سوره 46 و تفسیر آن
سوره 46
سورة الاحقاف
بسم الله الرحمن الرحیم
حم(1) تَنزیلُ الکتََبِ مِنَ اللهِ العَزیِز الحَکِیمِ (2) مَا خَلَقنَا السَّمَواتِ وَالاَرضَ وَمَا
بَینَهُمَا اِلَّا بِالحَقِ وَاَجَلٍ مُّسَمَّی وَاالَّذِینَ کَفَرُوا عَمَّا اُنذِرُوا مُعرِضُونَ (3) قُل اَرَءیتُم
مَّاتَدعُونَ مِن دُونِ اللهِ اَرونِی مَا ذَااخَلَقُوا مِنَ الاَرضِ اَم لَهُم شِرکٌ فِی السَّمَوَتِ آَئتُوِنی
بِکِتَبٍ مِّن قَبلِ هَذَآ اَواَثَرَةٍ مِّن عِلمٍ اِن کُنتُم صَدِقِینَ (4) وَمَن اَضَلُّ مِمَّن یَدعُوا مِن دُونِ
اللهِ مَن لا یَستَجِیبُ لَهُ اِلَی یَومِ القِیمَةِ وَهُم عَن دُعَآ ئِهِم غَفِلُونَ (5)وَاِذَآ حُشِرَالنَّاسُ
کَانُوا لَهُم اَعدَآءٌ وَکَانُوا بعِبَادَتِهِم کَفِرینَ (6) وَاِذَا تُتلَی عَلَیِهم ءَایَتُنَآ یَیِنَتٍ قَالَ الذَّینَ
کَفَروُا لِلحَقِ لَمَّاجَآءَهُم هَذَآ سِحرٌ مُّبینٌ (7) اَم یَقُولُونَ اقتَرئَهُ قُل اِنِ اقتَرَیتُهُ فَلَا تَملِکُونَ
لی مِن الله ِ شَیئٌا هُوَ اَعلُمُ بِمَا تُفیضُونَ فِیهِ کَفَی بِهِ شَهیدَا بَینِی وَ بَینَکُم وَهِوَ الغَفُور
الرَّحیمُ (8)قُل مَاکُنتُ بِدعٌا من الرُّسُلِ وَمَآ اَدرِی مَا یُفعلُ بِی وَلَا بِکُم اِن اَتَّبعُ اِلَّا مَآ یُوحَی
اِلَیَّ وَمَآ اَنَا اِلَّا نَذِیرٌ مُّبینٌ (9) قُل اَرَءَیتُم اِن کَانَ مِنّ عِندِاللهِ وَکَفَرتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن
بَنِی اِسرَء یلَ عَلَی مِثلِهِ فَاَمَنَ و استَکیَرتُم اِنَّ اللهَ لَآ یَهدِی القَومَ الظلِمِینَ (10) وَقَالَ
الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذینَ ءَ امَنُوا لَو کَانَ خَیراٌ مَّاسَبَقُو نَا اِلَیهِ وَاِذلَم یَهتَدُوا یِهِ فَسَیَقُولُونَ هَذَآ اِفکٌ
قَدِیمٌ (11) وَمِن قَبلِهِ کِتَبُ مُوسَی اِمَامٌا وَرَحمَةٌ وَُهَذَآ کِتَبٌ مُّصَّدِقٌ لِّسَآ نٌا عَرَبیٌّا لِّیُنذِرَ الَّذینَ
ظَلَمُوا و َبُشرَی للمُحسِنِینَ (12) اِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا الله ثُمَّ استَُقَمُوا فَلَا خَوفُ عَلَیهِم وَلَا
هُم یَُحزَنُون (13) اُولَئکَ اَصحَبُ الجَنَّةِ خَلِدِینَ فِیهَا جَزَآءَ بِمَا کَانُوا یَعمَلُونَ (14) وَوَصَّینَا
الاِنسَنَ بِوَلِدَیّهِ اِحسَنٌا حَمَلتهُ اُمُّهُ کُرهٌَا وَوَضعَتهُ کُرهٌا وَحَملُهُ وَفِصَلُهُ ثَلَثُونَ شَهرٌا حَتَّی
اِذَآ بَلَغَ اَشُدَّهُ وَبَلَغَ اَربَعِینَ سَنَةٌ قَالَ رَبِّ اَوزِعنِی اَن اَشکُر نعمَتَکَ الَّتِی اَنعَمتَ عَلََّی وَعَلَی
وَلِدّیَّ وَاَن اَعمَلَ صَلِحٌا تَرضَئهُ وَاَصلِح لِی فِی ذُرّیتِی اِنّیِ تُبتُ اِلَیکَ وَاِنِّی مِنَ المُسلِمیِن
(15)اُولَئکَ الَّذِینَ نَتَقَبَّلُ عَنهُم اَحسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَـتَجَاوَزُعن سَیِئَا تِهِم فِی اَصحَبِ الجَنَّةِ
وَعَدالصِّدقِ الَّذِی کَانُوا یِوعَدُونَ (16) وَالَّذِی قَالَ لِوَلدَیّةِ اُفٍ لَکُمَآ اَتِعدَاِنِنی اَن اُخرَجَ وَقَد
خَلَتِ القُرُونُ مِن قَبلِی وَهُمَا یَستَغِیثَانِ اللهَ وَیلَکَ ءَامِن اِنَّ و َعدَاللهِ حَقٌ فَیَقُولُ مَا هَذَآ اِلَّا
اَسَطِیرُالاَوَّلِین (17) اُولَئکَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیِهمُ القَولُ فِی اُمّمِ قَدخَلَت مِن قَبلِهِم مِّنَ الجنِّ
وَالاِنسِ اِنَّهُم کَانُوا خَسِرِینَ (18) وَلِکِلٍ دَرَجَتٌ مِّمَّا عَمِلُوا وَلِیُوفِیهَمُ اَعمَلَهُم وَهُِم لَا یُظلَمُون
(19) وَیَومَ یَعُرَضُ الذِینَ کَفَرُوا عَلَی النَّار اَذهَبتُم طَِیبَئنِکُم فِی حَیَا تِکُم الدُّنیَا وَاستَمتَعتِم
بِهَا فَالیَومَ تُجزَونَ عَذَابِ الهُونِ بِمَا کُنتُم تَستَکبِرُونَ فِی الاَرضِ بِغَیرالحَقِ و بِمَا کُنتُم
تَفسُقُونَ (20) وَاذکُر اَخَا عَادٍ اِذ اَنذَرَقَومَهُ بِالاحقَافِ وَقَد خَلَتِ النُّذُرُ مِن یَینِ یَدَّیِهِ وَمِن
خَلفِهِ اَلَّا تَعبُدُوا اِلَّا اللهَ اِنِّی اَخَافُ عَلَیکُم عَذَآبَ یَومٍ عَظِیمٍ (21) قَالُوا اَجِئتَنَا لِتَا فِکَنَا
عَُن ءَ الِهَتنَا فَائِنَا بِمَا تَعدُِنَآ ان کُنتَ مِنَ الصَّدِقینَ (22) قَالَ اِنَّمَا العِلمُ عِندَاللهِ وَاَبَلِغُکُم
مَّآ اُرسِلتُ بِهِ وَلَکِنِّی اَرَئکُم قَومٌا تَجهَلُونَ (23) فَلَمَّا رَاَوهُ عَارِضٌا مُّستَقبِلَ اَودِیَتِهِم
قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُّمطِرنَا بَل هُوَ مَا استَعجَلتُم بِهِ ریحٌ فِهَا عَذَابٌ اَلِیمٌ (24) تُدَمِّرُ کُلَّ شَئ ء
بِاَمرِ رَبِهَّا فَاَصبَحُوا لَآ یُرَی اِلَّا مَسکِنُهُم کَذَلِکَ نَجزُی االقَومَ المُجرِمُین (25) وَلَقد مَکَّنَهُم
