شهادت سید الشهدا امام حسین

شد وخیمه های آن حضرت را آتش زدند واهل خانه را اسیر

کردند واین تخریب در طول چهارده قرن هم چنان ادامه

داشت تا حضرت بقیه الله الاعظم از کنار خانه رب  قیام

کند واز مخربین خانه نبوت انتقام بگیرد.

                          (( سابقین ))

قران: سابقین اول از مهاجرین وانصار وآنان که به

نیکی پیرو آنان شدند ..... هم چنانکه سابقین بر کسانی

که بعد ازایشان فضیلت خاص دارند همانطور علی (ع)

به خاطر تقدمش بر همه سابقین فضیلت خاص بر آنان

دارد.

                    ((فدا کاری )

قران: آیا آب دادن به حاجیان وآباد سازی مسجد الحرام

را مانند کسی که به رب وروز قیامت ایمان آورده ودر

راه رب جهاد کرده قراردادید ؟ علی (ع) بود که دعوت

پیامبر را اجابت کرد وبا جان خود اورا یاری نمود.

                    (( مقام درآسمان))

علی (ع) در آسمان هفتم مانند آفتاب درزمین هنگام

روز است ودرآسمان دنیا مانند ماه در زمین هنگام

شب ورب  به علی نصیبی از فضیلت عطا کرده که اگر

بر اهل زمین قسمت شود همه را در بر می گیرد وبه

او نصیبی ازفهم عطا کرده که اگر بر اهل زمین قسمت

 شود همه را شامل می شود وبر هر حجاب وپرده ای

در بهشت نام علی نوشته شده است .

                   (( زندگی در دولت مهدی))

پیامبر: بدانید که شمارا به مهدی بشارت می دهم ورب

تعالی در امتم سلطانی عادل وامامی دادگر مبعوث می

کند که زمین را ازعدل وداد پر می کند همانطور که از

ظلم وجور پر شده باشد او نهمی از فرزندان پسرم

حسین است نام او نا م من وکنیه او کنیه من است و

خیری در زندگانی بعد از او نیست وانتهای دولت او

چهل روز قبل ازروز قیامت خواهد بود.

                       (( سخن کم))

پیامبر: از شناخت دینی شخص آن است که در آنچه

برای او فایده ای ندارد کم سخن بگوید.

                                   (( فحاشی))

پیامبر: رب بهشت را بر هر فحاش بد گفتار کم حیا

که باکی ندارد چه می گوید یا چه به او گفته می شود

یعنی کسی که معترض مردم می شود ودر باره آنان

سخنی می گوید در حالی که می داند مردم اورا رها

تحقیق  نمی کنند حرام کرده است واگر در باره چنین

شخصی تحقیق  کنی اورا جز ولد زنا یا شریک شیطان در

نطفه اش نخواهی یافت .

                                (( انواع علم))

: علم دو نوع است علمی که با یاد گرفتن آن

دین اسلام که پذیرفته ازنظر ظاهر اعتقادی واخلا قی

واحکامی جلوه می کند که همان دوره معارف اسلام

است ونوع دوم علومی که این جهت را ندارد ولذا ترک

یادگیری آن جایز است وآن تفکر در ذات خدا وکیفیت

قدرت اوست .

                          (( پایه های نفاق ))

: نفاق بر چهارپایه هوای نفس وسازشکاری

وغضب وطمع استوار است .

                                    (( هوای نفس ))

هوای نفس چهار شعبه دارد ظلم که باعث پیچیدگی های

زیاد می شود ومردم اورا رها میکنند وبرعلیه او کمک

می کنند. دشمنی که هرکس تجاوز کند مردم از شر اودر

امان نیستند وقلب او سلامت نمی ماند . شهوت که هر

کس نفس خود را درشهوات ملامت نکند در امور خبیث

می افتد . طغیان که هرکس طغیان کند عمدا وبدون دلیل

گمراه می شود.

                        (( سازش کاری))

سازشکاری بر شعبه های مغرور شدن وآرزو وبر حذر

بودن وعقب انداختن وعده ها است واین بدان صورت

است که بر حذر بودن ازحق بازمی دارد وعقب انداختن

وعده ها موجب تفریط در عمل تا هنگام اجل است واگر

آرزو نبود انسان حساب آنچه در آن است را می دانست

واگر انسان حساب آنچه در آن است را می دانست بطور

ناگهانی از وحشت وترس می مرد ومغرور شدن باعث

کوتاهی انسا ن درعمل می شود.

                           (( غضب))

غضب شعبه های تکبر وفخر وغیرت کاذب وتعصب

دارد هرکس خودرا بالا بگیرد به حق پشت می کند وهر

کس فخر کند به فسق وفجور مبتلا می شود وهر کس

غیرت کاذب نشان دهد بر گناهان اصرار می ورزد وهر

کس را تعصب بگیرد ظلم می کند وچه بد چیزی است در

پل صراط کاری که بین پشت کردن به حق وفسق وفجور

واصرار بر گناهان و ظلم باشد.

                        (( شعبه های طمع ))

طمع چهار شعبه خوشحالی وشادی بیش از حد ولجاجت

 وروی هم انباشتن دارد . خوشحالی نزد خداوند پسندیده

نیست شادی بیش از حد عجب است ولجاجت بلایی است

برای کسی که اورا مجبور به کشیدن بار گناهان کرده

است وروی هم انباشتن لهو وبازی ومشغولیت است و

تبدیل کردن چیزی که پست تر است به چیزی که بهتر

می باشد .

            (( سنن الهی وتوبه به درگاه او))

رب  بر بندگانش قاهر است یاد او بلند ووجه او با

جلالت است وهر چه خلق کرده زیبا خلق کرده است

دو دست او باز ورحمت او هر چیزی را گرفته است

وامر او ظاهر ونوراو نور دهنده است وبرکت او جو

شان است وحکمت او نور می دهد وکتابش شاهد و

حجت او غالب ودین او خالص است سلطان او ظاهر

وکلمه او بر حق ومیزان او ازروی عدل است وپیامبر

ها ی او ابلاغ کرده اند . خدا بدی را گناه وگناه رافتنه

وفتنه را آلودگی قرارداده است نیکی را رضایت ورضایت

را توبه وتوبه را پاک کننده قرارداده است . هر کس توبه

کند هدایت می یابد وهرکس به فتنه بیفتد گمراه می شود

تا مادامی که به درگاه رب  توبه نکرده وبه گناه خود

اعتراف ننموده است هیچ کس جز هلاک شونده بر علیه

امر رب  حرص وطمع نمی کند. هرکس به اطاعت او دست

یابد کرامت اورا بخود جلب می کند وهر کس در معصیت

او وارد شود وبال عقاب اورا خواهد چشید وبزودی

پشیمان می شوند.

                                    (( پایه های کفر))

: کفر بر چهار پایه بنا شده است فسق وغلو وشک وشبهه

                                                (( فسق))

شعبه های فسق جفاو کوردلی وغفلت وتجاوز کاری است

هرکس جفا کند حق را کوچک شمرده است وعالما دین

را مبغوض کرده وبرگناه اصراردارد. هرکس کوردل باشد

یاد رب  را فراموش می کند ودر پی گمان می رود وبا

 خالق خود به مبارزه برمی خیزد وشیطان بر او الحاح

می کند وبدون توبه وخضوع وغافل شدن از گناه طلب

مغفرت می کند . هر کس غفلت کند بر نفس خود جنایت

کرده وکارش معکوس ومنقلب می شود وگمراهی خود را

هدایت می داند وآرزوها او را فریب می دهند . هرکس از

امر خدا تجاوز کند شک می کند وهرکس شک کند رب

بر اوبرتری نشان می دهد واورا به قدرت خود ذلیل می

کند

                             (( غلو))

غلو بر چهار شعبه تعمق وفرورفتن در نظریه ومنازعه

در آن وانحراف ولجاجت است . تعمق زیادی به حق باز

نمی گردد وجز غرق شد ن در امور پیچیده چیزی برایش

زیاد نمی شود وفتنه ای ازاو رفع نمی شود مگر آنکه

فتنه دیگری اورا در خود فرو می برد ودینش از هم

گسیخته ودرمسئله به هم پیچیده فرو می رود.

هر که در نظریه منازعه ومخاصمه کند در اثر لجاجت

طولانی به احمق بودن مشهور می شود . هرکس انحراف

پیدا کند نیکی به چشم او قبیح می آید وبدی به چشم او

نیک می آید وهرکس لجاجت کند راهها براو کور می شود

وکارش مورد اعتراض قرار می گیرد وبیرون آمدن ازآن

برایش مشکل می شود آنگاه که تابع راه مومنان نباشد.

                      (( شعبه های شک))

شک  بر چهار شعبه جدل وهوای نفس وتردد وتسلیم

شدن است . هرکس ازآنچه نزد او ست وحشت کند به

عقب بر می گردد وهرکس در دین مجادله کند درشک

وتردید می افتد واولین از مومنان ازاوسبقت می گیرند

وآخرین از آنان به او میرسند وسم های شیطان اورا

زیر پا می گذارند وهر کس درمقابل هلاکت دنیا وآخرت

تسلیم شود بین این دو هلاک می شود وهر کس از آن

نجات پیدا کند از زیادی یقین است ورب  مخلوقی کمتر

ازیقین خلق نکرده است .

                       (( شعبه های شبهه))

شبهه بر چهارشعبه اعجاب وخوش آمدن اززینت و

فریب دادن نفس وتوجیه کجروی ها وپوشاندن حق

به باطل است . زینت ازدلیل منحرف می کند وفریب

دادن نفس را به شهوت می اندازد وکجروی صاحبش

رابه انحراف عظیمی می اندازد وپوشاندن حق به باطل

ظلماتی روی هم است.

                  (( ائمه شاهدان بر مردم))

قران: تا شما بر مردم شاهد باشید وپیامبر بر شما شاهد

باشد پیامبربر ما شاهد است وما شاهدان خداوند بر خلقش

وحجت اودرزمینش هستیم . ما کسانی هستیم که رب

جل اسمه فرموده اینگونه شما را امت وسط قرار دادیم.

وسط کنایه از واسطه بین رب  وخلق است.

                  (( ائمه معدن کتاب وحکمت))

: ما هستیم که رب  بین ما رسولی را مبعوث کرد

 تا آیاتش را برای ما تلاوت کند وما را تزکیه نماید و

وکتاب و حکمت را به ما بیاموزدکه کنایه از سوره آل

عمران است .

                        (( یاسین))

: نام مبارک پیامبر یاسین است وما هستیم

کسانی که رب  می فرماید سلام بر خاندان  یاسین.

                    (( ظالمین ))

: آنچه پیامبر برای شما آورد بگیرید وآنچه

شمارا ازآن نهی فرمود خود داری کنید وازرب  در باره

ظلم به آل محمد بترسید که عذاب رب  نسبت به

کسانی که به ایشان ظلم کنند شدید است.پایان

    

نوشته شده توسط ا.سلکی  | لینک ثابت |

کالبد انسان سه شنبه هجدهم آبان 1389 21:29

                                          

 

حفره‌های بدن انسان

 

     =   بسم الله الرحمن الرحیم=

                                                          = کالبد بشر=

      

                                                         = مقدمه =

با توکل به رب  وتوسل به صاحب عصر وزمان :

امام صادق: بزرگترین حقی که  متعال برای خویش بر تو

واجب کرده حق الله است که اصل وبنیاد همه حقوق است وبقیه

شاخ وبرگ های آن است آنگاه رب حقوق تو را از فرق سر تا

نوک پایت به تفاوت اعضای بدن تو بر خودت واجب کرده است

برای چشم وگوش وزبان ودست وپا وشکم وعورت تو حقی

معین ساخته واین هفت اندامی است که با آن کار می کنی.

این حق ها به واسطه آن است که این مکانیزم پیچیده را در

اختیار تو گذاشته واز تو خواسته به پیمان با او وفادار باشی.

وهر گناه به شکل یک بیماری در بدن ظاهر می گردد ومحتاج

نجات توسط اطبا وداروها.

امام عصر: اگر شیعیان ما که رب آنها را به طاعت وبندگی

خویش موفق بدارد در وفای به عهد وپیمان الهی اتفاق واتحاد

 داشتند وعهد وپیمان الهی را محترم می شمردند سعادت دیدار

ما به تاخیر نمی افتاد وزودتر از این به سعادت دیدار ما نائل

می شدند در صورتی که بر اساس معرفت وراستگویی وصداقت

آنها نسبت به ما بود. آنچه که موجب جدایی ما ودوستانمان شده

وآنان را از دیدار ما محروم سا خته گناهان وخطاهای آنان نسبت

به احکام الهی است ورب  تنها یاری کننده وکفایت کننده تما م کارها

وامور ما وبهترین وکیل برای ما است درود الهی بر روان پاک

خاتم انبیا وخاندان بزرگ وبر جسته او باد .(احتجاج طبرسی)

اگر بدانیم که چه مکانیز پیچیده ای را که از قدرت هیچ جنبنده ای

در ایجاد آن موفق نیست در بدن ماست خودش کافی است که صبح

تا شب شکر او را نماییم یعنی از خود شناسی به رب  شناسی برسیم

                            = اسکلت =

اسکلت به بدن انسان شکل می دهد وبه عنوان تکیه گاهی

برای آن عمل می کند واز آن حفاظت می کند. این اسکلت از

 206 استخوان درست شده است که تحت حمایت غضروف

قراردارد .اسکلت محوری از 80 استخوان درست شده وبقیه

در اسکلت جانبی هستند.

                             = مفصل =

مفاصل در محل اتصال دو یا چند استخوان تشکیل می شوند

که بعضی متحرک وبعضی ثابت هستند و6 نوع هستند.

                              = ستون فقرات =

ستون فقرات یا ستون مهره هابدن را دروضعیت قائم نگه

می داردوتکیه گاه سر است ونخاع را در بر گرفته است

و33 مهره دارد.

                                            = عضلات =

عضلات دسته هایی از بافت فیبری هستند که بدن را حرکت می دهند ووضعیت قرار گیری آن را حفظ می کنند واعضای داخلی

مثل قلب وروده ها ومثانه ها را به کار می اندازند. سه نوع عضله

داریم که بوسیله پیام های ارسالی از دستگاه عصبی کنترل

 می شوند.

                           = دستگاه قلبی – عروقی=

این دستگاه وظیفه انتقال خون را به سراسر بدن را به عهده دارند

واکسیژن ومواد غذایی را به بافت های بدن حمل کرده ومواد زائد

را از آنها می گیرد. قلب یک عضو تو خالی وعضلانی است که در

هر دقیقه یک بارهمه خون بدن را به سراسر بدن پمپ می کند.

خون در داخل شبکه ای از رگ ها که به تمام بدن می رسد جریان

می یابد.

                         = سرخرگ ها وسیاه رگ ها=

سرخرگ ها دیواره ای ضخیم وعضلانی وکشسانی دارند تا بتوانند

در برابر فشار بالای خونی که ازقلب به بیرون پمپ می شود

مقاومت کند. سیاهرگ ها خون را به قلب بازمی گردانند آنها دیواره

ای نازک تردارند که به راحتی کشیده می شوند وبه آنها اجازه داده

می شود که گشاد  شوند ودر حالت استراحت بدن خون بیشتری

را در خود نگه دارند ودرون رگ ها چروک هایی است که به

عنوان دریچه عمل کرده مانع از عبور خون در مسیر نادرست

می شوند.

                                 = ساختار قلب =

قلب یک پمپ دو گانه است که عمد تا از عضله ای به نام میو

کاردتشکیل شده است در هر طرف خون از طریق سیاهرگ ها

وارد یک حفره بالایی دهلیز وسپس وارد یک حفره پایینی بطن

می شود که بطن خون را به داخل سرخرگ ها پمپ می کند جریان

خون در این حفره ها به وسیله دریچه هایی یک طرفه هدایت

می شود سمت راست قلب خون را به درون سرخرگ های ریوی

 ودر نتیجه ریه ها وسمت چپ قلب خون را به درون آئورت وبه

سراسر بدن می رساند.

                               = گردش خون =

قلب خون را به داخل 2 مدار متصل به هم پمپ می کند گردش خون

ریوی وگردش خون عمومی. مدار ریوی خون بدون اکسیژن را  به

 ریه می بردکه در آنجا از طریق یک شبکه مویرگی اکسیژن جذب

ودی اکسید کرین آزاد می شود سپس خون اکسیژن دار شده به

قلب باز می گردد واین جریان خون به بافت های بدن می رسد که

از طریق جدار رگ ها اکسیژن ومواد غذایی آزاد می شودو بقیه

مواد دفعی از بافت ها وارد خون می شوند وخون بدون اکسیژن

به قلب باز می گردد.

                               = دستگاه تنفسی =

تنفس فرایندی است که از طریق آن بدن اکسیژن بدست می آورد

و دی اکسید کرین را دفع می کند هوا از طریق دهان یا بینی وارد

شده از طریق نای به طرف برونش ها وبرونشیول ها در ریه ها

می رود واینها به کیسه هایی به نام آلو ئول ختم می شوند ودر

این جا اکسیژن وارد خون ودی اکسید کربن وارد ریه ها می شود.

                             = چگونگی انجام تنفس =

تنفس عملی است که به وسیله آن بدن هوا را وارد وخارج می کند

وجریان هوا به درون وبیرون از بدن به خاطر حرکت هوا از نواحی پر فشاربه کم فشار صورت می گیرد برای دم دیافراگم وعضلات بین دنده ها منقبض وبرای باز دم عضلات ودیافراگم شل شده حجم

ریه را کاهش می دهند.

                                = دستگاه عصبی =

این دستگاه اطلاعات را جمع آوری ووتحلیل وذخیره ومنتقل می کند وکار کرد های حیاتی بدن را کنترل می کند وبا جهان خارج

تعامل دارد دستگاه عصبی مرکزی که مغز ونخاع را در بر دارد

ودستگاه عصبی محیطی به تما م بدن می روند.

                           = ساختار وکار کرد مغز =

بیش از 100 میلیارد سلول عصبی دارد ومیلیارد ها راه عصبی

را در خود جای داده است مهم ترین قسمت مخ است که به دو

نیم کره تقسیم می شود که به وسیله طنابی از رشته های عصبی

به نام جسم پینه ای به هم متصل می شوند .

                  = سازمان دهی دستگاه عصبی =

اعصاب مرکزی یعنی مغز ونخاع پیام های عصبی را تجزیه وتحلیل

وهماهنگ می کند نخاع ارتباط بین مغز وبقیه بدن را بر قرار می

سازد راه های حرکتی که پیام ها را از مغز می آورند در طناب

نخاعی نزول می کنند از طرف دیگر راه های حسی از پوست و

سایر اعضا ی حسی از نخاع بالا رفته پیام ها را به مغز می برند.

                              = حواس =

حواس مختلف مار ا از تمام جنبه های محیط خود آگاه می سازد

چشم ها اطلاعات بینایی را فراهم می کنند گوش ها صداها را

تشخیص می دهند ودر تعادل نیز نقش دارند بینی وزبان به ترتیب

بو ها ومزه ها را پاسخ می دهند واعصاب حسی پوست ما را قادر

به احساس لمس وتغییر دما ودرد می کند در هر مورد اطلاعات

به وسیله اعصاب به مغز منتقل می شود ومورد تجزیه وتحلیل

قرار می گیرد.

                              = بینایی =

اعضای بینایی چشم ها هستند شعاع های نوری که به هر چشم

وارد می شوند به وسیله قرنیه وعدسی متمرکز شده روی شبکیه

می افتند ویک تصویر وارونه بر روی آن تشکیل می دهند وسلول

شبکیه این تصویر رابه تکانه های الکتریکی تبدیل می کند وبه

مغز رفته رمز گشایی می شوند عنبیه اندازه مردمک را تغییر داده

مقدار نور را کنترل می کند.

                            = شنوایی =

گوش نه تنها وظیفه شنیدن بلکه بر قراری تعادل را نیز به عهده

دارد گوش شامل قسمت های خارجی ومیانی وداخلی است . گوش

خارجی امواج صوتی را به پرده صماخ می رساند وباعث لرزش

آن می شود استخوان های گوش میانی این لرزش ها را به گوش

داخلی منتقل می کند وبه پیام های الکتریکی تبدیل می شوند . از

راه سلول های عصبی به مغز رفته مورد تجزیه وتحلیل قرار می

گیرند .

                                  = بویایی =

بو ها به وسیله سلول های گیرنده تخصص یافته در سقف حفره

بینی تشخیص داده می شوند این سلول ها ی گیرنده مولکول های بو دار موجود در هوا را تشخیص می دهند واین اطلاعات را به

تکانه های الکتریکی ظریفی تبدیل می کنند واز طریق عصب

بویایی به پیاز بویایی ومغز منتقل می شوند این حس بسیارحساس

ومارا به تشخیص ده هزار بوی مختلف می کند.

 

                              = چشایی =

مزه ها به وسیله جوانه های چشایی تشخیص داده می شوند واین

ساختارها دردهان وگلو قرار دارند واکثرا حدود ده هزار تا بالای

زبان قرار دارند وچهار مزه اصلی را تشخیص می دهند تلخی در پشت وترشی در کنار ه ها وشوری در جلو وشیرینی در نوک

زبان است وبه کمک این 4 مزه اصلی قادر به تشخیص طیف وسیعی از مزه های جزیی تر هستیم.

                                 = لامسه =

این حس شامل حواسی چون درد وفشار وارتعاش ودماست واین

حواس به وسیله دو نوع گیرنده واقع در زیر پوست تشخیص داده

می شود انتها های عصبی آزاد وپوشیده به صورت اجسام  حسی

انواع مختلف انتها های عصبی یا اجسام حسی  حواس ویژه را

دریافت می کنند تعداد گیرنده ها در بدن فرق دارد مثلا نوک انگشت

دست به شدت حساس است وگیرنده زیادی دارد در حالی که ناحیه

میانی پشت از گیرنده های کمتری بر خوردار است.

                             = دستگاه گوارش =

این دستگاه از لوله گوارش واعضای مرتبط با آنها تشکیل می شود

لوله گوارش یک لوله پیچ خورده به طول 7 متر است که غذا حین

هضم از آن عبور می کند وشامل دهان وحلق ومری ومعده و روده

کوچک  وبزرگ وراست روده ومقعد است اعضای مرتبط عبارتند از 3 جفت غده بزاقی وکبد ولوزوالمعده وکیسه صفرا ودستگاه

گوارش غذا رابه اجزای ساده تر تبدیل می کند تا به وسیله سلول

های بدن قابل استفاده باشد وباقیمانده را به شکل مدفوع دفع

می کند.

                           = دهان ومری =

فرایند گوارش در دهان آغاز می شود عمل دندان ها وزبان  در

طول جویدن  غذا رابرای بلع به قطعات نرم وکوچکتر تبدیل

می کند از طرفی مواد موجود در بذاق کربو هیدرات های موجود

در غذا را از گلو به مری می راند وکام نرم حفره بینی را  می

بندد واپی گلوت هم که یک زایده کوچک غضروفی در پشت

زبان است حرکت کرده وحنجره را می بندد وغذا وارد حنجره

یا بینی نمی شود.

                                   = معده =

غدا از مری به داخل معده می رود آنجا ممکن است به هم خوردن

وتجزیه جزیی غذا به وسیله مایعات گوارش کننده تا 5  ساعت طول

بکشد تا اینکه غذا تبدیل به یک ماده نیمه مایع به نام سوپ معدی

شود مایعات بلعیده شده مثل آب وچای درعرض چند دقیقه از معده

عبور کرده وارد روده می شوند.

                                = روده کوچک  =

سوپ معدی وارد روده کوچک می شود وبه کمک مایعات گوارش

دهنده کبد ولوزوالمعده  باز هم تجزیه می شود مرحله نهایی هضم

در بقیه روده کوچک انجام می شود در این روده مایعات گوارش

دهنده ای که که از جدار روده آزاد می شوند غذا را به واحد های

شیمیایی کوچک تبدیل می کنند بطوریکه بتوانند از جدار رگ وارد

شبکه خونی شوند.

                             = روده بزرگ =

پس از جذب مواد غذایی در روده کوچک مواد باقی مانده وارد

روده بزرگ می شود بیشتر آب موجود در آن دوباره جذب وبقیه

مواد به شکل مدفوع وارد راست روده می شود ودر آن باقی

می ماند تا با یک حرکت روده ای از بدن خارج شود.

                     = کبد وکیسه صفرا ولوزوالمعده=

اینها به تجزیه شیمیایی  غذا کمک می کنند . کبد از محصولات

گوارش برای ساخت پروتئین ها یی مثل پاد تن ها وعوامل لخته

کننده خون استفاده می کنند . کبد هم چنین سلول های خونی فر

سوده را تجزیه می کنند ومواد اضافه را به صورت صفرا دفع

می کنند  که در کیسه صفرا ذخیره می شود ودر گوارش چربی ها نقش دارد ورود غذا به دوازدهه کیسه صفرا را تحریک می کند

تا از مجرای صفراوی صفرا را به درون دوازدهه بریزد .لوزو

المعده مایعات گوارش کننده قدرتمندی را ترشح می کند که در

هنگام ورود غذا به دوازدهه وارد آن شود . این مایعات همراه

با مایعات گوارش کننده ای که به وسیله سطح داخلی روده تولید

می شوند کمک می کند تا مواد غذایی به موادی تجزیه شوند که

جذب خون شده به کبد برده شوند .

                      = غده های درون ریز=

این غده ها هورمون ها را تولید می کنند وهورمون ها مواد

شیمیایی هستند که در جریان خون وجود دارند وفرایند های

قسمت های دیگر بدن را کنترل می کنند واکنش ها شیمیایی

مرتبا دربدن رخ می دهند . پاسخ به استرس ورشد وتکامل

جنسی این مجموعه شامل غده ها وسایر سلول ها ی تولید کننده

هورمون هستند  غده هایی هستند که تنها کار کرد آنها تولید

هورمون های اختصاصی است سایر اعضا وبافت ها مثل تخم دان

وبیضه ها وقلب وکلیه ها نیز حاوی سلول های تولید کننده

هورمون هستند.

