تفسیر سوره 31

 

سورة 31:

سوره لقمان:

بسم الله الرحمن الرحیم

الم (1) تِلکَ  ءَایَـُت الکِتَبِ الحَکِیمِ  (2) هُدیٌ وَرَحمَةٌ  لِلمُحسِنِینَ (3) الَّذینَ  یُقِیمُونَ  الصَّلَوةَ

وَیُوتُونَ الزَّکَوةَ  وَهُم بِالاخِرَةِ  هِم یُوقِنُونَ (4)  اُولِئکَ عَلَی هُدٌی  مِّن رَّبِهِم وَاَولَئکَ  هُمُ

المُفلِحُونَ  (5) و مِنَ  النَّاسِ  مَن یَشتَرِی  لَهوَ الحَدِیثِ  لِیُضِلَّ  عَن سَبِیل اللهِ  بَغَیرِ  عِلمٍ

وَیَتَّخِذَهَآ هُزُوٌا اُولئکَ  لَهُم عَذَابً مُّهِینً (6) وَِ ذَآ تُتلَی  عَلَیهِ  ءَ ایَتُنَا وَلَّی مُستَکبِرٌا کَانَ  لَّم

یَسمَعهَا کَُانَّ  فِی  اُذُنَیهِ  وَقرٌا فَبَشّرهُ  بِعَذابٍ  اَلِیمٍ  (7) اِنَّ الَّذِینَ  ءَ امَنُوا وَعَمِلُوا الصَّلَحتِ 

لَهُم جَنَّتُ  النَّعِیمِ  (8) خَلِدِینَ  فِیهَا وَعدَاللهِ  حَقٌَّا وَهُوَ العَزِیزُ  الحَکِیمَُ (9) خَلَقَ السَّمَوتِ

 بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَونَهَآ وَالقَی فِی الاَرضِ  رَوَسُیَ  اَن تَمِیدَ بِکُم و َبَثَّ فِیهَا مِن کُلِّ  دَآبَّةٍ  وَانزَلنَا

مِنَ السَّمَآءِ  مَآ ءٌ  فَآنبَتنَا فِیهَا مِن کُلِّ زَوجٍ  کَرِیمٍ  (10) هَذَآ خَلقُ  اللهِ  فَاَرُونِی  مَاذَا

خَلَقَ الَّذینَ  مِن دُونِهِ بَلِ الظَّلِمُونَ فِی  ضَلَلٍ  مُّبِینٍ  (11)وَلَقَد ءَ اتَینَا لُقمَنَ  الحِکمَةَ اَنِ  اشکُرللهِ

وَمَن یَشکُر فَاِنَّمَا یَشکُرُ  لِنَفسِهُ  وَمن کَفَرَ فَاِنَّ اللهَ  غَنِّی ً  حَمِیدً  (12) وَاِذقَالَ  لُقمَنُ  لِابنِهِ

وَهُو یَعِظُهُ  یَبُنَّیَ  لَا تُشرِک بِاللهِ  اِنَّ  الشِّرکَ  لَظُلمً  عَظِیمً  (13) وَوَصَِینَا الاِنسنَ  بِوَلِدَیهِ 

حَمَلتهُ  اُمُّهُ  وَهنٌا عَلَی وَهنٍ  وَفِصَلهً فِی عَامَینِ  اَن  اشکُر لِی وَِلوَلِدَیکَ اِلَّی المَصِیرُ  (14)

وَاِن جَهَدَاکَ عَلَی اَن تُشرِکَ  بِی مَالَیسَ لَکَ بِهِ  عِلمً فَلَا تُطعهُمَا وَصَاحِبهُمَا فِی الدُّنیَا

مَعرُوفٌا وَآتَّبِع سَبِیلَ  مَن اَنَابَ اِلَیَّ ثُمَّ اِلَیَّ مَرجِعُکُم فَاُنَبِّیُکُم بِمَا کُنتُم تَعمَلُونَ (15) یَبُنَیَّ اِنَّهَآ

اِن تَکُ  مِثقَالَ حَبَّةٍ مِّن خَردَلٍ  فَتَکُن فِی صَخرَةٍ اَوفِی  السَّمَوتِ  اَوفِِی الاَرضِ  یَاتِ  بَهَا الله

اِنَّ اللهَ لََطِیفً خَبِیرً (16) یَبُنَیَّ اَقِمِ الصَّلَوةَ وَآمُر بَالمَعرُوفِ وَانَه عَنِ المُنکَرِ  وَآصبِر عَلَی مَآ

اَصَابَکَ اِنَّ ذَلِکَ مِن عَزمِ  الاُمُورِ (17) وَلَاتُصَّعِر خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَآ تَمِش فِی الاَرضِ مَرَحٌا

اِنَّ اللهَ لَآیُحِبُّ کُلَّ مُختَالٍ  فَخُورٍ  (18) وَاقصِد فِی مَشیِکَ وَاغضُض مِن صَوتِکَ اِنَّ اَنکَرَالاَصوَتِ

لَصَوتُ  الحَمِیرِ (19)اَلَم تَرَوا اَنَّ اللهَ سَخَّرَلَکُم مَّا فِی السَّمَوتِ  وَمَافِی الاَرًضِ وَاَسبَغَ عَلَیکُم

نِعمَهُ  ظَهِرَةٌ وَبَاطِنَةٌ وَمِنَ  النَّآسِ مَن یَُجَدِلُ  فِی اللهِ  بِغَیرِ عِلمٍ  وَلَا هُدٌی وَلَا کِتَبٍ  مُّنِیرٍ (20)

وَاِذَا قِیلَ  لَهُمُ  اتَّبِعُوا مَآ اَنزَلَ اللهُ  قَالُوا بَل نَتَّبِعُ  مَآ وَجَدنَآ عَلَیهِ ءَ ابَآءَنَآ اَولَو کَآنَ  الشَّیطَنُ

یَدعُوهُم اِلَی  عَذَابِ  السَّعِیرِ (21) وَمَن یُسلِم وَجَهُ  اِلَی اللهِ  وَهُوَ مُحسِنً  فَقَد استَمسَکَ بِالعُروَةِ

الوُصقَی وَاِلَی اللهِ  عَقبَةُ  الاُمُورِ  (22)وَمَن کَفَرَفَلَا یَحزُنکَ کُفرُهُ  اِلَینَا مَرجِعُهُم فَنُنَبِّئهُمُ بَمَا

عَمِلُوا اِنَّ اللهَ عَلِیمً  بِذَاتِ الصُّدُورِ (23) نُمَتِّعُهُم قَلِیلٌا ثُمَّ  نَضطَرَُِهُم اِلَی عَذَابٍ غَلِیظٍ (24)

وَلَئِن سَاَلتَهُم مَّن خَلَقَ السَّمَوَتِ  وَالاَرضَ لَیَقُولُنَّ اللهُ  قُلِ  الحَمد ُلِلهِ  بَل اَکثَرُهُم لَآ یَعلَمُونَ

(25) لِلهِ  مَافِی السَّمَوتِ  وَالاَرضِ  اِنَّ اللهَ هُوَ الغَنِیُّ الحَمِیدُ (26) وَلَواََنَّمَآ فِی الاَرضِ  مُن

شَجَرَةٍ اَقلَمً وَالبَحرُ یَمُدُّهُ مِن بَعدِهِ سَبعَةُ  اَبحُرٍ مَّا نَفِدَت کَلِمَتُ اللهِ  اِنَّ اللهَ  عَزِیزً حَکِیمً (27)

مَّاخَلُقُکُم وَلَا بَعثُکُم اِلَّا کَنَفسٍ وَحِدَةٍ اِنَّ اللهَ  سَمِیعُ بَصِیرً (28) اَلَم تَرَ اَنَّ اللهَ  یُولِجُ الیلَ

فی  النَّهَار ِِ  وَیُولِجُ  النَّهَآرِفِی الَّیلِ  وَسَخَّرَالشَّمسَ  وَالقَمَرَ کُلًّ  یَجرِی اِلَی اَجَلٍ  مُّسَمٌّی وَ

اَنَّ اللهَ  بِمَا تَعمَلُونَ  خَبِیرً  (29) ذِلِکَ  بِاَنَّ اللهُ هُوَ  الحَقُّ وَاَنَّ مَا یَدعُونَ  مِن دُونِهِ  البَطِلُ  وَ

اَنَّ اللهَ  هُوَ العَلِیُّ  الکَبِیرُ (30) اَلَم تَرَاَنَّ الفُلکَ تَجرِی فِی البَحرِ  بِنعِمَتِ اللهِ لِیُرِیَکُم مِّن ءَ

ایَتِهِ  اِنَّ فِی ذَلِکَ لَاَیَتٍ  لِّکُلِّ صَبَّارٍ  شَکُورٍ (21) وَاِذَا غَشِهَمُ  مَّوجً کَالظُّلَلِ  دَعَوُ اللهَ  مُخلِصِینَ

لَهُ الدِّینَ  فَلَمَّا نَجَّئهُم اِلَی البَرّ فَمِنهُم مَُّقتَصِدً  وَمَا یَجحَدُ بِایَتِنَآ اِلَّآ کُلُّ خَتَّارٍ  کَفُورٍ (32) یَآَ یُّهَآالنَّاسُ

اتَّقُوا رَّبَّکُم وَاخشوا یَومٌا لَّایَجزِی وَالِدً  عَن وَلَدِهِ  وَلَا مَولُودً  هُوَ جَازٍ  عَن وَالِدِهِ  شَیئٌا اِنَّ

وَعدَاللهِ  حَقًّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الحَیَوةُ  الدُّنیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُم بِاللهِ  الغَرُورُ  (33) اِنَّ اللهَ  عِندَهُ  عِلمُ  السَّاعَةِ وَ

یُنَزِّلُ  الغَیثَ  وَیَعلَمُ  مَافِی  الاَرحَامِ  وَمَآتَدرِی نَفسً  مَّآذَآتَکسِبُ  غَدٌا وَمَا تَدرِی نَفسً بِاَیِّ

اَرضٍ تَمُوتُ  اِنَّ اللهَ  عَلِیمُ  خَبِیرً.

تفسیر سوره :

محتوای سوره: بطور کلی محتوای این سوره در 5 بخش خلاصه می شود الف- بعد از ذکر

حروف مقطعه اشاره به عظمت قران و هدایت و رحمت بودن آن برای مومنانی که واجد

صفات ویژه هستند می کند –ب- از نشانه های الله در آفرینش آسمان وبر پا داشتن آن بدون

هیچ گونه ستون و آفرینش کوهها در  زمین و جنبندگان مختلف و نزول باران و پرورش

گیاهان سخن می گوید –ج- قسمتی از سخنان حکمت آمیز لقمان آن مرد الهی را به هنگام

اندرز فرزندش نقل می کند  -د- بار دیگر به دلائل توحید باز می گردد و سخن از تسخیر آسمان

زمین و نعمت های وافر الله و نکوهش از منطق بت پرستانی که تنها و اسا س تقلید از نیاکان

در این وادی گمراهی افتادند سخن می گوید و نیز از علم گسترده وبی پایان الله با ذکر مثال

روشنی پرده بر می دارد –ه- اشاره کوتاه و تکان دهنده ای به مساله معاد و زندگی پس از

مرگ دارد به انسان هشدار می دهد که مغرور به زندگی این دنیا نشود این مطلب را با ذکر

گوشه ای از علم غیب الله که از همه چیز در ارتباط با انسان از جمله لحظه مرگ او و حتی

جنینی که در شکم مادر است آگاه است تکمیل کرده و سوره را پایان می دهد

آیه 1= این سوره ها با ذکر عظمت و اهمیت قران آغاز میشود و بیان حروف مقطعه در ابتدای

آن نیز اشاره الطیفی به همین حقیقت است که این ایات که از حروف ساده الفبا ترکیب یافته

چنان محتوایی بزرگ و عالی دارد که سرنوشت انسان ها را بکلی دگرگون می سازد الف . لام

. میم

آیه 2= لذا بعد از ذکر حروف مقطعه می گوید ای آیات کتاب حکیم است کتابی پر محتوا واستوار

توصیف کتاب به حکیم یا به خاطر استحکام محتوای آن است چرا که هرگز باطل به آن راه

نمی  یابد و هر گونه خرافه را از خود دور می سازد ویا به معنی آن است که این قران

هم چون دانشمند حکیمی است که در عین خاموشی با هزار زبان سخن می گوید تعلیم می دهد

اندرز می گوید تشویق می کند انذار می نماید داستان های عبرت انگیز بیان می کند خلاصه

به تمام معنی دارای حکمت است و این سر آغاز تناسب مستقیمی دارد با سخنان لقمان حکیم

که د ر این سوره از آن بحث به میان آمده

آیه 3= این آیه هدف نهایی نزول قران را با این عبارت باز گو می کند این کتاب حکیم مایه هدایت

و رحمت برای نیکو کاران است هدایت در حقیقت مقدمه ای است برای رحمت الله چرا که انسان

نخست در پرتو نور قران حقیقت را پیدا می کند وبه آن معتقد می شود ودر عمل خود آن را به

کار میبندد وبه دنبال آن مشمول رحمت واسعه و نعمت های بی پایان الله میشود

ایه 4=این آیه محسنین را به سه وصف توصیف کرده می گوید همانان که نماز را برپا می دارند

و زکات را می پردازند و آنها به آخرت یقین دارند پیوند آنها با خالق ازطریق نماز و با خلق از طریق

زکات قطعی است و یقین انها به دادگاه قیامت انگیزه نیرومندی است برای پرهیزاز گناه وبرای

انجام وظایف

آیه 5= و این آیه عاقبت وسرانجام کار محسنین را چنین بیان می کند آنها بر طریق هدایت از

الله شان هستند و آنان رستگارانند

آیه 6= این آیه در  باره نضر بن حارث نازل شده است او مرد تاجری بود و به ایران سفر می کرد

در ضمن داستان های ایرانیان را برای قریش بازگو می نمود و می گفت اگر محمد برای شما سر

گذشت عاد و ثمود را نقل میک ند من داستان های رستم و اسفندیار و اخبار کسری و سلاطین

عجم را باز می گویم آنها دور او را گرفته استماع قران را ترک می گفتند بعضی دیگر گفته اند

که این قسمت از آیات در باره مردی نازل شده که کنیز خواننده ای را خریداری کرده و شب

وروز برای او خوانندگی می کرد و او را از یاد الله غافل می ساخت . غنا یکی از دام های

بزرگ شیاطین . در اینجا سخن از گروهی است که درست در مقابل گروه محسنینی و مومنین

قرار دارند که درایات گذشته مطرح بودند سخن از جمعیتی است که سرمای های خود را برای

بیهودگی و گمراه ساختن مردم به کار می گیردو و بدبختی دنیاو آخرت را برای خود می خرد

نخست می فرماید بعضی از مردم سخنان باطل وبیهوده را خریداری می کنند تا خلق خدا را

ازروی جهل و نادانی ازراه الله گمراه سازند و آیات الله را به استهزا و سخریه می گیرند و در

پایان آیه اضافه میک ند عذاب خوار کننده ازآن این گروه است . مفهوم وسیع و گسترده ای

دارد که هر گونه سخنان یا آهنگ های سر گرم کننده و غفلت زا که انسان را از بیهودگی یا

گمراهی می کشاند در بر می گیرد خواه ازقبیل غنا والحان و آهنگ های شهوت انگیز و

هوس آلود باشد وخواه سخنانی که نه از طریق آهنگ بلکه از طریق محتوا انسان را به

بیهودگی و فساد سوق می  دهد . تحریم غنا. بدون شک غنا بطور اجمال از نظر مشهور

علما حرام است وشهرتی در حد اجماع و اتفاق دارد از مجموع کلمات فقهای اسلام

استفاده می شود که غنا آهنگ هایی است که متناسب مجالس فسق وفجور و اهل گناه

 و فساد می باشد وقوای شهوانی را در انسان تحریک می نماید این نکته نیز قابل

توجه است که گاه یک آهنگ هم خودش غنا ولهو و باطل است وهم محتوای آن به این

ترتیب که اشعار عشقی و فساد انگیز را با آهنگ های مطرب بخوانند و گاه تنها آهنگ

غناست به این ترتیب که اشعار پر محتوا یا آیات قران و دعا و مناجات را به آهنگی

بخوانند که مناسب مجالس عیاشان و فاسدان است ودر هر دو صورت حرام می باشد

نکته دیگر اینکه آنچه در بالا گفتیم مربوط به خوانندگی است و اما استفاده از آلات

موسیقی و حرمت آن بحث دیگری دارد که از موضوع این سخن خارج است

آیه 7= این آیه به عکس العمل این گروه در برابر ایات الهی اشاره کرده ودر واقع

آن را با عکس العملشان در برابرلهو الحدیث مقایسه می کند ومی گوید در هنگامی

که آیات ما بر او خوانده می شود مستکبرانه روی بر می گرداند گویی آن را نشنیده

گویی اصلا گوش هایش سنگین است وهیچ سخنی را نمی شنود و در پایان کیفر دردناک

چنین کسی را این گونه بازگو می کند اورا به عذابی درد ناک بشارت ده

آیه 8= در این آیه به شرح حال مومنان راستین باز می گردد که در آغاز این مقایسه از

آنان شروع شد ودر پایان نیز به آنان ختم می شود می فرماید کسانی که ایمان آورده اند

وعمل صالح انجام داده اند باغ های پر نعمت بهشت از آن آنها است

آیه 9= مهمتر اینکه این باغ های پر نعمت بهشتی برای آنها جاودانه است همیشه در

آن باقی خواهند ماند این وعده حتمی الهی است وعده ای تخلف نا پذیر و الله نه وعده

دروغین می دهد ونه از وفای به وعده های خو د عاجز است چرا که اوست عزیز و

حکیم شکست نا پذیر ودانا

آیه 10= این آفرینش الله است دیگران چه آفریده اند ؟ این آیه از دلائل توحید که یکی

دیگر از اساسی ترین اصول اعتقادی است سخن می گوید نخست  به پنج قسمت از

آفرینش الله که پیوند نا گسستنی با هم دارند اشاره می کنند این موارد عبارتند از آفرینش

آسمان ومعلق بودن کرات در فضا و نیز آفرینش کوهها برای حفظ ثبات زمین و بعد

آفرینش جنبندگان و بعد از آن آب وگیاهان که وسیله تغذیه آنهاست ومی فرماید

 الله آسمان ها را بدون ستونی که قابل رویت باشد آفرید این تعبیر اشاره لطیفی است به

قانون جاذبه ودافعه که هم چون ستونی بسیار نیرومند اما نا مرئی کرات آسمانی را

در جای خود نگه داشته بنا بر این جمله فوق یکی از معجزات علمی قران است که شرح

بشتر آن در سوره رعد آورده شده است بعد در باره فلسفه آفرینش کوهها می گوید الله

در زمین کوه هایی افکند تا شما را مضطرب و متزلزل نکند حال که نعمت آرامش آسمان

به وسیله ستون نامرئیش و آرامش زمین به وسیله کوهها تامین شد نوبت به آفرینش

انواع موجودات زنده و آرامش آنها می رسد که د ر محیطی ارام بتوانند قدم به عرصه

حیات بگذارند می گوید و در روی زمین از هر جنبنده ای منتشر ساخت اما پیداست که این

جنبندگان نیاز به آب و غذا دارند لذا در جمله های بعد به این دو موضو ع اشاره شده

می گوید او از آسمان آبی فرستاده و به وسیله آن در رویز زمین انواع گونا گونی از جفت