فِیمَا اِن مَّکَّنَّکُم فِیهِ وَجَعَلنَا لَهُم سَمعٌا وآ بصَرٌا وَاَفئدَةٌ فَمَا اَغنَی عَنهُم سَمّعُهُم وَلَا اَبصَرُهُم وَلَا
اَفئدتُهُم مِّن شَئءٍ اِذ کَانَُوا یَجحَدُونَ بَِا یَتِ اللهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا کَانُوا یِهِ یَستَهزِءُونَ (26)
ولَقَد اَهلَکنَا مَا حَولَکُم مِّنَ القُُریَ و صَرَّفنَا الاَ یَتِ لَعلَُّهُم یَرجِعُونَ (27) فلَولَا نَصَرَهُم
الَّذینَ اتَخَذُوا مِن دُون اللهِ قُربَانٌا اِلَهة بَل ضَلُّوا عَُنهُم وَذَلِکَ اِفکُهُم وَمَا کَآنُِوا یَفتَرُونَ
(28) وَاِذصَرَفنَآ اِلَیکَ نَفَرٌا مِّنَ الجِنِّ یَستَعمِعُونَ القُرءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُو انِصتُوا
فَلَمَّا قُضِیَ وَلُّواِلَی قَومِهِم مُّنذِرینَ (29) قَالُوا یَقَومََنَآ اِنَّا سَمِعنَا کِتَبٍا اُنزِلَ مِن بعدِ مُوسَی
مُصَدِّقٌا لِمَا بَینَ یَدیِّهِ یَهدِی اِلَی الحَقِّ وَاِلَی طَرِیقٍ مُّستَقِیمٍ (30) یَقَومَنَآ اَجِیبُوا دَاعِیَ الله
وَءَ امِنُوا بِهِ یَغفِرلَکُم مِن ذُنُوبِکُم وَیُجِرکُم مِّن عَذَآبِ اَلِیمٍ (31) وَمَن لَّایُجبِ دَاعِیَ اللهِ
فَلَیسَ بِمُعجِزٍ فِی الاَرضِ وَلَیسَ لَهُ مِن دُونِهِ اَولِیآء اُولَئَکَ فُی ضَلَلٍ مُّبینٍ (32)
اَوَلَم یَرَوا اَنَّ اللهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَوَتِ وَالاَرضَ وَلَم یَعیَ بِخَلقِهِنَّ بِقَدِرٍ عََلَی اَن یُحِیَ المَوتُی
بَلَی اِنَّهُ عَلَی کُلِّ شَئ ءٍ قَدِیرٌ (33) وَیَومَ یُعرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَی النَّآر اَلَیسَ هَذَا
یِالحَقِّ قَالُوا بَلَی وَرَبِّنَآ قَالَ فَذُوقُوا العَذَآبَ بِمَا کُنتُم تَکفُرُونَ (34) فَآصبِّر کَمَا صَبَرُاُولُوا
العَزمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَستَعجِل لُّهُم کَاَنَّهُم یَومَ یَرَونَ مَا یُوعَدُونَ لَم یَلبَثُوا اِلَّا سَآعَةٍ
مِّن نَّهَارِ بَلَغٌ فَهَل یُهلَکُ اِلَّا القَومُ الفَسِقُونَ (35)
تفسیر سوره 46:
اهداف این سوره عبارتند از بیان عظمت قران – مبارزه قاطع بر ضد هر گونه شرک و
بت پرستی – توجیه مردم در مساله معاد و دادگاه عدل الله – ضمنا به عنوان هشدار
به مشرکان و مجرمان گوشه ای از داستان قوم عاد را که ساکن سرزمین احقاف بوده
بیان می دارد و نام سوره نیز از همین جا گرفته شده است – اشاره به گسترش وعمومیت
دعوت پیامبراسلام تا آنجا که غیر از انسان ها یعین طایفه جن را نیز شامل می شود – تشویق
مومنان و انذاار کافران و ایجاد میادی خوف ورجاء – دعوت پیامبر اسلام به صبر و استقامت
آیه 1= آفرینش این جهان براساس حق است این سوره آخرین سوره از سوره های هفت گانه
حم است که مجموعا حوامیم نام دارد ودر آیه اول این سوره نیز به حروف مقطعه حا – میم
بر خورد می کنیم . در تفسیر این حروف همین قدر می گوئیم که این آیات تکان دهنده و حرکت
آفرینی و پر محتوای قران از حروف ساده الفبا از حا ومیم و مانند آن ترکیب یافته ودر عظمت
الله همین بس که چنان ترکیب عظیمی را از چننی مفردات ساده ای به وجود آورده است
آیه 2= و شاید به همین جهت بلا فاصله می افزاید این کتاب از سوی الله عزیز و حکیم و
قادر و توان نازل شده است این همان تعبیر ی است که در آغاز سوره های حم مومن و جاثیه
واحقاف آمده است مسلم است قدرتی شکست ناپذیر و حکمتی بی کران لازم است تا چنین کتابی
را نازل کند
آیه 3= بعد از کتاب تدوین به کتاب تکوین پرداخته و از عظمت و حقانیت آسمان ها و زمین سخن
می گوید می فرماید ما آسمان ها و زمین و آنچه را میان این دو است جز به حق برای سرآمد
معینی نیافریدیم که با فرا رسیدن آن دنیا فانی می شود نه در کتاب آسمانیش کلمه ای بر خلاف
حق است و نه در مجموعه عالم خلقتش چیزی ناموزون و مخالف حق یافت می شود اما به این
که قران حق است و آفرینش جهان نیز حق کافران لجوج از آنچه انذار شده اند روی گردانند
از یک سو آیات قران پی در پی آنها را انذار و بیم می دهد که دادگاه بزرگی در پیش دارید و از
سوی دیگر جهان آفرینش با نظامات خاص خود نیز هشدار می دهد که حسابی در کار است اما
این غافلان بی خبر نه به این توجهی می کنند ونه به آن
آیه 4= گمراه ترین مردم . درایات گذشته سخن از آفرینش آسمان ها و زمین در میان بود که
همه اینها از الله عزیز و حکیم است و برای تکمیل این بحث روی سخن را به پیامبر کرده
می فرماید به آنان (مشرکان) بگو این معبود هایی را که غیر از الله پرستش می کنید به من
نشان دهید چه چیزی این معبو دهایی را که غیر از الله را پرستش می کنید به من نشان دهید