                       = غده هیپوفیز وهیپوتالاموس=

هیپوفیز در قاعده مغز قرار دارد وبه آن غده رئیس گفته می شود

چون هورمون هایی را تولید می کند که بافت درون ریز واقع در

سایر غده ها واعضا را تحریک وکنترل می کند هم چنین هورمون

هایی را ترشح می کند که رشد بدن وحجم ادرار وانقباض رحم را

در طول زایمان کنترل می کند هیپوتالاموس بخشی از مغز است

که با غده هیپوفیز ارتباط دارد هورمون هایی به نام عوامل آزاد

کننده را ترشح می کنند که کار کرد هیپوفیز را کنترل می کند وبه

عنوان رابط بین دستگاه عصبی وغدد درون ریز عمل می کند.

                        = غده پینه آل =

این غده در عمق مغز قرار دارد وکار کرد دقیق آن هنوز مشخص

نیست البته معلوم شده که این غده هورمونی به نام ملا تونین  را

ترشح می کند که گمان می رود با چرخه روزانه خواب وبیداری

مرتبط باشد.

                     = غده تیروئید وپارا تیروئید=

تیروئید در گردن واقع است که هورمون هایی را تولید می کند که

متابولیسم را تنظیم می کند وبرخی از سلول های تیروئید هورمون

کلسی تونین را ترشح میکند که غلظت خونی کلسیم را کاهش می

دهد چهار غده پارا تیروئید واقع در پشت تیروئید هورمونی را

تولید می کند که غلظت خونی کلسیم و فسفا ت را تنظیم می کند .

برای سلامت استخوان ها حیاتی است وبه همراه فسفات نقش مهمی در کار کرد عصب وعضله ایفا می کند.

                              = غده های فوق کلیه =

این غده ها در بالای کلیه قرار دارند هر غده یک قشر لایه خارجی

ویک مرکز دارد قشر که در کمک به تنظیم غلظت خونی نمک وقند

نقش دارند ومقادیر کم هورمون های جنسی مردانه را تولید می کنندوموادی را ترشح می کنند که درپاسخ به استرس ضربان

قلب وخون رسانی به عضلات را افزایش می دهند .

                             = لوزالمعده =

پشت معده قرار دارد ومایعات گوارش کننده ای تولید می کند که

به تجزیه غذا کمک می کند این غده هم چنین هورمون های

انسولین وگلو کا گون را ترشح می کند که نقش مهمی را در تنظیم

سطح گلو کز خون ایفا می کند.

                             = تخمدان =

تخمدان ها در دوطرف رحم قرار دارند آنها تخمک هارا آزاد می

کنند وهورمون های جنسی زنانه یعنی پروژسترون واستروژن

را می سازند که چرخه قاعدگی را تنظیم می کنند . استروژن

هم چنین باعث ایجاد برخی از مشخصات جنسی زنانه از جمله

بزرگ شدن پستان ها می شود.

                              = بیضه ها =

بیضه ها در کیسه ای از پوست وعضلات به نام کیسه بیضه قرار

دارند این غده ها تولید اسپرم وترشح هورمون جنسی مردانه

یعنی تستو سترون را برعهده دارند این هورمون مسئول شروع

بلوغ وایجاد مشخصات جنسی ثانویه مردانه از جمله موی صورت

است .

                                      = دستگاه لنفاوی =

دستگاه لنفاوی شامل شبکه ای از رگ های لنفی است که در سراسر بدن گسترده شده است واز گره های لنفاوی لوبیایی

شکل وطحال و غده تیموس وسایر نواحی بافت لنفاوی از جمله

قطعات پی یر در دیواره روده عبور می کند . دستگاه لنفاوی به

دفاع بدن در برابر عفونت ونیز حفظ تعادل مایعات بدن کمک

می کند .

                         = رگ ها وغده های لنفاوی=

رگ های لنفاوی مایعی به نام لنف ر ا در سراسر بدن حمل می

کنند لنف با گرفتن مایع اضا فی از بافت ها وبر گرداندن آن به

جریان خون به حفظ تعادل مایعات بدن کمک می کند لنف هم

چنین گلبول های سفید را حمل می کند که با عفونت مقابله می

کند .

                         = طحال وتیموس =

این ها انواع خاصی از لنفوسیت ها را تولید می کنند این سلول

ها پاد تن هارا تولید می کنند که به تخریب ارگانیسم های عفونی

کمک می کنند طحال هم چنین گلبول های قرمز فرسوده را تجزیه

می کند.

                             = دستگاه ادرای =

این دستگاه مواد دفعی را از خون پاک کرده آنها را به همراه آب

اضافی به صورت ادرار دفع می کند هم چنین غلظت مایعات بدن

را تنظیم وتعادل اسید وباز بدن را بر قرار می کند. این دستگاه

از یک جفت کلیه ومثانه وحالب اتصال این دو وپیشابراه که ادرار

را ازبدن خارج می کند تشکیل می شود . کلیه ها اعضایی لوبیایی

شکل وبه رنگ قرمز مایل به قهو ه ا ی هستند که در پشت شکم

ودر دوطرف ستون فقرات قرار دارند وحاوی نفرون هستند که

خون های گذرنده از کلیه را تصفیه می کنند وادرار درست می کنند.

                                  = ساختار کلیه =

بافت کلیه شامل لایه خارجی قشر ولایه میانی مدولا ولایه داخلی

لگنچه می باشد قشر شامل کارگران نفرون است ونفرون شامل

مویرگهایی است که خون را تصفیه می کنند مدولا شامل گروهی

از مجاری جمع کننده ادرار است . ادرار ازاین مجاری وارد کالیس

های کوچک وبزرگ می شود که به لگنچه کلیوی باز می شود و

وارد حالب می شود.

                         = دستگاه تناسلی مرد=

این دستگاه تولید اسپرم را بر عهده دارد واسپرم ها سلول هایی

هستند که می توانند به تخمک زن متصل شده جنین را به وجود

 آورند هم چنین هورمون های جنسی لازم برای تولید اسپرم  وتکامل جنسی در دوران بلوغ را می سازند . این دستگاه شامل

 آلت وبیضه وکیسه بیضه است هر بیضه شامل لوله های سمی

نیفر است که اسپرم می سازد . در طول فعالیت جنسی بافت نعوظی

آلت تناسلی پر خون شده تا آن را دراز وسفت کند تا بتواند  وارد

مهبل زن شود .

                              = دستگاه تناسلی زن=

ساختار داخلی این دستگاه تخمدان ها ولوله های حمل تخمک ورحم

ومهبل در یک سوم پائین شکم قرار دارند . تخمدان ها حاوی

فولیکول هایی هستند که تخمک ها را در خود نگه می دارند وهر

ماه یک تخمک بالغ شده از تخمدان رها می شود وشیپور آن را به

داخل لوله حمل تخمک هدایت می کند واز آنجا تخمک به طرف

رحم رانده می شود . جدار خارجی که فرج نام دارد دارای چین

هایی پوستی به نام لب هستند که ورودی مهبل را محافظت می

کنند بارتولن که مایعی برای لیز کردن در حین مقاربت جنسی

ترشح می شود درست در داخل ورودی مهبل قرار دارد.

                                         = پستان =

پستان ها در تحریک جنسی نقش دارند ونثقش اصلی آنها

تولید شیر برای نوزادان است در طول بلوغ هورمون استروژن

باعث رشد وتکامل پستان ها می شود .

                                            = یائسگی =

 زمانی است که چرخه قاعدگی متوقف می شود واین امر معمولا

بین 45 تا55 سالگی رخ می دهد وتخمدان ها در یائسگی دیگر

به هورمون تحریک کننده فولیکول پاسخ نمی دهند .

                                                  = لقاح وبارداری=

تولید مثل انسان به وسیله دو نوع سلول انجام می پذیرد اسپرم به وسیله بیضه مرد ساخته می شود وتخمک ها که به وسیله  تخمدان

های زن تولید می گردند هریک از این سلول ها نیمی ازمجموعه

DNA را در خود دارند واز طریق مقاربت جنسی کنار هم قرارمی

گیرند . بارداری زمانی اتفاق می افتد که این سلول ها خود را در

رحم جای می دهند .در طی 9 ماه این سلول ها تکامل یافته نوزاد

به وجود می آید. پایان

نوشته شده توسط ا.سلکی  | لینک ثابت |

حرم الله یکشنبه شانزدهم آبان 1389 23:47

                                               // بسم الله الرحمن الرحیم//

                                                         //حرم الله //

                  

        

                                   // مقدمه//

 با توکل به رب  وتوسل به مولا صاحب عصر وزمان (عج) در باره حریم

امن زمین یعنی حج ابراهیمی وکعبه دل ها این مجموعه را نوشته وتقدیم

الله می کنم چنانکه پیامبر گرامی فرموده اند حج پایه ورکن دین است

وقران تارک حج را کافر شمرده وابراهیم از رب  خواستار گرایش

دل ها به این خانه گردیده است. به این امید که فرصت دهی تا عاشقانه

گردت بگردم و فرصت دهی آن باشم که توخواهی وقدرت ومعرفت دهی

که در حریم امن خود که مرا راه دادی بمانم واز حدود تو خارج نشوم

وبهترین جایگاه را که در رویای من نمی گنجد تصاحب کنم . خودت فرمودی بهشت را به بها دند ونه به بهانه پس درجه فوق قرب تو را می طلبم وآماده تقدیم بهایش هستم.

              

                                    // جایگاه حج در اندیشه اسلامی//

              :هیچ پادشاه وهیچ رعیتی به خانه رب نمی رسد

             جز بلا مشقت وناگواری در آب وغذا وتحمل باد وتوفان

             وتابش خورشید واین است معنای کلام عز وجل که

             فرمود چارپایان بار های شمار اربر پشت کشیده به شهر

             می رسانند که اگر آنها نبودند شما جز با مشقت وجان کندن

             به مقصد نمی رسیدید همانا رب  شما رئوف ورحیم

             است.

                                       // حوادث تلخ//

             در یک سال حجاج دچار توفان وباد سیاه شدند ودرسالی

             حجاج را اسیر وآنان را وادار به چوپانی می کردند ودر یک

             سال دیگر اکثرا مردند وآنهایی هم که ماندند شتران خود را

             کشته واز گوشت آنها رفع گرسنگی می کردند وگاهی حاجیان

             گرفتار سیل وخشم طبیعت شده اند .

                                     // نقش عظیم حج//

             : حج از آزاد کردن ده برده بالاتراست وشمردند

             تا به هفتاد بنده رسید و یکی طواف ودو رکعت نماز آن

             از یک بنده آزاد کردن بالاتراست.

                                   // ثمرات عظیم حج//

            هنگامی که رسول از عرفات کوچ نمود در ابطح یکی از

            اعراب بیابانی به حضور آن حضرت شرفیاب شده عرضه

            داشت من مردی ثروتمندم قصد حج داشتم هنگام حرکت

            مانعی  پیش آمد ونتوانستم به حج بروم شما امر فرمایید بااین

            مال کارنیکی انجام دهم که ثواب حج را درک کنم حضرت به

            سوی کوه ابوقیس رو کرد وفرمود اگر به مقدار این کوه

            طلای سرخ داشته باشی وهمه را در راه رب  انفاق کنی به

            ثواب وبهره ای که حاجیان رسیده اند نخواهی رسید.

                                       //تشویق مردم به حج//

            به فردی که به بهانه نگهداری خانواده ترک

          حج کرده بگو وقتی از دنیا رفتی چه کسی آنها را اداره

           می کند ؟به همسروفرزندت سرکه وزیتون بخوران وبا

           مازاد آن همه ساله حج برو وبه دیگری هم گفت اگر می

            توانی نان را با نمک بخوری وهمه ساله به حج بروی

            این کار رابکن.

                                   // ترک حج//

           امام علی(ع): فرزندانم تا زنده هستید حج خانه رب را

           ترک نکنید که در چنین صورتی مهلت داده نمی شوید

           ور سوره آل عمران هم تارکین حج مورد تهدید جدی

           قرار گرفته اند .

                                 // هدف داری درسفر//

           پیامبر(ع):سفر کنید تا سالم باشید وبرای مجاهدان

           راه رب وبرای آن کس که برای انجام حج از خانه

           بیرون می رود ودر بین راه مرگ گریبانش را می گیرد

           بهشت را ضمانت می کنم .

                                       //توبه واستغفار//

           : هنگامی که قصد حج کردی با آب توبه

           خالص گناهانت را بشوی ولباس راستی وپاکی   و

           خضوع وخشوع را برتن کن ودرسوره تحریم هم

            آمده که ای ایمان آورندگان به درگاه خدا توبه کنید

            توبه ای ازروی اخلاص که بازگشت به گناه در آن

            نباشد ودر سوره هود آمده از رب  آمرزش

            بخواهید وبه درگاهش توبه کنید تا شما را از رزق

            نیکو تا آنگاه که مقرر است برخوردار کند وهر

            شایسته انعامی را نعمت دهد.

            امام سجاد: ربنااگر پشیمانی از گناه توبه است

            قسم به عزت تو که من از پشیمانانم واگر استغفار

            وطلب آمرزش موجب از بین رفتن گناه است همانا

            سوگند به عزت تو از آمرزش طلبانم

                                                         

                                     // وصیت //

           : کسی که بر مرکبی سوار می شود لازم

           است وصیت کند تاوارثان دچارمشکل نشوند وتکلیف

           خود را بدانند.

                            // اخلاص در نیت//

          در سوره بینه  می فرماید: وآنان راجز این

          فرمان ندادند که رب  را بپرستند در حالی که در

          دین او اخلاص می ورزند.رسول الله فرمود کارها

           بر اساس نیت هاست وارزیابی هر عمل بسته به

          نیت وانگیزه آن عمل دارد.

                           //زاد وتوشه حلال//

           درسوره بقره می فرماید ای کسانی که ایمان

          آورده اید  ازآن چیزهای پاکیزه ای که روزی شما

           کرده ایم بخورید وپیامبر فرمود هنگامی که مردی

           بامال حرام حج می گذارد وبه خدا می گوید به فرمان

           برداری ایستاده ام رب می گوید نه به فرمانبرداری

           نایستاده ای ودر اطاعت وخدمت نیستی تا آنچه  در

           اختیار توست به صاحبش بر گردانی.

                   //چشم نداشتن به مال دیگران//

          گروهی از اعراب بدون توشه راهی حج شدند

          وگفتند ما توکل می کنیم ورب آیه نازل کرد

          که توشه برگیرید که همانا بهترین توشه تقوا

          است واگر بار آذوقه خود را بر دیگران تحمیل

          کنید از تقوا دوراست ویک پیشوای آنان گفت

          اینان بر خوراکی های مردم توکل کرده اند.

                                                    

                           //تامین مخارج زن وفرزند//

         :باید گستردگی مال داشته باشید به

         شکلی که با قسمتی از آن حج انجام داده و با

         باقیمانده آن خوراک وزندگی زن وفرزند را

         تامین کند وحج بر کسی واجب است که

         بتواند نفقه خانواده را بهجا گذارد وآنچه پس

         از حج بدان نیاز دارد تهیه کند.

                              

                       // انتخاب زمان مناسب//

         :پیامبر روز پنج شنبه را برای سفر

         انتخاب می کردند وروز جمعه سفر کراهت

         دارد زیرا بهتر است در نماز جمعه شرکت کنید

                                //غسل //

         مستحب است انسان قبل سفر غسل کند ونیت

          غسل را توبه وحاجت وزیارت وطلب خیر و

          نماز ودعا قرار دهد واگر روز جمعه است

          غسل جمعه را نیز به نیت اضافه کند وبرای

          همه آنها یک غسل کند.

                               // صدقه//

          صدقه بده هر روزی که خواستی برای

          سفر خارج شوی ودورکعت نماز بخوان وبعد بگو

          ربناخود وخانواده وپول وفرزندان ودنیا وآخرت

          وامانت وپایان کارم را به تو می سپارموموقع رفتن

          سوره های حمد وچهار قل وآیه الکرسی را در چهار

          طرف بدن بخوانید.

                             // بی خبر نرفتن//

          :مسلمانی که قصد مسافرت دارد باید

          برادران دینی خود را از قصد خود آگاه سازد و

          متقابلا این حق را ایجاد کند که موقع بازگشت

          برادران ایمانی به دیدار او بیایند.(وسائل)

                             //انتخاب همراه//

         پیامبر:به تنهایی سفر مکن که همانا شیطان با

         شخص تنهاست اگر سه نفر باشند یار وچهار نفر

         رفیق هستند وتنها غذا خوردن وتنهادر بیابان

         راه رفتن وتنها خوابیدن مورد لعن است.

                      // هم شانی در مسافرت//

         رفیق های سفر را هم شان وهم طراز انتخاب

          کنید تا خوش بگذرد و از همراهی با او احساس

          زینت وسر افرازی کنید. انتخاب شب برای سفر

          بهتراست زیرا زمین در شب در نور دیده می

          شود.

                                // خدمت به حاجیان//

          : پیامبر فرموده هرمسلمانی به گروهی

          از مسلمانان خدمت کند رب به شمار آنان در بهشت

           خدمت کارانی به وی خواهد بخشید.

                               //حرم رب//

          : کعبه خانه ای است که رب بوسیله

         آن بندگانش را به پرستش واداشت تا با آمدن به

        به این مکان میزان پیروی واطاعت آنان را

       بیازماید از این رو بند گان خود را به بزرگداشت

       وزیارت این خانه بر انگیخت وآن را قبله نماز

       گزاران ساخت .

      مرکزی برای آمرزش وکسب خشنودی اوست و

      آن را دوهزار سال پیش پس از ایجاد زمین بوجود

       آورد .

                          //حج ظاهری وباطنی//

       از امام رضا از علل حج پرسیدند وایشان فرمود:

       حج به سوی رب رفتن ودر پیشگاه باری تعالی

      حاضر شدن است وکمال خواهی واز رب  پاداش

      وثواب فراوان خواستن است . حج از گذشته

      تاریک و پر گناه خارج شدن واز آنچه در گذشته

      انجام شده توبه کردن وبرای آینده کار خوب ونیک

      رااز نو آغاز کردن است . حج خارج نمودن ورب

      سازی دارایی ها از یکدیگر است خمس وزکات و

      دیون واجب را پرداختن وحق فقرا ومحرومان و

      دیگر حقوق دینی را ادا کردن است.

      حج بدن رابه سختی انداختن واز زن وفرزند دور

      شدن وجان را از هواهای نفسانی وشهوات ولذت

      های نا مشروع منع کردن وتمرین خود سازی  و

      گناه نکردن است.

                          // اسرار حج //

     : رب  حج را بر شما واجب کرده آنجا

     را قبله مردمان ساخت وآن را برای دینداران نشانه

     فروتنی در برابر عظمت او واعتراف به عزت و

     بزرگواری رب قرار داد واز میان بندگان خود گوش

     به فرمانانی را برگزید که دعوت اوراپذیرفته وگفتارش

     را گوش فرادادند وبرجایگاه پیامبران ایستادند .

     رب  کعبه را برای اسلام نشان وبرای پناه آورندگان

     به آن حرم قرارداد حج گزاری را واجب کرد حق اورا

     به مردم شناساند وزیارتش را بر شما نوشت وفرمود

     بر هرکسی که می تواند واستطاعت دارد که بر این خانه

          راه یابد حج واجب است واگر کفر ورزیده وسرباز زند

     همانا رب  از جهانیان بی نیاز است.

      آیا در میقات نیت کردی که لباس معصیت و

     نافرمانی را از تن درآورده وجامه طاعت وفرمانبری

     رب  را بر تن کنی . وقتی که لباس های دوخته را

     در آوردی آیا نیت کردی که خود را از ریا ودورویی

     وورود در شبهه ها برهنه ودور سازی؟ به هنگام غسل

     نیت کردی که خود را از اشتباهات وگناهان شستشو

     دهی؟ آیا موقع احرام نیت کردی که هرچه را خدا برتو

     روا نداشته بر خود حرام بداری؟ موقع بستن پیمان حج

     آیا قصد کردی که هر پیمان غیر الهی رارها سازی؟

     آیا به هنگام خواندن نماز طواف نیت آن داشتی که از

     شر شیطان به رب پناه بری ؟ هرکس به حجر الاسود

     دست داده در واقع با رب دست داده پس بیاندیش و

     پاداش آنچه را حرمت قائل شده وبزرگ داشته ای ضایع

     مگردان ودستی که به رب دادی وپیمانی را که با رب

     بستی نگسل و نشکن.

                          // طواف وپیدایش آن//

    طواف یعنی گرد چیزی گشتن وبرای گرد کعبه گشتن

    استفاده می شود وهزاران سال قبل از حضور آدم ایجاد

    شده که رب  به ملائکه گفت من در روی زمین به

    جای شما جانشین قرار می دهم وفرشتگان گفتند آیا

    کسی را در زمین قرار می دهی که فساد وخون ریزی

    کند ؟ ما تسبیح وحمد تورا به جای می آوریم وخداوند

    به خاطر گستاخی با آنان هفت سال قطع رابطه کرد و

    بعد که توبه نمودند به آنها فرمان داد تا بر گرد بیت

    المعمور طواف کنند وهفت سال طواف کردند تا خدا توبه

    آنان راپذیرفت وبعد خداوند درست مقابل بیت المعمور

    خانه خود را بنا نمود در بالای کعبه بر فراز  آسمان

    هفت گانه وزیر عرش خانه ای  است که ضراح نام دارد

    که روزانه هفتاد هزار فرشته وارد آن می شوند وآنها

    در بیت المعمور بالای کعبه    که مسجد است نماز می

    گزارند  وشبانه کعبه را طواف می کنند وبعد بر پیامبر

    درود می فرستند وبر می گردند وتا قیامت دیگر نوبت

        به آنها نمی رسد.

                             // طواف آدم//

   نخستین کسی که اساس کعبه را نهاد ودرآن نماز گزارد

  وبرآن طواف کرد آدم بود که 7 تا در شب و5 تا در روز

  طواف کرد . آدم به خاطر عصیانی که کرد رب اورا از

  بهشت راند وبه زمین فرود آمد ورب گفت چه شده که من

  صدای فرشتگان را نمی شنوم وخدا فرمود به خاطر ترک

 اولی وخطای توست ولی برو وخانه ای بساز و بر گردآن

 طواف کن ومرا یاد کن همانطور که دیدی فرشتگان بر گرد

 عرش من می گردند آدم به مکه رسید وبیت الحرام را

 ساخت وجبرئیل با بال خود به زمین زد وپایه استواری در

پائین ترین نقطه زمین برای او آشکار ساخت وفرشتگان

سنگ هایی درآن ریختند وملائکه شیوه طواف کردن بر

گرد آن را به آدم آموختند.

                            //  طواف بزرگان//

هیچ فرشته ای را رب  به زمین نمی فرستد مگر آن که

اورا به زیارت کعبه فرمان می دهد وآن فرشته از کنار عرش

احرام بسته ولبیک گویان فرود می آید نخست حجر را

می بوسد واستلام می کند وسپس هفت دور بر خانه طواف

می کند وداخل کعبه دورکعت نماز می گزارد وبه آسمان

صعود می کند.راهنمای آدم درانجام مناسک حج جبرائیل

بوده وپس از آدم شیث به همان نحو حج گزارد و75 پیامبر

حج گزاردند. بعدا رب  به ابراهیم فرمود کعبه رابسازد واو

واسماعیل پس از ساخت به فرمان جبرئیل هفت دور طواف

کرد ندودر هر دوربه گوشه های کعبه دست کشیدند ودورکعت

در مقام ابراهیم نماز گزاردند وبعد حجر را استلام نمودند

وذکر سبحان الله والحمدالله ولاالاالله والله اکبر ولا حول ولا

قوه الا بالله را می گفتند.

                       //طواف واهمیت آن//

طواف خانه رب  یکی از زیباترین وپر جاذبه ترین اعمال

ومناسک حج است در ورود هر انسان ابتدا باید خود را

با آب توبه بشوید وبارسنگین گناهان را ازدوش خویش

برزمین بگذارد آنگاه غسل کرده تکبیر کنان وارد مسجد

الحرام شود وعاشقانه گرد کعبه بچررب  تا رب از اوخشنود

 شود وهر رکنی ازارکان کعبه ویژگی خاصی دارد وطواف

کننده ازنقطه شروع تا پایان مراحلی را برای وصول به

قرب حق طی میکند رکن حجر الاسود که باب الرحمه

نامند درب رحمت به سوی او گشوده می شود ودر رکن

شامی درب انابه وتوسل ودر رکن یمانی باب توبه باز

است واز اینجا تا حجر به باب آل محمد وشیعیان آنان

معروف است فرشتگان نگاهبانان این مسیرند آنان از

آسمان به زمین آمده شب وروز گرد کعبه طواف می کنند

تا آن را ازپیروان شیطان وستمگران حراست کنند وبایدتو

حج گزار دراین مکان الهی زبانت را نگهداشته وسخنانی

سودمند بر آن جاری کنی وکارنیک ونماز شب بخوانی

وطواف فراوان کنی وختم قران کنی.

رب  وقتی فرشته ای را برای کاری به زمین می فرستد

فرشته اجازه می گیرد که به کعبه طواف کند وبعد به

زمین فرود آید وهمین دلیل آن است که کعبه همیشه طواف

کننده دارد وموقع باران مردم خود رابه زیر ناودان طلا

 می رسانند که ازآن باران بخورند.

ووقتی که آنجا سیل آمد با شنا طواف می کردند .

                 //پاداش طواف کنندگان//

یکی از ثمرات طواف آمرزش گناهان است وچون هفت بار

گرد خانه طواف کنی به این وسیله عهد وپیمانی نزد رب

برای توبوجود می آید که خدا پس از آن شرم می کند تورا

عذاب کند وناگر طواف زیارتکردی ونماز طواف خواندی

فرشته ای بزرگواردست بر دوشانه ات می زند ومی گوید

گناهان گذشته ات بخشیده شده عمل ازنو آغاز کن ودر

طواف خدا شش هزار حسنه برای او می نویسد وشش

هزار گناه اورا می بخشدوشش هزار درجه اورا بالا می برد

پیامبر می فرماید طواف زیاد کنید زیرا کمترین چیزی که

در روز قیامت در نامه عمل شما یافت می شود همانا طواف

است وهر طواف ارزش آزاد کردن یک بنده را دارد.

 رب  اطراف کعبه 120 رحمت

قرارداده که شصت تا مخصوص طواف کننده وچهل تا برای

نماز گزار وبیست تا برای نگاه کننده به کعبه است.