های گیاهان پر ارزش رویاندیم . سفره ای است گسترده با غذاهای متنوع در سراسر

روی زمین که هریک از آنها از نظر آفرینش دلیلی است بر عظمت و قدرت الله

این آیه بار دیگر به زوجیت در جهان گیاهان اشاره می کند که آن نیز از معجزات علمی

قران است چرا که در آن زمان زوجیت ( وجود جنس نرو ماده) در جهان گیاهان بطور

گسترده ثابت نشده بود قران از آن پرده بر داشت

آیه 11= بعد از ذکر عظمت الله در جهان آفرینش و چهره های مختلفی از خلقت روی

سخن را به مشرکان کرده و آنها را مورد باز خواست قرار میدهد و می گوید این آفرینش

الله است اما به من نشان دهید معبودان غیر او چه چیز را آفریده اند ؟ مسلما آنها نمی توانستند

ادعا کنند هیچ یک از مخلوقات این جهان مخلوق بتها هستند بنا بر این آنها به توحید خالقیت

معترف بودند با این حال چگونه می توانستند بنا بر این آنها به توحید خالقیت معترف بودند

با این حال چگونه ربوبیت و یگانگی مدبر عالم و آن هم دلیل بر توحید وعبودیت است لذا

در پایان آیه عمل آنها را منطبق بر ظلم و ضلال شمرده می گوید ولی ظالمان در گمراهی

آشکارند می دانیم ظلم معنی گسترده ای دارد که شامل قرار دادن هر چیز در غیر محل

خود می شود واز آنجا که مشرکان عبادت و گاه تدبیر جهان را در اختیار بتها می گذاشتند

مرتکب بزرگترین ظلم وضلالت بودند

آیه 12= به تناسب بحث های گذشته پیرامون توحید وشرک و اهمیت وعظمت قران و حکمتی

که در این کتاب آسمانی به کار رفته در این آیه و چند آیه بعد از آن سخن از لقمان حکیم و

بخشی از اندرز های مهم این مرد الهی در زمینه توحید ومبارزه با شرک به میان آمده این

اندرز های دهگانه که در طی شش ایه بیان شده هم مسائل اعتقادی را به طرز جالبی بیان

می کند وهم اصول وظایف دینی و هم مباحث اخلاقی را . در این که لقمان که بود ؟ در

حدیثی از پیامبر می خوانیم: به حق می گویم که لقمان پیامبر نبو د ولی بنده ای بود که بسیار

فکر می کرد ایمان و یقینش عالی بود الله را دوست می داشت و الله نیز او را دوست می داشت

و نعمت حکمت بر او ارزانی شد

آیه می فرماید ما به لقمان حکمت دادیم و به او گفتیم شکر الله را به جای آور هر کس شکر

گزاری کند تنها به سود خویش شکر کرده و هر کس کفران کند زیانی به الله نمی رساند

چرا که الله بی نیاز وستوده است

حکمتی که قران از آن سخن می وید و الله به لقمان عطا فرموده بود مجموعه ای از معرفت و علم

و اخلاق پاک و تقواو نور هدایت بوده است لقمان به خاطر داشتن این حکمت به شکر الله پرداخت

او هدف نعمت های الهی و کاربرد آن را میدانست و درست آنها را در همان هدفی که برای آن

آفریده شده بودند به کار می بست و اصلا حکمت همین است به کار بستن هر چیز در جای خود

بنا براین شکرو حکمت به یک نقطه باز می شوند

آیه 13= بعد از معرفی لقمان و مقام علم و حکمت او به نخستین اندرز وی که در عین حال

مهم ترین توصیه به فرزندش می باشد اشاره کرده و می فرماید به خاط بیاور هنگامی را که لقمان

به فرزندش در حالی که او را موعظه می کرد گفت  پسرم چیزی را همتای الله قرار مده که شرک

ظلم بزرگی است چه ظلمی از این بالاتر که هم در مورد الله انجام گرفته که موجود بی ارزشی را همتای

او قرارداده است و هم در باره خویشتن که از اوج عزت عبودیت الله به قعر دره ذلت پرستش

غیر او سقوز کنند

آیه14= احترام پدر ومادر: این آیه و آیه بعد آن در حقیقت جمله معترضه ای است که در لابلای

اندرزهای لقمان از سوی الله بیان شده که ارتباط روشنی با سخنان لقمان دارد زیرا در این دو آیه

بحث از نعمت وجود پدرو مادر و زحمات و خدمات  و حقوق آنهاست وقرار دادن شکر پدر ومادر

در کنار شکر الله بعلاوه تاکیدی بر خالص بودن اندرز های لقمان به فرزندش محسوب می شود

چرا که پدرو مادر با این علاقه وافرو خلوص نیت ممکن نیست جزخیر و صلاح فرزند را در

اندرز هایشان باز گو کنند   نخست می فرماید و ما به انسان در باره پدر ومادرش سفارش کردیم

آنگاه به زحمات فوق العاده مادر اشاره کرده می گوید مادرش او را با ناتوانی حمل کرد و به

هنگام بار داری هر روز رنج و ناراحتی تازه ای را متحمل شد  . مادران در دوران بار داری

گرفتار وهن وسستی می شوند چرا که شیره جان و مغز استخوانشان را به پرورش جنین خود

اختصاص می دهند واز تمام موادحیاتی وجود خود بهترینش را تقدیم او می دارند حتی این مطلب

 در دوران رضاع و شیر دادن نیز ادامه می یابد چرا که شیرشیره جان مادر است لذا به دنبال

آن می افزاید و دوران شیر خوارگی او در دو سال پایان می یابد همان گونه که در جای دیگر

قران اشاره شده مادران فرزندانشان را دو سال تمام شیر می دهند البته منظورشان دوران

کامل شیر خوارگی است هر چند ممکن است گاهی کمتر از آن انجام شود بعد می گوید

توصیه کردم که برای من وبرای پدر و مادرت شکر به جا آور شکر مر ا به جا آور که

خالق و معنم اصلی تو هستم و چنین پدرو مادر مهربانی به تو داده ام و هم شکر پدر

ومادرت را که واسطه این فیض  وعهده دار انتقال نعمت های من به تو می باشند ودر

پایان آیه با لحنی که خالی از تهدید و عتاب نیست می فرماید باز گشت همه شما به سوی

من است آری اگر در اینجا کوتاهی کنید درآنجا تمام این حقوق و زحمات و خدمات مورد

بررسی قرار می گیرد و مو به مو حساب می شود

آیه 15=واز آنجا که توصیه به نیکی در مورد پدر ومادر ممکن است این توهم را برای

بعضی ایجاد کند که حتی در مساله عقائد و کفر وایمان باید با آنها  مماشات کرد در این

آیه می افزادی و هر گان آن دو تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی که از

آن حداقل آگاهی نداری بلکه می دانی باطل است از ایشان اطاعت مکن . هرگز نباید رابطه

انسان با پدر ومادرش مقدم بر رابطه ا و با الله شود و هرگز نباید عواطف خویشاوندی حاکم

بر اعتقاد مکتبی او شود بازاز آنجا که ممکن است این فرمان این توهم را به وجود آورد

که در برابر پدر ومادر مشرک باید شدت عمل و بی حرمتی به خرج داد بلافاصله اضافه

می کند که عدم اطاعت آنها در مساله کفر وشرک دلیل بر قطع رابطه مطلق با آنها

نیست بلکه در عین حال با آن دو در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن از نظر دنیا و

زندگی مادی با آنها مهر و محبت و ملاطفت کن و از نظر اعتقاد و برنامه های مذهبی

تسلیم افکار و پیشنهاد های آنها مباش این درست نقطه اصلی اعتدال است که حقوق

الله و پدر ومادر در آن جمع است بعد بازگشت همه شما به سوی من است و من شما

را از آ نچه در دنیا عمل می کردید آگاه می کنم وبر طبق آن پاداش و کیفر میدهم

آیه 16=دومین اندرز لقمان در باره حساب اعمال ومعاد است که حلقه مبدا و معاد را

تکمیل می کند می گوید پسرم اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی کار نیک و بد باشد در

دل سنگی یا در گوشه ای از آسمان ها و زمین قرار گیرد الله آن را در داد گاه قیامت

می آورد و حساب  آن را می رسد چرا که الله دقیق و آگاه است خردل گیاهی است که

دارای دانه های سیاه بسیار کوچکی است که در کوچکی حقارت ضرب المثل می باشد

اشاره به این که اعمال نیک و بد هر قدر کوچک و کم ارزش وهر قدر مخفی و پنهان

باشد همانند خردلی که در درون سنگی در اعماق زمین و یا در گوشه ای از آسمان ها

مخفی باشد الله لطیف وخبیر که از تمام موجودات کوچک وبزرگ و صغیر وکبیر در سراسر عالم هستی

آگاه است آن را برای حساب و پاداش وکیفر حاضر می کند و چیزی در این دستگاه کم نمی شود

توجه به این آگاهی الله از اعمال انسان خمیر مایه همه اصلاحات فردی واجتماعی است و نیروی محرک

قوی به سوی خیرات و باز دارنده موثر از شرور وبدیهاست

آیه 17= بعد از تحکیم پایه های مبدا و معاد که اساس همه اعتقادات مکتبی است به مهم ترین اعمال

یعنی مساله نماز پرداخته می گوید پسرم نماز را برپا دارچرا که نماز مهم ترین پیوند تو با خالق

است نماز قلب تو را بیدار وروح تو را مصفا وزندگی تو را روشن می  سازد آثار گناه را از جانت

می شوید و نور ایمان را در سرای قلبت پرتو افکن می دارد وتو را از فحشا و منکرات باز می دارد

بعد ازبرنامه نماز به مهم ترین دستور اجتماعی یعنی امر به معروف و نهی از منکر پرداخته می گوید

و مردم را به نیکی ها و معروف دعوت کن و از منکرات و زشتی ها باز دار وبعد از این سه دستور

مهم عملی به مساله صبر واستقامت که در برابر ایمان هم چون سر نسبت به تن است پرداخته

می گوید و در برابر مصائبی که به تو می رسد شکیبا باش که این از کار های مهم هر انسانی است

آیه 18= بعد لقمان به مسائل اخلاقی در ارتباط با مردم و خویشتن پرداخته و نخست تواضع و

فروتنی و خوش رویی را توصیه کرده می گوید با بی اعتنایی از مردم روی مگردان و مغرورانه بر

زمین راه مرو چرا که الله هیچ متکبر مغروری را دوست ندارد و به این ترتیب لقمان حکیم در اینجا

از دو صفت بسیار زشت و نا پسند که مایه از هم پاشیدن روابط صمیمانه اجتماعی است اشاره

می کند کی تکبرو بی اعتنایی و دیگر غرور و خود پسندی که هر دو در این جهت مشترکند

که انسان را در عالمی از توهم و پندار خود بر تر بینی فرو می برند ورابطه او را از دیگران قطع

می کنند . کسی که از روی غرور و تکبر روی زمین راه رود زمین و کسانی که در زیر زمین

خفته اند و آنها که روی زمین هستند همه او را لعنت می کنند

آیه 19= در این آیه دو برنامه دیگر اخلاقی را که جنبه اثباتی دارد در برابر دو برنامه گذشته

که جنبه نفی داشت بیان کرده می گوید پسرم در راه رفتن اعتدال را رعایت کند از صدای خود

بکاه و هرگز فریاد مزن چرا که زشت ترین صدا های صدای خران است

در واقع در این دو آیه از دو صفت نهی وبه دو صفت امر شده نهی از خود بر تر بینی و خود

پسندی که یکی سبب می شود انسان نسبت به بندگن الله تکبر کند و دیگری سبب می شود که

انسان خود را در حد کمال پندارد ودر نتیجه درهای تکامل را به روی خود ببندد  هر چند خود

را با دیگری مقایسه نکند وامر به رعایت اعتدال در عمل وسخن زیرا تکیه روی اعتدال د ر

راه رفتن با آهنگ صدا در حقیقت به عنوان مثال است و به راستی کسی که این صفات چهار

گانه را دارد انسا ن موفق و خوشبحت و پیروزی است در میان مردم محبوب و د ر پیشگاه

الله عزیز است . بیشترین چیزی که سبب می شود امت من به خاطر آن وارد بهشت شوند

تقوای الهی و حسن خلق است

آیه 20= تکیه گاه مطمئن . بعد از پایان اندرز های دهگانه لقمان در زمینه مبدا ومعاد و رسم

زندگی قران برای تکمیل آن به سراغ بیان نعمت های الهی می رودتا حس شکرگزاری مردم را

بر انگیزد شکری که سر چشمه معرفة الله و انگیزه اطاعت فرمان او می شود روی سخن را

به همه انسان ها کرده می گوید آیا ندیدید الله آنچه را در آسمان ها و زمین است مسخر فرمان

شما کرد که در مسیر منافع و سود شما حرکت کند؟

بعد می افزاید الله نعمت های خود را اعم از نعمت های ظاهر و باطن برشما گسترده و افزون ساخت

ودر پایان آیه از کسانی سخن می گوید که نعمت های بزرگ الهی را که از درون و برون انسان

را احاطه کرده کفران می کنند و به جدال و ستیز در برابر حق بر می خیزند می فرماید بعضی از

مردم هستند که در باره الله بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنی مجادله می کنند و به جای این

که بخشنده آن همه نعمت های آشکار ونهان را بشناسند رو به سوی شرک و انکار از سر جهل

و لجاجت می آورند در حقیقت این گروه لجوج نه خود دانشی دارند ونه به دنبال راهنما و رهبری

هستند ونه از وحی الهی استمداد می جویند وچون راه هدایت در این سه امر منحصر است لذا با

ترک آن به وادی گمراهی و وادی شیاطین کشیده شده اند

آیه 21= این آیه به منطق ضعیف وسست این گروه گمراه اشاره کرده می گوید هنگامی که به آنها

گفته شود و آنچه الله نازل کرده پیروی کنید می گویند نه ما از چیزی پیروی می کنیم که پدران

خود را بر آن یافته ایم و از آنجا که پیروی از نیاکان جاهل و منحرف جز هیچ یک ازطرق سه

گانه هدایت آفرین فوق نیست قران از آن به عنوان راه شیطانی یاد کرده می فرماید آیا هدایت

آفرین فوق نیست قران از آن به عنوان راه شیطانی یاد کرده می فرماید آیا اگر حتی

شیطان آنها را دعوت به عذاب آتش فروزان کند بازهم تبعیت می کنند

آیه 22= بعد به بیان حال دو گروه مومن خالص و کفار آلوده پرداخته آنها را در مقایسه با

یکدیگر و مقایسه با آنچه در مورد پیروان شیطان و مقلدان کور وکر نیاکان بیان کرده مورد

توجه قرار داده می گوید کسی که روی خود را تسلیم الله کند در حالی که نیکو کار باشد به

دستگیره محکمی چنگ زده است وبه تکیه گاه مطمئنی تکیه کرده است

چنگ زدن به دستگیره محکم تشبیه لطیفی از این حقیقت است که انسان برای نجات از قعر

دره مادیگری و ارتقا به بلند ترین قله های معرفت و معنویت و روحانیت نیاز به یک وسیله

محکم و مطمئن دارد این وسیله چیزی جز ایمان و عمل صالح نیست غیر آن همه پوسیده

و پاره شدنی و مایه سقوط و مرگ است علاوه بر این آنچه باقی می ماند این وسیله است

وبقیه همه فانی و نابود شدنی . لذا در پایان آیه میفرماید وعاقبت همه کارها به سوی الله است

پیامبرفرموده:

بعد از فتنه ای تاریک و ظلمانی خواهد بود تنها کسانی از آن رهایی می  یابند که به عروة الوثقی

چنگ زنند و عرض کردند ای  رسول الله عروة الوثقی چیست؟ فرمود ولایت سید اوصیا است

یعنی امیر المومنان حضرت علی و فرزندان حسین

آیه 33= بعد به بیان حال گروه دوم پرداخته می گوید و کسی که کافرشود واین حقایق روشن

را انکار کند کفر او تورا غمگین نسازد چرا که تو وظیفه ات را به خوبی انجام داده ای اوست

که برخویشتن ظلم وستم می کند ونیز نگران مباش که گروهی در دنیا با این که کفر می ورزند

وظلم وستم می کنند از نعمت های الهی متنعمند و گرفتار مجازات نیستند زیرا دیر نشده است

بازگشت همه آنها به سوی ماست وما آنها را از اعمالشان و نتایج شوم آن آگاه میسازیم

نه تنها از اعمالشان آگاهیم که از نیات و اسرار درون دل هایشان نیزبا خبریم زیرا الله به آنچه

درون سینه هاست آگاه است

آیه 24=بعد می افزاید بهره آنها از زندگی دنیا تو را شگفت زده نکند ما اندکی از متاع دنیا

در اختیار آنان می گذاریم و متاع هرچه باشد کم و ناچیز است بعد آنها را به تحمل عذاب

شدیدی وادار می سازیم عذابی مستمر و درد ناک

این تعبیر ممکن است اشاره به آن باشد که آنها تصورنکنند در این جهان از قبضه قدرت الله

خارجند خود او میخواهد آنها را برای آزمایش و اتمام حجت و مقاصدی دیگر آزاد بگذارد

آیه 25= ده وصف از اوصاف الله . در این آیه و پنج آیه بعد از آن مجموعه ای از صفات

الله بیان شده است که در حقیقت ده صفت عمده یا ده اسم از اسماء الحسنی را بیان می کند

غنی وحمید و عزیز و حکیم و سمیع وبصیر و خبیر و حق و علی وکبیر

این از یک نظر و از سوی دیگر در این آیه از خالقیت الله سخن می گوید و در آیه دوم از

مالکیت مطلقه در آیه سوم از علم بی انتهایش بحث میکند و در آیه  چهارم و پنجم از قدرت

نا متناهیش و در آخرین آیه نتیجه می گیرد کسی که دارای این صفات است حق است وغیر

از او همه باطل و هیچ و پوچ هستند

نخست می فرماید هر گاه از آنان سوال کنی چه کسی آسمان ها و زمین را آفریده است مسلما

می گویند الله و این تعبیر از یک سو دلیل بر این است که مشرکان هرگز منکر توحید خالق

نبودند و از سوی دیگر بر فطری بودن توحید و تجلی این نور الهی در سرشت همه انسان هاست

بعد می گوید حال که آنها به توحیدل خالق معترفند بگو الحمد الله که خود شما معترفید ولی بیشتر

آنان نمی دانند که عبادت باید منحصر به خالق جهان باشد

آیه 26= بعد  به مساله مالکیت حق می پردازد چرا که بعد از ثبوت خالقیت نیاز به دلیل دیگری بر

مالکیت او نیست ومی فرماید آنچه در آسمان ها وزمین است از آن الله است بدیهی است آن کس

که خالق ومالک است مدبر امورجهان نیز می باشد وکسی که چنین است از همه چیز بی نیاز و

شایسته هر گونه ستایش است به همین دلیل در پایان آیه می افزاید الله غنی و حمید است او غنی

علی الاطلاق وحمید از هر نظر است چرا که هر موهبتی در جهان است به دست او باز می گردد

وهر کس هرچه دارد از او دارد

آیه 27= این آیه ترسیمی از علم بی پایان الله است که با ذکر مثالی بسیار گویا ورسا مجسم

شده است می گوید و اگر همه درختان روی زمین قلم شو دو دریا برای آن مرکب شود و هفت

دریاچه به آن افزوده شود اینها همه تمام می شود ولی کلمات الله پایان نمی گیرد الله عزیز و

حکیم است از آنجا که مخلوقات گونا گون این جهان هر کدام بیانگر ذات پاک الله وعلم و قدرت

اویند به هر موجودی کلمة الله اطلاق می شود و به همین مناسبت کلمات الله به معنی علم و

دانش الله به کار رفته است

آیه 28= بعد از ذکر علم بی پایان الله سخن از قدرت بی انتهای او به میان آورده می فرماید

