اعداد مثلثی

[تصویر: 200842192837_7c5_triangle.gif]

اعداد مربعی

[تصویر: 200842192947_7c1_square.gif]

اعداد مخمسی

[تصویر: 2008421104530_pentnum.gif]

اعداد مسدسی

[تصویر: 2008421103159_num87ytl.gif]

عددطلایی

ث متساوي الساقيني كه زاويه ي هر رأس آن 36 درجه باشد به مثلث طلايي معروف است، زيرا در اين مثلث نسبت اندازه ي هر دو ساق به اندازه ي قاعده برابر عدد طلايي است يعنی 

اگر نيمساز يك زاويه ي مجاور به قاعده مثلاً نيمساز زاويه C را رسم كنيم تا ساق AB را در نقطه ي D قطع كند. مثلث BCD با مثلث ABC متشابه است و يك مثلث طلايي مي باشد. زيرا مثلث متساوي الساقيني است كه زاويه ي رأسش 36 درجه است و اگر عمل را به همين ترتيب ادامه دهيم مثلثهاي طلايي ديگري بدست مي آيند نكته جالب آن است كه رأسهاي اين مثلثهاي طلايي روي مارپيچ لگاريتمي قرار دارند. قطب اين مارپيچ از محل برخورد ميانه هايي كه با خط چين مشخص شده اند، مي گذرند.

دو دو تا می شه چند تا

2*2=5

عدد کاپرکار

بسم الله

عدد کاپرکار به عدد صحیح غیرمنفی گفته می‌شود که مربع آن را بتوان به دو قسمت طوری تقسیم کرد که جمع آن دو قسمت مساوی عدداصلی شود برای مثال عدد ۴۵ یک عدد کاپرکار است زیرا:

۴۵ = ۲۵ + ۲۰     ،     2025 = 452

 

مثال های زیر نمونه هایی از اعداد کاپرکار هستند:

۹ = ۱ + ۸ ۸۱ = ۹۲
۴۵ = ۲۵ + ۲۰ ۲۰۲۵ = ۴۵۲
۲۹۷ = ۲۰۹ + ۸۸ ۸۸۲۰۹ = ۲۹۷۲
۷۰۳ = ۲۰۹ + ۴۹۴ ۴۹۴۲۰۹ = ۷۰۳۲
۹۹۹ = ۰۰۱ + ۹۹۸ ۹۹۸۰۰۱ = ۹۹۹۲
۲۷۲۸ = ۱۹۸۴ + ۷۴۴ ۷۴۴۱۹۸۴ = ۲۷۲۸۲
۴۸۷۹ = ۰۴۶۴۱ + ۲۳۸ ۲۳۸۰۴۶۴۱ = ۴۸۷۹۲
۵۲۹۲ = ۰۰۵۲۶۴ + ۲۸ ۲۸۰۰۵۲۶۴ = ۵۲۹۲۲
۱۷۳۴۴ = ۱۴۳۳۶ + ۳۰۰۸ ۳۰۰۸۱۴۳۳۶ = ۱۷۳۴۴۲
۵۳۸۴۶۱ = ۲۴۸۵۲۱ + ۲۸۹۹۴۰ ۲۸۹۹۴۰۲۴۸۵۲۱ = ۵۳۸۴۶۱۲

 به عبارت دیگر برای هر عدد کاپریکار n رقمی که k >= 1 زوج معادلات زیر برقرار است:

 K = q+r

  K2 q * 10n + r

 به نحوی که:

q >= 1 

 10n > r >= 0

دعای ام صبیان

 

 

دعای ام صبیان برای محافظت از جن بخصوص برای کودکان

( در ساعت مریخ یا زحل نوشته شود)

بسم الله و بالله و من الله و الی الله  ولا غالب الا انه هذا کتاب من الله العلی العظیم و من نقش خاتم

سلیمان بن داود وهو ملک الجن و الانس و الشیاطین وکل بناء و غواص الی جمیع ما فی الارض

 باذنه کان اوی لصحاب هذا الکتاب من المزالل و التوابع والغیلان وام الصبیان  من الدهش والارن

و جمیع الارواح المخبثه  الخبیثه عزمت علیکم یا معشر الجن  ویا معاشر الارواح ان کنتم من

الارواح الیهود یین من معشر الجن  بربکم و هو الواحد القها ر الکبیر المتعال و بنبیکم موسی

علیه السلام  بکتابکم التوراته وان کنتم من الارواح المجوسین بربکم وهو الواحد القهار و به

نبیکم داود0ٌ ) و بکتابکم الزبور فتبار ک الله احسن الخالقین و ان کنتم من الارواح النصرایین

فانی عزمت علیکم بربکم و هو الله الحافظ الجبار و نبییکم  عیسی (ع) و بکتابکم الاانجیل و انتم

ان کنتم من الارواح المسلیمن فانی عزمت علیکم بربکم و هو الرحمن الرحیم  الملک القدوس

السلام له الاسماء الحسنی و بنبیکم محمد (ص)  بکتابکم الفرقان العظیم بآیه و آیتین  و حروف

فانی عزمت علیکم بمعاشر الارواح فتبارک الله احفظ الحافظین و انتم ایها الجاهلون  ان کنتم من

الارواح المجوسین فانی عزمت علیکم به آیه و حروف وحرف الااتقربوه صاحب هذه الکتاب

لا فی اللیل و لا فی النهار  ولا فی سفر ولا فی حضر و اعیذه بحق التوراته و الانجیل و الزبور

و بایات القران و کتابتها لا اله الا الله وهذه لا شریک له الها واحدا و ملیکا و عزیزا و نصیرا

 متفردا لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین فستجبنا له و نجینا من الغم وکذالک ننجی

المومنین لا اله الا الله الغنی الغنی الغنی و العظیم الکبیر المتعال  القیوم الجنان المنان  الا ااحدا

الصمد الواحد الفرد المعز المذل الذی لم یلد و لم یولد ولم یکن له کفوا احد لا هاله الا الله هو

الحی القیوم لا تاخذه بسنة  ولا نوم له ما فی السموات و ما فی الارض من ذالذی یشفع عنده الا

باذنه یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم و لا یحیصون بشی معدن علمه الا بما شاء وسع کرسیه

السموات و الارض لا یوده حفظههما و هو العلی العظیم الجبار القدیم الستار العلیم  القهار القوی

شهد الله انه لا اله الا هو الملائکة و اولو العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم ان الدین

عندالله الاسلام  ختما هذه التعویذ بسم الله العظیم العالی تعالی عما یصفون وباسم محمد صل

الله علیه و آله تسلیم کثیرا لمن علق علیه صغیرا و کبیرا و ذکرا او انثی خزا وعبدا وبحق الله

تعالی وبخاتم سلیمان بن داود علیه السلام و بخاتم اصف بن برخیا و بخاتم شعیب النبی و

تعالی وبخاتم سلمیان بن داود (ع) و بخاتم اصف بن برخیا و بخاتم شعیب النبی و بخاتم

شیوشع بن نون و بخاتم  یعقوب و یوسف وبخاتم یحیی و زکریا  انا نبشرک بغلام اسمه

یحیی لم تجعل له من قبل سمیا و بخاتم عیسی بن مریم و بخاتم محمد صل اله علیه و آله

 مائه و ار بع عشره سوره و حروفها و کلامها وامر و نهی و یا ذو الجلال  و الاکران و الجمال

 والبهاء  احفظ عبدک الضعیف من هذه الا فه العصبه ام الصبیان و من کل ذی شر و من

شر کل هامه و من شر آفات الدنیا و آخرة  عن جبلها و سهلها و خرابها و عمرانها  یا غیاث

 المستغیثین یا جار المستجیرین یا جبار المتجبرین یا دیان یوم الدین و شریعها لمسلین و

بحق انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم لعا تعلوا علی و اتونی مسلیمن لا اله الا

انت سبحانک انک کنت من الظالمین لا اله الا انت الکریم الدیان یا اله الاولین و الاخرین رب

السموات اسبع والارضین السبع یا اله العالمین  بحق طه و یس و کهیعص و حمعسق و بحق

الواحد الاحد اصمد الفرد الذی لم یلد و لم یولد ولم یکن له کفوا احد بسم الله الرحمن الرحیم

لا اله الا هوی الحی القیوم العلی العظیم سبحان الله تعالی عما یصفون رب العرش الکریم

الحمد الله رب العالمین کانهم یوم یرون ما یوعدون لم یلبثو ا الا عشیه او ضحیها یا مخلص

عیسی بن مریم خلص من علق علیه هذا بسم الله الرحمن الرحیم ففتحنا ابواب السماء بماء

منهمر وفجرنا الارض عیونا فالتقی الماء و علی امر قد قدر ویوم تشقق السماء بالغمام و

نزل الملائکة  تنزیلا الملک یومئذ الحق الرحمن و کان یوما علی الکافرین عسیرا انا حسبنا

الماء صبا ثم شققنا الارض شفا فنبتنا فیها حبا وقضیا و زیتونا و تخلا و حدائق غلبا و فاکهة

و باا متاعا لکم و لانعامکم فاذا جائت الصافه بسم الله الرحمن الرحیم انا فتحنا لک فتحا

مبینا لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخرو یتم نعمته علیک و یهدیک صراطا

مستقیما و بنصرک الله نصرا عزیزا و لم یر الذین تفروا ان السموات و الارض کانتا رتقا

ففتقنا هما و جعلنا من الماء کل شی حی افلا یومنون اذا السماء انشقت واذنت لربها و

حقت و اذا الارض موت و الفت ما فیها و تخلت بالحق انزلناه و بالحق نزل و ما ارسلناک

الا مبشر ا ونذیرا  ان ولی الله الذی نزل الکتاب و هو یتولی الصالحین فان تولوا فقل

حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو  رب العرش العظیم بسم الله لا اله الا هو علیه توکلت

و هو رب العرش العظیم بسم الله لا اله الا الله رب ابراهیم و اسمعیل و اسحق ویعقوب و

الاسباط ورب جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و اعیذ من علق علیه کتابی هذا باسمک الاکبر

و بکلماتک التامات التی لا یجاور من برد لا فاجر  و بالسماء الحسنی و بعزة الله و جبروته

و عظمته من شر من خلق وذرء و برء من شر الطامت و الناطق و الظاهر  وباطن و الشاهد

و الغائب و الفاری و الرایح و من شر کل دابة  فی البر و البحر و الشجر و النخیل و الهواء

و الثری عربی او اعجمی او فصیح قائما او قاعدا او نائما او یقظا نا او ساکن السهاب

الظله واعیذ من سر علق علیه کتابی هذا هو حرز الله حیث ما کان معه بحیث ما کان او کائن

ما کان و اله معزه وولیه و حافظه و او نفث او لمس او لمس او مس بما شاء الله لا قوة

الا بالله و باذن الله  والله ختمت و بالله فتحت و اعیذ بالله الاحد اصمد الذی لم یلد و لم یولد

ولم یکن کفوا احد و اعیذه بالله رب الفلق من شر ما خلق ومن شر غاسق اذا وقب و من

شر النفا ثات فی العقد و من شر حاسد اذا حسد و اعیذه بالله رب الناس ملک الناس من شر

الوسواس الخناس الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنة  و الناس اللهم احفظ عبدک

صاحب هذا التعویذ بحق محمد عبدک الکریم و آله و کلامک المجید.پایان

ادامه تفسیر سوره 33

 بسم الله الرحمن الرحیم

آیه 50= با این زنان می توانی ازدواج کنی بعد از ذکر پاره ای از احکام مربوط به طلاق دادن

زنان در آیه قبل در اینجا روی سخن را به شخص پیامبرکرده و موارد هفت گانه ای را که

ازدواج با آنها برای پیامبر مجاز بوده شرح می دهد الف- نخست می گوید ای پیامبر ما همسران

تو را که مهر آنها را پرداخته ای برای تو حلال کردیم منظور از این زنان به قرینه جمله های

بعد زنانی هستند که با پیامبر رابطه خویشاوندی نداشتند و با او ازدواج کردن زیرا مرسوم بوده

که به هنگام ازدواج با غیر خویشاوندان مهریه را نقدا پرداخت می کردن بعلاوه تعجیل در پرداختن

مهریه مخصوصا در موردی که همسر نیاز به آن داشته باشد بهتر است ولی به هر حال این کار

جز واجبات نیست وبا توافق طرفین ممکن است مهر به صورت ذمه در عهده زوج کلا یا بعضا

بماند

ب- و کنیزانی را که از طریق غنائم و انفال الله به تو بخشیده است –ج- و دختران عموی تو و

دختران عمه ها و دختران دائی تو و دختران خاله هایی که با تو مها جرت کرده اند اینها نیز بر

تو حلالند انحصا ر در این چهار گروه روشن است ولی قید مهاجرت به خاطر آن است که در

آن روز هجرت دلیل بر ایمان بوده و عدم مهاجرت دلیل بر کفر و یا به خاطر این است که هجرت

امتیازی بیشتر به آنها می دهد و هدف در آیه به بیان زنان با شخصیت و با فضیلت است که

مناسب همسری پیامبر می باشند –د- وهرگاه زن با ایمانی خود را به پیامبر ببخشد و هیچ گونه

مهری برای خود قائل نشود اگر پیامبر بخواهد می تواند با او ازدواج کند اما چنین ازدواجی

تنها برای تو مجاز است نه برای سایر مومنان . ما می دانیم برای آنها در مورد همسران و

کنیزانشان چه حکمی مقرر داریم . بنابر این اگر در مسائل مربوط به ازدواج برای آنها در

بعضی موارد محدودیتی قائل شده ایم روی مصالحی بوده است که در زندگی آنها وتو حاکم

بوده وهیچ یک از این احکام و مقرارت بی حساب نیست بعد می افزاید این به خاطر آن

است که مشکل وحرجی در ادای رسالت بر تو نبوده باشد و بتونی در انجام این وظیفه

مسئولیت های خود را ادا کنی و الله آمرزنده و ورحیم است جمله اخیر اشاره به فلسفه این

احکام مخصوص پیامبر اسلام است این جمله می گوید پیامبر شرایطی دارد که دیگرا ن ندارند

و همین تفاوت سبب تفاوت در احکام است یعنی هدف این بوده که قسمتی از محدودیت ها و

مشکلات از دوش پیامبر از طریق این احکام برداشته شود

آیه 51= د ر تفسیر آیه 28 و29 همین سوره وبیان شان نزول آنها گفتیم که جمعی از همسران

پیامبر بنا بر آنچه مفسران نقل کرده اند به پیامبر عرض کردند که بر نفقه و هزینه زندگی ما

بیفزا از این گذشته در چگونگی تقسیم اوقات زندگی پیامبر در میان آنها نیز با هم رقابت هایی

داشتند که پیامبر را با آن همه گرفتاری و اشتغالات مهم در مضیقه قرار می داد هر چند آن

حضرت کوشش لازم را در زمینه عدالت در میان آنها رعایت می کرد آیه نازل شد و پیامبر را

در تقسیم اوقاتش در میان آنها کاملا آزاد گذاشت

یک رهبر بزرگ الهی هم چون پیامبر آن هم در زمانی که در کوره حوادث سخت گرفتار است

و توطئه های خطر ناکی از داخل وخارج برای او می چینند نمی تواند فکر خود را زیاد

مشغول زندگی شخصی و خصوصیش کند باید در زندگی داخلی خود دارای آرامش نسبی

باشد تا بتواند به حل انبوه مشکلاتی که از هر سو او را احاطه کرده است با فراغت خاطر

بپردازد. در عین حال گاه اختلاف میان همسران و رقابت های زنانه متدوال آنها طوفانی

در درون خانه پیامبر بر می انگیخته و فکر او را به خود مشغول می داشته است اینجاست

که الله یکی دیگر از ویژگی ها را برای پیامبرش  قائل شده و برای همیشه به این ماجرا ها

و کشمکش ها پایان داده و پیامبر را از این نظر آسوده خاطر و فارغ البال کرد و چنانکه

درآیه می خوانیم فرمود موعد هریک از زنان را بخواهی می توانی به تاخیر اندازی و هر

کدام را بخواهی نزد خود جای دهی می دانیم یکی از احکام اسلام در مورد همسران متعدد

آن است که شوهر اوقات خود را در میان آنها بطور عادلانه تقسیم کند و از این موضوع

در کتب فقه اسلامی به عنوان حق قسم تعبیر می کنند یکی از خصایص پیامبر این بود که

به خاطر شرائط خاص زندگی رعایت حق قسم به حکم این آیه از او ساقط بود هر چند او

با این حال حتی الامکان مساوات و عدالت را رعایت می کرد بعد می افزاید  وهر گاه

بعضی از آنها راکه برکنار ساخته ای بخواهی نزد خود جای دهی گناهی بر تو نیست

وبه این ترتیب نه تنها در آغاز اختیار با توست در ادامه کار نیز این تخییر بر قرار

است این حکم الیه برای روشنی چشم آنها و این که غمگین  نشوند و همه آنها راضی

به آنچه در اختیارشان می گذاری نزدیک تر است

چرا که این حکم عمومی در باره همه آنهاست که از ناحیه الله برای مصالح مهمی

تشریع شده بنا بر این آنها با ید با رضا و رغبت به آن تن دهند در پایان آیه مطلب را

با این جمله ختم می کند الله آنچه را در قلوب شما ست می داند و الله از همه اعمال و

مصالح بندگان با خبر است و در این حال حلیم است و در کیفر آنها عجله نمی کند

آری الله می داند شما در برابر کدامین حکم قلبا رضا و تسلیم دارید و در برابر کدامین

نا خشنود هستید

آیه 52= در این آیه حکم دیگری از احکام مربوط به همسران پیامبران بیان شده می

فرماید و بعد از این دیگر زنی بر تو حلال نیست و نمی توانی همسرانت را به همسران

دیگری مبدل کنی ( بعضی را طلاق دهی و همسر دیگری به جای او بر گزینی ) هر چند

جمال آنها مورد توجه تو واقع شود مگر آنچه که به صورت کنیز در ملک تو درآید و

الله ناظر ومراقب بر هر چیز است و با این حکم فشار قبایل عرب را در اختیار همسر

از آنان از تو بر داشتیم

آیه 53= هنگامی که رسول الله با زینب بنت جحش ازدواج کرد ولیمه نسبتا مفصلی به

مردم داد انس که خادم مخصوص پیامبر بود می گوید پیامبر به من دستور داد که

اصحابش را به غذا دعوت کنم من همه ر ا دعوت کردم دسته دسته میآمدند وغذا

می خوردند و از اتاق خارج می شدند تا این که عرض کردم دسته دسته می آمدند و

غذا می خوردند و از اتاق خارج می شدند تا این که عرض کردم ای پیامبر الله کسی

باقی نمانده که من او را دعوت نکرده باشم فرمود اکنون که چنین است سفره را جمع

کنید سفره را برداشتند و جمعیت پراکنده شدند اما سه نفر هم چنان در اتاق پیامبر

ماندند و مشغول بحث و گفتگو شدند آیه نازل شد و دستورات لازم را بیان کرد ونیز

از بعضی قرائن استفاده می شود که گاهی همسایگان وسایر  مردم طبق معمول برای

رعایت گرفتن اشیایی نزد بعضی از زنان پیامبر می آمدند برای حفظ حیثیت همسران

پیامبر آیه نازل شد و به مومنا ن دستور داد که هر گاه می خواهند چیزی از آنها

بگیرند از پشت پرده بگیرند در روایت دیگر آمده که بعضی از مخالفان پیامبر گفتند

به الله سوگند هرگاه او چشم از جهان بپوشد ما با همسران ازدواج خواهیم کرد

آیه نازل شد و ازدواج با زنان پیامبر را بعد از او بکلی ممنوع ساخت وبه این توطئه

نیز پایان داد . باز روی سخن در این آیه به مومنان است و بخشی دیگر از احکام

اسلام مخصوص آنچه مربوط به آداب معاشرت با پیامبر و خانواده نبوت بوده است

ضمن جمله های کوتاه و گویاه و صریح بیان می کند

نخست می گوید ای کسانی که ایمان آورده اید هرگز در اتاق های پیامبرسرزده داخل

نشوید مگر این که برای صرف غذا به شما اجازه داده شود آن هم مشروط به این

که به موقع وارد شوید نه این که از مدتی قبل بیایید و د انتظار وقت غذا بنشینید

مسلما این حکم اختصاص به پیامبر ندارد و در هیچ مورد بدون اجازه نباید وارد

خانه کسی شد بعلاوه به هنگامی که دعوت به طعام می شوند باید وقت شناس باشند

ومزاحمت بی موقع برای صاحب خانه فراهم نکنند بعد به دومی حکم پرداخته

می گوید ولی هنگامی که دعوت شدید وارد شوید و بهنگامی که غذا خوردید پراکنده

شوید در سومین حکم می فرماید پس از صرف غذا مجلس انس و گفتگو در خانه

پیامبر و هیچ میزبان دیگری تشکیل ندهید البته ممکن است میزبان خواهان چنین مجلس

 انسی باشد در این صورت مستثناست بعد علت این حکم را چنین بیان می کند این کار

پیامبر را آزار می داد اما او  از شما شرم می کرد ولی الله از بیان حق شرم نمی کند

و ابا ندارد  البته الله نیز از بیان حق در مواردی که جنبه شخصی و خصوصی نداشت

هیچ ابا نمی کرد ولی بیان حق اشخاص از ناحیه خودشان زیبا نیست اما از ناحیه

کسانی دیگر جالب و زیباست . بعد چهارمین حکم را در زمینه حجاب چنین بیان می دارد

و هنگامی که چیزی از متاع و وسائل  زندگی از همسران پیامبر بخواهید از پشت

حجاب بخواهید . روشن است قرار گرفتن همسران پیامبر در معرض دید مردم هر چند

با حجاب اسلامی باشد کار خوبی نبود لذا دستو داده شده که از پشت پرده یا پشت در

بگیرند قران بعد از این دستور فلسفه آن را چنین بیان می فرماید این برای پاکی دل

های شما و آنان بهتر است .پنجمین حکم را به این صورت بیان می فرماید شما حق

ندارید رسول الله را آزار دهید گرچه عمل ایذایی در خود این آیه منعکس است ولی

مفهوم آیه عام است و هر گونه اذیت و آزار را شامل میشود سرانجام ششمین وآخرین

حکم را در زمینه حرمت ازدواج با همسران پیامبر بعد از او چنین بیان می کند شما

هرگز حق ندارید که همسران او را بعد از او به همسری خویش در آورید که این کار

در نزد الله عظیم است

آیه 54= این آیه به مردم شدیدا هشدار داده می گوید اگر چیزی را آشکار کنید یا

پنهان دارید الله از همه امور آگاه است  گمان نکنید الله از برنامه های ایذایی شما

نسبت به پیامبرش با خبر نیست چه آنها که بر زبان جاری کردند و چه آنها که در

دل تصمیم داشتند همه را به خوبی می داند و با هرکس متناسب کار ونیتش رفتار

می کند

آیه 55= بعد از نزول آیه حجاب ( آیه گذشته ) پدران و فرزندان و بستگا ن و

همسران پیامبر خدمتش عرض کردند ای رسول الله ما نیز با آنها از پشت پرده

سخن گوئیم . آیه نازل شد و به آنها پاسخ گفت که این حکم شامل شما نمی شود

از آنجا که در آیه گذشته حکم مطلقی در باره حجاب در مورد همسران پیامبر آمده

بود و اطلاق این حکم این توهم را به وجود  می آورد که محارم آنها نیز موظف به

اجرای آن هستند و تنها از پشت پرده باید با آنها تماس بگیرند آیه نازل شد و

حکم این مساله را شرح داد می فرماید بر آنان ( همسران پیامبر) گناهی نیست که با

پدران و فرزندان وبرادران و فرزندان برادران و فرزندان خواهران خود و زنان مسلمان

و بردگان خود بدن حجاب تماس داشته باشد به تعبیر دیگر محارم آنها که  منحصر

در این شش گروهن مستثنا می باشند و د ر پایان آیه همسران پیامبر را مخاطب ساخته

می گوید تقوا  را پیشه کنید که الله بر هر چیزی آگاه است و هیچ چیز بر او مخفی و

پنهان نیست . چه این که حجاب وپرده و مانند آنها همه وسائلی برای حفظ از گناه

بیش نیست ریشه اصلی همان تقواست که اگر نباشد حتی این وسائل نیز سودی نخواهد

بخشید

آیه 56= سلام و درود بر پیامبر .به دنبال بحث هایی که در آیت های گذشته پیرامون

حفظ حرمت پیامبر و عدم ایذا او آمده در اینجا نخست سخن از علاقه خاص الله و

فرشتگان نسبت به پیامبر می گوید و بعد در این زمینه دستور به مومنان می دهد و

سپس عواقب درد ناک و شوم آزار دهندگان پیامبر را مطرح می سازد و در آخرین

مرحله گناه بزرگی کسانی را که از طریق تهمت مومنان را ایذا کنند بازگو می کند

نخست می فرماید الله و فرشتگان بر پیامبر رحمت و درود می فرستند مقام پیامبر

 آن قدر والاست که آفریدگار عالم هستی و تمام فرشتگانی که تدبیر این جهان به

فرمان حق بر عهده آنها گذارده شده است بر او درود می فرستند اکنون که چنین

است شما نیز با این پیام جهان هستی هماهنگ شوید ای کسانی که ایمان آورده اید

بر او درود بفرستید وسلام بگویید و در برابر فرمان او تسلیم باشید او یک گوهر

گرانقدر عالم آفرینش است و اگر به لطف الهی در دسترس شما قرار گرفته مبادا

ارزانش بشمرید مبادا ارج و مقام او را در پیشگاه الله و در نزد فرشتگان همه

آسمان ها فراموش کنید قابل توجه این که در باره کیفیت صلوات بر پیامبر در

روایات بی شماری که از طرق اهل سنت و اهل بیت رسیده صریحا آمده است که آل

محمد را به هنگام صلوا ت بر محمد بیفزایید به این صورت : اللهم صل علی محمد و آل محمد

آیه 57= این آیه در حقیقت نقطه مقابل آیه گذشته را بیان می کند می گوید کسانی که

الله و پیامبرش را ایذا می کنند الله آنها را در دنیا و اخرت از رحمت خود دور می سازد

و برای آنان عذاب خوار کننده ای آماده کرده است منظور از ایذا الله همان کفر و الحاد

است که الله را به خشم می آورد و اما ایذا پیامبر اسلام مفهوم وسیعی دارد وهر گونه

کاری که او را آزار دهد شامل میشود . رسول الله فرمود فاطمه پاره  ای از تن من

است هرکه اورا آزار دهد مرا می آزرد شبیه همین معنی در باره علی نیز ای پیامبر

اسلام نقل شده است

آیه 58= این آیه از ایذا مومنان سخن می گوید و برای آن بعد از ایذا الله و پیامبر اهمییت

فوق العاده ای قائل می شود می فرماید و کسانی که مردان و زنان با ایمان را به خاطر

 کاری که انجام نداده اند آزار می دهند متحمل بهتان و گناه آشکاری شده اند

 چرا که مومن از طریق ایمان پیوندی با الله و پیامبرش دارد وبه همین دلیل در اینجا در

ردیف الله و پیامبر ش قرار گرفته است . کسی که مر د یا زن مسلمانی را بهتان زند یا

در باره او سخنی بگوید که در او نیست الله او را در قیامت روی تلی از آتش قرار

می دهد تا از عهده آنچه گفته بر آید

آیه 59= آن ایام زنان مسلمان به مسجد می رفتند و پشت سر پیامبر نماز می خواندند

هنگام شب موقعی که برای نماز مغرب وعشا  می رفتند بعضی از جوانان هرزه و اوباش

بر سر راه آنها می نشستند و با مزاح وسخنان ناروا آنها را آزار می دادند ومزاحم آنها

می شدند آیه نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود ا بطور کامل رعایت کنند تا به

خوبی شناخته شوند و کسی بهانه مزاحمت پیدا نکند

اخطار شدید به مزاحمان و شایعه پراکنان : به دنبال نهی از ایذاء رسول الله و مومنان در

آیات گذشته در اینجا روی یکی از موار د ازذاء تکیه کرده وبریا پیشگیری از آن از او

طریق اقدام میک ند در قسمت اول می گوید ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان

مومنین بگو جلبابها ( روسری های بلند) خود را بر خویش فرو افکنند این کار برای

این که شناخته شوند ومورد آزار قرا  ر نگیرند بهتر است و اگر تا کنون خطا و کوتاهی

از آنها سر زده توبه کنند هدف این است که زنان مسلمان در پوشیدن حجاب سهل انگار

 و بی اعتنا نباشند مثل بعضی از زنان بی بند وبار که در عبین داشتن حجاب آن چنان بی

 پروا و لا ابالی هستند که غالبا قسمت هایی از بدن های آنان نمایان است و همین معنی

توجه افراد هرزه را به آنها جلب می کند و از آنجا که نزول این حکم جمعی از زنان با

ایمان را نسبت به گذشته پریشان میساخت در پایان آیه می افزاید الله همواره آمرزنده و

مهربان است هر گاه از شما تا کنون در این امر کوتاهی شده چونبر اثر جهل و نادانی

بوده است الله شما را خواهد بخشید توبه کنید وبه سوی او باز گردید و وظیفه عفت و

پوشش را به  خوبی انجام دهید

آیه 60= گروهی از منافقین در مدینه بودند و انواع شایعات را پیرامون پیامبر به هنگامی که

به بعضی از غزوات می رفت در میان مردم منتشر می ساختند گاه می گفتند پیامبر کشته

شده و گاه می گفتند اسیر شده مسلمانانی که توانایی جنگ را نداشتند و در مدینه مانده بودند

سخت ناراحت می شدند شکایت نزد پیامبر آوردند آیه نازل شد و سخت این شایعه پراکنان را

تهدید کرد

به دنبال دستوری که در آیه پیش به زنان با ایمان داده شد به بعد دیگر این مساله یعنی

فعالیت های موذیانه اراذل واوباش پرداخته می گوید اگر منافقان و کسانی که در قلبشان

بیماری است و نیز کسانی که اخبار دروغ در مدینه پخش می کنند دست از کارشان بر ندارند

ما تورا بر ضد آنان می شورانیم و با یک حمله عمومی تورا بر آنها مسلط خواهیم ساخت

سپس جز مدت کوتاهی نمی توانند در کنار تو در این شهر بمانند

آیه 61= و هنگامی که از این شهر رانده شدند واز تحت حمایت حکومت اسلامی طری گشتند

از همه جا طرد می شوند و هر جا یافته شوند گرفته خواهند شد وبه سختی به قتل خواهند

رسید اشاره به این که بعد از این حمله عمومی در هیچ جا در امان نخواهند بود و آنها را با

دقت جستجو و پیدا می کنندو به دیار عدم فرستاده می شوند

آیه 62= بعد در این آیه می افزاید این دستور تازه ای نیست این سنتی است الهی و همیشگی

که در اقوام پیشین بوده است که هر گاه گروه های خرابکار بی شرمی و توطئه را از حد

بگذرانند فرمان  حمله عمومی به آنها صادر می شود و چون این حکم یک سنت الهی است

 هرگزدگرگون نخواهد شد چرا که برای سنت الله تبدیل و تغییری نمی یابی این تعبیر در حقیقت

جدی بودن این تهدید را مشخص می کند که بدانند مطلب کاملا قطعی وریشه دار است وتغییر

و تبدیل در آن راه ندارد یا باید به اعمال ننگین خود پایان دهند ویا در انتظار چنین سرنوشت

دردناکی باشند این حکم مانند سایر احکام اسلامی اختصاص به زمان و مکان و اشخاصی

ندارد اگر به راستی سمپاشی و توطئه از حد بگذرد وبه صورت یک جریان در آید و جامعه

اسلامی را با خطرات جدی روبرو سازد حکومت اسلامی می تواند دستور آیات فوق را که به

پیامبر داده شده است به اجرا در آورد و مردم را برای درهم کوبیدن ریشه های فساد بسیج

کند؟

آیه 63=می پرسند قیامت کی بر پا می شود ؟ ایات گذشته سخن از توطئه های منافقان و

اشرار می گفت در اینجا به یکی دیگر از برنامه های مخرب آنها اشاره شده است که گاه به

عنوان استهزا و یا به منظور ایجا شک و تردید در قلوب ساده دلان را مطرح می کردند که

قیامت با آن همه اوصافی که محمد از آن خبر می دهد کی بر پا می شود ؟

می فرماید مردم از تو پیرامون زمان قیام قیامت سوال می کنند سپس به آنها چنین پاسخ

می گوید بگو ای پیامبر آگاهی بر این موضوع تنها نزد الله است و هیچ کس جز او از این

موضوع آگاه نیست حتی پیامبران مرسل و فرشتگان مقرب نیز از آن بی خبرند و به دنبال

آن می افزاید چه میدانی؟ شاید قیام قیامت نزدیک باشد

آیه 64= سپس به تهدید کافران و گوشه ای از مجازات دردناک آنها پرداخته می فرماید

الله کافران را از رحمت خود دور ساخته و برای آنان آتش سوزاننده ای فراهم کرده است

آیه 65= آنها جاودانه در این آتش سوزان خواهند ماند وسرپرست ویاوری نخواهند یافت

تفاوت میان ولی و نصیر د ر اینجاست که ولی انجام تمام کار را بر عهده می گیرد ولی

نصیر کسی است که انسان را کمک می دهد تا به مقصود خود برسد اما این کافران  در

قیامت نه ولیی دارند و نه نصیری

آیه 66= سپس قسمت دیگری از عذاب دردناک آنها را در قیامت بیان کرده می فرماید روزی

را به خاطر بیاور که صورت های آنها در آتش دوزخ دگرگون می شود این دگر کونی یا از

نظر رنگ چهره هاست که گاه سرخ و کبود می شود و گاه زرد و پژمرده و یا از نظر قرار

گرفتن بر شعله های آتش است  که گاه این سمت صورت آنها بر آتش قرار می گیرد و گاه

سمت دیگر ( نعوذ بالله)

اینجاست که فریاد های حسرت بارشان بلند می شود و می گویند ای کاش ما الله و پیامبرش

را اطاعت کرده بودیم که اگر اطاعت می کردیم چنین سرنوشت درد ناکی در انتظا ر ما نبود

آیه 67= ومی گویند الهی ما را از روسا و بزرگتر ها ی خود اطاعت کردیم پس آنها ما را

گمراه ساختند

آیه 68= در اینجا این دوزخیان گمراه به هیجان می آیند و مجازات شدید گمراه کنند گان

خود را از الله می خواهند ومی گویند الهی آنها را دو چندان عذاب کن عذابی بر گمراهیشان

و عذابی بر گمراه کردن ما و آنها را لعن کن لعن بزرگی . مسلما آنها مستحق عذاب ولعن

هستند ولی عذاب مضاعف و لعن کبیر به خاطر تلاش و کوششی است که برای گمراه کردن

دیگران داشته اند

آیه 69= چه نسبت های ناروا به موسی دادند؟ به دنبال بحث هایی که پیرامون احترام مقام

پیامبر و ترک هر گونه ایذاء نسبت به آن حضرت در آیات گذشته آمد در اینجا روی سخن

را به مومنان کرده می گوید ای کسانی که ایمان آورده اید مانند کسانی نباشید که موسی را

اذیت و آزار کردند  اما الله اورا از همه نسبت های ناروا مبرا و پاک نمود و او در پیشگاه الله

آبرومند و بزرگ منزلت بود انتخاب موسی از میان تمام پیامبرانی که مورد ایذاء قرار گرفتند

به خاطر آن است که موذیان بنی اسرائیل بیش از هر پیامبر اورا آزار دادند . منظور از

ایذاء موسی در اینجا یک حکم کلی و جامع است زیرا بنی اسرائیل از جنبه های مختلف موسی

را ایذاء کردن ایذاء هایی که بی شباهت به آزار بعضی از مردم مدینه نسبت به پیامبر اسلام

نبود مانند پخش شایعات و نقل اکاذیب و نسبت ناروایی که به همسر پیامبر دادند که شرح

آن در تفسیر سوره نور است . از این آیه می توان استفاده کرد که هر گاه کسی در پیشگاه

الله وجیه و صاحب قدر ومنزلت باشد الله به دفاع از او در برابر افراد موذی که نسبت های

ناروا به او می دهند می پردازد

تقسیمات طلسم ها و لوح ها

بسم الله الرحمن الرحیم

 

این محتوا را جهت قرب الله تقدیم می دارم با این توضیح مهم که چون در قران از وجود

ساحران و جادو گران صحبت شده است پس وجود دارند ونیازبه سواد بالا برای دفع

آنان و بطلان سحر ها هست

تقسیم بندی انواع طلسم :

    دسته بندی طلسم و تعویذ ما را در شناختن آنها یاری می کند . به همین منظور چند دسته بندی به شکل های زیر صورت گرفته است . مشخصاً این تقسیم بندی ها کامل نمی باشند

    اولین تقسیم بندی بر این پایه قرار گرفته است که طلسم و تعویذ به شکل عناصر طبیعی به کار می رود و یا ساخته ی دست بشر است . عناصر طبیعی شامل عضوی از بدن ، سنگ وگیاه می گردد . عضو بدن خود به دوگروه انسانی و حیوانی تقسیم می گردد ، اعضای حیوانات چشم ، دم ، استخوان ( دندان )، پنجه و پوست بیشترین کاربرد را نشان دادند .

    طلسم های ساخته ی دست بشر به  ۴ شکل دیده شده اند : نقش،

حروف ، نقش و حروف ، که معمولاً برروی ورقه های نازکی از مس ، نقره ویا کاغذ نوشته می شوند . لوازم شخص مقدسین و قهرمانان آخرین شکل این شاخه است .

    تقسیم بندی دیگری می توان از روی بومی و یا غیر بومی بودن طلسم ها انجام داد . معمولاً طلسم و تعویذ در ارتباطات انسانی و روابط بین جوامع مانند بازرگانی ، جنگ ، ازدواج بین الملل منتقل می شوند و معمولاً هر گروهی که طلسم و تعویذ ی را می پذیرد آن را با اعتقادات بومی خود همگن می سازد .

    طبقه بندی دیگری از نظر تئوری به وجود آمدن طلسم و تعویذ را می توان در نظرگرفت . عده ای از طلسم ها فقط از زیر ساخت اسطوره ای برخوردار هستند . بدین معنی که اسطوره ها و افسانه های محلی در آنها تجلی پیدا کرده اند ؛ حال آنکه در مقابل بخش دیگر با پشتوانه و نگرش علمی و مذهبی وجود یافته اند .

    مواد به کار رفته در ساختار طلسم و تعویذ می تواند بنای تقسیم بندی دیگری قرار بگیرد که به خاک ، چوب ( کاغذ ) ، آبگینه ، پارچه، فلز ، سنگ و در مواردی پر ، می توان اشاره کرد .

    عملیات در استفاده از طلسم ها و تعویذ بر ۴ گونه است : آبی، بادی،  خاکی و آتشین  که می تواند مبنای تقسیم بندی دیگری قرار بگیرد .

عناصر طبیعی :

     هنگامیکه افسانه ها به پدیده های طبیعی مانند خورشید می پردازند. افسانه ها  به واقعیتی نسبت داده می شوند که دیگر آنچنان که انسان جدید امروزی  آن را می شناسد ، طبیعی نیست . طبیعت در همان حال طبیعت فوق طبیعت است . یعنی مظهر نیروهای مقدس و صورت و شکل واقعیات برترین است . این امور قدسی وواقعیت های مذهبی به شکل های متفاوتی در طی دوران تجلی پیدا کرده اند . آنی میسیم ، توتمیسم  ، تابو ، آئین ، رمز ، اسطوره ، دیو ، خدا را می توان در این زمره بر شمرد .  در واقع می توان گفت با توده ای چند شکلی و حتی گاه درهم وآشفته از اشارات واعتقادات و نظریات که شاید پدیده های مذهبی از ترکیب آنها شکل گرفتند ، روبه رو هستیم [۱] .

شاید انسان اولیه برای در امان بودن از این نیروها ی مرموز و یا در اختیار گرفتن این امور به برقرار نمودن ارتباط از طریق آیین ها و تشریفات خاص ، متوسل شده باشند . این نیرو در جوامع مختلف به نامهای گوناگون خوانده می شوند . بومیان ملانزی و پولینزی آن را مانا می نامند ، سرخپوستان آلگونگوین  به آن مانی تو می گویند و سرخپوستان دشتهای بزرگ آن را واکان می نامند . برخی از مردم پولینزی ، مانند تاهیتی معتقدند که اقتدار رئیس قبیله بهره ی عظیمی است که او از مانا دارد .  درست همچنان که مردم برخی از جوامع متمدن قدیم ، رهبران و پادشاهان خود را دارای فره یعنی موهبت آسمانی می دانستند و برای آنان حقوق الهی قائل می شدند

    اعتقاد به مانا به عنوان نیروی فوق توانایی فرد ، مؤثر در اشیاء و امور و صورت دهنده ی کارهای خارق العاده ، رفته رفته تغییر شکل می دهند . به صورت آنی میسم جان گرایی یا همزاد گرایی ظاهر می گردد .

     آنی میسم را چنین تعریف می کنند

جان گرایی اعتقاد به وجود جان در اشیاء است .  منشاء جان گرایی را در پدیده های خواب و مرگ یافت .خوابها شکلهای خیالی و تجارب غیر واقعی هستند و اینکه شخص خواب می بیند یک حقیقت تجربی است .  در خوابها قدرت دخل و تصرف در واقعیت وجوددارد و کارهای غیر عادی انجام می شود . محدودیت های زمان و مکان مانع از خواب دیدن نیستند . دوگانگی میان حوادث خوابها و دنیای واقعی انسان ابتدایی را به فکر وجود روح و بدن به معنای کالبد هدایت کرده است .

   روح معنایی عالمگیر است و نطفه جان گرایی را در برداشت . روح نیروی حیات است که بودن و نبودن آن در بدن مساوی با زنده بودن یا نبودن است .  انتساب ارواح به اشیاء و گیاهان را موجب پرستش طبیعت است . از این جا است که توتم پرستی به وجود آمد و پرستش جانوران و گیاهان به عنوان نیای افسانه ای قبیله ها به وجود آمده است

    پرستش اشیاء را به طور کلی توتم پرستی نامیده اند . این توتم،  معمولاً حیوان و شاید به صورت گیاه باشند . توتم که رنگ  دینی داشته است برای متهم ساختن افراد قبیله با یکدیگر عامل مؤثری بوده است . همچنین می پنداشتندکه به وسیله ی توتم با یکدیگر ارتباط دارند و یا همه از آن به وجود آمده اند . توتم که عنوان شعار و رمزی داشته ، علامت مفیدی برای خویشاوندی ملت های اولیه بوده است و پس از آن رفته رفته از جنبه دینی خود خارج شده و عنوان علامت خوشبختی یا نظر قربانی پیداکرده است وگاهی همچون شیر و عقاب دارد علامت پرچم های پاره ای از دولتها گشته است  و یا مانندگوزن علامت جمعیت های برادر شده است . غالب اوقات توتم از محرمات محسوب می شد و کسی حق دست زدن و خوردن آن را نداشت مگر اینکه خوردن آن نوعی از مناسک دینی باشد . در فرهنگ نمادها آورده شده است که توتم ، اصطلاحی آلگونگین است . معنی اصلی آن نگهبان شخصی یا قدرت دیده بانی یک نفر از زاویه فردی است . توتم اغلب در وسایل طبی آن شخص  ( کیسه ی ادویه و اشیای جادویی ) یا برروی لباس ها و اشیاء شخصی به شکل تک چهره یا نماد نقش می شود . توتم سر منشاء محرمات و تابو بوده است

    در کتاب زمینه ی انسانشناسی به توضیح دقیق تری از توتم بر می خوریم ، واژه ی توتم از کلمه یojibwa  مشتق شده است . این کلمه متعلق به زبانی است که مردم قبیله آلگونگین   بدان تکلم  می کنند . واژه ی توتم به صورتهای دیگر مانند tatam  یا  dodaim  نیز به کاررفته است .  اصل واژه باید otem   بوده باشد .

    از بررسی تعاریف گوناگون توتم ، می توان دریافت که گیاه ، حیوان یا چیزی است که به عنوان نشانه یک گروه اجتماعی را از سایر گروههای انسانی متمایز و جدا می کند ، توتم دنیای افسانه ای اعضای گروه شمرده می شود . توتم برای اعضای قبیله ی مقدس و مورد احترام است . کشتن و خوردن و آزار رساندن به آن تابو شمرده می شود . افراد گروه نه تنها حق خوردن توتم را ندارند بلکه اشیاء منسوب به توتم برای آنها ممنوع شمرده می شود، توتم نماد گروهی است و در باور افراد توتم حامی اعضا است و تمامی خطرات را دور می کند . اعضای یک گروه که دارای توتم مشترک هستند ، نمی توانند با هم ازدواج کنند . آنها باید با گروهی دیگر که توتم دیگری ازدواج کنند

     منشاء دین های اولیه را باید در زمینه ی توتمیسم جستجو کرد .  در تمام  جوامع انسانی تابو را در نظامی زود باور می بینند که تبدیل به مذهب می شود . آداب این مذهب ظاهراً به گونه ای خودجوش از فرضیه ای در ارتباط با ارواح فراهم آمده است و شعایر آن از روی دلبستگی و یا عدم دلبستگی ، علاقه یا کراهت طبقات مختلف روح ، نسبت به این یا آن روح تأیین می شود . اما در ورای ارواح انسانها و حیوانات به عنوان تابو ، مفهوم خدای بانویی مقتدر رشد می کند . اهمین این مفهوم بی وقفه بیشتر می شود و باعث می شود بررسی تابو ها هر چه بیشتر به صورت وسیله ای برای تطابق خود ما با آنها در آید .

    در واقع تابو نقش یک مجزا کننده را بر عهده دارد و موظف است نیروی روحی افرادی که آن را در تصاحب دارند مراعات کند تا این افراد نه رنجی بکشند و نه موجب رنج شوند . تابو نیز مانند نقص عضو لعنت آفرین است . چنانچه بسیاری از نقیصه ها یا کسر اندامهای جسمانی در فردی که مبتلابه آنها است را نشان تابو بر او دانسته اند.

    نماد سازی حیوانات و گیاهان در قبایل آفریقایی ، سرخپوستان و مصریان باستان بسیار رایج بوده است به نظر می رسد در ابتدا این اشیاء آئینی بوده و از تقدس برخوردار بوده اند و به تدریج با پیشرفت علم انسان بسیاری از این اشیاء جنبه ی تزئینی یافته اند درادامه بحث به توضیح نمونه هایی خواهیم پرداخت .

اعضای بدن حیوانات :

    مار از عمده ترین تصاویر مثالی سرچشمه حیات و تخیل است. این جانور خاکی یا زمینی هم مورد اعزاز و پرستش بوده است و هم موجب وحشت و نفرت . ظهور اسرار آمیزش بر زمین و غیب شدن ناگهانی آن در جهان  ناشناخته زیر زمین مایه خیالبافی و قصه پردازی بوده است . بدین وجه که مار را موجودی مافوق انسان و طبیعت که از ارواح و جانهای نیاکان مدد می گیرد ، پنداشته اند .

    ویژگی ها ی گوناگون مار تعدادی کننده ی رمز و راز هستند به علت عمرطولانی و پوست اندازی مار نماد جاودانگی است و به عنوان طلسم سلامتی و عمر جاودان در مصر باستان کاربرد داشته است و هنگامیکه به شکل یک دایره مجسم می شد نماد تبدیل دایم مرگ و زندگی است .

    مار در هند نماد ویشنو است و طلسم آگاهی ، خود و شعور است . مار به عنوان خدای بزرگ دارو در یونان تقدیس می شده است . در ایران نیز از مهره مار برای سفید بختی استفاده می کردند و برای گرفتن مهره مار ، اعتقادات و تشریفات خاصی حاکم بوده است . نیز در اعتقادات کهن ایرانیان آورده شده است  که درمقابل مار ، هزار پا ها و چلپاسه دهن را نباید بازکرد ، چون هرگاه دندانهای انسان برا بشمرد آن شخص خواهد مرد

    ببر در چین به عنوان ایزد بخت پرستیده می شود و دندان قبر طلسمی است برای خوش شانسی و پنجه و پوست آن طلسم محبت است.در ایران نیز از دندان ببر برای رفع چشم زخم استفاده می شده است . در چین گربه سیاه نشانه ی بدبختی ، بیماری و فقر است و نیز در ایران گربه سیاه شوم و نشانه ی جن است ویا هرگاه رو به شخصی خود را بخاراند غم به دل آن کس می آید

    در ایران از چشم گوسفند طلسم نظر قربانی درست می کنند ، در خراسان هر گاه بخواهند باران نیاید طلسم مخصوص با موی سگ و گربه درست می کنند و به آب می دهند تا باران بند بیاید . شوم بودن جغد ، کلاغ ، خوش یمن بودن یاکریم و کبوتر نیز در همین طبقه دسته بندی می شوند .

اعضای بدن انسان :

    اعضای بدن انسان نیز کاربرد زیادی درطلسم  سازی داشته است . به همین منظور نگه داشتن ناخن ، مو و دندان شدیداً تأکید شده است . یکی از عملیات جادوگری که امروزه در میان یهودیان نیز رایج است به نام دنبه گراز مشهور است . برای این کار جادوگر ، آدمکی کوچکی از موم درست کرده دندان ، موی سر و یا ناخن دشمن را در آن عروسک مومی می گذارد و پس از به جا آوردن  مراسم مخصوصی هر نقطه از تن آدمک مومرا که زخم بزنند صاحب ناخن یا موی سر از همان نقطه رنجور می شود

    دراوستا ( فرگرد ۱۷) تأکید شده که در مواظبت موی سر و خرده ناخن بکوشد تا به دست جادو نیافتد اینکه چون ناخن خلال کنند باید که در کاغذی بپیچند و سه یثا اهووئیریو بخوانند البته باید که ناخن ناسوده نگذرانند که به صلاح جادوان به کار آید

    شاید دیدگاه های رایج امروزی از همین اعتقادات قدیمی به جا مانده باشد چنانچه گفته شده است ،  دندان افتاده را باید سه بار کرداد و سپس دفن و کفن کرد و در سوراخ دیوار گذاشت و یا ناخن گرفته شده را اگر زیر دست و پا بریزند فقر می آورد .

    به نظر می رسد که تفال با اعضای بدن نیز بی تأثیر از این اعتقادات نبوده است . مانند اینکه اگر کف پا بخارد راه دور می روند و اگر کف دست چپ بخارد خرج زیاد می کنند .

    شورچشمی و چشم زخم ، اصطلاحی بسیار رایج در سراسر جهان اسلام است و نشانه ی اعمال قدرت همراه با سوءنیت بر کسی یاچیزی است . شخصی که چشم می زند به زبان عربی معیان نامیده می شود . قسطانی می گوید : وقتی معیان با میل و هوس به چیزی می نگرد نگاه آنها باعث لطمه و زیان می شود ولی اینکه چشم بد ،  ماده ای نامرئی بر روی آنچه به آن نگاه می کند ، خالی می کند متقن نیست بلکه محتمل است . وسایلی برای دفع چشم زخم وجود دارد . روبنده ، طرحهای هندسی ، اشیاء درخشان ، بخورهای معطر ، نمک ، زاج سفید ، شاخ ، دست فاطمه و نعل اسب از این دسته هستند

     شورچشمی دیوی است که چون مردم چیزی می بینند و به نام ایزد نمی گویند ( آن چیز را ) از میان می برد[

گیاه :

    به نظر می رسد تأثیر گیاهان در جوامع ابتدایی فقط محدود به توتم نمی شده است و کاربرد زیادی در درمان گری و جادو پزشکی داشته است . بنابر الواح بابلی کشف شده علت بیماری و تب را نفوذ شیطان در بدن انسان می دانستند ، که توضیح آن داده شد . بدین ترتیب جادو پزشکان به این عنوان از بعضی گیاهان درمعالجه بیمار سود می جستند که تلخ مزه یا بد بود بودند تا شیطان داخل بدن بیمار از تلخی یا بوی بد آن گیاهان ناراحت شده و تن بیمار را ترک کند و یا از بعضی گیاهان خوشبو استفاده می کردند و جوشانده آن را به بیمار می نوشانیدند تا شیطان خوشحال شود و بیمار را رها کند و یا از گل و برگ بعضی گیاهان مقدس (توتم ها ) به بیمار می دادند که نیروی توتم بر شیطان بیماری غلبه نماید . به هر حال استفاده از گیاهان برای معالجه بدین گونه آغاز شد ورفته رفته از آن گیاهان شربت و مرهم می ساختند ونگه می داشتند که هر جا و درهر وقت لازم باشد در اختیار جادوگرــ پزشک گذاشته شود . بدین ترتیب گیاهان طبی به صورتهای جوشانده شربت ، مرهم و معجون و حب به عنوان ابزارهای جادوــ پزشکی تهیه شد  این اعتقاد که چرا گیاه می تواند علاوه بر توتم بودن خاصیت درمانی داشته باشد به نظر میرچا الیاده به خاطر آن است که این گونه گیاهان یا نمونه ای مینوی دارند ویا اولین بار ایزدی آنها را چیده و جمع آوری کرده است . هیچ نباتی به خودی خود ارزشمند نمی شود .  بلکه فقط از طریق مشارکت با یک نمونه ازلی و یا به خاطر تکرار اعمال وخواندن اوراد ونیرنگ هایی که او را از قلمرو ناسوتی اش جدا کرده و متبرکش کرده دارای ارزش شده است . برای مثال در سده ۱۶ میلادی  اصل و خاصیت دارویی برخی از گیاهان به کوه مقدس کالواری  خاستگاه اولیه این گیاهان نسبت داده شده است . خاصیت درمانی این گیاهان را به این علت دانسته اند که نمونه های اولین آنها در یک لحظه سرنوشت ساز کیهانی بر فراز کوه کالواری پیدا شده اند

    ، گیاه کپی تکه دارویی است برای درمان ناتوان جنسی چون در آغاز گندرو از آن برای اعاده نیروی مردی ایزد و رونه استفاده کرده است . از این رو جمع آوری آیینی گیاه مزبور در حقیقت تکراری است از کار گندرو. در متنی قبطی که به پاپیروس  مشهور است ، ضمن وردی طولانی به منزلت استثنایی گیاه دارویی چنین اشاره شده است

    در بسیاری از تمدن ها درباره ی درخت باورهای مذهبی و اسطوره ای وجود دارد و مردم آنها را عبادت می کنند . درخت در قدیمی ترین تصویر، درخت کیهانی غول پیکری است که رمز کیهان و آفرینش کیهان است . نوک این درخت تمام سقف را پوشانده است ، ریشه هایش را در سرتا سر زمین پهن کرده است و شاخه های پهن و ستبرش را در پهنه جهان گسترانده است .

    در یکی  قدیمی ترین  در باره ی این درخت که منشاء کائنات است چنین خوانده می شود:

ریشه اش که بلورین و درخشان است ، و به سوی اقیانوس ژرف می خزد [ …] و جایگاهش ، مرکز زمین او شاخ و برگهایش، بستر خواب زن ایزد زیکوم […]

غالباً ایزدی که رمز طبیعت بارور است با درخت کیهان همدست و همراه است . ساکنان سیبری درخت قان را رمز ستون آسمان می دانند. کاج نوئل نیز درختی کیهانی است که جایگزین سدر لبنانی شده است . در روز جشن ایزد اتیس ، درخت سدری از جنگل می آوردند و تصویر آتیس را در میان نوارهای پشمین و حلقه های گل بنفشه در نوک آنه درخت نصب می کردند و با تشریفات به معبد می بردند . این درخت رمز پیکر خدای مرده و دوباره زنده شده ، به شمار می رفت . درخت نوئل از بقایای پرستش صنوبر و کاج است که چون همواره سبز و خرم بودند مقدس شمرده می شدند

    شبدر چهاربرگ

  یکی از شناخته شده ترین طلسم هایی است که در اروپا مورد استفاده قرار می گیرد . یک برگ آن نماد موفقیت ، برگ دوم نشان ثروت ، دیگری عشق پایدار و آخرین برگ برای صاحب آن سلامتی ابدی به ارمغان می آورد .

    شاخه های نخل طلسمی بوده اند برای غلبه بر گناه که بی شک این عقیده از افسانه های بت پرستی منشاء گرفته است که در آنها از درخت خرما به عنوان نماد خورشید یاد شده است .

    طلسم معروفی که برای مسافران به کار می رود برگ خیزران است . حرکت این برگ در باد همانند حرکت انگشتان دست است . هنگامی که شخصی قصد مسافرت دارد . در شروع سفر با غذایی که تهیه شده از ماهی است پذیرایی می شود که از این برگ به عنوان بشقاب غذای یاد شده استفاده می کنند و بعد از پایان غذا برگ را در آستانه در آویزان می کنند و اعتقاد بر این است که این برگ سلامتی مسافر را تأمین خواهدکرد . نیلوفر آبی که سمبل وشنو است . نماد اقبال و زیبایی است واز آن به عنوان طلسم خوش شانسی واقبال نیک استفاده می شود و همچنین نگهدارنده ی کودکان از بیماری و چشم نظر نیز می باشد . در ایران نیز برای رفع بیماری و چشم زخم، اسفند دود میکنند . چون بوی بر آتش نهند و باد به بوی آن می برد تا آنجا که بوی برسد هزار با هزار دیو و دروج نیست بپاشند و کم شوند و چندان جادو و دیو و پری و آتش در خانه باشد به نیمه شب برافروزند هزار دیو نیست شوند و دو چندان جادو و پری . درخت مو، توت ، کاج و نیز انار از دسته گیاهان و میوه های مقدس به شمار می رون

سنگ :

    سنگهای مقدس از دوران ابتدایی شناخته شده اند و در تمام دنیا و مذاهب و آیین های مختلف دیده شده اند . بیشتر اوقات به عنوان اهداف قربانی ، آخشیج های اصلی در مراسم جادوگری یا به عنوان سنگهای یاد بود مورد استفاده قرار می گرفتند . قدرتهای نامرئی که توسط چنین اشیایی که از گونه های متفاوت هستند به کار گرفته می شود علت اعتقاد مردم به آنها می باشد . معنای نمادین سنگهای مقدس مشخص نیست . آنها ممکن است بیانگر کیفیت مانند ثبات یا بی حاصلی باشند یا ممکن است نمایانگر باروری باشند . با در نظر گرفتن این موضوع که بسیاری از سنگهای مقدس از مذاهب و آیین های دیگر به ما رسیده تعبیر آنها دشوار می شود .

    در داستان بابلی  خاندان مشخصاً استفاده از سنگ ها و یا ستونهای سنگی بیان شده است . هنگامی که زن او  از دنیا می رود یعقوب سنگ تدفینی بر روی قبراو می گذارد . شاید به عنوان یادبودی برای زنده نگهداشتن نام او . چنین ستونی حتی می توانست یادآور خاطره ی مهمی مانند پیوند  و آرامی ها نیز باشد ، هر چند که مراسم آیینی استفاده از سنگها بسیار عمومی بود ، یعقوب در هنگام کوچ از خشم عیسو، خداوند را در خواب بر او ظاهر شد و او ترسید . یعقوب سنگی را که به عنوان بالش از آن استفاده می کرد بلند کرد و به روغن آغشته کرد و آن  را خانه خدا نامید و در این شرایط این سنگ معنی  حضور خدا نام گرفت . گاهی چنین ستونهای آیینی می توانند به قربانگاهها پیوند داده شوند . ستونهای دیگری در سوریه امروزی ( اکدیان گذشته ) پیدا شده است . سنگهای نذری در قرآن نام برده شده اند که توسط پیامبر اسلام منع شده اند . نویسندگان یونان باستان وجود سنگهای مقدس را در بین اعراب از زمانهای ابتدایی در آیین هایی که در اطراف کعبه برگزار می شده است را تأیید می کنند . این موضوع نشاندهنده ی وجود حقیقی پرستش باستانی انصاب است

    ایزدان زیادی در یونان باستان نیز وجود دارند که نمایانگر سنگهای تراشیده و یا نبریده هستند ، مانندهرمس که سنگ ایزدی یا ایزدی سنگی است . او راهنمای مسافران در جاده است و پشتیبان بازرگانان و پیشه وران است و همچنین قاصد هم است .

     سنگ های آیینی فراوانی تراشیده شده و یا به شکل طبیعی یافت می شود بعضی از سنگهای مقدس به عنوان سنگ های تاجگذاری و … نامگذاری می شود .گاهی نیز صخره های طبیعی با یک ظاهر ویژه تقدیس می شوند . به عنوان مثال زنان برای تأیین فرزند به صخره ی طبیعی که همانند تنه ی زنی است و آن را با چربی آغشته کرده اند ، را با قسمتی از بدن فرد در تماس قرار می دهند و بعد به آن صخره سنگ ریزه پرتاب می کنند. اگر سنگ ریزه به بر آمدگی بزرگ برخورد کند و در غیر اینصورت ، پسر خواهد بود . در ایران نیز ، شیر سنگی در همدان و توپ مروارید در تهران به خاصیت های جادویی مشهور بودند .

   به نظر می رسد رنگ سنگها نیز در بیان تقدس این اشیاء نقش مهمی به عهده داشته است . البته نباید خاصیت های سنگها را هم از نظر دور داشت . به عنوان مثال کهربا یکی از متداولترین سنگهایی است که در ساخت طلسم ها کاربرد فراوانی دارد . کهربا نیز خاصیت جذب فراوانی دارد که در اثر مالش با سطح اجسامی مانند تکه کاغذ ، نخ و پارچه را جذب می کند .

     اعتقاد براین است که رنگها موهبت الهی از خورشید ، ماه وهفت سیاره را حمل می کنند . بنابراین سنگهای زرد ( کهربا ، یاقوت زرد ) بیانگر نفوذ خورشید هستند . سنگهای متمایل به سفید ( الماس و مروارید ) ماه و سنگهای قرمز ( یاقوت سرخ ) از مریخ ، سنگهای سبز ( زمرد ) از ونوس ، سنگهای سیاه ( کهربای سیاه ، عقیق سلیمانی ) از کیوان و به همین ترتیب .

    همچنین هر سنگی شرایط ویژه ای را کنترل می کند .   عقیق در مقابل چشم بد مؤثر است . در سوریه در مقابل ناراحتی روده ای ، کریستال (کوارتز ) ورم و دندان درد را شفا می دهد . الماس ، زهر را خنثی میکند وهمچنین  گردباد را بر می گرداند. از این گذشته جواهرات محبت و علاقه را زیاد می کند ، یاقوت کبود امیدواری  میدهد . یاقوت آتشی (لعلی که تراش محدب داشته باشد ) انرژی واعتماد می دهد . گفته می شود که یاقوت سرخ عشق و مرجان قرمز که غم مرگ دوست را تسکین می دهد . برای هر ماهی سنگی وجود دارد و معمولاً به شکل گل سینه هایی  مورد استفاده قرار می گیرد .

    ایرانیان باستان نیز به همراه داشتن مهره ها و سنگها و خواص آنها ، اعتقاد داشتند . در کتاب روایات پهلوی تعدادی از این مهره ها و سنگها نام برده شده اند . مهره ی سبزکسی که دارد خرفستر ( اورا) نمی گزد ، مهره ی زرد روشن کسی که دارد هر آیفت از یزدان ، مردمان خواهد به زودی یابد . مهره ی آسمان گون هوش بگاه دارد و نیاشوبد. فیروزه ، فیروز بختی می آورد و هر کس انگشتر فیروزه به دستش باشد ، سبب  گشایش کارش می شود

    تقدس نمک نیز به خاطر سنگ بودن است . گویند کسی که نمک را پیدا کرد به این ترتیب  که در بیابان به جای ظرف گوشت شکار را بر روی تخته ی سنگی برای او آوردند وقتی چشید ،  آن را  خوشمزه  تر از معمول یافت و پی برد که آن سنگ از نمک بوده که از آن استعمال نمک مرسوم می شود. این پیش آمد گمان کرده اند که خدا فراهم آورده است تا بنده هایش استعمال نمک را فراگیرند . البته نمک و علی به حساب جمع ، هر دو ۱۱۰ می باشند که این نیز علت دیگری برای تقدس نمک می باشد

طلسم های ساخت دست بشر :

    به نظر عده ای از صاحب نظران سیر تکاملی تمدن باعث جایگزین شدن شیوه های جدیدی از جادوگری شده است . بدین معنی پدیده های اولیه یعنی همان گرایش به ماوراء طبیعه و ترس از نیروهای مافوق ادراک انسان به شکل های جدیدی و صورتهای تغییر یافته  پدیدار شد . شاید همانطور که شیمی صورت علمی کیمیاگری قدیم است ، طلسم نویسی با حروف و اعداد نیز شکل علمی و جدیدی از این اعتقاد باستانی باشد .

    دو ویژگی عمده  ساخته دست بشر مشاهده می شود .

 نقش
حروف .

  در اینجا  منظور از نقش تصاویر و علائم می باشد و نمای دیگر حروف ، نیز اعداد می باشند . همانطور که قبلاً توضیح داده شد این دو ویژگی مبنای سه تقسیم بندی قرار  گرفتند . (نقش ، حروف ، نقش و حروف ) . دسته چهارم اشیاء شخصی هستند که به طور عمده از آنان به عنوان طلسم استفاده می شوند.

نقش :

    یافتن منشاء تقدس نمادها بسیار مشکل می باشد . بعضی از محققین پیشنهاد کرده اند که برخی از نقاشیهای یافته شده دوران پارینه سنگی مانند ونوس ویلندورف یا جادوگر رقاص که برروی دیوارهای محراب مقدس در غار سه برادر در جنوب فرانسه ترسیم شده اند ، نمونه های اولیه آیینی نمادها می باشند . پژوهشگران دیگری پرستش نمادها به عنوان یک عمل باستانی در میان افراد ابتدایی آفریقایی ، اقیانوسیه ای و یا بومیان آمریکایی از ریشه ی تقدس می دانند . حتی اگر چنین دلایلی به عنوان منشاء تاریخی تقدس نقوش در نظر گرفته شود این پرسش متحرک می شود که تصاویر چه کشانی مقدس شمرده می شده است . بسیاری از فرهنگ های اولیه شمایل خدای بزرگ یا وجود اعظم را نشان نمی دهند بلکه تصاویر مقدس از ایزدان کوچک ، ارواح یا پیشینیان را نقش کرده اند . به عنوان مثال مائوری ها خدای بزرگ ایو را نشان نمی دهند . اما به صورت قابل توجهی تصاویر ارواح کوچکتر را در معابد قدیمی خود حک کرده اند . بسیاری از موارد مشابه در آمریکا وجود دارد .

    تقدیس تصاویر ( مجسمه ، نقاشی ، نمادهای ایزدان ، قهرمانان)  یک پدیده گسترده در تاریخ مذهب بوده است . آنچه مسلم است نمادها در طلسم نویسی کاربرد زیادی داشته اند . انگشتر (مهر ) سلیمان به نام مثلث های درهم پیچیده ( ستاره شش پر ) بسیار شناخته شده است و یکی از مهم ترین نمادها به شمار می آید . این نماد در بسیاری از مذاهب مورد استفاده قرا رمی گیرد . این نشان پادشاهی است که بر جن و فرشته حکمرانی می کرده است . این طلسم برای محافظت از تمام خطرات درمقابل شیاطین به کار برده می شود . ترکیب این دو مثلث مفاهیم خاصی را در بر دارد . مثلثی که رأس آن رو به بالا قرار گرفته است نماد خوبی ها و مثلث واژگون بیانگر پلیدی هستند . مثلث خوبی ها در بردارنده ی مفاهیم تثلیث مذاهب نیز می باشد . در هند ، چین و ژاپن سه گوشه های مثلث نماد برهما ، ویشنو و شیوا، نمادهای خلق ، نگهدارندگی و کوبندگی می باشند . در مصر اوزیریس ، ایزیس و هرس هستند و در مسیحیت پدر، پسر ، روح القدس . به طور کلی نماد آتش و روح که ترکیب شده اند با سه خصوصیت عشق ، درستی و هوش و رأس مثلث رو به پایین نماد آب است که بیانگر عناصر زمینی یا به عبارت دیگر دشمنان روح ( شهوت ، دنیا و شیطان ) می باشد.

    بنابراین مفهوم ستاره شش پربیانگر پیروزی روح بر ماده است ودر هنگام پیدایش تمدن به عنوان یکی از مؤثرترین طلسم ها کاربرد فراوانی داشته است .

    چهره اشخاص خاص (زن و مرد) و حیوانات نیز بر روی طلسم ها از نوع نقش و نماد محسوب می گردد.

حروف :

    در این گونه طلسم ها، قلم ها و حروف متعددی به کار گرفته شده است که در این میان حروف ابجد و تبدیل آنها به اعداد (حساب جمل ) بیشترین  کاربرد را دارد . نوشتن اینگونه طلسمها بر خلاف بقیه از شرایط ویژه ای مانند ساعت ، زمان و تکسیر پیروی می کند .

    حروف ابجد :

    نام اولین صورت از صور هشتگانه حروف جمل ، نام مجموع صور هشت گانه مزبور و این ترتیب حروف الفبای مردم فنیقیه بوده است . بدین نهج : ابجد، حطی ، کلمن ، سعفص ، قرشت ، ثخذ ، ضظع و در حساب جمل ، الف تا طاء به ترتیب یک تا نه و یاء تا صاد به ترتیب نماینده ۱۰ تا ۹۰ وقاف تا عین به ترتیب به نماینده صد تا هزار باشد . ابجد یعنی آغاز کردن ، در پیوست ، حطی ، واقف شد . کلمن : سخنگو شد ، سعفص : از او آموخت ، قرشت : تربیت کرد ، ثخذ : نگاه داشت ، ضظع : تمام کرد

    درالفبا ی عبری  و یونانی هر حرف دارای دو مفهوم صوتی و عددی بود . جمع اعداد حروف یک کلمه شماره آن کلمه را معین می کرد واز نظر علم حروف هر گاه دو کلمه نماینده یک عدد بودند ، هم ارز تلقی می شدند . نه تنها از زمان بسیار قدیم علم حروف برای تفسیر آیات کتاب مقدس به کار می رفت بلکه نشانه هایی در دست است که نویسندگان کتاب مقدس نیز این هنر را به کار بستند . در الهیات مسیحی علم حروف برای تفسیر گذشته و پیشگویی به کار گرفته می شد . بیان پرستش اعداد را می توان در فلسفه فیثاغورث پیدا کرد . فیثاغورثیان اعداد زوج را به منزله اعداد قابل حل و بنا براین گذرا ، مؤنث و خاکی تلقی می کردند . اعداد فرد بر ایشان غیر قابل حل و مذکر بوده اند و ماهیتی آسمانی داشته اند .

    هر عدد با صفتی انسانی مشخص می شد . ۱ نماینده ی عقل ، زیرا تغییر نا پذیر بود . ۲ نماینده ی عقیده ، ۴ علامت عدالت . زیرااولین مجذور کامل و حاصلضرب دو عدد مساوی بود. ۵ نماینده ی ازدواج ، زیرا از اتحاد اولین عدد مؤنث و اولین عدد مذکر تشکیل شده بود ، ۱ به عنوان عدد فرد تلقی نمی شد بلکه آن را سرچشمه همه اعداد می دانستند .

    در اساطیر چین ، اعداد فرد نشانه ی سفیدی ، روز ، خورشید و آتش ، اعداد زوج نشانه تاریکی ، شب ، سرما ، ماده ، آب و زمین . اعداد را بر روی یک صفحه مقدس به صورت خاص منظم می کردند و هنگامی این صفحه مقدس یا لوچو درست به کار می رفت دارای خواص سحر آمیز بود

    فلسفه ای  نماینده این تفکر اساسی است که انسان فقط به وسیله عدد وشکل می تواند به ماهیت گیتی پی ببرد . این اندیشه ها چنین بیان شده است : هر چیز که بتوان آن را شناخت عدد دارد ، زیرا ممکن نیست بتوان بدون عدد چیزی را درک کرد و یا شناخت .  : چنان می نماید هر آنچه که بر طبق نقشه ای استادانه به وسیله طبیعت تنظیم شده است . هم انفرادی و هم به عنوان یک مجموعه ، به مثابه چیزی منتخب و دست چین را بر اساس عدد به وجود آورده ، آفریده شده اند و این عدد تنها برای اندیشه قابل درک است و بنابراکاملاً غیر مادی است ، با وجود این واقعی است ، واقعی ترین واقعی و جاویدان است

    اسم های خطی نا مفهوم به دو بخش تقسیم می شوند . گروهی که قدرت آنها ناشی از صدایی است که هنگام بیان آنها ایجاد می شود و دیگری که قدرت آنها در مقابل چشمان ناظر نشان داده می شود . بدین منظور تصور می شود که واژه های مکتوب از نیروهای جادویی در لحظه نگارش توسط طلسم ها نویس ، انباشته شده اند .

بخش اول شامل دو زیر گروه دیگر نیز می باشد :

 در برخی از نوشته ها حروف با صدا و بی صدا آنچنان توزیع شده اند که به راحتی و در اندازه طبیعی یک واژه قابل تلفظ می باشند به شکلی که گاهی به عنوان یک واژه یا جمله قلمداد می شوند . چنین صداهای جادویی بخش عمده ای از نوشته های یافته شده بر روی پاپیروس و یا جواهرات را تشکلیل می دهند .

نوشته های طولانی که فقط رشته های قابل تلفظ در بین آنها وجود دارد .

      بعضی از اهل معرفت گویند : حروف عرب ۲۸ عدد است که ۱۴ عدد نورانی و ۱۴ ظلمانی درمورد فضیلت این حروف نورانی گفته می شود هرکس بر گفتن آنها مداومت کند ، خیر و برکت بسیار شامل حال او نخواهد شد. تمام این حروف نورانی در کلمات اول بعضی از سوره ها ذکر شده اند .

    در قرآن  برخی از سوره ها با کلماتی آغاز می شوند که فاقد واکه هستند و تنها از مجموعه ای همخوان تشکیل شده اند . پس باید آنگونه که هستند خوانده شوند . بسیاری از مفسران معتقدند که هیچ کس جز خداوند از رمز و راز این حروف آگاهی ندارد . بعضی نیز معتقدند که هر کس بر اسرار این حروف آگاهی یابد کاری از او بر می آید که ازدیگران بر نمی آید .

    در ارتباط با حروف و اصوات چنین می نویسد: با ید آنچه را حروف الفبا در اختیار تو می گذارد از آنچه به وسیله ی حدس عقلی کسب می کنی ، تمیز دهی تا علاوه بر صورت نظیر آنچه را که حدس در اختیار تو می گذارد به دست آوری و هر دو شکل با هم متحد شوند

    وی معتقد بود که سریع ترین و مطمئن ترین راه وشیوه برای شناخت گیتی و آنچه در آن است و از آن جمله اشیاء و خصوصیات آنها این است که به تجزیه و تحلیل حروف بپردازیم. جابر معتقد است که هر کدام از حروف دارای طبایع خود هستند به شرح زیر :

     طبایع حروف نقش مهمی در نوشتن طلسم و تعویذ برعهده دارد . تعویذ را باید بر چیزی نوشت که طبیعت آن موافق با طبیعت اسم باشد . طبیعت ، آن است که طبایع حروف ، اسم را جمع نموده آنچه غالب باشد ، طبیعت است .

تعویذ که به جهت گردن اسب نوشته می شود . ۳۸۹  لا ۹۹۸ .

نقش و حروف :

    گاهی اوقات در نوشتن طلسم ها از ترکیب حروف و نقش با هم استفاده می شود .

    طلسم های ساخت دست بشر از شرایطی در هنگام ساخت پیروی می کنندکه باید یک به یک رعایت شوند به این معنی پس از یافتن حروف و اعداد لازم باید حروف را تکسیر نمود و با کمک از موکلین نام و ماه در ساعت  و محل مناسب نقش را بر روی لوح آورد و بعد طی عملیات آتشی ، بادی و خاکی آنها را به کار برد . دانستن خطوط ، قلمها و … برای طلسم نویسان و دعا نویسان جزو شرایط است . برخی از این شرایط توضیح داده شده است :

۱ــ تکسیر

     تکسیر به معنی شکستن است . جمع کردن اسمی را که نه جمع سلامت بود( زدودن ) جمع کردن کلمه را بر تغییر بناء آن و این اصطلاح علمای حروف است . به اصطلاح تعویذ نویسان ، تقسیم کردن اعداد اسم بر خانهای تعویذ به نهجی که از هر طرف شمار برابر افتد . غیاث اللغات ، در علم جفر نوعی از بسط باشد و بر علم جفر اطلاق گردد ، و بسط بر اشیاییکه درانواع بسط است به اشتراک اطلاق گردد از قبیل : بسط عددی و بسط حروف یا بسط تلفظ و بسط طبیعی و بسط غریزی و جز آنها

    بسط اسم عبارت است از آن که حروف آن را گرفته و هر حرفی را محفوظی آن اعتبار کنند مثلاً در حسن ح در لفظ حا است که ح و الف است و سین س ی و ن ،  پس بسط حسن به این طریق است : ح ا س ی  ن  ن و ن . بدان که اهل عدد به جهت بسیاری از خواص اسمی را یا کلامی را تکسیر کنندو تکسیر اسم یا کلام آن است حروف آن را بر سبیل تقطیع نویسند و در یک سطر بعد از آن در اول سطر دوم حرف آخر سطر اول را نویسند. پس اول حرف آن سطر را، پس حرف ماقبل آخررا ، پس مابعد اول را و همچنین تا سطر اول تمام شود تا به سطری رسد که به عینه اصل اسم یا کلام عود نماید وهمان عود را زمام گویند و مکسر همانطوری است که قبل از زمام است و عدد مجموع سطور قبل از زمام راتکسیر آن اسم گویند

    تکسر مراتبی دارد ، کوچک که توضیح داده شد . متوسط عبارت است از قرار دادن حروف یک کلمه به طور مجزا داخل مربعهای سطر اول و حرف اول کلمه در وسط خانه سطر دوم سپس بقیه حروف آن کلمه به ترتیب در آن سطر نوشته می شود و حرف اول سطر دوم دروسط خانه سطر سوم سپس بقیه حروف آن کلمه به ترتیب در آن سطر نوشته می شود و به همین ترتیب این عمل تا نوشتن آخرین حرف کلمه مزبور در وسط خانه سطر آخر مربع ادامه می یابد . بزرگ عبارت است از قرار دادن حروف یک کلمه به طور مجزا در سطر اول مربع واگر چنانچه کلمه مورد نظر سه حرفی بود ، حرف اول سطر اول به اول سطر دو منتقل می شود و حرف سوم سطر اول به خانه سطر دوم و این عمل به همین ترتیب تا آخر ادامه می یابد

     در آیین قبالا روش حرف کلمات را تعویض ، پس و پیش قلب می کنند و با مقلوب کردن هر کلمه معنای مکتوم آن آشکار می شود . اگر ۲۲ حرف الفبای عبری دردو ردیف و با ترتیبی خاص نوشته شوند حروف ردیف بالا و پایین که در ارتباط با هم قرار می گیرند . می توانند جایگزین یکدیگر شوند . اگر توالی عادی حروف ۲۲ حرف در دو ردیف یازده تایی نوشته شود به شکل زیر تبدیل می گردد.

A به L ، B  به T، G  به SH ، D به R ، H به K … به همین ترتیب به یکدیگر مربوط می شوند و نتیجه الفبایی است که خوانده می شود و WTS . ZP . CHI .HK.DR.GSHAL.KM.YN.TS. این الفبای سری به خاطر ترکیب چهار حروف اول ALBATH نامیده می شود.

    ونیز روش دیگری به نامNotarikon  در آیین قبالا وجود دارد که در این شیوه ، هر کلمه عبری مجموعه ای از حروف اختصاری محسوب می شد و هر حرف از این مجموعه ، حرف آغازین کلمه دیگری را تشکیل می داد .

شیوه ی دیگر این بود که نخستین و آخرین حرف کلمات را جدا کرده ، آنها را به صورت کلمات جدید می نوشتند . با استفاده از همین روش طلسمات معروف و بسیاری از کلمات جادویی ابداع شدند .

۲ــ موکلین

     بدان که اهل اعداد گویند که هر برجی را عونی ( پشتیبان) است . یعنی ملکی که کوکل آن برج است و عامل حروف باید ببیند هر حرفی به کلام برج منسوب است . پس به ملک آن برج توسل جوید و نام وی به تعظیم برد واز وی استعانت جوید و به این نحو است ملک حمل شراحیل ، ثور اسرائیل ، جوزا اسرافیل ، سرطان نهفائیل ، اسد سراطیل ، سنبله شهکیل ، میزان سهرائیل ، عقرب صرصائیل ، جدی شمکائیل ، دلو مهکائیل ، حوت فقبائیل و هفت ملک مقربند معاون ارواح کواکب سبعه ، سیاره عامل حروف باید نظر کند که حرف معمول تعلق به کدام کواکب دارداز ملک آن کوکب نیز استعانت به خضوع جوید .

    بدان که هر یک از حروف نیز عونی دارند و استمداد از ایشان نیز شرط است و نیز ایام هفته دو عونی دارند یکی علوی و دیگری سفلی و عامل را لازم است که درهرروزی نام آن دوعون آن روز را برده ، استمداد طلبد

۳ــ ساعت

     تحقیق ساعت سعد ، سنجی ، تعیین روز و ساعت سعد برای اموری چون عقد و نکاح و انتقال به سرای نو . تعیین اینکه خداوند روز کدام ستاره است و مطابق علم احکام نجوم آن روز سعد است یا نحس . به نظر می رسد اسطرلاب یکی از شیوه های تعیین طالع زمان بوده است و گاهی منازل ۲۸ گانه قمر که بعضی سعدند و بعضی نحس ، چون حروف ۲۸ است مثل منازل قمر پس هر حرفی حصه منزلیست و به طبیعت آن منزل و در سعادت و نحوست تابع آن است و چون بروج دوازده است هر برجی را دو حرف و ثلثی می رسد . اهل تجربه گویند باید در دوازده ساعت بست از جمله مهمات احتیاط نمود که ابتدای کاری در ثلث اول آن زیان به جان دارد و ثلث دوم به جاه و ثلث سیم به مال و بعضی دو ساعت پیش از بست را نیز احتیاط لازم دانسته اند .

    بدان که اهل نجوم روزهای هفته را میان کواکب هفت گانه قسمت کرده اند و همچنین شبهای هفته و ساعتهای معوجه هر روز وشبی را .

    دانستن ساعات نیک وبد دیدن که جزو علم سیمیا محسوب می گردد

 

۴ــ ساحت

     منظور از ساحت شرایطی است که باید هنگام طلسم نویسی رعایت گردد . بخشی از آن مربوط به مکان و بخشی مربوط به شرایط فرد است . به عنوان مثال شخص باید دوام وضو ، توبه نصوح از محرمات ، اهتمام در عدم غفلت از ذکر ، طهارت از نجاست ، صدق ارادت ، ورد طلب و داعیه سلوک را در نظر داشته باشد . آن که مربع نشیند و دست راست را بر بالای ران چپ و به دست چپ ، ساق دست راست را بدارد و دل حاضر دارد و چشم بر هم نهد و به تعظیم تمام شروع در ذکر کند . دوام سکوت ، ترک اعتراض بر خدا ، تقلیل طعام نیز در شرایط آورده شده است. درهنگام طلسم نویسی باید که حتماً رو به قبله قرار گرفت .

۵ــ نقش

    معمولاً در اینگونه طلسم ها تصویرهایی از افراد بر روی صفحه هایی نقش بسته می شود که معمولاً صورت ظاهر اشخاص در این نقوش کاملاً مشخص است .( توضیح داده شد ).

۶ــ لوح

     بدان که اهل عدد چون شکلی را به عدد مملو گردانند . بعد از اتمام عمل آن شکل را لوح نامند و هر خانه از آن شکل را بین گویند و سطری که از یمین کاتب به یسار رود. سطر عرضی نامند و آن که از فوق به تحت رود سطر طولی گویند و بیوتی را از زاویه ای به زاویه های دیگر که مقابل او رود ، قطر نامند

    الواح شکلهای مختلفی دارند و هر کدام طبق قوانین خاصی به دست می آید . این لوح ها ممکن است بر روی کاغذ ، فلز و یا پارچه نوشته شوند .

۷ــ عملیات

     عملیات آخرین مرحله در طلسمهای دست نویس است که شامل آبی ، بادی ، خاکی و آتشی می شود . به این منظور طی یکی از چهار مرحله یاد شده است که طلسم مؤثر واقع می گردد . ظاهراً طبایع حروف در این تقسیم بندی ها نقش مهمی به عهده دارند . حروف ۲۸ گانه ابجد هفت ناری ، هفت هوایی و هفت مایی و هفت خاکی و ضابطه آن است که حروف ابجد را به ترتیب چهار چهار گیر اول آتشی دویم هوایی سیم مایی چهارم خاکی به ترتیب عناصر همانند ثبت آن در جدول زیر .

 برای اولین بار صحبت از چهار عنصر آب ، باد ، خاک و آتش به میان آمد که هر یک از آنها از اجزای متفاوت درست شده اند و به هم قابل تبدیل نیستند ولی در خاصیتشان با هم اشتراکاتی دارند . در اثر مخلوط کردن این چهار عنصر به نسبت های مختلف سایر مواد درست شده است . (حتی روح و ناخوشی ها هم از این مواد درست شده است ).

     فلسفه ی نوینی به وجود آمد که افکار دانشمندان  را تا سده ی شانزدهم میلادی تحت تأثیر قرار داده است . همه چیز را از یک ماده ی اولی هیولی می داند و ۴ خاصیت فرض می کند : گرم ، خشک، سرد و نمناک و از جمع شدن ماده ی اولیه با دو تا از این خاصیت ها ۴ عنصر را به شرح زیر فرض می کند

    آتش از ماده ی اولیه به اضافه ی گرم و خشک ، هوا از ماده ی اولیه به اضافه ی گرم و نمناکی ،زمین از ماده ی اولیه به اضافه ی سرد و خشک، آب از ماده ی اولیه به اضافه ی سرد و نمناکی و این ۴ عنصر را قابل تبدیل به یکدیگر دانسته است . بین ستاره ها یک ماده ی آسمانی اتر وجود دارد که در آن گردش همه ی ستاره ها تنظیم می گردد .

    بعضی از قدما عالم را عبارت از مجموع موجودات جسمانی می دانستند و تعریف آن را بر طبق نظریه ی  چنین می گفتند : آنچه سطح بیرونی فلک اعلی آن را در بر گرفته است.

    فلاسفه  باستان در زیر فلک قمر قائل به چهار عنصر یا عناصر اربعه بودند . آتش ، هوا ، آب و خاک و همه چیز را ساخته شده از آنها می دانستند و معتقد بودند عناصر اربعه به هم تبدیل می شوند  . برای مثال در تبخیر آب فکر می کردند آب به هوا تبدیل می شود .و در این تبدیل صورت ، آب فاسد می شود و صورت هوا کائن به همین مناسبت عالم اجسام عنصری را عالم کون وفساد می خواندند

    در قرون وسطی این طرز تفکر با افکار دیگری ناشی از کارهای کیمیاگران درهم آمیخته و رفته رفته توجه معطوف به جنبه ی عادی عناصر شد .

    این عناصر مقدس بوده اند و رنگهای سرخ  و سفید و سیاه را نمایش سه عنصر آب و آتش و خاک دانسته و گفته اند که دنیا از سه عنصر آفریده شده است . در اوپانیشادها برهمتانی که تصمیم دارند به سفر آخرت روند وسیله ای را برای مرگ دلاورانه خویش بر می گزینند با آب است یا آتش . بنابراین آب و آتش وسایل تبرک جسم هستند

    به اعتقاد بودائیان چرخ از پنج اصل ترکیب یافته است که همان پنج عنصر ( خاک / زمین ، آب و باد و آتش ، هوا و اثیر ) تلقی می شوند

    آتش را به سبب ضرورت آن و نیروی اسرار آمیزش از ایام بسیار قدیم مقدس می شمردند . در مهاجر نشین  ها آتش هر مهاجر نشین را با آتش مادر شهر می افروختند و این نشانه ای از علاقه ی بین آن دو بود. در روم پرستش وست اعتبار بسیار داشت .

ققنوس در اساطیر زاییده آتش است و در رمز پردازی غسل تعمید آب همتای آتش است .

آب در اساطیر آشور و بابل ، عنصری ازلی است از آمیزش آب شیرین ( اپسو) و شور آب ، تیامت ، همه ی آفریدگان پدید می آیند که در رأس آنان ایزدان اند .

    اپسو که در اینجا شخصیت یافته است ، نوعی مغاک بود . پر از آب که به کوهستان محدود می شد و روی آنها را چادر آسمان می پوشاند که آب های اپسو را جاری می ساخت . چشمه هایی که از سطح زمین سر بر می آورند . از اپسو ناشی شدند . اپسو را با رود اقیانوس یونانیان می توان سنجید که هومر نیز او را پدر همه چیز خوانده است . تیامت چهره ی شخصیت یافته ی دریا بود و به گونه ی عنصری زنانه نمایانده می شد که جهان را زاد

انواع خطوط و الفاظ :

      بدان که انواع خطوط و الفاظ بسیار و هر طایفه را اصطلاحی است به جهت اخفاء مطلب و از آن جمله این طریق است که خط عرضی کشند و حروف را به قلم هندسه نویسند . یعنی به اعداد آنچه دنباله آن به خط عرضی نرسد ، آحاد بود و آنچه برسد ، تجاوز نکند . عشرات بود و آنچه برسد و تجاوز کند،  مثات بود واز برای الوف انحرافی در تحت خط به سمت یمین باشد . و روش نوشتن این است که خط طولی بکشند و از یمین و یسار آن خطوطی به طریق شاخها بر آن بکشند ، آنچه بر طرف یمین است علامت ابجد است و آنچه بر طرف یسار است ، علامت حروف آن کلمه است که حروف مطلوب در آن است و به حرف مطلوب ختم شاخهای یسار می شود .

 بدان که اقلامی که ارباب غریبه وضع کرده اند ، به جهت اخفاء علوم یا فوائد دیگر سی قلم است .

     عامل باید که چون به یکی از اعمال کتابی عمل نماید ، قلم نو اختیار کند که هنوز آن را نتراشیده باشند و با آن حروفی ننوشته باشند وغیر از این  به هیچ و جه اثر ندارد و همچنین قلم فولاد و باید از وجه حلال باشد و الا در لطفیات اثر نکند و در قهریات اثر رجعت کند . باید عامل ، لون مداد را رعایت کند و در اعمال لطیفه کتابت به لونی کند که منسوب به کواکب سعد است . چون سفید و زرد و اعمال عداوت به لونی که متعلق به کواکب نحس دارد . چون سیاه و کبود و سرخ و ملاحظه حلیت مداد نیز از لوازم است

ذکر :

     ذکر، لفظ عربی به معنی یادکردن و نام بردن.

در قرآن ذکر مکرر آمده است و به ذکر همت ، ذکر قصص انبیاء و ذکر آیات خدا که سبب خشیه و تزکی  و انابت شناخته شده توصیه شده است . در اصطلاح ذکر عبارت است از : یاد کردن نام خدا به ترتیب مخصوص ، در احادیث سنی و شیعه در فضیلت و فایده ی ذکر و انواع اذکار از تسبیح ، تهلیل ، تحمید ، تکبیر و حوقله تأکید بسیار آمده است .

    نزد صوفیه ذکر اهمیت و شروط و انواع و مقدمات خاص دارد و آن را شامل ذکر فردی و ذکر جمعی می شمارند . ذکر فردی ممکن است خفی یا جلی  و ذکر جمعی غالباً جلی است . در اذکار فردی ، سالک غالباً بعد از طهارت و نیت در وضع خاص می نشیند و به زبان ذکر می گوید و یکی از اذکار را تکرار می کند . اما در ذکر جمعی ، غالباً در حلقه ی ذکر و مجلس جماعت صوفیه تحت ارشاد شیخ به تکرار اذکار جلی می پردازد . البته مقدمات ذکر غیر از اعتکاف ، طهارت ، نیت ، عبارت از تلاوت قرآن و ورد حزب و دعا است . صوفیه به ذکر لسان ، ذکر قلب وذکر سر قائلند و توجه به شهود و حضور حق را به ذکر ، که ترک آن عبارت از غفلت است، می دانند  . رسوم و آداب صوفیه در ذکر و طرز تلقی آن از شیخ و حفظ و مداومت بر آن در مدت معین یاد و تمام مدت عمر در سلسله های مختلف طریقت متفاوت است

    در اشتغال به ذکر رعایت چند چیز واجب است و اصول آن سه است : اول حبس نمودن نفس ، دوم چهارضرب گفتن و آنچنان بود که مربع نشیند و سیم خفی و به دل گفتن

اشیاء شخصی :

    آثار مقدس به طور گسترده به اشیاء باقیمانده از اشخاص مقدس اطلاق می گردد . این موارد فقط شامل اعضای بدن ، استخوان ، خاکستر قدسین ، قهرمانان ، شهیدان ، بدعت گزاران مراسم دینی و دیگر مردان و زنان مقدس نمی گردد بلکه اشیایی که مورد استفاده آنان قرار می گرفته است و یا حتی برای یک بار در تماس فیزیکی با این اشخاص قرار گرفته باشد ،  نیز در این زمره به حساب می آیند . با توجه به اصول جادوگری ، هر دارایی شخصی یا بخشی از اعضای بدن هم ارز با کل جسم تلقی می گردد بدون درنظر گرفتن اندازه و مقدار آنها، بنابراین استخوان ، مو ، دندان ، لباس، جای پا قدرت انتقال نیروی مقدس از شخص را دارند . این اشیاء قدرت ایجاد حضور شخص در آن لحظه را به همراه دارند.

    محققین بسیاری ، ریشه های استفاده از چنین اشیایی را در مراسم رایج بین مردم ابتدایی در آیین های جنگی ، شکار ، درمانگری و باران زایی می دانند .

نمونه های بسیاری که از گونه های متفاوت توسط محققین جمع آوری شده است . بیانگر این موضوع است که بسیاری از موارد فتیش ها ، طلسم ها ، تعویذها و داروهای گیاهی در بسیاری از موارد از استخوانهای انسان ، مو و یا اعضای آنان تهیه می شده است . بنابراین محققان نتیجه گیری کرده اند که انگیزه نگهداری اشیاء شخصی باید یک نیاز بسیار باستانی بوده است .

    تقدس اشیاء شخصی در تمامی ادیان جهان به طور یکسان مورد تأکید قرار نگرفته است . ممکن است کاربرد فراوانی در بسیاری از مراسم داشته است ( مانند بودیسم و کاتولیسم ) و دردیگر مذاهب به شدت منع شده است (پروتستانسم ، هندویسم ، یهودیسم ) و به طور پراکنده در دیگر جاها مورد استفاده قرار می گرفته است ( اسلام ، باستان ).

    طلسم ردپای بودا  یکی از مشهورترین نمونه از این گروه است که امروزه در موزه نگهداری می شود . مقدس ترین رد پا در قله آدم، قرار گرفته است که از کشورهای مختلف برای زیارت به آنجا می روند . معمولاً بودایی ها ، هندوها و مسلمانان برای زیارت به این مکان می روند . بنا بر اعتقادات مصریان مسلمان رد پای پیامبر در دهکده ای بر کناره رود نیل ، که نام خود را از آن دارد نبی اطهر وجود دارد .

     تقدس رد پای هرکول به درازای ۲ ذرع بر روی صخره های نزدیک رود تیراس اشره می کند . نقوشی که به ایزیس نسبت داده اند ،پیدا شده اند . با در نظر گرفتن مجموعه های اشاره شده احتمالاً نقش کردن رد پا بر روی صخره ها و سنگها به دوران برنز باز می گردد و پس از آن است که در تمام دنیا مورد استفاده قرار می گیرد .

    قدمگاهها و اماکنی که به عنوان محل قدم پیامبر اسلام شهرت یافته اند و در آنها آثار قدمی بر سنگ دیده می شود،  نیز از این دسته آثار محسوب می شوند . در میان معجزات منسوب به پیامبر که درکتب حدیث و زندگی نامه های آن حضرت نوشته شده ، معجزه ای بدین عنوان یاد نشده است . اما در نقاط بسیاری از کشورهای اسلامی گاه نشانه هایی مانند رد یک یا دو پا وجود دارد و در میان مردم شهرت یافته که جای پای حضرت رسول است . مشهورتر از همه در قبه الصخره است بر روی صخره ای که گویند حضرت پای خود را از روی آن بر براق نهاد و به معراج رفت . در نزدیکی  بعضی شهرهای دیگر نیز آثار قدم هایی که به عوان قدم حضرت معروف است ، موجود است و در هند چند جا به نام محل قدم شریف شهرت دارد

 

تقسیم بندی از نظر عملیات :

    برای اثر بخشی هر طلسم عملیات طی یکی از مراحل چهار گانه : آبی ، بادی ، خاکی وآتشی انجام می گیرد که در پی نمونه هایی از هر مورد آورده شده است .

ـــ  آتشی : به  جهت الفت بستاند چهل ویک دانه و بر هر دانه یکبار اذا زلزلت بخواند ودر آخر شب یک یک بر سر سوزن یا جوال دوز کند و بر چراغ بدارد وتا بسوزد آن کس قرار نگیرد .

    بادی :اگر خواهی کسی را محب خود گردانی مشتی خاک بردار از قدمگاه او وهفت بار این آیه را بخوان بر آن  خاک وبه باد دهی آن کس محب و فرمان بردار گردد این است آیه ،یا ایها الذین امنو الا تقولو راعنا و قولو انظرنا واسمعوا وللکافرین عذاب الیم .

ـــ آبی : نوع دیگر به جهت محبت بنویسد بر کاغذ ودر آب بشوید وبخورد، به هر کس دهد اثر عظیم پیدا شود .

ـــ خاکی : این طلسم را در آستانه خانه مطلوب دفن کند مراد حاصل شود پایان

خصوصیات سیاره های منظومه شمسی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

این محتوا را جهت درک علم وسیع الله و قرب وی تقدیم می دارم

پآشنایی با ویژگی های سیارات منظومه شمسی

هشت سیاره در منظومه شمسی ما در مدارهای خود به دور خورشید در حال چرخش می باشند. این هشت سیاره بر حسب فاصله متوسط تا خورشید به ترتیب عبارتند از،سیارات سنگی: عطارد، ناهید، زمین، مریخ و سیارات گازی: مشتری، زحل، اورانوس و نپتون. لازم بذکر است که پلوتو در سال ۲۰۰۶ از جمع سیارات منظومه شمسی حذف شد و به جمع سیارات کوتوله پیوست.

خورشید خود به تنهایی ۹۹ درصد جرم منظومه ی شمسی را تشکیل می دهد.سامانه خورشیدی از اعضای زیادی تشکیل شده‌است که می‌توان آن‌ها را به ۴ دسته خورشید، سیارات کوتوله و اجرام کوچک و سیارات تقسیم کرد. سیارات در حرکت خود به دور خورشید در مدارهای بیضی شکل از قوانین کپلر و نیوتن پیروی می کنند، وقتی که سیارات به خورشید نزدیک می شوند به این حالت حضیض خورشیدی می گویند و هنگامی که به دورترین فاصله تا خورشید می رسند به آن نقطه اوج خورشیدی می گویند. حال بطور خلاصه شرایط فیزیکی و همچنین فاصله سیارات منظومه شمسی را به ترتیب، از نزدیکترین سیاره به خورشید تا دورترین آنها شرح می دهیم، در انتها توضیحاتی از پلوتوی نگون بخت هم که چند سالی است از بین سیارات منظومه شمسی حذف شده می نویسیم. فاصله سیارات تا خورشید را به کیلومتر نوشته ایم، از واحد نجومی یا AU هم استفاده کردیم که یکای طول است و هر واحد آن برابر با ۱۴۹٫۵۹۷٫۸۷۰.۷ کیلومتر است که این مقدار فاصله تقریبی زمین تا خورشید ( ۱۵۰ میلیون کیلومتر ) می باشد


عطارد: عطارد نزدیک ترین سیاره به خورشید است و شباهت زیادی به کره ماه دارد. این سیاره خاکستری صخره ای مانند پوشیده از گودال های به شکل دهانه آتش فشان است. دمای عطارد تا ۴۳۰ درجه سانتی گراد بالا می رود ؛ یعنی دمایی که در آن فلز سرب ذوب می شود. در طول شب دمای عطارد تا ۱۸۳-درجه سانتی گراد پائین می آید.

نزدیک ترین فاصله عطارد تا خورشید : ۴۶ میلیون کیلومتر ( ۰.۳۰۷ AU )
دورترین فاصله تا عطارد تا خورشید : ۷۰ میلیون کیلومتر ( ۰.۴۶۶ AU )
میانگین فاصله عطارد تا خورشید : ۵۷ میلیون کیلومتر ( ۰.۳۸۷ AU )
نزدیک فاصله عطارد به زمین : ۷۷،۳۰۰،۰۰۰ کیلومتر

ناهید: ناهید همیشه پوشیده از ابر های انبوه و متراکم است. به همین علت سطح صخره این سیاره را نمی توان دید. در سال ۱۹۹۱ میلادی، فضاپیمای (ماژلان ) با استفاده از رادار ، نقشه ای از سطح زهره تهیه کردن. امواج رادار پس از عبور از میان ابر ها و جو متراکم ناهید ،‌با سطح آن برخورد کردند و دوباره منعکس شدند. ‍ فضاپیمای ماژلان بارها به دور ناهید چرخید و در هر گردش مقداری از نقشه ی سطح این سیاره را کامل کرد هیچ موجود زنده ای در سطح زهره نمی تواند زندگی کند ، چون دمای آن بیش از ۴۵۰ درجه سانتی گراد است.

نزدیک ترین فاصله ناهید تا خورشید : ۱۰۷ میلیون کیلومتر ( ۰.۷۱۸ AU )
دورترین فاصله ناهید تا خورشید : ۱۰۹ میلیون کیلومتر ( ۰.۷۲۸ AU )
میانگین فاصله ناهید تا خورشید : ۱۰۸ میلیون کیلومتر ( ۰.۷۲۲ AU )
نزدیک ترین فاصله ناهید تا زمین : ۴۰ میلیون کیلومتر

زمین: زمین شرایط منحصربفردی دارد. هیچکدام از سیارات دیگر آب مایع و جو پر اکسیژن نداشته و حیات در آنها وجود ندارد. تکامل تدریجی زمین که ۴.۵ میلیارد سال طول کشیده است، همچنان بطور طبیعی و نیز بر اثر فعالیتهای انسان ادامه خواهد داشت. همچنین چگالی زمین از تمام سیارات دیگر بیشتر است. جو زمین گازهایی دارد که در برابر تشعشعات مضر خورشید از موجودات زنده محافظت می کند. در عین حال ، جو زمین به نور و حرارت خورشید اجازه عبور می دهد. 

نزدیک ترین فاصله زمین تا خورشید : ۱۴۷ میلیون کیلومتر ( ۰.۹۸ AU )
دورترین فاصله زمین تا خورشید: ۱۵۲ میلیون کیلومتر ( ۱.۱ AU )
میانگین فاصله زمین تا خورشید : ۱۵۰ میلیون کیلومتر ( ۱ AU )

مریخ: مریخ چهارمین سیاره در سامانه خورشیدی است که در مداری طولانی تراز زمین و با سرعتی کمتر از زمین حرکت می‌کند. هر یک باری که به بدور خورشید می‌چرخد معادل ۶۸۷ روز (روز زمین) به درازا می‌کشد و شب و روز کمی طولانی‌تر از کره زمین است. بزرگی این سیاره نزدیک به یک دوم زمین است و قطر آن ۶۷۹۰ کیلومتر می‌باشد. مریخ ، سیاره سرخ فام منظومه شمسی ، نصف زمین قطر دارد و مساحت سطح آن برابر با مساحت خشکیهای روی زمین است. مریخ دو قمر کوچک دارد که نام‌های خود فوبوس(ترس) و دیموس(وحشت) را از یاران اسطوره‌ای مارس(مریخ) خدای جنگ گرفته‌اند.

نزدیک ترین فاصله مریخ تا خورشید : ۲۰۵ میلیون کیلومتر ( ۱.۳۸ AU )
دورترین فاصله مریخ تا خورشید : ۲۴۹ میلیون کیلومتر ( ۱.۶۶ AU )
میانگین مریخ تا خورشید : ۲۲۸ میلیون کیلومتر ( ۱.۵۲ AU )
نزدیک فاصله مریخ تا زمین ۵۵ میلیون کیلومتر

مشتری: مشتری می‌تواند ۱۳۰۰ زمین را درخود جای دهد. مشتری گوی غول پیکری آمیخته از گاز و مایع است و گمان می رود مقداری سطح جامد داشته باشد. سطح سیاره از ابرهای ستبر زرد، قرمز، قهوه‌ای و سفید رنگ پوشیده شده‌است. بخش های روشن تر «ناحیه» و بخش های تاریک تر «کمربند» نامیده می‌شوند. کمربندها و ناحیه‌ها به موازات استوای سیاره قرار دارند. مشتری همچنین گرانش بسیار قوی نیز دارا می باشد. مشتری حداقل دارای ۶۷ ماه‌است که ۱۶ ماه آن قطری بیش از ۱۰ کیلومتر دارند. چهار ماه از بزرگترین ماه‌های مشتری به ترتیب دوری از این سیاره عبارتند از: آیو، اروپا، گانیمد و کالیستو. این چهار ماهک را قمرهای گالیله‌ای می‌نامند زیرا ستاره‌شناس ایتالیایی گالیله آنها را در سال ۱۶۱۰ به وسیله اولین تلسکوپ پیدا کرد.

نزدیک ترین فاصله مشتری تا خورشید : ۷۴۱ میلیون کیلومتر ( ۴.۹۵ AU )
دورترین فاصله مشتری تا خورشید : ۸۱۷ میلیون کیلومتر ( ۵.۴۶ AU )
میانگین فاصله مشتری تا خورشید : ۷۷۹ میلیون کیلومتر ( ۵.۲۰ AU )
نزدیک فاصله مشتری تا زمین : ۵۸۸ میلیون کیلومتر

زحل: سیاره زیبای زحل جواهر منظومه شمسی است ، اما نباید به آن خیلی نزدیک شد. بادهای جو بالای آن پنج برابر سریع تر از قوی ترین تند باد های زمین هستند. حلقه های زحل از میلیون ها تکه یخ ، سنگ و ذرات غبار تشکیل شده اند. برخی از این تکه ها کوچکتر از یک دانه ریز شن و برخی بزرگ تر از یک خانه است. زحل علاوه بر حلقه های خود ۶۲ قمر دارد که تیتان با قطر ۵۱۵۰ کیلومتر بزرگترین آنهاست. چهار قمر رئا، دیونه، تتیس و یاپتوس نیز قطرهایی بین ۱۰۵۰ کیلومتر و ۱۵۳۰ کیلومتر را دارا می‌باشند. قمر رئا دارای یک سیستم حلقه مجزا و اتمسفر خاص است. بیشتر قمرهای دیگر بسیار کوچک هستند و ۳۴ عدد از آنها دارای قطر کمتر از ۱۰ کیلومتر میباشند. ۱۴ قمر دیگر دارای قطر بین ۱۰ تا ۵۰ کیلومتر هستند.

نزدیک ترین فاصله زحل تا خورشید: ۱.۳۵ میلیارد کیلومتر ( ۹.۰۵ AU )
دورترین فاصله زحل تا خورشید : ۱۵۱۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر ( ۱۰.۱۲ AU )
میانگین فاصله زحل تا خورشید : ۱۴۳۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر ( ۹.۵۸ AU )
نزدیک فاصله زحل تا زمین : ۱.۲ میلیارد کیلومتر

اورانوس: اورانوس چهارمین سیاره از نظر اندازه و سومین سیاره از نظر جرم در منظومه شمسی است. اورانوس هر ۸۴ سال و ۷ روز یک بار به دور خورشید می‌گردد.گازهای شناور در اتمسفر اورانوس رنگ آبی-سبز زیبایی به این سیاره داده اند. اورانوس متمایل به پهلوی خود است. ستاره شناسان گمان می کنند که احتمالا یک شی بزرگ به شدت به این سیاره برخورد کرده و سبب تمایل بیشتر آن به یک سمت شده است . اورانوس ۲۷ قمر طبیعی دارد که از آن ده قمر توسط ویجر ۲ کشف شد. (۹ قمر در ژانویه ۱۹۹۶ کشف شده و در نام آنها ۱۹۹۶ وجود دارد و یک قمر در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۵ کشف و در نام آن ۱۹۹۵ وجود دارد.) بیرونی‌ترین قمر آن اوبرون و بزرگترین قمر آن تیتانا با قطر ۱٬۵۸۰ کیلومتر است. دو قمر کوردلیا و اوفلیا لبه‌های حلقه اپسلیون را جاروب می‌کنند.

نزدیک ترین فاصله اورانوس تا خورشید: ۲.۷۵ میلیارد کیلومتر ( ۱۸.۴ AU )
دورترین فاصله اورانوس تا خورشید : ۳.۰۰ میلیارد کیلومتر ( ۲۰.۱ AU )
میانگین فاصله اورانوس تا خورشید : ۲۸۸۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر ( ۱۹.۲ AU )
نزدیک فاصله اورانوس تا زمین : ۲۵۷۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر

نپتون: سیاره نپتون ممکن است هم چون اقیانوسی گرم و مرطوب (استواییی)، بزرگ و آبی رنگ به نظر بیاید . اما این سیاره گرم نیست ، بلکه مثل تمام سیارات گاز دار دیگر ، بسیار سرد است. باد های شدید و چرخش های سریع سیاره نپتون سبب شده اند که این سیاره یکی از طوفانی ترین سیارات باشد. نپتون دارای چهارده قمر شناخته شده‌ میباشد، که بزرگترین آن تریتون است که توسط ویلیام لاسل در ده اکتبر ۱۸۴۶ ده روز بعد از کشف خود نپتون کشف شد. جدیدترین قمر آن S/2004 N 1 نام دارد که بعنوان چهاردهمین قمر شناخته‌شده‌ ،در سال ۲۰۱۳ توسط تلسکوپ فضایی هابل کشف شده است. این قمر همچنین کوچکترین قمر در سیستم نپتون است و وسعتی برابر ۲۰ کیلومتر دارد و هر ۲۳ ساعت یک گردش را به دور این سیاره کامل می‌کند.

نزدیک ترین فاصله نپتون تا خورشید : ۴۴۵۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر ( ۲۹.۸ AU )
دورترین فاصله نپتون تا خورشید: ۴۵۵۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر ( ۳۰.۴ AU )
میانگین فاصله نپتون تا خورشید : ۴.۵۰ میلیارد کیلومتر ( ۳۰.۱ AU )
نزدیک فاصله نپتون تا زمین : ۴.۳ میلیارد کیلومتر

پلوتو نیز از نظر بزرگی پس از اریس، دومین سیاره کوتوله منظومه خورشیدی میباشد که از هنگام کشف در سال ۱۹۳۰ تا ۲۴ اوت ۲۰۰۶ نهمین سیاره سامانه خورشیدی بود. اما اکنون بنا بر تعریف نوین اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی یک سیاره کوتوله و همچنین به عنوان نمونهٔ نخست از رده جدید اجرام فرانپتونی به شمار می‌رود. پلوتو پنج قمر دارد، شارون بزرگ‌ترین قمر پلوتون سال ۱۹۷۸ کشف شد و تا سال ۲۰۰۵ یگانه قمر پلوتو محسوب می‌شد. در همان سال دو قمر دیگر آن یعنی نیکس و هیدرا با تلسکوپ فضایی هابل کشف شد. تلسکوپ فضایی هابل قمر P4 و قمر P5 را در سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ به عنوان کوچک‌ترین اقمار پلوتو کشف کرد.

نزدیک ترین فاصله پلوتو تا زمین : ۴۴۴۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر ( ۲۹.۷ AU )
دورترین فاصله پلوتو تا زمین : ۷۳۸۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر ( ۴۹.۳ AU )
میانگین فاصله پلوتو تا زمین : ۵۹۱۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر ( ۳۹.۵ AU )
نزدیک فاصله پلوتو تا زمین : ۴۲۸۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر

طالع افراد با حروف ابجد

بسم الله الرحمن الرحیم

محاسبه طالع بینی با حروف ابجد

 

این مجموعه از علوم غریبه را قربة الی الله تقدیم می دارم

هر سال ۱۲ماه و هر ماه را طالعی نسبت داده اند که به ترتیب :

۱ : حمل – ۲ : ثور – ۳ : جوزا – ۴ : سرطان- ۵ : اسد -۶ : سنبله – ۷ : میزان – ۸ : عقرب – ۹ : قوس – ۱۰ : جدی – ۱۱ : دلو – ۱۲ : حوت .

هر گاه بخواهیم طالع شخصی را پیدا کنیم ، باید نام و نام مادر او را به ابجد کبیر در آورده و سپس جمع کنیم و حاصل جمع را بر ۱۲ تقسیم کنیم و باقیمانده طالع شخص می شود .

مثال :

علی فرزند مرضیه ؛

برای اینکار اسم علی را به ابجد کبیر می بریم جمع آن می شود : ۱۱۰

و سپس اسم مرضیه را به ابجد کبیر می بریم و جمع آن می شود : ۱۰۵۵

و سپس ۱۱۰ و ۱۰۵۵ را با هم جمع می کنیم و می شود : ۱۱۶۵

و آن گاه ۱۱۶۵ را بر ۱۲ طرح می کنیم و می شود : ۱

پس طالع این شخص برج ۱ ، حمل می باشد .

طالع بینی حروف ابجد

طالع بینی حروف ابجد

برج ۱ _ حمل زنان

( این برج حمل نه آن برج حملی است که برای فال ماه تولد استفاده میشود بلکه این با ان متفاوت است و اینگونه به دست می اید که بعد از حساب نام فرد و نام مادرش که به حروف ابجد در می آید و با هم جمع میشود و به دوازده تقسیم میشود ، باقیمانده هر چه ماند به دوازده برج حساب میشود اگر یکی باقی ماند باید برج حمل را بخواند و اگر دو ماند برج ثور را و الی اخر –  برای حروف گ چ پ ژ که در عربی نیست برای گ از حرف ج استفاده کند و برای پ از ب و برای ژ از ز )

هر آن زنی که به طالع حمل باشد زنی است میانه بالا ( قد متوسط ) و ابرو کشیده و زیرک و عاقل و دانا که هم ستاره با حضرت خدیجة الکبری است و در هرخانه که قدم گذارد دولت و اقبال بر سر اهل خانه است و اولاد طاق ( یعنی فرد ” یکی یا سه تا یا پنج تا  …) در طالع دارد و از سه نفر آنها بهره مند شود و با شوهر مشفق و مهربان است و در امورات خانه داری بسیار ساعی و کاردان و عاقل است و زود خشم گیرد و زود فرو نشیند – یک زن در همسایگی او در مقام عداوت است ( این همسایه در طول زندگی فرد ظاهر میشود که ممکن است تا الان ظاهر شده باشد و یا در اینده ظاهر شود ) و نشانه ان زن کوتاه قد و ازرق چشم ( آبی ) و سفید چهره که در ظاهر با او در مقام دوستی است و در باطن در مقام دشمنی که بیم هلاک باشد ، از او حذر کند خود را به خداوند جل جلاله بسپارد . صاحب این طالع در امورات خانه خود بسیار عاقل و دانا و زیرک است و در امورات زندگانی خود بیناست .  دل خود را با خدا صاف کند و هرگز ناشکری نکند تا دست به هر کاری می زند زود اصلاح شود . در میان خویشان یک نفر او را نصیحت میکند و او خیال میکند که با او دشمنی دارد ، البته نصیحت او را قبول کند تا در صدمه نیفتد و هرگز محتاج نشود . در امر دین داری خود برقرار باشد و کاهل نمازی نباید بکند و در امورات خانه داری و شوهر داری ثابت باشد و مراوده با مردم ناکس نکند تا هیچ وقت به بلای دنیا و اخرت مبتلا نشود و هرگاه اولاد او نشود یا نماند ، از سادات موسوی دعا بگیرد تا بماند و نذری هم کرده است باید ادا کند . بسازد صاحب این طالع را رخت سبز و روز پنج شنبه  ( یعنی لباس سبز رنگ برای او خوش یمن است و روزهای پنج شنبه برای او برکت دارد و اگر میخواهد کاری را شروع کند یا خواستگاری دارد روز پنج شنبه قرار بگذارد ) – دعای جوشن کبیر ( که کتاب جیبی ان در کتابفروشی ها هست ) با خود دارد تا از بلیات محفوظ بماند .

برج ۱ حمل _ مردان

هر شخصی که به طالع حمل باشد ستاره مولای متقیان امیر مومنان حضرت علی علیه السلام است . مردی است بلند قد و خوش خلق و خوش اقبال و در طرف راست صورت او خالی یا نشانی باشد که نشانه دولت و اقبال وخوشبختی است .از کارهای ناشایسته  خوشش نمی اید ، و دروغگو را دشمن میداند ، دروغ به او نمی سازد . باید از حرام بپرهیزد ، اگر یک شاهی از حرام به دست اورد ده برابر از مال او تلف شود . وقتی کاری ناشایسته می کند زود پشیمان میشود . زود خشم میگیرد و زود هم فرو می نشیند . از چشم بد به او نقصان ( کمی و کاستی ) می رسد . دعای چشم زخم و حرز امام جواد علیه السلام با خود دارد تا از بلیات محفوظ ماند . خانه دولت او برج ثور است ( یعنی کارهای تجاری ، معاملاتی یا هر کار دیگری که برای او خوشی و سعادت به همراه میاورد را در برج ثور یعنی اردیبهشت انجام دهد ) . خرید و فروش برای او نیکو است . هر چه تلف کند زود به دست او اید . نحوستی در کارش پیدا شده که انشا الله به زودی رفع شود . باید در نماز کاهلی نکند و در مسائل دینی خود بسیار دقیق شود و ساعی باشد . خانه بیماری او سنبله است ( یعنی در برج سنبله که شهریور است احتمال بیماری او بیشتر است حال چه بیماری زود گذر و چه بیماری سخت)

بیماری وی بیشتر از درد پهلو و کمر باشد ، در سن ۱۴ سالگی خطر مرگ او را تهدید میکند که اگر از ان بگذرد عمر او تا نود ۹۰ سال هم میتواند برسد . ماه نو را به روی قران نگاه کند ( یعنی اول ماه همینکه هلال ماه رو دید روی قران نگاه کند ) . حیوان سُم شکافته  از قبیل گاو و گوسفند در استانه خانه داشته باشد برای او مبارک است ( البته این در مورد خانه های خارج از شهر بیشتر عملی است ) . به هر کس وفا کند جفا بیند ، از صدقه دادن به فقرا کوتاهی نکند تا از بلیات محفوظ ماند انشا الله تعالی .

برج ۲ ثور _ مردان

حکما گفته اند ثور خانه زهره است ( یعنی سیاره زهره ( زحل ) بر آن حکومت دارد که از خصوصیات زهره این است که بر هر کس مسلط باشد ان شخص خوشگذران و اهل شادی و تفریح می شود ) ، خاکی و بادی است ( یعنی طبع او از چهار طبع آتش – باد – آب – خاک ) خاک است که از خصوصیات خاک سرد بودن است و باد که از خصوصیات باد ، از این سو به ان سو رفتن یعنی دمدمی مزاج بودن است

و صاحب این طالع مردی باشد با دولت ( یعنی بخت و اقبال با او همراه است بخصوص در زمینه مالی )

و  ستاره او ستاره حضرت سلیمان ع است و زندگانی او بسیار باشد و با دوام ( یعنی عمر طولانی خواهد داشت)

اما شرط دارد که هرگز در نماز کاهلی نکند و مال حرام نخورد و چشم به مال دیگران نداشته باشد و عیش را دوست دارد و به زن عفیفه ( یعنی نجیب ) رغبت دارد . از یک زن کارش نکو شود چرا که آن زن بسیار عفیفه باشد .  مشروط  بر اینکه خلاف شرع نکند تا کارش روز به روز بالا گیرد . از چهار پایان سُم شکافته ، گزند و آسیبی به او رسد که زود صحت و سلامتی یابد و خطر ندارد . انگشتر فیروزه بر او مبارک باشد . چون ماه نو بیند بر روی سبزه نگاه کند ( یعنی اول ماه که هلال دیده میشود بعد از دیدن هلال به سبزه نگاه کند ) . چهار پا در طالع وی میانه بود ( یعنی اگر میخواهد چهار پا داری کند برایش میانه است ) اگر وارد حرام نشود خرید و فروش و تجارت برای او نیکو است . انچه به دست او آید زود فنا شود چرا که قدر مال دنیا را نداند . با هر که وفا کند جفا بیند . دعای فتح مهمات با خود داشته باشد تا انشا الله گشایش در کارش پیدا شود و با طلسم شرف شمس ، سر و تن خود را بشوید تا از جمیع بلیات محفوظ باشد .

 

برج ۲ ثور – زنان

هر آن زنی که به طالع ثور باشد زنی است صالحه و خوش خلق و نیکو منظر ( زیبا ) و عاقل و دانا و زیرک و او را بر سینه یا بر اعضاء خال یا نشانی باشد که نشانه دولت و اقبال اوست  . بدگو و دشمن بسیار دارد اما کسی نتواند به او آسیبی برساند ، برای آنکه توکل با خداست . اگر جان خود را فدای مردم کند قدر وی را ندانند . ستاره آن زن ستاره حضرت هاجر علیه السلام است . از سخن خوش جان را فدا کند و هر چه سن او بالا رود ، کارش بهتر میشود . مدتی است که در کار خود سرگردان است ، آنهم از چشم زخم و حسادت مردم است ، دعای چشم زخم با خود دارد و صدقه به فقرای ارحام بدهد اما طوری که کسی نفهمد و نیز در صورت داشتن شوهر ، باید با اجازه شوهرش باشد تا کارش درست شود . با شوهر مشفق و مهربان باشد . به اذیت احدی راضی نباشد و در کار خیر ساعی باشد ، هشت فرزند در طالع دارد ( البته نه اینکه حتما همه هشت تا را خواهد اورد بلکه به میل خودش است که بیاورد یا نه )  هر کس چیزی از او بگیرد به سختی به او پس دهد یک زن با او در مقام عداوت باشد و زیاد صدمه به او رساند و به او نیش زند اما نتواند که به او آسیبی برساند  از زن حرام خوار بد عمل حذر کند تا در بلا نیافتد

دل خود را با خدا صاف نماید نا خداوند کار او را به اصلاح بیاورد . اگر به فرزندان او آسیبی برسد از سادات موسوی رضوی دعا بگیرد تا رفع شود . همیشه از درد کمر و سر بنالد که از علت باد قولنج باشد باید دارو بخورد . ماه نو را بر آب جاری نظر کند ( وقتی هلال اول ماه را دید بر آب جاری نگاه کند ) . طی عمری که داشته ، نقصان بزرگی به او رسیده ، اما عاقبت به خیر بوده است . شانه سر خود را به کسی نباید بدهد تا در چلّه نیافتد و کارش رو به تنزل و گرفتاری نرود و هیچ وقت خوابی را که می بیند به کسی باز نگوید چرا که همه نمی توانند خواب را مطابق واقع تعبیر کنند . راز دل را با همه کس نگوید . در شش سالگی خطرمرگ او را تهدید می نماید که اگر از آن بگذرد به عمر طبیعی می رسد . دعای حرز ابودجانه با خود داشته باشد تا از بلا ایمن گردد . برای صاحب این طالع ، روز جمعه و لباس سبز و آبی و انگشتر یاقوت خوش یُمن است و آن را در نظر بگیرد تا همیشه عزیز و محترم باشد . ( یعنی برای اینکه شانس بیاورد کارهاشو روز جمعه شروع کنه – انگشتر یاقوت دستش باشه – لباس سبز یا آبی یا مخلوطی از ایندو بپوشد)

برج ۳ جوزا _ مردان

جوزا خانه سیاره مشتری است ( یعنی این سیاره و خصوصیاتش که « سعد اکبر = خوشبختی بزرگ » است بر او حکومت دارد . او مردی باشد نیک روی و خوش خوی و با مروت و کاردان ، با خویشان خود و همسایگان نکوئی کند و بدی نکند و اگر با بزرگان نشیند حرف او را قبول کنند و از مال حرام پرهیز کند که اگر یک ریال مال حرام به دست او رسد صد برابر مال از دست او برود و سفر غریبی نصیب دارد و مسافرت او به طول انجامد اما نفع دارد . رفیق با او موافق نباشد . راز دل خود به احدی نگوید چونکه حرف او را نگاه ندارند . زود خشم گیرد و زود فرو نشیند و خانه فرزندان او در برج جوزا است ( یعنی این ماه خرداد برای فرزندانش خوش یمن است ) . فرزندان او بسیار شود و بیشتر نرینه های او را خطر مرگ تهدید می کند پس دعای حرز ابودجانه و حرز امام جواد بگیرد تا از بلاها ایمن گردد .  سفر زیارتی بسیار کند و در همه مسافرتها به او خوش گذرد و عمر او به سعادت بگذرد و از ان مسافرتها نفع زیادی نماید . اگر در برج سرطان ( تیر ) معاملات مالی نماید از یک طرف نفع می برد و از طرفی دیگر ضرر به او می خورد .

پیامبران را در خواب بیند . از پدر و مادر کمتر نفع یابد ، آنها را از خود خوشنود کند . عیال ( همسر ) صالحه نصیب دارد و فرزندانش از ان زن صالحه باشد .

برج ۳ جوزا _ زنان

به قول حکما ، بادی است ( یعنی طبع و عنصر باد  در او غالب است و خصوصیات ان را دارد و دمدمی مزاج است و زود از این سو به ان سو رود ) . ستاره  ساره همسر ابراهیم نبی ع ستاره اوست و هر کس به این طالع باشد زنی باشد بلند بالا ، بر سینه خالی یا نشانی دارد که آن خال یا نشان ، نشانه اقبال و دولت باشد و آن زن چرب زبان و رحیم دل باشد و فرزندان زیادی در طالع دارد که هر گاه نماند از سادات موسوی دعا بگیرد . همیشه در کار خود حیران و سرگردان است ، باید خود را از فکر و خیال  دور کند و توکل بر خدای تعالی نماید تا در بلا نیافتد و هیچ وقت راز دل خود را به کسی نگوید که بعضی از مردم با او در مقام عداوت می باشند . لباس و شانه خود را به کسی ندهد برای اینکه سحر و جادو زود بر او اثر کند و نیز خوابهای خود را برای کسی نقل نکند . در اول عمر خود رنج بسیار کشیده اما در آخر عمر چنان شود که همه محتاج به او شوند . حیوانات سم شکافته در میان خانه باشد همه از اقبال اوست اما چه فایده که کسی قدر او را نداند . اگر چه شوهرش بسیار بر او مشفق و مهربان است . در سن هفت سالگی خطر مرگ او را تهدید می کند که اگر بگذرد به عمر طبیعی خواهد رسید . مسافرت زیادی با فرزندان خود خواهد کرد . از دست و زبان خود همیشه در عذاب است باید ملاحظه خود را داشته باشد . گاه گاه خشم می گیرد و زود هم فرو می نشیند دعای ُام صَبیان را با خود دارد حرز امام جواد ع را با خود و فرزندانش داشته باشد تا ایمن باشد . مدتی است که دل درکاری بسته و خیال امر خیری دارد ولی اما و اگر می کند باید توکل بر خدا کند انشا الله عاقبت به خیر باشد  در امورات زندگانی خود سعی بسیار می کند اما چه فایده که به واسطه تند خوئی که دارد زحمت خود می دهد

برای صاحب این طالع بسازد ماه شعبان ( یعنی ماه شعبان برایش شانس می اورد اگر کاری را میخواهد شروع کند یا معامله یا ازدواج و … در ماه شعبان انجام دهد ) و لباس آبی ( برایش خوش یمن است ) و انگشتر رنگارنگ و انگشتر حدید صینی و یاقوت تا از سحر و جادو و اذیت شیاطین ایمن گردد و از کارهای زشت و غیبت پرهیز کند  تا در بلا نیافتد . زنی در همسایگی با او در مقام اذیت و عداوت اوست چرب زبان و خوش اخلاق است باید خود را از او حفظ کند ( این زن در طالع اوست حالا یا تا حالا او را در همسایگی خود دیده یا در آینده خواهد دید ) . ماه نو را به روی خوش ببیند ( اول ماه قمری که هلال ماه را دید به روی خوش یکی نگاه کند ) . روز شنبه و چهارشنبه گیسو را باز نکند و خود را نشوید تا همیشه مسرور وخوشحال باشد .

 برج ۴ سرطان _ مردان

هر آن شخص که به طالع سرطان باشد ستاره حضرت ادریس می باشد و او مردی باشد صاحب عزت و ثروت و دنیا دار . این طالع دو وجه دارد ، وجه اول آنست که مردی باشد سفید رو و خوش خلق و از سخن خوش جان را فدا کند و هر کس هر حرفی را با او در میان آورد باور کند و در وجه دوم ، مردی باشد سیاه چهره و بلند قامت و متهور و زیرک و دانا ، حرف همه کس را باور نکند و با بزرگان نشیند و سفر بسیار کند و از مسافرتها نفع یابد مگر یکی از آنها که از آن ضرر بزرگی به او میخورد اما زود جای آن ضرر پر شود و عاقبت در ان سفر یکی از او دستگیری کند و دوازده فرزند در طالع دارد که بیشتر آنها دختر باشد و روزی آنها فراخ بود و پدر و مادر از آنها نفع یابند و یک نفر از آن فرزندان صدمه بسیار بیند اما عاقبت بخیر باشد ، زراعت و تجارت برای او میانه بود ، حیوان سواری و سم شکافته در آستانه او بسیار خوب باشد و از آب و آتش صدمه بزرگی به او میخورد اما عاقبت به خیر باشد و بیماری او بیشتر از درد سر و کمر باشد ، از مردم ازرق چشم ( چشم آبی ) حذر کند تا در بلا نیفتد و لباس پنبه و رنگ کبود بر وی مبارک باشد و انگشتر دُر و یاقوت برای او مبارک است و در سن دو سالگی خطر مرگ او را تهدید می کند چون از آن بگذرد به عمر طبیعی برسد و خانه عمل او جوزا است ( یعنی در ماه خرداد کاری را شروع کند برایش موفقیت می آورد) دعای حرز بازو بند حضرت امیر المومنین علیه السلام با خود نگهدارد تا از بلیات ایمن گردد .

برج ۴ سرطان _ زنان

حکما گفته اند که هر زنی به طالع سرطان باشد ، میانه بالا و سفید چهره و ابرو کشیده و خوش رفتار و بر اعضا خال و نشانی داشته باشد که آن نشانه اقبال و دولت و حرمت اوست و ستاره او با ستاره آسیه خاتون یکی باشد و هر چند بزرگتر شود کارش بالا گیرد و شوهر بسیار بر وی مهربانست به واسطه حسن عمل که دارد ، اما گاه گاه زود خشم گیرد و زود فرو نشیند و در کارهای خود بسیار بینا باشد و با همسایه ها بسیار مهربان باشد اما قدر او را ندانند چرا که بدگو و دشمن بسیار دارد ، راز دل خود را به کسی نگوید ، تهمتی به وی زده اند نعوذ بالله که راست باشد ولی از راه دشمنی بوده است و هر نفصانی که از مال و اولاد ببیند از چشم بد مردم است ، چرا که حساب او را بسیار میکنند که چنین است و چنان است .  دروغگو را دشمن دارد چرا که خودش بسیار زن صالحه و صادق القولی است و حرام او را نسازد ، زنهار که پرهیز کند از حرام تا همیشه آسوده و راحت باشد و باهر کس نیکی کند بدی بیند و قرض دادن او را نسازد . فرزندان او هرگاه بیماری و علتی ببینند باد اجنه و پری بر آنها زده و اثر کرده ، باید حرز چهارده معصوم را با خود دارد تا از بلاها ایمن گردد . ماه ذی حجه برای او خوش یُمن است ( یعنی کار بزرگی را میخواهد شروع کند در این ماه قرار دهد مثلا ازدواج  ، تولد فرزند یا خرید خانه و ماشین و و ) . لباس سبز و آبی برای یُمن دارد ( یعنی این رنگهای لباس برای او شانس میاورد ) . ماه نو را بر روی سوره یاسین نگاه کند ( یعنی اول ماه قمری که هلال ماه را دید بعد به روی سوره یاسین نگاه کند تا از بلیات آن ماه محفوظ ماند ) رنجوری او بیشتر از درد دل و کمر باشد ، معالجه کند تا راحت شود ، یک شخص بلند قامت و سیاه چشم در میان او و شوهر او خرابی میکند ( اگر هنوز شوهر نکرده در آینده چنین کسی خواهد آمد ) که عداوت میان آنها بیاندازد ، از او باید حذر کند تا در بلا نیافتد . در نماز کاهلی نکند و همچنین در مسائل دینی ، تا در امان خدا باشد .

برج ۵ اسد _ مردان

حکما گفته اند که اسد خانه آفتاب ( یعنی سیاره خورشید بر آن حکومت دارد و خصوصیات این سیاره را دارد « گرم و روشنایی بخش » ) است  و ستاره حضرت داود علیه السلام است و او مردی باشد بلند قامت و خوشرو و از طرف راست صورت نشانی دارد و یا خالی که آن نشانه اقبال و دولت باشد . حرام به او نمی سازد و اگر یک دینار حرام بدست آورد ، ده دینار حلال از دستش برود . پیش بزرگان سخن گوی باشد ( یعنی خوب حرف می زنه ) . از سخن خوش جان فدا کند ( یعنی باید با او با زبون خوش حرف زد تا بپذیرد ) . در عقیده ثابت باسد ( یعنی به چیزی عقیده پیدا کند آسان و سریع آن را از دست نمی دهد و بر عقیده اش پایدار است ) . از سلطانی زیانی به او برسد ( سلطان یعنی هر کسی که بر او مسلط است  مانند مدیر ، رئیس ) اما در عوض همان زیان او را مفتخر و سرافراز می گرداند . گاه گاه مانند آتش برا فروخته میشود ولی زود فرو می نشیند ، لهو و لعب ( خوشگذرانی ) را بسیار دوست دارد اما زود پشیمان میشود . شرکت به هیچ وجه بر او سازگار نیست ، با هر کس مشارکت کند خوار و زار میشود ، رنج بسیار بزرگی به او رسد اما عاقبت بخیر باشد ، از دروغگو متنفر است چرا که خودش به دروغ رغبتی ندارد . پدر و مادرش پیش از او بمیرند ، از پدر و مادر نفعی نبیند اما باید آنها را رنجور و مکدّر نسازد و نیکی و احسان در حق آنها بکند تا در دنیا و آخرت خیر ببیند و خانه فرزندان او سنبله باشد ( یعنی  ماه شهریور برایشان یُمن دارد ) فرزند زیادی در طالع دارد و از دو نفر آنها نفع یابد . در آخر عمر عاقبت به خیر گردد . زن جفت ( دو تا ) در طالع دارد و اگر فرزندان او آسیب و صدمه ببینند ، چندان صدمه و ضرری نباشد اما باید دعا بگیرد و صدقه بدهد تا در بلا نیافتد . مدتی است که سر رشته کار خود را گم کرده است اما زود بدست بیاورد . ماه نو را بر قرآن نگاه کند

( اول ماه قمری که هلال ماه را دید بعد از آن بر روی قرآن نگاه کند تا در آنماه از بلاها ایمن گردد ) به او بسازد انگشتر عقیق و لباس سبز و رنگارنگ ( یعنی برایش شانس می آورد ) . صاحب این طالع باید حرز امیر المومنین ع همراه داشته باشد تا در بلا نیفتد .

برج ۵ اسد _  زنان

هر آن زنیکه به طالع اسد باشد حکما گفته اند آتشی و خاکی باشد ( یعنی خصوصیات عنصر آتش و خاک بر او حاکم است ) . زنی باشد بلند قد و باریک اندام  و ابرو کشیده و در طرف راست صورت خال یا نشانی دارد که نشانه دولت و اقبال اوست هر چه بزرگتر شود زندگانی را به شادکامی بگذراند . در اول عمرش رنج بسیار کشیده و در وسط عمر و آخر عمر کارش نیکو شود و زندگانی او به درازا کشد . از اولاد بهره مند گردد و از پدر و مادر نفع میانه ( متوسط ) ببرد . از خواهر و برادر بهره نبیند . در امر معیشت زندگانی خود بسیار دانا و بینا باشد . حرام و غیبت به او نمی سازد اگر یک ریال حرام جمع کند ، هزار دینار حلال از دست او برود و هرگاه غیبت از کسی بکند در عوض آن و در مکافات آن ، تهمت به او بزنند . یک نفر از همسایگان بسیار با او مهربانست باید از سخن او بیرون نرود چرا که او غرضی ندارد . از زنی که سرخ مو و گرد چشم است و با او در مقام عداوت است ، حذر کند . زنهار راز دل خود را به او نگوید که خوف جانی دارد . شانه سر خود را به احدی ندهد که بسیار بد است و بیم سحر و جادو در آن است که هیچ وقت بهبودی حاصل نشود . زنهار کاهل نمازی نکند و از ناپاک و نجس پرهیز کند تا در مال او برکت پیدا شود و اگر اولاد او نماند باید دعای همزاد و هفت هیکل با خود داشته باشد تا محفوظ بماند . مدتی است در کار او بستگی پیدا شده اما به اندک وقت اصلاح شود مشروط بر آنکه نذری که کرده است ادا کند . صاحب این طالع را بسازد از ماهها ، ماه شوال ( یعنی این ماه برای او مبارک است ) و لباسهای سفید و سبز و انگشتر فیروزه برای او خوش یُمن است و ماه نو را به روی قرآن و سبزه نگاه کند . باید با شوهر خود زبان درازی نکند تا زندگی را به خوبی و خوشبختی بگذراند .

برج ۶ سنبله _ مردان

هر آن شخصی که به طالع سنبله باشد ستاره مولای متقیان امیر مومنان علیه السلام است میانه بالا ( قد متوسط ) و ابرو کشیده و خوش خلق و خوش سخن و از خوش سخن ، جان را فدا کند ( یعنی با زبان خوش باید باهاش حرف بزنید تا به مقصود برسید )  و دروغ و حرام وی را نسازد ( یعنی اگر وارد دروغ و حرام شود بدبیاری و نحسی برایش دارد ) و از راستی نفع یابد ( اگر در کارها راستی و درستی داشته باشد برایش منفعت دارد ) .دروغگو را دشمن دارد  ( یعنی از دروغ متنفر است ) . شرکت وی را نسازد ( یعنی شریک شدن با کسی ، برایش نفعی ندارد ) و در اعضا نشانه پا خالی دارد که آن نشانه دولت و اقبال باشد . از دشمن حذر کند و راز دل خود را به احدی نگوید چرا که دشمن و بدگو زیاد دارد و اگر چیزی به کسی بدهد در دادن خندان و در وقت گرفتن گریان باشد و سفر به جانب قبله کند که آن سفر بر او مبارک باشد ( یعنی سفرهایی که به سمت جنوب و جنوب غربی داشته باشد برایش استفاده دارد ) و خانه پدر و مادر وی بیشتر از باد پریان است البته باید حرز ابودجانه بگیرد تا از بلاها محفوظ بماند و چهارپایان مثل اسب و گاو و گوسفند بر او مبارک باشد ( یعنی از این چهار پایان داشته باشد یا در این زمینه کار و اشتغال کند برایش شانس می اورد ) و فرزندان زیاد در طالع دارد اگر نماند از همزاد باشد و مدتی است که ستاره نحس در طالع دارد دعای حرز یمانی بگیرد تا از نحوست بیرون آید و خطر مرگ در پنج سالگی او را تهدید می کند چون از این بگذرد به عمر طبیعی برسد و چون ماه نو بیند به روی سبزه نگرد و بسازد او را لباس سبز و رنگارنگ ( یعنی برایش شانس میاورد ) و روز یکشنبه ( یعنی در این روز کارهای خود را شروع کند و انجام دهد تا موفق شود )  از صدقه دادن کوتاهی نکند تا از بلیات محفوظ بماند .

برج ۶ سنبله _ زنان

حکما گفته اند هر آن زنی که به طالع سنبله باشد زنی است بلند بالا و سرخ رو و سنبله خانه عطارد و برج آتشی است ( یعنی سیاره عطارد که بسیار به خورشید نزدیک است بر او حکومت دارد و خصوصیات ان بر صاحب این طالع حاکم است ) . ستاره حضرت فاطمه زهرا س است . این زن بسیار مومنه وخدا ترس است که بسیار صفت خوبی است و از صفات حسنه است . چون بزرگتر شود کارش بالا گیرد . در اوائل عمر بسیار صدمه دیده است . در اواسط و اواخر عمر کار او نیکو شود . راز دل به احدی نگوید تا در بلا نیفتد و هر حرفی را از همه کس باور نکند که دوست و دشمن خود را نمی شناسد . با شوهر زبان درازی نکند تا زندگانی به خوبی و خوشی بر او بگذرد . از خویشان و نزدیکان خود دور افتد ( یعنی این اتفاق در زندگیش میافتد ) . از پدر و مادر بهره مند نگردد . پاکدامنی و عفت را از دست ندهد و پیشه خود سازد . راز دل خود به کسی نگوید خوابی که دیده است به کسی نگوید و اظهار نکند چرا که پریشانی دارد . مدتی است که در کار او گرفتاری پیدا شده اما عاقبت به خیر است . فرزند طاق در طالع دارد اگر نشود یا نماند از سادات طباطبائی دعا بگیرد . مدتی یک نفر سیاه چهره  بلند بالا با او در مقام عداوت است با اینکه به ظاهر زیاد اظهار دوستی میکند باید از او حذر کند . ( یعنی این شخص در زندگیش ظاهر میشود ) . در مدت چهل روزی که به خانه شوهر آمده  اذیت به بچه پری رسانده ( یعنی این اتفاق در زندگیش میافتد ، مثلا آب جوش بدون نام خدا بر زمین ریخته ) دعای ام صبیان و چهل کلید و هفت حصار بگیرد و با خود دارد تا از بلا ایمن گردد .

زنهار در نماز کاهلی ( تنبلی ) نکند و چون ماه نو بیند بعد از دیدن ماه به روی کلام الله و سبزه یا آبهای جاری نظر نماید و تصدق بدهد . فرزندان او خوش اقبال و خوش فهم و پر روزی باشند . صاحب این طالع را بسازد ( یعنی برایش خوب است )  ماه صفر و روز یکشنبه و لباسهای رنگین سرخ و سفید . دعای محبت و زبان بند و باطل سحر با خود دارد تا عزیز و محترم گردد .

برج ۷ میزان _  مردان

هر شخصی که بطالع میزان باشد مثل ترازو است ( منظم و متعادل و منصف و با عدالت ، مگر اینکه عوامل دیگر مانع بروز این صفات در او شود ) . هم ستاره حضرت آدم ع است و او مردی کوتاه اندام و چهار شانه و ابرو کشیده و بسیار عاقل و زیرک و کاردان و با استعداد و سخن گوی ( یعنی خوب حرف می زند ) . دروغگو را دشمن دارد ( از دروغ متنفر است ) . از سخن خوش جان را فدا کند ( برای پیشبرد حرفتان ، با او با زبان خوش حرف بزنید ) . در کار خود عاقل و زیرک و دانا باشد . شرکت و حرام او را نسازد و با هر کس شرکت کند از عهده برنیاید و حرام هم او را سازگار نباشد  اگر یک ریال حرام بدست آورد صد برابر از دستش برود . هرگز خواب خود را برای کسی نقل نکند چرا که شاید انبیاء و ائمه ع را در خواب ببیند . زندگانی بر او خوش گذرد باید که حمد و ثنای خدا را بجای آورد و در نماز کاهلی نکند . دشمنان بسیار و بدگو دارد از آنها باید حذر کند . دل خود را با حق تعالی صاف دارد و پدر و مادر پیش از او بمیرند و از آنها نفع نبیند از برادر و خواهر کمتر وفا بیند و با او موافق نباشند . صاحب این طالع را بسازد از ماه ها ، ماه رمضان ( یعنی این ماه برایش مبارک است و کاری و معامله بزرگی را در این ماه شروع کند ) و انگشتر یاقوت  و فیروزه برایش خوش یُمن است و روز پنجشنبه و لباس سبز برایش شانس می آورد . ماه نو را بر روی سوره مبارکه یاسین نگاه کند ( اول ماه  بعد از دیدن هلال ماه ، بر روی سوره یاسین نگاه کند ) . در سن هشت سالگی خطر مرگ تهدیدش میکند ، چون از آن بگذرد به هشتاد سالگی میرسد  دعای جوشن کبیر با خود دارد تا از نظر مردم در امان خدا باشد .

برج ۷ میزان _  زنان

حکماء گفته اند هر زنی که به طالع میزان باشد زنی است راستگو و راست گفتار و راست کردار و دروغگو را دشمن دارد چرا که میزان به معنی ترازو و عدل است . در نماز کاهلی نکند و از ناپاک و نجس و حرام پرهیز کند و از غیبت و تهمت باید حذر کند تا در بلا نیفتد . هر چه بزرگتر شود و سنش بالا رود کارش بالا گیرد و نیکوتر شود . زندگانی را به شادکامی و راحتی گذراند و در امورات زندگانی خود بسیار عاقل و زیرک باشد و شوهر بر وی بسیار مشفق و مهربان است و از پدر و مادر نفع یابد و از برادر و خواهر بهره مند گردد و چون در اول عمر و زندگانی بسیار رنج کشیده  ، در وسط  و آخر عمر به شادکامی بگذراند و در میان مردم همیشه سرفراز باشد .  آتش مزاج است گاه گاه خشم گیرد ولی زود فرو نشیند . وی را نسازد مال حرام ، چون یک ریال حرام بدست آورد ، صد دینار حلال از دست او برود . بیماری او بیشتر از صفرا و بلغم باشد چون که هر وقت اوقاتش تلخ شود طپش قلب بر او عارض شود ، مداوا نماید تا رفع شود . مدتی است که بیماری عارض او شده است دعای رفع بیماری و همزاد بگیرد تا رفع شود . صاحب این طالع دو سه تا نذر کرده است و فراموش کرده ، که باید ادا کند تا آنکه مطلبی را که به دل دارد ، روا شود . در سن سه سالگی خطر مرگ او را تهدید می کند چون از این گذشت به نود سالگی برسد اگر از نامحرمان خود را حفظ کند . صاحب این طالع را بسازد از ماه ها ، ماه ذی قعده ( همون ماهی که تولد امام رضا ع در ان واقع شده ) و از روزهای هفته ، دو شنبه ها برایش می سازد ( شانس میاورد ) که در این ماه و این روز ، لباس نو خود را بپوشد و ابتدای کاری را گذاشتن و از جایی به جایی رفتن داشته باشد . حرز ائمه معصومین ع را با خود دارد تا در میان خلائق عزیز و محترم باشد و از تمام بلیات محفوظ باشد .

برج ۸ عقرب _ مردان 

هر آن کسی که به طالع عقرب باشد مردی باشد بلند بالا و تند خوی و آتش مزاج ، هم ستاره حضرت یعقوب پیغمبر ص است و دروغگو را دشمن دارد و از دروغ متنفر است . با هر کس وفا کند ، جفا بیند . نزد ملوک و سلاطین و بزرگان حرف زن باشد و سخنان او را قبول کنند . زراعت خاکی برای او نیکو باشد اگر دست به خاک زند جواهر گردد . حیوانات سم شکافته برای او بسیار خوش برکت باشد . از زنان و فرزندان نفع او میانه بود . خانه مال او سنبله باشد ( یعنی در شهریور معامله کند بهتر است ) مال بسیار بدست او آید و تلف کند ولی به زودی دوباره بدست آورد . بیشتر بیماری او از درد دل و درد شکم باشد ، قولنج و باد خام گاه گاه او را عارض شود . ستاره نحس در طالع دارد چون آن ستاره خارج شود کارش نیکو شود . هر کاری که شروع می کند به زودی بر می آید اما همیشه در فکر است و در کار خود فکر می کند که فردا چه خواهد شد دل خود را با خدای خود صاف کند و توکل بر خدا نماید و توسل به ائمه طاهرین ع بنماید . صاحب این طالع را بسازد انگشتر عقیق یمنی ( یعنی برایش شانس میاورد ) . ماه نو را بر روی سبزه نگاه کند . آنچه از اول عمر سختی و صدمه دیده است ، بقیه را به خوبی و خوشی و خوشبختی بگذراند . خانه فرزندان او در ثور بود ( یعنی این ماه برایشان شانس میاورد اردیبهشت ) و روزی آنها فراخ بود و از حیوان سم گردی صدمه به او می رسد اما عاقبت به خیر است . در سن سی سالگی خطر مرگ او را تهدید می کند چون از این بگذرد به عمر طبیعی برسد . صاحب این طالع چند سفر و زیارت نصیب دارد . هر گاه فرزندان او را صدمه برسد دعای حرز ابودجانه بگیرد تا از بلا ایمن گردد

برج ۸ عقرب _  زنان

هر ان زنی که به طالع عقرب باشد زنی باشد بلند بالا و خوش رفتار و خوش کردار و راست گو که دروغگو را دشمن دارد . به سینه یا اعضا خالی یا نشانی دارد که نشانه دولت و اقبال باشد . هر قدر از عمر او بگذرد  کارش بالا گیرد  چون که در اول عمر رنج بسیار کشیده است . کسی قدر او را نداند و غیبت و تهمت او را بسیار می گویند اما آسیب و ضرری به او نتوانند برسانند و بر او ظفر نیابند . یک نفر میانه بالا او را نصیحت می کند البته نصیحت او را قبول کند . پدر و مادر او زودتر از او بمیرند و از خواهر و برادر و خویشان نفع میانه برد . مدتی است که سر رشته کار خود را گم کرده و در کارهای خود به فکر فرو رفته و سرگردان است اما عاقبت به خیر است . توکل را از دست ندهد تا زود به مراد دل برسد . گاه گاه مثل آتش افروخته گردد ولی زود فرو نشیند که بیشتر از فکر فاسد است و خیالات شیطانی . باید از نامحرمان خود را بپوشاند تا به غضب گرفتار نشود . بی اجازه شوهر کاری نکند تا شوهر از او راضی باشد و خود را روسیاه دنیا و آخرت ننماید . ( هر زمان که شوهر کرد به این توصیه عمل کند ) . صاحب این طالع زنی باشد آتش مزاج و تندخو و گاه کفر می گوید باید ترک کند . حرام برای او سازگار نباشد چون یک ریال از حرام بدست آورد هزار ریال از دست او برود . صاحب این طالع همیشه سر به گریبان دارد و آشفته حال و پریشان است انشا الله در همین روزها اصلاح میشود و مراد او حاصل خواهد شد در سن دو سالگی خطر مرگ او را تهدید می کند چون از این بگذرد به عمر طبیعی برسد . بسازد صاحب این طالع را ماه شوال و روز دوشنبه و لباس سبز و آبی و انگشتر عقیق ( یعنی کاری را میخواهد شروع کند در این ماه یا این روز باشد برایش شانس میاورد و این لباس و این انگشتر هم برایش خوش یُمن است )  دعای جوشن کبیر با خود داشته باشد تا از بلا ایمن گردد.

برج ۹ قوس _ مردان
هر آن شخصی که به طالع قوس باشد ستاره حضرت ایوب است و برج آتشی ، خانه مشتری است ( سیاره مشتری ، سعد اکبر است ) یعنی خصوصیات آتش را دارد و نیز سیاره مشتری بر او حاکم است  که نشانه سعد اکبر یعنی خوشبختی بزرگ است

هر کس به این طالع به وجود آید خوش رو و خوش قامت و ابرو کشیده و در طرف راست صورت خال یا نشانی دارد که نشانه دولت و اقبال است . در اول عمر بسیار خوش گذرانی می کند اما باید شکر نعمت الهی را به جای آورد تا در زوال آن گرفتار نشود و او از کسانی باشد که از دوستان راحتی بیند و از پدر و مادر خود کمتر نفع بیند . و از خواهر و برادر میانه بود و نفع کمتر بیند اما یکنفر از انها  دوستان او بسیار مشفق و مهربان باشد به حدی که از برادر و نزدیکان او بهتر باشد بیماری او بیشتر از همزاد است . اگر فرزند او نماند از سادات موسوی دعا بگیرد تا بماند و مسافرت به طرف دریا او را نیکو بود . از یکنفر همسفر خود ، صدمه به او میرسد اما عاقبت بخیر باشد . باید راستی را پیشه خودش قرار دهد . در معاملات و امورات تجاری خود بینا باشد اما به شرطی که حرام و حلال نکند چون اگر یک ریال حرام به دست او آید ، صد ریال از دست او برود . در خواب یکی از انبیاء را ببیند و از آن ساعت و روز به روز و ماه به ماه و هفته به هفته کارش بهتر شود و آخر مطلب خود را دریابد اما با هر کس وفا کند جفا بیند . زن جفت در طالع دارد که از یک نفر از آنها بسیار نفع بیند . از فرزندان بهره مند شود . در سن سی سالگی خطر مرگ او را تهدید می کند چون از آن بگذرد به نود سال برسد و از حیوانات سم شکافته بهره مند شود . به شرط اینکه حقوقات شرعیه آنها را رد کرده باشد . صاحب این طالع چون ماه نو ببیند به روی عقیق نگاه کند و به روی مصحف ( قران )  تا بر او مبارک باشد و باید حرز امام جواد ع را با خود نگهدارد تا آنکه محفوظ بماند . از ماه ها ، ماه رمضان برای او مبارک است و لباس رنگارنگ و انگشتر فیروزه  ( یعنی برایش شانس می اورد )

برج ۹ قوس _  زنان

حکماء گفته اند هر زنی که به طالع قوس باشد زنی است خوش روی ، خوش خلق و خوش باطن و خوش سخن و با دیانت و راستگو و دروغگو را دشمن میدارد . با شوهر رؤف و مهربان باشد و از سخن خوش جان فدا کند . در کار خود دانا و بینا باشد و با همسایگان به خوش اخلاقی رفتار کند . امورات زندگانی خود را به خوبی بگذراند . غریب دوست و مهربان باشد . در هر خانه که باشد دولت بر سر آن خانه رود . دل خود را با خدا صاف کند . او صادق و راستگو باشد و دشمن و بدگو بسیار دارد و با هر کس نیکی نماید بدی بیند . شوهر بر او مشفق و بسیار مهربان باشد . در کار زندگانی خود بسیار دانا و بینا باشد . حرام به او نسازد . خیانت و حرام اگر در میان خانه اش باشد  زیاده از آن به او ضرر رسد . کاهل نمازی او را نسازد ، هرگاه یک رکعت نماز او فوت شود غم و غصه به او رو آورد . از نیتی که در دل دارد همیشه به فکر است که چون خواهد شد انشا الله به خوبی و خوشی و خوشحالی به مراد دل برسد . مال زود پیدا کند و زود هم تلف کند . از پدر و مادر نفع او میانه بود و از برادر و خواهر بهره مند شود . چون قصد به کاری کند به زودی اسباب آن فراهم آید . مدتی است که آرزویی دارد ، دل را با خدا صاف کند و متوسل به ائمه معصومین ع شود تا به زودی به مراد دل برسد . از جانب فرزند روزی مند بود . فرزند طاق ( یعنی فرد ، یکی ، سه تا ، شش تا …)  در طالع دارد هر آسیبی که به فرزندان او برسد از چشم زخم است . البته دعای حرز امیر المومنین با خود دارد تا از جمیع بلیات محفوظ ماند و بستگی کارهای او اصلاح شود . فرزندان زیادی در طالع دارد که اگر نماند چله بری نماید تا بماند . بیماری او بیشتر از صفرا است ، بعد از خورد ن مسهل ( یعنی  مواد غذایی که شکم را روان کند )  زنجبیل با عسل  بخورد تا رفع شود . دعای چشم زخم برای فرزندان خود بگیرد تا از جمیع بلیات محفوظ باشد . در سن چهار سالگی خطر مرگ او را تهدید می کند که چو از آن بگذرد به عمر طبیعی خواهد رسید . صاحب این طالع را بسازد ماه شعبان و درخت رنگارنگ  ( یعنی اینها برایش شانس می اورند ) ماه نو را بر روی مُصحَف ( یعنی قران ) یا سبزه نگاه کند تا بر او مبارک باشد . دعای گنج العرش و یس مغربی با خود دارد  تا از بلاها ایمن گردد .