                                // هفت شوط//

  وقتی ملائکه به حرف  توجه نکردند وخدا هفت هزار

سال نور خود را ازآنان پوشانید ملائکه هفت هزار سال

به عرش پناه بردند پس رب بر ایشان رحمت آورد

وتوبه شان را پذیرفت وبیت المعمور را که در آسمان

چهارم بود برای آنان قرار داد وبیت الحرام را برای مردم

مقابل بیت المعمورقرار دادوطواف بر بندگان هفت

شوط واجب شد برای هر هزار سال یک شوط . درنقل

 دیگری آمده که قبل از اسلام طواف در بین قریش عدد

خاصی نداشت عبدالمطلب آن را هفت شوط قرار داد و

رب  هم پس از پیدایش اسلام قبول کرد.

                        // هروله در طواف//

در جریان فتح مکه رسول پس از ورود به شهر

خانه ابوسفیان را مکان امن قرارداد مردم نیز به این

خانه پناه آورده در به روی خویش بسته وجنگ افزار

هایشان را بر زمین نهادند وپیامبر نزد حجر الاسود

آمده آن را لمس فرمود ومشغول طواف شد وبه بتی

که کنار کعبه قرار داشت رسید کمانی را درچشم بت فرو

کرد وبعد به کوه صفا آمده از آن بالا رفتند واز آنجا به

خانه کعبه نگاه کرده دستها را بلند کرد ودعا نمود و

موقع طواف سه شوط را به حال هروله وچهارشوط را

به حالت راه رفتن .

                      // استلام حجر الاسود//

در هر شوط از طواف استلام حجر الاسود مستحب وکاری

پسندیده است لیکن هنگام ازدحام جمعیت نباید بر دیگران

فشا رآورده وبه آنان آزار رساند .

رسول هر بار که به حجر الاسود می رسیدند آن را

لمس می کردند وهر بار که سواره طواف می کرد با چوب

دستی خود به حجر الاسود می کشیدند وسپس نوک آن را

می بوسیدند.

اگر حجر الاسود خلوت بود آن را استلام کن

وگرنه از دور اشاره کن وبرای زنان با صدای بلند لبیک

گفتن وحجر الاسود را لمس کردن وورود به کعبه وهروله

نمودن بین صفا ومروه لازم نیست.

                        //طواف نیابتی//

 مستحب است حاجی تا زمانی که در مکه حضور دارد برای

خود ودیگران طواف کند آنان که دارای معرفت بیشتری

هستند به نیابت از پیامبر وامامان معصوم طواف نموده

وحج خود را با حج آنان پیوند زنند .

                  // ارتباط طواف وولایت//

به مردمی که خانه رب را طواف می کردند

نگریست وفرمود به رب  سوگند به چنین کاری فرمان

داده نشده اند آنان مامورند گرد این سنگ ها طواف کرده

وچرک از خود دور کنند ونذر های خویش را ادا کنند وبر

آن خانه کهن طواف کنند واز مکه آغاز وبه لقا ما امامان

برسند. یعنی حج خود را با زیارت ما به پایان ببرد .

 از مکه آغاز وبه مدینه ختم کن این بهتر

وافضل است. چون این شیوه موجب خواهد شد تا این

فریضه الهی از یک عبادت خشک وبی روح خارج وبا

الهام گیری از رهنمود های رهبران الهی در تاروپود

وجود انسان مسلمان اثر گذارد. باید قدرت مندان شما

ضعیف هایتان را یاری دهد وثروتمندان بر فقیران

مهربانی کنند وهریک از شما نسبت به برادر دینی خود

خیر خواهی نماید اسرارمارا پنهان داشته ومردمان را

بر گردن ما سوار نکنید به ما بنگرید وروایاتی از ما را

که برشما نقل می کنند اگر با قرآن موافق یافتید ضبط

نموده وعمل کنید واگر مخالف بود رد کنید واگرمشتبه

بود درآن توقف کنید پس دیدار با امام پس ازحج چگونه

زیستن ورفتار با مردم را آموزش می دهد.

                   // طواف وحوائج مردم//

پیشوایان دین اجازه داده اند در حین طواف آن را قطع و

حاجتی از مومنی را برطرف کنند .

یکی از لحظات شیرین وبه یاد ماندنی حج زمانی است

که حاجی پس از انجام طواف پرده کعبه را در دست

گرفته خود را به کعبه چسبانده قطرات اشکش مروارید

گونه از گونه هایش سرازیر گردد وبا خدا راز ونیاز کند

وبگوید حال که درب پادشاهان بسته وبرآن نگاهبانانی

 گمارده اند درب خانه تو برای درخواست کنندگان باز

است به سوی تو آمده ام تا به رحمت خود به من نظر

کنی ای مهربان ترین مهربانان.

                        // مقام ابراهیم//

یکی از نشانه های شکوه وعظمت خدا در مکه مقام

ابراهیم است که نماز طواف را می خوانند ومقام جا

یا محل قرار گرفتن دوپا را گویند ونام سنگی است که

حضرت ابراهیم بر روی آن ایستاده وخانه کعبه را

ساخته است ونیز بر روی آن بانگ بر آورده ومردم

را به حج فرا خوانده است وبه فرمان خدا سنگ به

شکل گل نرم درآمده وجای پای حضرت ابراهیم در آن

باقی ماند ه است.

: سه سنگ از بهشت است یکی مقام ابراهیم

ودیگری سنگ بنی اسرائیل وسومی سنگ حجر الاسود

واین سنگ ها دویاقوت بهشتی هستند که خدا نور آنها

را مخفی وپنهان ساخته واگر اینطور نمی شد نور این

مقام ها میان مشرق ومغر ب راروشن می ساخت وهر

دردمندی بر آن دست می کشید شفا می یافت .

پیامبر: بین رکن حجر الاسود ومقام ابراهیم باغی از

باغ های بهشت است ونماز در آنجا باعث آمرزش گناه

است. محل بیعت امام زمان (ع) با یارانش هم همان جا

است .

                // مقام ودشمنان اهل بیت//

حضور در کنار مقام واطراف آن با تمامی اهمیت و ویژگی

که دارد برای دشمنان اهل بیت عصمت وطهارت فایده ای

ندارد پیامبر فرموده اگرمردی روی پاهای خود ایستاده و

بین رکن ومقام نماز بخواند وروزه بگیرد ودر حالی که

دشمن اهل بیت محمد  است خلاوند را ملاقات کند باز در

آتش وارد می شود واگر با علی دشمن باشددر قیامت

اورا با صورت در آتش فرو خواهند برد.

                // درس آموزی ا ز ابراهیم //

در قران کریم گفته شده که ابراهیم مسلمان ومطیع اوامر

الهی وخاضع وترسان در پیشگاه خدا بوده واو خلیل ودوست

                          

بوده وصبور وبردبار بوده وبسیار اشک می ریخته وپیشوای

صالحان بوده وخود به تنهایی یک امت بوده وشکرگزار

نعمت های الهی بوده وصدیق بوده وخداوند آتش را بر او

سرد وگوارا ساخته به پیمان های خود وفادار بوده ودر

بیزاری وبرائت از مشرکان الگو ونمونه بوده است.

                         // زمزمه زمزم //

زم یعنی آهسته وزمزم نام چشمه ای درمکه است نزدیک

کعبه که در دوران حضرت ابراهیم آن وقت که به فرمان

خدا همسرش هاجر را به همراه اسماعیل که کودکی شیر

خوار بود آنها را درسرزمین بی آب وعلف مکه رها نمود

وهاجر نگران از جان کودک خویش به جستجوی آب

پرداخت.بین کوه صفا ومروه هفت بارآمد وشد کرد وبه

دنبال فریاد رسی می گشت که ناگهان صدای جبرئیل آمد

که با پای خود ویا با بال خویش بر زمین زد وچشمه ای

جوشید وآب آن جاری شد وبعد پرندگان با سر وصدا کنار

این چشمه کاروانیان را به آنجا برای نوشیدن آب می

کشاندند. عبدالمطلب آشامیدن ووضو گرفتن ازآب زمزم

را حلال وجایز دانسته لیکن غسل کردن با آن را روا

نمی دانند که موقع نوشیدن مستحب است بگویی خدایا

آن را دانشی سودمند وروزیی فراوان ودرمان هردردو

بیماری قرارده همانا تو توانایی .

                          // صفا ومروه//

این دو از نشانه های دین خدا وسعی میان آن دو یکی

از ارکان حج بیت الله الحرام است که حاجیان با مجسم

نمودن سعی هاجر ودر تاسی به روش رسول خدا هفت

مرتبه فاصله میان این دو کوه را با قصد قربت می پیمایند

صفا در لغت به معنای سنگر سخت وصافی است که با

خاک وشن مخلوط باشد . المرو سنگ سفید برق دار را

گویند که با آن آتش روشن می کنند ومفرد آن مروه است.

                                                                  پایان

                        

نوشته شده توسط ا.سلکی  | لینک ثابت |

کعبه شنبه پانزدهم آبان 1389 14:8
                                
نوشته شده توسط ا.سلکی  | لینک ثابت |

ادامه گیاهان دارویی شنبه پانزدهم آبان 1389 13:11

 

                                       

                    % حنا%

جوشانده آن در آب برای جذام مفید است وبا پاشیدن گرد آن روی اگزما

می توان آن را درمان کرد وبرای تقویت موی سر ورفع جوش نیز مفید

است.

                                              % حسن لبه %

برای خون ریزی وبریدگی ها وجراحات وارده نافع است در مواردی که می خواهند روی زخم بمالند با الکل پاک شود برای مبتلا به گلو درد وگرفتگی صدا وتنگی نفس نیز مفید است .

                                          % حشیشه الریه%

آن را با آطر بلال مخلوط کرده وبرای درمان ریه  بکار می برند.

 

                                              %حنظل%

به عنوان مسهل به کار می رود وبرای بیماری کبد مفید است وبرای زنان بار

دار زیان دارد.

                                            %حلبه%

ملین ومحلل ومدر بول وحیض است وجهت  امراض بارد وسرفه مفید است

جهت تقویت مو به سر بمالند وبرای ریه مقوی است.

                                                      % جنتیانا%

این گیاه با تنتور برای رفع درد شکم وجلو گیری از تهوع وغش وبیهوشی نافع است وبا احتیاط مصرف شود زیرا ممکن است عکس العمل شدید تولید

کند.

                                                      % چوبک%

جوشانده این گیاه معالج زکام ونقرس وسفلیس وتومور های سر طانی مورد

استفاده قرار می گیرد.

                                                          % خلنگ%

ضد رماتیسم وضد عفونی کننده است برای درمان ورم مثانه وامراض مجاری ادرار نافع است . برای تسکین درد رماتیسم روی مفاصل واعضای دردناک بگذارید وبرای درمان ضعف عضلات با جوشانده آن بدن را بشوئید.

                                                 % خاکشی%

فربه کننده وبرای اسهال ودفع خلط خونی وبر طرف کردن اختلالات قاعدگی مفید است در درمان ورم بنا گوش و ورم پستان و ورم بیضه و ورم سرطان

له شده آن را بمالند .

                                              % خردل %

مصرف خارجی آن برای تسکین درد کمر ویا کبد مفید است ودر حمام به بدن بمالند .

                                            % خشخاش%

برای تقویت بنیه بخصوص بعد از زایمان برای بنیه خانم ها استفاده می شود

وخودش سمی نیست بر خلاف تریاک که سم است.

                                                 % ختمی %

برای سرفه ودرد گلو وزکام وبیماری سینه مفید است  برای بیماری چشم شستن چشم با محلول فوق مفید است.برای گلو درد برگ آن شفا بخش است

وموقع دندان در آوردن کودکان اگر روی لثه جوشانده گل آن را بمالند آسانتر در می آید.

                                                % دارچین%

ضد عفونت وضد قارچ وباد شکن وفرح بخش ومقوی است وطبیعت گرم دارد

وبرای از بین بردن اضطراب و وحشت مفید است وریختن آن در گوش سنگینی

گوش را بر طرف می کند درد دندان پوسیده را هم می توان با پوشاندن سوراخ

آن با گرد دارچین ساکت نمود.

                                   

                                                % دم اسب %

 در بیماری سنگ کلیه و ورم مثانه وبیماری کلیه مصرف می شود ودر بند

آوردن خون رحم ویا هر نوع خون ریزی داخلی دیگر مفید است .

                                             % رازیانه %

قاعده آور ومقوی معده وباد شکن و آرامش بخش اعصاب بوده در بیماری

آسم وسرفه ودرد پهلو وسنگ کلیه وقولنج مصرف دارد واگر مادران شیر

ده دچار انسداد مجاری شیر شده باشند قرار دادن جوشانده آن روی پستان باعث جاری شدن شیر می گردد.

                                                  % رشکک %

در معالجه مربوط به بیماری حلق ورماتیسم ونقرس وسنگ مثانه و ورم کلیه

مصرف می شود وعصاره آن برای دفع درد دندان ودرمان جراحات وارده بر

سر مفید است. برای گلو درد آن را بخورید.

 

                                                   % ریوند%

به مقداری برای کبد مفید است که آن را روح وقلب زندگی خوانده اند ویک مسهل ملایم است وناراحتی معده وروده را بر طرف می کند .

                                                     % ریحان%

جوشانده آن برای دفع انسداد ریه ازلحاظ جمع شدن اخلاط مفید است وبرای

درد سر های شدید نیز استفاده می شود.                             

                                             % زرد چوبه%

بادشکن ومحرک جهاز هاضمه وضد نفخ است واگربر پوست بمالند برای بعضی از بیماری های پوستی اثر معجزه آسا دارد اگر روی خون ریزی پاشیده

شود بند می آید در دندان درد ما لیدن آن بر لثه مفید است .

                                            % زنبق%

 مقدار کمش محرک وضد کرم است وبرای درد سینه خوب است وبرای ناراحتی

پوستی وجلدی وگوشتی نیز نتیجه دارد وبهتر است با گل ختمی مخلوط گردد.

                                            % زعفران%

مسکن سرفه وبرای تسکین دندان درد ودرد عضلات واسهال وقطع خونریزی

بینی وبیماری سنگ کلیه وسنگ کیسه صفرا ونارسایی کبد مفید است ولی برای زنان آبستن خوب نیست .افراط در خوردن آن تولید مسمومیت می کند وبرای اعصاب زیان آور است.

                                  % زنجبیل%

مقوی معده وکبد وباد شکن وملین است برای پیش گیری از سرما خوردگی

مفید است وبرای دفع گرفتگی عضلات وفلج نیز مفید است .

زنجبیل شامی مقوی وضد عفونی کننده وضد باکتری است وبرای مسلولین

ودفع ترشحات زنان و ورم رحم واگزما مفید است در مورد مبتلایان به سل

مفید است.

                                                    % زیتون%

ملین وصفرا بر وضد مسمومیت ودارای طبیعت گرم است برای سنگ کلیه وکیسه صفرا و ورم کلیه ویبوست مفید است مالیدن آن بر سر ازسفید شدن مو جلوگیری می کند وبرای شوره سر وتقویت لثه وافزایش قوه بینایی ودرمان سوختگی مفید است.

                                                %زیره سیاه %

ضد نفخ ومقوی معده وضد تشنج است وحیض زنان را به جریان می اندازد .

                                                           %زوفا%

خلط آور وضد عفونت های ریوی وزکام وآسم است  برای درمان  کم خونی در نزد دختران ویرقان وتب های اولیه بعضی امراض ودرد اعصاب وبیماری کلیه

  نافع است برای ضعف معده ومعالجه قولنج وآنژین خوب است وبرای گل مژه

و بر طرف کردن رگ به رگ شدگی موثر است.

                                            % زبان گنجشک %

برای سنگ مثانه وکلیه مفید است مقوی وخلط آور وتب بر است .

                                              % زرشک %

برای بیمار ی کبد وطحال نافع است از زرشک شربتی تهیه می شود که برای

معده مفید است.

                                               % زیر فون%

برای مبتلا به تب شدید خوب است که عرق کند وتب راببرد. در درمان سرفه

 مزمن وبرطرف کردن خلط سینه ومعالجه زکام موثر است چنانچه در کلیه

مخاط جمع شود واین مخاط ناراحتی معده تولید کند زیر فون آن را بر طرف

می کند.

 

                                                 % سداب%

برای تقویت بینایی وکاهش شهوت جنسی وتنگی نفس وسرفه مزمن وپهلو درد مفید است ضد قولنج روده وضد خونریزی وضد صرع وتشنج بوده وبرای

بواسیر وانسداد کبد وطحال نافع است .

                                          % سرو کوهی%

برای خون ریزی رحم واسهال وعسر البول ودرد رماتیسمی و واریس مفید

است جوشانده آن برای درمان زخم دهان ولثه مفید است برای التیام زخم

و ورم از ضماد آن وبرگ سرو استفاده می شود برای فراری دادن حشرات

بخور آن خوب است وبرای جلوگیری از خون ریزی بینی ودرمان بواسیرآن

را استعمال خارجی کنند .

                                                 % سماق%

طبیعت سرد دارد وبرای درمان اسهال واستفراغ ودفع ترشحات زنانه ودفع

 کک مک مورد استفاده قرار می گیرد وبرای دفع جوش دهان مکیدن آن خوب

است واگر در گلاب بخیسانید وبعد صاف کرده در چشم وگوش بچکانید خارش

چشم وچرک گوش را بر طرف می کند.

                                      % سنا%

دارای قند وماده رزینی است طبیعت گرم دارد وملین است ومسهل است برای

مبتلا به صرع وبواسیر ومیگرن وامراض سود آوی وبلغمی مفید است وبرای

درمان خارش پوستی ورفع ریزش مو استعمال می شود واگر آن را با زنجبیل

بجوشانید بدترین یبوست را درمان می کند فقط ممکن است دچار دل درد شدید

شوید واز خارج برای درمان خارش پوستی ورفع ریزش مو خوب است.

                                              % سرخس%

برای دفع کرم کدو خوب است یعنی با روغن کرچک جویده شود .

                                  % سیاه دانه %

مقوی وقاعده آور وضد گرمی است باد شکن ومسکن وملین هم هست واگر

با عسل خورده شود برای دفع سنگ کلیه ومثانه نافع است در بیماری یرقان

و ورم طحال وسرفه ودرد سینه اثر شفا بخش دارد با سرکه جهت معالجه لکه پوستی استفاده می شود.

                                             % سنبل ختائی %

برای درمان ناراحتی های معده مخصوصا درد وتشنج وقولنج موثر است ودر هضم غذا موثر است بادشکن است وبرای نفخ خوب است .

                                               % ساسافراس%

در تصفیه خون موثر است واگر با گلاب مخلوط شود به درد دفع خستگی چشم

ها می خورد معرق خوبی است ودر تسکین آسم وبیماری ریه موثر است روغن آن خاصیت ضد عفونی کننده دارد وبرای برطرف کردن آماس های غده ای مصرف می شود .

                                                % سرخ ولیک%

بدون اینکه اثر سمی داشته باشد برای قلب مفید است وضد تشنج وتب بر و

مقوی قلب است هسته آن برای حل کردن سنگ کلیه ومثانه نافع است دم کرده

آن برای رفع فشار خون مفید است برای معالجه سستی اعصاب وتصلب شرائین وتشنج آنژین و ورم ائورت واختلالات جریان خون اثر قطعی دارد ودم کرده آن با عسل برای درمان تورم وجراحات دهان وگلو مفید است.

                                           % سنبل الطیب %

ریشه آن برای درمان سر گیجه وبیماری غش وغلبه بر خون دماغ مفید است

بی خوابی و هیستری وصرع وتشنجات معده را درمان می کند وبرای تپش

قلب وتسکین اعصاب ودفع تشنج نیز نافع است. مصرف زیاد آن موجب ضعف چشم وگوش می شود واگر آن را با آب گشنیز مخلوط کرده با آن چشم را بشویند بر قوه بینایی افزوده می شود برای جوش دهان هم غرغره با آ ن خوب

است.

                                     % شاه بلوط هندی%

روغن آن برای دفع درد های نقرس ورماتیسمی مفید ودر سرما خوردگی هم

مورد استفاده قرار می گیرد.

                                        % گل شاه پسند طبی%

برای درمان یرقان وامراض چشم وگلو مفید است در معالجه سیاه سرفه وامراض کلیه ونارسایی کبد مفید است.

                                  % شاهتره %

صفرا بر ومقوی وتصفیه کننده خون است ولی از تعداد گویچه های سرخ خون

می کاهد واختلالات قاعدگی را بر طرف وبرای یرقان واستفراغ های صفرا وی

وجذام وزنبور زدگی وتقویت قوه بینایی مفید است .

                                        % شاهدانه%

گیاه علفی است  که از آن مواد مخدر وسمی مثل بنگ وحشیش بدست می آید ودر پزشکی برای تسکین درد اعصاب ودرد گوش از روغن آن استفاده می شود .                               (17)

                                        % شاه آبی %

به علت داشتن ید ونیتروژن وسولفور یکی از بزرگترین تصفیه کنند گان خون

است  وبرای لکه های صورت خوب است وخوردن آن با سالاد برای تامین

زیبایی صورت کافی است وجوشانده آن در تصفیه خون موثر است .

                                         %شیرین بیان %

برای درمان سرفه موثر وخلط آور است در عفونت برونشیت مصرف می شود

                                       % شمعدانی %

برگ شمع دانی ضد عفونی کننده ومیکرب کش است وضمادی که از آن درست

می کنند برای سوختگی استفاده می شود.

                                          % شوکران%

در بیماری تنگی نفس وسیاه سرفه وصرع وکزاز ودرد های عصبی استفاده

می شود واستعمال خارجی آن در تسکین دردهای سرطانی موثر است واین

گیاه سمی است.

                                            %شابیزک%

داروی خطر ناکی است میوه آن که شبیه آلبالو است مسموم است در بیماری

سیاه سرفه وحملات عصبی ودرد شکم وعدم نگهداری ادرار در شب ودرد

آپاندیس وقولنج کبدی وکلیه آرام کننده وضد درد است .

                                           % صنوبر%

برای دفع درد گلو وجراحات شش موثر است.

                                                % عناب%

دارای ویتامین ث ومواد قندی وپروتئین واملاح آلی می باشد ودر درمان تنگی نفس وبیماری کلیه ومثانه وفشار خون ویبوست وامراض مقعد وبیماری کبد

استفاده میشود وتصفیه کننده خون می باشد.

                                            % غارباغی%

تصفیه کننده خون است ودر بیماری کبد ونقرس وسنگ کلیه ومثانه مصرف دارد واگربر محل گزیدگی حشرات قرار گیرد سوزش نیش را بر طرف می کند

وبرای زخم وسوختگی وجراحات سخت جلدی با نمک وسرکه مفید است وادرار آور است .

                                             % فلوس%

ملین است وبرای دفع گلو درد مفید است وبرای درد مفاصل ونقرس مسکن

است.

                                          %قنطوریون%

یبوست را دفع می کند وبهترین مسهل برای افرادی است که مدت طولانی دچار

یبوست می باشند برای درد شکم ودرد طحال وانسداد کبد وکلیه مفید است

بادشکن وتب بر است وبرای جبران کم خونی موثر است.

                                           % کاسنی%

برای تصفیه خون استفاده می شود برای کبد وطحال وکلیه خوب است برای رفع یبوست وطراوت چهره مفید است برای جلوگیری از ناراحتی معده وتقویت مزاج موثر است.

                                               % کرچک%

روغن آن برای رفع سوء هضم مفید است برای کسانی که اسهال دائم دارند مفید است وقتی چشم قر مز می شود با ریختن در چشم التهاب را از بین می

برد .

                                               % کتانجک%

برای درمان بیماری های ناشی از کمبود املاح معدنی خوب است برای مبارزه با بیماری قلب موثر ودرد قلب را کاملا بر طرف می کند .

                                        %گل آفتاب پرست%

قاعده آور وتب بر وصفرابر ومقوی قلب است وبرای سر درد ودفع کرم ودفع سنگ کلیه نافع است واگر روی زگیل قرار دهند زگیل از بین می رود .

                                 % گل سرخ %

در بیماری سل واسهال های مزمن وگلو درد وسردرد وبیماری اعصاب استفاده می شود ودر ورم چشم وشستشوی زخم ها استفاده می شود برای قلب وتنظیم کار جهاز هاضمه خوب است. گلاب در رفع بوی بد دهان وکاهش میل جنسی

خوب است برای دفع سر درد وتقویت اعصاب موثر است ودر تسکین درد معده موثر است.

                                % گل گاو زبان%

گرم است در بیماری زکام وجهاز تنفسی وسرفه وسرخک ومخملک وآبله وورم کلیه وسنگ مثانه ویرقان ومننژیت وجنون ومالیخولیا موثر است ونشاط

آور است .

                             %گل همیشه بهار%

برای بیماری یبوست وزخم معده واختلال ترشح صفرا وبیماری کبد مفید است وبرای درمان اختلال قاعدگی ومداوای کورک وغرورجوانی ومیخچه وزگیل

استفاده می شود.

                                 %گل مروارید%

برای التیام جراحت ورفع سفتی وکوفتگی عضلات بخصوص گردن ورفع خستگی بدن باآن محل را کمپرس کنند رفع می شود.

                                    % گلپر%

ضد تشنج ودرد است وآرام کننده وهضم کننده وباد شکن است.                           

                              %لبلاب (عشقه)%

مسهل است وبرای فیبرم اثر مسکن دارد وبرای عفونت دستگاه تنفس مفید

است ودر معالجه سرفه وآسم وسل وضعف معده و ورم کبد وطحال موثر

است.

                                % هزارچشم%

برای درمان آسم وعفونت های ریوی است وکرم کش است وتب بر وجلوگیری

از ترش کردگی یا انسداد کیسه صفرا استفاده می شود.

 

نوشته شده توسط ا.سلکی  | لینک ثابت |

علم واخلاق جمعه چهاردهم آبان 1389 19:44

                                           

        ((    بسم الله الرحمن الرحیم))

                                                        (( علم واخلاق ))

                                                   

                                                  ((مقدمه))

  اگر از دنیا

نماند مگر یک روز رب  آن روز را طولانی کند

تا مردی از اهل بیت من که نامش نام من است مبعوث نماید سلمان پرسید یا رسول الله از کدام

فرزندت ؟ وحضرت دست مبارکش را روی شانه

حسین گذاشت وفرمود از این فرزندم .

وامام صادق فرمودند چرا نمی پذیرند که خداوند

عمر صاحب این امر راطولانی گرداند چنان که عمرنوح را طولانی نمود.