آفرینش و بر انگیختن و زندگی دوباره همه شما در قیامت همانند یک فرد بیش نیست

الله شنوا وبیناست

آیه 29= این آیه تاکید و بیان دیگری است برای قدرت واسعه الله و روی سخن را به پیامبر

کرده می گوید آیا ندیدی که الله شب را در روز وروز را در شب داخل می کند ونیز آیا ندیدی

که الله خورشید وما ه را در مسیر منافع انسان ها مسخر ساخته است و هر کدام تا سر آمد

معینی به حرکت خود ادامه می دهند و این که الله به آنچه انجام می دهید آگاه است

آیه 30= در این آیه به صورت یک نتیجه گیری جامع و کلی می فرماید اینها همه دلیل بر آن

است که الله حق است و آنچه غیر او می خوانند باطل است و الله بلند مقام و بزرگ مرتبه است

مجموع بحث هایی که در ایات قبل پیرامون خالقیت و مالکیت و علم وقدرت بی انتهای الله

آمده بود این امور را اثبات کرد که حق تنها اوست و غیر او زائل وباطل ومحدود و نیاز مند

است وعلی وکبیر که از هر چیز برتر واز توصیف بالاتر است ذات پاک او می باشد

آیه 31= در این آیه سخن از دلیل نظم به میان می آید و در آیه بعد سخن از توحید فطری

است و مجموعا بحث هایی را که در آیات قبل آمد تکمیل می کند می گوید آیا ندیدی کشتی

ها بر صفحه دریا ها به فرمان الله وبه برکت نعمت او حرکت می کنند ؟ هدف این است تا

بخشی از آیاتش را به شما نشان دهد آری در این ها نشانه هایی است برای کسانی که

بسیار شکیبا و شکر گزار ند بدون شک حرکت کشتی ها بر صفحه اقیانوس ها نتیجه

مجموعه ای از قوانین آفرینش است

آیه 32= در گرداب بلا: بعد از بیان نعمت حرکت کشتی ها در دریا ها که هم در گذشته و

هم امروز بزرگترین و مفید ترین وسیله حمل ونقل انسان ها و کالاها بوده است اشاره

به یکی از چهره های دیگر همین مساله کرده می گوید و هنگامی که در سفر دریا موجی

همچون ابرها آنان را بپوشاند و بالا رود وبالای سرشان قرار گیرد الله را با اخلاص می

خوانند یعنی امواج عظیم دریا آن چنان بر می خیزد و اطراف آنها را احاطه می کند که

گویی امری بر سر آنان سایه افکنده است سایه ای وحشتناک و هول انگیز . اینجاست که

انسان با تمام قدرت های ظاهری که برای خویش جلب وجذب کرده خود را ضعیف  ناچیز

و نا توان می بیند و اینجاست که توحید خالص همه قلب اورا احاطه می کند ودین و

آئین و پرستش را مخصوص او می داند بعد اضافه میکند اما وقتی آنها را به خشکی

رساند و نجات داد بعضی راه اعتدال را پیش می گیرند و به ایمان خود وفادار می مانند در

حالی که بعضی دیگر فراموش کرده راه کفر را پیش می گیرند و در پایان آیه به گروه

دوم اشاره کرده می فرماید ولی آیات ما را هیچ کس جز پیمان شکنان نا سپاس انکار

نمی کنند

آیه 33= در این آیه به صورت یک جمع بندی از مواعظ و اندر زهای گذشته ودلائل توحید

و معاد همه انسان ها را به الله وروز قیامت توجه می دهد بعد از غرور ناشی از دنیا و

شیطان بر حذر می دارد بعد به وسعت دامنه علم الله وشمول آن نسبت به همه چیز می

پردازد می فرماید ای مردم تقوای الهی پیشه کنید وبترسید ازروزی که نه پدر کیفر اعمال

فرزندش را تحمل می کند ونه فرزند چیزی از کیفر اعمال پدرش را ودر حقیقت دستور

اول توجه به مبدا است و دستور دوم توجه به معاد . دستور اول نیروی مراقبت را در انسان

زنده می کند ودستور دوم احساس پاداش وکیف را  وبدون شک کسی که این دو دستور

را به کار بندد کمتر آلود گناه و فساد می شود به هر حال در آن روز هر کس چنان به خود

مشغول است و در پیچ وخم اعمال خویش گرفتار که به دیگری نمی پردازد حتی پدر وفرزند

که نزدیک ترین رابطه را با هم دارند هیچ کدام به فکر دیگری نیستند در پایان آیه انسان ها

را از دو چیز بر حذر می دارد ومی فرماید به یقین وعده الهی حق است پس مبادا زندگی دنیا

شما را بفریبد و مباد ا شیطان فریبکار شما را به کرم خود مغرورسازد

آیه34= وسعت علم الله . در آخرین آیه این سوره به تناسب بحثی که پیرامون روز رستاخیز

در آیه قبل به میان آمده سخن از علومی به میان میآورد که مخصوص الله است می گوید

آگاهی از زمان قیامت مخصوص الله است و اوست که باران را نازل می کند و از تمام

جزئیات نزول آن آگاه است و نیز آنچه را که در حم های مادران است می داند و هیچ کس

نمی داند فردا چه به دست می آورد وهیچ کس نمی داند در چه سرزمینی می میرد؟ الله

عالم و آگاه است گویی مجموع این آیه پاسخ به سوالی است که در زمینه قیامت مطرح

میشود همان سوالی که بار ها مشرکان قریش از پیامبر کردند و گفتند متی هو یعنی روز

قیامت کی خواهد بود . پایان

فضیلت سوره: این سوره 34 آیه دارد هر شبی که لقمان خوانده شود حق تعالی سی فرشته بر او

موکل می کند که اورا از ابلیس ولشکر او تا صبح حفظ کند و اگر صبح قرائت کند او را از ابلیس

ولشکرش تا شب حفظ کنند درد مند یا خون دماغ شده آن را بخود ببندد درد ساکن و خون بایستد.پایان

سوره 32 وتفسیر آن

 

سورة  32

سوره سجده

بسم الله الرحمن الرحیم

الم.(1) تَنزیلُ  الکِتَبِ  لَارَیبَ فِیهِ  مِن رَّبِّ العَلَمِینَ  (2) اَم یَقُولوُنَ  اقتَرَئهُ  بَل هَوَ

الحَقُّ مِن رَبِّکَ  لِتُنذِرَقَومٌا مَّا اَتَئهُم مِّن نَّذِیرٍ مِّن قَبلِکَ لَعَلَّهُم یَهتَدُونَ (3) اللهُ  الَّذِی

خَلَقَ  السَّمَوَتِ  وَالاَرضَ وَمَآ بَینَهُمَا فِی سِتَّةِ  اَیَّامٍ ثُمَّ استَوَی عَلَی العَرشِ  مَا لَکُم مِّن

دُونِهِ  مِن وَلِیٍّ وَلَا شَفِیعٍ  اَفَلا تَتَذَکَّرُونَ (4)

 یُدَبِّرُ الاَمرَمِن السَّمَآءِ اَلَی  الاَرضِ ثُمَّ یَعرُجُ اِلَیهِ فِی یَومٍ کَانَ مِقدَآرُهُ

اَلفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُِدُّونَ (5) ذَلِکَ عَلُمُ  الغَیبِ  وَالشَّهَدَةِ العَزِیزُ  الرَّحِیمُ  (6)  الَّذَ ی اَحسَنَ

کُلَّ  شَیءٍ خَلَقَهُ  وَبَدَاَخلَقَ  الانَسنِ  مِن طِینٍ (7) ثُمَّ  جَعَلَ نَسلَهُ  مِن سُلَلَةٍ مِّن مَّآءٍ مَّهِینٍ

(8) ثُمَّ سَوَّئهُ  وَنَفَخَ فِیهِ مِن رُّوحِهِ  وَجَعَلَ  لَکُم السَّمعَ وَالاَبصَرَو وَالاَفدَةَ قَلِیلٌا مَّآ تَشکُرُونَ

(9) وَقَالُوا اَءِ ضَلَلنَا فِی الاَرضِ اَءِ نَّآ لَفِی خَلقٍ جَدِیدِ  بَل هُم بِلِقَآءِ رَبِّهِم کَفِرُونَ (10) قُل

یَتَوَفَّئکُم مَّلَکُ المَوتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُم ثُمّ اِلَی رَبِّکُم تُرجَعُونَ (11) ولو تَرَی اِذِالمُجرِمُونَ

نَاکِسُوارُءُو سِهِم عِندَ رَبِّهِم رَبَّنَا اَبصَرنَا وَسَمِعنَا فَآرجِعنَا نَعمَل صَلحٌِا اِنَّا مُوقِنُونَ (12)

وَلَو شِئنَا لَاَتَینَا کُلَّ نَفسٍ  هُدَئهَا وَلَکِن حَقَّ القَولُ  مِّنِی لَاَملَانَّ جَهنَّمَ مِنَ  الجِنَّةِ وَالنَّاسِ

اَجمَعِینَ  (13) فَذُوقُوا بِمَآ نَسِیتُم لِقَآءَ  یَومِکُم هَذَآ اِنَّآ نَسِینَکُم وَذُوقُوا عَذَابَ الخُلدِ بَمَا

کُنتُم تَُعمَلُونَ (14)اِنَّمَا یُومِنُ بِاَیَتِنَا الذَّینَ اِذَا ذُکِّرُوا بَهَآ  خَرُّوا سُجَّدٌا وَسَبَّحُوا بِحَمدِ 

رَبِّهِم وَهُم لَا یَستَکبِرُونَ (15) تَتَجَافَی جُنُوبُهُم عَنِ المَضَاجِعِ  یَدعُونَ رَبَّهُم خَوفٌا وَطَمعٌَآ

وَمِمَّآ رَزَقنَهُم یُنفِقُونَ (16) فَلَا تَعَلمُ نَفسً  مَّا اُخفِیَ لَهُم مِّن قُرَّةِ اَعینٍُ جَزَآءَ  بِمَا کَانُوا

یَعمَلُونَ (17) اَفَمَن کَُآنَ  مُومِنٌا کَمَن کَانَ فَاسِقٌا لَّآ یَستَونَ (18) اَمَّآ

الَّذِینَ ءَ امَنُوا وَعَمِلُوا الصَّلِحَتِ فَلَهُم جَنَّتُ المَاوَی نُزُلا بِمَا کَآنُوا یَعمَلُونَ (19) وَامَّا الَّذِینَ

فَسَقُوا فَمَا وَئهُمُ  النَِآرُ  کُلَّمَآ اَرَادُوا اَن یَخرُجُوا مِنهَآ اُعِیدُوا فِیهَا وَقِیلَ لَهُم ذُوقُوا عَذَآبَ

النَّآرِ  الَّذی کُنتُم بِهِ  تُکَذِبُونَ (20) وَلَنُذ یِقَنَّهُم مِّنَ العَذَابِ الاَدأنَی دُونَ العَذَابِ  الاَکبَرِ لَعَلَّهُم

یَرجِعُونَ (21) وَمَن اَظلَمُ  مِمَّن ذُکِّرَ بِایَتِ  رَبِّهِ  ثُمَّ اَعرَضَ  عَنهَا اِنَّآ مِنَ المُجرِمِینَ  مُنتَقِمُون

(22) وَلَقَد ءَ اتَینَا موسَی الکِتَّبَ  فَلَا تَکُن فِی مِریَةٍ مِّن لِقَآ ئهِ  وَجَعَلنَهُ  هُدٌی لِّبَنِی اِسرَءِیلَ

(23) وَجَعلنَآ مِنهُم اَئِمَّةٌ  یَهدُونَ بِاَمرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَآنُوا بِایَتِنَا یُوقِنُونَ (24) اِنَّ رَبَّکَ هُوَ

یَفصِلُ  بَینَهُم یَومَ  القِیمَةِ  فِیمَا کَانُوا فِیهِ  یَختَلِفِونَ (25) اَوَلَم یَهدِ  لَهُم کَم اَهلَکنَا مِن قَبلِهِم

مِّن القُرُِونِ یَمشُونَ  فِی مَسَکِنِهِم اِنَّ فِی ذَلِکَ لَاَیَـٍتٍ اَفَلَا یَسمَعُونَ (26)اَوَلَم یَروُا اَنَّآ نَسُوقُ

  المَآءَ  اِلَی الاَرضِ  الجُرُزٍ  فَنُخرِجُ  بِهِ زَرعٌا تَاکُلُ  مِنهُ  اَنعَمُهُم وَاَنفُسُهُم اَفَلَا یُبصِرونَ

(27) وَیَقُولُونَ  مَتَی هَذَا الفَتحُ  اِن کُنتُم صَدِقینَ (28) قُل یَومَ  الفَتحِ  لَا یَنفَعُ  الَّذِینَ 

کَفَرُوا اِیمَنُهُم وَلَا هُم یُنَظرُونَ (29) فَاَعرِض عَنهُم وَانتَظِراِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ (30)

 

تفسیر سوره 32:

نام این سوره سجده یا الم سجده می باشد یا حم سجده یا سوره سجده لقمان می خوانند

چون بعد از سوره لقمان آمده است دربعضی از روایات به نام الم تنزیل نیز یاد شده است

این سوره به حکم آنکه از سوره های مکی است خطوط اصلی سوره های مکی یعنی

بحث از مبدا ومعاد و بشارت و انذار را قویا تعقیب می کند و روی هم رفته در آن چند

بخش جلب توجه می کند الف- قبل از هر چیز سخن از عظمت قران است –ب- بعد بحثی

پیرامون آفرینش انسان از خاک و آب نطفه و روح الهی و اعطای وسائل فراگیری علم

ودانش می باشد-ج- بعد از آن رستاخیز و حوادث قبل از آن یعنی مرگ سخن می گوید

5و6- بحث های موثر و تکان دهنده ای از بشارت و انذار دارد

به این ترتیب هدف اصلی سوره تقویت مبانی ایمان به مبدا و معاد و ایجاد موج نیرومندی

ازحرکت به سوی تقوا و باز داری از سرکشی وطغیان است خواندن این شوره به منزله

احیای شب قدر می باشد و گذشته او را می بخشند

آیه 1= در این سوره با حروف مقطعه الف.لام . میم . الم روبه رو می شویم واین 15

امین بار است که در آغاز سوره های قرانی این گونه حروف را می یابیم

بحثی که در باره اهمیت قران بلافاصله بعد از این حروف آمده است بار دیگر بیانگر این

حقیقت است که الم اشاره به عظمت قران و قدرت نمایی عظیم الله است که چنین کتاب

بزرگ و پر محتوا که معجزه جاوید محمد است از حروف ساد ه الفبا به وجود آمده

است

آیه 2= می فرماید این کتابی است که از سوی الله جهانیان نازل شده وشک و تردیدی

در آن نیست این آیه در واقع پاسخ به دو سوال است گویی نخست از محتوای این کتاب

آسمانی سوال می شود در پاسخ می گوید محتوای آن حق است و جای کمترین شک و

تردید نیست بعد سوال در باره ابداع کننده آن به میان می آید در پاسخ می گوید این

کتاب از سوی رب العالمین است

آیه 3= بعد به تهمتی که بارها مشرکان و منافقان بی ایمان به این کتاب بزرگ آسمانی

بسته بودند اشاره می کرده و می فرماید آنها می گویند محمد اینها را به دروغ به الله

بسته است و از ناحیه الله جهانیان نیست . در پساخ ادعای بی دلیل آنها می گوید این

افترا نیست بلکه سخن حقی است از سوی الله و دلیل حقانیت آن در خود آن آشکار

ونمایان است بعد به هدف نزول آن پرداخته می گوید هدف این بوده که گروهی را انذار

کنی که پیش از تو هیچ انذار کننده ای برای آنها نیامده است شاید پند بگیرند و هدایت

شوند منظور از نذیر در اینجا پیامبر بزرگی است که دعوت خود را آشکارا و توما با

معجزات ودر محیطی وسیع و گسترده آشکار سازد و می دانیم چنین انذار کننده ای در

جزیره عربستان و در میان قبائل مکه قیام نکرده بود

آیه 4= بعد از بیان عظمت قران و رسالت پیامبر به یکی دیگر از مهم ترین پایه های

عقائد اسلامی یعنی توحید و نفی شرکت پرداخته چنین می گوید الله کسی که آسمان ها

وزمین و آنچه را در میان این دواست در شش روز آفریده بعد از مساله آفرینش به

مساله حاکمیت الله برعالم هستی پرداخته می گوید الله بر عرش قدرت قرار گرفت و بر

کل عالم هستی حکومت کرد . قرار گرفتن الله بر عرش به این معنی است که او هم

خالق جهان هستی است و هم حاکم بر کل عالم

با اشاره به مساله توحید ولایت و شفاعت مراحل توحید را کامل کرده می فرماید جز

او ولی وشفیعی برای شما نیست . با این دلیل روشن چرا بیراهه می روید و دست به

دامن بتها می زنید؟ آیا متذکر نمی شوید؟

در حقیقت مراحل سه گانه توحید که در آیه فوق منعکس است هر کدام دلیلی بر دیگری

محسوب می شود توحید خالقیت دلیل بر توحید حاکمیت است و توحید حاکمیت دلیل

بر توحید ولی و شفیع و معبود

آیه 5= در این آیه نخست به توحید الله وسپس به مساله معاد اشاره می کند و به این

ترتیب سه شاخه توحید که در آیات گذشته بیان شده ( توحید خالقیت و حاکمیت و عبودیت)

در اینجا با ذکر توحید ربوبیت یعنی تدبیر جهان هستی تنها به وسیله الله تکمیل می شود

می فرماید الله امور این جهان را از مقام قرب خود به سوی زمین تدبیر می کند

می افزاید بعد تدبیر امور در روزی که مقدار آن هزار سال ازسا ل های شماست به سوی

او باز می گردید منظور از این روز روز قیامت است یعنی الله این جهان را با تدبیر خاص

نظم بخشیده و لی در پایان جهان این تدبیر را بر می چیند و به دنبال آن طرحی نوین و

جهانی وسیع تر ابداع می گردد یعنی پس از پایان این دنیا جهان دیگر آغاز می شود

آیه 6= مراحل شگفت انگیز آفرینش انسان : این آیه تاکیدی است بر  بحث های توحیدی

که در آیات قبل گذشت و در چهار مرحله خلاصه می شد توحید و خالقیت و حاکمیت و

ولایت و ربوبیت ) می فرماید کسی که با این صفات گفته شده او الله است که از پنهان و آشکار

با خبر است و شکست ناپذیر ومهربان است

آیه 7= این آیه اشاره ای به نظام احسن آفرینش بطور عموم و سر آغازی برای بیان خلقت

انسان و مراحل تکامل او بطور خصوص است می فرماید او همان کسی است که هرچه

را آفرید نیکو آفرید و به هر چیز آنچه نیاز داشت داد وبنای کاخ عظیم خلقت را بر نظام

احسن یعنی بر چنان نظمی استوار کرد که از آن کاملتر تصور نمی شد

قران بعد با ذکر این مقدمه آفاقی وارد بحث انفسی می شود و همان گونه که در بحث آفاقی

از چند شاخه توحید سخن گفت در اینجا نیز از چند موهبت بزرگ در مورد انسان ها سخن

می گوید نخست می فرماید الله آغاز آفرینش انسان را از گل قرار داد تا هم عظمت و قدرت

خود را نشان دهد و هم به این انسان هشدار دهد که تو از کجا آمده ای وبه کجا خواهی

رفت . پیداست این آیه سخن از آفرینش آدم می گوید نه همه انسان ها چرا که ادامه نسل

او در آیه بعد مطرح است و ظاهر این آیه دلیل روشنی است بر خلقت مستقل انسان که

بدون واسطه از گل صورت گرفته است

آیه 8= این آیه به آفرینش انسل انسان و چگونگی تولد فرزندان آدم در مراحل بعد اشاره

کرده می گوید بعد نسل او را از عصاره ای از آب ناچیز و بی قدر آفرید

آیه 9= این آیه اشاره است به مراحل پیچیده تکامل انسان در عالم رحم و هم چنین مراحلی