چه چیزی از زمین را آفریده اند یا شرکتی در آفرینش آسمان ها و مالکیت و تدبیر آنها دارند
هنگامی که شما قبول داردی بتها هیچ گونه دخالتی در آفرینش ندارند با این حال چگونه برای
حل مشکلات یا جلب برکات دست به دامن این بی خاصیت و فاقد عقل و شعور می زنید
واگر فرضا می گویئد آنها شرکتی در امر خلقت و آفرینش داشته اند کتابی آسمانی پیش از این
یا اثر علمی از گذشتگان برای من بیاورید که دلیل صدق گفتار شما باشد اگر راست می گویید
آیه 5= بعد برای بیان عمق گمراهی این مشرکان می افزاید چه کسی گمراه تر است از آنها که
موجوداتی غیر از الله را پرستش می کنند اگر تا قیامت هم آنان را بخوانند پاسخ شان نمی گویند
نه تنها پاسخ آنها را نمی دهند اصلا سخنا نشان را نمی شنوند و از دعا و ندای آنها غافلند
آیه 6= و از آن اسفبارتر این که هنگامی که مردم مشرک در قیامت محشور می شوند معبود
های آنها دشمنان آنها خواهند بود حتی عبادت آنها را انکار می کنند معبود هایی که عقل دارند
رسما به دشمنی بر می خیزند حضرت مسیح از عابدان خود بیزاری می جوید و فرشتگان نیز
تبری می جویند حتی شیاطین و جن نیز اظهار تنفر می کنند و آنها که بی عقل بودند لله حیات و
عقل به آنها می بخشد تا به سخن در آیند و مراتب دشمنی و نفرت خود را از این عابدان اظهار
کنند
آیه 7= بگو من پیامبر نو ظهوری نیستم قران هم چنان از وضع مشرکان گفتگو می کنند و به
چگونگی برخورد آنها با آیات الهی اشاره کرده می گوید و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها
خوانده می شود کافران در مورد حقی که به سوی آنها آمده است می گویند این سحر آشکار
است آنها نفوذ سریع و عمیق و جاذبه عجیب قران را در اعماق دلها با یک تفسیر انحرافی به
عنوان سحر آشکار مطرح می کنند که خود اعتراف ضمنی روشنی است به تاثیر فوق العاده
قران در قلوب انسان ها . حق در آیه فوق اشاره به همان آیات قران است
آیه 8= ولی آنها تنها به این تهمت قناعت نمی کنند بلکه ( پا را از آن فراتر نهاده با صراحت)
می گویند این آیات را بر الله افترا بسته در این جا الله به پیامبرش دستور می دهد که با دلیل
روشنی به آنها پاسخ گوید می فرماید به آنها بگو اگر من آن را به دروغ به الله نسبت داده باشم
لازم است که مرا رسوا کند و شما نمی توانید در برابر الله از من دفاع کنید چگونه ممکن است
الله این آیات بینات و این معجزه جاودانی را بر دست دروغگویی ظاهر سازد؟ این از حکمت و
لطف الله دور است بعد به عنوان تهدید می افزاید اما الله بهتر از هر کس کارهایی را که شما در
آن وارد می شوید می داند و به موقع شما را سخت کیفر می دهد ودر جمله بعد به عنوان تاکید
بیشتر توام با بر خوردی مودبانه می افزاید همین بس که الله گواه میان من وشما باشد او صدق
دعوت من و تلاش و کوشش هایم را در ابلاغ رسالت می داند ودروغ و افترا و کار شکنی شما
را نیز می بیند و همین برای من و شما کافی است وبرای این که راه باز گشت را نیز به آنها
نشان دهد در پایان آیه می افزاید او آمرزنده مهربان است توبه کاران را می بخشد و آنها را
مشمول رحمت واسعه خود می سازد
آیه 9= در این آیه می افزاید بگو من پیامبرنو ظهوری نیستم که با سایر پیامبران متفاوت
باشم و نمی دانم با من وشما چه خواهد شد من تنها از آنچه بر من وحی می شود پیروی
می کنم و من جز بیم دهنده آشکاری نیستم
آیه 10= . در این آیه برای تکمیل آنچه دآیات قبل آمده م افزاید بگو به من خبر دهید اگر این
قران از سوی الله باشد وشما به آن کافر شوید در حالی که شاهدی از بنی اسرائیل بر آن
شهادت دهد و او ایمان بیاورد و شما تکبر کنید وتسلیم نشوید چه کسی از شما گمراه تر خواهد
بود مسلما الله قوم ظالم را هدایت نمی کند این شاهد بنی اسرائیلی دانشمند معروف یهود عبدالله
بن سلام بود که در مدینه ایمان آورد وبه مسلمین پیوست
آیه 11= هنگامی که اسلام از طرف قشر های فقیر و بادیه نشین و تهیدست به سرعت مورد
استقبال قرار گرفت چرا که هم منافع نا مشروعی نداشتند که به خطر بیفتد و هم مغز آنها از
باد غرورانباشته نبود و هم قلب هایی پاکتر از قشر مرفه و عیاش و هوس باز داشتند مغروران
مستکبر گفتند این چه آئینی است که پیروانش انبوهی بادیه نشین فقیر تهیدست و کنیزان و
بردگانند اگر مکت معقولی بود هرگز نباید افراد سطح پائین و منحط اجتماع از آن استقبال کنند
اما ما که در سطح بالا قرارداریم و چشم و چراغ جامعه هستیم عقب بمانیم این آیه وسه آیه بعد از
آن نازل شد و به آنها پاسخ داد
تفسیر: شرط پیروزی ایمان واستقامت است قران هم چنان اعمال و گفتار کافران و انحرافات آنها
را مورد بحث و بررسی و نکوهش قرار می دهید نخست به این گفتار غرور آمیز و دور از