 برج ۱۰ جدی _ مردان

هر آنکس که به طالع جدی باشد خانه مریخ است ( یعنی خصوصیات سیاره مریخ که مظهر جنگ است بر او حاکم است ) وهم ستاره حضرت امام حسن ع  می باشد و او مردی باشد بسیار خوش خلق و خوش طینت و با سخاوت و از سخن خوش جان را فدا کند و همیشه در کار خیر ساعی باشد ،  دروغ و حرام وی را نسازد اگر یک ریال حرام به دست اورد صد ریال حلال از دستش برود و برای پول سعی زیاد کند اما انچه خداوند مقدر کرده باشد به او می رسد ، جان خود را فدای مردم کند اما کسی قدر ویرا نداند و بر اعضا خالی یا نشانی دارد که ان نشانه اقبال و دولت است و مال بسیار بدست اورد اما زود تلف میشود ولی زود مالش برگردد . از آدم بد فعل و حرامزاده حذر کند چرا که صاحب این طالع بسیار با صداقت هست . از سلطان ( یا رئیس ) نفع یابد و سفر کردن به جانب قبله برایش نیکو بود . فرزند بسیار در طالع دارد اگر نماند علت از طرفین است باید دعای جوشن کبیر و صغیر را با خود دارند تا بماند و زندگانی صاحب این طالع به درازا کشد و به خوشی و نیکویی بگذراند و قرض دادن برای او بد است  در دادن خوشحال و در گرفتن بی دل و دماغ  است . یک نفر ادم ازرق چشم ، بلند قامت ، در امورات گاهی امر و نهی کند ، مقصود او دشمنی است زنهار از او حذر کند تا در بلا نیفتد و صاحب این طالع قدری اتش مزاج باشد یعنی زود خشم گیرد و زود فرو نشیند اما زندگانی را به شادکامی بگذراند و رنجوری وی بیشتر از خشکی و درد کمر باشد باید معجون با عسل بخورد تا رفع شود و صاحب این طالع را بسازد ماه شعبان و انگشتر یاقوت ( این ماه و این نگین برایش شانس می اورد )  ماه نو را بر آب نگاه کند تا بر وی مبارک باشد و در سن سه سالگی خطر مرگ او را تهدید میکند چون از آن بگذرد به نود سالگی رسد ، دعای چشم زخم با خود دارد تا از جمیع بلیات محفوظ ماند .

برج ۱۰ جدی _ زنان

خانه مشتری و بادی است ( یعنی سیاره مشتری که سعد اکبر « خوشبختی بزرگ » است بر او حاکم است و عنصر باد نیز بر او مسلط است و خصوصیات باد را دارد مانند دمدمی بودن ، از حالتی به حالتی تغییر کردن ، ثبات نداشتن )

حکما گفته اند هر کس بدین طالع باشد هم ستاره حضرت حوّاست و او زنی باشد بلند بالا و با مروّت و سخاوتمند و کاردان و عفیف و فراخ روزی و نیکوکار که در امورات خود بسیار عاقل و دانا و زیرک باشد ، در کوچکی یک آزار و سختی کشیده اما به حمدالله عاقبت به خیر باشد ، صاحب این طالع نباید راز دل به احدی بگوید چرا که دشمن و بدگو بسیار دارد ، مدتی است که او دل در مرادی بسته که نه ترک آن میتواند بکند و نه آن اصلاح میشود و دلیل اینکه اصلاح نمیشود همان نذری است که کرده و به تاخیر انداخته است ، البته باید آن نذر را ادا کند تا به مراد دل برسد . همیشه در فکر و اندیشه است که چون خواهد شد اما انشا الله به مراد خواهد رسید ، صاحب این طالع نُه فرزند در طالع دارد اگر نشود و یا نماند چله ببرد و دعای ام صبیان با خود دارد تا از بلیات محفوظ  بماند . از پدر و مادر بهره مند گردد و از برادران و خواهران نفع میانه ببرد صاحب این طالع را بسازد از ماه ها ، ماه ذی حجه و لباس آبی و سبز ( یعنی برایش شانس می اورد ) . ماه نو را به روی سبزه یا آب جاری نظر کند. شانه سر خود را به کسی ندهد . دعای حرز ابودجانه با خود دارد تا از جمیع بلیات محفوظ ماند

برج ۱۱ دلو _ مردان

هر کس به طالع دلو باشد مردی است هم ستاره حضرت یحیی ، عنصر او بادی است و خاکی ( یعنی مثل باد از این حال و فکر به آن حال و فکر تغییر میکند و دمدمی است و ثباتی ندارد ) و مثل خاک سرد است . او مردی است با دولت و پاکدامن و رحیم دل و مهربان . به آزار احدی راضی نیست . با هر کس نیکی کند جفا بیند . قرض دادن و ضامن داری به او نمی سازد . به هر کس دوستی کند عاقبت پشیمان شود . در امورات خود همیشه حیران و سرگردان است . باید دل خود را با خدا صاف کند . صاحب این طالع در سن چهارده سالگی خطر مرگ او را تهدید می کند که صدقه بدهد چون از ان بگذرد  به سلامتی به عمر طبیعی برسد  و به خوشگذرانی روزگار بگذراند . مدتی از جفت خود جدائی کند و مسافرت او به طول انجامد . با رفیق ناموافق دمساز شود که هر قدر بخواهد خود را رها کند نتواند اما از لطف خدا و توسل به ائمه هدی ع ، رهایی یابد و عاقبت به خیر شود . از دو فرزند بهره مند شود . از دنیا بیرون نرود مگر انکه آمرزیده و رستگار شود . صاحب این طالع را بسازد از ماه ها ، ماه شوال ( برایش خوش یُمن است ) . لباس رنگارنگ . انگشتر فیروزه  و یاقوت . هر گاه بخواهد از بلاها ایمن شود دعای حرز چهارده معصوم ع را با خود دارد تا از جمیع بلیات محفوظ ماند و امورات دنیا و آخرت  او اصلاح شود .

برج ۱۱ دلو _ زنان

هر آن زنی که به طالع دلو باشد ستاره او ستاره بلقیس است و صاحب این طالع زنی باشد خوش خلق و نیکو منظر و کاردان و با مروت و کاربین و باعقل و باهوش و در کارها غصه بسیار خورد .

بهتان بر وی بسیار گویند . بر اعضای او خالی یا نشانی باشد و آن نشانه ی دولت و اقبال باشد . در عمر یک بار سر رشته کار خود را گم کرده اما زود ، به اصلاح آید و عاقبت به خیر باشد . در امورات خود بسیار ساعی است . در نظر خلق عزیز و مکرم باشد . غم مردم را میخورد . از پدر و مادر نفع نبیند . گاه گاه ملالی عارض او شود که به علت سحری است که در باره او نمود ه اند و باطل نشده است ، باید دعای باطل سحر بگیرد تا باطل شود  و امورات بر وفق دلخواه او شود . علتی هم که در بدن دارد از باد پریان است چون که در سن کودکی بچه پری را اذیت کرده است به این واسطه او را اذیت می کنند . در نماز کاهلی نکند .  شانه سر خود را به کسی ندهد . صاحب این طالع را بسازد از ماه ها ، ماه رجب ( یعنی برایش خوش یُمن است ) و لباس سبز و آبی ( برایش شانس می اورد ) . راز دل به کسی نگوید چرا که دشمن بدگو بسیار دارد . از نامحرم پرهیز کند . در سن چهار سالگی خطر مرگ او را تهدید می کند چون از این بگذرد به عمر طببعی می رسد . دعای باطل سحر و انگشتر عقیق و دعای جوشن کبیر با خود داشته باشد تا از بلاها ایمن گردد.

برج ۱۲ حوت _ مردان

هر کس که به طالع حوت باشد مردی است بسیار عاقل و هم ستاره حضرت ابراهیم علیه السلام و مردی باشد رحیم دل و با سخاوت و شجاعت و زیرک و دانا . مدتی است که سر رشته کار خود را گم کرده اما به لطف خداوند کارش نیکو شود چون دل خود را با خدا صاف کرده توکل به خدا دارد . از زن بدفعل حرامزاده حذر کند چونکه مدتی است در مقام دوستی با اوست اما در واقع در مقام دشمنی است .

صاحب این طالع از زن و فرزند بهره مند شود . قرض دادن و ضامن داری به او نسازد چرا که بسیار آدم با حیایی است و در گرفتن نتواند اداء حق خود را بنماید ( بخاطر خجالت و رودربایستی حقشو نمیتونه پس بگیره ) . از جمله دوستان یک نفر با او مشفق و مهربان است . از دیگران بهره مند نگردد حتی آنکه در صدد آزار و اذیت آنها است ( یعنی با مردم سازگار نیست و حتی ممکنه به آنها اذیت هم برساند ) . از مال حرام ، خیر و بهره نبیند . او فردی است که در نظر خلائق عزیز و مکرم باشد اما دوست و دشمن خود را نمی شناسد . در کار خود مدبر و دانا است . هرگاه اراده سفری بنماید باید دل خود را با خدا صاف کند و توکل بر خداوند متعال نماید تا از آن سفر با سود و منفعت و بهره مند بازگردد . حیوانات سم شکافته برای او بسیار خوب است از حیوانات درنده به او آسیبی رسد اما عاقبت به خیر باشد . بسازد به او از ماه ها ماه ذی حجه ( یعنی برایش خوش یُمن است ) و انگشتر عقیق و دُرّ  و یاقوت و لباس پشمینه و لباس سبز رنگ  ( یعنی اینها برایش شانس می آورد ) ماه نو را بر روی قرآن نگاه کند تا آن ماه بر او مبارک گردد . صاحب این طالع هر گاه بخواهد از مضرات و بلاها محفوظ ماند دعای حرز حضرت جواد علیه السلام با خود دارد تا از بلاها ایمن و کارش اصلاح شود .

برج ۱۲ حوت _ زنان

هر آن زنی که به طالع حوت از مادر متولد شود ، حکما گفته اند که بادی و آبی است ( یعنی عنصر غالب بر او باد و آب است و مثل باد از این حالت به آن حالت تغییر می کند و دمدمی مزاج است و ثبات ندارد و مثل آب شکل پذیر است و با هر شرایطی خودش را وفق میدهد و سازگار میکند ) . او زنی باشد میانه بالا وخوش خلق و با عقل و شوهر دوست است . از سخن خوش جان را فدا کند ( یعنی برای اینکه حرفتان نزد او پیش برود باید با زبان خوش با او حرف بزنید ) . کسی با او سازگار نباشد با هر کس در مقام راستی برآید با او در مقام مخاصمه و دشمنی باشد با هر کس وفا کند جفا بیند . او با کسی دشمنی ندارد . روزی او فراخ است ( زیاد است ) . در هر خانه رود دولت ( شانس و بخت و اقبال و رزق و روزی ) بر سر آن خانه رود . از نامحرم پرهیز کند تا در بلاهای دنیا و آخرت نیفتد . چون خواهد از خانه بیرون رود باید با شوهر مشورت کند  از خانه شوهر بیشتر از خانه پدر خیر ببیند . در اعمال عبادی و اطاعت و بندگی خدا باید سعی کند تا رستگار شود و هرگز محتاج و پریشان حال نشود و زود به آمال و آرزوهای خود برسد تا در میان خلق عزیز و محترم باشد . از دوست و دشمن حذر کند چونکه دشمن و بدگو بسیار دارد . شانه سر خود را به کسی ندهد .

با هر که نیکی کند بدی بیند و دست او بی نمک است  اما به کسی محتاج نشود و همه به او محتاج باشند . قرض دادن به او نسازد هر چیزی که به هر کس بدهد دیگر عوض انرا نبیند . نذری را که کرده است ادا کند . اولاد طاق ( یعنی فرد یکی یا سه تا یا پنج تا یا .. ) در طالع دارد . فرزندان او فراخ روزی هستند اگر نمانند از نظر مردم است  دعای جوشن کبیر و صغیر با خود دارد تا از بلیات جمیعا محفوظ مانند و از ماه ها ماه ذی قعده و از روزها روز پنج شنبه و دوشنبه و لباس سفید برای او خوش یُمن است ( شانس می اورد ) .پایان

 

تیر اندازی

بسم الله الرحمن الرحیم

تیر اندازی:

نظیم تفنگ یا تیر عبارت است از تیراندازی آزمایشی با یک تفنگ ، برای تعیین میزان انحراف نقطه اصابت گلوله از خط نشانه و انجام تصحیحات لازم برای انطباق نقطه اصابت گلوله بر خط نشانه در مسافتی معین. به این عمل صفر کردن تفنگ نیز گفته می شود.

ابتدا باید بدانیم که هر تیراندازی ، باید تفنگش را خود تنظیم کند و کسی دیگر نمی تواند به طور دقیق این کار را برای وی انجام دهد. مهمترین دلیل این امر اختلافی است که در دید اشخاص وجود دارد ، تصویری از هدف که در چشم هر تیراندازی ایجاد می شود ، با تصویر آن در چشم اشخاص دیگر متفاوت است ، بجز در موارد بسیار نادر.
که دیگری که در این مورد تاثیر دارد شیوه بغل گرفتن یا به شانه بردن و نگهداشتن تفنگ است که این نیز معمولا در مورد هر تیراندازی با سایر تیراندازان متفاوت است. اختلاف دیگر در گرفتن خط نشانه و نشانه روی است ، یک نفر خط نشانه را به زیر هدف می برد و دیگری به مرکز هدف نشانه می رود ، یکی خط نشانه را پر می گیرد و دیگری چنین نمی کند. البته اختلافاتی که بیان شد ، تنها هنگامی در نظر باشد و گرنه تفنگی که تنظیم شده باشد ، به هر حال برای دیگران هم قابل استفاده است کما اینکه شکاف درجه و نوک مگسک اغلب تفنگهای گلوله زنی شکاری کارخانه تنظیم و تثبیت شده است.
با این حال هر تیرانداز متوسطی می تواند ، با آن شکار بزرگی را در مسافت 100 تا 150 متری بزند. در مورد تفنگ های مجهز به دوربین به دلیل ویژگی های ذاتی دوربین های تفنگی این اختلافات به ویژه از لحاظ تفاوت تصویر هدف در چشم هر تیرانداز و اختلافات مریوط به نحوه نشانه روی و نشانه گیری تیراندازان مختلف ، به کمترین حد ممکن می رسد و تفنگ دوربین داری که بوسیله یک تیرانداز ماهر تنظیم شده باشد ، برای سایر تیراندازان ( بویژه کسانی که از نظر مهارت در تیراندازی در سطحی پائین تر از تنظیم کننده تفنگ باشند ) کاملا قابل استفاده است. حال باید دید تنظیم تفنگ در چه مواقعی لازم است؟
مسلما هنگامی که انسان تفنگ گلوله زنی جدیدی تهیه می کند ، باید با استفاده از نوع فشنگی که بیشتر مورد مصرف خواهد بود ، آن را دقیقا تنظیم کند. پس از تنظیم تفنگ با این نوع فشنگ ، چنانچه شکارچی در نظر دارد گهگاه از نوع دیگری از فشنگ نیز استفاده کند ، بهتر است بدون دستکاری دستگاه نشانه روی ، با این نوع فشنگ نیز تفنگ را بیازماید و اختلاف افت این دو فشنگ را در مسافت های مختلف به خاطر بسپارید و یا یادداشت کند. لیکن این یکبار تنظیم کافی نیست.
هر بار که به شکار می روید پس از رسیدن به شکارگاه و قبل از تیراندازی به شکار ، حتما تفنگ خود را آزمایش کنید. به این بسنده نکنید که تفنگتان را مثلا یکماه پیش تنظیم کرده اید ، یا در مسافرت قبلی که تیر انداختید تنظیم بود.
بی تردید چنانچه تفنگتان به دوربین مجهز باشد ، در حین سفر ، آن را در جلد می گذارید و بطوریکه دوربین رو به بالا باشد ، آن را روی شیئی نرم مانند کیسه خواب ، ساک و غیره قرار می دهید. با این حال و علی رغم همه این مراقبت ها ، چنانچه در پیش تر اشاره شد ، پس از رسیدن به شکارگاه از آزمایش تفنگ خود نباید غافل شوید. البته دوربین های جدید ، اگر به درستی روی تفنگ نصب شده باشند ، به سادگی از تنظیم خارج نمی شوند و در اغلب موارد ، شما با تیراندازی تنها یک فشنگ می توانید از صفر بودن تفنگ مطمئن شوید. لیکن به هر حال به این کار به صورت یک روش جاری و اصل ثابت و لازم الاجرا بنگرید. زیرا یک بار غفلت از این امر ، چنانچه برای من اتفاق افتاده ممکن است اسباب پشیمانی و حسرت شما را فراهم سازد.

مقدمات کار برای تنظیم تفنگ    
الف – در تنظیم تفنگ در سمت یا برد ، بایستی هدف را به صورت صفحه یک ساعت دیواری مدور ، در نظر بگیرید ، مرکز هدف را محور اتصال عقربه ها بر روی صفحه ساعت فرض کنید و دایره بیرونی هدف را حاشیه بیرونی صفحه ساعت را در نظر بگیرید. برای روشن شدن مطلب به شکل زیر توجه فرمائید.


با تجسم هدف به صورت صفحه ساعت ، تشخیص نقطه اصابت گلوله نسبت به مركز هدف و تنظیم تیر آسان تر می شود


تنظیم تفنگ باید از حالت دراز کش ، با استفاده از یک تکیه گاه نرم و یا با استفاده از میز تیراندازی و تکیه گاه مناسب و یا موقعیت های کاملا مشابه صورت پذیرد.

ب – استفاده مستقیم از اجسام سخت مانند تنه درخت ، سنگ ، کاپوت اتومبیل و امثالهم به عنوان تکیه گاه ، اشتباه است زیرا چنانچه تنظیم بدین شکل صورت پذیرد و سپس با استفاده از تکیه گاه نرم به شکار یا هدف تیراندازی شود ، گلوله مطمئنا سر خواهد کرد. بنابراین همیشه بایستی جسمی نرم ، مانند ساک ، کوله پشتی ، کاپشن و امثالهم بین لوله تفنگ و جسم سختی که از آن به عنوان تکیه گاه استفاده می شود حائل باشد. افزون بر این ، گذاردن مستقیم لوله به روی اجسام سخت باعث خراشیدگی پیش قنداق یا قسمت های فلزی لوله می شود.

پ – از آنجا که تیراندازی به هدف های دور ، نمی توان محل اصابت گلوله را در روی کاغذ هدف تشخیص داد ، ساده ترین راه حل ، استفاده از یک تلسکوپ با بزرگنمایی بالاست ( ×30 - ×60 ).

ت – تلسکوپ حتما باید بر روی سه پایه نصب گردد و گرنه به علت لرزش طبیعی بدن استفاده از آن میسر نخواهد بود.

ث – پس از فراهم ساختن این مقدمات ، برای تنظیم تفنگ خود باید این نکات را بدانید :

* مسافت تا هدف چند متر است ؟
* بر اثر پیچاندن یک دندانه طبلک تنظیم در سمت یا برد، میزان جابجایی گلوله بروی هدف در آن مسافت چند سانتیمتر خواهد بود ؟
* قطر یا شعاع دوایر هدف چند سانتیمتر است ؟

ج – برای دانستن مسافت تا هدف ، ساده ترین راه ، استفاده از یک میدان تیر استاندارد است. لیکن چنانچه دسترسی به چنین میدانی میسر نباشد و یا چنانچه تیرانداز بخواهد در بیابان تفنگ خود را تنظیم کند و متر بلندی هم در اختیار نداشته باشد ، آخرین و عملی ترین راه کار ، قدم کردن مسافت مورد نظر است. به طور معمول ( بسته به طول گام افراد ) بین 110 تا 120 قدم معمولی ، یکصد متر است. اگر تیرانداز بخواهد در این روش اندازه گیری به دقت بیشتری دست یابد بایستی چند بار یک مسافت اندازه گیری شده مثلا یک مسافت صد متری را با قدم معمولی طی کند و گام های خود را بشمارد تا دریابد که که این مسافت را معمولا با چند گام طی کند. بدین ترتیب اندازه گیری مسافت های مختلف ، با دقتی قابل قبول ، برایش میسر خواهد بود.

چ – ساده ترین راه تامین هدف در بیابان ، نصب هدف بر روی یک کارتون مقوایی با استفاده از نوار چسب معمولی است. سوراخ های ایجاد شده توسط گلوله را می توان با تکه های کوچک نوار چسب پوشاند و در دفعات بعد نیز از همان هدف استفاده کرد.

انتخاب مسافت مناسب
انتخاب مسافت مناسب برای صفر کردن یا تنظیم تیر به مقدورات بالستیکی تفنگ و فشنگ مربوطه و مسافت متعارف کاربرد اسلحه ، بستگی دارد. مثلا تنظیم یک تفنگ کالیبر 30/30 وینچستر در مسافت 300 متری ، قطعا نادرست است زیرا " اوج میانه مسیر " 35 متری آن ، به راحتی می تواند با عبور از بالای گرده شکاری که در مسافت 150 متری شکارچی قرار دارد ، موجب به خطا رفتن تیر وی گردد. چنانچه منطقه شکارگاه ، جنگلی ، درختزاری انبوه یا زمینی پرچین و شکن باشد و در نتیجه مسافت متعارف شکارچی از شکار 100 تا 150 متر باشد ، تنظیم چنین تفنگی در مسافت 300 متری ، بیش از پیش دور از منطق و بی معنی خواهد بود. حال آنکه اگر همین تفنگ در مسافت 100 متری صفر شود ، گلوله آن در مسافت 50 متری تنها یک سانتیمتر بالا می زند و در مسافت 150 متری هم حدود 8 سانتیمتر پا می کند.
بنابراین نتیجه می گیریم که مسافت مناسب برای تنظیم یک کالیبر 30/30 به ویژه چنانچه شکارچی بخواهد در یک منطقه پوشیده به شکار بپردازد ، مسافت 100 متری است.
حال آنکه تنظیم یک تفنگ دور برد ، مانند 264 وینچستر ماگنوم ، حتی در مسافت 200 متری هم اشتباه است ، زیرا " اوج میانه مسیر " گلوله این تفنگ در صورت تنظیم در مسافت 300 متری ، تنها 12 سانتیمتر است و گلوله در مسافت تقریبا 150 متری فقط 12 سانتیمتری سر می کند و با توجه به قطر ناحیه مرگ زای تنه شکار در آهو ، کل و بز ، قوچ و میش یا گراز وحشی ، این مقدار سر کردن گلوله در مسافت تقریبا 150 متری مشکل آفرین نبوده و موجب خطای تیر نمی گردد. بنابراین مسافت مناسب برای تنظیم این تفنگ دور برد و یا کالیبر های نسبتا هم تراز ، مانند 270 وینچستر ، 270 ودربی ماگنوم ، 06–30 اسپرینگ فیلد ، 7 میلیمتری رمینگتون ماگنوم ، 7 میلیمتر ودربی ماگنوم ، 64×7 ، 300 ودربی ماگنوم و امثالهم ، مسافت 250 تا 300 متری است.

انتخاب هدف مناسب برای تنظیم تفنگ
لازم است هدف هایی را شکارچیان برای تنظیم تفنگ دوربین دار مورد استفاده قرار می دهند ، با دقتی بیشتر بررسی کنیم. متاسفانه برخی از شکارچیان ایرانی به اهمیت تنظیم دقیق تفنگ گلوله زنی چندان که باید اهمیت نمی دهند. در اکثر موارد با تیراندازی یکی یا دو تیر به پیت حلبی ، قوطی کنسرو و یا امثالهم بسنده می کنند و همین قدر که بتوانند چنین هدف هایی را مثلا در مسافت 100 متری بزنند تفنگ خود را تنظیم شده می دانند. در مقابل این دسته از شکارچیان دسته ای دیگر قرار دارند که به اهمیت موضوع عنایت خاص دارند و خوشبختانه شمار این دسته که شکارچیان واقعی به شمار می روند ، روز به روز بیشتر می شود.
اینان کسانی هستند که به معنای واقعی کلمه " شکارچی جوانمرد " هستند. به طبیعت و مواهب آن که شکار از جمله برترین تجلیات آن است ، احترام می گذارند. به شکار به عنوان تروفه می نگرند و به خود اجازه نمی دهند به آن بد و ناشیانه تیراندازی کنند ، آن را مجروح کنند و با درد و شکنجه بکشند. اینان مصم اند شکار تروفه خود را با شلیک یک تیر و در جا و فوری از پا در آورند و به منظور دست یابی به چنین توانی سعی می کنند به همه مهارت ها ، مراقبت ها و دقت های لازم برای انجام این امر سعی می کنند. کسب مهارت در تیراندازی نیاز به طی مراحل آموزشی و به ویژه تمرین و ممارست عملی دارد.
از جمله وسایلی که تیرانداز برای تمرین به آن نیاز دارد هدف مناسب برای تنظیم تفنگ و سپس تمرین تیراندازی است. حال باید دید چه نوع هدفی برای این منظور مناسب است. تقریبا تا سه دهه قبل دستگاه نشانه روی تفنگ های شکاری شکاف درجه و نوک مگسک بود و در آن زمان ، از دوربین تفنگ به ندرت استفاده می شد. به همین دلیل استفاده از هدف « خال سیاه » نیاز شکارچیان را کاملا برآورده می ساخت. امروز هم چنانچه شکارچیانی باشند که نخواهند و یا نتوانند از دوربین تفنگی استفاده کنند ، هدف مناسب برای آنان همان هدف « خال سیاه » است. با قرار دادن مگسک به زیر خال سیاه ( نشانه روی به ساعت 6 هدف ) خط نشانه در سفیدی زیر هدف و خال سیاه مدور به صورتی کاملا واضح و روشن بر روی نوک مگسک قرار می گیرد و بدین ترتیب ، بهترین امکان نشانه روی فراهم می گردد. لیکن در صورتی که استفاده از دوربین تفنگی مد نظر باشد ، هدف « خال سیاه » هدف مناسبی نخواهد بود.
در تنظیم تفنگ دوربین دار ، بهترین هدف عبارت است از خال سیاهی مربع شکل به قطر 8 سانتیمتر که در مرکز آن دایره ای سفید رنگ به قطر 4 سانتیمتر وجود داشته باشد. چنین هدفی برای تنظیم تفنگ در مسافت 100 متری کاملا مناسب است. زیرا شکل مربع خال سیاه به نگهداشتن صحیح تفنگ در حین تیراندازی کمک می کند و تیرانداز می تواند در مقایسه بعلاوه دوربین با اضلاع عمودی مربع خال سیاه از عمود بودن و انحراف نداشتن خط نشانه خود اطمینان حاصل کند و در عین حال دایره سفید رنگ وسط خال سیاه ، زمینه متضاد بسیار مناسبی است که تیرانداز می تواند بعلاوه دوربین را دقیقا در مرکز آن قرار داده و تیراندازی کند.
امتیاز دیگر این نوع هدف این است که از مرکز دایره سفید رنگ تا ضلع بالایی مربع سیاه رنگ 4 سانتیمتر بیش نیست و چون در تنظیم تفنگ در مسافت 100 متری ، در اکثریت قریب به اتفاق کالیبرها باید نقطه اصابت گلوله 4 سانت یا بیشتر بالاتر از خط نشانه باشد ، لذا گلوله ها در قسمت سفیدی بالای خال سیاه اصابت می کنند و تیرانداز با دوربین تفنگ خود ( اگر از 4 قوه به بالا باشد ) به راحتی می تواند محل اصابت گلوله را مشاهده کند و نیازی به جابجا شدن و استفاده از دوربین چشمی یا تلسکوپ ندارد.

راه و روش تنظیم تیر
برای تنظیم یک تفنگ یا تنظیم تیر روش های گوناگونی وجود دارد که همه این شیوه ها به منظور تسهیل کار و صرفه جویی در مصرف مهمات طراحی شده اند.
برای تجسم ساده کار ، فرض می کنیم که به تازگی یک تفنگ گلوله زنی در کالیبر مشهور و شناخته شده 270 وینچستر خریداری کرده اید ، وزن گلوله اکثر فشنگ های شما 130 گرین است ، تفنگ شما مجهز به دوربین متغیر ×7 – ×2 خوبی است و بالاخره شما با ارزیابی مهارت های فردی خود یعنی میزان مهارت در تیراندازی و تخمین مسافت های مختلف و کاربرد های متعارف تفنگتان ، تصمیم گرفته اید تفنگ خود را در مسافت 200 متری صفر کنید.
با نگاهی به یکی از جداول بالستیکی در می یابید که چنانچه تفنگ خود را در مسافت 200 متری صفر کنید ، گلوله 130 گرینی تفنگ شما ، در 100 متری حدود 5 سانتیمتر سرخواهد کرد و در مسافت 300 متری حدود 17 سانتیمتر افت خواهید داشت. بنابراین با تنظیم تفنگ در مسافت 200 متری ، چنانچه در تخمین مسافت و تیراندازی مهارت لازم را داشته باشید ، به راحتی می توانید تا مسافت 300 متری با اطمینان کافی به شکار تیراندازی کنید.
برای شروع ، ابتدا هدف را در محلی مناسب و امن ، جلوی یک خاک پشته ، رو به آفتاب قرار دهید. سپس از هدف تا مسافت 25 متری را با دقیق ترین روش ممکن ( استفاده از متر بلند یا به روش قدم کردن ) اندازه بگیرید و وسایل تیراندازی ، از قبیل تفنگ ، فشنگ ، زیر انداز ، تکیه گاه نرم و غیره را در آنجا بگذارید. انتخاب 25 متری برای شروع کار دو دلیل دارد :
دلیل اول ، ولو اینکه نصب دوربین به روی تفنگ ، توسط یک نفر تفنگ ساز یا فردی کاملا وارد صورت گرفته باشد ، از ثبات پایه و بست های دوربین اطمینان داشته باشید و دوربین با استفاده از دستگاه تنظیم داخل کارگاهی تنظیم شده باشد ، باز هم در عمل ممکن است دقیقا تنظیم نباشد و اگر تیراندازی را از مسافتی نسبتا دور ، مثلا 100 متری شروع کنید ، امکان دارد نخستین گلوله شما نه تنها به خال سیاه نخورد ، بلکه از تمام سطح هدف و قاب آن هم پرت تر بزند. در صورت بروز چنین حالتی چون شما نمی توانید محل اصابت گلوله را تشخیص بدهید ، امکان تنظیم تفنگ وجود ندارد و نتیجه آن مصرف بیهوده مهمات خواهد بود. لیکن در مسافت 25 متری ، احتمال بروز چنین حالتی بسیار بعید است و به احتمال بسیار قوی ، گلوله شما به هر حال به نقطه ای از کاغذ هدف یا سیبل اصابت می کند و شما می توانید تنظیم تفنگ را ادامه دهید.
دلیل دوم ، چنانچه در مبحث بالستیک گفته شد گلوله در خط سیر یا مسیر پرواز خود ، دو بار خط نشانه را قطع می کند ( یک بار نزدیک دهانه لوله و یک بار در مسافت صفر تفنگ ) تیرانداز می تواند مسافت اولین تقاطع مسیر گلوله و خط نشانه خود انتخاب کند. در تفنگ های هم کلاس و هم تراز 270 وینچستر ، مسافت 25 متری برای اولین تقاطع محور دوربین تفنگ و محور لوله آن 5/2 سانتیمتر باشد و اولین تقاطع گلوله و خط نشانه در مسافت 25 متری صورت پذیرد ، دومین تقاطع در مسافت های تقریبا 250 متری قرار خواهد داشت. بنابراین اگر تفنگ 270 خود را در مسافت 25 متری دقیقا صفر کنید ، بسته به اختلاف ارتفاع محور دوربین و لوله تفنگ ، وزن و شکل گلوله و طول لوله ، تفنگ شما در مسافت 200 تا 250 متری است. بنابراین پس از صفر کردن تفنگ در مسافت 25 متری ، صفر کردن دقیق آن در مسافت مطلوب 200 تا 250 متری کاری است که یا خود به خود انجام می شود و یا با انجام تصحیحاتی کوچک ، به راحتی و با صرف حداقل مهمات میسر است. در مورد تفنگ های گلوله زنی ضعیف تر مانند 57×8 ، 57×7 و 30/30 نیز قرار دادن اولین قاطع گلوله و خط نشانه در مسافت های 25 متری کاری است درست و معقول زیرا با توجه به افت بیشتر گلوله در این کالیبر ها ، لاجرم دومین تقاطع گلوله و خط نشانه در مسافت تقریبا 150 تا 180 متری قرار خواهد داشت و این مسافتی است معقول برای صفر کردن اینگونه تفنگ ها.    

حال با این مقدمات و آگاهیها ، می توانید تنظیم تیر را عملا شروع كنید.
اگر مهارت شما در تیراندازی به حدی نیست كه بتوانید با استفاده از تكیه گاه ، در مسافت 25 متری گلوله های خود را در دایره ای به قطر یك سكه 2 ریالی بنشانید ، در تنظیم تیر از سری سه فشنگی استفاده كنید. بدین معنی كه ابتدا سه تیر به مركز هدف تیراندازی كنید. سپس به نزدیك هدف بروید. مركز دایره این سه تیر جمع را نسبت به مركز هدف دقیقا اندازه گیری كنید ، روی طبلك تنظیم در سمت و طبلك تنظیم در برد دوربین تصحیحات لازم را اعمال كنید ، به جای خود برگردید ، پس از چند دقیقه استراحت ، چاق كردن نفس و كسب آرامش كامل ، سه تیر دیگر به همان شكلی كه سه تیر قبلی را تیراندازی كرده بودید ، به مركز هدف نشانه روید و تیراندازی كنید.
اگر همه كارها به درستی انجام یافته باشد ، مركز سه تیر دوم شما باید بر مركز هدف منطبق باشد و تفنگ شما در 25 متری صفر شده باشد یعنی اولین تقاطع مسیر گلوله و خط نشانه در 25 متری قرار گرفته باشد. اگر تفنگ صفر نشده مجددا اصلاحات لازم را بكنید و تیراندازی را تكرار كنید و این مراحل را تا حصول اطمینان از صفر بودن تفنگ در این مسافت ، ادامه دهید.
چون تصمیم گرفته بودید تفنگتان را در مسافت 200 متری صفر كنید ، بنابراین تا مسافت 200 متری از هدف را اندازه گیری كنید و وسایل تیراندازی را به آنجا ببرید. پس از استقرار در موضع جدید ، چاق شدن نفس و كسب آرامش كامل ، با نشانه روی دقیق ، سه تیر به مركز هدف شلیك كنید.
اگر تنظیم تیر شما در مسافت 25 متری ، به درستی صورت گرفته باشد ، مركز اصابت این 3 تیر باید بر مركز هدف منطبق باشد یا اینكه كمتر از 5 سانتیمتر بالاتر از مركز هدف باشد.
چنان كه به دلایل شخصی ، حتما اصرار دارید كه تفنگتان را در مسافت 200 متری دقیقا صفر كنید یا چنان كه مركز اصابت این 3 تیر خیلی بالاتر از مركز هدف قرار دارد ، یا به راست یا چپ مركز هدف انحراف دارد ، می توانید اصلاحات لازم را روی دستگاه تنظیم در برد و سمت دوربین اعمال و تیراندازی را تا حصول اطمینان نتیجه دلخواه تكرار كنید.
لیكن چنانچه مركز اصابت گلوله ها از نظر سمت بر مركز هدف منطبق بود و تنها از نظر برد ، چند سانتیمتری در بالای هدف قرار داشت ، پیشنهاد من به شما شكارچی عزیز این است كه به دلایل زیر بهتر است كه تیراندازی را در همین جا متوقف كنید و تفنگ خود را كاملا تنظیم شده بدانید :

چند سانتیمتر بالا زدن تفنگ 270 شما در مسافت 200 متری برای شما در تیراندازی به شكار مشكلی ایجاد نخواهد كرد. در واقع تفنگ شما به جای مسافت 200 متری كه قبلا در نظر داشتید اینك تقریبا در مسافت 250 متری كه برای تفنگ شما مسافت صفر مناسب و معقولی است صفر شده و كافی است كه شما از این واقعیت مطلع باشید تا تیراندازی به مسافت های مختلف دچار اشكال نشوید.
نكته مهمتر اینكه تفنگ شما اینك در مسافت های 25 متری صفر شده و هر گاه از تنظیم خارج شود ، كافی است كه دوباره آن را در همین مسافت صفر كنید.
تیراندازی دقیق به هدفی واقع در مسافت 200 تا 250 متری به طوری كه قطر دایره سری ها پنج تیری « تیر جمع » هیچ گاه بیش از 10سانتیمتر نباشد كار آسانی نیست. بنابراین به آن دست از شكارچیانی كه در تیراندازی چنین مهارتی ندارند ، توصیه می شود كه پس از تنظیم تفنگ خود در مسافت 25 متری به جای مسافت 200 متری ، به مسافت 100 متری بروند و تنظیم تیر نهایی را در این مسافت انجام دهند.
لازم به یادآوری است كه گلوله 130 گرینی تفنگ 270 بایستی در این مسافت حداقل 4 سانتیمتر بالا بزند تا تفنگ در مسافت 200 متری صفر باشد.
برای اعمال تصحیحات لازم و انطباق مركز اصابت گلوله ها بر مركز هدف ، لازم است معنای واژه زاویه دقیقه و ارتباط آن را با چرخش هر دندانه طبلك های تنظیم برد و سمت دوربین بدانید. به زبان ساده ، زاویه دقیقه عبارت است از زاویه رؤیت مقطعی یك اینچی در مسافت یكصد یاردی. بنابراین چنانچه به طور مثال با استفاده از طبلك تنظیم برد ، محور دید دوربین تفنگ یا خط نشانه را به اندازه یك زاویه دقیقه بالا ببریم میزان جابجایی گلوله بعدی در مسافت 100 یاردی یك اینچ بالاتر از نقطه اصابت گلوله پیشین خواهد بود.
حال فرض كنیم كه دوربین تفنگ شما از نوعی باشد كه چرخش هر دندانه طبلك تنظیم در سمت و برد آن ، برابر با 2/1 زاویه دقیقه باشد و فرض می كنیم كه مركز اصابت گروه 3 تیری شما در مسافت 200 متری ، پانزده سانتیمتر به بالا و شش سانتیمتر به راست مركز هدف باشد.

برای انجام اصلاحات لازم و تنظیم تیر ، قبل از هر چیز لازم است كه بر نكات زیر واقف باشیم :
1- در دوربینی كه چرخش هر دندانه طبلك تنظیم آن ، برابر با 2/1 زاویه دقیقه است ، میزان جابجایی نقطه اصابت گلوله در مسافت صد یاردی ، نیم اینچ ، در 200 یاردی یك اینچ ، در پنجاه یاردی ، 4/1 اینچ و در 25 یاردی 8/1 اینچ خواهد بود.
2- به هنگام استفاده از اینگونه دوربین ها در مسافت های متریك ، بایستی میزان جابجایی گلوله را به جای هر اینچ ، 8/2 سانتیمتر در نظر بگیریم.
بنابراین در فرض بالا ، با رعایت نكات مندرج در بند های 1 و 2 برای تنظیم تفنگ خود ، بایستی طبلك تنظیم در برد را پنج دندانه به سمت پایین (-) و طبلك تنظیم در سمت را 2 دندانه به چپ (L) بچرخانید تا مركز اصابت گروه تیر بعدی شما بر مركز هدف منطبق گردد. در تنظیم تیر باید نهایت دقت را به عمل آورد. هر فشنگ را باید با چنان دقت و وسواسی تیراندازی كرد كه گویی پای مرگ و زندگی در میان است. تیراندازی بی دقت و بدون رعایت اصول صحیح ، نه تنها صفر كردن تفنگ را نا میسر می سازد ، بلكه از نظر اقتصادی و مصرف مهمات نیز بسیار پر هزینه است.
من با تیراندازی بر خورد داشته ام كه پس از تیراندازی ده ها فشنگ نیز نمی توانستند با مقدورات و ویژگی های تفنگ خود آشنا گردند و بالعكس بعضا تیراندازانی را دیده ام كه با تیراندازی معدودی فشنگ ، تفنگ خود را آن چنان به دقت تنظیم می كردند كه می توانستند تا مسافت 250 متری و شاید هم بیشتر ، به جای نشانه رفتن به تنگ بغل ، با اطمینان خاطر و بدون خطا ، به گردن شكار تیراندازی كنند و استخوان آن را در هم بشكنند.
                
تیراندازی با تفنگ كالیبر 64×7 با گلوله 2/10 گرمی از مسافت 50 ، 100 ، 150 ، 200 متری گروه تیر های 5 فشنگی تیراندازی شده است. تفنگ در 200 متری صفر شده است.

نماد کاربر

اشنایی با ساختار دوربین های دو چشمی

 

انسان از بدو آشنایی با شیشه كه به حدود 3500 سال قبل بر می گردد همواره در حال انجام آزمایشات مختلف جهت به كارگیری بهتر آن بوده است. حاصل این بررسی ها بعدها منجر به ساخت و تولید ادوات بصری مختلف گردید.

بسیاری از طرح های اولیه دوربین های ابتدایی آن زمان در جایی ثبت نشده اند ، احتمالا این ادوات بعدها توسط گالیله مورد مطالعه قرار گرفته و به كمال رسیده اند. دوربین های دوچشمی اولیه بعدها به عنوان تلسكوپ های دوچشمی نامگذاری شده و به نظر می رسد كه بر اساس كشفیات و طرح منشورهای گالیله ساخته شده اند. عدسی های مورد استفاده در تلسكوپ های اولیه پر از حباب و سایر اشكالات بودند. به دلیل وجود مقداری آن در شیشه این عدسی ها كمی سبز رنگ نیز بودند. تكنیك های مورد استفاده برای صیقل دادن عدسی ها بسیار ابتدایی بوده ضمنا این عدسی ها فقط در قسمت وسط از كیفیت خوبی برخوردار بوده و در حواشی ( در قسمتهای محیطی ) دقت ساختاری مناسبی نداشتند كه عبور نور را محدود می كرد. با پیشرفت تلسكوپ ها ، دوربین های دوچشمی نیز تكامل پیدا كردند.

اولین ثبت اختراع تلسكوپ دوچشمی در اوایل قرن هفدهم  در هلند فعلی انجام گردید. در ابتدا از كریستال كوارتز كه كار با آن بسیار دشوار بود استفاده كرد. اولین دوربین دوچشمی دستی ( كوچك و قابل حمل ) در سال 1702  ساخته شد.
در سال 1854 شخصی در طرح ابداعی خود به منظور اصلاح تصویر خروجی از عدسی چشمی از منشوری با شكل هندسی خاص استفاده كرد كه بعدها به نام مخترع آن نامگذاری گردید. این طرح در سال 1890 توسط  اصلاح و تكمیل شد.
دوربین های با طرح منشور روف ( roof ) نیز احتمالا برای اولین بار در سالهای دهه 1880 در طرح دوربین آشیل ویكتور امیل دوبره ( Achill Victor Emile Dubresse ) مورد استفاده قرار گرفته است.

  

اجزای دوربین دوچشمی
سه قسمت اصلی در یك دوربین دوچشمی شامل عدسی شیئی ، منشورها و عدسی چشمی هستند. نور حاصل از اجسام دور دست پس از عبور از عدسی شیئی وارد منشور می شود. وظیفه منشورها اصلاح تصاویر دریافتی است. بدون وجود منشور تصاویر حاصل ، وارونه ( upside down ) و معكوس ( reversed left for right ) خواهند بود. لذا در گذشته از آینه و امروزه از منشور جهت اصلاح تصاویر استفاده می شود. در یك دوربین با بزرگنمایی 10 برابر فاصله كنونی واحد شیئی 10 برابر فاصله كانونی واحد چشمی است. بنابراین منشورها با تغییر جهت پرتوهای وارده به هنگام اصلاح تصاویر دریافتی ، طول كلی دوربین های امروزی را نیز كوتاه می كنند.  


انواع متداول دوربین های دوچشمی از نظر شكل و ساختار داخلی
1- دوربین های زانودار ( porro prism )
الف : دارای منشور ( BK-7 )
ب : دارای منشور ( BAK-4 )

2- دوربین های لوله ای ( roof prism )
الف : دارای منشور طرح اشمیت پچان ( Schmidt pechan )
ب : دارای منشور طرح اببه كونیگ ( abbe Koenig )

در دوربین های زانو دار معمولا فاصله عدسی های شیئی بیشتر از عدسی های چشمی است كه این مشخصه می تواند تصاویر دریافتی را سه بعدی تر از تصاویر حاصل از دوربین های لوله ای یا زانو دار برعكس ( عدسی های شیئی نزدیكتر از عدسی های چشمی ) نماید. ولی طرفداران انواع لوله ای معتقدند این مشخصه تصاویر دریافتی را غیر طبیعی می كند و برای دریافت تصاویر طبیعی بهتر است فاصله عدسی های شیئی برابر فاصله چشمان فرد ( مثل انواع لوله ای ) باشد. از طرفی دوربین های زانو دار در مقایسه با انواع لوله ای حجیم تر ، سنگین تر و دست و پاگیرتر هستند كه این امر احتمال صدمات مكانیكی آنها را به هنگام حمل و نقلی افزایش می دهد. با این وجود این دوربین ها حسب آرایش و شكل هندسی خاص منشورهای به كار رفته در آنها به هنگام مقایسه با دوربین های لوله ای با اندازه بزرگنمایی و قطر عدسی شیئی مشابه و در یك سطح كیفی ( هم قیمت ) تصاویر شفاف و درخشنده تری دارند. از طرفی عرض میدان و عمق میدان بیشتری نیز دارند.
1- الف : دوربین های زانو دار با منشور ( BK-7 ) : این ها در واقع انواع معمولی و ارزان قیمت دوربین های دوچشمی زانودار هستند. شیشه به كار رفته در منشور این گروه از جنس سیلیكات بر ( boro silicate ) می باشد. در این منشور ها نور فقط از وسط سطوح انعكاسی منشور به طور كامل منعكس می شود در حالیكه مقداری از نور كه به حواشی این سطوح برخورد كرده اند از سطوح شیشه – هوا به بیرون منتشر می شود ( نشت می كند ).
1- ب : دوربین های زانو دار با منشور ( BAK-4 ) : در منشور این گروه از شیشه باریومی اعلا با یكنواختی و كیفیت بسیار بالا استفاده شده كه مانع از انحراف و پخش نور شده و تصاویر شفاف تری ایجاد می كند. تراكم و یكنواختی بالاتر این نوع نسبت به ( BK-7 ) عملكرد سطوح انعكاسی آن را كامل كرده است. این نوع دوربین ها بسیار گران تر از انواع زانودار معمولی ( دارای منشور BK-7 ) هستند. در این دوربین ها مردمك خروجی كاملا دایره ای و شفاف خواهد بود.

  

2- الف : دوربین های لوله ای طرح اشمیت پچان : بیشتر دوربین های دوچشمی ساده لوله ای از این طرح منشور ( 1899 ) استفاده می كنند. این دوربین ها سبك تر از انواع زانو دار بوده و به دلیل داشتن شكل مناسب تر حمل و نقل آنها نیز راحت تر است ولی در كاربرد های متفاوت بسیار گرانتر از هم ردیف ( از نظر كیفیت ) زانودار خود هستند. شكل هندسی خاص منشور آنها باعث كاهش شدید كارایی انعكاس و انتقال نور می شود. اصلاح این مشكلات در انواع مرغوب آن قیمت این نوع را به حدود دو برابر انواع زانودار رسانده است.
2- ب : دارای منشور طرح اببه كونیگ  و ثبت شده است. در این نوع كیفیت تصویر بهتر از اشمیت پچان می باشد ولی بلند تر و سنگین تر هستند. شكل هندسی و آرایش خاص منشور در این نوع نیاز به سطوح آینه ای را منتفی كرده است. این شكل و آرایش منشور اولین بار در یكی از طرحهای شركت زایس ارائه شده است.

مشكلات منشورهای بكار رفته در دوربین های لوله ای
قبل از شروع این بحث یادآوری برخی از مفاهیم و خصوصیات مربوط به نور می تواند در درك بهتر مطالب موثر باشد. سرعت حركت نور در خلا تقریبا 300000 كیلومتر در ثانیه است. سرعت حركت نور در هوا نیز تقریبا همان مقدار است. با افزایش غلظت یا تراكم محیط ( آب ، شیشه و ... ) سرعت حركت نور كاهش می یابد و موجب افزایش ضریب شكست نور در آن محیط می شود. ضریب شكست نور در یك محیط برابر نسبت سرعت نور در هوا به سرعت نور در آن محیط می باشد.

به هنگام عبور نور از یك محیط متراكم یا غلیظ ( ضریب شكست بیشتر ) به یك محیط با تراكم كمتر یا رقیق تر ( ضریب شكست كمتر ) پرتو شكست از خط عمودی دور می شود. در زاویه حد پرتو شكست بر سطح جدایی دو محیط مماس می شود ( 90 درجه نسبت به خط عمود ) وقتی زاویه تابش بیش از زاویه حد باشد بازتاب كلی رخ می دهد.



  
منشورها می توانند در صورت عبور نور از زوایای خاصی از سطوح آنها طیف نور وارده را از طریق تفكیك رنگهای مختلف نشان می دهند.



نورهای رنگی حاصل از پاشیدگی نور به هنگام عبور از منشور را طیف آن نور می نامند. علت تفكیك رنگهای مختلف نور آن است كه هفت رنگ اصلی موجود در نور سفید هر یك طول موج خاص خود را اشته و در نتیجه فركانس ، سرعت و انرژی متفاوتی خواهند داشت. بنابراین ضریب شكست منشور نیز برای نورهای با رنگ مختلف ( دارای طول موج و سرعت مختلف ) متفاوت است. طیف مرئی برای چشم انسان محدوده امواج نوری بین قرمز تا بنفش بوده و انسان قادر به دیدن طول موج های خارج از این محدوده یعنی امواج مادون قرمز و ماورای بنفش نمی باشد.
شكل و طراحی منشورها به گونه ای است كه پرتو دریافتی از عدسی شیئی پس از برخورد به اولین سطح منشور ( سطح مقابل عدسی شیئی ) بایستی به طور كامل از آن عبور كند. سپس در برخورد با سایر سطوح منشور ( سطوح داخلی ) به طور كامل منعكس شده و در نهایت پس از برخورد با آخرین سطح منشور ( مقابل عدسی چشمی ) بدون هیچگونه تلفات از آن عبور كرده و به طرف عدسی چشمی و چشم انسان هدایت شوند.
شكل و آرایش منشورهای به كار رفته در دوربین های زانودار به گونه ای است كه انتقال نور تقریبا به طور كامل انجام می شود ولی در بیشتر دوربین های لوله ای كه آرایش منشور آنها اشمیت پچان است یكی از سطوح خارجی منشور ( مجاور هوا ) دارای زاویه ای است كه نمی تواند پرتو دریافتی را به طور كامل به طرف مسیر طراحی شده منعكس كند و بخش اعظم نور از این سطح عبور می كند. این مشكل از طریق پوشش آن سطح با استفاده از پوشش های آینه ای همچون لایه نازكی از فلز انعكاسی كه بتواند تمام نور برخورد كرده را منعكس سازد برطرف گردید. این پوشش مانند یك سقف ( roof ) عمل كرده و ممكن است علت نام گذاری این طرح نیز باشد. منشورهای اببه كونیگ چنین سطوحی را كه پوشش آینه ای در آنها الزامی است را ندارند.
در ابتدا از فلز نقره جهت پوشش سطح فوق استفاده می شد ولی چون این سطح بعد از مدتی تیره و كدر شده و كارایی انعكاس خود را از دست می داد ، بعدها با سهولت دستیابی به آلومینیوم این فلز به كار گرفته شد ( آلومینیوم دوام بیشتری داشت ). امروزه در بیشتر دوربین های مرغوب لوله ای جهت پوشش سطح مورد بحث مجددا از نقره استفاده می شود زیرا نقره حسب درخشندگی خاص خود كارایی بسیار بالاتری در بازتاب نور دارد.
از طرفی در این دوربین ها به منظور اجتناب از اكسید شدن سطوح نقره و حفظ كارایی و كیفیت بازتاب نور ، بدنه آنها ضد آب طراحی شده و داخل بدنه با گاز نیتروژن پر شده است.
متاسفانه حتی با اعمال بهترین پوشش نقره نیز كیفیت انعكاس این سطوح در حد سطوح با زاویه برخورد مناسب نبوده است. بنابراین همیشه مقداری تلفات نور وجود داشته و این مقدار در پوشش های آلومینیومی ( انواع ارزان قیمت دوربین های لوله ای ) تا 15% نیز رسیده است. بنابراین در مقایسه دو دوربین لوله ای و زانودار در یك سطح مرغوبیت ( هم قیمت ) هیچ دوربین لوله ای ، كیفیت تصویر و درخشندگی دوربین زانودار را نداشته است.
مشكل دیگری كه به طور ذاتی در دوربین های دوچشمی لوله ای وجود دارد آن است كه جهت نور به هنگام بازتاب از یك سطح آینه ای عوض می شود. به عبارت دیگر حركت امواج به صورت دسته ای می باشد. آرایش این امواج در تمام جهات بوده و در وسط دسته همدیگر را قطع می كنند. به هنگام بازتاب نور از یك سطح آینه ای قسمتی از آن قطبی می شود و بیشتر امواج در ردیف های افقی قطب قرار می گیرند. به بیان دیگر پرتوهای حاصل از بازتاب نور از كناره های سطوح انعكاسی منشور به دو گروه طیف نوری تفكیك می شوند ، به این حالت تغییر جهت تابش نور یا تغییر فاز ( phase shift ) و یا انحراف از جهت تابش نور ( out of phase ) گفته می شود. این پرتوها به هنگام خروج از آخرین سطح منشور به طرف عدسی چشمی یكی شده و به چشم ما می رسند. این واقعه باعث كاهش وضوح ( resolution ) و برجستگی ( contrast ) تصویر می شود.
بنابراین ، تصاویر حاصل از منشورهای بدون روكش اصلاحی در دوربین های لوله ای در مقایسه با انواع زانودار هم ردیف خود درخشندگی كمتری داشته و تیره تر هستند. سازندگان دوربین های لوله ای با استفاده از روكش های نازك در سطوح منشور ( phase corrected coating ) از طریق برگرداندن پرتوهای نور به مسیر اصلی خود ، ضمن اصلاح كیفیت تصویر و برجستگی آن ، دقت تصویر را مخصوصا به هنگام مشاهده جزییات بالا می برند.
با وجود اینكه در منشورهای اببه كونیگ زاویای برخورد نور به سطوح منشور اصلاح شده و نیاز به پوشش آینه ای ندارند ولی مشكل اثرات تخریبی ( destructive interference ) حواشی سطوح انعكاسی ، همانند طرح اشمیت پچان وجود دارد. اگر چه علت های كج شدن و بهم خوردن جهت نور در این سیستم قدری متفاوت از سیستم اشمیت پچان است ولی در اینها نیز به دلیل یكی شدن پرتوهای نور مسیرهای مختلف ، در تصویر حاصل مشكلات كاهش وضوح و درخشندگی تصویر وجود دارد. لذا اعمال روكش های اصلاحی ( phase correction ) الزامی است.
در سال 1890 مهندسین  روش جدیدی برای روكش دار كردن سطوح منشور ارائه كردند. در این روش كه تا حدودی مشابه اعمال روكش های ضد انعكاسی عدسی ها بود ، با استفاده از تركیبات معدنی با شاخص انكسار بالا چندین لایه نازك روی سطوح منشور كشیده شد. این لایه ها توانستند كج یا منحرف شدن مسیر نور ( phase distortion ) را در منشور های اببه كونیگ برطرف كنند.
سایر سازندگان نیز پس از مدت كوتاهی روكش های مشابهی را برای منشور اشمیت پچان اعمال كردند تا هم درخشندگی و هم وضوح تصاویر دریافتی از منشور فوق را اصلاح كنند. این كار كه عموما روكش اصلاح جهت نور ( phase coating ) نامیده می شود برای اولین بار این امكان را ایجاد كرد كه حداقل منشورهای اببه كونیگ كه مشكل تلفات نور در سطح آینه ای منشور نداشتند ، بتوانند از نظر كارایی و عملكرد با بهترین منشورهای پوررو ( porrro ) برابری كنند.
در سالهای اخیر برخی سازندگان معتبر در حال انجام آزمایشات مختلف به منظور جایگزین كردن پوشش سطوح آینه ای نقره یا آلومینیوم با 70-30 لایه بسیار نازك تر از تركیبات معدنی ضد انعكاسی با شاخص های انكسار مختلف بوده اند تا بتوانند به بازتاب كامل در سطوح داخلی برسند.
اخیرا پوشش سطوح آینه ای منشورهای اشمیت پچان به روش دی الكتریك ( Dielectric ) راندمان بازتاب این سطوح در طیف مرئی نور را افزایش داده و در آینده نزدیك ممكن است موجب كاهش هزینه تولید در انواع مرغوب آن گردد.
در یك عدسی یا منشور بدون روكش ضد انعكاس حدود 96-90 درصد نور دریافتی از آن عبور كرده و 10-4 درصد آن منعكس می شود. روكش های استاندارد منیزیم فلوراید ( MgF2 ) كه روی این سطوح اعمال می شوند درصد انعكاس نور را به حدود 4-5/1 درصد رساند و باعث افزایش كیفیت تصویر دریافتی می شود. بكارگیری روش های پیچیده در روكش های چند لایه ای به تعداد 7 تا 15 لایه از طریق كاهش بیشتر انعكاس یا تلفات نور در سطح عدسی یا منشور می تواند درصد عبور نور را به 99% یا بیشتر برساند.


  
این مقادیر فقط در مورد یك عدسی یا منشور بوده و در عمل وقتی نور به عدسی شیئی دوربین دوچشمی برخورد می كند تا خروج آن از عدسی چشمی بطرف چشم انسان از سطوح بیشتری عبور می كند. یك دوربین دوچشمی ممكن است دارای 14 سطح عدسی باشد ( 2 عدسی شیئی + 5 عدسی چشمی ). به استثنای برخی روكش های بی نهایت مرغوب ، حتی یك دوربین مرغوب با روكش چند لایه ای عدسی ها در بهترین شرایط فقط 96-90 درصد نور وارده را عبور می دهد.
یك دوربین با روكش تك لایه تمام سطوح عدسی های بكار رفته در آن ( 14 سطح ) با منیزیم فلوراید فقط 79 درصد نور ورودی را ممكن است عبور دهد.
Untitled-21.jpg
Untitled-1.jpg

جهت یابی در روز

 

جهت یابی در روز
1 – بوسیله حرکت ظاهری خورشید :
با توجه به حرکت وضعی زمین به دور خود ، در نیم کره شمالی (ایران در نیم کره شمالی زمین قرار دارد) هنگام صبح خورشید از مشرق طلوع کرده و به هنگام ظهر در وسط آسمان کمی متمایل به جنوب میباشد.(یعنی اگر به هنگام ظهر شرعی رو به خورشید بایستیم بطرف جنوب یستاده ایم) و سپس عصر هنگام در مغرب غروب میکند. بنابراین اگر هنگام طلوع خورشید هر دودست خود را باز نموده و بصورت صلیب بایستیم و دست راست خود را بطرف خورشید بگیرم و خورشید را پوشش دهیم روی ما به طرف شمال ، پشت سر جنوب ، سمت راست ما مشرق و سمت چپ ما مغرب را به ما نشان میدهد.
1/2– بوسیله خورشید و سایه اجسام (به هنگام ظهر شرعی ):
یک قطعه چوب نسبتا صاف را بطور عمود در زمین فرو کنید، سایه سر چوب را علامتگذاری کنید ، پس از 15 الی 20 دقیقه دوباره محل جدید سایه را علامت بزنید.حال بوسیله خطی این دونقطه  را به هم وصل  نموده و امتداد دهید.در این حالت جهت حرکت سایه از غرب به شرق است و مثلثی روی زمین درست می شود سپس نیمساز مثلث را رسم کنید و انتهای نیمساز جهت شمال را مشخص میکند.

  

2/2– بوسیله خورشید و سایه اجسام (به هنگام ظهر شرعی ) :
یک قطعه چوب نسبتا صاف را بطور عمود در زمین فرو کنید، سایه سر چوب را علامتگذاری کنید ، پس از 15 الی 20 دقیقه دوباره محل جدید سایه را علامت بزنید. حال دونقطه بر روی زمین داریم ، پای چپ خود را روی سایه اول و پای راست را روی سایه دوم قرار دهید بطوریکه شاخص پشت سر شما قرار گیرد ، حال روی شما به طرف شمال ، پشت سر جنوب ، سمت راست مشرق و سمت چپ مغرب را به ما نشان میدهد.

  
3- بوسیله خورشید و ساعت عقربه دار (به هنگام ظهر شرعی ):
الف ) در نیمکره شمالی : ساعت خود را طوری کف دست بگیرید که عقربه کوچک ساعت شمار به طرف خورشید باشد ، نیمساز زاویه بین عقربه کوچک ساعت شمار و عدد 12 ، جهت جنوب را نشان میدهد.

ب ) در نیمکره جنوبی : ساعت خود را طوری کف دست بگیرید که عدد 12 بطرف خورشید باشد ، نیمساز زاویه بین عدد 12 و عقربه کوچک ساعت شمار جهت شمال را مشخص می نماید.

  
تذکر : چنانچه از ساعت دیجیتالی (کامپیوتری ) استفاده میکنیم همان ساعت را روی کاغذ بصورت ساعت عقربه دار تبدیل میکنیم .  
پیدا کردن وقت از روی جهت یابی
با داشتن جهت میتوان ساعت را مشخص نمود ، بدین ترتیب که یک نیم دایره روی زمین رسم میکنیم ،بطوریکه برآمدگی آن بطرف شمال باشد و آنرا به دوازده قسمت مساوی تقسیم میکنیم و از جهت مغرب به مشرق اعداد 6 الی 18 را می نویسیم و حتما عدد 12 بطرف شمال باشد، سپس شاخص نسبتا صافی را در مرکز دایره بصورت عمود در زمین فرو میکنیم ، سایه شاخص بطرف هر عددی که باشد ساعت تقریبی را به ما نشان میدهد.


جهت یابی در شب
بوسیله ستارگان صورت فلکی دب اکبر
برای جهت یابی در شب ، می توان از ستاره قطبی استفاده کرد.این ستاره به فاصله یک درجه در امتداد محور عالم و به طرف شمال قرار دارد. برای پیدا کردن ستاره قطبی باید از صورت فلکی دب اکبر(Ursa Major  ، Big Dipper  ، خرس بزرگ ، هفت برادران ، هفت اورنگ مهین ، آبگردان بزرگ ، یقلاوی یا ملاقه ای ) استفاده کرد . دب اکبر سومین صورت فلکی بزرگ آسمان محسوب میشود که از هفت ستاره تشکیل شده  و چهار ستاره دُبّه Dubbe، مِراق Merak ، فِخِذ Phecde و مِغرِز Megrez  ، تقریباً به شکل چهار ضلعی قرار گرفته اند و کاسه آبگردان را تشکیل داده و ستارگان قائد Alkaid ، عِناق Mizar ، و جَون Aloith ،ستارگان دسته آبگردان را تشکیل می دهند.اگر فاصله دو ستاره لبه آبریز آبگردان دبه و مراق (آلفا ، بتا )که بنامهای قراولان The Pointers معروفند را شش برابر در امتداد هم  بطرف جلو ترسیم کنیم به ستاره قطبی (جُدَی Polaris)می رسیم حال اگر رو به ستاره قطبی بایستیم روی ما بطرف شمال،پشت سر جنوب،سمت راست مشرق،وسمت چپ مغرب را به ما نشان میدهد .



بوسیله ستارگان صورت فلکی ذات الکرسی
برای جستجوی ستاره قطبی از صورت فلکی ذات الکرسی Cassiopeia  ، نیز میتوان استفاده کرد.این صورت فلکی بخاطر شکل M W  مانندش یکی از صورتهای فلکی بسیار آسان یاب آسمان است.اگر نیمساز زاویه ای که بازتر است را به اندازه پنج برابر یکی از اضلاع بطرف جلو هدایت کنیم به ستاره قطبی میرسیم .( صور فلکی دب اکبر و ذات الکرسی همیشه روبروی هم قرار دارند و حول محور ستاره قطبی در گردش هستند)

بوسیله ستارگان صورت فلکی جَبّار
صورت فلکی جبار( Orion ،شکارچی و بزرگ منش ) از آسان یاب ترین و باشکوه ترین صور فلکی آسمان محسوب می شوند . این صورت فلکی از تعدای ستاره تشکیل شده ویکی از جلوه های صورت فلکی جبار سه ستاره (دلتا ، اپسیلون ، زتا ) در کمربند آن است که با چهارستاره دیگرشکل علامت سئوال ، کاغذک ، وبادبادک را تشکیل میدهند . تک ستاره پائین جبارکه نقطه علامت سئوال ویا دم بادبادک را تشکیل میدهد جهت جنوب را مشخص میکند.(حرکت این صورت فلکی از مشرق به مغرب است و رؤیت آن از صبحگاه اواخر شهریور و تا شامگاه اوایل اردیبهشت ماه ادامه دارد)
  
بوسیله مجموعه ستارگان خوشه پروین
خوشه پروین Pleiades و هفت خواهران بصورت خوشه انگور و در سمت راست صورت فلکی جبار قرار دارد و با چشم غیر مسلح تعداد شش ستاره آن بنامهای (نیّرالثریا ، اطلس ،الکترا ، مائیا ، تحیه ، آستروپ ) قابل رؤیت میباشند و حداقل یکصد ستاره در بین این خوشه جای دارد که با چشم مسلح قابل دید میباشند . دم خوشه پروین از دو ستاره بنامهای اطلس و نیر الثریا تشکیل شده که جهت مشرق را به ما نشان میدهد.


بوسیله هلال ماه
ماه در اثر انعکاس نور خورشید میدرخشد ، لذا به کمک قسمت روشن ماه میتوان جهت تابش نور خورشید را معلوم کرد.ماه در نیمه اول زود طلوع و زود غروب میکند و در نیمه دوم دیر طلوع و دیر غروب میکند . اندکی بعد از هلال ماه نو یعنی در نیمه اول قوس روشن ماه رو به مغرب است و اگر خطی فرضی از بالای هلال تا پائین ان ترسیم کنیم حرف P   انگلیسی تشکیل میشود.در نیمه دوم ماه ، قوس روشن ماه رو به مشرق است هلال ماه حرف q  انگلیسی را تشکیل میدهد.
Untitled-1.jpg
Untitled-155.jpg
Untitled-15955.jpg
 

تیر اندازی با تفنگ ساچمه زنی

پستتوسط Shooter2 » دوشنبه خرداد ماه 9, 1390 8:45 am

هر تیرانداز یا شکارچی ، پس از خریدن یک تفنگ ساچمه زنی جدید برای آگاه شدن از الگوی پخش باید آن را بیازماید. در این آزمایش ، تیرانداز باید چند تیر را به سبک و روش معمول در تیراندازی هوازنی ( بدون نشانه گیری و نشانه روی دقیق ) به مرکز یک صفحه بزرگ کاغذ ، تیراندازی کند.

در این آزمایش ممکن است تیرانداز متوجه شود که مرکز الگوی پخش تفنگ ، بر مرکز صفحه کاغذ منطبق است و یا اینکه دریابد که مرکز الگوی پخش ، نسبت به مرکز هدف بالاتر یا پایین تر قرار دارد.
چنانچه مرکز الگوی پخش بر مرکز هدف منطبق باشد ، تفنگ یقینا با ویژگی های جسمی تیرانداز متناسب است و تیرانداز نیز اصول صحیح تیراندازی هوازنی را رعایت کرده است. لیکن اگر این دو مرکز بر هم منطبق نباشند یا تیرانداز روش صحیح نشانه روی هوازنی را بکار نبرده و یا قنداق تفنگ با ویژگی های جسمی اش متناسب نیست.
باید بدانیم که روش صحیح تیراندازی هوازنی اینست که تیرانداز باید بر خلاف روش تیراندازی با تفنگ گلوله زنی ، هر دو چشم خود را باز نگهدارد و با هر دو چشم ، درست از بالای لوله یا لوله های تفنگ به هدف نگاه کند و بدین ترتیب تفنگ را به سمت هدف روانه کند. لیکن چون هدف هوازنی متحرک است ، تیرانداز باید با چشمان خود هدف را بپاید و حرکاتش را دنبال کند و در عین حال لوله تفنگ را در امتداد دید خود نگهدارد.
برای اینکه لوله تفنگ از محور دید خارج نشود ، تیرانداز باید برای تعقیب هدف تمام نیم تنه بالایی خود را متناسب با جابجایی محور دیدش حرکت دهد تا تفنگ کماکان در امتداد محور دید وی باقی بماند و از سمت هدف منحرف نشود. اگر نیم تنه بالایی تیرانداز ثابت بماند و فقط دست های تیرانداز ، تفنگ را جابجا کنند ، تفنگ از هم محوری دید تیرانداز خارج گشته و تیرش به خطا خواهد رفت. نکته بسیار مهم این است که نیم تنه بالایی تیرانداز باید قابل انعطاف باشد و حرکات هدف باید با حرکت نیم تنه بالایی تعقیب شود نه با حرکت دست ها. چنانچه در شکل نشان داده شده است ، اگر چشم تیرانداز از محور لوله ( لوله ها ) قرار گیرد ، ساچمه ها به بالاتر از هدف اصابت خواهند کرد و اگر پایین تر از آن قرار گیرد ، ساچمه ها به زیر هدف اصابت خواهند کرد.
به طور کلی نشانه روی با تفنگ ساچمه زنی عبارت است از تعقیب هدف با هر دو چشم و وارونه کردن لوله تفنگ به سمت آن به وسیله حرکت یکپارچه دست ها و شانه ها. هنگامی که گونه تیراندازی روی شانه تفنگ و چشمش درست در امتداد لوله ( لوله ها ) قرار گرفته و محور دیدش با محور لوله ( لوله ها ) منطبق گردد ، تفنگ با نیم تنه بالایی تیرانداز یکپارچه می شود.

اگر تیرانداز تنها با حرکات دست ها و چرخش چشمان خود حرکات پرنده را تعقیب کند ، چشمهایش از روی محور لوله ( لوله ها ) خارج شده و یکپارچگی بدن و تفنگ از دست می رود و پیامد آن خطای تیر است. پس تیرانداز باید در حالی که حرکات پرنده را با چشمان خود تعقیب می کند ، تمام نیمه تنه بالایی را هم آهنگ با آن حرکت دهد تا محور دیدش در امتداد محور لوله ( لوله ها ) باقی بماند.
شکارچیان تازه کار ، ولو اینکه تیرانداز خوبی باشند ، در اثر هیجانی که بر اثر پر زدن ناگهانی پرنده به آنها دست می دهد ، دستپاچه می شوند ، همه فنون و رموز کار را فراموش می کنند و اغلب قبل از اینکه تفنگ را کاملا بالا بیاورند ، به پرنده تیراندازی می کنند و تیرشان به خطا می رود.
گرچه شکارچی فقط در اثر ممارست در شکار ، به مهارت در هوازنی پرندگان دست می یابد ، لیکن درست نیست که شکارچیان در تیراندازی هوازنی تمرین نکند. بر عکس باید تا آنجا که ممکن است تیراندازی به هدف های پرنده بی جان را تمرین کند. بهترین و فنی ترین نوع اینگونه تمرین ها ، طی دوره های آموزشی و تمرین در میادین تیر کبوتر گلی ( تراپ و اسکیت ) است.
چنانچه این امکانات در دسترس نباشد ، از وسایل ساده تر می توان بهره جست. مثلا شکارچی می تواند در فصول بهار و ایامی که شکار پرنده مجاز نیست ، از دوستش بخواهد که در پشت سرش بایستد و قوطی کنسرو و یا نوشابه فلزی را از روی شانه راست یا چپ وی به جلو پرتاب کند و شکارچی با تیراندازی به این اشیا پرنده ، تیراندازی هوازنی را تمرین کند.
در این تمرین ، ابتدا باید سعی کند شیء پرتاب شده را در حال اوج گیری بزند و پس از اینکه در این کار به حد کافی ورزیده شد ، سعی کند آن را در مسیر سقوطش بزند. در مراحل بعد باید از دوستش بخواهد تا از فاصله سی متری جلوتر از محل استقرار اش ، از سمت راست یا چپ ، عمود بر محور تیراندازی پرتاپ کند.
در تیراندازی به هدف های پرنده ای که در مسیر عمود بر محور تیراندازی حرکت می کنند ، مسئله پیشگیری اهمیت می یابد. اینکه چقدر باید پیشگیری کرد ، مسئله ای بسیار پیچیده است. البته می توان سرعت پرواز پرندگان مختلف را از مدارکی که دراین زمینه منتشر شده ، به دست آورد. لیکن تخمین سرعت پرنده هدف و اینکه از حداکثر سرعت پروازش سود جسته یا با سرعتی کمتر در پرواز است ، در زمانی بسیار کوتاه ، امری است تقریبا محال و اگر شکارچی بخواهد خود را با چنین محاسباتی در گیر کند ، فرصت تیراندازی به هدف را از دست خواهد داد.
پیشگیری عبارت است از فاصله ای که تیرانداز به نقطه ای واقع در جلو هدف تیراندازی می کند تا در لحظه ای که ساچمه ها مسافت تیرانداز تا مسیر حرکت هدف را طی کرده اند ، هدف نیز به آن نقطه برسد. یا به عبارت دیگر ، الگوی پخش ساچمه و مسیر پرواز هدف در یک لحظه با یکدیگر تلاقی کنند.
در مورد تیراندازی به هدف هایی که از پیش پای تیرانداز پر کشیده ، مستقیما یا تقریبا به خط مستقیم از او دور می شوند. یا هدف هایی که از روبرو به سمت تیرانداز پرواز می کنند ، نیاز چندانی به پیشگیری نیست. کافی است که تیرانداز با در نظر گرفتن مسیر پرواز هدف ، چنانچه لازم باشد کمی به پایین یا بالاتر از پرنده تیراندازی کند.
پیشگیری لازم برای تیراندازی به هدفی که در مسیر عمود بر محور تیراندازی حرکت می کند ، چگونه باید صورت پذیرد؟
ساده ترین ، موثر ترین و عملی ترین راه کار این است که تیرانداز پس از بالا آوردن تفنگ ، یکپارچه کردن آن با نیم تنه بالایی و هم محور کردن دید چشمانش با لوله ( لوله ها ) مسیر پرنده را از هدف جلوتر ببرد و بدون متوقف کردن حرکت تفنگ ، ماشه را بچکاند.
این حرکات و اعمال باید دقیقا هم آهنگ با یکدیگر صورت پذیرند. مسئله ادامه حرکت تفنگ به هنگام کشیدن ماشه از سایر نکات مهم تر است. اغلب مشاهده می شود که فردی به زعم خود ، همه اصول را در تیراندازی به هدفی متحرک ، رعایت می کند لیکن باز هم بیشتر تیرهایش به خطا رفته و پیشرفت محسوسی ندارد. به احتمال قوی دلیل این عدم پیشرفت متوقف کردن حرکت تفنگ در لحظه کشیدن ماشه و یا خارج شدن دید تیرانداز از محور لوله ( لوله ها ) است.
در مورد پیشگیری آخرین توصیه این است که :
میزان پیشگیری لازم را تخمین بزنید ، آنرا دو برابر کنید ، حرکت تفنگ را متوقف نکنید و ماشه را بکشید و باز هم حرکت تفنگ را ادامه دهید.
اجازه بدهید موضوع را بیشتر و دقیق تر مورد بررسی قرار دهیم. چنانچه شکارچی همیشه بتواند به نقطه تیراندازی کند که در لحظه رسیدن ساچمه ها به آن نقطه پرنده نیز در همان نقطه باشد ، دلیلی برای خطا رفتن تیرش وجود نخواهد داشت. پس چنانچه بخواهید بهترین تیرانداز هوازنی جهان بشوید ، این است همه آن چیزی که باید انجام دهید. افسوس که این کار آسانی نیست. چارلز اسکینز ( از استادان ماهر فن هوازنی ) در یکی از نوشته های خود این مطلب را چنین تشریح کرده است : « اگر پرنده ها همیشه در یک سمت معین و به خطی مستقیم همانند حرکت یک پیکان ، پرواز می کردند و شکارچی می توانست زاویه پرواز و سرعت پرنده را با دقت کامل اندازه گیری کند و در عین حال خود نیز در حرکاتش از دقتی ماشینی برخوردار بود ، من دلیلی برای عدم موفقیت دائمی او نمی یافتم ».
همه گیر کار در همین اگر هاست. نه پرنده چنان می پرد و نه شکارچی چنین است. متغیر ها همیشه در تغییراند و حل معادله را که در تئوری بسیار آسان به نظر می رسد ، در عمل بسیار مشکل می سازند و این همان چیزی است که تکنیک هوازنی را به صورت یک هنر کلاسیک در می آورد که هیچگاه برای شکارچیان تازه کار و شکارچیان قدیمی و حرفه ای کسل کننده نمی شود و هیچکس هیچگاه نمی تواند در این فن ، به مهارت مطلق دست یابد.
چنانچه متغیرهای مهمی چون سرعت ، عدم یکنواختی مسیر و جهت پرواز هدف و توانایی شکارچی در انجام حرکات معین با دقت و نظمی خاص را ندیده بگیریم ، باز هم دو معضل مهم باقی می ماند که عبارتند از عدم امکان ماشینی کردن جسم انسان و ضعف و ناتوانی بارز او در ایجاد یک کار تیمی دقیق بین مغز ، اعصاب و عضلاتش.
بنابراین صرف نظر از اینکه شکارچیان تا چه حدی این تئوری ها را بررسی کرده و فراگرفته باشد ، مادام که این تئوری ها را در صحرا و بیابان عملا تمرین نکرده باشد محال است به مهارت بالایی دست یابد.
شکارچی بایستی این فنون نظری را به صورت عادی تمرینی درآورد. تا آنجا که حرکاتش به شکل اعمال نیمه غریزی در آید. پس آنگاه می توان از او انتظار داشت بتواند بلدرچینی را که ناگهان از زیر پایش پر کشیده یا اردک سرسبزی را که با سرعت 21 متر در ثانیه ، عمود بر محور تیرش در پرواز است ، بزند.
برای زدن یک هدف پرنده ، نباید تفنگ را به نقطه ای در مسیر پرواز هدف روانه کنید و منتظر رسیدن هدف به آن نقطه شوید ، بلکه باید به محض مشاهده برخاستن هدف از زمین ، پای محور را به جلو بگذارید ، قنداق تفنگ را به شانه ببرید ، گونه را روی شانه قنداق تفنگ قرار دهید ، بدن و تفنگ را یکپارچه کنید ، با هر دو چشم باز درست از روی لوله ( لوله ها ) ، تفنگ را به نقطه ای که در وهله اول هدف را دیده اید روانه سازید و سپس بیش از سرعت هدف ، مسیر حرکت آن را دنبال کنید ، به هدف برسید ، از آن جلو بزنید و بدون متوقف یا کند کردن حرکت تفنگ ، ماشه را سریعا بکشید و تا سقوط پرنده ، حرکت تفنگ را ادامه دهید.
تاکنون چند بار توصیه کرده ام که پس از کشیدن ماشه نیز حرکت تفنگ را ادامه دهید. علت این توصیه این است که چنانچه به این کار عادت کنید ، در لحظه کشیدن ماشه ، حرکت تفنگ را متوقف نخواهید کرد و درنتیجه صرفنظر از کند یا سریع بودن عکس العمل عصبی تان ، شما به نقطه ای در جلو تر از هدف تیراندازی خواهید کرد و این سبب خواهد شد تا چنانچه پیشگیری شما درست باشد ، ساچمه ها و پرنده در یک لحظه به نقطه ای معین برسند و در واقع الگوی پخش ساچمه ها و مسیر پرنده در یک لحظه با یکدیگر تلاقی کنند. اگر حرکت تفنگ را در لحظه کشیدن ماشه متوقف کنید ، بسته به کندی یا سرعت واکنش عصبی تان از 0.01 تا 0.04 ثانیه از حرکت هدف عقب می مانید. بنابراین چنانچه هدف اردکی باشد که با سرعت 29 متر در ثانیه در حرکت باشد و سرعت واکنش عصبی شما 0.02 باشد ، در موقع کشیدن ماشه به جای تیراندازی به هدف ، حدود 6 سانتیمتر به عقب آن تیراندازی خواهید کرد و تردیدی نیست که تیر شما به احتمال قوی یا خطا خواهد رفت و یا پرنده را زخمی خواهید کرد.
برای اینکه بتوانید تخمین بزنید که چقدر باید به جلوی هدف تیراندازی کنید یا به عبارت دیگر چقدر باید پیشگیری کنید ، لازم است بدانید که سرعت پرواز ساچمه تفنگ ساچمه زنی در حدود 420 متر در ثانیه است و در عین حال سرعت پرواز اردک جره 29 متر در ثانیه ، سرعت پرواز غاز 25 متر در ثانیه ، سرعت پرواز اردک سر سبز و بلدرچین 21 متر در ثانیه و سرعت پرواز باقرقره و کبک حدود 15 متر در ثانیه است.
پس اگر شکارچی حرکت دست و تفنگ را در حین کشیدن ماشه متوقف سازد و بدین ترتیب تاثیر تاخیر واکنش عصبی خود را متوقف سازد و یا به حداقل برساند ، برای تخمین میزان پیشگیری لازم ، کافی است در هر مورد مسافت خود تا هدف را تخمین بزند ، سرعت پرواز ساچمه را بر سرعت پرواز هدف را بدست آورد ، مسافت خود تا هدف را به این نسبت تقسیم کند تا به پیشگیری لازم دست یابد. برای روشن شدن مطلب به مثال زیر توجه فرمایید :
فرض کنید غازی با سرعت 25 متر در ثانیه در مسیری عمود بر محور تیر شما و در مسافت 35 متری در پرواز است برای برآورد کردن میزان پیشگیری لازم باید به این ترتیب عمل کنید :
( نسبت سرعت حرکت ساچمه به سرعت پرواز غاز 16 برابر ) 16 = 25 ÷420
( میزان پیشگیری لازم حدود 2/2 متر ) 18/2 = 16÷35
برای موفقیت در هوازنی باید ویژگی های پرنده مورد نظر را بدانید ، سرعت پرواز پرنده را تحت شرایط مختلف مانند وضع معمولی ، به هنگام ترس ، با باد موافق ، با باد مخالف ، زاویه پرواز نسبت به محور تیر و غیره را در نظر بگیرید. اما در عمل در تیراندازی هوازنی در بسیاری از موارد ، فرصتی برای این محاسبات و ملاحظات وجود ندارد. بنابراین یکبار دیگر شیوه صحیح تیراندازی به هدف پرنده را بدین شرح خلاصه می کنم :
پای محور را به جلو بگذارید ، وزن بدن را به روی این پا منتقل کنید ، تفنگ را به شانه بیاورید ، گونه را بر شانه قنداق قرار دهید ، با هر دو چشم باز تفنگ را به نقطه ای که در وهله نخست پرنده را دیده اید روانه کنید ، مسیر پرواز هدف را با تفنگ تعقیب کنید ، از پرنده جلو بزنید ، بدون متوقف یا کند کردن حرکت تفنگ ، ماشه را سریعا بکشد ، به حرکت تفنگ تا هنگام سقوط هدف ادامه دهید. اگر به انجام این عمل عادت کنید و به حد کافی آن را تمرین کنید ، در شکار ناموفق نخواهید بود و درصدی از تیرهای شما به هدف اصابت خواهد کرد که به موازات تمرین و کسب تجربه بیشتر ، این درصد ، به تدریج بالاتر می رود.
در اینجا لازم است نظر شما را به این نکته جلب کنم که تکنیکی که در بالا تشریح شد ، بیشتر در شیوه متداول در شکار پرندگانی چون کبک ، بلدرچین ، تیهو ، قرقاول ، دراج و نیز تیراندازی تمرینی در رشته اسکیت کاربرد دارد.
در مورد شکار پرندگان آبزی و سایر پرندگانی که تیراندازی به آنها از داخل کومه و از کمینگاه صورت می پذیرد ، چون شکارچی از مسافتی نسبتا دور پرنده را می بیند و سرعت پرواز ، مسیر و جهت حرکتش را می تواند تخمین بزند ، فرمول پیشگیری بیان شده در سطور قبل ، عملا قابل اجرا است.
تکنیکی که در این شیوه هوازنی پیشنهاد می شود این است که شکارچی باید به محض مشاهده پرنده از مسافت دور ، تفنگ را به شانه بیاورد ، با تخمین میزان پیشگیری لازم ، خط نشانه را به همان اندازه در جلو پرنده هدف قرار دهد ، سرعت حرکت تفنگ را با سرعت پرواز پرنده هم آهنگ کرده و میزان پیشگیری را ثابت نگهدارد. پس از اینکه پرنده به تیر رس رسید ، بدون کند یا متوقف کردن حرکت ، ماشه را سریعا بکشد و به حرکت تفنگ تا سقوط پرنده ادامه دهد. در این تکنیک بهتر این است که شکارچی ، شک و تردید را کنار بگذارد ، فرصت را از دست ندهد تفنگ را چنانچه در بالا گفته شد به سمت پرنده روانه کند و به موقع از توی کومه بلند شود و خود را به شکار نشان دهد.
طبیعی است که پرنده به محض دیدن شکارچی به یک مانور پروازی می پردازد پس شکارچی باید کاملا آماده باشد تا حرکت تفنگش را با این مانور هم آهنگ سازد. هیچکس نمی تواند حدس بزند که پرنده چه مانوری می دهد و شکارچی چه باید بکند. قدر مسلم این است که شکارچی باید خودش را به « موقع » در معرض دید پرنده قرار دهد و برای واکنش سریع در برابر مانور غیر قابل پیش بینی پرنده ، آمادگی روحی و جسمی داشته باشد ، تا احتمالا موفق شود. مهمترین عامل در اینجا به موقع برخاستن است. نه لحظه ای زودتر و نه آنی دیرتر. اما این که « به موقع » چه موقعی است؟ پاسخی ندارد. شکارچی خود باید در عمل و تجربه به این « به موقع » دست یابد. آنقدر تمرین کند تا در چند درصد از مواقع « به موقع » خود را ظاهر کند.
« به موقع » صحیح ، موقعی است که شکارچی موفق به زدن هدف می شود.پایان

ادامه تفسیر سوره 33

 

آیه 70 = سخن حق بگویید تا اعمالتان اصلاح شود . این آیه به دنبال بحث هایی که در باره

شایعه پراکنان و موذیان بد زبان گذشت دستوری صارد می کند که در حقیقت درمان این

درد بزرگ اجتماعی است می گوید ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی پیشه کنید وسخن

حق بگوئید قول سدید سخنی است که هم چون یک سد محکم جلو امواج فساد و باطل را

می گیرد

آیه 71= این آیه نتیجه قول سدید و سخن  حق را چنین بیان می کند تا کارهای شما را اصلاح

کند و گناها نتان را را بیامرزد . در حقیقت تقوا پایه اصلاح زبان و سرچشمه گفتار حق است و

گفتار حق یکی از عوامل موثر اصلاح عمل است و اصلاح عمل سبب آمرزش گناهان است .

در پایان می افزاید هر کس اطاعت الله ورسولش را کند به رستگاری و پیروزی عظیمی می رسد

چه رستگاری از این بالاتر که اعمال انسان پاک شود و گناهانش بخشیده شود ودر پیشگاه الله

روسفید شود

آیه 72= حمل امانات الهی بزرگترین افتخار الهی است مسائل مهمی را که در این سوره در

زمینه ایمان عمل صالح و جهاد وایثار و عفت وادب و اخلاق آمده است تکمیل می کندو نشان

می دهد که انسان چگونه دارای موقعیت بسیار ممتازی است که میتواند حامل رسالت عظیم

الهی باشد نخست بزرگترین و مهم ترین امتیاز انسان را بر تمام جهان خلقت بیان کرده می گوید

ما امانت ( تعهد و تکلیف وو لایت الهیه ) را بر آسمان ها وزمین و کوهها عرضه داشته ایم

اما آنها موجودات عظیم و بزرگ عالم خلقت از حمل آن سر بر تافتند واز آن هراسیدند

بدیهی است ابا کردن آنان ازسر استکبار نبود بلکه ابا کردن آنها توام با اشفاق یعنی ترس

وهراس آمیخته با توجه وخضوع بود و اما انسان این اعجوبه عالم آفرینش جلو آمد و

آن را بر دوش کشیده ولی افسوس که او بسیار ظالم و جاهل بود چون قدر این مقام

عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد امانت الهی همان قابلیت تکامل به صورت نا محدود

آمیخته با اراده و اختیار ورسیدن به مقام انسان کامل وبنده خاص الله و پذیرش ولایت

الهیه است اما منظور از عرضه داشتن این امانت به آسمان ها وزمین و کوهها همان

مقایسه نمودن است یعنی هنگامی که این امانت با استعداد آنها مقایسه شد آنها به زبان

حال واستعداد عدم شایستگی خویش را برای پذیرش این امانت بزرگ اعلام کردند

به این ترتیب آسمان ها وزمین و کوهها همه با زبان حال فریاد کشیدند که حمل این امانت

از عهده ما خارج است ولی انسان آن چنان آفریده شده بود که می توانست تعهد و

مسئولیت را بر دوش کشدو ولایت الهیه را پذیر ا شود و در جاده عبودیت و کمال به

سوی معبود لا یزال سیر کند و این راه را با پای خود و با استمداد از الله بسپرد

البته این پذیرش یک پذیرش قرار دادی و تشریفاتی نبوده بلکه پذیرشی است تکوینی

بر حسب عالم استعداد

اما توصیف انسان به ظلوم و جهول به خاطر فراموش کاری غالب انسان ها وظلم کردن

بر خودشان و عدم آگاهی از قدر ومنزلت آدمی است همان کاری که از آغاز در نسل

آدم به وسیله قابیل و خط قا بیلیان  شروع شد و هم اکنون نیز ادامه دارد

آیه 73= این آیه در حقیقت بیان علت عرضه این امانت به انسان است بیان این واقعیت

است که افراد انسان بعد از حمل این امانت بزرگ الهی به سه گروه تقسیم شدند منافقان

ومشرکان و مومنان و می فرماید هدف این بوده که الله مردان  منافق و زنان منافق و

مردان مشرک و زنان مشرک را عذاب کند و کیفردهد ونیز الله بر مردان با ایمان وزنان

با ایمان رحمت فرستد و الله آمرزنده مهربان است .پایان

 

 

فضیلت سوره 33: این سوره 73 آیه دارد و هر کس آن را بخواند در قیامت در جوار سید ابرار

ئوازواج اطهار اوباشد اگر دختری در خانه مانده باشد این سوره را بر ورق پوست آهو

نویسند و در حلقه نهاد سر آن را محکم بسته و درخانه دختر پنهان کنند او را شوهر پیدا

شود ونیز انا فتحتا را تا عزیزا حکیما با زعفران بر جامه دختر نویسند و و سوره کهیص را

نوشته و در آب بشویند و آبش را برسر دختر ریزند مطلب حا صل شود خواننده سوره از

عذاب قبر هم در امان است پایان

ذکر نا یاب

 

ذکر های نایاب

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جهت قرب الهی این ذکر ها را تقدیم می دارم با این تذکرات:

خواص ذکر:

1= وسیله حصول رضای الله

2= شیطان رانده شده وقدرت او از بین می رود

3= باعث حفاظت زبان از غیبت و سخن چینی و دروغ گویی و بد گویی

4= وسیله نجات از عذاب الهی

5= ذکر کننده دائم خندان وارد بهشت می شود

6= موثرترین وسیله برای علا ج بیماری های قلبی

7= انسا ن را از خواب غفلت بیدار می کند

8= با اینکه آسان ترین عبادات است اما افضل ترین عبادات است

9= باعث جذب نعمت و دفع نقمت می شود

10= یکی ازدرواز ه های بهشت مخصوص ذاکرین است

11= ذکر اصل اصول تصوف است که با ز شدن دروازه ذکر برایش بازشدن

دروازه رسیدن  به الله است

12= ذاکر وهر کس که کنارش است هر دو سعادتمند می شوند

13= وقتی در آسایش وراحتی ذکر بگوید در زمان سختی ومصیبت به یاد اوست

14= اگر با ذکر گریه نیز نصیب وی شود در گرمای شدید و تپش روز قیامت وقتی

هر شخص دررصحرای قیامت بی قرار است در زیر سایه عرش الهی قرار می گیرد

15= در دل انسان نوعی قساوت وجود دارد که جزبا ذکر با هیچ چیز دیگری نرم

نمی شود

16= باعث آرامش قلبی می شود

متن و ترجمه دعای موسوم به حج ماه رمضان:
 
اللَّهُمَّ إِنِّي بِكَ وَ مِنْكَ أَطْلُبُ حَاجَتِي‏
 
خدايا من بوسيله تو و از لطف تو حاجتم را مى طلبم
 
وَ مَنْ طَلَبَ حَاجَةً إِلَى النَّاسِ فَإِنِّي لاَ أَطْلُبُ حَاجَتِي إِلاَّ مِنْكَ وَحْدَكَ لاَ شَرِيكَ لَكَ‏
 
و هر كس از خلقت حاجت مى‏ طلبد بطلبد من از غير تو حاجت نمى ‏طلبم تو يكتايى و شريك براى تو نيست
 
وَ أَسْأَلُكَ بِفَضْلِكَ وَ رِضْوَانِكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ‏
 
و درخواست مى ‏كنم به فضل تو و خشنوديت كه درود فرستى بر محمد (ص) و اهل بيتش
 
وَ أَنْ تَجْعَلَ لِي فِي عَامِي هَذَا إِلَى بَيْتِكَ الْحَرَامِ سَبِيلاً حِجَّةً مَبْرُورَةً مُتَقَبَّلَةً
 
و مرا امسال از حاجيان بيت الحرامت قرار دهى كه حجشان نيكو و مقبول و پاكيزه
 
زَاكِيَةً خَالِصَةً لَكَ تَقَرُّ بِهَا عَيْنِي وَ تَرْفَعُ بِهَا دَرَجَتِي‏
 
و خالص براى توست كه به آن حج در قيامت ديده ‏ام روشن و درجه ‏ام رفيع گردد
 
وَ تَرْزُقَنِي أَنْ أَغُضَّ بَصَرِي وَ أَنْ أَحْفَظَ فَرْجِي وَ أَنْ أَكُفَّ بِهَا عَنْ جَمِيعِ مَحَارِمِكَ‏
 
و نيز روزيم گردان كه چشم از حرام بپوشم و عفت خود حفظ گردانم و از جميع آنچه حرام كرده ‏اى خود را نگاه دارم
 
حَتَّى لاَ يَكُونَ شَيْ‏ءٌ آثَرَ عِنْدِي مِنْ طَاعَتِكَ وَ خَشْيَتِكَ وَ الْعَمَلِ بِمَا أَحْبَبْتَ وَ التَّرْكِ لِمَا كَرِهْتَ وَ نَهَيْتَ عَنْهُ‏
 
تا در عالم چيزى محبوب‏تر نزد من از طاعت و خشيت تو و عملى كه محبوب توست و ترك آنچه ممنوع و ناپسند توست نباشد
 
وَ اجْعَلْ ذَلِكَ فِي يُسْرٍ وَ يَسَارٍ وَ عَافِيَةٍ وَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَ‏
 
و اين كار را بر من سهل و آسان و راحت گردان و سهل عطا كن هر چه به من انعام فرمودى
 
وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِي قَتْلاً فِي سَبِيلِكَ تَحْتَ رَايَةِ نَبِيِّكَ مَعَ أَوْلِيَائِكَ‏
 
و از تو اى خدا درخواست مى ‏كنم كه وفات مرا كشته شدن در راه خود قرار دهى زير پرچم دين پيغمبرت با اولياء و دوستانت
 
وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَقْتُلَ بِي أَعْدَاءَكَ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِكَ‏
 
و باز از تو مى ‏طلبم كه به دست من دشمنانت را و دشمنان رسولت را به قتل رسانى
 
وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُكْرِمَنِي بِهَوَانِ مَنْ شِئْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَ لاَ تُهِنِّي بِكَرَامَةِ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ‏
 
و از تو مى ‏طلبم كه مرا گرامى كنى ‏به خوار كردن هر كه را از خلقت بخواهى و خوارم نگردانى به گرامى كردن احدى از اولياء و دوستانت
 
اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً حَسْبِيَ اللَّهُ مَا شَاءَ اللَّهُ‏
 
بارالها مرا با رسولت همراه ساز خدا مرا كفايت است هر چه خواست خداست نيكو است.

دعای ابی دجانه برای دفع جن:

سم الله الرحمن الرحیم

هذا کتابُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللهِ رَبِّ العَالَمینَ اِلی مَن طَرَقَ الدّارَ مِنَ العُمارِ وَ الزُوّارِ اِلّا طارِقاٌ یَطرُقُ بِخَیرٍ اَما بَعدُ فَاِنَّ لَنا وَلَکُم فِی الحَقِّ سَعَهً فَاِن تَکُ عاشِقاً مُولِعاً اَو فاجِراً مُقتَحِماً فَهذا کِتابُ اللهِ یَنطِقُ عَلَینا وَ عَلَیکُم بالحَقِّ اِنُا کُنّا نَستَنسِخُ ما کُنتُم تَعملَونَ وَرُسُلُنا یکتُبُونَ ما تَمکُرُونَ اُترُکُوا صاحِبَ کَِتابی هذا و انطَلِقوا اِلی عَبَدَهِ الاَصنامِ وَ اِلی مَن یَزعَمُ اَنَّ مَعَ اللهِ اِلهاً اخَرَ لا اِلهَ اِلا هُوَ کُلُّ شَی ء هالَکٌ اِلا وَجهَهُ لََهُ الحُکمُ وَ اِلَیهِ تُرجَعُونَ حم لا یُنصَرونَ حمعسق تَفرَّقَت اَعداءُ اللهِ وَ بَلَغَت حُجَّهُ اللهِ وَ لا حَولَ وَلا قُوَّهَ اِلا بِااللهِ العلی العظیم فَسَیَکفیکَهُمُ اللهُ وَ هُوَ السَّمیعُ العَلیمُ

 

 

دعایی برای غلبه بر وحشت، ترس و اضطراب

دعای ذيل به جهت غلبه بر ترس و دلهره است. چنانچه ترس و اضطراب بي مورد همراه با دلهره و دلشوره بر انسان غلبه كند و علت مشخص يا نامشخصي داشته باشد و يا اينكه انسان احساس عجيبي از نا امني را داشته باشد همواره بايد از خداوند جل جلاله استعانت بجويد. دعائي كه ذكر ميشود براي غلبه بر وحشت و ترس در شب يا روز و از اين قبيل است و خصوصا در افزايش جرات و شجاعت در تنهائي و نيز در مقابل دشمنان، بسيار موثر و مجرب است.

***

روايت شده كه شخصى خدمت حضرت صادق عليه السلام شكايت از وحشت كرد حضرت فرمود آيا خبر ندهم شما را به چيزى كه اگر بگوئيد آن را وحشت نخواهيد كرد در شب و نه در روز .

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ اِنَّهُ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللَّهَ بالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْئٍ قَدْراً اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى كَنَفِكَ وَ فى جِوارِكَ وَاجْعَلْنى فى اَمانِكَ وَ فى مَنْعِكَ.

روايت شده كه مردى سى سال اين را مى خواند شبى آن را ترك كرد عقرب او را در آن شب گزيد.

 

دعای مجرب مشکل گشایی

از تعقيبات مهم جهت برآورده شدن حوايج، آن است كه وقتى از نماز فراغت پيدا كرد، بخواند دعايى را كه ادريس

أَللّهُمَّ، إِنّى أَدينُكَ بِطاعَتِكَ وَ وِلايَتِكَ وَ وِلايَةِ رَسُولَكِ وَ وِلايَةِ الاَْئِمَّةِ مِنْ أَوَّلِهِمْ وَ [يا: إِلى‏] آخِرِهِمْ.

و همه ائمه [(عليهم‏ السلام)] را يكايك نام مى‏برى، سپس مى‏گويى:

أَللّهُمَّ، أَدينُكَ بِطَاعَتِهِمْ وَ وِلايَتِهِمْ وَ الرِّضا بِما فَضَّلْتَهِمْ بِهِ غَيْرَ مُتَكَبِّرٍ [يا: مُنْكِرٍ] وَ لا مُسْتَكْبِرٍ عَلى مَعْنى ما أَنْزَلْتَ فى كِتابِكَ عَلى حُدُودِ ما أَتانا فيهِ وَ مالَمْ يَأْتِنا، مُؤْمِنٌ مُعْتَرِفٌ مُسَلِّمٌ بِذلِكَ، راضٍ بِما رَضيتَ بِهِ، يارَبِّ، أُريدُ بِهِ [وَجْهَكَ الْكَريمَ وَ] الدّارَ الْآخِرَةَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إِلَيْكَ فيهِ، فَأَحْيِنى عَلى ذلِكَ وَ أَمِتْنى إِذا أَمَتَّنى عَلى ذلِكَ، وَ ابْعَثْنى عَلى ذلِكَ. وَ إِنْ كانَ مِنّى تَقْصيرٌ فيما مَضى، فَإِنّى أَتُوبُ إِلَيْكَ، وَأَرْغَبُ إِلَيْكَ فيما عِنْدَكَ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنى بِوِلايَتِكَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ، وَ لا تَكِلْنى إِلى نَفْسى طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً وَ لا أَقَلَّ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ، إِنَّ النَّفْسَ لاََمّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلّا ما رَحِمْتَ، يا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ، وَ أَسْأَلُكَ بِحُرْمَةِ وَجْهِكَ الْكَريمِ وَ بِحُرْمَةِ اسْمِكَ الْعَظيمِ وَ بِحُرْمَةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله على و آله و سلم) وَ بِحُرْمَةِ أَهْلِ بَيْتِ رَسُولِكَ (عليهم‏السلام) و آن بزرگواران را [يك به يك‏] نام مى‏برى – أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْ تَفْعَلُ بى كَذا وَ

دعای رزق و روزی زیاد

آيات شريفه ذيل برای باز كردن رزق و روزی كساني است كه رزق و روزيشان بسته شده و يا مورد چشم زخم و نظر قرار گرفته است. اين آيات به اذن و اراده باريتعالی، وسعت دهنده رزق و روزی و خنثی كننده و از بين برنده اثر چشم زخم و نظر و هر گونه سحر و طلسمی است كه موجب بسته شدن رزق و روزی است .

اين آيات را بخواند و يا بنويسد و با خود به همراه داشته باشد:

(وَمَا مِن دَآبّةٍ فِي الأرْضِ إِلاّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلّ فِي كِتَابٍ مّبِينٍ) [هود:6]

( إِنّ رَبّكَ يَبْسُطُ الرّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقْدِرُ إِنّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيراً بَصِيراً) [الإسراء:30]

( وَفِي السّمَآءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ*فَوَرَبّ السّمَآءِ وَالأرْضِ إِنّهُ لَحَقّ مّثْلَ مَآ أَنّكُمْ تَنطِقُونَ) [الذاريات:22-23]

( مّا يَفْتَحِ اللّهُ لِلنّاسِ مِن رّحْمَةٍ فَلاَ مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلاَ مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) [فاطر:2]

(وَالضّحَىَ * وَاللّيْلِ إِذَا سَجَىَ * مَا وَدّعَكَ رَبّكَ وَمَا قَلَىَ * وَ لَلآخِرَةُ خَیْرٌ لَّكَ مِنَ الأُولَى‌ * وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبّكَ فَتَرْضَىَ * أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوَىَ * وَوَجَدَكَ ضَآلاّ فَهَدَىَ * وَوَجَدَكَ عَآئِلاً فَأَغْنَىَ * فَأَمّا الْيَتِيمَ فَلاَ تَقْهَرْ * وَأَمّا السّآئِلَ فَلاَ تَنْهَرْ * وَأَمّا بِنِعْمَةِ رَبّكَ فَحَدّثْ).

ادامه ذکر نایاب

دعای گنج العرش 

در بعضی از کتب این دعا از حضرت رسول صلی الله علیه و آله نقل و برای آن خواص و 

 اثرات فراوانی نوشته اند و از آن جمله اینست: به خواننده ایندعا حضرت حقتعالی سه 

 چیز مرحمت فرماید: اول برکت در روزی ،دوم از غیب روزی او میرسد ، سوم دشمن او  

نابود می شود و هر کس آن را بخواند و یا بنویسد و پیش خود نگه دارد از شرّ شیطان و  

بلیّات زمین و آسمان محفوظ ماند و اگر کسی این دعا را هر روز ورد خود کند و به شخص 

 بیماری که اطباء از معالجه ی او نا امید شده اند بدمد خداوند عالم از فضل خود او را  

شفای عاجل عنایت فرماید و اگر کسی دارای اولاد نمی شود این دعا را با مشک و  

زعفران بنویسد و سی روز نزد خود نگاه دارد خداوند عالم او را اولاد کرامت فرماید و امید  

است که دارنده ی ایندعا در روز قیامت درجه و مقام عالی داشته باشد از خواص این دعا  

به همین مقدار اکتفا میشود . 

بَسْم اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمْ

لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبحانَ الْمَلِکِِ الْقُدُّوسِ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ سُبْحانَ الْعَزیزِ الْجَبّار لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ 

 الرَّؤُفِ الرَّحیم لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْغَفُورِ الرَّحیمِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْکَریمِ الْحَکیمِ لا اِلهَ  

اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْقَویَّ الْوَفّی لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ اللَّطیفِ الْخَبیر لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الصَّمَدِ 

 الْمَعْبُودِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْغَفُورِ الْوَدُودِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْوَکیلِ الْکَفیلِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ  

سُبْحانَ الرَّقیبِ الْحَفیظِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الدّائِمِ الْقائِمِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْمُحْیِ  

الْمُمیتِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْحَیَّ الْقَیُّومِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْخالِقِ الْبار‍ِی     لا اِلهَ اِلاّ  

اللهُ سُبْحانَ الْعَلِیَّ الْعَظیمِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْواحِدِ الْأحَدِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْمُؤمِنِ  

الْمُهَیْمِنِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْحَسیبِ الشَّهیدِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْحَلیمِ الْکَریمِ لا اِلهَ  

اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الأوَّلِ الْقَدیمِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الأوَّلِ الآخِرِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الظّاهِرِ  

الْباطِنِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْکَبیرِ الْمُتَعالِ    لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْقاضِیِ الْحاجاتِ لا اِلهَ  

اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظیمِِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ 

 رَبّیَ الْأعْلی لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْبُرْهانِ الْسُلْطانِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ السَّمیعِ الْبَصیرِ 

 لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْواحِدِ الْقَهّارِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْعَلیمِ الْحَکیمِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ 

 السَّتّارِ الْغَفّارِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الرَّحْمنِ الدَّیانِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْکَبیرِ الْأکْبَرِ لا اِلهَ 

 اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْعَلیمِ الْعَلاّامِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الشَافِی الْکافی لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ  

الْعَظیمِ الْباقی لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الصَّمَدِ الْأحَدِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْأرْضِ وَ السَّمواتِ 

 لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْخالِقِ الرَّزاقِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْفَتّاحِ الْعَلیمِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ 

 الْعَزیزِ الْغَنِیَّ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْغَفُورِ الشَّکُورِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْعَظیمِ الْعَلیمِ لا اِلهَ  

اِلاّ اللهُ سُبْحانَ ذِی الْمُلْکِ وَ الْمَلَکُوتِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ ذِی الْع‍ِزَّهِ وَ الْعَظَمَهِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ  

سُبْحانَ ذِی الْهَیْبَهِ وَ الْقُدْرَهِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ ذِی الْک‍ِبْرِیاءِ وَ الْجَبَرُوتِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ 

 السَّتارِ الْعَظیمِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْعالِمِ الْغَیبِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْحَمیدِ الْمَجیدِ لا اِلهَ  

اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْحَکیمِ الْقَدیمِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْقادِرِ السَّتّارِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ السَّمیعِ 

 الْعَلیمِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْغَنِیَّ الْعَظیمِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْعَلاّمِ السَّلامِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ 

 سُبْحانَ الْمَلِکِ النَّصیرِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْغَنِیَّ الرَّحْمنِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْقَریبِ 

 الْحَسَناتِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْوَلِیَّ الْحَسَناتِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ سُبْحانَ الصَّبُورِ  

السَّتّارِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْخالِقِ النُّورِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْغَنِیَّ الْمُعْج‍ِزِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ  

سُبْحانَ الْفاضِلِ الشَّکُورِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْغَنِیَّ الْقَدیمِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ ذِی الْجَلالِ 

 الْمُبینِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْخالِصِ الْمُخْلِصِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الصّادِقِ الْوَعْدِ لا اِلهَ 

 اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْحَقَّ الْمُبینِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ ذِی الْقُوَّهِ الْمَتینِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ 

 الْقَوِیَّ الْعَزیزِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْحَیَّ الَّذی لا یَمُوتُ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْعَلاّمِ الْغُیُوبِ  

لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ السَّتّار الْعُیُوبِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْمُسْتَعانِ الْغَفُورِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ  

سُبْحانَ رَبَّ الْعالَمینَ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الرَّحْمنِ السَّتّارِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الرَّحیمِ  

الْغَفّارِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْعَزیزِ الْوَهّابِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْقادِرِ الْمُقْتَدِرِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ  

سُبْحانَ ذِی الْغُفْرانِ الْحَلیمِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْمَلِکِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْبارِیءِ 

 الْمُصَوَّرِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْعَزیزِ الْجَبّارِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْجَبّارِ الْمُتَکَبِّر لا اِلهَ اِلاّ اللهُ 

 سُبْحانَ اللهِ عَمّا یَصِفُونَ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْقُدُّوسِ السُّبُّوحِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ رَبَّ  

الْمَلائِکَهِ وَ الْرُّوحِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ ذِی الْألاءِ وَ النَّعْماءِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْمَلِکی 

 الْمَقْصُودِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ الْحنّانِ الْمَنّانِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ سُبْحانَ ادَمُ صَفِیُّ اللهِ لا اِلهَ 

 اِلاّ اللهُ نُوحٌ نَجِیُّ اللهِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ اِبراهیمُ خَلیلُ اللهِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ اِسْمعیلَ ذَبیحُ اللهُ، لا اِلهَ  

اِلاّ اللهُ مُوسی کَلیمُ اللهِ، لا اِلهَ اِلاّ اللهُ داوُودُ خَلیفَهُ اللهِ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ عیسی رُوحُ اللهِ، لا اِلهَ  

اِلاّ اللهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَ صَلَّی اللهُ عَلی خَیْرِ خَلْقِه وَ نُورِ عَرْشِه اَفْضَلَ الْأنبِیاءِ وَ الْمُرْسَلینَ  

حَبیبنا وَ سَیَّدِنا وَ سَنَدِنا وَ شَفیعنا وَ مَوْلینا مُحَمَّدٍ وَ عَلی الِهِ وَ اَصْحابِهِ اَجْمَعینَ  

بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحَمینَ.

 دعای عدیله 

این دعا توصیه شده که وقتی فرد در صحت و سلامتی است خوانده بشود و فرد یک دوره با  

خلوص اعتقاداتش را مرور بکند و این دعا را بعنوان امانت به خدا بسپارد که در هنگام سختی  

پروردگار آنرا به او برگرداند.

همچنین خواندن این دعا را بر بالین محتضر سفارش شده است که بخوانید بخصوص اگر  

شخص محتضر هم بتواند آنرا بخواند و دنبال بکند . 

این دعا در مفاتیح قبل از دعای جوشن کبیر است . کلمه ی عدیله به معنی عدول از حق 

 به باطل است. برای اینکه چنین اتفاقی رخ ندهد این دعا خوانده می شود . یعنی این دعا 

 مانع ازعدول به سمت باطل بشود . این دعا با شهادت به وحدانیت خدا آغاز می شود .  

خود خدا به وحدانیت خودش شهادت می دهد و خدا شهادت می دهد که معبودی جز خودش 

 نیست و صاحبان خرد و علم و کسانی که با معرفت هستند . دین مقبول نزد خدا اسلام 

 است . اقرار می کنیم به اینکه خدایا من بنده ای هستم که در مقابل الطاف بیکران تو  

مقصر هستم و کوتاهی کرده ام . من هم به وحدانیت خدا شهادت می دهم همانطور که 

 ملائکه شهادت دادند . خدایی که دارای کرم واحسان است . صفات خدا را می شماریم 

 تا آخر . خدایی که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است . مگر ما کاری بکنیم که غضب  

خدا را به دنبال داشته باشیم . خدا در ابتدا با غضب شروع نمی کند . صفت اصلی خدا  

رحمت است و غضب خدا به تبع اعمال صورت می گیرد که آن هم برای تادیب است نه  

برای انتقامجویی . هرکسی که طالب خدا باشد او را از دست نمی دهد و این طور نیست 

 که نتواند به آن برسد . خدایی که موانع تکلیف را برطرف کرد و راه را برای همه مساوی  

قرار داد و راه را آسان کرد تا همه تکالیف الهی را انجام بدهند و راه ترک حرام را آسان کرد 

 و گمان نکنیم که این راه سخت است و نمی شود. تکلیفی که خدا خواسته حتما شدنی 

 است . تکلیفی را خدا نفرستاد مگر اینکه قبلا طاقت و توانش را در انسان ایجاد کرده است. 

 چیزی که انسان طاقت و توانش را ندارد خدا از او نمی خواهد . بعد در این دعا به بعثت  

انبیاء اشاره می کند . انبیاء و اولیاءالهی را فرستاد تا عدل الهی را محقق بکنند و نعمت  

های خدا را برای بندگان اظهار بکنند . ما را از امت پیامبر قرار داد از بهترین امت و جانشینان 

 پیامبر . ایمان به پیامبر اکرم و قرآن داریم که بر او نازل شده است . ایمان به وصی او که 

 در روز غدیر پیامبر او را نصب کرد داریم . پیامبر اشاره کرد که این علی وصی و جانشین  

من است . بعد یکی یکی ائمه را اسم می برد تا امام زمان که ما انتظارش را می کشیم . 

 با بودن او دنیا برقرار است به برکت او هست که آسمان و زمین روزی می خورند.بواسطه  

ی او هست که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد پس از اینکه زمین از طلم و جور پر شده 

 باشد . کلام شان بر من حجت است و تبعیت از آنها بر من واجب است . دوست آنها لازم  

و حتمی است . پیروی از آنها نجات بخش است و مخالفت با آنها هلاک کننده است . سوال 

 قبر حق است برانگیخته شدن از قبور حق است .بعد یک دوره اعتقادات مرور می شود . 

مردم توجه کنند که همه ی دعاها و از جمله این دعا را با توجه بخوانند . ما نباید فقط این دعا  

را قرائت بکنیم بلکه باید به مضامین آن توجه بکنیم . من این اعتقاداتم را به ودیعه گذاشته ام 

 و تو بهترین امانتدار هستی . خودت به ما امر کردی که امانت را برگردانیم . در هنگام مرگ 

 این اعتقادات را به من برگردان .
مرحوم حائری می گفتند که در کنار آیت الله حجت که از مراجع تقلید در زمان آیت الله بروجردی 

 بودند دوبار دعای عدیله را خواندیم . ایشان با اینکه به بالشتی تکیه داده بود با خلوص نیتی  

این کلمات را می گفت و وقتی به کلمه ی علی می رسیدیم ، این اعتقاداتش را مرور می  

کرد . بعد که این دعا تمام شد و آنرا به خدا ودیعه سپرد ، چون ایشان بیمار بود مقداری آب  

با تربت خوردند و گفت که آخرین توشه ی من تربت اباعبدالله است .  

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ  

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قَائِما بِالْقِسْطِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ إِنَّ  

الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الضَّعِيفُ الْمُذْنِبُ الْعَاصِي الْمُحْتَاجُ الْحَقِيرُ أَشْهَدُ لِمُنْعِمِي وَ 

 خَالِقِي وَ رَازِقِي وَ مُكْرِمِي كَمَا شَهِدَ لِذَاتِهِ وَ شَهِدَتْ لَهُ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ مِنْ عِبَادِهِ بِأَنَّهُ 

 لا إِلَهَ إِلا هُوَ ذُو النِّعَمِ وَ الْإِحْسَانِ وَ الْكَرَمِ وَ الامْتِنَانِ قَادِرٌ أَزَلِيٌّ عَالِمٌ أَبَدِيٌّ حَيٌّ أَحَدِيٌّ مَوْجُودٌ  

سَرْمَدِيٌّ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ، مُرِيدٌ كَارِهٌ مُدْرِكٌ صَمَدِيٌّ يَسْتَحِقُّ هَذِهِ الصِّفَاتِ وَ هُوَ عَلَى مَا هُوَ عَلَيْهِ  

فِي عِزِّ صِفَاتِهِ كَانَ قَوِيّا قَبْلَ وُجُودِ الْقُدْرَةِ وَ الْقُوَّةِ وَ كَانَ عَلِيما قَبْلَ إِيجَادِ الْعِلْمِ وَ الْعِلَّةِ لَمْ يَزَلْ 

 سُلْطَانا إِذْ لا مَمْلَكَةَ وَ لا مَالَ وَ لَمْ يَزَلْ سُبْحَانا عَلَى جَمِيعِ الْأَحْوَالِ وُجُودُهُ قَبْلَ الْقَبْلِ فِي أَزَلِ 

 الْآزَالِ وَ بَقَاؤُهُ بَعْدَ الْبَعْدِ مِنْ غَيْرِ انْتِقَالٍ وَ لا زَوَالٍ غَنِيٌّ فِي الْأَوَّلِ وَ الْآخِرِ مُسْتَغْنٍ فِي الْبَاطِنِ وَ  

الظَّاهِرِ لا جَوْرَ فِي قَضِيَّتِهِ وَ لا مَيْلَ فِي مَشِيَّتِهِ وَ لا ظُلْمَ فِي تَقْدِيرِهِ وَ لا مَهْرَبَ مِنْ حُكُومَتِهِ وَ  

لا مَلْجَأَ مِنْ سَطَوَاتِهِ وَ لا مَنْجَى مِنْ نَقِمَاتِهِ ، سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ وَ لا يَفُوتُهُ أَحَدٌ إِذَا طَلَبَهُ  

أَزَاحَ الْعِلَلَ فِي التَّكْلِيفِ وَ سَوَّى التَّوْفِيقَ بَيْنَ الضَّعِيفِ وَ الشَّرِيفِ مَكَّنَ أَدَاءَ الْمَأْمُورِ وَ سَهَّلَ  

سَبِيلَ اجْتِنَابِ الْمَحْظُورِ لَمْ يُكَلِّفِ الطَّاعَةَ إِلا دُونَ الْوُسْعِ وَ الطَّاقَةِ سُبْحَانَهُ مَا أَبْيَنَ كَرَمَهُ وَ  

أَعْلَى شَأْنَهُ سُبْحَانَهُ مَا أَجَلَّ نَيْلَهُ وَ أَعْظَمَ إِحْسَانَهُ بَعَثَ الْأَنْبِيَاءَ لِيُبَيِّنَ عَدْلَهُ وَ نَصَبَ الْأَوْصِيَاءَ  

لَيُظْهِرَ طَوْلَهُ وَ فَضْلَهُ وَ جَعَلَنَا مِنْ أُمَّةِ سَيِّدِ الْأَنْبِيَاءِ وَ خَيْرِ الْأَوْلِيَاءِ وَ أَفْضَلِ الْأَصْفِيَاءِ وَ أَعْلَى الْأَزْكِيَاءِ  

مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، آمَنَّا بِهِ وَ بِمَا دَعَانَا إِلَيْهِ وَ بِالْقُرْآنِ الَّذِي أَنْزَلَهُ عَلَيْهِ وَ بِوَصِيِّهِ 

 الَّذِي نَصَبَهُ يَوْمَ الْغَدِيرِ وَ أَشَارَ بِقَوْلِهِ هَذَا عَلِيٌّ إِلَيْهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ الْأَبْرَارَ وَ الْخُلَفَاءَ الْأَخْيَارَ 

 بَعْدَ الرَّسُولِ الْمُخْتَارِ عَلِيٌّ قَامِعُ الْكُفَّارِ وَ مِنْ بَعْدِهِ سَيِّدُ أَوْلادِهِ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ أَخُوهُ  

السِّبْطُ التَّابِعُ لِمَرْضَاةِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ ثُمَّ الْعَابِدُ عَلِيٌّ ثُمَّ الْبَاقِرُ مُحَمَّدٌ ثُمَّ الصَّادِقُ جَعْفَرٌ، ثُمَّ الْكَاظِمُ  

مُوسَى ثُمَّ الرِّضَا عَلِيٌّ ثُمَّ التَّقِيُّ مُحَمَّدٌ ثُمَّ النَّقِيُّ عَلِيٌّ ثُمَّ الزَّكِيُّ الْعَسْكَرِيُّ الْحَسَنُ ثُمَّ  

الْحُجَّةُ الْخَلَفُ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِيُّ الْمُرْجَى الَّذِي بِبَقَائِهِ بَقِيَتِ الدُّنْيَا وَ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ 

 بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ وَ بِهِ يَمْلَأُ اللَّهُ الْأَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلا بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا.  

وَ أَشْهَدُ أَنَّ أَقْوَالَهُمْ حُجَّةٌ وَ امْتِثَالَهُمْ فَرِيضَةٌ وَ طَاعَتَهُمْ مَفْرُوضَةٌ وَ مَوَدَّتَهُمْ لازِمَةٌ مَقْضِيَّةٌ وَ الاقْتِدَاءَ  

بِهِمْ مُنْجِيَةٌ وَ مُخَالَفَتَهُمْ مُرْدِيَةٌ وَ هُمْ سَادَاتُ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَجْمَعِينَ وَ شُفَعَاءُ يَوْمِ الدِّينِ وَ أَئِمَّةُ أَهْلِ 

 الْأَرْضِ عَلَى الْيَقِينِ وَ أَفْضَلُ الْأَوْصِيَاءِ الْمَرْضِيِّينَ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ وَ مُسَاءَلَةَ الْقَبْرِ حَقٌّ وَ 

 الْبَعْثَ حَقٌّ وَ النُّشُورَ حَقٌّ وَ الصِّرَاطَ حَقٌّ وَ الْمِيزَانَ حَقٌّ وَ الْحِسَابَ حَقٌّ وَ الْكِتَابَ حَقٌّ وَ الْجَنَّةَ  

حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيهَا وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ. اللَّهُمَّ فَضْلُكَ رَجَائِي 

 وَ كَرَمُكَ وَ رَحْمَتُكَ أَمَلِي لا عَمَلَ لِي أَسْتَحِقُّ بِهِ الْجَنَّةَ وَ لا طَاعَةَ لِي أَسْتَوْجِبُ بِهَا الرِّضْوَانَ إِلا 

 أَنِّي اعْتَقَدْتُ تَوْحِيدَكَ وَ عَدْلَكَ وَ ارْتَجَيْتُ إِحْسَانَكَ وَ فَضْلَكَ وَ تَشَفَّعْتُ إِلَيْكَ بِالنَّبِيِّ وَ آلِهِ مِنْ 

 أَحِبَّتِكَ وَ أَنْتَ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِينَ وَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ 

 الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيما كَثِيرا كَثِيرا وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ اللَّهُمَّ  

يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ إِنِّي أَوْدَعْتُكَ يَقِينِي هَذَا وَ ثَبَاتَ دِينِي وَ أَنْتَ خَيْرُ مُسْتَوْدَعٍ وَ قَدْ أَمَرْتَنَا بِحِفْظِ 

 الْوَدَائِعِ فَرُدَّهُ عَلَيَّ وَقْتَ حُضُورِ مَوْتِي بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.  

مؤلف گويد:در عاهاى روايت شده چنين آمده: 

اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِيلَةِ عِنْدَ الْمَوْتِ و عديله عند الموت 

 و عديله به هنگام مرگ يعنى عدول كردن از حق به سوى‏ باطل به گاه جان دادن،و عدول از 

 حق چنين است كه شيطان هنگام مرگ نزد انسان حاضر مى‏شود و او را وسوسه كرده و  

نسبت‏ به باورهاى دينى به شك مى‏اندازد،تا جايى كه او را از مدار ايمان بيون كند و به همين 

 دليل است كه در دعاها از اين عدول‏ به خدا پناه برده شده.و جناب فخر المحققين رحمة اللّه 

 چنين فرموده:هركه مى‏خواهد از اين وسوسه‏هاى به هنگام مرگ در امان باشد، دلايل ايمان  

و اصول پنجگانه را با برهانهاى قطعى و صفاى باطن،در ضميرش حاضر نموده و آنها را به حق 

 تعالى بسپارد كه هنگام مرگ به او بازگرداند،بدينسان كه پس از اظهار عقايد بر حق بگويد: 

اللَّهُمَّ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ إِنِّي قَدْ أَوْدَعْتُكَ يَقِينِي هَذَا وَ ثَبَاتَ دِينِي وَ أَنْتَ خَيْرُ مُسْتَوْدَعٍ وَ قَدْ أَمَرْتَنَا 

 بِحِفْظِ الْوَدَائِعِ فَرُدَّهُ عَلَيَّ وَقْتَ حُضُورِ مَوْتِي  

نا بر گفته فخر المحققين رحمة اللّه خواند دعاى شريف عديله و به ياد سپردم معناى آن در  

ذهن براى به سلامت رستن از خطر«عديله‏ عند الموت»سودمند است.و امّا اين دعاى مذكور 

 روايت معصوم است يا انشاى علماى شيعه؟بايد گفت:بنا بر گواهى عالم برجسته در علم  

حديث‏شناسى و بررسى كننده روايات و گردآورنده تمام اخبار ائمه ع دانشمند زبردست و 

 خبره و محدّث ناقد و بصير،شيخنا الاكرم و المحدث الأعظم مولانا الحاج ميرزا حسين نورى» 

نور الله مرقده«اين دعا از معصومين نيست،چنان‏كه فرموده است: دعاى عديله معروف از  

نوشته‏هاى بعضى از اهل علم است و از معصومين ع روايت نشده‏ است و در كتابهاى حاملان 

 حديث و نقّادان روايت موجود نيست.بدان‏كه شيخ طوسى از محمّد بن سليمان ديلمى روايت 

 كرده‏ است كه به محضر حضرت صادق عليه السّلام عرضه داشتم:شيعيان شما مى‏گويند:ايمان 

 بر دو گونه است:نخستين ايمان مستّقر و ديگر آن‏كه به امانت نهاده شده و از بين ميرود،بنابراين 

 دعايى را به من بياموز كه هرگاه آن را بخوانم ايمانم كامل شود و از بين نرود،ايشان فرمود پس  

از هر نماز واجب بگو: 

رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبّا وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَبِيّا وَ بِالْإِسْلامِ دِينا وَ بِالْقُرْآنِ كِتَابا وَ بِالْكَعْبَةِ قِبْلَةً  

وَ بِعَلِيٍّ وَلِيّا وَ إِمَاما وَ بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ 

 وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ وَ  

الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَئِمَّةً اللَّهُمَّ إِنِّي رَضِيتُ بِهِمْ أَئِمَّةً فَارْضَنِي لَهُمْ 

 إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ

:

اللَّهُمَّ إِنْ أَطَعْتُكَ فَالْمَحْمَدَةُ لَكَ وَ إِنْ عَصَیْتُكَ فَالْحُجَّةُ لَكَ مِنْكَ الرَّوْحُ وَ مِنْكَ الْفَرَجُ سُبْحَانَ مَنْ أَنْعَمَ وَ شَكَرَ سُبْحَانَ مَنْ قَدَرَ وَ غَفَرَ اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتُ قَدْ عَصَیْتُكَ فَإِنِّی قَدْ أَطَعْتُكَ فِی أَحَبِّ الْأَشْیَاءِ إِلَیْكَ وَ هُوَ الْإِیمَانُ بِكَ لَمْ أَتَّخِذْ لَكَ وَلَداً وَ لَمْ أَدْعُ لَكَ شَرِیكاً مَنّاً مِنْكَ بِهِ عَلَیَّ لَا مَنّاً مِنِّی بِهِ عَلَیْكَ وَ قَدْ عَصَیْتُكَ یَا إِلَهِی عَلَى غَیْرِ وَجْهِ الْمُكَابَرَةِ وَ لَا الْخُرُوجِ عَنْ عُبُودِیَّتِكَ وَ لَا الْجُحُودِ لِرُبُوبِیَّتِكَ وَ لَكِنْ أَطَعْتُ هَوَایَ وَ أَزَلَّنِی الشَّیْطَانُ فَلَكَ الْحُجَّةُ عَلَیَّ وَ الْبَیَانُ فَإِنْ تُعَذِّبْنِی فَبِذُنُوبِی غَیْرَ ظَالِمٍ وَ إِنْ تَغْفِرْ لِی وَ تَرْحَمْنِی فَإِنَّكَ جَوَادٌ كَرِیمٌ یَا كَرِیمُ یَا كَرِیمُ حَتَّى یَقْطَعَ النَّفَسُ ثُمَّ یَقُولُ یَا آمِناً مِنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ كُلُّ شَیْ‏ءٍ مِنْكَ خَائِفٌ حَذِرٌ أَسْأَلُكَ بِأَمْنِكَ مِنْ كُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ خَوْفِ كُلِّ شَیْ‏ءٍ مِنْكَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُعْطِیَنِی أَمَاناً لِنَفْسِی وَ أَهْلِی وَ وُلْدِی وَ سَائِرِ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ حَتَّى لَا أَخَافَ أَحَداً وَ لَا أَحْذَرَ مِنْ شَیْ‏ءٍ أَبَداً- إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِیلُ یَا كَافِیَ إِبْرَاهِیمَ نُمْرُودَ یَا كَافِیَ مُوسَى فِرْعَوْنَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَكْفِیَنِی شَرَّ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ فَیَسْتَكْفِی شَرَّ مَنْ یَخَافُ شَرَّهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى

به خواست خدا، زیان آن كه از او بیم دارد از وى دور خواهد شد.

آن گاه به سجده رود و همراه با زارى به درگاه حق متعال ،حاجت بخواهد كه هر مرد یا زن با ایمان این نماز را بگزارد و خالصانه این دعا را بخواند، درهاى آسمان در پاسخ به رویش گشوده خواهد شد و هر گونه باشد، همان دم و در همان شب خواسته اش بر آورده خواهد گردید.

این بزرگوارى خداوند است بر ما و بر مردمان

 .))

اطلاع از آینده
هر کس می خواهد از اینده خودش اطلاع پیدا كنه

هر کس می خواهد از اینده خودش اطلاع پیدا كنه نیمه شب بلندشه وضو بگیره

دو رکعت نماز به نیت نیاز ش به در گاه حقتعالی بخونه بعد از نماز سه صلوات بر خاتم صلی الله بفرسته و بعد از ان هر کدام از اسماءزیر را ۱۰۰مرتبه بخوانه

یا هادی اِهْدِنی. یا عَلیمُ عَلِّمْنی. یا خَبیرُ اَخْبِرْنی.یامُبَیِّنُ بَیِّنْ لی.

و در همان مصلی (جایی که نماز خوانده و اذکار گفته شد)بخوابه انچه مطلوب هست از غیب در خواب به شما نشان میدهند

معانی : ای هدایت گر هدایتم کن.ای عالم و اگاه اگاهم کن.ای داننده اخباراز اینده با خبرم کن .ای روشن کننده روشنم کن

مثل دیگر اعمال نیت شما و پاك بودن بسیار مهم میباشد. توجه و نیاز خواهی از خداوند بی همتا بسیار مهم است زیرا که معنی چهار اسم نیز نیازخواهی و کمک از اوست

اگر کسی با شرایط مذکور عمل را انجام دهد قطعا به نتیجه خواهد رسید

دعا جهت فروش خانه

تخلیه ملک استیجاری

دعایی جهت خانه دار شدن

عزیزانی که با مشکل مسکن روبرو هستند و خونه ندارن و یا حتی خونه دارن ولی کوچیکه و میخوان بزرگتر داشته باشن حتما این کار را انجام بدهند ( مخصوصا اقایون ) در مدت یکسال ان شاءالله صاحب خونه خواهید شد
بعد از نماز صبح هفتاد مرتبه این آیه شریـفه را تلاوت کنیــد
وَ قـُل رَبّ ِ اَنــزِلـنـی مُـنـزَلاً مُبارَکاً وَ اَنـتَ خَیـرُالـمُنـزِلـیـن
سوره مبارکه المومنون آیـه بیست و نُه
التماس دعا

دعا جهت فروش خانه

آیه الکرسی را نوشته و پس از آن نوشته شود:

یا حفیظ یاحفیظ احفظنی فاستبشرو ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم
و در منزل قرار دهید.

سوره قارعه را نوشته و در منزل قرار دهید.

آیه ۳۳ سوره الرحمن از: یا معشر الجن … تا … الا بسلطان را ۷۰ مرتبه بخوانید.

سوره زلزال را از نزدیک یا دور ۷ بار خوانده و به آن سمت بدمید و اگر با هفت بار فروش نرفت روزی ۷۰ بار بخوانید.

تخلیه ملک استیجاری

اگر كسی ملكی را اجاره داده باشد و مدت اجاره به اتمام رسیده باشد ولی مستاجر از تخلیه ملك سر باز میزند مالك به مدت چهل روز بلافاصله بعد از نماز صبح بدون اینكه حرفی بزند و یا بلند شود و یا كاری كند چهل مرتبه آیه ۱۱ سوره حم دخان را تلاوت كند

تسخیر اشخاص
هر گاه بخواهی كسی را تسخیر كنی وضو بگیر ودو ركعت نماز به جای بیاورودر هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه این ایه را بخوانید : هر گاه بخواهی كسی را تسخیر كنی وضو بگیر ودو ركعت نماز به جای بیاورودر هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه این ایه را بخوانید

عَسَی اللهَ اَن یَجعَلَ بَینَكم وَبَینَ الَذینَ عادَیتُم مِنهُم مَوَدَةً واللهُ غَفورٌ رَحیم

وپس از سلام نماز نیز این ایه را هفت مرتبه بخوانید
اَللهُمَ لَین لی فلان بن فلان كَما لَینتَ الحَدیدَلِداوود وسَخِرهُ لی كَما سَخَرتَ ریحَ لِسُلَیمان
این نماز را تا یك هفته بخوانید مجرب است حتی در بعضی مواقع با یكبار خواندن هم نتیجه دارد بستگی به حالات روحی شخص دارد

ادامه ذکر نایاب

در زیر چند ادعیه و ایات قرآن برای افزایش رزق و روزی که به تجربه هم رسیده را  میاورم.خواهشا برای انجام دادنشان شک نکنید.بسم الله

 

ادعیة السِّر برای پرداخت قرض :

 هر که از امتت از قرض و دِین ملول گشته ٬ از من رفع آن را بخواهد و بگوید :

یَا مُبْتَلِیَ الْفَرِیقَیْنِ أَهْلِ الْفَقْرِ وَ أَهْلِ الْغِنَى وَ جَازِیَهُمْ‏ بِالصَّبْرِ فِی الَّذِی ابْتَلَیْتَهُمْ بِهِ وَ یَا مُزَیِّنَ حُبِّ الْمَالِ عِنْدَ عِبَادِهِ وَ مُلْهِمَ الْأَنْفُسِ الشُّحَّ وَ السَّخَاءَ وَ یَا فَاطِرَ الْخَلْقِ عَلَى الْفَظَاظَةِ وَ اللِّینِ غَمَّنِی دَیْنُ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ وَ فَضَحَنِی بِمَنِّهِ عَلَیَّ بِهِ و أَعْیَانِی بَابُ طَلِبَتِهِ إِلَّا مِنْکَ یَا خَیْرَ مَطْلُوبٍ إِلَیْهِ الْحَوَائِجُ یَا مُفَرِّجَ الْأَهَاوِیلِ فَرِّجْ هَمِّی وَ أَهَاوِیلِی فِی الَّذِی لَزِمَنِی مِنْ دَیْنِ فُلَانٍ بِتَیْسِیرِکَهُ لِی مِنْ رِزْقِکَ فَاقْضِهِ یَا قَدِیرُ وَ لَا تُهِنِّی بِتَأَخُّرِ أَدَائِهِ وَ لَا بِتَضْیِیقِهِ عَلَیَّ وَ یَسِّرْ لِی أَدَاءَهُ فَإِنِّی بِهِ مُسْتَرَقٌّ فَافْکُکْ رِقِّی‏  مِنْ سَعَتِکَ الَّتِی لَا تَبِیدُ وَ لَا تَغِیضُ أَبَداً

هر گاه این دعا را خواند قرض او را اداء کنم

 

ادعیة السِّر برای رفع فقر

یَا مُعِینَنَا عَلَى‏ دِینِنَا بِإِحْیَائِهِ أَنْفُسَنَا بِالَّذِی نَشَرَ عَلَیْنَا مِنْ رِزْقِهِ نَزَلَ بِنَا أَمْرٌ عَظِیمٌ لَا یَقْدِرُ عَلَى تَفْرِیجِهِ عَنَّا غَیْرُ مُنْزِلِهِ یَا مُنْزِلَهُ عَجَزَ الْعِبَادُ عَنْ فَرَجِهِ فَقَدْ أَشْرَفَتِ الْأَبْدَانُ عَلَى الْهَلَاکِ وَ إِذَا هَلَکَتِ الْأَبْدَانُ هَلَکَ الدِّینُ یَا دَیَّانَ الْعِبَادِ وَ مُدَبِّرَ أُمُورِهِمْ بِتَقْدِیرِ أَرْزَاقِهِمْ لَا تَحُولَنَّ بِشَیْ‏ءٍ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ رِزْقِکَ وَ هَنِّئْنَا مَا أَصْبَحْنَا فِیهِ مِنْ کَرَامَتِکَ لَکَ مُتَعَرِّضِینَ قَدْ أُصِیبَ مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ مِنْ خَلْقِکَ بِذُنُوبِنَا  فَارْحَمْنَا بِمَنْ جَعَلْتَهُ أَهْلًا لِذَلِکَ حِینَ تُسْأَلُ بِهِ یَا رَحِیمُ لَا تَحْبِسْ عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ مَا فِی السَّمَاءِ وَ انْشُرْ عَلَیْنَا رَحْمَتَکَ وَ ابْسُطْ عَلَیْنَا کَنَفَکَ وَ عُدْ عَلَیْنَا بِقَبُولِکَ وَ عَافِنَا مِنَ الْفِتْنَةِ فِی الدِّینِ وَ الدُّنْیَا وَ شَمَاتَةِ الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ یَا ذَا النَّفْعِ وَ الضَّرِّ إِنَّکَ إِنْ أَنْجَیْتَنَا فَبِلا تَقْدِیمٍ مِنَّا لِأَعْمَالٍ حَسَنَةٍ وَ لَکِنْ لِإِتْمَامِ مَا بِنَا مِنَ الرَّحْمَةِ وَ النِّعْمَةِ وَ إِنْ رَدَدْتَنَا فَبِلَا ظُلْمٍ مِنْکَ لَنَا وَ لَکِنْ

بِجِنَایَتِنَا فَاعْفُ عَنَّا قَبْلَ انْصِرَافِنَا وَ اقْلِبْنَا بِإِنْجَاحِ الْحَاجَةِ یَا عَظِیمُ

 به یقین چنانچه غیر از من اراده نکنند ( و فقط من را بخوانند ) به جای شدت ٬ آسایش و به جای خوف و ترس ٬ امنیت و به جای سختی ٬ راحتی به آنها خواهم داد زیرا دعایی بس بزرگ به تو آموخته ام .

 

 

ادعیة السِّر برای سود کردن در تجارت

یَا مُرْبِیَ نَفَقَاتِ أَهْلِ التَّقْوَى وَ مُضَاعِفَهَا وَ یَا سَائِقَ الْأَرْزَاقِ سَحّاً إِلَى الْمَخْلُوقِینَ وَ یَا مُفَضِّلَنَا بِالْأَرْزَاقِ بَعْضَنَا عَلَى بَعْضٍ سُقْنِی وَ وَجِّهْنِی فِی تِجَارَتِی هَذِهِ إِلَى وَجْهِ غِنَى عَاصِمٍ شَکُورٍ آخُذُهُ بِحُسْنِ شُکْرٍ لِتَنْفَعَنِی بِهِ وَ تَنْفَعُ بِهِ مِنِّی یَا مُرْبِحَ تِجَارَاتِ الْعَالَمِینَ بِطَاعَتِهِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ سُقْ لِی فِی تِجَارَتِی هَذِهِ رِزْقاً تَرْزُقُنِی فِیهِ حُسْنَ الصُّنْعِ فِیمَا ابْتَلَیْتَنِی بِهِ وَ تَمْنَعُنِی فِیهِ مِنَ الطُّغْیَانِ وَ الْقُنُوطِ یَا خَیْرَ نَاشِرٍ رِزْقَهُ لَا تُشْمِتْ بِی بِرَدِّکَ عَلَیَّ دُعَائِی بِالْخُسْرَانِ عَدُوّاً لِی وَ أَسْعِدْنِی بِطَلِبَتِی مِنْکَ و بِدُعَائِی إِیَّاکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین

هر گاه چنین گفت تجارتش را سودمند و آن را زیاد گردانم گ

 

 

ادعیة السِّر برای ثروت :

 

یَا مَحَلَ‏ کُنُوزِ أَهْلِ‏ الْغِنَى‏ وَ یَا مُغْنِیَ أَهْلِ الْفَاقَةِ مِنْ سَعَةِ تِلْکَ الْکُنُوزِ بِالْعَائِدَةِ إِلَیْهِمْ‏  وَ النَّظَرِ لَهُمْ یَا اللَّهُ لَا یُسَمَّى غَیْرُکَ إِلَهاً إِنَّمَا الْآلِهَةُ کُلُّهَا مَعْبُودَةٌ دُونَکَ بِالْفِرْیَةِ وَ الْکَذِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ یَا سَادَّ الْفَقْرِ وَ یَا جَابِرَ الْکَسْرِ وَ یَا کَاشِفَ الضُّرِّ وَ یَا عَالِمَ السَّرَائِرِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ ارْحَمْ هَرَبِی إِلَیْکَ مِنْ فَقْرِی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْحَالِّ فِی غِنَاکَ الَّذِی لَا یَفْتَقِرُ ذَاکِرُهُ أَبَداً أَنْ تُعِیذَنِی مِنْ لُزُومِ فَقْرٍ أَنْسَى بِهِ الدِّینَ أَوْ بِسُوءِ  غِنًى أُفْتَتَنُ بِهِ عَنِ الطَّاعَةِ بِحَقِّ نُورِ أَسْمَائِکَ کُلِّهَا أَطْلُبُ إِلَیْکَ مِنْ رِزْقِکَ کَفَافاً لِلدُّنْیَا تَعْصِمُ بِهِ الدِّینَ لَا أَجِدُ لِی غَیْرَکَ‏  مَقَادِیرُ الْأَرْزَاقِ عِنْدَکَ فَانْفَعْنِی مِنْ قُدْرَتِکَ فِیهَا بِمَا تَنْزِعُ بِهِ مَا نَزَلَ بِی مِنَ الْفَقْرِ یَا غَنِیُّ یَا مُجِیب‏

 هر گاه چنین کرد فقر را از قلبش بیرون کرده و ثروت را جایگزین آن گردانم و او را از اهل قناعت قرار دهم

 

 

برای رفع فقر و رسیدن به ثروت :

برای رفع فقر و رسیدن به ثروت ۳۶۰ مرتبه سوره قدر را بخوانید از مجربات است

 

برای وسعت روزی :

در روایت امده است برای توانگری عظیم که از حساب آن عاجز آید در سه شب جمعه هر شبی دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعتی ده مرتبه سوره حمد و یازده مرتبه سوره توحید را بخواند و بعد از سلام صد مرتبه صلوات بفرستد والله العا

 

برای تعجیل در رزق :

در روایت آمده است  برای تعجیل در رزق مجرب است این دعا را بخوانید

یَا هُوَ یَا مَنْ‏ هُوَ  یَا لَا إِلَهَ‏ إِلا هُوَ یَا مَنْ لَا إِلَهَ‏ إِلا هُوَ یَا مَنْ لَا هُوَ إِلا هُوَ یَا رَازِقَ الْغُرْبان‏ِ فی اَعْشائِها فَسَیَکْفِیکَهُمُ‏ اللَّهُ‏ وَ هُوَ السَّمِیعُ‏ الْعَلِیمُ‏  وَ صَلَّى‏ اللَّهُ‏ عَلَى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِین‏ََ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ‏ 

 

 

دعای رزق :

 

اللَّهُمَّ إِنِّی غَدَوْتُ أَلْتَمِسُ‏ مِنْ‏ فَضْلِکَ‏ کَمَا أَمَرْتَنِی، فَارْزُقْنِی مِنْ فَضْلِکَ رِزْقاً حَلَالًا طَیِّباً، وَ أَعْطِنِی فِیمَا تَرْزُقُنِی الْعَافِیَة

 

 

 

 

برای رفع بدهکاری :

 

اللَّهُمَّ أَغْنِنِی بِحَلَالِکَ عَنْ حَرَامِکَ وَ بِفَضْلِکَ عَمَّنْ سِوَاکَ فَلَوْ کَانَ عَلَیْکَ مِثْلُ صَبِیرٍ دَیْناً قَضَى اللَّهُ عَنْکَ وَ صَبِیرٌ جَبَلٌ‏ بِالْیَمَنِ‏ لَیْسَ بِالْیَمَنِ جَبَلٌ أَجَلَّ وَ لَا أَعْظَمَ مِنْه‏

 

 

چهارشنبه اخر ماه صفر و غنی شدن :

روایت شده است : هر کس در روز چهارشنبه آخر ماه صفر سوره الم نشرح ( انشراح ) و والتین و اذاجاء (نصر) و قل هو الله احد معوذتین ( فلق و ناس ) و فاتحه الکتاب هر یک را ۷ مرتبه بخواند حق تعالی او را غنی گرداند و از مقربان درگاه او شو

 

به جهت دفع فقر و پریشانی :

 

به جهت دفع فقر و پریشانی در شب جمعه دو رکعت نماز به جا آورد در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه سوره الم نشرح ( انشراح ) و یازده مرتبه ایات زیر را بخواند :

 

أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّکَ الْعَزِیزِ الْوَهَّابِ ﴿۹﴾

أَمْ لَهُم مُّلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا فَلْیَرْتَقُوا فِی الْأَسْبَابِ ﴿۱۰﴾

و بعد از فراغت از نماز هزار مرتبه با خضوغ و خشوع بگوید : یا وهاب

ادامه ذکر نایاب

در زیر چند ادعیه و ایات قرآن برای افزایش رزق و روزی که به تجربه هم رسیده را  میاورم.خواهشا برای انجام دادنشان شک نکنید.بسم الله

 

ادعیة السِّر برای پرداخت قرض :

 هر که از امتت از قرض و دِین ملول گشته ٬ از من رفع آن را بخواهد و بگوید :

یَا مُبْتَلِیَ الْفَرِیقَیْنِ أَهْلِ الْفَقْرِ وَ أَهْلِ الْغِنَى وَ جَازِیَهُمْ‏ بِالصَّبْرِ فِی الَّذِی ابْتَلَیْتَهُمْ بِهِ وَ یَا مُزَیِّنَ حُبِّ الْمَالِ عِنْدَ عِبَادِهِ وَ مُلْهِمَ الْأَنْفُسِ الشُّحَّ وَ السَّخَاءَ وَ یَا فَاطِرَ الْخَلْقِ عَلَى الْفَظَاظَةِ وَ اللِّینِ غَمَّنِی دَیْنُ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ وَ فَضَحَنِی بِمَنِّهِ عَلَیَّ بِهِ و أَعْیَانِی بَابُ طَلِبَتِهِ إِلَّا مِنْکَ یَا خَیْرَ مَطْلُوبٍ إِلَیْهِ الْحَوَائِجُ یَا مُفَرِّجَ الْأَهَاوِیلِ فَرِّجْ هَمِّی وَ أَهَاوِیلِی فِی الَّذِی لَزِمَنِی مِنْ دَیْنِ فُلَانٍ بِتَیْسِیرِکَهُ لِی مِنْ رِزْقِکَ فَاقْضِهِ یَا قَدِیرُ وَ لَا تُهِنِّی بِتَأَخُّرِ أَدَائِهِ وَ لَا بِتَضْیِیقِهِ عَلَیَّ وَ یَسِّرْ لِی أَدَاءَهُ فَإِنِّی بِهِ مُسْتَرَقٌّ فَافْکُکْ رِقِّی‏  مِنْ سَعَتِکَ الَّتِی لَا تَبِیدُ وَ لَا تَغِیضُ أَبَداً

هر گاه این دعا را خواند قرض او را اداء کنم

 

ادعیة السِّر برای رفع فقر

یَا مُعِینَنَا عَلَى‏ دِینِنَا بِإِحْیَائِهِ أَنْفُسَنَا بِالَّذِی نَشَرَ عَلَیْنَا مِنْ رِزْقِهِ نَزَلَ بِنَا أَمْرٌ عَظِیمٌ لَا یَقْدِرُ عَلَى تَفْرِیجِهِ عَنَّا غَیْرُ مُنْزِلِهِ یَا مُنْزِلَهُ عَجَزَ الْعِبَادُ عَنْ فَرَجِهِ فَقَدْ أَشْرَفَتِ الْأَبْدَانُ عَلَى الْهَلَاکِ وَ إِذَا هَلَکَتِ الْأَبْدَانُ هَلَکَ الدِّینُ یَا دَیَّانَ الْعِبَادِ وَ مُدَبِّرَ أُمُورِهِمْ بِتَقْدِیرِ أَرْزَاقِهِمْ لَا تَحُولَنَّ بِشَیْ‏ءٍ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ رِزْقِکَ وَ هَنِّئْنَا مَا أَصْبَحْنَا فِیهِ مِنْ کَرَامَتِکَ لَکَ مُتَعَرِّضِینَ قَدْ أُصِیبَ مَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ مِنْ خَلْقِکَ بِذُنُوبِنَا  فَارْحَمْنَا بِمَنْ جَعَلْتَهُ أَهْلًا لِذَلِکَ حِینَ تُسْأَلُ بِهِ یَا رَحِیمُ لَا تَحْبِسْ عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ مَا فِی السَّمَاءِ وَ انْشُرْ عَلَیْنَا رَحْمَتَکَ وَ ابْسُطْ عَلَیْنَا کَنَفَکَ وَ عُدْ عَلَیْنَا بِقَبُولِکَ وَ عَافِنَا مِنَ الْفِتْنَةِ فِی الدِّینِ وَ الدُّنْیَا وَ شَمَاتَةِ الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ یَا ذَا النَّفْعِ وَ الضَّرِّ إِنَّکَ إِنْ أَنْجَیْتَنَا فَبِلا تَقْدِیمٍ مِنَّا لِأَعْمَالٍ حَسَنَةٍ وَ لَکِنْ لِإِتْمَامِ مَا بِنَا مِنَ الرَّحْمَةِ وَ النِّعْمَةِ وَ إِنْ رَدَدْتَنَا فَبِلَا ظُلْمٍ مِنْکَ لَنَا وَ لَکِنْ

بِجِنَایَتِنَا فَاعْفُ عَنَّا قَبْلَ انْصِرَافِنَا وَ اقْلِبْنَا بِإِنْجَاحِ الْحَاجَةِ یَا عَظِیمُ

 به یقین چنانچه غیر از من اراده نکنند ( و فقط من را بخوانند ) به جای شدت ٬ آسایش و به جای خوف و ترس ٬ امنیت و به جای سختی ٬ راحتی به آنها خواهم داد زیرا دعایی بس بزرگ به تو آموخته ام .