در مورد این رساله که شرح اسرار ابواب علم

واخلاق است اگر چه علوم واخلاق طاعات عقلیه ونفسانیه اند وبحسب شرافت ورتبه فوق مرتبه

طاعات بدنیه اند چنان که درجات عقل ونفس فوق

درجه طبیعت وجسمند بحسب تجرد وکمال واما انسان در سلوک طریق الی الله اول باید مشغول

گردد به معاملات وعمل به طاعات بدنیه وبعد به تحصیل علوم عقلیه وتهذیب اخلاق نفسانیه .

                                                                              (( باب اول در علم))

  علم اصل هر حال بلندی است ونهایت هر منزلت یا رفعتی است به این جهت حضرت رسول فرمود طلب علم واجب است بر هر مرد مسلم وزن مسلمه یعنی علم وتقوا و

یقین وفرمود طلب کن علم را اگر چه در ملک چین باشد وآن علم

معرفت نفس است ودر آن معرفت پروردگار عز وجل است وحضرت نبی فرمود کسی که شناخت نفس خود را پس به تحقیق شناخته است پروردگار خود را پس بر تو باد از علم به آنچه

اصلاح نمی شود عمل مگر به آن واو اخلاص است فرمود حضرت نبی پناه می برم به خداوند از علمی که بی نفع باشد وآن

علمی است که ضد است عمل به اخلاص را وبدان که قلیل علم

محتاج به بسیاری ازعمل است.به علت آنکه علم یک ساعت لازم است صاحبش را استعمال کردن در مدت روزگار خود وگفت حضرت عیسی که دیدم سنگی را که نوشته بود بر آن که برگردان مرا پس بر گردانیدم اورا بر باطن او منقوش بود کسی که عمل نکند به آنچه می ماند نامبارک است بر او طلب آنچه نمی داند وبر می گردد بر او آنچه میداند وحی فرمود حق تعالی

به داوود بدرستی که سهلتر چیزی که من می کنم به عالمی که عمل نکند به علم خود شدیدتر است از هفتاد عقوبت باطنی واو

آن است که بیرون می کنم از قلب او شیرینی ذکر خودم را ونیست راهی به سوی حق تعالی که سلوک شود مگر به علم وعلم زینت مرد است در دنیا ومی کشاند او را به سوی بهشت وبه آن می رسد به رضای حق عز وجل وعالم به حق کسی است

که ناطق باشد دراو اعمال صالحه او ووردها وذکرهای پاک شده از غل وغش او وصدقات او در راه حق تعالی وپر هیزکاری او

نه به زبان وصولت وادعای او وهر آینه به تحقیق بودند که طلب می کردند این علم را در غیر این زمان کسانی که بود در

                               

ایشان عقل وطاعت وحکمت وحیاوخوف وبدرستی که ما می بینیم طالب آن را امروز کسانی که نیست در ایشان از مذکورات

چیزی وصاحب علم محتاج است به سوی عقل ومدارا وشفقت ونصیحت وحلم وصبر وقناعت وعطا وتعلیم گیرنده علم احتیاج دارد به سوی رغبت وارادت وفراغ وطاعت وخوف وحفظ ومآل

اندیشی.

                                               ((باب دوم درآفت علما))

 ترازوی علم خشیت است وعلم شعاع

معرفت است وقلب ایمان است وکسی که محروم ماند از خشیت

عالم نمی باشد اگر چه بشکافد جوی را به علوم متشابهه وحق

عز وجل فرمود این است وجز این نیست که می ترسند از حق

تعالی بندگان عالم او وآفت علما هشت چیز است طمع وبخل وریا وعصبیت وحب ومدح وخوض درآنچه نمی رسند به سوی حقیقت آن ومشقت در زینت دادن کلام به زواید الفاظ وکمی حیا از حق تعالی واظهار فخر وتر ک عمل به آنچه نمی دانند گفت عیسی

شقی ترین مردم کسی است که معروف باشد درنزد مردم به علم

ومجهول باشد به عمل فرمود حضرت نبی ننشینید در نزد هر خواننده که مدعی است که می خوانند شما را از یقین به سوی

شک واز اخلاص به سوی ریا واز تواضع به سوی کبر واز نصیحت به سوی عداوت واز زهد به سوی رغبت ونزدیکی

بجویید به سوی عالمی که بخواند شمارا از کبر به سوی تواضع واز ریا به سوی اخلاص واز شک به سوی یقین واز رغبت به

سوی زهد واز عداوت به سوی نصیحت وصلاحیت ندارد از برای موعظه خلق مگر کسی که بگذرد از این آفات به صدق خود ومشرف شود در عیوب کلام وبشناسد صحیح را از سقیم وعلل

واردات وخطرات نفسانی را وفتنه های نفس وهوی را وامام علی

فرمود باش مثل طبیب مشفقی مدارا کننده که می گذارد دوا را

در مکانی که نفع دهد.

                                                             (( باب سوم در عقل وهوی))

 صاحب عقل کسی است که بوده باشد

مذلت نماینده در نزد اجابت کردن حق تعالی چون شتر ذلول راهوار وانصاف دهنده در قول حق وسرکش در نزد باطل وخصومت کننده به قول باطل ترک کند دنیای خود را وترک نکند دین خود را ودلیل عقل دو چیز است راستی قول وحقیقت فعل وعاقل حدیث نمی کند به آنچه انکار کند آن را عقول ومتعرض نمی شود از برای تهمت وفرو گذار نکند مدارات کسی را که مبتلا به اوست ومی باشد علم دلیل او در اعمال او و حلم رفیق او در احوال او ومعرفت یقین او در راههای او وهوی دشمن عقل

است ومخالف حق است وقرین باطل است وقوت هوی از شهوت است واصل علامات هوی از اکل حرام وغفلت از فرایض وخوار داشتن سنت ها وفرو رفتن در ملاهی است. وحضرت ابی جعفر فرمود چون که حق تعالی خلقت فرمود عقل را ناطق گردانید او را  بعد فرمود از برای او اقبال کن پس اقبال کرد بعد فرمود ادبار

کن پس ادبار کرد بعد فرمود قسم به عزت وجلال خودم که خلق

نکردم خلق دوست تربه سوی خود از تو وکامل نمی کنم تورا

مگر در کسانی که دوست می دارم ایشان را آگاه باش که من تورا امر می کنم ونهی می کنم تورا وعقاب می کنم وثواب می دهم تورا. حضرت ابی عبدالله فرمود مقصود ازعقل وقلم وملک کروبی همان نور الهی است که مبدا آفرینش است وبه اعتبار آنکه محل دانش الهی وعلوم کلیه قضائیه است آن را عقل کلی نامند وبه سبب آنکه به واسطه آن صور موجودات تفصیلیه در عالم ملک وملکوت مرتسم می گردد آن راقلم اعلی نامند وبه جهت آنکه حیات موجودات ملکیه وملکوتیه به آن است آنرا روح اعظم نامند چنان که رسول الله فرمود نخستین چیزی که حق تعالی بیافرید روح من بود.

                                                               (( باب چهارم درمعرفت جهل))

 جهل صورتی است که مرکب شده است در بنی آدم که اقبال آن ظلمت است وپشت کردن آن نوراست وبنده زیر وبالا می شود با آن صورت مثل زیر وبالا شدن سایه با آفتاب

آیا نمی بینی به سوی انسان ؟یک دفعه می یابی او را جاهل به

خصلت های نفس خود در حالتی که حمد میکند مر نفس خود را وعارف است عیب نفس خود را در غیر خود وغضب کننده است

نفس غیرخود را ویک دفعه می بینی اورا عالم به طبع های خود وغضب کننده مر نفس خود رادر حالتی که حمد  میکند خصال

خود را درغیر خود پس انسان زیر وبالا می شود میانه عصمت

وخذلان پس اگر قبول کرد اورا عصمت بر صواب است واگر قبول کرد اورا خذلان بر خطاست ومفتاح جهل شهوت است واعتقاد به آن ومفتاح علم طلب تبدل است از نقص به کمال با بر

خورد به موافقت توفیق وادنی صفت جاهل ادعا کردن علم است

بدون استحقاق واوسط صفت جاهل جهل اوست به جهل خود واعلی صفت او انکار کردن علم است ونیست چیزی که اثبات او در حقیقت نفی او باشد مگر جهل ودنیا وحرص پس کل آنها مثل یکی است ویکی از آنها مثل کل آن است.

                                                                       (( باب ششم در موعظه))

 بهتر مواعظ آن است که تجاوز نکند قول حد صدق را وفعل حد اخلاص را پس بدرستی که مثل شخص وعظ

کننده ووعظ شونده مثل شخص بیدار وشخص خواب است پس کسی که بیدار شده است از خواب غفلت ومخالفت ومعاصی خود صلاحیت دارد بیدار کند غیر خود را از این خواب اما آن کس که

  حرکت می کند در بیابان تعدی از احکام الهی وفرو می رود در

چراگاه ضلالت وگمراهی وترک کردن حیا به دوست داشتن شنوانیدن به خلق ونمایانیدن به ایشان وشهرت واظهار صنعت به سوی خلق که صاحب زی اهل صلاح باشد وظاهر کند به کلام خود عمارت باطن خود را واودر در حقیقت حب ستایش خلق و

فرو برده است اورا ظلمت طمع پس چه بسیار مفتون است این کس هوای خود وگمراه کرده است مردم را به مقالت خود فرمود حق تعالی هر آینه بد آقایی است وهر آینه بد قبیله ای است واما

کسی که محفوظ داشته است اورا حق تعالی به نور تایید وحسن توفیق وطاهر کرده است قلب اورا از جر کنی پس مفارقت نمی کند معرفت وتقوی را پس می شنود کلام را از اصل وترک می کند گوینده اورا هر قسم که بوده باشد وبگیر حکمت را از دهان مجانین ومجالست کنید کسی را که به یاد حق تعالی اندازد شما را

رویت وملاقات او چه رسد از کلام ومجالست مکنید کسی را که

موافقت کند اورا ظاهر های شما ومخافت کند اورا بطون شما

بدرستی که این کس مدعی است چیزی را که نیست از برای او

اگر باشید صادق در طلب فایده خود پس هرگاه ملاقات کردی کسی راکه در اوسه خصلت است پس مغتنم شما رویت ولقا ومجالست اورا اگرچه یک ساعت باشد پس بدرستی که اثر می کند در دین وقلب وعبادت تو برکات این کس وآن سه قولی است که تجاوز نکند فعل صاحب قول را وفعلی است که تجاوز نکند

صدق اورا وصدقی است که منازعه نکند پروردگار را پس مجالست کن آن کس را به حرمت ومنتظر باش رحمت وبرکت را وحذر کن لزوم حجت رابرخود ومراعات کن وقت اورا تا آنکه ملامت نکنی اورا پس زیانکار شوی ونظر کن به سوی او به چشم فضل حق تعالی بر او وتخصیص حق مر اورا وکرامت حق تعالی اورا.

                                                              (( باب هفتم در جدال))

 مراء یعنی جدال کردن دردی است بد ونیست در انسان خصلتی بدتر از آن وآن خلق ابلیس ونسبت اوست به

انسان پس جدال مکن در هر حال که بوده باشد مگر کسی را که بوده باشد جاهل به نفس خود وبه غیر خود در حالت حرمان از

حقایق دین روایت شده است آنکه مردی گفت از برای حسین بن علی بنشین تا آنکه مناظره کنیم در دین پس فرمود آن حضرت من بصیرم به دین خود مکشوف وواضح است بر من هدایت خودم پس اگر تو به دین جاهل باشی برو طلب کن دین را مرا چه کار با جدال وبدرستی که شیطان هر آینه وسوسه می کند از برای مردم ومی خواند اورا در باطن ومی گوید مناظره کن مردم را در دین تا آنکه گمان نکنند به تو عجز وجهل را بعد جدال خالی نیست از چهار وجه یا آنکه جدال می کنید تو وصاحبت در آنچه

می دانید پس به تحقیق ترک کرده اید به جدال نصیحت را وطلب

کرده اید فضیحت را وضایع کرده اید علم خود را ویا آنکه جاهل می باشید در آنچه جدال می کنید در ان پس ظاهر کرده اید جهل خود را وخصومت کرده اید از روی جهل ویا آنکه می دانی تو پس ظلم کرده ای صاحبت را به طلب لغزش او یا آنکه می داند

اورا صاحب تو پس ترک کرده ای حرمت اورا واو را نازل در

منزلت خود نکرده ای واین بالتمام باطل است پس کسی که انصاف دهد وقبول کند حق را وترک کند جدال را پس بتحقیق محکم کرده است ایمان خود را ونیکو داشته مصاحبت دین خود را وحفظ کرده است عقل خود را.

مراء در لغت به معنی جدال وخلاف است ودر اصطلاح مجادله در علوم وامور دینیه است واز جمله اخلاق ردیه وامراض نفسانیه است ودر انسان خصلتی بدتراز مراء نیست و مراء از اخلاق ابلیس است ونسبت اوست به انسان یعنی حاصل می شود مراء

                                                                (( باب هشتم درامر به معروف))

 فرمود کسی که کنده نشود از میل ومحبت طبیعی خود وخالص نگردد ازآفات نفس وشهوات نفس ونشکند شیطان را وداخل نشود در پناه حق تعالی وتوحید او وایمنی عصمت او مصلحت نیست از برای او امر به معروف ونهی از منکر زیرا که هرگاه نبوده باشد به این صفت پس هر چه را اظهار کند می باشد حجت بر او ومنتفع نمی شوند مردم به آن  و

فرمود خدای عز وجل آیا امر می کنید مردم را به نیکی وفراموش می کنید نفس های خود را ؟ روایت شده است آنکه

اسدی سوال کرد حضرت رسول الله را از این آیه که ای آن چنان

کسانی که ایمان آورده اید بر شما باد حفظ انفس خود ضرر نمی

کند شمارا کسی که گمراه شود اگر هدایت یابید شما پس فرمود آن حضرت امر کن به معروف ونهی کن از منکر وصبر کن بر آنچه می رسد تورا تا آنکه ببینی بخل مطاع وهوای متابعت شده وعجب کردن هر صاحب رای به رای خود پس بر تو باد به حفظ نفس خود و واگذار امر عامه خلایق را وصاحب امر به معروف

محتاج است به آنکه عالم باشد به حلال وحرام وفارغ از حاجت نفس خود بخصوص به آنچه امر می کند ایشان را به آن ونهی می کند ایشان را از آن در حالی که ناصح باشد خلق را رحیم باشد مر ایشان را مدارا کننده باشد به ایشان داعی باشد مر ایشان را به لطف وحسن بیان عارف باشد به تفاوت اخلاق ایشان

تا آنکه نازل گرداند هریک را در منزلت خود صاحب بصیرت باشد به مکر نفس وکید های شیطان صبر کند بر آنچه ملحق شود اورا وتلافی نکند ایشان را بر آنچه وارد شده است بر او

وشکایت نکند از خلق واستعمال نکند تعصب وحمیت را ومغالطه

 نکند از برای نفس خود در نیت ومجرد کند نیتش را از برای خدا

در حالی که استعانت می جوید به او وطلب می کند وجه اورا پس اگر مخالفت کردند وجفا نمودند او را صبر کند واگر موافقت کردند اورا قبول کردند از او شکر کند در حالی که تفویض امر

می کند به سوی حق تعالی ونظر می کند به سوی عیب خود.

وامر به معروف ونهی از منکر از جمله ضروریات وواجبات دین

اسلام است وواجب کفایی است نه واجب عینی .

                                                                   )   (( باب نهم در نفاق)

  صاحب نفاق به تحقیق راضی شده است به دوری خود از رحمت حق تعالی زیرا که او می آورد اعمال ظاهر خود را شبیه به شریعت واو بی فایده کننده وبازی

نماینده وستم کننده است به قلب خود از حق شریعت واستهزا میکند در دل ونشانه منافق کم پروایی است به دروغ وخیانت وبی شرمی وادعا بدون معنی وبخل چشم از گریه وسفاهت وغلظت وعدم حیا وکوچک شمردن معاصی وطلب تضیع صاحبان دین وخفیف شمردن مصائب در دین وکبر ومحبت مدح وحسد و

اختیار کردن دنیا بر آخرت وشر بر خیر وتحریص وسرعت بر سخن چینی ومحبت بی فایده ویاری ومعاونت اهل فسق وظلم و

تخلف از خیرات ودشمن داشتن اهل خیر ونیکو شمردن آن چه

 می کند از بدی وقبیح شمردن آنچه میکند غیر او از نیکی وامثال مذکورات بسیار است وبتحقیق وصف فرموده است حق

تعالی منافقین را در غیر موضع واحد از کلام الله پس فرمود وحال آنکه عزیز است قائل آن وبعضی از مردم کسی است که

عبادت می کند خدا را بر حرف پس اگر بر خورد او را خیری مطمئن می شود واگر بر خورد اوراآلت امتحان بر می گردد بر حال خود زیانکار است در دنیا وآخرت واین زیانکاری آشکاری

 است وفرمود حق عز وجل در صفت منافقین واز جمله مردم

بعضی می گویند ایمان آورده ایم به حق تعالی وبه روز قیامت و

نیستند ایشان از اهل ایمان وفرمود حضرت رسول منافق کسی

است که هر گاه وعده کند خلف کند وهر گاه کاری بکند آن را

افشا می کند وهر گاه بگوید دروغ می گوید وهر گاه امین کرده شود خیانت می کند وهر گاه رزق داده شود سبکسری نماید وهر

گاه منع کرده شود محجوب ماند وفرمود حضرت رسول کسی که مخالف باشد باطنش ظاهرش را پس او منافق است هر کس باشد وهر جا باشد ودر هر زمان که بوده باشد.

                                                                 (( باب دهم در فتوی))

 حلال نیست فتوی در شریعت برای کسی که طلب فتوی نکند از حق تعالی به صفا باطن واخلاص عملوظاهر خود ودلیلی از پروردگار در هر حال زیرا که کسی که

فتوی داد پس به تحقیق حکم کرده است وحکم صحیح نیست مگر

به اذن ازحق تعالی وبرهان او وکسی که حکم کند به خبر بدون معاینه پس او جاهل است وگرفته می شود به جهل خود وگناهکار است به حکم خود فرمود حضرت نبی جرات دارتر شما بر فتوی

جرات دار شماست بر حق تعالی آیا نمی داند مفتی آنکه داخل می شود میان حق تعالی ومیان بندگان او واو حایل است میان جنت ونار وگفت سفیان بن عیینته که چگونه منتفع می شود به علم من غیر من وحال آنکه بتحقیق محروم کردم نفس خود را از نفع

آن وحلال نیست فتوی در حلال وحرام میان خلق مگر از برای

کسی که متابعت کند حق را از اهل زمان وناحیه وبلد خود مر حضرت نبی را فرمود حضرت رسول متابعت کردن حق تعالی به

قرآن تمنی وترجی وامید است زیرا که فتوی عظیم است فرمود امیر مومنان از برای قضاوت نماینده آیا می شناسی ناسخ از

 آیات کلام الله را از منسوخ آن ؟ گفت نه فرمود آیا مشرف شده ای بر مردا ن حق عز وجل در مثال های قرآن ؟ عرض کرد نه فرمود در این حال هلاک شده ای وهلاک می کنی خلایق را ومفتی محتاج است به سوی معرفت معانی قرآن وحقایق سنت های رسول وبطون اشارت های ان وآداب واجماع واختلاف امت در مسائل ومحتاج است به اطلاع بر اصول آنچه اجماع کرده اند

بر آن وآنچه اختلاف کرده اند در آن بعد بر گزیدن به وجه نیکو بعد عمل صالح بعد حکمت بعد تقوی بعد دراین حال اگر قادر شد فتوی دهد.

                                                         (( باب یازدهم در حسن خلق))

 خلق نیکو جمال نیکوست در دنیا ونزاهت وپا

کیزگی است در آخرت وبه خلق نیکو کمال دین وتقرب است به سوی حق تعالی ونمی باشد حسن خلق مگردر هر دوست بر گزیده حق تعالی زیرا که خداوند امتناع فرمود آنکه نازل فرماید

لطافت وحسن خلق را مگر در مراکب نور بلند جمال پاک خود

زیرا که آن خصلتی است که آن مختص است به اهل معرفت حق تعالی ونمی داند آنچه در حقیقت حسن خلق است مگر خدای عز

وجل فرمود رسول خدا انگشتر وزینت خلق در زمان ما حسن خلق است وخلق نیکو لطیف تر چیزی است در دین وثقیل تر جیزی است در میزان وبدی خلق فاسد می سازد عمل را چنان که

فاسد می سازد سرکه شیرینی عسل را واگر بلند شد سو خلق در

مراتب عالیه پس رجوع آن به سوی خواری است فرمود حضرت رسول حسن خلق می کشاند اورا به سوی جنت وبدی خلق درختی است در آتش وصاحب آن آویخته است به شاخی از آن که

می کشاند اورا به سوی آتش. پس از مرتبهع عقل وعلم در انسان مرتبه اخلاق اشرف مراتب طاعات ظاهریه وباطنیه است

 زیرا که اخلاق حسنه طاعات نفسانیه است چنان که نفس اشرف است از بدن طاعات آن نیز اشرف است از طاعات بدنیه وحق

عز وجل حضرت خاتم انبیا را به خلق عظیم ستوده که طاعات آن حضرت رابه جز خلفق آن حضرت تمجید نفرموده بلکه از کثرت طاعات ومشقات آن حضرت را منع نموده واز حضرت رسول ماثور است که وضع کرده نمی شود در میزان مرد روز قیامت فاضل تر از حسن خلق واز حضرت صادق منقول است که اگر صدق و ادا امانت وحیا وحسن خلق در مرد یافت شود کامل است

ایمان او.

                                                              (( باب دوازدهم در غیبت ))

 غیبت حرام است بر هر مسلمان وگناهکار است صاحب غیبت به هر حال وصفت غیبت آن است که ذکر شود

احدی به آنچه نیست آن در نزد حق تعالی عیب ومذمت شود آنچه محمود است به علم وشریعت در مرد اما فرورفتن در ذکرغایبی

به آنچه در نزد حق تعالی مذموم است وصاحبش در آن صفت ملامت شده پس نیست از جنس غیبت اگر چه کره داشته باشد صاحب آن وقتی که بشنود آن را وبوده باشی معاف از اذیت صاحب آن ونیز خالی باشی از آن صفت وبوده باشی در ذکر این عیب ظاهر سازنده حق از باطل به بیان الهی ورسول او لکن بر شرط آنکه نبوده باشد از برای گوینده این عیب مرادی غیر بیان حق وباطل در دین حق تعالی واما هر گاه اراده کرده باشد به آن

نقص کسی را که ذکر کرده است به غیر معنیی که مذکور شد پس

آن کس ماخوذ است به فساد مراد خود واگر چه آن قول صواب باشد واگر غیبت کردی پس برسان به شخص غیبت شده وطلب

حلیت کن از آن پس اگر نرسی به او استغفار کن از حق تعالی وغیبت می خورد حسنات را چنان که می خورد آتش هیزم را و

  وحی فرمود حق عز وجل به سوی حضرت موسی بن عمران که

مغتاب هر گاه توبه کند پس او آخر کسی است که داخل می شود بهشت را واگر توبه نکند پس او اول کسی است که داخل می شود آتش را فرمود حق تعالی آیا دوست می دارد یکی از شما آنکه بخورد گوشت مردار برادر خود را ؟ پس کراهت دارید آن 

را واقسام غیبت واقع می شود به ذکر عیب درخلقت وخلق وفعل ومعامله ومذهب وجهل وامثال آن واصل غیبت متنوع می شود

بر ده نوع شفاء وغیظ ومساعدت کردن قومی وتهمت بر خلایق

وتصدیق کردن بر خبر وبدون ظاهر شدن حقیقت آن وبدگمانی وحسد واستهزا وتعجب وتبرم وزینت دادن خویش پس اگر اراده کنی سلامت را ذکر کن خالق را نه مخلوق را تا بگردد از برای تومکان غیبت عبرت ومکان گناه ثواب.

                                                                 (( باب سیزدهم دروسوسه))

حضرت امام ساکن ومقیم نمی شود شیطان به وسوسه کردن از بنده مگر وقتی که اعراض کند عبد از ذکر حق تعالی وخوار شمرد امر پروردگار را وساکن شود وآرام گیرد در نهی او وفراموش کند حق تعالی را که مطلع است بر سر وباطن او پس وسوسه آن است که بوده باشد از خارج دل وبه اشارت قلب ومعرفت عقل ومجاورت طبیعت واما هر گاه متمکن شد وسوسه در قلب پس آن گمراهی وضلالت وکفر است به حق تعالی وخداوند عزیز جلیل خواند بندگان خود را به لطف خواندنی و

شناسانید به ایشان عداوت شیطان را پس فرمود وچه بسیار عزیز است گوینده آن که شیطان از برای شما عدوی است آشکار

وفرمود بدرستی که شیطان از برای شما عدو است پس بگیرید اورادشمن پس باش با شیطان مثل مرد غریب با سگ شبان که فزع می کند غریب به سوی صاحب سگ در صرف کردن آن از

 او وهم چنین هرگاه بیاید تو راشیطان درحال وسوسه تا آنکه گمراه کند تورا از طریق حق تعالی وفراموش کند توراذکر خداوند

پس پناه بر به پروردگار خود واو از شر او پس بدرستی که حق تعالی تقویت می کند حق را بر باطل ونصرت می دهد مظلوم را

به علت قول او عز وجل که بدرستی که نیست از برای شیطان سلطنت بر مومنین ومتوکلین بر پروردگار وقدرت نداری بر این

وشناسایی آمدن شیطان وراههای وسوسه او مگر به دوام مراقبه حق تعالی ومستقیم بودن بر بساط خدمت او وهیبت آن کسی که که اطلاع دارد بر باطن تو وکثرت ذکر واما آن کسی که

به اهمال می گذراند اوقات خود را پس اوصید شیطان است بدون

چاره وعبرت بگیر آنچه کرده است ابلیس به نفس خود از اغواء وطلب کبر از جهتی که مغرور ساخت وبه عجب آورد اورا عمل

او وعبادت او وبصیرت او ورای او بتحقیق میراث دادند علم ومعرفت واستدلال او به قول خود لعنت تا ابد را پس چگونه است گمان تو به نصیحت ودعوت او غیر خود را ؟ پس تمسک جوی

به رشته حق تعالی که محکم است وآن التجا واضطرار است به صحت افتقار واحتیاج به سوی حق تعالی در هر نفس ومغرور

نسازد تو را زینت دادن ابلیس طاعات را بر تو به سبب آنکه او

مفتوح می سازد از برای تو نود ونه باب از خیر را تا آنکه ظفر

یابد بر تو در نزد تمام صد باب پس مقابله کن اورا به خلاف ومنع کردن از راه او وضدیت با هوای او.

