ادامه تفسیر سوره 26
بسم الله الرحمن الرحیم
مفسر ومولف: آذر سلگی
ادامه تفسیر سوره 26
آیه 190= در پایان این داستان همان را می گوید که در پایان شش داستان گذشته
از انبیا بزرگ آمده بودند می فرماید در این سرگذشت مردم سرزمین ایکه و دعوت پر
مهر پیامبرشان شعیب ولجاجت ها وسر سختی ها و تکذیب های آنان و سرانجام
نابودی این قوم ستمگر یا صاعقه مرگبار نشانه ودرس عبرتی است اما اکثر آنها
ایمان نیاوردند
آیه 191= با این حال الله رحیم و مهربان به آنها مهلت کافی داد تا به خود آیند و
خویشتن را اصلاح کنند وهنگامی که مستوجب عذاب شدید با قدرت قهارش آنها
راگرفت آری الله تو شکست نا پذیر ورحیم است
نکته : در پایان سرگذشت این هفت پیامبر بزرگ توجه به این نکته لازم است که سر
گذشت این پیامبران در سوره های دیگری از قران نیز آمده است ولی در هیچ موردی
چنین نیست که آغاز دعوت همه آنها هماهنگ و پایان همه آنها نیز هماهنگ بیان
شده باشد این هماهنگی قبل از هر چیز انعکاس توحید را در دعوت انبیا نشان
می دهند که دارای برنامه واحدی بودند که آغاز و پایانش یکی بوده است
آیه 192=عظمت قران در کتب پیشین . بعد از بیان هفت داستان از ماجرای انبیای
پیشین و درس های عبرت انگیز که د ر تاریخ آنها نهفته بود بار دیگر قران به همان
بحثی باز می گردد که سوره با آن آغاز شده بود بحث عظمت قران و حقانیت این
کلام مبین الهی می گوید که این از سوی الله عالمیان نازل کرده است اگر آن
فرشته وحی آن را از سوی الله نیاورده وبد این چینی درخشان و پاک و خالی از
آلودگی به خرافات و اباطیل نبود
آیه 194= آری این روح الامین قران را بر قلب تو از سوی الله نازل کرد تا ازانذار
کنندگان باشی هدف بیان ترایخ گذشتگان به عنوان سرگرمی و داستان سرایی
نبوده هدف ایجا د احساس مسئولیت و بیداری است وهدف تربیت و انسان سازی
است
ایه 195= و برای این که جای هیچ گونه عذر وبهانه ای برای کسی باقی نماند آن
را به زبان عربی آشکار نازل کرد البته هدف تکیه روی زبان عرب نیست بلکه روی
صراحت قران و روشنایی مفاهیم آن است
آیه 196= سپس به یکی دیگر از دلائل حقانیت قران اشاره کرده می گوید توصیف
این کتاب در کتب پیشینیان نیز آمده است واز ظهور آن در آیند ه بشارت داده اند
آیه 197= لذا قران در اینجا اضافه میکند آیا همین نشانه برای آنها کافی نیست
که علمای بنی اسرائیل به خوبی از آن آگاهند
روشن است که در محیطی که آن همه دانشمندان بنی اسرائیل وجود داشتند و
با مشرکان کاملا محشور بودند ممکن نبود چنین سخنی را قران به گزاف در باره
خودش بگوید چرا که فورا از هر سو بانگ انکار بر می خاست این خود نشان می دهد
که در محیط نزول آیات به قدری این مساله روشن بوده که جای انکار نیست
آیه 198=اگر قران برعجم نازل شده بود .. در اینجا نخست به یکی دیگر ازبهانه های
احتمالی کفار وپیش گیری از آن پرداخته وبحثی که در آیات گذشته درباره نزول
قران به زبان عربی مبین آمده است تکمیل می کند می فرماید و اگر ما این قران
را بر بعضی از مردم عجم غیر عرب و غیر فصیح نازل می کردیم
آیه 199= و او این آیات را بر آنها می خواند هرگز به وی ایمان نمی آوردند یعنی نژاد
پرستی و تعصب های قومی آنها به قدری شدید است که آگر قران بر فردی غیر
عرب نازل میشد امواج تعصب ها مانع از پذیرش آن می شد تازه حالا که بر مردی
شریف از خانواده اصیل عربی وبا بیانی رسا و گویا نازل شده و در کتب آسمانی