که آدم به هنگام آفرینش از خاک طی نمود ه می فرماید بعد اندام او را موزون ساخته و از

روح خویش در وی دمیده است و برای شما گوش و چشم و دل قرار داد

اما کمتر شکر نعمت های او را به جا می آورید و در آغاز که نطفه منعقد میشود تنها

دارای یک نوع حیات نباتی است یعنی فقط تغذیه و رشد و نمو دارد ولی از حس و حرکت

که نشانه حیات حیوانی است و هم چنین قوه ادراکات که نشانه حیات انسانی است در آن

خبری نیست اما تکامل نطفه در رحم به مرحله ای می رسد که شروع به حرکت می کند

وتدریجا قوای دیگر انسانی در آن زنده می شود و این همان مرحله ای است که قران از

آن تعبیر به نفخ روح می کند اضافه روح به الله اصطلاح اضافه تشریحی است یعنی یک

روح گرانقدر و پر شرافت که سزاوار است روح الله نامیده شو در انسان دمیده شد

آیه 10= ندامت و تقاضای باز گشت قران در اینجا بحث گویایی را در باره معاد آغاز

می کند بعد حال مجرمان را در جهان دیگر باز گو می کند و مجموعا تکمیلی است

برای بحث های گذشته که پیرامون مبدا سخن می گفت زیرا می دانیم بحث از مبدا و

معاد در قران غالبا توام با یکدیگر است نخست می گوید آنها گفتند آیا هنگامی که

ما مردیم و خاک شدیم و در زمین گم شدیم آفرینش تازه ای خواهیم یافت تعبیر به

گم شدن در زمین اشاره به این است که انسان پس از مردن خاک می شود همانند

سایر خاک ها و هر ذره ای از آن بر اثر عوامل طبیعی و غیر طبیعی به گوشه ای

پرتاب می شود ودیگر چیزی از او باقی به نظر نمی رسد تا آن را در قیامت دوباره

باز گردانند ولی آنها در حقیقت منکر قدرت الله بر این کار نیستند بلکه آنها لقای

الله را انکار می کنند و می خواهند با انکار معاد آزادانه به هوسرانی خویش ادامه

دهند در واقع این آیه شباهت زیادی با آیات نخستین سوره قیامت دارد آنجا که

می گوید آیا انسان گمان می کند ما استخوان های پراکنده او را جمع نخواهیم کرد

اما حتی قادریم خطوط سر انگشتان او را به نظام نخستین باز گردانیم ولی هدف

انسان این است که ایامی را که در این دنیا در پیش دارد ( با انکار قیامت ) به گناه

و فجور بگذراند لذا سوال می کند روز قیامت کی خواهد آمد بنا بر این آنها از نظر

استدلال لنگ نیستند بلکه شهوات آنها حجابی بر قلبشان افکنده ونیات سوء آنها

مانع قبول مساله معاد است

آیه 11= این آیه پاسخ آنها را از طریق دیگری بیان می کند می گوید تصور نکنید

شخصیت شما به همین بدن جسمانی شماست بلکه اساس شخصیتتان را روح شما

تشکیل می دهد او محفوظ است بگو فرشته مرگ که بر شما مامور شده روح شما را

می گیرد بعد به سوی الله باز گردانده می شوید . در یک جمع بندی می توان چنین

گفت که دو آیه فوق به منکران معاد چنین پاسخ می دهد که ا گر مشکل شما پراکندگی

اجزای جسمانی است که خودتان قدرت الله را قبول دارید ومنکر آن نیستید و اگر

مشکل اضمحلال و نابودی شخصیت انسان بر اثر این پراکندگی است آن نیز درست

نیست چرا که پایه شخصیت انسان بر روح قرا ر گرفته است

آیه 12= بعد وضع همین مجرمان کافر ومنکران معاد را که در قیامت با مشاهده

صحنه های مختلف آن از گذشته خود سخت نادم و پشیمان میشوند چنین مجسم کرده

می گوید اگر ببینی مجرمان را هنگامی که در پیشگه الله سر به زیر افکنده می گویند

الهی آنچه وعده کرده بودی دیدیم و شنیدیم ما پشیمانیم ما را باز گردان تا کار شایسته ای

انجام دهیم ما به قیامت یقین داریم در تعجب فرو خواهی رفت

به راستی تعجب می کنی که آیا این افراد سر به زیر  ونادم همان مغروران سرکش و چموش

هستند که در دنیا د ر برابر هیچ حقیقتی سر فرود نمی آورند منظور از مجرمان در اینجا

کافران و بخصوص منکران قیامتند

آیه 13= و از آنجا که این همه اصرار و تاکید برای پذیرش ایمان ممکن است این توهم را

ایجاد کند که الله توانایی ندارد نور ایمان را در قلب آنها پرتو افکن کند در این آیه می افزاید

و اگر می خواستیم به هر انسانی هدایت لازمش را از روی اجبار می دادیم مسلما ما چنین

 قدرتی داریم ولی ایمانی که از طریق اجبار و الزام ما تحقق یابد ارزش چندانی ندارد اراده

ما بر این تعلق گرفته که نوع انسان مختار باشد لذا در پایان آیه می فرماید ولی ما آنها را

آزاد گذارده ایم و سخن ووعده ام حق است که دوزخ را از افراد بی ایمان و گنهکار از جن و

انس همگی پر کنم؟ آری آنها با سوء اختیار خود این راه را طی کرده اند و مستحق مجازاتند

و ما هم اراده قاطع داریم بر این که دوزخ را از آنان پر کنیم

آیه 14= لذا در این آیه می گوید ما به این دوزخیان خواهیم گفت بچشید عذاب جهنم را به خاطر

این که دیدار امروزتان را فراموش کردید ما نیز شما را فراموش کردیم و بچشید عذاب جاودان

را به خاطر اعمالی که انجام می دادید بار دیگر از این آیه استفاده میشود که فراموش کردن

دادگاه عدل قیامت سر چشمه اصلی بد بختی های آدمی است و د ر این صورت که خود را در

برابر قانون شکنی ها ومظالم آزاد می بیند ونیزاز این آیه به خوبی روشن میشود که مجازات

ابدی در برابر اعمالی است که انسان انجام می دهد و نه چیز دیگر

آیه 15= پاداش های عظیمی که هیچ کس از آن آگاه نیست می دانیم روش قران این است که

بسیاری از حقایق را در مقایسه با یکدیگر بیان می کند تا کاملا مفهوم و دل نشین گردد در

اینجا نیزبعد از شرحی که در باره مجرمان و کافران در آیات پیشین بیان شد به صفات بر جسته

مومنان راستین می پردازد و اصول عقیدتی و برنامه های عملی آنها را بطور فشرده ضمن

دو آیه با ذکر هشت صفت بیان می دارد نخست می فرماید تنها کسانی به آیات ما ایمان میآورند

که هر آفت این آیات به آنان یاد آوری شود به سجده می افتند وتسبیح و حمد الله شان را به

جا می آورند و تکبر نمی کنند در این آیه چهارقسمت از صفات آنها بیان شده است

الف-به محض شنیدن آیات الهی به سجده می افتند . همین ویژگی در بعضی دیگر از آیات قران

به عنوان یکی از بر جسته ترین صفات انبیا ذکر شده است چنانکه الله در باره گروهی از

پیامبران بزرگ می گوید هنگامی که آیات الله رحمان بر آنان خوانده می شد به خاک می افتادند

و سجده می کردند و گریه شوق سر می دادند .ب و ج نشانه دوم وسوم آنها تسبیح و حمد الله

است از یک سو الله را ازنقا ئص پاک و منزه می شمرند واز سوی دیگر او را به خاطر صفات

کمال و جمالش حمد وستایش می نمایند – د- وصف دیگر آنها تواضع و فروتنی و ترک هر

گونه استکبار است

آیه 16= بعد به وصف پنجم آنها اشاره کرده می گوید پهلو هایشان از بستر ها در دل شب دور

می شود وبه پا می خیزند و رو به درگاه الله می آورند

آری آنها به هنگامی که چشم غافلان در خواب است و آرامش و خاموشی همه جا را فرا گرفته

و خطر آلودگی عبادت وریا کمتر وجود دارد وبهترین شرایط حضور قلب فراهم است با تمام

وجوشدان رو به درگاه معبود میآورند و آنچه در دل دارند با او در میان می گذارند و در وصف

ششم و هفتم می افزاید آنها الله خود را با بیم و امید می خوانند نه از غضب و عذاب او ایمن

می شوند و نه از رحمتش مایوی می گردند . چرا که غلبه خوب بر امید انسان را به یاس و

سستی می کشاند و غلبه رجا وطمع انسان  را به غرور و غفلت وا می دارد و این هر دو

دشمن حرکت تکاملی انسان در سیر او به سوی الله است آخرین و هشتمین ویژگی آنها این

است که از آنچه به آنها روزی داده ایم انفاق می کنند نه تنها از اموال خویش به نیاز مندان

می بخشند که ازعلم ودانش و نیرو وقدرت و رای صائب وتجربه و اندوخته های فکری خود

از نیازمندان مضایقه ندارند

آیه 17= در این آیه به پاداش عظیم و مهم مومنان راستین که دارای نشانه های مذکور در دو

آیه قبل هستند پرداخته  با تعبیر جالبی که حکایت از اهمیت فوق العاده پاداش آنها می کند

می فرماید هیچ کس نمی داند چه پاداش های مهمی که مایه روشنی چشم هاست برای آنها

نهفته شده این پاداش کارهایی است که انجام می دادند الله می فرماید من برای بندگان صالحم

نعمت هایی فراهم کرده ام که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و بر فکر کسی نگذشته

است

آیه 18= این آیه مقایسه ای را که در آیات گذشته بود بطور صریح تر روشن می سازد می گوید

آیا کسی که با ایمان باشد همانند کسی است که فاسق است  ؟ نه هرگز این دو برابر نیستند

در این آیه فاسق در مقابل مومن قرار گرفته و این دلیل بر آن است ک فسق مفهوم گسترده ای

دارد که هم کفر را شامل می شود وهم گناهان دیگر را

آیه 19= این آیه این عدم مساوات را به صورت گسترده ای بیان کرده می فرماید اما آنها که

ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند باغ های بهشت جاویدان از آن آنها خواهد بود

بعد می افزاید این جنات ماوی وسیله پذیرایی الله  از آنهاست به پاداش آنچه انجام می دادند

آیه 20= در این آیه به نقطه مقابل آنها پرداخته می گوید اما کسانی که فاسق شدند و از اطاعت

الله سر باز زدند جایگاه همیشگی آنها آتش دوزخ است آنها برا همیشه در این جایگاه وحشتناک

زندانی و محبوسند به گونه ای که هر زمان بخواهند از آن خارج شوند به آن باز گردانده می شوند

به آنها گفته می شود بچشید عذاب آتشی را که پیوسته انکار می کردید بار دیگر در اینجا

می بینیم که عذاب الهی دربرابر کفر وتکذیب قرار گرفته و ثواب و پاداش او در برابر عمل

اشاره به اینکه ایمان به تنهایی کافی نیست بلکه باید انگیزه بر عمل باشد ولی کفر به تنهایی برای

عذاب کافی است هر چند عملی همراه آن نباشد

آیه 21= مجازات های تربیتی : به دنبال بحثی که پیرامون گنه کاران و مجازات دردناک آنها د ر

آیات قبل گذشت در اینجا به کی از الطاف خفی الهی در مورد آنان که همان مجازات های خفیف

دنیوی وبیدار کننده اشاره می کند تا معلوم شود الله هرگز نمی خواهد بنده ای گرفتار عذاب جاویدان

شود به همین دلیل از تمام وسائل بیدار کننده برای نجات آنها استفاده می کند می فرماید به آنان

از عذاب نزدیک این دنیا و پیش از عذاب بزرگ آخرت می چشانیم شاید باز گردند مسلما عذاب

ادنی معنی گسترده ای دارد که احتمالاتی را در بر می گیرد  از جمله این که منظور مصائب و

درد و رنج هاست. با قحطی وخشکسالی شدید هفت ساله ای که مشرکان در مکه به آن گرفتار

شدند تا آنجا که مجبور گشتد ازلاشه مردار ها تغذیه کنند با ضریه شدیدی است که بر پیکر آنها

در جنگ بدر وارد شده است و اما عذاب اکبر به معنی عذاب روز قیامت است که از هر مجازاتی

بزرگتر و درد ناک تر است

آیه 22= و از آنجا که هر گاه هیچ یک از وسائل بیدار کننده حتی مجازات الهی سود ندهد راهی

جز انتقام الله از این گروه که ظالم ترین افرادند وجود ندارد در این آیه می فرماید چه کسی

ستمکارتر است ازآن کس که آیات الله به او یاد آوری شده واز آن روی گردانده است مسلما

ما از این مجرمان بی ایمان انتقام خواهیم گرفت اینها در حقیقت کسانی هستند که نه مواهب

و نعمت های الهی در آنها موثر افتاده و نه عذاب وبلای هشدار دهنده او بنا بر این ظالم تر از

اینها کس نیست و اگر از آنها انتقام گرفته نشود از چه کسی انتقام گرفته شود؟

آیه 23= در اینجا اشاره کوتاه و زود گذری به داستان موسی وبنی اسرائیل می کند تا پیامبر

اسلام و مومنان نخستین را تسلی و دلداری دهد نخست می گوید ما به موسی کتاب آسمانی

دادیم و شک نداشته باش که او آیات الهی را دریافت داشت وما آن (کتاب آسمانی موسی تورات)

را وسیله هدایت بنی اسرائیل قرار دادیم

آیه 24= در این آیه به افتخاراتی که نصیب بنی اسرائیل در سایه استقامت و ایمان شد اشاره

می کند تا درسی برای دیگران باشد می فرماید و از آنها امامان و پیشوایانی قرار دادیم که به

فرمان ما امر هدایت خلق الله را بر عهده گرفتند زیرا آنها شکیبایی کردند وبه آیات ما یقین

داشتند در اینجا رمز پیروزی و شرط پیشوایی و امامت را دو چیز شمرده یکی ایمان و یقین

به آیات الهی و دیگر صبر واستقامت و شکیبایی

آیه 25= و از آنجا که بنی اسرائیل همچون سایر امم بعد از پیشوایان راستین باز دست به

اختلاف زدند راه های مختلفی را پیمودند و منشا تفرقه در میان مردم شدند در این آیه با

لحن تهدید آمیزی می گوید الله تو میان آنها در روزقیامت در مورد اختلافاتی که داشتند داوری

می کند وهر کس را به سزای اعمالش می رساند آری سر چشمه اختلاف همیشه آمیختن

حق با هوی وهوسها است و از آنجا که قیامت روزی است که هوی و هوسها در آن بی رنگ

ومحو میشود اینجاست که الله با فرمان خود به اختلافات پایان می دهد واین یکی دیگر از فلسفه

های معاد است

آیه 26= آیات گذشته با تهدید مجرمان بی ایمان آمیخته بود واین آیه توضیح وتکمیلی بر این

تهدید است می فرماید آیا همین برای هدایت آنها کافی نیست که افراد زیادی از مردمی که

در قرون پیش از آنها زندگی داشتند هلاک کردیم و آنها را به کیف اعمالشان رساندیم؟

اینها در مساکن ویران شده آنان راه می روند و آثار آن اقوام نفرین شده را با چشم خود

می بینند لذا در پایان آیه می افزاید در این نشانه هایی است از قدرت الله و مجازات درد ناک

مجرمان آیا نمی شنوند؟

آیه 27= در این آیه به یکی از مهم ترین نعمت های الهی که مایه آبادی همه سرزمین ها و

وسیله حیات همه موجودات زنده است اشاره می کند تا روشن شود همان گونه که الله قدرت

بر ویران ساختن سرزمین تبهکاران دارد قدرت بر آباد کردن زمین های ویران و مرده و

اعطای همه گونه موهبت را به بندگانش دارد می فرماید آیا ندیدند که ما آب را به سوی

زمین خشک می رانیم وبه وسیله آن زراعت هایی می رویانیم که هم چار پایانشان از آن

می خورند وهم خودشان تغذیه می کنند؟ ایا نمی بینند؟

آیه 28= و از آنجا که آیات گذشته مجرمان را تهدید به انتقام و مومنان را بشارت به امامت

و پیشوایی و پیروزی می داددر اینجا کفاراز روی غرور ونخوت این سوال را مطرح می کنند

که این وعده ها و وعید ها کی عملی خواهد شد؟ چنانکه قران می فرماید آنان می گویند اگر

راست می گوئید این پیروزی شما کی خواهد بود؟

آیه 29= قران بلافاصله به آنها پاسخ می گوید و به پیامبردستور می دهد بگو روز پیروزی

فرا می سد اما در آن روز ایمان آوردهن سودی به حال کافران نخواهد داشت و به آنها هیچ

مهلتی داده نمی شود یعنی اگر منظورتان این است که صدق وعده های الهی را که اززبان

پیامبر شنیده اید ببینید و ایمان بیاورید آن روز دیگر دیر شده است وایمان برای شما هیچ

فایده ای ندارد

آیه 30= سرانجام در آخرین آیه با یک تهدید گویا و پر معنی سخن را پایان داده می گوید

ای پیامبر اکنون که چنین است از آنها روی بگردان و منتظر باش آنها نیز منتظرند

حالا که نه بشارت درآنها اثر  می کند و نه انذار نه اهل منطقند تا با مشاهده آثار الهی در

پهنه آفرینش اورا بشناسند و غیر او را پرستش نکنند و نه وجدانی بیدار دارند که از

درون جان به نغمه توحید گوش فرا دهند از آنها روی بگردان و تو منتظر رحمت

الله باش و آنها منتظر عذاب او که آنها فقط لایق عذابند.پایان

 

فضیلت سوره:این سوره 30 آیه دارد . هر که این سوره و ملک را بخواند 60 حسنه برایش

نویسند و 60 بدی را محو و60 درجه بالا رود و اگر در خانه بخواند تا سه روز شیطان داخل

آن خانه نشود اگر هر شب جمعه خوانده شود روز قیامت نامه اعمالش را به دست راست او

بدهند اگر این سوره را به قصد عزل حاکم نهند همان سال حاکم عزل شود واگر دردمند ویا

درد شقیقه به خود بیاویزد شفا یابد. پایان

 

سوره 33 وتفسیر آن

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایهَّا النَّبِیُّ اتَّق اللهَ  ولَآ تُطعِ  الکَفِرینَ و الکَفِرینَ  والمُنفَقِینَ اِنَّ  اللهَ  کَانَ  عَلِیمٌا حَکیِمٌا (1)

وَاتَّبِع مَا یُوحَی اِلَیکَ  مِن رَّبِکَ اِنَّ اللهَ  کَانَ بَمَا تَعمَلُونَ خَبِیرٌا (2) وَتَوکَّل عَلَی اللهِ  وکَفَی

بِاللِه وَکیلٌا (3) مَّآ جَعَلَ  اللهُ  لِرَجُلٍ مِّن قَلبَینِ فِی جَوفِهِ  وَمَا جَعَلَ  اَزوَجَکُم الَِّیِی  تُظَهِرُونَ

مِنُهنَّ اُمَّهَتِکُم وَمَا جَعَلَ  اَدعِیَآءَ کُم اَبنَآءَکُم ذَلِکُم قَولُکُم بِاَفَوهِکُم وَاللهُ  یَقُولُ  الحَقَّ وهُوَ یَهدِی 

السَّبِیلَ (4) ادعُوهُم لِاَبآئِهِم هُوَ اَقسَطُ  عِنَدأ اللهِ  فَاِن لَّم تَعلَمُوا ءَ ابَا ء هُم فَاِخوَنُکُم فِی