 

 

ادعیة السِّر برای سود کردن در تجارت

یَا مُرْبِیَ نَفَقَاتِ أَهْلِ التَّقْوَى وَ مُضَاعِفَهَا وَ یَا سَائِقَ الْأَرْزَاقِ سَحّاً إِلَى الْمَخْلُوقِینَ وَ یَا مُفَضِّلَنَا بِالْأَرْزَاقِ بَعْضَنَا عَلَى بَعْضٍ سُقْنِی وَ وَجِّهْنِی فِی تِجَارَتِی هَذِهِ إِلَى وَجْهِ غِنَى عَاصِمٍ شَکُورٍ آخُذُهُ بِحُسْنِ شُکْرٍ لِتَنْفَعَنِی بِهِ وَ تَنْفَعُ بِهِ مِنِّی یَا مُرْبِحَ تِجَارَاتِ الْعَالَمِینَ بِطَاعَتِهِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ سُقْ لِی فِی تِجَارَتِی هَذِهِ رِزْقاً تَرْزُقُنِی فِیهِ حُسْنَ الصُّنْعِ فِیمَا ابْتَلَیْتَنِی بِهِ وَ تَمْنَعُنِی فِیهِ مِنَ الطُّغْیَانِ وَ الْقُنُوطِ یَا خَیْرَ نَاشِرٍ رِزْقَهُ لَا تُشْمِتْ بِی بِرَدِّکَ عَلَیَّ دُعَائِی بِالْخُسْرَانِ عَدُوّاً لِی وَ أَسْعِدْنِی بِطَلِبَتِی مِنْکَ و بِدُعَائِی إِیَّاکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین

هر گاه چنین گفت تجارتش را سودمند و آن را زیاد گردانم گ

 

 

ادعیة السِّر برای ثروت :

 

یَا مَحَلَ‏ کُنُوزِ أَهْلِ‏ الْغِنَى‏ وَ یَا مُغْنِیَ أَهْلِ الْفَاقَةِ مِنْ سَعَةِ تِلْکَ الْکُنُوزِ بِالْعَائِدَةِ إِلَیْهِمْ‏  وَ النَّظَرِ لَهُمْ یَا اللَّهُ لَا یُسَمَّى غَیْرُکَ إِلَهاً إِنَّمَا الْآلِهَةُ کُلُّهَا مَعْبُودَةٌ دُونَکَ بِالْفِرْیَةِ وَ الْکَذِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ یَا سَادَّ الْفَقْرِ وَ یَا جَابِرَ الْکَسْرِ وَ یَا کَاشِفَ الضُّرِّ وَ یَا عَالِمَ السَّرَائِرِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ ارْحَمْ هَرَبِی إِلَیْکَ مِنْ فَقْرِی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْحَالِّ فِی غِنَاکَ الَّذِی لَا یَفْتَقِرُ ذَاکِرُهُ أَبَداً أَنْ تُعِیذَنِی مِنْ لُزُومِ فَقْرٍ أَنْسَى بِهِ الدِّینَ أَوْ بِسُوءِ  غِنًى أُفْتَتَنُ بِهِ عَنِ الطَّاعَةِ بِحَقِّ نُورِ أَسْمَائِکَ کُلِّهَا أَطْلُبُ إِلَیْکَ مِنْ رِزْقِکَ کَفَافاً لِلدُّنْیَا تَعْصِمُ بِهِ الدِّینَ لَا أَجِدُ لِی غَیْرَکَ‏  مَقَادِیرُ الْأَرْزَاقِ عِنْدَکَ فَانْفَعْنِی مِنْ قُدْرَتِکَ فِیهَا بِمَا تَنْزِعُ بِهِ مَا نَزَلَ بِی مِنَ الْفَقْرِ یَا غَنِیُّ یَا مُجِیب‏

 هر گاه چنین کرد فقر را از قلبش بیرون کرده و ثروت را جایگزین آن گردانم و او را از اهل قناعت قرار دهم

 

 

برای رفع فقر و رسیدن به ثروت :

برای رفع فقر و رسیدن به ثروت ۳۶۰ مرتبه سوره قدر را بخوانید از مجربات است

 

برای وسعت روزی :

در روایت امده است برای توانگری عظیم که از حساب آن عاجز آید در سه شب جمعه هر شبی دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعتی ده مرتبه سوره حمد و یازده مرتبه سوره توحید را بخواند و بعد از سلام صد مرتبه صلوات بفرستد والله العا

 

برای تعجیل در رزق :

در روایت آمده است  برای تعجیل در رزق مجرب است این دعا را بخوانید

یَا هُوَ یَا مَنْ‏ هُوَ  یَا لَا إِلَهَ‏ إِلا هُوَ یَا مَنْ لَا إِلَهَ‏ إِلا هُوَ یَا مَنْ لَا هُوَ إِلا هُوَ یَا رَازِقَ الْغُرْبان‏ِ فی اَعْشائِها فَسَیَکْفِیکَهُمُ‏ اللَّهُ‏ وَ هُوَ السَّمِیعُ‏ الْعَلِیمُ‏  وَ صَلَّى‏ اللَّهُ‏ عَلَى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِین‏ََ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ‏ 

 

 

دعای رزق :

 

اللَّهُمَّ إِنِّی غَدَوْتُ أَلْتَمِسُ‏ مِنْ‏ فَضْلِکَ‏ کَمَا أَمَرْتَنِی، فَارْزُقْنِی مِنْ فَضْلِکَ رِزْقاً حَلَالًا طَیِّباً، وَ أَعْطِنِی فِیمَا تَرْزُقُنِی الْعَافِیَة

 

 

 

 

برای رفع بدهکاری :

 

اللَّهُمَّ أَغْنِنِی بِحَلَالِکَ عَنْ حَرَامِکَ وَ بِفَضْلِکَ عَمَّنْ سِوَاکَ فَلَوْ کَانَ عَلَیْکَ مِثْلُ صَبِیرٍ دَیْناً قَضَى اللَّهُ عَنْکَ وَ صَبِیرٌ جَبَلٌ‏ بِالْیَمَنِ‏ لَیْسَ بِالْیَمَنِ جَبَلٌ أَجَلَّ وَ لَا أَعْظَمَ مِنْه‏

 

 

چهارشنبه اخر ماه صفر و غنی شدن :

روایت شده است : هر کس در روز چهارشنبه آخر ماه صفر سوره الم نشرح ( انشراح ) و والتین و اذاجاء (نصر) و قل هو الله احد معوذتین ( فلق و ناس ) و فاتحه الکتاب هر یک را ۷ مرتبه بخواند حق تعالی او را غنی گرداند و از مقربان درگاه او شو

 

به جهت دفع فقر و پریشانی :

 

به جهت دفع فقر و پریشانی در شب جمعه دو رکعت نماز به جا آورد در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه سوره الم نشرح ( انشراح ) و یازده مرتبه ایات زیر را بخواند :

 

أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّکَ الْعَزِیزِ الْوَهَّابِ ﴿۹﴾

أَمْ لَهُم مُّلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا فَلْیَرْتَقُوا فِی الْأَسْبَابِ ﴿۱۰﴾

و بعد از فراغت از نماز هزار مرتبه با خضوغ و خشوع بگوید : یا وهاب

 

 

دعاهای رزق :

 

هنگامی که نعمت به انسان پشت کند زیا ذکر الحمد الله را بگوید و در هنگامی که ناراحتی هایتان زیاد می شود استغفار کنید و وقتی که فقر شما را تهدید می کند زیاد بگویید ذکر لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم را تا فقر به شما رو نیاورد

 

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ حُسْنَ الْمَعِیشَةِ مَعِیشَةً أَتَقَوَّى بِهَا عَلَى جَمِیعِ حَوَائِجِی وَ أَتَوَصَّلُ بِهَا فِی الْحَیَاةِ إِلَى آخِرَتِی مِنْ غَیْرِ أَنْ تُتْرِفَنِی فِیهَا فَأَطْغَى أَوْ تَقْتُرَ بِهَا عَلَیَّ فَأَشْقَى- أَوْسِعْ عَلَیَّ مِنْ حَلَالِ رِزْقِکَ وَ أَفِضْ عَلَیَّ مِنْ سَیْبِ فَضْلِکَ‏  نِعْمَةً مِنْکَ سَابِغَةً وَ عَطَاءً غَیْرَ مَمْنُونٍ ثُمَّ لَا تَشْغَلْنِی عَنْ شُکْرِ نِعْمَتِکَ بِإِکْثَارٍ مِنْهَا تُلْهِینِی بَهْجَتُهُ وَ تَفْتِنِّی زَهَرَاتُ زَهْوَتِهِ‏  وَ لَا بِإِقْلَالٍ عَلَیَّ مِنْهَا یَقْصُرُ بِعَمَلِی کَدُّهُ و یَمْلَأُ صَدْرِی هَمُّهُ أَعْطِنِی مِنْ ذَلِکَ یَا إِلَهِی غِنًى عَنْ شِرَارِ خَلْقِکَ وَ بَلَاغاً أَنَالُ بِهِ رِضْوَانَکَ وَ أَعُوذُ بِکَ یَا إِلَهِی مِنْ شَرِّ الدُّنْیَا وَ شَرِّ مَا فِیهَا لَا تَجْعَلِ الدُّنْیَا عَلَیَّ سِجْناً وَ لَا فِرَاقَهَا عَلَیَّ حُزْناً أَخْرِجْنِی مِنْ فِتْنَتِهَا مَرْضِیّاً عَنِّی مَقْبُولًا فِیهَا عَمَلِی‏ إِلَى‏ دَارِ الْحَیَوَانِ‏  وَ مَسَاکِنِ‏ الْأَخْیَارِ وَ أَبْدِلْنِی بِالدُّنْیَا الْفَانِیَةِ نَعِیمَ الدَّارِ الْبَاقِیَةِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ أَزْلِهَا  وَ زِلْزَالِهَا وَ

سَطَوَاتِ شَیَاطِینِهَا وَ سَلَاطِینِهَا وَ نَکَالِهَا وَ مِنْ بَغْیِ مَنْ بَغَى عَلَیَّ فِیهَا اللَّهُمَّ مَنْ کَادَنِی فَکِدْهُ وَ مَنْ أَرَادَنِی فَأَرِدْهُ وَ فُلَّ عَنِّی حَدَّ مَنْ نَصَبَ لِی حَدَّهُ وَ أَطْفِ عَنِّی نَارَ مَنْ شَبَّ لِی‏  وَقُودَهُ وَ اکْفِنِی مَکْرَ الْمَکَرَةِ وَ افْقَأْ عَنِّی عُیُونَ الْکَفَرَةِ وَ اکْفِنِی هَمَّ مَنْ أَدْخَلَ عَلَیَّ هَمَّهُ وَ ادْفَعْ عَنِّی شَرَّ الْحَسَدَةِ وَ اعْصِمْنِی مِنْ ذَلِکَ بِالسَّکِینَةِ وَ أَلْبِسْنِی دِرْعَکَ الْحَصِینَةَ وَ اخْبَأْنِی‏  فِی سِتْرِکَ الْوَاقِی وَ أَصْلِحْ لِی حَالِی وَ صَدِّقْ قَوْلِی بِفَعَالِی وَ بَارِکْ لِی فِی أَهْلِی وَ مَالِی.

 

 دعای رزق

اللَّهُمَّ سَأَلْتَ عِبَادَکَ‏ قَرْضاً مِمَّا تَفَضَّلْتَ بِهِ عَلَیْهِمْ وَ ضَمِنْتَ لَهُمْ مِنْهُ خَلَفاً وَ وَعَدْتَهُمْ عَلَیْهِ وَعْداً حَسَناً فَبَخِلُوا عَنْکَ فَکَیْفَ بِمَنْ هُوَ دُونَکَ إِذَا سَأَلَهُمْ فَالْوَیْلُ لِمَنْ کَانَتْ حَاجَتُهُ إِلَیْهِمْ فَأَعُوذُ بِکَ یَا سَیِّدِی أَنْ تَکِلَنِی إِلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ فَإِنَّهُمْ لَوْ یَمْلِکُونَ خَزَائِنَ رَحْمَتِکَ لَأَمْسَکُوا خَشْیَةَ الْإِنْفاقِ‏ بِمَا وَصَفْتَهُمْ‏ وَ کانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً اللَّهُمَّ ا قْذِفْ فِی قُلُوبِ عِبَادِکَ مَحَبَّتِی وَ ضَمِّنِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ رِزْقِی وَ أَلْقِ الرُّعْبَ فِی قُلُوبِ أَعْدَائِکَ مِنِّی وَ آنِسْنِی بِرَحْمَتِکَ وَ أَتْمِمْ عَلَیَّ نِعْمَتَکَ وَ اجْعَلْهَا مَوْصُولَةً بِکَرَامَتِکَ إِیَّایَ وَ أَوْزِعْنِی شُکْرَکَ وَ أَوْجِبْ لِیَ الْمَزِیدَ مِنْ لَدُنْکَ وَ لَا تُنْسِنِی وَ لَا تَجْعَلْنِی مِنَ الْغَافِلِینَ أَحِبَّنِی وَ حَبِّبْنِی وَ حَبِّبْ إِلَیَّ مَا تُحِبُّ مِنَ الْقَوْلِ وَ الْعَمَلِ حَتَّى أَدْخُلَ فِیهِ بِلَذَّةٍ وَ أَخْرُجَ مِنْهُ بِنَشَاطٍ وَ أَدْعُوَکَ فِیهِ بِنَظَرِکَ مِنِّی إِلَیْهِ لِأُدْرِکَ بِهِ مَا عِنْدَکَ مِنْ فَضْلِکَ الَّذِی مَنَنْتَ بِهِ عَلَى أَوْلِیَائِکَ وَ أَنَالَ بِهِ طَاعَتَکَ إِنَّک‏ قَرِیبٌ مُجِیبٌ رَبِّ إِنَّکَ عَوَّدْتَنِی عَافِیَتَکَ وَ غَذَّوْتَنِی بِنِعْمَتِکَ وَ

تَغَمَّدْتَنِی بِرَحْمَتِکَ تَغْدُو وَ تَرُوحُ بِفَضْلِ ابْتِدَائِکَ لَا أَعْرِفُ غَیْرَهَا وَ رَضِیتَ مِنِّی بِمَا أَسْدَیْتَ إِلَیَّ أَنْ أَحْمَدَکَ بِهَا شُکْراً مِنِّی عَلَیْهَا فَضَعُفَ شُکْرِی لِقِلَّةِ جُهْدِی فَامْنُنْ عَلَیَّ بِحَمْدِکَ کَمَا ابْتَدَأْتَنِی بِنِعْمَتِکَ فَبِهَا تَتِمُّ الصَّالِحَاتُ فَلَا تَنْزِعْ مِنِّی مَا عَوَّدْتَنِی مِنْ رَحْمَتِکَ فَأَکُونَ مِنَ الْقَانِطِینَ فَإِنَّهُ لَا یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَتِکَ إِلَّا الضَّالُّونَ رَبِّ إِنَّکَ قُلْتَ‏ وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونَ‏ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ وَ أَتْبَعْتَ ذَلِکَ مِنْکَ بِالْیَمِینِ لِأَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ فَقُلْتَ‏ فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّکُمْ تَنْطِقُونَ‏ فَعَلِمْتُ ذَلِکَ عِلْمَ مَنْ لَمْ یَنْتَفِعْ بِعِلْمِهِ حِینَ أَصْبَحْتُ وَ أَمْسَیْتُ وَ أَنَا مُهْتَمٌّ بَعْدَ ضَمَانِکَ لِی وَ حَلْفِکَ لِی عَلَیْهِ هَمّاً أَنْسَانِی ذِکْرَکَ فِی نَهَارِی وَ نَفَى عَنِّی النَّوْمَ فِی لَیْلِی فَصَارَ الْفَقْرُ مُمَثَّلًا بَیْنَ عَیْنَیَّ وَ مَلَأَ قَلْبِی أَقُولُ مِنْ أَیْنَ وَ إِلَى أَیْنَ وَ کَیْفَ أَحْتَالُ وَ مَنْ لِی وَ مَا أَصْنَعُ وَ

مِنْ أَیْنَ أَطْلُبُ وَ أَیْنَ أَذْهَبُ وَ مَنْ یَعُودُ عَلَیَّ أَخَافُ شَمَاتَةَ الْأَعْدَاءِ وَ أَکْرَهُ حُزْنَ الْأَصْدِقَاءِ فَقَدِ اسْتَحْوَذَ الشَّیْطَانُ عَلَیَّ إِنْ لَمْ تُدَارِکْنِی مِنْکَ بِرَحْمَةٍ تُلْقِی بِهَا فِی نَفْسِیَ الْغِنَى وَ أَقْوَى بِهَا عَلَى أَمْرِ الْآخِرَةِ وَ الدُّنْیَا فَارْضَنِی یَا مَوْلَایَ بِوَعْدِکَ کَیْ أُوفِیَ بِعَهْدِکَ وَ أَوْسِعْ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِکَ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْعَامِلِینَ بِطَاعَتِکَ حَتَّى أَلْقَاکَ سَیِّدِی وَ أَنَا مِنَ الْمُتَّقِینَ اللَّهُمَ‏ اغْفِرْ لِی‏ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْغافِرِینَ‏ وَ ارْحَمْنِی‏ وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ‏ وَ اعْفُ عَنِّی وَ أَنْتَ خَیْرُ الْعَافِینَ وَ ارْزُقْنِی وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ وَ أَفْضِلْ عَلَیَّ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْمُفْضِلِینَ وَ تَوَفَّنِی مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ‏ وَ لا تُخْزِنِی‏ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَوْمَ یُبْعَثُونَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ‏ یَا وَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَا عِلْمَ لِی بِمَوْضِعِ رِزْقِی وَ إِنَّمَا أَطْلُبُهُ بِخَطَرَاتٍ تَخْطُرُ عَلَى قَلْبِی فَأَجُولُ فِی طَلَبِهِ فِی الْبُلْدَانِ وَ أَنَا مِمَّا

أُحَاوِلُ طَالِبٌ کَالْحَیْرَانِ لَا أَدْرِی فِی سَهْلٍ أَوْ فِی جَبَلٍ أَوْ فِی أَرْضٍ أَوْ فِی سَمَاءٍ أَوْ فِی بَحْرٍ أَوْ فِی بَرٍّ وَ عَلَى یَدَیْ مَنْ هُوَ وَ مِن‏ قِبَلِ مَنْ وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ عِلْمَ ذَلِکَ کُلِّهِ عِنْدَکَ وَ أَنَّ أَسْبَابَهُ بِیَدِکَ وَ أَنْتَ الَّذِی تَقْسِمُهُ بِلُطْفِکَ وَ تُسَبِّبُهُ بِرَحْمَتِکَ فَاجْعَلْ رِزْقَکَ لِی وَاسِعاً وَ مَطْلَبَهُ سَهْلًا وَ مَأْخَذَهُ قَرِیباً وَ لَا تُعَنِّنِی بِطَلَبِ مَا لَمْ تُقَدِّرْ لِی فِیهِ رِزْقاً فَإِنَّکَ غَنِیٌّ عَنْ عَذَابِی وَ أَنَا إِلَى رَحْمَتِکَ فَقِیرٌ فَجُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِکَ یَا مَوْلَایَ إِنَّکَ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ.

 

 

 برای رفع قرض زیاد :

در روایتی امده است هر کس قرض زیاد دارد باید سوره حمد را زیاد بخواند و سپس استغفار نماید به این گونه :

سُبْحَانَ‏ اللَّهِ‏ وَ بِحَمْدِهِ‏ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ‏ وَ أَسْأَلُهُ‏ مِنْ‏ فَضْلِه‏

قرضش ادا خواهد شد

 

نماز برای رزق و روزی :

ابن طیار محضر امام صادق علیه السلام عرض کرد : هر چه داشتم از دستم رفته و زندگی برایم تنگ شده . حضرت  فرمود : آیا دربازار مغازه ای داری ؟ عرض کردم : بله ولی رهایش کرده ام .امام فرمود : به کوفه برگشتی مغازه ات را باز کن . آب و جارو  کن و هنگام خروج از خانه دورکعت یا چهار رکعت ( تردید از راوی است ) نماز بخوان و بعد از نماز این دعا را بخوان :

تَوَجَّهْتُ‏ بِلَا حَوْلٍ‏ مِنِّی‏ وَ لَا قُوَّةٍ وَ لَکِنْ بِحَوْلِکَ یَا رَبِّ وَ قُوَّتِکَ وَ أَبْرَأُ مِنَ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ إِلَّا بِکَ فَأَنْتَ حَوْلِی وَ مِنْکَ

قُوَّتِی اللَّهُمَّ فَارْزُقْنِی مِنْ فَضْلِکَ الْوَاسِعِ رِزْقاً کَثِیراً طَیِّباً وَ أَنَا خَافِضٌ فِی عَافِیَتِکَ فَإِنَّهُ لَا یَمْلِکُهَا أَحَدٌ غَیْرُک‏

ابن طیار گفت : همین کار را انجام دادم و هنگامی که خواستم در مغازه بروم می ترسیدم مالک مغازه سرزده بیاید و خواستار اجاره باشد و من هم چیزی ندارم ! اما به هر حال رفتم . مردی آمد و گفت :نصف مغازه ات را به من اجاره بده من نیز نصف مغازه را به قیمت کل آن اجاره دادم و او مقداری از اجناس خودرا به من عرضه کرد . گفتم : یک کاری برای من انجام بده . مقداری از کالایت را نسیه به من بفروش تا من سرمایه کار کنم .گفت :چگونه چنین کنم ؟ گفتم خدا را بر این داد و ستد شاهد می گیرم .او گفت : مقداری از این جنس را بردار . من اجناس را تحویل گرفتم و در دفترم یادداشت کردم . اتفاقا هوا سرد شد و کالای من همان روز فروش رفت . پول آن را گرفتم و به صاحبش دادم و سودم را برداشت کردم مدتی کارم بر این منوال گذشت . نسیه می خریدم و می فروختم . تا وضع زندگیم خوب شد و چند چهار پا و چند غلام و خانه هایی نیز ساختم

 

 

افزایش رزق و  روزی و رواج متاع و کالا :

هر روز بیست بار این ذکر را بگو زیرا روزی را افزایش  داده و متاع و کالا را رواج می دهد

لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ وَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کَثِیراً اللَّهُمَ‏ إِنِّی‏ أَسْأَلُکَ مِنْ فَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ فَإِنَّهُ لَا یَمْلِکُهُمَا أَحَدٌ غَیْرُک‏

 

 

طریقه ختم سوره ماعون :

طریقه ختم سوره ارایت ( ماعون ) از مجربات است بجهت گشادگی نعمت و فتح عظیم

پانزده بار سوره ارایت را بخواند و از عقب هر یک بار  این ایه را بخواند

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ

و سحر کند در شب دوشنبه و بعد از آن ۱۵ مرتبه صلوات بفرستد  در نعمت بر وی گشاده گردد فتح عظیم یابد بکرات تجربه شده .

 

گنجی از گنج های کرم الهی :

در روایت آمده : هر که در شب جمعه دو رکعت نماز در هر رکعت بعد از حمد ۷ مرتبه سوره انشراح و  ۱۱ مرتبه آیات ۹ و ۱۰ سوره ص

أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّکَ الْعَزِیزِ الْوَهَّابِ

أَمْ لَهُم مُّلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا فَلْیَرْتَقُوا فِی الْأَسْبَابِ

را بخواند وقتی سلام دهد ۱۰۰۰ مرتبه بگوید ( یا وهاب )خداوند تعالی به او عطا کند گنجی از گنج های کرم خود را که از حساب او عاجز آید ان شاء الله تعالی

+

 

 

دعا برای محو و نابودی دیگران (در محل حق)

 

اخطار مخصوص:

اگر در محل غیر حق,این عمل در حق فرد مظلوم انجام گرفته وی را به مهلکه اندازی,نتیجه عمل عکس شود و خودت دچار قهر و غضب و پریشانی گردی.زنهار در این عمل احتیاط کامل کن.

۱-اگر کسی دائم این اسم شریف ورد کند(یا قابض) هیچ ظالم و قاهری بر او نتواند ضرر و زیان برساند

۲-برای قهر و تهدید ظالم شرور غیر قابل هدایت,در نصف شب,شب سه شنبه در محلی خلوت نشسته فرد ظالم را در نظر مجسم کن و ۹۰۳ بار (یا قابض) را بخوان.باذن الله تعالی بزودی آن ظالم مکافات اعمال خود مشاهده کند.

۳-اگر کسی دائم یا قابض را ذکر کند.کسی با او عناد(ستیزه,لج و لجبازی) نورزد و زبان همگان در حق وی مسکوت ماند,یا کسی علیه او کاری نتواند انجام دهد,و کسی بر کارهایش سوء ظن نبرد

۴-وفق اسم شریف (یا قابض) را در ساعت اشرف زحل بر یک لوح از جنس سرب نقش کن.بگو( الهم قابض علیه) و اسم فرد را بیان کن و ذکر (یا قابض) را قرائت کن و بر آن شخص فوت کن.باذن الله دعا قبول شود.در قلب شخص مورد نظر دردی عمیق پیدا شود.

 

۵-برای محو نابودی و هلاکت شخصی نام وی را همراه نام یا قابض دائم ذکر کن.آن فرد دچار بلایا و مصائبی شود که بهیج عنوان گریز از آن نتواند.(دقت شود که به ناحق نام شخصی ذکر نشود که برای نیت کننده خطر بسیار دارد,تا میتوانی این عمل حتی در مورد بجا نیز دعا برای محو و نابودی

ادامه ذکر نایاب

دو رکعت نماز بخواند.در رکعت اول یک بار حمد و یک بار ((قل یا ایها الکافرون)) و آیه ((لا اعبد ما تعبدون)) را ۱۰ بار تکرار کند و بعد سوره را تمام کند و در رکعت دوم یک بار حمد و هفت بار سوره ((قل یا ایها الکافرون)) تا آخر بدون تکرار آیه بخواند که هر سحری که برای آن شخص کرده باشند باطل گردد.والله اعلم بالصواب.

همچنین اگر در روز یکشنبه به وقت طلوع آفتاب این سوره (سوره کافرون) را ده بار بخواند هر حاجت که از خدای تعالی بخواهد روا گردد

اگر کسی را سحر و جادو کرده باشند روز یکشنبه سوره مبارکه مزمل را با وضو به گلاب و زعفران نوشته و در آب پاک بشویند و شخص سحر زده بنوشد

 

 

 

دم

 

 

چون قمر در برج سنبله باشد(میتوان از بخش ساعات روز در همین سایت متوجه شد) سوره((قل اعوذ برب الفلق)را در رقعه نویسد به سیاهی که از پشم شتر سوخته باشد همراه خود نگهدارد وسواس از او زایل گردد و اگر او را سحر کرده باشد و یا چشم زخم رسیده باشد دفع گردد

از امام رضا سوال شد از سحر,فرمود:آن نیز واقعیت دارد و به اذن خدا اثر میکند و ضرر می رساند و اگر گرفتار شدی دستت را تا محاذی صورت (روبروی صورت) بالا ببر و بخوان 

 

 

با توجه به آیات و احادیث وارده از معصومین(ع) و همچنین تاثیر سحر در وجود مقدس پیغمبر(ع)خاصیت سحر در به وجود آمدن محبت و بغض و غم و امثالهم ثابت می گردد و احتمال زیاد در این عمل شیاطین دخیل می باشد و همچنین راه باطل کردن آن از طریق توکل و الدعا و آیات و تعویذات می باشد.

 

 

 

ختم سوره یس برای رسیدن به حاجت

 

به نیت حاجت وضو گرفته و رو به قبله با حضور قلب صد بار صلوات بفرستد و شروع در خواندن سوره نماید و حاجت خود را در سه جا به خاطر بگذارند و از خداون بخواهد یکی بعد از((امام مبین))(آیه ۱۲) و یکی بعد از ((کل فی فلک یسبحون))(آیه ۴۱) و دیگری بعد از ((سلام قولا من رب رحیم))(آیه ۵۹) و چون به آیه ((سلام قولا من رب رحیم)) رسیده سی و چهار بار یا چهارده بار آیه را تکرار کند و چون خواندن سوره تمام گردید این دعا را بخواند:

 

نوع دیگر:

سوره یس را بخواند و چون به آیه((سلام قولا من رب رحیم)) برسد آیه را هفتاد مرتبه تکرار نماید و مطلب و حاجت را از حق تعالی بخواهد که مجرب است.

طریقه دوم ختم سوره مبارکه یس

از روز جمعه شروع کند تا روز پنج شنبه و هر روز سه بار سوره را بخواند که در مدت یک هفته بیست و یک بار سوره را خوانده باشد و هر روز بعد از فراغ این دعا

 

و همچنین اگر بتواند در یک مجلس بیست و یک مرتبه سوره را بخواند از برای هر مطلب تجربه شده است و لکن:

به جهت وسعت رزق از روز پنج شنبه شروع کند

و جهت دفع دشمن دین از روز سه شنبه شروع کند

و به جهت رفعیت و عزت از روز یک شنبه شروع کند

و از برای علوم و دین روز چهار شنبه شروع نماید.

ختم سوره یس(۳)

جهت مطالب شرعیه:هر کس این سوره با این ترتیب پنج روز هر روز به نیت یکی از خمسه النجباء بخواند.

روز اول به نیت پیغمبر(ص)

روز دوم به نیت علی(ع)

روز سوم به نیت فاطمه (س)

روز چهارم به نیت امام حسن(ع)

روز پنجم به نیت امام حسین(ع)

و بعد از تمام شدن بگوید الهی این پنج بزرگوار را به تو شفیع آوردم که فلان حاجتم را برآور,

ان شا الله مستجاب گردد.

و همچنین اگر در کاری فرو مانده باشی و تدبیر کار خود را ندانی در سوره یس هفت جا ایه مبین است سوره را بخواند و به هر مبین که رسد حاجت بخواهد بعد از اتمام آنچه میتواند صدقه دهد که ان شا الله حاختم سوره یس برای رسیدن به حاجتختم سو

ادامه ذکر نایاب

 

طلسم همه کاره

 

 

 

فقراتی از دعای جوشن کبیر که هر فقره از آن برای امری ، تاثیر مجرب دارد .

برای درجه یافتن یا ذا الحمد و الثناء یا ذا الفخر و البهاء یا ذاالمجد والسناء یا ذا العهد والوفاء یا ذا العفو والرضاء یا ذا المن و العطاء یا ذا العز و البقاء یا ذاالجود و السخاء یا ذا الالاء و النعماء

.........................................................

برای برکت یافتن اللهم انی اسئلک باسمک یا مانع یا دافع یا رافع یا صانع یا نافع یا سامع یا جامع یا شافع یا واسع یا موسع

........................................................

برای ایمان نگه داشتن یا صانع کل مصنوع یا خالق کل مخلوق یا رازق کل مرزوق یا مالک کل مملوک یا کاشف کل مکروب یا فارج کل مهموم یا راحم کل مرحوم یا ناصر کل مخذول یا ساتر کل معیوب یاملجا کل مطرود

........................................................

برای گشادن بخت یا عدتی عند شدتی یا رجائی عند مصیبتی یا مونسی عند وحشتی یا صاحبی عند غربتی یا ولیی عند نعمتی یا غیاثی عند کربتی یا دلیلی عند حیرتی یا غنائی عند افتقاری یا ملجای عند اضطراری یا معینی عند مفزعی یا علام الغیوب یا غفارالذنوب یا ستارالعیوب یا کاشف الکروب یا مقلب القلوب یا طبیب القلوب یا منور القلوب یا انیس القلوب یا مفرج الهموم یا منفس الغموم

........................................................

برای سلطنت یافتن اللهم انی اسئلک باسمک یا جلیل یا جمیل یا وکیل یا کفیل یا دلیل یا قبیل یا مدیل یا منیل یا مقیل یا محیل

.......................................................

جهت افزونی نعمت یا دلیل المتحیرین یا غیاث المستغیثین یا صریخ المستصرخین یا جارالمستجیرین یا امان الخائفین یا عون المومنین یا راحم المساکین یا ملجا العاصین یا غافر المذنبین یا مجیب دعوة المضطرین

........................................................

جهت فراخی روزی یا ذالنعمة السابغة یا ذاالرحمة الواسعة یا ذاالمنة السابقة یا ذاالحکمة البالغة یا ذاالقدرة الکاملة یا ذاالحجة القاطعه یا ذاالکرامة الظاهرة یا ذالعزة الدائمة یا ذاالقوة المتینه یا ذاالعظمة المنیعة

.......................................................

جهت فتح مهمات یا ذاالجود والاحسان یا ذا الفضل و الامتنان یا ذاالامن والامان یا ذاالقدس و السبحان یا ذاالحکمة والبیان یا ذاالرحمة و الرضوان یا ذاالحجة والبرهان یا ذاالعظمة و السلطان یا ذاالرافة والمستعان یا ذاالعفو والغفران

.........................................................

جهت برامدن حاجات یا من هو رب کل شیء یا من هو اله کل شیء یا من هو خالق کل شیء یا من هو صانع کل شیء یا من هو قبل کل شیء یا من هو بعد کل شیء یا من هو فوق کل شی ء یا من هو عالم بکل شیء یا من هو قادر علی کل شیء یا من هو یبقی و یفنی کل شیء

.........................................................

جهت برکت یافتن اللهم انی اسئلک باسمک یا مومن یامهیمن یا مکون یا ملقن یامبین یا مهون یاممکن یا مزین یا معلن یامقسم

.........................................................

جهت آسانی کارها- یا من هو فی ملکه مقیم یا من هو فی سلطانه قدیم یا من هو فی جلاله عظیم یا من هو علی عباده رحیم یا من هو بکل شیء علیم یا من هو بمن عصاه حلیم یا من هو بمن رجاه کریم یامن هو فی صنعه حکیم یا من هو فی حکمته لطیف یا من هو فی لطفه قدیم

.........................................................

جهت رفع غم یا من لا یرجی الافضله یا من لا یسئل الا عفوه یا من لا ینظر الا بره یا من لا ینظر الا بره یا من لایخاف الاعدله یا من لایدوم الا ملکه یا من لا سلطان الا سلطانه یا من وسعت کل شیء رحمته یا من سبقت رحمته غضبه یا من احاط بکل شیء علمه یا من لیس احد مثله

.........................................................

جهت دشواری یا فارج الهم یا کاشف الغم یا غافرالذنب یا قابل التوب یا خالق الخلق یا صادق الوعد یا موفی العهد یا عالم السر یا فالق الحب یا رازق الانام

........................................................

جهت امرزش اللهم انی اسئلک باسمک یا علی یا وقی یاغنی یا ملی یا حفی یا رضی یا زکی یا بدی ء یا قوی یا ولی

.........................................................

جهت دفع شرور یا من اظهر الجمیل یا من ستر القبیح یا من لم یواخذ باجریره یا من لم یهتک الستر یا عظیم العفو یا حسن التجاوز یا واسع المغفره یا باسط الیدین بالرحمة یا صاحب کل نجوی یا منتهی کل شکوی

...........................................................

جهت دفع بلاها- یا بدیع السموات یا جاعل الظلمات یا راحم العبرات یا مقیل العثرات یا ساترالعورات یا محیی الاموات یا منزل الایات یا مضعف الحسنات یا ماحی السیئات یا شدید النقمات

...........................................................

جهت عزیز شدن یا رب البیت الحرام یا رب الشهر الحرام یا رب البلد الحرام یا رب الرکن والمقام یا رب المشعر الحرام یا رب المسجد الحرام یا رب الحل و الحرام یا رب النور و الظلام یا رب التحیة والسلام یا رب القدرة فی الانام

..........................................................

جهت جنگ کردن یا عاصم من استعصمه یا راحم من استرحمه یا غافر من استغفره یا ناصر من استنصره یا حافظ من استحفظه یا مکرم من استکرمه یا مرشد من استرشد یا صریخ من استصرخه یا معین من استعانه یا مغیث من استغاثه یا عزیز لایضام یا لطیفا لا یرام یا قیوما لاینام یا دائما لا یفوت یا حیا لایموت یا ملکا یا یزول یا باقیا لا یغنی یا عالما یا یجهل یا صمدا لا یطعم یا قویا لایضعف

..........................................................................

جهت ایمن شدن اللهم انی اسئلک باسمک یا احد یا واحد یا شاهد یا ماجد یا حامد یا راشد یا باعث یا وارث یا ضار یا نافع یا اعظم من کل عظیم یا اکرم من کل کریم یا ارحم من کل رحیم یا اعلم من کل علیم یا احکم من کل حکیم یا اقدم من کل قدیم یا اکبر من کل کبیر یا الطف من کل لطیف یا اجل من کل جلیل یااعز من کل عزیز یا کریم الصفح یا عظیم المن یا کثیر الخیر یا قدیم الفضل یا دائم اللطف یا لطیف الصنع

یا منفس الکرب یا کاشف الضر یامالک الملک یا قاضی الحق

..........................................................

جهت ایذای دشمن اللهم انی اسئلک باسمک یا کافی یا شافی یا وافی یا هادی یا داعی یا قاضی یا عالی با باقی یا من کل شی خاضع له یا من کل شی خاشع له یا من کل شی کائن له یا من کل شی موجود به یا من کل شی منیب الیه یا من کل شی خائف منه یا من کل شی قائم به یا من کل شی صائر الیه یا من کل شی یسبح بحمده یا من کل شی هالک الا وجهه یا منلا مفر الا الیه یا من لا مفزع الا الیه یا منلامقصد الاالیهیا من لا منجا منه الا الیه یا من لا یرغب الا الیه یا من لاحول و لاقوة الا به یا من لایستعان الابه یا من لایتوکل الا علیه یا من لایرجی الا هو یا من لایعبد الا هو

.........................................................

جهت دفع امراض یاخیر المرهوبین یا خیرالمرغوبین یا خیر المطلوبین یا خیر المسئولین یا خیر المقصودین یا خیرالمذکورین یاخیرالمشکورین یاخیرالمحبوبین یاخیرالمدعوین یاخیرالمستانسین

..........................................................

برای امراض کودکان یا من خلق فسوی یا من قدر فهدی یامن یکشف البلوی یا من یسمع النجوی یامن ینقذ الغرقی یا من ینجی الهلکی یامن یشفی المرضی یا من اضحک و ابکی یامن امات و احیی یا من خلق الزوجین الذکر والانثی

..........................................................

برای خلاصی از بند اللهم بحق العرش ومن علاه و بحق الوحی و من اوحاه و بحق النبی و من نباه وبحق البیت و من بناه یا سامع کل صوت یا جامع کل فوت یا باریء النفوس بعدالموت صل علی محمد واهل بیته و اتنا و جمیع المومنین و المومنات فی مشارق الارض و مغاربها فرجا من عندک بشهادة ان لا اله الا الله وان محمدا عبدک و رسولک صلی الله علیه واله و علی ذریته الطیبین الطاهرین وسلم تسلیماکثیرا

.........................................................................

جهت خشنودی اللهم انی اسئلک باسمک یا مصور یا مقدر یا مدبر یا مطهر یا منور یا میسر یا مبشر یا منذر یا مقدم یا موخر

........................................................................

جهت دفع دیو و پری یا من هو فی عهده وفی یا من هو فی وفائه قوی یا من هو فی قوته علی یا من هو فی علوه قریب یا من هو فی قربه لطیف یا من هو فی لطفه شریف یا من هو فی شرفه عزیز یا من هو فی عزه عظیم یا من هو فی عظمته مجید یا من هو فی مجده ح

+

 

 

ذکر همه کاره

 

واللهُ واسِعٌ عَلیمٌ،(خدا به حقیقت، توانگر و داناست.)

واسع، آن غنی مطلق است که فقر را برطرف می کند و تمام حاجات را برآورده می کند و به رزق، وسعت می بخشد.

خواص:

1- برای وسعت رزق در هر روز 137 مرتبه ذکر« یا واسع» خوانده شود.

2- برای وسعت پیدا کردن علم در هر روز 137 مرتبه ذکر« یا واسع» خوانده شود.

3- برای رفع خوف و ترس دل در هر روز 137 مرتبه ذکر« یا واسع» خوانده شود.



     

گر کسی حاجت مهمی داشته باشه در مکان خلوتی بنشیند بدون اینکه با کسی صحبت کند (پانصد و سی بار) این صلوات را بفرستد.

اَ للّهُمَّ صَـَـلِّ عَلی فاطِـمَـةََََ وَ اَبیهاوَ بَـعْـلِهاوَ بَنیها بِعَـدَدِ ما اَحاطَ بِه عِـلْمُکْ

حاجتش برآورده میشود ان شاء الله.






هر که خواهد کسی را عاشق و مبتلای خود گرداند این آیه  که آیه مودت میگویند(محبت و دوستی) چهارده مرتبه در شب بخواند و بر شیرینی و میوه یا چیزیکه دلخواه مطلوب  او باشد بر آن دم کند و بخوردش دهد .بیشک بر وی عاشق گردد.و طریقه دوم اینست که این آیه هر روز چهل مرتبه بر شیرینی یا بر چیز دیگری خوردنی خوانده فوت کند و بخورد مطلوبش دهد فورا عاشق گردد و خواننده را هم انواع فوائد بیند و آیه اینست

یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللهِ وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حب

 

 

     

دعا برای تحبیب و تسخیر دیگران
هر کس هفت مرتبه آیه 7 از سوره ممتحنه «عسی ان یجعل بینکم و بین الذین عادیتهم منهم موده و اله قدیر، و الله غفور رحیم» را به کف دست خود بخواند و بدمد، سپس به صورت خود بکشد، هر که او را ببیند، دوستش دارد
همچنین هر کس هفت روز، روزی 25 مرتبه صبح و 25 مرتبه عصر دعای زیر را بخواند، در جلب محبت دیگران اثر عظیم دارد.
«بسم الله الرحمن الرحیم سخرلی فلان ابن فلان الحمدلله رب العالمین یا رقیب سخرلی قلبه الرحمان الرحیم یا ودود سخرلی فلان ابن فلان مالک یوم الدین یا رقیب سخرلی قلبه ایاک نعبد و ایاک نستعین یا ودود سخرلی فلان بن فلان اهدنا الصراط المستقیم یا رقیب سخرلی فلان بن فلان صراط الذین انعمت علیهم یا ودود سخرلی فلان بن فلان غیرالمغضوب علیهم یا رقیب سخرلی فلان بن فلان و لاالضالین یا ودود سخرلی فلان

ادامه ذکر نایاب

 

 

ادعیة السِّر برای رفع ترس اجنه و شیاطین :

 

 هر کس از اجنه و شیاطین می ترسد زمانیکه ترس دارد بگوید :

يَا مُمَكِّنَ هَذَا مِمَّا فِي يَدَيْهِ وَ مُسَلِّطَهُ عَلَى‏ كُلِ‏ مَنْ‏ دُونَهُ‏ وَ مُعَرِّضَهُ‏ فِي ذَلِكَ لِامْتِحَانِ دِينِهِ عَلَى كُلِّ مَنْ دُونَهُ

إِنَّهُ يَسْطُو بِمَرَحِهِ فِيمَا آتَيْتَهُ مِنَ الْمُلْكِ وَ يَجُورُ فِينَا وَ يَتَجَبَّرُ بِافْتِخَارِهِ‏ بِالَّذِي ابْتَلَيْتَهُ بِهِ مِنَ التَّعْظِيمِ عِنْدَ

عِبَادِكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَسْلُبَهُ مَا هُوَ فِيهِ أَنْتَ بِقُوَّةٍ لَا امْتِنَاعَ لَهُ مِنْهَا عِنْدَ إِرَادَتِكَ‏  فِيهَا إِنِّي أَمْتَنِعُ مِنْ شَرِّ هَذَا

بِخَيْرِكَ وَ أَعُوذُ مِنْ قُوَّتِهِ بِقُدْرَتِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ ادْفَعْهُ عَنِّي وَ آمِنِّي مِنْ حِذَارِي مِنْهُ بِحَقِّ

وَجْهِكَ وَ عَظَمَتِكَ يَا عَظِيم‏

هر گاه چنین کرد هیچ بدی و گزندی از اجنه و شیاطین به تو نمی رسد

+

 

     

این دعایی که در این بخش قرار میدهم  هر کس که دارای دو حالات زیر باشد در او اثر قوی و فوق العاده ای دارد.

کسانی که  ۱- نماز را در هر سه وعده از شبانه روز میخوانند و نمازشان قضا نمیشود.

۲- حجاب را رعایت میکنند.

اگر کسانی که این دو حالت فوق را انجام میدهند هم خودشان میتوانند این دعا را بنویسند و هم در آنها اثر فوق العاده ای دارد.

برای رسیدن به معشوق خویش بنویسد سوره «فاتح الکتاب» و «اخلاص» و «فلق» و «ناس»

و بنویسد این آیات زیرا و بعد این تعویض را نزد خود نگه دارد.

وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ یَنسِفُهَا رَبِّی نَسْفًا فَیَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا لَا تَرَى فِیهَا عِوَجًا وَلَا

أَمْتًا«طه/۱۰۷-۱۰۵»  یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ لَا یَفْتُرُونَ«انبیاء /۲۰» وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ

شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا«اسراء / ۸۲» وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِیقَاتِنَا

وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیْکَ قَالَ لَن تَرَانِی وَلَکِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ

فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ

إِلَیْکَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ «اعراف /۱۴۳»  مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا یَبْغِیَانِ«الرحمن /

۲۰ و ۱۹» فَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاکَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَکَانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ

الْعَظِیمِ«شعراء / ۶۳» وَهُوَ الَّذِی مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَیْنَهُمَا

بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا«فرقان /۵۴» وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا«طه /

۱۱۱» وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ

اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا«طلاق / ۳»

قاعده:

قبل از نوشتن وضو بگیرید

بهترین زمان نوشتن اولین پنج شنبه یا جمعه ماه قمری( که قوی ترین زمان برای نوشتن دعای محبت می باشد)

و غیر از آن روزهای یک شنبه سه شنبه پنج شنبه و جمعه از اول تا ۱۷ ماه قمری

رو به قبله بنشینید و قبل از نوشتن ۱۱ بار ایه الکرسی بخوانید و در ما بین عینین«یشفع – عنده»محبت کسی را قصد نماید.در واقع وقتی به یشفع عنده رسیدید  در ما بین دو «ع» محبت آن شخص را در نظر مجسم کنید.در واقع هر بار که ایه الکرسی را میخوانید این عمل را انجام دهید.

سپس ابتدا قلم را در دست بگیرید و بعد کاغذ را که کاغذ را روی زانوی پای راست بگذارید و  شروع به نوشتن کنید.

در حین نوشتن دهان خود را شیرین کنید.

و در حین نوشتن دائما ذکر «یا ودود» را تکرار کنید.

بهترین مرکب و کاغذ هم کاغذ زرد و  آبرسیدن به

     

سحر از مقولاتی است که در قرآن کریم نیز بدان اشاره شده و هنوز هم هستند افرادی که از این ابزار علیه دیگران استفاده می‌کنند.  برای رفع آن دستوراتی را توصیه فرمودند که بیشتر بر مبانی قرآنی استوار است.

از  “کسی که سحر شده باشد یا دچار چشم‌زخم شده باشد برای بطلان سحر و دفع چشم‌زخم باید چه کند؟

در پاسخ فرمودند: موارد ذیل را مراعات و عمل نمایید:

۱- قرآن کوچک همیشه همراه داشته باشید.
۲- معوذتین [ سوره‌های مبارکه فلق و ناس ] را بخوانید و تکرار نمائید.
۳- آیةالکرسی را بخوانید و در منزل نصب نمائید.
۴- چهار قل [ سوره‌های مبارکه توحید، کافرون، فلق و ناس ] را بخوانید و تکرار نمائید، خصوصا وقت خواب.
۵- در موقع اذان با صدای نسبتا بلند اذان بگوئید.
۶- روزی ۵۰ آیه از قرآن کریم را با صدای نسبتا بلند بخوانی

 

دعا برای آزار و اذیت جن ها

 

بسم الله الرحمن الرحیم
در روایات برای کسانی که از آزار و اذیت جنّیان می ترسند و برای دفع جنّ، دستور العمل هایی ذکر شده است که به برخی اشاره می کنیم:
1- دورى از تنهایى.
2- تغییر مکان و محل زندگى اگر چه به طور موقت.
3- صدقه دادن.
4- خواندن سوره هایى از قرآن که به چهار قل معروفند: که عبارتنداز: «کافرون»، «اخلاص»، «ناس»، «فلق» و نیز خواندن آیه «و ان یکاد»
5- خواندن آیه 83 سوره آل عمران با صدای بلند در مکان های ترسناک. (أَفَغَیرَ دِینِ اللَّهِ یبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کرْهاً وَ إِلَیهِ یرْجَعُون)
6- نوشتن دعای معروف به دعای ابودجانه، است.
7-   به فردی که ارواح جنیان او را اذیت می کردند، فرمود: با فاتحة الکتاب و سوره ناس و فلق تعویذ کنید (هرکدام 10 بار) و آن سوره ها را با مشک و زعفران در جامی (ظرفی) بنویسید. برای خوردن و وضو و غسل از آن ظرف استفاده کنید. آن شخص سه روز این عمل را انجام داد و آن پدیده برطرف شد.
8- خواندن دعایی که جبرئیل برای دفع جن به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله یاد داد: «أَعُوذُ بِکلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ الَّتِی لَا یجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَ لَا فَاجِرٌ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ وَ ذَرَأَ وَ بَرَأَ وَ مِنْ شَرِّ ما ینْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ مِنْ شَرِّ ما یعْرُجُ فِیها وَ مِنْ شَرِّ مَا یلِجُ فِی الْأَرْضِ وَ مِنْ شَرِّ ما یخْرُجُ مِنْها وَ مِنْ شَرِّ فِتَنِ اللَّیلِ وَ النَّهَارِ وَ شَرِّ الطَّوَارِقِ إِلَّا طَارِقاً یطْرُقُ بِخَیرٍ یا رَحْمَان».
9- دور کردن شیاطین به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمود: شیطان دو نوع است: شیطان جنی و شیطان انسی. شیطان جنی با گفتن: لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم دور می شود . شیطان انسی با گفتن صلوات بر محمد و آل محمد از انسان دور می شود.
10- برای پناه بردن از شر شیطان و جن "بسم الله الرحمن الرحیم" بگویید . سوره ناس و فلق و آیت الکرسی را بخوانید.
در خاتمه، اگر با انجام این راهکارها و دستورالعمل ها نتوانستید بر ترس خود از اجنه غالب شوید و همچنان از ناحیه آن ها احساس خطر می کنید ، می بایست برای بررسی بیشتر وضعیت خود به روانپزشک مراجعه کنید. گاهی وقت ها برخی انسان ها به خاطر عواملی دچار توهمات و هذیان هایی می گردند که لازم است برای درمان خود به روانپزشک مراجعه کنند و تحت درمان دارویی قرار گیرند.

+

 

 

دعا برای دفع چشم زخم و سحر از کودک

 

دعا برای دفع چشم زخم و سحر از کودک

دفع زهر و چشم بد وسحر، در گردن تعویذ کندو اگر بخورد پس زهر بروی اثر نکند:

يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلاَ تُسْرِفُوا إِنَّهُ لاَيُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ ط قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ط قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَاظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللّهِ مَا لاَتَعْلَمُونَ ط 5(اعراف33)

ایضاً

این دعارا برای نظر بد در گردن طفل تعویذ کرده باشد:

وَقَالَ يَا بَنِيَّ لاَ تَدْخُلُوا مِن بَابٍ وَاحدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ ...ط (یوسف67)

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ج وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ ط5(قلم52)

ایضاً

برای نظر بد در گردن طفل تعویذ کرده باشد:

لَخَلْقُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ ط(غافر57)

فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى‏ مِن فُطُورٍ ط ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئاً وَهُوَ حَسِيرٌ ط  (ملک4)

 

 

دعا برای رفع اثر چشم زخم

دعا برای چشم زخم

 این دعا آنچیزی است که یوسف(ع) برای یعقوب(ع) فرستاد:

اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِی یأْتِ بَصِیرًا وَأْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ. مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَ مَا طَغَی. وصلی الله علی سیدنا محمد وآله وصحبه

 

 

دعابرای دفع چشم زخم 

اين دعا را ۵ یا ۷ مرتبه بخواند و به فرد(بچه یا حیوان) دم کند، ان شاء الله فورا دفع می شود:

 ما شاءَ اللهُ لاحَول و لا قُوَّةَ الّا با للهِ اَللّهُمَّ بارِِكْ

     

عاشق کردن شوهر,عاشق کردن زن

ختم سوره ((قریش)):جهت ایجاد محبت بین دو شخص بعد از نماز صبح چند عدد غنچه گل را گرفته و بر آنها ۲۱ مرتبه سوره ((قریش)) را بخواند و بدمد همان غنچه ها را به محبوب خویش برساند به مجرب بو کشیدن در میان آن دو محبت بسیار پیدا خواهد شد ان شا الله این عمل بینهایت مجرب و آزموده است و به کار باطل و حرام انجام ندهید.(شفاء الاسقام/ ۲۷)

هر گا زنی که شوهرش از او راضی نیست,این آیه را بر شیرینی بخواند و بدمد و به شوهرش بدهد تا بخورد ان شا الله شوهرش با او مهربان خواهد شد:(بقره / ۱۶۵ و ر.ک:مخزن تعویذات / ۶۲ و ۶۱)

وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ

وَلَوْ یَرَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِیعًا وَأَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ

+

 

 

دعا برای دفع ترس

 

 

  : چون از امری بترسی ( جن، تاریکی ،تنهایی و...) می گویی (( یا کافیا من کل شی و لا یکفی منک شی فی السموات و الارض اکفنی ما اهمنی من امر الدنیا و 

الاخره و صل علی محمد و آله )) 
 


هرکسی از جن و شیطان بترسد هنگامی که ترس بر او داخل می شود بگوید :
 
(( یا الله الا له اکبر القاهر بقدرته جمیع عباده و المطاع لعظمته عند کل خلیقته و الممضی مشیته لسابق قدرته انت تکللاء ما خلقت باللیل و النهار و لا یمتنع من اردت به سوء بشیء دونک من ذلک السوء و لایحول احد دونک 

بین احد و ما ترید به من الخیر کل مایری فی قبضک و جعلت قبائل الجن و لشیاطین یروننا و لا نراهم وانا لکیدهم خائف ( صلی االه علی محمد و آل محمد ) فامنی من شرهم و باسهم بحق سلطانک العزیز یا عزیز )) 
 
هرگاه این را بگوید به او از سوی جن و شیطان هرگز بدی نرسد.



+

 

 

دعا جهت دفع فال بد

 

) فال خوب زدن را خوب، و فال بد زدن را خوش نداشت  هر کس چیز ناخوشایندی دید که به نظرش بد جلوه می آید این دعا را بخواند.

«اللهم لا یوتی الخیر الا انت، و لا یدفع السیئات الا انت و لا حول و لا قوه الا بک»

خدایا! خوبی را کسی جز تو نمی دهد، و بدیها را کسی جز تو دفع نمی کند، و هیچ جنبش و نیرویی نیست مگر به کمک تو



ادامه ذکر نایاب

دعا برای امان از جن و انس

بسم الله الرحمن الرحيم لا اله الا الله عليه توکلت و هو رب العرش العظيم ما شاء الله کان و ما لم يشا لم يکن اشهد ان الله علي کل شيء قدير وان الله قد احاط بکل شي ء علما اللهم اني اعوذ بک من شر نفسي و من شر کل دابة انت اخذ بناصيتها ان ربي علي صراط مستقيم

 

دعاي دفع ضرر جن و انس

 هر که اين دعا را بخواند پروا ندارم که اگر تمام جن وانس بر او جمع شوند ضرري به اونتوانند رسانيد

بسم الله الرحمن الرحيم - بسم الله وبالله من الله والي الله اللهم اني اسئلک اسلمت نفسي واليک وجهت وجهي و اليک فوضت امري واليک الجات ظهري و احفظني بحفظ الايمان من بين يدي وعن يميني و شمالي ومن فوقي و من تحتي ومن قبلي وادفع عني بحولک و قوتک ولا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم و صلي الله علي محمد واله الطاهرين

 

 دفع جن

1- مداومت کند سوره جن را بخواند  هر که اينسوره را بسيار بخواند تا در دنيا باشد از شر جنيان و سحر وکيد خلق ايمنباشد و کسي نتواند با او ضرر بزند ودر آخرت با پيامبر و اهل بيت او باشد


2- حرز ابو دجانه را بنويسند وبه سر در خانه يا ديوار رو به قبله جايي که بي احترامي نشود آويزان کندواگر نميشود در جايي از خانه نگه داري کند و اگر افراد را هم اذيت ميکنند اين حزر را نوشته البته با شرايط نوشتن که اهدا صلوات وغيره و باخود دارند.

3-براي حفاظت از جن زده آيه يا معشر الجن (از سوره الرحمن)را تا آخر سوره بنويسد و آيه الکرسي را تا آخر فيها خالدون  را دور آن بنويسيد و بر جن زده بياويزند به او اذيت نمي رساند.

 2 رکعت نماز حاجت خوانده شود و به حضرت ابو الفضل هديه شود ، بعد تسبيح حضرت زهرا صلي الله عليها خوانده و باز ثوابش هديه شود ،وسپس 133مرتبه (يا کاشِفَ الکَرب عَن وَجه الحُسَين اِکشِف کَربي بِحَقِ اَخيکَ الحُسَين) خوانده شود.


باطل كردن طلسم و دفع جن

 که در خانه ای که اهل آن را اجنه اذیت میکنند ویا جن درآن رفت و آمد دارد روز اول 70 مرتبه آیات سخره را بخواند وهر روز مداومت کند روزی یک باربخواند.

آیات سخره،آیات ۵۴-۵۵-۵۶ سوره اعراف است ، از(ان ربکم الله ...تا ... قریب من المحسنین)

 

براي دور کردن اجنه

  زير دست و پا ريختن  وپراکندن اسفند در جائي موجب دعوا ونزاع ميشود


براي جائي که اجنه سنگ مي اندازند: يکي از سنگها را بر داشته و به همان سمتي که از انجا امده پرتاب ميکنيد وميگوئيد 

(حسبي الله وکفي سمع الله لمن دعا ليس لي وراء الله منتهي)

 

دفع اجنه

 هر کسی درجایی که خالی از سکنه است شبی را بسر ببرد و این آیه کریمه را بخواند فرشتگان اورا محافظت می کنند و شیاطین و جن ازاو دور می شوند . (سوره اعراف آیه 54)

اِنَّ رَبَّکُمْ اللهُ الَّذی خَلَقَ السَّمواتِ ..... ..... رَبَّ العالَمین

 : هر کس برای دفع دیو وپری وجن سوره جن را هفت بار قرائت کند خداوند جن و پری را از او دور می کند .

 هر کس سوره احقاف را بنویسد وبا خود داشته باشد از شر جن و پری در امان خواهد بود ودر خواب وبیداری از همه آفات محفوظ می ماند و اگر شب آن را در زیر بالین خود بگذارد در شب هیچ آ فتی به اونخواهد رسید .

+

 

 

طلسم برای رهایی از...

 

برای رفع وسوسه

 

هرگاهاین حالت برایت پیش آمد بگو لا اله الا الله ،راوی گوید از آن پس هرگاهوسوسه ای در دلم ایجاد می شد، این ذکر را می گفتم و آن وسوسه ها برطرف میشد.

: «خواندن سوره «ناس» وسواس را منع می ک! من از وسوسه در سینه خود سختى مى کشم و من مردى عیال وار و نیازمندم .:

توکلت على الحى الذى لا یموت و الحمد لله الذى لم یتخذ صاحبة و لا ولدا و لم یکن له شریک فى الملک و لم یکن له ولى من الذل و کبره تکبیرا. دیرى نپایید که نزد او آمد و به آن حضرت عرض کرد: خدا وسوسه سینه ام را برد و بدهکارى مرا پرداخت و روزى ام را فراوان ساخت .



گریز از وساوس شیطانی


هر وقت شیطان وسوسه کرد و نتوانستید حریف نفس بشوید . هفت مرتبه بگویید

(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ.لا حَولَ و لا قوة الا بِاللهِ العَلیِّ العَظیم)

وقتی این ذکر را می گویید.هفت ملک به کمک شما می آیند و آن را دفع می کنند

 

برای رهایی از وسوسه و اندیشه های بیهوده 


از سعید بن یسار گوید: به امام صادق (ع ) گفتم : غمگین مى شوم . فرمود: بسیار بگو الله الله ربى لا اشرک به شیئا و هر گاه از وسوسه یا اندیشه هاى بیهوده (حدیث نفس ) بترسى بگو: بار خدایا! من بنده و بنده زاده توام و مهارم به دست تو است ، حکم تو درباره من عادلانه است و فرمانت درباره من مجرى است ، بار خدایا! من از تو خواهش مى کنم به حق هر نامى که دارى و آن را در قرآنت فرو فرستادى ، یا به یکى از آفریده هایت آموختى ، یا در علم غیب به خود اختصاص دادى که رحمت فرستى بر محمد و آل محمد و قرآن را نور چشم من سازى و بهار دل من و برطرف شدن اندوه و برنده همّ من گردانى . الله الله ربى لا اشرکُ به شیئا.



 

طلسم برای دفع شياطين

 

طلسم زیر برای دفع شیاطین میباشد.

ان ربکم الله الذي خلق السموات و الارض في ستة ايام ثم استوي علي العرش يغشي الليل النهار يطلبه حثيثا و الشمس و القمر و النجوم و مسخرات بامره الا له الخلق و الامر تبارک الله رب العالمين ادعوا ربکم تضرعا و خفية انه لايحب المعتدين و لاتفسدوا في الارض بعد اصلاحها وادعوه خوفا و طمعا ان رحمة الله قريب من المحسنين  تبارک الله رب العالمين

     
 
 

                                                                                                               

 

بهترین دعا ها برای کودکان شما

 

اگر کودک در کلام گفتن دیر کرد این دعاراتعویذ کرده باشد:

رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ج وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي لا وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِن لِسَانِي لا. يَفْقَهُوا قَوْلِي لا.وَاجْعَل لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي لا.هَارُونَ أَخِي لا.اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي لا.وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي لا.كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً ط (وَنَذْكُرَكَ كَثِيراً)إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيراً ط (طه35)

فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمانَ وَكُلّاً آتَيْنَا حُكْماً وَعِلْماً ...ط (انبیاء79)

لاَّ يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَقَالَ صَوَاباً ط (نباء38)

أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ ...ط   (فصلت21)

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ج خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ج اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ لا. الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ج عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ط اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّك... (علق5)

مَالَكُمْ لاَ تَنطِقُونَ ج(صافات92)

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ج اللَّهُ الصَّمَدُ ط(اخلاص)

*************************

اگر کودک در خواندن سست می بود، در سینه او بدمد یا که خود کودک بعد از هر نماز به سینه خود خوانده به سینه خود دم کند ویا در آب زمزم شسته ویرا بخورانند:

الرَّحْمنُ لا. عَلَّمَ الْقُرْآنَ ط  خَلَقَ الْإِنسَانَ لا. عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ط  الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ط(الرحمن5)

لاَ تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ط إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ج فَإِذَا قَرَاْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ج ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ج (قیامه19)

بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ ج فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ ط (بروج22)

سَنُقْرِئُكَ فَلاَ تَنسَى‏ ج(اعلی6)

اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ج(علق3)

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ لا. وَوَضَعْنَا عَنكَ وَزْرَكَ لا.الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ لا. وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ لا. فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً لا. إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ط  فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ لا. وَإِلَى‏ رَبِّكَ فَارْغَب ط(شرح)

*************************

اگر در کودک گمان گنگی وپیچیدگی زبان باشد این دعا در گردن طفل تعویذ کرده شود:

قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ج وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي لا وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِن لِسَانِي لا. يَفْقَهُوا قَوْلِي لا.وَاجْعَل لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي لا.هَارُونَ أَخِي لا.اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي لا.وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي لا.كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً ط (وَنَذْكُرَكَ كَثِيراً)إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيراً ط قَالَ قَدْ أُوتيِتَ سُؤْلَكَ يَامُوسَى ط(طه35)

*************************

اگر کودک در کلام گفتن دیر کرد این دعاراتعویذ کرده باشد:

رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ج وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي لا وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِن لِسَانِي لا. يَفْقَهُوا قَوْلِي لا.وَاجْعَل لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي لا.هَارُونَ أَخِي لا.اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي لا.وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي لا.كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً ط (وَنَذْكُرَكَ كَثِيراً)إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيراً ط (طه35)

فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمانَ وَكُلّاً آتَيْنَا حُكْماً وَعِلْماً ...ط (انبیاء79)

لاَّ يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَقَالَ صَوَاباً ط (نباء38)

أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ ...ط   (فصلت21)

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ج خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ج اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ لا. الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ج عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ط اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّك... (علق5)

مَالَكُمْ لاَ تَنطِقُونَ ج(صافات92)

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ج اللَّهُ الصَّمَدُ ط(اخلاص)

*************************

اگر کودک در خواندن سست می بود، در سینه او بدمد یا که خود کودک بعد از هر نماز به سینه خود خوانده به سینه خود دم کند ویا در آب زمزم شسته ویرا بخورانند:

الرَّحْمنُ لا. عَلَّمَ الْقُرْآنَ ط  خَلَقَ الْإِنسَانَ لا. عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ط  الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ط(الرحمن5)

لاَ تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ط إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ج فَإِذَا قَرَاْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ج ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ج (قیامه19)

بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ ج فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ ط (بروج22)

سَنُقْرِئُكَ فَلاَ تَنسَى‏ ج(اعلی6)

اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ج(علق3)

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ لا. وَوَضَعْنَا عَنكَ وَزْرَكَ لا.الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ لا. وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ لا. فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً لا. إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ط  فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ لا. وَإِلَى‏ رَبِّكَ فَارْغَب ط(شرح)

 

*************************

دعا برای راه رفتن کودک

اگرکودک به رفتن دیر کند از این دعا دو تعویذ بنویسند یکی در گلوی طفل بندند و یکی را شسته و بخورانند وقدری آب از این تعویذ بر بدن طفل بمالند، درپا افتد:

وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مَن مَاءٍ فَمِنْهُم مَن يَمْشِي عَلَى‏ بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَن يَمْشِي عَلَى‏ رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَن يَمْشِي عَلَى‏ أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ(نور45)

ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ(ص42)

 

*************************

دعا برای از شیر گرفتن کودک

این دعارا بر بیضه بنویسد به طفل بخوراند ترک شیرخوردن گیرد:

وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلَى‏ وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ط(لقمان14)

وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلاً لَمّاً لا وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبّاً جَمّاً ط5 (بلد20)

ایضاً  سوره بروج را به طفل بندد از شیر باز ماند.

*************************

 این دعا رانوشته به کودک بخوراند یا که در گلو بسته ترک شیرخوردن گیرد:

وَلاَ تَقْرَبَا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ (اعراف19)

فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُم بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ ج وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُم مَاحَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَااضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ ...

قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلاَدَهُمْ سَفَهَاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ ج

وَمِنَ الْأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشاً كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ج(انعام119و140و142)

 كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئاً بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ط(طور19)

*************************

این دعارا بر بیضه بنویسد به طفل بخوراند ترک شیرخوردن گیرد:

وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلَى‏ وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ط(لقمان14)

وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلاً لَمّاً لا وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبّاً جَمّاً ط5 (بلد20)

ایضاً  سوره بروج را به طفل بندد از شیر باز ماند.

 

*************************

 بندکردن کودک را از خوردن خاک

 بر نان یاکه شیرینی بخواند و کودک را بخوراند ، ترک خاک خوردن گیرد:

وَلاَ تَقْرَبَا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ (اعراف19) ولا تاکل الطین بحق یس ولا تاکل التراب بالم ذالک الکتاب بحق طسم عسق و کهیعص بالفِ لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم ط

*************************

 این دعا را در گردن طفل بندد ترک گل خوردن گیرد:

قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ط قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ط قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى‏ نَفْسِي وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِى إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ ط (فاطر50)

 

*************************

 دعا برای ترس و گریه زیاد کودک

اگر کودک بسیار گریه کرد یا که در خواب خوف کرد یا که بیخواب بود این دعارا در گردن وی تعویذ کرده باشد:

وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفاً ط(نساء28)

الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً ط...(انفال66)

لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَاعَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ ط فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ط(توبه 128)

أُشْهِدُ اللَّهَ وَاشْهَدُوا أَنِّي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ لا. مِن دُونِهِ فَكِيدُونِي جَميعاً ثُمَّ لاَ تُنْظِرُونِ طإِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَا مِن دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذُ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ط فَإِن تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّونَهُ شَيْئاً إِنَّ رَبِّي عَلَى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَفِيظٌ ط(هود57)

*************************

اگر کودک بسیار گریه می کند و می ترسد این دعا رانوشته و در گلوی وی ببندد:

وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى‏ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى‏ إِلَى‏ أَجَلٍ مُسَمّىً ط... (زمر42)

لَوْ أَنزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلَى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ط هُوَ اللَّهُ الَّذِي لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَانُ الرَّحِيمُ ط هُوَ اللَّهُ الَّذِي لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلاَمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ط هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُالْحُسْنَى‏ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ط (ممتحنه24)

وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَهُ مَخْرَجاً لا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ ط... (طلاق3)  

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا لا وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا ج وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا ج يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتاً لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ ط فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ ط وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ  ط5 (زلزله8)

*************************

دعا برای رفع بیخوابی کودک

برای بیخوابی کودک این دعا را ببندد:

قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَانَ أَيّاً مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنَى‏ وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلاً ط وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرَاً ج  (اسرا111) فَضَرَبْنَا عَلَى‏ آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً لا ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى‏ لِمَا لَبِثُوا أَمَداً ج  (کهف12)وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً ط(طه111)قُلْنَا يَانَارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاَماً عَلَى‏ إِبْرَاهِيمَ لا (انبیاء69)

 

 

دعا برای جلوگیری از خاک خوردن کودک

اگر کودکی عادت به خاک خوردن داشت، بر زبان کودک بنویسد:

قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ فلا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ

 

دعا برای گریه زیاد کودک

چون کودک بدخوی یود و زیاد گریه کند این دعا رانوشته بر زیر سر وی نهند:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم. وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ( زمر42) ح ح ح ح ح ح ح ح وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا (٢٥کهف)

روش دیگر، بهمین ترتیب رفتار شود:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم.فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا (١١) وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْساً (طه108)ربّنا لا تُزِغْ قُلوبَنا بعد إذْ هَدَیْتنا وهبْ لنا من لدُنْكَ رحْمَه إنّكَ أنتَ الوهّاب.(آل عمران: 8) ربّنا إنّكََ جامِعُ النّاسِ لیومٍ لا ریْبَ فیه إنّ الله لا یُخْلِفُ المیعاد.(آل عمران: 9)

 

*************************

دعا برای رفع ترس بچه

برای نترسیدن بچه سوره زلزله را بخواند با این آیه:

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ﴿1 وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا ﴿2 وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا ﴿3 يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا﴿4 بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا ﴿5 يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ ﴿6 فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ﴿7 وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ﴿8

...وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ﴿2وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا ﴿طلاق ۳

 

*************************

دعا برای جلوگیری از خاک خوردن بچه

 مجرّب است.این آیه ها را بر مشت چپ اوبخوان:

بسم الله الرحمن الرحيم

يس (1) وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ (2) إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (3) عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (4) تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ (5) لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ (6) لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ (7) إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلاَلاً فَهِيَ إِلَى الأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ (8) وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ (9)

بعد بخواند:

إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً

 

 *************************

دعا برای گریه کودکان 

برای گریه کودک این دعا را برای همه امراض وی نوشته و بر گردن او ببندد:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بسم الله شافی مِن كُلَّ شَيْ‏ءٍ بسم الله المستعان به على كلّ شیء، بسم الله مَنِ استشفاء شفاهُ و من یشاء له اعطاه و من یتوکّل علیه کفاهُ بسم الله الّذی خلق ابن آدم بقدرته وصَرَّفهُ ...

 

 

 *************************

دعا برای امراض اطفال

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اَعُوذُ بِكَلِماتِ اللَّهِ التّآمّاتِ كُلِّهَا مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ بِسْمِ الِلَّه خیر الاسماء بِسْمِ الِلَّه ربّ الارض و السّماء بِسْمِ الِلَّه الّذی لا یضرّ مع اسمه شیء فی الارض ولافی السّماء و هو السّمیع العلیم

 

ذکر

اگر کودک در کلام گفتن دیر کرد این دعاراتعویذ کرده باشد:

رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ج وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي لا وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِن لِسَانِي لا. يَفْقَهُوا قَوْلِي لا.وَاجْعَل لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي لا.هَارُونَ أَخِي لا.اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي لا.وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي لا.كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً ط (وَنَذْكُرَكَ كَثِيراً)إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيراً ط (طه35)

فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمانَ وَكُلّاً آتَيْنَا حُكْماً وَعِلْماً ...ط (انبیاء79)

لاَّ يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَقَالَ صَوَاباً ط (نباء38)

أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ ...ط   (فصلت21)

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ج خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ج اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ لا. الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ج عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ط اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّك... (علق5)

مَالَكُمْ لاَ تَنطِقُونَ ج(صافات92)

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ج اللَّهُ الصَّمَدُ ط(اخلاص)

*************************

اگر کودک در خواندن سست می بود، در سینه او بدمد یا که خود کودک بعد از هر نماز به سینه خود خوانده به سینه خود دم کند ویا در آب زمزم شسته ویرا بخورانند:

الرَّحْمنُ لا. عَلَّمَ الْقُرْآنَ ط  خَلَقَ الْإِنسَانَ لا. عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ط  الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ط(الرحمن5)

لاَ تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ط إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ج فَإِذَا قَرَاْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ج ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ج (قیامه19)

بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ ج فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ ط (بروج22)

سَنُقْرِئُكَ فَلاَ تَنسَى‏ ج(اعلی6)

اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ج(علق3)

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ لا. وَوَضَعْنَا عَنكَ وَزْرَكَ لا.الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ لا. وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ لا. فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً لا. إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ط  فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ لا. وَإِلَى‏ رَبِّكَ فَارْغَب ط(شرح)

*************************

اگر در کودک گمان گنگی وپیچیدگی زبان باشد این دعا در گردن طفل تعویذ کرده شود:

قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ج وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي لا وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِن لِسَانِي لا. يَفْقَهُوا قَوْلِي لا.وَاجْعَل لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي لا.هَارُونَ أَخِي لا.اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي لا.وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي لا.كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً ط (وَنَذْكُرَكَ كَثِيراً)إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيراً ط قَالَ قَدْ أُوتيِتَ سُؤْلَكَ يَامُوسَى ط(طه35)

*************************

اگر کودک در کلام گفتن دیر کرد این دعاراتعویذ کرده باشد:

رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ج وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي لا وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِن لِسَانِي لا. يَفْقَهُوا قَوْلِي لا.وَاجْعَل لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي لا.هَارُونَ أَخِي لا.اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي لا.وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي لا.كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً ط (وَنَذْكُرَكَ كَثِيراً)إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيراً ط (طه35)

فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمانَ وَكُلّاً آتَيْنَا حُكْماً وَعِلْماً ...ط (انبیاء79)

لاَّ يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَقَالَ صَوَاباً ط (نباء38)

أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ ...ط   (فصلت21)

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ج خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ج اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ لا. الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ج عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ط اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّك... (علق5)

مَالَكُمْ لاَ تَنطِقُونَ ج(صافات92)

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ج اللَّهُ الصَّمَدُ ط(اخلاص)

*************************

اگر کودک در خواندن سست می بود، در سینه او بدمد یا که خود کودک بعد از هر نماز به سینه خود خوانده به سینه خود دم کند ویا در آب زمزم شسته ویرا بخورانند:

الرَّحْمنُ لا. عَلَّمَ الْقُرْآنَ ط  خَلَقَ الْإِنسَانَ لا. عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ط  الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ط(الرحمن5)

لاَ تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ط إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ج فَإِذَا قَرَاْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ج ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ج (قیامه19)

بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ ج فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ ط (بروج22)

سَنُقْرِئُكَ فَلاَ تَنسَى‏ ج(اعلی6)

اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ج(علق3)

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ لا. وَوَضَعْنَا عَنكَ وَزْرَكَ لا.الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ لا. وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ لا. فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً لا. إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ط  فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ لا. وَإِلَى‏ رَبِّكَ فَارْغَب ط(شرح)

 

*************************

دعا برای راه رفتن کودک

اگرکودک به رفتن دیر کند از این دعا دو تعویذ بنویسند یکی در گلوی طفل بندند و یکی را شسته و بخورانند وقدری آب از این تعویذ بر بدن طفل بمالند، درپا افتد:

وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مَن مَاءٍ فَمِنْهُم مَن يَمْشِي عَلَى‏ بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَن يَمْشِي عَلَى‏ رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَن يَمْشِي عَلَى‏ أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ(نور45)

ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ(ص42)

 

*************************

دعا برای از شیر گرفتن کودک

این دعارا بر بیضه بنویسد به طفل بخوراند ترک شیرخوردن گیرد:

وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلَى‏ وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ط(لقمان14)

وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلاً لَمّاً لا وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبّاً جَمّاً ط5 (بلد20)

ایضاً  سوره بروج را به طفل بندد از شیر باز ماند.

*************************

 این دعا رانوشته به کودک بخوراند یا که در گلو بسته ترک شیرخوردن گیرد:

وَلاَ تَقْرَبَا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ (اعراف19)

فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُم بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ ج وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُم مَاحَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَااضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ ...

قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلاَدَهُمْ سَفَهَاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ ج

وَمِنَ الْأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشاً كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ج(انعام119و140و142)

 كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئاً بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ط(طور19)

*************************

این دعارا بر بیضه بنویسد به طفل بخوراند ترک شیرخوردن گیرد:

وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلَى‏ وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ ط(لقمان14)

وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلاً لَمّاً لا وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبّاً جَمّاً ط5 (بلد20)

ایضاً  سوره بروج را به طفل بندد از شیر باز ماند.

 

*************************

 بندکردن کودک را از خوردن خاک

 بر نان یاکه شیرینی بخواند و کودک را بخوراند ، ترک خاک خوردن گیرد:

وَلاَ تَقْرَبَا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِينَ (اعراف19) ولا تاکل الطین بحق یس ولا تاکل التراب بالم ذالک الکتاب بحق طسم عسق و کهیعص بالفِ لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم ط

*************************

 این دعا را در گردن طفل بندد ترک گل خوردن گیرد:

قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ط قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ط قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى‏ نَفْسِي وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِى إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ ط (فاطر50)

 

*************************

 دعا برای ترس و گریه زیاد کودک

اگر کودک بسیار گریه کرد یا که در خواب خوف کرد یا که بیخواب بود این دعارا در گردن وی تعویذ کرده باشد:

وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفاً ط(نساء28)

الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً ط...(انفال66)

لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَاعَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ ط فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ط(توبه 128)

أُشْهِدُ اللَّهَ وَاشْهَدُوا أَنِّي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ لا. مِن دُونِهِ فَكِيدُونِي جَميعاً ثُمَّ لاَ تُنْظِرُونِ طإِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَا مِن دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذُ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ط فَإِن تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّونَهُ شَيْئاً إِنَّ رَبِّي عَلَى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَفِيظٌ ط(هود57)

*************************

اگر کودک بسیار گریه می کند و می ترسد این دعا رانوشته و در گلوی وی ببندد:

وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى‏ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى‏ إِلَى‏ أَجَلٍ مُسَمّىً ط... (زمر42)

لَوْ أَنزَلْنَا هذَا الْقُرْآنَ عَلَى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ط هُوَ اللَّهُ الَّذِي لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَانُ الرَّحِيمُ ط هُوَ اللَّهُ الَّذِي لاَ إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلاَمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ط هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُالْحُسْنَى‏ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ط (ممتحنه24)

وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَهُ مَخْرَجاً لا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ ط... (طلاق3)  

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا لا وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا ج وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا ج يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتاً لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ ط فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ ط وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ  ط5 (زلزله8)

*************************

دعا برای رفع بیخوابی کودک

برای بیخوابی کودک این دعا را ببندد:

قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَانَ أَيّاً مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنَى‏ وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلاً ط وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرَاً ج  (اسرا111) فَضَرَبْنَا عَلَى‏ آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً لا ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى‏ لِمَا لَبِثُوا أَمَداً ج  (کهف12)وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً ط(طه111)قُلْنَا يَانَارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاَماً عَلَى‏ إِبْرَاهِيمَ لا (انبیاء69)

 

 

دعا برای جلوگیری از خاک خوردن کودک

اگر کودکی عادت به خاک خوردن داشت، بر زبان کودک بنویسد:

قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ فلا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ

 

دعا برای گریه زیاد کودک

چون کودک بدخوی یود و زیاد گریه کند این دعا رانوشته بر زیر سر وی نهند:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم. وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ( زمر42) ح ح ح ح ح ح ح ح وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا (٢٥کهف)

روش دیگر، بهمین ترتیب رفتار شود:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم.فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا (١١) وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْساً (طه108)ربّنا لا تُزِغْ قُلوبَنا بعد إذْ هَدَیْتنا وهبْ لنا من لدُنْكَ رحْمَه إنّكَ أنتَ الوهّاب.(آل عمران: 8) ربّنا إنّكََ جامِعُ النّاسِ لیومٍ لا ریْبَ فیه إنّ الله لا یُخْلِفُ المیعاد.(آل عمران: 9)

 

*************************

دعا برای رفع ترس بچه

برای نترسیدن بچه سوره زلزله را بخواند با این آیه:

﴿ بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ 

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ﴿1 وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا ﴿2 وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا ﴿3 يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا﴿4 بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا ﴿5 يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ ﴿6 فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ﴿7 وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ﴿8

...وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ﴿2وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا ﴿طلاق ۳

 

*************************

دعا برای جلوگیری از خاک خوردن بچه

 مجرّب است.این آیه ها را بر مشت چپ اوبخوان:

بسم الله الرحمن الرحيم

يس (1) وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ (2) إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (3) عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (4) تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ (5) لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ (6) لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ (7) إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلاَلاً فَهِيَ إِلَى الأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ (8) وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُونَ (9)

بعد بخواند:

إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً

 

 *************************

دعا برای گریه کودکان 

برای گریه کودک این دعا را برای همه امراض وی نوشته و بر گردن او ببندد:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بسم الله شافی مِن كُلَّ شَيْ‏ءٍ بسم الله المستعان به على كلّ شیء، بسم الله مَنِ استشفاء شفاهُ و من یشاء له اعطاه و من یتوکّل علیه کفاهُ بسم الله الّذی خلق ابن آدم بقدرته وصَرَّفهُ ...

 

 

 *************************

دعا برای امراض اطفال

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اَعُوذُ بِكَلِماتِ اللَّهِ التّآمّاتِ كُلِّهَا مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ بِسْمِ الِلَّه خیر الاسماء بِسْمِ الِلَّه ربّ الارض و السّماء بِسْمِ الِلَّه الّذی لا یضرّ مع اسمه شیء فی الارض ولافی السّماء و هو السّمیع العلیم

 

     
 
 

 

 

دعاي دفع شر ابليس

 

دعای زیر برای دفع شر ابلیس میباشد:

 اللهم ان ابليس عبد منعبيدک يراني من حيث لااراه وانت تراه من حيث لايراک و انت اقوي علي امره کله و هو لايقوي علي شيء من امرک اللهم فانا استعين بک عليه يا رب فاني لاطاقة لي به ولاحول ولاقوة لي عليه الابک يا رب اللهم ان ارادني فارده و ان کادني فکده والکفني شره واجعل کيده في نحره برحمتک يا ارحم الراحمين و صلي الله علي محمد و اله الطاهرين



 

 

     
 

آموزش تاثیر گذار بودن سخنان شما در همه جا

 

البته تمام قواعد آن را رعایت کنین مخصوصا ساعات آن را که در زیر بیان میکنم

اگر کسی آیه (آل عمران / ۱۰۳) و نیز آیه بعدی آن (آل عمران / ۱۰۴) را نوشته و با خود داشته باشد سخن او در همه اثر تمام خواهد داشت.

وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ

فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ

لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ

وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

قاعده:

ابتدا وضوی کامل بگیر

با آب زعفران روی کاغذ زرد رنگ بنویس

قوی ترین زمان آن اولین جمعه ماه قمری در اول روز ساعت زهره و یا در ساعت مشتری میان دو نماز ظهر و عصر و یا در ساعت عطارد وقت چاشت

روزهای پنج شنیه اول روز ساعت مشتری و یک شنبه اول روز شمس هم میتوان نوشت

ولی قوی ترین زمان روز جمعه اول ماه قمری

قبل از نوشتن سه بار آیت الکرسی را بخوان و ابتدا بر روی کاغذ سپس بر تمام جهات فوت کن

ابتدا قلم سپس کاغذ را بردار و بر زانوی سمت راست پا قرار بده و بنویس

قبل از نوشتن روی کاغد با انگشت اشاره دست راست بنویس (یا بدوح)(بدون هیچ جوهری)

سپس شروع به نوشتن کن

در حین نوشتن به هیچ عنوان با کسی حرف نزن

و در تمام مدت ذکر( یا بدوح) را به زبان بیار

نوشته را همیشه همراه خود داشته باش.بهترین قسمت در بازوی سمت راست خود قرار بده

البته بعد از دو ماه آن را در آب روان قرار بده و مجددا دوباره این اعمال را انجام بده

 

آموزش دفع سحر و جادو

 

برای دفع سحر و جادو در تاپیک های قبلی خیلی توضیح دادم و نسخه های زیاد و قوی رو در سایت قرار دادم.در این پست هم یه نسخه خوب و تجربه شده را به همه دوستان آموزش میدم.امیدوارم گره از کار همه شما عزیزان باز بشه و همه زندگیتون مملو از خوشبختی و شادی باشه.

 حتما خیلی از شما  شنیده اید که برای دفع سحر در خانه باید سوره مبارکه تکویر را تلاوت کرد

من در این قسمت به صورت کامل و به همراه قواعد توضیح میدم.

سوره مبارکه تکویر را در خانه ای که سحر شده باشد  با صدای بلند بخوانید.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ﴿۱﴾وَإِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ﴿۲﴾وَإِذَا الْجِبَالُ سُیِّرَتْ﴿۳﴾وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ﴿۴﴾وَإِذَا

الْوُحُوشُ حُشِرَتْ﴿۵﴾وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ﴿۶﴾وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ﴿۷﴾وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ﴿۸﴾بِأَیِّ

ذَنبٍ قُتِلَتْ﴿۹﴾وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ﴿۱۰﴾وَإِذَا السَّمَاء کُشِطَتْ﴿۱۱﴾وَإِذَا الْجَحِیمُ سُعِّرَتْ﴿۱۲﴾وَإِذَا

الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ﴿۱۳﴾عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَتْ ﴿۱۴﴾ فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ ﴿۱۵﴾ الْجَوَارِ الْکُنَّسِ ﴿۱۶﴾

وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ ﴿۱۷﴾ وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ ﴿۱۸﴾ إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ ﴿۱۹﴾ ذِی قُوَّةٍ عِندَ ذِی

الْعَرْشِ مَکِینٍ ﴿۲۰﴾ مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ ﴿۲۱﴾ وَمَا صَاحِبُکُم

بِمَجْنُونٍ ﴿۲۲﴾ وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِینِ ﴿۲۳﴾ وَمَا هُوَ عَلَى الْغَیْبِ بِضَنِینٍ ﴿۲۴﴾ وَمَا هُوَ بِقَوْلِ

شَیْطَانٍ رَجِیمٍ ﴿۲۵﴾ فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ ﴿۲۶﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ ﴿۲۷﴾ لِمَن شَاء مِنکُمْ أَن

یَسْتَقِیمَ ﴿۲۸﴾ وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ ﴿۲۹﴾

سپس این کلمات را سه روز هنگام صبح بر کاغذی نوشته و بر آب جاری بیاندازد سحر باطل میشود باذن الله تعالی:

بسم الله الرَّحمن الرَّحیم ذَکَرْنا مِنْ حَیْثُ نَسینا وَ عافیانا مِنْ حَیْثُ بَلینا وَ وَصَلْنا مِنْ حَیْثُ

قَطَعْنا وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحمَّدٍ وَ آلِهِ اَجْمَعینَ

قاعده اول:

قبل از انجام شروع کار(قرائت قرآن ) باید حتما غسل کنید و تمیز باشید

لباس پاک بپوشید و خود را عطر بزنید

برای اطمینان از اینکه غسل را درست انجام دادید یا نه قبل از شروع وضو هم بگیرید

در وسط اتاق بنشینید و تمام درهای اتاق را باز نگه کنید

 

قاعده دوم:

سوره مبارکه تکویر را از اولین روز یک شنبه  یا دومین روز یک شنبه ماه قمری آغاز کنید

به مدت شش روز و هر  روز سه بار تلاوت کنید

بهترین زمان بعد از اذان صبح

یعنی سه بار پشت سر هم تلاوت کنید.با صدای بلند.منظور  طوری که صدایتان به تمام قسمت اتاق های منزلتان برسد

پس روز یک شنبه و دوشنبه و سه شنبه و چهار شنبه ,پنجشنبه و جمعه هر روز سه بار

روز چهار شنبه بعد از تلاوت, آیه فوق را روی کاغذ زرد و با اب زعفران و گلاب بنویسید و بعد  در زیر ایه ادامه دهید و بنویسید(باطل کردم هر گونه سحر و جادویی با هر عنصری  و در هر مکان و زمانی در حق « نام خود» زاییده« نام مادر خود» و بعد از نوشتن نام مادر خود باید نام موکل حروفتان را هم بنویسید تا شما را یاری دهد.

مثلا کسی که اسمش بهرام هست.باید بنویسد (یا جبرائیل) چون  بهرام اول حروف آن (ب) هست.پس موکل حروف (ب)=(جبرائیل)

پس اقا بهرامم باید بعد از ایه فوق این طور بنویسد::

باطل کردم هر گونه سحر و جادویی با هر عنصری  و در هر مکان و زمانی در حق « نام خود» زاییده« نام مادر خود»یا جبرایئل

اسامی حروف را در بخش آموزش عنوان کردم که در این قسمت هم برای شما قرار میدم

موکلین حروف

ا = اسرافیل

ب = جبرائیل

ج = کلکائیل

د = دردائیل

ه = دوریائیل

و = رفتمائیل

ز = شرقائیل

ح = تنکفیل

ط = اسمائیل

ی = سرکتیائیل

ک = حروزائیل

ل = طاطائیل

م = رویائیل

ن = هورائیل

س = همواکیل

ع = لومائیل

ف = سرحماکیل

ص = اهجییائیل

ق = عطرائیل

ر = امواکیل

ش = حموائیل

ت = غورائیل

ث = میکائیل

خ = مهکائیل

غ = اهوائیل

ض = عطکائیل

ظ = تورائیل

ذ = لوخائیل

بعد از اینکه ایه و احضار باطل سحر را در کاغذ نوشتید همان روز کاغذ را در اب جاری بیاندازید.و این کار را روز پنج شنبه و روز جمعه هم انجام دهید.یعنی روز چهار شنبه و پنج شنبه و جمعه هم ابتدا سه بار سوره تکویر و سپس ایه فوق را روی کاغذ زرد رنگ با اب زعفران و گلاب نوشته و در اخر ایه احضار باطل سحر را بنویسید و سر اخر نام موکل حروف خود را هم بنویسید و در اب جاری بیاندازید.

ولی خواهشا نام موکلین را به زبان نیاورید.فقط بنویسید

ذکر

 

 

روش هایی برای باطل ساختن سحر و جادو

 

 اگه این چند موردی که ذکر میکنم,شما هم یک یا چند خصوصیات زیر را دارا هستید بدونید که شما هم سحر و یا جادو شدید.و حتما این نسخه ای که در این پست قرار میدم را انجام بدید

کسانی که سحر و جادو میشن یک یا چند خصوصیات زیر در آنها ظاهر میشه:

۱-شبها خواب بد میبینند(یا کابوس میبینند)

۲-شبها موقع خواب,در یا دیوار منزل,مخصوصا سقف منزل صدا میده.(بیخود و بیدلیل)

۳-شبها هنگام خواب همش احساس میکنید که کسی  به شما خیره شده و شما همش به این طرف و آن طرف نگاه میکنید

۴-همیشه دست به هر کاری میزنید یا نمیتوانید به پایان برسانید و یا اگه تمام میکنید موفقیت آمیز نیست.و بیخود و بی جهت نیمه کاره کار رو رها میکنید.و رمق ندارید ادامه دهید

۵-بی جهت با اطرافیان درگیر میشوید و وقتی اشوب بپا کردید خودتان از کردار خود خیلی پشیمان میشوید(حتی گریه هم میکنید)

۶-فکر های خیلی پلید و شهوت آمیز همیشه به ذهنتان خطور میکند(گاهی علاقه مند میشوید تا با همجنس خود همبستر شوید.و یا گاهی احساس میکنید زنا کنیدو….) که متاسفانه این بدترین سحر و جادوییست که میتواند گریبانگیر طرف شود.چون به مرور قدرت و اراده و توان و آبروی  انسان سحر زده را میگیرد و به پستی و نابودی می کشاند

۷-احساس میکند  هیچ حسی نسبت به همسر خود ندارد و نسبت به خوانواده اش به مرور بی علاقه و بیتعصب میشود.

۸- گاه گاه بدن سحر شده داغ میکند و از گرمای درون  عرق میکند(که این خصوصیات بیشتر شبها به وجود می آید)

۹-گاهی در بدن خود احساس خارش میکند ولی نمیداند این خارش کدام قسمت بدن اوست و به خاطر همین تمام بدنش را میخواراند

۱۰-خواب زیاد,اگر در روز بین ۱۱ تا ۱۳ ساعت خواب هستید بدانید که سحر یا جادو شده اید.(البته این مورد ۱۰۰% به خاطر سحر نمیتونه باشه,این اشاره ای که کردم برای شخص سحر شده هم صادقه)

۱۱-گرفتگی عضلانی,گاهی در روز احساس گرفتگی در قسمت ناحیه بدن میکنید.مثلا درد کمر یا پا و یا تار دیدن چشم)

اگر شما یک یا چند حالت بالا را دارار هستید .به احتمال قوی سحر شدید که این گونه سحر توسط جن یا پری صورت میگیرد.

این کار دو حالت داره.یا خودتان مصبب سحر برای خودتان شدید.و یا شخص دیگری از روی حسادت یا کینه برایتان سحر کرده اند.

در هر دو صورت با انجام کارهایی که در این پست برایتان  بازگو میکنم .میتوانید به لطف خدا همه سحر و جادو را  باطل کنید

۱- خواندن نماز سر وقت

خواندن نماز سر وقت به صورت منظم باعث باطل شدن سحر و جادو میشه.

اگر به وسیله  خواندن نماز بخواهید سحر خودتان را باطل کنید باید هم سر وقت باشد.هم حداقل تا چهل روز سر وقت نمازتان را بخوانید.که بعد چهل روز هر سحری که در شما باشد باطل میشود.البته اگر بعد چهل نمازتان را ادامه دهید دیگر هیچ سحر و جادویی در شما کارساز نیست.

۲-این طریقه ای که به شما عرض میکنم باعث میشه در سال بیش از ۱۰ سوره از قرآن را حفظ کنید بدون اینکه وقتتونو بگیرد

بعد هر نماز واجب از قسمت آخر قرآن از سوره آخر شروع کنید.یعنی بعد هر نماز یک بار سوره را بخوانید.فقط یک بار. مثلا آخرین سوره قرآن,(ناس) است.شما به مدت ۳۰ روز بعد هر نماز واجب یک بار سوره ناس را بخوانید.در واقع میشود روزی ۵ بار سوره ناس را میخوانید و بعد ۳۰ روز ۱۵۰ بار شما این سوره را تلاوت کردید.وبعد ۳۰ روز سوره بعدی را شروع کنید.

اولا کاملا این سوره را حفظ میشوید و ثانیا, تلاوت قرآن بعد هر نماز واجب باعث از بین رفتن سحر.افزایش روزی,عزیز شدن در انظار,مشکل گشا در زندگی,دور شدن  شیاطین و اجنه ها از شخص,و. . .  میشود(یکی از دوستان که  شبی در مسجد او را ملاقات کردم.برام تعریف کرد که آقای اذر شما سه سال پیش این طریقه تلاوت قرآن بعد نماز را به من یاد دادید .الان بعد سه سال ۴۵ سوره از قرآن را حفظ کردم بدون اینکه وقتم گرفته بشه,در صورتی که من تا آن زمان وقت نمیکردم یک صفحه قرآن بخوانم.)

۳-سه تا مهر کربلا که تربت امام حسین باشد را  تهیه کنید.روی هر کدومشون ۷ بار ایه الکرسی بخونید .و با هر بار خوندن روی مهر فوت کنید.هر بار که آیه الکرسی میخونید وقتی به قسمت(یشفع عنده) که رسیدید.بین (دوتا عین) که به رنگ قرمز دراوردم,در آن قسمت نیت باطل سحر کنید. یعنی بگویید(باطل کردم هر گونه سحر و جادو از هر عنصری ,در هر مکان و هر زمان در حق “نام خود زاییده نام مادر خود” را و به خودشان برگردان)و بعد ایه را ادامه دهید.

پس در واقع روی هر مهر ۷ بار آیه الکرسی را تلاوت میکنید.با هر بار خواندن آیه الکرسی وقتی که به قسمت یشفع عنده که رسیدید بین دو تا عین نیت باطل سحر میکنید و بعد ایه را ادامه میدهید.بعد هر بار تلاوت هم روی مهر فوت میکنید.

سپس هر کدام از این مهر ها را در مسجدی هدیه کنید.مسجدی که در آنجا همیشه  نماز جماعت خوانده میشود.(در واقع سه تا مهر را در سه مسجد هدیه کنید و در قسمت جامهری مسجد قرار دهید)

اگر یکی از مهر ها را در مسجدی که اسم مسجد سجادیه باشد قرار دهید بهتر است.اگر هم گیر نیاوردید هیچ موردی ندارد.

هر بار که نماز گزار پیشانی خود را روی مهر شما قرار دهند دعای باطل سحر شما روز به روز قوی تر میشود.

این نسخه ای که به شما عزیزان گفتم یکی از بهترین نسخه های باطل سحره که خودم  و صدها نفر از دوستان تجربه کرده اند.حتما این کار را اجام دهید.

و اما زمان انجام این عمل:بهترین زمان اولین یکشنبه یا پنج شنبه ماه قمری است.بعد نماز صبح.قبلش غسل کنید و بعد از نماز صبح در حالی که روی سجاده نشسته اید سه مهری که تهیه کرده اید را بردارید و شروع به تلاوت ایت الکرسی کنید.و همان روز مهر ها را در مساجد ها قرار دهید.

توجه کنید که فقط شخص سحر زده باید این عمل را انجام دهد.اگر هم شخص به سن تکلیف نیست.میتوان شخص دیگری برای او این کار را انجام دهد.

و از خانمها اگر در اولین یک شنبه و پنج شنبه بنا به هر دلیلی نمیتوانند این کار را انجام دهند در دومین یکشنبه این کار را انجام دهند.

۴-بعد نماز مغرب پنج شنبه یک کاسه آب تمیز(آب چشمه یا آب باران یا اب زمزم) را کنار سجاده قرار دهید.

بعد نماز مغرب اب را جلوی خود قرار دهید و سوره جن را بخوانید.با خواندن هر آیه در آب فوت کنید.حتی وقتی بسم الله  را شروع کردید در اب فوت کنید.سپس در نهایت این اب را هنگام خواب بالای سر خود قرار دهید و بخوابید. بعد نماز صبح به حمام بروید این اب را به تمام اعضای تن خود بمالید و یک قلوپ از اب را هم بخورید.مابقی آب را روی سر خود بریزید.(در هنگام ریختن آب به اعضای تن نیت باطل سحر که در بالا ذکر کردم را هم انجام دهید) این عمل را تا ۴ تا شب جمعه انجام دهید.

امید وارم با انجام این کار همه مشکلات شما دوستان عزیز برطرف شود و در زندگیتان هیچ سحر و جادویی بر شما کار ساز نباشد.و خواهشا خواهشا انقدر برای این کارها به دکونهای دعانویسها نروید.همین عمل بزرگترین باطل سحری بود که قدرت آن را هیچ دعانویسی نمیتواند برای شما به وجود بیاورد.

 

 

ختم برای گشایش روزی

 

برای گشایش روزی در نصف شب هزار مرتبه بگوید :

سُبحانَ المَلِکِ حَیِّ القَیّوم ِالذی لا یَموُتُ که بسیار مفید است



 

دعا جهت رفع اندوه و سختی

 

 : هر گاه مشکلی تو را ناراحت می کند در سجده آخر نماز این دعا را بخوان :

 

يَا جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ، يَا جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ /این کلمه تکرار شود / اكْفِيَانِي‏ مَا أَنَا فِيهِ‏؛ فَإِنَّكُمَا كَافِيَانِ، وَ احْفَظَانِي

 بِإِذْنِ اللَّهِ؛ فَإِنَّكُمَا حَافِظَانِ

 

دعا جهت جهت شفای مریض

 

اگر کسی مریض داشته باشد سه روز و سه شب متوالی این آیات را هشتاد بار با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بخواند و در شب چهارم وقت سحر بیمار را بیرون آورد تا آن وقت که صبح صادق پدید آید آن گاه او را به اطاق خودش برند ٬ به اذن خدا خوب میشود .

 

آیات ۱۷ و ۱۸ سوره روم :

فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ

وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ

شفا دادن بیمار با دعا

 

دعا جهت وسعت رزق

 

مفضل بن مزید از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمودند : برای وسعت رزث این دعا را بخوان :

 

اللَّهُمَ‏ أَوْسِعْ‏ عَلَيَ‏ فِي‏ رِزْقِي‏ وَ امْدُدْ لِي فِي عُمُرِي وَ اجْعَلْ لِي مِمَّنْ يَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِي غَ

 

ختم برای آمدن حاجت

 

برای برآورده  شدن حاجات از روز چهاشنبه شروع کند و هر روز صد بار بگوید :

 

بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحِيمِ‏ يَا مُفَتِّحَ‏ الْأَبْوَابِ‏ يَا مُسَبِّبَ‏ الْأَسْبَابِ‏ يَا مُقَلِّبَ‏ الْقُلُوبِ‏ وَ الْأَبْصَارِ َّيَا دَلِيلَ‏ الْمُتَحَيِّرِينَ‏ يَا غِيَاثَ‏

الْمُسْتَغِيثِينَ‏ يَا مَالِكَ‏ يَوْمِ‏ الدِّينِ‏ إِيَّاكَ‏ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ‏ نَسْتَعِينُ‏

 

و باید هنگام خواندن آن حرف نزند . و اگر حاجت او برآورده نشود بار دیگر بخواند که به فضل الهی برآورده می شود



 

دعا جهت آبادانی بستان و مزارع

 

هر کس با ایمان به جهت عمارت و آبادانی بستان و مزارع آیات فوق را بر چهار قطعه کاغذ با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بنویسد و در چهار کنج بستان یا مزرعه دفن کند مقصود حاصل شود

 

آیات ۹ الی ۱۴ سوره زخرف :

وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ

وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ

وَالَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْفُلْكِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُونَ

لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ

+

 

 

دعا جهت حفظ از همه آفات ها

 

هر کس با ایمان این آیات را بر پوست آهو با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بنویسد و بر بازوی راست خود

بندد از جمیع آفات و چیزهای ترسناک ایمن گردد .

 

آیات ۳۳ الی ۳۵ سوره الرحمن :

يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ

+

 

 

دعا جهت محبوبیت در دل ها

 

هر کس با ایمان این آیه را روز جمعه بعد از نماز بر صفحه نقره با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن نقش کند و با خود دارد محبوب همه قلوب گردد . اگر در میان دو کس عداوت باشد چون این صفحه را  به نام آن دو نقش کنند عداوت آن ها زایل گردد .

 

آیه ۷ سوره ممتحنه :

عَسَى اللَّهُ أَن يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُم مِّنْهُم مَّوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِيرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

 

دعا جهت تربیت فرزند

 

این آیات به جهت تربیت فرزند و مملوک اثر تمام دارد . اگر کسی این آیات را بر ظرف آبگینه با نیت خالص و توجه

به خدا و معنی آن بنویسد و به آب باران بشوید و آن آب را دو قسم کند یک قسم را مخلوط سازد به طعامی که

فرزند یا مملوک می خورد و یک قسم دیگر را نگه دارد و در بامداد صورت آن ها را بشوید تا هفت روز به این دستور

عمل کند آثار نجابت و نیکی در آن ها مشاهده کند .

هم چنین بعضی از بزرگان فرموده اند : جهت نوزاد بعد از انقضای هفتاد روز از ولادت او بدین دستور عمل کنند

بسیار خوب و مجرب است

 

آیات ۷ الی ۹سوره سجده :

الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ

ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ

ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ

 

دعا جهت جهت شفای مریض

 

اگر کسی مریض داشته باشد سه روز و سه شب متوالی این آیات را هشتاد بار با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بخواند و در شب چهارم وقت سحر بیمار را بیرون آورد تا آن وقت که صبح صادق پدید آید آن گاه او را به اطاق خودش برند ٬ به اذن خدا خوب میشود .

 

آیات ۱۷ و ۱۸ سوره روم :

فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ

وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُونَ

ذکر

 

دعا برای قضای حاجت

 

از عبدالله بن عباس منقول است : چون کسی را حاجتی نزد سلطان باشد و ترسد که پیش او رود به هنگام

رفتن پیش پادشاه با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بگوید : لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

سپس بخواند : آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نمل :

إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ

 

 

دعا برای درمان درد گوش

 

 : هر کس را گوش گرانی ( سنگینی ) می کند بر خواندن این آیه با نیت خالص و توجه به خدا مداومت نماید شفا یابد .

 

بخشی از آیه ۹ سوره جن :

 فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا

درد گوش

 

دعا جهت دفع خیالات فاسد

 

چون کسی را وسواس و افکار بد و خیالات فاسده روی دهد ٬ این دو آیه را با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بنویسد و بر خود بندد ٬ وسواس و افکار و خیالات بد ٬ از اول زایل شود.

 

آیات ۵۱ و ۵۲ سوره قلم :

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ

خبال فاسد

 

دعا جهت زیاد شدن روزی خانه و شخص

 

هر کس با ایمان این آیه را بر لوحی از نقره با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن نقش کند و در وقت نقش کردن این آیه را بخواند و آن لوح را با خود دارد ٬ روزی بر وی فراخ گردد و از فقر و احتیاج ایمن شود .

 

بخشی از آیه ۲۰ سوره مزمل :

وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيم

 

دعا برای ظهور خیرات و برکات

 

هر کس با ایمان این سه آیه را بر خاتمی از نقره با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن نقش کند و آن را در انگشت کند و در عقب نمازهایش آیه های فوق رابا نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بخواند گشایش عظیم در رزق او پیدا شود و در تجارت سود بسیار حاصل گردد و فرزندان او بسیار شوند و برکت در اموال او به ظهور آید .

 

آیات ۱۰ الی ۱۲ سوره نوح :

فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا

يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا

وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا



+

 

 

دعا برای شفای مرض بی سبب

 

چون کسی را مرض بی سبب پیدا شود اگر سوره مبارکه معارج را یک هفته و در هر روز هفت بار بر ظرفی از آب با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بخواند هر موقع که تشنه شد از آن آب بخورد و هر گاه از خواب برخیزد نیز از آن آب سه جرعه ناشتا بخورد این مرض از او زایل شود .

     
 
 

 

 

دعا برای درمان مشروب خواری

 

اگر کسی مشروب خوار باشد و نتواند مشروب خواری را ترک کند اهل دلی این آیات را بر ظرفی پاک و پاکیزه که مصرف نشده باشد با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن  بنویسد و سپس آن نوشته ها را شسته و آب آن را به شراب خوار دهد چنان که نداند محبت مشروب از دل او بیرون رود و در تمام مدت عمر به سر شراب خوردن نرود.

 

آیات ۱ الی ۷ سوره مدثر :

يَا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ

قُمْ فَأَنذِرْ

وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ

وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ

وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ

وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ

وَلِرَبِّكَ فَاصْبِرْ

ذکر

دعا برای محبت میان زن و شوهر

 

هر کس با ایمان این آیات را به گلاب و مشک و زعفران با نیت خالص و توجه به خدا و معنی آن بنویسد و بشوید

و به کسی دهد که او را با زن خود الفت نباشد و موقع نوشتن بگوید :

کَذلِکَ ابْتَلی فُلان ( اسم مرد ) بِمُحَّبَةِ فُلانَةَ ( اسم زن )

الفت و محبت میان ایشان به درجه کمال رسد و در میان ایشان هرگز طلاق و اختلاف واقع نشود .

 

آیات ۱و ۲ سوره انسان ( دهر )

هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِير

ادامه ذکر نایاب

 

دعاي گشايش بخت

اين عزيمت را بااذن واجازه وعلم وآگاهي كامل نوشته و در كوزه نو انداخته و آن را پر از آب كنيد و هر روز صورت خود را با آن آب بشويد و از آن آب بخوريد تا ستاره شما به روشنايي رسد وگشايش بخت صورت گيرد. هر پنچشنبه 100 مرتبه صلوات بر روح حضرت محمد صل الله عليه و آله و سلم هديه كنيد و تا 40 روز صبر نمائيد بخت شماباز و به گشايش بخت ويابه بخت گشايي ميرسد ان شاءالله

مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ رَبُّ الْعَرشِ الْعَظيم مَنْ كانَ لَكُم اِفْتَحْ بَختِ فلان بنت فلان ( اسم خود بنت اسم مادر خود را بنويسيد ) بِحَقِّ هذا عَزيْمَت وَ بِاَزواجاً صالِحاً

يا الله شكيكفي يا قاهرو يا مُغْني يا باسِطُ يا اَلله

 

بخت گشايي

گشايش بخت

برايبخت گشايي ويا گشايش بخت دختران وپسران كه هنوز موفق به ازدواج نشده اندوميخواهند سريع به خانه بخت بروند وبختشان بازشود وگشايش بخت وياهمان بختگشايي صورت گيرد بايد در ابتداسوره الرحمن رادرروزجمعه يادوشنبه نوشته شود وسپس اين دعا در ادامه نوشته شود و در ساعت سعد و موافق با طالع شخص.

بسم الله الرحمن الرحيم 

ياجماعه الرجال سلبت عقولكم فلانه زاييده شكم فلانه كسلب التمره من شجرتهاوالجنه من اكمالهاوالقيت عليكم محبه مني وحناناوعشقاوتهييجالاطاقه لكم بالجلوس ولابالقعودحتي يتزوجهااحدمنكم وابطلت تعطيلها وبان تزوجيهاياهلعالافيه حوكواالازواج الروحانيه الساكنه في قلوب الاجنبين فينظرواالي فلانه زاييده شكم فلانه

طلسم خير و بركت عظيم 

طلسم گشايش كسب وكار

هر كه اين نقش مبارك را نزد خود نگه دارد در مال و تجارت او ترقي و بركت برگردد و از جان و مال سلامت باشد و همه مهمات او حل شود و در خلق الله عزيز و گرامي گردد و هر حاجتي كه پيش آيد بر آيد و خاصيت هاي اين نقش بي شمارند هر كه نزد خود خواهد داشت فايده هاي عظيم بر خواهد شمارد . 

 

دعابراي بچه دارشدن

دعابراي بچه دارشدن

هر كس بخواهد زنش بچّه دار شود، پس از نماز جمعه، دو ركعت نماز بگزارد و در آنها ركوع و سجده را طولاني سازد و سپس بگويد : " خداوندا! به حرمت آنچه زَكَريّا بدان از تو مسئلت داشت، از تو ميخواهم . پروردگارا! مرا تنها مگذار كه تو خود، برترينِ وارثاني. خداوندا! از نزد خويش، مرا فرزنداني پاك ببخش كه تو شنواي دعايي. خداوندا! به نام تو او را بر خويش حلال ساختم و به امانت تو، او را در اختيار گرفتم. اكنون، اگر در رَحِم او برايم فرزندي تقدير كردهاي، او را فرزندي خجسته و پيراسته قرار ده و در او براي شيطان، بهره وسهمي قرار مده.

دعاي دفع چشم زخم و سحروجادو

هر كس با نيت خالص و توجه به خدا اين آيات رو در زمان سعد با داشتن اذن استاد بر كاغذ بنويسد از هر نوع سحروجادو و طلسم و دفع چشم ونظر محافظت ميشود وبراي دفع چشم زخم و همچنين براي دفع چشم ونظر مفيداست.اين دعا براي باطل السحر نيزبسيارمجرب است.

يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ

السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ

فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ

فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ

يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ

 

چله نشینی

 

چله نشینی:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

در جهت قرب  الله این  محتوا را تقدیم می دارم

1=آداب چله نشینی: چله نشینی که از آن تعبیر به  چله و چهله و اربعین نیز شده است یکی از

رسوم اهل سیر و سلوک است که با رعایت آداب وشرایط خاصی مدتی به ریاضات و عبادات

مخصوص می پردازند معمول صوفیان این بوده است که در سال یکبار به چله می نشستند و

بهترین ایام را برای انتخاب چله ماه ذی القعده و دهه اول ماه ذی الحجه می دانستند و آن را

چله موسی می نامیدند

تعریف چله و چله نشینی الف- معنای لغوی: چله در لغت چهل روزی است که درویشان و مرتاضان

برای ذکر و فکر و طاعت و عبادت و خلوت بر می گزینند چله نشینی و معتکف بودند برای انجام

ریاضات عبادات چهل روز ه گوشه انزوا گرفتن ترک لذایذ دنیوی گفتن ودر گوشه خلوتی به عبادت

مشغول بودن است در تداول عامه کنایه از خانه نشستن و کم معاشرت بودن وز دوستان کناره گرفتن

است چهل شب در این حریم به خلوت تو چله بند  تا محرم حریم شوی در صف صفا

ب- معنای اصطلاحی به دلیل اینکه مدت خلوت صوفی چهل روز طول می کشد آن را چهله یا اربعین

می خوانند اهل حق به حدیث پیامبرکه فرمود هر آن کس که چهل روز برای الله اخلاص ورزد چشمه

های حکمت از دل او به زبان او جاری می شود استناد کرده اند و چنانچه الله اربعین (چله ) موسی

را به ذکر مخصوص کرده آنان نیز چله خود را با ذکر و یاد الله صادقانه طی می کند و روزه می

گیرند و در خلوت می نشینند و با حق منا جات می کنند

2= علل چله نشینی: بر عدد چهل خلوت صوفیان مقید و مختص به اربعین نیست و صوفی زمانی

که به خلوت می نشیند نباید به فکر آن باشد که پس از چهل روز بیرون آید . هر گاه داخل خلوت

شدی به خود مگو که پس ار اربعین از آن بیرون می آیی زیرا هر که با خود چنین گوید در روز

اول از خلوت بیرون آمده است اما با خود بگو که این مکان تا روز قیامت قبر توست

طایفه صوفیه را جمیع اوقات وروزگار باید که چنان باشد که در وقت چهله نشستن است هر چه در اول

است در غیر چهله همان  مطلوب می باشد

اما آنچه موجب شده است که صوفیان خلوت را گاهی بر چهله اختصار کنند دو مسئله است اول آیات

قرانی الف- آیه 51 سوره بقره  که حق می فرماید  وقتی با موسی چهل شب وعده گذاشتیم – ب-

آیه 26 سوره مائده که الله فرمود ای موسی زمین مقدس را مدت چهل سال برآنها حرام کردیم –ج- آیه

142 سوره اعراف که الله فرموده موسی را سی شب وعده دادیم و آن را به ده شب دیگر کامل کردیم

تا میقات مقرر  الله سپری شود

دوم حدیث نبوی که می فرماید من اخلص لله اربعین صباحا ظهرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه

یعنی کسی که چهل روز به الله اخلاص ورزد چشمه های حکمت از دلش بر زبانش جاری می شود

چهل عددی است که مفهوم صبرل و آزمون دشوار چهله نشینی از آن بر می خیزد همان گونه که

عارف در دوره تربیت خود ناگزیراز تحمل چهل روز گوشه نشینی است تا به کمال برسد

3= آداب چله نشینی :

چله نشینی که از آن تعبیر به چله و چهله واربعین نیز شده است یکی از رسوم اهل سیر وسلوک

است که با رعایت آداب و شرایط خاصی مدتی به ریاضات و عباد ات مخصوص می پردازد معمول

صوفیان این بوده است که در سال یکبار به چله می نشستند و بهترین ایام را برای انتخاب چله

ماه ذی القعده و دهه اول ماه ذی الحجه می دانستند و آن را چله موسی می نامیدند

تعریف چله وچله نشینی الف- معنای لغوی: چله در لغت چهل روزی است که درویشان ومرتاضان

برای ذکروفکر وطاعت و عبادت و خلوت بر می گزینند چله نشینی معتکف شدن برای انجام ریاضات

و عبادات چهل روزه وگوشه انزوا گرفتن وترک لذایذ دنیوی گفتن ودر گوشه خلوتی به عبادت مشغول

بودن است در تداول عامه کنایه از خانه نشستن و کم معاشرت بودن و از دوستان کناره گرفتن است

چهل شب درین حریم به خلوت تو چله بند تا محرم حریم شوی در صف صفا

ب- معنای اصطلاحی : به دلیل آنکه مدت خلوت صوفی چهل روز طول می کشد آن را چهله یا

اربعین می خوانند اهل حق به حدیث پیامبرکه فرموده هر کس که چهل روز برای الله اخلاص

ورزد چشمه های حکمت از دل اوبه زبان او جاری می شود استناد کرده اند و چنانچه الله اربعین

یا چله موسی را به ذکر مخصوص کرده آنان نیز چله خود را با ذکر ویاد الله صادقانه طی می کنند

وروزه می گیرند ودر خلوت می نشینند و با حق منا جات می کنندعلل اختصار چله نشینی بر عدد

چهل خلوت صوفیان مقید و مختص به اربعین نیست وصوفی زمانی که به خلوت می نشیند نباید

به فکر آن باشد که پس از چهل روز بیرون آید هر گاه داخل خلوت شدی به خود مگو که پس

از اربعین از آن بیرون می آیی زیرا هر که با خود چنین گوید در روز اول از خلوت بیرون آمده

است اما با خود بگو که این مکان تا روز قیامت قبرتوست یحیی یا حرزی گوید این طایفه صوفیه

را جمیع اوقات و روزگار باید که چنان باشد که در وقت چهله نشستن است هر چه در اول چهله

مطلوب است در غیر چهله همان مطلوب می باشد

اما آنچه موجب شده است که صوفیان خلوت را گاهی بر چهله اختصارکنند دو مسئله است اول

آیات قرانی : آیه 51 بقره ( چهل شب با موسی وعده گذاشتم) – آیه 26 مائده ( ای موسی

زمین مقدس را مدت چهل سال بر آنها حرام کردیم)- آیه 142 سوره اعراف ( موسی را سی

شب وعده دادیم و آن را به ده شب دیگر کامل کردیم تا میقات مقرر الله سپری شد)

دوم حدیث نبوی که می فرماید من اخلص لله اربعین صباحا ظهرت ینابیع الحکمه من قلبه علی

لسانه ( یعنی کسی که چهل روز به الله اخلاص ورزد چشمه های حکمت از دلش بر زبانش

جاری می شود ) چهل عددی است که مفهوم صبرو آزمون دشوار چهله نشینی از آن بر

می خیزد همان گونه که عارفر در دوره تربیت خود ناگزیر از تحمل چهل روز گوشه نشینی

است تا به کمال برسد

آداب چهله نشینی : در آداب وشرایط چهله نشینی موارد بسیاری را ذکر کرده اند که مهم ترین

آنها به شرح زیر می باشد اول تنها نشستن یا عزلت  که سه قسم است عزلت در حال وعزلت در

قلب و عزلت در نفس و عزلت در نفس و عزلت در نفس  آن است که سالک در ابتدای حالش

از مردم و هر چیز که با آن مانوس است کناره گیری کند

دوم طهارت داشتن و سوم مداومت بر ذکرو چهارم ملازمنت نفی خاطر یعنی هر چیز که در خاطر

آید از نیک وبد را با لا اله الا الله نفیکند بدان معنی که هیچ چیز نمی خواهم جز الله تعالی و پنجم

دائم در روزه بودن وششم مراقبة دل  خویس با دل امام زمان که فتوحات غیبی و نسیم ربانی ابتدائا

از روزنه دل امام زمان به دل مرید می رسد هفتم ترک اعتراض بر الله و هشتم کم کردن طعام و

خوراک نه آن قدر که ضعیف وبی قوت شود

گوشه نشینی و ا ربعین از دید گاه اسلام دین مقدس اسلام آئین معتدل وبدور از افراط و تفریط است

از این جهت با روش های مرتاضان هند و راهبان مسیحی و اعمال ورفتار خلاف عقل سلیم

مخالف است مبانی تصوف و عرفان اسالمی در جهت نظری با قران و احادیث نبوی و اقوال پیشوایان

دین و مشایخ ودر جنبه عملی با سیرت رسول و اصحاب ویاران و رفتار امامان و اقوال پیشوایان

وبزرگان دین منطبق است

4=اقسام عزلت و گوشه نشینی:

الف- عزلت وهجرت از گناهان شخصی –ب- عزلت و گوشه گیری از شهری که انسان در آن شهر

قادر به حفظ دین خود نیست –ج- کناره گیری و عزلت ازگروهی که غرق در انواع معاصی و

گناهان هستند

عرفا حقیقت عزلت را علاوه بر موارد یاد شده خلوت گرفتن از غیر و بخصوص از خویش برای

یافتن مقصود واقعی می دانند این خلوت گرفتن منافات با از منزل بیرون رفتن و کسب و کار و

معاشرت با مردم در حد لزم ندارد این خلوت در حقیقت خلوت دل است از تعلق و وابستگی به غیر

در تفسیربقره آمده که رسول الله برای خلوت وتفکر و تدبر به کوه حرا مشرف می شدند و ایشان

خلوت نشینی را دوست داشتند

درباره خواص اربعین آمده که آفرینش انسان در شکم مادر در چهل روز فراهم شده است و سرشت

آدم هم در قران آمده که الله فرموده چهل روز با دست خو د سرشته ام . اگر بنده ای چهل روز ایمان

خود را خالص کند الله او را نسبت به دنیا زاهد و بی رغبت کند درد و دوای دنیا را بهاو بنماید

حکمت را در دلش استوار دارد و زبانش را به حکمت گویا کند

در خاصیت اربعین در ظهور استعدادات قران می فرماید که حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه

بنا بر این نهایت قدرت عقل در چهل سالگی است

در روایات آمده که هر کس شرب خمر کند نمازش تا چهل روز حساب نمی شود

حدیث من بلغ اربعین و لم یتعصی فقد عصی کسی که به چهل سالگی برسد و عصا بدست نگیرد

گناه کرده است  سن چهل سالگی سن تکامل قواست وعصا به دست گرفتن در این سن رایج

نیست منظور این است که در زندگی با احتیاط گام بردارد

هر عملی که کمتر از اربعین باشد چندان اثر بارزی ندارد و خاصیت اربعین در ظهور فعلیت و بروز

استعداد و قوه و حصول ملکه امری مصرح به درآیات و اخبار است

کسی که چهل روز حلال بخورد الله قلب او را نورانی کندو چشمه های حکمت را ازقلب او به زبان

جاری می گرداند

5= نتیجه چله نشینی: یک از اعمال مرسوم بوده که مرتاضان و اهل تصوف انجام می دادند که

در محلی که چله خانه نام داشت مدتی را به انجام عبادات واذکار که مطابق با آداب و شرایط مخصوص

بود می پرداختند از نظر عرفان اسلامی افراط و تفریط در ریاضت ها و گوشه نشینی مورد قبول

نمی باشد ریاضت و گوشه نشینی  تمرین و وادار کردن نفس است به کار های خیر و اعمال

صالح که منافاتی با کسب وکار و معاشرت با مردم در حد لزوم ندارد آداب و دستور  العمل های

آن نیز ماخوذ از قران وروایات می باشد.

6= اسرار چله نشینی: یکی از موفق ترین ها  در علوم فراحسی و غریبه  است در علوم غریبه

باید از هر لحاظ پاکیزه بود داشتن نیت پاک و روحی آرام وبدون اضطراب در آمد حلال ونیت

خیرنسبت به سایرین را ازشروط مهم در این باب می داند انس با قران و عبادت و ادعیه و دانستن

علوم فقه را نیز در این باره ضروری می داند زیرا شخصی بدون آنها در دام شیاطین افتاده واز

حیله ها نیرنگ های آنان مصون نخواهد بود

تسخیر جن وارتباط گرفتن با ملک  از طریق غیر عرفانی صحیح نیست و سیر وسلوک این مسیر

را بدون هدایت اهل بیت باطل است توسل به ائمه و خواندن نماز از نمونه ترین وبهترین راهها

در مسیر زندگی است الهیات و توسلات بهترین روش برای رسیدن به علوم باطنی و اسرار آن

است

7= ریاضت و چله نشینی از نوع عالی و سافل:

ریاضت عالی مربوط به فرشتگان و ملائکه و عوالم بالاتر می باشد باید در الهیات و عرفان

اندیشه بالایی داشت که شامل روزه سکو و روزه گرفتن کامل و دائم الوضو بودن می باشد

ذکر های مخصوص وداشتن توسل به چهارده معصوم و گریه کردن از ترس الله و چله های

مخصوص و...استفاده برد

در نوع سافل هم باید پرهیز از حیوانی نمائید نماز قضا در مدت حداقل چهل روز قبل از ریاضت

نداشته باشید و علاوه بر آن ذکر هایی که درر این نوع سافل مخصوص جن و پری و غیره

می باشدو دستورات استاد را باید کاملا رعایت کنید . خود سرانه در این  وادی نباید قدم

بر داریدمثلا در کتابی در باره جن گفته شده فلان ذکر برای جن بخوانید جن های زیادی را

تسخیر می کنیداینطو ر نیست وباید تجربه داشته باشیم

چله نشینی هم برای تقویت روح وهم برای تسخیرو احضار است که این هم بدون کمک نمی شود

وباید ذکر های خاصی گفته شود وبرای داشتن موکل هم باید چله نشینی کرد

 

احضار موکل و جن وفرشته

احضار موکل و فرشته و جن

بسم الله الرحمن الرحیم

این محتوا را قربة الی الله تقدیم می کنم

 

1=احضار موکل وفرشته وجن

احضار فرشته محافظ و فرشته موکل میمون مواردی که باید رعایت شوداول در این مدت

نماز های یومیه خود را ترک نکنید دوم بهترین زمان برای گفتن ذکر های برای احضار

فرشته محافظ صبح : از نمازصبح تا قبل از اذان ظهر وعصر و از اذان ظهر تا اذان مغرب

سوم بهترین زمان برای گفتن ذکر های احضارفرشته میمون موکل از ساعت یک و30 صبح

تا قبل از اذان صبح که در این فاصله چندین بار باید این ذکر روتکرار کنید حالا از 3 بار تا

100 بار میتوانید تکرار کنید و چهارم : مکانی و لباسی که پوشیده اید که در آنجا باید ذکر بگید

چگونه باشد اول که نباید نه غصبی باشد نه نجس پنجم در هنگام احضارموکل میمون  به دور

خود دایره ای بکشید و درون آن بنشینیدو تا آخر کار از آن خارج نشویدهر شب باید این کار

رو بکنیدبعدشروع به گفتن ذکر  باشید تا یکی از این شب ها به نتیجه دلخواه برسید جهت احضار

فرشته محافظ : جهت ارتباط با این فرشته ملکی صبح ها 100 بارمی گویی سبوح قدوس رب

الملائکه و الروح و عصر ها 100 بارلا اله اله الله الملک الحق المبین بگوئید اگر در این مدت

که تصمیم احضار را داریدترک حیوانی کنید بهتر است وزود تر جواب می دهد و این عمل را

چه قبل و چه بعد از رویت ملک پنهان دارید از دیگران چون اگر مخفی نکیند نتیجه مطلوب

رو به شما نمی دهد احضار موکل ملک میمون موکل روز شنبه زحل است واو بسیارقوی وقدرتمند

است واز هر توانایی وقدرتی برخور دار است در محبت و جدایی و او هرتقاضایی که شما داشته

باشید اجابت می کند و از اخبار وسوالات شما  . شمارا مطلع می سازد در احوال مریض و

کشف دفینه و کار گشایی و احضار غایب و ...و در هنگام احضار به دور خود دایره ای بکشید

ودرون آن بشینید و تا آخر کار از آن خارج نشوید احضار بسم الله الرحمن الرحیم اجب ایها الملک

میمون بحق یومک السبت ودوریک زحل اجب یا میمون السحابی بحق هضم کضکم هبجیج

یا نوخ فلما تجلی ربه للجبل فجعله دکا وخر موسی صعقا فلما اجب یا میمونو عجل من شرفا

الجوزا و بحق الارض والسماء ذات البروج و الیوم الموعود وبحق ما یقول للشی کن فیکون  اهفاذا

حضر فعرفه بما ترید من امرفرقه او بغض او بعض او فتح کنوز و غیرذلک واگر خواستید بین

این عمل انصراف دهید ویا آنکه از عمل خود دست بر دارید و از احضاراو امتناع کنید باید حتما

انصراف نامه را بخوانید انصراف نامه بسم الله الرحمن الرحیم  انصرف ایها الروج الطاهر بمواقع

النجوم و انه لقشم لو تعلمونعظیم قضیت الحاجة  فضلک الله بهذا الحکم من مشارق الارض ومغاربها

برای ارتباط با فرشته 70 ضربدر 5000 بار ذکر الدیان خوب است و 1001 بار النور

 

 

2= موکل: نوشته های من آنتی جن بنظر می رسد قصدم این نیست که شما را بترسونم یا از

دنیا ی جن ها دور کنم قصدم اینه که از خطرات آگاه کنم اگر واقعا این مطالب ترسوندتون .

سراغ جن ها نریدچون من فقط بخشی از حقیقت را می گم که بنظرم قابل تحمل تره . واقعیت

ها تلخ تر وسنگین تر ند چطور موکل داشته با شیم برای اینکه موکل داشته باشید باید اولا

قدرت تسلط بر جن داشته باشید (ارثثیا اکتسابی) و روش های قسم دادن و مطیع کردن جن ها

را بلد باشید بعدیک جن بیچاره ای را پیداکنید و تحت تسلط بگیرید و مجبور به همراهی

همیشگی با خودتون بکنیدروش دیگه اینه که شخصیکه تعدادی جن رو تحت تسلط خود داره

یکی او اون ها را برای مراقبت از شما مامور کنه هر جنی که اسیر و مطیع انسان باشه

میشه بعنوان موکل مامور مراقبت از کسی کرداینطوری نیست که یک جن خاص مخصوص

مراقبت  از شما باشه وبگردید پیدایش کنید احضار موکل ها از او نجا که موکل هم یه جن

مثل بقیه جن ها ست احضار ش هم مانند سایرین با روش های معمول احضار جن انجام

میشه من هنوز در موردارتباط با جن مطلب دارم . در قسمت های آخرارتباط با جن یک یا چند

روش احضار را می نویسم 

ممنونم کار های موکل ها و مدت زمان همراهی موکل بستگی به وظیفه ای که بهش داده هشدار

داره گاهی ممکنه جنی مامور باشه فقط 24 ساعت مراقب جان یک نفر باشه یا اینکه مامور

باشه نگذاره کسی براش سحر واین جور چیز ها بگیره و ممکنه مامور یت خاصی نباشه و

موکل فقط همراه مراقبت سلامتی کلی باشه در هر کاری می شه از جن همراه کمک گرفت لازم

نیست شما او را ببینید کافیه ازش چیزی بخواهید و بین 1 تا 3  ساعت بعد معمولا انجام می ده

گاهی فقط دیدن ناراحتی شما کافیه که کاری براتون انجام بده و لازم نیست حتی بهش بگید .

موکل اگر محدود نشده باشه ( توسط کسی که اسیروقسم خورده اش کرده) در زندگی انسان دخالت

می کنه و اونو به سمتی که خودش مایل باشه می کشه می تونه برای رسیدن به هدف هاتون

کمکتون کنه و شرایط رو به نفع شما تغییر بده خلاصه موجودی که داره و روی ذهن و رفتار

شما ودیگران تاثیر و تسلط داره رو تصور کنید و ببینید چه کارهایی می تو نه انجام بده جن

ها مثل انسا ن ها ازنژاد های مختلف هستند قیافه ها و طر ز حرکت و حتی آفرینش اندام هاشون

با هم فرق داره بعضی نژاد ها سه یا دو انگشت دارند بعضی پر مو ترند بعضی......

 

3=احضار موکل میططرون : احضا ر با ذکر یا میططرون میططرون یکی از جن ها ی قویه که

قدرت زیادی داره روش احضار چون میططرون یک جن مسلمونه باید همه فرایض دینی رو خوب

انجام بدید مثل نماز خوندن و پاک بودن و.... باید ترک حیوانی کنید و هر روز ذکی یا میططرون

رو بگید و شبا برید جایی که کسی نباشه مثل کوه .... بیابون خونه خالی ... حتی اتاق خونتون ...

دور خودتون با آیت الکرسی مندیل بکشیدو عود روشن کنید وبا ذکر یا میططرون رو به تعداد اسمتون

بگید مثلا اسم من محسنه به ابجد کبیر حسابش کنم میشه 158 .... یعنی 158 بار یا میططرون رو

پشت سر هم میگید بدون اینکه حرفی بینش بزنید یا کاری کنید ... باز 158 بار تا حدود 4 یا 5 هزار

دفعه بشه جواب گرفتن این کار بستگی به خود تون داره یهو دیدی روز اول اومد یهود دیدی به ماه

طول کشید .... ولی اگه درست انجام بدید به هفته نشده میاد و در طول این مدت نشانه هایی به شما

میده ... ابجد کبیر همراه با اعدادش به صورت زیر هستند ا=1و ب= 2و ج= 3 و د= 4 و ه=5 و

و=6 و ز= 7 و ح= 8 و ط= 9وی= 10 و ک= 20 و ل= 30 و م= 40 و ن=50 و س= 60

ع=70 و ف= 80 ووص= 90 و ق= 100 و ر= 200 و ش= 300 و ت= 400 و ث= 500

وخ=600 و ذ= 700 وض= 800 وظ= 900 و غ= 1000 

3= طلسم و ذکر انبیا: برای شروع چهار تا ذکر است که هرشب صد مرتبه از هر کدام باید گفته

شود جهت گشایش در هر کاری الف- حسبنا الله و نعم الوکیل ب- ماشاء الله لا قوة  الا بالله –ج-

لا اله الا انت سبحانک –د- افوض امری الی الله

4= عمر جن ها: اگر متوسط عمر انسان را 80 سال در نظر بگیریم میانگین عمر جن ها 1000

سال است اما مثل انسان ها ممکنه از این متوسط بیشتر یا کمتر عمر کنند فکر می کنید موجود اتی

که تا الان مثلا 500 سال زندگی کرده اند حتما پیرو فرسود ه هستن اما اینطور نیست نکته جالبی

که در مورد عمر جن ها وجود داره روند رشد جسمی شونه . جن ها از نظر فیزیکی بسیار کند

رشد می کنند جسم آنها تقریبا 11  برابر کند تر از انسان رشد می کند یعنی اونا 11 برابر دیرتر

از ما دیر تر پیر می شوند فرض کنید امروز یک نوزاد انسان یک نوزاد جن همزمان به دنیا

آمده باشد 11 سال دیگر اون نوزاد انسان چه شکلی می شود یک بچه مدرسه ای کلاس پنجم

دبستان در نظرتان است و لی نوزاد جن بعد 11 سال اندازه یک بچه یکساله بزرگ شده بر عکس

این جریان جن ها از نظر رشد عقلی و احساسی خیلی خیلی سریع تر از انسان هستند.

5= موکل در حفاری

بعضی از حفار ها هر وقت می خواهند به حفاری بروند شخصی رو که موکل داردو به گفته خودش

می تونه زیرزمین را ببینه ( کار دستگاه را انجام بده) و طلسمات و تله ها را باطل کند رو به

دنبال خودشون می برند و شروع به حفاری می کنند آن پیر میاد و عین نسخه شما را در زیر زمین

براتون تشریح می کنه بصورتی که باور  می کنید که چه چیزی دیده است  حتی تا چین های دامن

مجسمه و تعداد مروارید ها ی گردن او را می شمارد و بهتون می گوید اون پیر دروغ نمی گوید

با احضار می توان این کار را کرد کسانی که موکلین قوی دارند و زحمات بسیاری در این راه

کشیدند می توانند حتی زیر زمین را توسط موکلشون ببینند وتشریح کنند ولی هیچ وقت انسان

های موفقی در این کار نیستند وقتی جنسی یک صد سال در زیر زمین بماند تا وقتی که شما عجاین

 را آگاه نکنید می توانید این جنس را بر دارید و بدزدید ولی وقتی رو یک کاری احضار زده بشه

و عجاین آگاه بشوند دیگر شما صاحب هیچ چیزی نیستید تعداد کسانی که با موکل باراز زیر زمین

بیرون آورده اند به تعداد انگشتان دست است و اینها انسان هایی شناخته شده بودند که این کار

را هم برای خودشان انجام نداده اند و فکر مال دنیا نبوده اند و اون نیز به دستور الله انجام شده

است نه من و شما که فکر پر کردن جیبمون هستیم هیچ وقت اگر می خواهید در حفاری موفق

شوید علم رو کنار نگذارید و به چیز هایی مثل جادو وموکل بپردازید  چون نه تنها موفق نمیشوید

بلکه ضربه هم می بینید اگر کسی را پیدا کردید که با موکل باری از زیر زمین بیرون آورد آدرس

بدهید که من هم دستش را ماچ کنم و هم مرید او شوم حالا یکی از دلایل که نمی توان با موکل

موفق بود آگاه شدن عجاین هست که اجازه نمی دهند دفینه را جا به جا کنید  دومین مطلب  در

مورد موکل ما موکل رو به به دوقسمت کلی تقسیم می کنیم اول عنایتی و دوم بدست آوردنی

موکل عنایتی موکلینی هستند که کلامشان از کسی به کسی عنایت شود شاید بتوان دفینه ای را از

زیر خاک بیرون آورد که او هم مطمئن باشید برای وکل نیست و برای این هست که الله در بین

بندگانش به شما با دیدی متفاوت نگه می کند و در درگاه او عزیز تر از دیگران هستید چه بسا

اگر موکل هم نداشتید دفینه ای در طالع شما نوشته شده بود و این کارهم اگر اتفاق بیفتد فقط

یک بار است در زندگی شخصی که به آن عنایت شده است قسمت موکل می کنید

کسانی که با موکل حفاری می کنند اول یک مطلب اینکه داشته های هر کسی چه از نظر مالی

وچه ازنظر فکری نشان دهنده تلاش آن شخص در زمینه ای که فعالیت کرده است هست

بگذریم از کسانی که یک شبه پول دار می شوند و یا شانس دارند و یا الله به آنها  عنایت می کند

ولی در کل جامعه یک شبه پول دار شدن با یک شبه عالم شدن به غیر از تقدیر الله مرسوم نیست

حال این را گفتم تا بعد بهش برسیم

6= احضار پری: در شب شنبه ظرفی را پر آب کرده و 1000 بار کلمات زیر را در مکانی خالی

می خوانید حاضر می شوند یک لشکر پری تا زمانی که هزار مرتبه تمام نشده است سر خو درا

بلند  نمی کنید (بسم الله الرحمن الرحیم اللهم انت العالم و انا الناعل فمن یدعا الغافلا الی  العالم

یا رب اجبو یا القاعیل  )

7= موجودات نا مرعی : این موجودات از حواس ما پنهانند و دارای شعور نارواح – تمامی

موجودات زنده اعم از گیاهان و جانواران و حیوانات و انسان دارای روح بوده  و تاز مانی

که زنده اند روح همراه آنان است و بعد از مرگشان از جسم جدا شده و به زندگی جدید خود

ادامه می دهند زمانی که انسان از دنیا می رود اطرافیان او گریه می کنند در واقع او از این

وضع ناراضی می شود  و می خواهد به اطرافیان خود بفهماند که چرا گریه می کنند ولی

نمی تواند با آنها ارتباط برقرار کنه زیرا گوش ما با فرکانس صوت ارواح هم خوانی نداره

به همین دلیل اغلب در خواب باز ماندگان خودشون ظاهر می شود روح بعد از مرگ اطراف

جسم خود سرگردان است و بعد از اینکه تکلیف جسم معلوم شد مدتی در اطراف خانه و جای

خود می چرخد تا آرام آرام به جای مقرر شده برود ارواح به دو صورت وجود دارند ودر

همان مسیر به زندگی خود ادامه میدهند الف- ارواح طیبه: که همان ارواح پاک هستند –ب-

ارواح خبثه : که آنها هم باید پاک بشوند حالا یا در این دنیا یا دوباره به دنیا آمده و در جسم

دیگری به زندگی کرده وپاک می شوند در نهایت اینکه همه ارواح پاک خواهند شد ارواح

خبیثه از وابستگی مادی دنیایی نمی توانند دل بکنند حتی در آن دنیا و این باعث می شود که

رشد معنوی نداشته باشند و در یک جا متوقف شده یا اینکه خیلی کند حرکت کنند این ارواح

در آن دنیا هم زمینی بر خورد می کنند

جن قبل از انسان خلق شده و جنسش از آتش ودارای شعور و اختیار به همین دلیل پاداش و

عذ اب می بیند اجنه از لحاظ دینی به چند دسته تقسیم میشوند

جن کافر( طایفه شیطان ) – جن الله پرتس (شیعه مسیحی یهود)- جن غیر کافر ( پیرو هیچ

دین خاصی نیستند ... جنیان از لحاظ نژاد و شکل به 4 دسته تقسیم میشوند الف- دیو –

ب- جن- ج- پری  عمل تسخیر جن از سخت ترین وخطرناک ترین اعمال بوده باید زیر نظر

استاد با شد وگرنه صدمات جبران نا پذیر به انسان واطرافیان وارد می شود ملائکه : هر

چیزو هر کس وکلا تمامی جانداران و غیر جانداران در این دنیا دارای  موکل ملکی هستند

هر کلمه ای که ما به زبان میا وریم دارای موکل هست ملائکه بر تمامی اعمال و کردار

انسان ها ناظرند و شهادت می دهند و طبق چهار چوب و اصولی که دارن دعمل میکنند

و عمل غیر شرعی انجام نمی دهند جنس ملائکه از نور است ملائکه سه شکل دارند

ملائکه بالا ملائکه سفلی ( ارضی)  ملائکه اعوان ملائکه بالا ( ملائکه روحانی ) : که بر

انسان بغیر از پیامبران ظاهر نمی شوند نام ملائکه بالا در آخر همه آنها ایل دارد مثل

جبرئیل یا اسرافیل و ملائکه ارضی درآخر نامشان طیش دارد مثل لحیطیش  و ملائکه اعوان

آخرشان دارای یوش است مثل فیو یوش ....

8=شرایط تسخیر: انسان می تواند تمام موالید جهان هستی را تسخیر کند شرایطی که می توان

نام برد اول باید مکانی که در آن مشغول عبادت است آن مکان غصبی نباشد بعضی به آن توجهی

ندارند لباس مناسب و بخورات وروز و هفته و ماه سال ولی بیشتربه اعمال آن شخص ارتباط

دارد هر چه عبادت و اعمال شخصی برای الله با حضور قلب وتوجه باش زودتر به هدفش می رسد

و موجودی را که می خواهد مسخر خود سازد از راه درست آن استفاده کند نه از راه شیطانی

در واقع تسخیر یعنی مسخر کردن کسی و به اختیار خود در آوردن او تا کارهایی را که به مسخر

شده محول می شود دستورات را اطاعت کرده و سرپیچی نکند و باز هم به کردار و رفتار و اعمال

 خود شخص ارتباط دارد

9=اگر در تسخیر موجودی شیطانی حضور یابد چه کنیم:

در تسخیر مهم نیت انسان است اگر نیت درست نباشد با شیاطین پیش می روید ولی اگرنیت درست

باشد به هیچ وجه شیاطین نمی توانند حضور یابند نام الله را بر زبان می آورید با هر بار گفتن نام

الله وخواندن قران ودیگر ذکر ها شیاطین دورتر و دورتر می شوند وهرکس استادی نداشته باشد

شیطان استاد او می شود من لم یکن له استاذ فامامه الشیطان  می توانیم بگوئیم دشمنان انسان

چهار چیز هستند ابلیس ( شیطان ) دنیا و هوی و هوس و نفس اماره. انسان دو دشمن بزرگ دارد

یکی بیرونی که شیطان نام دارد ودیگری درونی که آن هم غفلت و اشتباه خود انسان است

انسان شناسان می گویند انسان دارای روح بزرگی است که می تواند تا بی نهایت گسترده شود و

تا بی نهایت به اعماق جهان نفوذ کند شناخت این مسائل بدون داشتن استادی وارسته البته امکان

پذیر نیست باید دقیق وحساس بود که مبادا شیطان در لباس مبدل فریبمان دهد

برای دفع شیاطین همراه داشتن قران و تر بت کربلا و خواندن سوره هایی که با قل شروع می شود

وخواندن یس مفید است از بخورات استفاده کردن و خوشبو کردن فضا نیز شیاطین را دور می کند

وقبل از اینها باید خود را درحصار کامل قرار دهد

 

10= تاثیر چوب انار یا خرما و بید مجنون در مندل و احضار:

با خوردن یک دانه انار شیطان تا چهل روز از ما دور می شود و چوب انار فقط برای حصار

کردن مفید است به جای میخ آهنی می توان از چوب خرما و انار و بید مجنون استفاده کرد

انار به خاطر بهشتی بودن آن شیطان نفوذ نمی کند خرما هم چون مولا علی در پای درختش

ذکر گفته  وبید مجنون به خاطر این است که هر جنی حاظر شود خواه نا خواه خود سنگینی

و لرزش دارد که روی انسان تاثیر می گذارد  واین لرزش وسنگینی را بید مجنون دفع می کند

11= نقش بخورات در تسخیر: برای هر ذکری که می خوانیم بخورات خودش لازم است مثلا

برای احضار  جن بخوراتی از قبیل عود خام و عود و اسپند و کندر وسنبله  که هر قسمت

ذکر یکی از این بخورات مناسب است

12= روشن بطلان سحر: اگر  کسی به خواندن سوره آل عمران مداومت کند به هیچ سحری

دچار نمی شود و کار گشاست خواندن حمد به گلاب 71 بار و ریختن در چهار گوشه خانه

 وخوردن از آن مبطل سحر است در واقع سحر و جادو و نحوست و رفت وآمد شیاطین را در

بردارد که هر جا شیطان قدم بگذارد بستگی ایجاد می کند و با این روش بستگی ها و سحر ها

باطل می شود و نوشتن ادعیه هم موثر است و بیشتر مردم بی توجه هستند و همیشه بد می آورند

13= آداب دعا نوشتن: باید از محرمات پرهیز کرد خود زنی نکرده باشد یعنی به بدن خود

آسیب نرساند باید هر دعایی را با جوهر مخصوصی نوشت باید هر چهار عنصرطالع آب وخاک و

باد وآتش مشخص شود وسمت ومحل نوشتن هم باید رعایت شود مثلا دعایی هست که باید به

سمت مشرق یا مغرب نوشته شود واز این قبیل . اگر دقت در دعا نشود مورد آزا ر و اذیت جنیان

قرار می گیرد قلم دعا باید مشخص شود و بایستی روی طلا و نقره ومس وهفت جوش و چوب و

سنگ وپوست وکاغذ مخصوص نوشته شود بعضی ادعیه باید با انگشت سبابه و آب نوشته شود

 


به عنوان مقدمه ،عاملیتهای مهم در دعوات را ذکر بفرمایید؟
عاملیت در دعوات بسیار گسترده است . از این عاملیتهای مختلف میتوان به عاملیت عزیمت عهد قدیم (برهتیه) اشاره کرد که موکلین در این دعوت (تسخیر کامل و مطلق عزیمت ) حکم طاعتشان بسیار گسترده است . بدین معنی که از خواص مهر طاعت آنها مثلا آوردن شی خاصی است و یا تلبیس آینه و یا حتی عاملیت مندل است. عموما در مراحل اول عاملیت جزیی قابل وصول است (مثلا میتواند شامل تلبیس آینه ، ابطال و استخراج طلسمات، عمل قرطاس، احضار طلسمات ، جلب الحبیب (مهر و محبت)، عقد اللسان، فروش املاک، جلب الزبون، حجاب الاعین، تغویر المیاه، اعمال جلالی و…   باشد.)
حضور موکلین در یک دعوت به چه معناست؟ واقعیت این است که تسخیر به اجبار یا همان تسخیر قهری معنای دیگرش اجبار به حضور موکلین  (جنهاست) و این رابطه میتواند حالت عکس به خود بگیرد. منظور این است که درصورتی که ارتباط همراه با مهر طاعت باشد (در شرایط خاص) این همان تسخیر شدن موکل است و در غیر این صورت تسخیر فرد توسط جنها نامیده میشود. بدین خاطر است که همیشه توصیه میشود که از این اعمال اجتناب گردد. ببینید ، دعوت میتواند در نحله های مختلف باشد و این نحله ها ممکن است با هم در ارتباط باشند یا نباشند مثلا در تلبیس آینه یا تمریض و یا استخبار از آینده در مذهب یهود گرایشات و شاخه های مختلفی است که روشهای مختلفی را برای تسخیر میطلبد. یک دعوت موفق میتواند با حضور موکلین  (بصورت کاملا مادی و جسمی) همراه باشد. در واقع امر ، همانگونه که قبلا ذکر شده انجام تسخیر در مرحله اول (اولین دعوت) زیر نظر استاد عامل مشکلترین مرحله است.
 در مورد شرایط یک مندل (حصار) محکم در زمان قرائت دعوت بفرمایید که چه شرایطی دارد؟ از لوازم یک دعوت موفق، وجود مندل و حصاری محکم است و مثلا میتوان از منادل هفتگانه حلزونی (حلقوی) یا دایره ای (هفت دایره ناقص یا ناکامل که فاصله خطوط آن هر کدام باید حدود نیم متر باشد و حدود دو مترونیم هم در وسط مندل فضای خالی باشد) و بستن ورودیها با خواندن عزائم احراقیه و مانع شونده استفاده کرد که به همراه داشتن حربه های خاص و پوشیدن پیراهنهای مطلسم با رنگ خاص که در واقع امر بر آن اسماء و آیات خاص نوشته شده است لازم است. راههای ورود و خروج مندل (دروازه ها) باید کاملا مشخص باشد و بوسیله آیات مخصوص مثل کهیعص و…. راههای ورودی (دروازه ها) بسته شود. محل مندل هم که حتما باید زمین خالی باشد (از خاک یا گچ یا گل و امثالهم) و کشیدن مندل هم حتما باید با حربه های فلزی و خصوصا فولاد یا آهن باشد . در اکثر دعوات بهتر است که معزم، عزیمت قرثیا را در سمت راست لباس خود به همراه داشته باشد. نتیجه اینکه عاملیت مندل مهم است، چون در واقع حکمی است برای اجابت مندل.
خواندن عزیمت باید طبق چه اصولی باشد؟ ساختن عزیمت دستورالعمل خاصی بر آن مترتب است. آنچه باید به آن توجه شود، قرائت عزائم است که بطور معمول  به عدد مناسبی از مفتاح و مغلاق و غایت و ضابطه و مساحت و عشر یا بذل و ختم و غایت و…میباشد که طبق نظر استاد عامل است. (قبلا هم ذکر شد که تمام اعمال در دعوت (جلالی یا جمالی) به عهده استاد عامل همان دعوت است. این اعمال اعم از کشیدن مندل وتعجین بخورات و انتخاب و اخذ آنها از عوالم نیرنجیه و همچنین استنزال و انتشار ملوک الارض و ساعات خاص و ساخت حربه از این قبیل است).
اهمیت بخورات تا چه اندازه است؟ بخورات مناسب کار بسیار حائز اهمیت است.  فی المثل در تسخیر کواکب، برای زحل به قشور الکندر و زعفران و میعه و …. (دخنه) بخور میکند و در کوکب زهره بخور میکند به قسط و لادن و زعفران و عود و…. غالبا برای هر کوکبی و هر عملی از این دست حدود ۸۰ نوع بخور در نظر گرفته میشود و در این صورت است که عمل اجابت میشود.
نکات مهم در دعوت کواکب و همچنین وفق آنها چیست؟ دعوات کواکب از سخت ترین و طولانی ترین دعوات است که باید از آن اجتناب کرد. ببینید، خود کواکب منتسب به گروهها شده اند. کوکب مشتری منتسب به عالمان و دانشمندان است و مریخ منتسب به صاحبان سلاح و جلادان و امراست و البته زحل منتسب به قوم هندو و جهودان و از این قبیل است. همانطور که ذکر شد در دعوت مثلا یک کوکب خاص حتی رنگ لباس مهم است  و رنگ لباس مثلا در دعوت زحل جامه کبود و دراز است و خاتم این دعوت یک خاتم دوگانه است که یکی از آهن و دیگری از سرب میباشد که کلمه ……. بر آن نقش بسته است و ردای تسخیر مشتری زرد و سفید و خاتم آن عقیق است که بر آن کلمه ….. نوشته شده. نکته دیگر اینکه برای هر کوکب وفقی مخصوص است. فی المثل وفق کوکب شمس، مسدس میباشد. وفق قمر متسع است، وفق مریخ وفق پنج تایی یا مخمس است. وفق عطارد مربع و مشتری هشت تایی یا مثمن و زهره مسبع و زحل مثلث است و در این زمینه علما اتفاق نظر دارند. البته مطلب پیچیده تر و گسترده تر از آنست که بتوان در این مختصر بدان پرداخت .
والله أعلم بالصواب، وإلیه المرجع والمآب
اللهم احرسنی بعینک التی لا تنام واکنفنی بکنفنک الذی لا یرام لا أَهْلَکُ وأنت رجائی کم من نعمه أنعمت بها علیَّ قلَّ عندها شکری فَلَمْ تحرُمْنی وکم من بلیه ابتلیتنی بها قل عندها صبری فلم تخذلنی اللهم ثبت رجاءک فی قلبی واقطعنی عمن سواک حتى لا أرجو أحداً غیرک یا أرحم الراحمین.
باید گفت که مبحث بخورات از مباحث تخصصی در علوم غریبه است و در واقع، خود علمی جداگانه است. در اینجا به مقتضای بحث، مطالبی مختصر عنوان میشود. برای انجام دعوات در علم الروحانیات، خوشبو بودن مکان با استفاده از روائح طیبه از بدیهیات است و همانطور که قبلا ذکر شد از اولیات واصول اجابت دعوات جهت ارتباط و تعاملات در علوم غريبه، استفاده از بخورات مناسب با رعایت نوع و طبع دعوت است. دلیل آن نیز چندگانه است. اول اینکه موکلین و خدام که در زمان انجام دعوت در مکان حضور دارند بعضا تغذیه آنها از بوهای طیب و خوش است. از طرف دیگر این انجام بخور،‌ نوعی احترام به این نیروهای غیرارگانیک است. در انجام بخورات برای مبحث موکلین غیر رحمانی، بحث متفاوت است.
ببینید، در انجام دعوت، همیشه نوع و طبع دعوت هم توسط دعوت كننده رعایت میشود. مثلا گرم بودن یا سرد بودن طبع دعوت بسته به نوع دعوت. در برخی دعوات از بخورات بدیل (هر ذورائحه طیبه یا برعکس) استفاده ميشود. ولی در بیشتر مواقع و خصوصا در دعواتی که قدرت انجام عمل زیاد میدهند باید از بخورات اختصاصی دعوت بهره گرفت. اللهم يا مُغَيـَّرَ الحال والأحوال غيـِّر حالنا إلى أحسن حال اللهم أنت المقصود بكل حال والمشار إليه بكل معنى . اللهم إني سلَّمت إليك مقاليد أمري فاقبلني وارحمني . اللهم لا تحجبني بدنياي عنك واجعل بغيتي من الدنيا بغية الراكب المـُجِدِّ للآخرة ، واجعل همومي هماً واحداً هو لقائك يا أرحم الراحمي
. شما اگر بخواهید دعا بنویسید حتما باید بخورات مخصوص به اون دعا و موکلین را بسوزانید .  
خورات از مواد تخصصی در علوم غریبه است و در واقع، خود علمی جداگانه است. ببینید به طور مثال ساده شما اگر میزبان شخصی باشید و بخواهید به وی احترام کنید و از او با بهترین چیزها پذیرایی کنید فضای منزل را تمیز و خوشبو و غذاهای رنگارنگ برایش مهیا می کنید تا به میهمان خود احترام گذاشته باشید و در واقع بخورات خوشبو در بحث دعوت از موکل و یا دعانویسی نیز همان احترام کردن است ولی باید دانست بخورات انواع مختلف دارد و برای هر امری بخوری مناسب باید استفاده کرد. 
بحث را تخصصی تر در زیر ادامه می دهیم.
 