پیشین نیز بشارت آن آمده و علمای بنی اسرائیل نیز به آن گواهی داده اند
بسیاری از آنها ایمان نمی آورند و چه رسد اگر پیامبر شان اصلا چنین شرایطی
را نداشت
آیه 200= سپس برای تاکید بیشتر می افزاید این گونه ما قران را در دل های مجرمان
وارد می کنیم با بیانی رسا و با زبان مردی که از میان خودشان برخاسته است و
با تمام شرایطی که پذیرش آن را سهل و آسان و مطبوع می سازد ولی این دلهای
بیمار از پذیرش آن امتناع می کنند
آیه 201= لذا می فرماید با این حال این قوم لجوج به آن ایمان می آورند تا عذاب
دردناک را با چشم خود ببینند
آیه 202= آری آنها ایمان نمی آورند تا عداب الهی ناگهانیو بطور غافلگیرانه و در
حالی که آنها توجه ندارند دامانشان را فرو بگیردبدون شک منظور از این عذاب الهی
که آنها را ناگهانی فرو می گیرد عذاب های دنیا وبلاهای نابود کننده و مجازات
استیصال است
آیه 203= لذا به دنبال آن می فرماید در این حال آنها به خود می آیند و از گذشته
ننگین خود پشیمان و از آینده وحشتناک خویش سخت نگران می شوند و می
گویند آیا به ما مهلت داده می شود تا ایمان بیاوریم و گذشته خراب خود را آبا د
سازیم اما این تقاضا هرگز پذیرفته نخواهد شد
آیه 204= تهمتی دیگر بر قران . از آنجا که آیات گذشته با این جمله ختم شد که
مجرمان و گنهکاران بعد از مشاهه غذاب الهی و هنگامی که در آستانه مرگ
قرار می گیرند تقاضای مهلت و بازگشت برای جبران می کنند در اینجا از دو
راه به آنها پاسخ می گوید
نخست این که آیا برای عذاب ما عجله می کنند
آیه 205= دیگر این که به ما خبر ده اگر باز هم سالیانی آنها را از این زندگی
بهره مند سازیم
آیه 206= سپس عذابی که به آنها وعده داده شده به سراغشان بیاید
آیه 207= این تمتع و بهره گیری از دنیا برای آنها سود ی نخواهد داشت به
فرض که به آنها مهلت جدید ی داده شود که بعد از اتمام حجت داده نخواهد
شد آیا کاری جز تمتع و بهره گیری بیشتراز مواهب مادی خواهند داشت ؟ آیا
آنها به جبران گذشته خواهند پرداخت؟ مسلما نه
آیه 208= در اینجا سوال یا سوال هایی پیش می آید و آن این که اصولا با توجه
به علم الله به آیند ه هر قوم و گروه چه نیازی به مهلت است بعلاوه با این که
امت های گذشته پی در پی به تکذیب انبیا برخاستند چرا باز پیامبران پشت سر
هم می آیند و انذار می کنند قران در پاسخ می گوید این سنت ما است که ما
هیچ شهرو دیاری را هلاک نکردیم مگر این که انذار کنندگانی برای آنها بوده و
پیامبرانی به اتمام حجت وموعظه و اندرز کافی بر خاستند
آیه 209= تا متذکر شوند وبیدار گردند و امکان برای بازگشت داشته باشند واگر
بدون اتمام حجت بوسیله بیم دهندگان الهی و بیدار باش رسولان الله آنها را
مجازات می کردیم ظلم بود در حالی که ما هرگز ستمکار نبودیم واصلا ظلم وستم
شایسته ما نیست این ظلم است که گروهی غیر ظالم را هلاک کنیم و یاظالمان
را بدون اتمام حجت کافی
آیه210=سپس به پاسخ یکی دیگر از بهانه ها یا تهمت های ناروای دشمنان قران
میپردازد که می گفتند محمد یا فردی از جن مربوط است و او این آیات را تعلمیش
داده در حالی که قران تاکید می کند این آیات از سو ی الله جهانیان نازل شده است
در اینجا اضافه می کند شیاطین و جنیان این آیات را نازل نکردند
آیه 211= سپس به بیان پاسخ این تهمت واهی دشمنان پرداخته می گوید وبرای
جنیان وشیاطین هرگز سزاوار نیست که چنین کتابی را نازل کنند یعنی محتوای این