وسوسه آن است که بوده باشد ازخارج قلب به اشاره ومیل قلب وبه سبب مجاورت طبع ومعرفت عقل یعنی مادام که قصد قلب به سبب طبیعت که محتاج است به دنیا تعلق نگیرد به طلب تمنیات نفسانیه طبیعیه به معرفت و شناسایی عقل به آنکه مایحتاج بدنیه ضرور وواجب است شیطان از خارج قلب که صدر است وسوسه

نتواند نمود بر تحصیل آن اگر چه واقع شود انسان در حرام ومعصیت حق تعالی.    (15)

                                                             (( باب چهاردهم در غرور))

  فریفته شده به دنیا صاحب مسکنت است ودر

آخرت صاحب غبن است زیرا که فروخته است فاضل را که آخرت

است به پست تر از آن که دنیاست وعجب مکن از نفس خود در مقامی که بسا باشد که مغرور می شوی به طول عمر خود واولاد

واصحاب خود که شاید نجات یابی به ایشان وبسا باشد که مغرور می شوی به آنچه می بینند خلق از ندامت بر تقصیر تو در عبادت وشاید حق تعالی می داند از قلب تو به خلاف این وبسا باشد که بر پا می داری نفست را به عبادت در حال تکلف ومشقت وحق تعالی می خواهد اخلاص را وبسا باشد که افتخار می کنی به علم

خود ونسب خود وحال آنکه تو غافلی از پنهانیهای آنچه در غیب حق تعالی است وبسا باشد که توهم می کنی آنکه می خوانی حق تعالی را وحال آنکه می خوانی ماسوای اورا وبسا باشد که گمان

می کنی آنکه تو ناصحی خلق را وحال آنکه تو اراده می کنی ایشان را از برای نفس خود وآنکه میل کنند به سوی تو وبسا باشد که ذم می کنی نفس خود را وحال آنکه تو مدح می کنی اورا

بر حقیقت وبدان آنکه هر گز بیرون نیایی از ظلمات غرور وتمنی مگر به صدق رجوع به سوی پروردگار وخشوع از برای او و

شناسایی عیوب احوال خود از مقامی که موافقت ندارد عقل وعلم را وحامل نمی شود اورا دین وشریعت وسنت های مقتدایان وائمه هدی واگر راضی باشی به آنچه تو در آنی پس نیست کسی شقی تر به علم تو از تو وضایع عمر تر پس میراٍٍث می یابی حسرت را در روز قیامت .

                  

                                                                    (( باب پانزدهم درحرص))

 حریص مباش بر چیزی که اگر ترک کنی آن را می رسد به تو ومی باشی در نزد حق تعالی صاحب استراحت وحمد کرده باشد به سبب ترک آن ومذمت کرده باشد به سبب استعجال تو درطلب آن وترک توکل برآن ورضا به قسمت

حق تعالی پس بدرستی که دنیا خلق کرده است اورا حق تعالی به منزله سایه تو اگرطلب کنی آن را به تعب می اندازد تو را ونمی

رسی به آن هرگز واگر واگذاری اورا متابعت می کند تورا وحال

آنکه تو صاحب استراحتی فرمود حضرت نبی حریص محروم است واورا با وجود حرمان مذمت کرده باشد در هر چیزکه باشد

وچگونه محروم نیست وحال آنکه بتحقیق فرار کرده است از وثوق به حق تعالی ومخالفت کرده قول حق عز وجل را در مقامی

که می فرماید خداوند آن کسی که است که خلق کرده است شما

را پس رزق داده پس می میراند پس زنده می گرداند شما را و

حریص میان هفت آفات است اول فکر صعبی که ضرر می رساند

بدن او را ونفع نمی دهد اورا دوم اندوهی که تمام نمی شود از برای او انقضای او سیم تعبی که به راحت نمی افتد ازآن مگردر

نزد موت ومی باشد در نزد راحت شدید المشقه تروچهارم خوفی

که مورث نمی شود اورا مگر وقوع درآن پنجم حزنی که به تحقیق تیره می کند بر او عیش اورا بدون فایده ششم حسابی که

نیست خلاصی از برای او با آن از عذاب حق تعالی مگر آنکه

عفو کند خداوند ازاو هفتم عقاب وجزایی که نیست گریز گاهی از

برای او از آن ونه حیله ای وشخص توکل کننده بر حق تعالی شام میکند وصبح می کند در پناه او ومتوکل از حق تعالی در عافیت است وحال آنکه تعجیل می کند حق تعالی از برای او کفایتش را وآماده می سازد از برای او از درجات چیزی را که حق تعالی به آن علیم است وحرص آبی است که جاری می شود

در منافذ غضب حق تعالی ومادام که محروم نباشد عبد یقین را

نمی باشد حریص ویقین زمین اسلام است وآسمان ایمان.

                                (17)

                                                                       (( باب شانزدهم در ریاء))

 منما عمل خود را به کسی که زنده نمی کند ونمی میراند وبی نیاز نمی کند چیزی را از تو وحال آنکه ریا درختی است که ثمر نمی دهد مگر شرک خفی را واصل آن درخت

نفاق است که مخالفت ظاهر یا باطن است وگفته می شود از برای

ریا کننده در نزد میزان بگیر ثواب عمل خود را از کسی که شریک کرده ای اورا با من پس نظر کن چه کس را عبادت می کنی وکه را دعا می کنی وکه را امید داری وکه را خوف داری؟

وبدان آنکه می گردی خدعه کرده شده به نفس خود یعنی نفس با تو در ریا خدعه می کند فرمود حق تعالی خدعه می کنند خدا و

مومنین را وحال آنکه خدعه نمی کنند مگر نفوس خود را و

وشاعرنیستند واکثروقوع ریا درنظر است واکل وکلام وراه رفتن ونشستن ولباس وخنده وقبیح ترین ریا در نماز وحج وجهاد وقرائت قرآن وسایر عبادات ظاهره است وکسی که خالص گردانید از برای حق تعالی باطن خود را وفروتنی کرداز برای او

به قلب خود ودید نفس خود را مقصر بعد از بذل کردن وسع وطاقت خود می یابد شکر وسپاس حق تعالی را بر اخلاص خود

حاصل یعنی اجر جزیل از حق تعالی می یابد ومی باشد از کسانی

که امید داشته شده است از برای او خلاصی از ریا ونفاق وقتی که مستقیم وثابت گردد بر اخلاص در هر حال.

امید نجات وخلاص از ریا ونفاق قلب با ظاهر به خلوص باطن وخشوع قلب است ومشاهده تقصیر نفس را در طاعات بر حسب

 شرایط شرعیه با ملاحظه جلال وکبریا الهیه واگر این سه صفت

خلوص باطن وخشوع قلب است ومشاهده تقصیر نفس را درطاعات بر حسب شرایط شرعیه با ملاحظه جلال وکبریا الهیه

وبا داشتن این صفات شکر نماید بر توفیق دادن حق تعالی اورا

از خلاصی ریا.             

                                                                                   (( باب هفدهم در حسد))

  شخص صاحب حسد ضرر می رساند به نفس خود ومنع می کند حسد اورا از قبول رحمت پروردگار پیش

از آنکه ضرر برساند به محسود مثل ابلیس لعین که حسدش مورث شد از برای اولعنت الهی ابدی را که بعد از رحمت الهیه

است ومورث شد از برای آدم بر گزیدگی وهدایت وبلند شدن به سوی حقیقت های عهد الهی وبر گزیدگی درنزد او پس باش محسود ونباش حاسد پس بدرستی که میزان حاسد همیشه سبک است وثقیل می گرداند میزان محسود را وحال آنکه رزق مقسوم است پس چه نفع می دهد حسد حاسد را وچه ضرر می رساند به

محسود حسدبر او وحسد اصلش از عمل قلب است واز انکار فضل وموهبت حق تعالی وحسد وانکار دو بالند از برای کفر وبه

واسطه حسد واقع می گردد فرزند آدم در حسرت ابدی وهلاک می شود به هلاکتی که نجات نمی یابد از آن هرگز ونیست توبه وبازگشت از برای حاسد زیرا که استمرار دارد بر آن وحسد عقد قلبی اوست ودر طبیعت او مطبوع است وظاهر می شود از او بدون معارضی که معارضه نماید با او وبدون سبب خارجی وطبیعت متغیر نمی شود از اصل خود اگر چه معالجه کرده شود.

                                                             (( باب هجدهم در عجب))

 عجب وتمام عجب از کسی که عجب وخود بینی کند به علم خود وحال او نمی داند به چه چیز از سعادت وشقاوت ختم

می شود از برای اواعمال در نزد موت پس کسی که عجب نماید به نفس وفعل خود به تحقیق گمراه شده از طریق رشاد یا از طریق نیکان وادعا کرده است چیزی را که نیست از برای او ومدعی بدون حق داشتن کاذب است اگر چه مخفی باشد مدعای

                            

 او ونیست نصیب وبهره از برای عجب دارنده ازآن چیز که عجب

می کند به واسطه آن اگر چه طولانی باشد زمان آن پس بدرستی که اول عملی که کرده می شود به شخص معجب جدا کردن مایه

وسبب عجب اوست تا آنکه بوده باشد حجت حق تعالی بر او موکد چنان که کرده باشد به ابلیس وعجب گیاهی است که تخم آن

کفر است وزمین آن نفاق وآب آن ظلم وشاخه های آن نادانی و

برگ آن گمراهی وثمر آن لعنت است ومخلد بودن در آتش پس کسی که اختیار کرد خود بینی را پس به تحقیق کاشته است تخم کفر را وزرع کرده است نفاق را وناچار است از آنکه ثمر کند.

                                                              (( باب نوزدهم درطمع ))

کعب الاحبار که از علما یهود است  پرسید چه چیز است اصلح در دین وچه چیز است فاسد تر کننده پس گفت صلاح دارنده تر ورع وپرهیز کاری است وفساد دارنده تر طمع از مردم

است پس سوال کننده گفت راست گفتی ای کعب وطمع شراب شیطان است که سیراب می کند به دست خود مر خاصانش را پس کسی که مست شدازآن شراب که شیطان است واگر نبود در طمع غضب الهی مگر به سبب معاوضه دین به دنیا هر آینه می بود

همین قدر هم عظیم فرموده است خداوندی که عزیز وجلیل گوینده ای است که ایشانند آن کسانی که خریده اند ضلالت را به

هدایت وعذاب را به مغفرت الهی وفرمود حضرت علی که جود وبخشش کن بر هر کس که خواهی پس تو امیر اویی واستغنا کن از هر کس که خواهی پس تو نظیر وهم مثال اویی واظهار فقر کن به سوی هر کس که خواهی پس تو اسیر اویی وطمع دارنده کنده می شود از او ایمان وحال آنکه او شعور به آن ندارد زیرا

که ایمان مانع می شود میانه عبد وطمع در خلق پس می گوید ای

                               

نوشته شده توسط ا.سلکی  | لینک ثابت |

ادامه علم و اخلاق جمعه چهاردهم آبان 1389 19:15

مصاحب من خزینه های حق تعالی پر است از کرامت ها وضایع

نمی کند او اجر احسان کنندگان را وآنچه در دست مردم است پس بدرستی که مغشوش به نا خوشی هاست وبر می گرداند ایمان

مومن را به سوی توکل بر خدا وقناعت پر نصیب خود از رزق وکوتاه کردن آرزو وملازمت طاعت حق تعالی ومایوسی از مردم پس اگر مومن آنچه را ایمان وصیت کرده به آن ملتزم می شود مومن را واگر نکرد آن را وا میگذارد او را ایمان با شومی طمع ومفارقت می نماید اور ا.

                                              (( باب بیستم در صفت دنیا))

 دنیا به منزله صورتی است که سر آن صفت کبر است وچشم آن صفت حرص است وگوش آن صفت طمع است وزبان آن ریا ودست آن شهوت وپای آن عجب ودل آن غفلت ووجود آن فنا ونیستی وحاصل آن زوال است پس کسی که

دوست دارد دنیا را مورث میشود دنیا اورا صفت کبر وکسی که

طلب کند حسن آن را میراث می دهد اورا صفت حرص وکسی که

طالب شود دنیا را وارد می سازد دنیا اورا به سوی طمع وکسی که مدح کند دنیا را می پوشاند اوراصفت ریا وکسی که قصد نماید دنیا را مکنت می دهد اورا از صفت عجب وکسی که اطمینان بهم رساند در میل دنیا سوار می کند اورا بر صفت غفلت وکسی که

به اعجاب اندازد اورا متاع دنیا مفتون وفریفته می کند اورا وباقی نمی ماند از برای او وکسی که جمع نماید دنیا را وبخل کند

در بذل آن بر می گرداند دنیا اورا به سوی مستقر دنیا وآن آتش است.

                                           (( باب بیست ویکم در زهد ))

 زهد کلید باب آخرت وبیزاری از آتش است

                         

  وحقیقت زهد ترک کردن توست هر چیزی را که مشغول سازد تو

را از حق تعالی بدون اسف وحزن بر فوت آن وعجب داشتن در

ترک آن وانتظار فرج از آن وطلب محمدت وثنابر آن وعوض از

برای آن بلکه ببینی فوت آن را راحت ووجود آن را آفت وهمیشه

گریزان باشی از چنین آفتی وتمسک جویی به چنین راحتی وزاهد آن چنان کسی است که برگزیند آخرت رابر دنیا وخواری را بر

عزت وجهد کردن رابر راحت وگرسنگی رابر سیری وعافیت دور را که عافیت آخرت است بر محنت نزدیک که محنت دنیاست و

یاد حق تعالی را بر غفلت وبوده باشد نفس اودر دنیا وقلب او در

آخرت فرمود رسول خدا محبت دنیا سر تمام گناهان است آیا

نمی بینی چگونه دوست می دارد محب دنیا آنچه را دشمن داشته

حق تعالی آن را وچه گناهی است که زیادتر باعث شود حرمان

از حق وخیرات او را از محبت دنیا وفرموده اند بعضی از اهل

بیت رسول اگربوده باشد دنیا بتمامها لقمه ای در دهان طفلی هر

آینه می اندازیم آن را پس چگونه است حال کسی که انداخته است احکام الهیه را در پشت سر خود در تحصیل دنیا وحرص بر دنیا وحال آنکه دنیا خانه ای است که اگر احسان نماید به سوی

ساکن خود هر آینه ترحم خواهد کرد تورا ونیکو خواهد کرد وداع

تو را یعنی بدون زحمت از تو مفارقت نماید فرمود رسول خدا چون که خلقت فرمود حق تعالی دنیا را امر کرد دنیا را به اطاعت

خود پس اطاعت کرد پروردگار خود را پس گفت حق تعالی به آن

مخالفت کن کسی را که طلب کند تورا وموافقت کن کسی را که مخالفت کند تورا پس این دنیا برآن چیزی است که عهد کرده است حق تعالی به سوی آن وخلق کرده است دنیا رابر ان.

                                            (( باب بیست ودوم در اخذ وعطاء))

 کسی که بوده باشد گرفتن دنیا محبوبتر به سوی او از دادن آن پس آن کس مغبون است به علت آنکه می بیند نفع بالفعل را به سبب غفلت خود زیادتر از نفع آینده وسزاوار است از برای مومن هر وقت که بگیرد آنکه بگیرد بحق وهر وقت که عطا کند پس عطا کند در راه حق وبه نیت حق واز مال حق پس چه بسیار گیرنده که عطا می کند دین خود را واو

شاعر نیست وچه بسیار عطا کننده ای که مورث می شود نفس او غضب پروردگار را ونیست رتبه در گرفتن ودادن وتمسک جوید به رشته های ورع ومردم در این دو خصلت خاصند وعام پس خاص نظر کند در دقایق مرع پس تناول نمی کند تا یقین کند آنکه آن حلال است وهر گاه مشکل شود بر او امر تناول می نماید در نزد ضرورت وعام نظر میکند در ظاهر پس آنچه را بیابد ونداند غصب ونه دزدی می خورد ومی گوید نیست خوف وحرجی آن از برای من حلال است ما حکم می کنیم به ظاهر وامر در آ ن خصلت به آن است که بگیرد به حکم حق تعالی وانفاق کند در رضای او

                                    (( باب بیست وسوم در قناعت))

 اگر قسم بخورد بنده قانع به آنکه مالک است دو عالم را هر آینه تصدیق می فرماید اورا حقتعالی در این دعوی

وممضی می دارد آن را بر صدق به سبب عظیم بودن شان ومرتبه قناعت پس چگونه قانع نمی شود بنده به آنچه تقدیر فرموده خدای عز وجل برای او وحال آنکه حق تعالی می فرماید

ما قسمت کردیم فیما بین بنی آدم مایحتاج زندگانی ایشان را در

حیات دنیا پس کسی که یقین نماید وتصدیق کند حق تعالی را به

آنچه خواسته واز برای آنچه خواسته بدون غفلت از کسانی که

حق تعالی را بیقین صاحب صفت ربوبیت دانند نسبت می دهد

 مباشرت اقسام بندگان را به سوی نفس حق تعالی وذات او بدون

جهت وسببی وکسی که قناعت کرد به قسمت الهی استراحت می

یابد از هم وغم وزحمت وهر قدر ناقص شود ازقناعت زیاد می شود در رغبت ومیل وطمع دنیا ورغبت وطمع در دنیا دو ریشه

هستند از برای هر شری وصاحب این دو صفت نجات نمی یابند

از آتش مگر آنکه توبه نمایند وبه این جهت حضرت رسول فرموده قناعت ملکی است که زوال ندارد وقناعت مرکب رضای

حق تعالی است که می کشاند صاحب خود را به سوی خانه حق تعالی پس نیکو کن توکل را در آن چیزی که عطا کرده نشده ای

ونیکو کن رضا را به آنچه عطا کرده شده ای وصبر کن بر آنچه

می رسد تورا بدرستی که این توکل ورضا وصبر از امور مقطوعه است وشبهه ندارد.

                                            (( باب بیست وچهارم در ورع))

ببند درهای اعضایت را از آنچه بر گردد ضرر آن به سوی قلب تو وببرد آبروی تو را درنزد حق تعالی و

به عقب بیاورد حسرت وندامت را در روزقیامت ومورت شود

حیا از حق تعالی را به واسطه جرمی که کرده اند اعضا وجوارح از گناهان وکسی که خواهد قبول ورع نماید احتیاج دارد به سه اصل گذشتن ازلغزش وخطا های خلق تماما وترک خطای خود

نسبت به خلق ومساوی شدن مدح وذم اورا واصل ورع دوام حساب کردن طاعات ومعاصی است با خود وصدق در گفتگو و

صفا معامله عبد با حق تعالی در امتثال اوامر وتر ک مناهی  و

بیرون آمدن از هرشبهه در حق ومعرفت آن وترک هر عیب وشکی ومفارقت کردن تمام هر چیزی که قصد صحیح وحاصلی

درآن نیست وترک باز کردن در هایی که نمی داند چگونه ببندد

                                                    

 آنها را وننشیند با کسی که مشکل است بر او امر واضح

ومصاحبت نکند با کسی که استخفاف دین کند ومعارضه نکند از علم آنچه را قلبش نتواند احتمال نماید ونتواند بفهمد آنرا از

گوینده اش وببرد از کسی که قاطع طریق او شود از حق تعالی

                                              (( باب بیست وپنجم در مدح وذم))

  نمی گردد عبد بنده خالص بی غش از برای خدای تعالی تا آنکه بگردد مدح ومذمت کردن مردم اورا در

نزد او یکسان زیرا که کسی که او ممدوح است در نزد حق تعالی

نمی گردد مذموم به مذمت کردن مردم وهم چنین است مذموم ومسرور مباش به مدح هیچ کس پس بدرستی که زیاد نمی کند مدح خلق درمنزلت ومقام تودر نزد حق تعالی وبی نیاز نمی گرداند مدح ایشان تور ااز آنچه حکم شده از جانب حق تعالی از

برای تو وآنچه معدوم ومفقود است از حق بر تو ومحزون مباش

نیز به مذمت کردن هیچ کس پس بدرستی که نقصان به همی

نمی رساند از تو به واسطه آن ذره ای ازحظ ونصیب تو وتنزل

نمی دهد از رتبه نیکی تو چیزی را وکفایت کن به شهادت دادن حق تعالی از برای منفعت وخوبی تو وبر تو از جهت مضرت وبدی تو فرموده خدای عز وجل وکفایت می کند شهادت دادن خداوند تورا وکسی که قدرت ندارد بر صرف و گردانیدن مذمت از نفس خود واستطاعت وامکان ندارد بر اثبا ت مدح از برای خود

چگونه امید دارد کسی دیگر مدح اورا وبترسد از ذم او یا چگونه

امید دارد به مدح دیگران اورا یا ذم ایشان را وبگردان صورت مدح وذم خود را یکی یعنی چنان که از مدح خوشحال می شوی از ذم هم خوشحال باش یا چنان که از ذم افسرده می شوی از

  مدح هم افسره باش وبایست درمقامی که غنیمت شماری به آن

مدح خدای عز وجل را ازبرای خود ورضای اورا زیرا که به

درستی که خلایق خلقت شده اند از عجز از آب سستی ونیست از برای منفعت ایشان مگر آنچه را سعی نمایند در اکتساب آن فرمود خدای عز وجل که جلیل گوینده ای است وآنکه نیست از برای انسان مگرآنچه را سعی نماید وفرمود خدای عز وجل مالک نیستند خلایق از برای نفوس خود ضرری ونه نفعی ومالک نیستند موت ونه حیات ونشر اعمال خود را در قیامت.

 

                                     (( باب بیست وششم درتوکل))

 توکل کردن عبد بر حق تعالی در امور خود قدحی است ممهور به مهر حق تعالی پس شرب نمی کند ونمی آشامد از آن قدح وباز نمی کند آن را مگر شخص صاحب توکل چنان که فرموده است حق تعالی وبر خداوند پس هر آینه توکل می نمایند اهل توکل ونیز فرموده بر خداوند توکل نمائید اگر هستید اهل ایمان گردانیده است حق تعالی توکل را کلید ایمان و

ایمان را قفل توکل وحقیقت توکل بر گزیدن غیر است بر حظ ونصیب خود واصل ایثار وبر گزیدن مقدم داشتن شی است به حق او ومنفک نمی شود شخص متوکل در توکل خود از ثابت کردن یکی از دو ایثار وبر گزیدگی پس اگر بر گزید آنچه را که

توکل سبب آن است وآن امر موجود ایت محجوب ومستور می گردد به آن از حق تعالی واگر بر گزید مسبب سبب توکل را واو

حضرت خالق است سبحانه باقی می ماند با او پس اگر اراده داری آنکه بوده باشی توکل نماینده نه دست به سبب زننده پس

تکبیر بگو بر روح خود پنج تکبیر ووداع کن آرزوهای خودرا تماما مثل وداع کردن موت حیات را وپست ترین مرتبه توکل آن

است که پیشی نگیری رزق مقدور خود را به همت وقصد

                            (26)

 

ومطالعه نکنی مقسوم خودت را وطلب اشراف واطلاع ننمایی بر

آنچه معدوم ونصیب تو نیست تا آنکه بشکند به یکی از این  دو

عقد ایمان تو وحال آنکه شعور نداشته باشی واگر قصد کنی بر

آنکه واقف شوی بر بعضی شعار وآداب اهل توکل که اهلیت وشایستگی توکل دارند پس چنگ بزن به دست آویز این حکایت

واین آن است که روایت شده است آنکه بعضی از اهل توکل وارد

شد بر بعضی از ائمه دین پس گفت خدا از تو راضی باشد مهربانی فرما بر من به جواب مسئله ای در توکل وحضرت امام

بود که می شناخت مرد را به حسن توکل وشرافت ورع ومسلط بود بر ملاحظه صدق اودر آنچه از آن سوال کرده بود از پیش از

آنکه ظاهر سازد سائل اورا پس فرمود از برای سائل توقف نما

در مکان خود ومهلت ده مرا ساعتی پس چنین کرد ودر این بین حضرت امام سر به زیرانداخت با تامل از برای جواب او که ناگاه

گذشت بر هر دو فقیری پس داخل کرد امام دست خود را در جیب

خود وبیرون آورد چیزی را وداد آن را به فقیر پس رو کرد بر

سائل وفرمود بیا وسوال کن از آنچه ظاهر شده از برای تو پس گفت سائل ایهاالام می شناسم من تورا با قدرت وصاحب تمکن از

جواب سوال خودم پیش از آنکه طلب مهلت فرمایی از من پس چه می شد تورا در تعویق انداختن جواب سوال من ؟ پس فرمود

امام از برای آنکه اعتبار گیری معنی توکل را از من پیش از کلام من در توکل زیرا که نمی توانستم ببینم خود را سهو کننده به باطن خود وحال آنکه پروردگار من مطلع بود بر باطن امر من آنکه تکلم می کنم به علم توکل ودر جیب من یک دانقی است پس حلال نبود از برای من تکلم به علم توکل مگر بعد از بذل کردن

 آن تا آنکه خداوند عالم گردد به آن پس فریاد زد مرد سائل فریاد

 بلندی وقسم یاد کرد آنکه منزل نگیرد در آبادی وانس نگیرد به کسی مادام که زنده است.