برای انجام دعوات در این علم روحانی، خوشبو بودن مکان با استفاده از بوهای خوشبو نیاز اصلی است و اصول اجابت دعوات جهت ارتباط در علوم غریبه، استفاده از بخورات مناسب با رعایت نوع و طبع دعوت است. باید دانست موکلین و خدام که در زمان انجام دعوت در مکان حضور دارند بعضا تغذیه آنها از بوهای طیب و خوش است. از طرف دیگر این انجام بخور،‌ نوعی احترام به این نیروهای غیرارگانیک است.
  در انجام دعوت، همیشه نوع و طبع دعوت هم توسط دعوت کننده رعایت میشود.  مثلا گرم بودن یا سرد بودن طبع دعوت بسته به نوع دعوت. در برخی دعوات از بخورات بدیل (هر ذورائحه طیبه یا برعکس) استفاده میشود. ولی در بیشتر مواقع و خصوصا در دعواتی که قدرت انجام عمل زیاد میدهند باید از بخورات اختصاصی دعوت بهره گرفت
 

ادامه ذکر های نایاب

جهت رونق كسب حلال

دعاجهت رونق كسب وكار

هر كس با ايمان اين آيات را بااذن واجازه ونيت خالص و توجه به خدا و معني آن بنويسد و در دكان و محل كسب قرار دهد آن چه از بيع و كاسبي پيدا شود به فسق و معاصي خرج نكند و حق الله را از آن ادا كند .

آيات ۱ الي ۶ سروه مطففين :

وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ * الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ * وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ *

 أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ * لِيَوْمٍ عَظِيمٍ * يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ*


راههایی برای نجات از سحر و جادو  

 


دستورالعمل جلوگیری از چشم زخم و چگونگی غلبه بر دشمنان      

فضیلت سوره کافرون و نصر و توحید و معوذتین
در احادیث بسیار وارد شده فضیلت خواندن سوره قُلْ یا اَیُّهَا الْکافِروُن در نمازهاى فریضه و نافله و آنکه خواندن آن رُبع قرآن است وسوره توحید ثلث قرآن است و خواندن سوره نصر در فرایض و نوافل سبب نصرت بر اعداء است و آنکه چون شخص از منزل خود بیرون رود معوذتین را بخواند چشم بد به او ضرر نرساند و کسى که در خواب ترسد در وقت خواب این دو سوره را با آیةالکرسى بخواند.



دعا و تعویذ بسیار مجرب برای بُطلان سحر و طلسم
 بر پوست آهو بنویسد و با خود نگاه دارند:
(
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ بِسْمِ اللَّهِ وَ ماشآءَ اللَّهُ بِسْمِ اللَّهِ وَ لاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ قالَ مُوسی ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ اِنَّ اللَّهَ سَیُبْطِلُهُ اِنَّ اللَّهَ لایُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدینَ فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ فَغُلِبُوا هُنالِکَ وَانْقَلَبُوا صاغِرینَ)

بنام خدا و به (یارى) خدا و بنام خدا و آنچه خدا خواهد بنام خدا و جنبش و نیرویى نیست جز به خدا «گفت موسى آنچه شما آوردهاید جادو است و خدا حتماً آنرا باطل میکند زیرا خدا اصلاح نمیکند کار تبهکاران را پس حق قرار گرفت و کارى که آنها میکردند باطل گشت و در آن حال مغلوب گشتند و خوار و زبون بازگشتند.
 
رقعة الجیب):

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ بِسْمِ اللَّهِ اِنّى اَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْکَ اِنْ کُنْتَ تَقِیّاً اَوْغَیْرَ تَقِىٍ اَخَذْتُ بِاللَّهِ السَّمیعِ الْبَصیرِ عَلى سَمْعِکَ وَ بَصَرِکَ لا سُلْطانَ لَکَ عَلَىَّ وَ لا عَلى سَمْعى وَلا عَلى بَصَرى وَلاعَلى شَعْرى وَلاعَلى بَشَرى وَلاعَلى لَحْمى وَلا عَلى دَمى وَلا عَلى مُخّى وَلا عَلى عَصَبى وَلا عَلى عِظامى وَلاعَلى مالى وَ لا عَلى ما رَزَقَنى رَبّى سَتَرْتُ بَیْنى وَ بَیْنَکَ بِسِتْرِ النُّبُوَّةِالَّذِى اسْتَتَرَ اَنْبِیآءُ اللَّهِ بِهِ مِنْ سَطَواتِ الْجَبابِرَةِ وَالْفَراعِنَةِ جَبْرَئیلُ عَنْ یَمینى وَ میکائیلُ عَنْ یَسارى وَ اِسْرافیلُ عَنْ وَرآئى وَ مَحَمَّدٌ صَلّىَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَمامى وَاللَّهُ مُطَّلِعٌ عَلَىَّ یَمْنَعُکَ مِنّى وَ یَمْنَعُ الشَّیْطانَ مِنّى اَللَّهُمَّ لا یَغْلِبْ جَهْلُهُ اَناتَکَ اَنْ یَسْتَفِزَّنى وَ یَسْتَخِفَّنى اَللَّهُمَّ اِلَیْکَ الْتَجَاْتُ اَللَّهُمَّ اِلَیْکَ الْتَجَاْتُ اَللَّهُمَّ اِلَیْکَ الْتَجَاْتُ.
 




- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

دعای بخت گشایی, دعای گشایش بخت, دعای ازدواج  
دعایی برای باز شدن بخت و ازدواج سریع و نیکو
مشکل باز شدن بخت و عدم استطاعت به ازدواج در تمام جوامع وجود دارد. خصوصا اینکه بسته شدن بخت و عدم توانائی به ازدواج (تعطیل الزواج) عوارض و نشانه های خاصی نیز بر آن مترتب نیست. در ذیل دعا و دستورالعملی بسیار مجرب و فوری و قوی برای باز شدن بخت دختران و پسرانی که با مشکل ازدواج مواجه هستند ارائه میشود. توجه شود که با توکل به خداوند جل جلاله و اعتقاد به موثر بودن این دعا و ختم، ازدواجی نیکو خواهند داشت.

بین نماز عصر و نماز مغرب (قبل از نماز مغرب افضل است) هفت مرتبه سوره الشرح را قرائت کنید:
أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ 1 وَوَضَعْنَا عَنکَ وِزْرَکَ 2 الَّذِی أَنقَضَ ظَهْرَکَ 3 وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ 4 فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا 5 إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا 6 فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ 7 وَإِلَى رَبِّکَ فَارْغَبْ

و سپس پسرها این دعا را هفت مرتبه بخوانند:
 
اللهم اشرح صدور بنات حواء -اللهم یا جامع الناس فی یوم لا ریب فیه – اللهم اجمع بینی وبین زوجتی اللهم ارزقنی الزوجة الصالحة التی تحبها وترضى عنها.

و دخترها دعای ذیل را هفت مرتبه بخوانند:
اللهم اشرح صدور أولاد آدم – اللهم یا جامع الناس فی یوم لا ریب فیه – اللهم اجمع بینی وبین زوجی -اللهم ارزقنی الرجل الصالح الذی تحبه وترضاه.
دعای دفع چشم زخم ، باطل کردن چشم زخم  
تعویذ دفع و از بین بردن هر گونه چشم زخم و نظر بد مروى از امیرالمؤمنین علیه السلام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ بِسْمِ اللَّهِ الْعَظیمِ عَبَسَ عابِسٍ وَ شَهابَ قابسٍ حَجَرَ یابِسٍ رَدَدْتُ عَیْنَالعایِنِ عَلَیْهِ مِنْ رَاءْسِهِ اِلى قَدَمَیْهِ اَخَذَ عَیْناهُ قابِضٌ بِکِلاهُ وَ عَلى جارِهِ وَاَقارِبِهِ جِلْدُهُ دَقیقٌ وَ دَمُهُ رَقیقٌ وَ بابُ الْمَکْرُوهِ تَلیقُ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ ثمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ اِلَیْکَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ.


- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

دعای مهر و محبت ، دعای محبوبیت ، دعای حاجت  
دعایی برای مهر و محبت و سایر حاجات مهم
آیه شریفه ذیل را (87 مرتبه یا 99 مرتبه)بر روی کاغذ بدون خط بنویسد:
(
فسیکفیکهم الله وهو السمیع العلیم).

و در انتها، حاجت خود را بنویسد:
ألقوا محبة ….. فى قلب…… (ابتدا نام طالب و سپس نام مطلوب را بنویسد).

و یا بنویسد یا بگوید:
 
أفعلوا کذا وکذا( بجای کذا و کذا حاجت خود را بنویسد و یا ذکر کند).

این دعا برای مهر و محبت و رزق و روزی و حفظ از جمیع بلایا و علاج بیماریها و…. که رضایت خداوند عز و جل در آنهاست مجرب است.

توجه شود:
روز پنجشنبه و در ساعت اول، پس از انصراف عمار مکان، با گلاب و زعفران بنویسد.

دعای چشم زخم ، باطل کردن چشم زخم  
دعا و تعویذ دفع و از بین بردن چشم زخم و نظر بد
(
اَللّهُمَّ ذَا السُّلْطانِ الْعَظیمِ وَالْمَنِّ الْقَدیمِ وَالْوَجْهِ الْکَریمِ ذَا الْکَلِماتِ التّامّاتِ وَالدَّعَواتِ المُسْتَجابات عافِ فُلاناً مِنْ اَنْفُسِ الْجِنِّ وَ اَعْیُنِ الاِْنْسِ ).خدایا اى صاحب سلطنت بزرگ و نعمت دیرین و ذات بزرگوار و صاحب کلمات تام و تمام و دعاهاى مستجاب شده عافیت ده فلانى را از نفسهاى جنیان و چشم مردم.

.

دعای رزق و روزی زیاد – دعای رزق مغازه  
دعای وسعت و زیاد شدن رزق و روزی
آیات شریفه ذیل برای باز کردن رزق و روزی کسانی است که رزق و روزیشان بسته شده و یا مورد چشم زخم و نظر قرار گرفته است. این آیات به اذن و اراده باریتعالی، وسعت دهنده رزق و روزی و خنثی کننده و از بین برنده اثر چشم زخم و نظر و هر گونه سحر و طلسمی است که موجب بسته شدن رزق و روزی است .

این آیات را بخواند و یا بنویسد و با خود به همراه داشته باشد:
(
وَمَا مِن دَآبّةٍ فِی الأرْضِ إِلاّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلّ فِی کِتَابٍ مّبِینٍ) [هود:6]
(
إِنّ رَبّکَ یَبْسُطُ الرّزْقَ لِمَن یَشَآءُ وَیَقْدِرُ إِنّهُ کَانَ بِعِبَادِهِ خَبِیراً بَصِیراً) [الإسراء:30]
(
وَفِی السّمَآءِ رِزْقُکُمْ وَمَا تُوعَدُونَ*فَوَرَبّ السّمَآءِ وَالأرْضِ إِنّهُ لَحَقّ مّثْلَ مَآ أَنّکُمْ تَنطِقُونَ) [الذاریات:22-23]
(
مّا یَفْتَحِ اللّهُ لِلنّاسِ مِن رّحْمَةٍ فَلاَ مُمْسِکَ لَهَا وَمَا یُمْسِکْ فَلاَ مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ) [فاطر:2]
(
وَالضّحَىَ * وَاللّیْلِ إِذَا سَجَىَ * مَا وَدّعَکَ رَبّکَ وَمَا قَلَىَ * وَ لَلآخِرَةُ خَیْرٌ لَّکَ مِنَ الأُولَى‌ * وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبّکَ فَتَرْضَىَ * أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوَىَ * وَوَجَدَکَ ضَآلاّ فَهَدَىَ * وَوَجَدَکَ عَآئِلاً فَأَغْنَىَ * فَأَمّا الْیَتِیمَ فَلاَ تَقْهَرْ * وَأَمّا السّآئِلَ فَلاَ


- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

دعایی قوی و مجرب برای باطل کردن طلسم و سحر  
برای باطل کردن طلسم و سحر راهها و روشهای مختلفی وجود دارد. بهترین روش برای ابطال طلسم و سحر (مکتوب باشد یا مرشوش و یا ماکول ) استفاده از آیات قرآنی (خصوصا معوذتین) برای این امر است که در مطالب قبلی به این آیات کریمه اشاره شده است.
یکی از بهترین اذکار برای باطل کردن طلسم و سحر ، استفاده از آیه شریفه ذیل است:
{
وَلَا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَى. عدد تکرار این آیه شریفه 1394 میباشد.
دعای مذکور در ذیل از قویترین و مجربترین حرزها جهت جلوگیری و درمان و باطل کردن طلسم است. فردی که این دعا را به همراه داشته باشد و یا حتی در منزل نگهداری کند، به اذن و اراده باریتعالی از طلسم و بسته شدن کارها مصون خواهد ماند.

دعای بسیار قوی باطل کردن طلسم وپیشگیری کننده از هر گونه سحر و جادو و طلسم   
الحمد لله رب العالمین اللهم لک الحمد کله دقه وجله علانیته وسره اللهم لک الحمد یا من توحّدت بالملک والملکوت وتفرّدت بالعظمة والجبروت ملکت فقهرت وخلقت فأمرت لاتحول ولا تزول لاتغیب ولاتفوت قائم بنفسک سبحانک أنت الواحد العظیم فی جلاله وقدسه القادر العلیم بأحوال جنه وإنسه الکبیر المتعال العالم بکل حال سبحانک أنت المتکبر ذو الجلال والإکرام نحمدک سبحانک بحمد الأنبیاء والأولیاء والصالحین والملآئکة المقربین اللهم إنّا نحمدک بما تحب أن تسمع من عبادک حمداً اللهم نحمدک حمداً کثیراً اللهم صل وسلم وبارک على عبدک ونبیک محمدٍ وعلى آله الطیبین الطاهرین اللهم أنت أکبر کبیراً .
اللهم أنت أکبر کبیراً اللهم لک الحمد کثیراً اللهم إنا نسبحک بکرة وأصیلاً اللهم أنت العالم بکل حال اللهم منزّل الکتاب ومجریَ السحاب هازم الأحزاب شدید العقاب سریع الحساب اللهم احصِ السحرة وأعوانهم عدداً
اللهم منزّل الکتاب ومجریَ السحاب هازم الأحزاب شدید العقاب سریع الحساب اللهم احصِ السحرة وأعوانهم عدداً
اللهم احصِ السحرة وأعوانهم عدداً
اللهم واقتلهم بدداً
اللهم ولا تغادر منهم أحداً
اللهم قتّل السحرة وأعوانهم أجمعین
اللهم إنّا نجعلک فی نحورهم
اللهم إنّا نعوذ بک من شرورهم اللهم إنّا نعوذ بک من اسحارهم وعقدهم وربطهم یاقوی یا متین
اللهم إنّا ونعوذ بک من اسحارهم وعقدهم وربطهم
اللهم أنزل علیهم بأسک الشدید اللهم أنزل علیهم بأسک الشدید اللهم أنزل علیهم بأسک الشدیدالذی لایُردُ ولا یُصدُ ولا یقدر على دفعه أحد
اللهم أهلک أقواهم اللهم أهلک أعتاهم اللهم أهلک أمکرهم وأکبرهم اللهم هلک أمکرهم وأکبرهم وأدهاهم وأخفاهم
اللهم اهلک أعلمهم بالسحر وأشدّهم وأقواهم سحراً
اللهم اهلک کل جبار عنید اللهم اهلک کل جبار عنید اللهم اهلک کل جبار عنید شیطان متکبر مرید
اللهم اهلک من تسلطو بالسحر على عبادک عددا اللهم اقتلهم بدد فانهم لا یعجزونک
اللهم علیک بکل ملک ساحر من الجان بسحره المستمر تسلط
اللهم إنا نجعلک فی نحروهم ونعوذ بک من شرِّورهم إکفناهم بما شئت وکیف شئت
اللهم اهلک من تسلّطوا بالسحر على عبادک عدداً، اللهم واقتلهم بدداً ، ولا تغادر منهم أحداً ، فإنهم لا یعجزونک ،
اللهم وأهلکهم هلاک عادٍ وثمود
اللهم اجعل عالیهم سافلهم کقوم لوط
اللهم وأرجمهم بحجارة اللهم وأرجمهم بحجارة اللهم وأرجمهم بحجارة اللهم وأرجمهم بحجارة من سجیل منضود مسومة من عندک من الشیاطین غیر بعید
اللهم وأرسل علیهم ریحاً صرصراً
اللهم أرسل علیهم ریحاً صرصراً فی یوم نحسٍ مستمر
اللهم اجعلهم کأعجاز نخلٍ منقعر
اللهم أهلکهم بالطاغیة
اللهم لا تجعل لهم من باقیة
اللهم سلط علیهم جنداً من جندک
وملائکةً من عندک
اللهم أنزل علیهم رجزک الألیم
وعذابک الشدید
اللهم سلط علیهم جنداً من جندک وملائکة من عندک یسومونهم سوء العذاب
یضربون وجوههم وأدبارهم ، وأذقهم عذاب الحریق
اللهم أنزل علیهم رجزاً من السماء، اللهم وأغرقهم وأطبق علیهم کقوم فرعون الماء
اللهم أرسل علیهم أنجماً ثاقبة وشهباً حارقة وشهباً حارقة وصواعق قاتلة مدمرة
اللهم انزل علیهم بأسک الشدید
اللهم زلزلهم زلزالاً شدیداً
واکبتهم والعنهم لعناً کبیراً
اللهم اقتل من سحر وطغى وبغى وکان لآیاتک عنیدا
اللهم ارهقه صعوداً
اللهم اجعل النجوم علیهم رجوماً
والزّقوم لهم طعاماً
واسقهم حمیماً
اللهم ألق فی قلوبهم الرعب
وفزّعهم وحل بینهم وبین مایشتهون
اللهم قتّلهم تقتیلاً وحرّقهم تحریقاً
اللهم صبّ من فوق رؤوسهم الحمیم
اللهم واصهر به مافی الأرحام والظهور والأیدی والأرجل والعورات والبطون
اللهم احرقهم بنار تأتیهم بغتة فتبهتهم لایستطیعون ردها عن وجوههم وأجسادهم
واجعلهم حصیداً خامدین
اللهم صب علیهم العذاب صباً
اللهم لاتبقِ منهم أحداً أبداً
اللهم صب علیهم سوط عذاب
اللهم کن لهم بالمرصاد
اللهم اجعلهم کهشیم محتظر
للهم إجعل فی أعناقهم وأیدیهم وأرجلهم سلاسل وأغلالاً وسعیراً
اللهم علیک بمن أدبر واستکبر وعبس للحق وبسر وحسد وعقد وربط وسحر
اللهم واصله سقر ولا تبقِ منه ولا من جنده ولا تذر
اللهم واخسف بهم الأرض
وأرسل علیهم حاصباً من السماء
واقطع عنهم أسباب الحیاة
وأنزلهم من صیاصیهم
وأخرجهم من حصونهم وبیوتهم أذلّة صاغرین
اللهم واکسر ملکهم واقصم ظهورهم واکسر شوکتهم وعطّل أسلحتهم وما یستخدمونه فی أسحارهم ضد المسلمین
اللهم أبطل أسحارهم أینما کانت وکیفما کانت
اللهم علیک بالیهود والنصارى ومن شایعهم وأعانهم من السحرة یاقوی یامتین
بسم الله یبطل کل سحر
بسم الله یبطل کل سحر مأکول
بسم الله یبطل کل سحر مشروب
بإسمک اللهم أبطل کل سحر مأکول مشروب
بسم الله یبطل کل سحر معقود
بسم الله یبطل کل سحر مرشوش
بسم الله یبطل کل سحرمدفون
بسم الله یبطل کل سحرمحروس
سم الله یحرق کل سحرمحروس
اللهم ابطل کل سحر مدفون عند البیوت
بسم الله یبطل کل سحر مدفون تحت الاعتاب
اللهم ابطل کل سحر مدفون فی القبور
اللهم ابطل کل سحر فی قبر
اللهم ابطل کل سحر فی میت فی قبر
اللهم ابطل کل سحر منثور
اللهم ابطل کل سحر فی عطر او بخور
اللهم ابطل کل سحر مشموم فی عطر او بخور
اللهم ابطل کل سحر مکتوب
اللهم ابطل کل سحر بدم مکتوب
اللهم ابطل کل سحر بدم کتبوه
اللهم ابطل کل سحر بحروف او ارقام او جداول کتبوه
اللهم ابطل کل سحر من شمس المعارف کتبوه ونقلوه
اللهم ابطل کل سحر سفلی
اللهم ابطل کل سحر قدیم قوی خفی
اللهم ابطل سحر الکواکب والنجوم
اللهم ابطل سحر عباد الکواکب والنجوم
اللهم ابطل کل اسحار الیهود
اللهم ابطل کل اسحار الیهود والنصارى والبوذیین والهندوس انک انت القوی العزیز
اللهم ابطل کل سحر فی کنیسة عقدوه
اللهم ابطل کل سحر على صورة صنعوه
اللهم ابطل کل سحر فی تمثال صنعوه
اللهم ابطل کل سحر فی تماثل بابر ودبابیس صنعوه
اللهم ابطل کل سحر فی تمثال
اللهم ابطل کل سحر فی تمثال ربطوه
اللهم ابطل کل سحر فی تمثال دفنوه
اللهم ابطل کل سحر فی خیط عقدوه
اللهم ابطل کل سحر فی خیوط عقدوه
اللهم ابطل کل سحر معقود مربوط
اللهم ابطل کل سحر من اجزاء الحیوان صنعوه
اللهم ابطل کل سحر فی شعر عقدوه
اللهم ابطل کل سحر من اثار المسحور صنعوه
اللهم ابطل کل سحر من ملابس المسحور ربطوه وعقدو
اللهم ابطل کل سحر بدم کتبوه
اللهم ابطل کل سحر بدم امراءة کتبوه
اللهم ابطل کل سحر بدم امراءة صنعوه
اللهم ابطل کل سحر بذهب او فظة او نحاس او زئبق صنعوه
اللهم ابطل کل سحر بزئبق استجلبوا به الشیاطین
اللهم ابطل سحر الاروح
اللهم ابطل سحر قلب العقول
اللهم ابطل سحر الجنون
اللهم ابطل سحر تفریق الازواج
اللهم ابطل سحر الطلاق
اللهم ابطل اسحار الطلاق والفرقة والبغضاء
اللهم ابطل سحر البغضاء
اللهم واجعل فی سحر الطلاق زیادة فی المحبة
اللهم واجعل فی سحر تفریق الازواج زیادة فی المحبة والمودة
اللهم ابطل اسحار المحبة
اللهم ابطل اسحار المحبة المحرمة
اللهم ابطل اسحار الزنا
اللهم ابطل اسحار الوقوع فی الزنا
اللهم ابطل اسحار التسخیر والجلب والمحبة
اللهم ابطل کل سحر على القلوب
اللهم ابطل کل سحر یغیر القلوب
اللهم ابطل عقد المحبة
اللهم ابطل سحر تعطل الزواج
اللهم ابطل سحر العنوسة
اللهم ابطل سحر البوار
اللهم ابطل سحر صرف الازواج
اللهم ابطل اسحار الجان
اللهم ابطل اسحار العاشق
اللهم ابطل سحر العاشق
اللهم ابطل سحر العاشق من الجان
اللهم ابطل اسحار المرض
اللهم ابطل اسحار السرطان
اللهم ابطل اسحار الجنون
اللهم ابطل سحر الجنون
اللهم ابطل سحر الوسوسة
اللهم ابطل سحر عدم الانجاب
اللهم ابطل سحر الاسقاط
اللهم ابطل سحر العقم
اللهم ابطل اسحار العقم والنزیف
اللهم ابطل اسحار النزیف
اللهم حل کل عقد فی الارحام
اللهم حل کل عقد وربط شدید فی الارحام
اللهم احرق مافی الارحام من عقد وسدد
اللهم ابطل سحر ربط الازواج
اللهم حل کل ربط على الازواج
اللهم حل کل ربط على العورات
اللهم ابطل سحر الازواج
اللهم ابطل اسحار البغضاء
اللهم ابطل سحر تعطیل العمل
اللهم ابطل سحر الخسارة
اللهم ابطل سحر تبدید الاموال
اللهم ابطل اسحار الفقر
اللهم ابطل اسحار الکفر
اللهم ابطل کل سحر یصد عن الالتزام
اللهم ابطل کل سحر یصد عن الاستقامة
اللهم ابطل کل سحر یصد الحجاب
اللهم ابطل کل سحر یصد عن القران
اللهم ابطل کل سحر یصد عن الاسلام
اللهم ابطل اسحار الکفر والفجور
اللهم ابطل اسحار الشک
اللهم ابطل اسحار القتل والهلاک
اللهم ابطل سحر القتل والانتقام والهلاک
اللهم ابطل اسحار السرقة والابتزاز
اللهم ابطل سحر السرقة والابتزاز
اللهم ابطل کل سحر مستمر
اللهم ابطل کل سحر مستمر یجدد
اللهم ابطل کل سحر تم بالعیون
اللهم ابطل کل سحر تم بنظرة
اللهم ابطل کل سحر من عین الساحر تم
اللهم ابطل کل سحر قوی
اللهم ابطل کل عقدة
اللهم ابطل کل عقدة فی الاجساد
اللهم احرق کل عقدة وحل کل عقدة
اللهم ابطل اکبر العقد
اللهم حل اکبر العقد
اللهم حل اکبر عقدة تفرعت منها العقد
اللهم اقلب السحر على من سحر
اللهم ابطل سحر الاسر
اللهم ابطل کل سحر اصله فی الام او الاب
اللهم ابطل کل سحر خفی قوی
اللهم ابطل کل سحر غار فی الاجواف
اللهم اقلب السحر على من سحر
اللهم اذق الساحر الم سحره
اللهم اجعل عاقبة امره خسران
اللهم اقلب السحرة على اعوانهم
اللهم اقلب السحرة على اعوانهم وسحرتهم
اللهم اقلب اعوان السحرة خائبین
اللهم رد کیدهم فی نحورهم اللهم اخرجهم من الاجساد اذلة صاغرین
اللهم انصر عبدک وامتک
اللهم انصر کتابک ودینک وسنة نبیک علیه الصلاة والسلام
اللهم افتح لعبدک فتحا مبینا
اللهم اشفه شفاء لا سقم بعده
اللهم انزل الشفاء اللهم ارفع کل الداء اللهم اشفهم بشفاک واحجر عنهم اذاک اللهم انت الشافی لاشفاء الا شفاک شفاء لا یغادر سقما
اللهم لایبطل السحر الا انت سبحانک
ولا یحل العقد الا انت سبحانک

دعای هفت حصار – متن کامل دعای هفت حصار  
دعای هفت حصار ایجاد کننده یک حصار محکم در مقابل بلایای مختلف و در واقع دفع کننده بلایا و شر دشمن است. شخصی که این دعا را با خود به همراه داشته باشد از شر جن و انس در امان خواهد بود. واقع امر بر این است که خواص این دعا بی شمار است ولی بطور کلی به جهت دفع بلیات و حوادث و دفع همزاد و حفظ از شر جن و انس میباشد و همچنین حصاری هفتگانه و غیر قابل نفوذ بوده که محافظ و حفظ کننده انسان در مقابل کلیه دشمنان و بدگویان و حاسدان است. خاصیت دیگر دعای هفت حصار ، دفع و ابطال سحر و طلسم است و در واقع این دعا ، حصار و دژی محکم است در برابر سحر و طلسم . منظور این است که این دعای شریف، خاصیت تحصین و حفظ بسیار قوی دارد (حفظ از کلیه بلیات و حوادث ناخواسته و دور کردن جمیع بلایا) کسی که دعای هفت حصار را به همراه داشته باشد همچنین به اذن خداوند تبارک و تعالی از هر گونه چشم زخمی در امان خواهد بود.

متن دعای هفت حصار به شرح ذیل است :

حصار اول :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَیْنَکَ وَبَیْنَ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَهِ حِجَابًا مَّسْتُورًا وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَکِنَّهً أَن یَفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْرًا فَاللّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
إِن یَنصُرْکُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَکُمْ وَإِن یَخْذُلْکُمْ فَمَن ذَا الَّذِی یَنصُرُکُم مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکِّلِ الْمُؤْمِنُونَ وَعَلَى اللّهِ فَتَوَکَّلُواْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ قُلْ کُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِیِّ وَمَنِ اهْتَدَى یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ
وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلاَّ مُبَشِّرًا وَنَذِیرًا سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَکُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا اَللهُمَّ یا ذَالْمَنِّ وَ لا یُمَنَّ عَلَیْکَ وَ یا ذَاالطّوْلِ لا اله اِلّا اَنْتَ اَسْئَلُکَ العَفْوَ وَ العافیهَ فِی الدّین وَ الدّنیا وَ الاخرهِ بِفَضلِکَ عَلی جَمیعِ خَلقِکَ رَبَّنا آتِنا یَا فَارِجَ‏ الْهَمِ‏ وَ یَا کَاشِفَ‏ الْغَم‏ فَرِّجْ عَنّی هَمّی وَ اکْشَفْ عَنّی غَمّی بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ.

حصار دوم :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
رَبَّنَا إِنَّکَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ هُنَالِکَ تَبْلُو کُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا کَانُواْ یَفْتَرُونَ یَکَادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ کُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِیهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَ یَرْجِعُونَ وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ
فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ یا اللهُ یا والیُ یا رَبّاهُ یا سَیداهُ و یا سَنَداهُ و یاغایَهَ رَغبَتَنا اَسئَلُکَ بِکَرِمَکَ اِلیَ کَرَمِکَ بِفَضلِکَ اِلی فَضلَکَ بِجُودِکَ اِلی جُودِکَ وَ بِاِحسِانِکَ اِلیَ اِحسانِکَ قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُواْ هُوَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَیْنِی وَبَیْنِکَ سَأُنَبِّئُکَ بِتَأْوِیلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَیْهِ صَبْرًا
اَللهُمَّ یا حَفیظی وَ ناصِری و مُغیثی فی جَمیعِ اَلْافعالِ وَ الاَشْغالِ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَ فِی الآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ اَللهُمَّ یَا فَارِجَ‏ الْهَمِ‏ وَ یَا کَاشِفَ‏ الْغَم‏ فَرِّجْ عَنّی هَمّی وَ اکْشَفْ عَنّی غَمّی بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ .

حصار سوم :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَاهَا وَمَن لَّمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَهَ السَّاعَهِ شَیْءٌ عَظِیمٌ لَّا یَذُوقُونَ فِیهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا إِلَّا حَمِیمًا وَغَسَّاقًا جَزَاء وِفَاقًا فِی سَمُومٍ وَحَمِیمٍ وَظِلٍّ مِّن یَحْمُومٍ لَّا بَارِدٍ وَلَا کَرِیمٍ
کَم مِّن فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْکَ وَالْحِکْمَهَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا یَشَاءُ وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَکِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِینَ آمَنتُ بِاللهِ الذی لا اله الا هُوَ وَ نِعمَ الوَکیلُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الآخِرَهِ حَسَنَهً اَللهُمَّ یَا فَارِجَ‏ الْهَمِ‏ وَ یَا کَاشِفَ‏ الْغَم‏ فَرِّجْ عَنّی هَمّی وَ اکْشَفْ عَنّی غَمّی بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ.

حصار چهارم :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
قُل لَّن یُصِیبَنَا إِلاَّ مَا کَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ أَیْنَمَا تَکُونُواْ یُدْرِککُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ کُنتُمْ فِی بُرُوجٍ مُّشَیَّدَهٍ وَمَا کَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله کِتَابًا مُّؤَجَّلًا قُل کُونُواْ حِجَارَهً أَوْ حَدِیدًا أَوْ خَلْقًا مِّمَّا یَکْبُرُ فِی صُدُورِکُمْ مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا یَبْغِیَانِ فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ اَللهُمَّ اِنَّکَ تَعلَمُ سِرّی و علانِیَتی وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِکَ فَاِنّی رَاضٍ بِقَضائِکَ وَ تَقدیرِکَ وَ مُطیعٌ لِحُکمِکَ وَ اَنتَ عالِمٌ بِاَحوالِ العابِدینَ وَ اَشعالِهِم وَ حَرَکاتِهِم وَ سَکَاناتِهِم فِی اللّیالِیَ وَ الاَیّامِ لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ فَاللّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ اللهم اجعلنی بصیرا و اوضح دلیلا و اغثنی دلیلا من الاعداء اَللهُمَّ یَا فَارِجَ‏ الْهَمِ‏ وَ یَا کَاشِفَ‏ الْغَم‏ فَرِّجْ عَنّی هَمّی وَ اکْشَفْ عَنّی غَمّی بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ و صَلّی اللهُ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ .

حصار پنجم :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَعَلَّمْتَنِی مِن تَأْوِیلِ الأَحَادِیثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنتَ وَلِیِّی فِی الدُّنُیَا وَالآخِرَهِ تَوَفَّنِی مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلَىَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ تُولِجُ اللَّیْلَ فِی الْنَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَتُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَتُخْرِجُ الَمَیَّتَ مِنَ الْحَیِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَاء بِغَیْرِ حِسَابٍ لا حَولَ و لا حیلَهَ وَ لا اخْتِبالَ وَ لا مَنجَاء وَ لا مَلْجَاءَ اِلّا بِکَ عَلَیکَ تَوَکَلّتُ وَ اَنتَ خالِقُ الخَلقِ وَ رازقُهُم وَ مُدَبِّرُهُم مِن حالٍ اِلی حالٍ اَللهُمَّ انْصُرنا وَ تَخذُلنا وَ ارْحَمْنا وَ لا تُهْلِکْنا فَاَنتَ رَجائُنا رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الآخِرَهِ حَسَنَهً اَللهُمَّ یَا فَارِجَ‏ الْهَمِ‏ وَ یَا کَاشِفَ‏ الْغَم‏ فَرِّجْ عَنّی هَمّی وَ اکْشَفْ عَنّی غَمّی بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ و صَلّی اللهُ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ.

حصار ششم :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ و لَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَکُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِینَ إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَهِ وَیُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ مَّاذَا تَکْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ اَللهُمَّ یا دافِعَ البَلیّاتِ و یا رافِعَ الدّرجاتِ وَ کاتِبَ الحَسَناتِ و یا مُجیبَ الدّعواتِ اَللهُمَّ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الآخِرَهِ حَسَنَهً اَللهُمَّ یا فَارِجَ‏ الْهَمِ‏ وَ یَا کَاشِفَ‏ الْغَم‏ فَرِّجْ عَنّی هَمّی وَ اکْشَفْ عَنّی غَمّی بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ و صَلّی اللهُ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ.

حصار هفتم :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
قُلنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِیمَ وَأَرَادُوا بِهِ کَیْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَخْسَرِینَ وَنَجَّیْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا لِلْعَالَمِینَ ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوا وَّنَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا جِثِیًّا وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّیْنَا شُعَیْبًا وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَهٍ مَّنَّا وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْقَرْیَهِ الَّتِی کَانَت تَّعْمَلُ الْخَبَائِثَ وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ اَللهُمَّ یا حَبیبَ التّوابینَ اَللهُمَّ یا غِیاثَ المُستَغثینَ اَللهُمَّ یا اَنیسَ المُستوحِشینَ یا سَتّار عُیُوب المَعیُوبینَ اَللهُمَّ یا ناصِرَ المُضطَرّینَ اَللهُمَّ یا قَریباً غَیرَ بَعیدٍ اَللهُمَّ یا غالباً غَیرَ مَغلوبٍ اِجْعَلْ لی مِنْ اَمْری فَرَجاً وَ مَخرَجاً فِی الْعافیهِ اَللهُمَّ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الآخِرَهِ حَسَنَهً اَللهُمَّ یَا فَارِجَ‏ الْهَمِ‏ وَ یَا کَاشِفَ‏ الْغَم‏ فَرِّجْ عَنّی هَمّی وَ اکْشَفْ عَنّی غَمّی بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرّاحِمینَ و صَلّی اللهُ علی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرینَ

قواعد
شرایط عمومی نوشتن دعا (پاکی و طهارت ظاهری و باطنی) را رعایت کند.
در کاغذ بدون خط بنویسد و به همراه خود نگهدارد.


دعا و رقیه ای برای همه چیز , دعای شفای بیماری  
آیات کریمه ذیل ، رقیه ای برای هر حاجت و نیز برای شفای هر ناخوشی و بیماری است.
فرد مریض میتواند آنرا بنویسد و با خود داشته باشد. یا میتواند این رقیه را با گلاب و زعفران بنویسد و در آب حل کند و بنوشد که به اذن خداوند جل جلاله شفا یابد. همچنین میتوان این آیات را به فرد مریض خواند که شفا یابد و یا اینکه فرد مریض در صورتی که قادر به قرائت این آیات هست، خود مبادرت به قرائت نماید. 
*****
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسْمِ اللّهِ الرّحْمنِ الرّحِیم
الْحَمْدُ للّهِ رَبّ الْعَالَمِینَ * الرّحْمنِ الرّحِیمِ * مَلِکِ یَوْمِ الدّینِ * إِیّاکَ نَعْبُدُ وإِیّاکَ نَسْتَعِینُ * اهْدِنَا الصّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ * صِرَاطَ الّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِم وَلاَ الضّآلّینَ
الَمَ * ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لّلْمُتّقِین * الّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصّلاةَ وَممّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ * والّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَآ أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمَآ أُنْزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالاَخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ * أُوْلَئِکَ عَلَىَ هُدًى مّن رّبّهِمْ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاّ هُوَ الْحَیّ الْقَیّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لّهُ مَا فِی السّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأرْضِ مَن ذَا الّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مّنْ عِلْمِهِ إِلاّ بِمَا شَآءَ وَسِعَ کُرْسِیّهُ السّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیّ الْعَظِیمُ

آمَنَ الرّسُولُ بِمَآ أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِن رّبّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مّن رّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبّنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیر * لاَ یُکَلّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاّ وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ رَبّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نّسِینَآ أَوْ أَخْطَأْنَا رَبّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَیْنَآ إِصْراً کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الّذِینَ مِن قَبْلِنَا رَبّنَا وَلاَ تُحَمّلْنَا مَا لاَ طَاقـَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ

وَدّ کَثِیرٌ مّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدّونَکُم مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفّاراً حَسَداً مّنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مّن بَعْدِ مَا تَبَیّنَ لَهُمُ الْحَقّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتّىَ یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنّ اللّهَ عَلَىَ کُلّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

أَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلَىَ مَآ آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنَآ آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَآتَیْنَاهُمْ مّلْکاً عَظِیماً
وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِی السّمَاءِ بُرُوجاً وَزَیّنّاهَا لِلنّاظِرِینَ * وَحَفِظْنَاهَا مِن کُلّ شَیْطَانٍ رّجِیمٍ * إِلاّ مَنِ اسْتَرَقَ السّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مّبِینٌ

وَلا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَرِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَأَبْقَى
وَلَوْلآ إِذْ دَخَلْتَ جَنّتَکَ قُلْتَ مَا شَآءَ اللّهُ لاَ قُوّةَ إِلاّ بِاللّهِ إِن تَرَنِ أَنَاْ أَقَلّ مِنکَ مَالاً وَوَلَداً
سَیَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْکُمْ یُرِیدُونَ أَن یُبَدِّلُوا کَلامَ اللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا کَذَلِکُمْ قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَیَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ کَانُوا لا یَفْقَهُونَ إِلا قَلِیلًا ” الفتح
تَبَارَکَ الّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَهُوَ عَلَىَ کُلّ شَیْءٍ قَدِیرٌ * الّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ * الّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقاً مّا تَرَىَ فِی خَلْقِ الرّحْمَنِ مِن تَفَاوُتِ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىَ مِن فُطُورٍ * ثُمّ ارجِعِ البَصَرَ کَرّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ البَصَرُ خَاسِئاً وَهُوَ حَسِیرٌ
وَإِن یَکَادُ الّذِینَ کَفَرُواْ لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمّا سَمِعُواْ الذّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنّهُ لَمَجْنُونٌ
أَلَمْ نَخْلُقکّم مّن مّآءٍ مّهِینٍ * فَجَعَلْنَاهُ فِی قَرَارٍ مّکِینٍ * إِلَىَ قَدَرٍ مّعْلُومٍ * فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ * وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لّلْمُکَذّبِینَ
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسَانَ مِن سُلاَلَةٍ مّن طِینٍ * ثُمّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مّکِینٍ * ثُمّ خَلَقْنَا النّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَاماً فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَکَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ

وَهُوَ الّذِیَ أَنشَأَکُم مّن نّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصّلْنَا الاَیَاتِ لِقَوْمٍ یَفْقَهُونَ
یَأَیّهَا النّاسُ إِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مّنَ الْبَعْثِ فَإِنّا خَلَقْنَاکُمْ مّن تُرَابٍ ثُمّ مِن نّطْفَةٍ ثُمّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمّ مِن مّضْغَةٍ مّخَلّقَةٍ وَغَیْرِ مُخَلّقَةٍ لّنُبَیّنَ لَکُمْ وَنُقِرّ فِی الأرْحَامِ مَا نَشَآءُ إِلَىَ أَجَلٍ مّسَمّى ثُمّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمّ لِتَبْلُغُوَاْ أَشُدّکُمْ وَمِنکُمْ مّن یُتَوَفّىَ وَمِنکُمْ مّن یُرَدّ إِلَىَ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلاَ یَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً وَتَرَى الأرْضَ هَامِدَةً فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَآءَ اهْتَزّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن کُلّ زَوْجٍ بَهِیجٍ

وَاللّهُ جَعَلَ لَکُمْ مّنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً وَجَعَلَ لَکُمْ مّنْ أَزْوَاجِکُم بَنِینَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَکُم مّنَ الطّیّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ

هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیّا رَبّهُ قَالَ رَبّ هَبْ لِی مِن لّدُنْکَ ذُرّیّةً طَیّبَةً إِنّکَ سَمِیعُ الدّعَآءِ * فَنَادَتْهُ الْمَلآئِکَةُ وَهُوَ قَائِمٌ یُصَلّی فِی الْمِحْرَابِ أَنّ اللّهَ یُبَشّرُکَ بِیَحْیَىَ مُصَدّقاً بِکَلِمَةٍ مّنَ اللّهِ وَسَیّداً وَحَصُوراً وَنَبِیّاً مّنَ الصّالِحِینَ
وَزَکَرِیّآ إِذْ نَادَىَ رَبّهُ رَبّ لاَ تَذَرْنِی فَرْداً وَأَنتَ خَیْرُ الْوَارِثِینَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ یَحْیَىَ وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنّهُمْ کَانُواْ یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَیَدْعُونَنَا رَغَباً وَرَهَباً وَکَانُواْ لَنَا خاشِعِینَ

وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا * وَالَّذِینَ لا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا * وَالَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْهَا صُمًّا وَعُمْیَانًا * وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا لِلّهِ مُلْکُ السّمَاوَاتِ وَالأرْضِ یَخْلُقُ مَا یَشَآءُ یَهَبُ لِمَن یَشَآءُ إِنَاثاً وَیَهَبُ لِمَن یَشَآءُ الذّکُورَ
فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُواْ رَبّکُمْ إِنّهُ کَانَ غَفّاراً * یُرْسِلِ السّمَآءَ عَلَیْکُمْ مّدْرَاراً * وَیُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَل لّکُمْ جَنّاتٍ وَیَجْعَل لّکُمْ أَنْهَاراً

أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مّن مّنِیّ یُمْنَىَ * ثُمّ کَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوّىَ* فَجَعَلَ مِنْهُ الزّوْجَیْنِ الذّکَرَ وَالاُنثَىَ
وَنَبّئْهُمْ عَن ضَیْفِ إِبْرَاهِیمَ * إِذْ دَخَلُواْ عَلَیْهِ فَقَالُواْ سَلاماً قَالَ إِنّا مِنْکُمْ وَجِلُونَ * قَالُواْ لاَ تَوْجَلْ إِنّا نُبَشّرُکَ بِغُلامٍ عَلِیمٍ

فَأَرَادُواْ بِهِ کَیْداً فَجَعَلْنَاهُمُ الأسْفَلِینَ * وَقَالَ إِنّی ذَاهِبٌ إِلَىَ رَبّی سَیَهْدِینِ* رَبّ هَبْ لِی مِنَ الصّالِحِینِ * فَبَشّرْنَاهُ بِغُلاَمٍ حَلِیمٍ
فَلْیَنظُرِ الإِنسَانُ مِمّ خُلِقَ * خُلِقَ مِن مّآءٍ دَافِقٍ * یَخْرُجُ مِن بَیْنِ الصّلْبِ وَالتّرَآئِبِ

قَاتِلُوهُمْ یُعَذّبْهُمُ اللّهُ بِأَیْدِیکُمْ وَیُخْزِهِمْ وَیَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مّؤْمِنِینَ * وَیُذْهِبْ غَیْظَ قُلُوبِهِمْ وَیَتُوبُ اللّهُ عَلَىَ مَن یَشَآءُ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ

یَأَیّهَا النّاسُ قَدْ جَآءَتْکُمْ مّوْعِظَةٌ مّن رّبّکُمْ وَشِفَآءٌ لّمَا فِی الصّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لّلْمُؤْمِنِینَ
وَأَوْحَىَ رَبّکَ إِلَىَ النّحْلِ أَنِ اتّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتاً وَمِنَ الشّجَرِ وَمِمّا یَعْرِشُونَ * ثُمّ کُلِی مِن کُلّ الثّمَرَاتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبّکِ ذُلُلاً یَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَآءٌ لِلنّاسِ إِنّ فِی ذَلِکَ لاَیَةً لّقَوْمٍ یَتَفَکّرُونَ وَنُنَزّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَآءٌ وَرَحْمَةٌ لّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظّالِمِینَ إَلاّ خَسَاراً

وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أعْجَمِیّاً لّقَالُواْ لَوْلاَ فُصّلَتْ آیَاتُهُ ءَاعْجَمِیّ وَعَرَبِیّ قُلْ هُوَ لِلّذِینَ آمَنُواْ هُدًى وَشِفَآءٌ وَالّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ فِیَ آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَیْهِمْ عَمًى أُوْلَئِکَ یُنَادَوْنَ مِن مّکَانٍ بَعِیدٍ

قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ * اللّهُ الصّمَدُ * لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ * وَلَمْ یَکُنْ لّهُ کُفُواً أَحَدٌ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ الْفَلَقِ * مِن شَرّ مَا خَلَقَ * وَمِن شَرّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ * وَمِن شَرّ النّفّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ * وَمِن شَرّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ النّاسِ * مَلِکِ النّاسِ * إِلَهِ النّاسِ * مِن شَرّ الْوَسْوَاسِ الْخَنّاسِ * الّذِى یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النّاسِ* مِنَ الْجِنّةِ وَالنّاسِ
اللهم اصرف عنی عیون العائنین ، وحسد الحاسدین ، وسحر الساحرین ، ومکر الماکرین ، وکید الشیاطین .
أعوذ بکلمات الله التامة من کل شیطان وهامة ومن کل عین لامه.
اللهم رب الناس أذهب البأس ، واشف أنت الشافی ، لا شفاء إلا شفاؤک شفاء لا یغادر سقما .
بسم الله أرقی نفسی ، من کل شیء یؤذینی ، من شر کل نفس أو عین حاسد أو سحر ساحر الله یشفینی ، بسم الله أرقی نفسی .

علوم غریبه

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 با توکل به الله برای ایجای محیطی جهت شناخت و آگاهی افراد نسبت به

حقیقت وفرا گیری انی علم یعنی علوم غریبه این مجموعه را تقدیم می دارم

از آنجا که مبحث علوم غریبه دارای تعدد شاخه ها وعلمی بسیار گسترده

می باشد لذا در پیگری صبوری و علاقه شخص بسیار موثر می باشد

امید است با عنایت ولطف الهی در ایم مسیر در حد توان و جهت قرب درجه

علی الله بتوانم مفید واقع شوم. جهت تحقیق در این علم و استفاده از ثمره

های این علم باید نیت تقرب به الله باشد

1= علوم خفیه یا علوم غریبه

یکی از تو شاخه علوم در تقسیمات قدیمی دانش ها در نظام آموزش مدارس

اسلامی بوده است شاخه دیگر یعنی علوم جلیه به طب و منطق وهندسه  و

غیره مربوط می شو ند به نیروهای مافوق طبیعت می پردازد و اسرا رآن

در نزد عالمانش پنهان می ماند

باور اکثریت دانشمندان امروزی بر این است که توضیحات و ادعاهای نهان

شناسی با همان علوم خفیه با علم امروزین سازگاری ندارد و از راه های

علمی بر مبنای روش علمی اثبات پذیر نیست زیرا علوم امروزی بیشتر به

نوعی ادامه دهنده مسیر پوزیتویسم ( تجربه گرایی) صرف جهت رسیدن

به حقایق هستندو با توجه به نسب و ناقص بودن علوم امروزی نمی توان

دلیل محکمی بر وجود یا عدم وجود چیزی که در این دایره تجربه گرایی

نمی گنجد آورد و در  کل این علم به پنج شاخه اصلی تقسیم بندی شده که به

آن خمسه  محتجبه  گویند

2= خمسه محتجبه اینهاست کیمیا: کوشش در دگر ش یا تبدیل کانی ها و

فلزات و علم اکسیر . لیمیا: تبدیل قوای فاعل به مفعول یا بالعکس علم طلسمات

. هیمیا: احوال ستارگان و حیوانات مرتبط با آنها علم تسخیرات . سیمیا : راز

رمز اعداد دیدن و تصرف موجودات تخیلی علم خیالات . ریمیا: تردستی یا

علم شعبدات

3= پنج حرف اول نام این شاخه ها که خمسه محتجبه نامیده می شوند عبارت

کله سِر را می سازد که به معنی مجموعه اسرار است و کله سر هم یاد شده

است که مراد از اوداشتن مغز و مفکره قوی است و اگر نباشضد نباید وارد این

مقوله گردد

4= خواص شناسی .  گونه ای شبه علم و از علوم خفیه است که می تواند شامل

مباحث زیر باشد تعوید(حرز) : در میان بسیاری اقوام از دیر باز باور به جن و

موجودات تخیلی آسیب رسان رواج داشته و برای احساس امنیت در قبال آن ها

برخی افراد و ردو ذکر هایی را نوشته وبا خود همراه می کنند که به این ورد ها

ونوشته ها تعویذ گفته می شود گاه نیز به این منظور گوهر وتکه سنگ و نگاره

وسکه و آویزه و انگشتر و تندیس و گیاه یا جانور هم به کار می رود

عددشناسی: یا علم اعداد یعنی تفسیر اعداد به وسیله اعداد .عدد شناسی در طالع

بینی استفاده می شود عدد شناسی برای شخصیت شناسی نیز استفاده می شود

5= از واجبات علوم غریبه شناخت حروف ابجد است که این کلمات به دو دسته

صغیر و کبیر می باشد

ابجد صغیر : الف= 1 و ب=2 و ج=3 و د= 4 و ه=5 و و=6 وز= 7 و ح= 8

و ط=9 و ی= 10 و ک= 8 و ل=6 وم=4 و ن= 2 و س= ساقط و ع= 10 و ف=8

وص= 6 و و ق= 4 و ر= 8 و ش= ساقط و ت=4 و ث= 8 و خ= ساقط و ذ=4

و ض= 8 و ظ= ساقط و غ=4

ابجد کبیر

الف=1 و ب= 2و ج= 3 و د= 4 و ه=5 و و=6 وز= 7 و ح=8 و ط= 9 و

 ی= 10 و ک= 20 ول= 30 و م =40 و ن= 50 و س= 60 و ع= 70و

ف= 80 و ص= 90 و ق= 100 و ر= 200 و ش= 300 وت=400 و ث= 500

وخ=600 و ذ= 700 و ض= 800 و ظ= 900 و غ = 1000

6= از مهم ترین واول نکات در انجام کارحروف تهجی 28 حرف ابجد باید انجام

پذیر د و بعدش هر عملی که خواهید بخوانید تاثیرش زودتر به ظهور خواهد آمد

واز رجعت محفوظ می مانید بعضی می گویند که این 28 حروف باری تعالی جل

جلاله هستند که فرشتگان به آن اسم ها تسبیح اله عزو جل می گویند اینها

الفاظ قران و همه اسم ها از این ترتیب میا بند طریقه ذکاة این حروف را

شرح خواهم داد

7= شاید تا به حال باواژه موکل آشنا نشده باشید شایسته است که بدانید

هر حرف از حروف الفبا دارای موکلی است پس هر حرفی را ملکی نگهبان

است و در نتیجه برای هر شخصی  یا هر موجود در جهان که نامی بر او

مترتب است موکل ونگهبان و فرشتگانی از جانب خالق هستی گماشته

شده اند پسوند همه این اسامی به کلمه ایل ختم گردیده که همان کلمه الله

است واز منسوبین و گماشتگان و همکاران الله به شمار میایند

8= نکته دیگر اینکه حروف را به دو دسته تقسیم نمود هاند حروف

نورانی که همان حروف مقطعه در ابتدای بعضی سوره های قران است

مثل ال-م- الر- ح- م – ن –ی س- ق- ح-م- ع- س= ق- ک- ه- ی- ع-

ص- ط س- ط س م – که 14 حرف است بدون تکرار و به اختصار به

این شکل نوشته میشود صراط علی حق تمسکه

9= حروف ظلمانی که بقیه حروف هستند  ب ج د و ز ف ش ت ث خ

ذ ض ظ غ

در بعضی سوره های کتاب قران آیاتی را می توان پیدا کرد که به این مفاهیم

مرتبط است

گرچه گاهی بین عرفا اختلاف نظراتی  نیز وجود دارد مثلا عدد های معتقدند

که لفظ ظلمانی برای حروف قرانی دور از شان کتاب آسمانی ماست و هر

چه  هست نور است ونور و نور علی نور

عده دیگر چون آب ظلمت با آب حیوان را منشاء خلقت وحیات با دانایی می دانند

با تکیه بر توحید این لفظ را مغایر با آن  نمیدانند ( با اشاره به سفر اسکند

به ظلمات ویافتن راز جاودانی )

10= اما روش نگارش حروف 28 گانه می تواند جداول مختلفی برای ما ایجاد

کند که هریک کاربرد خاصی دارد و در مراحل بعدی از آن استفاده می شود

روش اول : جدول ایقفی . دار  9 ستون به ستون اول نگاه کنید حروف (ای ق غ )

را با هم بخوانید ازبالا به پائین .ستون به ستون یعنی ایقغ- بکر- جلش – دمت –

هنث- وسخ – زعذ – حفض – طصظ

روش دوم: جدول ایتثی مانند ترتیب نگارش حروف فارسی است که چهار حرف پ چ ژ گ

را از میان آنها حذف کرده باشیم وشیوه نوشتن آن در دو سطر است و هر سطر چهارده

حرف که به سطر اول اساس و به سطر دوم نظیره می گویند از اصطلاحات علم جفر است

به بیان کامل تر اگر حرف سطر اول اساس باشد حروف سطر دوم نظیر آن است وبالعکس

اگر حرف سطر دوم اساس باشد حرف مقابل آن در سطر اول نظیره قرار می گیرد

روش سوم: جدول اجهزی همان ابجد – هوز- حطی – کلمن >> است

هنگام خواند ن جدول به صورت سطری اجهز در آغاز قرار دارد ودر علم جفر اگر هر

حرف اساسی باشد حرف مقابل نظیره آن است

روش چهارم : حروف کلمات ابجد هوز حطی کلمن سعقص قرشت ثخذ ضظغ را به صورت

دو سر چهارده تایی بنویسیم

11= یک از مهم ترین روشها که در جفر کبیر با آن زیاد سرو کار داریم جدول عنصری

طبیعی یا غریزی حروف است که  عنصری از طبیعت نسبت داده اند

12= جهان چهار عنصری . حکمای قدمی معتقد بودند که جهان از چهار عنصراصلی آتش و

باد وآب و خاک تشکیل گردیده و از ادغام این عناصر کلیه موجودات عالم خلق شده اند

در نظام بطلمیوس ود ر حکمت قدیم ارسطویی که زمین مرکز و محور و مبدا عالم قرار

می گرفت به ترتیب حضور عناصر در طبیعت و دایره فرضی زمین را می کشیدند و خاک

را لایه اول به دور دایره زمین در نظر می گرفتند بعد اولین عنصر که همواره روی سطح

خاک می تواند موجود و جاری باشد لایه آب قرار دادند و بعد از آن باد را که همواره به دور

کره زمین در حال چرخش و گردش است بالاخره خورشید مهم ترین و نورانی ترین جر م

آسمانی را نماینده آتش ودر بالاترین جایگاه قرار دادند و چون گرما سبک تر از همه عناصر

است به شکل زیر دایره را به هشت قسمت که نشانگر چهار جهت اصلی و چهار جهت فرعی

است تقسیم کرده و حروف ابجد و هوز و حطی وکلمن و سعفض و قرشت   ثخذ و ضظغ را

از بالا به پایین از دایره خارجی به سمت دایره داخلی می نویسند

13= جدول عناصر از لحاظ غریزی

الف- آتش وباد حروف آتشی حروف هوایی را که هم درجه هستند طالب هستند وآتش و

باد یا هوا با هم سازگار و آتش را هوا مربی است حروف آتشی قابلیت جانشینی به حروف

بادی و بالعکس دارند

ب- حروف آبی وخاکی نیز طالب ومطلوب یکدیگرند و آبی را خاکی مربی است وحروف آبی

قابل جانشینی و تبدیل به حروف خاکی و بالعکس  می باشند

ج- آتشی ها و بادی ها با هم دوست هستند و آبی ها و خاکی ها با هم دوست هستند آب و

آتش با هم ضد هستند و باد وخاکی با هم ضد هستند و باد خاکی هم با نا سازگار هستند

 همینطور که باد آتش را تقویت وبه اصطلاح تیز می کند خاک هم می توان بر آتش غلبه

کند خاکی از لحاظ غلبه بر آتش با آب بیشتر سازگار است هم چنین باد بر خاک غلبه

می کند ویا می تواند آن را پراکنده سازد و از این لحاظ تقویت کننده ودوست آتش

 است با این نگرش می توان سازگار و دوستی با نا سازگاری و دشمنی افراد با یکدیگر

را بررسی نمود

د- در هنگام پیدا کردن نام موکلان ملک های آسمان و موکلان زمین وطلمسات نیز نام

ها و دعاهایی تهیه می شود که با توجه به نام آن ملک و موکل و عنصر حاکم بر آن

نام روش و کاربرد هر یک متفاو ت است

14= این مقدمات برای آماده ساختن شخص است تا بتواند با شناخت و آگاهی با همراهی

اسماء الهی زندگی نوین وسرشا ر از رضایت الهی برای خود تدارک ببیند حتی اگر

شخصی مستجاب الدعوه دارای نفس گیرا باشد وذاتا و فطرتا تا هر چه از الله بخواهد

سریعا به دست آورد و همواره به استمرار ومداومت  گفتن اذکار نیاز دارد عالی ترین

مراتب انسانی هم نشینی با الله است و این کار در کره خاکی فقط از راه د ل و توسط

اذکار وعبادت ورعایت امور شریعت امکان پذیراست  یک انسان با رعایت این امر

به جهان های ملکوتی قدم می گذارد و شایسته هم صحبتی ودوستی با ملائکه و اولیا

الله می گردد

هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند و آنکه اینکار ندانست در انکار بماند

15= در علوم سطری فقط دانستن یک علم مثل علم جفر و روش های رسیدن به

پاسخ از طریق تغییر وتبدیل حروف به تنهایی ملاک شناخت یک انسان روحانی

نیست فر د می تواند با ارتباط عیمق قلبی و حضور دائمی در پیشگاه الله در

لحظه پاسخ همه سوالات خود را دریافت نماید خلوص نیت اعتقاد و باور قلبی

 لازمه کار است به هر حال برای عبور از مراحل پیشرفته مانند مستحصله باید

 چهاربا به قران تفال زده و چهار حرف استخراج نمود تا در تمام حروف سوال

تاثیر گذارد هزاران نفر در مرز مستحصله جفر در آخرین سطر ها مانده اند

و اجازه عبور به آنها داده نشده است چر الله علیهم بهذات الصدور در این متن

ابتدا با اصطلاحات این علم شریف آشنا  شده تا علاقمندان مرحله به مرحله آن

را بیاموزند و اگر در کتاب های خاصی با این مطالب روبرو شدند بصیر آن را

داشته باشند که به راحتی اشتباهات آن را تشخیص دهندو از مطالعه و تحقیق

باز نمانند

16=  بسط حروف :بسط لفظی یا ظاهری ( زبر وبینات )

از دیدگاه علم حروف هر حرف به گونه ای نوشته می شود وبه صورتی دیگر

خوانده می شود . با توجه به شکل وصد ا حروف به سه دسته تقسیم می شوند

حروف مکتوبی: ب- ت- ث –ح- خ- ر- ز- ط- ظ- ف- ه –ی  دوازده حرف

هستند که د ر هنگام تلفظ به حرف (با ) ختم می شوند

حروف ملفوظی: ا- ج د- ذ- س- ش- ص- ض- ع- غ- ق – ک –ل سیزده

حرفند

حروف مسروی: م0 ن . و سه حرفند که در هنگام خواندن واو – میم – نون

از هر طرف که خوانده شوند یکی هستند و آن حرف در اول وآخر تکرار شده

است

17= زبر وبینات : به این شکل ا <الف> می گوئیم می نویسیم (ا) و می خوانیم

الف به قسمت اول این نوشته که شکل اصلی حرف است (ا) زبر می گوییم

به بخشی که در شکل اصلی پنهان بوده است یعنی (لف) بینات گویند

مثال دیگر حرف (ف) را می خوانیم فا ف= زبر  ا= بینه

مثال: نام علی را به صورت حروف جدا می نویسیم علی می خوانیم عین لام یا

این حروف را جدا جدا می نویسم ع ی ن ل ا م ی ا

حروف نام اصلی را از میان آنها کنار می گذاریم آنچه باقی می ماند حروف کلمه

ایمان است با اشاره به این حدیث رسول الله که می فرمایند ایمان با گوشت و خون

علی آمیخته است  را در زبر وبینات مطرح کردیم

 در بعضی مثال ها کلمات یا عباراتی به دست می آید که دارای معنی مشخصی

نیستند فقط برای آشنا شدن خواننده وآماده شدن ذهن و دادن دیدگاه تاز ه به

اشخاص است تا سطحی از مسائل عبور نکند در مراحل بعدی علم جفرسوالی

 طرح می شود و زبر وبینات هنگام تغییر و تبدیل سوال استفاده می شود

 (هر استادی ممکن است برای به دست آوردن پاسخ شیوه خاصی ابداع نماید

وآن را بکار بگیرد)

تمرین: احمد . ا ح م د میخوانیم ال ف ح ا – م ی م – دال که اح م د  زبر و

حروف باقیمانده را نیز می نویسیم  ل ف ا ی م  ال ( بینات )  بدون تکرار

ا ل ف م ی

الم  – ال م می خوانیم ا ل ف – ل ام – م ی م بدون تکرار ال ف م ی

که بینات هر دو یکسان است

 18= علم اعداد حروف: حروف مثل بدن و اعداد چون روح آن بدن است

جدول حروف ابجد را به صورت نه گانه می نویسیم

سطر اول: از الف تا طا ( اعداد 1 تا 9)

سطر دوم : از ی تا ص ( اعداد از 10 تا 90)

سطر سوم : ازق تا ظ ( اعداد 100 تا 900)

سطر چهارم : غ  ( عدد 1000)

پس هر حرف به یک عدد منسوب است به این ترتیب می توان دعدد نام هر

چیزی را دانست

مثال محمد : م ح م د  م=40 و ح=8 و م =40 و د= 4 عدد نام محمد 92

است یعنی 4+40+ 8+ 40= 92

به جای چهار حرف پ وچ و ژ و گ به ترتیب ف وش و ج و غ ر اقرار دهید

البته بعضی بر حروف جایگزین ب = ج ز- ک اشاره می کنند بعد عدد آن را

محاسبه می کنیم

نکته : اسماء الهی را می توان توسط این روش محاسبه نمود مثلا برای نام

باسط با= 3 و حرف ا=1 وس= 90 و طا- 9 و عدد حاصل 72 میباشد یعنی

90+ 9+ 1+1که هر زو می توان این ذکر را هفتاد و دو مرتبه به مدت هفتاد

و دو روز پشت سر هم تکرار کرد تا اثر آن وارد زندگی ذاکر شود اگر تاثیر

بهتربخواهید عدد نام خود را نیز با عدد ذکر جمع کنید وبه تعداد مجموع آ«ها

بخوانید و زکات نام ها را بدهید

19= مورد زکا ت اذکاری که انتخاب میشود بهترین نوع زکات قربانی است که

د ر راه الله ذبح شود اگر امکان آن باشد ودر غیر این صورت هر چه که دل

کودک فقیری را شاد کند ومستمندی را سیر کند و اسیری را از غم برهاند و

پاهای برهنه ای را بپوشاند و کتاب وقلم و لوازم تعلیم و تعلم یتیمی باشد اگر

با عدد اذکار هم برابر باشد چه بهتر از این

اصل نیت خیر است و بدون منت . الله به دل ها آگاه است

فسبح به اسم ربک العظیم فلا اقسم بمواقع النجوم و انه لقسم لو تعلمون عظیم

(سوره واقعه)

20= مختصری از علم نجوم . از نظر علم حروف افلاک و ستارگان وسیارات

برهر حرفی از حروف القبا تاثیر خاصی دارند که دانستن آن لازم است جدول

حروف را به صورت ایقغی می نویسیم

ستون اول: ایقغ رابه فلک الافلاک نسبت می دهیم . ستون دوم بکر: را به فلک

العرش یا کرسی نسبت می دهیم . ستون سوم جلاش: را به فلک زحل

عدد زحل = ز+ ح+ل= 45

ستون چهارم دمت: را به فلک مشتری و عدد متشری =م+ ش + ت+ ر +ی =950

ستون پنجم هنث: را به فلک مریخ و عدد مریخ = 850  وستون ششم وسخ را به

فلک شمس و ستون هفتم زعذ: را به فلک زهره و ستون هشتم حفض : را به فلک

عطارد و عدد عطارد= 284 و ستون نهم طصظ: را به فلک قمر و عدد قمر =340

مجموع عدد این هفت فلک 3086 است که از این بحث در جای خود استفاده می شود

ایام هفته : آیا تا کنون فکر کرده اید چرا روز های هفته را با نام ستارگان و سیارات

ارتباط داده اند یا چر ا بعضی ساعت ها و روز ها را سعد وبعضی را نحس می گویند

ویا برای انجام بعضی از کار ها بسته به ساعت و زمان مناسب آن کار اقدام می نمایند؟

شناخت محدود بشر از آسمان باعث شده تنها هفت فلک که بر سرنوشت موجودات

روی زمین بیشترین تاثیر را می تواند داشته باشند بررسی شود

21=

روز شنبه را به زحل یا ساتورن یا کیوان

روز یکشنبه را به شمس و یا خورشید

روز دوشنبه را به قمر یا ماه

روز سه شنبه را به مریخ

روز چهارشنبه را به عطارد یا تیر

روز پنج شنبه را به زهره یا ناهید نسبت داده اند

از آنجا که سعد و نحس بودن هر ساعت باید برر سی شود با توجه به فلک

مورد نظر و شدت تاثیرات آن کار های خاص در ساعات و روز های خاص

انجام داده می شود تا اثر وثمر آن بیشترباشد . زحل= نحس اکبر

مریخ= نحس اصغر و مشتری و شمس = سعد اکبر و قمر و عطارد تابع هستند

یعنی اگر با سعد نشینند سعد هستند و اگر با نحسی نشینند نحس می باشند

این مطالب از جهت آگاهی بخشیدن و پاسخ دادن به چرا های افراد مطرح می شود

وامید وارم که همواره در مسیر کمال و تعالی از  آن استفاده شود

آگاهی نور است ونور نام الله وبه فرمایش کتاب آسمانی الله نور السموات والارض

از نظر نجومی دو دیدگاه شمسی و قمری هر دو به یک اندازه مهم هستند زیرا

ایام و لیالی ( روز ها و شب ها) در منظومه شمسی وقمری نه تنها تابع دایرة البروج

میباشد بلکه تاثیرات منازل و ماه نیز باید بر آن ضمیمه شود واز آن جهت که پس

از زمین نزدیک ترین آسمان از آن ماه است و تا زیر فلک قمرتابع تاثیرات نیروهای

مختلف اعم از خیر مثبت وشر منفی است با توجه به سلطه طلبی نیروهای منفی

و استفاده ابزاری آنها از جهان وقدرت های استکباری و آموختن کاربرد تقویم

نجومی قمری نیز در این مباحث توصیه می شود

برای مثال هنگامی که ماه در منزل عقرب می باشد هیچ کاری نباید انجام گیرد زیرا

نتیجه منفی می دهد و نحوست ماه را باید در نظر داشت از آنجا که منازل قمر نیز

مانند حروف الفبا 28 گانه است ارتباط خاص آن را همراه با واژه های دیگر مفاهیم

نجومی در بخشی جدا گانه بررسی خواهیم نمود

22= هر انسانی را هفت نام مریی است نام شخص که مربی ذات اوست – نامی که هنگام

تولدملائک بر پدر ومادر الهام می کنند و به طور کامل با پیشوند و پسوند آن در

شناسنامه ثبت گردیده مد نظر می باشد نه نام مستعار 0 لقب یا نام خانوادگی مربی

فعالو مشاغل – نام پدر یا مادر نتایج افعال – این که ارتباط روحی و قلبی و پیوند

عاطفی فرد با کدامیک بیشتر است در درجه اول مد نظر است اگر شخصی با هردو

به یک  اندازه الفت دارد آنکه در قید حیات باشد تاثیر بیشتری است و در درجه اول

مد نظر است اگر شخصی با هر دو به یک اندازه الفت دارد آنکه در قید حیات باشد

تاثیر بیشتری دارد ودر کل انخاب بر عهده خود شخص است . در بهترین حالت

میتوان هر دو مورد را محاسبه نموده و اذکار متفاوت بدست آورد و فیض و رحمت

وبرکات آن اذکار شامل حال هم پدر و هم مادر باشد ان شاء الله

نا م صاحب طالع علت و آلت وصل و نتایج افعال به زندگی شخص که ما ه تولد

شخص است وارتباط با افلاک هفت گانه

نام ونام فامیل یا لقب – نام ونام خانوادگی و نام پدر یا مادر – نام ونام خانوادگی

و نام پدر یا مادرو طالع شخص . از این هفت نام هفت عدد به دست می آید که

مجموع هر هفت عدد را مدخل – کبیر – اسمای سبعه می گویند

مثال : نمام یک شخص محمد =92نام خانوادگی دهدار =214 و نام پدر = محمود

=98 طالع او زهره =217  ونام + فامیلی = 214+ 92= 306و با نام پدر

می شود 404 و و با طالع می شود 621 و 621یعنی 6+2+1=9 که این عدد

را نگه می داریم و مجموع هر هفت بدست آمده را حساب می کنیم :

92+214+ 98+ 217+ 306+ 404+621+ 1952

مدخل #کبیر# اسما# هفتگانه 1952که با جمع ارقام این عدد داریم 1+9+5+2=17

که باز این عدد را کوچکتر می کنیمی یعنی 17=1+7=8 این عدد 8 و 9 که قبلا

داشتیم را ضرب می کنیم 9x8=72 که این عدد را هم کوچک می کنیم 72= 7+2=9

مجموع عدد هفت فلک بحث قبل (3086) یعنی 3+0+8+6=17که بازکوچک می کنیم

یعنی 1+7=8 عدد بدست آمده 9 که از مجموع اعداد اسما هفت گانه به دست آمد را

در عدد مجموع هفت فلک آسمانی ضرب می کنیم یعنی 9x8=72 که 72 عدد ذکر باسط

می باشد که می شود ذکر باسط را روزی 72 بار و به مدت 72 روز متوالی تکرار نمود

اگر نام الهی دیگری با همین عدد موجود باشد با توجه به نوع مشکل یا خواست خود

شخص انتخاب می گردد

23= هم چننی تمام حروف چهار مورد اول را به صورت جدا نوشته و تکراری

ها را خارج می سازیم

م ح م د د ه ا ر م ح م و د ز ه ر ه  که حروف را خلاصه کرده هر کلمه بدون

تکرار : م ح د ه ا ر و ز  عد د آن را محاسبه می کنیم

40+ 8+ 4+ 51+ +200=271 هشت حرف بدست آمده است که برای

حرف م ذکر نام الهی مجید یا هر نام الهی که با حر ف م شروع می شود

برای حرف ح ذکر حکیم یا حی  یا حمید یا حسیب - برای حرف د ذکر دیان

وبرای حرف ه ذکر هادی و برای حرف ا ذکر الله – برای حرف رذکر  رزاق

 و یا رب - برای حرف

ویا رب – برای حرف و ذکر وهاب یا وکیل   - برای حرف ز ذکر زاکی را انتخاب می کنیم

بعضی نام های الله مانند مذل وقهار و جبار ومتکبر و ضارو ... که مظاهر خشم

و غضب وقهر الله هستند را هرگز و هرگز برای اذکار یومیه استفاده نکنید زیرا با

توجه به معانی این اسما تاثیرات آن در زندگی انسان بسیار مهلک و خطرناک

است و زندگی شخصی را به مخاطره می اندازد

24= مباحث بالا تنها جهت استخراج اسم وذکر به کار نمی رود بلکه تنها یکی

از موارد استفاده به دست آوردن ذکر است . در مطالب بالا به اینجا رسیدیم

که حروف را خلاصه وبلا مرتبه کردیم و عدد تمام کلمات را بدست آورده که

مجموع آن 271 شد که باید 271 روز این اذکار هر کدام به عدد خود ذکر

تکرارشود تا تاثیر آن در زندگی شخص پیدا شود و درروز 2+7+1=10

نیز در کار خود گشایش می بیند

25= از دادن زکات و انفاق و داشتن وصو و طهارت وبستن زبان از غیبت

ورعایت حدود شرعی نباید غافل ماند مثلا در مثال او با نام سید علیرضا

فراهانی نسب اذکاری که با حروف این نام ارتباط دارند را انتخاب نموده مثلا

برای حرف س  نام های الهی سمیع وسلام و سریع و سلطان و ستار و ....

وجود دارند انتخاب به عهده خود شخص می باشد و او باید با توجه به مشکلات

یا کمبودی که دارد ویا میزان علاقه خود به یکی از این اسما الهی و با توجه

به عدد آن ذکر آغاز کند این شخص برای سلامتی جسم وروح خود می تواند از اسم

الهی یا سلام یا اگر پیشرفتن معنوی را میخواهد اسم یا سمیع را انتخاب نموده و

عدد این ذکر 180 بار در هر روز تکرار کند با رعایت طهارت و مواردی که قبلا

توضیح داده شد . هم  چنین برای تک تک حروف نام خود این کار را ادامه دهد

برای ی و د می تواند مشترکا نام الهی دیان  وبرای سه حرف ع ل ی به طور مشترک

علیم برای حرف ر رزاق ....اگر ذکری با حرف ی و یا حروفی مشابه این که در 99

نام الهی نباشد آغاز گردد اولا می توان از نام هایی استفاده نمود که این حرف در

بین حروف آن موجود باشد مانند علیم و حکیم و بصیر که هم برای پیشرفت  امور

معنوی بسیار موثرند و هم حرفی را دارا می باشند ثانیا می توان به دعای جوشن

کبیر مراجعه نموده 1000 نام الهی در آن دعای عظیم الشان ذکر گردیده است و

از آن انتخاب شود چو ن برای گفتن این اذکار این نام 1644 روز وقت صرف

می شود که تقریبا 4و نیم سال طول می کشد وعدد زیادی است در بعضی  موارد

عدد نام شخص 9000 و 7000 و بیشتر هم ممکن است بدست آید ودهها سال

به طول میانجامد نه اینکه داتما برسر سجاده نشسته و دست از دنیا بشویید بلکه

بر عکس میخواهیم الله را در  همه امور وکیل خود قرار داده و در درسی وتحصیل

 علوم در امور حرف های مشاغل ودر مهمانی و مسافرت ودر تجارت و امور اقتصادی

وجنگ وجهاد و... ودر دم وباز دم با او باشیم و او با ما شباشد حتی رزق و روزی

و مادیات خود را از او بخواهیم از او نخواهیم پس از چه کسی بخواهیم؟ اگر همه

چیز های مادی را دارید چشم دل بخواهید بصیر ت و حکمت و ... بخواهیدکلید همه

گنج های زمین و آسمان به دست الله است به هر که بخواهد می دهد پس بخواهید

26= در ابتدا عدد 1644 ( مجموع عدد ابجد نام وفامیل) که در مباحث قبل اشاره شده

(سید علی رضا فراهانی نسب) را بلا مرتبه می کنیم یعنی بدون در نظر گرفتن مرتبه

یکان و دهگان و..عدد هار ا جمع می کنیم : 1+6+4+4=15 دوباره 15 را بلا مرتبه

می کنیم 1+5=6 یعنی شخص ذاکر در روز های آغازین این امور هم در روز ششم

وهم در روز 15 نتیجه می گیردچون این اعداد# مدخل #صغیر نام او هستند در هر

حال می تواند ادامه دهد یعنی عدد 1644 مدخل ٍ# کبیر وعدد 6 #مدخل# صغیر است

مدخل# وسط# در این مورد کار را آسان می کند در مورد همین نام محاسبه کنیم

1644 عدد 1 را از هزارگان به یکان منتقل می کنیم

1644…>644+1=645   اگر باز هم بخواهیم به تعداد این 645 روز ذکر بگوئیم و این

مقدار هم زیاد باشد دوباره عدد بزرگترین مرتبه را به یکان منتقل می کنیم یعنی

645…>45+6=51  یعنی 51 روز این ذکر را می گوئیم. در مورد زکات اذکاری که

انتخاب می شود در مباحث قبل اشاره شد

26= بسط تما زوج یعنی آمیختن مطلق با آمیختن اسم مطلوب

بهترین روش بسط حروف بسط#تمازج # است یعنی آمیختن مطلق یا آمیختن اسم

مطلوب وطالب

روش تکسیر : یکی از نام های شریف الهی را که تعداد حروف آن با تعداد حروف

نام شخص برابر باشد انتخاب نمایید همیشه ابتدا نام طالب و بعد اسم مطلوب را

می نویسند و اما در مورد اسمای الهی اول واجب وبعد ممکن

مثال1: رزاق از اسمای الهی ومحمد نام شخص است که می خواهد دریچه های رزق

الهی به رویش بیشتر گشوده شود پس حروف نام ها به صورت زیر می نویسیم

رزاق= بیشتر روزی دهنده

محمد ( نام شخص) رزاق م ح م د  ( به این عمل با این سطر مدعا گویند)

سپس حروف را با هم ترکیب می کنیم به طوری که یک حرف از نام الله و یک

حرف از نام شخص طالب

ر م ز ح ا ق د ( وبه این سطر زمام گویند )

حال حروف تکراری را کنار می گذاریم رمزح اق د به این عمل تخلیص گوئیم

27=مهم ترین بخش کار که به دقت بیشتری نیاز دارد عمل تکسیر است بدین صورت

که یک حرف از آخر را در اول نوشته ویک حرف از اول را بعد از آن می نویسیم

باز برای بار دوم یک حرف از انتها نوشته یعنی دومین حرف از آخر که ق است ویک

حرف از ابتدا یعنی حرف دوم که م می باشد و به همین ترتیب تا همه حروف نوشته

شو د درق م ازح (سطر دوم تکسیر)

برای سطر برای سطر سوم باز همین عمل با سطر قبل تکرار می کنیم ح دزراق م وباز

هم این عمل تکسیر را ادامه می دهیم تا زمانی که به حالت اول برسیم باید سعی کنید

حروف مرتب و زیر هم نوشته شود تا هیچ حرفی از قلم نیافتداز ابتدا همه سطر ها

را زیر هم می نویسیم

ر م ز ح ا ق د

د ر ق م ا ز ح

ح د ز ر ا ق م

م ح ق د ا ز ر

ر م ز ح ا ق د (سطر اول دوباره ظاهر شد)

تکسیر در چهار سط خاتمه یافت وبه سطر تکاری نیاز نداریم و آن را حذف می کنیم

پس با چهار سطر که از تکسیر به دست آوردیم سر وکار داریم این عمل صدر موخر

به مقدم است

28=کاربرد این اعمال را بعد خواهیم دید (عدد چهار را باید در اینجا به خاطر داشته

باشیم زیرا وقتی میخواهیم برای کمک گرفتن از موکل این عمل دعوت کنیم به تعداد

سطرهای تکسیر نیاز داریم)

مثال دیگر: شخصی به نام ابراهیم می خواهد که در نزد مردم عزیز باشد و مورد

احترام قرار گیرد وصاحب عزت و جا ه شوداز نام های الهی عزیز را انتخاب می نماید

پس این شخص طالب است ونام الهی عزیز مطلو ب اوست

ابراهیم (طالب) وعزیز از اسماء الهی (مطلوب) در این مورد نام الله ابتدا وبعد نام طالب

نوشته می شود در غیر این موارد که مطلوب نام الله نیست ابتدا نام طالب و بعد مطلوب

را می نویسیم ابتدا نام الهی عزیز و بعد نام شخص که در اینجا ابراهیم است نوشته

می شود ع ز ی ا ب ر ا ه ی م (مسطر زمام)

یک حرف از نام الله و دو حرف از نام شخص ودوباره یک حرف از نام الله ودو حرف

از نام شخص تا انتها . بدون تکرار ی ع ا ب ز ر ی ه م عمل تکسیر را بار وش صدر

موخر به مقدم انجام م دهیم تا آنجا که سطر اول دوباره ظاهر شود

ع ا ب ز ر ی ه م

م ع ه ا ی ب ر ز

ز م ر ع ب ه ی ا

ا ز ی م ه ر ب ع

ع ا ب ز ر ی ه م ( ملاحظه کنید سطر اول پیدا شد)

29= طریقه بدست آوردن نام موکل: در مثال یک مبحث قبل به ستون اول و آخر

تکسیر نگاه کنید ( بدون در نظر گرفتن حرف تکراری)

ر....د

د....ح

ح....م

م....ر

این حروف را که در اول و آخر هر سطر تکسیر نوشته شده کنار هم قرار میدهیم

ر د د ح ح م م ر و چون تکرار در آن بی اثر است باقی می ماند ر د ح م  که با

افزودن کلهم اییل می شود ردحم + اییل

حال به جدول عناصر چهار گانه که در مبحث عناصر توضیح داده شد بر می گردیم

ر د ح م

ر حرف خاکی که طالب آن حرف ق که آبی است

د حرف خاکی و و طالب آن حرف ج که آبی است

ح حرف خاکی و طالب آن که حرف ز که آبی است

م حرف آتشی که طالب آن حرف ن که بادی است

پس داریم ر د ح م ( که اکثر عناصر خاکی است) و ف ج ز ن ( که تبدیل غریزی

آن است واکثر عناصر آن آبی است )

به این دو گروه کلمه اییل را اضافه می کنیم ردحما اییل و فجزنا ییل

30=بر می گردیم به سراغ باقی حروف که در بالا به شکل نقطه چین نوشته  شده بود

م ز ح اق – ر ق م ا ز- دزرا ق- ح ق د از که این حروف را میشماریم ببینیم آیا

از نظر تعداد زوج هستند یا فرد؟

اگر تعداد آن فرد بود  5 تا 5 تا می شمریم و جدا جدا نوشته با آنها کلمه یهوش که پسوند

نام معاونان زمینی این عمل است

واگر تعداد آن زوج بود 4 تا 4 تا جدا کرده  هریک رابا کلمه اییل می نویسم

در این تکسیر تعداد آنها بیست تا و زوج است می آید

مزحا اییل – قرقماییل – ازدزاییل- راقحاییل- قدازاییل

در این مثال هفت نام به دست آمد و و نام بالا ملائکه اصلی و پنج نام پائین اعوان و انصار

آن ملائکه اند

31=روش ارتباط و گفتگو و دعوت از آنان

فراموش نشود عناصر این حروف خاکی و آبی هستند

(عنصر آتش در آن بسیار ضعیف ودر مقابل آب و خاک قابل چشم پوشی است)

هر مورد خاص بخورات خاص خود را دارد ( در این مورد در وقت مناسب توضیح

بیشتر و تشریح کامل انجام می شود)

نکته مهم در مورد تعداد حروف داخل تکسیرهنگامی که تعداد آن فرد باشد همواره

سعی نمائید از نام های الهی استفاده کنید که پس از ترکیب ( تمازج) و خلاصه

نمودن(تخلیص ) و انجام عمل تکسیر تعداد حروف داخل تکسیر زوج باشد تا

بصورت چها ر چهار به هم وصل وبا افزودن پسوند ایل نام موکلان روحانی و

آسمانی آن عمل را بدست آورید و اگر تعداد حروف تکسیر فرد باشد و 5تا 5 تا

کنار هم نوشته و ... با پسوند مخصوص از موکلان زمینی بدست آید چنین عملی

توصیه نمی شود

سعی بر این باشد که از نام های دیگر که همان معنا را دارد در این عمل استفاده

شود که تعداد حروف زوج به دست آید

32=تربیع عددی با مربع اعداد ابجدی: یکی از اشکال #اوفاق شکل مربع است

حکمای سلف از روی موازین اسرارطبیعی و اسباب عالم ومناسبات امور # عرضی

و #نجومی مربعی تشکیل میدادند و اسمایی استخراج می نموده وآن اسما را موثر

می دانسته اند و برای حصل نتیجه به ذکر آنها مداومت می کردند و مقید نبودند که

قرائت آنها اسما و مداومت بر آن اعمال مطابق قانون شرایع و انبیا باشد .

اما عملای اسلام بر اثر دریافت حقایق # دین معتقد بودند که باید همه امور بر وفق

دستورات # قائد بزرگ اسالم و تعالیم عالیه # قران باشد لذا خود را # مقی د می

کرد ند که این اعمال بر طبق دستورات شرع انجام گردد و اسمای مستخرجه باید

از اسمای ماثوره ( روایت شده ) باشد و اعمال نیز باید در قلمرو نهی شارع مقدس

نیامده باشد از این رو به جای اسماء مستخرجه # لومائیل # لوخائیل # حولائیل#

اسمای مقدسه ماثوره از قبیل #ودود# حی# قیوم را استخراج می کردند که البته

این اسما موثر و موجب توجه به ذات یکتا و عبادت و پرستش الله و باعث توسل به

قادربی همتا و خواست امور و حوایج از ذات الهی جل وعلا می باشد

معمولا اگر این اشکال ( مربع)بر طبق تجزیه حروف اسماء الله و اسمای حسنی

الهی داده شود متضمن سر عطیم و محل نزول برکات و اثرات خواهد بود

33= نقش لوح وتعویذ:

مربعی است که دارای # نه # شانزده# یا بیست و پنج خانه باشد و به اصطلاح 3x3

4x4,5x5 باشد را به ترتیب مثل ث # مرب ع#و#مخم س می گویند تا 100x100

اگر هم در خانه های آنها اعدادی را که نوشته اند تکرار نشود یعنی یک رقم در دو

خانه نیاید وجمع کل آن با اسمی از اسماء الله تعالی یا آیه ای از آیات قران مطابق

باشد آن را # تعویذ#  نیز می گویند چه قابل عوذه شده و متبرک گردیده است

اگر با اسمی از اسمای #خبیثه و #شیاطین برابر باشد آن را سحر وجادو گویند و

منحوس دانند اگر چه این مطلب وابسته به # نیت درست کننده است .

34= ستاره چینی و کسب اطلاع از جفت بودن یا نبودن ستاره و اینکه آیا دو نفر

به هم می رسند یا نه و دراینده مشکل دارند یا نه . ابتدا چهار اسم رابه ابجد کبیر

محاسبه می کنیم اسم پسر و مادرش و دختر ومادرش . مثال محمد زاده مریم و خانم

فاطمه زاده بتول محمد=92 و مریم =290 و فاطمه=135 و بتول =538 که جمع

می شود 1055 و که بر 5 تقسیم می کنیم که اگر باقیمانده 1و3و 5 شود این دو به

هم می رسند و تا آخر زندگی می کنند وستاره جفت است اگر باقیمانده 2 یا 4 شود

نمی رسند ویا اختلاف دارند اگر باقیمانده صف باشد یکی از خانواده ها مخالف

می باشد و ستاره کاملا جفت نیست

تذکر : برای ابجد حروف فارسی پ با ب و ژ با ز و گ با ک و چ با ج معادل است

 

بسم الله الرحمن الرحیم وصل اللهم وبارک على سیدنا محمد النبى الامى وعلى اله وصحبه وسلم

 

پرسش و پاسخ

 

1-  . اصولا آیا امکان دارد که عمار مکان برای کسی ایجاد مزاحمت هم بنمایند و اصلا علامات اینها چه چیزهائی است؟

همانطور که قبلا گفتم عمار مکان در هر مکانی وجود دارند و به دلیل ماهیت آنها، توسط ما انسانها قابل رویت نیستند. اینها در برخی از مکانها که شرایط خاصی دارد، ایجاد مزاحمتهائی برای سکنه میکنند و موجبات دردسرهای زیادی را برای انسانها فراهم می آورند. از بستگی در کارها گرفته تا ایجاد مشاجرات و اختلافات خانوادگی و.... در واقع به اینها عمار بیت گفته میشود که البته این حالت آزار دهندگی آنها به ندرت پیش می آید. نشانه های این مساله در اشخاص میتواند کثرت ناراحتی و افسردگی و گریه زیاد و ترس مداوم و ناتوانی حرکتی و به قولی زمین گیر شدن است. مهمترین نشانه آن دیدن حیوانات عجیب و غریب در منزل در شرایط مختلف است.

 

2-    راه حل علاج عمار البیت  چیست؟

 

معمولا برخی افراد معتقدند که کارهای آنها بسته شده یا در کارهای اقتصادی حلال و معاش روزمره با مشکلاتی روبرو میشوند و در کارهای آنها گره می افتد. بهترین راه حل برای گره گشائی از کارها انجام نماز شب و استعانت از خداوند متعال است. راه حل های مختلفی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از مداومت به ذکر خدای تعالی در تمام حالات، با قرائت سوره مبارکه بقره و همچنین رعایت نظافت شخصی در منزل است. در موارد دیگر باید توسط اساتید عامل این عمل اخراج صورت گیرد.

 

3-    در مورد انواع موکلین و به عبارتی شناخت نوع آنها بفرمائید؟

 

اینها انواع مختلف دارند. مثلا  خادم الحمام، موکلین مقابر، عامر البیت )که به آن اشاره کردم)،قرین، خادم السحر، غواص، طیار و از این قبیل که در قرآن کریم هم به آنها اشاراتی شده است.

4-    ارتباط انسانها با ملائکه (علیهم السلام) چگونه صورت میگیرد؟

 

ببینید، ملائکه با توجه با جایگاه والائی که در عرش کبریائی دارند صرفا با معصومین علیهم السلام در ارتباط مستقیم بوده اند. انسان میتواند به درجه ای از مراتب برسد که از ملائک بالاتر باشد. ولی این مختص به معصومین است. غیر معصومین نمیتوانند از آنها بالاتر باشند. در دعوات رحمانی که صورت میگیرد، اینها موکلین یا خادمین هستند که با ما ارتباط برقرار میکنند و در برخی مواقع (در صورت موفقیت آمیز بودن دعوت)   خاتم طاعت به ما میدهند و به هیچ وجه ملائک نیستند هرچند ممکن است که به دروغ خود را ملائک معرفی کنند. و البته در برخی مواقع هم این کار را میکنند. همانطور که قبلا هم ذکر شده، دروغ گفتن در مسلک و مذهب شیاطین ( و جنهای کافر) منع و قباحتی ندارد. نعوذ بالله.

5-    اسماء سلاطین ملائکة چیست؟ 

 

اسماء سلاطین ملائکه جبریل ومیکائیل واسرافیل وعزرائیل علیهم السلام است.

البته اسماء ملائکة علویة که خدام کواکب وایام هستند روقیائیل و جبرائیل وسمسمائیل و میکائیل  وصرفیائیل وعنیائیل و کسفیائیل علیهم السلام میباشد.

 

6-    در مورد موکلین کواکب طریق عمل چگونه است؟

 

برای دعوت این موکلین رحمانی باید زمان زیادی صرف نمود. مشقت آورترین این دعوات تسخیر موکل شمس است و بسیار دشوار است و خوفهای عظیم دارد و بقول استاد سکاکی هزاران بار از مرگ سخت تر است. مدت آن یکصدو پنجاه و یک روز بطول می انجامد و برخی بخورات آن زعفران و هلیله زرد و کفک دریا و کندر سفید و مشک زرد و از این قبیل است. تسخیر مشتری هم با یکصدو شصت و شش روز روزه همراه است و بخوراتی مثل میعه و ناخن دیو و عنبر دارد که شرح آن در کتب مختلفه آمده است. در شرایط و زمان حاضر دنیای مدرن، امکان انجام چنین تسخیراتی با توجه به مدت طولانی آن و لوازم دعوت، چیزی نزدیک به محال مینماید

عمل رحمانی و غیر رحمانی در علوم غریبه

 

 

قبلا مطالبی در مورد انواع اعمال در علوم غریبه ذکر شده بود. این اعمال که بر دو نوع است، منقسم بر رحمانی و غیر رحمانی است و بطور معمول نشانه اجابت عمل خاص در اینها میتواند چرخش لوح یا مشی  لوح بر سطح صاف  و …… باشد که در آن از عزایم عبرانی یا سریانی و …. حتما استفاده میشود و البته از شروط اجابت عمل است.
عزایم برهتیه و ارکشیه و سهام اللیل از این عزایم است که برای نتیجه دائم  در برخی از اعمال، بهتر است درخاتمه  با ذکر زمان (مثلا الی الابد یا الی یوم القیامه) همراه باشد و این مهم است.
ببینید، همانگونه که اعمال رحمانی تاتیرات مثبت تقریبی بر آن مترتب میباشد اما اعمال غیر رحمانی میتواند نسل در نسل بر فرد مورد نظر تاثیرات مخرب داشته باشد. نعوذ بالله من عمل الشیاطین. اعمال غیر رحمانی میتواند از باب تهلیک و عقد و جحد و تمریض و …. بر اساس مربع یا مثلث و از این قبیل باشد که در این عمل طبایع چهارگانه نیز منظور نظر است و مثلا در عمل به عملیات از نوع خاکی میتوان از لوازم خاصی مثل کافور و کفن و … استفاده کرد.
قبلا هم مذکور افتاده که برای تاثیر این اعمال (مثل قلقطیر آتشی) و در خواندن عزیمت حتما باید موکل یا موکلینی در خدمت معزم باشد. که در غیر این صورت اصلا مشی لوح بی معنی خواهد بود. معزم خاتم طاعت را در دست میگیرد و قرائت عزیمت میکند. مثلا در قسمتی از عزیمت خود میگوید :
عزمت (الزمت ، اوجبت و ….) علیکم ایها الموکلین  المطیعین الحاضرین بعزایم العبرانی و سریانی و دعوات الجلالی و بحق هذه الخاتم فی یدی افعلوا ما توءمرون ….
واین عزیمت که میتواند با لفظ عزمت و اقسمت و الزمت و از این قبیل شروع شود ممکن است چندین مرتبه تکرار شود. در مورد خاتم طاعت نیز همان حکم ظاهری و مادی از موکلین (جنها) هست که با راهنمایی استاد عامل قبلی حادث شده و البته نیاز به توضیح ندارد.
ارتباط با ارواح و موکلین از دو طریق است که یا اجباری است و یا تعبیر به اختیار میشود.
حالت اول همان ضربه زدن ارواح است و شدیدا آسیب زاست. در حالت قهری و اجباری، فرد خودش دارای این قدرت است . اما حالت اختیاری همان حالتی است که با رعایت ایام تتریض خاص و بخورات مناسب و مثلا رعایت منازل چهارگانه طبایعی (رصد) و مهمتر از همه راهنمایی استاد عامل صورت میگیرد که این عمل همان تسخیر است.( در واقع استاد عامل میتواند عامل به چندین طریق تسخیر باشد و میتواند درهمان مواردی که عامل به تسخیر است اذن دهد. مثلا عامل تسخیر تمخیثا در صورتی که عامل بر تسخیر تیجان نباشد نمیتواند برای تیجان یا بشمخ اذن دهد.) در هر دوی این حالات ارتباط با ارواح و موکلین (اجباری و اختیاری) ،  فرد میتواند کارهایی خاص انجام دهد ….

******
اللهم إنك ناظر إليّ ، حاضر لدي ، قادر عليّ ، أحطت بي سمعاً وعلماً وبصراً فا
رزقني أُنساً بك وهيبةً منك ، فقوِّ فيك يقيني وبك اعتصمت فأصلح لي ديني وعليك توكلت فارزقني ما يكفيني وبك لذت فَنَجِّنـي مما يؤذيني أنت حسبي ونعم الوكيل نعم المولى ونعم النصير .

****


 

فلسفه نوشته های رمز و راز آلود طلسم و جادو و دعا و بخت گشائی و غیره در چیست ؟

مقاله زیر کمی برای روشن شدن مسئله کمک میکند :

در کتابی یکی از شاگردان شمس تبریز آمده است که در آسمانهای هفت گانه که کلیات آن در قران آمده در آسمان پنجم خزانه ای از تمامی علامات و نشانه های خطوط از نشانه های غارنشینان تا حروف و زبان عربی و انگلیسی و چینی و غیره موزهمکانیزم و عملکرد طلسم و جادوگری


 

فلسفه نوشته های رمز و راز آلود طلسم و جادو و دعا و بخت گشائی و غیره در چیست ؟

مقاله زیر کمی برای روشن شدن مسئله کمک میکند :

در کتابی یکی از شاگردان شمس تبریز آمده است که در آسمانهای هفت گانه که کلیات آن در قران آمده در آسمان پنجم خزانه ای از تمامی علامات و نشانه های خطوط از نشانه های غارنشینان تا حروف و زبان عربی و انگلیسی و چینی و غیره موزه ای وجود دارد.

وقتی روح میخواهد یک طبقه پائین بیاید طبق احادیث وارده در کتاب عقل و جهل اصول کافی لباس عقل بر تن میکند این عقل معنی و مفهوم نور و حقیقت را نمیتواند درک کند همانند ماشین حسابی است که بیش از چند رقم را نمیتواند محاسبه کند و اگر مثلا ظرفیت آنده رقم باشد نمیتواند یازده رقم و یا یک میلیون رقم را محاسبه کند بلکه تقریبی میتواند آن را محاسبه کند.

در این میان این ماشین حساب که لباس روح  برای درک حجابهای ظلمانی  و تاریکیهای عوالم سفلی است از مواد خام و اولیه موجود در جهان روح مجرد یا آسمان پنجم برای ساخت منطق خود بهره میبرد. هر تمدنی برای بیان حقایق روح مجرد که همگی در محضر خداوند متعال قرار گرفته اند یکی از این علامات و نشانه ها را مورد استفاده قرار داده اند.

نام این کار را اختراع خط مینامیند. در اصل اختراع برای بار اول به وجود نمی آید بلکه از خزانه ای که خداوند متعال خلق کرده است توسط بشر به عاریت گرفته میشود . چنانچه خداوند در قران میفرماید خزانه همه چیز نزد ما است.

حال این حروف و نشانه ها در هز تمدن و زمانه ای نوعی بوده است.  تا بتواند مفاهیم مجرد اولین جهان حجاب نورانی را در جهان های حجاب ظلمانی برساند.

از آنجائی که در قران خداوند میفرماید ان الاخره لهی الحیوان یعنی دنیای آخرت و جهانها و آسمانهای هفت گانه دارای درک و شعور الهی هستند و از آنجائی که جهان فیزیکی ما در درون جهانهای معنوی قرار گرفته و محدود در جهانهای معنوی و در گوشه ای از جهانهای معنوی است لذا این جوهره این جهانها که دائم در تسبیح حق تعالی هستند و میفهمند لذا وقتی ما مثلا حروف ا ل ل ه را کنار یکدیگر میگذاریم جهانهای معنوی و موجودات خلق شده از ماده خام این جهانها متوجه اشاره به ذات حضرت حق شده و در مقابل این نام عکس العمل نشان میدهند.

اگر کنار نام خداوند و یا سوره های قران و یا آیات قران درخاستی و یا حاجتی و یا نام من و یا شما قرار بگیرد فورا خلقت خداوند به واسطه درک عاریتی که از وجود خداوند متعال گرفته است عکس العمل نشان داده و خواسته را بر آورده میکند.

اما در این میان این حروف و نوشته ها و آیا و اسماء الهی ارتباط مستقیمی را ارواح طیبه و متعالی داشته باشند به همان اندازه کائنات به دلیل ارتباط این حروف به سرچشمه کم واسطه حضرت حق تاثیر قویتری را منعکس میکنند.

بعنوان مثال یک فردی از نوشته های زبان عبری دوران بنی اسرائیل یا حضرت موسی که امروزه به نام آئین کبالا نامیده میشود اسماء و صفات حضرت حق را مینویسد و کنار آن نام خود را مینویسد

ولی فردی همین مفاهیم موجود در آسمان پنجم را در قالب زبان عربی و زبان پیامبر اسلام و اهل بیت میویسد

از آنجائی که مقام و منزلت پیامبر اسلام و اهل بیت در آسمانها غیر قابل مقایسه با حضرت موسی و انبیاء بنی اسرائیل است لذا نوشتن به زبان عربی تاثیری هزار مرتبه بیشتر از نوشتن همان مفاهیم ملکوتی به زبان عبری یا مثلا سریانی و یا حتی انگلیسی و فارسی و غیره دارد.

همچنین به خصوص اینکه در روایات آمده است که زبان عربی زبان منتخب فرشتگان و  و ساکنین ملکوت در آسمانهای اول تا چهارم است (توجه در آسمانهای پنجم تا هفتم که حجابهای نورانی نامیده میشوند زبان و مکالمه وجود ندارد بلکه همه چیز به صورت نور درک و شهود میشود.و نیاز به توضیح یا شرح و غیره نیست بلکه به صورت شهودی همه با یکدیگر ارتباط دارند و هیچ چیز مخفی وجود ندارد)

لذا بدین دلیل تاثیر زبان عربی برای نوشتن طلسم و دعا و رفع حاجات و غیره با اهمیت تر از سایر زبانها و علامات است. از آنجائی که جهان نور و روح مجرد  همه چیزش نامحدود است لذا خزانه حروف و الفبایش نیز نامحدود استو هر کسی حتی میتواند برای خود حروف الفبا خلق کند و بر اساس آن حروف که از آسمان پنجم عاریت گرفته طلسمها و جادوهائی متشکل از اسماء حضرت حق بنویسد و با نام خود و یا دیگران ترکیب کرده و منتظر تاثیر کائنات در بر آورده شدن خواسته اش باشد.

اما حروف ابجد:

بنا به برخی نظرات حروف ابجد به دو قسمت ابجد صغیر و ابجد کبیر تقسیم میشود.

برخی در بعضی کتب معتقدند که ابداع کننده ابجد صغیر و کبیر امام علی بوده است و بر روی این ادعا تعصب هم دارند.

و اما تاثیر این حروف ابجد و اعداد در چیست ؟

همان گونه که گفتیم همه این فرمولها و حروف و مفاهیم در خزانه آسمان پنجم توسط فرشتگان نگهبان بعنوان ابزار ارتباط موجوداتی همانند ما که در آسمانها و حجابهای ظلمانی ساکن هستند نگهداری میشود.

یکی از اینها حروف ابجد هستند که در این حالت به صورت خام تری با کائنات ارتبازط دارنداگر بخواهیم به صورت مثالی موضوع را روشن کنیم برای آن دسته از دوستانی که با زبانهای برنامه نویسی کامپیوتر آشنائی دارند یک زبان برنامه نویسی به نام اسمبلی هست که به صورت صفر و یک برنامه به کامپیوتر داده میشود در این زبان نوشتن برنامه برای ما زمان بر و سخت و به اصطلاح رده پائین است.

اما سرعت اجرای آن فوق العاده بالا است ولی زبان های برنامه نویسی دیگری مانند بیسیک یا به قول امروزیها ویژوال بیسیک هست که زبان برنامه نویسی رتبه بالا نامیده میشود که برای ما انجام آن آسان و اجرا در کامپیوتر همراه با کندی و زمان است

در این میان زبانهای متوسط شبیه به اسمبلی نیز هستند که بعنوان مثال به آن سی پلاس پلاس میگویند. همچنین زبان دیگری مانند پاسکال یا دلفی هست که از نظر کارائی مابین بیسیک و سی پلاس پلاس هست.

حال بر میگردیم سر بحث اصلی و به حروف ابجد که درخواست یا حاجتی را خدمت خداوند متعال و کائنات میفرستیم در اصل از زبان برنامه نویسی اسمبلی استفاده میکنیم

وقتی از زبان عربی استفاده میکنیم در اصل از زبان برنامه نویسی سی پلاس پلاس استفاده میکنیمتا برنامه درخواست حاجت خود را برای گرفتن خواسته خود از خلقت طبق دستور خداوند بنویسیمو زبان عبری یا کابالا که زبان بنی اسرائیل بود مشابه زبان پاسکال میباشد و زبان مادری مان مانند ترکی یا فارسی یا انگلیسی و چینی و غیره نیز مشابه زبان برنامه نویسی ویژوال بیسیک عمل کرده و به کامپیوتر فوق هوشمند کائنات به نمایندگی از طرف خداوند که ما خلیفه خدا در کائنات هستیم دستور میدهیم تا خواسته ما را اجرا نمایند.

در این میان اگر آشنائی با زبان اسمبلی داشته باشید میدانید که اگر یک صفر و یک جابجا شود کل برنامه به هم میخورد در حروف ابجد نیز اگر یک عدد جابجا شود کل حاجت و یا طلسم و هر چیزی که انتظار داریم به هم میخورد. و نتیجه نمیدهد.

کمی بالا تر که میرویم در زبان سی پلاس پلاس اشتباه در نوشتن کلمات نتیجه برنامه را خراب میکند و مشابه آن در زبان عربی تجوید غلط در ادای کلمات نتیجه بر آورده شدن حاجات را به مشکل میرساندو در زبانهای بالاتر مانند زبان مادری هر چیزی که ما میگوئیم کائنات متوجه میشود اما چون با زبان کائنات یعنی ابجد نیست و یا چون با زبان اهل بیت و ملائکه یعنی عربی نیست لذا  تا کائنات آن را تفسیر نماید زمان میبرد و نسبت به مسائل دیگر احتمال خطا و بر آورده نشدن بیشتر و یا در صورت بر آورده شدن زمان بر است زیرا دعائی که مثلا به زبان فارسی میگوئیم تا توسط موکلین دست به دست شده و تفسیر و به کائنات ارسال شود زمان میبرد.

مکانیزم عملکرد سحر و طلسم و جادوگری و دعا و ابجد و غیره

گفته شد که ما وقتی دعا یا طلسم و یا نشانه ای مثلا با استفاده از حروف ابجد و یا صورتی از موجوداتی را بر روی مثلا کاغذ یا فلز و یا سنگ و پارچه و یا حتی آب و غیره مینویسیم  در اصل به واسطه اینکه خلیفه خداوند در هر یک از آسمانها هستیم و دارای روحی هستیم که مجرد و فراتر از حجابهای نورانی حیات خود را از وجود مقدس حضرت حق میگیرد این روح ما در هر یک از آسمانهای هفت گانه دارای لباس و یا به قولی کالبدی از همان آسمان و به قول بعضی ها حجابی در مقابل حضرت حق دارد و در نتیجه این کالبدش میتواند در هر یک از آسمانها فعالیتی را با استفاده از وسیله ای که همان کالبدش است انجام دهد.

برای اینکه مکانیزم کاملی از عملکرد طلسم و دعا و غیره را بدانیم باید با مکانیزم عملکرد آسمانهای هفت گانه خداوند آشنا شویم. در این آسمانها بنا به تعبیر آیه الکرسی هفت آسمان به دو قسمت آسمانهای نورانی و ظلمانی تقسیم شده اند.که بنا به مشاهده عرفا آسمانهای اول تا چهارم آسمانهای ظلمانی یا حجابهای ظلمانی برای رسیدن به محضر حضرت حق یاد شده و آسمانهای پنجم تا هفتم حجابهای نورانی برای درک حضور حق یاد شده است.

و در هر یک از این آسمانها روح کالبدی را از جنس همان آسمان به تن کرده و با کالبدش در همان آسمان حیات و زندگی را تجربه میکند تا علم ازلی که از حضرت حق دریافت کرده را با تجربه حیات در ابعاد مختلف خلقت ترکیب و قدرت بالفعل روح به صورت بالقوه در آید. و چون روح سرگرم زندگی در میان کالبدهایش است لذا درک کاملی از حضور در محضر حق را ندارد و وقتی درک کاملی از حضورحق را به دست می آورد که تمامی کالبدهایش را کنار بگذارد و بدون کالبد و لخت و عریان در برابر نور حضرت حق قرار گیرد تا بیواسطه بتواند حق را دریابد و مشغله ای از بابت کالبدهای هفت گانه نداشته باشد. و اما در این دو بعد نورانی و ظلمانی جوهره تشکیل دهنده این آسمانها متفاوت است جوره تشکیل دهنده حجابهای نورانی نور حضرت حق یا همان نور اهل بیت است که بیواسطه است و جوهره تشکیل دهنده حجابهای ظلمانی یک پرتو بسیار کوچکی از نور حق که همان نور اهل بیت است که به آن نور شیعیان علی میگوئیم بدین معنی که خداوند از نورش اهل بیت و روح را خلق کرد و اهل بیت نیز  از نورشان نور شیعیان شان را خلق کردند. در گوشه ای بسیار کوچک در آسمان پنجم با استفاده از یک پرتو نورشان که همان پرتو نور شیعه است آسمانی به نام آسمان چهارم خلق میشود. و همین طور در گوشه بسیار کوچکی در هر یک از آسمانها آسمانی کوچکتر و زیر مجموعه مانند خلق شد.

که جنس این آسمانهای ظلمانی به نوعی مشابه انرژی دنیای زمخت ما است ولی با این تفاوت که انرژی که ما در دنیای فیزیکی خود میبینیم بسیار خشن تر و مادیتر وغیر لطیف تر از انرژی است که در آسمانهای بالاتر از نور شیعیان اهل بیت بعنوان جوهره خلق آسمانهای چهارگانه ظلمانی خلق شده و وجود دارد.

در پائین ترین و بسیار بینهایت ریز ترین قسمت این آسمانها آسمان اول وجود دارد که در گوشه بسیار کوچک آن کلیه میلیاردها کهکشان و ستاره وسیاره و ماه و خورشید و زمین و نور و فوتون و اتم و الکترونی و کوارک و کوانتوم وغیره خلق شده اند که به واسطه های بسیارزیاد عنصر تشکیل دهنده اصلیشان از یک پرتو نور شیعیان اهل بیت است که در آسمان چهارم ایجاد شده است.

برخی عرفا که به شهود دریافته اند اعتقاد دارند که پرتو نوری مجرد از اهل بیت یا همان پرتو شیعیان اهل بیت وقتی از آسمان پنجم به آسمان چهارم می تابد دو قسمت میشود به دو قطب منفی و مثبت تقسیم شده و ماده و نر تقسیم شده و از این پرتو نور پلاریزه شده یا قطبی شده زن و مرد و غیره خلق گردیده است. و در اینجاست که خداوند متعال میفرماید ما از هر چیزی جفت جفت خلق کردیم. و این جفتها و زوج ها و منفی و مثبت ها و نر و ماده ها و ضدیت ها در عالم پنجم وجود ندارند !

هر موجودی در تمامی آسمانهای نورانی و ظلمانی یا با واسطه یا بیواسطه از حضرت حق نور وجود میگیرد و وجود پیدا میکند. با این تفاوت که اگر این موجود در آسمان هفتم باشد مانند اهل بیت بیواسطه از حضرت حق نور میگیرد و نورش بسیار برنده و عین نور حق و عین قدرت حق است با این تفاوت که این محدود و نور حق نامحدود است. هر چه پائین می آئیم این نور با واسطه تابش میکند مثلا در مورد شیعیان نور حق بعد از گذر از اهل بیت به واسطه اهل بیت بر شیعیان می تابد و به شیعیان وجود میدهد.

همین طور وقتی این نور وارد آسمان چهارم میشود یعنی که ابتدا از سوی حق و از گذر از وجود اهل بیت و بعد از آن گذر از وجود شیعیان وارد دنیای آسمان چهارم شده و آنجا را خلق و به وجود آورده است.

تا اینکه این واسطه ها به جائی میرسند که در نهایت به دنیای فیزیکی ما و ماه و خورشید و زمین و کهکشان و اتم و مولکول و غیره میرسند.

و بنا به فرموده قران این نور که از سرچشمه خداوند آمده و با تابش بر خلقت به همه چیز وجود داده است در دنیای فیزیکی ما باعث خلق اتم مولکول و طلا و زمین و خورشید و حتی نور فیزیکی خورشید و ماه و غیره و حتی باعث خلق انرژی های مختلف دنیای مادی میشود.

حال من و تو بعنوان یکی از مخلوقات وقتی میخواهیم در مکانیزم این خلقت مثلا مادی یا غیر مادی در آسمانهای بالاتر تغییری ایجاد کنیم مثلا اگر بخواهیم آهنی را به طلا تبدیل کنیم در اصل به اتمها و مولکولهای تشکیل دهنده آهن دستور میدهیم که آرایش اتمی خود را تغییر داده و آرایش اتمی طلا را به خود بگیرند. و چون بقول خداوند در قران اینها همگی دارای درک و شعور هستند و خداوند را تسبیح میکنند زیرا که جنسشان را که از نور خداوند سرچشمه میگیرد میدانند و مثل ما ها مست و نادان نیستند  لذا بسته به اینکه این دستور از چه منبعی آمده باشد دستور را اجرا یا رد میکنند. هر چقدر این دستور از نزدیکی سرچشمه خلقت صادر شده باشد به همان اندازه اجرای دستور قطعی تر خواهد بود.

ما نامی قراردادی برای این دستور میگذاریم و به آن انرژی دستور میگوئیم. حال هر چقدر این انرژی ساتع شده قویتر باشد اجرای دستور آنی و دقیق خواهد بود بعنوان مثال خداوند که سرچشمه همه نورها است در قران میفرماید : و انما یقول له کن فیکون پس هنگامی که به چیزی میگوئیم باش پس همان لحظه خلق شده و میباشد.

اما در مورد من و شما وقتی ما میگوئیم که در هوا سیبی از غیب حاضر شود حاضر نمیشود زیرا که نور کا قدرت روشن کردن عدم را به وجود ندارد و چیزی که وجود ندارد باید نور کافی به او برسد تا روشن شده و خلق شود. این مورد مانند این است که وسط جنگل فردی با نور فندک  بخواهد جنگل را روشن کند ولی خداوند جنگل را با نور خورشید روشن میکند خوب تفاوت این روشن شدن با آن خیلی متفاوت است و فندک نمیتواند جنگل بزرگی را قابل دیدن کند.

حال در این میان هر کاری که برای افزایش این انرژی که بتواند در خلقت تغییر ایجاد کند میتواند

در بر آورده شدن خواسته ما موثر باشد.

چون نور اهل بیت و در مرحله بعد از آن شیعه نور خود را با انرژی بیشتری نسبت به بقیه کائنات

از خداوند میگیرند لذا  توان انجام و دخل و تصرف در کائنات را نیز به راحتی دارند.

و هیچ چیزی برای آنها غیر ممکن نیست به حدی که حتی میتوانند دنیائی همانند کهکشانها را نیز خلق کنند.

اما چرا ماها که شیعه هستیم نمیتوانیم این کار را بکنیم ؟

دلیل این است که نام ما شیعه است نه خود ما!

شیعه واقعی همانند عمار یاسر است که وقتی یهودیان امدند و به پیامبر گفتند که آن سنگی که دویست نر نمیتوانند بردارند را بردار پیامبر به عمار یاسر دستور داد و عمار یاسر به راحتی برداشته و به بالای کوهی پرتاب کرد و تکه تکه خورد شد!

از آنجائی که در اکثر اوقات به این راحتی نمیتوانیم شیعه باشیم می آئیم و با ابزارهای مختلفی انرژی های مختلفی را از کائنات جمع میکنیم تا با استفاده از این نور یا انرژی بتوانیم در کائنات و در دنیای فیزیکی خود دخل و تصرف بسیار کوچکی انجام دهیم. این ابزارهای مختلف توسل جست به نور شیعه و یا نور اهل بیت است. یعنی ما اهل بیت را و یا شیعه های واقعی را واسطه و شفیع خود  ( دور از چشم وهابیها    ) برای کسب نور بیشتری از حق برای انجام تغییر در زندگی مادی و یا معنوی خود قرار میدهیم. برای این منطور تعدادی ابزار مادی و تعدادی ابزار معنوی وجود دارند.

ابزارهای مادی مانند استفاده از سنگهای قیمتی ، فلزهائی با جنس های خاص مثلا مس یا برنج یا برنز و آهن و غیره

و یا استفاده از عناصری مانند آب ، باد ، آتش ، خاک و غیره

و یا استفاده از انرژی موجود در صورتهای فلکی مانند دوازده صورت فلکی دوازده ماه سال که یکی از آنها شرف شمس است و همچنین استفاده از انرژی خادمین علیا و یا سفلی و موکلین و یا ملائکه   و غیره و یا انرژی ماه و خورشید که در زمانهای خاصی از ماه و یا سال به اندازه و مقدار و جنس خاصی میرسد استفاده میکنیم تا انرژی آنها را مثلا با بخور و بوی مناسب خواسته مان و غیره ترکیب کنیم تا انرژی همه اینها جمع شده وباعث تغییر در آرایش اتمها و یا مسیر حرکت زندگی در داخل بعد زمان و باز شدن بخت و روبرو شدن با پسر یا دختر مورد علاقه و غیره و یا تنظیم آرایش مولکولهای بدن برای از بین رفتن بیماری و غیره داشته باشیم.

ولی قدر مسلم این است که اگر به نور خالص دسترسی داشته باشیم نیاز به این همه شعبده بازی نداریم و همانند خداوند متعال میتوانیم بگوئیم که کن فیکون باش پس میباشد.زیرا که خداوند متعال برای خلق کردن نه نیاز به روزه گرفتن و ترک حیوانی دارد و نه سوزاندن بخور و نه هیچ چیز دیگر که بخواهد مثلا کیمیاگری کند و طلائی خلق کند یا بیماری فلانی را درمان کند و یا برای دختری پسری را بفرستد و یا بخت کسی را باز کند و غیره و غیره ….

در نتیجه علت استفاده از طلسم و ابجد و غیره در این است که ما نور اهل بیت را نداریم. و به واسطه های بسیار ضعیفی از نور اهل بیت یعنی خخدمتگذاران علیا یا سفلی و غیره و عناصر مورد علاقه موکلین و فرشته ها مانند سنگهای قیمتی و یا طالع های خاص که مورد توجه مولکین و غیره است استعانت و شفاعت میجوئیم. در اصل کسی که به جادوگری حتی به جادوی سیاه معتقد باشد و حتی به کمک گرفتن از شیطان معتقد باشد با شنیدن اعتقادات وهابیون که به شفاعت اعتقاد ندارند به آنها خواهد خندید زیرا که قانون جادوگری چه جادوی سفید و روشنائی بخش و چه جادوی سیاه و شیطانی همه از فلسفه شفات و امداد و کمک گرفتن مشتق شده اند ولی با این تفاوت که یکی از نور خداوند و اهل بیت و شیعیان کمک میگیرد و یکی از تاریکی شیطان و موکلین شیطانی  یا به قولی سفلی برای رسیدن به آرزویش کمک میگیرد.

اما نکته مهم در این است که اگر به جای استفاده از نور اهل بیت و نوری بیواسطه تر احتمال سقوط و نتیجه بر عکس بسیار کم شده و به انسان قدرت میدهد که در کنار بر آورده شدن حاجاتش به منبعی از نور تبدیل شده و به سمت بالا و قدرت بیشتری حرکت کند.  در حالی که در جادوهای سیاه و طلسمهای غیر شرعی شیاطین از نوری بسیار جزئی که ما در درون خود داریم استفاده کرده و با بخش ناچیزی از آن حاجات ما را بر آورده میکنند.

نتیجه آن که در جادوها و طلسمهای شیطانی ما انرژی را از دست داده و به بر آورده شدن حاجت میرسیم در حالی که در طلسمها و جادوهای مشروع و مدد جوئی به اهل بیت و شیعیان راستین اهل بیت ما نه تنها انرژی و نور از دست

ادامه علوم غریبه

نمیدهیم بلکه انرژی و نور به دست آورده و مقداری را در درون خود ذخیره کرده و با مقداری از آن برای بر آورده شدن حاجت خرج میکنیم.

مکانیزم طلسم و دعا و جادوگری

در بخش قبلی گفته شد که هر تغییر و تحولی در کائنات و خلقت بخواهیم انجام دهیم باید نوری از سوی خداوند این وسط باشد و بدون این نور غیر ممکن است کاری انجام شود زیرا که در خلقت برای وجود داشتن هر حقیقتی

نیاز به روشن شدن آن حقیقت و نمایان شدن یا خلق شدن یا تغییر داده شدن از حالتی به حالت دیگر داریم مثلا دختری در مسیری افتاده که خواستگاران می آیند و میروند و کسی قصد جدی برای ازدواج ندارد در این حالت میگوئیم که حقیقت ازدواج این دختر تاریک است و نور حق برای انجام شدن امر ازدواج نتابیده است

همینطور است در مورد بیماری که نور حق باید بر سلولهای بدن و اتمها و مولکولهای بدن فرد بتابد تا آنها بدانند که باید چه آرایشی را بگیرند تا بیماری رفع گردد. و همچنین است در مورد راه رفتن روی هوا یا راه رفتن روی آب یا تبدیل کردن آهن به طلا و یا زیاد شدن برکت و روزی و یا دفع دشمن و هر چیزی که نام آنها را حاجت مینامیم. که بدون استثنا نیاز به این دارند که نوری را از حق بگیرند.

از آنجائی که کائنات فقط به نور حق پاسخ میدهند در انجام این کار معصوم هستند و کاری ندارند که  نیت و قصد برای امر منفی استفاده میشود یا امر مثبت و خیر! کائنات مانند منطق کامپیوتر و یا عقربه های دقیق ساعت به یکدیگر بسته شده اند. اگر ما بخواهیم با استفاده از نور خداوند به کسی  ظلمی بکنیم کائنات در انجام آن خود داری نمیکنند. حال برای این امر یک تناقض به وجود می آید که اگر بخواهیم کاری شیطانی و یا دعا و طلسمی شیطانی انجام دهیم آیا از نور اهل بیت و نور خدا میتوان برای قتل و کشتار و غیره استفاده کرد؟

در پاسخ میگوئیم که به صورت مستقیم نه نمیتوان چون خداوند و اهل بیت اجازه چنین کاری را نمیدهندولی انجام دهنده آن از روش دیگری استفاده میکند:

در این روش انجام دهنده مدتی نور را در درونش ذخیره میکند.

که به آن ریاضت میگوئیم. مثلا یک مرتاض یا جادوگری که ذکرهای زیاد میگوید یا آئینهای شیطان پرستان و غیره که همگی به نور الهی متوسل میشوند بدون اینکه خود حتی بدانند از نور خداوند در درون خود ذخیره میکنند زیرا نور خداوند بر همه می تابد و کاری ندارد که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.وقتی این نور در درون فردی جمع و ذخیره شد آن موقع فرد از نور ذخیره شده در درونش میتواند برای امور شیطانی و غیر الهی استفاده کند.

اما این امر خطرات زیادی دارد زیرا همانند این است که شما در بیابان باشید و مقدار کمی آب داشته باشید و از آن آب به جای استفاده ذخیره و استفاده کل آب را برای عشق و حال کردن بیرون بریزید روی زمین !

از آنجائی که انسانی که از خدا روی برمیگرداند تنها شده و ارتباط تغذیه نورش را با خدا قطع میکند لذا تنها میتواند از نور ذخیره شده در درونش استفاده کند که این گونه افراد بسته به اندازه نور ذخیره شده و اعمالی که انجام میدهند و مقدار نوری که مصرف میکنند دیر یا زود نابود و چراغ وجودشان خاموش خواهند شد.

که به قول عوام به آن جهنم رفتن میگوئیم.این جاست که فردی که از خدا روی گردانیده متوجه نیاز خود به نور خدا میشود و میفهمد که در تاریکی افتاده و برقی که به واسطه آن چراغ وجودش روشن میشد دیگر از نیروگاه مرکزی اتصال و ارتباطش قطع شده و اداه برق که همان فرشتگان هستند دستور دارند که برقی که به وجود اینها حرکت و روشنائی میدهد را روشن نکنند زیرا که اینها با گرفتن برق و نور میروند و کائنات را به گند و تاریکی میکشانند. و با رفتار شیطانی خود باعث خاموش شدنچراغهای کم سو در نقاط مختلف خلقت میشوند.

در اینجاست که  آنجا که خداوند در قران میفرماید اهل جهنم  به مومنین ساکن بهشت میگویند که مقداری از نور خود به ما

بدهید “ان افیضوا علینا …..”

اما در این میان عده ای که قصد و نیست عمل شری و یا شیطانی را دارند و یا بدون اینکه خود بدانند با وسوسه شیطان میخواهند به سمت قطع ارتباط با سرچشمه نور شوند و وارد معرکه ریسک قطعی برق خدا شوند. تحت شرایط خاصی اهل بیت و یا شیعیان اهل بیت و بزرگان و اولیاء و فرشتگانی که درک و شعور بالاتری دارند و به اصطلاح خدام علیا هستند از دخالت در انجام امور منفی خود داری کرده و یا حتی بنا به دستور اهل بیت در انجام کار هایی جلوگیری میکنند. این امر زمانی است که اهل بیت به ما علاقه داشته باشند و متوجه باشند که انجام این عمل باعث دردسر ما خواهد شد و ما با از دست دادن بیش از اندازه نور وجودیمان همانند شمعی خاموش خواهیم شد. بسیاری از شیاطین دنبال این هستند که نور وجودی ما را به خود گرفته و خود دارای نور شوند و اگر ما نور وجودیمان تمام شود آنها اهمیت نمیدهند.

در اصل شیاطین بیکار نیستند که بخواهند ما را از راه به در بکنند آنها همانند حیوانات جنگل که به دنبال شکار هستند تا با خوردن گوشت شکار تغذیه کرده و زنده بمانند شیاطین نیز ما را شکار میکنند تا با تغذیه از نور درونیمان یا انرژیمان و یا هر چیزی که نامش را بگذاریم بتوانند به حیاط نیمه تاریک خود در اعماق تاریک خلقت ادامه دهند زیرا که اگر این کار را نکنند بدون نور شده و محو و نابود خواهند شد زیرا که به نور خدا متصل نیستند و هر لحظه نور ابلهان گنهکار را نخورند نابود خواهند شد. مردم عوام به این اعمال شیاطین خونخواری میگویند که در اصل خون واقعی همان نور الهی است که همه ازان استفاده میکنیم.

اما اهل بیت از اینکه ما نورمان را مصرف و تمام کنیم نگران و ناراحتند مانند پدر و مادری که وقتی فرزندی از اداره و یا محل کارش استعفا میدهد و علاوه بر آن پس انداز قلکش را برای خرید مواد مخدر مصرف میکند ر این حالت وی آب باریکه در آمدش را از دست داده و ذخیره خود برای خرجی اش را نیز مصرف کرده و دیگر ولی نیست که بتواند ادامه زندگی دهد.

در مورد گنهکاران نیز وقتی فردی ارتباطش را با خدا قطع میکند در اصل آب باریکه اش را قطع کرده وقتی گناه میکند در اصل پس اندازش را به جیب شیطان ریخته و در نهایت بدون نور شده و نابود خواهد شد.

لذا اینجاست که خدا و اهل بیت و فرشتگان ناراحت میشوند چون در آینده نه تنها پس انداز ندارد بلکه با مصرف مواد مخدر خود را نابود خواهد ساخت.

حال در نقطه مقابل این اعمال حالتی وجود دارد که فرد به انجام اعمال خیر و خواندن آیات قران و سوره ها و روزه داری و نماز خواندن غیره مشغول میشود در این حالت میگوئیم فرد با خدا ارتباط برقرار نموده است. در ین حالت نور الهی در درون فرد ذخیره میشود. از سوی دیگر با مصرف این نور برای دعا کردن به دیگران و یا صدقه دادن و یا انفاق کردن و غیره از یک طرف نور وارد وجود فرد شده و از طرف دیگر ز وجود فرد خارج شده در خلقت منتشر میشود.

در این حالت است که فرد واسطه فیض الهی میشود و هر چه بیشتر اعمال خیر انجام دهد به همان اندازه بیشتر از خدا نور میگیرد در نتیجه منطقی این حرکت وجود فرد به دلیل اینکه بتواند نور بیشتری را از خود عبور دهد و واسطه فیض بیشتری باشدشروع به رشد میکند.

و در این حالت در اوائل که میتوانست واسطه فیض مثلا یک نفر باشدبه جائی میرسد که واسطه فیش هفت میلیارد انسان کره زمین میشود ا مثلا واسطه فیض هفتاد هزار موجود میشود که در این حالت است که میگویند مثلا فلان فرشته فتاد هزار ملک و فرشته زیر فرمان خود دارد. در اصل اینجا است که لان فرشته واسطه فیض و نور الهی برای هفتاد هزار فرشته زیر دست خود است.

در نتیجه چون قدرت و توان واسطه فیش زیادی دارد از این واسطه فیض بودن مقداری نیز مسلما برای خود برداشته و واسته های خود را نیز میتواند بر آورده کند.

اما چنین افرادی به مرور زمان یاد میگیرند که به جای اینکه از این نور الهی خودشان استفاده کنند قط واسطه شده و همه را به دیگران بدهند و این عمل آنها را بزرگتر میکند زیرا اگر مصرف کنند نور کمتری نتشر کرده و در نتیجه نور کمتری هم از خدا خواهند گرفت.

لذا در این حالت این افراد مستجاب الدعوه میشوند. هر کاری بخواهند برای هر فردی دعا کنند بر آورده میشود زیرا که انرژی و نوری که در درونشان در جریان است هر خواسته ای برسد آن را به وجود آورده و خلق خواهد کرد.

و اینجاست که میگویند طرف معجزه میکند یا جادوگری میکند. مستجاب الدعوه است. خش چهارم مقاله مکانیزم طلسم و جادوگری و دعا و غیره …. ر بخش قبلی گفتیم که اگر انسانی بخواهد دعا و یا خواسته منفی و شیطانی را انجام دهد وکلین علیا یا فرشتگان و انبیاء و اولیا حتی الامکان سعی میکنند نگذارند این کار بشود ولی قتی دیند فرد از اختیار خود به زور میخواهد استفاده کند آنها سعی میکنند واسطه فیض و نور الهی نشوند. لذا فرد ارتباطش با نیروگاه یعنی خدا قطع میشود و در این حالت یا نمیتواند کار شر و شیطانی را انجام دهد یا گر ذخیره کافی داشته باشد سعی میکند از ذخیره خود برای انجام اعمال شیطانی استفاده کند.

در این میان نیز این افراد دو گونه هستند یا با انرژی خود عمل مذکور را انجام میدهند. یا وسط را و یا در ابتدای راه انرژی کافی ندارند و یا مقدار انرژی کفاک انجام عمل را نمیدهد ه در این حالت تبدیل به تجسم شیطان میشوند و انرژی و نور را از دیگران میدزدند و به انرژی خود اضافه میکنند.

افراد زیادی در تاریخ زمین چنین کاری کرده اند

برخی  با خونخواری و کشتن انسانهای بیگناه دیگر و یا در زمانهای قدیم با قربانی کردن کودکان و بچه های بیگناه ه نوعی سعی میکردند از انرژی و نور ذخیره شده در وجود قربانی برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند یرا که ارتباطشان با خدا و سرچشمه نور قطع شده و دیگر نیروگاه برق به چراغ آنها برق نمیدهد تا روشن شود.

 در کنار انجام این کارها از ابزارها و آلات تولید نور نیز استفاده میکنند مانند نوشتن طلسمات و تعویذها اوراد و اذکار و غیره تا بتوانند به خواسته هایشان برسند.

در این میان دو حالت وجود دارد :

۱- حالتی که در آن مستقیم از خود خداوند و یا اهل بیت و فرشتگان مقرب و یا موکلین علیا میخواهند کاری انجام شود

۲- حالتی که در آن از موکلین سفلی برای انجام کار کمک میگیرند.

در حالت اول اگر کاری که میخواهند انجام شود در راه خدا و برای منافع خلقت و توزیع عادلانه نور در خلقت باشد رخواست کننده هر چقدر بد و شیطانی باشد خواسته اش اجابت میشود لی اگر درخواستش در جهت ظلم و یا ستم و یا از بین بردن نور و افزایش تاریکی باشد هیچ کدام از فرشته های مقرب یا موکلین علیا ارواح طیبه شیعیان و اهل بیت و اولیاء و انبیاء که دارای درک و شهور و هوش و آگاهی بسیار بالائی هستند و عاقبت هر کاری را میدانندو به قوانین خلقت آگاهی کامل دارند اسطه برای انجام آن عمل نمیشوند زیرا که نابودی خودشان و سقوط خودشان را در پی دادر.

در حالت دوم که اکثر جادوگران شیطانی متوسل به آن میشوند و میدانند که اگر خواسته ای شیطانی داشته باشند فرشتگان مقرب موکلین علیا غییر ممکن است به آنها کمک کنند در این حالت جادوگران از موکلین سفلی که دارای آگاهی پائینی هستند تقریبا همانند روبات و یا همانند کامپیوتر هوش و آگاهی پائینی دارند متوسل میشند.

در این حالت موکلین سفلی کاری ندارند و اصلا نمیفهمند که اگر کاری شیطانی انجام شود عاقبت آن چه خواهد شد اگر مثلا جادوگر دستور قتل انسان بیگناهی را به موکلین سفلی بدهد موکل چشم و گوش بسته دستورش را انجام خواهد داد ر صورتی که انرژی کافی به موکل داده شود.

اکثر مردم عوام این موکلین سفلی را به نام شیطان میشناسند. ین موکلین که نامهای مختلفی مانند ابلیس و یا مثلا کحله بنت برقان یکی از دختران ابلیس و غیره که نامشان در کتب طلسمات مده است کاری به گناه و ثواب ندارند آنها فقط نیاز به نور دارند و در مقابل انجام عملی دستمزد میگیرند حال این دستمزد واستن حاجتی باشد یا گرفتن دستمزدی و یا اسیر کردن جادوگری و یا تسخیر کردن بدن جادوگر و غیره … لی اگر جادوگر وارد باشد میتواند اینها را تسخیر کند و مفتی از آنها کار بکشد که در این حالت ر موکل سفلی تسخیر شده بتواند از اسارت جادوگر خارج شود انتقام سختی از جادوگر خواهد گرفت مگر اینکه جادوگر سائلی مانند ایجاد حصار و غیره را رعایت کرده باشد تا موکلی سفلی نتواند به او خسارتی وارد کند.

اما اگر جادوگر دارای طینت الهی باشد و کاری که از موکل میخواهد کاری الهی باشد و نتیجه آن خیری برای خلقت داشته باشد کلین با ترس و لرز انجام میدهند و از حضور در مقابل جادوگر احساس راحتی ندارند و یا عصبانی هستند و یا دائم میگویند ه ما را رها کن و دست از سر ما بردار ….

اگر کتابهای طلسم و جادو را خوانده باشید در مواردی به تسخیر ابلیس و یا دخترهای ابلیس و غیره اشاره شده که همگی اینها مان موکلین سفلی هستند.

این موکلین چه علیا و چه سفلی تحت تاثیر لحظات و ساعاتی خاص از حرکت سیارات و ستارگان هستند و ظاهرا در زمانها و ماکنهای خاصیه اینها نور و انرژی خاصی میرسد که عکس العمل بیشتری برای بر آورده شدن حاجات نشان میدهند.

انواع روشهای دعوت از موکلین وفرشتگان  و غیره برای بر آورده نمودن حاجات

اگر بخواهیم یک دسته بندی کلی بکنیم از بالاترین آسمانهای خلقت تا پائین ترین  آسمانهای پادشاهی دین ترتیب میتوان شمرد :

۷- نور وجود خداوند متعال

۶- اهل بیت پیامبر اسلام و چهارده معصوم

۵- شیعیان اهل بیت

۴- انبیاء و اولیاء

۳- فرشتگان مقرب

۲- موکلین علیا

۱- موکلین سفلی

توجه کنید که نور وجود مقدس خداوند با ذات خداوند متفاوت است و نور خداوند یکی از مخلوقات خداوند

و در اصل جوهری است که به نام روح القدس نامیده میشود که جوهره نور اهل بیت است.

هر کدام از اینها در یکی از آسمانها برای خود عرشی دارند و به رتق و فتق امور آسمان زیر حکومت و فرمانروائی خود مشغولند ا این تفاوت که پادشاه آسمان بالائی به کل آسمانهای پائین دستی خود نظارت و حاکمیت دارد. قتی ما حاجتی را درخواست میکنیم حاجت ما بالا میرود و بسته به انرژی ما و نور درونی ما و جنسی که این خواسته دارد میتواند بالاتر رود. گر ما انسانی با خدا باشیم خواسته ما بالاتر میرود و اگر انسانی با خدا نباشیم خواسته ما بالاتر نیز نخواهد رفت. ر چقدر دعا نویس و طلسم نویس به سرچشمه خلقت نزدیک تر باشد به همان اندازه کمتر به تشریفات و ابزار آلات و حتی نیاز به دانستن سم ما و یا اسم مادر ما و در آوردن و استخراج ابجد و غیره ندارد. ر اصل موکلین علیا و گاهی موکلین سفلی هستند که نیاز به اسم ما و اسم مادر ما و یا حروف ابجدی که مینویسیم دارندزیرا به کائنات تسلط ندارند.

اما فرشتگان مقرب و شیعیان و انبیاء و اولیاء و اهل بیت بر کل خلقت شاهد هستند و هیچ چیزی از دید آنها پنهان نیست ین که میگویند فلانی در راه خدا شهید شد یعنی به مرتبه ای رسید که هیچ چیز مخفی برای وی وجود ندارد و بر همه اسرار واقف شده است. ذا برای این گونه موجودات نیاز به نوشتن ابجد و سوزاندن بخور و غیره وجود ندارد آنها بی نیاز از اینها کارشان واسطه فیض شدن است اصلا خدا آنها را برای حل مشکلات امثال من و شما خلق کرده است.

اما این موکلین سفلی و گاها علیا هستند که از ابجد و یا کشیدن شکلها و نوشتن اسماء خدا بر روی جداول و یا صفحات مسی یا برنجی و یا سنگهای قیمتی غیره تاثیر میپذیرند زیرا که انرژی که آنها از این اجسام میگیرند کمک میکند تا آنها بتوانند حاجات ما را انجام دهند ر حالی که انبیاء و اولیاء نیاز به این انرژیهای ناچیز ندارند و از سرچشمه انرژی و نور انرژیهای کلانی را حتی برای خلق کردن کهکشانها دریافت میکنند انجام دادن خواسته های ما حتی اگر بخواهیم کل کره زمین را پر از طلا بکنند برای آنها کاری ندارد.

و این کار به واسطه نوری که از خداوند میگیرند در یک چشم به هم زدن انجام میشود حال با این اوصاف تصور کنید نور شیعیان و نور اهل بیت و نور خداوند چه کارهائی میتوانند انجام دهنده که خارج از تصور ما است

و اما نکته آخر :

– اگر حاجت غیر شرعی دارید اقدام به انجام دعا و طلسم و جادوگری بکنید. ر غیر این صورت سقوط کرده و خود را در اعماق تاریک جهنم خواهید دید و لذا برای جلوگیری از نابودی اچار خواهید شد همانند شیاطین با جنایت و دزدی نور دیگران در اعماق تاریک خلقت به ادامه حیات ننگین مشغول شوید

که هر لحظه احتمال خاموش شدن نور سوسو زننده و کم نور شما وجود خواهد داشت.

اما اگر حاجت شرعی دارید موارد زیر برای شما مفید خواهد بود:

استفاده از جداول و مربعات و صفحات فلزی و نوشتن آنها بر روی سنگهای قیمتی مانند عقیق و غیره

برای بیشتر شدن انرژی و جلب کردن موکلین سفلی و حتی غلیا مفید و کارسازتر است

– سعی کنید فرکانس وجودی خود را روی فرکانس نور خدا سازگار کنید و مستقیما از خدا نور بگیرید

تا قدرت الهی و کن فیکون داشته باشید و همانند سلمان فارسی عضوی از اهل بیت باشید.

– سعی کنید حلال و حرام را رعایت کنید تا نور الهی بتواند به مقدار زیاد بر وجود شما بتابد و در وجود شما ذخیره شود

– سعی کنید کارهای خیر و اعمال نیک انجام دهید و به نیازمندان کمک کنید و از کودکان و سالخوردگان دلجوئی کنید تا ظرفیت نورالهی در شما زیاد شود

– سعی کنید نور الهی وجودتان را برای شیاطین انس و جنس تلف نکنید تا مورد لطف خدا و واسطه های فیض قرار گرفته و نور بیشتری دریافت دارید

زیرا که اگر نور و انرژی خود را تلف کنید دیگر نوری دریافت نخواهید کرد زیرا که این نور  مال همه است و برای تلف شدن نیست و باید جهانهای تاریک را روشن کند و برای بیهوده تلف کردن از سوی خداوند سرازیر نمیشود.

– سعی کنید از قرآن و دعاهای رسیده از اهل بیت و زبان عربی اهل بیت تا میتوانید استفاده کنید تا بدون واسطه و بدون نیاز به نوشته های عجیب و غریب و طلسمات عجیب و غریب و انجام اعمالی مانند سوزاندن بخور و یا کشیدن ریاضتهائی مانند ترک غذاهای حیوانی و گیاهخواری و یا نوشتن شرف شمس و غیره

خواسته ها و حاجات را بدون نیاز به موکلین مستقیما از اهل بیت و نور الهی دریافت دارید.  در این حالت عادی همانند علی و پیامبر اسلام زندگی خواهید کرد. هر از چند گاهی گوشت حلال قربانی گوسفند یا پرندگان حلال گوشت و یا ماهی و غیره را خواهید خورد و نعمتهای خدا را شکر خواهید رکد و با نوشتن اسماء الهی که در قرآن است و با خواندن آیات و سوره هایقرآن و دعاهای رسیده از اهل بیت با زبان اهل بیت از خداوند خواهید خواست حاجاتتان بر آورده شود و در این حالت حتی جالب اینکه قدرت بر آورده شدن حاجاتتان نیز بسیار قویتر خواهد بود مثلا اگر بیماری نیاز به شفا داشته باشد در این حالت کافی است دستتان را بر بالای سرش بگذارید تا کل بیماریهای فرد بهبود یابد در حالی که قرآن و دعاهای وارده از اهل بیت استفاده نکنید و از اگر از طلسم  عجیب و غریب استفاده کنید شاید ماهها طول بکشد تا اگر طلسم را درست نوشته باشید در بیمار تاثیر بگذارد اگر تا آن زمان بیمار از دنیا نرفته باشد با کلی زجر و شکنجه بیمار در نهایت شاید آن بیمار بهبود یابد!

.

آموزش علم رمل                                                                                                                                                

آموزش رمل:( قسمت 1 )
فال رمل ( Ilm al raml ) یکی از قدیمی ترین روش های اینده نگری است که شواهد باستانی نمایانگر وجود ان در کشورهای عربی شمال افریقا در حدود ۱۲۰۰ سال پیش است. پس از اندک مدتی فال رمل به کشور های دیگر از جمله [logged]ایران و هندوستان وارد می شود.بعد از ان با ترجمه متون عربی به لاتین با نام Geomancy به اروپا معرفی می شود. رمل یعنی شن که چون در ان زمان کاغذ وجود نداشته برای انجام فال با استفاده از یک تکه چوب روی شن و ماسه خطوط و اشکال لازم را می کشیده اند. امروزه از یک تکه کاغذ تمیز که روی ان چیزی نوشته نشده باشد استفاده میشود. برای نوشتن پیشنهاد می کنم از یک مداد کاملا معمولی استفاده کنید. مقاله بعدی ( ارشیو - مرداد ۱۳۸۴ ) در مورد چگونگی طرح سوال و کشیدن خطوط مربوط به سوال است. این خطوط با پیوستن و ترکیب شدن با یکدیگر منجر به تشکیل علایم ۱۶ گانه فال رمل میشوند.
کشیدن خطوط.( قسمت2 )
مکانی انتخاب کنید که مطمین باشید حداقل ۵ دقیقه هیچکس مزاحم تان نشده و سکوت و ارامش فکری تان بهم نمی خورد. ارامش فکری شرط اول است زیرا هنگام کشیدن خطوط باید فقط به سوالی که دارید فکر کنید یا به عبارتی روی ان تمرکز کنید. حالا به کشیدن خطوط بپردازید که از بالای صفحه و از چپ به راست و به شکل ممیز هستند ///////////////////// موقع کشیدن انها را نشمارید. حدودا بین ۱۰ تا۲۰ تا ممیز بدون انکه انها را بشمارید بکشید. بعد از ان به سطر پایین تر رفته و مجددا این کار را تکرار کنید. در مجموع باید ۱۶ سطر به این شکل ممیز بزنید. برای اینکه فکرتان از سوال منحرف نشده و به شمردن سطرها مشغول نشود می توانید بین هر ۴ تا سطر یک سطر فاصله بگذارید که سطر اخر فقط با دیدن و بدون شمردن قابل تشخیص باشد. در نهایت صفحه شما باید به چیزی شبیه به این تبدیل شده باشد. (ادامه دارد...) ////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////
////////////////////////////

اشاره به چند نکته مهم.( قسمت 3 )
۱) از ابتدا تا انتهای کشیدن ممیز ها تماس دستتان با کاغذ نباید قطع شود. ۲) هوا باید صاف و بدون ابر (دارای حداقل بار الکتریکی) باشد. هرچند تجربه شخصی خودم بی تاثیر بودن وضع هوا را بیشتر تایید می کند. زمان گرفتن فال می تواند شب یا روز باشد. ۳) در این قبیل موارد جواب درست نخواهید گرفت: الف) پرسیدن سوال هایی که جوابشان برایتان بی اهمیت است. ب) سوال هایی که جوابشان را می دانید و می خواهید به عنوان ازمایش انها را مطرح کنید !! ج) هر گونه سو استفاده, اعم از مالی و ....
شمارش ممیز ها( قسمت 4)
حالا از سطر اول شروع کرده و تعداد ممیز ها در هر سطر را با دقت بشمارید و مشخص کنید که تعداد ممیز های هر سطر عددی زوج است یا فرد. برای فرد ها یکی و برای زوج ها دو تا دایره کوچک یا ستاره یا هر علامتی که دوست دارید بگذارید. مثال۱) /////////////// در اینجا ۱۵ تا ممیز داریم که فرد محسوب شده و باید جلوی ان یک علامت گذاشت(*) . مثال۲) //////////// در این سطر ۱۲ تا ممیز داریم که زوج بوده و در نتیجه دو تا علامت جلوی ان می گذاریم(**) بعد از اینکه تا اخرین سطر زوج و فرد بودن انها را مشخص کردید باید نتیجه ای شبیه به این داشته باشید. ( * ///////////////
** ////////////
** //////////////
* ///////////
** //////////////
* /////////////
....
تا سطر ۱۶

شکل گیری فرزند ها( قسمت 5 )
حالا به مثال قسمت 2 برگشته و ابتدا مادر ها را مشخص می کنیم:
**
زوج ۲۰ تعداد ممیز ها در سطر ۱
**
زوج ۱۶ " " ۲
**
زوج ۲۴ " " ۳
**
زوج ۲۰ " " ۴
*
فرد ۱۵ " " ۵
**
زوج ۱۲ " ۶
**
زوج ۱۶ " ۷
*
فرد ۱۳ " ۸
*
فرد ۲۱ " ۹
**
زوج ۱۸ " ۱۰
*
فرد ۲۵ " ۱۱
*
فرد ۲۱ " ۱۲
*
فرد ۱۵ " ۱۳
*
فرد ۲۳ " ۱۴
**
زوج ۱۸ " ۱۵
**
زوج ۲۶ " ۱۶
تشکیل علایم رمل (قسمت 6)

سطر های ۱ تا ۴ تشکیل دهنده اولین مادر هستند. بنابر این در مثالی که در قسمت چهارم داشتیم , اولین مادر به این شکل خواهد بود :
*
* *
* *
*
به همین ترتیب سطور ۵ تا ۸ سازنده دومین مادر , ۹ تا ۱۲ سومین مادر و ۱۳ تا ۱۶ چهارمین مادر هستند. به این ترتیب تمام ممیز هایی که در ۱۶ سطر هنگام طرح سوال کشیدیم در نهایت به ۴ تا مادر تبدیل می شوند .
(
قسمت 7 )
مادر ها را به ترتیب از راست به چپ کنار همدیگر قرار می دهیم و با بهم پیوستن اولین سطر انها (سطر قرمز رنگ) از راست به چپ اولین فرزند را ساخته و ان را از بالا به پایین یادداشت میکنیم. سطر دوم مادر ها (سطر سبز رنگ) به ترتیب ذکر شده سازنده دومین فرزند و سطر های سوم و چهارم فرزند سوم و چهارم را تشکیل می دهند. حالا فرزندها را نیز به ترتیب از راست به چپ یادداشت می کنیم : مادر ۱ مادر ۲ مادر ۳ مادر ۴
* * * * *
* * * * * * *
* * * * * * *
* * * * * *
فرزند ۱ فرزند ۲ فرزند ۳ فرزند ۴
* * * * * * * *
* * * * * *
* * * * *
* * * * * *



نوه ها - شواهد راست و چپ - قاضی ( قسمت 8 )
با جمع کردن مادرهای یک و دو ( به طریقی که ذکر خواهد شد ) اولین نوه ساخته می شود. مادرهای سه و چهار, دومین نوه را می سازند. فرزندان یک و دو, سومین نوه و فرزندان سه و چهار, چهارمین نوه را تشکیل می دهند. مجموع نوه های یک و دو, شاهد سمت راست و مجموع نوه های سه و چهار, شاهد سمت چپ را می سازند. در نهایت شواهد راست و چپ نیز با یکدیگر جمع شده و قاضی یا به عبارتی نتیجه نهایی را می سازند. طریق جمع کردن : فرد* + فرد* = زوج** زوج** + زوج** = زوج** فرد* + زوج** = فرد* زوج** + فرد* = فرد* حالا برای روشن تر شدن مطلب به مثال قسمت قبل بر گشته و نوه ها , شواهد و قاضی را مشخص می کنیم : مادر ۱ مادر ۲ نوه اول
زوج* * فرد* فرد*
زوج* * زوج* * زوج* *
زوج* * زوج* * زوج* *
زوج* * فرد* فرد*
مادر ۳ مادر ۴ نوه دوم
فرد* فرد* زوج* *
زوج* * فرد* فرد*
فرد* زوج* * فرد*
فرد* زوج* * فرد*

(
ادامه قسمت 8 )
فرزند ۱ فرزند ۲ نوه سوم
زوج* * زوج* * زوج* *
فرد* زوج* * فرد*
فرد* زوج* * فرد*
فرد* فرد* زوج* *
فرزند ۳ فرزند ۴ نوه چهارم
زوج* * زوج* * زوج* *
زوج* * فرد* فرد*
فرد* فرد* زوج* *
زوج* * زوج* * زوج* *


(
ادامه قسمت 8 )
نوه ۱ نوه ۲ شاهد راست
فرد* زوج* * فرد*
زوج* * فرد* فرد*
زوج* * فرد* فرد*
فرد* فرد* زوج * *
نوه ۳ نوه ۴ شاهد چپ
زوج* * زوج* * زوج* *
فرد* فرد* زوج* *
فرد* زوج* * فرد*
زوج* * زوج* * زوج* *

(
ادامه قسمت 8 )
قاضی شاهد چپ شاهد راست
فرد* زوج* * فرد*
فرد* زوج* * فرد*
زوج* * فرد* فرد*
زوج* * زوج* * زوج* *



ماوراءالطبیعه (فراطبیعی) و مابعدالطبیعه (متافیزیک) چیست ؟؟؟

فراطبیعی یا فراسرشت یا ماوراءالطبیعی به مسائل یا پنداشته‌های جادویی، دینی یا نیروهای ناشناخته‌ای اطلاق می‌شود که در شرایط عادی دریافتنی نباشند و تنها از روی آثارشان تشخیص‌پذیر باشند. فراهنجار واژهٔ دیگری است که گاه برای رساندن این معنی به کار می‌رود..