کتاب بزرگ که در مسیر حق و دعوت به پاکی و عدالت و تقوا و نفی هر گونه شرک
است به خوبی نشان می دهد که با افکار شیطانی و القائات شیاطین هیچ گونه
شباهت ندارد بعلاوه آنها توانایی ( بر چنین کاری ) ندارند . اگر آنها چنین قدرتی داشتند
باید سایر کسانی که در محیط نزول قران همانند کاهنان به اعتقاد مشرکان با شیاطین
مربوط بودند بتوانند همانند آن را بیاورند با این که همگی عاجز ماندند
آیه212= بعالوه کاهنان خود معترف بودند که بعد از تولد پیامبر رابطه شیاطینی که با
آنها در ارتباط بودند از اخبار آسمان ها قطع شدو آنها از شنیدن اخبار آسمان معزول و
بر کنارند
آیه 213= اقوام نزدیکت را به اسلام دعوت کن در تعقیب بحث هایی که در آیات گذشته
در زمینه موضع گیری های مشرکان در برابر اسلام و قران آمد الله در اینجا برنامه وخط
مشی پیامبر اسلام را در ضمن بیان پنج دستور در مقابل آنان مشخص می کند
قبل از هر چیز شخص پیامبر را دعوت به اعتقاد هر چه راسخ تر به توحید می کند
توحیدی که ریشه و اساس دعوت همه پیامبران را تشکیل می دهد
آیه 214= سپس به مرحله ای فراتر از آن پرداخته و چنین دستور می دهد و
خویشاوندان نزدیک راانذار کن و از شرک و مخالفت فرمان الله بترسان بدون شک
برای دست زدن به یک برنامه انقلابی گسترده باید از حلقه های کوچک تر و
فشرده تر شروع کرد
آیه 215=در مرحله سوم دایره وسیع تری مورد توجه قرار گرفته ومی فرماید وبال
وپر خود را برای مومنانی که از تو پیروی می کنند بگستر
آیه 216= بعد به چهارمین دستور پرداخته می گوید اگر تو را نا فرمانی کنند بگو
من از آنچه شما انجام می دهید بیزارم
آیه 217= سر انجام در پنجمین دستور برای تکمیل برنامه های گذشته به پیامبر
چنین می گوید وبر الله عزیز و رحیم توکل نما این مخالفت ها هرگز تو را دلسرد
نکند وکمی دوستان و پیروان در عزم آهنین تو اثر نگذارد تو تنها نیستی و تکیه
گاهت الله است شکست ناپذیر و بسیار رحیم و مهربان
آیه 218= همان الله که تو را به هنگامی که بر میخیزی می بیند
آیه 219= و حرکت تو را در میان سجده کنندگان مشاهده می کند
آیه 220= آری اوست الله شنواو دانا
وبه این ترتیب بعد از توصیف الله به عزیز و رحیم سه وصف دیگر که امید بخش تر است ودر این آیات آمده است الله که زحمات پیامبر را می بیند واز ق یامو سجده و حرکت
و سکون او باخبر است
الله که صدای او را می شنود و الله که از خواسته هاو نیاز ها ی او آگاه است
انذار بستگان نزدیک ( حدیث یوم الدار ) بر اساس آنچه در تواریخ اسلامی آمده پیامبر
درسال سوم بعثت مامور ابلاغ این دعوت شد بستگان نزدیکش را به خانه ابوطالب دعوت کرد
آنها در روز حدود چهل نفر بودند بعد از صرف غذا چنین فرمود من خیر دنیا وآخرت را برای شما آورده ام والله به من دستور داده است که شما را دعوت به این آیین کنم کدامیک از شما مرا در این کاریاری خواهد کرد تا برادر من ووصی و جانشین من باشد؟ جمعیت همگی سر باز زدند جز علی که از همه کوچک تر بود بر خاست و عرض کدر ای پیامبر الله من در این راه یار ویاور توام پیامبر دست بر گردن علی نها د و فرمود این براد ر وصی و جانشین من در میان شماست سخن اورا بشنوید و فرمانش را اطاعت کندی
آیه 221- در اینجا بار دیگر به بحث آیات قبل پیرامون تهمت دشمنان به پیامبر در باره این که قران القائات شیاطین است باز می گردد وبا بیانی رسا و کوبینده مجددا به آن پاسخ می دهد می گوید آیا به شم خبر بدهم شیاطین بر چه کسی نازل می شوند ؟ا