                                               (( باب بیست وهفتم در سخاوت))

صفت سخاوت از جمله اخلاق انبیا است و

این صفت ستون دین است ونیست مومن مگر با سخاوت ونیست با سخاوت مگر صاحب یقین وهمت بلند زیرا که بتحقیق که سخاوت شعاع نور یقین است وکسی که بشناسد مقصود خود را

از امورباقیه اخرویه یا بشناسد آنچه را فانی می شود از مال دنیا

خوا ر می شود بر او آنچه را بذل کند در راه خدا وفرمود حضرت

رسول مجبول ومخلوق نیست ولی حق تعالی مگر بر سخاوت و

سخاوت صفتی است که واقع می شود بر هر محبوبی که کمترین

آن دنیاست واز نشانه سخاوت است آنکه پروا نکند مومن هر کس بخورد دنیا را وهر کس مالک شود آن را خواه مومن وخواه

کافر یا معصیت کار یا مطیع باشد یا صاحب شرافت یا صاحب

پستی پس اطعام نمایدوخود گرسنه ماندوبپوشاند غیر خود را و

خود برهنه ماند وعطا نمایدبه غیر وقبول نکند عطا غیر خود را ومنت نگذارد به عطا کردن بر غیر خود ومنت گذارده نشود از

دیگران واگر مالک شود دنیا رابه تمام آن نبیند نفس خود را در

دنیا مگر بیگانه از دنیا واگر عطا نماید دنیا رادر راه خدا در یک

ساعت ملالت به هم نرساند فرمود رسول خدا صاحب سخاوت نزدیک است از خدا نزدیک است از بهشت نزدیک است از خلق ودور است از آتش جهنم وصاحب بخل دور است از خدا ودور

است از مردم ودور است از بهشت ونزدیک است ازآتش ونام

گذارده نمی شود سخی مگر آن کسی که که بذل کند در طاعت حق تعالی واز برای وجه کریم او واگر چه به گرده نانی باشد

یا شربت آبی وفرمود حضرت رسول صاحب سخاوت حامل است

آنچه مالک است وحال آنکه اراده کرده باشد در بذل وجه حق

  تعالی را واما آن کسی که سخاوت رابرخود می بندد درمعصیت حق تعالی است پس حامل است سخط وغضب حق تعالی را وحال

آنکه او بخیل ترین مردم است از برای نفس خود پس چگونه است از برای غیر خود در مقامی که متابعت کرده است هوای خود را ومخالفت کرده امر حق تعالی را فرموده است خدای عز

وجل هر آینه حامل می شوند بار های خود را وبار های دیگران

را با بارهای خود وفرمود حضرت رسول می گوید خدا ای پسر آدم ملک ملک من است ومال مال من است ای مسکین کجا بودی زمانی که بود ملک ونبودی تو وآیا هست از برای تو مگر آنچه

را بخوری وفانی سازی یا بپوشی وکهنه سازی یا تصدیق کنی وباقی داری آن را ؟ یا آنکه مرحوم هستی تو به این افعال خود یا

عقاب کرده می شوی بر آن پس غافل وهوشیار باش آنکه نبوده باشد مال غیر تو دوست تر در نزد تو از مال خودت پس بتحقیق فرمود حضرت علی آنچه را مقدم داشتی به بذل پس آن از برای

مالکین است وآنچه را موخر داشتی به نگاه داشتن وذخیره کردن

پس آن است از برای میراث برندگان وآنچه با توست نیست از برای تو بر آن راهی سوای مغرور بودن به آن چه قدر سعی

می کنی در طلب دنیا وچه قدر ادعا می کنی آیا پس می خواهی آنکه فقیر سازی نفس خود را وبی نیاز گردانی غیر خود را

                                       (( باب بیست وهشتم درصبر))

از صفت صبر وشکیبایی ظاهر می سازد آنچه را در باطن های بندگان است از ظلمت وحشت وصبر ادعا می کند آن را هرکس وثابت نمی شود در نزد صبر مگرصاحبان

خوف وخشوع وخشیت وجزع . انکار می کند آن را هر کس وحال آنکه آن ظاهر تر است بر منافقین یعنی کسانی که باطن ایشان مخالف ظاهر ایشان است به سبب آنکه نزول محنت ومصیبت خبر میدهد از شخص صادق وکاذب وتفسیر صبرثبات       

 است واستمرار مداق صابراست وآنچه بوده باشد ازاضطراب نام نهاده نمی شود صبر وتفسیر جزع اضطراب وآشوب قلب وحزن بی اختیار شخص وتغییر به هم رسانیدن رنگ صورت وتغییر احوال است وهر بلایی که نازل می شود که خالی باشد اوایل اواز خضوع وانابه وتضرع به سوی حق تعالی پس صاحب آن بلا جزع دارنده وغیرصابر است وصبر چیزی است که اول آن تلخ

وآخر آن شیرین است از برای طایفه ای واز برای طایفه ای تلخ است اول وآخر آن پس کسی که داخل شود در صبر از اواخر آن

پس به تحقیق داخل شده است از صبر وکسی که بشناسد قدر صبر را صبر نخواهد کرد از چیزی که از آن است صبر فرمود خدای عز وجل در قصه موسی وخضر وچگونه صبر می کنی بر آنچه احاطه نداری به آن ازحیثیت خبرت پس کسی که صبر کند از روی اکراوشکایت نکند به سوی مردم وجزع نکند به پاره کردن پرده خود پس اوست از عام دردین ونصیب اواز آن چیزی

است که فرموده خدای عز وجل واستقبال کند بلا را به قبول کردن به گشادگی وصبر کند بر حالت وقار وسکینه پس اوست از

خاص ونصیب او آن چیزی است که فرموده است خدای عز وجل بدرستی که حق تعالی با صبر کنندگان است.

                                       (( باب بیست ونهم در حیاء))

 حیا یعنی شرم نوری است که جوهر آن سینه

ایمان است وترجمه حیا ثابت بودن است در نزد هر شیئی که انکار نماید آن را توحید حق تعالی ومعرفت او فرمود حضرت رسول حیا از ایمان است پس گفته شده است که حیا به ایمان است وایمان به حیا است یا آنکه فضل حیا به ایمان است وفضل

ایمان به حیا است وصاحب حیا خیر است تمام آن وکسی که محروم ماند از حیا پس او شراست تماما واگر چه عبادت وورع

  رابرخود ببندد وبدرستی که گامی که برداشته شود درمیدان هیبت حق تعالی به حیا از حق به سوی حق بهتر است از عبادت هفتاد سال ووقاحت یعنی بی حیایی وسخت رویی سینه نفاق وسینه شقاق است وسینه نفاق کفر است فرمود رسول خدا هر گاه حیا نکنی پس بکن آنچه را بخواهی یعنی هر گاه مفارقت کردی حیا را پس آنچه عمل کنی از خیر یا شر تو معاقب هستی به آن وقوت حیا ازحزن وخوف است وحیا مسکن خشیت است پس حیا اولش هیبت است وصاحب حیا مشتغل است به شان خود اعراض کننده است از مردم انزجار دارد از چیزی که خلق در آنند

واگر واگذارده شود صاحب حیا مجالست نمی کند احدی را وحضرت نبی فرمود وقتی که می خواهد خداوند به بنده نیکی را

مشغول می سازد اورا از نیکی های او ومی گردانند بدیهای اورا

در پیش دو چشم او ومکروه می سازد اورا نشستن با اعراض کنندگان از ذکر حق تعالی وحیا پنج نوع است حیا از گناه وحیا ازتقصیر وحیا از کرامت وحیا از محبت وحیا از هیبت محبوب و

از برای هریک از این مراتب اهلی است واز برای اهل هریک

مرتبه ای است علی حده.

                                               (( باب سی ام در حلم))

حلم که برد باری است چراغ حق تعالی است که طلب روشنایی می کند به آن صاحب حلم به سوی همسایگی

خداوند ونمی باشد صاحب حلم مگر آن کسی که موید است به

انوار شناسایی وتوحید حق تعالی وحلم دور می زند بر پنج وجه آنکه بوده باشد صاحب حلم عزیز پس ذلیل شود یا بوده باشد صادق پس تهمت زده شود یا بخواند به سوی حق تعالی پس استخفاف شود به او یا آنکه اذیت کرده شود بون جرم یا آنکه طلب کند به حق خود پس مخالفت کنند اورا در حق او پس هر گاه

اتیان نمایی هریک از این پنج وجه را به حق آن بتحقیق بر خورد

 به حق کرده ای ومقابله کن ضعیف العقل را به اعراض از او وترک جواب او که می باشند مردم یاوران تو زیرا کسی که که جواب دهد ضعیف العقل را پس گویا گذارده است هیمه را بر روی آتش فرمود حضرت پیامبر مثل مومن مثل زمین است منافع

خلایق از زمین است وبدی ایشان هم بر زمین است وکسی که صبر نکند بر جفا وآزار مردم نمی رسد به رضای خدا زیرا که

رضای حق تعالی مشوب وپیچیده است به جفا وآزار خلق وحکایت شده است آنکه مردی گفت از برای احنف بن قیس وایک اعنی یعنی تو را قصد می کنم گفت احنف واز تو حلم می کنم فرمود رسول خدا مبعوث وبر انگیخته شده ام در حالی که

مرکزم حلم را ومعدنم علم را ومسکنم صبر را.

                                           (( باب سی ویکم در عفو))

 گذشت از گناه مردم درنزد قدرت از داب وعادات مرسلین است ومتقین وترجمه عفو آن است که لازم نیاوری بر صاحب خود در آن چیزی که جرم کرده است بحسب ظاهر یعنی بر روی او نیاوری یا آنکه فراموش کنی از اصل آنچه

را بر خوردی از او در باطن وزیاد کنی بر تمنیات او احسانی را

هرگز نمی یابد به سوی عفو راهی مگر کسی که بتحقیق عفو کرده است حق تعالی از او وبخشیده است از برای او آنچه مقدم

است از گناه او وآنچه موخر است ومزین فرموده است اورا به

کرامت خود وپوشیده است اورا از نور بها خود یعنی حضرت رسول الله زیرا که عفو وغفران دو صفتند از صفات خداوند عز

وجل که امانت گذارده است این دو را در اسرار اصفیا خود از برای آنکه متخلق شوند با خلق به اخلاق خالق وجاعل ایشان از

برای این است که فرموده است خدای عز وجل وهر آینه باید عفو

  نمایند وباید صفح وتجاوز کنند آیا دوست نمی دارید آنکه بیامرزد

خداوند از برای شما وحق تعالی بخشنده ورحیم است وکسی که عفو نکند از برای بشر ی مثل خود چگونه امید دارد گذشت ملک بسیار تلافی کننده را؟ حضرت نبی فرمود در حالی که حکایت

می فرماید از رب خود که امر می کند اورا به این خصال فرموده

است پروردگارش وصل کن کسی را که قطع کند از تو وعفو کن از کسی که ظلم کند تورا وعطا کن به سوی کسی که محروم کند

تورا ونیکی کن به کسی که که بدی کند به سوی تو وبه تحقیق

مامور شدیم به متابعت او می گوید خدای عز وجل وآنچه آورده

است شمارا پیامبر پس بگیرید اورا وآنچه نهی کرده است شما را

از آن پس قبول نهی کنید وعفو سر خداوند است در دلها . دلهای

خواص خود پس کسی که میسر وسهل شود عفو از برای او مسرور می شود بود رسول الله که می گفت آیا عاجز است یکی

از شما آنکه بوده باشد مثل ابی ضمضم ؟ عر ض کردند کیست ابوضمضم ؟ فرمود مردی است از مردان پیش از شما بود که هر وقت صبح می کرد می گفت خداوند بدرستی که من بتحقیق تصدق کردم به عرض وناموس خودم بر مردم .جمیعا.

                                                 (( باب سی ودوم در تواضع))

 تواضع یعنی فروتنی اصل وبیخ هر شرف

گرانمایه ومرتبه بلندی است واگر می بود از برای تواضع لغتی که بفهمند آن راخلایق هرآینه تنطق می کرد از حقایق بطون آنچه

دز مخفیات عاقبت ها ست وتواضع آن است که بوده باشد از برای خدا ودر راه خدا وماسوای آن مکر وحیله است وکسی که تواضع کرد از برای خدا شرافت وبزرگی می دهد حق جل وعلا اورابر بسیاری از بندگان خود واز برای اهل تواضع سیما وعلامتی است که می شناسد آن را اهل سماوات ازملائکه واهل

 زمین از گروه معرفت واز آن فرموده است خدای عز وجل وبر اعراف که موقفی است میان بهشت وجحیم مردان چند می باشند

که می شناسند هریک از اهل جنت وجهنم را به علامتی که در صورت ایشان است واصل تواضع از جلیل دانستن حق تعالی وهیبت وعظمت اوست ونیست از برای خداوند عز وجل عبادتی

که باعث رضا وقبول اوشود مگر آنکه باب آن طاعت تواضع است ونمی شناسد آنچه در معنی حقیقت تواضع است مگر اهل

قرب از بندگانی که متصلند به وحدانیت حق تعالی فرمود خدای

عز وجل وبندگان رحمان آن کسانی اند که راه می روند بر زمین

از روی خوف وآهستگی ومذلت وهر گاه خطاب نمایند ایشان را

جهال از روی جهل می گویند سلام را وبتحقیق امر فرمود خدای عز وجل عزیز ترین خلق خودرا وبزرگ مردم را که حضرت

محمد است به تواضع پس فرمود عزوجل پست کن بالهای خود را از برای کسی که متابعت نماید تورا از اهل ایمان وتواضع مزرعه خشوع وخضوع وخوف وحیا است وبدرستی که ظاهر نمی شوند این چهارصفت نیک مگر از مزرعه تواضع ودر آن ومسلم نیست شرف تمام اصل دارمگر از برای اهل تواضع درطریق حق تعالی.

                                  (( باب سی وسوم درحسن ظن))

نیکو کردن گمان به حق جل وعلا وخلایق اصلش از حسن ایمان مرد است واز سلامتی صدر اوست وعلامت حسن ظن آن است که ببیند مرد هر چه را نظر می کند

به سوی او به چشم طهارت وپاکی وفضل از جهت اخلاقی که

مرکب شده وانداخته شده است درمرد از حیا وامانت وحفظ وصداقت فرمود حضرت پیامبرنیکو نمائید گمانهای خود رابه برادران خود که غنیمت خواهید یافت به آ ن صفای دل وپاکیزگی

   طبع را وگفته است ابی بن کعب هر گاه ببینید یکی از برادران

خودرا در خصلتی که منکر شمارید آن خصلت را ازاو پس تاویل نمائید  آن خصلت را به هفتاد تاویل پس اگر مطمئن گردید دلهای شما بر یکی از آن تاویلات بسیار خوب واگر نه ملامت کنیدنفس های خود را در مقامی که عذر نخواسته اید اورادر یک خصلت

که پوشیده شده است بر آن هفتاد تاویل وحال آنکه شما اولی می

باشید به انکار کردن بر نفس های خود از آن شخص وحی فرمود حق تعالی به سوی داود که متذکر کن بندگان مرا از نعماوعطاهای من زیرا که ایشان ندیده اند ازمن مگر فعل نیکوی مقبول تا آنکه گمان نکنند به من در باقی عمر مگر مثل آنچه را

که پیش گرفته است از من به سوی ایشان وحسن ظن می خواند مرد را به سوی حسن عبادت وصاحب غرور طول می دهد در معصیت وتمنی می نماید آمرزش را ونمی باشد صاحب حسن ظن در خلق خداوند مگر کسی که مطیع باشد مراورا وامید ثواب وخوف از عقاب او داشته باشد فرمود حضرت رسول در حالی که

حکایت می فرمود از رب خود که فرمود من در نزد حسن ظن بنده خود م می باشم ای محمد پس کسی که میل کند از وفا کردن

به موجبات واسباب ظن خود به پروردگار خود پس به تحقیق عظیم گردانیده است حجت رابر نفس خود ومی باشد از خدعه کرده شدگان در زندان هوی وآرزوی خود.

                                                       (( باب سی وچهارم در اقتدا))

 صحیح نیست اقتدا مگر به صحت قسمت ارواح در ازل وانبساط نور وقت به نور ازل ونیست اقتدا به قبول علامت کردن به حرکات ظاهریه بلکه متابعت است بر حسب ظاهر ونیک اعتقاد داشتن درباطن وقبول نسبت کردن به سوی

اولیا دین ازاهل حکمت وامامان فرمود خدای عز وجل روزی که می خوانیم هر طایفه از مردم را به اما م ایشان پس کسی که اقتدا

کرده به صاحب حقی مقبول وپاک است فرمود خدای عزوجل پس هرگاه دمیده شود درصورپس نیست نسبت ها میان ایشان در این

روز وسوال کرده نمی شوند وفرمود حضرت امیر المومنین علی

بن ابی طالب ارواح انسانیه طوائف ولشکری می باشند مختلف پس آنچه می شناسند از این ارواح یکدیگررادردنیا الفت داشته

اند درعالم ذر وآنچه منافات دارند ازهم در دنیا از ارواح مخالف بوده اند با هم در عالم ذر وگفته شد از برای محمد بن حنفیه که تادیب کرد تورا ؟ پس گفت تادیب کرد مرا پروردگارم درنفسم

پس آنچه را نیکو یافتم از صاحبان عقول وبصیرت هر آینه متابعت کردم ایشان را درآن واستعمال کردم آن را وآنچه قبیح دانستم ازجهال اجتناب کردم آن را وواگذاشتم اورا در حال تنفر از آن پس واصل گردانید مرا این عمل به سوی گنج های علم ونیست راهی از برای صاحبان کیاست از مومنین سالم تر از اقتدا

زیرا که اوست راه واضح ترومقصد صحیح ترفرمود خدای عز و

جل از برای عزیز ترین خلق خود محمد که ایشانند آ ن کسانی که

هدایت کرده است خداوند ایشا ن را پس به هدایت ایشان اقتدا نما

   وفرمود عز وجل پس وحی کردیم به سوی تو آنکه متابعت کن ملت ابراهیم حنیف را پس هر گاه از برای دین خدا راهی قائم تر از اقتدا بود هر آینه می خواند انبیا واولیا خودر ابه سوی آن

فرمود حضرت نبی در قلب نوری است که روشنایی نمی دهد مگراز متابعت کردن حق وقصد سبیل او وآن از نور انبیاست که

امانت گذارده شده در قلوب مومنین.

   به آمرزش رسد آن آشنایی که چون اینجا رسد

 گوید دعایی.

 

                                                                   پایان

                          

نوشته شده توسط ا.سلکی  | لینک ثابت |

حکمت جمعه چهاردهم آبان 1389 15:21

                                          

انسان ها وقتی نتیجه عملشان نزدیک است خسته می شوند

430802_218355211589560_148843731874042_447233_251592440_n

         {بسم الله الرحمن الرحیم}

                                                             { حکمت }

                                                                                                { مقدمه}

 با توسل به امام عصر وتوکل به رب  این مجموعه را ازحکمت هاانتخاب نموده ومنظور از ش شماره حکمت می باشد.

این محتوا را تقدیم می دارم به بهترین دانشمندان هستی حضرت

علی (ع)- حضرت حسن (ع)- حضرت حسین(ع)-حضرت سجاد(ع)- حضرت باقر(ع)- حضرت صادق (ع)

- حضرت موسی بن جعفر(ع)- حضرت رضا(ع)-حضرت

جواد(ع)-حضرت هادی (ع)- حضرت حسن عسگری (ع)-حضرت حجت (ع) - حضرت رسول الله - حضرت فاطمه (س)- حضرت معصومه (س)-حضرت زینب (س)- حضرت علی اکبر(ع)- حضرت رقیه(ع)- حضرت حمزه(ع)-حضرت شاه عبدالعظیم (ع)- حضرت طاهر (ع)- حضرت ابوالفضل (ع)

 اگر رسول را باور داریم پس امام عصر را باور داریم

واینکه ایشان حی ودر حال حکومت است ورسیدن به محضر

مبارک آن حضرت در زمان غیبت کبرا به اراده شخص آن

حضرت است وتنها راه تشرف وملاقات با آن حضرت لطف

واراده خود وجود مقدس حضرت ولی عصر می باشد نه اینکه

فلا ن ذکر خواندن ویا فلان شخص واوحدی از افراد بودن و...

راه رسیدن به ملاقات است والبته خود سازی وجلب محبت آن

حضرت مسلما تاثیر در رسیدن این فیض بزرگ دارد اما علت

نامه نیست علت نامه لطف وتفضل واراده خود آن وجود مقدس

می باشد. به امید اینکه این تفضل شامل حال ما شود.

 1= آفت شجاعت سرکشی است وآفت شرافت فخر فروشی وبه

خود نازیدن است وآفت جوانمردی منت نهادن است وآفت زیبایی

خود پسندی است وآفت سخن دروغ است وآفت دانش فراموشی

است وآفت برد باری کم خردی است وآفت بخشش فزون کاری

است و آفت دین داری هواپرستی است.(ش1)

 

2= هنگامی که به جایی فرا خوانده شدید بپذیرید.(ش2)

 

3= کار شایسته را انجام ده واز کار ناهنجار دوری گزین بنگر چه چیزی گوش تورا می نوازد ومی خواهی وقتی از نزد مردم

رفتی در باره ات بگویند پس همان کار را انجام بده وبنگرکه

چه چیزی را خوش نمی داری که وقتی از نزد مردم رفتی در

باره ات بگویند پس از آن دوری گزین.(ش3)

 

4= آفت دین وآیین سه چیز است دانا ودانشمند وبدکردار

 وزمامدار وبیدادگر وپیشوای مذهبی ونادان وساده اندیش(ش4)

 

5= آفت علم ودانش فراموشی است وتباه نمودن دانش در آن

است که آن رابه کسی بسپاری که در خور آن نیست.(ش5)

 

6= من بسان بندگان فرهیخته وفروتن غذا می خورم وبسان

آنان نشست وبر خاست می کنم.(ش6)

7= با زنان در مورد دخترانشان مشاوره نمایید ونشان انسان دورو ونفاق گرا سه چیز است هنگامی که سخن گوید دروغ

میبافد وهنگامی که وعده دهد خلاف می کند وهنگامی که امین

شمارند خیانت می کند .(ش7)

                               

8= خدا نمی پذیرد که برای کشنده انسان با ایمان وشایسته

کردار توبه ای قرار دهد وگناه اورا ببخشد.(ش8)

9= خدا نمی پذیرد که کار شایسته بدعتگزاری را بپذیرد مگر

این که از بدعت خویش دست کشد.(ش9)

10= این سان جایگاه پر فراز را در پیشگاه خدا بجوئید در برابر

کسی که نسبت به شما نادانی ورزید بردباری پیشه سازید وبه

کسی که شما را محروم ساخت بخشش نمایید.(ش10)

11= برای آن کسی که به تو مهر می ورزد راه دوستی ومهربانی بگشا که این گونه دوستی پایدارتر است.(ش11)

12= از خود بیاغاز وپیش از هرکس برای خود هزینه نما آن گاه

اگر چیزی فزون آمد به خاندانت ببخش واگر از آنان چیزی فزون

آمده به نزدیکانت ببخش پس اگر از نزدیکانت چیزی فزون آمد به دیگران ببخش وهمین گونه صدقه ودهش را از خانواده ات بیاغاز.(ش12)

13= خدا نمی پذیرد که روزی بنده با ایمان خود را برساند مگر

از راهی که او پیش بینی وحساب نکرده است.(ش13)

14= دهش وبخشش را از آنچه خدا آغاز فرموده است

بیاغازید.(ش14)

15= به شما نوید می دهم وشما نیز به همگان نوید دهید که هرکس به راستی باور مندانه گواهی دهد که خدایی جز خدای یکتا نیست به بهشت زیبا وپرطراوت خدا در خواهد آمد.(ش15)

16= خشم انگیزترین کار حلال در پیشگاه خدا گسستن پیوند

خانوادگی است .(ش16)

17= خشم انگیز ترین آفریده ها در پیشگاه خدا کسی است که ایمان آورد وبه حق گراید آنگاه کفر ورزد واز حق گرایی سر

باز زند.(ش17)

18= خشم انگیزترین انسان ها در پیشگاه خدا کسی است که

در دشمنی سر سخت تر وکینه توز تر باشد.(ش18)

  19= خشم انگیز ترین انسان ها در پیشگاه خدا کسی است که جامه وظاهر وزیانش بهتر ازعملکرد ومنشش باشد آن سان که

جامه اش جامه پیامبران باشد وعملکردش عملکرد زور مداران

وخود کامگان.(ش19)

20= ناتوانان رابجویید ونزد من آورید چرا که شما به برکت

آنان رزق وروزی داده شده ویاری می گردید.(ش20)

21= نیازوخواسته آن کسی را که توانایی رساندن خواسته اش

را ندارد به زمامداران برسانید چه که هر کس خواسته درمانده ای را به زمامداری برساند در روز رستاخیز خدا گام هایش را

بر صراط استوار می دارد.(ش21)

22= فرزند آدم پرودگارت را فرمان ببر تا خردمندت بنامند واورا

نافرمانی مکن که تو را نادان خواهند شمرد.(ش22)

23= فرزند آدم هنگامی که تنت را از نعمت سلامت بر خوردار

است وروان وخاطرت آسوده است وهزینه زندگی یک روز خود را داری بر این جهان ناپایدار بگو بگذر ومباش.(ش23)

24= فرزند آدم آن چه نیازت را بر طرف می سازد نزد خودت داری ودر همان حال آنچه را به سرکشی ات وا می دارد می

طلبی به اندک قناعت نمی ورزی واز بسیار هم سیری نمی پذیری.(ش24)

25= فرشته وحی نزدم آمد وگفت ای محمد هر چه خواهی زندگی کن اما بدان که سرانجام از آن جدا خواهی شد وهر آنچه

می خواهی انجام بده اما بدان که به آن پاداش داده خواهی شد.