برخلاف نیروهای طبیعی، وجود چنین نیروهای فراطبیعی (که در اذهان بسیاری باورپذیر قلمداد می‌شوند)، از طریق روش علمی بازنمودنی و اثبات‌پذیر نیست.

مابعدالطبیعه یا متافیزیک و یا متاگیتیک شاخه‌ای از فلسفه است که به پژوهش دربارهٔ چیستی و کُنه وجود، زندگی و جهان به عنوان یک کل، می‌پردازد. متافیزیک را ریشهٔ فلسفه می‌دانند؛ بدین معنا که فیلسوفان نخستین عمدتاً به این حوزه از فلسفه می‌پرداخته‌اند. در فلسفهٔ معاصر، به مباحث مابعدالطبیعی با شکٌاکیت بسیار نگریسته‌اند.

+  طلسم چیست ؟

طِلِسم:نوشته‌ای از کلمات و اشکال وارقام و جداول است که دعانویسان  و فال‌بینان، بسته به میزانماندگاری مورد نظرشان، روی کاغذ و تکه فلز و پوست و حیوانات نقش می‌کنند. تفاوت مهم میان دعا و طلسم این است که دعا را به زبان مرسوم و کامل می‌نویسند، ولی در طلسم کلماتی از دعا را با حروف ناخوانا، خط و نقطه و حروف شکلی می‌نویسند و به همین دلیل فهم نوشته‌های روی آن برای همه ممکن نیست.نام واژه طلسم از یونانی (τέλεσμα) به عربی (طِلَسم و جمعش طلاسم) و فارسی وسپس به زبان‌های اروپایی مانند انگلیسی (talisman) راه یافته‌است. تاثیر به اعتقاد افراد خرافی طلسم بجز نوشته، می‌تواند بر اشیاء خاصی نیز خوانده شود. پاره‌ای بر این باورند که این طلسم بر پایه دعایی که هنگام ساخت آن خوانده شده یا روی آن نوشته شده باشد دارای اثر و توانایی خواهد بود. انواع مشهورترین طلسمات ایرانی عبارتند از: نظرقربانی ، ببین و بترک، زبان ماهی ، مازو، طلسم وان یکاد ، هفت مهره، دندان ببر، تربت‌دان ، سم آهو، ناخن گرگ، گوز غلاغ، قاپ گرگ و دعای ام الصبیان

علم حروف ابجد

ابجد چیست؟ صور هشتگانه حروف جُمل که با نام اولین صورت (ابجد) معروف است. ترتیب حروف صامت یا بی‌صدا در این نسق همان ترتیب عبری – آرامی است و این امر مؤید آن است که عرب، الفبای خود را از آنان و از طریق نبطیان اقتباس کرده‌است.

حروف اَبجَد شیوه‌ای برای مرتب‌سازی حروف زبان عربی است که بر پایه الفبای اولیه خط فنیقی مرتب شده‌اند. گاهی این شیوه در شماره‌گذاری موارد یا صفحات به کار می‌رود.

حروف ابجد به این شرح هستند: «الف، ب، ج، د، ه، و، ز، ح، ط، ی، ک، ل، م، ن، س، ع، ف، ص، ق، ر، ش، ت، ث، خ، ذ، ض، ظ، غ». و اعداد ۱ تا ۱۰۰۰ به بیست و هشت حرف تقسیم شده‌است.

برای آسانی ازبر کردن ترتیب این حروف، هر چندتا حرف پیاپی به شکل واژه در آمده و تلفظ می‌شوند. این واژه‌ها عبارت‌اند از: «اَبْجَدْ - هَوََّزْ - حُطّی - کَلَمَنْ - سَعْفَصْ - قَرَشَتْ - ثَخَِّذْ - ضَظِغْ»[۲] از الفبای ابجد برای متناظر کردن اعداد و واژه‌ها نیز استفاده می‌شود. به این ترتیب که برای هر حرف واژه‌ای که بخواهند به عدد تبدیلش کنند، عدد متناظر را از جدول زیر برمی‌دارند و اعداد به دست‌آمده را جمع می‌زنند. برای نمونه در این روش، واژهٔ «علی» برابر با «۱۱۰» می‌شود همچنین «یاعلی» برابر با ۱۲۱ می‌باشد.

همزه (أ) و الف (ا) هر یک را به عدد ۱ حساب می‌کنند و حروفي که به واسطه تشدید مکرر است، یک حرف محاسبه می‌شوند؛ مثلاً کلمه فَعّال را ۱۸۱ می‌گیرند؛ چون ف ۸۰، ع ۷۰، ا ۱ و ل ۳۰ است. استثنائاً لام مشدد کلمه الله را دو حرف حساب می‌کنند. بنا بر این اللّه ۶۶ می‌شود؛ چون ا ۱، ل ۳۰، ل ۳۰ و ه ۵ است. به همین جهت اللّه را در کتابت با تشدید نمی‌نویسند؛ چون لام مکرر است و تشدید ندارد. حساب کلماتی همچون اله و رحمن صورت مکتوب است؛ نه ملفوظ (الاه و رحمان). از این رو اله عدد ۳۶ خواهد بود و رحمن ۲۹۸.

برخی افراد برای این شماره‌ها ویژگیهای فراطبیعی قائلند.

کاربرد

الف) صفحه‌های مقدمهٔ بعضی از کتاب‌ها را با این عددها شماره گذاری می‌کنند.

ب) تاریخ وقایع مهم را با ترکیب حروف ابجد به صورت یک کلمه یا یک عبارت یا یک جملهٔ معنی دار یا شعر در می‌آورند که به خاطر سپردن آن کلمه یا عبارت یا آن جمله یا شعر، تاریخ مزبور را حساب می‌کنند.

ج) در موسیقی پس از اسلام، در ثبت اصوات و دساتین از حروف ابجد استفاده شده‌است. برای نمونه نغمه‌های دستگاه شور با حروف ابجد عبارت بوده‌اند از: «یح یه یب ی ح ه ج ا» و فاصله‌ها و ابعاد آن‌ها: «ط ط ج‍ ج‍ ط ج‍ ج» که در موسیقی امروز به ترتیب نت‌های سل، لاکرن، سی بمل، دو، ر، می‌بمل، فا و سل را تشکیل می‌دهند.

د) گاهی در نوشتن، برای جدا کردن مطالب مختلف از یکدیگر، آنها را با حروف ابجد مشخص می‌کنند. مثلاً در همین‌جا برای جدا کردن کاربردهای حروف ابجد، آنها را با حروف الف، ب، ج و … مشخص کردیم.

ارزش حروف

ارزش حروف ابجد کبیر به شرح زیر هستند:

 

ارزش حروف ابجد صغیر به شرح زیر هستند:

 

ترتیب حروف در ابجدها به نسبت زبان تفاوت دارند به عنوان مثال در زبان فارسی گ=۲۰ چ=۳ پ=۲ ژ=۷ است.



همزاد چیست ؟؟؟

 

همزاد از دیدگاه علوم غریبه: یکی از مباحثی که در علوم غریبه مطرح است موضوع همزاد میباشد . همزاد چیست و ایا واقعا" وجود دارد ؟ ایا همزاد با جن ارتباط دارد یا ندارد ؟ ایا همزاد دروغ و افسانه استو یا بخشی از ان صحیح و بخشی نادرست است ؟ ایا خطر همزاد برای همه یکسان است یا فقط بعضی افراد گرفتار خطر همزاد خودمیشوند؟ همزاد چیزی مستقل یا موجودی غیر از انسان نیست و در واقع باید گفت همزاد بخشی از وجود خود انسان بوده و جدای از او نیست . همزاد در شرایط خاصی بوجود امده و خود را نشان میدهد و این زمان مربوط است به مواقعی که فردی دچار مشکل روحی و افسردگی شدیدی شده باشد . افرادی که احساس تنهایی شدیدی دارند و بر اثر ان نیاز به همدم و هم صحبتی داشته و سنگ صبوری میخواهند همزاد این نیاز را برطرف میسازد . بطور معمول افرادی که در آستانه جنون قرار دارند اغلب همزاد را می بینند و با او صحبت هم میکنند

 

همزاد در فولکلور و افسانه ها: بحث همزاد از قدیم در میان ملل مختلف جهان مطرح بوده و در باب آن افسانه های گوناگونی بیان شده است. قدما معتقد بودند که همراه با تولد هر انسانی موجودی کاملاً شبیه به او از جنس جن و پری خلق میشود و همگام با او رشد میکند و ممکن است گاهی با یکدیگر ملاقات هم داشته باشند. افسانه های مربوط به همزاد در کشورهای جهان و کشور ما میگوید که در زمان تولد نوزاد یک جن نیز با او متولد میشود که از هر لحاظ شبیه به اوست ؛ چه از لحاظ روحی و چه ویژگی های بدنی. این تشابه بقدری زیاد است که اگر همزاد انسان دچار شادی یا غم شود در انسان هم تاثیر میگذارد و این حالت به صورت عکس هم ممکن است یعنی با شادی و غم انسان همزادش هم دچار همین حالت میشود و به این دلیل است که ما گاهی بی دلیل شاد و یا غمگین میشویم. البته بحث همزاد اساساً به شکلی که در افسانه ها آمده زیاد درست نیست و باید گفت که همزاد نوعی تجزیه نفس یا به تعبیر امروزی فرافکنی روح توسط خود فرد است.

در باورهای قدیمی عوام در ایران چندین موجود افسانه ای و تخیلی رواج داشته است از جمله موجوداتی به نام همزاد. بنا بر این باورها، هر شخص دارای همزادی است که در جایی به نام دنیای از ما بهتران بطور هم‌زمان با او زندگی می‌کند و رشدی همگام با آن شخص دارد.

همزاد از دیدگاه روانشناسی: بیماری همزاد پنداری همزاد چیزی مستقل یا موجودی غیر از انسان نیست و در واقع باید گفت همزاد بخشی از وجود خود انسان است. همزاد در شرایط خاصی به وجود آمده و خود را نشان می دهد و این زمان مربوط است به مواقعی که فردی دچار مشکل روحی و افسردگی شدیدی شده باشد. افرادی که احساس تنهایی شدیدی دارند و بر اثر آن نیاز به همدم و هم صحبتی داشته و سنگ صبوری می خواهند، همزاد این نیاز را برطرف می سازد. به طور معمول افرادی که در آستانه جنون قرار دارند اغلب همزاد را می بینند و با او صحبت هم می کنند. فردی که دچار تنهایی و افسردگی و یاس می باشد در ابتدا در گوش خود صداهایی مانند نجوا یا ویز ویز را می شنود که این مربوط به فعالیت غیر ارادی اعصاب و رگ های مغز و افزایش الکتریسیته در آن است. این مرحله روز به روز افزایش یافته و حال بیمار رو به وخامت میگذارد و هجوم افکار و نجواها بقدری در ذهن فرد زیاد میشود که بر شدت بیماری افزوده شده و رفتارهای ناهنجاری از او سر می زند .در این زمان اطرافیان از اطراف فرد پراکنده گشته و فرد ناچار به خلوت خود پناه برده و سکوت کرده و اغلب به نقطه ای خیره می شود. در این حالت فرد واقعاً مجنون شده و بعنوان فردی دیوانه شناخته می شود. در این مرحله بیمار چنان با خود گفتگو میکند که انگار واقعاً فردی مقابل او قرار دارد. بیمار مدام خاطرات گذشته و تجربه های تلخ را در ذهن خود باز سازی نموده و آنها را در ذهنش تکرار میکند. در اغلب موارد، فرد پس از طی دوران افسردگی و ورود به مرحله جنون همزاد خود را می بیند، اما این نفس خود فرد است که فقط توسط خود بیمار دیده و موجب اعمال جنون آمیز میشود. توجه کنید که برخی انسان های ناآگاه که به دنبال رشد معنوی و سیر و سلوک هستند سعی میکنند با پناه بردن به مواد اعتیاد آور و فرورفتن به حالت خلسه این بعد خود یعنی همزاد را شناسایی نمایند. این افراد چون راهنمای درستی نداشته اند به ورطه اعتیاد افتاده و خود را به نابودی میکشانند زیرا روح بیمار، جسم را نیز قطعاً به بیماری دچار میسازد. این روش ها روش هایی بیهوده برای کشف دنیای غیر مادی بوده و اغلب تصاویر و حالت هایی که در فرد و در حالت خماری ایجاد میشود تصنعی بوده و کاملاً بی ارزش است.

جَفر یا علم‌الحروف

جَفر یا علم‌الحروف:از علوم خفیه است و به ادعای باورمندان، به تفسیر حروف و اسما، از طریق قواعدی که در آن تعریف شده می‌پردازد. به عبارت دیگر، جفر به دست آوردن مجهولات (پاسخ) است، از روی کلمات جملهٔ سوال به‌علاوهٔ اطلاعاتی در مورد زمان سوال و اسمائی از خداوند که با سوال ارتباط دارند.

نظر دیگری در مورد علم حروف می توان ابراز کرد که قابل تامل است وآن اینکه در ابتدا علمی بوده است که به هر حرف عربی معنایی نسبت می داده است و با دانستن معنای 28 حرف عربی معنای تمام لغات آن معلوم می شده است. اما از دست محققان آن خارج شده است و یا از ابتدا به توفیق مذکور به درستی دست پیدا نکرده است.

جفر با عددشناسی متفاوت است. تفاوت علم الحروف با علم اعداد یا همان عددشناسی این است که علم اعداد تنها می‌پردازد به تفسیر و معنای اعداد از طریق اعداد و ترکیب‌های عدد؛ اما علم‌الحروف می‌پردازد به تفسیر اسما، کلمات و حروف از طریق حروف و اعداد.

 

واژه شناسی

جفر در لغت به معنای بزغاله یا پوست بزغاله است و چون اوراق اولیه جفر بر روی پوست بزغاله نوشته و عرضه شده بود بدین نام خوانده شده است.

علم‌الحروف عربی را جفر، و علم‌الحروف عبری را جماتریا (گماتریا) می‌نامند.

نظر علوم تجربی به جفر

علم‌الحروف از نظر دانشگاهیان، علم نبوده و شبه‌علم شمرده می‌شود. به عبارت دیگر از دیدگاه علم حصولی، جفر نوعی خرافه به حساب می‌آید.

از دیدگاه باورمندان به علم جفر، علوم تجربی قدرت کافی جهت اثبات بسیاری از علوم را نداشته و اساساً اسم علم بر روی این مقوله حاکی از معلومی است که در پرده مانده.

اعداد معادل حروف ابجد کبیر که در جفر از آن استفاده می‌شود

الف

ب

ج

د

ه‍

و

ز

ح

ط

ی

ک

ل

م

ن

س

ع

ف

ص

ق

ر

ش

ت

ث

خ

ذ

ض

ظ

غ

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

۲۰

۳۰

۴۰

۵۰

۶۰

۷۰

۸۰

۹۰

۱۰۰

۲۰۰

۳۰۰

۴۰۰

۵۰۰

۶۰۰

۷۰۰

۸۰۰

۹۰۰

۱۰۰۰

روش‌های جفر

در جفر برای رسیدن به جواب سؤال، از روش‌های گوناگونی استفاده می‌شود. این روش‌ها بسته به اهمیّت سوال متفاوت و در سطوری چند منتج به جواب می‌شود. از انواع روش‌ها، می‌توان به جفر آدم، جفر منبری و ... اشاره کرد.

در جفر برای رسیدن به جواب از ریاضی و ستاره‌بینی نیز بهره می‌گیرند. نام سوال کننده و نام پدرِ او و زمان سوال به علاوه جمله سوال، با روش ذکر شده در جفر، مبنای رسیدن به جواب است. یکی از مراحل مهم، که از آن به «سطر» نام برده می‌شود «سطر مستحصله» است که اصحاب جفر معتقدند با طهارت روح و... می‌توان به آن آگاهی یافت.

حروف

  • حروف مسروری: ب، پ، ت، ث، چ، ح، خ، ر، ز، ژ، ط، ظ، ف، ه، ی
  • حروف مکتوبی: ن، م، و
  • حروف ملفوظی: الف، جیم، دال، ذال، سین، شین، صاد، ضاد، عین، غین، قاف، کاف، گاف، لام.

ترتیب شماره حروف

تریب شماره حروف همان ترتیب حروف در زبان فارسی است منهای یک. یعنی شماره حروف از صفر (الف) شروع و با سی و یک (ی) ختم می‌شود.

ارکان عددی

جفر چهار رکن عددی دارد و یک رکن وهمی دارد.

چهار رکن عددی:

  • عدد اول ۱۹ - «عدد جنگ»، خونریزی، مرگ.
  • عدد آخر ۲۲ - «عدد مهربانی»، لذت، شهوت.
  • عدد ظاهر ۲۴ - «عدد مادیات»، عدد بخشش
  • عدد باطن ۲۷ - «عدد تربیت»، عدد سلطنت

و رکن وهمی همان فضای خالی بین کلمات است. و آن را «عدد کل» می‌نامند.

طبع حروف

نوشتار(های) وابسته: عناصر چهارگانه

حروف ظرفیت داشتن چهار طبع و یک روح را دارند.

  • ۱۶ حرف اول در زبان فارسی اختیاری ندارد (روحی ندارد). و به آنها حروف مطلق اطلاق می‌شود: الف. ب . پ. ت . ث. ج . چ. ح . خ. د . ذ. ر . ز. ژ . س. ش
  • ۱۶ حروف دوم در زبان فارسی اختیار دارند (روح دارند). و به آنها حروف نسبی اطلاق می‌شود: ص. ض . ط. ظ . ع. غ . ف. ق . ک. گ . ل. م . ن. و . ه. ی

با توجه به جدول اهطمیه حروف بادی و ..... تعریف می‌شوند

  • حروف بادی: ب و ی ن ص ت ض
  • حروف آتشی: ا ه ط م ف ش ذ
  • حروف خاکی: د ح ل ع ر خ غ
  • حروف آبی: ج ز ک س ق ث ظ

اول نقطه و بعد از آن الف را منشا تمام حروف می دانند. حرف الف و ص دارای طبع مشخصی نیستند و حرف الف نشان سکون کامل است و ص نشان اختیار کامل. حرف ی هم از حروف نسبی است و هم طبع چهارگانه دارد.

عده‌ای اعتقاد دارند منظور از فرشتگان با بال‌های دوگانه، سه‌گانه و چهارگانه که در قرآن (سوره فاطر آیه یک) به آن اشاره شده است، همان حروف است که هر کدام از طبع‌های آن یک بال محسوب می‌شود.

  • موکل حروف خاکی: جبرئیل- جسمانی
  • موکل حروف آبی: میکائیل - نفسانی
  • موکل حروف بادی: اسرافیل - عقلانی
  • موکل حروف آتشی: عزرائیل - عرفانی

در حروفی که داری چند طبع هستند، طبیعت غالب به ترتیب آب، خاک، آتش، باد است.

بسط حروف

بسط در لغت به معنای گشادن است. روش‌های بسط تنوع بسیاری دارد. از انواع شناخته شده بسط‌ها این است:

  • بسط عددی.
  • بسط ارتقا یا ترقی.
  • بسط ابدال یا تبدیلی.
  • بسط چرخشی.
  • بسط سمائی یا آسمانی.
  • بسط تملیک.
  • بسط اعوان.
  • بسط اخوان یا برادران.
  • بسط اموال یا بسط دارائی‌ها.
  • بسط تزویج.
  • بسط تشخیص.
  • بسط تساهل.
  • بسط آمال.
  • بسط تشاغل.
  • بسط تکاثر.
  • بسط تسافر.
  • بسط تعلیم.
  • بسط توارث.
  • بسط تضاد.
  • بسط تناقض.
  • بسط نحسیه.
  • بسط تناصف.
  • بسط تنزیل.
  • بسط تصغیر.
  • بسط طبعی.
  • بسط تخفیف.
  • بسط تظلیم.
  • بسط تنویر.
  • بسط تعمیم.
  • بسط تدویر.
  • بسط تمازج.
  • بسط عزیزی.
  • بسط ترفع.
  • بسط تضارب.
  • بسط تجمیع.
  • بسط تقوی.
  • بسط تواخی.
  • بسط تفارد.
  • بسط اتصال.

و ...

بسط حروفی

دوبار بسط می‌دهیم «باران» را می‌شود:

ب الف ر الف نون

ب الف لام ف ر الف لام ف نون واو نون.

سطور

سطور جفر صدیقی یا همان 15 سطری به ترتیب ذیل است:

  • سطر اساس
  • سطر نظیره
  • سطر حاصل اساس
  • سطر حاصل نظیره
  • سطر تتمه اولی
  • سطر نسبت نظیره
  • سطر نسبت دوم اساس
  • سطر تتمه ثانیه
  • سطر تتمه تتمتین
  • سطر حاصل اعداد
  • سطر قوا
  • سطر حاصل
  • سطر مستحصله
  • سطر نظیره
  • سطر صدر موخر (که سوال کننده در این سطر به جواب رسیده‌است و چنانچه به جواب نمی‌رسید باید ادامه می‌داد تا به جواب دست یابد.)

کاربردها

از جفر با توجه به صعابت دست‌یابی و کیفیت عمل به آن، مگر در مواد خاص که هیچ روشی قادر به پاسخ‌گوئی نباشد، استفاده نمی‌شود.

معرفی پنج شاخه‌ی علوم خفیه (غریبه)

 

علوم خفیه یا علوم غریبه یکی از دو شاخهٔ “علوم” در تقسیمات قدیمی دانش‌ها در نظام آموزش مدارس بوده‌ است. شاخهٔ دیگر، یعنی علوم جلیه، به طب و منطق و هندسه و غیره مربوط است قوانین مشخصی داشت و در کتاب‌ها نوشته و در مکاتب تدریس می‌شد، ولی علوم خفیه – که علوم غریبه نیز نامیده می‌شوند – به نیروهای مافوق طبیعت می‌پردازد و اسرار آن در نزد عالمانش پنهان می‌ماند.

باور اکثریت دانشمندان امروزی بر این است که توضیحات و ادعاهای نهان‌شناسی یا همان علوم خفیه با علم امروزین سازگاری ندارد و از راه‌های علمی بر مبنای روش‌های علوم امروزی اثبات‌پذیر نیست زیرا علوم امروزی بیشتر به نوعی ادامه دهندهٔ مسیر پوزیتیویسم (تجربه‌گرائی) صرف جهت رسیدن به حقایق هستند و با توجه به نسبی و ناقص بودن علوم امروزی نمی‌توان دلیل محکمی بر وجود یا عدم وجود چیزی که در این دایره (تجربه‌گرائی) نمی‌گنجد آورد.

 

(شاخه‌های علوم خفیه)

 

کیمیاکوشش در گردش (تبدیل) کانی‌ها و فلزات، علم اکسیر
لیمیاتبدیل قوای فاعل به مفعول یا بالعکس، علم طلسمات
هیمیااحوال ستارگان و حیوانات مرتبط با آنها، علم تسخیرات
سیمیاراز و رمز اعداد دیدن و تصرف موجودات تخیلی، علم خیالات
ریمیاتردستی یا علم شعبدات

 

(کیمیا)

 

کیمیا:به نظر باورمندان به آن عبارت است از روش تبدیل عناصر. در علم کیمیا شرایط خاص این تبدیل آمده است که سخت‌ترین از علوم غریبه می‌باشد اما در قدیم بخاطر ارزش بسیار طلا فقط دنبال ساخت طلا و نقره بودند اما کسی که آگاه به رموز این علم باشد می‌توانند مواد مختلف تولید کند.

ریشه واژه کیمیا را از زبان یونانی دانسته‌اند. دانش کیمیا از ایران برآمد و از راه عربها به اروپا هم راه یافت. این دانش را می‌باید زیرساخت دانش شیمی بدانیم. خود واژه شیمی هم فرانسوی شده واژه کیمیاست.

کیمیاگران جملات خود را رمز آلود و با استفاده از کلمات عرفانی بیان می‌کرده‌اند.

 

(لیمیا)

 

 

لیمیا:از دانش‌نماها و از شاخه‌های علوم خفیه است. به نظر برخی از معتقدان به آن، لیمیا علمی است که از کیفیت تاثیر قدرت اراده و روح به وسیله ارتباط آن با ارواح قوی و بزرگ، مانند ارتباط با فرشتگانی که موکل ستارگانند، گفتگو دارد. این علم همان فن تسخیر است؛ چون به وسیله آن ارواح قوی یا جنیان را تسخیر کرده و از آنان کمک می‌گیرد.

به گفته باورمندان به آن، در لیمیا چگونگی تأثیرهای ارادی در صورت اتصالش با موجودات ماورائی مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. لیمیا منجر به کسب قدرت تسخیر جن و روح می‌شود. منظور از تسخیر آن است که موجودات در اختیار و به فرمان انسان باشند.

 

(هیمیا)

 

هیمیا:بنا به تعریف باورمندان به این دانش‌نما، هیمیا علم تسخیرات است و در آن آمیختن نیروهای جهان فراسو با عناصر این‌جهانی مد نظر است.

در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی (عناصر این‌جهانی) نیروهای ماورائی جهت انجام کارها به خدمت گرفته می‌شوند. ظاهراً طالع‌بینی نیز زیرمجموعه هیمیا می‌باشد. در طالع‌بینی باور بر این است که محل و موقعیت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، بر سرنوشت و آینده او تأثیر می‌گذارد و از این طریق نسبت به پیشگویی در مورد آینده اقدام می‌شود. طالع‌بینان معمولاً با استناد به تأثیرات ماه، خورشید و ستارگان دیگر پیشگویی می‌کنند.

 

(سیمیا)

 

 

سیمیا:در بسیاری از کتابهای خطی و قدیمی آورده شده که، سیمیا علمی است که حضرت عیسی(ع) با آن به إذن خداوند مردگان را زنده می‌نمود. قدیمیان تعریفهای گوناگونی برای سیمیا آورده‌اند از جمله اینکه سیمیا طلسم و روش انتقال روح و تغییر اشکال موهوم است، دیدن موجودات پندارین است، روش تسخیر جن است، دانش خواص و رازهای حروف است و غیره.

کسانی که به وجود راز در حروف باور دارند حروف را دارای سه سرشت آتشی، آبی و خاکی می‌دانند و بر این باورند که این سرشت‌ها در حروف و نامها روان هستند و با آنها می‌توان در جهان طبیعت تأثیر گذاشت.

 

(ریمیا)

 

 

ریمیا:یکی از پنج علم خفیه است که از استخدام قوای مادی برای دست یابی به آثاری خارق‌العاده سخن می‌گوید. آن را «شعبده» نیز گفته‌اند.

پنج حرف اول نام این شاخه‌ها که «خمسهٔ محتجبه» نامیده می‌شدند، عبارت «کله سر» را می‌سازد که به معنی مجموعهٔ اسرار است

علوم و فنونی مثل طالع‌بینی، جفر (عددشناسی یا گماتریا) و رمل در رابطه با علوم شکل گرفتند و استفاده می‌شوند

.

 



همزاد انسان چیست؟ آیا حقیقت دارد؟ آیا راه درمان وجود دارد؟

در پی سئوالات مکرر بازدیدکنندگان وب سایت در باره ی حقیقت همزاد؛ و کسانی که همزاد داشتند …..

و با دستورالعمل های ما درمان شدند، برآن شدیم تا حقایقی مستند و تجربی، برای آگاهی علاقه مندان بیاوریم؛: از جمله سئوالاتی که مطرح کرده اند این که :

آیا این مسئله صحت داره که می گویند هر انسانی یک همزاد دارد؟
نظر اسلام در این زمینه چیست؟
آیا راه درمان برای کسانی که همزاد دارند وجود دارد؟
در فرهنگ فارسی معین کلمه همزاد چنین معنی شده است :« ۱ – هم سن و سال . ۲ – به باور عوام موجودی که هم زمان با به دنیا آمدن شخص ، در میان اجنه به دنیا می آید.»
حضرت حق تعالی جلّ جلاله ، برای هدایت و رستگاری ما انسان ها باید ها و نباید هایی را توسط جبرئیل امین برآخرین پیامبر وحی حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله بیان فرموده است که در قالب احکام دینی؛ واجبات و مستحبات و مکروهات در متون فقهی وجود دارد ؛ این احکام توسط ائمه ی اطهارصلوات الله و سلامه علیه و فقهای عظیم الشأن ، برای تمام امور زندگی نوع بشرواضح و آشکار شرح داده اند . از جمله در امور زناشویی دستورالعمل های جامع وجود دارد که ما بخشی از آن ها را در کتابی با عنوان « ازدواج موافق، فرزندصالح» آورده ایم و بزودی منتشر می کنیم.
در این کتاب به هنرآمیزش اشاره شده است و آن جایی که برای زوجین تکلیف می شود قبل از آمیزش چه اعمال و اذکاری را باید انجام دهند. از جمله در حدیث حسن از حضرت امام صادق (ع) فرمودند: زوجین قبل آمیزش این دعا را بخوانند :« اَلّلهُمَّ بِاَمانَتِکَ اَخَذْتُها وَ بِکَلِماتِکَ اِسْتَحْلَلْتُها فَاِنْ قَضَیْتَ لى مِنْها وَلَدافَاجْعَلْهُ مُبارَکا تَقیا مِنْ شیعَهِ آلِ مُحَمَّدٍ وَلا تَجْعَلْ لِلشَّیطانِ فیهِ شَرَکا وَلانَص(
خداوندا با اعتماد بر تو او را گرفتم و با کلمات تو او را بر خویش حلال ساختم ؛ پس اگر مقرر فرموده ای که از او فرزندی برایم به وجود آید او را با برکت و پرهیزکار و از پیروان و شیعیان آل محمد (که درود و سلام تو برآنان باد) قرار بده و برای شیطان در فرزندم بهره و نصیبی قرار نده.
علاوه بر این؛ دستورالعمل های دیگری نیز وجود دارد و احادیثی که مؤید آن است، که اگر انسان هنگام آمیزش رعایت نکند به صراحت حدیث مذکور امکان دارد برای نطفه ای که منعقد می شود، در آن نطفه از شیطان بهره ای قرار بگیرد که همان «همزاد» تلقی می شود. پس می توان گفت که « همزاد » صحت داشته و حقیت دارد وگر نه امام معصوم علیه السلام بدان اشاره نمی کردند. بدین ترتیب به باور عوام در باره ی وجود «همزاد» کار نداریم به صراحت حدیث توجه می کنیم و اهمیت می دهیم و ضرورت دارد که بدان عمل کنیم.
وانگهی؛ تا کنون دو خانواده ی زوج جوان؛ اولی دو نیم سال ، و دومی شش ماه بعد از ازدواج، به علت داشتن همزاد قادر به زفاف نبودند، :
د: سال ۱۳۹۱ ازدواج کرده ایم، و تا کنون باکره هستم ، و امکان نزدیکی برایم فراهم نمی شود، از او سئوال شد چگونه است ؟ او گفت : به محض این که در شرایط نزدیکی قرار می گیرم بدنم قفل می شود و پاهایم باز نمی¬شود و همسرم قادر به نزدیکی نیست، به پزشکان متعددی که خانم بودند مراجعه کرده ام، به محض این که در شرایط معاینه قرار می گیرم پاهایم قفل می شود و حتی امکان معاینه پزشک هم وجود ندارد. نزد چندین نفر از کسانی که با علوم غریبه آشنایی دارند رفته ام و جود « همزاد» را تأیید کرده اند و مبلغی برای درمان خواسته اند که قادر به پرداخت نیستم.تو را خدا کمکم کنید شوهرم دارد مرا طلاق می دهد چون بچه می خواهد و خانواده شوهرم هم اصرار دارندباید حامله شوم .
د: شش ماه است ازدواج کرده ام و هنوز باکره هستم ، در پاسخ سئوال از وی که موضوع چگونه است ؟ گفت: به محض قرار گرفتن در حالت نزدیکی پاهایم قفل می شود و امکان دخول وجود ندارد و هنوز باکره هستم. به چند پزشک مراجعه کرده ام نتیجه ای نگرفته ام.
به حول قوه ی الهی و با استعانت از کلام الله مجید، برای زوجین مذکور دستورالعمل جامعی نوشته شد و آن ها آن را انجام دادند، .
و دیگر این که آورده اند:
در صورتی که همزاد سفلی باشد ، جنس آن از جن است و اگر علوی باشد جنس آن از ملک فرشته است . خلقت همزاد سفلی از آتش است زیرا جن از آتش بدون دود خلق شده است ( سوره الرحمن آیه ی ۱۶ ) همزاد ملک خلقتش از نور است .
دو همزاد سفلی و علوی از این جهت که می توانند به هر شکلی در آیند وجه اشتراک دارند با این تفاوت که همزاد جنی می تواند خود را به شکل برخی حیوانات ظاهر کند ولی همزاد علوی یا فرشته ای که نام او از انسان استخراج می شود به هر شکلی می تواند در آید اما به شکل نجس العین ظاهر نمی شود، مانند سگ و خوک.
انسان در طول عمری که خداوند به او عنایت فرموده حالاتی دارد:
۱-دوران لعب که ۸ سال اول عمر است.
۲-دوران لهو که ۸ سال دوم عمر است. (از سن ۸ تا ۱۶ سالگی)
۳–دوران زینت که ۸ سال سوم عمر است. (از سن ۱۶ تا ۲۴ سالگی)
۴-دوران تفاخر که ۸ سال چهارم عمر است. (از سن ۲۴ تا ۳۲ سالگی)
۵- ۸ سال پنجم که دوران تکاثر از علم است. (از سن ۳۲ تا ۴۰ سالگی)
هر انسانی در هر یک از این دوره ها حالاتی دارد، مانند شرف، عروج، هبوط، صعود، نزول، فرح و ترح.
نام تابع مسمی و ذات است. همزاد جنی و ملکی تابع نام است، لذا همزاد انسان ۴۰ساله اقتداری را دارد که همزاد فردی که دوران تفاخر و زینت را طی می کند، ندارد. همزاد هر انسانی به تبع آن شخص می تواند عامل خیر باشد مانند همزاد نیکان و صالحان، به همین دلیل گاه برای همه ما اتفاق افتاده که نزد بزرگی می رویم و بی اختیار احساس آرامش می کنیم.
همچنین طبیعت همزادهای هر فردی با طبیعت و مزاج آن فرد موافق است. مثلاً طبیعت برخی از افراد گرم و مرطوب ، سرد و مرطوب و یا گرم و خشک و یا سرد و خشک است . همزادهای انسان ها هم به طبع طبیعت هر انسانی این چنین هستند .
به همین دلیل است که برخی از ارواح با بعضی دیگر سازش دارند مثل سازش روح با بدن مثالی یا سازش همزاد ملکی با موکلی به نام عتید و سازش همزاد جنی با موکلی به نام رقیب که این دو موکل ( عتید و رقیب ) از آیات قرآن استخراج می شود در قرآن کریم سوره ی ق آیات ۱۷ و ۱۸ می خوانیم: هنگامی که دو ملک (عتید و رقیب) راست و چپ که ملازم انسانند اعمال او را دریافت می دارند. سخنی (از خیر و شر) بر زبان نیاورد جز آنکه همان دم فرشته ای مراقب و حاضر بر انجام مأموریت است.
در روایات اسلامی نیز به دو همزاد ملکی و جنی اشاره شده است.  : ای پروردگار که میان من و این بنده دشمنی انداخته ای اگر مرا در برابر او یاری نکنی تحمل او را ندارم. گفت : تو را هیچ فرزندی متولد نشود مگر آن که فرشته ای به حمایت او بگمارم. ابو ایوب بن یزید نیز گفته است : به ما چنین رسیده است که با فرزندان آدمیان ، جنیان (همزادان) زایند پس با ایشان ببالند .
تصرفات جنیان بر دو گونه است یکی تصرفات همزاد و دیگری تصرفات اجانین غیر همزاد است. همزاد کسانی که نام های غیر رحمانی دارند گاهی در صاحب خود تصرفات شیطانی می کند و این که گاه می بینم اشخاصی با اسم رحمانی جن زده شده اند این ها تصرفات همزاد نیست بلکه تصرفات سایر اجانین است. مزاحمت های اجانین به صورت های متعدد است:
۱-اگر در وجود کسی تصرف کنند خواب از او گرفته می شود و به تعبیر علمای علوم غریبه « عقد النوم » شده است.
۲-تصرف به صورتی است که انسان را از لذات زناشویی محروم می کند که به تعبیر دانشمندان این علوم می گویند فلانی مربوط گردیده (یعنی بسته شده است)
۳- بستن به صورتی است که مذکر متمایل به مؤنث یا مؤنث متمایل به مذکر نمی شود، این را بخت بستگی می گویند.
۴-تصرفات ارواح و اجانین به این گونه است که عامل آنها را به جهت بستن کار مطلوب استخدام می کند، یا آن که فردی را که اراده خروج از شهر یا کشوری را دارد او را عقدالطریق می کند.
۵-گاهی تصرفات جنیان معلول عمل عامل نیست بلکه معلول عمل خود شخص است مانند زنی که خواسته یا ناخواسته بدون گفتن نام خدا آبی را در مکانی که مسکن اجانین یا اطفال آنها و یا پیران و جوانان آنان است می ریزد که باعث صدمه بر آنان می شود که در این صورت جن ها دست به انتقام می زنند مثلاً نمی گذارند برای این فرد بچه ای ایجاد شود. در همان ابتدای انعقاد نطفه بچه را ساقط می کنند که برای این فرد لازم است چله بُری شود.
انواع همزاد : همزاد دارای ۴ نوع است: همزاد آتشی ، همزاد بادی ، همزاد آبی، همزاد خاکی.
اشکال همزاد: همزاد در اوایل به شکل بخاری به نظر می رسد و رنگی تقریبا نیلی دارد، مانند ابر، و شکل آن موهوم بنظر خواهد آمد. هر چه عامل در عمل تسخیر قوی تر باشدو از قدرت بالایی برخوردار باشد، شکل و شمایل همزاد منسجم تر به نظر خواهد رسید و شبیه تر به موجودی زنده دیده خواهد شد.
وصف همزاد: همزاد با آدمی زاده شده و در کنار او زندگی می کند، و بعد از مرگ آدمی نیز زندگی همزاد به پایان رسیده و یا تغییر شکل می دهد.
به گفته ی مرتاضان هندی بعد از مرگ آدمی همزاد او نمی میرد بلکه زنده مانده و در هوا مشغول گشت و گذار خواهد بود.
کارهایی که همزاد می تواند انجام دهد:
۱- بین دو نفر محبت و یا دشمنی ایجاد کند، بسته به حکم شما دارد.
۲- از جایی عکس و یا طرحی برداشته و برای شما بیاورد.
۳- شخص و یا شی ء گمشده را پیدا کند.
۴- از آینده خبر دهد.
۵- دفینه و گنج های پنهان را به شما نشان دهد.
۶- از گذشته هر چه بخواهید به شما خواهد گفت.
فطرت همزاد : برخی از همزادها بنا بر طبیعتشان دوست دارند که همیشه مشغول انجام کار باشند و خود را سرگرم کند. پس باید همیشه کاری را به او بدهید در غیر این صورت اسمی به او بدهید تا ورد زبان کند. برخی از همزادها سرسخت هستند و برخی شوخ طبع. تمام حالات همزاد بسته به حالات عامل دارد

موجودی به نام فرشته

موجودی به نام فرشته

 

بسم الله الرحمن الرحیم

والله مستعان                                                                                                                              

درجهت قرب علی الله تقدیم می دارم                                                                                                    .

در بـیـن مـلائکـه الله ، چهار ملک وجود دارند که در پیشگاه قرب خاصی دارند و در لسان حکما و فلاسفه الهی از آن‌ها تعبیر به رئوس ملائکه می‌شود، آن‌ها عبارتند از: جـبـرئیـل ، مـیـکـائیـل ، اسـرافـیـل و عـزرائیـل .      


جبرئیل فرشته‌ای است که وحی الهی را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آ له ) می‌رساند. او مـلک مـقـرب خـدا و بزرگ‌تر از جمیع فرشتگان که علم حضرت حق در او تـجـلی می‌کند و از او در طـریـقـه وحـی بـه فـرشـتـگـان پایین‌تر و کوچک‌تر - که تعدادشان بسیار است - تجلی و ظهور می‌کند و از آن‌ها بر پیامبر (صلی الله علیه و آ له ) تجلی می‌یابد. جبرئیل یکی از چهار فرشته مقرب بلکه برترین آن‌ها است ؛ زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آ له ) فرماید: آیا شما را به برترین فرشتگان جبرئیل خبر بدهم ؟

در بـیـن مـلائکـه الله ، چهار ملک وجود دارند که در پیشگاه قرب خاصی دارند و در لسان حکما و فلاسفه الهی از آن‌ها تعبیر به رئوس ملائکه می‌شود، آن‌ها عبارتاند از: جـبـرئیـل ، مـیـکـائیـل ، اسـرافـیـل و عـزرائیـل .   

در روایـات و اخـبـار بـا ایـن چـهار ملک مقرب معروف ، به صراحت اشاره شده است . از جمله روایـتـی از رسـول گـرامـی اسـلام (صلی الله علیه و آ له ) وارد است که فرمود ان الله تـبـارک و تـعـالی اخـتـار مـن کـل شـی ء اربـعـه ، و اخـتـار مـن المـلائکـه جـبـرئیـل و مـیـکـائیـل اسـرافـیـل و مـلک المـوت ؛ خـداونـد مـتـعـال از هـر چـیـزی چـهـار تـا را اخـتـیـار و انـتـخـاب فـرمـوده و از فـرشـتـگـان نـیـز جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و ملک الموت (عزرائیل ) را اختیار کرده است .

جـبـرئیـل فـرشـتـه عـلم و مـتـوجـه سـازنـده مـجـردات ، کـه بـه فـهـم و تـعـقـل ادراک می‌کنند. مـیـکـائیـل فـرشـتـه ارزاق اسـت . اسـرافـیـل فـرشته زنده گردانیدن است و عزرائیل فرشته میراندن و ترقی دهنده مواد از صور پایین‌تر به کامل‌تر است . سایر فرشتگان تحت ریاست این چهار فرشته‌اند.

یـکـی از رئوس چهارگانه مـلائکـه ، مـیـکـائیـل اسـت و قـرآن مـجـیـد در سـوره بـقـره آیـه 98 از مـیـکـائیـل به عنوان میکال یاد فرمود- و دشمنی با او را در ردیف دشمنی به خدا و ملائکه و انبیا قرار داده و دشمن او را متهم به کفر است :من کان عدو الله و ملائکه و رسله و جـبـرئیـل و مـیـکـال فـان الله عـدو للکـافـریـن میکائیل موکل لرزاق موجودات بوده و اعوان و یارانی نیز در جمع عالم دارد

رئیسی در میان فرشتگان

هـر چـنـد بـه طـور یـقین نمی‌توان گفت که بین چهار ملک معروف ، جامع و رئیسی هست ، اما شـایـد تـا ایـن مـقـدار بـتـوان گـفـت کـه اگـر رئیـس بـیـن ایـشـان بـاشـد، جـبـرئیـل اسـت و حـدیـثـی وارد اسـت کـه : انـت افـضـل ام جـبـرئیـل  ؟ شـمـا بـرتـریـد یـا جبرئیل . آن گاه حضرت تفصیلاً سر برتری خویش و اولیای الهی را بیان می‌دارد.

: ایـن کـه سـوال شـد کـه : آیـا آن حـضـرت بـرتـر اسـت یـا جـبـرئیـل ؟ ایـن سـوال نـه تـنـهـا دربـاره جـبـرئیـل اسـت ، بـلکـه مـورد سـوال ، هـمـه سـاکـنـان عـالم جـبـروت هـسـتـنـد و امـام ایـن کـه جـبـرئیـل را بـه خـصـوص ذکـر کرده ، با به واسطه عظمت مقامی است که او را در میان فرشتگان دیگر است و یا به خاطر آن است که در چنین مورد ذهن‌ها متوجه او می‌شوند نه به دیگر فرشتگان .

 

برتری جبرئیل بر سایر فرشتگان

صـدر المـتـالهـیـن بـعـد از ایـن کـه بـه بـزرگـان و رئوس مـلائکـه اشـاره می‌کند، جـبـرئیـل را بـه لحـاظ این که خداوند در قرآن کریم به صفات کمالی او اشاره فـرمـوده اسـت و بـر سـایـر بـزرگـان فـرشـتـگـان بـه شـش دلیل ترجیح می‌دهد:

1- جبرئیل صاحب وحی است : نزل به الروح الامین علی قلبک  .

2- نام او را پیش از فرشتگان دیگر در قرآن بیان نموده است :من کان عدوا لله و ملائکه و رسـله و جـبـرئیـل و مـیـکـال  . زیـرا جـبـرئیـل صـاحـب عـلم و وحـی و مـیـکائیل صاحب روز و غذاست . و علمی که آن غذای روحانی است ، برتر و بالاتر از غذای جسمانی است ، پس باید جبرئیل برتر از میکائیل باشد.

3- خـداونـد نـام او را پـس از خـود قـرار داده اسـت :فـان الله هـو مـولاه و جبرئیل و صالح المومنین .

4- او را روح‌القدس نـامـیـده اسـت و دربـاره عـیـسـی (علیه‌السلام ) فرمود: اذ ایدتک بروح القدس  .

5- خـداوند دوستانش را یاری می‌دهد و دشمنانش را سر کوب می‌گرداند با هزار فرشته صف بسته .

6- خـداونـد او را بـه صـفـات شش‌گانه در قرآن ستوده است که عبارتند از: رسالت او، ارجـمـنـدی او، نیرومندی او، منزلت و مقام او، فرماندهی او بر فرشتگان و امین وحی بودن او: مطاع ثم امین .

 

فرشته‌ای موکل بر ارزاق

یـکـی از رئوس چهارگانه مـلائکـه ، مـیـکـائیـل اسـت و قـرآن مـجـیـد در سـوره بـقـره آیـه 98 از مـیـکـائیـل به عنوان میکال یاد فرمود- و دشمنی با او را در ردیف دشمنی به خدا و ملائکه و انبیا قرار داده و دشمن او را متهم به کفر است :من کان عدو الله و ملائکه و رسله و جـبـرئیـل و مـیـکـال فـان الله عـدو للکـافـریـن میکائیل موکل لرزاق موجودات بوده و اعوان و یارانی نیز در جمع عالم دارد و در روایتی که از رسـول خدا رسیده : اسم میکائیل عبید الله است . و امیر المونین (علیه‌السلام ) می‌فرماید: جـبرئیل مؤذن اهل آسمان‌ها و میکائیل امام آن‌ها، که در بیت المامور به او اقتدا می‌کنند. امـامـت مقام بلندی است که شایسته آن نیست مگر کسی که مقام بالاتر و دارای شرایط جامع‌تر باشد .

میکائیل و به تعبیر قرآن میکال فرشته رزق است. در حدیث آمده است:میکائیل بر ملائکه‌ای که بر ارزاق موکل اند همچون ابر و ملائکه رعد و برق و ملائکه باد و باران و غیره سروری دارد

قـبـض کـننده اصلی ذات پاک خداست ، آن گاه در عالم اسباب فرشته مرگ ، یعنی عـزرائیـل مـجری این فرمان است و او نیز به وسیله گروهی از فرشتگان و رسولان الهی این مأموریت را نجام می‌دهد

قبض روح به دست کیست؟

قبض ارواح گاهی به خدا نسبت داده شده ، گاهی به ملک الموت (عزرائیل ) و گاهی نیز به فرشتگان مرگ .

1-الله یـتـوفـی الانـفـس حـیـن مـوتـهـا ؛ خـداوند جان‌ها را به وقت مرگ کاملاً دریافت می‌دارد.

2-قل یتوفاکم ملک الموت الذی و کل بکم ؛  بگو: جان شما را فرشته مرگ که بر شما گمارده شده دریافت می‌دارد.

3-حتی اذا جاء احدکم الموت توفت رسلنا و هم لا یفرطون ؛ تا این چون مرگ یکی از آنان فرا رسد، رسولان ما جان او را می‌گیرند، و ایشان کوتاهی نمی‌کنند.

کـمـی دقـت در آیـات فـوق ، نـشان می‌دهد که هیچ گونه تضادی در میان آن‌ها نیست ؛ زیرا قـبـض کـننده اصلی ذات پاک خداست ، آن گاه در عالم اسباب فرشته مرگ ، یعنی عـزرائیـل مـجری این فرمان است و او نیز به وسیله گروهی از فرشتگان و رسولان الهی این مأموریت را نجام می‌دهد.

 

اسرافیل

اسرافیل، فرشته نفخ صور است. :"خداوند به اسرافیل امر می‌کند تا به دنیا فرود آید و صور با او است... و در آن می‌رسد"..]) می‌فرماید:"نفخة مرگ از سوی اسرافیل است و بعد از آن خود اسرافیل هم می‌میرد و نفخة حیات از سوی خود پروردگار عالم انجام می‌گیرد".]

فرآوری : زهرا اجلالعلم‌الحروف: از علوم خفیه است و به ادعای باورمندان، به تفسیر حروف و اسما، از طریق قواعدی که در آن تعریف شده می‌پردازد. به عبارت دیگر، جفر به دست آوردن مجهولات (پاسخ) است، از روی کلمات جملهٔ سوال به‌علاوهٔ اطلاعاتی در مورد زمان سوال و اسمائی از خداوند که با سوال ارتباط دارند.

نظر دیگری در مورد علم حروف می توان ابراز کرد که قابل تامل است وآن اینکه در ابتدا علمی بوده است که به هر حرف عربی معنایی نسبت می داده است و با دانستن معنای 28 حرف عربی معنای تمام لغات آن معلوم می شده است. اما از دست محققان آن خارج شده است و یا از ابتدا به توفیق مذکور به درستی دست پیدا نکرده است.

جفر با عددشناسی متفاوت است. تفاوت علم الحروف با علم اعداد یا همان عددشناسی این است که علم اعداد تنها می‌پردازد به تفسیر و معنای اعداد از طریق اعداد و ترکیب‌های عدد؛ اما علم‌الحروف می‌پردازد به تفسیر اسما، کلمات و حروف از طریق حروف و اعداد.

 

واژه شناسی

جفر در لغت به معنای بزغاله یا پوست بزغاله است و چون اوراق اولیه جفر بر روی پوست بزغاله نوشته و عرضه شده بود بدین نام خوانده شده است.

علم‌الحروف عربی را جفر، و علم‌الحروف عبری را جماتریا (گماتریا) می‌نامند.

نظر علوم تجربی به جفر

علم‌الحروف از نظر دانشگاهیان، علم نبوده و شبه‌علم شمرده می‌شود. به عبارت دیگر از دیدگاه علم حصولی، جفر نوعی خرافه به حساب می‌آید.

از دیدگاه باورمندان به علم جفر، علوم تجربی قدرت کافی جهت اثبات بسیاری از علوم را نداشته و اساساً اسم علم بر روی این مقوله حاکی از معلومی است که در پرده مانده.

ادامه موجودی به نام فرشته

اعداد معادل حروف ابجد کبیر که در جفر از آن استفاده می‌شود
الف
ب
ج
د
ه‍
و
ز
ح
ط
ی
ک
ل
م
ن
س
ع
ف
ص
ق
ر
ش
ت
ث
خ
ذ
ض
ظ
غ
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۲۰
۳۰
۴۰
۵۰
۶۰
۷۰
۸۰
۹۰
۱۰۰
۲۰۰
۳۰۰
۴۰۰
۵۰۰
۶۰۰
۷۰۰
۸۰۰
۹۰۰
۱۰۰۰
روش‌های جفر
در جفر برای رسیدن به جواب سؤال، از روش‌های گوناگونی استفاده می‌شود. این روش‌ها بسته به اهمیّت سوال متفاوت و در سطوری چند منتج به جواب می‌شود. از انواع روش‌ها، می‌توان به جفر آدم، جفر منبری و ... اشاره کرد.
در جفر برای رسیدن به جواب از ریاضی و ستاره‌بینی نیز بهره می‌گیرند. نام سوال کننده و نام پدرِ او و زمان سوال به علاوه جمله سوال، با روش ذکر شده در جفر، مبنای رسیدن به جواب است. یکی از مراحل مهم، که از آن به «سطر» نام برده می‌شود «سطر مستحصله» است که اصحاب جفر معتقدند با طهارت روح و... می‌توان به آن آگاهی یافت.
حروف حروف مسروری: ب، پ، ت، ث، چ، ح، خ، ر، ز، ژ، ط، ظ، ف، ه، ی حروف مکتوبی: ن، م، و حروف ملفوظی: الف، جیم، دال، ذال، سین، شین، صاد، ضاد، عین، غین، قاف، کاف، گاف، لام.
ترتیب شماره حروف
تریب شماره حروف همان ترتیب حروف در زبان فارسی است منهای یک. یعنی شماره حروف از صفر (الف) شروع و با سی و یک (ی) ختم می‌شود.
ارکان عددی
جفر چهار رکن عددی دارد و یک رکن وهمی دارد.
چهار رکن عددی: عدد اول ۱۹ - «عدد جنگ»، خونریزی، مرگ. عدد آخر ۲۲ - «عدد مهربانی»، لذت، شهوت. عدد ظاهر ۲۴ - «عدد مادیات»، عدد بخشش عدد باطن ۲۷ - «عدد تربیت»، عدد سلطنت
و رکن وهمی همان فضای خالی بین کلمات است. و آن را «عدد کل» می‌نامند.
طبع حروف
نوشتار(های) وابسته: عناصر چهارگانه
حروف ظرفیت داشتن چهار طبع و یک روح را دارند. ۱۶ حرف اول در زبان فارسی اختیاری ندارد (روحی ندارد). و به آنها حروف مطلق اطلاق می‌شود: الف. ب . پ. ت . ث. ج . چ. ح . خ. د . ذ. ر . ز. ژ . س. ش ۱۶ حروف دوم در زبان فارسی اختیار دارند (روح دارند). و به آنها حروف نسبی اطلاق می‌شود: ص. ض . ط. ظ . ع. غ . ف. ق . ک. گ . ل. م . ن. و . ه. ی
با توجه به جدول اهطمیه حروف بادی و ..... تعریف می‌شوند حروف بادی: ب و ی ن ص ت ض حروف آتشی: ا ه ط م ف ش ذ حروف خاکی: د ح ل ع ر خ غ حروف آبی: ج ز ک س ق ث ظ
اول نقطه و بعد از آن الف را منشا تمام حروف می دانند. حرف الف و ص دارای طبع مشخصی نیستند و حرف الف نشان سکون کامل است و ص نشان اختیار کامل. حرف ی هم از حروف نسبی است و هم طبع چهارگانه دارد.
عده‌ای اعتقاد دارند منظور از فرشتگان با بال‌های دوگانه، سه‌گانه و چهارگانه که در قرآن (سوره فاطر آیه یک) به آن اشاره شده است، همان حروف است که هر کدام از طبع‌های آن یک بال محسوب می‌شود. موکل حروف خاکی: جبرئیل- جسمانی موکل حروف آبی: میکائیل - نفسانی موکل حروف بادی: اسرافیل - عقلانی موکل حروف آتشی: عزرائیل - عرفانی
در حروفی که داری چند طبع هستند، طبیعت غالب به ترتیب آب، خاک، آتش، باد است.
بسط حروف
بسط در لغت به معنای گشادن است. روش‌های بسط تنوع بسیاری دارد. از انواع شناخته شده بسط‌ها این است: بسط عددی. بسط ارتقا یا ترقی. بسط ابدال یا تبدیلی. بسط چرخشی. بسط سمائی یا آسمانی. بسط تملیک. بسط اعوان. بسط اخوان یا برادران. بسط اموال یا بسط دارائی‌ها. بسط تزویج. بسط تشخیص. بسط تساهل. بسط آمال. بسط تشاغل. بسط تکاثر. بسط تسافر. بسط تعلیم. بسط توارث. بسط تضاد. بسط تناقض. بسط نحسیه. بسط تناصف. بسط تنزیل. بسط تصغیر. بسط طبعی. بسط تخفیف. بسط تظلیم. بسط تنویر. بسط تعمیم. بسط تدویر. بسط تمازج. بسط عزیزی. بسط ترفع. بسط تضارب. بسط تجمیع. بسط تقوی. بسط تواخی. بسط تفارد. بسط اتصال.
و ...
بسط حروفی
دوبار بسط می‌دهیم «باران» را می‌شود:
ب الف ر الف نون
ب الف لام ف ر الف لام ف نون واو نون.
سطور
سطور جفر صدیقی یا همان 15 سطری به ترتیب ذیل است: سطر اساس سطر نظیره سطر حاصل اساس سطر حاصل نظیره سطر تتمه اولی سطر نسبت نظیره سطر نسبت دوم اساس سطر تتمه ثانیه سطر تتمه تتمتین سطر حاصل اعداد سطر قوا سطر حاصل سطر مستحصله سطر نظیره سطر صدر موخر (که سوال کننده در این سطر به جواب رسیده‌است و چنانچه به جواب نمی‌رسید باید ادامه می‌داد تا به جواب دست یابد.)
 
اگر پر سفید است فرشته ات این پیام را برای تو دارد که:
با خلوص نیت به پیش برو ، راه درستی را انتخاب کرده ای و من در کنارت هستم .
اگر پر سیاه ببینی یعنی :
غمواندوهراازخودتدورکنتوبرای شادزیستنخلقشدیپسقدرزندگیرابدانوشکرگذارنعمتهایخداوندباشوشادیرابهدیگراننیزهدیهکن.
اگر پر قهوه ای یا کرم ببینی یعنی:
یعنی باید به خودت اعتماد داشته باشی و اگه تصمیمی میگیری عمل کن.
اگر پر قرمز ببینی یعنی:
کارهایی انجام بده که تو را به شوق آورد.نعمتهایی که خداوند به تو داده را قدر بدان و شکر گذار خداوند باش
اگر پرخاکستری ببینی یعنی :
تو به کسی نیاز نداری و خودت از پس کارها بر می آیی، فرشته ات هم در کنار توست. اگه میخوای کاری را شروع کنی درباره اش زیاد با دیگران صحبت نکن.
و اگر پر آبی ببینی یعنی:
از انزوا بیا بیرون و با دیگران ارتباط برقرار کن
حالا هر پیامی که فرشته ات به تو میدهد را درک کن و تسلیم محض باش و به او اعتماد کن
اگر پرسبز ببینی یعنی:
یک سوال :خیلی وقتها با وجودی که نیازی هم برای عجله کردن وجود ندارد، در هنگام انجام کارها هول هستم.
مخصوصا موقع غذا خوردن. چرا؟
جواب: یک چیز دیگری مشغول خوردن شما است .در واقع یک نگرانی عمیق در درون وجودتان باعث این عجله کردن می شود. یک گرفتگی و سفتی درونی که اجازه نمی دهد رها و آزاد باشید.
راهنمایی فرشته:
دفعه بعد وقتی مشغول خوردن چیزی هستید نگاه کنید چه چیزی مشغول خوردن شما است؟ به همین صورت وقتی درحال عجله هستید فقط به آن نگاه کنید. آیا از جایی فرار می کنید؟ آیا سعی دارید از یک موقعیت حذرکنید؟ آیا سعی دارید از دیدن یک چیز ناراحت کننده در درون خود طفره بروید؟ آیا از چیزی نگران هستید که حتی حاضر به اذعان آن نیستید؟ آیا زخم کهنه ای را در لابلای برگها و گلها پنهان می کنید؟
تمام مردمی که درحال عجله کردن هستند، یک نگرانی عمیق را در درون خود مخفی می کنند. آنها حتی جرات مواجه شدن با آن را ندارند. اجازه بدهید تا این نگرانی خود را نشان دهد. اجازه دهید تا به سطح برسد و بتوانید آن را ببینید. با آن مواجه شوید تا دچار حیرت شوید.
به یاد داشته باشید: وقتی با یک مشکل چهره به چهره روبرو می شوید، آن مشکل از مقابلتان ناپدید می شود.
برای درمان یک مشکل در دنیای درون، فقط یک راه وجود دارد: باید آن را بشناسید. هیج راه دیگری هم نیست. مشکل فقط وقتی وجود دارد که شما آن را سرکوب می کنید. اگر نگذارید تا در مقابل دیدتان قرار بگیرد،همجنان باقی می ماند. مردم روی مشکلات خود را می پوشانند و جای آن دائم در عجله هستند. در این عجله چیزی که اتفاق می افتد سرکوب کردن و مخفی شدن اصل داستان است.
عشق بی قید و شرط را بیاموز که درمان همه ی دردهاست.بی توقع به همه عشق بورز
ذکر جدید:برای سنخیت پیدا کردن با فرشتگان 1001بار یا نور
هر روز با فرشتگان باش4
خوب ماه مبارک رمضان کم کم داره تموم میشه چقدر از اوقتی در نا کامی تلو تلو میخوری. برای رسیدن به خواسته هایت باید صبر به خرج دهی.زندگی روند خاص خود را دارد.هر کاری که تو امروز انجام دهی،روی مرحله ی بعد تاثیر می گذارد.
وقتی از فرشته ات تقاضای کمک می کنی مطمئن باش کمک از راه می رسداما بخاطر داشته باش هر تغییر و تحول در زندگی ات،در زمان خاص خودش و بر طبق "زمان فرشته ای"انجام می شود بنابراین باید صبور باشی.
یه اتفاقی که برای خود من افتاده خیلی فکر کنم صبورتر شدم.مثلا در حال انجام کاری که خوب پیش نمیره شاید در گذشته کلافه و عصبی می شدم اما چندباره که به طور نا خودآگاه وقتی در چنین شرایطی قرار می گیرم با خودم میگم به صبر همه ی کارها درست شود. و جالب اینکه واقعا هم درست میشه. یادتون که نرفته فرشته ی ماه جولای ورکل است.من از خداوند و فرشته ی نگهبانم و فرشته ی ورکل سپاسگزارم که  به من کمک کرد تا صبورتر بشم.
خوب ماه جولای به پایان رسید.از فرشته ی ورکل با عشق خداحافظی می کنیم وسلام می کنیم به فرشته ی ماه آگست همالیل
از فرشته ی طبیعت خاک و میکروسیستم طبیعت که باغ و مزارع را از وفور نعمت پر کرده تشکر می کنیم.همالیل در حفظ بنیه و طاقت به تو کمک می کند تا در زندگی بیشتر به تلاش دست بزنی.امروز با پوشیدن لباس سبز وفور نعمت،عشق،حمایت ،سلامتی،ثروت و حکمت و خرد را به زندگی ات بیاور.
سنگ بلور این ماه زبرجد سبز است.اگر در تو حسادت وجود دارد همراه داشتن این سنگ به تو کمک می کند حسادت را از وجود خودت دور و ارزش شخصی خودت را تقویت کنی.خودت را در مقایسه با دیگران دست کم نگیر .بخاطر داشته باش خداوند همه را به یک چشم نگاه می کند و تک تک مردم فرشتگان مخصوص خود را دارند.
 در پناه خداوند عاشق
]  
 
وقتی بعد از مدتها دوباره درباره ی فرشتگان فکر کردم و خواستم حضورشون و احساس کنم اولش همه چیز و خیلی ریز و ظریف احساس می کردم مثلا در حالیکه در و پنجره ها بسته بودن و کولر خاموش بود یهو نسیمی رو صورتم احساس می کردم .یا وقتی مطلبی فکرم و مشغول میکرد و دنبال جوابش بودم یهو یه دایره ی کوچک نورانی میدیدم و بعد از چند لحظه جواب به ذهنم میرسید.
یه بار مریض بودم و حالم خیلی بد بود احساس کردم دارم میمیرم نمی دونستم باید چیکار کنم یهو ناخودآگاه گفتم فرشته ی نگهبان من لطفا به من کمک کن و اگر تنهایی نمی تونی از فرشتگانی که میتونن کمکت کنن کمک بگیر.چند ثانیه بیشتر طول نکشید که حالم کاملا خوب شد. درسته که فرشتگان متعددی برای کمک به انسانها وجود دارن ولی نیازی نیست ما اسم همشون و بلد باشیم کافیه از فرشته ی نگهبانمون کمک بخوایم .
خانم لورنا بایرون شخصی که از کودکی فرشته ها رو میدیده در مورد فرشته های سفید صحبت کرده،فرشتگانی که بسیار زیادند و در اطراف ما حضور دارند و مدام سعی می کنند به گونه ای توجه ما رو به خودشون جلب کنند و بگن ما میتونیم کمکتون کنیم اگه بخواین ،لورنا می گوید:" هر شخص فرشته ای دارد که هر گز از او جدا نمی شود من معمولا این فرشته ها را به صورت نوری سه مرحله ای در پشت سر هر شخص می بینم گاهی آنها خودشان این نور را برای من باز می کنند تا من بتوانم آنها را به شکل انسانهایی با بالهای زیبا ببینم  هر چند که فرشته ها جنسیت ندارند ولی من گاهی آنها را به شکل زن می بینم و گاهی به شکل مرد."
خانم لورنا می گوید اگر هر کس فقط میتوانست یکبار چیزی را که من میبینم ببیند  عشق بی قید و شرطی را که فرشته ی نگهبانش نسبت به او دارد درک کند وجودش چنان لبریز از شادی می شد که لحظه ای دست از شکرگذاری برنمی داشت.
برای ملاقات با فرشتگان هفتاد روزه متوالی هر روز پنج هزار ( 5000) مرتبه اسم ( الدیان ) بخوانید
::
۱- فرشتگان برای راهنمایی ما وجود دارند
۲-فرشتگان ما را به انجام کاری مجبور نمی کنند.
فرشتگان،راهنمایان ما در زندگی هستند.آنها نمی خواهند که مردم بالاجبار دست به کاری بزنند.در غیر اینصورت ما نمی توانیم از زندگی درس عبرت بگیریم.تمام مردم بدون توجه به هویت و محل زندگی در یک چیز وجه اشتراک دارند و آن "اختیار"است.
تو میتوانی تقاضای راهنمایی کنی یا اینکه آن را نپذیری.تقاضای تو باید به چه صورت باشد؟همانطور که از دوستت تقاضا می کنی از فرشته ات هم تقاضا کن:"فرشته،خواهش می کنم این مشکل را برایم حل کن"به محض اینکه تقاضاکردی از اینکه فوری به تو کمک می شود،خودت مات و مبهوت می مانی.
اگر در اوقات بیداری فرشته ات را باور نداشته باشی او در مواقع خوب و رویا به سراغت می آید.
باید به اهمیت پیامهای خواب خودت پی ببری که از دنیای روح و روان،که ممکن است فرشتگانت و یا ارواح حامی ات باشند،به سوی تو می آیند.هرچه را در خواب می بینی و می شنوی یادداشت کن و در مورد معانی آنها فکر کن.در حال حاضر چه اتفاقی در زندگی ات روی داده و چطور می توانی نمادهای خوابت را به آن ربط دهی؟نسبت به خواب و رویاهایت بی اعتنا نباش.اگر در تماس گرفتن با فرشتگانت در اوقات بیداری تنبلی می کنی،از آنها تقاضا کن به خواب تو بیایند.
سمیناری در مورد تعبیر خواب برگزار کردم.در آنجا مردم غالباَ به من می گفتند که آنها هرگز خواب نمی بینند.گفته ی آنان صحیح نیست.همه خواب می بینند و در خواب با خود معنوی اشان ارتباط برقرار می کنند.
برای اینکه خواب خودت را به خاطر بیاوری،زیر بالشت یاقوت ارغوانی بگذار.یا گل جعفری را کنار بالشت بگذار و با انگشتانت آن راله و بو کن ویا اینکه یک قطره اسانس گل جعفری را روی بالشت بریز.این چیزها باعث می شودتو به راحتی باخود معنوی ات ارتباط برقرار کنی و پیامهای نمادین خوابت را بپذیری. موقع خواب از فرشته ات تقاضا کن به خواب تو بیاید.خواب فرشته ای بسیار واضح و روشن است و به آسانی فراموش نمی شود.
 
 
 
امروز را به روز خا
تقدیم با عشق به همه ی شما دوستای مهربونمنواده تبدیل کن.اگر آنها از تو دور هستند و یا عضوی از خانواده ات فوت شده باشد بازهم می توانی این گردهمایی را به صورت زیرانجام دهی:
عکسی از تک تک اعضای خانواده ات پیدا کن و آنها را جدا از هم بگذار.حالا به تک تک آنها فکر کن و برای هرکدامشان شمع رنگی را انتخاب کن که فکر می کنی با آن رنگ به اشان کمک می شود.
قرمز:انرژی جهانی و انگیزه
 
نارنجی:حمایت عاطفی
 
زرد:ذوق و شوق و رفتار مثبت
 
سبز- صورتی:عشق و محبت
 
آبی:ارتباط و صداقت
 
بنفش: آگاهی معنوی
 
سفید:خلوص نیت
 
به خاطر بیاور هر فرد روی تو چه تاثیری گذاشته است.حتی اگر یکی از آنها موجب ناراحتی ات شده،سعی کن او را ببخشی.با روشن کردن شمع تک تک افراد خانواده،از فرشته ی آنان تقاضا کن تا به تو ملحق شوند.همانطور که شمع می سوزد،برای تک تک اعضای خانواده ات عشق و نور بفرست.
 
 
سلام و صدتا سلام ،ماه مبارک رمضان آمده با چندروز ت.زمان بیشتری برای دنیای درون خود بگذارید.سعی کنید بیشتر عبادت یا مراقبه کنید.از فرشتگان بیشتر از ماههای دیگر کمک بخواهید تا در پیشرفت مسیر معنوی به شما کمک کنند.به خاطر داشته باشید فرشتگان صرفا شما را به سوی راه راست و انجام دادن کارهای شایسته راهنمایی می کنند. به شمافشار نمی آورندکه کاری را انجام دهید.آنها آگاهی لازم را به شمامی دهند ولی تصمیم گیرنده خودت هستی.
"زنبق آبی گل مخصوص جولای می باشد که شباهت زیادی به نیلوفر آبی که مظهر بینش و آگاهی است دارد.هر نیلوفر آبی پانزده تا بیست و پنج گلبرگ سفید دارد که به نوبت باز شده تا کاسبرگ درخشان گل پیدا شود. این گل مظهر رشد معنوی خودت می باشد.با برداشتن هر گام به سوی مسیری مناسب گام دیگری را هم برمی داری.وقتی گل درون تو باز شود،به نور درخشان مرکزی میرسی.باز شدن تک تک گلبرگهای درون تو به آن آسانی که خیال می کنی نیست.ممکن است چندین بار شکست بخوری اما بخاطرداشته باش فرشته ات در کنار تو است وتشویقت می کند که گام بعدی را برداری و به بصیرت برسی.
پس امروز برای فرشته ات نامه ای بنویس.به چیزهای خوبی فکر کن که از موقع آشنا شدن به وجود فرشته ات ،به زندگی تو وارد می شود.از فرشته ات تشکر کن که در خوشی و ناخوشی کنار تو بوده است.هر چقدر می توانی نامه ات را خلاقانه کن.تصویری بکش.آرم درست کن،نبوغ خودت را در حد عالی نشا
 
با روشن کردن شمع نارنجی از فرشته میورل تشکر کنید و از او خداحافظی کنید.نگاهی به دفتر فرشتگان خود بکنید و ببینید از وقتی فرشتگان را به زندگی خود دعوت کردید چه موهبتهایی دریافت کردید.
 
فردا 10 تیرماه (اول جولای) است.فرشته ی مخصوص این ماه ورکل است.پس در چنین روزی به خودتان برسید و استراحت کنید.ورکل،فرشته ی جولای به شما یادآوری می کند که در زندگی باید بین کار و تفریح هماهنگی وجود داشته باشد.دور و برخودتان را زیاد شلوغ نکنید که فرصت سرخاراندن هم نداشته باشید.امروز از خانه بزنید بیرون،به هرجا دلتان خواست بروید.با دقت به اطرافت نگاه کنید و لذت ببر.
 
امیدوارم که شاداب و بانشاط باشید اما اگر فکر می کنید که تنها هستید و اوقات سختی را سپری می کنید به خاطر داشته باشید که هرگزززززززززززززز تنها نیستید.
 دوست من همیشه فرشته ای در کنارت حضور دارد و تو را راهنمایی و حمایت می کند از فرشته ی خود تقاضای کمک کن تا در زندگیت تغییر و تحول لازم را ایجاد کند و لحظه لحظه ی آن را سرشار از شادی و خوشی کند این ماه تا 9 تیرمتعلق به فرشته میورل است .از فرشته ی صلح و آرامش الهی تقاضا کنی به زندگیت وارد شود.کسی را در ذهنت تجسم کن که در زندگی به تو لطمه زده است.از فرشته ی خود و فرشته ی صلح و آرامش الهی خواهش کن نزدت بیایند.سپس با صدای بلند بگو:«نورالهی درونم،به نور الهی درون(اسم فرد) درود می فرستد.» خودت متوجه خواهی شد بعد از آن چقدر احساس آزادی و سبکی خواهی کرد .چون آرامش سراسر وجودت را فرا می گیرد.در ضمن از امروز به بعد هر وقت کسی را دیدی که طرز رفتارش مخالف عشق و محبت فرشته ای باشد این جمله را در دل خود بگو:"نور الهی درونم ،به نور الهی درون تو درود می فرستد."در این صورت تو با روح و روان متعالی آن فرد ارتباط برقرار کرده و در ضمیر او ترس و عصبانیت را از بین برده و نور درونش متجلی می شود. البته مدتی طول می کشد آن فرد عصبانی و ترسو با نور درونش ارتباط برقرار کند.اما حداقل خودت می دانی در مسیر مناسبی گام اول را برداشته ای.
ماه زیبای شعبان به نیمه رسیده و فردا روز باشکوهی است امیدوارم که از برکاتش استفاده کنید.از  آیات و روایات می‌توان چنین استفاده کرد که تعداد ملائکه‌ای که در خدمت امام زمان(عج) و یاران ایشان خواهند بود، بسیار زیاد است خصوصاً در دورۀ استقرار حکومت عدل امام زمان (عج) ملائکه حضوری پررنگ خواهند داشت و گاه در مقام خادم، یاران و همراهان امام(ع) و شیعیان به ایفای نقش خواهند پرداخت. به امید روزی که این وعدۀ دیرین الهی تحقّق یافته و ما نیز توفیق درک آن را بیابیم.برای کمک از خداوند و فرشتگانش به جهت اینکه دچار بیماری نشویم و برای درمان دردها ۲ عدد یاسین می خوانیم
ن؟  دوستانی که دعای جوشن را خوانده اند تعریف کنید که چه حسی داشتید  اگه دعا تمام شده دوباره به همان شکل شروع کنید همه ی نامهای پروردگار بزرگ و زیبا هستند اما یک ذکر یکی از نامهای پروردگار به دل شما می نشیند و ناخودآگاه توجه شما را جلب می کند دلتان میخواهد که آن را تکرار کنید.به آن ذکر یا نام توجه کنید و هر زمان که یادتان بود آنرا زمزمه  کنید حتی اگر بتوانید به صورت دائم ذهنی و قلبی به آن توجه کنید.
 
فرشتگان سراسر دنیا پراکنده اند، و نور این اذکار آنها را به سوی شما جذب می کند هر روز زمانی را به مراقبه اختصاص دهید. ابتدا دفتری تهیه کنید به نام من و فرشتگان در جایی آرام بنشینید و افکار مزاحم را از خودتان دور کنید. و یکی از نامهای خداوند را که دوست دارید بخوانید سپس تجسم کنید که فرشته ای به شما نزدیک می شود به نورش دقت کنید چه رنگی است؟او را چگونه می بینید؟سپس ببینید که فرشته ی شما دستتان را میگیرد و شما را به آسمان می برد15 تا 20 دقیقه با فرشته ی خود پرواز کنید و لذت ببرید؟ صدای فرشته رابشنوید به شما چه می گوید؟بعد فرشته شما در حالیکه تمام سنگینی و ناراحتی و غمهایتان را از شما جدا می کند شما را به آرامی به مکانی که بودید باز می گرداند.از او تشکر و قدردانی کنید و سپس به آرامی چشمان خود را گشوده و از احساسی که داشتید و تمامی جزییاتی که تجربه کردید در دفترتان با ذکر تاریخ بنویسید.
ارتباط با فرشتگان 2
 
من نور پاکم ای بصر،نه مشتی خاک مختصر
من را به چشم سر نبین،من را به چشم سِر ببین
ما اینجا انجام میدیم برای اینه که بتونیم فرکانسمون و بالا ببریم تا بهتر بتونیم این ارتباط رو درک کنیم و از وجود این موجودات لطیف و نورانی بهره ببریم.
اما در بخشهایی از این کتاب آمده: ما (فرشتگان) بسيار مشتاق یافتن فرصتي مناسب براي ارتباط با شما هستيم. براي ما لذت بخش است كه بتوانيم شانس هدايت و راهنمايي شما را پيدا كنيم... تنها رمز دریافت خرد جاودانه‌ی ما؛ این است كه اجازه دهيد با شما صحبت كنيم و مشتاقانه بخواهيد حرف‌هايمان را بشنويد. اي اشرف مخلوقات! ما همواره در كنارتان هستيم و چون سايه شما را تعقيبت مي‌كنيم؛ آن‌چنانکه، اگر بخواهید هم نمي‌توانيد بدون ما باشيد. پس به حقيقت حضور ما ایمان بیاورید.  مهم نيست، اگر صدايمان رانشنويد و يا ما را نبينيد. زیرا اینها تنها در زماني رخ خواهند داد كه شما افكار و عقايد غلطی را كه ‌هيچ خدمتي به شکوفایی و پیشرفت زندگیتان نكرده‌اند رها کنید تا از زندگيتان بيرون روند.
خوب با لحظه ی ابدی و نیروی حال چه کردین؟اگه انجام داده باشین انرژی و آرامش زیادی پیدا کردین و ذهنتون آروم شده ، حالا میخوایم فرشته ها رو با ذهنی آروم جذب کنیم با ذهنی که همیشه در حال قرار داره و افکار غلط و خطای شناختی و مقایسه در اون راه نداره.
 بعد از آروم کردن ذهن برای جذب فرشته ها باید به نیایش روی بیاریم.نمیدونم من چون خودم مسلمونم به شیوه ی خودم نیایش می کنم ولی شما هر دین دیگه ای دارین میتونین از نیایشها و اذکار دین یا اعتقاد خودتون استفاده کنین.حالا برای کسانیکه با من همراهن میخوام نیایشهای خاصی رو بگم البته هر کس در این زمینه راه خودش و داره من فقط چند نمونه رو میگم که بهتره انجام بدین
1-     اول سعی می کنیم برای خودمون گوشه ای رو در منزل داشته باشیم که همیشه مرتب و آماده باشه و اسمش و میذاریم جایگاه نیایش اگه اهل نماز هستین که امیدوارم باشین سعی کنین در اون نقطه نماز بخونین و بعد از هر نماز چند تا (هر تعداد که دوست داشتین) صلوات  هدیه کنین به فرشته های خداوند قادر و متعال
2-     میدونین که دعای جوشن کبیر دعایی است که تماما اسامی خداست و این اسامی انرژی و نور زیادی دارن ما میخوایم این اسماءدر قلب و روح و جانمون بشینه پس شروع می کنیم از امشب هر شب قبل از خواب 10 بند از جوشن رو می خونیم با دقت و تمرکز بر روی اسماء و در 10 شب ما یک جوشن رو ختم می کنیم اول هر بند بسم الله الرحمن الرحیم یادتون نره
3-     نور بنفش رو که فراموش نکردین؟هر روز حدود 20 دقیقه ذهنتون رو پر از نور بنفش بکنین
خوب پس تا دفعه ی دیگه همه باهم این تمرینها رو انجام میدیم و منتظر نتایج شگفت اون خواهیم بود.
 
خوب بریم سر اصل مطلب ، اول از همه باید یه چیزی و بهتون بگم. همونطور که قبلا گفتم در مورد فرشته ها یه تجربه مربوط به سن 5 سالگیم داشتم و بعد از اون دیگه فراموش کردم تا چند وقت پیش که کتاب دکتر دورین ویرچو رو دیدم بعد دوباره اون خاطره برام زنده شد. منم مثل شما یه آدمی هستم که میخواد یاد بگیره و تجربه کنه و تقریبا تازه کارم درضمن ممکنه اشتباه هم بکنم. اما یک چیزی و مطمئنم که فرشته ها قطعا وجود دارن و میشه صداشونو شنید و از کمکهاشون بهره برد. پس با من همراه شین و با هم دانسته هامون رو روی هم میذاریم و تجربه می کنیم و این تجربیات رو با هم قسمت می کنیم.
نمی دونم تا حالا تو فیلما دیدین که دو نفر میخوان با هم صحبت کنن اولی از دومی یه چیزی میپرسه ،بعد دومی تا میخواد جواب بده اولی هی میگه،چرا جواب نمی دی ،چیکار می کنی ،نظرت چیه؟و.....خلاصه آنقدر حرف میزنه که طرف مهلت پیدا نمی کنه تا جواب بده ،ارتباط ما هم با فرشته ها همینطوریه،یعنی تا وقتی هی بگیم ،من الان باید چیکار کنم؟ چرا صداتونو نمی شنوم؟چرا احساس نمی کنم،و....چطور میتونین توقع داشته باشین بتونین صداشونو بشنوین،شما باید ساکت و آرام باشید،باید ذهنتان آرام و خاموش باشد تا بتوانید صدای آنها را بشنوید.درضمن در ارتباط با فرشته ها ما باید فرکانس خودمون و بالا ببریم.استرس،و آشفتگی ذهنی باعث میشه فرکانس ما بیاد پایین و نتونیم صدای فرشته ها رو بشنویم یا احساسشون کنیم.همونطور که در پست قبل گفتم تا وقتی ذهن ما مشغول تجزیه و تحلیله، فرشته ها نمی تونن صدای خودشونو به گوش ما برسونن. فرشته ها معمولا به چشم ما نامرئی هستند،زیرا در سطحی فراتر از بینایی انسان ارتعاش دارند. گاهی که آگاهی خود را به اندازه ی کافی تعالی می بخشیم،می توانیم آنها را ببینیم.در موارد دیگر،وقتی در حالت آسودگی یا نیمه خواب هستیم،پرده ی میان عوالم نازک می شود و قادر می شویم آنها را ببینیم.
جالب بود وقتی نظر دوست عزیزی رو خوندم که نوشته بود "تا نگران پسرم میشدم میگفتم فرشته های نگهبان پسرم ازش مراقبت کنید یا مثلا فرشته های نگهبان بابام ازش مراقبت کنید و احساس میکردم خیلی آرامشم بیشتر میشد"یاد بخشی از کتاب دایانا کوپر افتادم که خانمی نوشته بود که زمانی که پسرش رانندگی را تازه شروع کرده بود یک شب دیروقت بود و هنوز پسرش به خانه بازنگشته بود و خیلی نگران بود.میگفت از فرشته ی نگهبان پسرم خواستم مواظبش باشه و بعد اضطراب جای خودش رو به آرامش و خوابی عمیق داد. روز بعد پسرم میگفت وسط راه ناگهان خوابش برده که صدایی شنیده که او را صدا زده و بیدارش کرده .
پس تمرین می کنیم و اگر موفق نشدیم ناامید نمی شیم و دوباره تمرین می کنیم هروقت دیدیم که از فکرمان غافل شدیم و هزار موضوع را به ذهنمان راه دادیم به خودمون میگیم بسه.و دوباره فقط در لحظه ی حال زندگی می کنیم شاید در روز اول حتی یک ساعت هم نتونیم در حال باشیم اما سعی خودمون رو می کنیم که روز بعد زمانش رو بیشتر کنیم و در پایان روز بخاطر زمانهایی که موفق شدیم در حال باشیم به خودمون آفرین میگیم و از خودمون تشکر می کنیم و جایزه میدیم . لطفا در بخش نظرات برام بنویسین که چند دقیقه در روز فقط به کاری که انجام میدادین فکر کردین و در حال بودین.حتی اگر 30 ثانیه بیشتر نبود نا امید نشین و سعی کنین این زمان رو به 1 دقیقه برسونین و بعد هی بیشترش کنیم.من وقتی ذهنم خیلی آشفته است و نیاز به آرامش دارم گوش می کنم به شما هم پیشنهاد میدم اینکار رو بکنین.
من با خودم در صلح و آشتی هستم
من همیشه در حال هماهنگی با جهان هستم
سرشار از عشق به حقیقتم
پیوسته در حال صلح و  هماهنگی با اطرافم هستم
هرچه  صادق تر باشم ،عشق بیشتری را دریافت میکنم
خشمم را بگونه ای نشان میدهم که با جهان اطرافم در  صلح و تعادل قرار بگیرد
با کودک درونم وحدت و هماهنگی دارم
 
من هر شب قبل از خواب و صبح ها وقتی که از خواب بیدار می شوم از شموئیل میخواهم که به من کمک کند تا با خودم درونم و اطرافیانم در هماهنگی و صلح کامل بسر برم
ایامتون پر فرشته
 
 به پیغمبر چه می مانی بگو
حالا پیغمبر یا حضرت علی فرقی نداره ما که ادعای مسلمانی داریم چقدر الگوبرداری از حضرت محمد (ص)یاحضرت علی(ع) می کنیم؟چقدر اعمال و رفتارمان شبیه آنهاست؟
امروز روز حضرت امیر است.آن بزرگواری که مولود کعبه است.جانشین پیغمبر(ص)و آرام دلهای بیقرار،
 
 
سلام دوستای گلم حال و احوالتون چطوره؟امیدوارم سال 1392 برای شما بهترین سال زندگیتون باشه و دلاتون مثل بهار سبز سبز باشه،خدا رحمت کنه خسرو شکیبایی ،یاد خونه ی سبز افتادم.
بگذریم این روزها کتابی خوندم به نام جنگجو نوشته ی شروین وکیلی ،خیلی جالب بود،از خوندنش لذت بردم. بازم بگذریم.
 
دایانا کوپر درمانگر، شفاگر، و نویسنده کتاب های بسیاری از جمله قوانین تعالی، قوانین معنوی، و الهام فرشته ها است. وی همچنین کتابچه ارتباط با فرشتگان نور را به تحریر در آورده است.
دایانا کوپر پانزده سال پیش، در حالی که مرحله ای بحرانی را در زندگی خود پشت سر می گذاشت، تحت راهنمایی موجودی از قلمرو فرشته ها سفری درونی در جهان هستی را آغاز کرد. از آن هنگام به راهنماهای عوالم روحی علاقه مند شده و سعی دارد بیاموزد چگونه با راهنماهای خود به گفتگو بپردازد، و در عین حال از روشن بینی بیشتری برخوردار شده و به واقع راهنماهای خود را می بیند.
بخشی از کتاب فرشتگان نوشته ی خانم دایانا کوپر
در اولین کارگاه آموزشی فرشته هایم،مراقبه را تعلیم می دادم. به وضوح به من گفته شد که همه ی ما بسیار اهل تجزیه و تحلیل هستیم و باید فکر کردن را کنار بگذاریم و در عوض ذهنمان را با رنگ سفید مایل به بنفش پر کنیم.بلافاصله شعله ی نور سفید مایل به بنفشی را در چشم سومم دیدم.احساس آرامش و وحدت عمیقی داشتم.بعدها متوجه شدم که بسیاری از شرکت کنندگان نیز وقتی که فرشته ها نزدیک شدند. همان حس قدرتمند را داشتند.غرق کردن خود در نور بنفش یا سفید مایل به بنفش سرعت ارتعاش ما را افزایش می دهد.
بنابراین 5 راه برا ارتباط نزدیک تر با فرشته های نورانی وجود دارد.
1-     مدام به آنها فکر کنید.
2-     افکارتان را تطهیر و پاک کنید.
3-     دست از تجزیه و تحلیل همه چیز و فکر کردن بیش از حد بردارید.این کار شما را به نیمکره ی چپ مغزتان می برد و مانع ارتباط می شود. هرگاه که می بینید در ذهنتان هستید،نور سفید مایل به بنفش را در ذهن خود تجسم کنید.
4-     پذیرای حضور و پیام آنها باشید.
5-     به موسیقی آسمانی گوش دهید. در حال حاضر عده ای از افراد این نوع  را از منابع آسمانی و از طریق ذهن دریافت می کنن. این  امواجتان را تصفیه می کند و به فرشته ها اجازه میدهد وارد هاله ی شما شوندواقعا زیباست.
      به نظر من این یه موسیقی آسمونیه لینک دانلودش میذارم اینجا
 
 
درخواست کمک از فرشتگان نگهبان
من موحدم و یکتاپرستم و همچنین مسلمانم و قرآن را قبول دارم در قرآن کریم آمده   یـا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاُولِی الاْمْرِ مِنْکُمْ...اى کسانى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را; و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الامر .اما چطور میتونم دست بردارم از حضرت علی علیه السلام که بیشترین چیزهایی که دارم و از ایشون دارم و شفا گرفته ایشون هستم.چطور میتونم دست بردارم از امام حسین که عشق رو برایم معنی کرد!؟
اما در مورد فرشته ها ،چرا نباید از فرشتگان کمک بگیریم تمام آنچه که در اختیار انسان است نعمتهای الهی به شمار میرود و فرشتگان هم مخلوقات خداوند هستند آیا شما وقتی بیمار هستید به دکتر مراجعه نمی کنید؟و میگویید فقط خدا!!!!و مینشینید تا خداوند شفا دهد؟آیا مشغول کار و کسب نیستید و می نشینید یک گوشه تا خدا روزی دهد؟چرا شما به من میگویید گمراه؟!!! اگر موحد هستید پس بنشینید گوشه ای و بگذارید خداوند هدایتم کند. در قرآن آیات بسیاری داریم درباره فرشتگان ،راستی این سئوال برام پیش اومد چرا خدا از طریق جبرئیل به پیامبرانش وحی میفرستاد؟چرا حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه درباره فرشتگان گفتند؟یا چرا امام سجاد در صحیفه ی سجادیه درباره فرشتگان گفتند؟
قطعا خوانندگان این وبلاگ هم از قوه تفکر و تعقل برخوردار هستند و کسی نمیتواند گمراهشان کند.
اما دوست دیگری پرسیده بود: خودت این چیزا رو درباره رافاییل قبول داری ؟؟؟تجربه ای داشتی ؟؟
عزیزانم اگر چیزی را قبول نداشته باشم هرگز درباره اش حرفی نمیزنم.یک تجربه کوچک دارم که میخوام براتون بگم مربوط به دوران کودکیم هست وقتی که حدودا 5 ساله بودم مدام دل درد میگرفتم یک بار که دلم درد گرفته بود در حالت بیداری 2 فرشته رو دیدم که به من نگاه میکردند .یکی از اون فرشته های نازنین گفت یک مشکل در دستگاه گوارش داره میبینی و دیگری یهو کله اش رو کرد تو شکم من ،عجیب بود که من اصلا نمیترسیدم و فقط نگاه میکردم بعد دیدم به هم نگاهی کردند و گفتند خوب ماموریت انجام شد. من از پدرم پرسیدم دستگاه گوارش چیه؟ و دیگه از دل دردها خبری نبود.
این جریان و فراموش کرده بود تا اینکه چندوقت پیش دوباره درباره فرشتگان شفابخش مطالبی خوندم و کتاب دکتر دورین ویرچو رو دیدم .یهو همه چیز و دوباره به یادآوردم .وقتی کتاب رو می خوندم سعی کردم با رافائل ارتباط برقرار کنم. به محض اینکه صداش کردم تمام تنم داغ شد وبعد گوشم سوت کشید.من حضورشون رو حس می کنم.
خوب حالا میخوام یه تکنیک برای درخواست کمک از فرشته نگهبان از دکتر برازنده براتون بذارم
زمان انجام این تکنیک سحر بعد یا قبل از طلوع آفتاب ،نباید همزمان با طلوع آفتاب باشد و همینطور شب قبل از خواب.
مدت زمان انجام آن 30 دقیقه است
مکان:یک جای خلوت و ساکت و آرام با دما و نور معمولی بهتر است تلفن را از پریز کشیده و .
میتوانید دراز بکشید یا نشسته این تمرین را انجام دهید. میتوانید روی یک مبل بنشینید کف پاها روی زمین قرار بگیرد .دستها روی پاها کف دستها رو به بالا باشد.
با ذکرهای مذهبی مثل صلوات و تمرکز روی تنفس(دم و بازدم) آرامش بگیرید.
آرام در دل بگویید خدایا سلام و سپاس،فرشتگان الهی سلام و سپاس،فرشتگان نگهبان سلام و سپاس،فرشتگان نگهبان من سلام و سپاس،جهان هستی سلام و سپاس
با استفاده از نیروی ذهن یک فضای بزرگ نورانی(نور سفید فرشتگان نگهبان) در دل آسمان مجسم کنید.خود را در مرکز این فضا در حالت مراقبه نشسته ببینید (چهارزانو و دستها روی پاها کف دستها رو به بالا) اطراف را پر از ستاره های طلایی ببینید و در مرکز هر ستاره یک عدد 4 طلایی تجسم کنید.ببینید که هر ستاره و عدد 4 آن میدرخشد و به دور خود می چرخند.مجسم کنید تمام ستارگان به دور شما نیز می چرخند.جهت گردش آنها در جهت عقربه های ساعت است.برای مدت 5 دقیقه بر این تصاویر تمرکز داشته باشید.
ابراز عشق و محبت و قدردانی نسبت به فرشتگان باعث جذب آنها می شود.تمام توجه خود را متوجه فرشتگان نگهبان خود کنید و آنها را اینگونه صدا کنید :فرشتگان نگهبان مهربان من،فرشتگان نگهبان عزیز من،....سلام و درود بی کران برشما که عاشقانه دوستتان دارم و برایم عزیز هستیدو همواره از کمکهای شما سپاسگزارم و.... به مدت سه دقیقه در این گفتگو باشید.حال خود را رها کنید و به هیچ کار فیزیکی یا ذهنی نپردازیدو 3 دقیقه در همین حال باقی بمانید.سپس هر جمله ای را که در بندهای زیر میبینید 4 مرتبه بخوانید.
فرشتگان نگهبان من، فرشتگان مهربان و  عزیز من،فرشتگان آسمانی و عزیز من.
از شما درخواست می کنم همه وقت و همه جا با من باشید و از من مراقبت کنید.
از شما درخواست می کنم همه وقت و همه جا با من باشید و از من حمایت و پشتیبانی کنید.
از شما درخواست می کنم همه وقت و همه جا با من باشید و مرا راهنمایی و هدایت کنید.
از شما درخواست می کنم همه وقت و همه جا با من باشید و من را یاری و راهنمایی کنید.
آرام و با توجه کامل در دل بگویید:خدایا متشکرم،فرشتگان الهی متشکرم، فرشتگان نگهبان متشکرم، فرشتگان نگهبان خودم متشکرم،جهان هستی متشکرم،اساتید و معملین عزیز متشکرم.
آرام ذهن خود را خالی کنید و کم کم متوجه جسم فیزیکی خود شوید و با چند نفس عمیق از تمرین خارج شوید. بعد از تمرین یکباره از جا بلند نشوید و ناگهانی حرکت نکنید.اجازه دهید جسم شما کاملا هوشیاری خود را به دست بیاورد.حتی میتوانید بعد از تمرین چرتی بزنید و اگر آخر شب این تمرین را انجام میدهید بعد از آن بخوابید.
 
سلام به همه دوستان نازنینم که وجود تک تکشون برای من نعمتی است و انرژی که مرا به حرکت وا میدارد. هستی جان ممنون که نگرانم شدی،خدا را شکر حال من خوبِ خوب است.
چند کلام از خالق یکتا با شما: کنم. تمامی خواسته هایت را فقط از خودم بخواه. من تنها نیرویی هستم که جام لذت و شادکامی و سعادت را هر روز بر لب های تو می گذارم تا آخرین جرعه از آن بنوشی و سرمست لذت و سرور ابدی شوی. تو در کنار من به آن غیر ممکن ترین کارها توانایی. تو از وجود من برخواسته ای. پس همانند منی. هنگامی که در کنار منی، می توانی دقیقا مانند من خلق و ایجاد کنی. دقیقا مانند من ثروت مند باشی. دقیقا مانند من و به اندازه ی من شاد و خوشحال و سرزنده باشی و دقیقا به اندازه ی من عظیم باشی. تو به روح الهی پروردگارت بدون انقطاع وصلی. پس فقط کافی است قوانینی را که به تو می گویم در زندگیت اجرا کنی و مطابق آیات من در زندگیت تصمیم گیری و عمل کنی تا تو را دقیقا مانند خودم گردانم.
تو از خودم بخواه. من نه تنها یک انسان نیکوکار، صد انسان نیکوکار، هزار انسان نیکوکار، بلکه تمام انسان های نیکوی کره زمین را دور تو جمع می کنم. همه انسان های نیکو را برای عشق ورزی و خدمت به تو می فرستم. هر فکری را که تو بخواهی، در تفکر اطرافیانت ، ایجاد می کنم.
وقتی از من بخواهی، همواره همه چیز را راحت به دست خواهی آورد. تو وظیفه ای روی زمین جز عشق ورزی و شادمانی و تفریح و لذت و پرستش من نداری. اگر تنها کاری که روی زمین انجام می دهی، عشق ورزی به تمام انسان ها به خاطر من و یکتاپرستی باشد ، همین تو را تا ابد سعادتمند وپیروز می کند. انسان ها را با رهایی و آزادی ودر عین این که عشق واقعی ات منحصر به وجود خدای درونت است، دوست بدار و خدمت کن و محبت کن. بالاترین اعتماد به نفسی که می توانی به آن ها دهی، این است که آن ها را با قدرت الهی درونشان یا خدای قادر آن ها آشنا کنی. تمامی حرفهایی که با تو می گویم با دیگران هم بگو. دعوت انسان ها به سمت شادمانی یکتا پرستی و لذت شکرگذاری و جبروت نیروی خدای درونشان، راهی است برای آن که خودت به ثروت و عزت و برکت برسی. در قلمرو من زندگی کن تا پادشاه باشی.قلمرو من، قلمرو عشق است.عشق به همه چیز و همه کس. بی قید و شرط و بدون نیاز.فقط به خاطر من.
پیام فرشتگان :
از دیگر شیوه های معمولی که فرشتگان با ما حرف می زنند، نشان دادن اعداد است. آیا هرگز توجه کردید که وقتی به ساعت نگاه میکنید یا به شماره گیر تلفن، مدام یک سری اعداد برای شما تکرار میشوند؟ این امر اتفاقی نیست، بلکه پیامی است از سوی بالا.
ما از زمان فیثاغورث میدانیم که اعداد ارتعاشی قوی دارند. سازهای  کامپیوترها بر اساس فرمول های ریاضی اند و پیام های فرشتگان که به صورت اعداد هستند، به همین اندازه دقیق هستند و حالا معنای اعداد:
0 صفر: این پیامی است از عشق خالق.
1: مراقب افکارت باش و به جای ترس ها، تنها در مورد خواسته هایت فکر کن، زیرا تو همان چیزی را جذب میکنی که به آن فکر میکنی.
2: ایمانت را حفظ کن و نا امید نشو.
3: عیسی و دیگر استادان نازل شده با تو هستند و به تو کمک میکنند.
4: در این شرایط فرشتگان به تو کمک میکنند.
5: یک تغییر مثبت در راه است.
6: هر گونه ترس و نگرانی در مورد جهان فیزیکی و مادی را به خدا و فرشتگان بسپار و بین جنبه مادی و معنوی افکارت، تعادل ایجاد کن.
7: تو در مسیر درست هستی، ادامه بده.
8: فراوانی به سمت تو می آید.
9: بدون تأخیر در زمینه هدف زندگیت دست به کار شو.
وقتی ترکیبی از اعداد را می بینید، یعنی مجموعه ای از این معناها هستند. مثلاً اگر 307 می بینید، یعنی معنای ترکیبی 3، 0 و 7.
دوست عزیزی که گفته بودی سئوالی داری آدرس ایمیل
خداوند سراسر نور و عشق است و اگر دل به اوببندیم وجود ما نیز لبریز از نور و عشق می شود .وجود خود را نورانی کنید. اگر می بینید در وجودتان عشق نیست،آرامش نیست بدانید از او فاصله گرفته اید و برای همین روحتان مضطرب ونگران شده مثل حسی که وقتی که کسی رو که خیلی دوستش دارین از شما دور میشه.البته این خدا نیست که از ما دور میشه خدا همیشه باماست. بلکه این ما هستیم که گاهی نمیخواهیم او را ببینیم و به او گوش جان بسپاریم.
 
گاهی پیامها از طریق فرشتگان به ما القا میشود همانطور که گفتم فرشتگان هرگز پیامی منفی برای شما نمیفرستند اگر نیازمند کمک و یاری فرشتگان هستید و سئوالی دارید لحظه ای چشم خویش را ببیندید و  سپس ذهن خود را متمرکز کنید بر سئوال و از فرشتگان درخواست پاسخ نمایید آنگاه از بین اعداد 1 تا 24 یک عدد را انتخاب کنید
١- فرشته سارنا sarena
من فرشته فراوانی هستم. تو پولی را که نیاز داری به دست می آوری. چگونگی وقوع این امر در دستان خداوند است. مطمئن باش.
2- فرشته دانیل Daniel
من فرشته ازدواج هستم و در حال حاضر در کناری ایستاده ام.
3- فرشته آزور Azur
خواسته و آرزوی تو به زودی برآورده می شود. صبر و حوصله داشته باش. سعی نکن به زور کاری را انجام دهی.
4- فرشته زانا Zanna
تو از تمام رنج و مشکلات سختی که تو را تهدید می کرد، محافظت شده ای. نفس راحتی بکش و بدان که تو در امنیت هستی.
5- فرشته یوونه Yvonne
تو رابطه خاصی با حیوانات داری. حیوانات تو در زمین و آسمان توسط فرشتگان محافظت می شوند.
6- فرشته میس تی کیو Mystique
سرزنده و با روحیه به جلو گام بردار و هیچگونه "نمی شود" را نپذیر. روی راه حلهای شگفت انگیز و خارق العاده حساب کن.
7- فرشته مرلینا Merlina
تو آشفته و سردرگم هستی چراکه به اندازه کافی آگاهی و اطلاعات نداری. قبل از آنکه تصمیم بگیری بهتر است بیشتر خبر کسب کنی و از آگاهان و مطلعان کمک بگیر.
8- فرشته اتسه آنا Otzeana
تو در موقعیتی هستی که با حقیقت در تماسی. به ندای قلبت اعتماد کن و آن را با شیوه دوستانه ای اظهار کن.
9- فرشته آستارا Astara
تو شایسته بهترین هایی! با امیدها و آرزوهایت به ستاره ها می رسی و هیچ مصالحه و سازشی را نپذیر
10- فرشته رایه Raye
در حال حاضر یوگا و فعالیتهای بدنی برای تندرستی و سلامتی و آرامش درونی و رشد روحی تو الزامی و ضروری است.
11-  فرشته ایندریل Indriel
تو یک پرورنده نور هستی. همانند یک فرشته اجازه بده نور الهی و عشق به زمین و ساکنان آن بتابد. خداوند تو را برای این کار ساخته است.
12- فرشته ایزابلا Isabella
بله ، الان زمان مناسب برای اقدام جدید است. شما موفق می شوید و نتیجه منطبق بر انتظارات مثبت تو است.
13- فرشته آریل Arielle
تجارب روحی و روشن بینانه جدیدی، شخص تو و دیدگاهت را نسبت به جهان تغییر می دهد. اجازه بده موهبت های روحی تو به وسیله یادگرفتن، دعا و نماز خواندن و ژرف اندیشی (مدیتیشن) گسترش یابد.
14- فرشته بتانی Bethany
اگر تو خوب مراقب خودت باشی برای همه چیز اکتفا می کند . امروز برای تو اتفاقی که اعصابت را راحت می کند مقدر شده است مانند یک پیام یا یک آبتنی در دریا.
15- فرشته دزیره Desiree
نه ، اکنون شرایط مناسب نیست. منتظر بمان یا راههای دیگری را بسنج. از فرشتگان کمک و یاری بخواه.
16- فرشته وانسا Vanessa
تصمیمت را درباره مسایلی که تو را به شبهه و سوال انداخته بگیر:
چه راهی مرا به وظیفه الهی ام نزدیکتر می کند؟
چه راهی مرا از آن منحرف کرده و باز می دارد؟
17- فرشته پاتینسه Patience
اکنون زمان یادگیری و علم و اطلاعات جمع کردن است، از اینکه یک یادگیرنده باشی لذت ببر چراکه علمت در آینده به کار می آید.
18- فرشته لیلا Leila
مدتی را به تنهایی در طبیعت سپری کن. درباره آرزوها و اهدافت تعمق کن. از فرشتگان مدد بخواه که تو را به بینش حقیقی برسانند.
19- فرشته اپال Opal
فرزندان تو در زمین و آسمان سعادتمندند. آنها توسط خدا و فرشتگان به خوبی محافظت می شوند.
20- فرشته آکاشا Akasha
تو یک آموزگار روحانوی هستی: تو قادری به دیگران پند و مشاوره دهی و آنان را کمک کنی تا موهبتهای معنوی و وظایف الهی زندگی خود را بازشناسند.
21- ملک مقرب رافائل Raphael
من کمکت می کنم تا بیماریها، مبارزه ها و مشکلات خود و دیگران را بهبود دهی. تو همانند من یک شفا دهنده هستی.
22- فرشته روچل Rochelle
اگر تو به حکمت درون قلبت رجوع کنی و آن را دنبال کنی به سعادت و رفاه می رسی.
23- فرشته بریدجت Bridgette
مراقب باش کاری نکنی. قبل از آنکه ادامه دهی جوانب و شرایط را با دقت بسنج و بررسی کن.
24- فرشته کراک و آنتویینیه Crac & Antoinette
برای اینکه موقعیت را بهبود بخشی به دیدگاه و عقاید دیگران با درک و همدردی کامل توجه کن.
 
 
امروز روز میلاد مولودیست که نور وجودش جهان را روشن ساخته، شما چقدر منتظر دیدارش هستید؟اگر همین الان بیاید و به شما بگوید همه چیز را رها کن و با من بیا آماده اید؟
 و در (کام«در ضمن حالات آن حضرت پس فرود می آیند بر او سیزده هزار سیصد و سیزده فرشته.» کردم همه اینها فرشته اند؟ حضرت فرمود: آری. ‏١‏- تمام فرشتگانی که با حضرت نوح علیه السلام ‏ در کشتی بودند. ۲- تمام فرشتگانی که هنگام افکندن ابراهیم علیه السلام ‏ ‏ در میان آتش با او بودند. ۳- تمام فرشتگانی که هنگام شکافتن دریا برای بنی اسرائیل با موسی علیه السلام ‏ بودند. ۴- تمام فرشتگانی که هنگام عروج عیسی علیه السلام ‏ ‏ با او بودند. ۵- و چهار هزار فرشته (مسومین) که با پیغمبر صلی الله علیه و آله بودند. ۶- و هزار فرشته (مردفین) ۷- و ۳۱۳ فرشته ای که در جنگ بدر حضور داشتند. ۸- و همچنین چهار هزار فرشته ای که روز عاشورا برای یاری امام حسین علیه السلام ‏ از آسمان فرود آمده و اجازه پیکار نیافتند. تمامی این فرشتگان هم اکنون در روی زمین در انتظار قیام قائم تا روز ظهور هستند
 
روزهای عجیبی رو پشت سر میگذارم روزهایی که فقط از او میخواهم کمکم کند و راهبرم باشد.
 
 
"خداوند در لحظه حال وجود دارد. تومی توانی شکوه و عظمت بودن در کنار خدا را در لحظه حال با تمام وجود احساس کنی. زندگی یعنی شادی و سرزندگی و خنده و خوشحالی و شادمانی و شگفتی در کنار خدا در لحظه حال. انسان بعد از مرگ، عمیقاً در لذّت و شادی در لحظه حال بودن، فرو می رود. با تمام وجود خود را به لحظه حال جادویی بیاورتا خدا را  احساس کنی. آن را در دستانت بگیر و لذّت ببر. شکوه هستی و قدرت سحرگونه خدا هم اکنون در درون توست.او همین جا، به هر کاری تواناست. پس تو هم همین جا، به هر کاری که اراده کنی توانا هستی. تو خدا را در کنارت احساس خواهی کرد. او را در مکانی که هم اکنون در آن هستی، ملاقات می کنی. خداوند قدیر در لحظه حال که به اندازه از ازل تا ابد وسعت دارد، غرق لذّت و عشق از حضور بندگانش است. او همین لحظه تو را صدا می زند. او همین لحظه تو را می خواند تا تو در آغوش اعجازگر او روی و طعم زیبایی های زندگی را، همین جا، همین حالا بچشی. او با شادی اکنون تو می خندد. همین که در لحظه حال غرق لذّت و سرور و آواز عشق باشی، بس است. با خدای سرزنده و با نشاط اکنون هم نوا شو. در این کار متبحر خواهی شد و هر روز لذّت بیشتری کسب خواهی کرد. آن گاه بهشتی افسانه ای  را همین حالا، همین جا، همین اکنون برای اطرافیانت می سازی. وقتی کارت عاشقی در حال باشد، فکرت آن قدر قدرت پیدا می کند که روی تمامی اطرافیانت به شدت اثر می گذارد و آنان نیز به تو می پیوندند و رها از زمان ها سرود عاشقی و قدرت سر می دهند. کسانی که زندگی را به طور کامل زندگی کرده اند، با تمام وجود در لحظه حال، خود را در خدا غرق کردند. ابد و ازل در حال سحرآمیز جمع شده است و در لحظه حال هر چه هست فقط عشق و خوبی و شادابی و خوشحالی و معجزه است. وقتی به این درک عمیق برسی، خدا از رگ گردن به تو نزدیک تر شده است و هم تراز عارفان واقعی و اصیل شده ای.رعایت قوانین روحت در همین یک لحظه ابدی که به اندازه تمامی ازل تا ابد واقعی است، تمامی زندگی ات را سفید می کند. گذشته و آینده همین اکنون در روح ازلی و ابدی تو در حال اتفاق افتادن است.
 تو به اراده خدا وقتی مانند روحت زندگی کنی،ارباب فسونگر زندگی خود هستی.او جهان هستی را در همین ثانیه مطیع تو کرده و  کائنات تمامی فرامین او را که برای نفع توست، همین حالا، ماهرانه اجرا می کند. تو همین اکنون،در کنار خدا قدرت حیرت آور آفرینش جهان خود و خود و تمام اطرافت و اطرافیانت را داری. نقطه ی اوج قدرت واقعی زندگی ات، دقیقاً همین جاست. از صمیم قلب ارزش این لحظه را بدان و در همین ثانیه رو به سوی او کن. در این لحظه و در همین جا که این کتاب را به دست داری، هزارها نگهبان و نگهدار برای تو گمارده شده اند.تا مراقب تو باشند. تمام لحظات و ثانیه ها به دستور خدا از تو مراقبت می کنند."1
شاید بپرسید چگونه باید در لحظه حال بود؟خداوند مهربان تمرینی زیبا به تو آموخته تا بتوانی در لحظه ابدی اکنون قرار بگیری و اما آن تمرین نماز است. وقتی نماز را با توجه و تمرکز به کلماتی که میگویی ادا می کنی و به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنی و حضور قلب داری یعنی در لحظه حال قرار گرفته ای،برای همین است که بزرگان در نماز لذتهایی دیدند که شاید ما به آن نرسیده ایم چون به نماز به چشم یک وظیفه نگاه کردیم و نفهمیدیم که نمازی که در آن توجه و حضور قلب نباشد،نمازی که در آن فکرمان همه جا هست جز آنچه میگوییم دیگر بودن در لحظه ابدی اکنون نیست و به جای لذت بردن فقط از سر وظیفه این کار را انجام میدهیم گویا این خداوند است که به نماز ما احتیاج دارد.
 
خطاب به کامی: کامی جان نوشته بودی نویسنده کتاب ادعا کرده که اینها کلام خداوند نبوده و بلکه کلمات و ذهن خودش بوده که در دوران جوانی فکر میکرده که کلمات خداست. پاسخت را در ایمیل دادم.اما ظاهرا شما ایمیل مرا نخوانده اید برای همین اینجا جواب میدهم که مشکلی نداشته باشی.
من کتابهای زیادی خواندم که نویسنده ادعا کرده کلام خود خدا بوده ولی ما باید بدانیم که انسان هم عاری از اشتباه نیست پس بهتر است هر چیزی را که می خوانیم خودمان درباره ی آن بیاندیشیم و بخشهایی را که به نظرمان درست می آید و حرفی الهی است و با شریعت و طریقت ما منافات ندارد بپذیریم و من فکر می کنم تمام خواننده های این وبلاگ همینگونه هستند هدف فقط گذاشتن مطالبی است که تلنگری برای ما باشد و ما را به تفکر وادارد به نظر من شما هم کار اشتباهی نکردید که این کتاب را برای دوستانتان فرستادید چون هر کس نظر و اعتقادات خودش را دارد و همه محترم هستند  دل آدمی به او می گوید چه چیزی درست است و باید بپذیرد و چه چیزی را نباید بپذیرد .از اینکه وقت گذاشتید و برایم در وبلاگ نظر گذاشتید  بسیار سپاسگزارم
 
منبع:کتاب1-عظمت خدای درون ، راز خوشبختی و قدرت
           
 
 
هر انسانی که از کنار تو می گذرد برای تو فرستاده شده تا به تو چیزی دهد  یا به تو خدمت کند یا به تو درسی را بیاموزد و یا تو به او چیزی دهی. هیچ مورچه ای بدون اجازه خدا بارش را حمل نمی کند. هیچ زنبوری بدون اجازه خدا وارد کندویش نمی شود و هیچ جوانه ای بدون اجازه خدا سبز نمی شود. پس انسان هایی که وارد زندگی تو می شوند، بر اساس طرحی الهی  به خاطر تو می آیند و دست خیر و عشق خداوند در پشت تمامی این اتفاقات است.
 
امروز روز میلاد مولودیست عزیز و بزرگوار که خداوند وجودش را مایه ی برکت برای جهان قرار داد.برای من،برای تو،و برای ...
چه خوب است که قدر این نعمت بدانیم و بسیار از او بیاموزیم دوست دارم این بار شما در بخش نظرات بنویسید که از امام حسین علیه السلام چه آموخته اید و وجودنازنینش برای شما چه برکاتی داشته؟
 
اما چون بحث ما بحث فرشتگان بود امروز رو اختصاص میدم به امام حسین علیه السلام و فرشتگان
 
درباره تولد مبارکش  روایت شده است که هنگامی که درد زایمان، فاطمه زهرا سلام الله علیها را فرا گرفت، خداوند به لعیا، سرپرست حوریان بهشت، وحی کرد که نزد دختر حبیبم، محمّد صلی الله علیه و آله، برو و مونس او باش. لعیا به دنیا فرود آمد و خدمت فاطمه سلام الله علیها رسید. سلام کرد و گفت: «مرحبا بر تو ای دختر رسول خدا. حال و روزت چطور است؟» فاطمه فرمود: «خوبم.» و از اینکه نمی دانست چه چیزی بر زمین پهن کند که لعیا بر آن بنشیند، خجالت‌زده شد. در همان حین، حور دیگری از بهشت فرود آمد و فرشی مخمل از بهشت آورد. آن را در منزل فاطمه گسترد و لعیا بر آن نشست. آن گاه لعیا در به‌دنیا آمدن حسین علیه السلام، فاطمه را کمک کردو با آب بهشتی شستشویش داد و با حوله‌ای بهشتی خشکش کرد و میان دو چشمش را بوسید و به پیامبر عرض کرد:« این مولود بر شما مبارک باد و خدا در دو فرزندت ـ حسن و حسین ـ برکت قرار ده».
و اما یکی از شنیدنی ترین داستانها داستان فطرس فرشته است که ثابت می کند فرشتگان هم اختیار دارند و داستان از این قرار است که وقتی امام حسین علیه السلام متولد میشوند جبرئیل به دستور پروردگار با هزار ملک جهت عرض تبریک و تهنیت نزد پیامبر میروند در راه در جزیره ای فطرس( یکی ازفرشتگان حامل عرش الهی)را میبینند که با بالهای شکسته گریه می کند. جبرئیل علت را از او می پرسد و فطرس پاسخ میدهد که به دلیل نافرمانی از امر الهی تنبیه شده خداوند او را مخیر کرده بین عذاب قبل از قیامت یا عذاب آخرت و او عذاب فعلی را خواسته و خداوند نیز او را بابالهای شکسته در آن جزیره قرار داده و هفتصد سال بود که وضعیت او چنین بود.فطرس وقتی متوجه می شود آنها نزد پیامبر صلوات ا..علیه می روند تقاضا می کند تا او را نیز همراه خود ببرند جبرئیل امین او را نزد پیامبر(ص) میبرد و وقتی پیامبر علت گریه فطرس فرشته را می شنود به او میگوید بالهایت را به این نوزاد (امام حسین علیه السلام)بمال بعد از اینکه فطرس چنین میکند بالهایش سلامت می شوند و به مقام گذشته ی خویش بازمیگردد. چون فطرس به آسمان بالا مى رفت مى گفت : كیست چون من و حال آن كه من آزاد كرده حسین بن على و فاطمه و محمد صلى الله علیه و آله هستم. وقتی واقعه ی کربلا رخ میدهد فطرس برای کمک به امام حسین علیه السلام با چهار هزار فرشته می رود اما وقتی میرسد که امام حسین علیه السلام شهید شده بنابراین با اندوه فراوان کنار جنازه و بعد قبر امام حسین علیه السلام مقیم میشوند و به گریه می پردازند تا روزی که خدا داند.اما فطرس میگوید  هر كس ‍ به او سلام كند من سلامش را به او برسانم و هر كه بر او صلوات بفرستد من صلواتش را به او مى رسانم
 
 
 
روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید .
 
بعثت رسول اکرم مبارک باد
در چنین روزی پیامبر بزرگوار فرشته نازنین جبرئیل امین را دید که قرآن را بر قلبش نازل کرد میخواهم به شما مژده ای دهم و آن اینست که شما هم میتوانید برای خود فرشته خلق کنید. اشتباه نخوانده اید نوشتم میتوانید فرشته خلق کنید.تا به حال دیده اید بعضی افراد اصلا انگار قادر نیستند دروغ بگویند!؟یابعضی افراد بسیار صبور هستند!؟ اما چطور؟
وقتی ما در شرایطی قرار میگیریم که دروغ گفتن به ظاهر به نفع ماست اما مقاومت کرده و راست میگوییم در حالیکه به ظاهر به ضرر ماست ما فرشته راستی و صداقت را در کنار خود خلق نموده ایم که از این پس مراقبت می کند تا ما همیشه راست بگوییم و اگر بخواهیم دروغ بگوییم این فرشته با ایجاد نشانه هایی به ما هشدار میدهد مثلا دلشوره میگیریم یا عرق می کنیم یا زبانمان بند میآید . هر چه دور و برما پر از فرشته باشد انرژی های منفی از ما دور میشوند چون آنها مانع رسیدن انرژی های منفی به ماهستند و آنها یاریگر همیشگی ما هستند فقط کافیست از آنها بخواهید پس دوستان نازنینم تا میتوانید اطراف خود فرشته های جدید خلق کنید فرشته محبت،فرشته بخشش،فرشته صداقت ،فرشته شادی،فرشته خوش رویی، فرشته شکر، و...
 
اما در ادامه بخشی از نوشته های دکتر دورین و.یر.چو از کتاب شفای فرشتگان رو براتون میذارم که درباره راههای برقراری ارتباط و شفافیت ارتباط با فرشته های نازنین است.
 
"می توانید از فرشتگان بخواهید که به شما کمک کنند تا آنها را بهتر بشناسید و معنای پیام های مهم آنها را بهتر درک کنید. و حالا راه هایی برای افزایش شفافیت ارتباط الهی شما با فرشتگان:
تنفس کنید: وقتی استرس داریم، اغلب نفس مان را نگه میداریم. این سبب میشود تا پیام های برطرف کننده استرس را نشنویم. پس یادتان باشد وقتی با فرشتگان حرف می زنید، عمیق نفس بکشید. فرشتگان به من گفته اند که پیام های آنها بر مولکول های اکسیژن حمل میشود، لذا هر چقدر بیشتر هوای تازه تنفس کنیم، پیام آنها بلندتر به نظر میرسد. به همین خاطر وقتی بیرون در طبیعت هستید، یا در نزدیکی آب یا در حمام یا در کنار شیر آب، راحت تر میتوان صدای فرشتگان را شنید.
آرامش داشته باشید: وقتی خیلی سعی کنید، می توانید ارتباط الهی واضح داشته باشید. نیاز نیست برای شنیدن صدای فرشتگان، به خودتان فشار بیاورید، زیرا آنها بیشتر از شما مایل به برقراری ارتباط هستند. در عوض بهتر است بدن تان را با تنفس آرام کنید. در حالت پذیرش باشید و از فرشتگان تان بخواهید به شما کمک کنند تا هر گونه فشار از ذهن یا بدن تان برطرف شود.
از راهنمایی های آنها پیروی کنید: اگر فرشتگان تان از شما میخواهند تا رژیم تان را بهبود بخشید، شاید به این خاطر است که آنها میدانند غذاهای فرآوری شده و مواد شیمیایی بر خطوط ارتباط الهی پارازیت می اندازند، فرشتگان شما بهترین معلمان برای شما هستند تا شما را هدایت کنند تا بهتر صدای آنها را بشنوید. در این زمینه از آنها کمک بخواهید و بعد از راهنمایی ای که دریافت کردید، پیروی کنید.
خواستار نشانه شوید: اگر مطمئن نیستید که درست صدای آنها را شنیدید، از آنها بخواهید به شما نشانه بدهند. بهتر است مشخص نکنید که چه نشانه ای می خواهید. بگذارید خلاقیت بیکران فرشتگان نشانه خوبی برای شما بیاورد تا شما فوراً تشخیص دهید. از حس پر مهر و شوخ طبعانه ای که فرشتگان در استفاده از نشانه ها استفاده میکنند، شاد می شوید."
روز تون پر فرشته دوستان نازنینم
 
 
می خوام در مورد اینکه چطور فرشته ها با ما ارتباط برقرار می کنند براتون بگم .
 
دکتر د.و.ر.ی.ن و.ی.ر.چ.و می نویسد:
وقتی فرشته ها رو به کمک می طلبیم اونها از طرق مختلف سعی می کنند که با ما کمک کنند
1- مستفیم وارد عمل میشوند و در زمان درست به خواست های شما جامه عمل می پوشانند.
2- به شما نشانه ای میدهند که یعنی با شما هستند.
3- به شما راهنمایی یا دستور العمل میدهند تا برای رسیدن به پاسخ دعایتان، با کمک آنها گام های درستی بردارید.
 
راهنمایی و دستور العمل، معمول ترین شیوه ای هستند که فرشتگان از طریق آنها به دعاهای ما پاسخ میدهند. این روند "هدایت الهی" نام دارد. وقتی چنین هدایتی دریافت کردید، باید دست به کار شوید تا به دعاهای شما پاسخ داده شود. بسیاری از افرادی که فکر میکنند دعاهای آنها برآورده نمیشود، به اطلاعاتی که دریافت میکنند، بی اعتنا هستند. هدایت الهی تکرار میشود، پرمهر است، تعالی بخش و تشویق کننده است و همیشه از ما میخواهد که شرایط را بهبود بخشیم. این هدایت الهی میتواند به یکی از این طریق ها یا ترکیبی از آنها باشد:
 
1-فیزیکی یا عاطفی. به شکل احساس درونی، احساس مور مور یا سوزش، حس مو بر تن سیخ شدن، حس شهودی یا حس حضور یک فرشته در کنار شما. این حس ها راهنمای شما هستند تا تغییرات مثبت را ایجاد کنید که به این شیوه "احساس واضح" می گویند. کسانی که هدایت الهی را از طریق احساس دریافت میکنند، به انرژی ها، به احساسات دیگران و به مواد شیمیایی بسیار حساسند. اگر شما اینطور هستید باید انتخاب کنید که با چه کسانی و چه چیز هایی در ارتباط باشید، زیرا شما عمیق تر از یک شخص عادی تأثیر می گیرید.  یک راه برای مقابله با این حساسیت، حفاظت یا واضح سازی است. حفاظت یعنی دعا برای دریافت حفاظت معنوی و یا می توانید در اطراف خود نور حفاظتی را مجسم نمایید. واضح سازی یعنی شفاف سازی، یعنی از فرشتگان بخواهید هر چیز منفی که شاید در طول روز جذب کردید را از شما بزدایند. پس از اینکه از فرشتگان درخواست کمک کردید به احساسات قوی و تکرار شونده خود توجه کنید. به این احساسات احترام بگذارید و از گفتن حرفهایی مثل "آه، این فقط یک حس است" بپرهیزید.  معمول ترین راهی که فرشتگان از طریق آن با ما حرف می زنند، از طریق احساسات ماست. هدایت واقعی الهی سبب میشود که احساس امنیت و عشق کنیم. از هر احساسی که شما را به ایجاد تغییرات مثبت سوق میدهد، پیروی کنید حتی اگر غیر منطقی به نظر آید یا به نظر برسد که با دعای شما نامربوط است. اگر مطمئن نیستید که آن احساسات راهنمایی واقعی هستند یا نه، از فرشتگان بخواهید که برای اعتبار آنها نشانه هایی به شما نشان بدهند.
2- خواب ها و رؤیاها: شما در چشم ذهنی تان تصویری می بینید یا در خواب یا بیداری، دیداری کاملاً واضح دارید. نورهای درخشان سوسو زن یا چشمک زن می بینید یا فیلم های ذهنی که اطلاعات لازم را به شما میدهند. به این نهان بینی یا دید واضح می گویند. کسانی که هدایت الهی را از طریق بصری دریافت میکنند، به نور رنگها و زیبایی های جهان فیزیکی بسیار حساس هستند. اگر شما بصری هستید، وقتی در زمینه های هنری و خلاق ابراز احساسات میکنید، حس خیلی خوبی دارید. شما می توانید تصور و تجسم کنید که خواسته های شما برآورده شده اند و این به شما کمک میکند در بسیاری از راه ها موفق باشید. بسیاری از مردم به اشتباه فکر میکنند که دید واضح یعنی دیدن فرشتگان با چشم باز و به صورت موجوداتی شفاف و سه بعدی. با اینکه گاهی این امر رخ میدهد، اما بسیاری از روشن ضمیران و نهان بین ها، فرشتگان را در چشم ذهن شان به صورت تصاویری شناور و اتری می بینند. این تصاویر ذهنی همانقدر معتبر هستند که تصاویر خارج از چشم ذهن شما. پس از اینکه از فرشتگان درخواست کمک کردید، به هر تصویری که به ذهن شما می رسد یا هر نشانه ای که چشم فیزیکی تان می بیند، توجه کنید. اگر تصویری می بینید که یعنی خوابتان تعبیر شده، از فرشته تان بخواهید که در هر زمان یک گام برای تحقق بخشیدن به آن به شما کمک کند.
3-دانستن. شما بدون هیچ دلیل عقلانی و منطقی چیزها را میدانید. بطوریکه گویی خدا اطلاعات را در شما دانلود کرده و حرف هایی می گویید و می نویسید که از خردتان فراتر است. شما میدانید که چطور چیزها را تعمییر کنید، بدون آنکه دستور العمل آن را بدانید. به این "دانش واضح" می گویند. کسانی که هدایت الهی را به شکل "کلام بی کلام" دریافت می کنند، بسیار عقلانی و تخیلی هستند. اگر شما به تفکر گرایش دارید، پاسخ دعاهای شما به شکل ایده های درخشانی می آید که از شما میخواهد تجارتی را آغاز کنید، چیزی را ابداع کنید یا کتابی بنویسید و غیره. شما حامل خردی هستید فراتر از سن تان. وقتی این شهودها و ایده ها را دریافت میکنید اشتباهاً فکر نکنید که این دانش عادی است یا چیزی است که همه میدانند. مطمئن باشید که شما می توانید این استعدادهای الهی را در خود بیدار کنید و آنها را به ثمر برسانید. می توانید از فرشتگان بخواهید که دستور العمل و اعتماد به نفس کامل را به شما بدهند.
4- کلمات و صداها.شما می شنوید که وقتی در حال بیدار شدن هستید، نام تان صدا میشود و موسیقی سماوی را می شنوید یا گفتگویی را می شنوید که گویی برای شما گفته میشود یا در گوش تان صدای زنگ می شنوید یا در مغزتان صدای ترانه می شنوید یا از رادیو پیام خاصی می شنوید. به این "شنوایی واضح" می گویند. کسانی که هدایت الهی را به شکل کلمات می شنوند، به صدا بسیار حساس هستند. اگر شما سمعی باشید، در مغز یا در گوش تان صدایی می شنوید. فرشتگان همیشه از کلمات مثبت و تعالی بخش استفاده میکنند و به نظر میرسد که گویی شخص دیگری با شما صحبت میکند. همچنین شاید صدایی بسیار ریز در گوش تان بشنوید که به این شکل فرشتگان اطلاعات مفید و انرژی را در شما دانلود میکنند. اگر صدای زنگ آزاردهنده است از فرشتگان بخواهید که صدای آن را کم کنند.  وقتی پیام هایی می شنوید که از شما میخواهند عمل مثبت انجام دهید، مهم است که به آنها گوش دهید. در شرایط اضطراری یا در زمانی که وقت کم است، فرشتگان با صدای بلند حرف می زنند.  در مواقع عادی صدای آنها کمتر است و لازم است که ذهن و محیطی آرام داشته باشید تا صدای آنها را بشنوید. همچنانکه شما به صدای خوشایند فرشتگان عادت میکنید، میخواهند که گوش خود را در مقابل صداهای بلند حفاظت کنید.
روزتون پر فرشته
من همیشه در دعاهایم فقط یک چیز از خداوند می خواهم و آن ایمان است. وقتی به خودم و به خدا از ته دلم ایمان داشته باشم، دیگر وقتم را صرف رسیدن به خواسته هایم نمی کنم. کسی که ایمان واقعی به خدا دارد، فقط کافی است بگوید موجود شو و آن گاه خواسته اش در همان لحظه با اراده خدا موجود خواهد شد و این قدرت شگفت انگیز ایمان به او است. فقط کافی است چیزی از ذهنت بگذرد و او بی درنگ آن را، پدیدار خواهد کرد. این قدرت واقعی انسان آگاه به قدرت خدایش است.
هر چیزی را با تمام وجود از خود خدا بخواهی، بدون شک به راحتی به آن دست یافته ای. با باور عمیق، قهرمان ثابت قدم عالمی.خدا تو را سرشار از یقین و اطمینان و اعتماد به دنیا آورد و خودش اراده کرد این گونه باشی. تو وقتی رها در دستان او هستی،نمونه کامل و مثل اعلی ایمان هستی. تو آنگاه، تجلیات قدرت الهی را به اراده خدا برای همگان به تصویر در آورده ای. ثبات، پایداری استواری، شجاعت و شهامت و ایمان وجود متعالی و درونی تو مثال زدنی است.
انسان های با ایمان به دنبال آرزوهای بزرگ و شگرفی که از بچگی در آرزوی آن بوده اند می روند. آنان همیشه به کاخ آرزوهای اسرارآمیز کودکانه خود ایمان دارند و همین ایمان آن ها را به بالاترین نقاط سعادت و خوشبختی و ثروت و غنا می رساند. خداوند رحیم، جواب انسان های شجاع و با ایمان را خواهد داد و راه گشوده و مقدس و معنوی موفقیت  و پیروزی و جلال را بر آنان آشکار خواهد کرد.
 خداوند دنیا را بر اساس ایمان انسان ها آفرید. هر چقدر ایمان بیشتری را از درون وجود الهی ات به زندگی ات راه دهی، بهره ات از زندگی بیشتر خواهد بود. اگر خواسته ای داری، فقط روی تجلی بخشیدن به ایمانت به خدای درون که از قبل در درونت وجود دارد  کارکن. ایمان تو به او،تمامی اسباب و وسایل را فراهم خواهد کرد تا از راه هایی ، به خواسته ات برسی. همین که بدانی اگر چیزی را از خدا بخواهی، خداوند آن را به هر شکلی شده، به تو خواهد داد کافی است. هرگاه می خواهی به دنبال آرزوهای بزرگ درونت بروی، خداوند قدرت بی کران دستانش را در دستانت قرار می دهد و پویایی عظیم و نیروی پاهایش را در پاهای تو قرار می دهد. قدرت شکست نا پذیر خدا از تو و هر آنچه دوست داری، حمایت می کند. این، بی شک هدیه ای است که خداوند عاشق و مهربان، برای ایمان محبوب ترین معشوقش، در نظر گرفته است. مشیت و خواست خدا برای تو پادشاه جلال و پر عزم و اراده، این است که دیدگان خود را فقط بر قله های موفقیت و خوشبختی و توانگری و آرامش و سعادت بدوزی. اجازه بده خدا اداره امور زندگی ات را به دست بگیرد و تو را با زبان خود راهنمایی کند و همه کارها را سر و سامان بخشد. برای خدا همه چیزهای بزرگ ممکن است و کارهای او عظیم، سترگ و شگفت انگیز و اسرار آمیز است. خداوند مطمئناً تو را به خواسته قلبی ات – هرچه که باشد – می رساند. به تحقق رویاهایت در کنار خدا اطمینان کن. فتح آرزوهایت را خدا به تو بخشیده است. رویاها از آن تو هستند. تحقق رویاهای تو، هدف خدا از خلقت آفرینش است.
  امیر عشق (حضرت علی علیه السلام)  و فرشتگان
از جابر روايت كرده است كه گفت : با اميرالمؤ منين (ع ) در كنار فرات مى رفتيم كه ناگاه موج عظيمى برخاست و آن جناب را پوشاند به طورى كه از نظر من پنهان شد، سپس از اطراف او عقب رفت و هيچ رطوبتى بر آن جناب نبود، و من از اين جريان ترسناك و متعجب شده ، جريان را از حضرت پرسيدم ، فرمود: آن را ديدى ؟
گفتم : آرى .
فرمود: ملك موكل بر آب بيرون آمد و بر من سلام كرد و مرا در آغوش ‍ گرفت
در جای دیگر شخصی ، نام فرشته اي كه موكل آب است پرسيد حضرت امام علي عليه السلام فرمودند : «برخائيل» نام دارد
 جبرئیل کجاست؟
روايت شده كه حضرت على (ع ) روزى بر منبر كوفه خطبه مى خواند و در ضمن خطبه فرمود: اى مردم از من بپرسيد، قبل از اينكه مرا از دست بدهيد. از راه هاى آسمان ها بپرسيد كه من به آنها داناتر از راه هاى زمين هستم . پس مردى از بين آن جماعت برخاست و گفت : يا اميرالمؤ منين ، جبرئيل الآن كجاست ؟
فرمود: مرا بگذار تا بنگرم . سپس نگاهى به بالا و بر زمين و به راست و چپ نموده ، فرمود: تو جبرئيل هستى . پس جبرئيل از بين آن قوم پرواز كرد و با بالش سقف مسجد را شكافت و مردم تكبير گفتند و عرضه داشتند: يا اميرالمؤ منين ، از كجا دانستى او جبرئيل است ؟
فرمود: من به آسمان نظر انداختم و نظرم به آن چه بر بالاى عرش و حجب بود رسيد. وقتى به زمين نگاه كردم ، بينايى من در تمام طبقات زمين تا ثرى (قعر آن ) نفوذ كرد و هنگامى كه به راست و چپ نگاه كردم ، آنچه را خداوند آفريده ديدم ، ولى جبرئيل را در بين مخلوقات نديدم ، به همين علت ، دانستم كه اين (سؤ ال كننده ) همان جبرئيل است .
 
حضرت سيداوصياء اميرالمومنين علي (عليه‌السلام) فرمودند: به خدائي كه آسمان را بدون ستون برافراشته است قسم ، كه هيچ يك از ملائكه بي رخصت من از جاي خود حركت نمي كنند و بي اذن من به قدر نفسي ! از جا جنبش نمي نمايند، مگر آنكه حضرت عزت به برق غضب خود آنها را بسوزاند و بعد از من فرزندم حسن و بعد از او فرزندم حسين و بعد از او نُه تن از اولاد او كه نهم ايشان « قائم آل محمد » است . اين حال و قدرت و جواز را دارند و هيچ ملكي از ملائكه مقرّبين را حدّ نباشد كه يك نفس بي اراده ايشان برآورد.
 
 
امام علی علیه السلام :
مراقب افکارت باش که گفتارت می‌شود، مراقب گفتارت باش که رفتارت می‌شود، مراقب رفتارت باش که عادتت می‌شود، مراقب عادتت باش که شخصیتت می‌شود، مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می‌شود.
ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود خاک تا هفت آسمان ، بغض تغزل کرده بود هر فرشته ، تا بیایی ، ای معمایی ترین! بال های خویش را دست توسل کرده بود
 
سلام و درود به شما دوستان و همراهان عزیز خیلی وقت بود که تصمیم داشتم در مورد فرشته های نازنین بنویسم به جهت سپاس و قدردانی از حضورشون و تمام کمکهاشون  و حالا احساس می کنم وقتشه اما قبلش باید بگم چون کتاب عظمت خدای درون ، راز خوشبختی و قدرت هنوز تموم نشده در ابتدای مطالبم هر دفعه بخشی از این کتاب رو براتون میذارم.
ایمان، یقین و اطمینانی است که به مستجاب شدن دعاهایت و برآورده شدن آرزوهایت داری. نیکی های عظیم و ثروت ها از طریق ایمان حاصل می شود. ایمان واقعی یعنی اطمینان به این که هر کاری را که از خدا بخواهی،او در دم می تواند برایت انجام دهد.
 هر کاری که باید انجام دهی را به نیروی خدای درونت بسپار و ایمان داشته باش. او همه کارها را برای تو انجام می دهد. تو فقط مطمئن باش. مظاهر ایمان، رهایی و آسودگی خیال و آرامش و جاری بودن و پذیرش و تسلیم، و به تبع آن، خوش شانسی و اقبال خوب و اتفاقات خوب و رو به راه شدن تمامی کارهایت، و به تبع آن، خوشبختی باور نکردنی و قدرت عظیم و خارق العاده و برکت و نعمت و ثروت فراوان است. احساس ایمنی و رهایی و آرامش و رضایت، حاصل اطمینان و ایمان کامل به خداست. همه نتایج زندگی تو، در ایمان تو به خدا خلاصه می شود.
ای انسان منور شده به نور الهی، هنگامی که به ایمانت پاسخ مثبت دهی، آن چنان شعف و شور و سروری در خود خواهی یافت که تمامی دنیا یکجا، آن را تا به حال تجربه نکرده است. خداوند از طریق ایمانت، تو را چنان ثروت و برکت و شادمانی و آرامشی می بخشد که تاریخ زمین تاکنون به خود ندیده است. کارهای خدا، غیرقابل توضیح و غیرقابل درک است. پس فقط بدان که نیروی الهی وجود خودت، وقتی به او اعتماد کنی و ایمان بیاوری، تمامی عالمیان و کائنات دست در دست میگذارد تا جواب ایمان تو را، برای هر خواسته ات بدهد.
 
 
فرشتگان چه موجوداتی هستند؟
فرشته‌ها مخلوقاتي روحاني‌اند که قبل از انسان آفريده شده‌اند، هميشه رو به سوي خدا دارند و در تمامي اديان و فرهنگ‌ها هم حضور دارند. آن‌ها بال و پر دارند و در عالم بالا سير مي‌کنند. مي‌گويند ظاهرشان با هم‌ديگر متفاوت است. موجوداتي غيرخاکي که بعضي‌شان پيام‌آوران از سوي خدا هستند، مثل ميکائيل، اسرافيل، جبرئيل، عزرائيل و... که فرشتگان مقرب درگاه خدا هستند. خيلي‌ها معتقدند فرشتگان اختياري از خود ندارند، بعضي‌ها نه
 به باور مسلمانان، دو فرشته روي شانه‌هاي راست و چپ هر انسان قرار دارند و کارهاي خوب و بد او را ثبت مي‌کنند. در فرهنگ مسيحيت، فرشته‌ها از انسان‌ها مراقبت مي‌کنند. در بين يهودي‌ها، به منزله‌ي بندگان خدا هستند و فرامين او را روي زمين اجرا مي‌کنند. فرشته‌ها در بسياري از باورهاي عاميانه نماد پاکي و خيرخواهي‌اند. مي‌گويند با هر قطره باران يک فرشته روي زمين فرود مي‌آيد.
دکتر ویرچو می گوید: در کودکی اغلب فرشته ها را به شکل نورهای سفید یا رنگی می دیدم. وقتی بزرگتر شدم و بینایی ام تنظیم شد، شکل و فرم آنها را هم دیدم. حالا در اطراف همه، در هر جایی که می روم، فرشته ها را می بینم و زیبایی آنها نفس گیر و حیرت انگیز است. فرشتگان مات و نیمه شفاف هستند. آنها پوست ندارند. رنگ چشم، پوست یا موی آنها رنگهای نژادی ندارد و بر اساس انرژی های خود با رنگهای مختلفی می درخشند. لباسهای آنها مثل لباسهای پارچه ای نازک و عقیق مانند است. فرشته ها بالهای بزرگ و قو مانند دارند، البته من تا به حال ندیدم که برای پرواز، بالهایشان را تکان دهند. آنها به من گفتند که هنرمندان در ابتدا آنها را به این صورت کشیده اند و برای همین ما حالا انتظار داریم که آنها به صورت موجوداتی بالدار باشند. فرشتگان با شکل ها و اندازه های مختلف می آیند. فرشته های مقرب بلندتر و بزرگترند، کروب ها مثل بچه هایی کوچک و بالدار هستند. فرشتگان نگهبان 3 تا 4 فوت بلندی دارند. طول موج فرشتگان بالاتر از ماست
 
امانوئل سودنبرگ، عارف مشهور سوئدي، مي‌گويد بر جهان فرشته‌ها فقط عشق حاکم است و هر فرشته‌اي يک بهشت است. دو نفر که در زمين يکديگر را دوست داشته‌اند، در بهشت به صورت فرشته‌اي واحد درمي‌آيند.
در قرآن در آیه 1 سوره ی فاطر(ملائکه) خداوند میفرماید:
ِبسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ یزِیدُ فِی الْخَلْقِ مَا یشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ
ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده آسمانها و زمین، که فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بالهای دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه، او هر چه بخواهد در آفرینش می‌افزاید، و او بر هر چیزی تواناست!
: خداى عز و جل ملائكه را از نور آفريده است.
امام صادق (ع) می فرمایند: ملائكه آب و طعام نمى‏خورند، و ازدواج ندارند، و تنها با نسيم عرش، زنده ‏اند، و براى خداى عز و جل فرشتگانى است كه تا روز قيامت يكسرهدر ركوع‏اند، و براى او فرشتگانى ديگر است كه تا روز قيامت يكسره در سجده ‏اند".
فرشته ها دو گروهند: فرشته های نگهبان و فرشته های مقرب یا همون ابر فرشته ها.
فرشته های نگهبان همونطور که از اسمشون پیداست وظیفه ی مرافبت و محافظت از ما رو به عهده دارند و این ربطی به اینکه ما آدم خوبی باشیم یا بد نداره اونها کارشونو انجام میدن. در کتاب فرشتگان دکتر دورین ویرچو می گه هر انسانی حداقل 2 تا فرشته ی نگهبان داره یکی قدرتمند و بی باک برای اطمینان از  اینکه رسالت خودمون رو در زندگی به سرانجام برسونیم و اون یکی خیلی لطیف تر که کارش آرامش و تسکین دادن ماست. اما بعضی از افراد خیلی بیشتر از دو تا فرشته ی نگهبان دارند. اونایی که تجربه نزدیک به مرگ داشتند فرشته های نگهبان بیشتری دارند چون باید به اونا  برای تنظیم با زندگی بعد از تجربه عالم دیگه کمک کنند و البته اگه خودمون یا یکی از بستگان یا دوستان خوب برای داشتن فرشته های بیشتر برای ما دعا کنند  ، میتونیم تعداد بیشتری از اونها رو در اطرافمون داشته باشیم.احاطه شدن توسط تعداد زیادی فرشته میتونه منافع زیادی برای ما داشته باشه چون اونا مانند یک سپر از ما مراقبت میکنند.
فرشتگان مقرب:
فرشتگان مقرب مدیرانی هستند که بر کار فرشتگان نگهبان نظارت دارند که اینها جزء 9 دسته فرشتگان هستند که شامل فرشتگان، فرشتگان مقرب، امیران، توانمندان، پارسایان، حاکمان، تاجداران، کروبیان و سرافین هستند.
از میان این گروه ها، فرشته های نگهبان و فرشته های مقرب بیشتر از همه در کار کمک به زمین و ساکنین آن هستند. در مقایسه با فرشته های نگهبان، فرشته های مقرب، بسیار بزرگ و قوی هستند و صدایی بلند دارند، اما بی نهایت مهربان و بدون منیت هستند. این موجودات غیر فیزیکی جنسیت ندارند اما مشخصاتی دارند که شخصیت یا انرژی زنانه یا مردانه به آنها میدهد. نام تمام فرشتگان مقربی که در اینجا ذکر میشود، پسوند "اِل" دارد به جز دو تا از آنها. "ئل" کلمه ای عبری است به معنای "از خدا". آن دو استثناء پیامبران انجیلی بودند که زندگی های نمونه آنها سبب شد پس از زندگی انسانی، در زمره فرشتگان مقرب قرار گیرند. گاهی این فرشتگان مقرب، نامهای مختلف دارند، اما این نام هایی که ذکر میشود، معمول ترین نام های آنها هستند.
آریل "Ariel" به معنای شیر ماده خدا:
 نور این فرشته صورتی کمرنگ است او در تأمین نیازهای مادی نظیر پول، سرپناه و اقلام مورد نیاز به ما کمک میکند. او همچنین در زمینه مسائل زیست محیطی، مراقبت از حیوانات و درمان آنها هم یاری می رساند. او با فرشته مقرب رافائل که حیوانات را درمان کرده و به آنها کمک میکند، همکاری دارد و از گروه فرشتگان "تاجداران" است. از نظر تاریخی او با پادشاه سلیمان در ارتباط است و نیز با گنوسی ها که اعتقاد داشتند آریل، بر بادها فرمان میراند.
 
عزرائیل "Azrael" به معنای کسی که خدا به او کمک میکند:
نور او به رنگ بژ(قهوه ای مایل به خاکستری)است او روح افراد فوت شده را به بهشت باز میگرداند و به ماتم زدگان کمک میکند و به کسانی که به سوگواران تسلی میدهند، کمک میکند. در یهودیت و اسلام، او را فرشته مرگ می نامند. او با فرشته مقرب رافائل و پادشاه سلیمان در ارتباط است.
 
شموئل "Chamuel" به معنای کسی که خدا را می بیند:
شموئل معمولا با نور سبزکمرنگ دیده می شوداونگرانی را برطرف میکند و صلح فردی و جهانی ایجاد میکند. در یافتن اشیاء، موقعیت ها و مردم یاری میرساند. او از گروه فرشتگان "قدرتمندان" است.
 
جبرئیل "Gabriel" به معنای پیامبر خدا:
نور این موجود عزیز زرد تیره است این فرشته به پیام آوران نظیر نویسندگان، معلمان، خبرنگاران و غیره کمک میکند. همچنین در بزرگ کردن فرزند، باردار شدن و پذیرش سرپرستی فرزند یاری میرساند.
 
هانیل "Haniel" به معنای شکوه خدا:
نور ایشان معمولا بهرنگ آبی خیلی کمرنگ مایل به سفید است او  در هنگام عادات ماهانه و نیز در زمینه روشن ضمیری و نهان بینی کمک میکند. او با سیاره ماه و ونوس مرتبط است.
 
جرمیل "Jeremiel" به معنای رحمت خدا:
نور این موجود لطیف بنفش مایل به سرخ است او با احساسات در ارتباط است. او کمک میکند که بر زندگی مان مرور و بازنگری داشته باشیم تا بتوانیم ببخشیم و برای تغییرات مثبت، طرحی بریزیم.
 
جوفیل "Jofiel" به معنای زیبایی خدا:
جوفیل با نور صورتی (بنفش روشن) دیده می شود او شرایط منفی و پر آشوب را برطرف میکند و  به افکار، خانه، دفتر و دیگر محیط ها زیبایی و نظم میدهد و انرژی منفی آن ها را از بین می برد. او را حامی هنرمندان می دانند و تورات او را برپا دارنده قانون الهی میداند.
 
متاترون "Metatron":
ایشان با نور سبز با صورتی تیره دیده می شوند.او پیامبر انوخ بوده که پس از زندگی پارسا و مقدس خود در زمین، به فرشته تبدیل شده است. او مشکلات آموزشی و مسائل کودکان را برطرف میکند تا کودکانی بلورین و نیلی، (کودکان نابغه و روشن ضمیر) پرورش یابند. قبالا میگوید متاترون به موسی کمک کرد تا قوم یهود را از مصر به اسرائیل ببرد. در تلمود آمده که متاترون در بهشت مراقب بچه هاست و همچنین از کودکان زمین مراقبت میکند.
 
میخائیل "Michael" به معنای کسی که شبیه خداست:
نور این فرشته بنفش روشن(آبی کبالتی) است او ترس و شک ما را برطرف میکند، از ما حفاظت میکند و منفی ها را از بین می برد. او قویترین فرشته مقرب است و در انجیل، کتاب مقدس مسیحیان و دیگر کتب مقدس یهودی و اسلامی، کارهای قهرمانانه و حفاظتی به او نسبت داده میشود. او قدیس حامی مأموران پلیس است، زیرا او از هر کسی که او را فرا بخواند حفاظت کرده و به آن فرد دلیری و رشادت می بخشد. او به گروه فرشتگان "پرهیزگاران" تعلق دارد.
 
راگوئل "Raguel" به معنای دوست خدا:
سبز متمایل به آبی رنگی است که متعلق به  راگوئل است او در همه روابط هماهنگی ایجاد میکند و به برطرف شدن سوء تفاهم ها کمک میکند. کتاب انوخ میگوید که او بر همه فرشتگان نظارت دارد تا ارتباط بین آنها هماهنگ باشد. می گویند که او به پیامبر انوخ کمک کرده تا عروج یابد و به فرشته مقرب، متاترون تبدیل شود.
 
رافائل "Raphael" به معنای کسی که درمان میکند:
سبز زمردین روشن مخصوص رافائل شفا بخش است .او دردها را درمان میکند و راهنمای درمانگران و کسانی است که میخواهند درمانگر شوند. او را قدیس حامی مسافران میدانند اما کار اصلی او درمان و کمک به کسانی است که درمان میکنند.
 
رازیل "Raziel" به معنای رازهای خدا:
رازیل فرشته ی رنگین کمانی است.او مسدودیت های فیزیکی و معنوی را از بین می برد و در زمینه تعبیر خواب و یادآوری خاطرات گذشته به ما کمک میکند. دانش قدیمی یهودی می گوید که او آنقدر نزدیک بارگاه الهی است که همه رازهای کیهان را می شنود و همه را در کتابی به نام "کتاب فرشته رازیل" نوشته است. و در افسانه ها آمده که او این کتاب را در هنگام خروج آدم از بهشت به او داده و نیز در زمان ساخت کشتی به نوح کمک کرده است.
 
سندالفون " Sandalphone":
فیروزه ای رنگ سندالفون است .او پیامبر ایلیا بوده که به فرشته مقرب تبدیل شده. او اهداف مختلفی را دنبال میکند مثل کمک به مردم برای رهایی از تمایلات خشمگینانه و رساندن دعاهای ما به خالق. بعلاوه او به موسیقیدان ها کمک میکند، بویژه کسانی که از موسیقی برای اهداف درمانی استفاده میکنند. چون او یکی از کسانی است که به فرشته مقرب تبدیل شده، او را برادر دوقلوی متاترون میدانند. دانش عبری کهن از هیبت عظیم او می گوید و موسی او را فرشته بلند می نامد.
 
اوریئل "Uriel" به معنای خدا نور است:
زرد کمرنگ مربوط به اورئیل عزیز نور خداست.او فرشته خرد و فلسفه است که ذهن ما را با بینش ها و ایده های جدید روشن میکند. در کتب مقدس یهودی، کارهای مختلفی به او نسبت داده میشود. او فرشته نور است. به گروه سرافین تعلق دارد که از میان 9 گروه فرشتگان، از همه به خدا نزدیکتر است. میگویند او از وقوع سیل به نوخ خبر داده و او را یکی از 4 فرشته اصلی میدانند که عبارتند از میخائیل، جبرئیل و رافائل.
 