آیه 222= وآنها بر هر درواغگوی گنهکار نازل می شوند ؟
آیه 223= شیاطین آنچه را می شنوند توام با دروغ های بسیار به دوستان خود القا می کنند و اکثر شان دروغگو هستند کوتاه سخن این که القائات شیطانی نشانه های روشنی دارد که با آن نشانه ها
می توان آن را باز شناخت و شیطان وجودی است ویرانگروموذی و مخرب والقائات او در مسیر فساد و تخریب است ومشتریان او درواغگو یان هستند هیچ یک از این امور برقران وآورنده آن تطبیق نمی کند و کمترین شباهتی با آن ندارد
به کفارهای تهمت از دیگر یکی پاسخ به آیه این در =224آیه
مشی خطمیگوید دازد پر می ند خواند می شاعر کهاسلامپیامبر
می حرکت پندار و خیال عالم در شعرا جداستشعرا خط ازپیامبر
جهان به بخشیدن نظام برای بینی واقع از عالمیدر او و کنند
یار خال و زلف بنددر و نوشند و عیش غالبا . شعراانسانی
زیستندمی حجاز محیط در و عصر آن در که شاعرانیمخصوصا
شعرا دلیل همین به و ست پیدا اشعارشان نمونه ازچنانکه
کنند می پیروی آنها از گمراهان که هستند کسانی
آیا کند می اضافه را جمله این آن دنبالبه سپس = 225 ؟ گردانند سر وادی هر در آنها تشبیهات و ها پندار غرقکه
بکشاندسمت آن وسمتاین به را آنها ها قافیهکه هنگامی
راضیکسی از که هنگامی شوند می سرگردان وادیدرهرحتی
هر برند می ها آسمان اوج به خود مدایح بارا او شوند خشنودو
چنانبرنجند کسی از که هنگامی وباشد لعینی شیطانچند
السافلین اسفلبه را او خواهندمی گویی که پردازند میاو هجو
باشد پاک و آسمانی موجودی چند هربکشانندبه
رزم جنگاوران نه بزمندمردان معمولا شاعرانبعلاوه = 226آیه
نمی آیاو میکند اضافه آیه این درلذا عملاهل نه سخننداهل
اما کنند نمیعمل که گویند می سخنانی آنها کهبینی
را وی او دشمنان حتی و است عمل پاتا سر اسلامپیامبر
های جنبه به دادناهمیت و عجیبشاستقامت و راسخ عزمبه
؟ کجا اسلامپیامبر وکجااشاعر ستایند می مسائلعملی
داری هدف و پاک افرادشاعران میان در کهآنجا از ولی = 227آیه
راستی به کننده دعوتو وجقیقتند عمل اهل که شوند می پیدا
یافت کمتر محیط آن در شاعران قماش این از چند هر پاکیو
و ن ایما با ان مند هنراین حق که این ی برا قران شدمی
را آنها صف استثنا یک با نگردد ضایع صادقشگرتلا
و آوردهایمان که کسانی مگر گویدمی کرده جدادیگران از
شعر تنها آنها هدف که شاعرانی اند داده انجام صالحعمل
پایان.نیست
فضیلت سوره 26: این سوره دارا ی 227 آیه است هرکه آن را بخواند ده حسنه بعدد هر تصدیق کنننده نوح و تکذیب کننده او به وی دهند . حق تعالی هفتسوره دارز به جای تورات داده که بقره و وآل عمران
ونساء و مائده و انعام و اعراف وانفال است وسوره طه و طواسین را بجای زبور و فواتح قران و خوانیم سوره بقره از تحت عرش فرستاده و حوامیرا رانیزبه محمد عطا نموده که هیچ پیغمبری ندارد . هرکس طواسین ( شعرا و نمل و قصص) را بخواد در شب جمعه از اولیا الله باشد و در جوار او پناه گیرد و در دنیا هرگز به او درویشی نرسد وچنان نعمت جلیلی به او دهند که فوق رضای او باشد و اورا به صد حور العین تجویز نمایند وا ورا در حوزه جنت عدن که وسط بهشت عنبر سرشت است ساکن نمایند و اورا هم نشین مرسلین و اوصیاء راشدین سازند اگر این سوره را به خروس سفیدی آویزند و آن را رها کند هر جا که بایستد گنج یا سحری دفن است پایان