منطق آنها اشاره کرده می گوید کافران در باره مومنان چنین گفتند اگر ایمان و اسلام چیز خوبی
بود هرگز آنها بر ما پیشی نمی گرفتند اینها یک مشت افراد فقیر وبی سرو پا ی روستایی وبرده
و کم معرفتند چگونه ممکن است آنها حق را بفهمند و به آن اقبال کنند ولی ما چشم و چراغ های
این جامعه از آن غافل و بی خبر بمانیم لذا در پایان آیه با این تعبیر لطیف به آنها پاسخ داده
می گوید چون خود آنها به وسیله قران هدایت نشدند به زودی می گویند این یک دروغ قدیمی
است یعنی آنها نخواسته اند به وسیله قران هدایت شوند نه این که هدایت قران کمبودی داشت
آیه 12= بعد به دلیل دیگری برای اثبات حقانیت قران و نفی تهمت مشرکان که می گفتند این
یک دروغ قدیمی است پرداخته می گوید از نشانه های صدق این کتاب بزرگ این است که پیش
از آن کتاب موسی که پیشوا و رحمت بود ونشانه های آن را بیان کرده و این کتاب هماهنگ
با نشانه های تورات است و با این حال چگونه می گوئید این یک دروغ قدیمی است و به
دنبال آن می افزاید این درحالی است که این کتاب آسمانی به زبان عربی فصیح و گویاست که
همگان از آن بهره مند شوند ودر پایان آیه به هدف نهایی از نزول قران را در دو جمله کوتاه
به این صورت شرح می دهد هدف این بوده که ظالمان را انذار و نیکو کاران را بشارت دهد
آیه 13= این آیه در حقیقت تفسیری است برای محسنین که درآیه قبل آمده بود می فرماید
کسانی که گفتند آفریدگار ما الله است بعد استقامت کردند نه ترسی برای آنها ست ونه اندوهگین
می شوند بنا بر این محسنین کسانی هستند که از نظر اعتقادی در خط توحید و از نظر عمل در
خط استقامت و صبرند
آیه 14= ودر این آیه مهم ترین بشارت را به موحدان نیکو کار می دهد ومی فرماید آنها هل
بهشتند وجاودانه در آن می مانند این به پاداش اعمالی است که انجام میدادند
آیه 15= ای انسان به مادر و پدر نیکی کن . این آیه و آیات آینده در حقیقت توضیحی است
در باره دو گروه ظالم ومحسن که در آیات قبل به سرنوشت آنها اجمالا اشاره شده است نخست
به وضع نیککو کاران پرداخته و از مساله نیکی به پدر ومادر و شکر زحمات آنها که
مقدمه ای است برای شکر الله شروع کرده و می فرماید ما انسا ن را توصیه کردیم که در باره
پدر و مادرش نیکی کند بعد به دلیل لزوم حق شناسی در برابر مادر پرداخته می گوید مادر
اورا با اکراه و ناراحتی حمل می کند و با ناراحتی بر زمین می گذارد و دوران حمل و از شیر
باز گرفتنش سی ماه است مادر در طول این سی ماه بزرگ ترین ایثار وفداکاری را در مورد
فرزندش انجام می دهد واینکه قران در اینجا تنها از ناراحتی های مادرسخن به میان آورده و
سخنی از پدر در میان نیست نه به خاطر عدم اهمیت آن است چرا که پدر نیز در بسیاری از
مشکلات شریک مادر است ولی چون مادر سهم بیشتری دارد بیشتر روی او تکیه شده است
ضمنا از این تعبیر قرانی می توان استفاده کرد که هر قدر از مقدار حمل کاسته شود باید بر
مقدار دوران شیر خواری افزود به گونه ای که مجموعا سی ماه تمام را شامل گردد بعد می
افزاید حیات انسان هم چنان ادامه می یابد تا زمانی که به کمال قدرت نیروی جسمانی رسد وبه
مرز چهل سالگی وارد شود . شیطان دستش را به صورت کسانی که به چهل سالگی برسند و
از گناه توبه نکنند می کشد و می گوید پدرم فدای چهره ای باد که هرگز رستگار نمی شود و
در جبین این انسان نور رستگاری نیست قران در دنباله این سخن می افزاید این انسان لایق
وبا ایمان هنگامی که به چهل سالگی رسید سه چیز را از الله تقاضا می کند نخست می گوید
الهی به من الهام ده و توفیق بخش تا شکر نعمتی را که به من وپدر و مادرم ارزانی داشتی
به جا آوردم در دومین تقاضا عرضه می دارد الهی به من توفیق ده تا عمل صالح به جا آورم
عملی که تو از آن خشنود باشی و بالاخره در سومین تقا ضایش عرض می کند الهی اصلاح
ودرست کاری را در فرزندان و دودم ان من تداوم بخش و در پایان آیه دو مطلب را اعلام
می دارد که هر کدام بیانگر یک برنامه عملی موثر است الهی من در این سن و سال به سوی
تو باز می گردم و توبه می کنم به مرحله ای رسیده ام که باید خطوط زندگی می تعیین شود وتا
به آخر عمر هم چنان ادامه یابد و دیگر این که می گوید ومن از مسلمین هستم
آیه 16= این آیه بیان گویایی است از اجر و پاداش این گروه از مومنان شکر گزار صالح العمل
وتوبه کار که به سه پاداش مهم در آن اشاره شده است نخست می فرماید آنها کسانی هستند که
ما بهترین اعمالشان را قبولمی کنیم یعنی الله بهترین اعمال آنها را معیار پذیرش قرار می دهد و
حتی اعمال درجه دوم و کم اهمیت آنها را به فضل ورحمتش به حساب اعمال درجه یک می گذارد