وآگاه باش که برتری انسان با ایمان در شب زنده داری است وخودسازی اوست وشکست ناپذیریش در بی نیازی جستن از مردم.(ش25)

26= فرشته وحی نزدم آمد وگفت جامعه ومردم ات را نوید ده

که هرکس بمیرد وبه راستی چیزی را شریک وهمتای خدا

نسازد به بهشت زیبای او در خواهد آمد گفتم ای جبرئیل گر

چه دزدی ونا پاکدامنی از او سر زند. پاسخ داد آری و

 گفت آری واگر می نیز خورده باشد.(ش26)

27= آیا خوش داری که دلت نرم گردد وخواسته ات را دریابی ؟

بریتیم مهر ورز وسرش را بنوازواز خوراک خود  به او بخوران   تا دلت نرم گردد وخواسته ات را دریابی.(ش27)

28= آیا توانمندی وقهرمانی را در جابه جا ساختن سنگ بزرگ

و وزنه سنگین می پندارید ؟ قهرمان راستین تنها آن کسی است

که وقتی از خشم آکنده می شود بر آن خشم چیره آید ودست به

خشونت وبیداد نزند.(ش28)

29= دوستان خود را از نیازمندان خود ساخته بر گیرید وبا آنان

طرح دوستی بریزید چراکه آنان در روزرستاخیز قدرت وشکوهی

خواهند داشت.(ش29)

30 = از هوشمندی وژرف نگری انسان با ایمان بترسید چراکه

او به وسیله نور خدا می نگرد.(ش39)

31=پروا پیشه ترین مردم کسی است که حقیقت را بگوید خواه

به سود او باشد یا به زیان او.(ش43)

32= دوتن را خدا در روز رستاخیز با مهرولطف خود نمی نگرد

یکی آن که پیوند خویشاوندی می گسلد ودیگر آن که با همسایه

بد رفتاری می نماید.(ش55)

33= از نفرین ستمدیده بترسید که میان آن نفرین وخدا هیچ مانعی نیست.(ش63)

34=دوست داشتنی ترین جا در شهر ها در پیشگاه خدا مسجد

های آن است ومنفور ترین جای آن ها بازارهای آن.(ش71)

35= با دوست خود سنجیده ومعتدل دوستی ورز بسا که روزی

دشمن تو گردد وبا دشمن خود نیز تند مرو که شاید روزی دوست

تو گردد.(ش74)

36=محبوب ترین بندگان در پیشگاه خدا سود رسان ترین آنان

به مردم است.(ش84)

                                

37= از لغزش دانشمند بترسید که لغزش او سرانجام وی را در

آتش دوزخ سرنگون خواهد نمود.(ش96)

38= دوستی پدرت را پاس دار ورشته آن را مبر که خدا روشنایی زندگی ات را خاموش می سازد.(ش102)

39= زیانکارترین مردم در بازار دنیا آن کسی است که تن وعمر خود را با آرزوهای دور ودراز سپری کند وروزگار در رسیدن به

خواسته هایش او را یاری نکند آن گاه بدون زاد وتوشه از این

جهان بیرون رود وبدون دلیل بر خدا وارد گردد.(ش108)

 

40=کار های خود را برای خدا ناب وپاک سازید چرا که خدا جز کار هایی را که تنها برای خشنودی او انجام پذیرفته باشد نمی پذیرد.(ش111)

41= اجرای کیفر های شرعی را با پیش آمدن شبهه ها کنار

نهید ولغزش های آبرومندان خوشنام را جز درکیفری ازحدود

خدا که به روشنی ثابت شده است ببخشید.(ش120)

42=اگر یکی از شما به کار قضاوت در میان مردم گرفتار آمد

نباید در حال خشم به قضاوت بنشیند وباید به میان آنان در نگاه

کردن ونشستن واشاره برابری را رعایت کند.(ش125)

43= هنگامیکه همسا یگانت تو رابستایند ونیکو کاریت را

وصف کنند تو نیکو کاری وآن گاه که همسایه ات تو را به بدی

یاد کند تو بد رفتار هستی .(ش133)

44= هنگامی که خداوند بنده ای را دوست دار د مورد آزمونش

قرار می دهد تا ناله اش را بشنود.(ش138)

45= هنگامی که خدا برای بنده ای نیکی بخواهد در کیفر او در

این جهان شتاب می کند وهنگامی که برای بنده ای بد بخواهد

کیفر گناه اورا واپس می افکند تا در روز رستاخیز کیفر گناهان

او را به طور کامل به او بدهد.(ش145)

                              

  46= هنگامی که خدا به مردمی نیکی بخواهد عمرشان را دراز

می سازد وسپاس نعمت هارا به آنان می آموزد.(ش148)

47= هنگامی که خدا برای شهر ودیاری نابودی را بخواهد نا

پاکدامنی را در میان مردم آن پدیدار می سازد.(ش153)

48= هنگامی که خدا برای بنده ای نیکی بخواهد او را به کار

شایسته ای پیش از مرگ وا م نهد ودر حال انجام آ ن جان او را

می گیرد.(ش155)

49= هنگامی که خدا برای بنده ای نیکی بخواهد کارش را با

مردم حق شناس قرار می دهد وآن گاه که برای بنده ای بدی

بخواهد کارش را با مردم حق ناشناس قرار می دهد.(ش161)

50= هنگامی که خدا بخواهد بنده ای را به زمین زند اورا در

چاره اندیشی نابینا می سازد.(ش164)

51= هنگامی که خواستی عیب های دیگران را یاد آوری کنی

نخست عیب های خود را به یاد آور.(ش172)

52= هنگامی که دو مسلمان با شمشیر خود با یکدیگر بر خورد

می کندد ویکی از آن دو دیگری را از پا در می آورد کشنده وکشته شده در آتش دوزخ خواهند بود.(ش184)

53= هنگامی که گناهی به صورت نهان انجام شود جزبه انجام

رسان گناه زیان نمی رساند اما هنگامی که که آشکار انجام شود واز آن جلوگیری نشود به جامعه زیان می رساند.(ش203)

54= هنگامی که گرسنگان واندیشمندان را دیدید به آنها نزدیک

شوید چون حکمت بر زبان آنان جریان می یابد.(ش209)

55=  هنگامی که بیماران وبلا زدگان را دیدید از بارگاه خدا

برای خود وآنان سلامتی بخواهید.(ش210)

56= هنگامی که عالم ودانشوری بداند ودر زندگی به کار نبندد

بسان چراغی است که برای مردم روشنگری می کند وخودر ا

می سوزاند.(ش220)

                            

57= هنگامی که بر دشمن خویش قدرت یافتی به پاس آن

توانایی بر او سیاست گذشت وبزرگواری را پیشه ساز.(ش227)

 

58= آنگاه که روز رستاخیز فرا رسد نداگری ندا می دهد

که هر کسی کاری جز برای خدا انجام داده است باید پاداش آن

را از همان کسی که برای او انجام داده است بجوید.(ش233)

 

59= هنگامی که گناهان بنده ای فزونی یابد واز کار شایسته

چیزی نداشته باشد که گناهانش را بپوشاند خدا اورا به اندوه

گرفتار می کند تا گناهانش را از کارنامه اش بزداید.(ش237)

60= هنگامی که بنده ای بمیرد مردم می گویند او چه چیزی از

خود به جای نهاده واما فرشتگان می گویند چه چیزی پیش ازخود فرستاد.(ش242)

61= چهار چیز است که اگر آنها را داری بر آنچه نداری غمی

نیست راستی در گفتار وامانتداری ومنش نیکو وبهداشت وپاک منشی در خوراک ودر آمد.(ش251)

62= بر سه کس مهر ورزید به عزیزی که خوار شده است وبه

ثروتمندی که به تهیدستی افتاده است وبه دانشمندی که در میان

مردم بی فرهنگ ونادان گمنام وتباه شده است.(ش262)

63= در دنیا زهد وپارسایی پیش گیرکه خداتو رادوست خواهد داشت ونسبت به آنچه در دست مردم است بی میلی وپارسایی

ورز  مردم تورا دوست خواهند داشت .(ش268)

64= پارساترین مردم کسی است که قبر وگرفتاری را از یاد

نبرد وبرترین زیورهای دنیا را وانهد ونعمت های ماندگار را

بر نعمت های فنا پذیر بر گزیند وفرای زندگی اش را از عمر خود نشمارد وخود را درمیان مردگان بشمارد.(ش270)

 ۶۵= از شرارت زنان بی فرهنگ به خدا پناه ببرید واز بافرهنگ ونیکانشان بترسید.(ش279)

66= نیرومند ترین شما کسی است که به هنگام خشم بر خود فرمانروا گردد وبرد بارترین شما کسی است که پس از رسیدن به قدرت از گناه دیگری چشم بپوشد.(ش306)

67= دربهشت سر کشیدم ودیدم بیشتر ساکنان آن نیازمندان دنیا

هستند وبه آتش دوزخ نگریستم ودیم بیشتر دوزخیان زنان مرز

شکن وگناه کارند.(ش331)

68= میان فرزندانتان در بخشش به دادگری رفتار کنید همان

سان که دوست دارید آنان در نیکی ومهر با شما بر اساس عدالت

رفتار کنند .(ش341)

69= گرفتار ترین مردم انسان با ایمان است که باید به کار دنیا

وآخرت خود همت گمارد.(ش350)

70= پنج نعمت را غنیمت شمار جوانی را پیش از فرارسیدن

پیری  وسلامت را پیش از فرصت سوزی واشتغال وزندگی را

پیش از آمدن مرگ.(ش372)

71= دانشمند باش یا دانش آموز ویا شنونده دانش یا دوستدار

دانش وپنجمی نباش که نابود خواهی شو.(ش375)

72= برترین تلاش وجهاد آن است که انسان با نفس سرکش

خویش وهوس های آن پیکار کند.(ش395)

73= برترین برتر یها آن است که با آن کسی که از تو گسست

پیوند نمایی وبه آن کسی که تو را محروم ساخت عطا کنی واز آن کسی که به تو ستم روا داشت در گذری.(ش413)

74= برترین در ایمان نیکوترین شما در منش واخلاق

است.(ش420)

قرآن را بخوانید وبه آن عمل کنید واز آن دورنشوید ودرآن زیاده

روی نکنید به وسیله قرآن نان نخورید وبا آن فزونخواهی نکنید.

                                                                  (ش 425)

                                  

75= نان را گرامی دارید چرا که خدا آن را ازبرکات آسمان فرود

آورد واز برکات زمین در آورد.(ش452)

76=  کامل ترین ایمان آوردگان در ایمان نیکو منش ترین آنان

است وبهترین شما کسی است که در رفتار با زنان نیکو تر است.

                                                                 (ش454)

77= در پیکر انسان پاره گوشتی است که اگر به شایستگی گراید تمام بدن به شایستگی می گراید واگر به تباهی گراید تمام

بدن تباه می گردد وآن قلب است.(ش475)

78= قاضی ودستگاه قضایی تا آن گاه که ستم نکند خدا با اوست

 اما هنگامی که ستم ورزید خدا اورا رها می کند وشیطان همراهی اورا به عهده می گیرد.(ش 487)

79= بار خدایا مرا به هنگام ایستادن ونشستن وخفتن به برکت

اسلام حفظ فرما ومرا به سرزنش دشمن وآدم حسود گرفتار

مکن.(ش 494)

80= بار خدایا از تنبلی وسالخوردگی وگناه وبدهکاری وعذاب

قبر وعذاب آتش وعذاب دوزخ واز شر احساس بی نیازی به تو

پناه می برم ونیز از گرفتاری نیازمندی به تو پناه می برم.(ش 513)

81= بار خدایا از روزبد وازشب بد واز ساعت بد واز همسایه

بد در خانه اقامت به تو پناه می بر م.(ش 522)

82= شیطان سخت ترین وتواناترین یارانش را برای وسوسه

کسی گسیل می دارد که بات دارایش کار های شایسته انجام

می دهد.(ش 575)

83= بی گنان هراس انگیز ترین چیزی که بر جامعه ومردم خود بیم دارم پیشوایان گمراه گرند.(ش 587)

84= بی گمان سخت ترین پشیمانی در روز رساخیز ازآن کسی

است که آخرت خود را به دنیای دیگری فروخته است.(ش 589)

                                  

85= بی گمان هراس انگیز ترین چیزی که بر امت خود می ترسم انسان دوچهره چرب زبان است.(ش 588)

86= بی تردید پس از گناهان بزرگی که خدا از آن ها هشدار داده است سهمگین ترین گناه آن است که کسی بمیرد ووامی داشته

باشد اما سفارش وراهی برای پرداخت آن نگذارد.(ش598)

87= زمین هر روزهفتاد بار بانگ می زند که ای فرزندان آدم

هرچه می خواهید بخورید ودوست بدارید به خدا که من گوشت

وپوست شمارا خواهم خورد.(ش 610)

 

88= بی گمان نیکی وپیوند با بستگان عمر هار اطولانی

وشهرها را آباد وثروت ها را فراوان می کند گرچه انجام

دهندگان این دو کار شایسته بدکاران باشند.(ش 614)

89= بی تردید حیا وایمان قرین وهمراه یکدیگرند پس هنگامی که یکی از دو از کسی گرفته شد دیگری از پی آن خواهد رفت.

                                                                 (ش 618)

90= بی گمان نیک بخت واقعی کسی است که از فتنه ها دوری

جوید ونیز کسی  که آزمون گردد وشکیب پیشه سازد.(ش633)

91= بی گمان شیطان ها با پرچم ها ی خود به بازارها می روند

آن ها با نخستین فردی که به بازار وارد می شوند وبا آخرین نفر

بیرون می آیند .(ش 637)

92= بی گمان تخته سنگ لغزنده ای که پای دانشمندان بر آن

استوار نمی ماند بلای طمع ورزی است.(ش 647)

93= بی گمان راستی وراستگویی به نیکی راه می نماید ونیکی

به سوی بهشت وانسان سخن راست می گوید تا نزد خدا به ویژه

گی راست گویی نوشته می شود وبی تردید دروغ ودروغبافی به بدی راه می نماید وبدی به سوی دوزخ وبی گمان انسان دروغ

می گوید وادامه می دهد تا نزد خدا دروغ گو نوشته می شود.

                                                                  (ش 648)

 94=انسان یک تکه نان صدقه می دهد واین صدقه نزد خدا رشد

می کند و بزرگ می شود تا بسان کوه احد می گردد.(ش653)

95= بی گمان خشم از شیطان است وشیطان ازآتش آفریده شده

است وآتش به وسیله آب خاموش میگردد پس هنگامی که یکی

از شما دستخوش خشم گردید وضو سازد.(ش 660)

96= هنگامی که خدا بر مردمی خشمگین گردد وعذابی ویرانگر

ومسخ کننده بر زمین نفرستد قیمت کالاها یشان گران می شود

وباران را از آنان دریغ می دارد وبد ترین هارا به رهبری آنان

می گمارد.(ش675)

97= هنگامی که خدا بلایی از آسمان بر مردم روی زمین فرو

می فرستد آنان  رااز آباد کردن مساجد بر می گرداند.(ش682)

98= خدا خوشبو است وبوی خوش را دوست دارد وپاکیزه است

وپاکیزگی را دوست دارد وبزرگ منش است وبزرگ مکنشی را

دوست دارد وبخشنده است وبخشش را دوست دارد پس جلو

خانه های خود را پاکیزه وبهداشتی سازید وبسان یهود نباشید.

                                                                    (ش 703)

99= خدا رنج وحساسیت هم شوهری وهوو داری را بر زنان

نوشت وجهاد رابر مردان پس هر زنی از رویایمان وبه امید

پاداش خدا بر حساسیت هوو داری شکیب ورزد پاداشی بسان پاداش شهید خواهد داشت.(ش710)

100= خدا به خاطر انسان حق گرا وشایسته کردار بلا وآفت

را از صد خانه از همسایه های او دور می سازد.(ش728)

101= خدا ادامه دادن بر برادری ودوستی دیرینه را دوست

می دارد پس به دوستی دیرینه ادامه دهید.(ش751)

102= خدا تا زمانی که جان انسان به گلو نرسیده است توبه بنده اش را می پذیرد.(ش766)

                       

 103= خدا به وسیله لقمه ای نان ومشتی خرما وهمانند آن که

نیازمندی را سود بخشد سه نفررا به بهشت در می آورد صاحب

خانه ای را که به دادن آن فرمان دهد بانویی که آن را آماده

ساخته و خدمتگزاری که آن را به بینوا برساند وبخوراند.

                                                                    (ش760)

104= خدا می فرماید تا زمانی که بنده ام مرا یاد کند ولب هایش

به یاد ونام من بجنبد با او هستم.(ش768)

105= بی گمان خدا نزد زبان هر گوینده ای است پس بنده خدا

باید بترسد وببیند چه می گوید.(ش783)

106= خدا دردی فرود نیاورد جز آن که برای آن درمانی فرود

آورد هرکس آن را آموخت دانست وهرکس ندانست که ندانست مگر مرگ که برایش درمانی نیست .(ش789)

107= خدا چشمی را که به هنگام هجوم امواج کشش ها وهوس ها دقیق وباریک بین باشد وبه هنگام فرود شبهه ها درست نگر

باشد دوست می دارد وذات بی همتای او بخشیدن را دوست دارد

گرچه یک خرما باشد وشجاعت را دوست می دارد گرچه به کشتن ماری خطر خیز.(ش799)

108= خدا شما را از گفت وگوی بیهوده واز خشونت زبانی باز

می دارد. (ش809)

109= انسان با ایمان به وسیله شمشیر و زبان خود درراه خدا

مبارزه می کند. (ش 818)

110= زن از دنده کج بوجود آمده است اگر بخواهی آن را

راست کنی می شکنی پس با او مدارا کن وبه همراه او زندگی

راسعادتمندانه نما. (ش825)

111= بی گمان بهترین بندگان خدا آنانی هستند که به وعده های

خود وفا می کنند وخود را عطر اگین می کنند. (ش850)

112= در بهشت زیبای خدا نعمت هایی است که نه چشمی آنها

                                      

را دیده ونه گوشی شنیده ونه بر خاطر کسی گذشته است.(ش868)

113= شیطان دام ها وتله هایی دارد وبی گمان از دام ها وتله های او این است که انسان به وسیله نعمت های خدا مست ومغرور گردد وبه بخشش خدا ببالد ونسبت به بندگان خدا گردن

کشی وخود برتر بینی پیش گیرد ودر کار خدا از هوای دل پیروی

نماید. (ش 882)

114= من آن زنی را دشمن میدارم که دامان کشان از خانه اش

بیرون می رود تااز شوهرش شکایت کند. (ش 960)

115= تو را به پروای خدا در نهان وآشکار سفارش می کنم و

هنگامی که بدی کردی از پی آن نیکی کنی واز کسی چیزی نخواهی وامانتی مگیر ومیان دو تن داوری منما . (ش 972)

116= بر شما باد که از وام بپرهیزید چرا که وام مایه اندوه

شب وذلت روز است.(ش990)

117= زنانی که بدون حضور گواه وتنظیم عقد نامه ازدواج می کنند مورد اتهام قرار می گیرند وگاه از زنان نا پاکدامن شمرده

می شوند .(ش 1112)

118= صدقه دهید وبدانید که زمانی بر شما خواهد آمد که انسان به برکت صدقه اش راه می رود وآن کسی که صدقه را برای او

برده اند می گوید اگر دیروز آورده بودی می پذیرفتم اما مروز به

آن نیازی ندارم ودر نتیجه کسی را نمی یابد که صدقه را بپذیرد.

                                                             (ش 1152)

119= عملکرد انسان ها در روز دوشنبه وپنج شنبه بر خدا

ارائه می گردد وخدا لغزش هارا می آمرزد مگر گناه ستیزه جویان وکسانی را که پیوند های خویشاوندی را بگسلند.(ش1156)

120= در چهار هنگامه در های آسمان گشوده ودعا ها پذیرفته

                                

می گردد به هنگام رویارویی صف های مبارزان راه خدا وبه

هنگام فرود باران وهنگام نماز وبه هنگام دیدن کعبه.(ش1168)

121= چشم خود را از حرام ببندید ودست خود را از زور مداری

بازدارید وشرم گاهتان رااز حرام حفظ کنید تا بهشت را برای شما

تعهد نمایم.(ش1174)

122= توبه راستین از گناه آن است که هرگز به سوی گناه وقانون شکنی بازنگردی.(ش1211)

123= سه انسان هستند که خدا بهشت را بر آنان حرام ساخته است یکی میگسار ودیگری آن کسی که بر پدر ومادر ستم کند و

آن بی فرهنگی که پلیدی ونا پاکدامنی رادر خانواده اش بنگرد  و

نادیده گیرد.(ش1221)

124= سه چیز مایه نجات است نخست این که زبان خویشتن را نگاه داری وبرگناه خود گریه کنی وبه هنگام فتنه ها در خانه ات جای گیری. (ش 1270)

125= سه کار است که هر کس انجام دهد خطا کار ومجرم است هر کس پرچمی جز در راه حق وعدالت بر افراشته دارد ویا با

پدر ومادرش بد منشی وبد رفتاری کند ویا به همراه زورمدار وبیدادگری گام سپارد تا اورا یاری کند. (ش 1273)

126= دو خصلت است که در انسان دوچهره گرد نمی آید خوشنامی ودانایی وژرف نگری در دین خدا.(ش1445)

127= خدا انسان را برسه صنف آفرید صنفی بسان چهار پایان

صنفی بدنشان بسان آدمیان است وروحشان بسان روح شیطان ها وصنفی که آن روزی که سایه ای جز سایه لطف ورحمت خدا

نیست در سایه سار مهر او هستند. (ش1451)

128= به هنگام وضو میان انگشتان خود فاصله دهید تا خدا به

وسیله آتش دوزخ میان آن ها فاصله نیفکند. (ش 1455)

 129= پنج چیز از رخدادهای مصیبت بار دنیا ست مرگ دوست

خوب و تلف شدن دارایی وسرزنش دشمنان وانهادن دانش وخرد

وگرفتار شدن به زن بد منش وبد رفتار. (ش 1458)

130= بهترین جامعه وامت من دانشمندان آن است وبهترین دانشمندان آن پر مهر ترین آنان وبه هوش باشید که خدا پیش از آنکه یک گناه نادان را بیامرزد چهل گناه دانشمند را می آمرزد

وبدانید که دانشمند مهربان در روز رستاخیز می آید ودر حالی که

نور او فاصله میان باختر تا خاور را بسان روشنی ستارگان نور

باران ساخته است در میان فروغ خود راه می رود. (ش 1470)

131= دعا به آن چه فرود آمده وآن چه فرود نیامده است سود می رساند پس ای بندگان خدابر شما باد به دعا ونیایش.(ش1592)

132= قلم حسالب وبازخواست از سه تن برداشته شده است از

دیوانه ای که قدرتی بر به کار گیری خرد خویش ندارد تا بهبود

یابد واز کسی که خواب است تا بیدار شود واز کودک تابه رشد

خویش برسد. (ش 1667)

133= از فرشته وحی پرسیدم آیا پروردگارت را می بینی ؟ او

گفت میان من واو فتاد پرده نوری است که اگر نزدیک ترین آن

ها را بنگرم خواهم سوخت.(ش 1716)

134= یک ساعت وقت وفرصت ارزشمند دانشمندی که بر جایگاه خود نشسته است وبر دانش وکتاب خویش می نگرد از

هفتاد سال عبادت عابد بهتر است .(ش 1724)

135= کسی که دانشی بیاموزد ویا نهری جاری سازد ویا چاهی

بکند ویا خرمایی بکارد یا مسجدی بسازد یا قرآن وتفسیری به ارث گذارد یا فرزندی به جا نهد که پس از مرگ انسان نیز به سود وی ادامه می یابد این کارها پاداش آنها پس از مرگ در حالی که او در گور خفته است به حساب او واریز می گردد.

                                                 (ش 1730)

  136= جسم انسان سالخورده به ناتوانی می گراید اما دل او در

عشق دو چیز جوان است در عشق عمر دور ودراز در عشق ثروت وامکانات .(ش 1827)

137= وامدار وبدهکار در گور خویش در غل وزنجیر است وجز پرداخت بدهی او غل وزنجیر را از او بر نمی دارد ونمی

گشاید .( ش 1829)

138= با خویشاوندان خود پیوند کنید وهمسایگی آن ها را

انتخاب نکید که همسایگی میان شما کینه ها پدید می آورد.

                                                                 (ش1843)

139= نمازت را در برابر خدا ترسان بگذار چنان که گویی

خدای را می بینی چرا که اگر تو اورا نمی بینی او تورا می بیند

واز آن چه دردست مردم است نومید باش وبی نیاز زندگی نما

واز انجام آنچه باید پوزش خواست بپرهیز. (ش 1844)

140= گمشده انسان با ایمان دانش است هر گاه حدیثی را به

بند کشد وفرا گیرد حدیثی دیگرگمشده ومطلوب او می گردد.

                                                              (ش1889)

141= خنده ای که خدا دوست دارد آن است که انسان بر روی

برادر خود از شوق دیدارش لبخند زند اما خنده ای که خدا آن

را دشمن می دارد آن است که انسان سخنی خشن ونادرست

بر زبان آورد تا بخندد ودیگران را بخنداند وبه کیفر آن هفتاد پاییز در دوزخ سرنگون گردد. (ش 1892)

142= خوشا بر آن که عیب هایش اورا از عیب های مردم

باز دارد واز ثروتی که از راه عادلانه فراهم آورده است انفاق کند وبا دانشمندان وفرزانگان معاشرت نماید واز اهل ذلت وگناه دوری گزیند. (ش 1917)

143= بر شما با د خوردن مویز چرا که خوردن آن صفرا را

غلیظ می کند وبلغم را می برد واعصاب را نیرومند می سازد

                          

وکند ذهنی را در مان واخلاق را نیکو می کند وجان را پاک

واندوه را از میان می برد. (ش 1973)

144= دانشمنمد ودانش در بهشت هستند پس هنگامی که دانشمند به دانش خود عمل نکند دانش وعمل شایسته در

بهشت هستند ودانشمند در آتش شعله ور دوزخ.(ش 2002)

145= زنای دو چشم نگاه ناروا وزنای دو گوش شنیدن بی جا وزنای زبان سخن نادرست است وزنای دست خشونت وبیداد

وزنای پا ها گام برداشتن به سوی ستم وگناه است . قلب انسان

هوس می کند وآرزو می پرورد وعضو جنسی او گناه را انجام

می دهد ویا نمی دهد.(ش 2122)

146= هر کار پسندیده ای دهش وصدقه است وآن چه هر مسلمانی ازدارایی اش برای خود وخاندانش هزینه می کند برای

او پاداش صدقه نوشته می شود وهر آن چه به وسیله آن آبروی

خود را پاس می دارد نیز برای او به عنوان صدقه خواهند داشت. (ش 2173)

147= در این جهان چنان باشد که گویی غریب وتنهایی ویا

رهگذر هستی وخود را از مردگان به حساب آور. (ش 2186)

148= آدم هوشمند کسی است که بر خود مسلط باشد ودر این

جهان برای جهان پس از مرگ کار وتلاش کند وآدم نا توان کسی

است که هوای دل خود را پیروی نماید واز بارگاه خدا بر آمدن

آرزوها را آرزو کند. (ش 2197)

149= این حقیقت که یکی از شما ریسمان خود را بر گیرد وبه

کوه رود وهیزم گرد آورد وبفروشد وبخورد وصدقه بدهد برایش

بهتر از آن است که از مردم چیزی تقاضا نماید. (ش 2208)

150= خدا شراب ونوشنده وساقی آن فروشنده وخریدار آن و

فشارنده وجابه جا کننده آن وگیرنده وخورنده بهای آن را لعنت

  کرده است .(ش 2229)

151= بیان نیک به بسیاری سخن نیست بلکه در بحث وپژوهش در آن چیز هایی است که خدا وپیامبرش دوست می دارند ولکنت زبان به گرفتگی آن نیست بلکه از ناچیزی عرفان و

شناخت است .(ش 2376)

152= جهاد آن نیست که انسان درراه خدا شمشیربزند بلکه جهاد وتلاش واقعی کار آن کسی است که بار زندگی را پدر ومادر

وفرزندش را به دوش می کشد ونیز کار آن کسی است که بار زندگی خود را بدوش میکشد تا از مردم بی نیاز گردد. (ش 2377)

153= باید انسان برادرش را چه ستمکار وچه ستمدیده یاری

کند اگر ستمکار بود اورا از ستم باز دارد که این در حقیقت یاری

اوست واگر ستمدیده است اورا یاری نماید تا حقوق خویش را

دریابد. (ش 2422)

154= بر انسان با ایمان رنج وسختی وبیماری وگرفتاری و

اندوهی نمی رسد جز آنکه خدا به وسیله آن از گناهان او بزداید.