الدِّینِ  وَمَوَلِیکُم وَلَیسَ  عَلَیکُم جُنَاحً فِیمَآ اَخطَاتُم بِهِ  وَلَکِن مَّا تَعَمَّدَت قُلُوبُکُم وَکَانَ  اللهُ

 غَفُورٌا رَّحِیمٌا (5) النَّبِیُّ اَولَی بِالمُومِنینَ  مِن اَنفُسِهِم وَاَزوَجُهُ  واُمَّهَتُهُم وَاُولُواالاَرحَامِ  بَعضُهُم

اَولَی بِبَعضٍ فِی  کَتَبِ اللهِ  مِنَ  المُومِنینَ وَالمُهَجِرینَ  اِلَّا اَن تَفعَلُوا اِلَی اَولَیَا ئکُم مَّعروفٌا کَانَ

ذَلِکَ  فِی الکِتَبِ  مَسطُورٌا (6)واِذاَخَذنَا مِنَ النَّبِینَ مِیثَقَهُم وَمِنکَ  وَمِن نُّوحٍ  وَاِبرَهِیمَ  وَ

مُوسَی  وَعِیسَی ابنِ  مَریَم وَاَخَذنَآ مِنهُم مِّیثقٌا غَلیظٌا (7) لِیَسئَلَ  الصَّدِقِینَ  عَن صِدقِهِم و

اَعَدَّ  لِلکَفِرینَ عَذَابٌا اَلِیمٌا (8) یَااَیُّهَآ الَّذِینَ ءَ امَنُوا اذکُرُوا نِعمَةَ  اللهِ  عَلَیکُم اِذ جَآءَ  تکُم جُنُودً

فَارسَلنَا عَلَیهِم رِیحٌا وَجُنُودٌ  لَّم تَرَوهَا وَکَآنَ  اللهُ  بَمَا تَعمَلُونَ  بَصِیرٌا (9) اِذ جَآءُ وکُم مِّن

فَوقِکُم وَمِن اَسفَلَ  مِنکُم وَاِذزَاغَتِ  الاَبصَرُ  وَبَلَغَتِ  القُلُوبُ  الحَنَاجِرَ  وَتَظُنُّونَ بِاللهِ الظُّنُونَا (10)

هُنَالِکَ  ابتُلِیَ  المُومِنُونَ وَزُلزِلُوا زِلزَالٌا شَدیدٌا (11) وَاِذیَقُولُ  المُنَفقُونَ  وَالَّذِینَ  فِی

قُلُوبِهِم مَّرَضً مَّا وَعَدنَا اللهُ  وَرَسُولُهُ  اِلَا غُرُورٌا (12) وَاِذقَالَت طَّائفَُةً مِّنهُم یَاهلَ  یَثرِبَ  لَامَقَامَ

لَکُم فَارجِعُوا وَیَستَئذِنُ  فَریقً  مِّنهُم النَّبِیَّ یَقُولُونَ اِنَّ  بُیُوتَنَا عَورَةً وَمَآهِیَ  بِعَورَةِ اِن یُریدُونَ

اِلَّا فِرَارٌا (13)وَلَو دُخِلَت عَلَیهِم مِّن اَقطَارِهَا ثُمَّ  سُئِلُوا الفِتنَةَ  لَآ تَوهَآ ومَا تَلَبَّثُوا بِهَا اِلَّا

یَسِیرٌا (14) وَلَفَد کَانُوا عَهَدُوا اللهَ مِن قَبلُ  لَا یُوَلُّونَ الاَُدبَرَ وَکَانَ عَهدُ اللهِ مَسئُولٌا (15)

قُل لَّن یَنفَعَکُم الفِرَارُ  اِن فَرَرتُم مِّنَ  المَوتِ  اَوِالقَتلِ  وَاذٌا لَّاتُمَتَّعُونَ  اِلَّا قَلیِلٌا (16) قُل مَن

ذَالَّذِی  یَعصِمُکُم مِّنَ اللهَ اِن اَرَادَبِکُم سُوءٌ اَواَرَادَبِکُم رَحمَةٌ  وَلَا یَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ  اللهِ  وَلِیٌّا

وَلَا نَصیرٌا (17) قَد یَعلَمُ اللهُ المُعَوِّقِینَ مِنکُم وَالقَآئِلینَ  لِا خوَانِهِم هَلُمَّ  اِلَینَا وَلَا یَاتُونَُ البَاسَ 

اِلَّا قَلیلٌا (18) اَشِحَّةٌ عَلَیکُم فَاِذَاجَآءَ  الخَوفُ  رَاَیتَهُم یَنظُرُونَ  اِلیکَ تَدُورُاَعیُنُهُم کَالَّذِی

 یُغشَی  عَلَیهِ مِنَ المَوتِ  فَاِذَاذَهَبَ الخَوفُ  سَلَقُوکُم بِاَلسِنَةٍ  حِدَآدٍ  اَشِحَّةٌ  عَلَی الخَیرِ 

اُولَئکَ  لَم یُومِنُوا فَاَحبَط  اللهُ اَعمَلُهُم وَکَانَ  ذَلِکَ  عَلَی اللهِ  یَسِیرٌا (19) یَحسَبُونَ  الاَحزابَ

لَم یَذهَبُوا وَاِن یَاتِ  الاَحزَابُ  یَوَدُّو الَواَنَّهُم بَادُونَ  فِی  الاعرَابِ  یَسئَلُونَ  عَن اَنبَائکُم

وَلَوکَانُوا فِیکُم مَّاقَتَلُوا اِلَّا قَلِیلٌا (20) لَّقَد کَانَ  فِی  رَسُولِ اللهِ  اُسوَةُ  حَسَنَةً  لِمَن کَان َ

یَرجُو اللهَ  وَالیَومَ  الاَخِرَ وَ ذَکَرَاللهَ  کَثیرٌا (21)وَلَمَّا رَءَ ا المُومِنُونَ الاَحزَابِ قَالُوا

هَذَآ مَا وَعَدنَا اللهُ و رَسُولُهُ وَصَدقَ اللهُ  وَرَسُولُهُ  وَمَاذزآدَهُم اِلَّآ اِیمَنٌا وَتَسلِیمٌا (22)

مِّنَ المُومِنینَ  رِجَُالً صَدَقُوا مَآ عََهَدُو اللهَ  عَلَیهِ  فَمِنهُم مَّن قَضَی نَحبَهُ  وَمِِنهُم مَّن یَنتَظِرُو

مَآ بَدَّلُوا تَبدِیلٌا (23) لِجَجزِیَ  اللهُ  الصَدِقِینَ بِصِدقِهِم وَیُعَّذ بِ  المَنَفِقِینَ اِن شَآء اَویَتُوبَ

عَلَیهِم اِنَّ اللهَ کَآنَ غَفُورٌا رَّحِیمٌا (24) وَرَدَّ اللهُ  الَّذِینَ کَفَرُوا بِغَیظِهِم لَم یَنَالُواخَیرٌا وَکَفَیَ

اللهُ  المُومِنینَ القِتَالَ وَکَآنَ  اللهُ  قَوِّیٌا عَزیزٌا (25) وَانزَلَ  الَّذِینَ  ظَهَرُوهُم مِّن اَهلِ  الکَتَبِ

 مِن صَیَاصِهِم وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِم ُ الرُّعبَ  فَریقٌا تَقتُلُونَ  وَتَاسِرُونَ فَریقٌا (26) وَاَورَثَکُم

 اَرضَهُم وَدِیرَهُم وَاَموَلَهُم وَاَرضٌا لَّم تَطَوهَا وَکَانَ اللهُ  عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌا (27) یَآَ یُّهَآ

النَّبِی  قُل لِّاَزوَجِکَ  اِن کُنتُنَّ تُرِدنَ  الحَیَوةَ الدُّنیَا وَزِینَتَهَا فَتَعَا لَینَ  اُمَتِّعکُنَّ  وَاُسَّر حکُنَّ 

سَرَاحٌا جَمِیلٌا (28) وَاِن کُنتُنَّ  تُرِدنَ اللهَ وَرَسُولَهُ  وَالدَّارَ  الاَخِرَةَ فَاِنَّ اللهَ  اَعَدَّ لِلمُحسِنَتِ

مُنکُنَّ  اَجرٌا عَظِیمٌا (29) یَنِسَآءَ  النَّبِیَ  مَن یَاتِ مِنکُنَّ  بَفَحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَعَف لَهَا العَذَابُ

ضِعفَینِ  وَکَانَ  ذَلِکَ  عَلَی اللهِ  یَسیرٌا (30) وَمَن یَقنُت مِِنکُنَّ للهِ وَرَسُولِهِ  وَتَعمَل صَلِحٌا

نُّوتِهَآ اَجرَهَا مَرَّتَینِ وَااَعتَد نَا لَهَا رِزقٌا کَرِیمٌا (31) یَنِسَآءَ النَّبِیِ  لَستُنَّ  کَاَحَدٍ  مِّنَ النِّسَآءِ

اِنِ اتَّقَیتُنَّ  فَلَا تَخضَعنَ بِالقَولِ  فَیَطمَعَ  الَّذِی فِی قَلبِهِ  مَرَضً وَقُلنَ  قَولٌا مَّعرُوفٌا (32)

وَقَرنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ الجَهِلِیَّةِ الاُولی وَاَقمِنَ  الصَّلَوةَ  وَءَ اتِینَ الزَّکَوةِ  وَ

اَطِعنَ اللهَ  وَرَسُولَهُ  اِنَّمَا یُریدُاللهُ  لِیذهِبَ عَنکُم الرِّجسَ  اَهلَ  البَیتِ  وَیُطِّهرَکُم تَطهِیرٌا (33)

وَاذکُرنَ  مَایُتلَی فِی بُیُوتِکُنَّ  مِن ءَ ایَتِ اللهِ وَالحِکَمةِ  اِنَّ اللهَ کَانَ  لَطِیفٌا خَبِیرٌا (34)

اِنَّ المُسلِمِینَ وَالمُسلِمَتِ  وَالمُومِنینَ  وَالمُومِنَتِ  وَالقَنِتِینَ  والقَنِتَتِ  وَالصَّدِقِینَ  و

الصَّدِقَتِ وَالصَّبِرینَ  وَالصَّبِرَتِ  وَالخَشِعِینَ  وَالخَشِعَتِ  وَالمُتَصَّدِقینَ  وَالمُتَصَدِّقتِ 

وَالصَّئِمینَ والصَّئمَتِ  وَآلحَفِظِینَ فُرُوجَهُم وَالحَفِظَتِ  وَالذَّاکِرینَ اللهَُ کَثِیرٌا وَالذَّکِرَتِ

اَعَدَاللهُ  لَهُم مَّغفِرَةٌ  وَاَجرٌا عَظِیمٌا (35)وَمَاکَآنَ لِمُومِنٍ وَلَآ مُومِنَةٍ اِذَا قَضَی  اللهُ  وَرَسُولُهُ

اَمرٌا اَن یَکُونَ لََهُمُ الخِیرَةُ مِن اَمرِهِم وَمَن یَعصِ اللهَ  وَرَسُولَهُ  فَقَد ضَلَّ  ضَلَلٌا مُّبیِنٌا (36)

وَاِذ تَقُولُ  لِلَّذِی اَنعَمَ اللهُ  عَلَیهِ  وَاَنعَمتَ  عَلَیهِ  اَمسِک عَلَیکَ زَوجَکَ وَاتَّقِ اللهَ  وَتُخفِی فِِی

نَفسِکَ  مَا اللهُ  مُبدِیهِ  وَتَخشَی النَّاسَ  واللهُ  اَحَقُّ  اَن تَخشَئهُ  فَلَمَّآ قَضَی زَیدً  مِنَها وَ

طَرٌا زَوَّجنَکَهَا لِکَی لَآ یَکُونَ  عَلَی المُومِنینَ حَرجً  فِی اَزوَجِ اَدعِیَآ ئِهِم اِذَا قَضَوا مِنُهنَّ

 وَطَرٌا وَکَانَ اَمرُ اللهِ  مَفعُولٌا (37) مَّا کَانَ عَلَی النَّبِّیِ مِن حَرَجٍ  فِیمَا فَرَضَ  اللهُ  لَهُ

سُنَّةَ اللهِ  فِی  الَّذِینَ  خَلَوا مِن قَبلُ  وَکَانَ اَمرُ اللهِ  قَدَرٌا مَّقدُورٌا (38) الَّذِینَ  یُبَلِّغُونَ  رُسَلتِ

 الله وَیَخشَونَهُ  وَلَا یَخشَونَ  اَحَدٌا اِلَّا اللهَ  وَکَفُی بِاللهِ  حَسِیبٌا (39) مَّا کَآنَ مُحَمَّدً  اَبَآ اَحَدٍ

مِّن رِّجَآلِکُم وَلَکِن رُّسُولَ  اللهِ وَخَاتَمَ النَّبِینَ  وَکَانَ اللهُ  بِکُلِّ شَیءٍ  عَلِیمٌا (40) یَآ یُّهَا الَّذِینَ

ءَ امَنُوا اذکُرُوا اللهَ  ذِکرٌا کَثِیرٌا (41) وَسَبِّحُوهُ  بُکرَةٌ وَاَصِیلٌا (42) هُوَ الذَّی یُصَلِّی  عَلَیکُم

وَمَلَئکَتُهُ لِیُخرِجُکُم مِّن الظُّلُمتِ اِلَی النُِور وَکَانَ  بِالمُومِنینَ رَحِیمٌا (43) تَحِّیتّتهُمُ  یَومَ  یَلقَونَهُ

سَلَمً  وَاَعدَّلَهُم اَجرٌا کَرِیمٌا (44)یَا یُّهَا النَّبِیُّ اِنَّا اَرسَلنَکَ شَهِدٌا وَمُبَشِّرٌا وَنَذِیرٌا (45)  وَدَاعِیٌا

اِلَی اللهِ  بِاِذنِهِ وَسِرَاجٌا مُّنِیرٌا (46) وَبَشِّر المُومِنِینَ  بِاَنَّ  لَهُم مِّنَ اللهِ فَضلٌا کَبِیرٌا (47)

وَلَا تُطعِِ  الکَفِرِینَ وَالمُنَفِقِینَ  وَدَع اَذَئَهُم وَتَوَکَّل عَلَی اللهِ  وَکَفَی بِاللهِ  وَکِیلٌا (48) یَا یُّهَا

الَذِّینَ ءَ امَُنُوا اِذَا نَکَحتُمُ المُومِنَتِ  ثُمَّ طَلَّقتُمُوهُنَّ  مِن قَبلِ اَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَکُم عَلَُیهنَّ مِن

عِدَّةٌ  تَعتَدُّونَهَا فَمَّتّعُوهُنَّ  وَسَرّحُو هُنَّ  سَرَاحٌا جمِیلٌا (49) یاَ یُّهَا النَّبِیُّ  اِنَّا اَحلَلنَا لَکَ

اَزوَجَکَ  الَّتِی ءَ اتَیتَ  اُجُورَهُنَّ  وَمَامَلَکَت یَمیِنُکَ  مِمَّا اَفََآ ءَ  اللهُ  عَلَیکَ وَبَنَاتِ عَمِّک و

بَنَاتِ عَمَّتِکَ  وَبَنَاتِ  خَالِکَ  وَبَنَاتِ  خَلَتِکَ الَّتِی  هَاجَرنَ مَعَکَ وَامرَاةٌ مُّومِنَةٌ  اِن وَهَبَت

نَفسَهَا لِلنَّبِیِّ اِن اَرَادَالنَّبِیُّ اَن یَستَنکِحَهَا خَالِصَةٌ لَّکَ مِن دُونِ المُومِنینَ قَد عَلِمنَا مَا فَرَضنَا

عَلَیهِم فِی اَزوَجِهِم وَمَا مَلَکتِ اَیمَنُهُم لِکَیلَا یَکُونَ عَلَیکَ  حَرَجً  وَکَانَ اللهُ غَفُورٌا رَّحِیمٌا

(50)تُرجِی مَن تَشآءُ  مِنُهنَّ  وَتُویِ اِلَیکَ مَن تَشَآءُ  وَمَنِ  ابتَغَیتَ  مِمَّن عَزَلتَ  فَلَا

جُنَاحَ عَلَیکَ ذَلِکَ اَدنَی اَن تَقَرَّ اَعینُهُنَّ  وَلَا یَحزَنَّ وَیَرضَینَ  بِمَآءَ  اتَیتَهُنَّ کُلَّهُنَّ وَاللهُ

یَعلَمُ  مَا فِی قَلُوبِکُم وَکَانَ اللهُ  عَلِیمٌا حَلِیمٌا (51) لَّا یَحِلُّ لَکَ النِّسَآءُ مِن بَعدُ  وَلَا اَُن

 تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِن اَزوَجٍ وَلَو اَعجَبَکَ حُسنُهُنَّ  اِلَّا مَا مَلَکَت یُمِینُکَ  وَکَانَ  اللهُ عَلَی کُلِّ

شَیءٍ  رَّقِیبٌا (52) یَایُّهَا الذَّینَ ءَ امَنُوا لَا تَدخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِ اِلَّا اَن یُوذَنَ  لَکُم اِلَی طَعَامٍ

 غَیرَنَظِرینَ اِنَئهُ  وَلَکِن اِذَا دِعِیتُم فَادخُلُوا فَاِذَا طَعِمتُم فَانتَشِرُوا وَلَا مُستَئِنسِینَ  لِحَدیثٍ

اِنَّ ذَلِکُم کَُانَ  یُوذِی النَّبِیَّ فَیَستَحِی مِنکُم واللهُ لَا یُستَحِی  مِن َ الحَقِّ وَاِذَا سَا لتُمُوهُنَّ

مَتَعٌا فَسئَلُوهُنَّ  مِن وَرَآءِ  حِجَابٍ ذَلِکُم اَطهَرُ لِقُلُوبِکُم وَقَلُوبِهنَّ  وَمَا کَان لَکُم اَن تُوذُوا

رَسُولَ اللهِ وَ لَا تَنکِحُوا اَزوَجَهُ مِن بَعدِهِ اَبَدٌا اِنَّ  ذَلِکُم کَانَ  عِندَاللهِ عَظِیمٌآ (53) اِن تُبدُوا

شَیئٌا اَو تُخفُوهُ  فَاِنَّ اللهَ کَانَ  بِکُلّ  شَیءٍ  عَلِیمٌا (54) لَّا جُنَاحَ عَلَیِهنَّ فِی ءَ ابَآئِهِنَّ

وَلَا اَبنَآ ئِهِنَّ  وَلَا اِخوَنِهِنَّ  وَلَا اَبنَآءِ  اِخوَنِهِنَّ وَلَا اَبنَآءِ  اَخوَتِهِنَّ وَلَا نِسَآ ئِهِنَّ وَلَا مَا

مَلَکتَت اَیمَنُهنَّ  وَاتَّقِینَ الله َ اِنَّ اللهَ کَانَ  عَلَی کُلِّ شَیءِ  شَهِیدٌا (55) اِنَّ اللهَُ وَمَلَئکَتَهُ 

یُصَّلُّونَُ  عَلَی النّبِّیِّ  یَا اَیُّهَا الَّذِینَ ءَ امَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَسَلِّمُوُا تَسلِیمٌآ (56) اِنَّ الَّذِینَ

یُوذُونَ  اللهَ  و َ رَسُولَهُ  لَعَنهُمُ اللهُ  فِی الدُّنیَا وَالاَخِرَةِ وَاَعدَّ  لَهُم عَذَابٌا مُّهِینٌا (57)

وَالَّذِینَ یُوذُونَ المُومِنینَ و المُومِنَتِ  بِغَیرِ مَا اکتَسَبُوا فَقَد احتَمَلُوا بُهتَنٌا وَاِثمٌا مُّبِینٌا (58)

یَایُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّاَزوجِکَ  وَبَنَآتِکَ  وَنِسَآءِ المُومِنینَ  ید نِینَ  عَلَیهِنَّ  مِن جَلَبیِبِهِنَّ  ذَلِکَ

اَدنَی اَن یُعرَفنَ فَلَا یُوذَینَ وَکَانَ اللهُ  غَفُورٌا رَّحِیمٌا (59) لَّئِن لَّم یَنتَهِ المُنَفِقُونَ  وَالَّذِینَ 

فِی  قُلُوبِهِم مَّرَضً  وَالمُرجِفُونَ فِی المَدِینَةِ لَنُغرِینَّکَ  بِهِم ثُمَّ  لَا یُجَاوِرُونَک فِیهَا اِلَّآ

قَلیلٌا (60) ملعُونِینَ  اَینَمَا ثُقِفُوا اُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقتِیلٌا (61)سُنَّةَ اللهِ فِی الَّذِینَ  خَلَوا مِن

 قَبلُ  وَلَن تَجِدَ لِسُنَةِ  الله تَبدِیلٌا( 62) یَسئَلُکَ  النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ  اِنَّمَا عِلمُهَا عِندَاللهِ

وَمَایُدرِیکَ لَعلَّ  السَّاعَةَ  تَکُونُ قَرِیبٌا (63) اِنَّ اللهَ  لَعَنَ الکَفِرینَ وَاَعَدَّ  لَهُم سَعیرٌا

(64) خَلِدینَ فِیهَا اَبَدٌا لَّا یَجِدونَ وَلِیَّا وَلَا نَصِیرٌا (65) یَومَ  تُقَلَّبُ  وُجُوهُم فِی النَّآرِ

یَقُولُونَ یَلَیتَنآ اَطَعنَا اللهَ  وَاَطَعنَا الرَّسُولا (66) وَقَالُوا رَبَّنَا اِنَّآ اَطَعنَا سَآدَتَنَآ وَکُبَرآءَ نَا

فَاَضلُّونَا السَّبِیلَا (67) رَبَّنَآءَ  اِتِهِم ضِعفَینِ  مِن َالعَذَابِ  وَالعَنهُم لَعنٌا کَبیِرٌا (68) یَایُّهَا

الَّذِینَ  ءَ امَنُوا لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ  ءَ اذَوا مُوسَی  فَبرَّاَهُ  اللهُ مِمَّا قَالُوا وَکَانَ  عِندَاللهِ 

وَجِیهٌا (69)یَُا ایهُا الَّذِینَ  ءَ امَنُوا اتَّقُو اللهَ وَقُولُوا قَولٌا سَدِیدٌا (70) یُصلِح لَکُم اَعمَلَکُم

وَیَغفِرلَکُم ذُنُوبَکُم وَمَن یُطِع اللهَ  وَرَسُولَهُ  فَقَد فَآزَفَوزٌا عَظِیمًٌآ (71) اِنَّا عَرَضنَا الاَمانة

عَلَی السَّمَوتِ  وَالارضِ وَالجِبَالِ  فَابَینَ  اَن یَحمِلنَهَا وَاَشفَقنَ  مِنهَا وَحَملَهَا الانسَنُ  اِنَّهُ

کَانَ  ظَلُومٌا جَهُولٌا (72) لِّیُعذِّ بَ اللهُ  المُنَفِقِینَ وَالمُنَفِقَتِ  وَالمُشرِکِین و المُشرِکَتِ وَ

یَتُوّبَ اللهُ  عَلَی المُومِنینَ  وَالمُومِنَتِ وَکَانَ  اللهُ  غَفُورٌا رَّحیِمَا (73)

سوره 33 وتفسیر آن

سورة 33:

سورة احزاب:

بسم الله الرحمن الرحیم

  تفسیر سوره 33:

این سوره یکی از پر بارترین سوره های قران است ومسائل متنو ع وبسیار مهمی را در زمینه

اصول وفروع دین تعقیب می کندبحث های این سوره در هفت بخش خلاصه می شودالف- پیامبر

اسلام ر ا به اطاعت از الله دعوت می کندوترک تبعیت از کافران و پیشنهاد های کافران ترغیب

می کندب- به پاره ای از خرافات دوران جاهلیت می پردازدمسئله ظهار که آن را وسیله طلاق

وجدایی زن و مرد ازهم می دانستند و هم چنین مسئله پسر خواندگی (نبنی) اشاره کرده وقلم

بطلان بر آنها می کشد-ج- مربوط به جنگ احزاب ووحوادث تکان دهنده آن و پیروزی اعجاز

آمیز مسلمین بر کفار است –د- مربوط به همسران پیامبر است که باید در همه چیز الگو و

اسوه برای زنان باشد-ه- به داستان زینب دخترجحش که روزی همسر پسر خوانده پیامبر

زید بوده و از او جدا شده اشاره می کند-و- از حجاب سخن می گوید وهمه زنان با ایمان را

به رعایت این دستور اسلامی توصیه می کند-ن- اشاره به مساله مهم معاد داردو راه نجات

در آن عرصه عظیم و هم چنین مساله امانت داری بزرگ انسان یعنی مساله تعهد و تکلیف

ومسئولیت او را شرح می دهد و چون اعم سوره به ماجرای جنگ احزاب ( خندق) می پردازد

این نام را برای آن انتخاب کرده اند

آیه 1= این آیات در مورد ابوسفیان و بعضی دیگر از سران کفر وشرک  نازل شده است

که بعد از جنگ احد از پیامبر اسلام اما ن گرفتند و وارد مدینه شندن و خدمت رسول الله

آمدندو  عرض کردند ای محمد بیا و از بدگویی به خدایان ما صرف نظر کن و بگو آنها برای

پرستش کنندگانشان شفاعت می کند . که این حرف پیامبر را ناراحت کرد و عمر برخاست و

گفت اجازه ده تا آنها را از دم شمشیر بگذرانم . پیامبر فرمود من به آنها امان دادم چنین

چیزی ممکن نیست اما دستور داد که آنها را از مدینه بیرون کنند و آیات نازل شد که به

این پیشنهاد ها اعتنا نکند . تنها از وحی پیروی کن از خطر ناک ترین پرتگاه ها یی که بر

سر راه رهبران بزرگ قرار دارد مساله پیشنهاد های سازشکارانه ای است که از ناحیه

مخالفان مطرح می شود مشرکان مکه و منافقان مدینه بار ها کوشیدند که با طرح پیشنهاد های

سازشکارانه پیامبر اسلام را از خط توحید منحرف سازنداین آیات چهار دستور برای پیامبر چ

دارند الف- در زمینه تقوا و پرهیز کاری است که زمینه ساز هر برنامه دیگری  می باشد :

ای پیامبر تقوای الهی پیشه کن . حقیقت تقوا همان مسئولیت درونی است وتا این احساس

نباشد انسان به دنبال  هیچ برنامه سازنده ای حرکت نمی کند

ب- نفی اطاعت کافران و منافقان است : از کافران و منافقان اطاعت نکن . الله عالم وحکیم

است که فرمان ترک پیروی آنها را به تو میدهد روی علم و حکمت  بی پایان اوست شستشوی

صفحه دل از غباروریشه کن کردن خارهای مزاحم از این سرزمین است

آیه 2= در سومین دستور مساله بذر افشانی توحید و تبعیت از وحی الهی را مطرح کرده

می گوید واز آنچه از سوی الله به تو وحی می شود پیروی کن و مراقب باش و بدان که

الله به آنچه انجام می دهید آگاه است بنا بر این نخست باید دیو را از درون جان بیرون راند

تا فرشته در آید . باید طاغوت زدایی کرد تا حکومت الله و نظام الهی جانشین آن گردد

آیه 3= و از آنجا که در ادامه این راه مشکلات فراوان است و تهدید و توطئه و کار شکنی

بسیار زیاد چهارمین دستور را به این صورت صادر می کند وبر الله توکل کن و از توطئه

هاشان نترس و همین بس که الله ولی و حافظ و مدافع انسان باشد و اگر هزار دشمن قصد

هلاکت تو را دارند چون من دوست و یاور توام از دشمنان باکی نداشته باش . گرچه مخاطب

در این آیات شخص پیامبر است ولی پیداست که دستوری است برای همه مومنان و همه

مسلمانان جهان در هر عصر وهر زمان

آیه 4= ادعا های بیهوده . در تعقیب آیات گذشته که به پیامبر دستور می داد تنها از وحی

الهی تبعیت کند نه از کافران و منافقان در اینجا نتیجه تبعیت از آنها را منعکس می کند که

پیروی از آنان انسان را به یک مشت خرافات و اباطیل  وانحرافات دعوت می نماید که

سه مورد آن در این آیه بیان شده است و نخست می فرماید الله برای هیچ کس دو دل در

درونش نیافریده . جمله فوق معنی عمیقی دارد و آن این که انسان یک قلب بیشتر ندارد

و در این قلب جز عشق یک معبود نمی گنجد آنها که دعوت به شرک و معبود های

متعدد می کنند باید قلب هایدمتعددی داشته باشند تا هریک را کانون عشق معبودی

سازند لذا در حدیثی از علی داریم دوستی ما و دوستی دشمن ما در یک قلب نمی گنجد چرا

که الله برای یک انسان دو قلب قرار نداده است که با یکی دوست بدارد و با دیگری

دشمن . دوستان ما در دوستی ما خالصند همان گونه که طلا در کوره خالص می شود

هر کس می خواهد این حقیقت را بداند قلب خود را آزمایش کند اگر چیزی از محبت دشمنان

ما درقلبش با محبت ما آمیخته است از ما نیست و ما هم از او نیستیم . بنا بر این قلب

واحد کانون اعتقاد واحدی است و آن هم برنامه عملی واحدی را اجرا می کند چرا که انسان

نمی تواند حقیقتا معتقد به چیزی باشد اما در عمل از آن جدا شود .قران سپس به خرافه

دیگری از عصر جاهلیت می پردازد و آن خرافه ظهاراست آنها هنگامی که از همسر خود

ناراحت می شدند و می خواستند نسبت به او اظهار تنفر کنند به او می گفتند انت علی کظهر

امی . تو نسبت به من مانند پشت مادر منی و با این گفته او را به منزله مادر خود می پنداشتند

و این سخن را به منزله طلاق . قران در این آیه میفرماید الله هرگز همسرانتان را که مورد

ظهار قرار می دهید مادران شما قرار نداده و احکام مادر را در مورد آنان مقرر نکرده است

اسالم این برنامه جاهلی را امضا نکرده بلکه برای آن مجازاتی قرار داده و آن این که شخص

 که این سخن را می گوید حق ندارد با همسرش نزدیکی کند تا این که کفاره لازم را بپردازد

و اگر کفاره نداد و به سراغ همسر خود نیز نیامد همسر می تواند با توسل به حکم شرع او

را وادار به یکی از این دو کار کند یا رسما وطبق قانون اسلام او راطلاق دهد واز او جدا

شود یا کفاره دهد وبه زندگی زناشویی همچون سابق ادامه دهد بعد به سومین خرافه جاهلی

پرداخته می گوید ونیز الله فرزند خوانده های شما را فرزند حقیقی شما قرار نداده است

توضیح اینکه در دوران جاهلیت معمول بوده ک بعضی از کودکان را  به عنوان فرزند خود

انتخاب می کردند وآن را پسر خود می خواندند و به دنبال این نام گذاری تمام حقوقی را که

یک پسر از پدر داشت برای او قائل می شدند از پدر خوانده اش ارث می برد و پدر خوانده

نیز وارث او می شد و تحریم زن پدر یا همسر فرزند در مورد آنها حاکم بود اسلام این

مقررات غیر منطقی و خرافی را به شدت نفی کرد لذ ا قران بعد از این جمله می افزاید این

سخن شماست که به دهان خود می گوئید سخنی بالطل و بی پایه

می گویید فلان کس پسر من است در حالی که در دل می دانید قطعا چنین نیست این امواج

صوتی فقط در فضای دهان شما می پیچد و خارج می شود وهرگز از اعتقاد قلبی سر

چشمه نمی گیرد اینها سخنان باطلی بیش نیست اما الله حق را می گوید و او به راه راست

هدایت می کند سخن حق به سخنی گفته می شود که با واقعیت عینی تطبیق کند یا اگر یک

مطلب قرار دادی است هماهنگ با مصالح همه اطراف قضیه باشد ومی دانیم مساله ناپسند

ظهار در عصر جاهلیت و یا پسر خواندگی که حقوق فرزندان دیگر را تا حد زیادی پایمال

می کرد نه واقعیت عینی داشت و نه قرار دادی حافظ مصلحت عموم بود

آیه 5= بعدقران برای تاکید بیشتر و روشن ساختن خط صحیح و منطقی اسلام چنین می افزاید

آنها را به نام پدرانشان بخوانید که این کار نزد الله عادلانه تر است وبرای رفع بهانه ها

اضافه می کند واگر پدرانشان را نمیشناسید آنها برادران دینی و موالی شما هستند یعنی عدم

شناخت پدران آنها دلیل بر این نمی شود که نام شخص دیگری را به عنوان پدر بر آنها بگذارید

بلکه می توانید آنها را  به عنوان برادر دینی یا دوست و هم پیمان خطاب کنید ولی از آنجا که

گاه انسان بر اثر عادت گذشته یا سبق لسان و یا اشتباه در تشخیص نسبت افراد ممکن است

کسی را به غیر پدرش نسبت دهد و این از حوزه اختیار انسان بیرون است الله عادل و حکیم

چنین کسی را مجازات نخواهد کرد . در ذیل این آیه می افزاید اما گناهی بر شما نیست در

خطاهایی که از شما سرمی زند و بی توجه آنها را به نام دیگران صدا می زنید ولی آنچه

را از روی عمد و اختیار می گویید مورد حساب قرارخواهد داد و الله آمرزنده رحیم است

گذشته ها را برشما می بخشد سهو و نسیان و اشتباه و خطا را مورد عفو قرار می دهد

آیه 6= این آیه به مساله مهم دیگری یعنی ابطال نظا م مواخات می پردازد . وقتی که مسلمانان

ازمکه به مدینه هجرت کردند واسلام پیوند ورابطه آنها را با بستگان مشرکشان که در مکه

بودند بکلی برید پیامبر به فرمان الهی مساله عقد اخوت و پیمان برادری را در میان آنها

برقرار ساخت به این ترتیب که میان مهاجر وانصار دو به دو پیمان اخوت و برادری منعقد

شد و آنها هم چون دو برادر حقیقی از یکدیگر ارث می بردند ولی این یک حکم موقت و

مخصوص به این حالت فوق العاده بود آیه نازل شد و نظام مواخات را بطوریکه جانشین

نسب شود ابطال کرد و حکم ارث و مانند آن را مخصوص خویشاوندان حقیقی قرار

داد . دراین آیه قبل از ذکر این نکته به دو حکم دیگر یعنی اولویت پیامبر نسبت به مومنین

و بودن زنان پیامبر به منزله مادر به عنوان مقدمه ذکر شده است می فرماید پیامبر نسبت

به مومنان از خودشان سزاوارتر است در مسائل اجتماعی و هم فردی و هم خصوصی  و

هم در مسائل مربوط به حکومت و هم قضاوت و هم دعوت از هر انسانی نسبت به خودش

سزاوارتر است و اراده و خواست او مقدم بر اراده و خواست وی می باشد البته پیامبر

معصوم است ونمایند الله جز خیر وصلاح جامعه و فرد را در نظر نمی گیرد و همسران

او مادران آنها مومنان محسبو می شوند البته مادر معنوی و روحانی همان گونه که پیامبر

پدر روحانی و معنوی امت است این ارتباط و پیوند معنوی تنها تاثیرش مساله حفظ احترام

و حرمت ازدواج با زنان پیامبر بود یعنی مسلما نان حق داشند با دخترا ن پیامبر ازدواج

کنند در حالی که هیچ کس با دختر مادر خود نمی تواند ازدواج کند ونیز مساله محرمیت و

نگاه کردن به همسران پیامبر برای هیچ کس جز محارم آنها مجاز نبود با این که پیامبر به

منزله پدر و همسران او به منزله مادران مومنین هستند هیچ گاه از آنها ارث نمی برند

چگونه می توان انتظار داشت که پسر خوانده های وارث گردند بعد می افزاید و خویشاوندان

نسبت به یکدیگر  از مومنان و مهاجران در آنچه الله مقرر داشته است اولی هستند ولی با

این حال برای این که راه را بکلی به روی مسلمانان نبندد و بتوانند برای دوستان و کسانی

که مورد علاقه آنها هستند چیزی به ارث بگذارند هرچند از طریق وصیت نسبت به ثلث مال

باشد در پایان آیه اضافه می کند مگر این که بخواهید نسبت به دوستانتان نیکی کنید وسهمی

از اموال خود را به آنها بدهید ودر آخرین جمله برای تاکید همه احکام گذشته یا حکم اخیر

می فرماید این حکم در کتاب الهی نوشته شده است

آیه 7=از آنجا که در آیه قبل اختیارات وسیع و گسترده پیامبراسلام بیان شد در اینجا وظیفه

سنگین پیامبر و سایر پیامبران بزرگ را بیان می کند زیرا می دانیم همواره اختیارات توام

با مسئولیت ها ست

نخست می فرماید به خاطر بیاور هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم و هم چنین از تو و

از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم ما از همه آنان پیمان محکمی گرفتیم که در

ادای مسئولیت تبلیغ و رسالت کوتاهی نکنند به این ترتیب نخست تمام پیامبران را در مساله

میثاق مطرح می کند بعد از 5 پیامبر اولو العزم نام می برد که در آغاز آنها سخص پیامبر

اسلام به خاطر شرافت و عظمتی که دارد آمده است این پیمان موکد همان ادا کردن مسئولیت

تبلیغ و رسالت و رهبر  و هدایت مردم در تمام زمینه ها و ابعاد است

نیز موظف بودند یکدیگر را تایید نمایند و پیامبران پیشین امت های خود را برای پذیرش

پیامبران بعد آماده سازند و همان گونه که پیامبران بعد باید دعوت پیا مبران پیشین را

تصدیق و تاکید نمایند

آیه 8= در این آیه هدف از بعثت انبیا و پیمان موکدی را که از آنها گرفته شده است چنین

بیان می کند هدف این است که الله از صدق راستگویان پرسض کند وبرای کافران عذاب

درد ناک آماده ساخته است  منظور از صادقین مومنانی می باشند که در میدان حمایت از

آیین الله و جهاد و ایستادگی در برابر مشکلات و بذل جان و مال وصداقت و راستگویی

خود را به ثبوت رسانده اند

آیه 9=این آیه  و چند آیه بعد از آن که مجموعا هفده آیه را تشکیل می دهد پیرامون یکی از

بزرگترین آزمون های الهی در مورد مومنان و منافقان و امتحان صدق گفتار آنها در عمل

سخن می گوید این آیات از یکی از مهم ترین حوادث تاریخ اسلام یعنی جنگ احزاب که در

سال پنجم هجری واقع شد بحث می کند جنگ احزاب چنانکه از نامش پیداست مبارزه همه

جانبه ای از ناحیه  عموم دشمنان اسلام و گروه های مختلفی بود که با پیشرفت این آیین

منافع نا مشروعشان به خطر می افتد نخستین جرقه جنگ از ناحیه گروهی از یهود بنی

 نضیر روشن شد که به مکه آمدند و طایقه قریش را به جنگ با پیامبر تشویق کردندو به

آنها قول دادند تاآخرین نفس در کنارشان بایستند بعد به سراغ قبیله غطفان رفتند و آنها

را نیز آماده کارزار کردند این قبائل از هم پیمانان خود مانند قبیله بنی اسد و بنی سلیم