موهبت دوم پاکسازی آنهاست می گوید و مااز گناهان آنها می گذاریم د ر حالی که در میان بهشتیان
جای دارند و این سومین موهبت الهی نسبت به آنهاست که آنان را با این که لغزش هایی داشته اند
شستشو داده و در کنار نیکان و پاکانی جای می دهد که از مقربان درگاه اویند و در پایان آیه
برای تاکید بر این نعمت ها که گفته شده می افزاید این وعده صدقی است که پیوسته به آنها داده
شده است
آیه 17= پایمال کنندگان حقوق پدر ومادر : در آیات قبل سخن از مومنانی در میان بود که در
پرتو ایمان وعمل صالح و شکر نعمت های حق وتوجه به حقوق پدر ومادر و فرزندان به مقام
قرب الهی را ه می یابند و مشمول الطاف خاص او می شوند در اینجا سخن از کسانی است که
در نقطه مقابل آنها قرار دارند افرادی بی ایمان و حق نشناس و عاق پدر ومادر
می فرماید وآن کسی که به پدر ومادرش می گوید اف بر شما. آیا به من وعده می دهید که من
روز قیامت مبعوث می شوم؟ در حالی که قبل از من اقوام زیادی بودند و مردند و هرگز مبعوث
نشدند اما پدر ومادر مومن در مقابل این فرزند خیره سر تسلیم نمی شدند آنها فریاد می کشند
و الله را به یاری می طلبند که وای بر تو ای فرزند ایمان بیاور که وعده الله حق است اما و
هم چنان به لجاجت و خیره سری خود ادامه می دهد وبا تکبر وبی اعتنایی می گوید اینها چیزی
به جز افسانه های پیشینیان نیست این که می گویید معاد و حساب و کتابی در کار است از
خرافات و داستان های دروغین اقوام گذشته است ومن هرگز در برابر آن تسلیم نخواهم شد
آری پدر ومادر دلسوز او هر چه تلاش و کوشش می کنند تا این فرزند دلبند گرفتار عذاب
الهی نشود او هم چنان درکفر خود پافشاری می کند و سرانجام نا چار او را رها می کنند
آیه 18= همان گونه که در آیات گذشته پاداش مومنان صالح العمل بیان شده در اینجا سر
انجام کاار کافران جسور وخیره سر را نیز بیان کرده می فرماید آنها کسانی هستند که
فرمان عذاب الهی در باره آنان مسجل شده و همراه اقوام کافر از جن و انس که قبل از آنها
بودند گرفتار مجازات دردناک می شوند واهل دوزخند چرا که آنها همه از زیانکاران بودند
چه زیانی از این بد تر که تمام سرمایه های وجود خود را از دست دادندو خشم و غضب الله
را برای خود خریدند
آیه 19= در این آیه نخست به تفاوت درجات و مراتب هر یک از این دو گروه اشاره کرده
می گوید و برای هر کدام از آنها درجاتی است برطبق اعمالی که انجام داده اند
چنان نیست که بهشتیان یا دوزخیان همه در یک درجه باشند بلکه آنها نیز به تفاوت اعمال
شان و به تناسب خلوص نیت و میزان معرفتشان مقامات متفاوتی دارند و اصل عدالت
دقیقا در اینجا حاکم است بعد می افایثد هدف این است که الله اعمال آنها را بی کم و کاست
به آنان تحویل دهد این تعبیر اشاره دیگری است به مساله تجسم اعمال که در آنجا اعمال
آدمی با او خوهد بود اعمال نیکش مایه رحمت و آرامش اوست و اعمال زشتش مایه بلا
و ناراحتی و رنج وعذاب و در پایان به عنوان تاکید می گوید به آنها هیچ ستمی نخواهد
شد چرا که اعمال خودشان را دریافت می دارند و در پایان به عنوان تاکید می گوید به
آنها هیچ ستمی نخواهد شد چرا که اعمال خودشان را دریافت می دارند
آیه 20= زهد و ذخیره برای آخرت: این آیه هم چنان بحث آیات گذشته را پیرامون مجازات
کافران و مجرمان ادامه می دهد و گوشه هایی از عذاب های جسمانی و روحی آنها را باز
گو کرد می فرماید آن روز که کافران را بر آتش عرضه می کنند به آنها گفته می شود از
طیبات و لذائذ در زندگی دنیا ی خود استفاده کردید واز آن بهره گرفتید اما امروز عذاب
ذلت بار به خاطر استکباری که در زمین بنا حق کردید و به خاطر گناهانی که انجام می دادید
جزای شما خواهد بود آری شما غرق در لذات بودید و به خاطر آزادی بی قید و شرط
در این قسمت معاد را انکار کردید تا دستتان کاملا باز باشد این عرضه داشتن بر آتش خود
یک نوع عذاب دردناک و هولناک است که دوزخیان قبل از ورود در آتش تمام قسمت های
جهنم را از بیرون با چشم خود می بینند وسرنوشت شوم خویش را مشاهده می کنند زجر
می کشند
آیه 21= قوم عاد و تند باد مرگ بار . از آنجا که قران مجید بعد از ذکر قضایای کلی به
بیان مصداق های قابل ملاحظه آن می پردازد تا آن کلیات را پیاده کند در اینجا نیز بعد از
شرح حال مستکبران سرکش و هوسران به ذکر داستان قوم عاد که نمونه واضحی از
آن است می پردازد . می گوید برای این مشرکان مکه سرگذشت هود برادر قوم عاد را
یاد آوری کن بعد می افزاید در آن هنگام که قومش را در سرزمین احقاف انذار کدر در
حالی که پیامبران بسیار ی قبل از او در گذشته های دور ونزدیک آمدند و به انذار این
اقوام پرداختند اکنون ببینیم محتوای دعوت این پیامبر بزرگ چه بود قران می افزاید به