زادکیل "Zadkiel" به معنای درستکاری خدا:
آبی تیره نور این فرشته است .او در زمینه مشکلات حافظه و دیگر عملکردهای ذهنی کمک میکند. بسیاری از دانشمندان بر این باورند که زادکیل از کشته شدن فرزند ابراهیم به دست او جلوگیری کرد. قبلا زادکیل را همکار میخائیل میداند که در حفاظت در مقابل انرژی های منفی و پایین تر و رهایی از آنها کمک میکند.
 فرشتگان مقرب به گروه خاصی از مردم تعلق ندارند، یعنی لزومی ندارد جزء گروه خاصی باشید تا بتوانید از آنها کمک بخواهید. از آنجا که این فرشتگان موجودات غیر فیزیکی لایتناهی هستند، میتوانند همزمان به هر کسی که از آنها کمک بخواهد، کمک کنند. آنها به خواست های شما پاسخ میدهند، چه به صورت کلام باشند، چه به صورت نوشته یا فکر. حتی میتوانید از آنها بخواهید که همیشه در کنار شما باشند و آنها خیلی خوشحال میشوند که چنین کنند.
اولين شب جمعه ماه رجب از فضيلت بيشتري برخوردار است و ليله الرغائب نام دارد پيامبر اسلام در اين باره مي‌فرمايند: از اولين شب جمعه ماه رجب غافل نشويد فرشتگان آن را ليله الرغائب مي‌نامند. چرا كه وقتي يك سوم از شب گذشت هيچ فرشته‌اي نيست مگر اينكه در كنار كعبه شريف آيد آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان كند و فرمايد: فرشتگانم هر چه خواهيد از من بخواهيد فرشتگان گويند: بار الها حاجت و خواسته ما آن است كه روزه داران ماه رجب را بيامرزي خداوند خداوند متعال فرمايد: آمرزيدم
  
واما فرشتگان!فرشتگان مخلوقات ارزشمند خداوند مهربان هستند.همانطور که میدانید سیر تعالی موجودات از جماد(اشیاء) به نبات(گیاهان) به حیوان به آدم به فرشته به انسان کامل است.
یعنی فرشتگان از آدمی که به مرحله کمال الهی نرسیده برتر هستند اما انسانها قادرند که به مرتبه ی بالاتر صعود کنند و از فرشتگان برتر شوند یعنی به مقام انسان کامل برسند.
حالا می خوام از مطالب دکتردرین ویرچو وتینا قیصر: ملائک شفاگران توانمندی هستند که اگر بدان ها دست یابید، به تلاشهای درمانگریشان شتاب بیشتری می بخشند. هر چى بیشتر فرشتگان را به زندگیمان فرا بخوانیم، زندگیمان آمادگی بیشتری برای بازتاب درخششهای بهشتی می یابد.
قدرت شفابخش فرشتگان بی نهایت است. آنها میتوانند گرفتاری های ما را در حیطه روابط،شغل، مسائل مالی، مشکلات مسکن و دیگر نابسامانی ها در زندگی مرتفع سازند. با پیروی از چندمرحله می توانیم یاری ایشان را جلب نماییم :
اول: طلب کمک کنید: قانون اختیار میگوید که فرشتگان بدون اجازه شفاهی ما نمیتوانند در زندگی ما مداخله نمایند. تنها یک استثناءوجوددارد، آنهم زمانی است که زندگی ما در خطر است.
در این صورت بی فوت وقت وارد عمل می شوند، در غیر این صورت ما باید از فرشتگان تقاضای کمک کنیم.
دوم:مشکل را به خداوند و فرشتگان بسپارید به بیماری خود و یا مشکل فکر نکنید بلکه آن را کاملا به خداوند و فرشتگان بسپارید به آنها راه حل نشان ندهید آنها خود بهتر از شما میدانند ریشه ی مشکل کجاست و آن را به بهترین شکل حل میکنند.
سوم: به خدا و فرشتگان اعتماد کنید خود را به اقیانوس عظیم بی کران خداوند بسپارید و بگذارید به هر سمتی که می داند، شما را ببرد.او به همه عالم دانا و آگاه است
چهارم: شیوه های ربانی را پیش گیرید. پس از آنکه شما مسئله تان را به خدا و فرشتگان واگذار نمودید، آنها از شما خواهند خواست که برای حل مشکل گامهایی انسانی بردارید. این رهنمودها را در شکل یک نوا، رؤیا، بصیرت، ادراک یا در قالب احساسی شهودی دریافت می نمایید.
اگر از منبع الهام اطمینان ندارید، از خدا و فرشتگان بخواهید که آن را تأیید نمایند. حضرت حق و ملائک همیشه پیا مهایی عاشقانه و حمایتگر ارسال می کنند، پس هرگاه که ندایی وحشت انگیز دریافت نمودید، بدان گوش ندهید! به هر تقدیر، اگر اتصال ما با خدا از جان و دل باشد، نباید نگران اختلالهای دیگر در درونمان باشیم.
فرشته مقرب رافائل: شفاگر متعال در میان فرشتگان
برای مشکلات جسمانی از قبیل بیماری یا آلام، هیچ شفاگری، در قلمرو روحانی، برتر ازفرشته مقرب رافائل وجود ندارد. این ملک که معنی نام او: "طبیب الهی" است می تواند فوراً شما را از دردها برهاند. رافائل با یک انرژیی شفاگر سبز زمردین بسیار زیبا می درخشد.
معمولاً این فرشته مقرب بخش های دردمند بدن را با این تلألو شفابخش لبریز می نماید. این نورمرهمی آرامبخش است که شفا را آغاز می کند و به انجام می رساند .
رافائل نیز همچون دیگر ساکنان حرم می تواند در آن واحد با هر کس که بخواندش فارغ اززندان زمان و مکان، همراه گردد. بنابراین هرگز واهمه اى به خود راه ندهید که اگر رافائل را بخوانیدوی را از خدمت به دیگران باز داشته اید.
فرشته مقرب شفابخش به مجرد این که شما بخواهید به سویتان راهی می شود. می توانید به اوفکر کنید، یا این که با صدای بلند بگویید : " رافائل لطفاً مرا مدد بده"! همچنین این ملک در صورتی که تقاضا نمایید به یاری عزیزانتان هم راهی می شود.
رافائل یک شفاگر بسیار توانمند است که کارش را چونان یک جراح روحی بر ذهن و بدن انجا می دهد تا جایی که ترس و تاریکی را زدوده نماید.
 
 

ادامه موجودی به نام فرشته


قرمز:انرژی جهانی و انگیزه
 
نارنجی:حمایت عاطفی
 
زرد:ذوق و شوق و رفتار مثبت
 
سبز- صورتی:عشق و محبت
 
آبی:ارتباط و صداقت
 
بنفش: آگاهی معنوی
 
سفید:خلوص نیت
 
به خاطر بیاور هر فرد روی تو چه تاثیری گذاشته است.حتی اگر یکی از آنها موجب ناراحتی ات شده،سعی کن او را ببخشی.با روشن کردن شمع تک تک افراد خانواده،از فرشته ی آنان تقاضا کن تا به تو ملحق شوند.همانطور که شمع می سوزد،برای تک تک اعضای خانواده ات عشق و نور بفرست.
 
 
سلام و صدتا سلام ،ماه مبارک رمضان آمده با چندروز ت.زمان بیشتری برای دنیای درون خود بگذارید.سعی کنید بیشتر عبادت یا مراقبه کنید.از فرشتگان بیشتر از ماههای دیگر کمک بخواهید تا در پیشرفت مسیر معنوی به شما کمک کنند.به خاطر داشته باشید فرشتگان صرفا شما را به سوی راه راست و انجام دادن کارهای شایسته راهنمایی می کنند. به شمافشار نمی آورندکه کاری را انجام دهید.آنها آگاهی لازم را به شمامی دهند ولی تصمیم گیرنده خودت هستی.
"زنبق آبی گل مخصوص جولای می باشد که شباهت زیادی به نیلوفر آبی که مظهر بینش و آگاهی است دارد.هر نیلوفر آبی پانزده تا بیست و پنج گلبرگ سفید دارد که به نوبت باز شده تا کاسبرگ درخشان گل پیدا شود. این گل مظهر رشد معنوی خودت می باشد.با برداشتن هر گام به سوی مسیری مناسب گام دیگری را هم برمی داری.وقتی گل درون تو باز شود،به نور درخشان مرکزی میرسی.باز شدن تک تک گلبرگهای درون تو به آن آسانی که خیال می کنی نیست.ممکن است چندین بار شکست بخوری اما بخاطرداشته باش فرشته ات در کنار تو است وتشویقت می کند که گام بعدی را برداری و به بصیرت برسی.
پس امروز برای فرشته ات نامه ای بنویس.به چیزهای خوبی فکر کن که از موقع آشنا شدن به وجود فرشته ات ،به زندگی تو وارد می شود.از فرشته ات تشکر کن که در خوشی و ناخوشی کنار تو بوده است.هر چقدر می توانی نامه ات را خلاقانه کن.تصویری بکش.آرم درست کن،نبوغ خودت را در حد عالی نشا
 
با روشن کردن شمع نارنجی از فرشته میورل تشکر کنید و از او خداحافظی کنید.نگاهی به دفتر فرشتگان خود بکنید و ببینید از وقتی فرشتگان را به زندگی خود دعوت کردید چه موهبتهایی دریافت کردید.
 
فردا 10 تیرماه (اول جولای) است.فرشته ی مخصوص این ماه ورکل است.پس در چنین روزی به خودتان برسید و استراحت کنید.ورکل،فرشته ی جولای به شما یادآوری می کند که در زندگی باید بین کار و تفریح هماهنگی وجود داشته باشد.دور و برخودتان را زیاد شلوغ نکنید که فرصت سرخاراندن هم نداشته باشید.امروز از خانه بزنید بیرون،به هرجا دلتان خواست بروید.با دقت به اطرافت نگاه کنید و لذت ببر.
 
امیدوارم که شاداب و بانشاط باشید اما اگر فکر می کنید که تنها هستید و اوقات سختی را سپری می کنید به خاطر داشته باشید که هرگزززززززززززززز تنها نیستید.
 دوست من همیشه فرشته ای در کنارت حضور دارد و تو را راهنمایی و حمایت می کند از فرشته ی خود تقاضای کمک کن تا در زندگیت تغییر و تحول لازم را ایجاد کند و لحظه لحظه ی آن را سرشار از شادی و خوشی کند این ماه تا 9 تیرمتعلق به فرشته میورل است .از فرشته ی صلح و آرامش الهی تقاضا کنی به زندگیت وارد شود.کسی را در ذهنت تجسم کن که در زندگی به تو لطمه زده است.از فرشته ی خود و فرشته ی صلح و آرامش الهی خواهش کن نزدت بیایند.سپس با صدای بلند بگو:«نورالهی درونم،به نور الهی درون(اسم فرد) درود می فرستد.» خودت متوجه خواهی شد بعد از آن چقدر احساس آزادی و سبکی خواهی کرد .چون آرامش سراسر وجودت را فرا می گیرد.در ضمن از امروز به بعد هر وقت کسی را دیدی که طرز رفتارش مخالف عشق و محبت فرشته ای باشد این جمله را در دل خود بگو:"نور الهی درونم ،به نور الهی درون تو درود می فرستد."در این صورت تو با روح و روان متعالی آن فرد ارتباط برقرار کرده و در ضمیر او ترس و عصبانیت را از بین برده و نور درونش متجلی می شود. البته مدتی طول می کشد آن فرد عصبانی و ترسو با نور درونش ارتباط برقرار کند.اما حداقل خودت می دانی در مسیر مناسبی گام اول را برداشته ای.
ماه زیبای شعبان به نیمه رسیده و فردا روز باشکوهی است امیدوارم که از برکاتش استفاده کنید.از  آیات و روایات می‌توان چنین استفاده کرد که تعداد ملائکه‌ای که در خدمت امام زمان(عج) و یاران ایشان خواهند بود، بسیار زیاد است خصوصاً در دورۀ استقرار حکومت عدل امام زمان (عج) ملائکه حضوری پررنگ خواهند داشت و گاه در مقام خادم، یاران و همراهان امام(ع) و شیعیان به ایفای نقش خواهند پرداخت. به امید روزی که این وعدۀ دیرین الهی تحقّق یافته و ما نیز توفیق درک آن را بیابیم.برای کمک از خداوند و فرشتگانش به جهت اینکه دچار بیماری نشویم و برای درمان دردها ۲ عدد یاسین می خوانیم
ن؟  دوستانی که دعای جوشن را خوانده اند تعریف کنید که چه حسی داشتید  اگه دعا تمام شده دوباره به همان شکل شروع کنید همه ی نامهای پروردگار بزرگ و زیبا هستند اما یک ذکر یکی از نامهای پروردگار به دل شما می نشیند و ناخودآگاه توجه شما را جلب می کند دلتان میخواهد که آن را تکرار کنید.به آن ذکر یا نام توجه کنید و هر زمان که یادتان بود آنرا زمزمه  کنید حتی اگر بتوانید به صورت دائم ذهنی و قلبی به آن توجه کنید.
 
فرشتگان سراسر دنیا پراکنده اند، و نور این اذکار آنها را به سوی شما جذب می کند هر روز زمانی را به مراقبه اختصاص دهید. ابتدا دفتری تهیه کنید به نام من و فرشتگان در جایی آرام بنشینید و افکار مزاحم را از خودتان دور کنید. و یکی از نامهای خداوند را که دوست دارید بخوانید سپس تجسم کنید که فرشته ای به شما نزدیک می شود به نورش دقت کنید چه رنگی است؟او را چگونه می بینید؟سپس ببینید که فرشته ی شما دستتان را میگیرد و شما را به آسمان می برد15 تا 20 دقیقه با فرشته ی خود پرواز کنید و لذت ببرید؟ صدای فرشته رابشنوید به شما چه می گوید؟بعد فرشته شما در حالیکه تمام سنگینی و ناراحتی و غمهایتان را از شما جدا می کند شما را به آرامی به مکانی که بودید باز می گرداند.از او تشکر و قدردانی کنید و سپس به آرامی چشمان خود را گشوده و از احساسی که داشتید و تمامی جزییاتی که تجربه کردید در دفترتان با ذکر تاریخ بنویسید.
ارتباط با فرشتگان 2
 
من نور پاکم ای بصر،نه مشتی خاک مختصر
من را به چشم سر نبین،من را به چشم سِر ببین
ما اینجا انجام میدیم برای اینه که بتونیم فرکانسمون و بالا ببریم تا بهتر بتونیم این ارتباط رو درک کنیم و از وجود این موجودات لطیف و نورانی بهره ببریم.
اما در بخشهایی از این کتاب آمده: ما (فرشتگان) بسيار مشتاق یافتن فرصتي مناسب براي ارتباط با شما هستيم. براي ما لذت بخش است كه بتوانيم شانس هدايت و راهنمايي شما را پيدا كنيم... تنها رمز دریافت خرد جاودانه‌ی ما؛ این است كه اجازه دهيد با شما صحبت كنيم و مشتاقانه بخواهيد حرف‌هايمان را بشنويد. اي اشرف مخلوقات! ما همواره در كنارتان هستيم و چون سايه شما را تعقيبت مي‌كنيم؛ آن‌چنانکه، اگر بخواهید هم نمي‌توانيد بدون ما باشيد. پس به حقيقت حضور ما ایمان بیاورید.  مهم نيست، اگر صدايمان رانشنويد و يا ما را نبينيد. زیرا اینها تنها در زماني رخ خواهند داد كه شما افكار و عقايد غلطی را كه ‌هيچ خدمتي به شکوفایی و پیشرفت زندگیتان نكرده‌اند رها کنید تا از زندگيتان بيرون روند.
خوب با لحظه ی ابدی و نیروی حال چه کردین؟اگه انجام داده باشین انرژی و آرامش زیادی پیدا کردین و ذهنتون آروم شده ، حالا میخوایم فرشته ها رو با ذهنی آروم جذب کنیم با ذهنی که همیشه در حال قرار داره و افکار غلط و خطای شناختی و مقایسه در اون راه نداره.
 بعد از آروم کردن ذهن برای جذب فرشته ها باید به نیایش روی بیاریم.نمیدونم من چون خودم مسلمونم به شیوه ی خودم نیایش می کنم ولی شما هر دین دیگه ای دارین میتونین از نیایشها و اذکار دین یا اعتقاد خودتون استفاده کنین.حالا برای کسانیکه با من همراهن میخوام نیایشهای خاصی رو بگم البته هر کس در این زمینه راه خودش و داره من فقط چند نمونه رو میگم که بهتره انجام بدین
1-     اول سعی می کنیم برای خودمون گوشه ای رو در منزل داشته باشیم که همیشه مرتب و آماده باشه و اسمش و میذاریم جایگاه نیایش اگه اهل نماز هستین که امیدوارم باشین سعی کنین در اون نقطه نماز بخونین و بعد از هر نماز چند تا (هر تعداد که دوست داشتین) صلوات  هدیه کنین به فرشته های خداوند قادر و متعال
2-     میدونین که دعای جوشن کبیر دعایی است که تماما اسامی خداست و این اسامی انرژی و نور زیادی دارن ما میخوایم این اسماءدر قلب و روح و جانمون بشینه پس شروع می کنیم از امشب هر شب قبل از خواب 10 بند از جوشن رو می خونیم با دقت و تمرکز بر روی اسماء و در 10 شب ما یک جوشن رو ختم می کنیم اول هر بند بسم الله الرحمن الرحیم یادتون نره
3-     نور بنفش رو که فراموش نکردین؟هر روز حدود 20 دقیقه ذهنتون رو پر از نور بنفش بکنین
خوب پس تا دفعه ی دیگه همه باهم این تمرینها رو انجام میدیم و منتظر نتایج شگفت اون خواهیم بود.
 
خوب بریم سر اصل مطلب ، اول از همه باید یه چیزی و بهتون بگم. همونطور که قبلا گفتم در مورد فرشته ها یه تجربه مربوط به سن 5 سالگیم داشتم و بعد از اون دیگه فراموش کردم تا چند وقت پیش که کتاب دکتر دورین ویرچو رو دیدم بعد دوباره اون خاطره برام زنده شد. منم مثل شما یه آدمی هستم که میخواد یاد بگیره و تجربه کنه و تقریبا تازه کارم درضمن ممکنه اشتباه هم بکنم. اما یک چیزی و مطمئنم که فرشته ها قطعا وجود دارن و میشه صداشونو شنید و از کمکهاشون بهره برد. پس با من همراه شین و با هم دانسته هامون رو روی هم میذاریم و تجربه می کنیم و این تجربیات رو با هم قسمت می کنیم.
نمی دونم تا حالا تو فیلما دیدین که دو نفر میخوان با هم صحبت کنن اولی از دومی یه چیزی میپرسه ،بعد دومی تا میخواد جواب بده اولی هی میگه،چرا جواب نمی دی ،چیکار می کنی ،نظرت چیه؟و.....خلاصه آنقدر حرف میزنه که طرف مهلت پیدا نمی کنه تا جواب بده ،ارتباط ما هم با فرشته ها همینطوریه،یعنی تا وقتی هی بگیم ،من الان باید چیکار کنم؟ چرا صداتونو نمی شنوم؟چرا احساس نمی کنم،و....چطور میتونین توقع داشته باشین بتونین صداشونو بشنوین،شما باید ساکت و آرام باشید،باید ذهنتان آرام و خاموش باشد تا بتوانید صدای آنها را بشنوید.درضمن در ارتباط با فرشته ها ما باید فرکانس خودمون و بالا ببریم.استرس،و آشفتگی ذهنی باعث میشه فرکانس ما بیاد پایین و نتونیم صدای فرشته ها رو بشنویم یا احساسشون کنیم.همونطور که در پست قبل گفتم تا وقتی ذهن ما مشغول تجزیه و تحلیله، فرشته ها نمی تونن صدای خودشونو به گوش ما برسونن. فرشته ها معمولا به چشم ما نامرئی هستند،زیرا در سطحی فراتر از بینایی انسان ارتعاش دارند. گاهی که آگاهی خود را به اندازه ی کافی تعالی می بخشیم،می توانیم آنها را ببینیم.در موارد دیگر،وقتی در حالت آسودگی یا نیمه خواب هستیم،پرده ی میان عوالم نازک می شود و قادر می شویم آنها را ببینیم.
جالب بود وقتی نظر دوست عزیزی رو خوندم که نوشته بود "تا نگران پسرم میشدم میگفتم فرشته های نگهبان پسرم ازش مراقبت کنید یا مثلا فرشته های نگهبان بابام ازش مراقبت کنید و احساس میکردم خیلی آرامشم بیشتر میشد"یاد بخشی از کتاب دایانا کوپر افتادم که خانمی نوشته بود که زمانی که پسرش رانندگی را تازه شروع کرده بود یک شب دیروقت بود و هنوز پسرش به خانه بازنگشته بود و خیلی نگران بود.میگفت از فرشته ی نگهبان پسرم خواستم مواظبش باشه و بعد اضطراب جای خودش رو به آرامش و خوابی عمیق داد. روز بعد پسرم میگفت وسط راه ناگهان خوابش برده که صدایی شنیده که او را صدا زده و بیدارش کرده .
پس تمرین می کنیم و اگر موفق نشدیم ناامید نمی شیم و دوباره تمرین می کنیم هروقت دیدیم که از فکرمان غافل شدیم و هزار موضوع را به ذهنمان راه دادیم به خودمون میگیم بسه.و دوباره فقط در لحظه ی حال زندگی می کنیم شاید در روز اول حتی یک ساعت هم نتونیم در حال باشیم اما سعی خودمون رو می کنیم که روز بعد زمانش رو بیشتر کنیم و در پایان روز بخاطر زمانهایی که موفق شدیم در حال باشیم به خودمون آفرین میگیم و از خودمون تشکر می کنیم و جایزه میدیم . لطفا در بخش نظرات برام بنویسین که چند دقیقه در روز فقط به کاری که انجام میدادین فکر کردین و در حال بودین.حتی اگر 30 ثانیه بیشتر نبود نا امید نشین و سعی کنین این زمان رو به 1 دقیقه برسونین و بعد هی بیشترش کنیم.من وقتی ذهنم خیلی آشفته است و نیاز به آرامش دارم گوش می کنم به شما هم پیشنهاد میدم اینکار رو بکنین.
من با خودم در صلح و آشتی هستم
من همیشه در حال هماهنگی با جهان هستم
سرشار از عشق به حقیقتم
پیوسته در حال صلح و  هماهنگی با اطرافم هستم
هرچه  صادق تر باشم ،عشق بیشتری را دریافت میکنم
خشمم را بگونه ای نشان میدهم که با جهان اطرافم در  صلح و تعادل قرار بگیرد
با کودک درونم وحدت و هماهنگی دارم
 
من هر شب قبل از خواب و صبح ها وقتی که از خواب بیدار می شوم از شموئیل میخواهم که به من کمک کند تا با خودم درونم و اطرافیانم در هماهنگی و صلح کامل بسر برم
ایامتون پر فرشته
 
 به پیغمبر چه می مانی بگو
حالا پیغمبر یا حضرت علی فرقی نداره ما که ادعای مسلمانی داریم چقدر الگوبرداری از حضرت محمد (ص)یاحضرت علی(ع) می کنیم؟چقدر اعمال و رفتارمان شبیه آنهاست؟
امروز روز حضرت امیر است.آن بزرگواری که مولود کعبه است.جانشین پیغمبر(ص)و آرام دلهای بیقرار
 
در اولین کارگاه آموزشی فرشته هایم،مراقبه را تعلیم می دادم. به وضوح به من گفته شد که همه ی ما بسیار اهل تجزیه و تحلیل هستیم و باید فکر کردن را کنار بگذاریم و در عوض ذهنمان را با رنگ سفید مایل به بنفش پر کنیم.بلافاصله شعله ی نور سفید مایل به بنفشی را در چشم سومم دیدم.احساس آرامش و وحدت عمیقی داشتم.بعدها متوجه شدم که بسیاری از شرکت کنندگان نیز وقتی که فرشته ها نزدیک شدند. همان حس قدرتمند را داشتند.غرق کردن خود در نور بنفش یا سفید مایل به بنفش سرعت ارتعاش ما را افزایش می دهد.
بنابراین 5 راه برا ارتباط نزدیک تر با فرشته های نورانی وجود دارد.
1-     مدام به آنها فکر کنید.
2-     افکارتان را تطهیر و پاک کنید.
3-     دست از تجزیه و تحلیل همه چیز و فکر کردن بیش از حد بردارید.این کار شما را به نیمکره ی چپ مغزتان می برد و مانع ارتباط می شود. هرگاه که می بینید در ذهنتان هستید،نور سفید مایل به بنفش را در ذهن خود تجسم کنید.
4-     پذیرای حضور و پیام آنها باشید.
5-     به ندای  آسمانی گوش دهید. در حال حاضر عده ای از افراد این نوع  را از منابع آسمانی و از طریق ذهن دریافت می کنن. این  امواجتان را تصفیه می کند و به فرشته ها اجازه میدهد وارد هاله ی شما شوندواقعا زیباست.
     
 
 
درخواست کمک از فرشتگان نگهبان
من موحدم و یکتاپرستم و همچنین مسلمانم و قرآن را قبول دارم در قرآن کریم آمده   یـا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاُولِی الاْمْرِ مِنْکُمْ...اى کسانى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را; و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الامر .اما چطور میتونم دست بردارم از حضرت علی علیه السلام که بیشترین چیزهایی که دارم و از ایشون دارم و شفا گرفته ایشون هستم.چطور میتونم دست بردارم از امام حسین که عشق رو برایم معنی کرد!؟
اما در مورد فرشته ها ،چرا نباید از فرشتگان کمک بگیریم تمام آنچه که در اختیار انسان است نعمتهای الهی به شمار میرود و فرشتگان هم مخلوقات خداوند هستند آیا شما وقتی بیمار هستید به دکتر مراجعه نمی کنید؟و میگویید فقط خدا!!!!و مینشینید تا خداوند شفا دهد؟آیا مشغول کار و کسب نیستید و می نشینید یک گوشه تا خدا روزی دهد؟چرا شما به من میگویید گمراه؟!!! اگر موحد هستید پس بنشینید گوشه ای و بگذارید خداوند هدایتم کند. در قرآن آیات بسیاری داریم درباره فرشتگان ،راستی این سئوال برام پیش اومد چرا خدا از طریق جبرئیل به پیامبرانش وحی میفرستاد؟چرا حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه درباره فرشتگان گفتند؟یا چرا امام سجاد در صحیفه ی سجادیه درباره فرشتگان گفتند؟
قطعا خوانندگان این وبلاگ هم از قوه تفکر و تعقل برخوردار هستند و کسی نمیتواند گمراهشان کند.
اما دوست دیگری پرسیده بود: خودت این چیزا رو درباره رافاییل قبول داری ؟؟؟تجربه ای داشتی ؟؟
عزیزانم اگر چیزی را قبول نداشته باشم هرگز درباره اش حرفی نمیزنم.یک تجربه کوچک دارم که میخوام براتون بگم مربوط به دوران کودکیم هست وقتی که حدودا 5 ساله بودم مدام دل درد میگرفتم یک بار که دلم درد گرفته بود در حالت بیداری 2 فرشته رو دیدم که به من نگاه میکردند .یکی از اون فرشته های نازنین گفت یک مشکل در دستگاه گوارش داره میبینی و دیگری یهو کله اش رو کرد تو شکم من ،عجیب بود که من اصلا نمیترسیدم و فقط نگاه میکردم بعد دیدم به هم نگاهی کردند و گفتند خوب ماموریت انجام شد. من از پدرم پرسیدم دستگاه گوارش چیه؟ و دیگه از دل دردها خبری نبود.
این جریان و فراموش کرده بود تا اینکه چندوقت پیش دوباره درباره فرشتگان شفابخش مطالبی خوندم و کتاب دکتر دورین ویرچو رو دیدم .یهو همه چیز و دوباره به یادآوردم .وقتی کتاب رو می خوندم سعی کردم با رافائل ارتباط برقرار کنم. به محض اینکه صداش کردم تمام تنم داغ شد وبعد گوشم سوت کشید.من حضورشون رو حس می کنم.
خوب حالا میخوام یه تکنیک برای درخواست کمک از فرشته نگهبان از دکتر برازنده براتون بذارم
زمان انجام این تکنیک سحر بعد یا قبل از طلوع آفتاب ،نباید همزمان با طلوع آفتاب باشد و همینطور شب قبل از خواب.
مدت زمان انجام آن 30 دقیقه است
مکان:یک جای خلوت و ساکت و آرام با دما و نور معمولی بهتر است تلفن را از پریز کشیده و .
میتوانید دراز بکشید یا نشسته این تمرین را انجام دهید. میتوانید روی یک مبل بنشینید کف پاها روی زمین قرار بگیرد .دستها روی پاها کف دستها رو به بالا باشد.
با ذکرهای مذهبی مثل صلوات و تمرکز روی تنفس(دم و بازدم) آرامش بگیرید.
آرام در دل بگویید خدایا سلام و سپاس،فرشتگان الهی سلام و سپاس،فرشتگان نگهبان سلام و سپاس،فرشتگان نگهبان من سلام و سپاس،جهان هستی سلام و سپاس
با استفاده از نیروی ذهن یک فضای بزرگ نورانی(نور سفید فرشتگان نگهبان) در دل آسمان مجسم کنید.خود را در مرکز این فضا در حالت مراقبه نشسته ببینید (چهارزانو و دستها روی پاها کف دستها رو به بالا) اطراف را پر از ستاره های طلایی ببینید و در مرکز هر ستاره یک عدد 4 طلایی تجسم کنید.ببینید که هر ستاره و عدد 4 آن میدرخشد و به دور خود می چرخند.مجسم کنید تمام ستارگان به دور شما نیز می چرخند.جهت گردش آنها در جهت عقربه های ساعت است.برای مدت 5 دقیقه بر این تصاویر تمرکز داشته باشید.
ابراز عشق و محبت و قدردانی نسبت به فرشتگان باعث جذب آنها می شود.تمام توجه خود را متوجه فرشتگان نگهبان خود کنید و آنها را اینگونه صدا کنید :فرشتگان نگهبان مهربان من،فرشتگان نگهبان عزیز من،....سلام و درود بی کران برشما که عاشقانه دوستتان دارم و برایم عزیز هستیدو همواره از کمکهای شما سپاسگزارم و.... به مدت سه دقیقه در این گفتگو باشید.حال خود را رها کنید و به هیچ کار فیزیکی یا ذهنی نپردازیدو 3 دقیقه در همین حال باقی بمانید.سپس هر جمله ای را که در بندهای زیر میبینید 4 مرتبه بخوانید.
فرشتگان نگهبان من، فرشتگان مهربان و  عزیز من،فرشتگان آسمانی و عزیز من.
از شما درخواست می کنم همه وقت و همه جا با من باشید و از من مراقبت کنید.
از شما درخواست می کنم همه وقت و همه جا با من باشید و از من حمایت و پشتیبانی کنید.
از شما درخواست می کنم همه وقت و همه جا با من باشید و مرا راهنمایی و هدایت کنید.
از شما درخواست می کنم همه وقت و همه جا با من باشید و من را یاری و راهنمایی کنید.
آرام و با توجه کامل در دل بگویید:خدایا متشکرم،فرشتگان الهی متشکرم، فرشتگان نگهبان متشکرم، فرشتگان نگهبان خودم متشکرم،جهان هستی متشکرم،اساتید و معملین عزیز متشکرم.
آرام ذهن خود را خالی کنید و کم کم متوجه جسم فیزیکی خود شوید و با چند نفس عمیق از تمرین خارج شوید. بعد از تمرین یکباره از جا بلند نشوید و ناگهانی حرکت نکنید.اجازه دهید جسم شما کاملا هوشیاری خود را به دست بیاورد.حتی میتوانید بعد از تمرین چرتی بزنید و اگر آخر شب این تمرین را انجام میدهید بعد از آن بخوابید.
 
سلام به همه دوستان نازنینم که وجود تک تکشون برای من نعمتی است و انرژی که مرا به حرکت وا میدارد. هستی جان ممنون که نگرانم شدی،خدا را شکر حال من خوبِ خوب است.
چند کلام از خالق یکتا با شما: کنم. تمامی خواسته هایت را فقط از خودم بخواه. من تنها نیرویی هستم که جام لذت و شادکامی و سعادت را هر روز بر لب های تو می گذارم تا آخرین جرعه از آن بنوشی و سرمست لذت و سرور ابدی شوی. تو در کنار من به آن غیر ممکن ترین کارها توانایی. تو از وجود من برخواسته ای. پس همانند منی. هنگامی که در کنار منی، می توانی دقیقا مانند من خلق و ایجاد کنی. دقیقا مانند من ثروت مند باشی. دقیقا مانند من و به اندازه ی من شاد و خوشحال و سرزنده باشی و دقیقا به اندازه ی من عظیم باشی. تو به روح الهی پروردگارت بدون انقطاع وصلی. پس فقط کافی است قوانینی را که به تو می گویم در زندگیت اجرا کنی و مطابق آیات من در زندگیت تصمیم گیری و عمل کنی تا تو را دقیقا مانند خودم گردانم.
تو از خودم بخواه. من نه تنها یک انسان نیکوکار، صد انسان نیکوکار، هزار انسان نیکوکار، بلکه تمام انسان های نیکوی کره زمین را دور تو جمع می کنم. همه انسان های نیکو را برای عشق ورزی و خدمت به تو می فرستم. هر فکری را که تو بخواهی، در تفکر اطرافیانت ، ایجاد می کنم.
وقتی از من بخواهی، همواره همه چیز را راحت به دست خواهی آورد. تو وظیفه ای روی زمین جز عشق ورزی و شادمانی و تفریح و لذت و پرستش من نداری. اگر تنها کاری که روی زمین انجام می دهی، عشق ورزی به تمام انسان ها به خاطر من و یکتاپرستی باشد ، همین تو را تا ابد سعادتمند وپیروز می کند. انسان ها را با رهایی و آزادی ودر عین این که عشق واقعی ات منحصر به وجود خدای درونت است، دوست بدار و خدمت کن و محبت کن. بالاترین اعتماد به نفسی که می توانی به آن ها دهی، این است که آن ها را با قدرت الهی درونشان یا خدای قادر آن ها آشنا کنی. تمامی حرفهایی که با تو می گویم با دیگران هم بگو. دعوت انسان ها به سمت شادمانی یکتا پرستی و لذت شکرگذاری و جبروت نیروی خدای درونشان، راهی است برای آن که خودت به ثروت و عزت و برکت برسی. در قلمرو من زندگی کن تا پادشاه باشی.قلمرو من، قلمرو عشق است.عشق به همه چیز و همه کس. بی قید و شرط و بدون نیاز.فقط به خاطر من.
پیام فرشتگان :
از دیگر شیوه های معمولی که فرشتگان با ما حرف می زنند، نشان دادن اعداد است. آیا هرگز توجه کردید که وقتی به ساعت نگاه میکنید یا به شماره گیر تلفن، مدام یک سری اعداد برای شما تکرار میشوند؟ این امر اتفاقی نیست، بلکه پیامی است از سوی بالا.
ما از زمان فیثاغورث میدانیم که اعداد ارتعاشی قوی دارند. سازهای  کامپیوترها بر اساس فرمول های ریاضی اند و پیام های فرشتگان که به صورت اعداد هستند، به همین اندازه دقیق هستند و حالا معنای اعداد:
0 صفر: این پیامی است از عشق خالق.
1: مراقب افکارت باش و به جای ترس ها، تنها در مورد خواسته هایت فکر کن، زیرا تو همان چیزی را جذب میکنی که به آن فکر میکنی.
2: ایمانت را حفظ کن و نا امید نشو.
3: عیسی و دیگر استادان نازل شده با تو هستند و به تو کمک میکنند.
4: در این شرایط فرشتگان به تو کمک میکنند.
5: یک تغییر مثبت در راه است.
6: هر گونه ترس و نگرانی در مورد جهان فیزیکی و مادی را به خدا و فرشتگان بسپار و بین جنبه مادی و معنوی افکارت، تعادل ایجاد کن.
7: تو در مسیر درست هستی، ادامه بده.
8: فراوانی به سمت تو می آید.
9: بدون تأخیر در زمینه هدف زندگیت دست به کار شو.
وقتی ترکیبی از اعداد را می بینید، یعنی مجموعه ای از این معناها هستند. مثلاً اگر 307 می بینید، یعنی معنای ترکیبی 3، 0 و 7.
 
الله سراسر نور و عشق است و اگر دل به اوببندیم وجود ما نیز لبریز از نور و عشق می شود .وجود خود را نورانی کنید. اگر می بینید در وجودتان عشق نیست،آرامش نیست بدانید از او فاصله گرفته اید و برای همین روحتان مضطرب ونگران شده مثل حسی که وقتی که کسی رو که خیلی دوستش دارین از شما دور میشه.البته این خدا نیست که از ما دور میشه خدا همیشه باماست. بلکه این ما هستیم که گاهی نمیخواهیم او را ببینیم و به او گوش جان بسپاریم.
 
گاهی پیامها از طریق فرشتگان به ما القا میشود همانطور که گفتم فرشتگان هرگز پیامی منفی برای شما نمیفرستند اگر نیازمند کمک و یاری فرشتگان هستید و سئوالی دارید لحظه ای چشم خویش را ببیندید و  سپس ذهن خود را متمرکز کنید بر سئوال و از فرشتگان درخواست پاسخ نمایید آنگاه از بین اعداد 1 تا 24 یک عدد را انتخاب کنید
١- فرشته سارنا sarena
من فرشته فراوانی هستم. تو پولی را که نیاز داری به دست می آوری. چگونگی وقوع این امر در دستان خداوند است. مطمئن باش.
2- فرشته دانیل Daniel
من فرشته ازدواج هستم و در حال حاضر در کناری ایستاده ام.
3- فرشته آزور Azur
خواسته و آرزوی تو به زودی برآورده می شود. صبر و حوصله داشته باش. سعی نکن به زور کاری را انجام دهی.
4- فرشته زانا Zanna
تو از تمام رنج و مشکلات سختی که تو را تهدید می کرد، محافظت شده ای. نفس راحتی بکش و بدان که تو در امنیت هستی.
5- فرشته یوونه Yvonne
تو رابطه خاصی با حیوانات داری. حیوانات تو در زمین و آسمان توسط فرشتگان محافظت می شوند.
6- فرشته میس تی کیو Mystique
سرزنده و با روحیه به جلو گام بردار و هیچگونه "نمی شود" را نپذیر. روی راه حلهای شگفت انگیز و خارق العاده حساب کن.
7- فرشته مرلینا Merlina
تو آشفته و سردرگم هستی چراکه به اندازه کافی آگاهی و اطلاعات نداری. قبل از آنکه تصمیم بگیری بهتر است بیشتر خبر کسب کنی و از آگاهان و مطلعان کمک بگیر.
8- فرشته اتسه آنا Otzeana
تو در موقعیتی هستی که با حقیقت در تماسی. به ندای قلبت اعتماد کن و آن را با شیوه دوستانه ای اظهار کن.
9- فرشته آستارا Astara
تو شایسته بهترین هایی! با امیدها و آرزوهایت به ستاره ها می رسی و هیچ مصالحه و سازشی را نپذیر
10- فرشته رایه Raye
در حال حاضر یوگا و فعالیتهای بدنی برای تندرستی و سلامتی و آرامش درونی و رشد روحی تو الزامی و ضروری است.
11-  فرشته ایندریل Indriel
تو یک پرورنده نور هستی. همانند یک فرشته اجازه بده نور الهی و عشق به زمین و ساکنان آن بتابد. خداوند تو را برای این کار ساخته است.
12- فرشته ایزابلا Isabella
بله ، الان زمان مناسب برای اقدام جدید است. شما موفق می شوید و نتیجه منطبق بر انتظارات مثبت تو است.
13- فرشته آریل Arielle
تجارب روحی و روشن بینانه جدیدی، شخص تو و دیدگاهت را نسبت به جهان تغییر می دهد. اجازه بده موهبت های روحی تو به وسیله یادگرفتن، دعا و نماز خواندن و ژرف اندیشی (مدیتیشن) گسترش یابد.
14- فرشته بتانی Bethany
اگر تو خوب مراقب خودت باشی برای همه چیز اکتفا می کند . امروز برای تو اتفاقی که اعصابت را راحت می کند مقدر شده است مانند یک پیام یا یک آبتنی در دریا.
15- فرشته دزیره Desiree
نه ، اکنون شرایط مناسب نیست. منتظر بمان یا راههای دیگری را بسنج. از فرشتگان کمک و یاری بخواه.
16- فرشته وانسا Vanessa
تصمیمت را درباره مسایلی که تو را به شبهه و سوال انداخته بگیر:
چه راهی مرا به وظیفه الهی ام نزدیکتر می کند؟
چه راهی مرا از آن منحرف کرده و باز می دارد؟
17- فرشته پاتینسه Patience
اکنون زمان یادگیری و علم و اطلاعات جمع کردن است، از اینکه یک یادگیرنده باشی لذت ببر چراکه علمت در آینده به کار می آید.
18- فرشته لیلا Leila
مدتی را به تنهایی در طبیعت سپری کن. درباره آرزوها و اهدافت تعمق کن. از فرشتگان مدد بخواه که تو را به بینش حقیقی برسانند.
19- فرشته اپال Opal
فرزندان تو در زمین و آسمان سعادتمندند. آنها توسط خدا و فرشتگان به خوبی محافظت می شوند.
20- فرشته آکاشا Akasha
تو یک آموزگار روحانوی هستی: تو قادری به دیگران پند و مشاوره دهی و آنان را کمک کنی تا موهبتهای معنوی و وظایف الهی زندگی خود را بازشناسند.
21- ملک مقرب رافائل Raphael
من کمکت می کنم تا بیماریها، مبارزه ها و مشکلات خود و دیگران را بهبود دهی. تو همانند من یک شفا دهنده هستی.
22- فرشته روچل Rochelle
اگر تو به حکمت درون قلبت رجوع کنی و آن را دنبال کنی به سعادت و رفاه می رسی.
23- فرشته بریدجت Bridgette
مراقب باش کاری نکنی. قبل از آنکه ادامه دهی جوانب و شرایط را با دقت بسنج و بررسی کن.
24- فرشته کراک و آنتویینیه Crac & Antoinette
برای اینکه موقعیت را بهبود بخشی به دیدگاه و عقاید دیگران با درک و همدردی کامل توجه کن.
 
 
امروز روز میلاد مولودیست که نور وجودش جهان را روشن ساخته، شما چقدر منتظر دیدارش هستید؟اگر همین الان بیاید و به شما بگوید همه چیز را رها کن و با من بیا آماده اید؟
 و در (کام«در ضمن حالات آن حضرت پس فرود می آیند بر او سیزده هزار سیصد و سیزده فرشته.» کردم همه اینها فرشته اند؟ حضرت فرمود: آری. ‏١‏- تمام فرشتگانی که با حضرت نوح علیه السلام ‏ در کشتی بودند. ۲- تمام فرشتگانی که هنگام افکندن ابراهیم علیه السلام ‏ ‏ در میان آتش با او بودند. ۳- تمام فرشتگانی که هنگام شکافتن دریا برای بنی اسرائیل با موسی علیه السلام ‏ بودند. ۴- تمام فرشتگانی که هنگام عروج عیسی علیه السلام ‏ ‏ با او بودند. ۵- و چهار هزار فرشته (مسومین) که با پیغمبر صلی الله علیه و آله بودند. ۶- و هزار فرشته (مردفین) ۷- و ۳۱۳ فرشته ای که در جنگ بدر حضور داشتند. ۸- و همچنین چهار هزار فرشته ای که روز عاشورا برای یاری امام حسین علیه السلام ‏ از آسمان فرود آمده و اجازه پیکار نیافتند. تمامی این فرشتگان هم اکنون در روی زمین در انتظار قیام قائم تا روز ظهور هستند
 
روزهای عجیبی رو پشت سر میگذارم روزهایی که فقط از او میخواهم کمکم کند و راهبرم باشد.
 
 
"خداوند در لحظه حال وجود دارد. تومی توانی شکوه و عظمت بودن در کنار خدا را در لحظه حال با تمام وجود احساس کنی. زندگی یعنی شادی و سرزندگی و خنده و خوشحالی و شادمانی و شگفتی در کنار خدا در لحظه حال. انسان بعد از مرگ، عمیقاً در لذّت و شادی در لحظه حال بودن، فرو می رود. با تمام وجود خود را به لحظه حال جادویی بیاورتا خدا را  احساس کنی. آن را در دستانت بگیر و لذّت ببر. شکوه هستی و قدرت سحرگونه خدا هم اکنون در درون توست.او همین جا، به هر کاری تواناست. پس تو هم همین جا، به هر کاری که اراده کنی توانا هستی. تو خدا را در کنارت احساس خواهی کرد. او را در مکانی که هم اکنون در آن هستی، ملاقات می کنی. خداوند قدیر در لحظه حال که به اندازه از ازل تا ابد وسعت دارد، غرق لذّت و عشق از حضور بندگانش است. او همین لحظه تو را صدا می زند. او همین لحظه تو را می خواند تا تو در آغوش اعجازگر او روی و طعم زیبایی های زندگی را، همین جا، همین حالا بچشی. او با شادی اکنون تو می خندد. همین که در لحظه حال غرق لذّت و سرور و آواز عشق باشی، بس است. با خدای سرزنده و با نشاط اکنون هم نوا شو. در این کار متبحر خواهی شد و هر روز لذّت بیشتری کسب خواهی کرد. آن گاه بهشتی افسانه ای  را همین حالا، همین جا، همین اکنون برای اطرافیانت می سازی. وقتی کارت عاشقی در حال باشد، فکرت آن قدر قدرت پیدا می کند که روی تمامی اطرافیانت به شدت اثر می گذارد و آنان نیز به تو می پیوندند و رها از زمان ها سرود عاشقی و قدرت سر می دهند. کسانی که زندگی را به طور کامل زندگی کرده اند، با تمام وجود در لحظه حال، خود را در خدا غرق کردند. ابد و ازل در حال سحرآمیز جمع شده است و در لحظه حال هر چه هست فقط عشق و خوبی و شادابی و خوشحالی و معجزه است. وقتی به این درک عمیق برسی، خدا از رگ گردن به تو نزدیک تر شده است و هم تراز عارفان واقعی و اصیل شده ای.رعایت قوانین روحت در همین یک لحظه ابدی که به اندازه تمامی ازل تا ابد واقعی است، تمامی زندگی ات را سفید می کند. گذشته و آینده همین اکنون در روح ازلی و ابدی تو در حال اتفاق افتادن است.
 تو به اراده خدا وقتی مانند روحت زندگی کنی،ارباب فسونگر زندگی خود هستی.او جهان هستی را در همین ثانیه مطیع تو کرده و  کائنات تمامی فرامین او را که برای نفع توست، همین حالا، ماهرانه اجرا می کند. تو همین اکنون،در کنار خدا قدرت حیرت آور آفرینش جهان خود و خود و تمام اطرافت و اطرافیانت را داری. نقطه ی اوج قدرت واقعی زندگی ات، دقیقاً همین جاست. از صمیم قلب ارزش این لحظه را بدان و در همین ثانیه رو به سوی او کن. در این لحظه و در همین جا که این کتاب را به دست داری، هزارها نگهبان و نگهدار برای تو گمارده شده اند.تا مراقب تو باشند. تمام لحظات و ثانیه ها به دستور خدا از تو مراقبت می کنند."1
شاید بپرسید چگونه باید در لحظه حال بود؟خداوند مهربان تمرینی زیبا به تو آموخته تا بتوانی در لحظه ابدی اکنون قرار بگیری و اما آن تمرین نماز است. وقتی نماز را با توجه و تمرکز به کلماتی که میگویی ادا می کنی و به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنی و حضور قلب داری یعنی در لحظه حال قرار گرفته ای،برای همین است که بزرگان در نماز لذتهایی دیدند که شاید ما به آن نرسیده ایم چون به نماز به چشم یک وظیفه نگاه کردیم و نفهمیدیم که نمازی که در آن توجه و حضور قلب نباشد،نمازی که در آن فکرمان همه جا هست جز آنچه میگوییم دیگر بودن در لحظه ابدی اکنون نیست و به جای لذت بردن فقط از سر وظیفه این کار را انجام میدهیم گویا این خداوند است که به نماز ما احتیاج دارد.
 
خطاب به کامی: کامی جان نوشته بودی نویسنده کتاب ادعا کرده که اینها کلام خداوند نبوده و بلکه کلمات و ذهن خودش بوده که در دوران جوانی فکر میکرده که کلمات خداست. پاسخت را در ایمیل دادم.اما ظاهرا شما ایمیل مرا نخوانده اید برای همین اینجا جواب میدهم که مشکلی نداشته باشی.
من کتابهای زیادی خواندم که نویسنده ادعا کرده کلام خود خدا بوده ولی ما باید بدانیم که انسان هم عاری از اشتباه نیست پس بهتر است هر چیزی را که می خوانیم خودمان درباره ی آن بیاندیشیم و بخشهایی را که به نظرمان درست می آید و حرفی الهی است و با شریعت و طریقت ما منافات ندارد بپذیریم و من فکر می کنم تمام خواننده های این وبلاگ همینگونه هستند هدف فقط گذاشتن مطالبی است که تلنگری برای ما باشد و ما را به تفکر وادارد به نظر من شما هم کار اشتباهی نکردید که این کتاب را برای دوستانتان فرستادید چون هر کس نظر و اعتقادات خودش را دارد و همه محترم هستند  دل آدمی به او می گوید چه چیزی درست است و باید بپذیرد و چه چیزی را نباید بپذیرد .از اینکه وقت گذاشتید و برایم در وبلاگ نظر گذاشتید  بسیار سپاسگزارم
 
منبع:کتاب1-عظمت خدای درون ، راز خوشبختی و قدرت
           
 
 
هر انسانی که از کنار تو می گذرد برای تو فرستاده شده تا به تو چیزی دهد  یا به تو خدمت کند یا به تو درسی را بیاموزد و یا تو به او چیزی دهی. هیچ مورچه ای بدون اجازه خدا بارش را حمل نمی کند. هیچ زنبوری بدون اجازه خدا وارد کندویش نمی شود و هیچ جوانه ای بدون اجازه خدا سبز نمی شود. پس انسان هایی که وارد زندگی تو می شوند، بر اساس طرحی الهی  به خاطر تو می آیند و دست خیر و عشق خداوند در پشت تمامی این اتفاقات است.
 
امروز روز میلاد مولودیست عزیز و بزرگوار که خداوند وجودش را مایه ی برکت برای جهان قرار داد.برای من،برای تو،و برای ...
چه خوب است که قدر این نعمت بدانیم و بسیار از او بیاموزیم دوست دارم این بار شما در بخش نظرات بنویسید که از امام حسین علیه السلام چه آموخته اید و وجودنازنینش برای شما چه برکاتی داشته؟
 
اما چون بحث ما بحث فرشتگان بود امروز رو اختصاص میدم به امام حسین علیه السلام و فرشتگان
 
درباره تولد مبارکش  روایت شده است که هنگامی که درد زایمان، فاطمه زهرا سلام الله علیها را فرا گرفت، خداوند به لعیا، سرپرست حوریان بهشت، وحی کرد که نزد دختر حبیبم، محمّد صلی الله علیه و آله، برو و مونس او باش. لعیا به دنیا فرود آمد و خدمت فاطمه سلام الله علیها رسید. سلام کرد و گفت: «مرحبا بر تو ای دختر رسول خدا. حال و روزت چطور است؟» فاطمه فرمود: «خوبم.» و از اینکه نمی دانست چه چیزی بر زمین پهن کند که لعیا بر آن بنشیند، خجالت‌زده شد. در همان حین، حور دیگری از بهشت فرود آمد و فرشی مخمل از بهشت آورد. آن را در منزل فاطمه گسترد و لعیا بر آن نشست. آن گاه لعیا در به‌دنیا آمدن حسین علیه السلام، فاطمه را کمک کردو با آب بهشتی شستشویش داد و با حوله‌ای بهشتی خشکش کرد و میان دو چشمش را بوسید و به پیامبر عرض کرد:« این مولود بر شما مبارک باد و خدا در دو فرزندت ـ حسن و حسین ـ برکت قرار ده».
و اما یکی از شنیدنی ترین داستانها داستان فطرس فرشته است که ثابت می کند فرشتگان هم اختیار دارند و داستان از این قرار است که وقتی امام حسین علیه السلام متولد میشوند جبرئیل به دستور پروردگار با هزار ملک جهت عرض تبریک و تهنیت نزد پیامبر میروند در راه در جزیره ای فطرس( یکی ازفرشتگان حامل عرش الهی)را میبینند که با بالهای شکسته گریه می کند. جبرئیل علت را از او می پرسد و فطرس پاسخ میدهد که به دلیل نافرمانی از امر الهی تنبیه شده خداوند او را مخیر کرده بین عذاب قبل از قیامت یا عذاب آخرت و او عذاب فعلی را خواسته و خداوند نیز او را بابالهای شکسته در آن جزیره قرار داده و هفتصد سال بود که وضعیت او چنین بود.فطرس وقتی متوجه می شود آنها نزد پیامبر صلوات ا..علیه می روند تقاضا می کند تا او را نیز همراه خود ببرند جبرئیل امین او را نزد پیامبر(ص) میبرد و وقتی پیامبر علت گریه فطرس فرشته را می شنود به او میگوید بالهایت را به این نوزاد (امام حسین علیه السلام)بمال بعد از اینکه فطرس چنین میکند بالهایش سلامت می شوند و به مقام گذشته ی خویش بازمیگردد. چون فطرس به آسمان بالا مى رفت مى گفت : كیست چون من و حال آن كه من آزاد كرده حسین بن على و فاطمه و محمد صلى الله علیه و آله هستم. وقتی واقعه ی کربلا رخ میدهد فطرس برای کمک به امام حسین علیه السلام با چهار هزار فرشته می رود اما وقتی میرسد که امام حسین علیه السلام شهید شده بنابراین با اندوه فراوان کنار جنازه و بعد قبر امام حسین علیه السلام مقیم میشوند و به گریه می پردازند تا روزی که خدا داند.اما فطرس میگوید  هر كس ‍ به او سلام كند من سلامش را به او برسانم و هر كه بر او صلوات بفرستد من صلواتش را به او مى رسانم
 
 
 
روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید .
 
بعثت رسول اکرم مبارک باد
در چنین روزی پیامبر بزرگوار فرشته نازنین جبرئیل امین را دید که قرآن را بر قلبش نازل کرد میخواهم به شما مژده ای دهم و آن اینست که شما هم میتوانید برای خود فرشته خلق کنید. اشتباه نخوانده اید نوشتم میتوانید فرشته خلق کنید.تا به حال دیده اید بعضی افراد اصلا انگار قادر نیستند دروغ بگویند!؟یابعضی افراد بسیار صبور هستند!؟ اما چطور؟
وقتی ما در شرایطی قرار میگیریم که دروغ گفتن به ظاهر به نفع ماست اما مقاومت کرده و راست میگوییم در حالیکه به ظاهر به ضرر ماست ما فرشته راستی و صداقت را در کنار خود خلق نموده ایم که از این پس مراقبت می کند تا ما همیشه راست بگوییم و اگر بخواهیم دروغ بگوییم این فرشته با ایجاد نشانه هایی به ما هشدار میدهد مثلا دلشوره میگیریم یا عرق می کنیم یا زبانمان بند میآید . هر چه دور و برما پر از فرشته باشد انرژی های منفی از ما دور میشوند چون آنها مانع رسیدن انرژی های منفی به ماهستند و آنها یاریگر همیشگی ما هستند فقط کافیست از آنها بخواهید پس دوستان نازنینم تا میتوانید اطراف خود فرشته های جدید خلق کنید فرشته محبت،فرشته بخشش،فرشته صداقت ،فرشته شادی،فرشته خوش رویی، فرشته شکر، و...
 
اما در ادامه بخشی از نوشته های دکتر دورین و.یر.چو از کتاب شفای فرشتگان رو براتون میذارم که درباره راههای برقراری ارتباط و شفافیت ارتباط با فرشته های نازنین است.
 
"می توانید از فرشتگان بخواهید که به شما کمک کنند تا آنها را بهتر بشناسید و معنای پیام های مهم آنها را بهتر درک کنید. و حالا راه هایی برای افزایش شفافیت ارتباط الهی شما با فرشتگان:
تنفس کنید: وقتی استرس داریم، اغلب نفس مان را نگه میداریم. این سبب میشود تا پیام های برطرف کننده استرس را نشنویم. پس یادتان باشد وقتی با فرشتگان حرف می زنید، عمیق نفس بکشید. فرشتگان به من گفته اند که پیام های آنها بر مولکول های اکسیژن حمل میشود، لذا هر چقدر بیشتر هوای تازه تنفس کنیم، پیام آنها بلندتر به نظر میرسد. به همین خاطر وقتی بیرون در طبیعت هستید، یا در نزدیکی آب یا در حمام یا در کنار شیر آب، راحت تر میتوان صدای فرشتگان را شنید.
آرامش داشته باشید: وقتی خیلی سعی کنید، می توانید ارتباط الهی واضح داشته باشید. نیاز نیست برای شنیدن صدای فرشتگان، به خودتان فشار بیاورید، زیرا آنها بیشتر از شما مایل به برقراری ارتباط هستند. در عوض بهتر است بدن تان را با تنفس آرام کنید. در حالت پذیرش باشید و از فرشتگان تان بخواهید به شما کمک کنند تا هر گونه فشار از ذهن یا بدن تان برطرف شود.
از راهنمایی های آنها پیروی کنید: اگر فرشتگان تان از شما میخواهند تا رژیم تان را بهبود بخشید، شاید به این خاطر است که آنها میدانند غذاهای فرآوری شده و مواد شیمیایی بر خطوط ارتباط الهی پارازیت می اندازند، فرشتگان شما بهترین معلمان برای شما هستند تا شما را هدایت کنند تا بهتر صدای آنها را بشنوید. در این زمینه از آنها کمک بخواهید و بعد از راهنمایی ای که دریافت کردید، پیروی کنید.
خواستار نشانه شوید: اگر مطمئن نیستید که درست صدای آنها را شنیدید، از آنها بخواهید به شما نشانه بدهند. بهتر است مشخص نکنید که چه نشانه ای می خواهید. بگذارید خلاقیت بیکران فرشتگان نشانه خوبی برای شما بیاورد تا شما فوراً تشخیص دهید. از حس پر مهر و شوخ طبعانه ای که فرشتگان در استفاده از نشانه ها استفاده میکنند، شاد می شوید."
روز تون پر فرشته دوستان نازنینم
 
 
می خوام در مورد اینکه چطور فرشته ها با ما ارتباط برقرار می کنند براتون بگم .
 
دکتر د.و.ر.ی.ن و.ی.ر.چ.و می نویسد:
وقتی فرشته ها رو به کمک می طلبیم اونها از طرق مختلف سعی می کنند که با ما کمک کنند
1- مستفیم وارد عمل میشوند و در زمان درست به خواست های شما جامه عمل می پوشانند.
2- به شما نشانه ای میدهند که یعنی با شما هستند.
3- به شما راهنمایی یا دستور العمل میدهند تا برای رسیدن به پاسخ دعایتان، با کمک آنها گام های درستی بردارید.
 
راهنمایی و دستور العمل، معمول ترین شیوه ای هستند که فرشتگان از طریق آنها به دعاهای ما پاسخ میدهند. این روند "هدایت الهی" نام دارد. وقتی چنین هدایتی دریافت کردید، باید دست به کار شوید تا به دعاهای شما پاسخ داده شود. بسیاری از افرادی که فکر میکنند دعاهای آنها برآورده نمیشود، به اطلاعاتی که دریافت میکنند، بی اعتنا هستند. هدایت الهی تکرار میشود، پرمهر است، تعالی بخش و تشویق کننده است و همیشه از ما میخواهد که شرایط را بهبود بخشیم. این هدایت الهی میتواند به یکی از این طریق ها یا ترکیبی از آنها باشد:
 
1-فیزیکی یا عاطفی. به شکل احساس درونی، احساس مور مور یا سوزش، حس مو بر تن سیخ شدن، حس شهودی یا حس حضور یک فرشته در کنار شما. این حس ها راهنمای شما هستند تا تغییرات مثبت را ایجاد کنید که به این شیوه "احساس واضح" می گویند. کسانی که هدایت الهی را از طریق احساس دریافت میکنند، به انرژی ها، به احساسات دیگران و به مواد شیمیایی بسیار حساسند. اگر شما اینطور هستید باید انتخاب کنید که با چه کسانی و چه چیز هایی در ارتباط باشید، زیرا شما عمیق تر از یک شخص عادی تأثیر می گیرید.  یک راه برای مقابله با این حساسیت، حفاظت یا واضح سازی است. حفاظت یعنی دعا برای دریافت حفاظت معنوی و یا می توانید در اطراف خود نور حفاظتی را مجسم نمایید. واضح سازی یعنی شفاف سازی، یعنی از فرشتگان بخواهید هر چیز منفی که شاید در طول روز جذب کردید را از شما بزدایند. پس از اینکه از فرشتگان درخواست کمک کردید به احساسات قوی و تکرار شونده خود توجه کنید. به این احساسات احترام بگذارید و از گفتن حرفهایی مثل "آه، این فقط یک حس است" بپرهیزید.  معمول ترین راهی که فرشتگان از طریق آن با ما حرف می زنند، از طریق احساسات ماست. هدایت واقعی الهی سبب میشود که احساس امنیت و عشق کنیم. از هر احساسی که شما را به ایجاد تغییرات مثبت سوق میدهد، پیروی کنید حتی اگر غیر منطقی به نظر آید یا به نظر برسد که با دعای شما نامربوط است. اگر مطمئن نیستید که آن احساسات راهنمایی واقعی هستند یا نه، از فرشتگان بخواهید که برای اعتبار آنها نشانه هایی به شما نشان بدهند.
2- خواب ها و رؤیاها: شما در چشم ذهنی تان تصویری می بینید یا در خواب یا بیداری، دیداری کاملاً واضح دارید. نورهای درخشان سوسو زن یا چشمک زن می بینید یا فیلم های ذهنی که اطلاعات لازم را به شما میدهند. به این نهان بینی یا دید واضح می گویند. کسانی که هدایت الهی را از طریق بصری دریافت میکنند، به نور رنگها و زیبایی های جهان فیزیکی بسیار حساس هستند. اگر شما بصری هستید، وقتی در زمینه های هنری و خلاق ابراز احساسات میکنید، حس خیلی خوبی دارید. شما می توانید تصور و تجسم کنید که خواسته های شما برآورده شده اند و این به شما کمک میکند در بسیاری از راه ها موفق باشید. بسیاری از مردم به اشتباه فکر میکنند که دید واضح یعنی دیدن فرشتگان با چشم باز و به صورت موجوداتی شفاف و سه بعدی. با اینکه گاهی این امر رخ میدهد، اما بسیاری از روشن ضمیران و نهان بین ها، فرشتگان را در چشم ذهن شان به صورت تصاویری شناور و اتری می بینند. این تصاویر ذهنی همانقدر معتبر هستند که تصاویر خارج از چشم ذهن شما. پس از اینکه از فرشتگان درخواست کمک کردید، به هر تصویری که به ذهن شما می رسد یا هر نشانه ای که چشم فیزیکی تان می بیند، توجه کنید. اگر تصویری می بینید که یعنی خوابتان تعبیر شده، از فرشته تان بخواهید که در هر زمان یک گام برای تحقق بخشیدن به آن به شما کمک کند.
3-دانستن. شما بدون هیچ دلیل عقلانی و منطقی چیزها را میدانید. بطوریکه گویی خدا اطلاعات را در شما دانلود کرده و حرف هایی می گویید و می نویسید که از خردتان فراتر است. شما میدانید که چطور چیزها را تعمییر کنید، بدون آنکه دستور العمل آن را بدانید. به این "دانش واضح" می گویند. کسانی که هدایت الهی را به شکل "کلام بی کلام" دریافت می کنند، بسیار عقلانی و تخیلی هستند. اگر شما به تفکر گرایش دارید، پاسخ دعاهای شما به شکل ایده های درخشانی می آید که از شما میخواهد تجارتی را آغاز کنید، چیزی را ابداع کنید یا کتابی بنویسید و غیره. شما حامل خردی هستید فراتر از سن تان. وقتی این شهودها و ایده ها را دریافت میکنید اشتباهاً فکر نکنید که این دانش عادی است یا چیزی است که همه میدانند. مطمئن باشید که شما می توانید این استعدادهای الهی را در خود بیدار کنید و آنها را به ثمر برسانید. می توانید از فرشتگان بخواهید که دستور العمل و اعتماد به نفس کامل را به شما بدهند.
4- کلمات و صداها.شما می شنوید که وقتی در حال بیدار شدن هستید، نام تان صدا میشود و موسیقی سماوی را می شنوید یا گفتگویی را می شنوید که گویی برای شما گفته میشود یا در گوش تان صدای زنگ می شنوید یا در مغزتان صدای ترانه می شنوید یا از رادیو پیام خاصی می شنوید. به این "شنوایی واضح" می گویند. کسانی که هدایت الهی را به شکل کلمات می شنوند، به صدا بسیار حساس هستند. اگر شما سمعی باشید، در مغز یا در گوش تان صدایی می شنوید. فرشتگان همیشه از کلمات مثبت و تعالی بخش استفاده میکنند و به نظر میرسد که گویی شخص دیگری با شما صحبت میکند. همچنین شاید صدایی بسیار ریز در گوش تان بشنوید که به این شکل فرشتگان اطلاعات مفید و انرژی را در شما دانلود میکنند. اگر صدای زنگ آزاردهنده است از فرشتگان بخواهید که صدای آن را کم کنند.  وقتی پیام هایی می شنوید که از شما میخواهند عمل مثبت انجام دهید، مهم است که به آنها گوش دهید. در شرایط اضطراری یا در زمانی که وقت کم است، فرشتگان با صدای بلند حرف می زنند.  در مواقع عادی صدای آنها کمتر است و لازم است که ذهن و محیطی آرام داشته باشید تا صدای آنها را بشنوید. همچنانکه شما به صدای خوشایند فرشتگان عادت میکنید، میخواهند که گوش خود را در مقابل صداهای بلند حفاظت کنید.
روزتون پر فرشته
من همیشه در دعاهایم فقط یک چیز از خداوند می خواهم و آن ایمان است. وقتی به خودم و به خدا از ته دلم ایمان داشته باشم، دیگر وقتم را صرف رسیدن به خواسته هایم نمی کنم. کسی که ایمان واقعی به خدا دارد، فقط کافی است بگوید موجود شو و آن گاه خواسته اش در همان لحظه با اراده خدا موجود خواهد شد و این قدرت شگفت انگیز ایمان به او است. فقط کافی است چیزی از ذهنت بگذرد و او بی درنگ آن را، پدیدار خواهد کرد. این قدرت واقعی انسان آگاه به قدرت خدایش است.
هر چیزی را با تمام وجود از خود خدا بخواهی، بدون شک به راحتی به آن دست یافته ای. با باور عمیق، قهرمان ثابت قدم عالمی.خدا تو را سرشار از یقین و اطمینان و اعتماد به دنیا آورد و خودش اراده کرد این گونه باشی. تو وقتی رها در دستان او هستی،نمونه کامل و مثل اعلی ایمان هستی. تو آنگاه، تجلیات قدرت الهی را به اراده خدا برای همگان به تصویر در آورده ای. ثبات، پایداری استواری، شجاعت و شهامت و ایمان وجود متعالی و درونی تو مثال زدنی است.
انسان های با ایمان به دنبال آرزوهای بزرگ و شگرفی که از بچگی در آرزوی آن بوده اند می روند. آنان همیشه به کاخ آرزوهای اسرارآمیز کودکانه خود ایمان دارند و همین ایمان آن ها را به بالاترین نقاط سعادت و خوشبختی و ثروت و غنا می رساند. خداوند رحیم، جواب انسان های شجاع و با ایمان را خواهد داد و راه گشوده و مقدس و معنوی موفقیت  و پیروزی و جلال را بر آنان آشکار خواهد کرد.
 خداوند دنیا را بر اساس ایمان انسان ها آفرید. هر چقدر ایمان بیشتری را از درون وجود الهی ات به زندگی ات راه دهی، بهره ات از زندگی بیشتر خواهد بود. اگر خواسته ای داری، فقط روی تجلی بخشیدن به ایمانت به خدای درون که از قبل در درونت وجود دارد  کارکن. ایمان تو به او،تمامی اسباب و وسایل را فراهم خواهد کرد تا از راه هایی ، به خواسته ات برسی. همین که بدانی اگر چیزی را از خدا بخواهی، خداوند آن را به هر شکلی شده، به تو خواهد داد کافی است. هرگاه می خواهی به دنبال آرزوهای بزرگ درونت بروی، خداوند قدرت بی کران دستانش را در دستانت قرار می دهد و پویایی عظیم و نیروی پاهایش را در پاهای تو قرار می دهد. قدرت شکست نا پذیر خدا از تو و هر آنچه دوست داری، حمایت می کند. این، بی شک هدیه ای است که خداوند عاشق و مهربان، برای ایمان محبوب ترین معشوقش، در نظر گرفته است. مشیت و خواست خدا برای تو پادشاه جلال و پر عزم و اراده، این است که دیدگان خود را فقط بر قله های موفقیت و خوشبختی و توانگری و آرامش و سعادت بدوزی. اجازه بده خدا اداره امور زندگی ات را به دست بگیرد و تو را با زبان خود راهنمایی کند و همه کارها را سر و سامان بخشد. برای خدا همه چیزهای بزرگ ممکن است و کارهای او عظیم، سترگ و شگفت انگیز و اسرار آمیز است. خداوند مطمئناً تو را به خواسته قلبی ات – هرچه که باشد – می رساند. به تحقق رویاهایت در کنار خدا اطمینان کن. فتح آرزوهایت را خدا به تو بخشیده است. رویاها از آن تو هستند. تحقق رویاهای تو، هدف خدا از خلقت آفرینش است.
  امیر عشق (حضرت علی علیه السلام)  و فرشتگان
از جابر روايت كرده است كه گفت : با اميرالمؤ منين (ع ) در كنار فرات مى رفتيم كه ناگاه موج عظيمى برخاست و آن جناب را پوشاند به طورى كه از نظر من پنهان شد، سپس از اطراف او عقب رفت و هيچ رطوبتى بر آن جناب نبود، و من از اين جريان ترسناك و متعجب شده ، جريان را از حضرت پرسيدم ، فرمود: آن را ديدى ؟
گفتم : آرى .
فرمود: ملك موكل بر آب بيرون آمد و بر من سلام كرد و مرا در آغوش ‍ گرفت
در جای دیگر شخصی ، نام فرشته اي كه موكل آب است پرسيد حضرت امام علي عليه السلام فرمودند : «برخائيل» نام دارد
 جبرئیل کجاست؟
روايت شده كه حضرت على (ع ) روزى بر منبر كوفه خطبه مى خواند و در ضمن خطبه فرمود: اى مردم از من بپرسيد، قبل از اينكه مرا از دست بدهيد. از راه هاى آسمان ها بپرسيد كه من به آنها داناتر از راه هاى زمين هستم . پس مردى از بين آن جماعت برخاست و گفت : يا اميرالمؤ منين ، جبرئيل الآن كجاست ؟
فرمود: مرا بگذار تا بنگرم . سپس نگاهى به بالا و بر زمين و به راست و چپ نموده ، فرمود: تو جبرئيل هستى . پس جبرئيل از بين آن قوم پرواز كرد و با بالش سقف مسجد را شكافت و مردم تكبير گفتند و عرضه داشتند: يا اميرالمؤ منين ، از كجا دانستى او جبرئيل است ؟
فرمود: من به آسمان نظر انداختم و نظرم به آن چه بر بالاى عرش و حجب بود رسيد. وقتى به زمين نگاه كردم ، بينايى من در تمام طبقات زمين تا ثرى (قعر آن ) نفوذ كرد و هنگامى كه به راست و چپ نگاه كردم ، آنچه را خداوند آفريده ديدم ، ولى جبرئيل را در بين مخلوقات نديدم ، به همين علت ، دانستم كه اين (سؤ ال كننده ) همان جبرئيل است .
 
حضرت سيداوصياء اميرالمومنين علي (عليه‌السلام) فرمودند: به خدائي كه آسمان را بدون ستون برافراشته است قسم ، كه هيچ يك از ملائكه بي رخصت من از جاي خود حركت نمي كنند و بي اذن من به قدر نفسي ! از جا جنبش نمي نمايند، مگر آنكه حضرت عزت به برق غضب خود آنها را بسوزاند و بعد از من فرزندم حسن و بعد از او فرزندم حسين و بعد از او نُه تن از اولاد او كه نهم ايشان « قائم آل محمد » است . اين حال و قدرت و جواز را دارند و هيچ ملكي از ملائكه مقرّبين را حدّ نباشد كه يك نفس بي اراده ايشان برآورد.
 
 
امام علی علیه السلام :
مراقب افکارت باش که گفتارت می‌شود، مراقب گفتارت باش که رفتارت می‌شود، مراقب رفتارت باش که عادتت می‌شود، مراقب عادتت باش که شخصیتت می‌شود، مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می‌شود.
ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود خاک تا هفت آسمان ، بغض تغزل کرده بود هر فرشته ، تا بیایی ، ای معمایی ترین! بال های خویش را دست توسل کرده بود
 
سلام و درود به شما دوستان و همراهان عزیز خیلی وقت بود که تصمیم داشتم در مورد فرشته های نازنین بنویسم به جهت سپاس و قدردانی از حضورشون و تمام کمکهاشون  و حالا احساس می کنم وقتشه اما قبلش باید بگم چون کتاب عظمت خدای درون ، راز خوشبختی و قدرت هنوز تموم نشده در ابتدای مطالبم هر دفعه بخشی از این کتاب رو براتون میذارم.
ایمان، یقین و اطمینانی است که به مستجاب شدن دعاهایت و برآورده شدن آرزوهایت داری. نیکی های عظیم و ثروت ها از طریق ایمان حاصل می شود. ایمان واقعی یعنی اطمینان به این که هر کاری را که از خدا بخواهی،او در دم می تواند برایت انجام دهد.
 هر کاری که باید انجام دهی را به نیروی خدای درونت بسپار و ایمان داشته باش. او همه کارها را برای تو انجام می دهد. تو فقط مطمئن باش. مظاهر ایمان، رهایی و آسودگی خیال و آرامش و جاری بودن و پذیرش و تسلیم، و به تبع آن، خوش شانسی و اقبال خوب و اتفاقات خوب و رو به راه شدن تمامی کارهایت، و به تبع آن، خوشبختی باور نکردنی و قدرت عظیم و خارق العاده و برکت و نعمت و ثروت فراوان است. احساس ایمنی و رهایی و آرامش و رضایت، حاصل اطمینان و ایمان کامل به خداست. همه نتایج زندگی تو، در ایمان تو به خدا خلاصه می شود.
ای انسان منور شده به نور الهی، هنگامی که به ایمانت پاسخ مثبت دهی، آن چنان شعف و شور و سروری در خود خواهی یافت که تمامی دنیا یکجا، آن را تا به حال تجربه نکرده است. خداوند از طریق ایمانت، تو را چنان ثروت و برکت و شادمانی و آرامشی می بخشد که تاریخ زمین تاکنون به خود ندیده است. کارهای خدا، غیرقابل توضیح و غیرقابل درک است. پس فقط بدان که نیروی الهی وجود خودت، وقتی به او اعتماد کنی و ایمان بیاوری، تمامی عالمیان و کائنات دست در دست میگذارد تا جواب ایمان تو را، برای هر خواسته ات بدهد.
 
 
فرشتگان چه موجوداتی هستند؟
فرشته‌ها مخلوقاتي روحاني‌اند که قبل از انسان آفريده شده‌اند، هميشه رو به سوي خدا دارند و در تمامي اديان و فرهنگ‌ها هم حضور دارند. آن‌ها بال و پر دارند و در عالم بالا سير مي‌کنند. مي‌گويند ظاهرشان با هم‌ديگر متفاوت است. موجوداتي غيرخاکي که بعضي‌شان پيام‌آوران از سوي خدا هستند، مثل ميکائيل، اسرافيل، جبرئيل، عزرائيل و... که فرشتگان مقرب درگاه خدا هستند. خيلي‌ها معتقدند فرشتگان اختياري از خود ندارند، بعضي‌ها نه
 به باور مسلمانان، دو فرشته روي شانه‌هاي راست و چپ هر انسان قرار دارند و کارهاي خوب و بد او را ثبت مي‌کنند. در فرهنگ مسيحيت، فرشته‌ها از انسان‌ها مراقبت مي‌کنند. در بين يهودي‌ها، به منزله‌ي بندگان خدا هستند و فرامين او را روي زمين اجرا مي‌کنند. فرشته‌ها در بسياري از باورهاي عاميانه نماد پاکي و خيرخواهي‌اند. مي‌گويند با هر قطره باران يک فرشته روي زمين فرود مي‌آيد.
دکتر ویرچو می گوید: در کودکی اغلب فرشته ها را به شکل نورهای سفید یا رنگی می دیدم. وقتی بزرگتر شدم و بینایی ام تنظیم شد، شکل و فرم آنها را هم دیدم. حالا در اطراف همه، در هر جایی که می روم، فرشته ها را می بینم و زیبایی آنها نفس گیر و حیرت انگیز است. فرشتگان مات و نیمه شفاف هستند. آنها پوست ندارند. رنگ چشم، پوست یا موی آنها رنگهای نژادی ندارد و بر اساس انرژی های خود با رنگهای مختلفی می درخشند. لباسهای آنها مثل لباسهای پارچه ای نازک و عقیق مانند است. فرشته ها بالهای بزرگ و قو مانند دارند، البته من تا به حال ندیدم که برای پرواز، بالهایشان را تکان دهند. آنها به من گفتند که هنرمندان در ابتدا آنها را به این صورت کشیده اند و برای همین ما حالا انتظار داریم که آنها به صورت موجوداتی بالدار باشند. فرشتگان با شکل ها و اندازه های مختلف می آیند. فرشته های مقرب بلندتر و بزرگترند، کروب ها مثل بچه هایی کوچک و بالدار هستند. فرشتگان نگهبان 3 تا 4 فوت بلندی دارند. طول موج فرشتگان بالاتر از ماست
 
امانوئل سودنبرگ، عارف مشهور سوئدي، مي‌گويد بر جهان فرشته‌ها فقط عشق حاکم است و هر فرشته‌اي يک بهشت است. دو نفر که در زمين يکديگر را دوست داشته‌اند، در بهشت به صورت فرشته‌اي واحد درمي‌آيند.
در قرآن در آیه 1 سوره ی فاطر(ملائکه) خداوند میفرماید:
ِبسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ یزِیدُ فِی الْخَلْقِ مَا یشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ
ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده آسمانها و زمین، که فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بالهای دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه، او هر چه بخواهد در آفرینش می‌افزاید، و او بر هر چیزی تواناست!
: خداى عز و جل ملائكه را از نور آفريده است.
امام صادق (ع) می فرمایند: ملائكه آب و طعام نمى‏خورند، و ازدواج ندارند، و تنها با نسيم عرش، زنده ‏اند، و براى خداى عز و جل فرشتگانى است كه تا روز قيامت يكسرهدر ركوع‏اند، و براى او فرشتگانى ديگر است كه تا روز قيامت يكسره در سجده ‏اند".
فرشته ها دو گروهند: فرشته های نگهبان و فرشته های مقرب یا همون ابر فرشته ها.
فرشته های نگهبان همونطور که از اسمشون پیداست وظیفه ی مرافبت و محافظت از ما رو به عهده دارند و این ربطی به اینکه ما آدم خوبی باشیم یا بد نداره اونها کارشونو انجام میدن. در کتاب فرشتگان دکتر دورین ویرچو می گه هر انسانی حداقل 2 تا فرشته ی نگهبان داره یکی قدرتمند و بی باک برای اطمینان از  اینکه رسالت خودمون رو در زندگی به سرانجام برسونیم و اون یکی خیلی لطیف تر که کارش آرامش و تسکین دادن ماست. اما بعضی از افراد خیلی بیشتر از دو تا فرشته ی نگهبان دارند. اونایی که تجربه نزدیک به مرگ داشتند فرشته های نگهبان بیشتری دارند چون باید به اونا  برای تنظیم با زندگی بعد از تجربه عالم دیگه کمک کنند و البته اگه خودمون یا یکی از بستگان یا دوستان خوب برای داشتن فرشته های بیشتر برای ما دعا کنند  ، میتونیم تعداد بیشتری از اونها رو در اطرافمون داشته باشیم.احاطه شدن توسط تعداد زیادی فرشته میتونه منافع زیادی برای ما داشته باشه چون اونا مانند یک سپر از ما مراقبت میکنند.
فرشتگان مقرب:
فرشتگان مقرب مدیرانی هستند که بر کار فرشتگان نگهبان نظارت دارند که اینها جزء 9 دسته فرشتگان هستند که شامل فرشتگان، فرشتگان مقرب، امیران، توانمندان، پارسایان، حاکمان، تاجداران، کروبیان و سرافین هستند.
از میان این گروه ها، فرشته های نگهبان و فرشته های مقرب بیشتر از همه در کار کمک به زمین و ساکنین آن هستند. در مقایسه با فرشته های نگهبان، فرشته های مقرب، بسیار بزرگ و قوی هستند و صدایی بلند دارند، اما بی نهایت مهربان و بدون منیت هستند. این موجودات غیر فیزیکی جنسیت ندارند اما مشخصاتی دارند که شخصیت یا انرژی زنانه یا مردانه به آنها میدهد. نام تمام فرشتگان مقربی که در اینجا ذکر میشود، پسوند "اِل" دارد به جز دو تا از آنها. "ئل" کلمه ای عبری است به معنای "از خدا". آن دو استثناء پیامبران انجیلی بودند که زندگی های نمونه آنها سبب شد پس از زندگی انسانی، در زمره فرشتگان مقرب قرار گیرند. گاهی این فرشتگان مقرب، نامهای مختلف دارند، اما این نام هایی که ذکر میشود، معمول ترین نام های آنها هستند.
آریل "Ariel" به معنای شیر ماده خدا:
 نور این فرشته صورتی کمرنگ است او در تأمین نیازهای مادی نظیر پول، سرپناه و اقلام مورد نیاز به ما کمک میکند. او همچنین در زمینه مسائل زیست محیطی، مراقبت از حیوانات و درمان آنها هم یاری می رساند. او با فرشته مقرب رافائل که حیوانات را درمان کرده و به آنها کمک میکند، همکاری دارد و از گروه فرشتگان "تاجداران" است. از نظر تاریخی او با پادشاه سلیمان در ارتباط است و نیز با گنوسی ها که اعتقاد داشتند آریل، بر بادها فرمان میراند.
 
عزرائیل "Azrael" به معنای کسی که خدا به او کمک میکند:
نور او به رنگ بژ(قهوه ای مایل به خاکستری)است او روح افراد فوت شده را به بهشت باز میگرداند و به ماتم زدگان کمک میکند و به کسانی که به سوگواران تسلی میدهند، کمک میکند. در یهودیت و اسلام، او را فرشته مرگ می نامند. او با فرشته مقرب رافائل و پادشاه سلیمان در ارتباط است.
 
شموئل "Chamuel" به معنای کسی که خدا را می بیند:
شموئل معمولا با نور سبزکمرنگ دیده می شوداونگرانی را برطرف میکند و صلح فردی و جهانی ایجاد میکند. در یافتن اشیاء، موقعیت ها و مردم یاری میرساند. او از گروه فرشتگان "قدرتمندان" است.
 
جبرئیل "Gabriel" به معنای پیامبر خدا:
نور این موجود عزیز زرد تیره است این فرشته به پیام آوران نظیر نویسندگان، معلمان، خبرنگاران و غیره کمک میکند. همچنین در بزرگ کردن فرزند، باردار شدن و پذیرش سرپرستی فرزند یاری میرساند.
 
هانیل "Haniel" به معنای شکوه خدا:
نور ایشان معمولا بهرنگ آبی خیلی کمرنگ مایل به سفید است او  در هنگام عادات ماهانه و نیز در زمینه روشن ضمیری و نهان بینی کمک میکند. او با سیاره ماه و ونوس مرتبط است.
 
جرمیل "Jeremiel" به معنای رحمت خدا:
نور این موجود لطیف بنفش مایل به سرخ است او با احساسات در ارتباط است. او کمک میکند که بر زندگی مان مرور و بازنگری داشته باشیم تا بتوانیم ببخشیم و برای تغییرات مثبت، طرحی بریزیم.
 
جوفیل "Jofiel" به معنای زیبایی خدا:
جوفیل با نور صورتی (بنفش روشن) دیده می شود او شرایط منفی و پر آشوب را برطرف میکند و  به افکار، خانه، دفتر و دیگر محیط ها زیبایی و نظم میدهد و انرژی منفی آن ها را از بین می برد. او را حامی هنرمندان می دانند و تورات او را برپا دارنده قانون الهی میداند.
 
متاترون "Metatron":
ایشان با نور سبز با صورتی تیره دیده می شوند.او پیامبر انوخ بوده که پس از زندگی پارسا و مقدس خود در زمین، به فرشته تبدیل شده است. او مشکلات آموزشی و مسائل کودکان را برطرف میکند تا کودکانی بلورین و نیلی، (کودکان نابغه و روشن ضمیر) پرورش یابند. قبالا میگوید متاترون به موسی کمک کرد تا قوم یهود را از مصر به اسرائیل ببرد. در تلمود آمده که متاترون در بهشت مراقب بچه هاست و همچنین از کودکان زمین مراقبت میکند.
 
میخائیل "Michael" به معنای کسی که شبیه خداست:
نور این فرشته بنفش روشن(آبی کبالتی) است او ترس و شک ما را برطرف میکند، از ما حفاظت میکند و منفی ها را از بین می برد. او قویترین فرشته مقرب است و در انجیل، کتاب مقدس مسیحیان و دیگر کتب مقدس یهودی و اسلامی، کارهای قهرمانانه و حفاظتی به او نسبت داده میشود. او قدیس حامی مأموران پلیس است، زیرا او از هر کسی که او را فرا بخواند حفاظت کرده و به آن فرد دلیری و رشادت می بخشد. او به گروه فرشتگان "پرهیزگاران" تعلق دارد.
 
راگوئل "Raguel" به معنای دوست خدا:
سبز متمایل به آبی رنگی است که متعلق به  راگوئل است او در همه روابط هماهنگی ایجاد میکند و به برطرف شدن سوء تفاهم ها کمک میکند. کتاب انوخ میگوید که او بر همه فرشتگان نظارت دارد تا ارتباط بین آنها هماهنگ باشد. می گویند که او به پیامبر انوخ کمک کرده تا عروج یابد و به فرشته مقرب، متاترون تبدیل شود.
 
رافائل "Raphael" به معنای کسی که درمان میکند:
سبز زمردین روشن مخصوص رافائل شفا بخش است .او دردها را درمان میکند و راهنمای درمانگران و کسانی است که میخواهند درمانگر شوند. او را قدیس حامی مسافران میدانند اما کار اصلی او درمان و کمک به کسانی است که درمان میکنند.
 
رازیل "Raziel" به معنای رازهای خدا:
رازیل فرشته ی رنگین کمانی است.او مسدودیت های فیزیکی و معنوی را از بین می برد و در زمینه تعبیر خواب و یادآوری خاطرات گذشته به ما کمک میکند. دانش قدیمی یهودی می گوید که او آنقدر نزدیک بارگاه الهی است که همه رازهای کیهان را می شنود و همه را در کتابی به نام "کتاب فرشته رازیل" نوشته است. و در افسانه ها آمده که او این کتاب را در هنگام خروج آدم از بهشت به او داده و نیز در زمان ساخت کشتی به نوح کمک کرده است.
 
سندالفون " Sandalphone":
فیروزه ای رنگ سندالفون است .او پیامبر ایلیا بوده که به فرشته مقرب تبدیل شده. او اهداف مختلفی را دنبال میکند مثل کمک به مردم برای رهایی از تمایلات خشمگینانه و رساندن دعاهای ما به خالق. بعلاوه او به موسیقیدان ها کمک میکند، بویژه کسانی که از موسیقی برای اهداف درمانی استفاده میکنند. چون او یکی از کسانی است که به فرشته مقرب تبدیل شده، او را برادر دوقلوی متاترون میدانند. دانش عبری کهن از هیبت عظیم او می گوید و موسی او را فرشته بلند می نامد.
 
اوریئل "Uriel" به معنای خدا نور است:
زرد کمرنگ مربوط به اورئیل عزیز نور خداست.او فرشته خرد و فلسفه است که ذهن ما را با بینش ها و ایده های جدید روشن میکند. در کتب مقدس یهودی، کارهای مختلفی به او نسبت داده میشود. او فرشته نور است. به گروه سرافین تعلق دارد که از میان 9 گروه فرشتگان، از همه به خدا نزدیکتر است. میگویند او از وقوع سیل به نوخ خبر داده و او را یکی از 4 فرشته اصلی میدانند که عبارتند از میخائیل، جبرئیل و رافائل.
 
زادکیل "Zadkiel" به معنای درستکاری خدا:
آبی تیره نور این فرشته است .او در زمینه مشکلات حافظه و دیگر عملکردهای ذهنی کمک میکند. بسیاری از دانشمندان بر این باورند که زادکیل از کشته شدن فرزند ابراهیم به دست او جلوگیری کرد. قبلا زادکیل را همکار میخائیل میداند که در حفاظت در مقابل انرژی های منفی و پایین تر و رهایی از آنها کمک میکند.
 فرشتگان مقرب به گروه خاصی از مردم تعلق ندارند، یعنی لزومی ندارد جزء گروه خاصی باشید تا بتوانید از آنها کمک بخواهید. از آنجا که این فرشتگان موجودات غیر فیزیکی لایتناهی هستند، میتوانند همزمان به هر کسی که از آنها کمک بخواهد، کمک کنند. آنها به خواست های شما پاسخ میدهند، چه به صورت کلام باشند، چه به صورت نوشته یا فکر. حتی میتوانید از آنها بخواهید که همیشه در کنار شما باشند و آنها خیلی خوشحال میشوند که چنین کنند.
اولين شب جمعه ماه رجب از فضيلت بيشتري برخوردار است و ليله الرغائب نام دارد پيامبر اسلام در اين باره مي‌فرمايند: از اولين شب جمعه ماه رجب غافل نشويد فرشتگان آن را ليله الرغائب مي‌نامند. چرا كه وقتي يك سوم از شب گذشت هيچ فرشته‌اي نيست مگر اينكه در كنار كعبه شريف آيد آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان كند و فرمايد: فرشتگانم هر چه خواهيد از من بخواهيد فرشتگان گويند: بار الها حاجت و خواسته ما آن است كه روزه داران ماه رجب را بيامرزي خداوند خداوند متعال فرمايد: آمرزيدم
  
واما فرشتگان!فرشتگان مخلوقات ارزشمند خداوند مهربان هستند.همانطور که میدانید سیر تعالی موجودات از جماد(اشیاء) به نبات(گیاهان) به حیوان به آدم به فرشته به انسان کامل است.
یعنی فرشتگان از آدمی که به مرحله کمال الهی نرسیده برتر هستند اما انسانها قادرند که به مرتبه ی بالاتر صعود کنند و از فرشتگان برتر شوند یعنی به مقام انسان کامل برسند.
حالا می خوام از مطالب دکتردرین ویرچو وتینا قیصر: ملائک شفاگران توانمندی هستند که اگر بدان ها دست یابید، به تلاشهای درمانگریشان شتاب بیشتری می بخشند. هر چى بیشتر فرشتگان را به زندگیمان فرا بخوانیم، زندگیمان آمادگی بیشتری برای بازتاب درخششهای بهشتی می یابد.
قدرت شفابخش فرشتگان بی نهایت است. آنها میتوانند گرفتاری های ما را در حیطه روابط،شغل، مسائل مالی، مشکلات مسکن و دیگر نابسامانی ها در زندگی مرتفع سازند. با پیروی از چندمرحله می توانیم یاری ایشان را جلب نماییم :
اول: طلب کمک کنید: قانون اختیار میگوید که فرشتگان بدون اجازه شفاهی ما نمیتوانند در زندگی ما مداخله نمایند. تنها یک استثناءوجوددارد، آنهم زمانی است که زندگی ما در خطر است.
در این صورت بی فوت وقت وارد عمل می شوند، در غیر این صورت ما باید از فرشتگان تقاضای کمک کنیم.
دوم:مشکل را به خداوند و فرشتگان بسپارید به بیماری خود و یا مشکل فکر نکنید بلکه آن را کاملا به خداوند و فرشتگان بسپارید به آنها راه حل نشان ندهید آنها خود بهتر از شما میدانند ریشه ی مشکل کجاست و آن را به بهترین شکل حل میکنند.
سوم: به خدا و فرشتگان اعتماد کنید خود را به اقیانوس عظیم بی کران خداوند بسپارید و بگذارید به هر سمتی که می داند، شما را ببرد.او به همه عالم دانا و آگاه است
چهارم: شیوه های ربانی را پیش گیرید. پس از آنکه شما مسئله تان را به خدا و فرشتگان واگذار نمودید، آنها از شما خواهند خواست که برای حل مشکل گامهایی انسانی بردارید. این رهنمودها را در شکل یک نوا، رؤیا، بصیرت، ادراک یا در قالب احساسی شهودی دریافت می نمایید.
اگر از منبع الهام اطمینان ندارید، از خدا و فرشتگان بخواهید که آن را تأیید نمایند. حضرت حق و ملائک همیشه پیا مهایی عاشقانه و حمایتگر ارسال می کنند، پس هرگاه که ندایی وحشت انگیز دریافت نمودید، بدان گوش ندهید! به هر تقدیر، اگر اتصال ما با خدا از جان و دل باشد، نباید نگران اختلالهای دیگر در درونمان باشیم.
فرشته مقرب رافائل: شفاگر متعال در میان فرشتگان
برای مشکلات جسمانی از قبیل بیماری یا آلام، هیچ شفاگری، در قلمرو روحانی، برتر ازفرشته مقرب رافائل وجود ندارد. این ملک که معنی نام او: "طبیب الهی" است می تواند فوراً شما را از دردها برهاند. رافائل با یک انرژیی شفاگر سبز زمردین بسیار زیبا می درخشد.
معمولاً این فرشته مقرب بخش های دردمند بدن را با این تلألو شفابخش لبریز می نماید. این نورمرهمی آرامبخش است که شفا را آغاز می کند و به انجام می رساند .
رافائل نیز همچون دیگر ساکنان حرم می تواند در آن واحد با هر کس که بخواندش فارغ اززندان زمان و مکان، همراه گردد. بنابراین هرگز واهمه اى به خود راه ندهید که اگر رافائل را بخوانیدوی را از خدمت به دیگران باز داشته اید.
فرشته مقرب شفابخش به مجرد این که شما بخواهید به سویتان راهی می شود. می توانید به اوفکر کنید، یا این که با صدای بلند بگویید : " رافائل لطفاً مرا مدد بده"! همچنین این ملک در صورتی که تقاضا نمایید به یاری عزیزانتان هم راهی می شود.
رافائل یک شفاگر بسیار توانمند است که کارش را چونان یک جراح روحی بر ذهن و بدن انجا می دهد تا جایی که ترس و تاریکی را زدوده نماید.
 

خواص حروف

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

|

تعریف:  به جهت قر ب الی الله این مجموعه را تقدیم می دارم

 دانش اسرار حروف را در میان مسلمانان «سیمیا» می‌نامند، و این لفظ در اصطلاح صوفیانِ صاحب‌تصرّف، از طلسمات برگرفته، و بر این دانش اطلاق شده ‌است . این علم یکی از اقسام پنج‌گانۀ علوم خفیه یا غریبه، یعنی کیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا به شمار می‌آید که حروفِ اولِ آنها بر روی هم عبارت «کُلُّهُ سِرّ» را می‌سازد، به معنای آنکه همۀ این دانشها علومی سری‌اند . واژۀ سیمیا نیز ظاهراً برگرفته از کلمۀ یونانی sēmeion، به معنای علامت و نشانه است و نام دانش بسیار مهم نشانه‌شناسی در زبانهای اروپایی نیز از همین کلمه گرفته شده است  همچنین، علم حروف را شعبه‌ای از جفر دانسته‌اند که در اصل به شناخت اسماء غیبی مربوط می‌شود و در میان فرقه‌های رازآمیز، به صورت عملی سحری درآمده است که به آن جادوی سفید می‌گویند
فنون غیب‌گویی در عالم اسلام که با روحانیات مربوط است، با دانش احکام نجوم یا اخترخوانی پیوند دارد و ازاین‌رو با علم حساب و اعداد نیز پیوسته است، چنان‌که علمای دنیای قدیم آن را همچون ستون عمدۀ معرفت می‌دانستند و بر این باور بودند که درک راز و رمزِ اعدادْ عقلِ الٰهی را نمایان می‌کند و اسرارِ حروفْ روح قدسی را آشکار می‌سازد . خلاصه آنکه نتیجه و ثمرۀ این دانش نزد ایشان عبارت از تصرف نفوس ربانی در عالم طبیعت به یاری اسماء حسنى و کلمات الٰهی است که از حروف ناشی می‌شوند؛ زیرا به باور آنان، این حروف به اسراری که در کائنات جریان دارد، محیط‌اند . بنابراین، به بحث دربارۀ خواص حروف به گونۀ مفرد (هجا) یا دلالت اولیه، و به صورت مرکب (کلمه) یا دلالت ثانویه پرداخته‌اند . آن‌گاه، علمِ خواصِ روحانیِ حروف را یکی از فروع علم تفسیر شمرده‌اند که این خود از شاخه‌های علوم شرعی است . بر روی هم، علم سیمیا به 7 شاخه بخش می‌شود که عبارت‌اند از: 1. معرفت کواکب، افلاک و بروج؛ 2. علم تنجیم؛ 3. علم طبایع؛ 4. دانش حروف؛ 5. علم اعداد؛ 6. علم اوفاق؛ 7. دعاشناسی و اَسماء


پیشینه:   چنین به نظر می‌رسد که آدمیان از گذشته‌های بسیار دور برای همه چیز و از آن جمله برای اعداد، حروف، الفاظ و اسماء ویژگیهای باطنیِ سرّی قائل بوده‌اند. ازاین‌رو، خاستگاه علومِ به اصطلاح سرّی (غریبه) و رمزی ــ که گاه آنها را هرمسی می‌نامند ــ به همان دوران کهن باز می‌گردد. همۀ تمدنهای باستانی همچون بابلیان، عبرانیان، یونانیان، مصریان و هندیان برای رمزگشایی پیامهای رازآمیز در نوشته‌هایشان کوشیده‌اند. کلدانیان (بابلیان) که مطالعۀ علوم غریبه را آغاز نمودند، برای حروف الفبای خود ارزشهای آوایی وضع کردند. فنیقیان مفهوم بنیادی الفبا را از عبریان و مصریان گرفتند، آن را پیچیده‌تر ساختند و در حدود 000‘1ق‌م مصوتها را بدان افزودند و یونانیان حدود 800 ق‌م، 22 حرف الفبای فنیقی را به شیوۀ خود دگرگون کردند و اصلاح نمودند که همان بنیاد الفبای رومی شد و سپس برای الفبای لاتینی و دیگر زبانهای اروپایی به کار آمد
بیشتر علوم غریبه در دنیای اسلام میراث باستانی بابل، ایران، مصر، اسکندریه و عربستان است که علمای مسلمان اغلب آنها را همراه با کیمیا و دیگر علوم مشابه ازجمله شاخه‌های دانشهای خفیه (در برابر علوم جلیه، مانند ریاضیات و ... ) به شمار می‌آوردند  بنابر روایت ابن‌مقفع، در ایران قدیم 7 نوع خط رایج بود، که مهم‌ترینِ آنها 28 حرف داشت، و نوعی خط که در پیشگویی و فالگیری و جز اینها به‌کار می‌رفت، دارای 365 حرف بود. از این ارقام نیز اسرار طبیعی قابل استخراج است، به‌ویژه عدد اخیر (365)، که شمار روزهای سال خورشیدی را نشان می‌دهد .
در متنهای صوفیانه آمده است: آن‌گاه که الله صورت حروف را آفرید، رازی از برای آنها برنهاد، و چون آدم را آفرید، آن راز را در وی بپراکند؛ پس حروف بر زبان آدم به شکل زبانهای گوناگون روان شد . نیز گفته‌اند که علم اسرار حروف را ساحران فرعون، که کافر بودند، ابداع کردند، زیرا حروف تنها وابسته به مؤمنان نیست و هر دو گروه بدان پیوسته‌اند . بنا بر گفتۀ برخی دیگر، این علوم را صاحبان روحهای بزرگ انسانی همچون هرمس (ادریس)، افلاطون، فیثاغورس، طالس و ارشمیدس به‌کار می‌بستند.
همچنین گفته‌اند که رموز این علم در صحیفۀ آهو ثبت، و در کوه «حرا» مدفون بود. جبرئیل پیامبر(ص) را از وجود آن آگاه کرد و او آن صحیفه را برداشت و سرّ آن را از جبرئیل پرسید  نیز آورده‌اند که علی(ع) سرّ «الف» و اسم اعظم و دوران دولت اقطاب و خلفا را به دیگران آموخته است  پس از او، امام زین‌العابدین و امام محمد باقر(ع) را نیز از جملۀ دانشمندان و صاحبان علم حروف و اسماء به شمار آورده‌اند . در روایات شیعی نیز آموزش علوم غریبه (ازجمله کیمیا و جفر) به امام جعفر صادق(ع) نسبت یافته است
اما شاید بیان دقیق‌تر آن باشد که این علوم میراثی از فرهنگهای کهن گوناگون همچون بابلی، یونانی، ایرانی، یهودی (به‌ویژه قباله‌ای)، و نیز دانشهای بر جای مانده از حکیمانی چون هرمس و فیثاغورس بود که به‌تدریج به مسلمانان رسید و آنان نیز این میراث را همچون دیگر دانشهای بازیافته از اقوام پیشین، در زمینۀ فرهنگ و باورهای خود به‌کارگرفتند. به این ترتیب، شیعیان به‌ویژه اسماعیلیه، اخوان الصفا، صوفیان، فیلسوفان و حتى معتزله هر یک بنابر عقاید و دیدگاههای خود از آن بهره بردند و به آن پرداختند. ظاهراً ابومحمد سهل بن هارون کاتب ، متصدی بیت‌الحکمه در زمان مأمون عباسی، نخستین کسی بود که در این عرصه وارد شد و به بحث دربارۀ همۀ حروف عربی پرداخت و دریافت که شمار آنها برابر با 28 منزل قمر است . پس از او کندی فیلسوف  نخستین کسی بود که کوشید از حروف دلالتهای عددی بیرون آورد و به اسرار نهفتۀ آنها برسد؛ ازجمله اینکه می‌گفت: قلم به معنای نفاع (سود رساننده) است، زیرا اگر ارزش عددی حروف هر یک از دو کلمۀ القلم و نفاع را با هم جمع کنیم، برابر با 201 می‌شود. از این نظر، حروف به مثابۀ منبع معرفت جلوه می‌کند . پس از وی، شاگردش ابوزید احمد بلخی  با بررسی قرآن و حروف مقطع آن رسالاتی نوشت و قصد داشت که تاریخ ظهور امام منتظَر (مهدی<ع>) را استخراج کند. از علمای بزرگ شیعی نیز،
به علم حروف پرداخت و با دلالت حساب جُمّل کوشید تا با استناد به حدیثی، اسلام ابوطالب را ثبت کند
از میان فلاسفۀ استدلالی که به رموز حروف باور داشته‌اند،  به علوم غریبۀ هرمسی معمول در حکمت اشراقی پرداخته، و ــ یا بر حسب اعتقاد، یا به طریق تفنن ــ آن رموز را بیان داشته است .  رساله‌ای دربارۀ معانی حروف هجاییِ آغاز سوره‌های قرآن وجود دارد و در آن ارقام را بررسی می‌کند و نظریۀ ای دربارۀ چگونگی آفرینش و انواعِ عوالم و عقول بر آن نتایج تطبیق می‌دهد و برای هریک از حروف الفبا معنایی خاص قائل می‌شود
صوفیان نیز از همان سده‌های نخستین تاریخ تصوف به این علم توجهی ویژه داشتند و در سده‌های بعد، با نوشتن کتابهایی کوشیدند تا وجوهِ باطنیِ حروف و دیگر معارف مربوط به آن را توضیح دهند و تبیین کنند با کتاب طواسین خود به‌ویژه شایان ذکر است، که دانش همه چیز را در قرآن، و علم قرآن را هم در حروف مقطعه می‌دانست و دلالت حروف را بر غیر قرآن نیز تعمیم داد
در سده‌های بعد فردی تکیه‌گاه پایدار صوفیان در علم حروف بود. او خود به تنهایی 10 کتاب یا رساله در زمینۀ خواص و شرح اسماء دارد که بسیار مورد توجه علمای مغرب قرار گرفته است




حروف الفبا:   چنان‌که پیش‌تر اشاره شد، اندیشمندان مسلمان از دیرباز به تفکر دربارۀ حروف و اسرار آنها پرداخته بودند. در این میان، اخوان الصفا بر این باور بودند که الله که انسان را به احسن صور و افضل اشکال آفرید، او را سرور همۀ جانوران قرار داد و اطاعت از او را بر آنها واجب ساخت و برای آنکه انسان لوازم چنین سروری را در خود داشته باشد، وی را فهیم، عاقل، حکیم و ناطق آفرید و به او همۀ اسماء و صفات اشیاء را آموخت. این اسماء همه از طریق 9 نشانه یا 9 حرف قابل شناسایی بودند و همۀ معانی به وسیلۀ همین 9 حرف بیان می‌شد. اما با افزایش نسل آدم و پراکنده شدن فرزندانش در سرزمینهای گوناگون، شمار حروف افزایش یافت، زبانهای مختلف به وجود آمد و فن کتابت شکل گرفت؛ تا آنجا که شمار حروف به 28 رسید و بیش از آن افزایش نیافت. همان‌گونه که اسلام آخرین دین و ختم شرایع است، زبان عربی نیز با 28 حرف خود، خاتمۀ زبانها و پایان افزایش شمار حروف است
حروفیان ایرانی نیز که در باورهای خود اهمیت بسیاری برای حروف، جایگاه آنها در آفرینش، و معانی باطنی آنها قائل بودند، در این زمینه دیدگاهی شبیه  داشتند. به باور آنان، واجب‌الوجود که مطلق، ازلی و نامتناهی است، در نخستین تعیّن خود کلمۀ مجرد و غیرجسمانی را به وجود آورد که «کلام نفسی» خوانده می‌شود. این کلمه نیز در جریان تعیّن بعدی 28 حرف الفبای عربی را به وجود آورد که «کلام ملفوظ» است. آن‌گاه از ترکیب و به هم پیوستن این حروف، همۀ موجودات عالم مادی ایجاد شدند که غیرمجرد و محسوس‌اند. الله به انسان که بالاترین و کامل‌ترین تجلی الٰهی است، اسماء را آموخت. این اسماء نه حروف الفبای زبانهای شناخته‌شدۀ بشری، بلکه حروف الفبای زبانی بودند که الله با آن قولِ «کُنْ» را ادا کرد و آن همان «نطق قدیم و لایزال» است. با این همه، هر‌یک از پیامبران بزرگ الٰهی وحی را در قالب تنها بخشی از این حروف دریافت داشتند، چنان‌که آدم 9 حرف، ابراهیم 14 حرف، موسى 22 حرف و عیسى (ع) 24 حرف را دریافت کردند، و پیامبر اسلام (ص) کامل‌ترین وحی را در قالب 32 حرف (28 حرف زبان عربی به اضافۀ لا که خود متشکل از ل ا م ف، یعنی 4 حرف دیگر است) که همان شمار حروف فارسی است، دریافت کرد
 هر حرف معنایی باطنی و معنایی ظاهری دارد و اصحاب علم ظاهر از معنای باطنی حروف بی‌خبرند. اسرار ایمان آن‌گاه برای بنده کامل می‌شود که حقایق این حروف را بداند، و مقصود همانا حروف اوایل سوره‌ها در قرآن، مانند «الم» است  در معانی حروف معجم (ابتثی) حسب روایات شیعی نیز، اغلب به حرف اول اسماء مضاف، و یا صفات و افعال الٰهی ــ در وجه اختصاری ــ اشاره کرده‌اند، مثلاً: الف= آلاء الله؛ باء= بهجة الله؛ دال= دین الله؛ ... یا= ید الله؛ و در معانی حروف جمّل (ابجدی) نیز تقریباً به همان ترتیب اشارت کرده، و گفته‌اند که حروف هجا جملگی اسماء الله است


حرکات:   در زبانهای هندواروپایی، برخلاف زبانهای اندیشه‌نگار شرقی، حروف صامت شکل و معنای ظاهری را می‌نمایانند، در حالی که مصوتها حاوی روح و باطن زبان‌اند؛ و بدین‌سان، عالم اثیری همچون نظام پنهان عددی، در زبان انسانی آشکارا دیده می‌شود. به عبارت دیگر، حروف صامت به مثابۀ جسم بیرونی، و مصوتها با روابطشان همچون روح درونی زبان عمل می‌کنند . اما دربارۀ حروف عربی، چنان که گذشت،  کاتب شمار آنها را برابر با منازل قمر دریافت و این نکته را نیز بیان کرد که 3 حرکت اِعراب (فتحه، کسره، ضمه) همانند حرکت طبیعی است: یکی حرکت از مرکز مانند حرکت آتش ــ دوم حرکت به سوی مرکز مانند حرکت زمین ــ و سوم حرکت در مرکز مانند حرکت افلاک
در تأویلات صوفیانه از حروف «علّۀ» (مصوتهای) عربی، چنان‌که در عبارت بسمله آمده است، گفته‌اند که الف در رحمان اشاره به استیلای عرشی، و یاء در رحیم اشاره به استیلای قلبی است؛ یعنی الفِ رحمان سماوی، و یاء رحیم ارضی است ... ؛ از اینجا ست که ا (الف) علامت نصب و اسم حق، ی (یا) علامت کسر و اسم خلق، و و (واو) که نشانۀ رفع است (حد فاصل میان آن دو)، اسم روح است . حرکات و اعراب حروف در کلمات و اسامی ــ که برای آنها نیز ارزش عددی خاص قائل شده‌اند ــ در جدول 1 آمده است:


جدول 1: اعداد حرکات

 

 


مقاطع:   ازجملۀ 28 حرف الفبای عربی، 14 حرف آن (الف، ح، ر، س، ص، ط، ع، ق، ک، ل، م، ن، ه‍ ، ی) در مقاطع (به صورت حروف مقطعه) در آغاز 29 سورۀ قرآن‌کریم آمده است. صوفیان بر این باور بودند که هدایت قرآن برای انسان به این معنی است که حقیقت این حروف مقطع را بر او آشکار کند . برخی دیگر معتقد بودند که اوایل سوره‌ها مأخوذ از اسمهای خدا، و حروف اوایل همچون مختصرات اسامی است و فواتح سوره‌ها خود اسم اعظم‌اند. ازاین‌رو، 14 حرف فواتح سوره‌ها حروف نورانی در نظر گرفته می‌شود
 با تأکید بر وجه باطنیِ این حروف و معانیِ پنهان آنها،  بر این باور بود که این حروف را اسراری چند است که جز الله و رسول او، کسی معنای آنها را نمی‌داند . مقطعات از متشابهات است و میمِ آخرِ الم اسم قوس ثانی ــ از قاب قوسین ــ است که ملک ملکوت است، و صاحب قوس ثانی را حروف چند است که این حرفهای عربی و عجمی نیست
تأویلهای عرفانی حروف به‌ویژه چند فصل از کتاب فتوحات ابن‌عربی را شامل می‌شود که ازجمله در باب مقطعۀ الم می‌گوید: الفِ آن اشاره به توحید است، میم از ملکی است که فنا نمی‌شود، و لام واسطۀ پیدایی رابطۀ میان آن دو است


اعداد:   زبان و اعداد وسایل انتقال افکار و مفاهیم‌اند و این دو با هم پیوندی استوار دارند. چون در شماره‌شناسی ارزش عددی هر حرفی از الفبا مشخص می‌گردد، هرگاه اسم به اعداد برگردان شود، روابط میان زایجه و استعداد و ظرفیتهای شخص دانسته می‌شود . زبانهای عبری، عربی و یونانی که زبانهای مقدس به شمار آمده‌اند، از نظر نسبت دادن رقمهای نمادین به حروف به یکدیگر شبیه‌اند و در هر یک از آنها تفسیر معانی رازآمیز متون و کلمات قدسی از طریق حساب جمل ممکن می‌شود
صوفیان بر این باور بودند که راز هر حرفی در «عدد» آن است و فرد می‌تواند از طریق آن در عوالم وجود تصرف کند. بر این اساس، گروهی از متصوفان و نیز اهل رمل و تلبیس که روحانیت حروف را برآورد می‌کنند، و جز ایشان، کسانی که در صحت نهاده‌ها و قاعده‌های حرفی و وجوه نسبی آنها همداستان‌اند، ارزشهای عددی حروف را پایۀ اعمال مختلف، و طریق وصول به مقاصد می‌دانند و اجماع دارند که در زمینۀ نیروی حروف و معانی آنها ــ خواه متفرق یا مجموع ــ و تصرفات و اختصاصات مربوط به آنها و اسرار این امر اختلاف نظری وجود ندارد  بدین‌سان، در نظر قائلان به اسرار حروف، مقدارهای عددی آنها (= اَرقام جُمّل یا ابجدی) با اسماء الله و مقاطع سُوَر قرآنی تطابق می‌یابد؛ این تطابق گاه برای مقاصد تفسیری به‌کار می‌رود، ولی اغلب دلالتهای آنها به وقایع عالم و اوضاع بنی‌آدم مربوط می‌شود . با درنظر‌گرفتن اینکه برای هریک از 28 حرف عربی به حساب «جُمل» عددی درنظرگرفته می‌شود، ازجملۀ قوانین آنها نوعی محاسبه است که آن را حساب نیم می‌خوانند،  و معرفت خواص طبیعی مبتنی بر کیمیا و قرانات تنجیمی مرتبط با فن طلسمات و غیب‌گویی را هم شامل می‌شود
به هر روی، ارزشهای عددی حروف (ابجدی) در دو نظام شرقی و غربی گزارش شده، که  در 9 علامت به شکلهای مختلف گرد آمده است.  این 9 علامت جامع اسماء تمامی موجودات و معانی آنها ست و وجود آنها نیز در عالم علوی بر همین نسبت است، و ایـن حروف ــ که الله آنها را بـه آدم آموخت ــ همانها ست که به شکل ارقام هندی (1، 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8، 9) کاربرد دارد  اما انطباق اعداد و حروف به طور معمول برپایۀ جدول 2 است:


جدول 2: حروف ابجد و برابر عددی آنها

 

.

از اینجا مشخص می‌شود که به سبب تناسب میان اعداد، میان حروف نیز تناسب مستقلی وجود دارد؛ چنان‌که میان ب (2) و ک (20) و ر (200) چنین تناسبی هست، زیرا هر یک از این 3 حرف در مرتبۀ خود بر عدد 2 دلالت می‌کند، یعنی ب در مرتبۀ یکان، ک در مرتبۀ دهگان و ر در مرتبۀ صدگان، عدد 2 را نشان می‌دهند. همچنین است تناسبی که میان د (4) و م (40) و ت (400) یافت می‌شود، زیرا هر یک از این 3 عدد در مرتبۀ خود بر 4 دلالت دارند و میان 4 و 2، نسبت دو برابر بودن است. از این دست تناسبها نمونه‌های دیگری نیز می‌توان برشمرد


اقسام:   حروف ابجدی عربی در نظام غربی (افریقا) به 7 گروه چهارحرفی تقسیم می‌شود ؛ اما بنا بر تلقی صوفیانه نسبت به علوم غریبه، چندین گونه تقسیم‌بندی از این حروف را می‌توان به دست داد که عبارت‌اند از:
1. حروف نقطه‌دار و بی‌نقطه:   حروف مهمل یا بی‌نقطه (ا، ح، د، ر، س، ص، ط، ع، ک، ل، م، و، ه‍ )، که کاربرد آنها این است که در هنگام خسوف و کسوف بر صفحه‌ای قلعی می‌نویسند، و زیر نگین انگشتری می‌گذارند ... ؛ و حروف نقطه‌دار (ب، ت، ث، ج، خ، ذ، ز، ش، ض، ظ، غ، ف، ق، ن، ی <ی‍ >) که از اینها حروف روحانی استخراج می‌شود
2. حروف صامت و حروف ناطق،   که هر یک طبع عنصری ویژه‌ای دارند و بر امری مادی یا معنوی دلالت می‌کنند. حروف صامت اینها ست: ا (الف)، ب، ت، ث، ج، خ، ر، ط، ظ، ف، ه‍ ، ی؛ که برای نمونه در مورد آنها گفته می‌شود که شکل الف از معنای نطق برمی‌آید، و ب حرفی از اسرار نهان و انوار مخزون است. حروف ناطق نیز اینها ست: ح، د، ذ، ز، س، ش، ص، ض، ع، غ، ق، ک، ل، م، ن، و؛ که هریک از آنها دارای دعایی خاص است
3. حروف نورانی و ظلمانی:     حروف ابجد را به دو دستۀ نورانی و ظلمانی تقسیم کرده‌اند: حروف نورانی 14 حرف آغازین سوره‌های قرآن‌اند (الف، ح، ر، س، ص، ط، ع، ق، ک، ل، م، ن، ه‍ ، ی) که در اعمال خیر به‌کار می‌آیند، و در این عبارت «نص حکیم له سر قاطع» گرد آمده‌اند. حروف ظلمانی هم 14 حرف دیگرند که در اوایل سوره‌ها یافت نمی‌شوند (ب، ت، ث، ج، خ، د، ذ، ز، ش، ض، ظ، غ، ف، و)؛ 7 تا از آنها علوی و 7 تا سفلی به شمار می‌آیند و از خواص آنها دفع بیماریها ست
4. حروف عالیات،   که از اصطلاحات مکتب عرفانی ابن‌عربی و پیروان او ست و در آثار آنان برای آنها تعاریف کم و بیش مشابهی یافت می‌شود، چنان‌که گفته‌اند: حروف عالیات شئون ذاتی در غیب‌الغیوب‌اند، همچون وجود کامنِ درخت در دانه یا هستۀ آن ؛ یا آنکه گفته‌اند: حروف عالیات ــ که حروف اصلیه و حروف علویه نیز خوانده می‌شوند ــ عبارت‌اند از تعقلاتِ حقْ اشیاء را، از حیث کینونیت و وجودشان، در وحدانیتش؛ همچون صورِ نفسانیِ انسانی پیش از تعیناتِ صورِ آنها به علمش در ذهن متصور. اینها تصورات مفردی، خالی از ترکیب معنوی، ذهنی و حسی‌اند؛ و مفتاح غیب اول، اسماء ذاتی، اصول و امهات شئون اصلی و شئون ذاتیه نیز خوانده می‌شوند . به بیان دیگر، حروف عالیات یا حروف اصلیه به معنی اندراج تمامی اشیاء، چنان‌که هستند، در غیب‌الغیوبِ احدیت است و از این‌رو، در مرتبۀ ذات، حروف عالیات و شئونات ذاتیه‌اند و در آنجا میان آنها امتیازی نیست، و در مرتبۀ تجلی، اسماء الٰهی، و در مرتبۀ باطنِ علم، اعیان ثابته، و در مرتبۀ ظاهرِ علم، اعیان کونیه خوانده می‌شوند که منشأ همۀ آنها ذات اقدس الٰهی است


طبایع:   صاحب‌نظران سیمیا و جفر بر این باورند که حروف معجم از بسایط، یعنی عناصر چهارگانه (آب، آتش، خاک، و هوا) تشکیل یافته‌اند و هریک خواص و کیفیاتی چون تری، گرمی، خشکی و سردی دارند که طبایع خوانده می‌شوند. به اعتقاد اینان، اسماء نیز که از حروف تشکیل شده‌اند، همان خواص و طبایع را دارند و می‌توان به وسیلۀ آنها در طبیعت تصرف کرد . به این ترتیب، 28 حرف الفبای ابجدی عربی به 4 دسته تقسیم می‌شود که هر دسته با یکی از این عناصر تطابق دارد  چگونگی این دسته‌بندی در جدول 3 آمده است:


جدول 3

 

 ثلاث اوایل حیوان، نبات و معدن‌اند و معادن از طبایع چهارگانه به وجود آمده‌اند و هر حرفی از حروف الفبا رمزی برای آن طبایع، مراتب و درجات و ... دارد. وی سپس با برشمردن طبایع چهارگانه، جدول خاصی ترتیب می‌دهد  در جدول تفصیلی خود، حروف بیست‌و‌هشت‌گانه را بنابر تقسیمات پنج‌گانۀ پیش‌گفته، یعنی مجهول و معروف، مهمل و معجم، صامت و ناطق، نورانی و ظلمانی، و عالیات و ماهیات، مقرون با طبایع عنصری یا فلکی‌شان، و دلالتها و خواص تعویذی آنها به طور کامل آورده است  با ذکر طبایع حروف، بیشتر به شرح خواص دعایی آنها می‌پردازد  اما دایرۀ طبایع حروف  به شرح تصویر 1 است.
بر این اساس، باور بر آن بود که از طریق دانستن طبایع این حروف و کاربرد آنها در پیشگویی و جادو، می‌توان هر جا که لازم باشد، از تأثیر طبع خاصی کاست و بر تأثیر طبع دیگری افزود. برای نمونه، می‌توان با کمک حروف آتشی، خواه در عالم مادی و خواه در عالم کواکب بر مشکلات حاصل از سردی غلبه کرد و بر گرمی افزود .

 

تصویر 1: دایرۀ حروف

 


کواکب:   دانسته است که عارفان از کیهان به مثابۀ جهان‌ مِهین (عالم کبیر)، و از انسان زمینی همچون جهان کِهین (عالم صغیر) تعبیر کرده‌اند و عالم صغیر را مستقل، ولی عین مماثل و متناظر با عالم کبیر در تکوین صوری به شمار آورده‌اند . آدمی، همچون ستارگان آسمان، خود اختر زمینی رونده‌ای است و چنان‌که در فرهنگ ملل آمده است، هرکس در آسمان اختری دارد که در رفتار تابع آن است، و حالهای سعد و نحس آن وی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هر گاه ستاره‌ای از آسمان فرو افتد، گویند که صاحب آن مرده است. از این‌رو، پیشینیان با شناخت برآیش و فرودش و رفتار ستارگان، یک رشته قواعد حسابی به وجود آورده‌اند و گاههای سعد و نحس را شناخته‌اند  و مجموع این مراتب را احکام نجوم نامیده‌اند، که همان دانشوارۀ اخترخوانی است.
کواکب سبعه، و حروف، معادن، طبایع و املاک آنها همان طبایع و عناصر اربعه‌اند، و هرچه در هستی هست، از این طبایع خارج نیست. برترینِ موجودات نیز 28 حرفی‌اند که کتابها بدانها نازل شده است و اینها هجاهای همۀ چیزهای موجود در هستی، اعم از مفرد و مرکب‌اند  سیارات (یا در پهلوی اَپاختران) در سنت غربی نیز علامتهای خاصی دارند که با نشانه‌های شرقی آنها کمابیش همانند است. البته باید اشاره کرد که این سیارات یا کواکب با آنچه در ستاره‌شناسی جدید به‌عنوان سیارات به‌شمار می‌آیند، متفاوت‌اند. اَپاختران در نزد باورمندان به احکام نجوم تأثیری قوی و دگرساز بر امور جاری می‌گذارند و هریک از آنها بر روزی از هفته (که در زبانهای اروپایی نام آن روز از آن گرفته شده) فرمانروا و مدبر اس

جدول 4

 


همچنین هر یک از این کواکب خداوند بیوت مثلثات عنصری‌اند، اما هر یک از آنها در عمل تعاویذ صاحب فرشتگانی‌اند که خدمۀ آنها به شمار می‌آیند و بر هر گروه از آنها فرشتۀ بزرگی حکم می‌راند. ترتیب این کواکب و فرشتگان آنها چنین است: خورشید، جلجیوت و روفیائیل؛ ماه، جبرئیل؛ بهرام (مریخ)، سمسائیل؛ تیر (عطارد)، میکائیل؛ هرمزد (مشتری)، صرفیائیل؛ ناهید (زهره)، عنیائیل یا مهیائیل؛ کیوان (زحل)، عزرائیل . معدنهای این سیارات هم از این قرار است: خورشید، طلا؛ ماه، نقره؛ مریخ، آهن؛ عطارد، جیوه؛ مشتری، روی؛ زهره، مس؛ زحل، سرب. اشکال اوفاق آنها هم چنین است: خورشید، 6پهلو؛ ماه، 9پهلو؛ مریخ، 5پهلو؛ عطارد، 4پهلو؛ مشتری، 8پهلو؛ ناهید، 7پهلو؛ زحل، 3پهلو


بروج:   ظاهراً مصریان نخستین کسانی بودند که میان حروف و اجرام آسمانی رابطه‌ای قائل شدند، چنان‌که هرگاه قمر به منزلی در‌می‌آمد، حرف آن را بر جسمی سازگار با امر مطلوب رسم می‌کردند  البته حروف بیست و هشت‌گانۀ عربی به‌شمار منازل قمر است، که اینها هم خود به صورتهای بروجی دوازده‌گانه، و 7 سیاره و 4 طبع تقسیم شده است (حمدان، 20)؛ اما در عالم اسلام گویا نخستین بار سهل بن هارون کاتب دریافت که طولانی‌ترین کلمۀ عربی از 7 حرف (شمار کواکب) تجاوز نمی‌کند و شمار حروفی که بر ریشۀ افعال عربی (در ابواب مزید فیه) افزوده می‌شود، برابر با شمار 12 برج است. وی همچنین دریافت که نیمی از حروف، یعنی حروف شمسی (14 تا) و نیم دیگر، یعنی قمری (14 تا) با منازل قمر، و اینکه در هر نیمه از ماه نیمی از قمر رخ می‌نماید و آن نیم دیگر پنهان است، همانندی دارند.
بعضی از عارفان در باب تطابق حروف بیست و هشت‌گانه با منازل بیست و هشت‌گانۀ قمر گفته‌اند که همان‌گونه که آسمان 7 طبقه دارد، کلام هم دارای 7 آسمان است، و نخستین آنها آسمان حروف می‌باشد که صورت و معنای کلام را حکایت می‌کند . باطنیان نیز براساس نظریۀ عالم کبیر و عالم صغیر، شمس را در برابر نبوت، و قمر را در برابر امامت می‌نهادند و از شمار 28 منزل قمر، 14 حرف نورانی را مطابق با بروج شمالی (بالای زمین)، و 14 حرف ظلمانی را مطابق بروج جنوبی (پایین زمین)، در جایگاه یمین و یسار می‌دانستند  همچنین گفته‌اند که نخستین منزل قمر نزد عربها منزل شرطان بوده که حرف الف بدان تعلق دارد و رازآمیزترین حرف است و ذکرها و دعاهای گوناگون به رسم و شکل آن نسبت داده شده است. به همین ترتیب، آخرین منزل قمر نیز منزل بطین است که حرف یاء بدان پیوسته و حرفی خاکی، سرد و خشک است. حرفهای دیگر ابجدی نیز وابسته به دیگر منازل‌اند و هر یک طبایع و خواص خود را دارند


جدول 5

 

 


کلمات:   از گذشته‌های دور در میان مردمان فرهنگهای گوناگون باور بر این بوده است که متون مقدس دربردارندۀ کلام الٰهی و اورادی هستند که به قلمرو ازلی ذوات و ذهن متعالی مربوط می‌شوند. از این‌رو، هر یک از حروف واجد معادلی عددی یا همتایی است که با الگوهای هماهنگی که زیربنای عالم‌اند و کیهان را به وجود می‌آورند، تناسب دارند و بنابراین، هجاها و حروف قدسی مستقیماً از قلمرو بالاتر آسمانی آمده‌اند، و مبین جنبه‌های گوناگون آن‌اند  صوفیان نیز چنین باور داشتند که همان‌گونه که مفردات حروف تهجی 28 تا و مرکبات آن 3 تا (اسم، فعل، حرف) هستند، در کتاب (لوح محفوظ) نیز مفردات عالم حروف تهجی، و مرکبات عالم کلمات‌اند و به همان ترتیب، مفردات عالم 28 تا، و مرکبات آن 3 تا
در مکتب عرفانی منظور از کلمه، هیئت جمعی و حرفی از حروف نَفَس رحمانی است و بر این اساس، همۀ موجودات کلماتِ الله‌اند. در توضیح این امر چنین گفته‌اند: همان‌گونه که نَفَس انسان با آنکه یکی است و جز هوا چیزی نیست، با گذشتن از مخارج حروف مختلف، آنها را به صورت حروف ظاهر می‌سازد و کلمات لفظیه را به وجود می‌آورد، نَفَس رحمانی نیز که ظهور وجود حقانی در مراتب تعینات است و به حقیقت و ذات خود وحدت دارد، به صور معانی، یعنی اعیان و حالات آنها که در حضرت واحدیت است، تکثر می‌پذیرد و کلمات وجودیه را به وجود‌ می‌آورد. به این ترتیب، حقایق علمیه بدون اعتبار احوال آنها «حروف غیبیه»، و با اعتبار احوال آنها «کلمات غیبیه» در نظر گرفته می‌شوند و حقایق وجودی بدون اعتبار احوال آنها «حروف وجودی»، و با اعتبار احوال آنها «کلمات وجودی» خوانده می‌شوند
از سوی دیگر، عارفان ظهور حق تعالى در صور موجودات را به ظهور الف در صور حروف تشبیه کرده‌اند که در همۀ حروف یا به صورت (با، تا، ثا و ... ) و یا به معنی (میم، نون، جیم و ... ) وجود دارد و از این‌رو، عارفان گفته‌اند که در حروف جز الف نیست و در خارج هم جز الف نیست
با این‌همه، از دیرباز ثمرۀ علم اسرار حروف را تصرف نفوس ربانی در عالم طبیعت به یاری اسماء حسنى و کلمات الٰهی می‌دانستند که خود از حروف تشکیل یافته‌اند و این حروف به اسراری که در کائنات جریان دارد، محیط‌اند . اما صاحب‌نظران بر سر ماهیت و چگونگی سِرّ تصرفی که در حروف است، اختلاف نظر دارند و با توجه به این اصل در کیمیا که با تجزیۀ حروفی که یک کلمه را به وجود می‌آورند، می‌توان به ساختار کیفی و کمی شیئی که آن را توصیف می‌کند دست یافت، محققان این رشته دو شیوۀ متمایز را در پیش گرفتند: شیوۀ نخست عبارت است از به هم پیوستن حروف و دستیابی به یک کل که دارای خواصی ویژه است و انتظار می‌رود که نتایج خاصی (پیشگویی یا تأثیرات جادویی) را به بار آورد. روش دوم نیز با در نظر داشتن همین هدف به تجزیۀ نامهای خاصی می‌پردازد که خواص باطنی برای آنها تصور می‌شود و اغلب از کتب مقدس برگرفته شده‌اند و آن‌گاه مجموعه‌ای از عوامل عددی، کیفی، کمی و ... را در آنها اعمال می‌کند


مراتب:   پیش‌تر گفته شد که 28 حرف الفبای عربی به 4 بخشِ 7 حرفی موسوم به عنصر تقسیم می‌شود که هریک با یکی از عناصر اربعه مرتبط‌اند و خواص و طبع آن عنصر به آن جزء نسبت داده می‌شود. اکنون باید دانست که در هریک از این بخشها نخستین حرف از حروف هفت‌گانه مرتبه، دومین آنها درجه، سومین دقیقه، چهارمین ثانیه، پنجمین ثالثه، ششمین رابعه و هفتمین حرف خامسه نامیده می‌شود و هریک از این مراتب هفت‌‌گانه از مرتبۀ پایین‌تر خود قوی‌تر است پرداخته‌اند. در اینجا به‌طور خلاصه تنها به دو حرف الف و با اشاره می‌شود.
الف در نزد حقایق‌شناس جزو حروف نیست، بلکه همزه از جملۀ حروف به‌شمار می‌آید، لیکن عامۀ مردم الف را حرف می‌خوانند. مقام الف مقام جمع است و از اسماء اسم الله، از صفات صفت قیومیت، از اسماء افعال مبدء، باعث، واسع، حافظ و ... ، از اسماء ذات رب، ظاهر، واحد، اول، آخر، صمد و ... ، و از میان حروف 3 حرف همزه، لام و فا از آنِ او ست. همزه از حروف عالم شهادت و ملکوت است (که مرتبه‌ای در عدد ندارد)؛ لام خود مجموع عالم حروف و مراتب آنها، و از عالم شهادت و جبروت است؛ فا هم از عالم شهادت و جبروت و غیب و لطف است. به باور بونی نیز الف نخستین مخلوق از میان حروف، و همانند یک در عدد است. الف همچنین زبدۀ عالم و غایت قصوى، و مرجع کل عالم است. راست‌قامتیِ الف از رازهای اسم قیوم، و آن نخستین اسم اعظم خدا، و آغاز فاتحه و اوایل سوره‌ها و همانا حرف نورانی پایدار به خود است.
هرگاه حرف الف نوشته شود، عدد اصلی آن 111، و کاربردهای آن بسیار است (ازجمله پیدا کردن گنج) و اکثر مرکبات عددی این حرف همانا مربعات وفقی دارای خواص کاربردی گوناگون است. الف در تقدیر میان با، و سین و میم (بسمله) در حقیقت همزۀ وصل است، لیکن به سبب سکون آن را الف می‌نامند .
، وجود مطلق هیچ قید و ظهوری جز از طریق موجودات مقید ندارد و حقیقت وجود مقید، وجود مطلق با قید است. از این‌رو، حقیقت همۀ اجزاء وجود، وجودی است که به سبب تعیّناتش ظاهر، و به همان سبب نیز پوشیده است. به اعتقاد جامی، الف نیز در همۀ حروف ظاهر، و در عین حال به واسطۀ اشکال آنها در حجاب است، درست به همان‌گونه که همۀ اعداد در واقع عدد یکِ محتجب به لباس عددند. به این ترتیب، همان‌طور که اگر خداوند حقیقت وجود مطلق را بر کسی آشکار کند، او را از دانستن حقیقت وجود اشیاء بی‌نیاز کرده است، اگر کسی حقیقت الف را بداند نیز از دانستن حقیقت حروف بی‌نیاز می‌شود
 الف را در شرح شطحیات اشاره به استواء قِدم در قِدم بر قِدم از قِدم، فردانیت ذات در ذات، و تجلی کُنه بر کنه، و عین بر عین می‌داند. به اعتقاد او، الف اصل قِدم است و از عین جمع و جمعِ جمع و اسقاط علل خبر می‌دهد.  الف در همۀ حروف هم به معنی و هم به لفظ موجود است و همۀ حروف از با تا یا صورت بسط ذات الف‌اند. معنی الف همچون روح در حروف روان، و شکل آن همچون جسم و جسد انسان است

 

تصویر 3

اما حرفِ «با» امتداد منعطف الف است که با نقطۀ وحدت تمیّز یافته است. از نظر صوفیان از آنجا که با پس از الف می‌آید، اگر الف نشان ذات باری تعالى باشد، با اشاره به عقل اول دارد که اصل همۀ چیزهایی است که الله آفریده است. به بیان دیگر، حرفِ با کنایه از باب وجودات و ظهور اکوان، و مظهر الحاق هر دو وصف وجوب و امکان است. حرف با در مرتبۀ دوم وجود است و آسمانها و زمین و هر آنچه در میان آنها ست با بای بسم الله آغاز شده، و با آن عابد از معبود متمایز گشته است. همۀ سوره‌های قرآن با بای بسم الله شروع می‌شوند و علی(ع) نیز خود را نقطۀ تحت بای بسم الله خوانده است که کنایه از اِشعار تمام بر کیفیت ترتیب اصل و فرع امتداد اول و ثانی در لوح وجود و مجلای شهود است.
 در عالم علوی الف در حکم عقل، و با در حکم نفس است و این دو همچون آدم و حوا، که پدر و مادر همۀ افراد بشرند، دو اصل مذکر و مؤنث هستی‌اند که همۀ اشیاء عالم سفلی از آنها به وجود آمده‌اند و مرتبۀ نفس پایین‌تر از مرتبۀ عقل است

اما از نظر خواص حرف، با که سرد و خشک است، از حرفهای باقی، و باطن حرف الف به‌شمار می‌آید و همچون سرّ وجود تا روز قیامت در تصریف است. این حرف نیز تعاویذ ویژه‌ای دارد، ازجمله مربع بدوح که تعویذی شناخته شده، و گریزانندۀ دزد است

 

تصویر 2: مربع بدوح

تصویر 2: مربع بدوح

استنطاق:   یعنی به سخن درآوردن حروف که آن را فن بسط و تکسیر نیز می‌گویند و آن دانشی است که گفته‌اند با امر حکمت ملازم است، و در طول علم حروف همان فن بسط و تقدیم مطلوب و عمل پس از آن می‌باشد که به معنای تجزیۀ هر حرف به هجاهای سازندۀ آن (چپ و راست) است تا آنکه به آغاز بازگردد. معتقدان به این دانش بر این باورند که کارهای هستی بر این دانش گرد آمده، و طلسمهای همیشگی تا روز رستاخیز، و تأثیری که پندارند، انکارناپذیر است و سرّی که نمی‌توان نفی کرد، از آن فرادست می‌آید . بعضی از محققانِ این فنْ دانشوارۀ تکسیر را بهتر از اکسیر دانسته‌اند، و راههای بسیاری در چگونگی خردکردن نامها در مربعات و اوفاق نشان داده‌اند، زیرا به نظر آنها هر اسمی حروف و عددهایی دارد، و هر عددی هم دارای وفق است . تکسیرِ صورتهای جفر کارکردی بنیادی دارد و نوعی از آن تفصیل یا تجزیۀ اسمهای معین است که اغلب مأخوذ از یک کتاب مقدس، ازجمله قرآن‌اند و در این شیوه، بر حروفِ صامت آنها انواع روشهای عددی، کیفی، کمی، تنجیمی و تعویذی اعمال می‌شود  به اعتقاد اهل این فن، حروف در مراحل استنطاق یا تکسیر، رازهای نیروی جادویی‌شان را نمایان می‌کنند، چنان‌که در مورد الف (111) نمونه‌وار نشان داده‌اند

خواص:   چنان‌که گذشت، اسرار حروف از امور مشهور در نزد پیشینیان بوده است که از چگونگی ترکیب اعداد حروف به‌طور متناسب و متعادل گفت‌وگو می‌کند. دانشوارۀ خواص حروف از دیگر مقولات و مقسومات علوم خفیه یا غریبه، یعنی از لیمیا (عزیمه، جادو)، هیمیا (تسخیر ارواح)، ریمیا (شعوذه) و طلسمات جدا نیست و غایت و غرض آن هم وصول به خواسته‌‌های دینی یا دنیوی است  مطلوب این علم 3 چیز است: 1. دستیابی به اسماء غیبی مرتبط با ارواح که می‌پندارند بر افلاک سماوی و کواکب چیره‌اند؛ 2. آگاهی از سرنوشت رازآمیز حروف در ارتباط با اسمهای متشکل از آنها؛ 3. شناخت اسرار طبیعت و کائنات و نحوۀ عملکرد آنها از طریق خواص غیبی که توسط نام آنها آشکار می‌شود؛ و جملگی اینها برای پیش‌دانی یا غیب‌گویی و تأثیرگذاریهای گوناگون است
می‌گویند همان‌گونه که جسم آدمی مرکب از اعضای متناسب است، حروف نیز اعضای جسم لفظی نامها هستند و چون هر عضوی را کارکرد طبعی ویژه‌ای است، حروف نیز هر یک طبعی ویژه دارند که دارای تأثیر است . اما سرّ تصرفی را که در حروف یافت می‌شود، از نسبت عددی دانسته‌اند، زیرا حروف ابجد، چه از لحاظ وضع و چه از نظر طبیعت، بر اعدادی دلالت می‌کنند که معمولاً به آنها اختصاص یافته‌اند  فایدۀ عملی کار هم به اختصار چنین است که ازجملۀ عناصر اربعه، سهم حروف آتشی در سحر و غیب‌گویی، دفع شرور مرتبط با برودت، و افزایش تأثیر حرارت (فیزیکی یا تنجیمی) است، در هر جا که مطلوب‌ باشد. برای نمونه ممکن است طی جنگی تأثیر قوت مریخ را با ترکیب حروف آتشی افزود. هم بدین‌سان، از حروف آبی برای پیش‌بینی، دفع امراض به علت گرما ــ همچون انواع تبها ــ و افزایش تأثیر برودت (فیزیکی یا تنجیمی) هرجا که مطلوب است، مثلاً قوت تأثیر قمر، استفاده می‌شود. در مورد دیگر حروف نیز خواصی به همین ترتیب برشمرده‌اند

سرّ نقطه:   هر چند محققانِ علم حروف دربارۀ سرّ نقطه مطالب بسیار نوشته‌اند، اما صوفیان و عارفان آن را به طریقی دیگر و از نظر وجه تمثیلی آن در مراتب وجود مورد توجه ویژه قرار داده‌اند.   نوشته‌اند و در آنها نقطه را تمثیل ذات باری‌تعالى به‌شمار آورده‌اند.  نقطۀ حقیقی اصلی که در غیب مطلق نهان است، یکی است و همۀ حروف محل ظهور نور حضور اوی‌اند  این نقطۀ حقیقی اصلی مراتبی دارد که عبارت‌اند از اسودیه، بیاضیه و احمریه؛ که نقطۀ اسودیه به ذات، نقطۀ بیاضیه به صفات، و نقطۀ احمریه به خلق اشاره دارد ( نقطه را در معنای مطلق آن کامن در غیب مطلق می‌داند که همان ذات مطلقاً بی‌تعیّن الله و مرتبه‌ای پیش از الف است. در توضیح این معنا گفته‌اند که چون از مبدأ نقطه و وحدت ذاتی به اعتبار امتدادات فیض بر اعیان کائنات، الف موجود گشت، آن الف ممدود از نَفَس رحمانی، مبدأ موجودات و منشأ حروف عالیات شد؛ از این‌رو، الف اشاره به ذات احدیت است از جهت اتصاف آن به صفات سبعۀ ذاتی و مبدئیت او نسبت به جمیع اشیاء در ازل آزال. پس همان‌گونه که در ذات احدیت دو اعتبار، یکی تجرد و تنزه آن از اضافات، و دیگری تلبس آن به صفات جاری است، به همین ترتیب الف هم بساطتی دارد که از وحدت نقطه در آن ملحوظ است و حقیقت اصلی آن است، و دیگر حالت مبدئیت او برای سایر حروف است. به بیان دیگر، همان‌گونه که نقطۀ وحدت، که از آن به «حقیقت محمدیه» تعبیر می‌شود، از بدو دایرۀ وجود در مراتب تنزلات اعیان سیر کرد و موجودات گوناگون را ایجاد نمود، نقطه نیز الف را به وجود آورد که طولی بدون عرض است و در حقیقت همان یک نقطه است که به واسطۀ تکرار اعتبارات و ظهورات الف‌نما شده و مبدأ دیگر حروف گشته است
 نقطه، وجوه گوناگون آن، تجلیات، مراتب، حرکات و ... می‌پردازد.  نقطه را تمثیل سرّ هویت غیبی و مطلق می‌داند و آن را هیئتی جمعی و اَحَدی می‌شمارد که بر مراتب مخارج حروف نگارشی و درجات شکلهای آنها و صورت حسی آنها احاطه دارد و همگان را فراگیر است. به باور او، نسبت صورت آن نقطه به درجات و مراتب حروف و کلمات، نسبت تعیّن اول ــ از تعیّن یافته ــ به مراتب اعیان و حقایق موجودات است. نقطۀ آغاز امتداد نفس «الفی» است در درجات مخارج انسانی و اول تعیّن آن اشاره است به اوایل تجلیات ایجادی در امتدادات نفس رحمانی برای آشکار کردن حقایق وجودی در بروزهای ظهور و اظهار
به بیان دیگر، الف صورت جمعیت نقطه است و از آن تعیّن می‌یابد، درحالی‌که نقطه در «لاتعیّن» غیر متعین است و اسمی برای آن ظاهر نشده است. به این ترتیب، با اینکه نقطه در الف مندمج، و با آن پوشیده و محتجب است، قیومِ آن و قیومِ‌ تمامی حروف دیگر است. درست به همان‌گونه که نفس رحمانی در حقایق افراد موجودات و خصایص اشخاص ممکنات سریان دارد و در عین حال با ماهیات آنها پوشیده، و به خصوصیات آنها محتجب است
از سوی دیگر، همچنان‌که نقطه عین حقیقت الفی، و الف عین تعینات حروفی است که از امتداد و کشیدن نفس انسانی ظاهر می‌گردد و هیچ حرفی را بدون الف نمی‌توان یافت، به همان‌گونه نیز حقیقت مطلقه عین تعیّن اول، یعنی نفس رحمانی است، و نفس رحمانی عین حقایق تمامی نوشته‌های کونی وجودی برین و زیرین آنها ست، ولی نه آن را می‌بینند و نه به کُنه و حقیقت آن پی‌ می‌برند، حال آنکه هرجا هستند، با آنها ست و به آنها از خودشان نزدیک‌تر است. باز به همان ترتیب که نقطه ماده و اصل صورت الفی، و حقیقت الفی هیولای صورت حروف لفظی و خطی، و حقایقِ حروفْ تعیناتِ نفسی آن در مراتب خارج است، به همان‌گونه هم هویتِ غیبیْ هیولای نفسِ رحمانی، نفسِ رحمانیْ هیولای کلمات کونی و وجودی، و صورِ موجوداتِ کونی تنوعات و گونه‌گون بودن تجلیات هویت غیبی، و تمثلات و تشبهات تصرفات و قابلیت آثار آن است
امـا قرارگرفتن نقطه در زیـرِ بای بسمله به جهت راز پنهان ـ بودنش به صورتهای حروفی، و پوشیده بودن آن به ظواهر شکلهای کلمات، و نیز آشکار شدنِ مراتب حروف در گردشهای مخرجی و احوال و اوضاع نوشتنی، به واسطۀ تعیّنِ حقیقتِ نقطه و نوشدنِ تکرار آن در درجات خصوصیات و منازل ماهیات آنها، در عین آنکه بر اطلاق و نابی وحدت خود باقی است و تغییر و تبدیل نپذیرفته است، اشاره‌ای است به پوشیده شدن احدیت هویت در پرده‌های درجات امکانی و مظاهر بروزهای کونی و امتداد نمایان‌شدنهای نفس رحمانی، که به سبب سریان آن نفس، حقایقِ برین و زیرین تعیّن می‌یابند. همچنین اشاره است به تجلیات وجودی که به واسطۀ فیضان و ریزش آن، افرادِ مراتب موجودات تکوینِ وجود می‌یابند و به این ترتیب، آثار تجلیات او به حسب استعدادها و به واسطۀ قابلیات متعدد فزونی می‌یابد و متعدد و بی‌شمار می‌گردد، در حالی که حق تعالى در ذات قدیم خویش بر پاکی، قدس و حقیقت اطلاق خود باقی و دائم است و عظمت جلال الٰهی برتر از آن است که با امکان آمیزش یابد و از دگرگونی تعینات موجودات دگرگونی پذیرد
 نقطه حقیقة الحقائق حروف است، همان‌گونه که ذات حقیقة الحقائق وجود است و نسبت آن به دیگر حروف، همچون نسبت ذات الٰهی به صفات است؛ یعنی همان‌گونه که ذات بنا بر اقتضای حقیقت خود در صفات و اسماء ظهور می‌کند، به همان ترتیب، نقطه نیز بنا بر اقتضای هر حرفی ظاهر می‌شود و از این‌رو، همۀ حروف مرکب از نقطه‌اند و حرف چیزی جز مجموع نقطه‌ها نیست   ذات الٰهی در خود تجلیاتی ذاتی برای ذات دارد (تجلی الذاتی للذات فی ‌الذات) که از خصائص ذات است و اسم و صفتی ندارد و نقطه رمزی از این تجلیات ذاتی است. از این‌رو، نقطه در وجود صاحب مرتبة‌المراتب است و همان‌گونه که الوهیت از خصائص ذات است، این مرتبۀ عالی نیز از خصائص نقطه به‌شمار می‌آید. وی آن‌گاه نسبت میان نقطه، حرف، کلمه و معنای کلمه را با نسبت میان ذات الٰهی، صفات، موجودات و تجلی الٰهی در موجودات مقایسه می‌کند و آنها را مشابه می‌شمرد
همچنین نقطه را بر دو قسم می‌داند: نقطۀ سودا یا ذات الٰهی، و نقطۀ بیضاء یا مقام محمدی که محل تنزلات الٰهی است. وی میم محمد را که توخالی است، محل نقطه می‌شمرد و سفیدی درون آن را نقطۀ بیضاء می‌داند، زیرا سفیدی برخلاف سیاهی که هیچ رنگی را نمی‌پذیرد، پذیرندۀ رنگهای دیگر است. از دیدگاه او، نسبت نقطۀ میم محمدی به نقطۀ مطلقه، همچون نسبت عرش به استواء رحمانی است، زیرا همان‌گونه که عرش محل استواء رحمانی است، میم محمدی نیز محل نقطه و ظهور آن است . وی پس از آن، به اسماء الٰهی و اوفاق ویژۀ هر یک از آنها، و وفق ویژۀ نقطه می‌پردازد و 7 اسم الله، احد، رحمان، محیط، عظیم، خبیر و قدوس را اسمائی می‌داند که از حیث مجاز به نقطه تعلق دارند

ارقام:   ویژگیهای اعداد از نظر شمارشناسی از شاخه‌های علم حساب، و از جهت فواید و منافع آن، از شاخه‌های علم خواص بوده است که باور بدان سابقۀ طولانی دارد و ظاهراً از عهود بابلی کهن نشئت گرفته است که برای عدد مفهومی اسرارآمیز قائل بودند. مکتبی نیز برای عدد نیرویی فوق طبیعت قائل بود و اعداد را رمزهایی تلقی می‌کرد که با یاری آنها پیشگویی آینده میسر می‌شود. جفر هم از مقولۀ ملاحم و برای پیشگویی و خبردهی از آینده است
 افزون بر تعالیم سرّیِ اعتقادی، در زمینۀ مطالعۀ اعداد و دانشهای مربوط به آن نیز فعالیت می‌کرد. شماره‌شناسی فیثاغوری شالودۀ روحانیت رازآمیز را در جوامع فراهم آورد، و به‌تدریج متون مقدس ملتها (مانند قرآن) نیز مورد تأویل و تفسیر شماره‌شناسی قرارگرفت  در این مکتب  نمادهای رازآمیز اعداد رقومی (1 تا 9) تأثیری معین و همه‌جانبه دارند. از این‌رو، یک رقم نه تنها دارای ارزش کمی، بلکه واجد ارزش کیفی نیز هست. پس حروف یونانی / لاتینی (
A تا Z) مبین ارقام اصلی (1 تا 9) نیز در جدول فیثاغورس کاربرد یافت


جدول 6

 

 

 
محققانِ این دانش بر این باورند که شماره‌شناسی فرایند زندگی و چگونگی آینده را پیش‌بینی می‌کند و برای حصول چنین امری، نام کامل فرد و تاریخ ولادت او مورد نیاز است (که در روش شرقیِ زایجه به کار می‌آید). آن‌گاه در غالب مواقع با جمع رقمها، حاصل را به عدد یکانی تقلیل می‌دهند و معنای شماره‌شناختی را در فهرست الفبایی بررسی می‌کنند. این عمل می‌تواند مطابق با دو نظام مختلف صورت پذیرد: یکی با ارزشهای عددی فیثاغوری (در جدول 6) و دیگر با ارزشهای قباله‌ای یا عبری ـ عربی که در آن همۀ ارقام وجوه نیک یا بد دارند


جدول 7

 

به‌طورکلی، در کارهای جادویی هر عددی ویژگیهای خود را دارد و کالبد حوادث زندگی و گیتی  محسوب می‌شود؛ و این اعتقاد، یعنی باور به سعد و نحس ارقام از عهد باستان تا عصر حاضر رایج بوده است. در این زمینه، ارقام طاق همواره مذکر و سعد، و ارقام جفت اغلب مؤنث و نحس شمرده شده‌اند، و این عقیده به اسطورۀ ارتباط آدم با حوا ــ زنی که بنا بر باورهای یهودی ـ مسیحی آدم را لغزاند و به محنت این جهان مبتلا کرد ــ بازمی‌گردد . در نزد غربیان نیز همچون شرقیان، عدد یک سعد و خیر است، و برخلاف آن عدد دو نحس و شر به شمار می‌آید . به همین ترتیب، قاعدۀ کلی آن است که اگر عدد اسمی فرد باشد، در عوالم قبض تصرف می‌کند، و اگر عدد آن زوج باشد، در عوالم بسط تصرف دارد
نسبتها و کیفیات اعداد متحابّه (دوستانه) و اعداد متباغضه (دشمنانه) نیز از خواص اعداد اوفاق به شمار می‌آید که از دیرباز فوایدی را برای آنها قائل بوده‌اند، چندان که مجریطی توصیه می‌کند که اگر دلدادگان رُقیات اعداد متحابۀ 220 و 284 را بخورند، ثمربخش خواهد بود. اما از خواص اعداد، به‌ویژه «حساب نیم»  اهمیت دارد، چندان که آن را دانشی با عنوان «علم التعابی ‌العددیة فی ‌الحروب» به‌شمار آورده‌اند، بدین معنا که با تعبیه و ترتیب خاص شمار سپاهیان خودی در جنگ متناسب با شمار سپاهیان دشمن، می‌توان غلبه پیدا کرد و در جنگهایی که رخ می‌دهد، می‌توان با حساب نیم غالب و مغلوب را شناخت و آن با شمارش اَقدار حروفی است که به حساب جُمّل (ابجدی) در نام متخاصمان وجود دارد. آن‌گاه نُه‌نُه از دو عدد کنار می‌گذارند، و باقیها را بر حسب مقدار و جفت و طاق می‌سنجند، و موافق با قواعد، فاتح یا مغلوب را می‌شناسند .