نیز دعوت کردند و چون همگی خطر را احساس کرده بودند دست به دست هم دادند تا

کار اسلام را برای همیشه یکسره کنند مسلمانان به فرمان پیامبر به شور نشستد و قبل

از هر چیز با پیشنهاد سلمان فارسی به اطراف مدینه رفته خندقی کندند وبه همین جهت

یکی از نام های این جنگ جنگ خندق است لحظات بسیار سخت و خطرناکی بر مسلمانان

گذشت منافقین در میان لشکر اسلام سخت به تکاپو افتاده بودند جمعیت انبوه دشمن و

کمی لشکریان اسلام در مقابل آنها تعداد لشکر کفر را ده هزار و لشکر اسلام را سه

هزار نفر نوشته اند و آمادگی آنها از نظر تجهیزات جنگی آینده سخت و درد ناکی را در

برابر چشم مسلمانان مجسم می ساخت ولی الله می خواست در اینجا آخرین ضربه بر

پیکر کفر فرود آید وصف منافقین را نیز از صفوت مسلمین مشخص سازد سرانجام این

غزوه به پیروزی مسلمانان تمام شد طوفانی سخت به فرمان الله وزیدن گرفت وخیمه

 خرگاه و زندگی کفار را در هم ریخت رعب ووحشت شدیدی در قلب آنها افکند و نیروهای

غیبی فرشتگان را به یاری مسلمانان فرستاد قدرت نمایی های شگرفی همچون قدرت

نمایی علی در برابر عمروبن عبدود بر آن افزوده شد  ومشرکان بی آنکه بتوانند کاری

انجام دهند پا به فرار گذاردند آیات هفده گانه نازل شد وبا تحلیل های کوبنده و افشا

گرانه خود به عالیترین وجه از این حادثه مهم برای پیروزی نهایی اسلام و کوبیدن

منافقان بهره گیری کرد قران این ماجرا را نخست در یک آیه خلاصه می کند وبعد

در 16 آیه دیگر به بیان خصوصیات آن می پردازد می گوید ای کسانی که ایمان آورده اید

نعمت بزرگ الله را بر خود به یاد آورید در آن هنگام که لشکر هایی عظیم به سراغ

شما آمدند ولی ما باد وطوفان سختی بر آنها فرستادیم و لشکریانی که آنها را نمی دیدند

وبه این وسیله آنها را در هم شکستیم و الله همیشه به آنچه انجام می دهید و کارهایی

که هر گروه در این میدان بزرگ انجام دادند بینا بوده است

آیه 10= این آیه که ترسیمی از وضع بحرانی جنگ احزاب و قدرت عظیم جنگی دشمنان

و نگرانی شدید بسیاری از مسلمان است چنین می گوید به خاطربیاورید زمانی را که آنها

از طرف بالا و پائین شهر بر شما وارد شدند و مدینه را محاصره کردند و هنگامی را که

چشم ها از شدت وحشت خیره شده و جان ها به لب رسیده بود و گمان های گونا گون بدی

به الله می بردید

آیه 11= اینجا بود که کوره امتحان الهی سخت داغ شد چنانکه در این آیه می گوید آنجا

بود که مومنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند طبیعی است هنگامی که انسان گرفتار

طوفان های فکری می شود جسم او نیز از این طوفان بر کنار نمی ماند و در اضطراب و

تزلزل فرو می رود آری فولاد را در کوره داغ می برند تا آبدیده شود مسلمانان نخستین

نیز باید در کوره حوادث سخت قرار گیرند تا آبدیده و مقاوم شوند

آیه 12= منافقان و ضعیت ایمان ها در صحنه احزاب: گفتیم کوره امتحان جنگ احزاب داغ

شد و همگی در این امتحان بزرگ در گیر شدند در اینجا مسلمانا ن به گروه های مختلفی

تقسیم شدند جمعی مومنان راستین بودند گروهی خواص مومنان جمعی افراد ضعیف الایمان

جمعی منافق و جمعی منافق لجوج وسرسخت و گروهی در فکر خانه و زندگی خویشتن ودر

فکر فرار بودند جمعی سعی داشتند دیگران را از جهاد باز دارند و گروهی تلاش می کردند

رشته اتحاد خود را با منافقین محکم کنند می فرماید و نیز به خاطر بیاورید هنگامی  را که

منافقان و بیمار دلان می گفتند الله و پیامبرش چیزی جز وعده های دروغین به ما نداده اند

در تاریخ جنگ احزاب چنین آمده است که در اثنای حفر خندق که مسلمانان هر یک مشغول

کندن بخشی از خندق بودند روزی به قطعه سنگ سخت وبزرگی بر خورد کردند که هیچ کلنگی

در آن اثر نمی کرد خبر به پیامبر دادند و او شخصا وارد خندق شد ودر کنار سنگ قرار

گرفت و کلنگی را به دست گرفت و نخستین ضربه محکم را به مغز سنگ فرود آورد قسمتی

از آن متلاشی شد وبرقی از آن جستن کرد پیامبر تکبیر پیروزی گفت و مسلمانان نیز همگی

تکبیر گفتند بار دوم ضره شدید دیگری بر سنگ فرو کوفت قسمت دیگری در هم شکست و

برقی از آن جستن نمود پیامبر تکبیر گفت و مسلمانان نیز تکبیر گفتند سرانجام پیامبر

سومین ضربه  را برسنگ فرود آورد وبرق جستن کرد و باقیمانده سنگ متلاشی شد

حضرت باز تکبیر گفت و مسلمانان نیز صدا به تکبیر بلند کردند سلمان از این ماجرا سوال کرد

پیامبر فرمود در میان برق اول سرزمین حیره و قصر های پادشاهان ایرا ن را دیدم و

جبرئیل به من بشارت داد که امت من بر آنها پیروز می شوند و در برق دوم قصر های

سرخ فام  شام و روم نمایا ن گشت و جبرئیل به من بشارت داد که امت من بر آنها پیروز

خواهند شد در برق سوم قصر های صنعا و یمن را دیدم و جبرئیل باز به من خبر داد که

امتم بر آنها نیز پیروز خواهند شد بشارت باد بر شما ای مسلمانان . منافقان نگاهی به

یکدیگر کردند و گفتند چه سخنان عجیبی ؟ و چ ه حرف های باطل وبی اساسی؟ او از مدینه

 دارد سرزمین حیره و مدائن کسری را می بیند و خبر فتح آن را به شما می دهد در حالی

که هم اکنون شما در چنگال یک مشت عرب گرفتارید و حالت دفاعی به خود گرفته اید و

حتی نمی توانید به بیت الحذر بروید چه خیال باطل و پندار خامی ؟آیه فوق نازل شدو  گفت

این منافقان و بیمار دلان می گویند الله و پیامبرش جز فریب و دروغ وعده ای به ما نداده

است آنها از قدرت بی پایا ن الله بی خبرند

آیه 13= در این آیه به شرح حال گروه خطر ناکی از همین منافقان بیمار دل که نسبت به دیگران

خبائث  و آلودگی بیشتری داشتند پرداخته می گوید و نیز به خاطر بیاورید هنگامی که گروهی

از آنها گفتند ای اهل یثرب ( مدینه) اینجا جای توقف شما نیست به خانه های خود با گردید

و به این ترتیب می خواستند جمعیت انصار را از لشکر اسلام جدا کنند این از یک سو و از سوی

دیگر و گروهی از آنان از پیامبر اجازه بازگشت می خواستندو می گفتند خانه های ما بی حفاظ

است  در حالی که بی حفاظ نبود آنها فقط می خواستند از جنگ فرار کنند یثرب نام قدیمی مدینه

است پیش از آنکه پیامبر به آنجا هجرت کند بعد از آن کم کم نا م مدینة  الرسول بر آن گذارده

 شد که مخفف آن همان مدینه است

آیه 14= این آیه به سستی ایمان این گروه اشاره کرده می گوید آنها چنان بودند که اگر دشمنان

از اطراف مدینه بر آنان وارد می شدند وپیشنهاد بازگشت به سوی شرک به آنان می کردند

می پذیرفتند و جز مدت کمی برای انتخاب این راه درنگ نمی کردند پیداست مردمی که این

چنین ضعیف وبی پاشنه اند نه آماده پیکار با دشمنند و نه پذیرای شهادت در راه الله

آیه 15= بعد قران این گروه منافق را به محاکمه می کشد و می گوید آنها قبلا با الله عهد و

پیمان بسته بودند که پشت به دشمن نکنندو بر سر عهد خود در دفاع از توحید و اسلام و

پیامبر بایستند مگر آنها نمی دانند که عهد الهی مورد سوال قرار خواهد گرفت و و در برابر

آن مسئولند اصولا هر کسی ایمان می آورد وبا پیامبر بیعت می کند این عهد را با او بسته

که از اسلام وقران تا سر حد جان دفاع کند

آیه 16=بعد از آنکه الله نیت منافقان را اشفا کرد که منظورشان حفظ خانه هایشان نیست

بلکه فرار از صحنه جنگ است با دو دلیل به آنها پاسخ می گوید نخست به پیامبر می فرماید

بگو اگر از مرگ یا کشته شدن فرار کنید این فرار سودی به حال شما نخواهد داشت و در آن

هنگام جز بهره کمی از زندگانی نخواهید گرفت

آیه17= دیگر اینکه مگر نمی دانید تمام سرنوشت شما به دست الله است وهرگز نمی توانید

از حوزه قدرت و مشیت او فرار کنید می فرماید ای پیامبر به آنها بگو چه کسی می تواند شما

را در برابر اراده الله حفظ کند اگر او بدی یا رحمتی را برای شما اراد ه کند و آنها جز الله

هیچ سرپرستی و یاوری برای خود نخواهند یافت بنا بر این اکنون که همه مقدرات  شما به

دست اوست فرمان او را در زمینه جهاد که مایه عزت و سربلندی در دنیا و در پیشگاه الله

است به جان بپذیرید و حتی اگر شهادت در این راه به سراغ شما آید با آغوش باز از آن

استقبال کنید

آیه 18= بعد به وضع گروهی دیگر از منافقین که از میدان جنگ احزاب کناره گیری کردند و

دیگران را نیز دعوت به کناره گیری می نمودند اشاره کرده می گوید الله آن گروهی از شما

را که کوشش داشتند مردم را از جنگ منصرف کنند می داند  و کسانی را که به برادرانشان

می گفتند به سوی ما بیایید و دست از این پیکار خطرناک بر دارید همان کسانی که اهل جنگ

وپیکار نیستندو جز مقدار کمی آن هم از روی اکراه و یا ریا به  سراغ جنگ نمی روند

آیه 19= در این آیه می افزاید انگیزه تمام این کار شکنی ها این است که آنها در همه چیز

نسبت به شما بخیلند نه تنها در بذل جان در میدان نبرد که در کمک های مالی برای تهیه

وسائل جنگ و در کمک های بدنی برای حفر خندق و حتی کمک فکر ی نیز بخل می ورزند

بخلی توام با حرص و حرصی روز افزون

بعد ازبیان بخل آنها و مضایقه از هر گونه ایثارگری به بیان اوصاف دیگری از آنها که

تقریبا جنبه عمومی در همه منافقان در تمام اعصار و قرون دارد پرداخته چنین می گوید

پس هنگامی که لحظات ترس و بحرانی پیش می آید می بینی آن چنان به تو نگاه می کنند

و چشم هایشان در حدقه می چرخد که گویی می خواهند قالب تهی کنند

آنها چون از ایمان درستی بر خوردار نیستند وتکیه گاه محکمی در زندگی ندارند هنگامی

که در برابر حادثه سختی قرار گیرند کنترل خود را بکلی از دست می دهند گویی می خواهند

قبض روحشان کنند بعد می افزاید  اما همین ها هنگامی که حالت خوف وترس فرو نشست

زبان های تند و خشن خود را با انبوهی از خشم و عصبانیت بر شما می گشایند و سهم خود

را از غنائم مطالبه می کنند در حالی که در آن نیز حریض وبخیلند

در پایان آیه به آخرین توصیف آنها که در واقع ریشه همه بدبختی هایشان می باشد اشاره

کرده می فرماید آنها هرگز ایمان نیاورده اند وبه همین دلیل الله اعمالشان را حبط و نابود

کرده است چرا که اعمالشان هرگز توام با انگیزه الهی و اخلاص نبوده است و این کار بر

 الله آسان است

آیه 20= این آیه ترسیم گویا تری از حالت جبن و ترس این گروه است می گوید آنها به

قدری وحشت زده شده اند که گمان می کنند هنوز لشکر احزاب نرفته اند کابوس وحشت

ناکی بر فکر آنها سایه افکنده گویی سربازان کفر مرتبا از مقابل چشمشان رژه می روند

شمشیر ها را برهنه کرده ونیزه ها را به آنها حواله می کنند بعد اضافه می کند واگر بر

گردند از ترس آنان دوست می دارند در میان اعراب بادیه نشین پراکنده و پنهان شوند

آری بروند ودر آنجا بمانند و مرتبا از اخبار شما جویا گردند لحظه به لحظه از هر مسافری

جویای آخرین خبر شوند مبادا احزاب به منطقه آنها نزدیک شده  باشند و سایه آنها به

دیوار خانه آنها بیفتد و این منت را بر سر شما بگذارند که همواره جویال حال و وضع

شما بودیم ودر آخرین جمله می افزاید و اگر در  میان شما باشند جز اندکی پیکار نمی کنند

نه از رفتن آنها نگران باشید و نه از وجودشان خوشحال که افرادی بی ارزش وبی خاصیت

هستند و نبودنشان از بودنشان بهتر است

آیه 21= نقش مومنان راستی در جنگ احزاب تا کنون از گروه های مختلف وبرنامه ها ی

 آنها در غزوه احزاب سخن به میان آمد قران در پایان این سخن از مومنان راستین و

روحیه عالی و پایمردی و استقامت و سایر ویژگی های آنان در این جهاد بزرگ سخن

میگوید و مقدمه این بحث را ازشخص پیامبر اسلام که پیشوا و بزرگ و اسوه آنان بود

شروع می کند می گوید برای شما در زندگی رسول الله وعملکرد او در میدان احزاب سر

مشق نیکویی بود برای آنها که امید به رحمت اله و روز رستاخیز دارند و الله را بسیار

یاد می کنندبهترین الگو برای شما نه تنها در این میدان که در تمام زندگی شخص پیامبر

است این ناخدای بزرگ به هنگامی که سفینه اش گرفتار سخت ترین طوفان ها می شود

کمترین ضعف وسستی و دستپاچگی به خود راه نمی دهد او هم نا خداست و هم لنگر

مطمئن این کشیت هم چراغ هدایت است و هم مایه آرامش و راحت روح و جان سر نشینان

برای شما در پیامبر تاسی و پیروزی خوبی است می توانید با اقتدا کردن به او خطوی خود

را اصلاح و در مسیر مستقیم قرار گیردید این نکته نیز قابل توجه است که علی می فرماید

هرگاه آتش جنگ سخت شعله  ور می شد ما به رسول الله پناه می بردیم و هیچ یک از ما

به دشمن نزدیک تر از او نبود

آیه 22= بعد از ذکر این مقدمه به بیان حال مومنا ن راستین پرداخته و می گوید هنگامی

که مومنان  لشکریان احزاب را دیدند نه تنها تزلزلی به دل راه ندادند بلکه گفتند این همان

است که الله و رسولش به ما وعده فرموده و طلایه آن آشکار گشته است و الله و رسولش

 راست گفته ان و این ماجرا جز بر ایمان و تسلیم آنها نیفزود و این وعده اشاره به سخنی

است که قبلا پیامبر گفته بود که به زودی قبائل عرب ودشمنان مختلف شما دست به دست

هم می دهند و به سراغ شما می آیند اما بدانید سرانجام پیروزی با شماست به آنها گفته

شد که شما در بوته های آزمایش سختی آزموده خواهید شد و آنها را مشاهده احزاب متوجه

صدق گفتار الله و پیامبر شد ند وبر ایمانشان افزود

آیه 23= این آیه اشاره به گروه خاصی از مومنا ن است که در تاسی به پیامبر از همه

پیشگام تر بود ندو بر سر عهد و پیمانشان با الله یعنی فدا کاری تا آخرین نفس و آخرین قطره

خون ایستادند در میان مومنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با الله بستند صادقان ه

ایستادند و بعضی پیمان خودرا به آخر بردند ودر راه او شربت شهادت نوشیدند و بعضی دیگر

د ر انتظارند وهرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند به عکس منافقان و یا مومنان

ضعیف الایمان که طوفان حوادث آنها را به این طرف و آن  طرف می افکند و هر روز فکر

شوم و تازه ای در مغز نا توان خود می پروراندند آیه چنان مفهوم وسیعی دارد که تمام

مومنان راستین را در هر عصر و هر زمان شامل میشود چه آنها که جامه شهادت در را ه الله

بر تن پوشیدند و چه آنها که بدون هیچ گونه تزلزل بر سر عهد و پیمان با الله خویش ایستاده اند

و آماده جهاد و شهادتند

آیه 24= این آیه نتیجه و هدف نهایی عمل کرد های مومنان و منافقان را در یک جمله کوتاه

چنین باز گو می کند هدف این است که اله صادقان را به خاطر صدقشان پاداش دهد ومنافقان را

هرگاه بخواهد عذاب کند و یا اگر توبه کنند ببخشد و تو به آنها را بپذیرد چرا که الله آمرزنده

و مهربان است نه صدق و راستی و وفا داری مومنا ن مخلص بدون پاداش می ماند و نه سستی

ها وکار شکنی های منافقان بدون کیفر

آیه 25= این آیه که آخرین سخن را در باره جنگ احزاب می گوید و به این بحث خاتمه می دهد

در عبارتی کوتاه جمع بندی روشنی از این ماجرا کرده در جمله اول می فرماید الله کافران را با

دلی پر از خشم باز گرداند بی آنکه نتیجه ای از کار خود گرفته  باشند در جمله بعد می افزاید و

الله در این میدان مومنان را از جنگ بی نیاز ساخت و پیروزی را نصیبشان کرد آن چنان عواملی

فراهم کرد که بی آنکه احتیاج به درگیری وسیع و گسترده ای باشد ومومنان متحمل خسارات و

ضایعات زیادی شوند جنگ پایان گرفت زیرا از یک سو طوفان شدید وسردی اوضاع مشرکان

را به هم ریخت و از سوی دیگر رعب و ترس و وحشت را که آن هم از لشکر های نامرئی

الله است بر قلب آنها افکند واز سوی سوم ضربه ای که علی بر پیکر بزرگترین قرمان دشمن

عمرو بن عبدود وارد ساخت و ا ورا به دیار عدم فرستاد سبب فرو ریختن پایه های امید آنها

شد دست و پای خود را جمع کرد ند و محاصره مدینه را شکستند و نا کام به قبائل خود باز

گشتند و الله قوی و شکست نا پذیر است ممکن است کسانی قوی باشند اما عزیز و شکست

ناپذیر نباشند یعنی شخص قویتری برآنان پیروز شود ولی تنها قوی شکست نا پذیر در عالم

الله است که قوت و قدرتش بی انتها ست

پیامد های جنگ احزاب نقطه عطفی در تاریخ اسلام بود و توازن نظامی و سیاسی را برای

همیشه به نفع ملسمانان بهم زد بطور خلاصه می توان پیامد های پر بار این جنگ را در

چند جمله بیان کرد نا کام ماندن آخرین تلاش دشمن و درهم شکسته شدن برترین قدرت

نهایی آنها 0 رو شدن دست منافقین و افشا شدن کامل این دشمنان خطرناک داخلی – جبران خاطره