آنها گفت جز الله یگانه را نپرستید بعد آنها را تهدید کرده گفت من بر شما از عذاب روز
بزرگی می ترسم
آیه 22= اما این قوم لجوج و سرکش در برابر این دعوت الهی ایستادگی کردند وبه هود
گفتند آیا تو به سوی ماآمده ای که مار ا با دروغ هایت از خدایانمان بر گردانی
پس اگر راست می گوئی عذابی را که به ما وعده می دهی بیاور
آیه 23= ولی هود در پاسخ این تقاضای نابخردانه چنین گفت علم و آگاهی تنها نزد الله
است اوست که می داند در چه زمان وبا چه شرایطی عذاب استیصال نازل کند نه به
تقاضای شما مربوط است ونه به میل و اراده من بعد میافزاید وضیفه اصلی من این
است که آنچه را به آن فرستاده شدم به شما ابلاغ کنم ولی من شما را گروهی می بینم
که پیوسته در جهل و نادانی اصرار دارید ریشه بد بختی شما نیز همین جهل است
جهلی توام با لجاجت و کبر و غرور که به شما اجازه مطالعه دعوت فرستادگان الله را
نمی دهد
آیه 24= سر انجام نصایح موثر و رهبری های برادرانه هود در آن سنگدلان تاثیر
نگذاشت و به جای پذیرش حق سخت در عقیده باطل خود لجاجت کردند و پافشاری
نمودند و حتی هود را با این سخن تکذیب می کردند که اگر راست می گویی پس
عذاب موعودت چه شد اکنون که اتمام حجت به قد ر کافی شده حکمت الهی ایجاب
می کند که عذاب استیصال همان عذاب ریشه کن کننده را بر آنها بفرستد ناگهان
مشاهده کردند ابری در افق ظاهر گشت و در آسمان بسرعت گسترده شد هنگامی که
این ابر را مشاهده کردند که به سوی دره ها و آب گیر های آنها رو می آورد خوشحال
شدند و گفتند این ابری است باران زا . ولی به زودی به آنها گفته شد این ابر باران زا
نیست بلکه این همان عذاب وحشتناکی است که برای آمدنش شتاب می کردید این تند
باد شدیدی است که در آن عذاب درد ناکی است ظاهرا گوینده این سخن الله بزرگ است
یا حضرت هود به هنگامی که فریاد های شوق و شادی آنها را شنید این سخن را به
آنها گفت
آیه 25= آری تند بادی است ویران گر که همه چیز را به فرمان الله در هم می کوبد و
نابود می کند منظور از همه چیز انسان ها و چهار پایان واموال آنهاست زیرا در جمله
بعد می افزاید پس آنها صبح کردند در حالی که چیزی جز مساکن و خانه های آنها به
چشم نمی خورد و این نشان می دهد که مساکن آنها سالم بود اما خودشان هلاک شدند
واجساد و اموالشان نیز به وسیله تند باد به بیابن های دور دست و یا در دریا افکنده
شد و در پایان به این حقیقت اشاره می کند که این سرنوشت مخصوص این قوم گمراه
نبود بلکه ما این گونه قوم مجرم را کیفر می دهیم این هشداری است به همه مجرمان و
گنه کاران و کافران لجوج و خود خواه که شما نیز اگر همین مسیر را طی کنید سرنوشتی
بهتر از آن نخواهید داشت
آیه 26= شما هرگز از قوم عاد قویتر نیستید این آیه ودو آیه بعد نتیجه گیری از آیات
گذشته است که در مورد مجازات درد ناک قوم عاد سخن می گفت مشرکان مکه را مخاطب
ساخته می فرماید ما به آنها ( قوم عاد) قدرتی دادیم که به شما ندادیم هم از نظر قدرت
جسمانی از شما نیرومند تر بودند وهم از نظر مال و ثروت و امکانات مادی از شما توانا تر
با این حال در برابر طوفان مجازات الهی ناب مقاومت نیاوردند تا چه رسد به شما . بعد
می افزاید ما برای آنها گوش و چشم و قلب نیز قرار دادیم آنها از نظر درک و دید و تشخیص
واقعیت ها نیز قوی و نیرومند بودند واز این وسائل الله داد در تامین مقاصد خود کاملا بهره
می گرفتند ولی نه گوش ونه چشم و نه عقولشان آنها را به هنگامن نزول عذاب الهی به هیچ
وجه سودی نبخشید چرا که پیوسته آیات الله را انکار می کردند وسرانجام آنچه استهزا می
کردند بر آنها وارد شد
آیه 27= بعد برای تاکید این مطلب و پند واندرز بیشتر مشرکان مکه را مخاطب ساخته می
گوید نه تنها قوم عاد بلکه ما اقوام سرکشی راکه در اطراف شما زندگی می کردن هلاک
کردیم اقوامی که سر زمین آنها از شما چندان دور نیست و تقریبا در گرداگجرد جزیره عر ب
جایگاهشان بود بعد اضافه می کند ما آیات خودر ا به صورت های گونان گون ( برای آنها )
بیان کردیم شاید باز گردند
آیه 28= درشان این آیه آنها را مورد سرزنش قرار داده و با این بیان شدیدا محکوم می کند
پس چرا معبوداتی را که غیر الله بر گزیدند به گمان این که آنها را به الله نزدیک می کنند
در آن لحظات سخت و حساس به یاری آنها نشتافتند راستی اگر این معبودان بر حق بودند
پس چرا پیروان خود را در آن مواقع حساس یاری نکردن واز چنگان عذاب هی هولناک
نجا تشان ندادند؟ بعد می افزاید نه تنها به آنان کمکی نکردند بلکه از امیان آنها گم شدند موجوداتی
این چنین بی عرضه و بی ارزش که مبدا هیچ اثری نیستند و به هنگام حادثه گم وگور می شوند