                                                           (ش 2590)

155= کسی که گفتارش بسیار گردد لغزش او نیز افزونی می یابد وکسی که لغزشش فزونی یابد گناهان او بسیار می گردد و

هر کسی گناهانش بسیار گردد دوزخ برای او زیبنده ترخواهدشد.

                                                           (ش 2751)

156= کسی که بدون دعوت به سوی سفره وغذایی برود در

حقیقت دزدانه رفته است وبا عار وننگ بیرون آمده است.(ش2767)

157= کسی که دهان وشرمگاه خود را از ناروا حفظ کند به

بهشت خدا در خواهد آمد. (ش 2857)

158= کسی که در دارایی ویا جسم خود به بلایی دچارگردد وآن

را پوشیده دارد وشکایت آن گرفتاری وبلا را نزد مردم نبرد بر

خدا بایسته است که اورا مورد آمرزش قرار دهد. (ش 2950)

159= از شما مردم آن کسی که کار ناپسندی ببیند باید آن رابا

رعایت همه مقررات به دست خود دگرگون سازد واگر نتوانست

باید با زبان خویش دگرگون کند واگر نتوانست باید با قلب واندیشه خود چنین کند که کمترین درجه ایمان همین مرحله است

                                                        (ش 3010)

160= کسی که بدون دانش وآگاهی عمل کند بیشتر از آنچه

سامان می دهد ومی سازد تباهی پدید می آورد.(ش 3058)

161= از نشانه های نزدیک شدن رستاخیز دشنام گویی وزشت

کرداری وگسستن از خویشاوندان وبر چسب خیانت زدن به

امانت داران وامانتدار پنداشتن وامانتدار جازدن خیانتکاران

است. (ش 3072)

162= مرض وبیماری تازیانه خدا بر روی زمین است که به

وسیله آن به بندگانش ادب می آموزد.(ش 3101)

163= انسان با ایمان با مردم معاشرت می کند وبر اذیت وآزار

آنان شکیب می ورزد وبرتر از آن ایمان داری است که نه با

مردم معاشرت می کند ونه در برابر اذیت آنان شکیب می ورزد.

                                                           (ش 3108)

164= با تاخیر پرداختن وام وبدهی مقرر بخشی از حق کشی و

بیدادگری است .(ش 3116)

165= مرکب قلم دانشمندان را با خون شهیدان راه آزادی وزن

نمودند واولی از دومی سنگین تر شد. (ش 3181)

166= برخی از شما خس را در چشم برادرش می بیند ولی تنه

درخت رادر چشم خویش نادیده می گیرد. (ش 3208)

167= انسان با ایمان هر منش واخلاقی راکه در آن خیانت ودروغ پردازی نباشد می تواند بپذیرد.(ش 3214)

                                                                پایان

نوشته شده توسط ا.سلکی  | لینک ثابت |

قانون تجارت سه شنبه چهارم آبان 1389 15:1
                          

                                             || بسم االه الرحمن الرحیم||

                                                     || قانون تجارت||

               

                                                                    (1)

                                                      ||  مقدمه  ||

 با  توکل به رب العالمین وتوسل به امام زمان (ع) این محتوا

را تقدیم می دارم با این سخن از امام صادق (ع) که فرموده اند : به زودی زمانی بر مردم خواهد رسید که مالکیت وتکبر وستم وثروت به دست نیاید مگر با غصب وخست ودوستی

مردم حاصل نشود مگر با ازدست دادن دین وپیروی هوای

نفس پس هر کس آن زمان را در یابد وبر نداری وفقر صبر کند در حالی که بر ثروت داشتن توانایی داشته باشد وبر

دشمنی صبر کند در حالی که می تواند جلب محبت نماید وبر

خواری وذلت صبر کند در حالی که بر عزیز شدن قادر باشد

خدا به اوثواب پنچاه صدیق از تصدیق کنندگان مرا می دهد.

هم چنین می فرمایندهرگاه دولت باطلی بود به دنبال آن باش که با هرکس تقیه داریو با تحیت وسلام مواجه شوی زیرا هرکس معترض این دولت شود خود را به کشتن داده وبه  هلاکت انداخته است .

همانا رب می فرماید خودتان را با دست خود به مردن و

هلاکت نیاندازید.همانا هر کس منتظر امر ظهور باشدوصبر کند بر آنچه از اذیت وترس می بیند درآن دنیا با ماست.

 در این مجموعه آرا ووحدت رویه دیوان عالی کشور وشعب دیوان عالی وآیین نامه ها ی مربوط به مواد قانون ونظریات

شورای نگهبان گرد آوری شده است.

این محتوا را تقدیم به کلیه تجار جزء وکل وشهدای این قشر

وادارات وابسته آنها می دارم با تذکر آیه قرآن که وای بر

کم فروشان.

                                                                        (2)

                                                                 ||تاجر||

تاجر کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجارتی قرار دهد.

                                                     || معامله تجارتی||

خرید یا تحصیل هر نوع مال منقول به قصد فروش یا اجاره ویا تصدی به حمل ونقل از زاه خشکی یا آب وهوا وهر قسم عملیات دلالی یا حق العمل

کاری وتاسیس وبه کار انداختن هر قسم کارخانه مشروط براین که برای

رفع حوائج شخصی نباشد وتصدی عملیات جراحی ونمایشگاه وصرافی

وبانکداری ومعامله برواتی وبیمه وکشتی سازی وکشتی رانی همه معاملات تجارتی  هستند.

                                                       || دفاتر تجارتی||

هر تاجری به جز کسبه جزء باید دفتر روزنامه ودفتر کل ودفتر دارایی و

دفتر کپیه داشته باشد.

در دفتر روزنامه باید همه روزه مطالبات ودیون وداد وستد ها باشد

ودردفتر کل تاجر باید کلیه معاملات را هفته ای یک بار بنویسد ودر دفتر

دارایی باید هر سال صورت جامعی از کلیه دارایی منقول وغیر منقول را

به ریز بنویسد ودر دفتر کپیه باید کلیه مراسلات ومخابرات وصورت حساب

های صادره را بنویسد.

                                                      || دفتر ثبت تجارتی||

در نقاطی که وزارت عدلیه مقتضی بداند دفتر ثبت تجارتی تاسیس کند کلیه تاجران آنجا اغم ازایرانی  یا خارجی باید درمدت مقرر اسم خود را آنجا ثبت کنند والا جزای نقدی دارد.

                                                      || شرکت تجارتی||

شرکت های تجارتی عبارتند از سهامی وشرکت با مسئولیت محدود وشرکت

تضامنی وشرکت مختلط غیر سهامی وشرکت مختلط سهامی وشرکت نسبی وشرکت تعاونی تولید ومصرف.

شرکت سهامی سرمایه آن به سهام تقسیم شده ومسئولیت صاحبان سهام

محدود به مبلغ اسمی سهام آنها ست.

شرکت با مسئولیت محدود شرکتی است که بین دونفر یا چند نفر برای

امور تجارتی تشکیل شده وهر یک از شرکا بدون اینکه سرمایه به سهام

یا قطعات سهام تقسیم شده باشد فقط تا میزان سرمایه خود در شرکت

مسئول قروض وتعهدات شرکت است.

شرکت تضامنی شرکتی است که در تحت اسم مخصوصی برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسئولیت تضامنی تشکیل می شود .

                                                                 (3)

شرکت مختلط غیر سهامی شرکتی است که برای امور تجارتی در تحت

اسم مخصوصی بین یک یا چند نفر شریک ضامن ویک یا چند نفر شریک

با مسئولیت محدود بدون انتشار سهام تشکیل می شود.

در شرکت مختلط سهامی تحت اسم مخصوصی بین یک عده شرکا سهامی

ویک یا چند نفر شریک ضامن تشکیل می شود .

شرکت نسبی که برای امور تجارتی در تحت اسم مخصوصی بین دو یا چند

نفر تشکیل ومسئولیت هریک از شرکا به نسبت سرمایه ای است که در

شرکت گذاشته اند.

شرکت تعاونی شرکتی است که بین عده ای از ارباب حرف تشکیل می شود

وشرکا مشاغل خود را برای تولید وفروش اشیا یا اجناس بکار می برند.

                                                       || تبدیل سهام||

هر گاه شرکت بخواهد به موجب مقررات اساسنامه یا بنا به تصمیم مجمع

عمومی فوق العاده سهامداران خود سهام بی نام شرکت را به سهام با

نام ویا آنکه سهام با نام را به سهام بی نام تبدیل نماید باید بر مراتب رادر

روزنامه کثیر الانتشار سه نوبت به فاصله پنج روز منتشر کند .

                                                         || اوراق قرضه||

شرکت سهامی عام می توانئد تحت شرایط مندرج در این قانون اوراق

قرضه منتشر کند این اوراق ورقه های قابل معامله ای است که معرف

مبلغی وام است با بهره معین .

                                                      || مجامع عمومی||

مجمع عمومی شرکت سهامی از اجتماعی صاحبان سهام تشکیل می شود

مقررات مربوط به حضور عده لازم برای تشکیل مجمع عمومی وآرا لازم

جهت اتخاذ تصمیمات در اساسنامه معین خواهد شد .

                                                       || هیئت مدیره||

شرکت سهامی به وسیله هیئت مدیره ای که از بین صاحبان سهام انتخاب

شده وکلا یا بعضا قابل عزل می باشند اداره خواهد شد وعده اعضا نباید

از پنج نفر کمتر باشد.

                                                       || بازرسان||

مجمع عمومی عادی درهرسال یک یا چند بازرس انتخاب مس کند تا بر

طبق این قانون به وظایف خود عمل کند انتخاب بازرس یا بازرسان بلامانع است.

                                            || تغییرات در سرمایه شرکت||

سرمایه شرکت را می توان از طریق صدور سهام جدید ویا از طریق بالا

بردن مبلغ اسمی سهام موجود افزایش داد.

                                                            (4)

                

                                                || انحلال وتصفیه||

شرکت سهامی وقتی که موضوعی را که برای آن تشکیل شده انجام داده

یا انجام آن غیر ممکن شده باشد ودر صورت ورشکستگی یا در صورتی که برای مدت معین تشکیل گردیده ومدت آن منقضی شده وهر موقع که صاحبان سهام به هر علتی رای به انحلال شرکت بدهند ویادر صورت

حکم قطعی دادگاه در تمام موارد بالا منحل می شود.

                                            || حساب های شرکت ||

هیات مدیره شرکت باید پس از انقضای سال مالی صورت دارایی ودیون

شرکت را در پایان سال وهم چنین تراز نامه وحساب عملکرد وحساب سود

وزیان شرکت را به ضمیمه گزارشی در باره فعالیت ووضع عمومی شرکت طی سال مالی مزبور تنظیم کند .

                                                 || مقررات جزایی ||

اشخاص زیر به حبسی تادیبی از سه ماه تا دوسال یا به جزای نقدی از

بیست هزار ریال تا دویست هزار ریال یا به هر دومجازات محکوم خواهند

شد 1- هرکس که عالما وبر خلاف واقع پذیره نویسی سهام را تصدیق

کند یا بر خلاف مقررات این قانون اعلامیه پذیره نویسی منتشر کند.

2- هرکس در ورق سهم یا نام یا گواهینامه موقت سهم مبلغ پرداخت شده

 را بیش از آنچه که واقعا پرداخت شده قید کند.

3- هرکس از اعلام مطالبی که طبق مقررات این قانون باید به مرجع ثبت

شرکت ها اعلام کند خودداری کند 4- هرکس سهام یا قطعات سهام را قبل

از به ثبت رساندن شرکت ویادرصورتی که ثبت شرکت مزورانه انجام شده باشد صادر کند 5- هر کس سهام یا قطعات سهام را بدون پذیره نویسی

کلیه سرمایه ونادیه حداقل سی وپنج در صد آن ونیز تحویل کلیه سرمایه

غیر نقد صادر کند 6- هر کس قبل از پرداخت کلیه مبلغ اسمی سهم سهام

بی نام یا گواهی نامه موقت بی نام صادر کند.

 

                           || مقررات مختلفه مربوط به شرکت های سهامی||

هرگاه مقررات قانونی در مورد تشکیل شرکت سهامی یا عملیات آن یا

تصمیماتی که توسط هر یک از ارکان شرکت اتخاذ می گردد رعایت نشود

بر حسب مورد بنا به درخواست هر ذی نفع بطلان شرکت یا عملیات یا

تصمیمات مذکور به حکم دادگاه اعلام خواهد شد لیکن موسسین  و مدیران

وبازرسان وصاحبان سهام شرکت نمی توانند در مقابل اشخاص ثالث به

این بطلان استناد کنند.

                                                                  (5)

                                                  || مقررات مختلفه||
مدت زمان مرور زمان در دعاوی اشخاص ثالث بر علیه شرکا یا وراث آنها

راجع به معاملات شرکت پنج سال است ومبدا زمانی روزی است که انحلال

شرکت یا کناره گیری شریک یا اخراج اواز شرکت در اداره ثبت به ثبت

رسیده ودر مجله رسمی اعلان شده باشد.

                                                        || برات ||

برات علاوه بر امضا یا مهر برات دهنده باید دارای شرایط ذیل باشد-قید کلمه برات در روی ورقه - تاریخ تحریر-اسم شخصی که باید برات را تادیه کند- تعیین مبلغ برات- تاریخ تادیه وجه برات –مکان تادیه وجه برات اعم از این که محل اقامت محال علیه باشد یا محل دیگر –اسم شخصی که برات

در وجه یا حواله کرد او پرداخته می شود – تصریح به این که نسخه اول

یا دوم یا سوم یا چهارم الخ باشد.

                                                || ظهر نویسی برات||

ظهر نویس دارنده  براتی است که در صدد انتقال برات به شخص دیگر

می باشد ویا ظهر نویس باید مراتب انتقال برات به شخص مورد نظر خود

اعم از این که شخص مذکور حامل باشد یا شخص معین قید نماید.

 

                                               || مسئولیت برات دهنده ||

برات دهنده وکسی که برات را قبول کرده وظهر نویس ها در مقابل دارنده

برات مسئولیت تضامنی دارند دارنده برات در صورت عدم تادیه واعتراض

می تواند به هر کدام از آنها که بخواهد منفرد یا به چند نفر یا به تمام آنها

مجتمعا رجوع نماید .

                                                    || پرداخت برات||

پرداخت وجه برات یا پول خارجی تجویز شده وپرداخت تعهدات بارز با

رعایت مقررات ارزی مجاز می باشد .

                                   || تادیه وجه برات به واسطه شخص ثالث||

هر شخص ثالثی می تواند از طرف برات دهنده یا یکی از ظهر نویس ها وجه برات اعتراض شده را کار سازی نماید دخالت شخص ثالث وپرداخت

وجه باید در اعتراض نامه یا در ذیل آن قید شود.

                                            || حقوق ووظایف دارنده برات||

نسبت به برواتی که وجه آن باید در ایران به رویت یا به وعده از رویت

تادیه شود اعم از این که برات درایران صادر شده باشد یا در خارجه دارنده

                                                            (6)

 برات مکلف است پرداخت یا قبولی آنرا در ظرف یک سال از تاریخ برات

مطالبه نماید والا حق رجوع به ظهر نویس ها وهم چنین به برات دهنده که

وجه برات را به محال علیه رسانده است نخواهد داشت.

                                                               || فته طلب||

فته طلب سندی است که به موجب آن امضا کننده تعهد می کند مبلغی در

موعد معین یا عند المطالبه در وجه حامل یا شخص معین ویا به حواله کرد آن شخص کار سازی نماید.

                                                               || چک||

چک نوشته ای است که به موجب آن صادر کننده وجوهی را که در نزد محال علیه دارد کلا یا بعضا مسترد یا به دیگری واگذار می نماید.

در چک باید محل وتاریخ صدور قید شد ه باشد وبه امضای صادر کننده

برسد وپرداخت چک نباید وعده داشته باشد.

چک ممکن است در وجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد باشد .

                                                         || مرورزمان||

دعاوی راجعه به برات وفته طلب وچک که از طرف تجار یا برای امور

تجارتی صادر شده پس از انقضای پنج سال از تاریخ صدور اعتراض نامه

ویا آخرین تعقیب قضایی در محاکم مسموع نخواهد بود مگر اینکه در ظرف این مدت رسما اقرار به دین واقع شده باشد.

                                                  || اسناد در وجه حامل||

دارنده هر سند دروجه حامل مالک وبرای مطالبه وجه آن محق محسوب

می شود مگر درصورت ثبوت خلاف معذالک اگر مقامات صلاحیت دار

قضایی یا پلیس تادیه وجه آن سند را منع کند تادیه وجه به حامل مدیون را نسبت به شخص ثالثی که ممکن است سند متعلق به او باشد بری نخواهد

بود.

                                                            || دلالی||
دلال کسی است که درمقابل اجرت واسطه انجام معاملاتی شده یا برای

کسی که می خواهد معاملاتی نماید طرف معامله پیدا می کند اصولا قرار

داد دلالی تابع مقررات راجع به وکالت است.

هر دلال باید دفتری داشته باشد وکلیه معاملات را که به دلالی او انجام

گرفته با اسم متعاملین ومالی که موضوع معامله است ونوع معامله و

شرایط معامله  وعوض مالی که باید پرداخته شود وامضا طرفین معامله

درآن نوشته شود واین دفتر تابع کلیه مقررات راجع به دفتر های تجارتی

است.

                                                                  (7)

                                                   || حق العمل کاری||

حق العمل کار کسی است که به اسم خود ولی به حساب دیگری معاملاتی کرده ودر مقابل حق العملی دریافت می دارد.

مخارجی که حق العمل کار کرده وبرای انجام معامله ونفع امر لازم بوده

 وهم چنین هر مساعده ای که به نفع امر داده باشد باید اصلا ومنفعتا

به حق العمل مسترد شود.

                                                  || قرار داد حمل ونقل ||

متصدی حمل ونقل کسی است که در مقابل  اجرت حمل اشیا را به عهده

می گیرد وقرارداد حمل ونقل تابع مقررات وکالت خواهد بود


                                                        || ضمانت ||

ضامن وقتی حق دارد از مضمون له تقاضا نماید که بدوا به مدیون اصلی

رجوع کرده ودر صورت عدم وصول طلب به او رجوع نماید که بین طرفین

این ترتیب مقرر شده باشد.

                                                      || ورشکستگی||

ورشکستگی تاجر یا شرکت تجارتی در نتیجه توقف از تادیه وجوهی که

بر عهده اوست حاصل می شود وحکم ورشکستگی تاجری را که حین الفوت در حال توقف بوده تا یک سال بعد از مرگ او نیز می تواند صادر

نمود.

                                        || اعلان ورشکستگی واثرات آن||

تاجر باید ظرف سه روزاز تاریخ وقفه ای که در تادیه قروض یا سایر

تعهدات نقدی او حاصل می شود توقف خود را به دفتر محکمه بدایت محل

اقامت خود اظهار نموده صورت حساب دارایی وکلیه دفاتر تجارتی خود

را به دفتر محکمه مزبور تسلیم نماید.

                                                          || ناظر||

در حکمی که به موجب آن ورشکستگی تاجر اعلام می شود محکمه یک نفر را به سمت عضو ناظر معین خواهد کرد.ناظر مکلف به نظارت در امور

راجعه به ورشکستگی وسرعت جریان آن است.

                                                       || مدیر تصفیه||
محکمه درضمن حکم ورشکستگی یا منتها درظرف پنج روز پس از صدور

حکم یک نفر را به سمت مدیریت تصفیه معین می کند.

اقدامات مدیر تصفیه برای تهیه صورت طلب کاران واخطار به آنها ومدتی

که در آن مدت طلب کاران باید خود را معرفی نمایند وبه طور کلی وظایف

مدیر تصفیه علاوه بر آن قسمتی که به موجب این قانون معین شده بر طبق

                                                             (8)

 نظام نامه ای که از طرف وزارت عدلیه تنظیم می شود معین خواهد شد.

                                          || رفع توقیف وترتیب صورت دارایی||

مدیر تصفیه پس از تقاضای رفع توقیف شروع به تنظیم صورت دارایی

نموده وتاجر ورشکسته را هم در این موقع احضار می کند ولی عدم حضوراو مانع از عمل نیست .

                                                    || اقدامات تامینیه ||

مدیر تصفیه مکلف است ز روز شروع به ماموریت اقدامات تامینیه برای

حفظ حقوق تاجر ورشکسته نسبت به مدیونین اوبه عمل آورد.

                                         || در تشخیص مطالبات طلب کاران||

پس از صدور حکم ور شکستگی طلب کاران مکلف هستند در مدتی که به

موجب اخطار مدیر تصفیه در حدود نظام نامه وزارت عدلیه معین شده اسناد طلب خود یا سواد مصدق آن را به انضمام فهرستی که کلیه مطالبات

آن ها را معین می نماید به دفتر دار محکمه تسلیم کرده قبض دریافت کنند.

                                          || دعوت طلب کاران ومجمع عمومی ||

عضو ناظر در ظرف هشت روز از تاریخ موعدی که به موجب نظامنامه

مذکور در ماده 467معین شده به توسط دفتر دار محکمه کلیه طلب کارانی

را که طلب آنها تشخیص وتصدیق یا موقتا قبول شده برای مشاوره در

انعقاد قرارداد ارفاقی دعوت می نماید موضوع دعوت مجمع عمومی

طلب کاران در رقعه های دعوت واعلانات مندرجه در جراید باید تصریح

شود.

                                                  || اثرات قرارداد ارفاقی||
همین که قرارداد ارفاقی تصدیق شد نسبت به طلب کارانی که در اکثریت

بوده اند یا در ظرف ده روز از تاریخ تصدیق آن را امضا نموده اند قطعی

خواهد بود ولی طلب کارهایی که جزو اکثریت نبوده وقرارداد راهم امضا

نکرده اند می توانند سهم خود را موافق آنچه از دارایی تاجربه طلب کارها

می رسد مطالبه کنند لیکن حق ندارنددر آتیه از دارایی تاجر ورشکسته

بقیه طلب خود را مطالبه کنند مگر پس از تادیه تمام طلب کسانی که در

قرار داد ارفاقی شرکت داشته یا آن را در ظرف ده روز مزبور امضا

نموده اند.

                                     || حق تقدم در طلب کار اموال غیر منقول||

                                                                     (9)

اگر تقسیم وجوهی که از فروش اموال غیر منقول حاصل شده قبل از تقسیم

دارایی منقول یا در همان حین به عمل آمده باشد طلب کارانی که نسبت به

اموال غیرمنقول حقوقی دارند وحاصل فروش اموال مزبور کفایت طلب آنها

راننموده است نسبت به بقیه طلب خود جز غرماء معمولی منظور واز وجوهی که برای غرماء مزبور مقرر است حصه می برند مشروط براین که

طلب آنها به طوری که قبلا مذکور شده تصدیق شده باشد.

                                                    || فروش اموال منقول||

پس از وضع مخارج اداره امور ورشکستگی واعانه ای که ممکن است به تاجرورشکسته داده شده باشد وجوهی که باید به صاحبان مطالبات ممتاز

تادیه گردد مجموع دارایی منقول بین طلبکاران به نسبت طلب آنها که قبلا

تشخیص وتصدیق شده است تقسیم خواهد شد.

                                                     || در دعوی استرداد||
اگر قبل از ورشکستگی تاجر کسی اوراق تجارتی به او داده باشد که وجه

آن راوصول وبه حساب صاحب سند نگاه دارد ویا به مصرف معینی برساند

ووجه اوراق مزبور وصول یا تادیه نگشته باشد واسناد عینا در حین ور

شکستگی درنزد تاجر ورشکسته موجود باشد صاحبان آن می توانند عین

اسناد را استرداد کنند.

                                                    || ورشکستگی به تقصیر||

تاجر در صورتی که محقق شود نسبت به سرمایه خود مبالغ عمده صرف معاملاتی کرده که در عرف تجارت موهوم یا نفع آن منوط به انفاق محض

است ویا به قصد تاخیر انداختن ورشکستگی خود خریدی بالاتریا فروشی

نازلتر از مظنه روز کرده ویا یکی از طلب کاران پس از تاریخ توقف بر

سایرین ترجیح داده وطلب اورا پرداخته است در این صورت ورشکسته

به تقصیر اعلان می شود.

                                                      || ورشکستگی به تقلب||

هر تاجر که دفاتر خود را مفقود نموده یا قسمتی از دارایی خود را مخفی کرده یا به طریق مواضعه ومعاملات صوری از بین برده وهم چنین هر

تاجر ورشکسته که خود را به وسیله اسناد ویا به وسیله صورت دارایی

وقروض به طور تقلب به میزانی که در حقیقت مدیون نمی باشد مدیون

قلمداد نموده است ورشکسته به تقلب اعلام ومطابق قانون جزا مجازات

می شود.

                                                          || اعاده اعتبار||

هر تاجر ورشکسته که کلیه دیون خود را با متفرعات ومخارجی که به آن

تعلق گرفته است کاملا بپردازد حقا اعاده اعتبار می نماید.ثبت اسم تجارتی

اختیاری است مگر در مواردی که وزارت عدلیه ثبت آن را الزامی کند.پایان

                                                                   (10)

 

نوشته شده توسط ا.سلکی  | لینک ثابت |