اَشکال:   خواص اشکال و اوفاق موضوع یکی از شاخه‌های علوم خفیه و یا غریبه، یعنی علم حروف (سیمیا) یا جفرِ مقرون با رمل است که آغازگر و بنیان‌گذار آن را دانیال نبی دانسته‌اند و با علم اَعداد یا شمارشناسی و با کیمیا پیوندی ناگسستنی دارد. از آنجا که کارآزمایی اینها اغلب به توسط مربعات سحری است، با نوعی ریاضیات نیز پیوندی استوار می‌یابد که بیشتر مربوط به مبانی اشیاء حیّه است تا مواد ذاتی به معنای فیزیکی آنها  البته اشکال هندسی مانند مثلث و مخمس و یا دایرۀ سحری نیز در مقولاتِ یادشده به‌کار می‌رود، اما چون مربع کامل‌ترین شکل به ‌شمار می‌رود، برای اوفاق اعداد بسیار مناسب است. افزون بر این، در نگرۀ افلاطونی مربع نشان عناصر است. منشأ مربع وفقی را بنا بر کتابی نوشته‌شده در چین باستان  دانسته‌اند، که یک مربع 9 خانه با اعداد فرد و زوج در آن یافت شده است. به هر روی، در مربعات سحری وفقی که متشکل از 9، 16 یا 25 خانه‌اند، شماری از اعداد طبیعی را چنان در خانه‌های آن می‌نشانند که مجموع مراتب افقی یا عمودی یا قطری آنها مساوی باشد و با این شیوه معتقدند که از جمع میان حروف اسم و عدد آن در مربع وفقی، اسرار پوشیده و علم نهان را می‌توانند دریابند  گفته‌اند که مربعات سحری بازآفرینی حکمت اسرار است، و ضرورت عمل سحری طبعاً کاربرد کلمات و اعداد و علامات سیارات و تأثیر آنها را ایجاب می‌کند . برای نمونۀ تأثیرپذیری
از ستارگان می‌توان مربعی بسیار رایج در طلسمات، یعنی مربع وفقی زحل را یاد کرد، که آن را روی پوستی می‌نوشتند و جهت مصون نگاه داشتن خانه از تاخت و تازها، آن را در جایی پنهان می‌کردند

 

تصویر 4

به‌طورکلی، هر حرف از الفبای یونانی یا عبری برای یک رقم به‌کار می‌رود (همچون ابجد عربی) و هریک از سیارات نیز بر رقم فردی و هم بر آنکه دارای چنان رقمی است، تأثیر می‌گذارد. در تداول غربیان شماره‌های اجرام آسمانی منظومۀ شمسی از این قرار است: خورشید (1)؛ ماه (2)؛ هرمزد یا مشتری (3)؛ اورانوس (4)؛ تیر یا عطارد (5)؛ ناهید یا زهره (6)؛ نپتون (7)؛ کیوان یا زحل (8)؛ بهرام یا مریخ (9)


اوفاق:   چنان‌که پیش‌تر آمد، علم خواص روحانی بر حسب وفقهای عددی و حرفی، از نظر ترتیب اعداد از شاخه‌های علم حساب، و از نظر تعدیل عددها یا حروف در جدولهای وفقی از شاخه‌های علم هندسه به‌شمار می‌آید . از نظر باورمندان بدان چنان است که از چندین نقطه اشکالی دارای 4 مرتبه درست می‌کنند، که بر حسب اختلاف و استقرار مرتبه‌ها در زوج و فرد بودن با هم تفاوت دارند. این اشکال سرانجام به 16 شکل منتهی می‌شود که هریک را به اسامی معینی بازمی‌شناسند، و آنها را موافق با سعد و نحس ستارگان (بروج دوازده‌گانه و اَوتاد یا ارکان چهارگانه) تقسیم می‌کنند. به‌طورکلی، مربعات وفقی با هر تعداد مرتبه یا خانه در هر ردیف یا ستون، از 3 قسم بیرون نیستند: 1. مرتبۀ فرد، مانند 3، 5، 7، 9، ... ؛ 2. مرتبۀ زوج‌الزوج (
k 4n = )، مانند 4، 8، 12، ... ؛ 3. مرتبۀ زوج غیرمقسوم بر 4 (2 + k4 n =)، مانند 6، 10، ... . قاعدۀ کلی یافتن مجموع ثابت (S) مراتب افقی یا عمودی اعداد مربعات وفقی به شیوۀ امروزی چنین است:  S =  . البته رابطه‌های دیگری نیز برای یافتن اعداد بیوت بر آن مترتب است. کتابها و رساله‌های چندی هم (در اعداد اوفاق) از ریاضیدانان قدیم ایرانی برجای مانده است
برای نمونه، مربعِ پیش‌گفتۀ 9 خانۀ وفقی (15) همچنین جهت ایجاد محبت میان زن و مرد نیز به‌کار می‌رود که بایستی روز جمعه در ساعت زهره (6) کشیده شود .
اگر از گوشۀ سمت چپ بالا در این مربع آغاز کنیم و با حرکت در جهت عقربه‌های ساعت، اعداد را با یکدیگر جمع ببندیم، حاصل چنین خواهد بود: 28 = 6 + 7 + 2 + 9 + 4. در این حالت، در داخل این مربع مربعی دیگر باقی می‌ماند که اگر با روشی مشابه اعداد آن را با هم جمع کنیم، حاصل چنین می‌شود: 17 = 8 + 1 + 5 + 3. این اعداد همانهایی است که  برای توضیح ساختار عالم، کیفیات گوناگون فلزات و جنبۀ نمادین و عددی آنها به کار برده است و با دور موسیقی فیثاغوری، معماری بابلی قدیم، و نیز مینگ‌ـ‌تنگ چینی پیوند نزدیکی دارد و خود نشانی از ارتباط با فرهنگ چینی در این زمینه در دورانی بسیار دور است


اوراد:   باید دانست که چنین نیست که وِردها و افسونها همیشه تنها بر زبان جاری شوند، بلکه بسا به صورت نوشته نیز به کار می‌روند و کارکرد آنها آن است که جنبه‌های گوناگون قلمروهای فلکی و بالاتر از آن را فراخوانند و به خدمت گیرند. برای این منظور، گاه به همان شیوه‌ای که برای اعداد وفقهایی ترسیم می‌کنند، برای اسمها و حروف نیز وفقهایی در نظر می‌گیرند. در این روش، هر صنفی از حروف به دسته‌ای از وفقها اختصاص دارند که از حیث عدد و شکل یا عدد حروف مناسب آنها ست. گاهی عزیمه‌نویس عملیات خویش و قوای ستارگان را با قوای دعاهایی ممزوج‌می‌کند، و این دعاها متشکل از کلمات خاصی برای ایجاد مناسبت میان کلمات و کواکب است. اما مناسبت دعاها نزد ایشان مانند مناسبتی نیست که صاحبان اسماء در حال مشاهده بدان آگاهی می‌یابند، بلکه دعاها مربوط به اموری است که اصول روش جادوگری آنان اقتضا می‌کند


طلسمات:   اعتقاد به اسرار حروف دامنۀ گسترده‌ای دارد و راز اعداد و اوفاق با عزایم و طلسمات در هم آمیخته است و این امر نمونه‌های فراوان در جریانهای دینی ‌ـ عرفانی و حتى ادبی دارد. واژۀ عربی طلسم کـه بـه زبـانهای اروپایی هم وارد شده ـ است، برگرفته از واژۀ یونانی
telein، به معنای تحقق بخشیدن، کامل کردن و تقدیس نمودن، و واژۀ telos به معنای تحقق یافتن، کامل شدن و حالت نهایی است . از آنجا که در کیهان‌شناسیهای سنتی و کهن انسان جایگاهی منحصر به فرد دارد و واسطۀ میان قلمروهای بالاتر و پایین‌تر از خود به‌شمار می‌آید، باور بر این است که او می‌تواند از طریق تعالیم دینی به عوالم بالاتر راه یابد و آن‌گاه همچون میانجی، فیض و رحمت را از قلمرو الوهی به پایین بتاباند و تأثیرات آسمانی را منتقل کند. به این ترتیب، در کیهان‌شناسی هرمسی انسان قادر است که با عروج خود جهان بی‌جان پیرامون خویش را نیز تعالی ببخشد، یا به بیان دیگر اجزاء آن را تقدیس کند و ماهیت الوهی و آسمانی موجود در آنها را تحقق ببخشد و کامل کند و این همان معنای حقیقی طلسم، یعنی آشکار ساختن و به کمال رسانیدنِ ماهیت الوهی شیئی چون سنگ و چوب است. این کارکرد در فرهنگ اسلامی با اصطلاح «برکة» و در  فرهنگ ژاپنی با واژه‌های «جوریکی» و «توریکی» بیان می‌شود و در واقع به معنای هدایت تأثیرات آسمانی به سوی زمین است. ناگفته پیدا ست که بدون این هدایت، و بدون مجرای صحیحی که مبتنی بر سنت دینی خاصی باشد، طلسم چیزی بیش از یک شیء همراه با باری از خرافه نخواهد بود
در مقایسه میان کارکرد طلسمات و ساحری، برخی صاحب‌نظران بر این باورند که ساحری اتحاد یک روح با یک جسم، یعنی تأثیر طبایعِ برین بر طبایعِ فرودین، یا تأثیر روحانیتِ ستارگان بر امور زمینی است. همچنین سحر جادوی بی‌ابزار است، اما صاحب طلسمات ابزارهایی را به‌کار می‌گیرد و از فن تنجیم یاری می‌جوید، از قبیل آنکه از خاصیت افلاک یا عناصر و اسرار حروف یا خواص عددی، و نیز از عالم ارواح و اوضاع فلکی که در جهان عناصر مؤثر است، بهره می‌گیرد  طلسم همچنین از نظر مقصود با تعویذ نیز تفاوت دارد، زیرا برخلاف تعویذ که هدف از آن دور داشتن آسیبها، چشم‌زخمها و دیگر ضررها ست، مقصود از طلسم جلب نفعی خاص، همچون کسب ثروت، عشق و یا سلامت است. طلسم با در نظر داشتن امری عینی طراحی می‌شود و با احکام نجوم، به‌ویژه با فلزات منسوب به سیارات، که نقشهایی بر روی آنها کشیده می‌شود، پیوند دارد و اسماء الله نیز اغلب جهت تأثیرات آنها روی طلسمات نوشته می‌شود . حروف طلسم د، ل، ص، د، د، ک، ل، م، ن است  و چنان‌که پیش‌تر آمد، برای اسمها هم همچون اعداد وفقهای طلسمی ترتیب می‌دهند، اما تصرف سرّ حرفی و سرّ عددی به سبب تناسخی که میان آنها وجود دارد، با هم درآمیخته است (مانند مربع بدوح، که پیش‌تر به آن اشاره شد).
روش سنتی مُهرها و نشانها در عبری و قباله بی‌گمان از یونانی و کلدانی، و پیش از آن از مصریان گرفته شده است . بعضی از عبرانیان الفاظ عربی را در دعاها و تعویذهاشان به‌کار می‌برند، چنان‌که برخی از عربها اسماء و تعویذهای آنها را به‌کار برده‌اند. همچنین بعضی قبطیان از قرآن همان‌گونه بهره می‌برند که مسلمانان از تورات و انجیل در تعاویذ خود بهره می‌گیرند. در کتابهای فرنگی دیده شده است که دعاهای عربی و عبرانی را با تأکید بر صحت و اهمیت آنها نقل می‌کنند و این‌همه در حقیقت به ارزش حروف و اهمیت آنها در تمامی اعمال اشاره دارد 
غزالی ــ چنان ‌که از عنوان کتابش الطب ‌الروحانی برمی‌آید که از مقولۀ طب دعایی است ــ مدعی است که می‌توان بیماریهای بـدنی را بـا نسخـه‌های حـروفی (طلسمی ـ حرزی) درمـان کرد . وی در باب مربوط به حرفِ با که طبع آن خاکی است، مربع وفقی کسی را که اسمش با ب آغاز می‌شود، ترسیم می‌کند و پس از ذکر دعای آن، می‌گوید که دوای چنین بیماری بایستی از رطوبات باشد
بونی بر این باور است که جایگاه نوشتن حروف بر حسب مورد فرق می‌کند، ولی بهتر آن است که زیر نگین انگشتری نوشته شود . نمونه‌ای از کاربرد طلسم حرف ط (9) نیز که حرف صامت آتشی شدید و خشک است و حرف قتل و نابودی ظالمان به شمار می‌آید، آن است که شکل آن را روز سه‌شنبه در ساعت اول بر مس سرخ بکشند و در روی دیگر آن مس شکل مریخ را رسم کنند و آن را در چاهی بی‌آب بیاویزند


وقت‌شناسی:   از دید صاحب‌نظران اسرار حروف، برای هر عملی وقتی شایسته و مناسب وجود دارد و حکیمان قدیم و هرمسیان برای این اوقات اهمیت بسیار قائل بودند . به باور آنها، برای طلسمات و مربعات نیز اگر اوقات مناسب و ساعات شریفی انتخاب شود، تصرفات غریبی از آنها پدید می‌آید. وقتهای گزیده برای کارهای خیر ساعتهای سعدی چون نخستین ساعت روزهای یکشنبه، دوشنبه، پنجشنبه و آدینه است، لیکن ستارۀ مناسب طبع آن را برای طبع عمل مطلوب باید در نظر گرفت. وقتهای کارهای شر نیز اوقاتی غیر از این ساعتها ست. پوشیده نماند که زایجۀ هر عملی را باید در ارتباط با معدن ستاره یا کوکب خاص آن، یعنی فلز منسوب به آن ستاره در نظر گرفت، زیرا هرکاری به ستاره‌ای منسوب است و اگر دوام آن مورد نظر باشد، باید در معدن همان ستاره، یا در معدن دیگر که هماهنگ با طبع آن ستاره باشد، صورت بگیرد (همانجا). به اعتقاد این محققان، نخستین روزی که پیدایش و شکل‌گیری وجود حسی این جهان در آن آغاز شد، یکشنبه بود و راز آن از اینجا ست که ستارۀ ویژۀ آن همان روشنای بزرگ یا خورشید تابان است که سعد محض به‌شمار می‌آید. یکشنبه خود نقطۀ برج حمل، و طبع آن آتشی و خشک و مایل به اعتدال است. از میان حروف هم حرف آغازین، یعنی الف، و از منازل قمر منزل نطح به آن اختصاص دارد .
بقیۀ روزهای هفته و ستارگان آنها در نزد غربیان، همان است که پیش‌تر در مورد کواکب گذشت. وفق مسدس هم که به خورشید اختصاص دارد، واجد تأثیرات و خواصی است و گفته‌اند که این طلسم را هنگامی پُر می‌کنند که خورشید در شرف خود حلول کرده، و از نحوست مصون باشد. در این حال، قمر نیز باید از نحوست بی‌گزند، و در طالع ملوکی باشد . دربارۀ وقت‌شناسی همچنین گفته‌اند که جادوگران معمولاً طلسم را طی روشنایی ماه می‌سازند و آن را در بدر کامل تقدیس و تبرک می‌کنند . در هندوستان نیز طلسمها را اغلب زیر درخت غان، به هنگام درخشش نور ماه وبا پر طاووس می‌نویسند و بر این باورند که برای دعاهای مهر و محبت و رونق کسب وکار، روزهای دهم تا بیستم ماه قمری، به‌ویژه دوشنبه‌ها مناسب است


اَسماء الله:   اَقدار عددی (ابجدی) حروف را نه تنها با مقاطع سُوَر قرآنی، بلکه با اسماء الله نیز انطباق داده‌اند، که اغلب دلالتهای آنها راجع به وقایع عالم و اوضاع بنی‌آدم می‌شود. از این‌رو، معتقدند که به یاری اسماء حسنى و کلمات الٰهی می‌توان در عالم طبیعت تصرف کرد . ازجملۀ نامهای  که در قرآن کریم آمده، بیشتر ملک، قدوس، مهیمن، مصور و به خصوص باری مورد توجه بوده است .   شمار اسماء حسنى را 99 یاد می‌کند، لیکن  اسمهای توقیفی خدا را بیش از 99 می‌داند . بعضی هم این شمار را تا 001‘1 یاد کرده‌اند 
ابن‌عربی با مربوط دانستن مسئلۀ اسماء حسنى با عوالم گوناگون و حقایق آنها، بیان می‌دارد که جمع حقایق عالم کبیر و برابر آن در عالم صغیر یعنی انسان، چون بر حقیقت سرّ الٰهی افزوده شود، همانا اسم اعظم خواهد بود. به این ترتیب، در نظر وی همۀ جوانب مختلف در عالم حروف تبدیل به یک حقیقت واحد، و مشمول وحدت وجود می‌گردد . همچنین، بعضی از متصوفه هر انسانی را مظهر اسمی از اسماء الله، و انسان کامل را مظهر جمیع اسماء دانسته‌اند و گفته‌اند که دانستن اسم اعظم که گوهر پنهان است و از مصاحبت خضر حاصل می‌شود، برترین دانشها ست . پس فایدۀ حروف یکی هم شناخت اسم اعظم، و آگاهی بر دانش کیمیا و راز سیمیا ست . اما در تداول فرنگیان اسماء‌الله «نامهای قدرت» خوانده می‌شود و باور ایشان بر آن است که اسم الله صرفاً کلمه‌ای نیست که برای خواندن او به کار رود، بلکه متضمن و حامل قدرت او نیز هست. اعتقاد به نیروی اسماء به عهد باستان بازمی‌گردد، چنان که در سنتهای عبری و یونانی نیز دیده می‌شود. در جهان‌شناسی قباله، در مجموعۀ سفیروث اسماء الله ده‌گانه موافق با الفاظ قرآنی عبارت‌اند از: خدا، حکیم، علیم، عظیم، حلیم، قویم، مالک، قدیر، جمیل و حبیب. نام چهار‌حرفی خداوند، یعنی یهوه (عبری) نیز در واقع اسم اعظم به‌شمار می‌رودپایان

 

 

 

 

موجودی به نام جن

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

فهرست مطالبی که به جهت قرب علی الله  در این سلسله مطالب،  تقدیم دوستان خواهم کرد، به قرار ذیل است:

1)وجود جن

2)کیفیت خلقت و آفرینش جنّ

3)اقسام و انواع جن

4)اقسامی از جن که حضرت سلیمان به اشکال مختلف دید

5)اقسام دیگری از اجنّه

6)معرفی اجمالی اجنه‌‌ای از قبیل: «غول»، «أم صبیان»، «سِعلاة»، «عفریت»، «همزاد» و ...

7)محل سکونت و زندگی اجنّه

8)غذای جنّ و نحوه غذا خوردن جنّ

9)اجنه مؤمن و کافر

10)درخواست اجنه برای کمک به امام حسین(ع) و گریه آنها بر امام حسین(ع)

11)تسخیر جن

12)کارهای شیطان و آنچه مربوط به اوست

15)تصرف شیاطین در چشمها و بدن انسان

16)برخی مطالب مربوط به شیطان ملعون

 

1)وجود «جن»

با توجه به آنچه در قرآن کریم و احادیث اهلبیت(ع) آمده است، یکی از مخلوقات الله  متعال روی زمین، موجودی به نام «جن» است.

«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون‏»(ذاریات: 56)

و من جنّ و انس را نیافریدم جز براى اینکه عبادتم کنند(و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند).

«سَنَفْرُغُ لَکُمْ آیُّهَ الثَّقَلانِ»(الرحمن: 31)

«ای گروه جنّ و انس به زودی به حساب شما خواهیم پرداخت».

«جنّ» در لغت؛ به معنای «پوشیده شده» است؛ و چون جنّ از چشم انسانها مخفی و پوشیده است، به آن جنّ می‌گویند، و به دیوانه، «مجنون» می‌‌گویند، چون عقل او پوشیده شده است، و به نوزاد در شکم، جنین می‌‌گویند، چون داخل رحم مادر است و مخفی است.

پس اینکه برخی گمان می‌‌کنند جن یک موجود خیالی و توهمی است، چنین نیست، بلکه موجودی واقعی و خارجی است. لکن بخاطر کیفیت خلقتی که دارد، با چشم عادی بشر قابل مشاهده نیست.

کیفیّت خلقت و آفرینش «جن»

الله   متعال آدم را چگونه خلق کرد؟

قبل از بیان ذکر خلقت آدم، به بیان کیفیت خلق موجودات، از جمله جن قبل از خلقت انسان پرداختند و

وقتی  متعال «آتش سَموم» را خلق کرد -که «آتش سَموم» آتشی است که نه حرارت دارد و نه دود-، از آن آتش، جانّ را خلق کرد.

و این معنای همین کلام الله است که در قرآن فرموده: «وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ».

آنگاه آن جانّ را به نام «مارِج» نامید. سپس از جانّ، همسرش را به نام «مارجة» آفرید. آنگاه پس از آمیزش جانّ با همسرش، فرزند دیگری به نام جانّ، متولد شد. آنگاه از این جانّ فرزند دیگری متولد شد، که آن را جنّ نامید.

آنگاه از این جنّ، گروه‌‌ها و طائفه‌‌های متعددی ایجاد شد که ابلیس ملعون هم از اینهاست.

آنگاه جانّ دائما در حال ایجاد فرزندان دختر و پسر بود، چنانکه جنّ نیز به همین طریق، در حال ایجاد فرزندان مذکر و مؤنث بود. تا اینکه تعداد آنها به نود هزار رسید. باز هم تولید مثل را ادامه دادند تا اینکه تعداد آنها به تعداد ریگ بیابانها شد.

آنگاه ابلیس(که از طایفه جن بود) با زنی به نام لهبا(دختر روحا)، از طایفه جانّ ازدواج کرد. نتیجه ازدواج آنها چندین فرزند دو قلو شد، ابتدا دو فرزند به نام بیلقیس و طونه، پس از آن، دو فرزند دیگر به نام شعلا و شعیله، سپس دو فرزند به نام دوهر و دوهره، بعد از آنها دو فرزند دیگر به نام شوظا و شیظه، سپس دو فرزند با نام فُقطُس و فُقطُسه متولد شد. و بعد از آنها نیز فرزندان شیطان ملعون، آنقدر زیاد شدند که دیگر قابل شمارش نبود.

اقسام و انواع جن

شکی در این نیست که می‌‌توان با کمک از برخی اذکار و ادعیه و کارهای خاص که باعث آشکار شدن أجنّه می‌‌شود، صدای گفتگوی أجنه را شنید، و حتی آنها را دید. و این مطلب از امور قطعی است که از روایات بسیار زیادی استفاده می‌‌شود.

در روایاتی که معجزات پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و سایر ائمه(ع) را نقل می‌‌کنند، حکایات و جریانات فراوانی در رابطه با دیدن و شنیدن صدای اجنه وجود دارد.

جنّ و شیاطین قدرت دارند که در حالات و مواقعی خاص، به صورت انسان نیز درآیند(که در آینده بیشتر خواهم گفت).)

 

اقسامی از جن که حضرت سلیمان(ع) به شکلهای مختلف دید

وقتی  متعال، اجنه را به تسخیر حضرت سلیمان(ع) درآورد، حضرت جبرئیل ندا زد:

ای أجنّه و شیاطین، به اذن خداوند متعال در خدمت حضرت سلیمان(ع) باشید.

اجنه و شیاطین از بیابانها و کوهها و سوراخها و درّه‌‌ها و دژها بیرون آمدند، در حالی که همگی می‌‌گفتند: لبّیک لبّیک.

ملائکه آنها را همانند گله گوسفند حرکت دادند تا با حالتی ذلیلانه نزد حضرت سلیمان آوردند.

در آن موقع أجنه، چهارصد و بیست گروه بودند.

حضرت سلیمان به آنها نگاه کرد، دید دارای خلقتها و شکلهای عجیبی هستند؛ با رنگهای سفید، سیاه، زرد، قرمز، و أبلق(سیاه و سفید). برخی از آنها به صورت اسب، برخی به صورت قاطر و برخی به صورت درندگان هستند. و دارای دُم و خرطوم و سُم و شاخ هستند.

حضرت سلیمان(ع) پس از مشاهده آنها، در مقابل خداوند متعال سر بر سجده گذاشت و عرضه داشت:

ا لهی  قدرت و هیبت و توانی به من عنایت کن، که بتوانم به اینها نگاه کنم.

پس جبرئیل نازل شد و فرمود:  متعال به تو توان و نیرو عنایت کرد، از جایت برخیز. وقتی بلند شد، دید خاتم و انگشتری در دست اوست. در این هنگام تمام اجنه و شیاطین به سجده افتادند،‌ سپس سر بلند کردند و گفتند ای پسر داود، ما در خدمت تو و گوش به فرمان توایم.

حضرت سلیمان از آنها سؤالاتی در مورد دین و قبیله وفرقه و محل سکونت و خوراک آنها پرسید. آنها هم جواب دادند.

آنگاه به آنها فرمود: چرا با اینکه پدر همه شما یکی بوده که همان «جانّ» است، اینقدر شکل و ظاهر شما متفاوت است؟

گفتند: اختلاف شکل و ظاهر ما، بستگی به این دارد که چقدر مطیع ابلیس باشیم یا با او مخالفت کنیم، و اینکه چقدر با او همراه باشیم، و نیز اختلاف شکلهای ما بخاطر همخوابگی با فرزندان ابلیس است.

گفتگوی حضرت سلیمان با أجنه و مسئولیتهای مختلف آنها

وقتی خداوند متعال سلطنت و پادشاهی را در اختیار حضرت سلیمان(ع) نهاد، خداوند به تندباد دستور داد تا تمام شیاطین دنیا را به حضور حضرت سلیمان بیاورد.

حضرت سلیمان(ع) آنها را در شکلهای عجیب و غریبی دید. صورت برخی از آنها پشت سرشان بود و از دهان آنها آتش خارج می‌شد.

برخی از آنها همانند چهارپایان راه می‌‌رفتند. برخی از آنها دارای دو سر بودند. برخی از آنها سرشان، سر شیر و بدنشان، بدن فیل بود.

حضرت سلیمان نگاه کرد دید یک شیطانی نصف صورتش، به شکل سگ، و نصف دیگرش به صورت گربه بود و یک خرطوم دراز داشت.

به او فرمود: تو کیستی؟

گفت: من «مهر بن هفان بن فیلان» هستم.

فرمود: وظیفه تو چیست و چه کارهایی انجام می‌دهی؟

گفت: کار من غنا و آوازه خوانی است، کار دیگرم ساختن و خوردن شراب است، و من غنا و شراب خواری را برای انسان زیبا جلوه می‌‌دهم تا آن را مرتکب شود.

حضرت سلیمان دستور داد او را دستگیر کنند و به بند کشند.

بعد از آن، یکی دیگر از شیاطین بد شکل و سیاه به زشتی سگ، از مقابل حضرت سلیمان عبور کرد. در حالی که از هر موی بدن آن شیطان خون می‌‌چکید، و واقعا قیافه زشت و کریهی داشت.

حضرت سلیمان به او فرمود: تو کیستی؟

گفت: من «هلهال بن محول» هستم.

فرمود: تو مسئول چه کارهایی هستی؟

گفت: من مسئول جنگ و خونریزی هستم.

حضرت سلیمان دستور داد او را نیز دستگیر کنند و به بند کشند.

رو به حضرت سلیمان کرد و گفت: ای پیامبرخدا، مرا دستگیر نکن، من ظالمان و ستمکاران روی زمین را نزد تو حاضر می‌کنم، و عهد و میثاق می‌‌بندم که در مملکت تو فساد نکنم.

حضرت سلیمان از او میثاق گرفت و او را آزاد کرد.

یکی دیگر از شیاطین از مقابل حضرت سلیمان عبور کرد، به شکل میمون،‌ که دارای ناخن‌‌هایی به شکل داس بود، در حالی که یک بربط(از آلات و ادوات موسیقی) در دست داشت.

حضرت سلیمان به او فرمود: تو کسیتی؟

گفت: من «مُرّة بن حارث» هستم.

فرمود: تو مسئول چه کارهایی هستی؟

گفت من اولین کسی هستم که این بربط را ساختم و با آن نواختم. لذا هیچکس لذت لهو و موسیقی را نمی‌چشد مگر اینکه من این لذت را به او می‌دهم.

حضرت سلیمان دستور داد او را دستگیر کنند و به بند کشند.

اینها گروهی از اجنه و شیاطین بودند.

******************

 

 

اقسام دیگری از اجنّه

از پیامبر خدا(ص) نقل شده که فرمود: خداوند متعال جن را پنج قسم خلق کرد: به شکل مار، به شکل عقرب، به شکل حشرات، به شکل پرندگان آسمان و به شکل انسان.

جنّ خیلی دوست دارد به شکل سگ ظاهر شود. و این بدان خاطر است که بنابر حدیثی که از پیامبرخدا(ص) نقل شده، خداوند سگ را از بزاق دهان شیطان خلق کرد. برای همین است که جن بیشتر مایل است به شکل سگ ظاهر شود.

به همین خاطر پیامبر خدا(ص) فرمود: سگها از جنهای ضعیف هستند، وقتی در حال خوردن غذایی هستید و یکی از آنها مقابل شماست، یا از آن غذا به آن سگ هم بدهید و یا آن را از آنجا برانید، چرا که آنها بد نَفَس هستند.

شاید برای همین است که در روایاتی وارد شده که سگهایی که سیاه خالص و یکدست هستند از اجنه هستند.

ابوحمزه ثمالى می‌‌گوید: همراه امام صادق(ع) بودم در میان مکّه و مدینه، ناگهان به سمت چپ خود رو کرد و سگى سیاه بود.

به او فرمود: تو را چه شده؟ چخبر است با این عجله و سرعت! و آن سگ سیاه مانند پرنده سرعت داشت.

به امام(ع) عرض کردم: جانم فدای شما، این چه بود؟

فرمود: او «عَثْم» بود، پیک اجنه است، اکنون هشام از دنیا رفته، و او می‌‌پرد تا خبر مرگش را به هر شهرى برساند.

و گاهی اجنه به صورت مرغابی سیاه ظاهر می‌‌شوند. لذا گاهی شیطان خود را برای فراعنه به صورت مرغابی سیاه ظاهر می‌‌کرد و آنها او را می‌پرستیدند.

و علت اینکه شیطان و اجنه بیشتر به رنگ سیاه ظاهر می‌‌شوند و به آن علاقه دارند، چون در رنگ سیاه، یک قدرت و حرارت خاصی است و بیشتر می‌تواند قوه‌‌های شیطانی را جمع کند.

 

غذای جن و پری

در روایت آمده است که جمعى از اجنّه خدمت رسول خدا(ص) رسیدند و تقاضاى کمک کردند. حضرت به آنها فرمود: شما می‌‌توانید از سرگینها و استخوانها استفاده کنید.

[البته اینکه اینها را برای استفاده به عنوان طعام دادند یا کارهای دیگر، معلوم نیست، ولی چون در روایت با تعبیر «مَتِّعْنَا فَأَعْطَاهُم‏» آمده است، و این تعبیر در مورد کارهای ارزشمند و مهم بکار می‌‌رود، می‌‌توان گفت برای طعام می‌‌باشد. و نگویید این چه کاری است که پیامبر(ص) به آنها اینها را برای طعام اعطا کردند و حال اینکه خیلی بد و زشت و ناهنجار است. چون می‌‌گوییم این امور(سرگین و استخوان) نزد ما انسانها بد است(تازه برخی از ما نه همه، چون برخی از انسانها از چیزهایی تغذیه میکنند که بسیار بدتر از سرگین است)، ولی با توجه به طبیعت و ذات اجنه، چه بسا این امور نزد آنها بسیار مطلوب باشد.]

در راویت دیگر وارد شده که پیامبر خدا(ص) از اینکه افراد پس از تخلّی، خود را با استخوان یا سرگین پاک کنند، نهی کردند و فرمودند اینها غذای برادران جن شما می‌‌باشد.

و نیز روایت شده است که با دست چپ خود آب و غذا نخورید، زیرا شیطان با دست چپ آب و غذا می‌‌خورد.

امام صادق(ع) در توصیف اجنه فرمود: اینها مخلوقاتی رقیق هستند که غذای آنها بوسیله بوییدن و نفس کشیدن است.

پس با توجه به این روایات، غذا خوردن اجنه؛ با بوییدن و نفس کشیدن و رایحه مواد را استشمام کردن است، نه جویدن و قورت دادن و خوردن.

و اجنه، غذایی را که مناسب حال و طبیعت و دین و مذهب آنها باشد می‌‌خورند.

و نیز روایت شده است که در سقف خانه هر مسلمانی، اجنه مسلمان زندگی می‌‌کنند، وقتی زمان غذای روز شود، پایین می‌‌آیند و با اهل خانه غذا می‌‌خورند، و وقتی زمان غذای شام شود نیز پایین می‌‌آیند و با آنها غذا می‌‌خورند، و خداوند بخاطر این اجنه، بلا را از اهل خانه دفع می‌‌کند.

البته این در صورتی است که جن مسلمان باشد.

اما اگر از شیاطین غیر مسلمان باشد، از غذای نجس و گوشتهایی که بدون نام خدا ذبح شده‌‌اند تغذیه می‌‌کند، مخصوصا از استخوان و خون.

به همین دلیل است که در بعضی از اقسام سحر، شخص ساحر، در محلی که می‌‌خواهد سحر انجام دهد، استخوان و سرگین نجس قرار می‌‌دهد و آن را به نام آن شیطانی که او را برای آن کار تسخیر کرده، مهر می‌‌کند، برای اینکه آن شیطان آنجا بماند و در کارش کوتاهی نکند. و در واقع این یک هدیه از طرف ساحر برای آن شیطان است در مقابل عملی که انجام می‌‌دهد.(از این کارهای حرام و فاسد به خدا پناه می‌‌بریم).

و لازم است بدانید که اجنه دارای نظر بد و نَفَس شر هستند، و لذا به آنچه در دست انسانها می‌‌بینند، از قبیل غذا و لباس و محل خواب و حتی آمیزش جنسی،‌ با چشم حسادت و خودخواهی نظر می‌‌کنند. [لذا در روایت وارد شده است موقع هر کاری مخصوصا عمل جنسی، بسم الله بگویید تا شیطان در عمل شما شریک نشود].

از امام زین العابدین(ع) نقل شده است که فرمودند: «استخوان را کامل تمیز نکنید، زیرا جنّ در آن سهم دارد و اگر چنین کنید، چیزى را از خانه مى‏رباید که ارزشش بیش از استخوان است».

 

 

غول

در لغت عرب، به جنّی که در شب ظاهر می‌‌شود؛ «غول» می‌‌گویند.

غول بیشتر توسط کسانی که تنهایی در شب مسافرت می‌‌کنند یا زیاد تنها می‌‌مانند، دیده می‌‌شود.

غول از جهت اندازه و قیافه به اندازه‌‌ای بزرگ است که انسان در مقابل او همانند کودک شیرخوار می‌‌ماند.

برخی از کارهایی که غول می‌‌کند این است که راه مسافر را می‌‌بندد و او را می‌‌ترساند، و گاهی او را اذیت می‌‌کند و حتی ممکن است انسان را سحر کند، چرا که غول از خانواده جن است و اجنه قدرت دارند انسان را سحر کنند.

از پیامبرخدا(ص) سؤال کردند: «غول» چیست؟ فرمود: آنها ساحران جن هستند.

و نیز برای در امان ماندن از اذیت غول فرمودند: زمانی که با غول مواجه شدید، اذان بگویید.

سِعلات

یک قسم دیگر از اجنه، «سِعلات» هستند.

بیشتر محل سکونت آنها در بیابان و صحراست. و بیشتر به شکل زن دیده می‌‌شود. و اگر بر انسانی دست یابد، او را خفه می‌‌کند، سپس همانطور که گربه با بدن موش مرده بازی می‌‌کند، این جن با بدن انسانی که خفه کرده بازی می‌‌کند، پس از آن مقداری از بدنش می‌‌خورد.

وعجیب این است که این نوع از جن، از گرگ می‌‌ترسد، و اگر گرگ او را ببیند بر او حمله کرده و او را می‌‌کشد.

این از عجائب خلقت خداست، که در خلقت گرگ این خاصیت است که برخی از انواع جن را می‌‌کشد. و این باعث می‌‌شود که جلوی فساد اجنه و اینکه انسان را اذیت کنند، گرفته می‌‌شود.

 

دِلهاب

«دلهاب» یک نوع از اجنه است که محل زندگی او در دریاست.

و بیشتر به صورت انسانی دیده می‌‌شود که پوست او همانند سنگهای دریا که روی آن خزه بسته، می‌‌باشد.

و این جن غالبا به کشتی‌‌هایی که از نزدیک او عبور می‌‌کنند متعرض می‌‌شود و مسافران آن را به داخل آب می‌‌اندازد.

أمّ صبیان

«أم صبیان»(که در میان فارسی زبانان هم معروف است)، به حدود 300 روش بر انسان مسلط می‌‌شود.

از جمله بستن و قفل کردن دو دست یا دو پا یا سر یا زانو و سنگینی زبان و بدشکلی بدن وسستی وضعف بدن.

گاهی مواقع در رحم زنان جای می‌‌گیرد، آنگاه استخوان فرزندان را خرد می‌‌کند و از گوشت و خون آنها تغذیه می‌‌کند.

بر زن حائض مسلط می‌‌شود و او را عقیم می‌‌کند.

و بچه‌‌‌ها و پیرزنها و پیرمردها را دچار تب و قی چشم و کبودی بدن و درد می‌‌کند.

و بر حیوانات و چهارپایان می‌‌ماند و آنها را رها نمی‌‌‌کند.

و برکت را از مال کم می‌‌کند و کشاورزی را تباه می‌‌کند و صنعتها را دچار مشکل و دردی می‌‌کند که درمان ندارد.

و غالبا این بلاها را سر افرادی می‌‌‌آورد که متولد ماههای ثور و میزان(دو ماه از ماههای رومی) [همزمان با دو ماه اردیبهشت و مهر] هستند و کسانی که در ساعت زهره به دنیا آمده‌‌اند، چون آنها محبوب او هستند.

و تمام اینها تنها در مورد افرادی است که از یاد خدا غافل شده‌‌اند و خود را با یاد خدا حفظ نکرده‌‌اند.

و در مورد اینها دعاها و حجابها و ذکرهای فراوانی وجود دارد که انسان را حفظ می‌‌‌کند(که إن شاءالله در آینده برخی از آنها را در همین وبلاگ خواهم گفت).

 

شِقّ

این هم یکی دیگر از اقسام جن و از جنس شیطان است، که نصف صورتش به شکل انسان و نصف دیگر به شکل حیوان است.

در برخی مواقع کسی که تنها در حال مسافرت باشد متعرض او می‌‌شود و چه بسا ممکن است او را بکشد.

عفریت

این قسم از جن قویترین اجنه است که هیچ‌‌یک از اجنه قدرت او را ندارد و کارهایی که او می‌‌داند سایرین نمی‌‌دانند، همانند علوم سخت و مشکل، جمع آوری اخبار، ساختن، دزدی، بلند کردن چیزهایی که انسان از بلند کردن آنها عاجز است.

عفریت برای خودش دارای حکومت و پادشاهی است و یکسری از اجنه هستند که در مقابل او مطیع او هستند و دستورات او را انجام می‌‌دهند. هر چه سن عفریت بیشتر شود، سلطه و حکومت بیشتر می‌‌شود و خادم و نوکر بیشتری در خدمت او خواهند بود.

جالب اینجاست که عفریتهای مؤمن؛ زیردستان خود را به کارهای خیر و نیک و صالح وادار می‌‌کند، و عفریتهای کافر و بی‌‌دین، زیردستان خود را به شر و بدی اعمال زشت وادار می‌‌کند.

 

 

 

همزاد

هر انسانی که متولد می‌‌شود، یک همزاد از اجنه همزمان با او و به شکل او متولد می‌‌شود.

پیامبرخدا(ص) فرمود: هیچیک از شما نیست مگر اینکه یکی از اجنه و یکی از ملائکه قرین و همزاد او هستند.

به امام صادق(ع) گفتند: گاهی مواقع بى‌‏دلیل غم بر من عارض می‌‌‌شود و گاهی بى‏‌دلیل شادی بر من عارض می‌‌شود. دلیلیش چیست؟ امام(ع) فرمود: هیچکس نیست مگر اینکه همراهش فرشته‌‌‏اى و شیطانی است، شادی بی دلیلیش بخاطر نزدیک شدن فرشته است، و غم بی دلیل هم بخاطر نزدیک شدن شیطان.

همزاد؛ همیشه و همه جا همراه انسان است. هر چه را انسان بیاموزد او هم می‌‌آموزد، و نسبت به هر چه جاهل باشد او هم جاهل است، چرا که همزاد، خودش را برای آموختن آنچه نمی‌‌داند به زحمت نمی‌‌اندازد، مگر اینکه چیزی مقابلش باشد که آن را بیاموزد. و هرگاه بخواهد چیزی را بداند، بوسیله همزاد انسانی خود آگاه می‌‌شود.

و این همان نکته‌‌ای است که برخی افراد که تسخیر جن می‌‌کنند و گمشده‌‌ی افراد را می‌‌یابند، از آن استفاده می‌‌کنند و از همزاد افراد، اخبار را به دست می‌‌آورند.

(چرا که همزاد انسان که همه جا همراه اوست، وقتی انسان چیزی را در جایی فراموش می‌‌کند، همزاد، آن را به یاد دارد. لذا تسخیر کننده‌‌ی جن، همزاد خودش را تسخیر می‌‌کند تا از همزاد آن شخص سؤال کند و مکان شیء مورد نظر را بگوید. البته باید مراقب بود، چرا که تسخیر جن به این راحتی نیست که هر کس ادعا کرد، واقعا در این کار خبره باشد).

 

وسواس خنّاس

این جنّ همان است که در نفس انسان به صورت مخفیانه امور زشت و گناه را إلقاء می‌‌کند.

امام صادق(ع) فرمود: قلب مؤمن دو گوش دارد: «بر یکى شیطان وسواس به کمین نشسته، بر دیگرى فرشته الهام به ارشاد او همّت بسته. خداوند بنده مؤمن را با همین فرشته تأیید و تقویت مى‌‌‏کند. این معنای این کلام خداست که مى‌‌‏گوید: وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه‏».

این «وسواس خنّاس» از بدترین و خبیث‌‌ترین شیاطین است، چرا که انسان را به معصیت خداوند متعال مبتلا می‌‌کند، به آرامی و مخفیانه با وعده و وعید و آرزو و تشکیک در امور دینی و زیبا جلوه دادن معصیت، در قلب انسان نفوذ می‌‌کند، مال دنیا را نزد انسان محبوب می‌‌کند، اسنان را به پیروی از شهوت وادار می‌‌کند، انسان را از یاد خدا غافل می‌‌کند، بر بدن انسان برای عبادت خدا ضعف و کسالت عارض می‌‌کند.

«وقتی آیه 130 سوره آل عمران نازل شد که خداوند در آن فرمود «افراد پرهیزگار کسانی هستند که... چون کارى ناشایسته کنند یا بر خود ستم روا دارند، خدا را یاد کنند و از گناهان خویش استغفار کنند»، ابلیس بر بالای کوهى در مکه رفت که به آن کوه ثور مى‏‌‌گویند و با صداى بلند همه عفریت‌‌‏ها را فرا خواند. آنان، همه پیش او آمدند و گفتند: اى سرور ما! براى چه ما را فرا خواندى؟

گفت: این آیه قرآن نازل شده است. چه کسى از عهده آن بر مى‌‌‏آید؟

عفریتى گفت: من آنان را از توجه به این آیه، با این کار و آن کار، باز مى‌‌‏‌‌دارم.

شیطان گفت: تو در خور این کار نیستى.

یکى برخاست و همانگونه سخن گفت و ابلیس هم همان گونه پاسخ داد.

در این هنگام، وسواس خناس برخاست و گفت: من از عهده این کار برمى‌‌‏آیم.

ابلیس پرسید: چگونه؟

گفت: آنها را با وعده و آرزو مى‌‌‏فریبم تا نخست در خطا و گناه بیفتند و چون به گناه افتادند، استغفار کردن را از یاد ایشان مى‌‌‏برم.

ابلیس گفت: آرى، تو شایسته این کارى و او را تا روز قیامت بر این کار گماشت.»‏

علت اینکه این شیطان به نام «خنّاس» نامیده شده این است که وقتی شخصی که برای گناه و معصیت وسوسه شده، بر می‌‌گردد و خدا را یاد می‌‌کند، تحقیر و ذلیل می‌‌شود.

 

 

عُمّار المکان(ساکنین در منازل)

این هم یکی قسم از أجنّه است که در مکانی ساکن می‌‌شوند و در آنجا به عنوان وطن و محل زندگی خود زندگی می‌‌کنند.

در روایت وارد شده است که تعداد جن، از ابتدای خلقت تا الان، دهها برابر تعداد انسانهاست. و علت این است که اجنه دارای عمر بسیار طولانی هستند و تعداد کمی از آنها می‌‌میرد. به همین دلیل، کم مکانی روی زمین هست که جن در آن ساکن نباشد.

نکته جالب این است که این اجنه با توجه به اندازه، دین، توانایی و منفعت و ضررهای مختلفی که دارند، هر یک بسته به آن مکانی که در آن ساکن می‌‌شوند، متفاوت هستند.

مثلا عفریت‌‌ها و بزرگان جن، در مخروبه‌‌هایی که انسان در آنها ساکن نیست، ساکن می‌‌شوند، برای اینکه کسی مانع کارها و اعمال آنها نشود. و اگر انسانی یا جنی بر آنها وارد شود و مزاحم آنها شود، تا جایی که توان دارند با او می‌‌جنگند، و اگر نتوانند بر او غلبه کنند و او را بیرون کنند، خودشان از آن مکان به مکان دیگری می‌‌روند.

و پادشاهان و حاکمان جن در مکانهای خیلی دور از انسان زندگی می‌‌کنند، همانند کوه‌‌ها و بیابانها و صحرا و دره‌‌ها، برای اینکه وسیع‌‌ترین مکان را برای افراد تحت حکومت و زیردستان خود در اختیار داشته باشند.

و اما خانه‌‌هایی که انسانها در آنها سکونت دارند یا در آنها اقامت کوتاه مدت دارند ولی رفت و آمد در آنها بسیار است، غالبا اجنه ساکن در این خانه‌‌ها با انسانهای ساکن در آنجا خو نمی‌‌گیرند، و میان این اجنه و انسانها حجابها و موانعی است که نمی‌‌گذارد بوسیله اجنه به انسان ضرری وارد شود یا در کارهای انسان دخالت کنند.

مگر اینکه انسان به واسطه‌‌ی گناه و معصیت خدا، این حجاب و مانع را از بین ببرد، یا بواسطه‌‌ی انجام کاری به اجنه ضرر و زیانی برساند، که در این صورت، آنها قدرت این را دارند که با انجام برخی کارها به انسان ضرر و زیانی وارد کنند. و لذا در روایات وارد شده که مستحب است بالای منزل یا اتاق، «بسم الله الرّحمن الرّحیم» نوشته شود، یا مستحب است وقتی وارد منزل می‌‌شویم گرچه هیچکس نباشد، سلام کنیم، و کراهت دارد که شبها خانه را جارو کنیم یا آب بیرون بریزیم[یا وقتی می‌‌خواهیم آب داغ روی زمین بریزیم، بسم الله بگوییم که به اجنه در آن مکان ضرری وارد نشود].

و نیز در روایات وارد شده برای در امان ماندن از شرّ اجنه، یک وسیله برای سرگرمی آنها در خانه نگهدارید، امام «دوست داشتند در خانه یک جانور اهلى مثل کبوتر، مرغ و بزغاله باشد، تا کودکان اجنه با آنها بازى کنند و با کودکشان کاری نداشته باشند».

شخصی گلایه کرد که اجنه و پریان ما را از خانه‌‌‏هایمان بیرون کرده‌‌اند.(یعنی آنقدر در خانه‌‌های ما رفت و آمد می‌‌کنند که زندگی برای ما مشکل شده است). امام(ع) فرمود: سقف خانه‏‌‌ها را 7 ذراع (سه متر و نیم) قرار دهید و در اطراف خانه کبوتر نگهداری کنید. آن مرد گفت: این کارها را انجام دادیم و دیگر چیز بدى ندیدیم.

برخی از این أجنه در منازل و خانه‌‌‌‌های مردم ساکن می‌‌شوند. و معمولا روش این اجنه این است که هر یک در خانه‌‌ای ساکن می‌‌شوند که موافق مذهب و دین و اعتقاد انسانهای ساکن در آن خانه باشند. و لذا اگر آن خانه، مکان عبادت و بندگی خدا و محل خواندن قرآن باشد، اجنه مؤمن در آن ساکن می‌‌شوند و اگر آن خانه مکان گناه و معصیت خدا باشد، اجنه کافر و عاصی در آن ساکن می‌‌شوند.

به تجربه و حوادث واقعی ثابت شده که اجنه‌‌ای که در خانه‌‌ها ساکن می‌‌شوند، اگر از اجنه مؤمن باشند و صاحب خانه هم انسان مؤمنی باشد، به او کمک می‌‌کنند و در خدمت او خواهند بود.[و حتی چه بسا از اهل خانه و فرزندان آنها در مقابل بلایا و حوادث محافظت می‌‌کنند].

امام باقر(ع) فرمود: امام سجاد(ع) با جمعى از دوستان و مردم دیگر به مکه می‌‌رفت. وقتی به منطقه عسفان رسید دوستانش خیمه حضرت را در مکانی بر پا کردند.

وقتی امام(ع) نزدیک خیمه رسید، فرمود: چرا اینجا چادر زدید؟ اینجا جایگاه گروهی از اجنه و پریانست که دوستان و شیعه ما هستند، و این کار شما برای آنها ضرر دارد و جاى آنها را تنگ می‌‌‌کند.

اصحاب گفتند: ما این مطلب را نمی‌‌دانستیم. و آمدند که خیمه را از آنجا بردارند. ناگهان آوازى شنیدند و کسى را ندیدند، که می‌‌گفت: یابن رسول اللَّه، چادرت را از اینجا به جای دیگر نبر، برای ما مشکلی نیست، و ما این ظرفهای میوه را به شما تقدیم می‌‌کنیم تا شما از آن تناول کنید و ما با آن متبرک شویم.

ناگهان در کنار چادر ظرف بزرگى نمودار شد و همراهش ظرفهای دیگری از انگور و انار و موز و میوه‌‌‏هاى بسیار بود. امام سجاد(ع) همراهانش را دعوت کرد، خودش از آنها میل کرد و دوستانش هم از آن میوه‌‌ها خوردند.

 

 

 

أجنه و شیاطین استراق سمع می‌‌کردند(گوش کردن مخفیانه به وحی الهی و اخبار آسمانی).

 ابلیس(لعنة الله علیه) تا آسمان هفتم را طی می‌‌کرد. وقتی حضرت عیسى(ع) متولد شد، از رفتن به سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان دیگر می‌‌رفت. اما وقتی رسول خدا(ص) متولد شد، از تمام هفت آسمان ممنوع شد و پس از آن شیاطین را با تیر می‌‌زدند و از آسمانها دور می‌‌کردند.

 أجنه تا پیش از بعثت پیامبرخدا(ص) استراق سمع می‌‌کردند، و در آغاز رسالتش با پرتاب تیرهاى شهاب از استراق سمع جلوگیرى شدند و سحر و کهانت باطل شد.

 «ریشه و اصل غیبگویى چیست و چگونه انسانها پیشگویى مى‌‌‏کنند؟

 کهانت و غیبگویى، مربوط به دوران جاهلیّت است. در هر روزگارى، مدت زمانى میان مبعوث شدن انبیاء رخ مى‌‌‏دهد، و در این مدت، فرد غیبگو نزد مردم همانند قاضی و حاکمی است که مردم در مسائلی که شکّ و شبهه دارند، نزد او می‌‌‌‌روند، و او برایشان پیشگویى مى‌‌‏‌‌کند.

این پیشگوئی و کهانت صورتهاى مختلفى دارد که عبارتند از: تیز چشمى، تیزهوشى، وسوسه نفس، و جادوى روح با آنچه در قلبش می‌‌افتد. زیرا حوادث ظاهرى که در زمین رخ مى‏‌‌دهد، شیطان به آنها آگاه است و همو است که به غیبگو و کاهن مى‌‌‏گوید، و او را از وقایعى که در منازل و اطراف رخ مى‌‌‏دهد با خبر مى‌‌‏سازد.

 

و امّا اخبار آسمانها؛ شیاطینى در آنجا سرگرم به استراق سمع(و گوش کردن مخفیانه اخبار) مى‌‌‏باشند، زیرا اخبار در آنجا پوشیده و محجوب نیست و شیاطین نیز با ستارگان رجم نمی‌‌‌‌شوند، و زمانى از استراق سمع منع مى‌‏شوند که از اخبار آسمان، مشکلى براى وحى پیش آید، که بخواهند مردم را در دستورات الهى دچار شکّ و تردید کنند، و این براى اثبات حجّت و نفى شبهه مى‌‌‏‌‌باشد. و شیطان تنها به یک کلمه از اخبار آسمان که قرار است از جانب خدا درباره مردم اتّفاق بیفتد دزدکى گوش داده و آن را ربوده سپس به زمین مى‌‌‏آورد و به قلب کاهن مى‌‌‏اندازد.

وقتی این کلمات نزد او زیاد شد، حقّ را به باطل مى‏‌‌آمیزد، پس هر چه به او تلقین شده همه اخبار درستى است که از شیطان شنیده، و هر چه خطا کند همان باطلى است که بدان افزوده است.

از زمانى که شیاطین از استراق سمع و گوش دادن دزدکى منع شده‏‌‌اند، دیگر کهانت و غیبگویى نیز ورافتاده، و امروز شیاطین تنها به غیبگوهاى خودشان اخبارى براى مردم مى‌‌‏گویند، چه آنها که درباره‏‌‌اش حرف مى‌‌‏زنند، و چه آنها که قرار است رخ دهد، و شیاطین به شیاطین دیگر خبر می‌‌دهند حوادثى را که قرار است در دور دست رخ دهد، أعمّ از سارقى که دزدى کرده، و قاتلى که مرتکب قتل شده، و از غایبى که پنهان شده، و اینان مانند همین مردمند، برخی راستگو هستند و برخی دروغگو.»

«ما از میان جنیان دشمنانى داریم که احادیث ما را به دشمنان انسانى ما می‌‌رسانند، دیوارها نیز مانند انسانها گوش دارند.»[و شاید همین روایت منشأ شده است برای ضرب المثل معروف که: دیوار موش دارد و موش گوش دارد].

قابل توجه است که؛ اجنه در سرعت دریافت اخبار با یکدیگر متفاوت هستند. و این بخاطر قدرت و توانائی و خصوصیتهایی است که در آنهاست.

برخی از أجنه شرق و غرب عالم را در یک چشم به هم زدن طی می‌کند، و در همین دور زدن سریع عالم، یک صورت و آگاهی از اشیائی که می‌بیند برایش ایجاد می‌‌شود، و همان صورت و علمی که برای او حاصل شده را برای پیشگو یا کسی که آن جن را تسخیر کرده، بیان می‌‌کند.

ولی برخی از اجنه چنین توانائی را ندارند، بخاطر اینکه قوای او ضعیف است و نمی‌‌تواند به آن مکانی که باید از آن خبر بیاورد، برود، یا بخاطر اینکه جن و شیطانی قوی‌‌تر از او در آن مکان است یا فرشته‌‌ای در آن مکان است که مانع ورود او به آن عرصه می‌‌شود.

پس معلوم شد که جن و شیاطین، اخبار را می‌دزدند، نه اینکه علم غیب می‌‌دانند. و این اخبار هم اخبار زمینی و همین اخبار انسانهاست.

اما نسبت به اخبار آسمان، از زمان ولادت پیامبر اسلام(ص) از آنها منع شد، زیرا نور پیامبر(ص) تمام آسمانها را روشن کرد، و شیاطین از تاریکی و ظلمت آفریده شدند، و در جایی که نور است، تاریکی جایی ندارد. و لذا نمی‌‌توانند به آسمانها دسترسی داشته باشند.

و لذا شیاطین نمی‌‌توانند به آسمان بالا روند، و نهایتا تا آسمان دنیا و کره آتش(که معلوم نیست منظور از کرده آتش چیست)، بالا می‌روند، و سعی می‌‌کنند استراق سمع کنند، ولی چیزی نمی‌‌شنوند، و برخی از آنها چیزی می‌‌شنوند و خودشان هم چیزهایی را به آنها اضافه می‌‌کنند. به همین جهت پیامبرخدا(ص) فرمود: بیشتر اجنه دروغگو هستند.

و مکانی که نور معنویت و نور الهی آنجا را فرا گرفته باشد، یا با ذکر و یاد خدا و یا با اسباب دیگر نورانیت، اجنه و شیاطین نمی‌‌توانند به آنجا وارد و نزدیک شوند و إلا می‌‌سوزند.

چنانکه در مورد حضرت سلیمان نبی(ع) که بزرگان أجنه و شیاطین در خدمت او بودند، و شب و روز مقابل او کار می‌‌کردند، ولی زمانی که حضرت سلیمان برای دیدن مکانی که ساخته بودند تشریف بردند، همانطور که به عصا تکیه داده بودند، از دنیا رحلت کردند. ایشان یکسال به همان حالت بودند، و با اینکه اجنه در مقابل حضرتش مشغول به کار بودند ولی بخاطر همین نکته‌‌ای که عرض شد، و تضاد نور با شیاطین، متوجه رحلت حضرت سلیمان نشدند. تا وقتی که به اذن خدا، موریانه عصای حضرت سلیمان(ع) رو خورد، و حضرت روزی زمین افتاد، و متوجه شدند حضرت از دنیا رفته است.

و چقدر در این جریانات تاریخی برای انسانهای عاقل و با بصیرت، عبرتها و درسهایی نهفته است!!!

 

 

 

أجنه نیز همانند انسان که قوه عاقله دارد، دارای عقل و فهم و اختیار هستند.

لذا از وقتی خدا آنها را خلق کرد، برای آنها تکلیف قرار داد، و تکالیف آنها بر اساس شریعت پیامبر هم عصر أجنه بوده است. و زمانی که رسالت یک پیامبر منسوخ می‌‌شد، به شریعت پیامبر بعدی مکلّف می‌شدند.

تا اینکه دین اسلام آمد، که همه آنها مکلف به دین اسلام شدند. برخی از آنها به اسلام ایمان آوردند و برخی کافر شدند.

در ذیل نمونه‌‌هایی از أجنه مؤمن تقدیم می‌‌شود:

«در آیات شریفه؛ «وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ . . . لَیْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءُ أُولئِکَ فی‏ ضَلالٍ مُبین‏»(آیات 29 تا 32 سوره احقاف) که خداوند متعال کلام اجنه را حکایت می‌کند که گفتند «هنگامى که گروهى از جنّ را به سوى تو متوجّه ساختیم که قرآن را بشنوند . . . وقتی نزد قوم خود برگشتند گفتند: «اى قوم ما! ما کتابى را شنیدیم‏ . . . غیر از خدا یار و یاورى براى او نیست؛ آنان در گمراهى آشکارند» ؛ سبب نزول این آیه آن بود که پیغمبر(ص) از مکه به بازار عَکّاظ رفت و زید بن حارثه با او بود و مردم را به اسلام دعوت می‌‌کرد. کسى به او پاسخی نداد و کسى که آن را پذیرد نیافت. سپس به مکه برگشت و در بین راه به جائى رسید به نام وادى مَجَنَّه، که پیامبر(ص) در دل شب با خواندن قرآن و نماز به عبادت پرداخت. در این حین، چند جن به او گذر کردند.

وقتی قرائت رسول خدا(ص) را شنیدند، به آن گوش دادند، سپس به هم گفتند: خاموش باشید. وقتی قرائت رسول خدا(ص) پایان یافت، آن جن‌‌ها با حالتی إنذار دهنده و بیم دهنده نزد قوم خود برگشتند و گفتند اى قوم ما، همانا ما کتابى شنیدیم که پس از موسى فرو آمده و ادیان قبل از خود را تصدیق می‌‌کند و به درستى پیروانش را به راه حق و راه راست هدایت می‌‌کند. اى قوم ما بپذیرید دعوت کننده به خدا را و به او ایمان آورید . . .(و ادامه آیات تا آنجا که فرمود:) غیر از خدا یار و یاورى براى او نیست، آنان در گمراهى آشکارند. سپس نزد رسول خدا(ص) آمدند و مسلمان شدند و رسول خدا آداب اسلام را به آنها آموخت.

و به پیغمبر خود سوره جن را فرو فرستاد «قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ»(سوره جن: آیه1)، تا پایان همه سوره و خدا گفته‌‌ی آنها را باز گفت و رسول خدا(ص) را بر آنها ولیّ قرار داد و همه وقت به رسول خدا(ص) مراجعه می‌‌کردند و آن حضرت به امیرالمؤمنین(علیه السّلام) فرمود: تا به آنها احکام و آداب دین را بیاموزد و آنها را فقیه سازد. لذا برخى از أجنه مؤمن هستند و برخى کافر و برخی هم ناصبى و یهودى و نصرانی و مجوسی و آنها فرزندان جانّ می‌‌باشند».

یکی دیگر از اخبار جن‌‌های مؤمن، آن جریان است که از امیرالمؤمنین(ع) و آن عالم یهودی نقل شده است.

عالم یهودى به حضرت گفت: این حضرت سلیمان است که شیاطین به فرمان او بودند، و هر چه مى‏‌‌خواست براى او مى‏‌ساختند: معبدها و تندیسه‏‌‌ها و تمثالها.

حضرت على(ع) به او فرمود: همین طور است، و به حضرت محمّد(ص) بهتر و برتر از آن عطا شده است. زیرا شیاطین در حالى تحت فرمان حضرت سلیمان بودند که هنوز در کفر به سر مى‌‌‏‌‌بردند، ولى شیاطین تحت امر پیامبر اسلام(ص) همه مؤمن بودند. پس نه نفر از أشراف گروه جنّیان؛ یکى از جنّ نصیبین بود و هشت نفر ایشان از بنى عمرو بن عامر که از أهل یقین ایشان بودند، خدمت آن حضرت شرفیاب شدند که عبارتند از: شَضاه، مَضاه، هَملَکَان، مَرزبان، مَأزَمان، نَضَاه، هَاضِب، هضب و عمرو، و ایشان کسانى هستند که خداوند درباره ایشان مى‌‌‏فرماید: «وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَیْکَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ یَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ»(احقاف:29) و اینان نه نفر مى‏باشند. پس جنّیان خدمت آن حضرت آمدند و پیامبر داخل نخلستان بود، آنان عذرخواهى کرده و گفتند: ما گمان کردیم که خداوند کسى را مبعوث نفرموده است. و از پى آن هفتاد و یک هزار تن از ایشان با پیامبر بیعت نمودند که روزه گیرند و نماز گزارند و حجّ بجاى آورند و جهاد کنند و خیرخواهى مسلمین کنند، و از یاوه‌‌‏گوییهاى خود درباره خداوند عذر خواستند.

اى یهودى! این عطا برتر از آن چیزى است که به سلیمان داده شده. پس پاک و منزّه است خداوندى که شیاطین را پس از تمرّد براى نبوّت محمّد مسخّر نمود، و آنان پنداشته بودند که خداوند داراى فرزند است، لذا بعثت آن حضرت شامل بیشمارى از جنّ و انس گردید.

یکی دیگر از نمونه‌‌های جن‌‌های مؤمن این است که

راجع به بعضى از کارهاى خود به منزل امام باقر(ع) رفتم(هر چه می‌‌خواستم وارد اتاق شوم) مى‌‌‏فرمود: عجله نکن. تا آنکه از شدت آفتاب هر جا سایه می‌‌رفت، می‌‌رفتم. ناگاه بر خلاف انتظار، اشخاصى از اتاق خارج شده به سوى من آمدند که مانند ملخهاى زرد بودند، و پوستین در بر کرده بودند. از کثرت عبادت لاغر شده بودند. به خدا که از سیماى زیباى آنها وضع خود(انتظار در هواى گرم) را فراموش کردم.

وقتی خدمتش رسیدم، به من فرمود: گویا تو را ناراحت کردم.

عرض کردم: آرى، به خدا من از وضع خود فراموش کردم، اشخاصى از نزد من گذشتند، همه یک نواخت و من مردمى خوش قیافه‌‌‏تر از آنها ندیده بودم، آنها مانند ملخهاى زرد بودند و عبادت لاغرشان کرده بود. فرمود: اى سعد! آنها را دیدى؟ گفتم! آرى. فرمود: ایشان برادران تو از طایفه جن هستند.

عرض کردم: خدمت شما مى‏‌‌آیند؟ فرمود: آرى، مى‌‌‏آیند و مسائل دینى و حلال و حرام خود را از ما می‌‌پرسند.

در روایت دیگری وارد شده است:

وقتی امام حسین(ع) در واقعه جنگ کربلا قرار گرفت، گروههایی از أجنه پرنده خدمت امام(ع) رسیدند و گفتند: یا أباعبدالله، ما از یاران شمائیم، هر چه دستور دهی انجام می‌دهیم، اگر دستور دهی به کشتن تمام دشمنانتان، تمام آنها را نبود می‌‌کنیم. امام حسین(ع) فرمود:‌ خواسته خداوند این است که من در این بیابان شهید شوم.

در روایت دیگری آمده است:

امام صادق(ع) مى‌‌‏فرمود: زنى از جنّیان که عَفراء نام داشت به حضور پیامبر(ص) شرفیاب مى‌‌‏شد و سخن آن حضرت را مى‌‌‏شنید و به نزد شایستگان جنّ مى‌‌‏آمد و آنها به دست او اسلام را مى‌‌‏پذیرفتند. مدّتى پیامبر او را ندید. از جبرئیل در مورد او پرسید. عرض کرد: او به زیارت یکى از خواهران دینى خود که به خاطر خدا او را دوست مى‌‏دارد رفته است.

پیامبر(ص) فرمود: خوشا به حال کسانى که به خاطر خدا یکدیگر را دوست مى‌‌‏دارند. به راستى که خداوند متعال در بهشت ستونى از یاقوت سرخ آفریده که هفتاد هزار کاخ بر آن استوار است و در هر کاخى هفتاد هزار اتاق است که خداوند این‌‌‏ها را براى کسانى که به خاطر او به یکدیگر مهر ورزیده و به زیارت یک‌‌دیگر مى‌‌‏روند، آفریده است. نمونه‌‌ای دیگر از اجنه مؤمن و أجنّه کافر

سلمان می‌‌گوید: یک روز پیغمبرخدا(ص) در أبطح نشسته بود و گروهى اصحابش با او بودند و رو به ما کرده بود و سخن می‌‌گفت.

ناگاه نگاه کردیم به گردبادى که برخاست و گرد بر آورد و پیوسته نزدیک می ‌شد و گرد بالا می‌‌گرفت تا برابر پیغمبر(ص) ایستاد. از میان آن گردباد شخصى بیرون آمد و گفت: یا رسول اللَّه! من نماینده قبیله خویشم. به تو پناهنده‌‌‏ایم، ما را پناه ده و با من از طرف خود کسى را بفرست تا از قبیله ما بازرسى کند، زیرا پاره‌‌‏اى از آنها بر ما شوریدند و ستم کردند، تا میان ما و آنها به حکم خدا و کتابش قضاوت کند، و از من پیمان أکید بگیر که آن کس را در دو روز دیگر سالم برگردانم، و اگر بر نگشت، خدا برایم پیشامدى کند.

پیغمبر(ص) به او فرمود: تو کیستى؟ قومت چه کسانی هستند؟

گفت: من عُرفُطَه پسر شِمراخ، یکى از بنى نَجَاح هستم. من و گروهى از خاندانم، استراق سمع می‌‌کردیم، و چون از این کار جلوگیرى شدیم، ایمان آوردیم. وقتی خدا شما را به پیغمبرى برانگیخت، به تو ایمان آوردیم که خودت میدانى و البته تو را باور کردیم.

برخى از قوم با ما مخالفت کردند و به همان دینی که داشتند ماندند، و میان ما و آنها اختلاف شد و آنان در شمار و نیرو از ما بیشترند و بر آب و چراگاه چیره شدند و به ما و چهار پایان ما زیان رساندند. بهمراه من کسى را بفرست که میان ما به حق قضاوت کند.

پیغمبر(ص) به او فرمود: چهره بگشا تا تو را به صورتى که دارى بنگریم،

سلمان می‌‌گوید: صورت گشود و به او نگاه کردیم، مردى بود پر از مو، سر درازى داشت، چشمهاى درازى به درازاى سرش، و حدقه‏‌‌هاى خرد و دندانها چون دندان درنده‌‌‏ها و پیغمبر از او پیمان گرفت که کسى را که با وى فرستد فردا برگرداند.

سپس پیامبر(ص) رو به أبوبکر کرد و فرمود: همراه برادر ما عُرفُطَه برو و وضع آنها رابررسی نما و میان آنها حکم به حق کن.

گفت یا رسول الله آنها کجایند؟

فرمود: در زیرزمین.

ابوبکر گفت: چگونه می‌‌توانم زیر زمین بروم و میان ایشان بحق حکم کنم، در حالی که زبانشان را نمیفهمم.

سپس رو به عمر بن خطاب کرد و همان را که به أبى بکر فرموده بود، به او فرمود. همان جواب را شنید.

سپس رو به عثمان کرد و همان را فرمود و جواب آنها را از او نیز شنید.

سپس على(علیه السّلام) را خواست و به او فرمود: اى على با برادرمان عرفطه برو تا قومش را دریابى و بکار آنها رسیدگى کنى و میان آنها به درستى قضاوت کنى.

امیرالمؤمنین(ع) با عُرفُطَه برخاست و شمشیر بست.

سلمان می‌‌گوید: من دنبالشان رفتم تا به میان درّه رسیدند و امیرالمؤمنین(ع) به من نگریست و فرمود: اى أباعبداللَّه خدا از کوشش تو قدردانى کند، برگرد. من ایستادم و نگران آنها بودم، که ناگاه زمین شکافت و به درون آن رفتند و من برگشتم و افسوس بسیار خوردم که خدا می‌‌داند و تمام نگرانى من برای امیرالمؤمنین(ع) بود.

صبح فردا، پیغمبر(ص) با مردم نماز صبح خواند و آمد و بر صفا نشست و یارانش گرد او بودند.

امیرالمؤمنین دیر کرد و روز برآمد و سخن بسیار شد و ظهر شد و گفتند آن جن به پیغمبر(ص) نیرنگ زد و خدا ما را از دست ابوتراب راحت کرد و افتخار پیامبر به برادر زاده‌‌اش را از او گرفت، و کلی حرفهای دیگر زدند تا اینکه پیامبر خدا(ص) نماز ظهر را خواند و به جاى خود در صفا برگشت. پس از نماز دائما با یارانش در گفتگو بود، تا نماز عصر رسید و مردم بسیار گفتند و اظهار نومیدى از امیرالمؤمنین نمودند.

پیغمبر(ص) نماز عصر را هم خواند و آمد بر صفا نشست و در فکر امیرالمؤمنین فرو رفت. و منافقان آشکارا نسبت به پیامبر شماتت می‌‌کردند. نزدیک غروب خورشید شد و مردم یقین به نابودى على(ع) پیدا کردند.

ناگاه صفا شکافت و امیرالمؤمنین(علیه السّلام) از آن بر آمد و از شمشیرش خون می‌‌چکید و عرفطه همراهش بود.

پیغمبر(ص) برخاست میان دو چشم و پیشانیش را بوسید و فرمود: چه چیزی باعث شد اینقدر دیر به نزد من برگردی؟

عرضه داشت: رفتم نزد جمع زیادی از پریان منافقی که بر عرفطه و قومش شوریده بودند. آنها را به یکى از سه کار خواندم و نپذیرفتند: آنها را دعوت کردم مسلمان شوند، نپذیرفتند. دعوت کردم جزیه بدهند، نپذیرفتند، دعوت کردم با عُرفُطَه و قومش سازش کنند و پاره‌‌‏اى از چراگاه و آب را به عرفطه و قومش بدهند، باز نپذیرفتند.

پس شمشیر میان آنها نهادم و 80 هزارشان را کشتم. باقیمانده آنها وقتی این وضع را دیدند، امان و سازش کردند، و آنگاه مؤمن شدند و برادر هم گردیدند و اختلاف برخاست و پیوسته تاکنون با آنها بودم.

عرفطه گفت: یا رسول الله خدا به تو و امیرالمؤمنین جزاى خیر دهد.

 

نوحه و عزاداری اجنه برای امام حسین(ع)

 در آن هنگامى که جن براى امام حسین(علیه السلام) نوحه و ضجه می‌‌کردند گروهى از اصحاب پیامبر معظم اسلام(صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) که یکى از آنان: میسور بن مخرمه بود نوحه ایشان را می‌‌شنیدند و گریه می‌‌کردند.

: در شب قتل امام حسین(ع)، در مدینه طیبه، منادى که صداى او را میشنیدند ولى خود او را نمى‏دیدند، چنین می‌‌گفت:

أَیُّهَا الْقَاتِلُونَ جَهْلًا حُسَیْناً *** أَبْشِرُوا بِالْعَذَابِ وَ التَّنْکِیلِ

کُلُّ أَهْلِ السَّمَاءِ یَدْعُو عَلَیْکُمْ *** مِنْ نَبِیٍّ وَ مَلْأَکٍ وَ قَبِیلٍ

قَدْ لُعِنْتُمْ عَلَى لِسَانِ ابْنِ دَاوُدَ *** وَ مُوسَى وَ صَاحِبِ الْإِنْجِیل‏

ترجمه: اى قاتلینی که حسین را از روى جهالت کشتید، مژده باد شما را به عذاب جهنم و شکنجه.

تمام اهل آسمان بر علیه شما دعا می‌‌کنند، از قبیل: پیامبران و ملائکه و دیگران

حقاً که شما به زبان حضرت داود و موسى و حضرت عیسی(علیهم السلام) مورد لعن قرار گرفتید.

همچنین أم سلمه همسر پیغمبر(ص) می‌‌گوید از وقتى پیغمبر وفات کرده تا امشب نوحه جن را نشنیدم و گویا فرزندم از دست رفته باشد. یکی از جنیان آمد و می‌‌گفت:

أَلَا یَا عَیْنُ فَانْهَمِلِی بِجَهْدٍ *** فَمَنْ یَبْکِی عَلَى الشُّهَدَاءِ بَعْدِی‏

عَلَى رَهْطٍ تَقُودُهُمُ الْمَنَایَا *** إِلَى مُتَجَبِّرٍ فِی مِلْکِ ع

پنج تن از اهل کوفه به قصد یارى حسین بن على(علیهما السّلام) حرکت کردند و به قریه‌‌‏اى رسیدند که به آن «شاهى» مى‌‏گفتند. پس دو نفر؛ یکى پیر و دیگرى جوان جلوى آنها آمده و به ایشان سلام کردند.

پیرمرد گفت:

من مردى از طائفه جن هستم و این جوان، برادرزاده من بوده و ما قصدمان یارى نمودن به این مظلوم (یعنى حسین بن على(ع)) مى‌‌‏باشد.

پیرمرد جنّى سپس به ایشان گفت: من پیشنهادى دارم.

جوانى از این پنج نفر در جوابش گفت: چه پیشنهادی؟

پیرمرد جنّى گفت: پیشنهادم این است که من پرواز کرده بروم و سپس خبر این گروه را بیاورم تا شما با بصیرت به طرف مقصدتان بروید.

ایشان در جوابش گفتند: خوب پیشنهادى است.

راوى مى‌‌‏گوید:

پیرمرد جنّى یک روز و یک شب از نظر ایشان غائب بود، پس فرداى آن روز ایشان صدائى شنیدند، بدون اینکه صاحب آن را ببینند، صدا این بود:

وَ اللَّهِ مَا جِئْتُکُمُ حَتَّى بَصُرْتُ بِهِ             بِالطَّفِّ مُنْعَفِرَ الْخَدَّیْنِ مَنْحُوراً

وَ حَوْلَهُ فِتْیَةٌ تَدْمَى نُحُورُهُمُ             مِثْلَ الْمَصَابِیحِ یَمْلَوْنَ الدُّجَى نُوراً

وَ قَدْ حَثَثْتُ قَلُوصِی کَیْ أُصَادِفَهُمْ             مِنْ قَبْلِ مَا أَنْ یُلَاقُوا الْخُرُدَ الْحُورَا

کَانَ الْحُسَیْنُ سِرَاجاً یُسْتَضَاءُ بِهِ             اللَّهُ یَعْلَمُ أَنِّی لَمْ أَقُلْ زُوراً

مُجَاوِراً لِرَسُولِ اللَّهِ فِی غُرَفٍ             وَ لِلْبَتُولِ وَ لِلطَّیَّارِ مَسْرُورا

ترجمه: به خدا قسم نیامدم نزد شما، مگر آنکه خودم دیدم، در زمین طف که سرى بریده و دو گونه‌‌‏هایش به خاک، آلوده بود.

و اطرافش جوانانى افتاده که از حلقومشان خون جارى بود، نظیر چراغ‌‌‏هائى که تاریکى و ظلمت را بر طرف کرده‏‌‌اند.

پیوسته ناقه‌‌ی خود را دواندم تا قبل از آنکه ایشان با حوریه‌‌‏هاى باکره ملاقات کنند مصادف گردم.

حسین(علیه السّلام) چراغى فروزان بود و خدا مى‌‌‏داند که من در این گفتار دروغ نمى‌‌‏گویم.

حسین(علیه السّلام) در غرفه‌‌‏هاى بهشت، مجاور رسول خدا(ص) و حضرت زهرا(س) و جعفر طیّار خواهد بود، در حالى که شادمان و مسرور مى‏‌‌باشد.

بعضى از جوانان در جواب آن صدا گفتند:

اذْهَبْ فَلَا زَالَ قَبْرٌ أَنْتَ سَاکِنُهُ             إِلَى الْقِیَامَةِ یُسْقَى الْغَیْثَ مَمْطُوراً

وَ قَدْ سَلَکْتَ سَبِیلًا أَنْتَ سَالِکُهُ             وَ قَدْ شَرِبْتَ بِکَأْسٍ کَانَ مغروراً

وَ فِتْیَةٌ فَرَغُوا لِلَّهِ أَنْفُسَهُمْ             وَ فَارَقُوا الْمَالَ وَ الْأَحْبَابَ وَ الدُّورا

برو پس پاینده و جاوید باد قبرى که تو ساکن آن هستى، تا قیامت باران بر آن ببارد.

پیمودم راهى را که تو نیز راهرو آن بودى و نوشیدم با کاسه‏‌‌اى که بسیار فراخ بود.

و نیز پیمودم راهى را که جوانانى در این راه جان خودشان را تسلیم خدا نموده و از مال و دوستان و خانه‏‌‌هایشان جدا گردیدند.

جالب است بدانید اجنه مؤمن، ‌برای عزاداری و سوگواری امام حسین(ع) و سایر اهلبیت(ع) مجالس عزاداری برپا می‌کنند، علاوه بر اینکه در مجالس انسانها نیز شرکت می‌کنند و با آنها گریه می‌‌کنند و عزاداری می‌‌کنند، و چه بسا بیشتر از انسانها متأثر و ناراحت می‌‌شوند.

[نگارنده می‌‌گوید:] یکبار که مصیبت امام حسین(ع) را می‌‌خواندم، خود من صدای گریه ایشان را بر امام حسین(ع) شنیدم، چنان صدای گریه‌ای شنیدم که در طول عمرم از هیچکس نشنیده بودم. از ترس اینکه مبادا از شدت گریه و ناله بمیرد، ادامه روضه را نخواندم.

السَّلامُ عَلَیکَ یَا أبَاعَبدِاللهِ الحُسَینِ

وَ جَعَلَنَا اللهُ مِنَ البَکَّائِینَ لِمُصَابِکَ وَ الطَّالِبِینَ بِثَأرِکَ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ

 

 

یکی از مباحثی که در مورد أجنه بسیار مطرح و مورد بحث قرار گرفته، «تسخیر أجنه» است.

منظور از «تسخیر أجنه» این است که انسان، با انجام برخی کارها، جن را تحت اختیار خود قرار دهد، و هر کاری از او خواست برایش انجام دهد.

خداوند متعال در قرآن کریم در این ارتباط می‌‌فرماید:

«وَ مِنَ الشَّیاطینِ مَنْ یَغُوصُونَ لَهُ وَ یَعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذلِکَ وَ کُنَّا لَهُمْ حافِظین‏»(انبیاء:82)؛ و گروهى از شیاطین(را نیز مسخّر حضرت سلیمان قرار دادیم، که در دریا) برایش غوّاصى مى‌‌‏کردند؛ و کارهایى غیر از این(نیز) براى او انجام مى‌‌‏دادند؛ و ما آنها را(از سرکشى) حفظ مى‌‌‏کردیم!

«وَ حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ»(نمل:17)؛ لشکریان سلیمان، از جنّ و انس و پرندگان، نزد او جمع شدند؛ آن قدر زیاد بودند که باید توقّف مى‏‌‌کردند تا به هم ملحق شوند!

«وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ وَ أَسَلْنا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعیرِ. یَعْمَلُونَ لَهُ ما یَشاءُ مِنْ مَحاریبَ وَ تَماثیلَ وَ جِفانٍ کَالْجَوابِ وَ قُدُورٍ راسِیاتٍ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُکْراً وَ قَلیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُورُ»(سبأ:13-12)؛ و براى سلیمان باد را مسخّر ساختیم که صبحگاهان مسیر یک ماه را مى‌‌‏پیمود و عصرگاهان مسیر یک ماه را؛ و چشمه مس(مذاب) را براى او روان ساختیم؛ و گروهى از جنّ پیش روى او به اذن پروردگارش کار مى‌‌‏کردند؛ و هر کدام از آنها که از فرمان ما سرپیچى مى‌‌‏کرد، او را عذاب آتش سوزان مى‌‌‏چشانیم! آنها هر چه سلیمان مى‏‌‌خواست برایش درست مى‏‌‌کردند؛ معبدها، تمثالها، ظروف بزرگ غذا همانند حوضها، و دیگهاى ثابت(که آنقدر بزرگ بود که قابل حمل و نقل نبود؛ و به آنان گفتیم:) اى آل داود! شکر(این همه نعمت را) بجا آورید؛ ولى عده کمى از بندگان من شکرگزارند!

علاوه بر این آیات، آیات دیگری هم در قرآن کریم هست که این مطلب را بیان می‌کند که أجنه می‌‌توانند کارهای زیادی را برای انسان انجام دهند و در خدمت انسان باشند، و کارهای دشواری را انجام دهند که انسان از انجام آنها عاجز و ناتوان است.

در مورد حضرت سلیمان(ع) نقل شده که:

وقتی حضرت دید برخی از شیاطین و اجنه‌‌ی خرابکار، دست به خرابکاری و فساد می‌‌زنند، و ملائکه آنها را با تازیانه‌‌هایی بزرگ ممانعت می‌‌کنند، آن اجنه را در بند کرد، و هر یک از آنها را به کاری گماشت، کارهایی از قبیل، ساخت آهن و مس، قطع سنگها و کندن صخره‌‌ها، قطع درختان، ساخت دژ، و به زنان آنها دستور داد تا به کارهایی همچون ریسیدن ابریشم و پنبه و بافتن گلیم و بالش مشغول شوند.

برخی از اجنه را دستور داد تا معابد، مجسمه‌ هایی از مس و آهن، ظروف بزرگ غذا همانند حوض، و دیگهاى ثابت(که از بزرگى قابل حمل و نقل نبود) بسازند.

اجنه برای سلیمان دیگهای سنگی بسیار بزرگی ساختند، دیگهایی که در هر یک از آنها برای هزار نفر غذا درست می‌‌کردند. گروهی از أجنه مشغول درست کردن خمیر نان بودند، گروهی مشغول پختن نان، گروهی مشغول ذبح و گروهی دیگر مشغول پاک کردن گوشتها از استخوانها برای غذا، گروهی از أجنه مشغول غواصی در دریا بودند تا درّ و جواهر استخراج کنند، و گروهی مشغول کندن چاه و رود و قنات، گروهی مشغول استخراج گنج از زمین، و گروهی به استخراج معادن مشغول بودند. گروهی از آنها به تربیت اسبهای وحشی مشغول بودند.

خلاصه هر گروه از شیاطین و أجنّه به کاری سخت گمارده شده بودند، تا فرصت فساد و خرابکاری نداشته باشند و از طرفی باعث تقویت حکومت و پادشاهی حضرت سلیمان باشند.

حضرت سلیمان به یکی از عفریتها دستور داد جامها و لیوانهایی بسازد که وقتی آب می‌‌نوشد بتواند از داخل آن، شیاطین را ببیند و شیاطین از دید او مخفی نباشند. سپس به او دستور داد برای او شهری بسازد که سقف و دیوارهای آن مانع دیدنش نباشد.

آن عفریت هم شهری ساخت که طول و عرض آن به اندازه لشکر سلیمان بود. در این شهر برای هر گروه و طائفه‌‌‌ای یک قصر ساخت، که طول و عرض هر قصر؛ هزار ذراع بود. در هر قصر، خانه ها و اتاقها و حجره‌‌ها و غرفه‌‌هایی برای زنان و مردان ساخت.

سپس برای نشستن دانشمندان و قضات، محلی به طول و عرض هزار ذراع درست کرد.

آنگاه برای حضرت سلیمان یک قصر بسیار بزرگ و عجیب ساخت که طول و عرض آن، پنج هزار ذراع بود، و آن را با انواع تزئینات و جواهرات تزیین کرد.

هر وقت حضرت سلیمان بر باد سوار می‌‌شد و از بالای این شهر عبور می‌‌کرد، تمام آنچه در این شهر بود را می‌‌دید، حتی آشپزان و نانواها را هم می‌‌دید، خلاصه همه چیز در مقابل او معلوم و مشهود بود.

  •  

 

 

هدیه به شاعر و راهی برای نجات از جنّ

 

 روزى پدرم  در بستر بیمارى خوابیده بود، و من کنار بالین آن حضرت نشسته بودم، که یکى از شعراء  به دیدار پدرم آمد.

 پس از آن که وارد اتاق شد، کنار بستر پدرم نشست و در فکر و اندوه فرو رفت؛پدرم گفت! به چه مى‌‌‌اندیشى؛ و براى چه این قدر غمگینى، خواسته‌‌‌ات را بگو؟

 براى شفا و بهبودى آن بزرگوار دو بیت شعر سرود، پس از آن پدرم به یکى از غلامان خود فرمود: چه مقدار پول باقى مانده است؟

غلام گفت: چهارصد درهم.

حضرت فرمود: آنها را به  تحویل بده، همین که شاعر هدیه حضرت را گرفت، تشکّر کرد و رفت.

پدرم فرمود: او را باز گردانید، وقتى  بازگشت، گفت: اى سرور و مولایم آنچه مى‌‌خواستم به من دادى و مرا بى‌‌نیاز نمودى، پس چرا مرا برگرداندى؟

حضرت فرمود: پدرم از پدران بزرگوارش، از پیغمبر خدا(صلوات اللّه و سلامه علیهم) نقل فرمود: بهترین هدیّه، آن است که ماندگار باشد؛ و آنچه را دادم، ناچیز بود؛ این انگشتر را نیز بگیر و موقع نیاز آن را بفروش.

گفت: یابن رسول اللّه! مرا تأمین و بى نیاز نمودى؛ ولى من مسافرت‌‌هاى زیاد و طولانى مى‌‌روم؛ و در بعضى مواقع وحشت مرا فرا مى‌‌گیرد، چنانچه ممکن باشد، دعائى را به من بیاموز تا از برکت آن در امان باشم؟

حضرت در همان حالتى که قرار داشت، فرمود: هرگاه وحشت کردی، دست راست خود را روى سر بگذار و با صداى بلند بخوان:

«أَ فَغَیْرَ دینِ اللَّهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ»(آل عمران:83)

سپس راوى از قول أشجع افزود، که گفت: چون از حضرت خداحافظى کردم و به سفرى که در پیش داشتم، رفتم، در مسیر راه به بیابانى ترسناک قرار گرفتم و صداى وحشتناکى را شنیدم که گفت: او را دستگیر کنید.

و من فورا آن دعاى حضرت را خواندم، آنگاه صدائى را شنیدم که گفت: چگونه او را بگیریم؛ و حال آن که ناپدید گشته است؛ و در نتیجه سالم و صحیح از آن بیابان گذر کردم.

منظور از عدالت نسبت به همسران متعدد

روزى ابن أبى العوجاء از هشام بن حکم که هر دو از شاگردان امام جعفر صادق(علیه السلام) هستند، پرسید: آیا خداوند متعال حکیم و به همه امور و مسائل دانا است؟

پاسخ داد: آرى، او حکیم ترین و داناترین حکیمان و عالمان است.

پرسید: آیا عمل به این آیه قرآن حتمی و ضروری است که می‌‌فرماید:

«فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَة...»(نساء:3) که مى‌‌فرماید: آنچه از زنان مورد علاقه شما قرار گیرد مى‌‌توانید تا چهار زن ازدواج نمائید و اگر نتوانستید بین آنها عدالت نمائید، به یک نفر اکتفا کنید؟

هشام گفت: بلى.

سپس پرسید: پس این آیه قرآن چه می‌‌شود؟ آیا با آن آیه منافات ندارد که:

«وَ لَنْ تَسْتَطیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ»(نساء: 129) مى‌‌فرماید: هرگز نخواهید توانست بین زنان به عدالت رفتار نمائید؟

اگر خداوند، حکیم است؛ پس چرا دو سخن مخالف و ضدّ یکدیگر در یک موضوع ایراد مى‌‌نماید؟

هشام از دادن پاسخ صحیح ساکت ماند.

سریع به سمت منزل امام صادق(علیه السلام) حرکت نمود و چون به مدینه رسید و بر آن حضرت وارد گردید، امام(ع) فرمود: چه عجب، الان که موقع حجّ نیست، چطور اینجا آمده‌‌اى؟!

هشام گفت: به جهت یک مشکل علمى که ابن ابى العوجاء از من سؤال نمود و نتوانستم جواب آن را بگویم، به حضور شما آمدم؛ و سپس داستان را به طور مشروح براى حضرت تعریف کرد.

حضرت فرمود: در رابطه با آیه اوّل؛ مقصود «مصارف و مخارج زن» مى‌‌باشد یعنى اگر امکانات مالى برایتان فراهم بود و مایل بودید، مى‌‌توانید تا چهار زن را ازدواج نمائید؛ و گر نه بیش از یکى حقّ ندارید.

و امّا نسبت به دوّمین آیه قرآن؛ مقصود «علاقه و محبّت» است، که امکان ندارد هیچ مردى نسبت به تمام همسران خود یک نوع ابراز علاقه و محبّت داشته باشد.

بنابراین در این جهت، رعایت عدالت امکان ندارد، برخلاف آیه اوّل که امکان عدالت هست و مى‌‌توان براى هر کدام یک نوع لباس، منزل، خوراک و... تهیّه و در اختیار آنها قرار داد.

بعد از آن هشام از حضرت صادق(علیه السلام) خداحافظى کرد و چون نزد ابن ابى العوجاء آمد و جواب حضرت را بازگو نمود، ابن ابى العوجاء گفت: به خدا قسم! این جواب از خودت نمى‌‌باشد

روش احضار جن:


در یک اتاق نیمه تاریک و ساکت ترجیحا نیمه شب (که تمرکز بالاتر و احتمال موفقیت دو چندان است) بنشینید .10 دقیقه تمرکز کنید و در این مدت فقط به اجنه و ارتباط با اونها فکر کنید. سوره جن را تا آخر بخوانید. سپس یک قلم و کاغذ بر دارید و قلم را در دست گرفته نزدیک کاغذ نگه دارید بطوریکه نوک قلم روی کاغذ باشد . سپس بگویید از ارواحی که در اینجا حاضر هستند می خواهم که از طریق این قلم با من صحبت کنند و چند بار این جمله را تکرار کنید.و بگویید سلام .خواهید دید که دست شما بدون اراده و خواست شما شروع به نوشتن می کند و جواب شما را می دهد و این بدلیل این نکته است که جن اکنون در بدن شما میهمان است و از طریق دست شما با شما ارتباط برقرار کرده البته در صورتی که از تمرکز بالاتری برخوردار باشید نیازی به قلم و کاغذ نخواهید داشت و جن بصورت ذهنی با شما حرف می زند و تفاوت میان افکار خودتان و حرفهای جن میهمان برایتان کاملا ملموس خواهد بود و اینجاست که به معنای واقعی کلمه ی "وسوسه " پی خواهید برد.در حین جلسه برای اینکه مطمئن شوید اینها تلقین نیست از جن بخواهید که به نحوی حضور خودش رو براتون ثابت کنه مثلا پرده رو تکون بده یا ضربه ای به در بزنه
.در ضمن مراقب باشید که سر کار نرید چون جنها هم مانند ما انسانها خوب و بد دارند و ممکن است یک جن شرور به تور شما بخورد که بخواهد کمی اذیتتان کند مثلا خودش را بعنوان روح یکی از بستگانتان معرفی کند و اشک شما را در بیاورد بعد آخر سر بفهمید که داره شما رو دست می ندازه و بهتون می خنده ( جنها اغلب از این کارها لذت میبرند)
اکثر اوقات در این احضار ها این اجنه هستند که حاضر میشند و احتمال حضور ارواح خیلی کمه.
در پایان جلسه خداحافظی کنید و بگویید "اخرج به حق سلیمان بن داوود" تا جن از بدن شما خارج شود..


هر گاه خواستی یک جن را تسخیر کنی که تو را در امورات زندگی

و کارهایت یاری کند

1- باید 40 روز ریاضت بکشی و بعد شروع به خواندن عزیمت کنی

1- ترک حیوانی( گوشت نخور)

2- ترک معصیت و گناه صغیر و کبیر

3- به جا آوردن نماز یومیه و نماز شب 11 رکعت

4- با نیت به اینکه خدمتگذار خلق شوی و در راه حق

گام بگذاری و هر شب در مکانی خلوت و پاک و با غسل

و طهارت نشسته و بخور می کنی به مقبل ازرق

و کندر و سندروس

و عزیمت زیر را 1000 مرتبه می خوانی به مدت 40 شب

تمام و هرگز از جن و ارواح نترسی چرا که اگر بترسی

دیگر روبرویت نخواهد آمد.

و این عزیمت را باید هر شب 1000 مرتبه خواند

و عزیمت چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد و آل محمد بعدد الفاس المخلوقات

اللهم صلی علی محمد و آل محمد بعد اشجار الموجود

 

راه  برای دفع اجنه نوشتن اسامی اصحاب کهف بر روی کاغذ و آویختن آن به

دیوار یا شخص جن زده است اسامی از این قبیل است:تملیخا.مکسلمینا.مشلینا.مرنوش

ربینوش.شاذنوش.مرطونس و نام سگ ایشان قطمیر

خلاصه‌ای از خصوصیات جن‌ها



1- موجوداتی ناپیدا و نادیدنی هستند. ما را می‌بینند ولی ما آن‌ها را نمی‌بینیم .

2- از آتش (نار) آفریده شده‌اند .

3- آب جوش و اجسام فلزی تیز می‌تواند به آن‌ها آسیب برساند .

4- ازدواج، زاد و ولد و مرگ و میر دارند .

5- تفکر و احساسات دارند .

6- بین‌شان خوب و بد، کافر و خداپرست و همچنین مسلمان و غیر مسلمان وجود دارد .

7- قدرت‌هایی نیز دارند مانند طی الارض (در یک لحظه می‌توانند از یک طرف زمین به طرف دیگر بروند)

8- جن، شیطان نیست اما شیطان از جن است. یعنی ابلیس و فرزندانش نوعی جن هستند اما لزوما هر جنی شیطان نیست. برخی نیز معتقدند که تمام اجانین از نسل شیطان (ابلیس) هستند اما عده‌ای از آن‌ها پس از ملاقات با پیامبران خدا مخصوصا پیامبر اسلام توبه کردند و خداپرست شدند.

9- جن، فرشته نیست. فرشته از نور آفریده شده اما جن از آتش آفریده شده است. فرشته معصوم است اما جن معصوم نیست و مانند ما انسان‌ها گناه هم مرتکب می‌شود .

10- برخی می‌گویند جن‌ها نمی‌توانند به انسان آسیب برسانند. برخی می‌گویند که می‌توانند و نوع شرور آن‌ها این کار را می‌کند. برخی می‌گویند که جن‌ها از آسیب رساندن به انسان به طور عادی منع شده‌اند اما اگر انسان بهانه به دست جن‌ها بدهد، مثلا تسخیر یا احضار جن‌ها یا آسیب رساندن به آن‌ها در آن صورت می‌توانند و اجازه پیدا می‌کنند تا انسان را تا حتی سرحد مرگ آزار بدهند .

12- عبارت «بسم الله» یا «بسم الله الرحمن الرحیم» و برخی ادعیه دفع جن آن‌ها را دور می‌کند. یا خواندن هفت مرتبه سوره? زلزال

13- عمر جن‌ها خیلی طولانی‌تر از عمر انسان‌هاست .

14- جن‌ها شامل سه نژاد عمده هستند :

الف- دیو: پست‌ترین نژاد، خاکستری رنگ، خشن، چشمانش فی‌مابین عمودی و افقی و هیکل دیو کمی درشت‌تر از انسان است.

ب- جن: نژاد متوسط، سرخ رنگ، چشمان عمودی، پاهای کوتاه و گرد (شبیه سم)و هیکل جن کمی ریزتر از انسان است .

ج- پری: نسبت به دو نژاد قبلی از نظر خلقت برتری دارد. سفید رنگ(مثل انسان‌های سفید پوست)، زیبا، چشمانش مثل چشم انسان افقی است .

دفع جن

تاکنون برای دفع جن راه‌ها و ادعیه? مختلفی پیشنهاد شده است.

مثلا بسم الله الرحمن رحیم، اثر بد جن‌های کافر را خنثی می‌کند.

 «جن‌ها همه جا هستند»، بهترین و مجبوبترین و معروف‌ترین حرز (دعایی که به گردن بیاویزند) برای دفع اذیت اجانین و شیاطین را «حرز ابی دجانه» دانسته است .  که هرکسی سوره‌های فلق و ناس (معوّذتین) را بسیار بخواند از وسواس و شر جن و انس محفوظ می‌ماند .

 کسی که سوره? جن را تلاوت نماید در زندگی دنیا هرگز آسیبی از جن و انس به او نرسد و مورد سحر آن‌ها واقع نشود .

پرسش و پاسخ

1. قرآن چه ویژگیهایی را برای جن ذکر می کند؟

جن موجودی است ناپیدا که مشخصات زیادی در قرآن برای او ذکر شده است: 

موجودی است که از شعله های آتش آقریده شده است. 

دارای علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است. 

دارای تکلیف و مسئولیت است. 

گروهی از آنها مومن صالح و گروهی کافرند. 

آنها دارای حشر و نشر و معادند. 

در میان آنها افرادی یافت می شوند که از قدرت زیادی برخوردارند. 

آنها قدرت بر انجام بعضی کارهای مورد نیاز انسان را دارند. 

خلقت آنها در روی زمین قبل از خلقت انسانها بوده است.

2. آیا زندگی در هوا و زمین برای جن ممکن است؟ 

:طایفه جن امتی هستند دارای عقل،فکر و قدرت تمیز که به ایشان از طرف خدا وعده و وعید نازل شده و آنها نیز پذیرفته اند. جنیان دارای اجسام لطیف،شفاف و هوائی هستند یعنی زندگی در هوا و زمین برای آنها امکان دارد زیرا عنصر آنها از آتش است.

3.آیا جن وجود دارد ؟
کسانی که منکر وجود جن و شیاطین اند برای اثبات مدعای خود و جوهری ذکر می نمایند که جواب انها داده شده .
اول می گویند درصورتی که جن و شیاطین وجود داشته باشند یا باید از اجسام کثیفه باشند(اجسام کثیفه دارای معانی گوناگون است یکی انکه به اجسامی که دارای جرم باشند کثیفه گویند و نیز به اشیاء غلیظه و سطبر هم کثیف می نامند و طبق معنی معمولی به هر چیزی که دارای الودگی باشد اطلاق نمی گردد) و یا از اجسام لطیفه ، اگر جسم کثیف باشد باید هر کسی که دارای حس سالم باشد انها را ببیند و حال انکه ما انها را هیچ نمی بینیم و اگر جسم لطیف باشند باید کارها و اعمال شاقه ای که به انها نسبت می دهند از انها سر نزده باشد زیرا بروز اعمال شاقه و کارهای سخت از اجسام لطیف بسیار بعید است.جواب این اشکال ان است که بگوئیم:به فرض اینکه از اجسام کثیفه و لطیفه نباشد دلیل نمی شود که انها جوهر مجرد هم نباشند و امکان دارد از جواهر مجرده باشند(جوهر بر دو قسم است مجرد و غیر مجرد ، اصولا جوهر به چیزی گویند که قائم به ذات خود باشد و این قائم به ذات اگر دارای ماده باشد به ان جوهر غیر مجرد نامند همانند دیوار در صورت جمادات و همانند انسان در حیوان ناطق و همانند درخت در صورت نباتات ولی این قائم به ذات اگر دارای ماده نباشد جوهر مجرد گویند همانند روح و نفس و عقل) و باز هم به فرض اینکه جسم کثیف باشد ممکن است انرا از راه حکمت و مصلحت از دیدگاه انسان دور نموده که کسی آن ها را نبیند،چنان که در قران می فرماید:(انه بریکم هو قبیله من حیث لا ترونهم).یعنی شیطان شما را می بیند و نیز بستگان او هم شما را می بیند ولی شما آن ها را نمی بینید و اگر جسم لطیف فرض کنیم امکان دارد که ترکیب آن ها همانند افلاک محکم باشد. 

4. آیا جن و شیطان می خوابند؟

تنها ذات اقدس احدیت است که نمی خوابد و همه مخلوقات حتی فرشتگان خواب دارند.

5. می گویند جن در بعضی از موجودات از جمله گربه وجود دارد آیا این گفته درست است ؟ 

در تعریف جن گفته اند : جن جسم و موجودی است آتشی و از موجودات عالم پایین که به شکل های مختلف جلوه می کند حتی به شکل سگ و خوک در می اید. 
بنابراین جن ها می توانند به صورت موجودات کوچک و بزرگ درایند حتی موش و گربه

6. جن ها بهشت و جهنم دارند؟

 در پاسخ به این سوال که شیطان و بدان از جن از آتش خلق شدند پس چگونه هیزم آتش بر آنها اثر می کند بر آمده است:درست است که از آتش خلق شدند ولی تغییر کیفیت داده و گوشت و خون می شوند و ابن عربی هم در این باره می گوید:عذاب شیاطین جنی و اکثرا به زمهریز یعنی سرمای شدید است و :آیا مومنین از جن به بهشت داخل می شوند؟فرمود:نه ولی برای خداوند باغهایی بین بهشت و جهنم است که ایشان و فساق شیعه در آنجا خواهند بود

7. آیا جن و شیطان در زمره میکروب ها هستند!؟

در پاره ای از روایات می خوانیم که امیر المومنین(ع) فرمود:از قسمت شکسته ظرف و دستگیره آن آب نخورید زیرا که شیطان روی دستگیره و قسمت شکسته ظرف می نشیند.این روایت و روایاتی دیگر سبب شده که عده ای جن و شیطان را نوعی میکروب بنامند اما این نظریه غلط و نادرست می باشد.و تصریح قرآن به جن به عنوان موجودی مختار و دارای که در ثواب و عقاب و داخل شدن در بهشت و جهنم با انسان مساوی هستندبه خوبی نشان می دهد که جن و شیطان هیچ ارتباط منطقی و عقلی با میکروب ندارند.در مورد حدیث بالا می توان گفت که چون در زمان آن حضرت هنوز علوم پیشرفتی نکرده بود و مردم با معنی و مفهوم میکروب آشنا نبودند حضرت برای اینکه متوجه وجود امراض در قسمت های شکسته و دستگیره ظرف شوند از لفظ شیطان استفاده کرده اند.

8. جنیان چه نوع غذایی می خورند؟

جن ها غذا می خورند و غذای آنان باقی مانده غذای انسان و نیز مغز استخوان است چنان که ابن بابویه نیز نقل کرده :گروهی از طایفه جن به خدمت پیامبر اکرم (ص)شرفیاب شدند و عرض کردند:یا رسول الله چیزی برای خوردن به ما عطا کن.حضرت استخوان و بازمانده غذا به آنها عطا کرد.

9. وادی الجن چه جایی است؟

سرزمینی است بین مکه و طائف که گروهی از جنیان به حضو ر رسو ل خدا (صلی الله علیه و آله ) رسیدند و به آن حضرت ایمان آوردند.

10. مسجد الجن کجاست؟ 

مسجد جن محل دیدار رسو ل اکرم با برخی از فرستاده های جنیان است. این مسجد از مساجد قدیمی و شناخته شده مکه معظمه است. خیابانی در سمت غربی آن به نام مسجد الجن وجود دارد. سمت شرقی آن خیابان مسجدالحرام قرار گرفته است. نام گذاری این مسجد به جن به نازل شدن سوره جن در این مکان مربوط می شود. ونامیده شدن آن به مسجد البیعه به دلیل بیعت جن ها با آن حضرت در آن محل بوده است.

11. لیله الجن چه شبی بوده است ؟

لیله الجن شبی بوده که جن ها به حضور رسول خدا (صلی الله علیه واله) شرفیاب گشتند و همراه با آن حضرت به نزد قوم خود رفته و تعالیم دینی را از و ی آمو ختند و نیز در این شب بود که کلام الهی را شنیدند. 

12. آیا می توان ابلیس را از سفیهان جن دانست؟

آیه چهارم سوره جن از زبان مومنان جن می گوید: ما اکنون اعتراف می کنیم که سفیهان ما سخن ناروا و دور از حق درباره خدا می گفتند. سفیه اشاره به ابلیس است که بعد از مخالفت فرمان خدا نسبت های ناروائی به ساحت مقدس او داد حتی در امر سجده بر آدم مخالفت ورزید و آن را دور از حکمت شمرد و خود را برتر از آدم پنداشت و از آنجا که ابلیس از جن بوده،مومنان جن به این وسیله از او ابراز تنفر می کنند

 

 

 2. جن ها همه جا هستند ج 1

سحر در اصل به معنی هر کا ری است که ماخذ و منشا آن پنهان است . سحر جلب شیا طین از راهها ی خاص و کمک گرفتن از آن هاست . به بیان دیگر سحرعبارت است از نوشتن یا خواندن اوراد مخصوص یا سوزاندن با آتش و دود کردن چیز های مخصوص ، نقش کردن صورت ، دمیدن یا گره زدن و یا چیز خاصی را در جاهایی دفن کردن به طوری که در قلب یا عقل شخص سحر شده اثر کند مثل حاضر کردن فرد یا ایجاد محبت یا دشمنی بین افراد. سحر حرام و از گناهان کبیره است.
تسخیر حلا له یا خیر؟ 


تسخیر جن امکان داره ولی کار خوبی نیست از نظرشرعی حرامه و جزء گناهان کبیره 

است . تو این زمینه ممکنه سوالاتی براتون پیش بیاد که چطوری ممکنه؟

دو راه داره یکی اینکه جن با اختیار خودش بیاد.ویکی دیگه این که به واسطه دعا وورد 

احضاربشه که هردو راه باعث صدمه دیدن فرد احضار کننده میشه ونتیجه ای جز 

تباهی براش نداره .اگه شما با دعا وتعویذ جنها رو حاضر کنین تضمینی در احضار 

نوع جن نیست . احضار و تسخیر جن از طریق چله نشینی موثره.

حالا چند راه برای دفع جن: برای دور کردن جن وشیطان باید به خدا توسل جست. جن

به محض شنیدن ذکر و ورد فرارمی کنه وقتی(بسم الله الرحمان الرحیم) گفته می شه جن 

وشیطان از آدم دور میشن بجزجن های مؤمن چون اونها با انسان دشمن نیستن.وهر

کس سوره های معوذتین (سوره های فلق وناس)روزیاد بخونه هم میتونه از

شر جن وشیطان راحت باشه. 

بعضی ها هم هستن که حتی ازخوندن دعا برای دور

کردن جن می ترسن اما باید بگم جن ها هیچ گونه ترسی ندارن مگه اینکه ازطرف

انسان بهانه ای بدستشون بیاد که دراین صورت برای آدم خطرناک میشن که اینم به 

وسیله همراه داشتن دعا های دفع جن برطرف میشه....می دونید که انسان ازلحاظ

آفرینش ازجن برتره زیرا او اشرف مخلوقات است لذا نیازی به تسخیرجن نداره

توصیه میشه به جای تسخیرجن به امرتزکیه نفس وخود سازی بپردازه.

 هاهمه جاهستند....................

 

وجودات ماوراء الطبیعه معمولا به نام مستعار جن شناخته می شوند زیرا از دیدگان انسان

مستورند. درحالی که اجانین گروهی ازموجودات جهان آفرینش هستند که ازآتش خلق 

گشته و یکی ازانواع بی شمار مخلوقات الهی می باشند . 

راغب اصفهانی درمفردات چنین می نویسد: جن بر دو وجه است یکی آن که جن موجودات 

روحانی هستند و از تمام حواس بشر مستور و پنهانند در این صورت جن مقابل انس 

است(که محسوس وشناخته شده می باشد)و همه فرشتگان و شیاطین را شامل

می شود. پس هرملکی و فرشته ای جن است و هرملکی جن نیست. :این نکته قابل توجه است که جن گاهی بریک مفهوم وسیع تراطلاق 

می گردد که انواع موجودات ناپیدا را شامل می گردد اعم از آن که دارای عقل و درک اند

و آنها که عقل ودرک ندارند.

جن در اصطلاح به موجودی که ناپیدا است گفته می شود و در لغت به معنای پنهان و پوشیده است.مانند جنین و نیز باغی که بوسیله شاخ و برگ درختان مستور شده باشد را جنت می گویند.

"جن" به معنای موجود پنهان آمده که دارای فهم و درک و شعور و دارای قدرت تشخیص حق و باطل است . جن هم مانند انسان دارای تکلیف شرعی می باشد و حشر و نشر معاد دارد .هدف از آفرینش جن هم مانند انسان عبادت کردن خداوند است.

جن قبل از انسان خلق شده و خداوند آن را از شعله های آتش آفرید و پس از خلقت انسان خداوند از ملائکه خواست که بر انسان سجده کنند و ابلیس که بزرگ طایفه جن بود از این کار اجتناب ورزید و از فرمان خداوند سر پیچی کرد. دلیل دیگر در اثبات برتری انسان بر جن این است که پس از آفرینش آدم تمام پیامبران الهی از انسان ها برگزیده شده اند.

اجنه مسخر دو گروه بوده اند : 

1- پیامبران الهی و بندگان شایسته خداوند. 2 -انسان های فرصت طلب و منحرف و یا سود جویی که با انجام اعمال خلاف عقل و شرع مثل آتش زدن کتب آسمانی و یا آلوده کردن و ملوث ساختن آن و سایر اعمال زشت و نادرست دیگر اجنه را تسخیر خود کرده و اخبار غیبی را از آنها گرفته و برای دیگران بیان می کنند و یا از جنیان سوء استفاده های دیگر می کنند که از این عمل در منابع اسلامی به کهانت و سحر تعبیر شده و از گناهان کبیره و کفر و شرک شمرده شده و به شدت از آن نهی شده است .  بحث سحر و کهانت)


1ـ جن ها در کجا و چه زمانی به فعالیت مشغول اند ؟

آن ها در زیر زمین ها خرابه ها و جاهای متروک و قدیمی در شب ها به فعالیت و تلاش می پردازند.


2ـ آیا جن ها دارای دین و مذهب هستند؟

این موجودات دو دسته اند مومن و صالح ، کافر و شرور و دارای مذاهب مختلف اند جز این که سنی ندارند زیرا کسانی از آن ها در واقعه غدیر خم حضور داشته اند و وا قعه را همانگونه اتفاق افتاده است تو صیف می کنند.

3ـ جن زدگی چیست و جن گیر چه شخصی است؟

جن زدگی یک بیماری روحی و روانی است که بر اثر مس شیاطین بوجود می آید که معمولا بر اثر آزارهای نا خواسته که در حق آنها توسط انسان بوجود می آید . جن زدگی را در قدیم ناشی از ورود یک روح شیطانی در کالبد یک انسان می دانستند و اشخاصی نیز بوده اند که اصطلاحا به آنها جن گیر می گفتند که این اشخاص با فنون خاص و حرفه خود مبادرت به خارج کردن آن روح شیطانی از بدن شخص جن زده می کردند
.

سحر وجادو وحرز


سحر وجا د و وحرز
بسم الله الرحمن الرحیم
  نشانه های جادو و راهکارهای قرآنی برای باطل کردن «سحر و طلسم» (ویژه مومنان)
 
متاسفانه رواج افراد ساحر و جادوگر و طلسم نویس در سطح جامعه باعث روی آوردن افراد بی دین و ضعیف ایمان به این افراد شده است. متاسفانه شاهد بروز نشانه های بدی از رواج سحر و جادو در بین جامعه ایرانی هستیم. بسیاری از مردم و علی الخصوص زنان به دلیل حسادت نسبت به افراد، نزدیکان، اقوام و ... به سحر و جادو روی می آورند و پیش جن گیر ها می روند و بر علیه فردی طلسم می نویسند تا فردی را بدبخت کنند، زندگی را به کامش تلخ کنند و خوشی را از وی بگیرند. مثلا خاله و دختر خاله می روند برای خاله و دختر خاله شان طلسم می کنند که دخترانشان ازدواج نکنند و برای آنها خواستگار نیاید. البته این پدیده فقط مختص به خویشاوند نیست و ممکن است در همسایگی شما کسی باشد که برای شما توطئه کرده باشد. یا در سطح بالا و کلان ممکن است سران فاسد و فراماسونر در یک کشور برای فاسد و تباه کردن جامعه، علاوه بر روش های رایج اجتماعی و فمینیستی، به جادوگران و طلسم نویسان پول دهند که برای مردم و جوانان طلسم و وکیل بگیرند که آنها همواره در زندگی شان به مشکل برخورند. شناخت طلسم و انواع آن برای ما بسیار مهم است. وقتی شما طلسم (سحر و جادو) و نشانه های آن را بشناسید به محض آنکه اولین نشانه آن در زندگی تان ظاهر شد به دنبال درمان و یافتن راه حل آن خواهید گشت. مثلا اگر کسی به شما غذای بدطعم و مسموم داد ممکن است در غذای تان موادی ریخته باشد که خاصیت طلسم دهندگی داشته باشند و به آن ورد خوانده شده باشد. یا اگر صبح یا شب دیدید که کسی بر درب ورود خانه تان آب پاشیده است یا خاک ریخته است بدانید که برایتان طلسم پیچیده و شیاطین را وکیل کرده که زندگی را برایتان سیاه کنند. یا اگر در صحبت اقوام خود شنیدید که گفتند که "من تو را «نفرین» کردم که در زندگی موفق نخواهی شد و می دانم که نفرینم می گیرد" (نفرین و پیش گویی را مد نظر داشته باشید)، بدانید که فرد مد نظر مطمئنا «طلسم خوبی» برای انتقام گیری از شما طراحی و ایجاد کرده است! مثلا یکی از دوستان ما تعریف می کرد که عروس خانواده شان با اینکه ظاهر موجه  از خانواده خوبی بود ولی پس از ازدواج فهمیدیم که ماهانه مبلغ گزافی برای رفتن به پیش جن گیر و جادو و جنبل خرج می کند. ماحصل آن کارها باعث شده بود که طلسم های متعددی برای خانواده شوهرش بکار گرفته و همواره پیش جن گیر می رفت و جن گیر نیز از غیب به او می گفت و او نیز پیش شوهرش می آمد و آن ها را به زبان دیگری بازگو می کرد. شوهرش نیز جرئت نداشت کاری خلاف نظر همسرش کند. آنچه محرز است این است که جن گیر با ارتباط گیری با شیاطین جن، آنچه در ذهن افراد دیگر می گذرد را به جن گیر می گویند و جن گیر نیز در قبال گرفتن مبلغی آنها را با زبان حرفه ای به مشتریانش بازگو می گوید. آنچه مهم است این است که هدف شیاطین، دامن زدن به اختلافات بین خانوادگی و بدبین کردن خانواده ها از یکدیگر است بگونه ای که صله رحم در جامعه ریشه کن شود. شیاطین با بیان حرف هایی که باعث حسادت و کینه می شود مشتریان خود را که اکثرا زن هستند را جذب خود می کنند و پس از آنکه آنها را مجذوب حرف های خود کردند آنها را وارد دامی می کنند که برایشان پهن کرده اند. دام هایی همچون طلسم نویسی برای در امان ماندن از شر طرف مقابل!! شری که اصلا وجود خارجی نداشته و صرفا با دادن اطلاعات ناقص و هدفمند به مخاطب سعی می شود وی مشغول دشمنی با خانواده طرف مقابل شود. برای شناخت این دسته از افراد شیطان صفت (که ظاهر موجهی نیز ممکن است داشته باشند. مثلا زن مد نظر چادری یا مانتویی رسمی باشد) هیچ وقت دست از کینه جویی بر نمی دارند و همیشه تا وقت مرگ بر سر کینه شان هستند. ویژگی دیگر این دسته از افراد این است که به آنچه جن گیر ها می گویند اعتماد و اعتقاد کامل دارند و ماهانه مبلغ کلانی برای این مسئله صرف می کنند. به عبارتی آنها به جن گیرها و شیاطین جن ایمان کامل دارند. این ویژگی هر چند در این دسته از افراد که علی الظاهر مسلمان  باشند باعث می شود مصداق تعریف قرآنی باشند که در آن، این دسته از افراد را شیطان پرست نامیده است. به قول معروف،‌ شیطان پرستی شاخ و دم ندارد. در میان افراد جامعه، افراد شیطان پرستی نیز حضور دارند که حتی ممکن است خود را به ظواهر  هم آراسته باشند. برای فهم بهتر، از سخن امام صادق علیه السلام کمک می‌گیریم. عبد الله بن سنان به امام صادق علیه السلام درباره شخصی این گونه گفت: فلانی وسواسی است و مدام مشغول وضو گرفتن و نماز خواندن است؛ اما در عین حال مردی عاقل است. امام صادق علیه السلام در جواب عبدالله سنان فرمودند: چگونه می‌گویی که او مردی عاقل است و حال آنکه او شیطان را اطاعت می‌کند! مسئله دیگری که لازم می دانم ذکر کنم این است که اگر فردی بر اثر سحر و طلسم به بیماری دچار شد هم باید به دنبال درمان بیماری اش باشد (از طرق صحیح پزشکی متناسب با علم روز) و هم به دنبال دفع طلسم. طلسم را نباید شوخی گرفت. خداوند متعال در قرآن کریم بارها به سحر و طلسم اشاره کرده است. همچنین راه حل های قرآنی متعددی برای درمان آن وجود دارد. لذا توجه داشته باشید که ممکن است طلسم باعث بیماری شود و این دو می توانند رابطه ای منطقی با هم داشته باشند. مثلا طلسم باعث می شود فکر و ذهن فردی مسخر شود و همین باعث می شود که گوشه نشین و افسرده شود و به همین دلیل مبتلا به اعتیاد و دیابت و ... شود. مسئله دیگری که لازم است بیان شود این است که ما به عنوان یک مسلمان مومن، حق مراجعه به جن گیر نداریم. ما حق و اجازه طلسم کردن افراد را نداریم و اگر کسی چنین کند مطمئنا در روز قیامت با ساحران و در صف شیطان پرستان محشور خواهد شد ان شاء الله. ولی ما موظف هستیم همواره در برابر چشم بد و سحر و طلسم مردم از خود محافظت کنیم. برای درمان و رفع طلسم، راه حل های قرآنی متعددی وجود دارد که ما را به طور کامل نسبت به راه حل های انحرافی و غیر اسلامی بی نیاز می کند. افرادی بسیاری بوده اند که به سبب مراجعه به افراد فاسق، نه تنها مشکلات شان حل نشده است بلکه بیشتر نیز شده است. لذا وقت و سرمایه تان را به پای افراد ناصالح تباه نکنید. به دامن قرآن پناه بیاورید و درمان خود را در محضر قرآن کریم و در پناه آیات خداوند پیدا کنید.  اگر طلسم شده اید و در زندگی به بن بست رسیده اید، اگر جوان هستید و به دنبال هر کاری می روید نمی توانید کار مناسبی برای خود دست و پا کنید، اگر همواره با همسر یا شوهرتان بحث تان می شود، اگر همییشه در خانواده تان مناقشه و دعوا هست، اگر مشکلات زندگی تان روز بروز بیشتر می شود، اتفاق پیش آمده را نه به عنوان یک بحران، بلکه به عنوان اتفاقی که باعث شده به قرآن و خدا پناه ببرید تلقی کنید. درمان قرآنی برای این مشکل را اجرا کنید و پس از آنکه مشکلات تان حل شد، زندگی را وقف قرآن و خدا کنید. - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - عاقبت دردناک ساحران و جادوگران    حرمت جادو در این پیام قصد داریم موضوع جادوگری را که از زمان‌های بسیار قدیم رواج داشته پیگیری نماییم و ببینیم قرآنی ‌که همه چیز در آن آمده (سوره کهف آیه 54)  در این رابطه چه می‌فرماید. در آیه 102 سوره بقره پرده از این کار زشت برداشته به نحوی که جادوگری را کار شیطان و دوستان شیطان و کار کسانی می‌داند که پیرو شیطان هستند و جادوگر را کافر می‌داند. اصل عمل سِحر و جادو از درس‌های شیطان است که مطرود درگاه خداست* و خدا بر او لعنت کرده * و او مهلتی را تا وقت معلوم از خدا خواسته و قسم یاد کرده که؛ به عزت و جلال خداوند همه انسان‌ها را گمراه می‌کنم مگر بندگان خالص خدا را (سوره ص آیات 77 تا 83) گویی شیطان سگِ دَرِ خانه خداست و با هر کسی که اهل آن خانه نباشد کار دارد.   یهودی‌ها از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‌خواندند پیروی کردند ولی سلیمان هرگز پیروی نکرد و کافر نشد و دست به سحر و جادو نیالود. این نشان می‌دهد که سلیمان اهل خانه خداست که شیطان (سگ) عوعو نمی‌کند و کاری به او ندارد و نمی‌تواند کاری به او داشته باشد ولی یهود عصر سلیمان بیگانه درگاه خدا بودند و شیطان در آنها نفوذ کرد و آنها را گمراه نمود. کسی که وارد مقوله سِحر و جادو می‌شود از هم اکنون خود را برای آتشی که دامنه‌اش فراگیر است آماده کند چرا که مَتاع ناچیزی مثل از هم پاشیدن زندگی یک زن و مرد را در دنیا بدست می آورد و بهشت همیشگی را از دست می دهد و عذاب آتش درد آور را به جان می‌خرد. آری! شیاطین مُلک سلیمان به مردم سِحر و جادو یاد دادند (سوره بقره آیه 102) و خداوند که لطف و کرم و هدایتش بی‌نهایت است برای هدایت مردم دو فرشته را بنام‌های هاروت و ماروت بصورت دو نفر بر مردم فرستاد تا طریقه خنثی‌کردن سحر و جادو را به مردم یاد دهند. از آنجا که سحر و جادو مثل بمب است برای خنثی‌کردن آن لازم است خنثی‌کننده از ریزه‌کاری‌های بمب و نحوه ‌ساخته‌شدن آن خبر داشته باشد آن دو فرشته نیز آمدند و به مردم گفتند که اینگونه و به این روش‌ها سحر و جادو انجام می‌شود و اینگونه هم خنثی می‌شود؛ اما با توجه به اینکه ما انسان‌ها از همان لحظه‌ای که پدربزرگمان آدم (علیه السلام) و حوا (سلام الله علیها) پا در عرصه وجود گذاشتند کراراً امتحان می شویم مردم عصر سلیمان هم از این قانون مستثنی نبودند و امتحان شدند بنحوی که آن دو فرشته ابتدا به مردم می‌گفتند ما وسیله آزمایش شما هستیم پس کافر نشوید (یعنی قسمت سحر و جادو کردن را بکار نبندید) اما یهود عصر سلیمان از آن دو فرشته مطالبی آموختند که بتوانند با آن میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند. جالب است که در همین آیه می‌فرماید: آنها نمی‌توانستند به کسی ضرر بزنند مگر به اِذن خدا! آنها چیزی را یاد می‌گرفتند که برایشان زیان داشت و نفعی به آنها نمی‌رسانید و مسلماً می‌دانستند هر کس خریدار اینگونه کارها باشد آخرتش را از دست می‌دهد پس اگر اهل فهم می‌بودند می‌فهمیدند که چه بد معامله‌ای با نفس خود می‌کنند. جهنم شیطان عذاب زنجیر فریاد   کسی که وارد مقوله سِحر و جادو می‌شود از هم اکنون خود را برای آتشی که دامنه‌اش فراگیر است آماده کند چرا که مَتاع ناچیزی مثل از هم پاشیدن زندگی یک زن و مرد را در دنیا بدست می آورد و  بهشت همیشگی را از دست می دهد  و عذاب آتش درد آور را به جان می‌خرد. مسلماً اگر انسان بداند این بد معامله‌ای است که با جان خود می‌کند حقیقتا ما انسان‌ها در گِرو کردار خودمان هستیم (سوره مدثر آیه 38 ) حتی باید پاسخگوی آثار اعمال زشت خود هم باشیم مثلا اگر کسی با سحر و جادو زندگی زیبای یک زوج جوان را به هم بریزد و آنها از هم جدا شوند و هر کدام راه فساد را بروند و یا فرزندان طلاق آنها بخاطر عدم تربیت صحیح مُفسدِ فی‌الارض شوند شخص جادوگر باید بار گناه همه آنها را به دوش بکشد بدون اینکه از بار گناه آنها کاسته شود.  شیاطین مُلک سلیمان به مردم سِحر و جادو یاد دادند  و خداوند که لطف و کرم و هدایتش بی‌نهایت است برای هدایت مردم دو فرشته را بنام‌های هاروت و ماروت بصورت دو نفر بر مردم فرستاد تا طریقه خنثی‌کردن سحر و جادو را به مردم یاد دهند عاقبت ساحر   تجربه تاریخ حیات انسان این حقیقت را به اثبات رسانیده و آیات قرآن و روایات هم آن را تأیید مى‏کند که هیچ خلاف‏کارى و عصیان‏گرى، و ستم پیشه‏اى که یکى از مصادیق آنها ساحر و جادوگر است عاقبت به خیر نشده، و زندگى بى‏ دغدغه‏ اى نداشته و نهایتاً دچار خسارت‏ هاى دنیائى و آخرتى شده و گوى سعادت را از دست داده و به ویژه خود را در آخرت از هر گونه بهره و نصیب الهى و بهشتى محروم نموده است، و با این عمل زشت و کار ناپسندش خود را به عذاب ابد و دوزخ همیشگى فروخته است، چنان که قرآن مى‏فرماید: «ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ»  ؛ (براى ساحر و جادوگر) در آخرت هیچ نصیبى نیست، و یقیناً بد چیزى است آنچه خود را به آن فروختند اگر آگاهى و معرفت مى‏ داشتند. بالاخره اینکه از نظر فقهی تعلیم و تعلم سحر - به جز برای بی اثر کردن سحر ساحران - حرام است. آیت الله فاضل : اصل سحر و جادو و مراجعه به ساحر و جادوگر برای این امور حرام است و درآمدی هم که از این طریق کسب شود حرام است ولی مراجعه برای بطلان و بی اثر کردن سحر اشکال ندارد. باز بودن راه توبه بر ساحر   سحر و جادوگرى از گناهانى نیست که توبه نداشته باشد و راه جبران به رویش باز نباشد، و حضرت حق هم به مقتضاى کرم و لطف و احسان و رحمتش توبه ساحر را مى‏پذیرد و او را مورد عفو و مغفرت قرار مى‏دهد. خداوندا! ای کسی که برگ درختان بدون اذن تو از درخت جدا نمی‌شود ما را از شَرِّ شیطان و پیروان شیطان و هر کاری که آخرت ما را تهدید می‌کند حفظ بفرما فراوری نکته ای در باب سحر و جادو      یکی از مسائلی که از زمان‌های دور و در هر قوم و قبیله‌ای مطرح بوده است بحث سحر و جادو  است و حتی در عصر مدرنیته هم هنوز به قوت خود باقی است و حتی خرافات بی اساس و خلاف عقل در این حوزه نیز برای بسیاری قابل باور است و عده‌ای هم آن‌ها را برای خود حجت قرار می‌دهند . ممکن است برای ما این سؤال را پیش آورد که آیا این‌ها واقعیت دارند یا نه ؟ جادو در پاسخ باید به نکات زیر توجه داشت: الف- سحر و جادو و طلسم و بستن بخت از اموری است که واقعیت دارد البته انجام دادن آن حرام است. وجود چنین نیروها به مقتضای نظام دنیا می‌باشد که تزاحم میان زشتی‌ها و پلیدی‌ها وجود دارد و همچنان که انسان‌های شیطان صفت و زشت کار وجود دارد جن‌های پلید و آزاردهنده نیز وجود دارد.  ب- آنچه که از آیات قرآن بر می‌آید این است که سحر در شهرهای کهن همانند کلدان و مصر در زمان حضرت موسی و فرعون و پیش از آن در زمان حضرت نوح52) ج- سحر و جادو و طلسم از نظر قرآن کریم و احادیث واقعیت دارد. به این امر در آیه 102 سوره بقره و 4 سوره فلق اشاره شده است. از این آیات و برخی روایات استفاده می‌شود که برخی از سحرها واقعا اثر گذارند. همچنان که آیه 102 سوره بقره می‌فرماید: «مردم سحرهایی را فرا می‌گرفتند که میان مرد و همسرش جدایی می‌افکند.»  در حقیقت مؤثر واقعی، در تمام نظام جهان یکی است و نظام جهان که به صورت اسباب و مسببات جلوه گری دارند، همگی از او استمداد گرفته و به او منتهی می‌شوند  «... در این میان افعال خارق العاده دیگری است که مستند به هیچ کدام از سبب از اسباب طبیعی و عادی نیست، مانند خبر دادن از پنهانی‌ها و مانند ایجاد محبت یا دشمنی و گشودن گره‌ها و گره زدن‌ها و خواب کردن و احضار و حرکت دادن اشیاء با اراده و از این قبیل کارهایی که مرتاض‌ها انجام می‌دهند که به هیچ وجه قابل انکار نیست، یا خودمان بعضی از آن‌ها را دیده‌ایم و یا به رایمان آن قدر نقل کرده‌اند که دیگر قابل انکار نیست». د- تأثیر تکوینی سحر به اذن خداوند: یکی از اصول اساسی توحید، این است که همه قدرت‌ها در این جهان از قدرت پروردگار سرچشمه می‌گیرد، حتی سوزندگی آتش و برندگی شمشیر بی اذن فرمان او نمی‌باشد. منتها مفهوم این بیان مجبور بودن افراد در کار خود نیست. خداوند متعال با قدرت خویش، چنین اراده و نیرویی را در افراد به ودیعت نهاده است. انسان‌ها با بهره گیری از این اراده و تقویت آن می‌توانند به کارهای شگفت انگیزی دست زنند. برخی مانند اولیای خداوند از آن نیرو و در مسیر مناسب، استفاده می‌کنند و عده‌ای دیگر، با سوء استفاده از آن به کارهای ناشایست اقدام می‌کنند؛ پس، در واقع اصل وجود این نیرو در نهاد آدمی از آن خداوند و به فرمان او است. توضیح این که: جهان آفرینش، جهان اسباب و مسببات است. البته برخی سبب‌ها مادی است و برخی غیر مادی است. اراده حکیمانه خداوند بر این تعلق گرفته است که هر پدیده و حادثه‌ای از علت ویژه خود صادر گردد و درعین حال، نظام علت و معلول‌ها همگی به خدا منتهی شده و از او قدرت و نیرو می‌گیرند. او است که سبب را می‌آفریند و به آن قدرت و نیرو می‌بخشد و آن را برای ایجاد معلول ویژه خود آماده می‌سازد. در حقیقت مؤثر واقعی، در تمام نظام جهان یکی است و نظام جهان که به صورت اسباب و مسببات جلوه گری دارند، همگی از او استمداد گرفته و به او منتهی می‌شوند ،. در تأثیر سحر و جادو نیز وضع چنین است. خداوند متعال با قدرت خویش، چنین اراده و نیرویی را در افراد به ودیعت نهاده است. انسان‌ها با بهره گیری از این اراده و تقویت آن می‌توانند به کارهای شگفت انگیزی دست زنند. برخی مانند اولیای خداوند از آن نیرو و در مسیر مناسب، استفاده می‌کنند و عده‌ای دیگر، با سوء استفاده از آن به کارهای ناشایست اقدام می‌کنند؛ پس، در واقع اصل وجود این نیرو در نهاد آدمی از آن خداوند و به فرمان او است، منتها چگونگی بهره گیری از آن به عهده خود انسان نهاده شده است و او در چگونگی بهره گیری از آن مسؤول است. ه- گرچه سحر و جادو واقعیت دارد ولی غالب آنچه امروزه در میان مردم در این به اره شایع است بی‌اساس می‌باشد و اکثر کسانی که به این امور می‌پردازند کلاه بردارانی هستند که از این طریق قصد اخاذی و پر کردن جیب خود را دارند. ولی اگر بر فرض موردی پیدا شد که سحری در کار بود راه‌هایی برای بطلان آن وجود دارد:    1- استعاذه به خداوند و خواندن سوره‌های فلق و ناس.   2- خواندن و نوشتن آیات 75 تا 82 سوره یونس.    3- آیه 102 سوره بقره «واتبعوا ما تتلوا الشیاطین...» تا آخر آیه با آب زعفران روی طشت مسی نوشته شود و در هنگام نوشتن، کندر را بخور دهند. بعد طشت را پر از آب باران و یا آب چشمه می‌کنند بعد مسحور با استفاده از آن آب غسل می‌کند و از آن آب می‌نوشد. بقیه آب را در پارچ شیشه‌ای بریزد و برای غسل استفاده کند. بهترین روز هم روز چهارشنبه است.   4- آیه 100 سوره نسا «و من یهاجر فی سبیل الله...» تا آخر آیه با جوهر زعفران با کره گاو روی کف دست نوشته شود.   5- دعا وتضرع به درگاه خداوند.   6- درخواست دعا از اولیای واقعی خداوند.  7- صدقه دادن.    - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - آیات قرآن کریم و دعای باطل کردن سحر و طلسم – ابطال سحر     دعای باطل کردن سحر و طلسم – ابطال سحر:    سبحان من لبس العز وتردى به ، سبحان من تعطف بالمجد وتکرم به ، سبحان من لا ینبغى التسبیح الا له ، جل جلاله ، سبحان من احصى کل شىء بعلمه ، وخلقه بقدرته ، سبحان ذى المن والنعم. آیات قرآن برای باطل کردن سحر: وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقاً وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَاراً (سوره مبارکه اسرا آیه 82) وَأَوْحَیْنَا إِلَى‏ مُوسَى‏ أَنْ أَلْقِ عَصَاکَ فَإِذَا هِیَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِکُونَ فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَاکَانُوا یَعْمَلُونَ  فَغُلِبُوا هُنَالِکَ وَانْقَلَبُوا صَاغِرِینَ  وَأُلْقِیَ الْسَّحَرَةُ سَاجِدِینَ لا قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِینَ  رَبِّ مُوسَى‏ وَهَارُونَ (سوره مبارکه اعراف آیه 122) قَالُوا یَامُوسَى‏ إِمَّا أَن تُلْقِیَ وَإِمَّا أَن نَّکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى‏  قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعَى‏  فَأَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ خِیفَةً مُّوسَى‏  قُلْنَا لاَ تَخَفْ إِنَّکَ أَنتَ الْأَعْلَى‏  وَأَلْقِ مَا فِی یَمِینِکَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا کَیْدُ سَاحِرٍ وَلاَ یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَى‏  فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى‏ (سوره مبارکه طه آیه70) قَالَ لَهُم مُّوسَى‏ أَلْقُوا مَا أَنتُم مُلْقُونَ(سوره مبارکه یونس آیه80) فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِیَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ  فَأَلْقَى‏ مُوسَى‏ عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِکُونَ فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سَاجِدِینَ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِینَ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ (سوره مبارکه شعراء آیه 48)‏ وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِی بِکُلِّ سَاحِرٍ عَلِیمٍ فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى‏ أَلْقُوا مَا أَنتُم مُلْقُونَ فَلَمَّا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَى‏ مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَیُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لاَ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ(سوره مبارکه یونس آیه 81 و 82) آیات کریمه فوق، خاصیت باطل السحر و الطلسم و از بین بردن بستگی در کارها را دارد. همچنین به بخت گشائی مردان کمک شایانی مینماید. جهت بخت گشائی مردان این آیات کریمه را با گلاب و زعفران نوشته و در آب نموده و بنوشند و اگر کسی این آیات کریمه راپیوسته به همراه داشته باشد از سحر و طلسم  در امان خواهد بود. طلسم چیست و باطل کردن طلسم و سحر چگونه است بیش از 300 خطوط طلسمی وجود دارد. از فلقطیر بابلی گرفته تا سریانی و عبری و داوودی و ماقبل عبری. در واقع طلسم، استفاده از حروف و نقوش و خطوط و دستورات مختلفه ای است که حالت رمزی دارد و استاد عامل (طلسم کننده) توسط آنها (خطوط و نقوش و حروف) بین خود و موجودات غیر ارگانیک (موکلین) رمزی را ایجاد میکند و این نوشته مرموز که متشکل از حروف و اعداد عجیب و غریب و نامفهوم (برای کسی که آشنا به خطوط طلسمی نیست) را بر روی کاغذ یا پوست یا از این قبیل مینویسد یا بصورت جداول خاصی ترسیم میکند. در انجام طلسم از عنصر بسیار مهم شبیه سازی همیشه استفاده میشود.  فردی که دچار طلسم و سحر میشود نشانه های عمومی دارد(بسته به سحر متفاوت است از صدمات روحی و روانی گرفته تا صدمات جسمی و ….) برخی از نشانه های عمومی سحر شامل موارد زیر است: نشانه اول سحر و طلسم که در روابط اجتماعی میتواند اتفاق بیفتد، ایجاد جدائی و طلاق و کم میلی به طرف مقابل و سرد شدن ناشی از دل سیاهی است. نشانه دیگر ایجاد مشکل و اختلال در رابطه ….. با طرف مقابل است که از آن به ناتوانی تعبیر میشود. مشکلات روانی مثل عصبانیت شدید و بدون دلیل و گرفتگی و انزوا و افسردگی شدید یک نشانه مهم دیگر است. نشانه مهم دیگر، مشکلات و بیماریهای جسمی است. گرفتگی زبان و حتی لال شدن و یا فلج شدن یکباره و ناگهانی برخی از اعضای بدن مثل کمر و یا دست و پا (موقت باشد یا دائم). نشانه دیگر اینکه همیشه احساس میکنید که کسی با شما همراهست و در بعضی شرایط شما را زیر نظر دارد. همچنین در اوقات خوابیدن دچار اضطراب و دلشوره میشوید. ممکن است در موقع خوابیدن احساس سنگینی در قفسه سینه داشته باشید. برای باطل کردن طلسم البته ادعیه و احراز و تعویذات مجربه موثر است و میتواند امواج و نیروهای منفی ناشی از طلسم را کاهش دهد و به حداقل برساند ولی طلسم را باطل نمیکند. باطل کردن طلسم باید با مشورت کسانی و یا اساتیدی که موکل یا موکلانی دارند (در برخی از موارد حاد مربوط به درمان ، بشرط داشتن خاتم طاعت از موکل مربوطه) صورت گیرد و بوسیله آنها اقدام به ابطال و استخراج یا خنثی سازی طلسم شود. پس فردی که موکل ندارد نمیتواند طلسم دفن شده را در زیر زمین استخراج یا ابطال کند مگر در شرایط خاص.  برای دفع و کاهش اثرات طلسم و سحر باید ادعیه و احراز و تعویذات مخصوص آن بطور منظم و مثلا بصورت هفتگی تکرار شود.  جهت حفظ و بُطلان سحر بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اى کنوش (کنویش‏) اى کنوش اره شش عطیطسفیخ یا مظظرون قرتالیون ما و ماسوماس ما طیطسالوس خیطوس مسفقلس مساصعوس الطیعوس لطیفوس اقرطیعوش لطفیکس هذا هذا وَ ما کُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِیِّ إِذْ قَضَیْنا إِلى‏ مُوسَى الْأَمْرَ وَ ما کُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِینَ اخْرُجْ بِقُدْرَةِ اللَّهِ مِنْهَا أَیُّهَا اللَّعِینُ بِقُوَّةِ (بِعِزَّةِ) رَبِّ الْعَالَمِینَ اخْرُجْ مِنْهَا وَ إِلَّا کُنْتَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ اخْرُجْ مِنْها فَما یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیها فَاخْرُجْ‏ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً مَلْعُوناً کَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ وَ کانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا اخْرُجْ یَا ذَا الْمَخْزُونِ اخْرُجْ یَا سورا یَا سوراسور بِالاسْمِ الْمَخْزُونِ یا ططرون طرعون مراعون تَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ باهیا شراهیا حَیّاً قَیُّوماً بِالاسْمِ الْمَکْتُوبِ عَلَى جَبْهَةِ إِسْرَافِیلَ اطْرُدُوا عَنْ صَاحِبِ هَذَا الْکِتَابِ کُلَّ جِنِّیٍّ وَ جِنِّیَّةٍ وَ شَیْطَانٍ وَ شَیْطَانَةٍ وَ تَابِعٍ وَ تَابِعَةٍ وَ سَاحِرٍ وَ سَاحِرَةٍ وَ غُولٍ وَ غُولَةٍ وَ کُلِّ مُتَعَبِّثٍ وَ عَابِثٍ یَعْبَثُ بِابْنِ آدَمَ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ‏. قاعده: با گلاب و زعفران و برکاغذ بی خط با رعایت شرایط عمومی نوشتن تعویذ بنویسید و به همراه داشته باشید.  (جهت ایمنی و حفظ از شر جن و انس)    جهت ایمنی و حفظ از شر جن و انس و طلسم و چشم زخم باید این دعا را نوشت و بر بازو بست‏ : أُعِیذُ نَفْسِی بِرَبِّیَ الْأَکْبَرِ مِمَّا یَخْفَى وَ یَظْهَرُ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ أُنْثَى وَ ذَکَرٍ وَ مِنْ شَرِّ مَا رَأَتِ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِکَةِ وَ الرُّوحِ أَدْعُوکُمْ أَیُّهَا الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ إِلَى اللَّطِیفِ الْخَبِیرِ وَ أَدْعُوکُمْ أَیُّهَا الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ إِلَى الَّذِی خَتَمْتُهُ بِخَاتَمِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ خَاتَمِ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ وَ إِسْرَافِیلَ‏ وَ بِخَاتَمِ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ وَ خَاتَمِ مُحَمَّدٍ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ وَ النَّبِیِّینَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ اخْسَؤُا فِیها وَ لا تُکَلِّمُونِ اخْسَئُوا عَنْ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ کُلَّمَا یَغْدُو وَ یَرُوحُ مِنْ ذِی حَیَّةٍ أَوْ عَقْرَبٍ أَوْ سَاحِرٍ أَوْ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ وَ سُلْطَانٍ عَنِیدٍ أَخَذْتُ عَنْهُ مَا یُرَى وَ مَا لَا یُرَى وَ مَا رَأَتْ عَیْنُ نَائِمٍ أَوْ یَقْظَانَ تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ الرَّسُولِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُون یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ یَا دَیَّانُ یَا دَیَّانُ یَا اهیا شراهیا آذونا اصباوث ال شداى أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ الطَّاهِرَةِ الْمُطَهَّرَةِ أَنْ تَدْفَعَ عَنْ صَاحِبِ هَذَا الْکِتَابِ جَمِیعَ الْبَلَایَا وَ تَقْضِیَ حَوَائِجَهُ إِنَّکَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ وَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ اللَّهُمَّ کهکهیج بعسط مهحما مسلع و روره مهفتام وَ بِعَوْنِکَ إِلَّا مَا أَخَذْتَ لِسَانَ جَمِیعِ بَنِی آدَمَ وَ بَنَاتِ حَوَّاءَ عَلَى فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ إِلَّا بِالْخَیْرِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ‏. سحر و طلسم چیست – دعای ابطال طلسم    روش و نحوه باطل کردن طلسم , باطل کردن طلسم , باطل شدن طلسم,باز کردن فرد بسته شده,دعای باطل کردن طلسم در تعریف سحر و طلسم و انجام آن باید گفت: سحر عبارت است نوعی تاثیر نفسانی  که البته علمی است مانند سایر علوم و قواعد و مقررات و احکام خاصی بر آن مترتب است و قریب به شصت جا در قرآن کریم به آن اشاره شده است. بطور خیلی مختصر و موجز باید گفت که سحر و طلسم عبارت است از اتفاق و توافق میان انسان فاجر و شیطان یا شیاطین کافر بر تحریک و برانگیختن انسان به ارتکاب گناهان آشکار و پنهان. (نعوذ بالله من شر الشیطان الرجیم). این اتفاق (انجام سحر و طلسم) یا از طریق عبادت و ریاضت تسخیری کواکب (تسخیر کواکب سبعه مثل تسخیر شمس و مریخ و مشتری و زحل و از این قبیل با رعایت بخورات و زمان و مکان خاص است) یا اینکه از طریق خواندن اوراد و اذکاری مخصوصه وغیر معمول یا عزائم و طلسماتی خاص که دارای فحوای شرکیه و کفریه به زبانهای غیر مانوس مثل سریانی و عبری و از این قبیل هستند و به همراه انجام بخورات مخصوصه میباشد و به نحوی انجام میشود که شیاطین (موکلین کافر) دعوت و عزیمت آن فرد معزم را اجابت میکنند و امور غیر معمول را بدین واسطه انجام میدهند ( که این امر معروف به سحر و جادوست.)   برای دور کردن تاثیرات سحر و طلسم و دفع شیاطین، ادعیه فراوانی وجود دارد. به عنوان مثال دعای عظیم الشان ذیل بسیار نافع و مجرب است: بسم الله الرحمن الرحیم (( نودی باسم یا محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم من خاف فی الأرض جانا أو شیطانا فلیقل حین یدخله الروع یا اللّه الإله الأکبر القاهر، بقدرته جمیع عباده و المطاع لعظمته عند کل خلیقته و الممضی مشیئته لسابق قدره أنت تکلأ ما خلقت باللیل و النهار و لا یمنع من أردت به سؤلی بشیء دونک من ذلک السوء و لا یحول أحد دونک بین أحد و ما ترید به من الخیر کل ما یرى و ما لا یرى فی قبضتک و جعلت قبائل الجن و الشیاطین یرونا و لا نراهم و إنا لکیدهم خائف فأمنی من شرهم و باسهم بحق سلطانک العزیز یا عزیز )). توجه: همیشه معوذتین (سوره های مبارکه فلق و ناس) را بخوانید. قرائت یا نوشتن حرز شریفه مذکور با گلاب و زعفران بر روی کاغذ بدون خط و نگهداشتن نافع است.   
به نظر شما چرا خدا از بین شرور که به صورت کلی بیان می کند، در سوره فلق فقط این سه تا شر را انتخاب کرده است؟ تاریکی، سحر و حسود؟ مگه اینها چه خصوصیت مشترکی دارند؟ سوره فلق «قل اعوذ برب الفلق» بگو پناه می برم به پروردگار سپیده دم (اعوذ یعنی پناه بردن از شئی هراسناک به موجودی نیرومند برای دفع شر) «من شر ما خلق» از شر آنچه که آفریده است «و من شر غاسق اذا وقب» از شر تاریکی آنگاه که فراگیر شود. «و من شر نفاثات فی العقد» و از شر زنان جادوگر که به هنگام افسون کردن مردمان در گره های جادو سخت می دمند . «و من شر حاسد اذا حسد» و از شر هر حسود آنگاه که حسد می ورزد. مگر خداوند شر آفریده است؟ حضرت معشوق می فرماید: «من شر ما خلق» مگر خداوند شر آفریده است؟ الله  در این سوره می فرماید: آنچه من آفریده ام که البته خلق آنها و دارای وجود شدن آنها خیر است اما بعضی از اوقات این خیرات آفریده شده با اختیار خود شر ایجاد می کنند و خدا طبق سنت خود که بنا دارد به انسان ها اختیار بدهد تا خود انتخاب کنند جلوی شر آنها را نمی گیرد اما به ما راهکار ارائه می دهد که چگونه با این شرور می توانیم مقابله کنیم و این راهکار همان پناه بردن به خالق آنهاست که مسلما کسی که می تواند شر آنها را از بین ببرد خالق آنهاست که به همه ابعاد وجودی شما و آنها آگاه است.    الله  اسباب فراوانی برای امان بخشیدن به انسان ها از شر آفریده ها تدارک دیده، به عنوان مثال، خانه ای که در آن زندگی می کنیم وسایلی که توسط آن خطرات را پیش بینی می کنیم. در زمان حاضر و هر چه پیش می رویم این وسایل را بیشتر پیش بینی می کنیم (ترمز ای بی اس، انرژی اتمی، دارو های رفع بیماری و...) گاهی وجود همین اسباب و وسائل، مانند حجابی بر یک واقعیت ما را از ناتوانی خود در محافظت از خویشتن غافل می سازد، که بشر در این شرایط به حدی می رسد که مانند فیلسوف آلمانی " نیچه " به طور رسمی اعلام می دارد: خدا مرده است. این سوره به ما می فرماید که هر مقدار پیشرفت داشته باشیم ، باز هم برای دفع کوچکترین این شرور به توسل به خدا نیازمندیم. : «به جهت دفع ضرر سحر و بطلان آن دستت را مقابل صورت قرار بده و بخوان : بِسمِ الله الْعَظیم رَبّ الْعرشِ الْعظیم إلاّ ذَهبت و انْقرضت» 3 شر از میان همه ی شرها به نظر شما چرا خدا از بین شرور که به صورت کلی بیان می کند ،فقط این سه تا شر را انتخاب می کند؟ تاریکی، سحر و حسود؟ مگه اینها چه خصوصیت مشترکی دارند؟ شاید پاسخ این باشد که هر سه این شرور از دید ما مخفی هستند و در حالت غفلت، به سراغ ما می آیند. تو تاریکی که از خطرهای احتمالی غافلیم، چه راهی برای حفظ خویش داریم؟ اگر حیوان درنده ای یا انسان شروری بخواهد به ما آسیبی برساند، بی آنکه ما از وجود آن آگاه باشیم. اگر ساحران با ورد و جادو و دمیدن در گره ها بخواهند ، ما را دچار مشکل سازند بی آنکه ما از اصل سحر و راه ابطال آن خبری داشته باشیم؛ اگر برادر یا دوستانمان نسبت به ما حسادت بورزند و بخواهند ضرری به ما برسانند، بی آنکه از نیت سوء او آگاه باشیم؛ در برابر این شرور نهان چه کاری از دست ما بر می آید و چه راهی برای نجات خویشتن از شر آنان سراغ داریم؟ اینجا فرصت مناسبی است تا ناتوانی خویش را با همه وجود در یابیم و به دنبال پناهگاه حقیقی باشیم.    آیا الله  در قرآن سحر را تأیید می کند؟ الله  در سوره بقره آیه 102 هم این مسأله را مطرح می کند که به وسیله سحر بین دو همسر جدایی می اندازند. سحر، جادو، طلسم و بستن بخت از امورى است که واقعیت دارد و از نظر فقهی تعلیم و تعلم آنها - به جز برای بی اثر کردنشان- حرام است. وجود چنین نیروهائی به مقتضای نظام دنیا می باشد که تزاحم میان زشتی ها و پلیدی ها وجود دارد و همچنان که انسان های شیطان صفت و زشتکار وجود دارد ، جن های پلید و آزار دهنده نیز وجود دارد.  البته نمى‏توان مطمئن بود که هر نوع مشکلی ریشه در همین مسئله دارد و باید توجه داشت که غالب آنچه امروزه در میان مردم در این‏باره شایع است، بى اساس است و بیشتر به افکار روانى، تخیلات، سوءظن‏ها، توهمات و مشکلات واقعى موجود در رفتار و اعمال آنها مربوط است. جادو لازم به ذکر است که الله  متعال با قدرت خویش، چنین اراده و نیرویی را در افراد به ودیعت نهاده است که با بهره گیری از این اراده و تقویت آن می توانند به کارهای شگفت انگیزی دست زنند. برخی مانند اولیای خداوند از آن نیرو و در مسیر مناسب، استفاده می کنند و عده ای دیگر، با سوء استفاده از آن به کارهای ناشایست اقدام می کنند. پس در واقع اصل وجود این نیرو در نهاد آدمی از آن  و به فرمان او است، منتها چگونگی بهره گیری از آن به عهده خود انسان نهاده شده است و او در چگونگی بهره گیری از آن مسئول است. الله برای رسیدن به هر مقصدی راهکار و اسباب و عللی قرار داده است ، برای بطلان سحر نیز راهی مشخص کرده است. با استفاده از راهکارهای زیر انشاءالله می توانید سحر و طلسم را باطل کنید: 1 ـ پناه بردن به خداوند (گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) و زیاد خواندن سوره‌های فلق و ناس؛ 2- خواندن آیه 51 و 52 سوره قلم (یعنی از: «و إن یکادالّذین ... تا آخر سوره») و هم چنین خواندن «آیة الکرسی».  جهت باطل کردن سحر این جملات را بنویسید و همراه خود داشته باشید: «بِسمِ الله وَ بِالله، بِسمِ الله وَ ما شاءَالله، بِسم الله لاحَولَ ولاقُوّه الا بالله، قالَ موسی ما جِئتُم بِه السِّحرُ اِنَّ اللهَ سَیُبطِلُهُ اِنَّ اللهَ لا یُصلِحُ عَملَ المُفسِدینَ، فَوَقَعَ الحَقُّ و بَطَلَ ما کانُوا یَعمَلونَ فَغُلِبوا هُنالِکَ وَانقَلَبُوا صاغِرینَ» (1) 4- همچنین از حضرت روایت شده است: جهت محفوظ ماندن از سحر و جادو، شب ها پس از نماز و روزها پیش از نماز هفت مرتبه بخوانید: «بِسمِ الله وَ بِالله سَنشُدُّ عَضُدَکَ بِأخیک وَ نَجعَلَ لَکُما سُلطاناً فَلا یَصِلونَ إلَیکُما بِآیاتِنا أنتُما وَ مَن اتَّبَعَکُما الغالِبون». (2)  جهت بطلان سحر، این دعا را بنویسید و همراه خود نگه دارید: «قالَ موسی ما جِئتُم بِهِ السِّحر إنَّ الله سَیُبطِلُه إنّ الله لا یُصلِحُ عَملَ المُفسِدین و یَحِقّ الله الحَقّ بِکلِماتِه و لَو کَرِهَ المُجرِمون اَأنتم أشَدُّ خَلقاً أمِ السماءَ بناها رَفعَ سَمکَها فَسوّاها» تا آخر آیات سوره نازعات. در ادامه: «فَوَقَعَ الحَقُّ و بَطَلَ ما کانُوا یَعمَلونَ فَغُلِبوا هُنالِکَ وَانقَلَبُوا صاغِرینَ و أُلقی السَّحرةُ ساجدین، قالوا آمَنّا بِربِّ العالَمین رَبِّ موسی وَ هارون»(3)   5- خواندن این آیه نیز جهت خنثی کردن اثر سحر وارد شده است: «إنَّ ربّکم اللهُ الَذی خَلقَ السَموات وَ الأرض فی سِتةِ أیّام ثُمَّ استوی عَلی العَرش یُغشِی اللیل النَهار یَطْلبه حثیثاً و الشَّمْس وَ القَمر و النُجوم مُسخّرات بِأمره ألاَ لَه الخَلق و الأمر تَبارکَ اللهُ رَبّ العالَمین». «ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ وَ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِین».‏(4)  «به جهت دفع ضرر سحر و بطلان آن دستت را مقابل صورت قرار بده و بخوان : بِسمِ الله الْعَظیم رَبّ الْعرشِ الْعظیم إلاّ ذَهبت و انْقرضت». (5)  «کسی که دوست دارد از سحر در امان باشد، بگوید: «اللَّهُمَّ رَبَّ مُوسَی وَ خَاصَّهُ بِکَلَامِهِ وَ هَازِمَ مَنْ کَادَهُ بِسِحْرِهِ بِعَصَاهُ وَ مُعِیدَهَا بَعْدَ الْعَوْدِ ثُعْبَاناً وَ مُلَقِّفَهَا إِفْکَ أَهْلِ الْإِفْکِ وَ مُفْسِدَ عَمَلِ السَّاحِرِینَ وَ مُبْطِلَ کَیْدِ أَهْلِ الْفَسَادِ مَنْ کَادَنِی بِسِحْرٍ أَوْ بِضُرٍّ عَامِداً أَوْ غَیْرَ عَامِدٍ أَعْلَمُهُ أَوْ لَا أَعْلَمُهُ وَ أَخَافُهُ أَوْ لَا أَخَافُهُ فَاقْطَعْ مِنْ أَسْبَابِ السَّمَاوَاتِ عَمَلَهُ حَتَّی تُرْجِعَهُ عَنِّی غَیْرَ نَافِذٍ وَ لَا ضَارٍّ لِی وَ لَا شَامِتٍ بِی إِنِّی أَدْرَأُ بِعَظَمَتِکَ فِی نُحُورِ الْأَعْدَاءِ فَکُنْ لِی مِنْهُمْ مُدَافِعاً أَحْسَنَ مُدَافَعَةٍ وَ أَتَمَّهَا یَا کَرِیم‏». (6) 8- صدقه دادن. ان شاء الله با تداوم صدقه، تغییر محل زندگی، و تکرار سوره «یس» مشکلات و نفوس بد از اطراف شما دور خواهد شد. و در هر صورت به خداوند و حاکمیت اراده الهی همچنان معتقد باشید چه بسا همین فراز و نشیب ها دامی از سوی شیطان باشد که ایمان شما را متزلزل کند. لذا با پایداری و استقامت ایمان خود را حفظ کنید تا در نتیجه آن شیطان ناامید شود و درهای رحمت الهی به سوی شما باز گردد بنابر این اگر انسان با اسباب معنوی مأنوس باشه تو اون لحظه ای که چنین خطری احساس می کنه آغوش خدا را مقابلش باز می بیند وبه اون قوی و شکست ناپذیر پناه می برد، نه اینکه سراغ رمال وجادو گربره که خیلی وقتها به مشکلاتش اضافه هم بشود. دعا برای باطل کردن سحر    سوال: اگر کسی زبان بند شده باشد آیا دعایی برا ی باطل کردنش وجود دارد؟ 2-اگردختری خوا ستگارهایی دا شته با شد ولی این خوا ستگارها نتوانند بیا ن کنند انهم بمدت 10 سا ل ودختر هم یک دختر مذهبی با شد ایا بخت این دختر جادو شده است؟ پاسخ: چنان چه از قرآن استفاده می شود سحر و جادو  وجود دارد و در احکام اسلامی سحر از گناهان کبیره و بزرگ بوده و حکم ساحر سحر کننده اعدام است و تعلیم و تعلّم سحر نیز حرام می باشد، البته بجز موقعی که برای باطل نمودن سحر از آن استفاده گردد؛ به این معنی که تعلیم سحر برای باطل نمودن سحر حرام نیست.اما اینکه با توجه به شرایطی که گفتید ما به یقین برسیم که ایشان سحر شده اند در علم و قدرت ما نیست و اصولا خود ما نمی توانیم با هر مشکلی به این نتیجه برسیم که ما را سحر کرده اند(این گزاره نادرست است زیرا می توان با ارتباط گیری آسان با موکلین جن از آنها پرسید که آیا سحر شده ایم یا خیر)اما با انجام توصیه های روایی زیر که همه بخودی خود نیز مستحب و ثواب دارد می تواند به شما کمک کند. راههای جلوگیری از سحر: آنچه از مجموعه آیات و روایات بدست می آید آن است که با توکل و استعانت به درگاه ربوبی و پناه بردن به تعویذات قرآنی می توان به نتایج مثبت دست یافت مثل قرائت آیات 54 تا 56 سوره اعراف: إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ فی سِتَّةِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوی‏ عَلَی الْعَرْشِ یغْشِی اللَّیلَ النَّهارَ یطْلُبُهُ حَثیثًا وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ اْلأَمْرُ تَبارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمینَ. پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز (شش دوران‏)آفرید؛ سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت؛ با (پرده تاریک) شب، روز را می پوشاند؛ و شب به دنبال روز، به سرعت در حرکت است؛ و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشید که آفرینش و تدبیر (جهان)، از آن او (و به فرمان او)ست! پر برکت (و زوال ‏ناپذیر) است خداوندی که پروردگار جهانیان است![1]  ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَ خُفْیةً إِنَّهُ لا یحِبُّ الْمُعْتَدینَ پروردگار خود را (آشکارا) از روی تضرّع، و در پنهانی، بخوانید! (و از تجاوز، دست بردارید که) او متجاوزان را دوست نمی‏دارد![2] وَ لا تُفْسِدُوا فِی اْلأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفًا وَ طَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ. و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید، و او را با بیم و امید بخوانید! (بیم از مسؤولیتها، و امید به رحمتش. و نیکی کنید) زیرا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است![3] و یا  دو سوره آخر قرآن [معوذتین]. البته این موضوعی نیست که صد در صد نتیجه بخش باشد چون بالاخره ساحران نیز با قدرت و اراده و وسائلی که در اختیار دارند می توانند موثر واقع شوند. بنابراین دعا و تضرع به درگاه خداوند و توسل و تعویذ به سوره ها و آیات قرآن برای کسانی که در معرض خطر ساحران می باشند، توصیه می گردد. خلاصی از سحری که الان شخص گرفتار آن است: در کتب روائی تعویذاتی آمده است که از آن جمله، دو سوره آخر قرآن است و بعضی از این تعویذات در کتاب مفاتیح الجنان در  همان آدرس بالا آمده است.  توکل بر خداوند و پناه بردن بر او  و خواندن معوذتین[ دو سوره آخر قرآن – ناس و فلق ] هر آثار سوئی از این نوع را برطرف می کند. [1] سوره اعراف، آیه 54 [2] سوره اعراف، آیه 55 [3] سوره اعراف، آیه 56 روش پیشگیری از طلسم ، روش باطل کردن طلسم    پیشگیری و جلوگیری از ورود سحر و طلسم به منزل روشها و دعاهای مختلفی برای باطل کردن سحر و طلسم و بستگی وجود دارد. بهترین روشهای باطل کردن طلسم و جادو و سحر، استفاده از آیات مبارکه قرآنی است. معروفترین و مجرب ترین روش باطل کردن سحر و طلسم و حتی چشم زخم استفاده از معوذتین (سوره های مبارکه فلق و ناس ) در قرآن کریم است. یک مورد دیگر مساله پیشگیری و جلوگیری نمودن از هر گونه طلسم و آسیب توسط دشمنان و بدخواهان با استفاده از سوره مبارکه بقره است. در واقع اگر بخواهیم از هر گونه سحر و طلسم و ضررهای ناشی از آن در امان باشیم و هیچ گونه بستگی و سحر و طلسمی نتواند بر اهالی منزل کارساز شود، باید سوره مبارکه بقره را بطور کامل نوشته (بهتر است با گلاب و زعفران بنویسد) و بالای درب داخل منزل بیاویزیم. به اذن الله جل جلاله، آن منزل بطور کلی از هر گونه سحر و طلسم و آسیب در امان خواهد بود.       