گونه شایسته پرستش و عبودیتند؟ در پایان آیه می گوید این بود نتیجه دروغ آنها و آنچه را
افترا می بستند این هلاکت و بد بختی این عذاب های درد ناک و این گم شدن معبودان در
زمان حادثه نتیجه دروغ ها و پنار ها و افترا های آنها بود
آیه 29= در مورد نزول این آیه و سه آیه بعد از آن در روایتی آمده است که رسول الله از مکه
به سوی بازار عکاظ در طائف آمد و زید بن حادثه با او بود به این منظور که مردم را به سوی
اسلام دعوت کند اما احدی به دعوت او پاسخ نگفت نا چار به سوی مکه باز گشت تا به محلی
رسید که آنجا را وادی جن می نامیدند در دل شب به تلاوت قران پرداخت جمعی ازطایفه جن
از آنجا می گذشتند قرائت قران پیامبر را شنیدند هنگامی که تلاوت حضرت پایان یافت آنها
ایمان آوردند وبه عنوان مبلغانی به سوی قوم خود رفتند و آنان را به سوی اسلام دعوت کردند
گروهی از آنها ایمان آوردند و با هم به حضر آن حضرت رسیدند و آن حضرت تعلیمات اسلام
را به آنها یاد داد اینجا بود که این چهار آیه وآیات سوره جن نازل شد . د ر اینجا بحث فشرده ای
پیرامون ایمان آوردن گروهی از طایفه جن به پیامبر اسلام و کتاب آسمانی او آمده است در
حقیقت داستان قوم عاد هشداری برای مشرکان مکه بود وداستان ایمان طایفه جن هشدار
دیگری است نخست می فرماید به خاطر بیاور موقعی که گروهی از جن را به سوی تو متوجه
ساختیم که به قران گوش فرا دهند . بعد می افزاید هنگامی که در برابر قران حضور یافتند و
آیات روح پرور آن را راشنیدند به یکدیگر گفتند خاموش باشید و بشنوید و این موقعی بود
که پیامبر در دل شب یا به هنگام قرائت نماز صبح آیات قران را تلاوت می فرمود
سر انجام نور ایمان در دل آنها تابیدن گرفت وحقانیت آیات قران را در درون جان خود لمس
کردند لذا هنگامی که تلاوت قران پایان یافت هم چون مبلغانی به سوی قوم خود رفتند و
آنها را انذار کردند و از حقیقتی که نصیب شان شده بود آگاه ساختند
آیه 30= این آیه بیانگر چگونگی دعوت این گروه از قوم خود به هنگام باز گشت به
سوی آنهاست دعوتی منسجم حسابشده و کوتاه وپر معنا گفتند ای قوم ما کتابی را استماع
کردیم که بعد از موسی از آسمان نازل شده است این کتاب اوصافی دارد نخست این که
کتاب های آسمانی قبل از خود را تصدیق می کند و محتوای آن هماهنگ با محتوای آنهاست
و نشانه هایی که در کتب پیشین آمده است در آن به خوبی دیده می شود وصف دیگر این که
همگان را به سوی حق هدایت می نماید به گونه ای که هر کس عقل وفطرت خویش را به
کار گیرد نشانه های حقانیت را به روشنی در آن می یابد و آخرین وصف این که به سوی
راه مستقیم دعوت می کند
آیه 31= بعد افزودند ای قوم ما دعوت کننده الهی را اجابت کنید و به او ایمان آورید که
دو پاداش بزرگ به شما ارزانی می داره گناهانتان را می بخشد و شما را از عذاب الیم
پناه می دهد
آیه 32= در این آیه آخرین سخن مبلغان جن را چنین باز گو می کند آنها به قوم خود گفتند
هر کس دعوت داعی الهی را پاسخ نگوید نمی تواند از چنگال عذاب الهی در زمین فرار
کند و یاور وسر پرستی غیر از الله برای او نخواهد بود و لذا این گروه در گمراهی آشکارند
چه گمراهی از این بد تر و آشکار تر که انسان به ستیز ه جوئی با حق و پیامبر الله و حتی
با الله برخیزد که نه در تمام عالم هستی جز او پناهگاهی وجود دارد و نه انسان می تواند
از محیط کشورش بگریزد و به جای دیگری فرار کند
آیه 33= در آخرین آیات گذشته که اززبان مبلغان جن نقل شده اشاره به مساله معاد آمده بود
از سوی دیگر سوره احقاف در بخش های نخست از مساله توحید و عظمت قاران و اثبات
نبوت پیامبر اسلام سخن می گوید و در آخرین بخش از این سوره مساله معاد را پیش می کشد و
به این ترتیب اصول سه گانه اعتقادی را تکمیل می کند نخست می فرماید آیا آنها نمی دانند
الله که آسمان ها وزمین را آفریده و از آفرینش آنها هرگز خسته و نا توان نشده قادر است که
مردگان را زنده کند آری او بر هر چیز تواناست این دلیلی است دندان شکن بر مساله امکان معاد
آیه 34=در این آیه صحنه ای از مجازات دردناک مجرمان و منکران معاد را مجسم کرده می
فرماید روزی را به خاطر بیاورید که کافران را بر آتش عرضه می کنند آری گاه دوزخ را بر
کافران عرضه می کنند و گاه کافران را بر دوزخ . هنگامی که کافران را بر آتش عرضه
می کنند و شعله های سوزان و کوه پیکر و وحشتناک آن را می بینند به آنها گفته می شود
آیا این حق نیست آیا امروز هم می توانید رستاخیز و دادگاه عدل الله و پاداش و کیفر اورا
انکار کنید و بگوئید این از افسانه های خرافی پیشینیان است آنها که چاره ای جز اعتراف
ندارند می گویند آری سوگند به الله که این حق است و جای شک و تردید در آن نیست ما
گمراه بودیم که آن را ناحق می پنداشتیم . در این هنگام الله یا مامور عذاب الهی می گوید
پس بچشید عذاب را به خاطر آنچه انکار می کردید و به این ترتیب در آن روز همه حقایق
را به چشم خود می بینند و اعتراف می کنند اعتراف و اقراری که سودی به حال آنها ندارد
آیه 35= هم چون پیامبران اولوالعزم شکیبا باش . در آخرین آیه سوره احقاف با توجه به
آنچه در مورد معاد و کیفر کافران درآیات قبل گذشت به پیامبر خود دستور می دهد پس
صبر کن همان گونه که پیامبران اولوالعزم صبر و شکیبایی کردند تنها تو نیستی که با
مخالفت و عداوت این قوم مواجه شده ای همه پیامبران اولو العزم با این مشکلات روبرو
بودند و استقامت کردند تعبیر من الرسل اشاره به گروه خاصی از پیامبران بزرگ است که
صاحب شریعت بوده اند همان ها که در سوره احزاب نیز به آنان اشاره شده به خاطر بیاور
هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن
مریم از همه آنها پیمان محکمی گرفتیم . روایات فراوانی در منابع شیعه و اهل سنت نیز
در این زمینه نقل شده که پیامبران اولوالاعزم همین 5 تن بودند بعد قران در دنبلا این
سخن می افزاید در باره آنها ( کافران )عجله و شتاب مکن چرا که قیامت به زودی فرا
می رسد و آنچه را در باره آن شتاب داشتند با چشم خود می بینند سخت مجازت می شوند
وبه اشتباهات خود پی می برند به قدری عمر دنیا در برابر آخرت کوتاه است که هنگامی
که آنها وعده ها یی که به آنها داده می شد می بینند احساس می کنند که گویا در دنیا
جز ساعتی از یک روز توقف نداشتند بعد به عنوان هشدار به همه انسان ها می افزاید
این ابلاغی است برای همه بلّاغ برای تمام کسانی که از خط عبودیت الله خارج شدند
برای کسانی که غرق در زندگی زود گذر دنیا وشهوات آن گشتند و بالاخره ابلاغی است
برای همه ساکنان این جهان نا پایدار و د ر آخرین جملهضمن یک استفهام پر معنی
و تهدید آمیز می فرماید آیا جز قوم فاسق هلاک می شوند ؟ پیامبر اسلام اسطوره صبر و
استقامت بود زندگی پیامبران بزرگ الله مخصوصا پیامبر اسلام بیانگر مقاومت بی
حد وحصر آنها در برابر حوادث سخت و مشکلات طاقت فرسا است وبا توجه به این که
مسیر حق همیشه دارای این گونه مشکلات است رهروان راه حق باید از آنها در این
مسیر الهام بگیرند ما معمولا از نقطه روشن تاریخ اسلام به روز های تاریک پیشین
می نگریم و این نگرش که از آینده به گذشته است واقعیت ها را طور دیگری مجسم
می کند ما باید خود را در آن روز تصور کنیم که پیامبر تک و تنها بود هیچ نشانه ای
از پیروزی در افق زندگی او به چشم نمی خورد دشمنان لجوج برای نابودی او کمر بسته
بودند و حتی خویشاوندان نزدیکش در صف اول این مبارزه قرار داشتند آن چنان اورا در
محاصره اجتماعی و اقتصادی و سیا سی قرار دادند که تمام راه ها به روی او و پیروان
اندکش بسته شد بعضی از گرسنگی تلف شدند وبعضی را بیماری از پای در آورد
روز هایی بر پیامبر گذشت که توصیف آن با بیان وقلم مشکل است هنگامی که برای دعوت
مردم به سوی اسلام به طائف آمد نه تنها دعوتش را اجابت نگفتند بلکه آنقدر سنگ بر
او زدند که خون از پاهایش جاری شد افراد نادان را تحریک کردند که فریاد زنند و او را
دشنام دهند ناچار به باغی پناه برد در سایه درختی نشست و با خدای خودش این چنین
راز و نیاز کرد . الهی ناتوانی و نارسایی خودم وبی حرمت مردم را به پیشگاه تو شکایت
می کنم ای کسی که از همه رحیمان رحیم تری تو اله مستضعفین و الله من هستی مرا به
که وا می گذاری ؟ به افراد دور دست که با چهره در هم کشیده با من روبرو شوند ؟ یا به
دشمنانی که زمام امر مرا بدست گیرند ؟ الهی همین اندازه که تو از من خشنود باشی مرا
کافی است گاه ساحرش خواندند و گاه دیوانه اش خطاب کردند گاه خاکستر بر سرش ریختند
و گاه سنگ بارانش می کردند آن چنان که ازبدن مبارکش خون می ریخت اما با تمام این
احوال هم چنان به صبر وشکیبایی و استقامت ادامه داد و سرانجام میوه شیرین این درخت را
چشید آیین او نه تنها جزیره عربستان که شرق وغرب عالم را در بر گرفت و امروز بانگ
اذان که فریاد پیروزی او است هر صبح و شام از چهار گوشه دنیا در تمام پنج قاره جهان به
گوش می رسد و این است معنی فاصبر کما صبر اولو العزم من الرسل . پایان
فضیلت سوره 46:
هرکس شب جمعه این سوره را تلاوت کند الله او را از روعت و ترس دنیا و مفرغ روز قیامت
ایمن گردد هرکه آن را بخواند نا شمار به او حسنه بخشند و اگر هر شب بخواند الله او را از
فز ع آخرت ترس دنیا رهایی بخشد و اگر در کاغذ نوشته در آب زمزم یا باران بشویند و بیاشامند
محبوب ومکرم شود وقوه حافظه او قوی شود و جهت خلاصی از مهلکه سه بار بخواند