حرز چیست , معنی حرز و هدف از انجام آن   تعریف حرز و هدف از انجام آن حرز را اینگونه تعریف و معنی نموده اند: الحِرْزُ : الوعاء الحصینُ یُحفَظَ فیه الشیء . و الحِرْزُ المکان المنیع یلجأُ إِلیه . حرز به معناى پناهگاه و جاى محکم و استوار و دعائى که بر کاغذ نویسند و براى دفع چشم زخم یا دفع بلا همراه خود نگهدارند آمده ، و تعویذ هم معناى شبیه حرز دارد و بـه مـعـنـاى پناه دادن نیز آمده و مقصود در اینجا چنانکه از دعاهائى که مى آید معلوم گـردد دعـاهـائى اسـت کـه بـا خـوانـدن یـا نـوشـتـن و همراه کردن آنها انسان از دردها و یا جانوران موذى و درندگان و ترس و دیگر چیزها در امان ماند).  از وحشت (ترس و اندوه از تنهائى ) یادآور شـدم فـرمود: آیا شما را آگاه نکنم به چیزى که هرگاه آن را بگوئید نه در شب و نه در روز از تنهائى نترسید؟ (و آن اینست ): (((بسم اللّه و باللّه و توکلت على اللّه و انه من یـتـوکـل عـلى اللّه فـهـو حـسـبـه ان اللّه بـالغ امـرة قـد جـعـل اللّه لکـل شـى ء قـدرا، اللهـم اجعلنى فى کنفک و فى جوارک و اجعلنى فى امانک و فـى مـنـعـک )))پـس فـرمـود: بـه مـا رسـیـده کـه مـردى سـى سال این دعا را مى خواند و یک شب آنرا ترک کرد و همان شب او را عقرب گزید. در روایت دیگری آمده : بـگـو، (((أَعُوذُ بِعِزَّةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِقُدْرَةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِجَلَالِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِعَظَمَةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِعَفْوِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِمَغْفِرَةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِسُلْطَانِ اللَّهِ الَّذِی هُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَ أَعُوذُ بِکَرَمِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِجَمْعِ اللَّهِ مِنْ شَرِّ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ کُلِّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ وَ شَرِّ کُلِّ قَرِیبٍ أَوْ بَعِیدٍ أَوْ ضَعِیفٍ أَوْ شَدِیدٍ وَ مِنْ شَرِّ السَّامَّةِ وَ الْهـَامَّةِ وَ الْعـَامَّةِ وَ مـِنْ شـَرِّ کـُلِّ دَابَّةٍ صَغِیرَةٍ أَوْ کَبِیرَةٍ بِلَیْلٍ أَوْ نَهَارٍ وَ مِنْ شَرِّ فُسَّاقِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ وَ مِنْ شَرِّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ.)))  (توجه شود که حرز مجرب و موثر فوق برای حفاظت و ایمنی از جمیع بلیه انس و …… و پیشگیری از هرگونه سحر و طلسم است و میتوان آنرا با گلاب و زعفران نوشت و با خود به همراه داشت.) بطور کلی معنی حرز از لحاظ لغوی همان مامن و پناهنگاه است و هدف از نوشتن حرز، دفع آفات زمینی و آسمانی است و در واقع فلسفه انجام حرز حفاظت در برابر جمیع بلیه است. کتب مختلفی نیز در زمینه احراز و تعویذات از علمای گذشته موجود است و روایات فراوان نیز در زمینه تاکید معصومین به انجام تعویذات و احراز وجود دارد. نکته مهم در نوشتن تعویذات و احراز این است که ادعیه و احراز زمانی موثر است که همراه با طهارت نفس باشد و پاکی ظاهری و باطنی در آنها ملحوظ افتد تعریف سحر و طلسم مرشوش (پاشیدنی): این نوع سحر و طلسم را اعتاب نیز می نامند و علت این نامگذاری این است که غالبا در مقابل درب منزل یا آپارتمان شخص مورد نظر پاشیده شده و یا در مسیر گذر و محل عبور فرد مورد نظر پاشیده میشود. ولی غالبا بر درب ورودی یا خروجی یا دیوار و در موارد دیگر بر لباس و بستر فرد مورد نظر نیز پاشیده میشود. اما این نوع سحر و طلسم بر روی خاک یا آب یا روغن یا عطر یا پودر و یا نجاسات و از این قبیل چیزها صورت میگیرد. طلسم کننده در این موارد، از اسم فرد و مادر یا پدرش و یا تصویر و در مواردی اشیاء فرد مورد نظر (مثل مو، ناخن و از این قبیل) استفاده میکند. سپس فردی که طلسم را مینویسد عزیمتهای خاصی را بر آن قرائت میکند که به آن طلسم قدرت خاصی را می بخشد و انجام این نوع طلسم را موکل خاص همان طلسم بر عهد می گیرد. ( شرط اول و مهمترین شرط تاثیر داشتن این نوع طلسم این است که فرد طلسم کننده حتما موکلی را در خدمت داشته باشد). ببینید ، در اینجا لازم است متذکر شد که سحر و طلسمی که بر خاک انجام میشود قویتر و تاثیرگذارتر از سحر و طلسمی است که بر آب خوانده شده است چون که خاک طبعی خشک  دارد و طبع سوداوی در طلسم و سحر قوی تر و تاثیرگذارتر و سریعتر است. مهمترین نشانه ها و علامات سحر و طلسم مرشوش و پاشیدنی: احساس درد شدید خصوصا در قسمت پاها احساس حرارت یا سرمای شدید از زانو به پایین ورمهایی در ناحیه پا همراه با درد شدید احساس گرما یا سرمای شدید در ناحیه درد ترس بدون دلیل خوابهای پریشان و آشفته علاج عمومی این نوع سحر و طلسم مقداری آب آورده و نمک و سرکه در آن ریخته و در مکان مرشوش پاشیده میشود سوره های مبارکه بقره و دخان و جن در قسمتهای مهم منزل یا آپارتمان قرائت میشود. قبل از انجام این عمل بهتر است که اذان گفته شود. انجام این عمل باید سه روز پی در پی باشد. آبی را که بر آن رقیه و دعای طرد و دفع طلسم خوانده شده است در منزل پاشیده میشود. همچنین میتوان گلاب را با آن آب مخلوط کرد و در هنگام غروب بر دیوار پاشید. اما برای درمان فردی که به این سحر مبتلا شده است : استحمام مریض و نوشیدن از آبی که بر آن دعاهای مخصوص ابطال سحر خوانده شده است قبل از استحمام به مدت هفت روز پی در پی. استحمام باید با آبی که بر آن آیات باطل کننده سحر خوانده شده باشد و نیز سوره الزلزله و معوذتین بر آن قرائت شده باشد صورت گیرد. ماساژ دادن ناحیه دردناک بدن بعد از اینکه آیات باطل السحر بر آن خوانده شده است. چند روز پی در پی پاهای فرد مسحور را در ظرفی که مخلوط آب و سرکه در آن است بگذارد. صبحها و شبها اذکار و تسبیح خداوند بگوید. از معاصی دوری کند. پیوسته ذکر خداوند سبحان را در منزل داشته باشد. عکس موجودات ذی روح را در منزل نگهداری نکند. در صورتی که درد مستمر باشد، خضاب کردن ناحیه درد با حنا نیز بسیار نافع است. در حدیثی از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم آمده که: کان رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم اذا اشتکى أحد رأسه قال : اذهب فاحتجم ، وإذا اشتکى رجله قال : اذهب فأخضبها بالحناء). بهترین روش درمان و باطل کردن طلسم و سحر مرشوش ( رش البیت ) بطور خلاصه در ذیل ذکر میگردد: در ابتدا یک ظرف 10 لیتری پر از آب آماده میشود و مقداری هم نمک جهت مخلوط کردن با این آب تدارک میگردد. سپس بر آب آماده شده، آیات ابطال طلسم و آیات مربوط به حضرت موسی (ع) و همچنین برخی از آیات مربوط به رقیه شرعیه که در ادامه ذکر میشود قرائت میشود. این آیات شریفه عبارتند از: أَعُوذُ باللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیـمِ – بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیـمِ 1- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِیـنَ (2( الرَّحْمَنِ الرَّحِیـمِ (3) مَـالِکِ یَوْمِ الدِّیـنِ (4) إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِیـنُ (5) اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیـمَ (6) صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلا الضَّـالِّیـنَ (7) الفاتحة. 2- الم * ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ * والَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ * أُوْلَـئِکَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ 3- اللَّهُ لـَا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ, لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ, لَهُ مَا فِی السَّمَوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ, مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ, یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ, وَلا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِـهِ إِلاَّ بِمَا شَـاءَ, وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ وَلا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا, وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیـمُ (255) البقرة. 4- لِلَّهِ مَا فِی السَّمَوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ, وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِـی أَنفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ, فَیَغْفِرُ لِمَنْ یَشَـاءُ وَیُعَذِّبُ مَنْ یَشَـاءُ, وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیـرٌ (284) آمَنَ الرَّسُولُ بِمَـا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُـونَ, کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلـَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ, وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیـرُ (285) لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا, لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ, رَبَّنَا لا تُؤَاخِذْنَـا إِنْ نَسِینَـا أَوْ أَخْطَأْنَا, رَبَّنَا وَلا تَحْمِلْ عَلَیْنَـا إِصْراً کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا, رَبَّنَا وَلا تُحَمِّلْنَا مَا لا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا, أَنْتَ مَوْلانَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِیـنَ 5- الم ( 1 ) الله لا إله إلا هو الحی القیوم ( 2 ) نزل علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه وأنزل التوراة والإنجیل ( 3 ) من قبل هدى للناس وأنزل الفرقان إن الذین کفروا بآیات الله لهم عذاب شدید والله عزیز ذو انتقام 6- تِلْکَ آیَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآیَاتِهِ یُؤْمِنُـونَ (6) وَیْلٌ لِکُلِّ أَفَّاکٍ أَثِیـمٍ (7) یَسْمَعُ آیَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِیـمٍ (8) وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آیَاتِنَا شَیْئاً اتَّخَذَهَا هُزُواً, أُوْلَـئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِیـنٌ (9) مِنْ وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلا یُغْنِی عَنْهُمْ مَا کَسَبُوا شَیْئاً وَلا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَـاءَ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیـمٌ (10) هَذَا هُدًى وَالَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مِنْ رِجْزٍ أَلِیـمٌ (11) الجاثیة. آیات فوق سه مرتبه (سه دور) قرائت میشود. بعد از این مراحل ، آیات شریفه مربوط به باطل کردن طلسم و سحر و آیات ذکر حضرت موسی (ع) هفت مرتبه بر آب قرائت میگردد. آیات ذیل: 1- وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیْمَانَ وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَـا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ, وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولـَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرْ, فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ, وَمَا هُمْ بِضَـارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّـهِ, وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلا یَنفَعُهُمْ, وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلـَاقٍ, وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِـهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُـونَ (102) وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَیْرٌ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُـونَ (103) البقرة. 2- وَأَوْحَیْنَـا إِلَى مُوسَـى أَنْ أَلْقِ عَصَاکَ فَإِذَا هِیَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِکُـونَ (117) فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا کَانُوا یَعْمَلُـونَ (118) فَغُلِبُوا هُنَالِکَ وَانقَلَبُوا صَاغِرِیـنَ (119)وَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سَاجِدِیـنَ (120) قَالُـوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِیـنَ (121) رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ (122) الأعراف. 3- قَالَ مُوسَـى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَـاءَکُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلا یُفْلِحُ السَّاحِرُونَ (77) قَالُـوا أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آبَـاءَنَا وَتَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیَـاءُ فِی الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَکُمَا بِمُؤْمِنِیـنَ (78) وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِی بِکُلِّ سَاحِرٍ عَلِیـمٍ (79) فَلَمَّا جَـاءَ السَّحَرَةُ قَالَ لَهُمْ مُوسَـى أَلْقُوا مَـا أَنْتُمْ مُلْقُـونَ (80( فَلَمَّـا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَیُبْطِلُهُ, إِنَّ اللَّهَ لا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِیـنَ (81) وَیُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُـونَ (82) یونس. 4- قَالُوا یَا مُوسَـى إِمَّـا أَنْ تُلْقِیَ وَإِمَّـا أَنْ نَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى (65) قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى(66)فَأَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ خِیفَةً مُوسَى (67) قُلْنَا لا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الأَعْلَى (68) وَأَلْقِ مَا فِی یَمِینِکَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُـوا إِنَّمَا صَنَعُوا کَیْدُ سَاحِرٍ وَلا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَى(69)فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قَالُـوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى (70) طه 5- قَالَ لَهُمْ مُوسَـى أَلْقُوا مَـا أَنْتُمْ مُلْقُـونَ (43)فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِیَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُـونَ (44) فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِکُـونَ (45) فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سَاجِدِیـنَ (64) قَالُـوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِیـنَ (47) رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ (48) الشعراء 6- وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا . الفرقان 23 7- وَقُلْ جَـاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ, إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقاً (الإسراء) 8- قُلْ إِنّ رَبّی یَقْذِفُ بِالْحَقّ عَلاّمُ الْغُیُوبِ * قُلْ جَآءَ الْحَقّ وَمَا یُبْدِىءُ الْبَاطِلُ وَمَا یُعِیدُ (سبأ:48-49) 9- بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَکُمُ الْوَیْلُ مِمّا تَصِفُونَ (الأنبیاء :18) 10- {أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنتُمْ لَا تُبْصِرُونَ }الطور15 سپس دعای ذیل قرائت میشود: بسم الله العظیم الاعظم یحرق کل خادم سحر ( 7 مرتبه ) بسم الله العظیم الاعظم یبطل کل سحر ( 7 مرتبه ) و سپس در مرحله آخر گفته میشود الحمد لله رب العالمین والصلاه علی النبی اللهم صلی علی محمد وعلی ال محمد کما صلیت علی ابراهیم وعلی ال ابراهیم فی العالمین انک حمید مجید. کیفیت قرائت بر روی آب مربوطه برای ابطال سحر: دهان باید به نحوی به آب نزدیک شود که هوایی که از دهان خارج میگردد، در زمان قرائت بتواند آب را به حرکت درآورد. سپس آب مربوطه به دو بخش تقسیم میشود: بخش اول سه یا چهار لیتر از آب که برای نوشیدن در هفت روز کفایت کند (یک لیوان قبل و یک لیوان بعد از خواب). بخش دوم با مقداری نمک مخلوط گردیده و در قسمتهای مختلف منزل پاشیده میشود. به نحوی این آب در منزل پاشیده میشود که به هدر نرود. این عمل باید هفت روز پی در پی تکرار شود. در زمان رش البیت (پاشیدن آب در منزل) باید آیه الکرسی شریفه قرائت گردد. همچنین بمدت هفت روز متوالی سوره مبارکه بقره در منزل قرائت میشود. نکته دیگر اینکه از این مخلوط آب و نمک روزانه یکبار باید بر بدن مالیده شود و به عبارتی تدهین گردد. (قبل از خواب) در اینجا فقط به مختصری بسنده شد. ***** اللهم ابطل سحر الاروح ، اللهم ابطل سحر قلب العقول ، اللهم ابطل کل سحر مدفون عند البیوت، بسم الله یبطل کل سحر مدفون تحت الاعتاب، اللهم ابطل کل سحر مدفون فی القبور ،اللهم ابطل کل سحر فی قبر، اللهم ابطل کل سحر فی میت فی قبر، اللهم ابطل کل سحر منثور، اللهم ابطل کل سحر فی عطر او بخور، اللهم ابطل کل سحر مشموم فی عطر او بخور، اللهم ابطل کل سحر مکتوب، اللهم ابطل کل سحر بدم مکتوب. (اللهم لا ملجأ و لا منجا منک إلا إلیک .. إنک على کل شیء قدیر . اللهم اشفه شفاء لیس بعده سقما ابدا. اللهم رب الناس مذهب البأس اشف أنت الشافی لا شافی إلا أنت. فصبر جمیل والله المستعان على ما تصفون.)
درمان و باطل کردن طلسم و سحر مکتوب هوایی طلسم و سحر هوایی روش درمان و باطل کردن طلسم و سحر    یا بادی: این نوع سحر در معرض هوا یا باد و در جهت مورد نظر معلق و آویزان میشود. زمانی که جریان هوا یا باد این طلسم را به حرکت درمی آورد موجب تاذی و تاثیر بر شخص مسحور میگردد. از علامتها و نشانه های این سحر و طلسم هوایی این است که شخص مسحور و مطلسم با هر جریان هوا و باد شدیدی متاذی میشود و احساس ناراحتی او تشدید میشود. تعریف سحر و طلسم هوایی یا بادی: طلسم و سحر هوایی طلسمی است که بر روی ورقه به صورت ارقام و حروف نوشته میشود. نوشتن و شکل این نوع طلسم چیزی است مثل حرز و تعویذات عادی. در بعضی حالات این طلسم به شکل مثلث و یا دوایر مخصوصه  میباشد. معنی دایره این است که در مواقع مشخصی از سال گردش کند و این دوران و گردش باعث تقویت این نوع سحر در روزهای چهاردهم و پانزدهم و یا اواخر ماه قمری میگردد.   نشانه های سحر و طلسم هوایی: احساس ثقل و سنگینی در ناحیه سر و همچنین کثرت و زیاد شدن فراموشی سردرد و سرگیجه شدید در بیشتر مواقع بی حالی و کسل بودن و خمودگی و خستگی بدون دلیل فرد مسحور تصور میکند که سایه ها و اشباحی را عموما بصورت سگ یا مار و افعی بطور مستمر می بیند. نشانه های فرد مسحورشده با این طلسم در هنگام قرائت آیات مبارکه ابطال سحر و طلسم بر او عبارتند از: 1- سرگیجه و کلافگی و عدم تمرکز فکری و ذهنی 2- خوف و ترس شدید و سرگیجه مداوم معالجه و درمان این نوع سحر و طلسم: فرد معالجه کننده باید در این زمینه تجربه و دانش لازم را داشته باشد که بتواند نوع طلسم و سحر را تشخیص دهد. راه سریع و سهل و آسان برای تشخیص این نوع سحر زمانی است که آیات مربوط به سحر قرائت شود: ( قال موسى ما جئتم به السحر إن الله سیبطله ) را قرائت کند و بر مریض مکررا بخواند. در این حالت فرد مریض احساس حالت سرگیجه و چرخش را میکند که در ادامه نیز با گریه او همراه خواهد بود. چرا سحر معلق و مکتوب انجام شده است؟ بخاطر اینکه سحر و طلسم مکتوب و معلق بسیار دور از دسترس شخص مسحور است. مثلا بر درختی آویزان شده و با وزش هر هوایی تشدید میشود و فرد متاذی میگردد . درمان سحر و طلسم هوایی:   درمان شخص مسحور میتواند به طرق و روشهای مختلف صورت گیرد. ولی افراد آشنا به علوم غریبه و باطل کردن سحر و طلسم هر چند ممکن است در جزئیات روشهای متفاوتی داشته باشند ، روش کلی آنها تقریبا مشابه است. شخص درمان کننده و معالج باید به علوم غریبه و شیوه های ابطال سحر آشنا باشد. ببینید ، درمان کننده و باطل کننده سحر ، برای درمان سحر و طلسم هوایی، باید آیات سحر و الزلزله و المعوذتین را مکررا قرائت کند و سپس ورقه ای که بر آن آیات باطل کننده سحر و آیات شفا و آیه الکرسی و المعوذتین  و حدیث ( بسم الله الذی لا یضــر مع اسمه شیء فی الأرض ولا فى السماء وهو السمیع العلیـم ) نوشته شده باشد به شخص داده شود و مسحور از آبی که بر آن آیات مخصوص ابطال سحر قرائت شده باشد بنوشد و با آبی که آیات مذکور بر آن قرائت شده است (کمی هم گلاب به آن اضافه کند)  چند روز پی در پی استحمام کند تا خداوند عزوجل او را شفا عنایت فرماید.   آیات شریفه ای را که باید بر آب خوانده شود عبارت از آیات ذیل است: (الّذِینَ قَالَ لَهُمُ النّاسُ إِنّ النّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ * فَانْقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لّمْ یَمْسَسْهُمْ سُوَءٌ وَاتّبَعُواْ رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ * إِنّمَا ذَلِکُمُ الشّیْطَانُ یُخَوّفُ أَوْلِیَاءَهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن کُنتُمْ مّؤْمِنِینَ) (آل عمران :173-175) ( إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبّکُمْ فَاسْتَجَابَ لَکُمْ أَنّی مُمِدّکُمْ بِأَلْفٍ مّنَ الْمَلآئِکَةِ مُرْدِفِینَ * وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاّ بُشْرَىَ وَلِتَطْمَئِنّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَمَا النّصْرُ إِلاّ مِنْ عِندِ اللّهِ إِنّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ *إِذْ یُغَشّیکُمُ النّعَاسَ أَمَنَةً مّنْهُ وَیُنَزّلُ عَلَیْکُم مّن السّمَآءِ مَآءً لّیُطَهّرَکُمْ بِهِ وَیُذْهِبَ عَنکُمْ رِجْزَ الشّیْطَانِ وَلِیَرْبِطَ عَلَىَ قُلُوبِکُمْ وَیُثَبّتَ بِهِ الأقْدَامَ ) الأنفال (9-11) ( وَقَالَ لَهُمْ نِبِیّهُمْ إِنّ آیَةَ مُلْکِهِ أَن یَأْتِیَکُمُ التّابُوتُ فِیهِ سَکِینَةٌ مّن رّبّکُمْ وَبَقِیّةٌ مّمّا تَرَکَ آلُ مُوسَىَ وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِکَةُ إِنّ فِی ذَلِکَ لاَیَةً لّکُمْ إِن کُنْتُم مّؤْمِنِینَ ) (البقرة –248) ( ثُمّ أَنَزلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَىَ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَأَنزَلَ جُنُوداً لّمْ تَرَوْهَا وَعذّبَ الّذِینَ کَفَرُواْ وَذَلِکَ جَزَآءُ الْکَافِرِینَ ) (التوبة:26) ( إِلاّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الّذِینَ کَفَرُواْ ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیّدَهُ بِجُنُودٍ لّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ کَلِمَةَ الّذِینَ کَفَرُواْ السّفْلَىَ وَکَلِمَةُ اللّهِ هِیَ الْعُلْیَا وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ) (التوبة:40 ) ( هُوَ الّذِیَ أَنزَلَ السّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوَاْ إِیمَاناً مّعَ إِیمَانِهِمْ وَلِلّهِ جُنُودُ السّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَکَانَ اللّهُ عَلِیماً حَکِیماً ) ( الفتح:4) ( لّقَدْ رَضِیَ اللّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأنزَلَ السّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً ) ( الفتح: 18) ( إِذْ جَعَلَ الّذِینَ کَفَرُواْ فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیّةَ حَمِیّةَ الْجَاهِلِیّةِ فَأَنزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَىَ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَأَلْزَمَهُمْ کَلِمَةَ التّقْوَىَ وَکَانُوَاْ أَحَقّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَکَانَ اللّهُ بِکُلّ شَیْءٍ عَلِیماً ) ( الفتح:26) ( الّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنّ الْقُلُوبُ ) (الرعد :28)
 
 
راههایی برای نجات از سحر و جادو!    به نظر شما چرا خدا از بین شرور که به صورت کلی بیان می کند، در سوره فلق فقط این سه تا شر را انتخاب کرده است؟ تاریکی، سحر و حسود؟ مگه اینها چه خصوصیت مشترکی دارند؟ سوره فلق «قل اعوذ برب الفلق» بگو پناه می برم به پروردگار سپیده دم (اعوذ یعنی پناه بردن از شئی هراسناک به موجودی نیرومند برای دفع شر) «من شر ما خلق» از شر آنچه که آفریده است «و من شر غاسق اذا وقب» از شر تاریکی آنگاه که فراگیر شود. «و من شر نفاثات فی العقد» و از شر زنان جادوگر که به هنگام افسون کردن مردمان در گره های جادو سخت می دمند . «و من شر حاسد اذا حسد» و از شر هر حسود آنگاه که حسد می ورزد. مگر خداوند شر آفریده است؟ حضرت معشوق می فرماید: «من شر ما خلق» مگر خداوند شر آفریده است؟ خداوند در این سوره می فرماید: آنچه من آفریده ام که البته خلق آنها و دارای وجود شدن آنها خیر است اما بعضی از اوقات این خیرات آفریده شده با اختیار خود شر ایجاد می کنند و خدا طبق سنت خود که بنا دارد به انسان ها اختیار بدهد تا خود انتخاب کنند جلوی شر آنها را نمی گیرد اما به ما راهکار ارائه می دهد که چگونه با این شرور می توانیم مقابله کنیم و این راهکار همان پناه بردن به خالق آنهاست که مسلما کسی که می تواند شر آنها را از بین ببرد خالق آنهاست که به همه ابعاد وجودی شما و آنها آگاه است.    خداوند اسباب فراوانی برای امان بخشیدن به انسان ها از شر آفریده ها تدارک دیده، به عنوان مثال، خانه ای که در آن زندگی می کنیم وسایلی که توسط آن خطرات را پیش بینی می کنیم. در زمان حاضر و هر چه پیش می رویم این وسایل را بیشتر پیش بینی می کنیم (ترمز ای بی اس، انرژی اتمی، دارو های رفع بیماری و...) گاهی وجود همین اسباب و وسائل، مانند حجابی بر یک واقعیت ما را از ناتوانی خود در محافظت از خویشتن غافل می سازد، که بشر در این شرایط به حدی می رسد که مانند فیلسوف آلمانی " نیچه " به طور رسمی اعلام می دارد: خدا مرده است. این سوره به ما می فرماید که هر مقدار پیشرفت داشته باشیم ، باز هم برای دفع کوچکترین این شرور به توسل به خدا نیازمندیم. «به جهت دفع ضرر سحر و بطلان آن دستت را مقابل صورت قرار بده و بخوان : بِسمِ الله الْعَظیم رَبّ الْعرشِ الْعظیم إلاّ ذَهبت و انْقرضت» آیا خدا در قرآن سحر را تأیید می کند؟ خداوند در سوره بقره آیه 102 هم این مسأله را مطرح می کند که به وسیله سحر بین دو همسر جدایی می اندازند. سحر، جادو، طلسم و بستن بخت از امورى است که واقعیت دارد و از نظر فقهی تعلیم و تعلم آنها - به جز برای بی اثر کردنشان- حرام است. وجود چنین نیروهائی به مقتضای نظام دنیا می باشد که تزاحم میان زشتی ها و پلیدی ها وجود دارد و همچنان که انسان های شیطان صفت و زشتکار وجود دارد ، جن های پلید و آزار دهنده نیز وجود دارد.  البته نمى‏توان مطمئن بود که هر نوع مشکلی ریشه در همین مسئله دارد و باید توجه داشت که غالب آنچه امروزه در میان مردم در این‏باره شایع است، بى اساس است و بیشتر به افکار روانى، تخیلات، سوءظن‏ها، توهمات و مشکلات واقعى موجود در رفتار و اعمال آنها مربوط است. جادو لازم به ذکر است که خداوند متعال با قدرت خویش، چنین اراده و نیرویی را در افراد به ودیعت نهاده است که با بهره گیری از این اراده و تقویت آن می توانند به کارهای شگفت انگیزی دست زنند. برخی مانند اولیای خداوند از آن نیرو و در مسیر مناسب، استفاده می کنند و عده ای دیگر، با سوء استفاده از آن به کارهای ناشایست اقدام می کنند. پس در واقع اصل وجود این نیرو در نهاد آدمی از آن خداوند و به فرمان او است، منتها چگونگی بهره گیری از آن به عهده خود انسان نهاده شده است و او در چگونگی بهره گیری از آن مسئول است. خداوند برای رسیدن به هر مقصدی راهکار و اسباب و عللی قرار داده است ، برای بطلان سحر نیز راهی مشخص کرده است. با استفاده از راهکارهای زیر انشاءالله می توانید سحر و طلسم را باطل کنید: 1 ـ پناه بردن به خداوند (گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) و زیاد خواندن سوره‌های فلق و ناس؛ 2- خواندن آیه 51 و 52 سوره قلم (یعنی از: «و إن یکادالّذین ... تا آخر سوره») و هم چنین خواندن «آیة الکرسی». جهت باطل کردن سحر این جملات را بنویسید و همراه خود داشته باشید: «بِسمِ الله وَ بِالله، بِسمِ الله وَ ما شاءَالله، بِسم الله لاحَولَ ولاقُوّه الا بالله، قالَ موسی ما جِئتُم بِه السِّحرُ اِنَّ اللهَ سَیُبطِلُهُ اِنَّ اللهَ لا یُصلِحُ عَملَ المُفسِدینَ، فَوَقَعَ الحَقُّ و بَطَلَ ما کانُوا یَعمَلونَ فَغُلِبوا هُنالِکَ وَانقَلَبُوا صاغِرینَ» (1) 4- همچنین از حضرت روایت شده است: جهت محفوظ ماندن از سحر و جادو، شب ها پس از نماز و روزها پیش از نماز هفت مرتبه بخوانید: «بِسمِ الله وَ بِالله سَنشُدُّ عَضُدَکَ بِأخیک وَ نَجعَلَ لَکُما سُلطاناً فَلا یَصِلونَ إلَیکُما بِآیاتِنا أنتُما وَ مَن اتَّبَعَکُما الغالِبون». (2)  جهت بطلان سحر، این دعا را بنویسید و همراه خود نگه دارید: «قالَ موسی ما جِئتُم بِهِ السِّحر إنَّ الله سَیُبطِلُه إنّ الله لا یُصلِحُ عَملَ المُفسِدین و یَحِقّ الله الحَقّ بِکلِماتِه و لَو کَرِهَ المُجرِمون اَأنتم أشَدُّ خَلقاً أمِ السماءَ بناها رَفعَ سَمکَها فَسوّاها» تا آخر آیات سوره نازعات. در ادامه: «فَوَقَعَ الحَقُّ و بَطَلَ ما کانُوا یَعمَلونَ فَغُلِبوا هُنالِکَ وَانقَلَبُوا صاغِرینَ و أُلقی السَّحرةُ ساجدین، قالوا آمَنّا بِربِّ العالَمین رَبِّ موسی وَ هارون»(3)   5- خواندن این آیه نیز جهت خنثی کردن اثر سحر وارد شده است: «إنَّ ربّکم اللهُ الَذی خَلقَ السَموات وَ الأرض فی سِتةِ أیّام ثُمَّ استوی عَلی العَرش یُغشِی اللیل النَهار یَطْلبه حثیثاً و الشَّمْس وَ القَمر و النُجوم مُسخّرات بِأمره ألاَ لَه الخَلق و الأمر تَبارکَ اللهُ رَبّ العالَمین». «ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ وَ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِین».‏(4)  «به جهت دفع ضرر سحر و بطلان آن دستت را مقابل صورت قرار بده و بخوان : بِسمِ الله الْعَظیم رَبّ الْعرشِ الْعظیم إلاّ ذَهبت و انْقرضت». (5) : «کسی که دوست دارد از سحر در امان باشد، بگوید: «اللَّهُمَّ رَبَّ مُوسَی وَ خَاصَّهُ بِکَلَامِهِ وَ هَازِمَ مَنْ کَادَهُ بِسِحْرِهِ بِعَصَاهُ وَ مُعِیدَهَا بَعْدَ الْعَوْدِ ثُعْبَاناً وَ مُلَقِّفَهَا إِفْکَ أَهْلِ الْإِفْکِ وَ مُفْسِدَ عَمَلِ السَّاحِرِینَ وَ مُبْطِلَ کَیْدِ أَهْلِ الْفَسَادِ مَنْ کَادَنِی بِسِحْرٍ أَوْ بِضُرٍّ عَامِداً أَوْ غَیْرَ عَامِدٍ أَعْلَمُهُ أَوْ لَا أَعْلَمُهُ وَ أَخَافُهُ أَوْ لَا أَخَافُهُ فَاقْطَعْ مِنْ أَسْبَابِ السَّمَاوَاتِ عَمَلَهُ حَتَّی تُرْجِعَهُ عَنِّی غَیْرَ نَافِذٍ وَ لَا ضَارٍّ لِی وَ لَا شَامِتٍ بِی إِنِّی أَدْرَأُ بِعَظَمَتِکَ فِی نُحُورِ الْأَعْدَاءِ فَکُنْ لِی مِنْهُمْ مُدَافِعاً أَحْسَنَ مُدَافَعَةٍ وَ أَتَمَّهَا یَا کَرِیم‏». (6) 8- صدقه دادن. ان شاء الله با تداوم صدقه، تغییر محل زندگی، و تکرار سوره «یس» مشکلات و نفوس بد از اطراف شما دور خواهد شد. و در هر صورت به خداوند و حاکمیت اراده الهی همچنان معتقد باشید چه بسا همین فراز و نشیب ها دامی از سوی شیطان باشد که ایمان شما را متزلزل کند. لذا با پایداری و استقامت ایمان خود را حفظ کنید تا در نتیجه آن شیطان ناامید شود و درهای رحمت الهی به سوی شما باز گردد. بنابر این اگر انسان با اسباب معنوی مأنوس باشه تو اون لحظه ای که چنین خطری احساس می کنه آغوش خدا را مقابلش باز می بیند وبه اون قوی و شکست ناپذیر پناه می برد، نه اینکه سراغ رمال وجادو گربره که خیلی وقتها به مشکلاتش اضافه هم بشود. - دعا برای باطل کردن سحر    سوال: اگر کسی زبان بند شده باشد آیا دعایی برا ی باطل کردنش وجود دارد؟ 2-اگردختری خوا ستگارهایی دا شته با شد ولی این خوا ستگارها نتوانند بیا ن کنند انهم بمدت 10 سا ل ودختر هم یک دختر مذهبی با شد ایا بخت این دختر جادو شده است؟ پاسخ: چنان چه از قرآن استفاده می شود سحر و جادو  وجود دارد و در احکام اسلامی سحر از گناهان کبیره و بزرگ بوده و حکم ساحر سحر کننده اعدام است و تعلیم و تعلّم سحر نیز حرام می باشد، البته بجز موقعی که برای باطل نمودن سحر از آن استفاده گردد؛ به این معنی که تعلیم سحر برای باطل نمودن سحر حرام نیست.اما اینکه با توجه به شرایطی که گفتید ما به یقین برسیم که ایشان سحر شده اند در علم و قدرت ما نیست و اصولا خود ما نمی توانیم با هر مشکلی به این نتیجه برسیم که ما را سحر کرده اند(این گزاره نادرست است زیرا می توان با ارتباط گیری آسان با موکلین جن از آنها پرسید که آیا سحر شده ایم یا خیر)اما با انجام توصیه های روایی زیر که همه بخودی خود نیز مستحب و ثواب دارد می تواند به شما کمک کند. راههای جلوگیری از سحر: آنچه از مجموعه آیات و روایات بدست می آید آن است که با توکل و استعانت به درگاه ربوبی و پناه بردن به تعویذات قرآنی می توان به نتایج مثبت دست یافت مثل قرائت آیات 54 تا 56 سوره اعراف: إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ فی سِتَّةِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوی‏ عَلَی الْعَرْشِ یغْشِی اللَّیلَ النَّهارَ یطْلُبُهُ حَثیثًا وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ اْلأَمْرُ تَبارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمینَ. پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز (شش دوران‏)آفرید؛ سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت؛ با (پرده تاریک) شب، روز را می پوشاند؛ و شب به دنبال روز، به سرعت در حرکت است؛ و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشید که آفرینش و تدبیر (جهان)، از آن او (و به فرمان او)ست! پر برکت (و زوال ‏ناپذیر) است خداوندی که پروردگار جهانیان است![1]  ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَ خُفْیةً إِنَّهُ لا یحِبُّ الْمُعْتَدینَ پروردگار خود را (آشکارا) از روی تضرّع، و در پنهانی، بخوانید! (و از تجاوز، دست بردارید که) او متجاوزان را دوست نمی‏دارد![2] وَ لا تُفْسِدُوا فِی اْلأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفًا وَ طَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ. و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید، و او را با بیم و امید بخوانید! (بیم از مسؤولیتها، و امید به رحمتش. و نیکی کنید) زیرا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است![3] و یا  دو سوره آخر قرآن . البته این موضوعی نیست که صد در صد نتیجه بخش باشد چون بالاخره ساحران نیز با قدرت و اراده و وسائلی که در اختیار دارند می توانند موثر واقع شوند. بنابراین دعا و تضرع به درگاه خداوند و توسل و تعویذ به سوره ها و آیات قرآن برای کسانی که در معرض خطر ساحران می باشند، توصیه می گردد. خلاصی از سحری که الان شخص گرفتار آن است: در کتب روائی تعویذاتی آمده است که از آن جمله، دو سوره آخر قرآن است و بعضی از این تعویذها در  روش پیشگیری از طلسم ، روش باطل کردن طلسم    پیشگیری و جلوگیری از ورود سحر و طلسم به منزل روشها و دعاهای مختلفی برای باطل کردن سحر و طلسم و بستگی وجود دارد. بهترین روشهای باطل کردن طلسم و جادو و سحر، استفاده از آیات مبارکه قرآنی است. معروفترین و مجرب ترین روش باطل کردن سحر و طلسم و حتی چشم زخم استفاده از معوذتین (سوره های مبارکه فلق و ناس ) در قرآن کریم است. یک مورد دیگر مساله پیشگیری و جلوگیری نمودن از هر گونه طلسم و آسیب توسط دشمنان و بدخواهان با استفاده از سوره مبارکه بقره است. تعریف این نوع طلسم و سحر:    در این مطلب صرفا در مورد سحر و طلسم خورانده شده به فرد طلسم شده (طلسم اکل و شرب) سخن گفته میشود. سحر و طلسم خوراندنی نوعی از طلسم است که در بطن و خون و پوست  فرد مسحور و مطلسم وارد می شود وهر کجا که فرد و شخص برود سحر و طلسم هم همراه اوست و این همان سحر و طلسم اکل و شرب (خوراندنی) میباشد. طریقه عمل کردن این طلسم:  این نوع سحر و طلسم عبارت از این است که ساحر و طلسم کننده اسم شخص مورد نظر را به همراه نام مادرش بر ورقه ای  مینویسد (به صورت حروف و ارقام جدا و مفرقه ) و سپس نام موکل (جن) و در آخر نیز آنچه که موکل باید انجام دهد. شرط انجام شدن این نوع طلسم هم این است که طلسم کننده موکل داشته باشد. پس از احضار، موکل انجام عمل و طلسم نوشته و ترسیم شده در ورقه را عهده دار خواهد گردید. پس از اینکه شخص مورد نظر از خوردنی که از قبل طلسم در آن قرار گرفته است بخورد یا بیاشامد منافذ بدنش باز خواهد شد و موکل در او حلول خواهد نمود (وارد جسمش خواهد شد) و کاری که از او خواسته شده است انجام میدهد. ورقه ای که طلسم بر روی آن نوشته شده است در مقداری آب انداخته  میشود و این آب یا نوشانده میشود و یا در غذای فرد انداخته میشود و به او خورانده میشود. این همان سحر و طلسم اکل و شرب است.  عوارض و نشانه های این نوع از طلسم و سحر:     مشکلات گوارشی شدید و اینکه شخص احساس قولنج و دلپیچه و گرفتگی و انقباضات شدید در معده خواهد داشت و این فرایند مداوم است. سرگیجه های مداوم و مستمر گریه های بدون دلیل احساس حالت تهوع مداوم و مکرر خصوصا در اثنای طلسم شدن نفس نفس زدن بیش از حد از بینی و زیاد شدن آب دهان درد شدید در ناحیه شکمی احساس حرارت و تهوع شدید سرو صدای ناحیه شکمی (بطن) و زیاد شدن گازهای شکمی در زمان طلسم دردهای شدید مقطعی خروج رایحه کریهه (بوهای ناخوشایند) از معده از طریق دهان عدم رغبت به خوردن و آشامیدن امساک مزمن (نخوردن و نیاشامیدن) در بعضی حالات ضعف قوه بینایی و اینکه در چشم خود نوری را مشاهده مینماید از علامات و نشانه های مهم سحر و طلسم خوردنی سیاه شدن چهره است. این علامت در زمان باطل شدن طلسم از بین میرود و رنگ رخسار و صورت شخص طلسم شده به حالت عادی خود برمیگردد. عوارض طلسم در هنگام خواب عبارتند از:   حالت خفگی و اینکه فرد احساس میکند که حرارت جسمش زیاد شده گریه در خواب دیگر اینکه فرد طلسم شده خوابهای پریشان پی در پی و مستمر میبیند خواب ماهی میبیند ، خواب باران میبیند ، خواب دریا و اینکه در حال غرق شدن در دریاست درمان طلسم خوراندنی (اکل و شرب):    برای درمان این نوع سحر و طلسم طرق و روشهای فراوانی وجود دارد. مواردی که برای درمان این نوع سحر وجود دارد و خوراندنی هستند عبارتند از: تخم مرغ ، عسل ، روغن زیتون ، نمک ، ریحان. در مورد نحوه و روش درمان طلسم خوراندنی مورد مربوط به عسل  ذکر خواهد شد. درمان فرد طلسم شده با عسل: یک کیلو گرم عسل طبیعی و خالص را تهیه نموده و در آن (روغن حبه البرکه) می اندازیم (به عبارت دیگر روغن سیاه دانه را با عسل مخلوط میکنیم و سپس آیات مربوط به ابطال را بر آن قرائت میکنیم. شخص طلسم شده باید روزانه شش قاشق چای خوری از این معجون بخورد. سه قاشق در طول روز زمانی که معده خالی است و سه قاشق زمان خواب. ضمن اینکه هفت روز نیز باید بطور پیوسته با آبی که بر آن آیات مخصوص باطل السحر خوانده شده است استحمام نماید و قبل از استحمام قدری از آن آب را بیاشامد. ببینید،  سوالی که پیش می آید و باید متذکر شد این است که چرا باید از عسل همراه با روغن سیاه دانه برای درمان استفاده شود؟ پاسخ این است که حتی در قرآن کریم نیز به خاصیت درمانی عسل اشاره شده است. خداوند جل جلاله در سوره نحل میفرماید: یَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَةً لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ) ( النحــل / 69 ) رسول الله – صلى الله علیه و آله و سلم نیز در این زمینه میفرمایند: ( إن فی الحبة السوداء شفاء من کل داء إلا السأم ) . ***** اللهم احصِ السحرة وأعوانهم عدداً اللهم واقتلهم بدداً اللهم ولا تغادر منهم أحداً اللهم قتّل السحرة وأعوانهم أجمعین اللهم إنّا نجعلک فی نحورهم اللهم إنّا نعوذ بک من شرورهم اللهم إنّا نعوذ بک من اسحارهم وعقدهم وربطهم یاقوی یا متین اللهم إنّا ونعوذ بک من اسحارهم وعقدهم وربطهم.
روش باطل کردن طلسم و سحر خوراندنی , عوارض و نشانه های دعای باطل کردن طلسم ، باطل شدن سحر و طلسم برای باطل کردن هر گونه سحر و طلسم و بستگی در کارها بهترین روشها، یاری جستن از آیات شریفه قرآنی است. باطل السحر ذیل برای از بین بردن هر گونه طلسم و باز شدن بسته شده بسیار مجرب است. *** باطل سحر  هر گاه برای کسی سحر و جادو کرده باشند و او را سرگردان و آواره از دنیا و شغل نموده باشند باید عمل باطل السحر انجام دهد تا در حق او هر سحر و جادویی و به هر زبانی و به هر قلمی که در حق او شده باطل شود. این عمل را در روز یکشنبه و در ساعت شمس یا در روز پنجشنبه در ساعت مشتری یا در روز جمعه و در ساعت زهره باید انجام داد و در اول ماه و به مشک و زعفران و گلاب یا آب باران و با چوب زیتون نوشته شود. هر گاه خواستی باطل سحر برای خود یا شخصی بنویسی بر روی کاغذ سفید معوذتین را ( که سوره مبارکه ناس و فلق می باشد) نوشته و همچنین آیه فوق را و سپس ان را در ظرف آب بزرگی انداخته و با آن غسل می کنی و به نیت باطل سحر و هنگامی که غسل انجام می دهی باید آب از روی بدنت بر روی زمین نریزد بلکه ظرفی مانند تشت زیر پا گذاشته و آب در داخل ظرف جمع شود و آن آب جمع شده را در ظرف روان میریزی [ میتوان در آب روان ریخت یا آب را در نزدیک منزل پاشید ] در آب روان  و این عمل غسل را باید هفت روز مداوم و بدون قطع نمودن انجام دهی.  و این آیات را باید بر روی ورقه نوشت : ((بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیمِ * قُل اَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ * مِن شَرِّمَا خَلَقَ * وَ مِن شَرِّ غَاسِقٍ اِذَا وَقَبَ * وَ مِن شَرِّ النُّفَّاثَاتِ فِی العُقَدِ * وَ مِن شَرِّ حَاسِدٍ اِذَا حَسَدَ )) (( بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیم * قُل اَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ * مَلَکِ النَّاسِ * اِلَهِ النَّاسِ * مِن شَرِّ الوَسوَاسِ الخَنَّاسِ * اَلَّذِی یُوَسوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ * مِنَ الجِنَّةِ وَالنَّاسِ )) (( بسم الله الرحمن الرحیم فوقع الحق و بطل ما کانوا یعملون فغلبوا هنالک و انقلبوا صغرین و القی السحرة ساجدین – قالوا امنا برب العالمین رب موسی و هارون فلما القوا قال موسی ما جئتم به السحر ان الله سیبطله ان الله لا یصلح عمل المفسدین و بحق الله الحق بکلمة و لوکره المجرمون انما صنعوا کید ساحر و لا یفلح الساحر حیث اتی یا شکیکفی یا قاهروا . )) دعای بخت گشایی, دعای گشایش بخت, دعای ازدواج   دعایی برای باز شدن بخت و ازدواج سریع و نیکو مشکل باز شدن بخت و عدم استطاعت به ازدواج در تمام جوامع وجود دارد. خصوصا اینکه بسته شدن بخت و عدم توانائی به ازدواج (تعطیل الزواج) عوارض و نشانه های خاصی نیز بر آن مترتب نیست. در ذیل دعا و دستورالعملی بسیار مجرب و فوری و قوی برای باز شدن بخت دختران و پسرانی که با مشکل ازدواج مواجه هستند ارائه میشود. توجه شود که با توکل به خداوند جل جلاله و اعتقاد به موثر بودن این دعا و ختم، ازدواجی نیکو خواهند داشت. بین نماز عصر و نماز مغرب (قبل از نماز مغرب افضل است) هفت مرتبه سوره الشرح را قرائت کنید: أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ 1 وَوَضَعْنَا عَنکَ وِزْرَکَ 2 الَّذِی أَنقَضَ ظَهْرَکَ 3 وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ 4 فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا 5 إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا 6 فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ 7 وَإِلَى رَبِّکَ فَارْغَبْ و سپس پسرها این دعا را هفت مرتبه بخوانند:  اللهم اشرح صدور بنات حواء -اللهم یا جامع الناس فی یوم لا ریب فیه – اللهم اجمع بینی وبین زوجتی اللهم ارزقنی الزوجة الصالحة التی تحبها وترضى عنها. و دخترها دعای ذیل را هفت مرتبه بخوانند: اللهم اشرح صدور أولاد آدم – اللهم یا جامع الناس فی یوم لا ریب فیه – اللهم اجمع بینی وبین زوجی -اللهم ارزقنی الرجل الصالح الذی تحبه وترضاه.

ادامه سحر وجادو و حرز

دعای دفع چشم زخم ، باطل کردن چشم زخم  
تعویذ دفع و از بین بردن هر گونه چشم زخم و نظر بد مروى از امیرالمؤمنین علیه السلام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ بِسْمِ اللَّهِ الْعَظیمِ عَبَسَ عابِسٍ وَ شَهابَ قابسٍ حَجَرَ یابِسٍ رَدَدْتُ عَیْنَالعایِنِ عَلَیْهِ مِنْ رَاءْسِهِ اِلى قَدَمَیْهِ اَخَذَ عَیْناهُ قابِضٌ بِکِلاهُ وَ عَلى جارِهِ وَاَقارِبِهِ جِلْدُهُ دَقیقٌ وَ دَمُهُ رَقیقٌ وَ بابُ الْمَکْرُوهِ تَلیقُ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ ثمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ اِلَیْکَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ.
 

دعای مهر و محبت ، دعای محبوبیت ، دعای حاجت  
دعایی برای مهر و محبت و سایر حاجات مهم
آیه شریفه ذیل را (87 مرتبه یا 99 مرتبه) بر روی کاغذ بدون خط بنویسد:
(فسیکفیکهم الله وهو السمیع العلیم).

و در انتها، حاجت خود را بنویسد:
ألقوا محبة ….. فى قلب…… (ابتدا نام طالب و سپس نام مطلوب را بنویسد).

و یا بنویسد یا بگوید:
 أفعلوا کذا وکذا ( بجای کذا و کذا حاجت خود را بنویسد و یا ذکر کند).

این دعا برای مهر و محبت و رزق و روزی و حفظ از جمیع بلایا و علاج بیماریها و…. که رضایت خداوند عز و جل در آنهاست مجرب است.

توجه شود:
روز پنجشنبه و در ساعت اول، پس از انصراف عمار مکان، با گلاب و زعفران بنویسد.
میتوان آنرا نوشاند و یا در مقابل باد آویزان کرد.
مجرب و صحیح است.


دعای چشم زخم ، باطل کردن چشم زخم  
دعا و تعویذ دفع و از بین بردن چشم زخم و نظر بد
( اَللّهُمَّ ذَا السُّلْطانِ الْعَظیمِ وَالْمَنِّ الْقَدیمِ وَالْوَجْهِ الْکَریمِ ذَا الْکَلِماتِ التّامّاتِ وَالدَّعَواتِ المُسْتَجابات عافِ فُلاناً مِنْ اَنْفُسِ الْجِنِّ وَ اَعْیُنِ الاِْنْسِ ).خدایا اى صاحب سلطنت بزرگ و نعمت دیرین و ذات بزرگوار و صاحب کلمات تام و تمام و دعاهاى مستجاب شده عافیت ده فلانى را از نفسهاى جنیان و چشم مردم.

 

-

دعای باطل کردن طلسم ، دفع جن و شیاطین و طلسم   
دعاهای مجرب ذیل برای درمان صرع (موارد خاص) و نیز دفع و جلوگیری و از هر گونه سحر و طلسم و بستگی و همچنین باطل کردن آن است. همچنین  برای دور نمودن و دفع سریع شر جن و شیاطین و جادوگران بسیار مجرب و نافع است.

براى دفع شیاطین و جادوگران

اِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذى خَلَقَ السَّمواتِ وَالاْرْضَ فى
همانا پروردگار شما کسى است که آفرید آسمانها و زمین را در
سِتَّةِ اَیّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِى اللَّیْلَ النَّهارَ یَطْلُبُهُ حَثیثاً وَ الشَّمْسَ
شش روز سپس به عرش پرداخت ، بپوشاند شب را به روز که با شتاب از دنبال آن رود و مهر
وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِاَمْرِهِ اَلا لَهُ الْخَلقُ وَالاْمْرُ تَبارَکَاللَّهُ رَبُّ
و ماه و ستارگان تحت فرمان اویند بدانید که از اوست آفرینش و فرمان بزرگست خدا پروردگار
الْعالَمینَ اُدْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ وَلاتُفْسِدُوا فِى
جهانیان بخوانید پروردگار خویش را به زارى و پنهانى که او تجاوزکاران را دوست ندارد و فساد نکنید در روى
الاْرْضِ بَعْدَ اِصْلاحِها وَادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً اِنَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَریبٌ مِنَ
زمین پس از اصلاح آن و بخوانید خدا را با بیم و امید براستى که رحمت خدا نزدیک است
الْمُحْسِنینَ
به نیکوکاران
و در بعضى روایت است که تا تَبارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمینَ بخواند
 که بر هر یک از برگ و دانه درخت اسفند ملکى موکّل است که با آنها هست تا آنکه بپوسد و ریشه اش و شاخش غم و سحر را برطرف مى کند و در دانه اش شفاى هفتاد درد است پس مداوا کنید به اسفند و کُنُدر
 که مصروعى را دید پس طلب کرد قدحى از آب و خواند بر آن حمد و معوّذتین و دمید در قدح پس امر فرمود که از آن آب بر سر و صورتش ریختند تا به هوش آمد و فرمود دیگر عود نخواهد کرد بسوى تو هرگز
و روایت شده از حضرت رسول صلى الله علیه و آله که اگر جنّ سنگى افکند آن سنگ را بگیرد و بیافکند به همان موضعى که سنگ از آنجا آمده و بگوید:
حَسْبِىَ اللَّهُ وَ کَفى وَ
بس است مرا خدا و کافى است و
سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ دَعا لَیْسَ وَراءَ اللَّهِ
مى شنود خدا دعاى کسى را که بخواندش و برتر از خدا جایى نیست
مُنْتَهى

و نیز از براى شرّ جنّیان نگاه داشتن مرغ و خروس و کبوتر و بزغاله در خانه نافع است
و نیز از براى شرّ جنّیان در سفر و بیابان و مواضع هولناک آن از حضرت صادق علیه السلام مروى است که دست بر بالاى سر گذارد و به صداى بلند بخواند
اَفَغَیْرَ دینِ اللَّهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ اَسْلَمَ مَنْ فِى السَّمواتِ وَالاْرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ اِلَیْهِ یُرْجَعُونَ
آیا غیر دین خدا را مى جویید با اینکه برایش تسلیم گشته آسمانها و زمین از روى میل و اکراه و بسویش بازگردند
و نیز در بیابان در مواضع مُوحشه و هولناک وارد شده است که بلند اذان گویند.
 


دعای حفظ از بلا ، دعای حفظ از دشمن
دعایی برای حفاظت و امان  از شر جن و انس:د.

و دعا این است:
 امان از شرّ جن و انس

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ مَا شَاءَ اللَّهُ کَانَ وَ مَا لَمْ یَشَأْ لَمْ یَکُنْ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِ‏ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عِلْماً اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ نَفْسِی وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دَابَّةٍ أَنْتَ آخِذٌ بِناصِیَتِها إِنَّ رَبِّی عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ‏.





دعای حفظ از بلا ، دعای حفظ از دشمن
دعایی برای حفاظت و امان  از شر جن و انس
و آن دعایی است که در کتاب مهج الدعوات و منهج العنایات سید بن طاووس از قول  پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده است. دعائی است بسیار مجرب و موثر و فواید و نتایج عظیمه در حفظ و رفع بلا، در امان ماندن و تحصین از جمیع بلایا و آسیبها دارد.

و دعا این است:
دعاى پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم براى امان از شرّ جن و انس

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ مَا شَاءَ اللَّهُ کَانَ وَ مَا لَمْ یَشَأْ لَمْ یَکُنْ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِ‏ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عِلْماً اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ نَفْسِی وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دَابَّةٍ أَنْتَ آخِذٌ بِناصِیَتِها إِنَّ رَبِّی عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ‏.

دعای باطل کردن طلسم ، دعای دفع چشم زخم
دعای باطل کردن طلسم تفریق و تبغیض و دعای دفع چشم زخم
آیات شریفه ذیل برای باطل کردن طلسم و سحر تقریق و تبغیض است. افرادی که چشم زخم حسودان و یا دلایل مختلف دیگر مثل سحر و طلسم موجب تغییر رفتار و بستگی بین او و خانواده اش شده است و در حقیقت کسی که از اهل و عیالش بطور ناگهانی تنفر یافته و رفتارش تغییر کرده و دلیل آن هم مشخص نیست و تعادل رفتارش بهم خورده و این مساله باعث شده که خیلی زود هم عصبانی میشود و قدرت تحملش کم شده است اگر آیات شریفه بر او خوانده شود به اذن و اراده پروردگار فورا درمان خواهد شد.

آیات ذیل را بخواند:
(وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَآءً فَأَلّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَکُنْتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مّنَ النّارِ فَأَنقَذَکُمْ مّنْهَا کَذَلِکَ یُبَیّنُ اللّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلّکُمْ تَهْتَدُونَ) [آل عمران:103]

(وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مّنْ غِلّ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الأنْهَارُ وَقَالُواْ الْحَمْدُ للّهِ الّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کُنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلآ أَنْ هَدَانَا اللّهُ لَقَدْ جَآءَتْ رُسُلُ رَبّنَا بِالْحَقّ وَنُودُوَاْ أَن تِلْکُمُ الْجَنّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ) [الأعراف:43]

( وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مّنْ غِلّ إِخْوَاناً عَلَىَ سُرُرٍ مّتَقَابِلِینَ) [الحجر:47]

( وَأَلّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأرْضِ جَمِیعاً مّآ أَلّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنّ اللّهَ أَلّفَ بَیْنَهُمْ إِنّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ) [الأنفال:63]

( إِنّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتّقُواْ اللّهَ لَعَلّکُمْ تُرْحَمُونَ)[الحجرات:10]

( عَسَى اللّهُ أَن یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَ الّذِینَ عَادَیْتُم مّنْهُم مّوَدّةً وَاللّهُ قَدِیرٌ وَاللّهُ غَفُورٌ رّحِیمٌ) [الممتحنة:7]

( وَقُل لّعِبَادِی یَقُولُواْ الّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنّ الشّیْطَانَ یَنزَغُ بَیْنَهُمْ إِنّ الشّیْطَانَ کَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوّاً مّبِیناً)[الإسراء:53]

(وَالّذِینَ جَآءُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلإِخْوَانِنَا الّذِینَ سَبَقُونَا بِالإِیمَانِ وَلاَ تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلاّ لّلّذِینَ آمَنُواْ رَبّنَآ إِنّکَ رَءُوفٌ رّحِیمٌ) [الحشر:10]

( أحِلّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصّیَامِ الرّفَثُ إِلَىَ نِسَآئِکُمْ هُنّ لِبَاسٌ لّکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لّهُنّ عَلِمَ اللّهُ أَنّکُمْ کُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنْکُمْ فَالاَنَ بَاشِرُوهُنّ وَابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ وَکُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتّىَ یَتَبَیّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الأبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الأسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمّ أَتِمّواْ الصّیَامَ إِلَى الّلیْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنّ وَأَنْتُمْ عَاکِفُونَ فِی الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا کَذَلِکَ یُبَیّنُ اللّهُ آیَاتِهِ لِلنّاسِ لَعَلّهُمْ یَتّقُونَ) [البقرة :187]

(وَسَارِعُوَاْ إِلَىَ مَغْفِرَةٍ مّن رّبّکُمْ وَجَنّةٍ عَرْضُهَا السّمَاوَاتُ وَالأرْضُ أُعِدّتْ لِلْمُتّقِینَ * الّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السّرّآءِ وَالضّرّآءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النّاسِ وَاللّهُ یُحِبّ الْمُحْسِنِینَ * وَالّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوَاْ أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذّنُوبَ إِلاّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرّواْ عَلَىَ مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ) [آل عمران:133-135]

( فَبِمَا رَحْمَةٍ مّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکّلْ عَلَى اللّهِ إِنّ اللّهَ یُحِبّ الْمُتَوَکّلِینَ) [آل عمران:159]

( وَدّ کَثِیرٌ مّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدّونَکُم مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفّاراً حَسَداً مّنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مّن بَعْدِ مَا تَبَیّنَ لَهُمُ الْحَقّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتّىَ یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنّ اللّهَ عَلَىَ کُلّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ) [البقرة:109]

(فَبِمَا نَقْضِهِم مّیثَاقَهُمْ لَعنّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً یُحَرّفُونَ الْکَلِمَ عَن مّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظّا مّمّا ذُکِرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطّلِعُ عَلَىَ خَآئِنَةٍ مّنْهُمْ إِلاّ قَلِیلاً مّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنّ اللّهَ یُحِبّ الْمُحْسِنِینَ ) [المائدة:13]

(وَلاَ یَأْتَلِ أُوْلُواْ الْفَضْلِ مِنکُمْ وَالسّعَةِ أَن یُؤْتُوَاْ أُوْلِی الْقُرْبَىَ وَالْمَسَاکِینَ وَالْمُهَاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلْیَعْفُواْ وَلْیَصْفَحُوَاْ أَلاَ تُحِبّونَ أَن یَغْفِرَ اللّهُ لَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رّحِیمٌ) [النور:22]

(وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لّتَسْکُنُوَاْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مّوَدّةً وَرَحْمَةً إِنّ فِی ذَلِکَ لاَیَاتٍ لّقَوْمٍ یَتَفَکّرُونَ) [الروم:21]

( هُوَ الّذِی خَلَقَکُمْ مّن نّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْکُنَ إِلَیْهَا فَلَماّ تَغَشّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِیفاً فَمَرّتْ بِهِ فَلَمّآ أَثْقَلَتْ دّعَوَا اللّهَ رَبّهُمَا لَئِنْ آتَیْتَنَا صَالِحاً لّنَکُونَنّ مِنَ الشّاکِرِینَ) [الأعراف:189]

( وَإِذْ تَقُولُ لِلّذِیَ أَنعَمَ اللّهُ عَلَیْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَاتّقِ اللّهَ وَتُخْفِی فِی نِفْسِکَ مَا اللّهُ مُبْدِیهِ وَتَخْشَى النّاسَ وَاللّهُ أَحَقّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمّا قَضَىَ زَیْدٌ مّنْهَا وَطَراً زَوّجْنَاکَهَا لِکَیْ لاَ یَکُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِیَ أَزْوَاجِ أَدْعِیَآئِهِمْ إِذَا قَضَوْاْ مِنْهُنّ وَطَراً وَکَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولاً) [الأحزاب:37]

(وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلا مِنْ قَبْلِکَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّیَّةً وَمَا کَانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ لِکُلِّ أَجَلٍ کِتَابٌ) [الرعد:38]

( وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ بَنِینَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَکُمْ مِنْ الطَّیِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ) [النحل:72]

( إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فَاکِهُونَ * هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِی ظِلالٍ عَلَى الأَرَائِکِ مُتَّکِئُونَ * لَهُمْ فِیهَا فَاکِهَةٌ وَلَهُمْ مَا یَدَّعُونَ) [یس:55-57]

قوله تعالى: (وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مّمّن دَعَآ إِلَى اللّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً وَقَالَ إِنّنِی مِنَ الْمُسْلِمِین).

- - - - - - - - - - - - - - - -

دعای باز کردن بسته شده ، شیوه و روش باطل کردن طلسم     :

جهت باز کردن بسته شده ، اول سوره إنّا فتحنا تا مستقیماً بنویسد(فتح ،1ـ2) ، و سوره «إِذَا جَآءَ نَصْرُ اللَّهِ» و این آیات را : «وَ مِنْ ءَایَـتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُواْ إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِى ذَ لِکَ لاََیَـات لِّقَوْم َیتَفَکَّرُونَ» (روم ،21) ; «ادْخُلُواْ عَلَیْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ» (مائده ،23) ; «فَفَتَحْنَآ أَبْوَابَ السَّمَآءِ بِمَآء مُّنْهَمِر * وَ فَجَّرْنَا الاَْرْضَ عُیُونًا فَالْتَقَى الْمَآءُ عَلَى أَمْر قَدْ قُدِرَ» (قمر ،11ـ12) ; «قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى * وَ یَسِّرْ لِى أَمْرِى * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِى * یَفْقَهُواْ قَوْلِى » (طه ،25ـ28) ; «وَ تَرَکْنَا بَعْضَهُمْ یَوْمَـئِذ یَمُوجُ فِى بَعْض وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ فَجَمَعْنَـهُمْ جَمْعًا» (کهف ،99) ; «کذلک حللت فلان بن فلان عن بنت فلانة» ; «لَقَدْ جَآءَکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ * فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُلْ حَسْبِىَ اللَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ» (توبه ، 128 و 129) ; پس این نوشته را همراه او نموده و بر او آویزان کنند.

روش و نحوه باطل کردن طلسم , باطل کردن طلسم  
روش و نحوه باطل کردن طلسم ، اقسام سحر و طلسم و روشهای پیشگیری از آن:
روشهای مختلفی برای باطل کردن طلسم و جادو وجود دارد که این بستگی به نوع طلسم و طبع آن دارد. نحوه و روش باطل کردن طلسم با توجه به نوع و طبع آن است که میتواند بخورات خاص خود را داشته باشد. در واقع بخورات باطل کردن طلسم هم از موارد ضروری برای انجام صحیح باطل شدن و یا استخراج طلسم است.
سحر در لغت به معناى کار لطیف، ظریف و عجیبى است که علت آن مخفى است و درعرف شرع به کارى مى‏ گویند که سبب و علتش مخفى باشد و انسان خیال کند که واقعیت دارد، ولى خدعه و فریب‏کارى باشد.56.
اللهم بسر هذه الدعوات المستجابات أن تقضی لنا جمیع الحاجات وأن تطهرنا من جمیع السیئات وأن تنجینا من جمیع الأهوال والآفات ، وأن ترفعنا عندک أعلى الدرجات ، وأن تبلغنا أقصى الغایات من جمیع الخیرات فی الحیاة وبعد الممات ونسألک أن تُفَرِّجَ عنا ما نحن فیه وأن تُقَدِّرَ لنا الخیر فیما نریده ونوینا علیه وأن تعصمنا من الفتن والمعاصی والفحشاء وأن تحفظنا وأهلنا وذریتنا وأحبابنا فیک ولمن وصانا ووصیناه بالدعاء من کل سوء وشر وبلاء وأن تنصرنا على جمیع الحساد والأعداء . وأن تجعلنا من الذین لا خوف علیهم ولاهم یحزنون.

سحر و طلسم را انواع مختلفی است که دو سبب مهم دارد یکی سبب مادی و دیگری سبب غیر مادی که هر دو این تقسیمات جزو علوم غریبه است. سبب مادی سحر بخودی  خود میتواند محسوس یا غیر محسوس باشد. سبب غیر مادی سحر همان بخشی است که به علم تسخیرات و دعوات مربوط میشود و در آن دعواتی مثل برهتیه و هوتریه  … از این قبیل در آن مورد استفاده قرار میگیرد و معزم جهت انجام امور مورد نظر خود از نیروهای موکلین و خدام استفاده میکند.
نکته مهم این است که بخشی از سحر و طلسم در واقع زاده تخیل و تردستی است و در قرآن کریم هم (در داستان مقابله حضرت موسی (ع) با ساحران) به این مساله اشاره شده است. ( سوره های مبارکه طه و اعراف ).
بخش دیگر از سحر که واقعی است و در عالم واقع تاثیر گذار است نیز وجود دارد که البته با انجام طلسمات و خواندن اوراد و اذکاری خاص توسط سحر کننده رخ میدهد. در قرآن کریم در داستان هاروت و ماروت که به مردم سحر می آموختند نیز به این جنبه از سحر اشاره گردیده است (فیتعلمون منها ما یفرقون به بین المرء و زوجه) (آیه 102 سوره مبارکه بقره).
زمانی یکی از ساحران  به حضور امام صادق(ع) رسیده و گفت: حرفه من سحر بوده است و در برابر آن مزد مى ‏گرفتم.
خرج زندگى من از همین راه تأمین مى ‏شد و با همان درآمد، حج خانه خدا را انجام داده ‏ام، ولى اکنون آن را ترک نموده و توبه کرده ‏ام. آیا براى من راه نجاتى هست؟
: “
عقده و گره سحر را باز کن، ولى گره جادوگرى مزن

105.)

آنچه ازاین حدیث شریفه مستفاد میشود این است که اگر آموختن سحر، جهت ابطال آن و مقابله با ساحران باشد، آموختن و عمل نمودن به آن بلا اشکال است. لازم به ذکر است که حتی برخی مواقع جنبه وجوب کفایی پیدا میکند.
 
چند روش ساده و مهم برای جلوگیری از سحر عبارتند از:
1.
خواندن روزانه و منظم سوره‏ هاى فلق و ناس و آیه الکرسی شریفه.
2.
صدقه دادن.
3.
به همراه داشتن برخی از تعویذات مجربه مثل حرز حضرت علی(ع):
(
بِسمِ الله وَ بِالله، بِسمِ الله وَ ما شاءَالله، بِسم الله لاحَولَ ولاقُوّه الا بالله، قال موسی ما جِئتُم بِه السِّحر انّ الله سَیُبطِلُه انّ الله لا یُصلحُ عَمل المُفسدین، فَوقَع الحَق و بَطل ما کانوا یَعمَلون فغلبوا هُنالکَ وانقَلِبوا صاغرین).  

اللهم صل على سیدنا محمد وعلى آله وسلم صلاه تفتحُ بیننا وبینه فتحاً مبیناً. - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

روش باطل کردن طلسم , ابطال سحر و طلسم , باطل السحر قوی , باطل کردن طلسم و جادو   
:
سحر واقعیت دارد و به اذن خدا اثر و ضرر مى کند و چون تو را سحر کردند دستت را تا محاذى صورتت بالا ببر و بخوان :باسم الله العظیم باسم الله العظیم رب العرش العظیم الا ذهبت و انقرضت.
وى مى گوید مردى درباره چشم زخم از حضرت پرسش کرد حضرت فرمود، آن نیز واقعیت دارد، و اگر گرفتار آن شدى دست را تا محاذى صورت بالا ببر و بخوان : (حمد) و (توحید) و (معوذتین ) و دست ها را بر پیشانى بمال که به اذن خدا مفید خواهد بود.

 فقل : هو حق وهو یضر بإذن الله تعالى ، فإذا أصابک ذلک فارفع یدک حذاء وجهک واقرأ علیها ( باسم الله العظیم باسم الله العظیم رب العرش العظیم إلا ذهبت وانقرضت ). قال : وسأله رجل عن العین ؟ فقال : حق ، فإذا أصابک ذلک فارفع کفیک حذاء وجهک واقرأ ( الحمد لله ) و ( قل هو الله أحد ) والمعوذتین ، وامسحهما على نواصیک فإنه نافع بإذن الله.

 لبید یهودى سحر کرد، جبرئیل معوذتین را براى حضرت آورد حضرت على (علیه السلام) را خواست و نخى را دوازده گرده زد و به او فرمود: به ته چاه رزوان برو و آیه اى بخوان و گرهى را بگشاى على (علیه السلام) به اندرون چاه رفت و هم چنان کرد، حضرت از سحر آسوده گشت .

وروی عن أبی عبد الله ( علیه السلام ) أنه سئل عن المعوذتین ؟ قال : إن رسول الله ( صلى الله علیه وآله وسلم ) سحره لبید بن أعصم الیهودی ، فأتاه جبریل ( علیه السلام ) بالمعوذتین ، فدعا علیا فعقد له خیطا فیه اثنا عشر عقدة ، فقال : انطلق إلى بئر ذروان فأنزل إلى القلیب فاقرأ آیة وحل عقدة فنزل علی ( علیه السلام ) واستخرج من القلیب فتحلل ذلک عن رسول الله ( صلى الله علیه وآله وسلم ).

ابن عباس گوید: لبید یهودى پیغمبر را سحر کرد، و سحر را در چاه رزوان انداخت حضرت بیمار شد، در حالى که حضرت به خواب بود دو فرشته آمدند، یکى از آن دو کنار سر حضرت و دیگرى پهلوى پاى او نشست ، و قضیه را به وى خبر دادند، که تو را سحر کرده اند و سحر را در زیر پوست در زیر سنگى در چاه رزوان گذارده اند. پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم) بیدار شد و على (علیه السلام) و زبیر و عمار را فرستاده تا آب چاه را کشیدند و سنگ را برداشتند و سحر را در آوردند و دیدند که در آن موهاى سرى است با دندانه هایى از شانه که 11 گره با سوزن بر آن زده اند، در این موقع معوذتین وحى شد، هر گرهى را که مى گشودند، آیه اى از آنها را مى خواندند، حضرت احساس سبکى کرد و برخاست گویا از قید و زنجیر آزاد شده ، و عقال از پاى او برداشته اند و جبرئیل مى گفت : بسم الله ارقیک من کل شى ء یؤ ذیک من حاسد و عین و الله یشفیک .

وعن ابن عباس قال : إن لبید بن أعصم الیهودی سحر رسول الله ( صلى الله علیه وآله وسلم ) ثم دس ذلک فی بئر لبنی زریق فمرض رسول الله ( صلى الله علیه وآله وسلم ) فبینا هو نائم إذ أتاه ملکان فقعد أحدهما عند رأسه والاخر عند رجلیه فأخبراه بذلک وأنه فی بئر ذروان فی جف طلعة تحت راعوفة ـ والجف قشر الطلع. والراعوفة حجر فی أسفل البئر یقوم علیه الماتح ـ فانتبه رسول الله ( صلى الله علیه وآله وسلم ) وبعث علیا ( علیه السلام ) والزبیر وعمارا فنزحوا ماء تلک البئر ثم رفعوا الصخرة وأخرجوا الجف فإذا فیه مشاطة رأسه وأسنان من مشطه وإذا هو معقد فیه إحدى عشر عقدة عقد مغروزة بالابر ، فنزلت هاتان السورتان فجعل کلما یقرأ آیة انحلت عقدة ووجد رسول الله ( صلى الله علیه وآله وسلم ) خفة فقام کأنما أنشط من عقال ، وجعل جبریل ( علیه السلام ) یقول : ( باسم الله أرقیک من کل شیء یؤذیک من حاسد وعین والله یشفیک ).



دعای دفع چشم زخم و چشم نظر , دعای چشم زخم    
سوره حمد را بخواند و بنویسید: باسم الله اعیذ فلان بن فلانه بکلمات الله التامات من شر ما خلق و ذراء و براء و من کل عین ناظره واذن سامعه ولسان ناطق ان ربى على صراط مستقیم ، و من شر الشیطان و عمل الشیطان و خیله ورجله ، و قال لا تدخلوا من باب واحد وادخلوا من ابواب متفرقه .

دعای دفع چشم زخم 
اللهم رب مطر حابس ، و حجر یابس ، و لیل دامس ، و رطب و یابس رد عین العین علیه فى کیده و نحره و ماله ، فارجع البصر هل ترى من فطور، ثم ارجع البصر کرتین ینقلب الیک البصر خاسئا وهو حسیر.


) برای حفظ و ایمنی از جمیع بلایا   

(
بسم الله الرحمن الرحیم ، أعوذ بالرحمن منک إن کنت تقیا ، ( اخسؤا فیها ولا تکلمون ) ، أخذت سمعک وبصرک بسمع الله وبصره وأخذت قوتک وسلطانک بقوة الله وسلطان الله الحاجز بینی وبینک بما حجز به أنبیاءه ورسله وسترهم من الفراعنة وسطواتهم ، جبریل عن یمینی ومیکائیل عن یساری ومحمد أمامی والله محیط بی یحجزک عنی ویحول بینک وبینی بحوله وقوته حسبی الله ونعم الوکیل ما شاء الله کان وما لم یشأ لم یکن ) ـ ویکتب آیة الکرسی على التنزیل ـ ( ولا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم ) [ویحملها].
ترجمه حرز: این حرز در جیب باشد: (بسم الله الرحمن الرحیم ، اگر متقى باشى به خدا از شر تو پناه مى برم ) (ساکت شوید و حرف نزنید) (به یارى سمع و بصر خدا سمع و بصر تو را مى گیرم ، و قوت تو را به یارى قوت حق ، تسخیر مى نمایم )… (جبرئیل در طرف راست و میکائیل در طرف چپ و محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) در جلوى روى من نگهبان من باشند و خداوند بر من احاطه دارد و تو را از من براند…) و آیة الکرسى را بنویسد… و با خود نگاه دارد.

دعای مجرب باطل کردن سحر و طلسم  
(
حرز ذیل)  بر رقعه اى نوشته شود و بر سحر شده بیاویزند:
(
قال موسى ما جئتم به السحر ان الله سیبطه ان الله لا یصلح على المفسدین ، و یحق الله الحق بکلماته ولو کره المجرمون واوحینا الى موسى اءن اءلق عصاک فاذا هى تلقف ما یاءفکون ، فوقع الحق و بطل ما کانوا یعملون ، فغلبوا هنالک و انقلبوا صاغرین .)

هفت بار بر سحر شده بخواند: ( سنشد عضدک باءخیک ، و نجعل لکما سلطانا فلا یصلون الیکما بآ یاتنا اءنتما و من اتبعکما الغالبون.)


- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

باطل کردن طلسم به روش قرآنی – باطل السحر مجرب  
قبلا مطالبی مختصر پیرامون انواع سحر و طلسم و چگونگی جلوگیری از آنها و باطل کردن آنها بیان شده است. روشهای قرآنی متفاوت و موثری برای ابطال سحر وجود دارد (مثلا استفاده از ادعیه معتبره و حرزهای کاربردی و مجرب) که در کتب مختلفه آمده است وهمگی کمابیش با آنها آشنا هستند.
در ذیل نحوه باطل کردن چند نوع سحر و طلسم با مدد گرفتن از روشهای قرآنی مذکور می افتد:

1-
باطل کردن سحر و طلسم محبت 
نشانه های این طلسم شور و رغبت و محبت زیاده از حد و غیر عادی است. از طرف دیگر کثرت در مباشرت و اطاعت کورکورانه و بی دلیل از طرف مقابل است.
(
در این نوع طلسم و سحر ، ساحر و طلسم کننده ، مرد یا زن را به نسبت به یکدیگر محبوب میکند. این نوع سحر میتواند موجب شود که حتی فرد مورد نظر از مادر و خواهر و اقوام درجه یک خود اکراه و تنفر پیدا کند و فقط زوجه خود را ببیند و رضایت او مد نظرش قرار گیرد. از طرف دیگر این نوع سحر میتواند مثل یک شمشیر دولبه عمل کند و باعث شود که زوج نسبت به زوجه اش متنفر شود همچنان که نسبت به سایر زنها این احساس را پیدا میکند.)

یک روش علاج و درمان طلسم محبت: 
آیات رقیه مخصوص ابطال سحر را ((غیر از آیه شریفه 102 از سوره مبارکه بقره و بجای آن آیات چهاردهم و پانزدهم و شانزدهم از سوره مبارکه تغابن ( یا ایها الذین آمنوا إن من أزواجکم …) جهت درمان مسحور استفاده فرمایید.))
این درمان غالبه با احساس درد در معده و تخدیر و سردرد و تنگی نفس و تهوع همراه است ( در صورتی که طلسم و سحر نوشیدنی یا خوراکی بوده باشد). برای درمانش باید هفت مرتبه آیات شریفه ابطال سحر و آیه الکرسی بر آب پاک خوانده شود و شخص مسحور از آن بنوشد. نشانه اولیه برای ابطال این نوع طلسم خوراکی این است که پس از نوشیدن آبی که بر آن رقیه مخصوصه خوانده شده است ، فرد مسحور، چیزی زرد یا سرخ یا سیاه بالا بیاورد (استفراغ کند). این اولین نشانه ابطال این نوع سحر است. در غیر این صورت باید به مدت سه هفته از آب پاکی که بر آن آیات شریفه سوره های (یونس آیات 81 و 82و سوره مبارکه الاعراف از آیه 117 تا آیه شریفه 122 – و سوره مبارکه طه آیه شریفه 69 ) قرائت شده باشد بنوشد که به اذن خداوند تبارک و تعالی رفع مشکل شود.    

آیات شریفه برای رقیه مخصوص ابطال سحر عبارتند از:  
سورة الفاتحة
سورة البقرة از آیه 1 – 5
سورة البقرة الایة 102 هفت مرتبه
سورة البقرة از آیه 163 – 164
سورة البقرة آیة الکرسی آیه 255
سورة البقرة آخر السورة از آیه 285 – 286
سورة ال عمران از آیه 18 – 19
سورة الاعراف از آیه 54 – 56
سورة الاعراف از آیه 117 – 122 هفت مرتبه ، و این فرموده خداوند تبارک و تعالی را سی مرتبه تکرار کند ( وألقى السحرة ساجدین).
سورة یونس از آیه 81 – 82 این فرموده خداوند تبارک و تعالی را هفتاد مرتبه تکرار (إن الله سیبطله ).
سورة طه آیه 69 هفت مرتبه
سورة المؤمنون از آیه 115 – 118
سورة الصافات از آیه 1 – 10
سورة الاحقاف از آیه 29 – 32 این فرموده خداوند تبارک و تعالی را هفت مرتبه تکرار کند ( یاقومنا أجیبوا داعی الله ).
سورة الرحمن از آیه 33 – 36
سورة الحشر از آیه 21 – 24
سورة الجن از آیه 1 – 9
سورة الاخلاص
سورة الفلق ( نه مرتبه) .
سورة الناس .

2-
باطل کردن سحر و طلسم مرض و بیماری   
(
در این نوع طلسم و سحر، جن خبیث در مرکز سمع و بصر و دست و پای فرد مورد نظر رخنه میکند. در این حالت میتواند موجب کوری و یا از دست دادن شنوایی فرد شود یا او را فلج کند. از نشانه های این طلسم و سحر ، احساس درد متوالی در یکی از اعضاء و یا حالات صرع و تشنجات و یا فلج و از کار افتادن جزیی و کلی اعضاء و یا از بین رفتن برخی از حواس فرد میباشد. این حالات دقیقا شبیه به حالات مرض طبیعی اعضای انسان است. تنها طریق تشخیص این امراض سحر و طلسم از امراض طبیعی جسم این است که رقیه و آیات باطل کننده طلسم بر آن فرد قرائت شود. اگر فرد مریض در زمان قرائت احساس سرگیجه یا سردرد یا اضطراب و لرز کند یا اینکه جسمش دچار تغیر شدید شود، باید مطمئن شد که مشکل پیش آمده در نتیجه طلسم یا حسد و یا چشم زخم است .اگر این تغییرات مشاهده نشد پس باید توسط اطباء و پزشکان معالجه گردد.)
همانگونه که ذکر شد مهمترین نشانه های طلسم و سحر مرض و بیماری ، درد مشخص در عضوی از اعضای بدن است که برای آن علاج یا درمانی وجود ندارد. درد و فلج و عجز کلی عضوی از اعضای بدن با یک علت ناشناخته. عجز و تعطل یکی از حواس انسان.

یک روش علاج این نوع سحر و طلسم  
رقیه ابطال سحر و طلسم مذکور را سه مرتبه انجام دهد. در صورتی که درمان کامل نشد (در وضعیت حاد) اعمال زیر را نیز انجام دهد:
سوره فاتحه الکتاب را هفت مرتبه ، آیه الکرسی را هفت مرتبه ، معوذات را سه مرتبه بخواند. در مرحله آخر نیز ، رقیه ذیل را بر روغن سیاه دانه بخواند و بر روی پیشانی و نیز بر مکان درد بمالد (صبحها و عصرها این عمل را انجام دهد و این عمل را تا چهل روز یا بیشتر پی در پی ادامه دهد تا کاملا به اذن خداوند تبارک و تعالی بهبودی حاصل شود). 
و آن رقیه این است:
1-
الفاتحة.
2-
المعوذات.
3- (
وننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمؤمنین ) هفت مرتبه.
4- (
بسم اللة أرقیک والله یشفیک من کل داء یؤذیک ومن کل نفس او عین حاسد یشفیک ) هفت مرتبه .
5- (
اللهم رب الناس إذهب البأس واشف أنت الشافى لا شفاء إلا شفاؤک شفاء الا یغادر سقما ) هفت مرتبه.

3-
باطل کردن طلسم و سحر جنون   
سحر و طلسم جنون یعنی طلسمی که موجب شرود و زوال عقل و فراموشی شدید و خطای شدید در گفتار و نظرات و افعال و از این قبیل است.
(
این نوع سحر و طلسم همان است که جن خبیث (جنی) در ذهن فرد مستقر میشود و باعث فراموشی شدید و نقصان کلام فرد و بی قراری شدید میشود و بسیار آسیب زا میباشد. (نعوذ بالله من عمل الشیاطین). 

یک روش علاج:  
در این نوع سحر ، باید بر مسحور رقیه خاصه جهت ابطال سحر قرائت شود و در موارد شدید بایستی آیات شریفه مخصوص ابطال سحر بر فرد مسحور قرائت شود:
سوره البقرة – هود – الحجر – الصافات – ق – الرحمن – الملک – الجن – الاعلى – الز لزلة – الهمز ة – الکا فرون – المعوذتین .
این قرائت حتما باید دوبار در هر روز انجام شود ( به مدت یکماه تمام و حتی ممکن است سه ماه هم به طول بیانجامد) . در طول مدت ابطال سحر و درمان فرد مسحور باید از آب پاکی که بر آن آیات خاصه ابطال سحر خوانده شده است بنوشد

4-
باطل کردن طلسم بخت (باز شدن بخت بسته شده)   
ازدواج کردن و تشکیل خانواده از امور موکد در اسلام است. اما در برخی از موارد انجام این عمل به دلایلی مشخص یا نامشخص دچار وقفه و تعطل میگردد. در برخی موارد این مساله همان تعطیل الزواج است. با وجود اینکه فرد دوست دارد که ازدواج کند ولی به هر دلیل این عمل جور نمیشود و مشکلات عدیده در سر راه قرار میگیرد (بصورت غیر عادی و به کرات و مرات). این مسئله به گونه ای است که فرد را نسبت به ازدواج دلسرد میکند و حتی ممکن است ازدواج و تشکیل خانواده را بفراموشی بسپارد. نحوه عمل این نوع طلسم در مورد دختر خانمها متفاوت است (دیده نشدن و مطرح نشدن توسط دیگران جهت ازدواج ، تعدد خواستگار داشتن ولی سرنگرفتن ازدواج ، عدم تمایل به ازدواج ، خواستگارهای غیر قابل قبول و مطرح شدن بحث ازدواج و سپس به فراموشی سپرده شدن و…..البته نتیجه نیز همان است که ذکر شد.

یک روش علاج:  
دعاهای مختلفی برای سحر تعطیل الزواج (طلسم و سحر بخت و ازدواج) ذکر گردیده است. یک روش بسیار موثر قرآنی برای ابطال این نوع سحر و طلسم، (و صورت گرفتن ازدواج موفق و نیکو) انجام اعمال ذیل است:
1-
وضو قبل از خواب ، سپس آیه الکرسی – سپس معوذات را بخواند و در کف دستهایش بدمد و سپس دستهایش را بر بدنش بمالد (سه مرتبه این عمل را تکرار کند).
2-
گوش دادن به قرائت آیه الکرسی (میتواند از قرائت ضبط شده استفاده کند و روزی یک مرتبه به آن گوش دهد.)
3-
گوش دادن به قرائت معوذات (سوره های مبارکه الاخلاص – الفلق – الناس ) چندین مرتبه پی در پی . (میتواند از قرائت ضبط شده استفاده کند) و روزی یک مرتبه به آن گوش کند.
4-
همچنین رقیه ابطال سحر ذکر شده را بر آب پاک قرائت کند و با آن آب غسل کند. هر سه روز یکبار این عمل را انجام دهد.
5-
بعد از نماز صبح ، یکصد مرتبه بگوید : ( لا إله إلا الله وحده لا شریک له ، له الملک و له الحمد یحیى و یمیت و هو على کل شىء قدیر).
اعمال مذکور را به مدت یک ماه کامل انجام دهد به اذن و اراده خداوند تبارک و تعالی کارش انجام میشود و حاجت میگیرد.  

5-
باطل کردن طلسم و سحر خمول 
(
در این سحر و طلسم، طلسم کننده یا ساحر که جنی را در خدمت دارد (جن کافر) او را امر به ضربه زدن به فرد مورد نظر میکند و این موکل هم با مستقر شدن در ذهن و مخ فرد مورد نظر، او را گوشه گیر و منزوی میکند به گونه ای که زمین گیر میشود و عوارض آن پس از این امر ظاهر میشود. فرد مسحور در این حالت دچار فکر مشوش بوده و دچار کم حرفی شدید و سکون و یکجا نشینی و انزوای شدید و سردرد مداوم میشود و در برخی موارد حتی از حمام کردن اجتناب و اکراه شدید دارد.)   

یک روش علاج:  
روزانه سه مرتبه به قرائت سوره های شریفه ذیل گوش فرا دهد:
الفاتحه – البقرة -آل عمران – یس – الصافات – الدخان الذاریات الحشر المعارج الغاشیة الزلزلة القارعة.
بار اول صبح ، مرتبه دوم عصر و مرتبه سوم قبل از خواب.
این عمل را به مدت چهل و پنج روز ادامه دهد. ضمن اینکه باید همراه با نوشیدن و اغتسال از آبی باشد که بر آن رقیه خاصه باطل السحر قرائت شده است.

*****

اللهم یا غفار الذنوب ، یا ستار العیوب ، یا قابل التوب ، یا واسع المغفرة ، یا من کتب على نفسه الرحمة ، یا رفیع الدرجات ، یا سامع الأصوات یا مجیب الدعوات ، یامن لا على أمره أمر یا فعال لما یرید ، یا هادی الذین آمنوا إلى صراط مستقیم ، یا ذا الرحمة الواسعة ، یا ذا الفضل والنعم ، یا ذا القوة المنین یا ذی الفضل على المؤمنین ،یا ذا العفو والمغفرة ، یامن لا یضیع أجر المحسنین ، یامن عنده مفاتیح الغیب یامن لایعزب عنه مثقال ذرة فی الأرض ولا فی السماء ، یامن یعلم السر وأخفى ویعلم ماتکتمون یامن له مقالید السموات والأرض وهو السمیع العلیم ، یامن له الأسماء الحسنى ، یامن له الحمد فی الأولى والآخرة وإلیه ترجعون ، یا شاهداً غیر غائب یا قریب غیر بعید أسألک أن تصلی على سیدنا محمد وعلى آله وسلم.

*****
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

شناخت سحر و طلسم و روش پیشگیری از آن  
همانطور که میدانیم علوم غریبه علمی است مطلق. سحر و طلسم نیز حقیقتی است ثابت و البته قابل انکار نیست. در حقیقت سحر فقط به یک نوع یا شکل واحد خلاصه نمیشود بلکه انواع و اشکال مختلف بر آن مترتب است.
درواقع بر طلسمات رنگ خاصی مترتب نیست بلکه این نوعی تقسیم بندی در مورد نحوه عمل است و مثلا طلسم غیر رحمانی را طلسم سیاه، طلسم محبت را طلسم سرخ و طلسم ثروت را طلسم سبز مینامند. شرط اول و مهمترین شرط برای تاثیر سحر و طلسم این است که فرد طلسم کننده حتما موکلی (جنی ) را در اختیار داشته باشد (تسخیر جزئی یا کلی و به عبارتی داشتن حکم مربوطه جهت عمل به طلسمات) و این از بدیهیات تاثیر عمل است).
روشهای تاثیر طلسم و سحر مختلف است و برای تاثیرگذاری مثلا مدفون یا مشموم یا مرشوش یا ماکول است.در اینجا به برخی از انواع و اشکال سحر اشاره میشود و در پایان روش پیشگیری از آنها ذکر میگردد:

1
ـ سحر تفریق و ربط  
در این سحر و طلسم، ساحر اقدام به تفریق و جدایی میان زوج و زوجه (جدایی زن و شوهر) یا جدایی پدر و پسر یا برادر از برادر و از این قبیل مینماید. این سحر همان سحر تفریق و تبغیض است که نسبت آنرا تباین مینمامند. بدین معنا که دو نفر نسبت مباینت و میگیرند و از هم دور میشوند.
اما سحر ربط ، همانی است که طلسم کننده از طریق استعانت از شیاطین و جن (که در اغلب انواع سحر و طلسمات وجود دارد) اقدام به اعمال خبیثه میکند. این عمل بگونه ای است که جن کافر در ذهن فرد طلسم شده دخل و تصرف میکند. این عمل مثلا میتواند باعث بسته شدن یا ناتوانی در مباشرت حلال زن و شوهر شود هر چند که هر دو طرف قادر به مباشرت هستند ولی نیرویی مانع از این امر است. این نوع سحر و طلسم از بدترین انواع آن است که نفرت و جدایی میان زوجین و عداوت میان آنها را در طول زمان موجب میشود. (نعوذ بالله من عمل الشیاطین)

2
ـ سحر الخداع والتخییل:  
این نوع سحر در قوه ذهن انسان دخل و تصرف شدید دارد و بگونه ای است که انسان چیزهای ثابت را متحرک یا چیز متحرک را ثابت ببیند یا بزرگ را کوچک و کوچک را بزرگ ببیند و در واقع اشیاء را در شکل غیر حقیقی خود میبیند و این همان سحر تخییل است.  

3
ـ سحر جنون:  
این نوع سحر و طلسم همان است که جن خبیث (جنی) در ذهن فرد مستقر میشود و باعث فراموشی شدید و نقصان کلام فرد و بی قراری شدید میشود و بسیار آسیب زا میباشد. (نعوذ بالله من عمل الشیاطین).  

4
ـ سحر الخمول:  
در این سحر و طلسم، طلسم کننده یا ساحر که جنی را در خدمت دارد (جن کافر) او را امر به ضربه زدن به فرد مورد نظر میکند و این موکل هم با مستقر شدن در ذهن و مخ فرد مورد نظر، او را گوشه گیر و منزوی میکند به گونه ای که زمین گیر میشود و عوارض آن پس از این امر ظاهر میشود. فرد مسحور در این حالت دچار فکر مشوش بوده و دچار کم حرفی شدید و سکون و یکجا نشینی و انزوای شدید و سردرد مداوم میشود و در برخی موارد حتی از حمام کردن اجتناب و اکراه شدید دارد.  

5
ـ سحر الهواتف:  
در این نوع سحر و طلسم، ساحر موکل خود را به سوی فرد مورد نظر ارسال میکند که او را در هنگام خواب و بیداری آزار دهد. در زمان خواب به شکل حیوانات مختلف و ترسناک خود را به او نشان میدهد. در عالم بیداری هم فرد مورد نظر صداهای عجیب و غریب میشنود و مثلا صدای افرادی را میشنود که او را صدا میزنند (ممکن است این صداها آشنا باشند یا نباشند) و از این قبیل . از نشانه های این نوع سحر و طلسم ، خوابهای ترسناک و شنیدن اصوات عجیب و غریب و کثرت وسواس است. 

6
ـ سحر المرض:  
در این نوع طلسم و سحر، جن خبیث در مرکز سمع و بصر و دست و پای فرد مورد نظر رخنه میکند. در این حالت میتواند موجب کوری و یا از دست دادن شنوایی فرد شود یا او را فلج کند. از نشانه های این طلسم و سحر ، احساس درد متوالی در یکی از اعضاء و یا حالات صرع و تشنجات و یا فلج و از کار افتادن جزیی و کلی اعضاء و یا از بین رفتن برخی از حواس فرد میباشد. این حالات دقیقا شبیه به حالات مرض طبیعی اعضای انسان است.  تنها طریق تشخیص این امراض سحر و طلسم از امراض طبیعی جسم این است که رقیه و آیات باطل کننده طلسم بر آن فرد قرائت شود. اگر فرد مریض در زمان قرائت احساس سرگیجه یا سردرد یا اضطراب و لرز کند یا اینکه جسمش دچار تغیر شدید شود، باید مطمئن شد که مشکل پیش آمده در نتیجه طلسم یا حسد و یا چشم زخم است . اگر این تغییرات مشاهده نشد پس باید توسط اطباء و پزشکان معالجه گردد.   

7
ـ سحر محبة:  
در این نوع طلسم و سحر ، ساحر و طلسم کننده ، مرد یا زن را به نسبت به یکدیگر محبوب میکند. این نوع سحر میتواند موجب شود که حتی فرد مورد نظر از مادر و خواهر و اقوام درجه یک خود اکراه و تنفر پیدا کند و فقط زوجه خود را ببیند و رضایت او مد نظرش قرار گیرد. از طرف دیگر این نوع سحر میتواند مثل یک شمشیر دولبه عمل کند و باعث شود که زوج نسبت به زوجه اش متنفر شود همچنان که نسبت به سایر زنها این احساس را پیدا میکند.  

انواع مختلف دیگری از سحر هم وجود دارد که در این مقال نمیگنجد. قبلا هم مطالبی در مورد عوارض و نشانه های سحر و طلسم و نیز روش و نحوه باطل کردن برخی از طلسمات بیان شده است.
نتیجه اینکه، سحر امری واقعی است و وجود دارد. بر هر فرد مسلمانی واجب است که با قرائت مداوم آیات حفظ و معوذتین و فاتحه الکتاب و قرائت ادعیه معتبره دیگر، خود را از این مسائل در امان نگهدارد و از آنها پیشگیری کند.
در آخر بهتر است بدانیم که همه نفع ها و ضررها در دنیا  فقط به اذن خداوند جل جلاله میباشد و با ذکر و یاد مداوم خداوند سبحان همیشه سلامت خواهیم بود و ایمن خواهیم ماند.
(
وما هم بضارین به من أحد إلا بإذن الله)
اللهم اصرف عنی عیون العائنین ، وحسد الحاسدین ، وسحر الساحرین ، ومکر الماکرین ، وکید الشیاطین .

دعای ام صبیان
توضیح:
(
ام صبیان در طب قدیم ، نام نوعی بیماری مخصوص کودکان است و همچنین ام الصبیان نام جنی است که دشمن کودکان و نوزادان و آزار دهنده آنهاست و آنرا به عنوان دختر ابلیس یا سایه جن یا باد جن میشناسند.)

آنچه در مورد ام الصبیان زدگی میگفته اند این است که:
وقتى‌ ام‌ صبیان‌ در تن‌ کودکى‌ برود، جان‌ و روان‌ او را تسخیر مى‌کند، و به‌ اصطلاح‌ او را مى‌زند، یا مى‌گیرد و بیمار مى‌کند. کودک‌ ام‌ صبیان‌ زده‌ اراده‌ و اختیارش‌ را از دست‌ مى‌دهد و دیوانه‌ مى‌شود و اسیر و بازیچه ام‌ صبیان‌ مى‌گردد و سرانجام‌، اگر به‌ او نرسند و درمانش‌ نکنند، مى‌میرد. در فرهنگ‌ و ادب‌ فارسى‌، کودکان‌ ام‌صبیان‌ زده‌ را اصطلاحاً دیو زد یا دیو زده‌ و دیو دید یا دیو دیده‌ گفته‌اند

نشانه های ام صبیان زدگی به قرار ذیل بوده:
کبود و سفید گشتن رنگ پوست ، تنگ شدن نفس و بریده بریده نفس کشیدن ، عدم تعادل بدن و روی زمین افتادن ، کف کردن لب و دهان و خشک‌ و بى‌ حس‌ شدن‌ اعضای بدن.
رایج ترین درمانهایی که از قدیم الایام برای ام صبیان زدایی مورد استفاده قرار میگرفته است توسل به نذر و نیاز و استفاده از دعاها و تعویذات خاص بوده است.
توجه: دعای ام صبیان بهتر است با گلاب و زعفران و در کاغذ بی خط نوشته شود و فرد با خود به همراه داشته باشد.

*****
دعای رفع ترس و اضطراب  
برای دفع ترس و اضطراب و دلهره میتوان آیات چهل و پنجم و چهل و ششم سوره مبارکه الاسراء را که بکار بردن آنها خصوصا به جهت دفع ترس و اضطراب و دلهره و دلشوره و همچنین دفع دشمن بسیار موثر است قرائت نمود. این آیات شریفه حصاری محکم است:

وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَیْنَکَ وَبَیْنَ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا ﴿45﴾  وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَن یَفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا ﴿46﴾ .

بخورات 
پرسش و پاسخ
به عنوان مقدمه ،عاملیتهای مهم در دعوات را ذکر بفرمایید؟ 
عاملیت در دعوات بسیار گسترده است . از این عاملیتهای مختلف میتوان به عاملیت عزیمت عهد قدیم (برهتیه) اشاره کرد که موکلین در این دعوت (تسخیر کامل و مطلق عزیمت ) حکم طاعتشان بسیار گسترده است . بدین معنی که از خواص مهر طاعت آنها مثلا آوردن شی خاصی است و یا تلبیس آینه و یا حتی عاملیت مندل است. عموما در مراحل اول عاملیت جزیی قابل وصول است (مثلا میتواند شامل تلبیس آینه ، ابطال و استخراج طلسمات، عمل قرطاس، احضار طلسمات ، جلب الحبیب (مهر و محبت)، عقد اللسان، فروش املاک، جلب الزبون، حجاب الاعین، تغویر المیاه، اعمال جلالی و…   باشد.)

حضور موکلین در یک دعوت به چه معناست؟  
واقعیت این است که تسخیر به اجبار یا همان تسخیر قهری معنای دیگرش اجبار به حضور موکلین (جنهاست) و این رابطه میتواند حالت عکس به خود بگیرد. منظور این است که درصورتی که ارتباط همراه با مهر طاعت باشد (در شرایط خاص) این همان تسخیر شدن موکل است و در غیر این صورت تسخیر فرد توسط جنها نامیده میشود. بدین خاطر است که همیشه توصیه میشود که از این اعمال اجتناب گردد. 
ببینید ، دعوت میتواند در نحله های مختلف باشد و این نحله ها ممکن است با هم در ارتباط باشند یا نباشند مثلا در تلبیس آینه یا تمریض و یا استخبار از آینده در مذهب یهود گرایشات و شاخه های مختلفی است که روشهای مختلفی را برای تسخیر میطلبد. یک دعوت موفق میتواند با حضور موکلین  (بصورت کاملا مادی و جسمی) همراه باشد.در واقع امر ، همانگونه که قبلا ذکر شده انجام تسخیر در مرحله اول (اولین دعوت) زیر نظر استاد عامل مشکلترین مرحله است.

آقای دکتر در مورد شرایط یک مندل (حصار) محکم در زمان قرائت دعوت بفرمایید که چه شرایطی دارد؟   
از لوازم یک دعوت موفق، وجود مندل و حصاری محکم است و مثلا میتوان از منادل هفتگانه حلزونی (حلقوی) یا دایره ای (هفت دایره ناقص یا ناکامل که فاصله خطوط آن هر کدام باید حدود نیم متر باشد و حدود دو مترونیم هم در وسط مندل فضای خالی باشد) و بستن ورودیها با خواندن عزائم احراقیه و مانع شونده استفاده کرد که به همراه داشتن حربه های خاص و پوشیدن پیراهنهای مطلسم با رنگ خاص که در واقع امر بر آن اسماء و آیات خاص نوشته شده است لازم است. راههای ورود و خروج مندل (دروازه ها) باید کاملا مشخص باشد و بوسیله آیات مخصوص مثل کهیعص و…. راههای ورودی (دروازه ها) بسته شود. محل مندل هم که حتما باید زمین خالی باشد (از خاک یا گچ یا گل و امثالهم) و کشیدن مندل هم حتما باید با حربه های فلزی و خصوصا فولاد یا آهن باشد . در اکثر دعوات بهتر است که معزم، عزیمت قرثیا را در سمت راست لباس خود به همراه داشته باشد. نتیجه اینکه عاملیت مندل مهم است، چون در واقع حکمی است برای اجابت مندل.

خواندن عزیمت باید طبق چه اصولی باشد؟  
ساختن عزیمت دستورالعمل خاصی بر آن مترتب است. آنچه باید به آن توجه شود، قرائت عزائم است که بطور معمول  به عدد مناسبی از مفتاح و مغلاق و غایت و ضابطه و مساحت و عشر یا بذل و ختم و غایت و…میباشد که طبق نظر استاد عامل است.
(
قبلا هم ذکر شد که تمام اعمال در دعوت (جلالی یا جمالی) به عهده استاد عامل همان دعوت است. این اعمال اعم از کشیدن مندل وتعجین بخورات و انتخاب و اخذ آنها از عوالم نیرنجیه و همچنین استنزال و انتشار ملوک الارض و ساعات خاص و ساخت حربه از این قبیل است).

اهمیت بخورات تا چه اندازه است؟   
بخورات مناسب کار بسیار حائز اهمیت است.  فی المثل در تسخیر کواکب، برای زحل به قشور الکندر و زعفران و میعه و …. (دخنه) بخور میکند و در کوکب زهره بخور میکند به قسط و لادن و زعفران و عود و…. 
غالبا برای هر کوکبی و هر عملی از این دست حدود ۸۰ نوع بخور در نظر گرفته میشود و در این صورت است که عمل اجابت میشود.

نکات مهم در دعوت کواکب و همچنین وفق آنها چیست؟  
دعوات کواکب از سخت ترین و طولانی ترین دعوات است که باید از آن اجتناب کرد. ببینید، خود کواکب منتسب به گروهها شده اند. کوکب مشتری منتسب به عالمان و دانشمندان است و مریخ منتسب به صاحبان سلاح و جلادان و امراست و البته زحل منتسب به قوم هندو و جهودان و از این قبیل است. همانطور که ذکر شد در دعوت مثلا یک کوکب خاص حتی رنگ لباس مهم است  و رنگ لباس مثلا در دعوت زحل جامه کبود و دراز است و خاتم این دعوت یک خاتم دوگانه است که یکی از آهن و دیگری از سرب میباشد که کلمه ……. بر آن نقش بسته است و ردای تسخیر مشتری زرد و سفید و خاتم آن عقیق است که بر آن کلمه ….. نوشته شده.
نکته دیگر اینکه برای هر کوکب وفقی مخصوص است. فی المثل وفق کوکب شمس، مسدس میباشد. وفق قمر متسع است، وفق مریخ وفق پنج تایی یا مخمس است. وفق عطارد مربع و مشتری هشت تایی یا مثمن و زهره مسبع و زحل مثلث است و در این زمینه علما اتفاق نظر دارند.
البته مطلب پیچیده تر و گسترده تر از آنست که بتوان در این مختصر بدان پرداخت .

والله أعلم بالصواب، وإلیه المرجع والمآب
اللهم احرسنی بعینک التی لا تنام واکنفنی بکنفنک الذی لا یرام لا أَهْلَکُ وأنت رجائی کم من نعمه أنعمت بها علیَّ قلَّ عندها شکری فَلَمْ تحرُمْنی وکم من بلیه ابتلیتنی بها قل عندها صبری فلم تخذلنی اللهم ثبت رجاءک فی قلبی واقطعنی عمن سواک حتى لا أرجو أحداً غیرک یا أرحم الراحمین.

صبحها و شبها اذکار و تسبیح خداوند بگوید.
از معاصی دوری کند.
پیوسته ذکر خداوند سبحان را در منزل داشته باشد.
عکس موجودات ذی روح را در منزل نگهداری نکند.
در صورتی که درد مستمر باشد، خضاب کردن ناحیه درد با حنا نیز بسیار نافع است. در حدیثی از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم آمده که:
کان رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم اذا اشتکى أحد رأسه قال : اذهب فاحتجم ، وإذا اشتکى رجله قال : اذهب فأخضبها بالحناء).

بهترین روش درمان و باطل کردن طلسم و سحر مرشوش ( رش البیت ) بطور خلاصه در ذیل ذکر میگردد:
در ابتدا یک ظرف ۱۰ لیتری پر از آب آماده میشود و مقداری هم نمک جهت مخلوط کردن با این آب تدارک میگردد.
سپس بر آب آماده شده، آیات ابطال طلسم و آیات مربوط به حضرت موسی (ع) و همچنین برخی از آیات مربوط به رقیه شرعیه که در ادامه ذکر میشود قرائت میشود. این آیات شریفه عبارتند از:

أَعُوذُ باللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیـمِ – بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِیـمِ
۱- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِیـنَ (۲( الرَّحْمَنِ الرَّحِیـمِ (۳) مَـالِکِ یَوْمِ الدِّیـنِ (۴) إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِیـنُ (۵) اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیـمَ (۶) صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلا الضَّـالِّیـنَ (۷) الفاتحه.
۲- الم * ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ * الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ * والَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ * أُوْلَـئِکَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
۳- اللَّهُ لـَا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ, لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلا نَوْمٌ, لَهُ مَا فِی السَّمَوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ, مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ, یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ, وَلا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِـهِ إِلاَّ بِمَا شَـاءَ, وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضَ وَلا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا, وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیـمُ (۲۵۵) البقره.
۴- لِلَّهِ مَا فِی السَّمَوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ, وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِـی أَنفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ, فَیَغْفِرُ لِمَنْ یَشَـاءُ وَیُعَذِّبُ مَنْ یَشَـاءُ, وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیـرٌ (۲۸۴) آمَنَ الرَّسُولُ بِمَـا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُـونَ, کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلـَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ, وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیـرُ (۲۸۵) لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا, لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ, رَبَّنَا لا تُؤَاخِذْنَـا إِنْ نَسِینَـا أَوْ أَخْطَأْنَا, رَبَّنَا وَلا تَحْمِلْ عَلَیْنَـا إِصْراً کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا, رَبَّنَا وَلا تُحَمِّلْنَا مَا لا طَاقَهَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا, أَنْتَ مَوْلانَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِیـنَ
۵- الم ( ۱ ) الله لا إله إلا هو الحی القیوم ( ۲ ) نزل علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه وأنزل التوراه والإنجیل ( ۳ ) من قبل هدى للناس وأنزل الفرقان إن الذین کفروا بآیات الله لهم عذاب شدید والله عزیز ذو انتقام
۶- تِلْکَ آیَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآیَاتِهِ یُؤْمِنُـونَ (۶) وَیْلٌ لِکُلِّ أَفَّاکٍ أَثِیـمٍ (۷) یَسْمَعُ آیَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِیـمٍ (۸) وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آیَاتِنَا شَیْئاً اتَّخَذَهَا هُزُواً, أُوْلَـئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِیـنٌ (۹) مِنْ وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلا یُغْنِی عَنْهُمْ مَا کَسَبُوا شَیْئاً وَلا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَـاءَ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیـمٌ (۱۰) هَذَا هُدًى وَالَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مِنْ رِجْزٍ أَلِیـمٌ (۱۱) الجاثیه.

آیات فوق سه مرتبه (سه دور) قرائت میشود.

بعد از این مراحل ، آیات شریفه مربوط به باطل کردن طلسم و سحر و آیات ذکر حضرت موسی (ع) هفت مرتبه بر آب قرائت میگردد. آیات ذیل:
۱- وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیْمَانَ وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَـا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ, وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولـَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَهٌ فَلا تَکْفُرْ, فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ, وَمَا هُمْ بِضَـارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّـهِ, وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلا یَنفَعُهُمْ, وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الآخِرَهِ مِنْ خَلـَاقٍ, وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِـهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُـونَ (۱۰۲) وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَمَثُوبَهٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَیْرٌ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُـونَ (۱۰۳) البقره.
۲- وَأَوْحَیْنَـا إِلَى مُوسَـى أَنْ أَلْقِ عَصَاکَ فَإِذَا هِیَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِکُـونَ (۱۱۷) فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا کَانُوا یَعْمَلُـونَ (۱۱۸) فَغُلِبُوا هُنَالِکَ وَانقَلَبُوا صَاغِرِیـنَ (۱۱۹)وَأُلْقِیَ السَّحَرَهُ سَاجِدِیـنَ (۱۲۰) قَالُـوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِیـنَ (۱۲۱) رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ (۱۲۲) الأعراف.
۳- قَالَ مُوسَـى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَـاءَکُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلا یُفْلِحُ السَّاحِرُونَ (۷۷) قَالُـوا أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آبَـاءَنَا وَتَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیَـاءُ فِی الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَکُمَا بِمُؤْمِنِیـنَ (۷۸) وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِی بِکُلِّ سَاحِرٍ عَلِیـمٍ (۷۹) فَلَمَّا جَـاءَ السَّحَرَهُ قَالَ لَهُمْ مُوسَـى أَلْقُوا مَـا أَنْتُمْ مُلْقُـونَ (۸۰( فَلَمَّـا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَیُبْطِلُهُ, إِنَّ اللَّهَ لا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِیـنَ (۸۱) وَیُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُـونَ (۸۲) یونس.
۴- قَالُوا یَا مُوسَـى إِمَّـا أَنْ تُلْقِیَ وَإِمَّـا أَنْ نَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى (۶۵) قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى(۶۶)فَأَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ خِیفَهً مُوسَى (۶۷) قُلْنَا لا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الأَعْلَى (۶۸) وَأَلْقِ مَا فِی یَمِینِکَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُـوا إِنَّمَا صَنَعُوا کَیْدُ سَاحِرٍ وَلا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَى(۶۹)فَأُلْقِیَ السَّحَرَهُ سُجَّداً قَالُـوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى (۷۰) طه
۵- قَالَ لَهُمْ مُوسَـى أَلْقُوا مَـا أَنْتُمْ مُلْقُـونَ (۴۳)فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِیَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّهِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُـونَ (۴۴) فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِکُـونَ (۴۵) فَأُلْقِیَ السَّحَرَهُ سَاجِدِیـنَ (۶۴) قَالُـوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِیـنَ (۴۷) رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ (۴۸) الشعراء
۶- وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا . الفرقان ۲۳
۷- وَقُلْ جَـاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ, إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقاً (الإسراء)
۸- قُلْ إِنّ رَبّی یَقْذِفُ بِالْحَقّ عَلاّمُ الْغُیُوبِ * قُلْ جَآءَ الْحَقّ وَمَا یُبْدِىءُ الْبَاطِلُ وَمَا یُعِیدُ (سبأ:۴۸-۴۹)
۹- بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَکُمُ الْوَیْلُ مِمّا تَصِفُونَ (الأنبیاء :۱۸)
۱۰- {أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنتُمْ لَا تُبْصِرُونَ }الطور۱۵

سپس دعای ذیل قرائت میشود:
بسم الله العظیم الاعظم یحرق کل خادم سحر ( ۷ مرتبه )
بسم الله العظیم الاعظم یبطل کل سحر ( ۷ مرتبه )
و سپس در مرحله آخر گفته میشود
الحمد لله رب العالمین والصلاه علی النبی
اللهم صلی علی محمد وعلی ال محمد کما صلیت علی ابراهیم وعلی ال ابراهیم فی العالمین انک حمید مجید.

کیفیت قرائت بر روی آب مربوطه برای ابطال سحر:
دهان باید به نحوی به آب نزدیک شود که هوایی که از دهان خارج میگردد، در زمان قرائت بتواند آب را به حرکت درآورد.
سپس آب مربوطه به دو بخش تقسیم میشود:

بخش اول
سه یا چهار لیتر از آب که برای نوشیدن در هفت روز کفایت کند (یک لیوان قبل و یک لیوان بعد از خواب).
بخش دوم
با مقداری نمک مخلوط گردیده و در قسمتهای مختلف منزل پاشیده میشود. به نحوی این آب در منزل پاشیده میشود که به هدر نرود. این عمل باید هفت روز پی در پی تکرار شود. در زمان رش البیت (پاشیدن آب در منزل) باید آیه الکرسی شریفه قرائت گردد.
همچنین بمدت هفت روز متوالی سوره مبارکه بقره در منزل قرائت میشود.
نکته دیگر اینکه از این مخلوط آب و نمک روزانه یکبار باید بر بدن مالیده شود و به عبارتی تدهین گردد. (قبل از خواب)

در اینجا فقط به مختصری بسنده شد.

*****

اللهم ابطل سحر الاروح ، اللهم ابطل سحر قلب العقول ، اللهم ابطل کل سحر مدفون عند البیوت، بسم الله یبطل کل سحر مدفون تحت الاعتاب، اللهم ابطل کل سحر مدفون فی القبور ،اللهم ابطل کل سحر فی قبر، اللهم ابطل کل سحر فی میت فی قبر، اللهم ابطل کل سحر منثور، اللهم ابطل کل سحر فی عطر او بخور، اللهم ابطل کل سحر مشموم فی عطر او بخور، اللهم ابطل کل سحر مکتوب، اللهم ابطل کل سحر بدم مکتوب.
(
اللهم لا ملجأ و لا منجا منک إلا إلیک .. إنک على کل شیء قدیر .
اللهم اشفه شفاء لیس بعده سقما ابدا.
اللهم رب الناس مذهب البأس اشف أنت الشافی لا شافی إلا أنت.
فصبر جمیل والله المستعان على ما تصفون.)

(
واسئل الله العظیم رب العرش العظیم ان یشفیکم ویبطل اسحارکم)


سحر، جادو، طلسم و دل سیاهی  
سحر و ساحران در طول تاریخ بشری از دیر باز وجود داشته اند و قرآن نیز به امر سحر و جادو اشاره کرده است و از آن به عنوان یک حقیقت و واقعیتی که دارای تاثیر می باشد یاد کرده است و آن را از جمله امور بد و ناردست برشمرده است و همگان را از اجرا و مشغول شدن به این امور بازداشته است و یادآوری کرده است که ساحران جز با اذن الله کاری نمی توانند بکنند (( آیه 122 سوره البقرة  و آیه 4  سوره الفلق )) و از دیدگاه بسیاری از فقهای اسلامی، ساحران و جادوگران کافر می باشند. اما در هر صورت در اکثر جوامع عده ایی به عنوان ساحر و جادوگر به این کار زشت و حرام مشغول هستند و موجبات فساد، نزاع و جدایی را بین انسانها فراهم می کنند. با توجه به اینکه سحر و جادو دارای تاثیر می باشد و عده ایی به این کار زشت مشغول هستند و عده ایی نیز توسط ساحران سحر شده اند، و به ضررهای فراوان جسمی، روحی و خانوادگی دچار شده اند، قضیه ی باطل کردن سحر دارای اهمیت دو چندان می باشد.

باطل کردن سحر، جادو و طلسم
عده ایی از ساحران با روش های غیر شرعی و زشت خود سحر و جادو را باطل می کنند تا از دو طرف سود ببرند و اموالی را صاحب شوند، حال آنکه مراجعه به این ساحران برای ابطال سحر، جادو، طلسم، دل سیاهی و یا هر بیماری دیگری به علت روش های غیر شرعی و نادرست این ساحران، از لحاظ شرعی حرام و ممنوع می باشد. در این میان روش درست و شرعی باطل کردن سحر، استفاده از آیات قرآنی و اذکار نبوی و امور دیگری است که رسول الله صلی الله علیه و علی آله و سلم برای باطل کردن سحر به آن اشاره و ارشاد فرموده اند.

نشانه ها و عوارض سحر و جادو 
شخصی که سحر شده است به عنوان یک بیمار علائم و نشانه هایی بر او آشکار می شود که از خلال آن می توان فهمید که مورد سحر واقع شده است یا خیر. ما این نشانه ها را در ذیل می آوریم تا شما بتوانید در مرحله ی اولیه تشخیص دهید که آیا دچار بیماری شده اید یا نه؟

1
ـ طلسم:  
ساحران معمولا برای اجرای سحر از طلسم استفاده می کنند. طلسم عبارت است از نوشته ایی مرموز و متشکل از اعداد و حروف ناهماهنگ و نامفهوم و معمولا به صورت جدول که ساحر آن را بر روی کاغذ و یا شیئ دیگر می نویسد. در صورتی که کسی چنین چیزی که ممکن است در اشکال و اشیاء مختلف جاسازی شده باشد را مشاهده کند، احتمال اینکه وی مورد سحر واقع شده باشد زیاد است. این موارد ممکن است در محیط خانه،  اتاق، رختخواب، در درب ورودی منزل و یا در کوچه جلو درب منزل یافت شود.

2
ـ جدایی، بدبینی، تنفر و طلاق ناشی از دل سیاهی  
رایج ترین نوع  سحر، جدایی و دشمنی افکندن بین دو شخص می باشد، به گونه ایی که این دو شخص یا یکی از آنها به طور غیرطبیعی و غیرارادی از دیگری متنفر می شود، تا جایی که توانایی و تحمل دیدن وی را ندارد و وقتی که او را می بیند و یا هم سخن می شود به شدت دچار فشار روحی می شود، نفس هایش بند می آید، سردرد می گیرد، رنگش تغییر می کند و می خواهد هر چه سریع تر از او جدا شود و جالب اینکه خود نیز دلایل این همه تنفر و امور غیرطبیعی را نمی داند و متحیر می ماند که چرا نمی تواند طرف مقابل خود را تحمل کند. این نوع سحر معمولا بین زن و شوهر و یا دو نامزد صورت می گیرد و ممکن است بین فرزند و والدین و یا هر کس دیگری رخ دهد.
در مورد جدایی و نفرت بین زن و شوهر یا دو نامزد شرح بیشتری می دهیم.
بسیاری از اوقات دو شریک زندگی، روابط خوب، سالم و گرمی دارند ولی به یکباره همه چیز به هم می خورد و همه ی نشانه های بالا در یکی از آن دو ظاهر می شود، طوری که طرف فقط خواستار طلاق و جدایی می شود و خود نیز دلیل آن را نمی داند و فقط تنفر بی سبب، بی دلیل و بدون اراده...
در بین مردم این نوع سحر را دل سیاهی می نامند. بدین معنی که دل و قلب کسی را برای دیگری سیاه و تار نموده اند تا موجبات جدایی حاصل شود و معمولا این امور بوسیله ی دشمنان آن خانواده و یا اشخاص حسود و از طریق شخص ساحر صورت می گیرد.
این نوع تنفر بی اراده معمولا نشانه های دیگری نیز دارد؛ به طور مثال زن شوهرش را به اشکال غیر طبیعی می بیند مثلا صورت شوهرش را مانند یک حیوان حقیقی می بیند. معمولا در این نوع سحر دو شخص در هنگام دور بودن از هم تنفری ندارند، اما به محض اینکه همدیگر را می بینند و یا هم صحبت می شوند، این نشانه ها ظاهر می شوند. مثلا تا زمانی که شوهر در مسافرت و یا خارج از منزل به سر می برد، زن هیچ نفرتی ندارد، اما به محض اینکه شوهر وارد خانه می شود همه ی این نشانه ها و مشکلات بدون اینکه زن بخواهد و بداند بر او عارض گشته و مشکلات شروع می شود.

3
ـ مشکلات جنسی ــ ناتوانی در روابط جنسی ــ اختلال در روابط جنسی
یکی از نشانه های سحر و یکی از انواع آن، اختلال در روابط جنسی بین زن و شوهر می باشد. ساحر بدین وسیله یکی از مهم ترین ویژگی های روابط بین زن و شوهر را مختل می کند، تا بدین وسیله بتواند به همان هدف خود که بروز مشکلات خانوادگی و جدایی و طلاق بین زن و شوهر است، دست یابد.
در این نوع سحر زن یا شوهر به مشکلات جنسی غیر معمول و غیر متعارفی دچار می شوند، به گونه ایی که در اجرای اعمال جنسی به کلی ناتوان می شوند که به بعضی از انواع و آثار آن اشاره می کنیم.
ممکن است زن ناخواسته از دخول و نزدیک شدن آلت تناسلی مرد به شرمگاهش ممانعت کند و سبب این کار هم ترس یا مشکلات روانی و یا سردی مزاج در امور جنسی از طرف زن نمی باشد، به گونه ایی که خود زن هم دلیل این امر را نمی داند. مثلا قبل از آمیزش به یکباره دو ران زن قفل می شود و به هم می چسبند و تحت هیچ نیرویی قابل بازشدن نیست و این امر به اراده ی زن نیست و زن علت آن را نمی داند. و یا اینکه زن به یکباره از آمیزش جنسی با شوهرش به طور کلی متنفر می شود.
این نوع از سحر بیشتر اوقات در شب اول عروسی اتفاق می افتد و ممکن است تا ماه ها ادامه یابد . معمولا توسط کسانی که با این ازدواج مخالف و یا نسبت به داماد و عروس حسودی می کنند صورت می گیرد.
ممکن است این نوع سحر برای مرد نیز رخ دهد، به طوری که توانایی کامل اعمال جنسی را به یکباره و بدون دلایل روانی و پزشکی از دست می دهد یا اینکه مرد در مراحل لمس کردن و بازی کردن با بدن زن مشکلی ندارد اما به محض اینکه قصد دخول می کند آلت تناسلی وی ناخواسته و بی دلیل از کار می افتد و هیچ گاه موفق به مهم ترین کار آمیزش جنسی یعنی دخول و انزال نمی شود که در این صورت رضایت طرفین حاصل نمی شود و زمینه برای بروز مشکلات خانوادگی و نهایتا جدایی و طلاق مهیا می شود.

4
ـ مشکلات روانی و رفتاری و اختلال در روابط اجتماعی فرد 
ممکن است فرد توسط سحر دچار ناراحتی های روانی و اعصاب و اختلال در روابط اجتماعی شود که از نشانه های آن موارد زیر است:
*
عصبانیت بیش از حد و بدون زمینه و بی دلیل
*
گرفتگی، انزوا، تنهایی و دوری جستن از دیگران
*
افسردگی شدید
نکته ی قابل توجه اینست که این موارد می بایست یکباره و بدون دلیل بروز کند تا بتوان آن را جزء علامت احتمالی سحر دانست چون ممکن است این موارد دلایل دیگری غیر از سحر داشته باشند.

5
ـ مشکلات و بیماری های جسمی
به وسیله ی سحر می توان در بدن شخص، بیماری های مختلفی ایجاد کرد و معمولا این بیماری ها توسط پزشکان قابل درمان نیستند چون علت اصلی این بیماری ها برای پزشکان نامشخص است.
مواردی مانند:
*
کور شدن یکباره و بی دلیل
*
فلج شدن یکباره بعضی از اعضای بدن
*
کر و لال شدن بی دلیل و بدون زمینه ی قبلی
از جمله نمونه هایی است که ساحر ممکن است به وسیله ی سحر در شخص مورد نظر ایجاد کند.
توجه: ضعف ایمان و تلاوت نکردن قرآن و اذکار صحیح شبانه روز مهم ترین عامل واقع شدن در دام ساحران است.

جن زدگی
چنانچه در قرآن نیز بیان شده است "جن ها" موجوداتی شبیه انسانها هستند که دیده نمی شوند اما آنها انسانها را می بینند. آنها زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی دارند، تشکیل خانواده می دهند، زندگیشان در این دنیا مثل انسان با تولد شروع و با مرگ پایان می یابد، بر روی همین زمین زندگی می کنند و انسانها آنها را نمی بینند و آنها را احساس نمی کنند.
جن ها به طور معمول و عادی در زندگی انسانها هیچ نوع دخالت و تصرفی نمی کنند، ولی در بعضی از حالات عده ایی از جن ها در زندگی گروهی از انسانها دخالت می کنند که این نوع تاثیر و دخالت دارای انواعی می باشد که در ادامه انواع، اسباب و نشانه های انسان جن زده را بیان می کنیم و نیاز به ذکر است که جن زدگی با سحر و جادو تفاوت دارد.

نشانه های انسان جن زده
1
ـ  تشنج و صرع
شخصی که توسط جن مورد حمله و ضرر قرار می گیرد، نشانه هایی در او ظاهر می شود که بیشتر اوقات به صورت تشنج یا همان صرع بروز می کند و شخص جن زده گاه و بیگاه دچار تشنج غیر معمول می شود و یا شخص یکباره و بدون سوابق پزشکی دچار تشنج شدید می شود و صرع در او به صورت کامل مشاهده می شود و مهم ترین نکته در این زمینه این است که این نوع تشنج و صرع هیچ نوع تفسیر پزشکی ندارد و پزشک علت این امر را نمی داند.

2
ـ دیوانگی و جنون
ممکن است شخص جن زده به طور کلی عقل و هوش خود را یکباره از دست بدهد و به قول معروف دیوانه و یا مجنون نامیده می شود که این امر ممکن است از تاثیرات جن باشد.

3
ـ مشاهده امور عجیب و غریب در منزل 
هم چنین ممکن است جن به دلایل متفاوت در امور منزل و خانه شخص دخالت کند به طوری که شخص سر و صدای غیرمتعارفی در خانه بشنود و یا وسایل خانه به طور غریبی جا به جا شود و یا سنگ و اشیاء دیگری پرتاب شوند و اموری از این قبیل می توانند نشانه ی حضور جن باشند.

4
ـ بیماری های جسمی 
جن ممکن است بیماری های جسمی مانند درد شدید در بعضی از اعضای بدن و اختلالاتی مثل کوری و کر و لالی و ... ایجاد کند. پدید آمدن ناگهانی و نامشخص بودن علت آن از لحاظ پزشکی مهم ترین نکته در این مشکلات است.

5
ـ  مشکلات های روحی روانی 
جن ممکن است موجبات مشکلات روحی همچون افسردگی شدید و رغبت به تنهایی و انزوا و عصبانی بودن را در شخص ایجاد کند.

6
ـ داشتن علاقه و ارتباط  شدید با دستشویی 
یکی از نشانه های جانبی در کنار نشانه های فوق این است که شخص جن زده بعد از اینکه به یکی یا بعضی از نشانه های بالا دچار شد، نشانه ی جانبی دیگری در او ظهور می کند و آن اینکه هنگام دستشویی رفتن مدت زیادی آنجا می ماند و یا بسیاری از اوقات در نزدیکی دستشویی می نشیند.

7-
نشانه های سحر 
جن می تواند مشکلاتی که توسط سحر به وجود می آید را در انسان ایجاد کند لذا همه نشانه ها سحر می تواند علامت جن زدگی نیز باشد.

علل دخالت جن در زندگی انسان ها
جن ها به یکی از دلایل زیر در زندگی انسان ها دخالت می کنند و اسباب مشکلات را فراهم می کنند:

1
ـ  انتقام
چنانکه گفتیم انسان ها، جن ها را نمی بینند، اما آنها ما را می بینند و به همین خاطر ممکن است انسانها ناخواسته به بعضی از جن ها یا اعضای خانواده آنها آسیبی وارد کنند، مثلا پا روی آنها بگذارند و یا ... که در این صورت جن به خاطر انتقام در زندگی این شخص دخالت می کند و اسباب مشکلات را فراهم می کند.

2
ـ عشق و عاشق شدن
 
جن ها هم مانند انسان ها متشکل از دو جنس نر و ماده هستند که به همین علت ممکن است جن عاشق انسانی شود و وارد بدن وی شود که در پی ورود جن به بدن انسان مشکلاتی پدید می آید.

3
ـ  شرارت جن
جن ها همچون انسان ها دارای ادیان و عقاید مختلفی هستند و ممکن است مسلمان، مسیحی، یهودی و یا ... باشند و طبعا بعضی از آنها بد و بعضی خوب هستند. جن های شرور و بد ممکن است بدون هیچ دلیلی وارد زندگی انسان ها شده و زندگی آنها را مختل کرده و مشکلات متفاوتی را بوجود بیاورند.

درمان جن زدگی
امروزه بسیاری از روش های درمان جن زدگی غیرشرعی می باشند و این در حالی است که روش های شرعی و قوی تری وجود دارد که همنوا با آیات قرآنی و اذکار نبوی و احادیث رسول الله صلی الله علیه و سلم می باشد.
با جن زدگان در دو مرحله همراه و مشاور آنان باشیم:

مرحله اول: تشخیص بیماری
وجود نشانه های فوق همیشه دلالت بر جن زده بودن ندارد، بلکه با روش های خاصی می بایست به این یقین رسید که شخص جن زده است یا نه؟
به همین خاطر این سایت در این مرحله با کسانی که این نشانه ها دارند همراه خواهد بود.

مرحله دوم: درمان
پس از اینکه جن زده بودن شخص قطعی و یقینی شود مرحله درمان شروع می شود. ما در این مرحله نیز همراه شما خواهیم بود و فراموش نکنیم که شفا دهنده فقط خداوند است و نگاهمان باید به سوی خدا باشد و در مسیر درمان از وسایل مشروع و حلال استفاده کنیم.

سوره 34

سورة  34:

سورةسبا:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدُ للهِ  الَّذِی مَا فِی السَّمَوتِ  وَمَا فِی الاَرضِ  وَلَهُ  الحَمدُ  فِی الاَخِرَةٍ وَهُوَ الحَکِیمُ

الخَبِیرُ (1) یَعلّمُ  مَُآ یَلِجُ  فِی الاَرضِ  وَمَا یَخرُجُ  مِنهَا وَمَآ یَنزِلُ  مِنَ السَّمَآ ءِ وَمَا

یَعرُجُ  فِیهَا وَهُوَ الرَّحِیمُ الغَفُورُ  (2) وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَا تَاتِینَا السَّاعَةُ  قُل بَلَی وَ

رَبِّیِ لَُتَاتِینَُکُم عَلِمِ  الغَیبِ  لَا یَعزُبُ  عَنهُ  مِثقَالُ  ذَرَّةٍ  فِی السَّمَوتِ  وَلَا فِی الاَرضِ 

وَلَا اَصغَرُ  مِن ذَلِکَ وَلَآ اَکبَرُ  اِلَّا فِی کَتَبٍ مُّبِینٍ (3) لِیَجزِیَ الَّذِینَ  ءَ امَنُوا وَعَمِلُوا

الصَّلِحَتِ اُولَئکَ  لَهُم مَّغفِرَةً وَرِزقً کَرِیمً (4) وَالَّذِینَ سَعَو فِی ءَایَتِنَآ مُعَجِزِینَ اُولئِکَ

لَهُم عَذَابً مِّن رُجزٍ اَلِیمً (5) وَیَریَ الَّذِینَ اُوتُوا العِِلمَ الَّذِی اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَّبِکَ هُوَ

الحَقَّ وَیَهدِی اِلَی صِرَطِ  العَزِیزِ الحَمِیدِ (6) وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا هَل نَدُ لُکُّمُ عَلَی رَجُلٍ

یُنَبِئُکُم اِذَا مُزِقتُم کُلَّ مُمَزَّقٍ اِنَّکُم لَفِی خَلقٍ جَدِیدٍ (7) افتَری عَلَی اللهِ کَذِبٌا اَم بِهِ جِنَّةُ

بَلِ الَّذینَ لَآیُومِنُونَ بَالاَخِرَةٍ فِی العَذَابِ  وَالضَّلَلِ  البَعیدِ (8) اَفَلَم یَرَوُا اِلَی مَا بَینَ

اَیدِیهِم وَمَا خَلفَهُم مِّنَ السَّمَآءِ  وَالاَرضِ اِن نَّشَا نَخسِف بِهِمُ  الاَرضِ  اَو نُسقِط

عَلَیهِم کِسَفٌا مِّنَ  السَّمَآ ءِ  اِنَّ  فِی ذَلِکَ  لَاَیَةٌ  لُّکُلِ  عَبدٍ  مُّنِیبٍ (9) وَلَقَدءَ اتَینَا

دَاوُدَ مِنَّا فَضلٌا یَجِبَالُ  اَوِّبِی مَعَهُ  وَالطَّیرَ وَالنَّا لَهُ الحَدِیدَ  (10) اَنِ  اعمَل سَبِغتٍ

وَقَدِّر فِی السَّرد وَاعمَلُوا صَلِحٌا اِنِّی بِمَا تَعمَلُونَ بَصِیرً (11) وَلِسُلَیمَنَ  الرِّیحَ

غُدُوُّهَا َشَهرً وَرَوَاحُهَا شَهرً وَاَسلنَا لَهُ  عَینَ القِطرِ  وَمِنَ  الجِنِّ  مَن یَعمَلُ بَینَ

یَدَیهِ  بِاذنِ  رَبِّهِ  وَمَن یَزِغ مِنهُم عَن اَمرِنَا نُذقهُ  مِن عَذَابِ السَّعِیرِ (12)

یَعمَلُونَ  لَهُ  مَا یَشَآءُ مِن مَّحرِیبَ وَتَمَثِیلَ وَجِفَانٍ کَالجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسَیتٍ اعمَلُوا

ءَ الَ دَاوُدَ شُکراٌ وَقَلِیلً مِّن عِبَآدِی َ الشَّکُورُ (13) فَلَمَّا قَضَینَا عَلَیهِ  المَوتَ

مَادَلَّهُم عَلَی  مَوتِهِ  اِلَّآ دَآ بَّةُ  الاَرضِ تَا کُلُ  مِنسَاتَهُ  فَلَمَّا خَرَّ تَبَیَّنَتِ  الجِنُّ

اَن لَو کَانُوا یَعلَمُِونَ  الغَیبَ  مَا لَبِثُوا فِی العَذَابِ  المُهِینِ (14)لَقَد کَانَ  لِسَبَاء

فِی مَسکَنِهِم ءَ ایَةً جَنَّتَانِ  عَن یَمِینٍ  وَشِمَالٍ  کُلُوا مِن رِّزقِ  رَبِّکُم وَاشکُرُوا

لَهُ  بَلدَةً طَیِّبَةً وَرُّّ بُ غَفٌورً (15) فَاعرَضُوا فَارسَلنَا عَلَیهِم سَیلَ  العَرِمِ  وَ

بَدَّلنَهُم بِجَنَّتَیهِم جَنَّتَیِن ذَوَاتَی اُکُلٍ  خَمطِ  وَاَثلٍ  وَشَیءِ  مِّن سِدرٍ  قَلِیلٍ (16)

ذِلکَ  جَزَینَهُم بِمَا کَفَرُوا وَهَل نُجزِی اِلَّا الکَفُورَ  (17) وَجَعَلنَا بَینَهُم وَبَینَ

القُرَی الَّتی بَرَکنُا فِیهَا قُرٌی ظَهِرَةٌ وَقَدَّرنَا فِیهَا السَّیرَ سِیرُوا فِیهَا لَیَالِی  وَاُیَّامٌا ءَ

امِنِینَ (18) فَقَالُوا رَبَّنَا بَعِد بَینَ اَسفَارِنَا وَظَلَمُوا اَنفُسَهُم فَجَعَلنَهُم اَحَادِیثَ وَمَزَّقنَهُم

کُلَّ مُمَزَّقٍ  اِنَّ فِی ذَلِکَ  لِکُّلِ صَبَّارٍ شَکُورٍ (19) وَلَقَد صَدقَّ عَلَیهِم اِبلِیسُ  ظَنَّهُ 

فَاتَّبَعُوهُ  اِلَّا فَرِیقٌا مِّنَ  المُومِنینَ (20) وَمَا کَانَ  لَهُ  عَلَیهِم مِّن سُلطَنٍ اِلَّا لِنَعلَمَ  مَن

یُومِنُ  بِالاَخِرَةٍ مِمَّن هُوَ مِنهَا فِی شَکٍُ  وَرَبُّکَ عَلَی  کُلِّ شَیءٍ  حَفِیظً (21) قُلِ

ادعُو ا الَّذِینَ  زَُعَمتُم مِّن دُونِ اللهِ  لَا یَملِکُونَ مِثقَالَ  ذَرَّةٍ فِی السَّمَوتِ  وَلَا فِی

الاَرضِ  وَمَا لَهُم فِیهِمَا من شِرکٍ  وَمَا لَهُ  مِنهُم مِّن ظَهِیرٍ (22) ولَا تَنفَعُ  الشَّفَعةُُ

عِنَدهُ  اِلَّا لِمَن اَذِنَ  لَهُ  حَتَّی اِذَا فُزِعَ  عَن قُلُوبِهِم قَالُوا مَا ذَاقَالَ  رَبُّکُم قَالُوا الحَقَّ

وَهُوَ العَلُّیِ  الکَبِیرُ (23)قُل مَن یَرزُقُکُم مِّن السَّمَوتِ  وَالارضِ  قُلِ اللهُ  وَاِنَّا اَو اِیَّاکُمُ

لَعَلَی هُدَیٌ اَوفِی ضَلَلٍ مُّبِینٍ  (24) قُل لَّا تُسئَلُونَ عَمَّا اَجرَمنَّا وَلَا نُسَلُ  عَمَّا تَعمَلُونَ

(25) قُل یَجمَعُ  بَینَنَا رَبُّنَا ثُمَّ یَفتَحُ  بَینَنَا بِالحَقِّ وَهُوَ الفَتَّاحُ العَلِیمُ (26) قُل اَرُونِیَ

الَّذِینَ  اَلحَقتُم بِهِ  شُرَکَآ ءَ کَلَّا بَل هُوَ اللهُ  العَزِزُ  الحَکِیمُ  (27) وَمَا اَرسَلنَکَ  اِلَّا کَآ

فَّةٌ لِّلنَّاسِ  بَشِیرٌا وَنَذِیرٌا وَلَکِنَّ  اَکثَرَ  النَّاسِ لَا یَعلَمُونَ  (28) وَیَقُولُونَ مَتَی هَذَا

الوَعدُ  اِن کُنتُم صَدِقِینَ (29) قُل لَّکِم مِیعَآدُ یَومٍ لَّا تَستَخِروُنَ  عَنهُ  سَاعَةٌ وَلَا

تَستَقِدِمُونَ (30) وَقَالَ  الَّذِینَ  کَفَرُوا لَن نُّومِنَ  بِهَذَا القُرءَانِ  وَلَا بِا لَّذِی بَینَ یَدَیهِ

وَلَوتَرَی اِذِ  الظَّلِمُونَ مَوقُوفُونَ  عِندَ  رَبِّهِم یَرجِعُ  بَعضُهُم اِلَی بَعضٍ القَولَ  یَقُولُ

الَّذِین َاستُضعِفُوا لِلَّذِینَ استَکبَرُوا لَولَآ اَنتُم لَکُنَّا مُومِنِینَ (31) قَالَ الَّذِینَ استَکبَرُوا

لِلَّذینَ  استُضعِفُوا آَنَحنُ  صَدَدنَکُم عَنِ الهُدَی بَعدَ اِذجَآ ءَ کُم بَل کُنتُم مُّجرِمِینَ (32)

وَقَال الَّذینَ استُضعِفُوا لِلَّذینَ استَکبَرُوا بَل مَکرُ الَّیلِ   وَالنَّهَارِ  اِذ تَامُرُونَنَا اَن نَّکفُرَ

 بِاللهِ  وَنَجعَل لَهُ  اَندَادٌا وَاَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَاَوُا العَذَابَ  وَجَعلَنَا الاَغلَلَ فِی اَعنَاقِ

 الَّذِینَ کَفَرُوا هَل یُجزَونَ  اِلَّا مَا کَانُوا یَعمَلُونَ

(33) وَمَآ اَرسَلنَا فِی قَریَةٍ مِّن نَّذِیرٍ  اِلَّا قَالَ  مُترَفُوهَا اِنَّا بِمَا اُرسِلتُم بَهِ کََفِرُونَ (34)

وَقَالُوا نَحنُ  اَکثَرُ اَمَوَلٌا وَاَولَدٌا وَمَا نَحنُ  بِمعَُذَّبِینَ (35) قُل اِنَّ رَبِّیِ  یَبسُطُ  الرِزقَ

لِمَن یَشَآءُ  وَیَقدِرُ  وَلَکِنَّ  اَکثَرَ  النَّاسِ  لَا یَعلَمُونَ (36) وَمَآ اَموَلُکُم وَلَآ اَولَدُکُم بِالَّتِی

تُقَرُّبُکُم  عِندَنَا زُلفَی اِلَّا مَنءَامَنَ وَعَمِلَ  صَلِحٌا فَاُولَئکَ  لَهُم جَزَآءُ  الضِّعفِ  بَمَا عَمِلُوا

وَهُم فِی الغُرُفَتِ  ءَامِنِونَ (37)والَّذین یَسعَونَ فِی ءَایَتِنَا مُعجِزینَ اُولَئکَ فِی العَذَابِ

 مُحضَرُونَ (38) قُل اِنَِ رَِبِی یَبسُطُ  الرِزّقَ لِمَن یَشَآءُ مِن عِبَآدِهِ  وَیَقدِرُ لَهُ  وَمَآ اَنفَقتُم

 مِّن شَیءٍ  فَهُوَ یُخلِفُهُ  وَهُوَ خَیرُ الرَِّازِقِینَ (39) وَیَومَ یَحَُشُرُهُم جَِیعٌا ثُمَّ یَقُولُ للمَلئکَةِ

اَهَوُلَآءِ اِیَّاکُم کَآنُوا یَعبدُونَ  (40) قِالُوا سُبحَنکَ  اَنتَ  وَلِیُّنَآ مِن دُونِهِم بَل کَانُوا یَعبُدُونَ

الجِنَّ اَکثَرُهُم  بِهِم مُّومِنُون َ (41) فَالیَومَ لَایَمِلکُ  بَعضُکُم لِبَعضٍ نَّفعٌا وَلَا ضَرَّا وَنَقُولُ

لِلَّذینَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّتِی کُنتُم بِهَا تُکَذَّ بُونَ (42)واِذَا تُتلَی عَلَیِهم ءَایَتُنَا بَیِّنَتٍ

قَالُوا مَاهَذَآ اِلَّا رَجُلً  یُریُدُ  اَن یَصُدَّکُم عَمَّا کَانَ یَعبُدُ ُ ءَ ابَآوُکُم وَقَالُوا مَآهَذَآ اِلَّا اِفکً  مَّفتَریٌ

وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِّلحقِ  لَمَّا جَآءَهُم اِن  هَذَآ اِلَّا سِحرً مُّبِینُ (43) وَمَآءَ اتَینَهُم مِّن کُتُبٍ

 یَدرُسُونَهَا وَمَآ اَرسَلنَا اِلَیهم قَبلَکَ  مِن نَّذیرٍ

  (44) وَکَذَّبَ  الَّذِینَ مِن قَبلهِم وَمَا بَلَغُوا مِعشَارَمَآ ءَ اتَینَهُم فَکَذَّبُوا رُسُلِی

فَکَیفَ کَانَ نَکِیرِ (45) قُل اِنَّمَآ اَعِظُکُم بِوَحِدَةٍ  اَن تَقُومُو الله مَثنَی وَفُردَی  ثِمَّ  تَتَفَکَّرُوا مَآ

بِصَاحِبِکُم مِّن جِنَّةٍ اِن هُوَ اِلَّا نَذِیرً  لَّکُم بَینَ  یَدَی عَذَابِ  شَدِیدٍ .

 (46) قُل مَاسَالتُکُم مِّن اَجرِ  فَهُوَ لَکُم اِن اَجرِیَ  اِلَّآ عَلَی اللهِ

وَهُوَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ  شَهِیدً (47) قُل اِنَّ رَّبِّی یَقذِفُ  بِالحَقِّ عَلَّمُ الغُیُوب ِ (48) قُل جَآ ءَ الحَقُّ

وَمَا یُبدِی البَطِلُ  وَمَا یُعیدُ  (49) قُل اِن ضَلَلتُ  فَاِنَّمَا اَضِلُّ عَلَی نَفسِی وَاِن اهتَدیتُ  فَبِمَا یُوحی

اِلَّی رَبِّی اِنَّهُ  سَمِیعً  قَریبً  (50) وَلَو تَرَی اِذفَزِعُوا فَلَا فَوتَ وَاُخِذُوا مِن مَّکَّانٍ قَرِیبٍ (51)

وَقَالُوا ءَ امَنَّا بِهِ وَانََّی لَهُمُ  التَّنَاوُشُ  مِن مَّکَآنِ  بَعِیدٍ (52) وَقَد کَفَرُوا بِهِ  مِن قَبلُ  وَیَقذِفُون

بِالغَیبِ  مِن مَّکَآنِ  بَعِیدٍ  (53) وَحِیلَ بَینَهُم وَبَینَ  مَا یشتَهُونَ  کَمَا فُعِلَ  بَاَشیَاعِهِم مِّن قَبلُ

 اِنَّهُم کَآنُوا فِی شکٍُ مُّریبِ (54)