دردناک شکست احد- ورزیدگی مسلمانان و افزایش هیبت آنها در قلوب دشمنان – بالا رفتن

سطح روحیه و معنویتس مسلمین به خاطر معجزات بزرگی که در آن میدان مشاهده کردند

تثبیت موقعیت پیامبر در داخل و خارج مدینه – فراهم شدن زمینه برای تصفیه مدینه از شر

یهود بنی قریظه – غزوه بنی قریظه یک پیروزی بزرگ دیگر- د ر مدینه سه طایفه معروف

از یهود زندگی می کردند بنی قریظه – بنی النضیر – بنی فینقاع

هر سه گروه با پیامبر اسلام پیمان بسته بودند که با دشمنان او همکاری و به نفع آنها جاسوسی

نکنند ولی طایفه بنی قینقاع در سال دوم هجرت و طایفه بنی نضیر در سال چهار م هجرت هر

کدام به بهانه ای پیمان خود را شکستند و به مبارزه رویا روی با پیامبر دست زدند سر انجام

مقاومت آنها در هم شکست و از مدینه بیرون رانده شد ند در سال 5 هجری که غزوه احزاب

رخ داد تنها طایفه بنی قریظه در مدینه باقی بودند که به مشرکان عرب پیوستند و به روی

مسلمانان شمشیر کشیدند

پس از پایان غزوه احزاب جبرئیل به فرمان الله بر پیامبر وارد شد و گفت چرا سلاح بر زمین

گذاردی فرشتگان آماده پیکارند هم اکنون باید به سوی بنی قریظه حرکت کنی و کار آنها

یکسره شود منادی از طرف پیامبر صدا زد که پیش از خواندن نماز عصر به سوی بنی

 قریظه حرکت کنید مسلمانان به سرعت آماده جنگ شدندو تازه آفتاب غروب کرده بود که قلعه های

محکم بنی قریظه را در حلقه محاصره خود در آوردند 25 روز بعد این محاصره به طول

انجامید و بعدا همگی تسلیم شدند گروهی به قتل رسیدند و پیروزی بزرگ دیگری بر پیروزی

مسلمانان افزوده شده واین آیه وآیه بعد پس از حصول این پیروزی نازل شد و خاطره این ماجرا

را به صورت یک نعمت و موهبت بزرگ الهی شرح داد نخست می فرماید و الله گروهی از اهل

کتاب یهود را که از آنان ( مشرکان عرب) حمایت کردند از قلعه های محکمشان پائین کشید و

از اینجا روشن می شود که یهود قلعه های خود را در کنار مدینه در نقطه مرتفعی ساخته بودند

و بر فراز برج های آنها به دفاع از خویشتن مشغول می شدند بعد می افزاید او الله در دلها ی

آنها ترس ورعب افکند وسر انجام کارشان به جایی رسید که گروهی را به قتل می رساندید و

گروهی را اسیر می کردید

آیه 27=و زمین ها و خانه ها و اموال آنها را در اختیار شما گذارد و هم چنین زمین در اختیار

شما قرارداد که هرگز در آن گام ننهاده بودید ظاهر این جمله اشاره به باغات و اراضی مخصوصی

است که در اختیار بنی قریظه بو دو احدی حق ورود به آن را نداشت  چرا که یهود در حفظ

 وانحصار اموال خود سخت می کوشیدند و الله بر هر چیزی قادر و تواناست . پیامده ای غزوه

پیروزی بر این گروه ستمگر ولجوج نتایج پر باری برای مسلمانان داشت از جمله پاک شدن

جبهه داخلی مدینه و آسوده شدن خاطر مسلمانا ن از جاسوس های یهود – فرو ریختن پایگاه

مشرکان عرب در مدینه وقطع امید آنان از شورشی از درون- تقویت بنیه مالی مسلمین به

وسیله غنایم این جنگ – هموار شدن را ه پیروزی های آینده مخصوصا فتح خبیر- تثبیت موقعیت

حکومت اسلامی در نظر دوست و دشمن در داخل و خارج مدینه

آیه28= بعد از پاره ای از غزوات که غنائم سر شاری در اختیار مسلمین قرار گرفت تقاضاهای

مختلفی از پیامبردر مورد افزایش نفقه یا لوازم گونا گون زندگی داشتند . ام سلمه از پیامبر

کنیزی خدمت گذار تقاضا کرد ومیمونه حله ای خواست و زینب بنت جحش پارچه مخصوصی

یمنی و حفصه جامه مصری و جویریه لباس مخصوص خواست وسوده گلیم  خبیری و خلاصه

هر کدام در خواستی نمودند پیامبر که می دانست تسلیم شدن در برابر این گونه در خواست ها

که معمولا پایانی ندارد چه عواقبی برای بیت نبوت در بر خواهد داشت از انجام این خواسته ها

سر باز زد ویک ماه تمام از آنها کناره گیری نمود تا این که این آیه وسه آیه بعد از آ ن نازل

شد و با لحن قاطع و در عین حال توام با ر افت و رحمت به آنها هشدار داد که اگر زندگی پر

زرق وبرق دنیا می خواهید می توانید از پیامبر الله جدا شودید وبه هر کجا می خواهید بروید

و اگر به الله ورسول الله و روز جزا دل بسته اید و به زندگی ساده و افتخار آمیز خانه پیامبر

 قانع هستید بمانید واز پاداش های بزرگ الله بر خور دار شوید یا سعادت جاودان یا زرق

وبرق دنیا . فراموش نکرده اید که در ایات نخست این سوره الله تاج افتخاری بر سر زنان

پیامبر زده  و آنها را به عنوان مادر مومنان معرفی نموده بدیهی است همیشه مقامات

حساس و افتخار آفرین وظائف سنگینی نیز همراه دارد چگونه زنان پیامبر می توانند ام

المومنین باشند ولی فکر وقلبشان در گرو زرق وبرق دنیا باشد؟ پیامبر پادشاه نیست که

حرمسرایی داشته باشد پر زرق وبرق وزنانش غرق جواهرات گران قیمت و وسائل تجملاتی

باشند در این آیه پیامبر را مخاطب ساخته می گوید ای پیامبر به همسرانت بگو اگر شما

زندگی دنیا را می خواهید وطالب زینت آن هستید بیایید هدیه ای به شما دهم و شما را به

طرز نیکویی رها سازم بی آنکه خصومت و مشاجره ای در کار باشد

آیه 29= در این آیه می افزاید اما اگر شما الله وپیامبرش و سرای آخرت را می خواهید و به

زندگی ساده از نظر مادی و احیانا محرومیت ها قانع هستید پس الله برای نیکو کاران شما پاداش

عظیمی آماده ساخته است بنا بر این تنها اظهار عشق وعلاقه به الله وسرای دیگر وپیامبر

کافی نیست برنامه ها عملی نیز باید هماهنگ با آن با شد و به این ترتیب الله تکلیف همسران

پیامبر را که باید الگو و اسوه زنان با ایمان باشند برای همیشه روشن ساخت گرچه مخاطب

در این سخنان همسران پیامبرند ولی محتوای آیات و نتیجه آن همگان را شامل میشود

مخصوصا کسانی که در مقام رهبری خلق و پیشوایی و تاسی مردم قرار گرفته اند

ادامه تفسیر سوره 33

 

آیه0 3= بعد در این آیه به بیان موقعیت زنان پیامبر در برابر کارهای نیک و بد و هم چنین

مقام ممتاز و مسئولیت سنگین آنها با عباراتی روشن پرداخته می گوید ای همسران پیامبر

هر کدام از شما گناه آسکار و لفاحشی مرتکب شود عذاب او دو چندان خواهد بود و این

برای الله آسان است شما در خانه وحی ومرکز نبوت زندگی می کنید دیگرا ن به شما نگاه

می کنند و اعمالتان سر مشقی است برای آنها بنا بر این گناهتان در پیشگاه اللع عظیم تر است

چرا که هم ثواب و هم عذاب بر طبق معرفت ومیزان آگاهی و هم چنین تاثیر آن در محیط داده

می شود گ

آیه 31= اما در نقطه مقابل ونیز  وهر کس از شما در برابر الله و پیامبر خضوع و اطاعت کند

وعمل صالحی به جا آورد پاداش او را دو چندان خواهیم کرد وروزی پر ارزشی را برای او

فراهم ساخته ایم

آیه 32= همسران پیامبر باید چنین باشند در آیات گذشته سخن از موقعیت و مسئولیت سنگین

همسران پیامبر بود این موضوع هم چنان ادامه می یابد و طی آیاتی هفت دستور مهم به همسران

پیامبر می دهد

نخست در مقدمه کوتاهی می فرماید ای همسران پیامبر شما هم چون یکی از زنان معمولی نیستید

اگر تقوا پیشه کنید شما به خاطرر انتسابتان به پیامبر دارای موقعیت خاصی هستید که می توانید

سرمشقی برای همه زنان باشید چه در مسیر تقوا و چه در مسیر گناه و به دنبال این مقدمه که

آنان را برای پذیرش مسئولیت ها آماده می سازد وبه آنها شخصیت می دهد نخستین دستور را

را در زمینه عفت صادر می کند و مخصوصا به سراغ یک نکته باریک می رود تا مسائل دیگر

در این رابطه خود به خود روشن گردد می فرماید پس بگونه ای هوس انگیز سخن نگوئید که

بیما ر دلان درشما طمع کنند  بلکه به هنگام سخن گفت جدی وخشک و بطور معمولی سخن

بگوئید نه همچون زنان کم شخصیت که سعی دارند با تعبیرات تحریک کننده که گاه توام با ادا

و اطوار مخصوصی است که افراد شهوت ران را به فکر گناه می افکند سخن بگوئید در پایان

آیه دومین دستور این گونه شرح می دهد شما باید به صورت شایسته ای که مورد رضای الله

و پیامبر و توام با حق و عدالت باشد سخن بگوئید

آیه 33= سپس سومین دستور را که آن نیز در زمینه رعایت عفت است چنین بیان می کند و

شما در خانه های خود بمانید و هم چون جاهلیت نخستین در میان مردم ظاهر نشوید و اندام

وسائل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید

منظور از جاهلیت اولی همان جاهلیتی است که مقارن عصر پیامبر بوده وبطوری که در تواریخ

آمده در آن موقع زنان حجاب درستی نداشتند ودنباله روسری ها خود را به پشت سر می انداختند

بطوری که گلو وقسمتی از سینه و گردنبند و گوشواره های آنها نمایان بود و به این ترتیب قران

همسران پیامبر را از این گونه اعمال باز می دارد بدون شک این یک حکم عام است و تکیه

آیات بر زنان پیامبر به عنوان تاکید بیشتر است بالاخره دستور 4و 5و6 را به این صورت بیان

می فرماید شما زنان پیامبر نماز را بر پا دارید وزکات را بپردازید و الله و رسولش را اطاعت کنید

این دستورات سه گانه نیز نشان می دهد که احکام فوق مخصوص به زنان پیامبر نیست بلکه برای

همگان است هر چند در مورد آنان تاکید بیشتری دارد . در پایان آیه می افزاید الله ققط می خواهد

پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد تعبیر به انما که معمولا برای

حصر اس دلیل بر این است که این موهبت ویژ ه خاندان پیامبر است جمله یرید اشاره به اراده

تکوینی الله است یعنی معصومان به خاطر تائیدات الیه و اعمال پاک خویش چنان هستند که در

عین داشتن قدرت و اختیار برای گناه کردن به سراغ گناه نمی روند

روایات بسیار زیادی که در منابع اهل سنت و شیعه وارد شده شمول همه خاندان پیامبر را نفی

می کند و می گوید مخاطب در آیه فوق و منظور از اهل بیت منحصرا پنج نفرند پیامبر وعلی و

فاطمه و حسن و حسین

آیه 34= در این آیه هفتمین و آخرین وظیفه همسران پیامبر بیان شده و هشداری است به همه

آنان که برای استفاده کردن از بهترین فرصتی که در اختیار آنان برای آگاهی بر حقایق اسلام

قرار گرفته می فرماید و آنچه را در خانه های شما از آیات الله و حکمت و دانش خوانده می شود

یاد کنید و خود را در پرتو آن بسازید که بهترین فرصت را در اختیار دارید

بعد در پایان آیه می فرماید الله لطیف و خبیر است اشاره به این که او از دقیقترین و باریک ترین

مسائل با خبر و آگاه است ونیات شما را به خوبی میداند واز اسرار درون سینه های شما با خبر است

جاهلیت قرن بیستم: جمعی از مفسران در تفسیر آیات مورد بحث گرفتار شک و تردید شدند گویی

نتوانستند باور کند که بعد از ظهور اسلام نوعی دیگر جاهلیت در جهان پا به عرصه وجود خواهد

گذاشت که جاهلیت عرب قبل از اسلام در مقابل آن موضوع کم اهمیتی خواهد بود ولی امروز این

امر برای ما که شاهد مظاهر جاهلیت و حشتناک قرن بیستم هستیم کاملا حل شده است و باید آن را

به حساب یکی از پیش گویی های اعجاز آمیز قران  گذارد

اگر عرب در عصر جاهلیت اولی جنگ و غارتگری داشت وفی المثل چندین بار بازار عکاظ صحنه

خون ریزی های احمقانه گردید که چند تن کشته شدند

در جاهلیت عصر ما جنگ های جهانی رخ می دهد که گاه بیست میلیون نفردر آن قربانی و بیش از

آن مجروح و ناقص الخلقه می شوند اگر در جاهلیت عرب زنان تبرج به زینت می کردند و روسری

های خودرا کنار می زدند به گونه ای که مقداری از سینه و گلو و گردنبند و گوشواره آنها نمایان

می گشت در عصر ما کلوپ هایی تشکیل می شود به نام کلوپ برهنگان که نمونه آن در انگلستان

معروف است که با نهایت معذرت افراد در آن برهنه مادر زاد می شوند رسوائیی های پلاژ های کنار

دریا و استخر هاو حتی معابر عمومی نگفتنی است اگر در جاهلیت عرب زنان آلوده ذوات الاعلام

بودند که پرچم بر در خانه خود می زدند تا افراد را به سوی خود دعوت کنند در جاهلیت قرن ما

افرادی هستند که در روزنامه های مخصوص مطالبی را در این زمینه مطرح می کنند که قلم از

ذکر آن جدا شرم دارد و جاهلیت عرب بر آن صد شرف دارد

آیه 35= هنگامی که اسماء بنت عمیس همسر جعفر بن ابی طالب با شوهرش از حبشه باز

گشت به دیدن همسران پیامبر آمد یکی از نخستین سوالاتی که مطرح کرد این بود که آیا چیزی

از آیات قران در باره زنان نازل شده است؟ آنها در پاسخ گفتند نه اسماء به خدمت پیامبر

آمد عرض کرد ای رسول الله جنس زن گرفتار خسران وزیان است پیامبر فرمود چرا؟

عرض کرد به خاطر این که در اسلام و قران فضیلتی در بار ه آنها همانند مردان نیامده است

 اینجا بود که آیه نازل شد و به آنها اطمینان داد که زن و مر د در پیگاه الله از نظر قرب و

منزلت یکسانند

آیه می گوید مردان مسلمان و زنان مسلمان و مردان مومن و زنان مومنه و اشاره به این که

اسلام همان اقرار به زبان است که انسا ن را در وصف مسلیمن قرار می دهد و مشمول احکام

آنها  می کند ولی ایمان تصدیق به قلب و دل است و اعمالی که به دنبال آن می آید و مردانی که

مطیع فرمان الله هستنتد و زنانی که از فرمان حق اطا عت می کنند .

بعد به یکی دیگر از مهم ترین صفات مومنان راستین یعنی حفظ زبان پرداخته می گوید و مردان

راستگو و زنان راستگو و از آنجا که ریشه ایمان صبر وشکیبایی در مقابل مشکلات است  ونفش

آن در معنویات انسان هم چون نقش سر است ودر برابر تن پنجمین وصف آنها را این گونه باز گو

می کند و مردان صابر وشکیبا وزینان صابر وشکیبا و از طرفی میدانیم یکی از بد ترین آفات اخلاقی

 کبر و غرور و حب جاه است و نقطه مقابل آن خشوع لذا در ششمین توصیف می فرماید و مردان

با خشوع و زنان با خشوع . گذشته از حب جاه و حب مال نیز آفت بزرگی است و اسارت در چنگال

 آن اسارتی است درد ناک و نقطه مقابل آن انفاق و کمک کردن به نیاز مندان است لذا در هفتمین

توصیف می گوید و مردان انفاق گر و زنان انفاق کننده . سه چیز است که ا گر انسان از شر آن در

امان بماند از بسیاری از شرور و آفات اخلاقی در امان است زبان وشکم و شهوت جنسی وبه قسمت

اول در چهارمین توصیف اشاره شده است اما به قسمت دوم و سوم در هشتمین و نهمین وصف

مومنان راستین اشاره کرده می گوید و مردانی که روزه می دارندو زنانی که روزه می دارند و

مردنی که دامان خود را از آلودگی به بی عفتی حفظ می کنند وزنانی که عفیف و پاکند

سر انجام به دهمین و آخرین صفت که تداوم تمام اوصاف پیشین بستگی به آن دارد پرداخته

ومی گوید و مردانی که بسیار به یاد الله هستند و زنانیکه بسیار یاد الله می کنند آری آنها با یاد

الله در هر حال و در هر شرایط پرده های غفلت و بی خبری را از قلب خود کنار می زنند وسوسه ها

و همزات شیاطین را دور می سازند واگر لغزشی از آنان سر زند فورا در مقام جبران بر می آیند

در پایان آیه پاداش بزرگ این گروه از مردان و زنانی را که دارای ویژگی های ده گانه فوق

هستند چنین بیان می کند الله برای آنها مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است

نخست با آب مغفرت گناهان آنها را که مو جب آلودگی روح و جان آنها است می شوید بعد پاداش

عظیمی که عظمتش را جز او کسی نمی داند در اختیارشان می نهد

آیه 36= این آیه در مورد داستان ازدواج زینب بنت جحش ( دختر عمه پیامبر) با زید بن حارثه

برده آزاد شده پیامبر نازل شده است

قبل از زمان بعثت و بعد از آن که خدیجه با پیامبر ازدواج کرده خدیجه برده ای به نام زید خریداری

نموده که بعد آن را به پیامبر بخشید و حضرت او را آزاد فرمود وچون طائفه اش او را از خود راندند

پیامبر نام فرزند خود را بر او نهاد

هنگامی که پیامبر تصمیم گرفت برای زید همسری بر گزیند از زینب که دختر امیه دختر عبدالمطلب

بود برای او خواستگاری نمود زینب نخست چنین تصور می کرد که پیامبر می خواهد اورا برای

خود انتخاب کند خوشحال شد ورضایت داد ولی بعدا که فهمید برای زید است سخت ناراحت شد و سر

باز زد و برادرش عبدالله نیز با این امر به سختی مخالفت نمود در اینجا بود که آیه نازل شد وبه امثال

زینب و عبدالله هشدار داد که آنها نمی توانند هنگامی که الله و پیامبرش کاری را لازم می دانند

مخالفت کنند آنها که این مساله را شنیدند در برابر فرمان الله تسلیم شدند اما این ازدواج دیری نپائید

و بر اثر ناسازگاری های اخلاقی میان طرفین منجر به طلاق شد بعد پیابر برای جبران این شکست زینب

در ازدواج او را به فرمان الله به همسری خود بر گزید

روح اسلام روح تسلیم است آن هم تسلیم بی قید و شرط در برابر فرمان الله واین معنی درآیات مختلفی

از قران با عبارات گونا گون منعکس شده است از جمله در این آیه می فرماید هیچ زن و مرد با ایمانی

حق ندارد هنگامی که الله وپیامبرش مطلبی را لازم بدانند اختیاری از خود در برابر فرمان الله داشته

باشند آنها باید اراده خود را تابع اراده حق کنند همان گونه که سر تا پای وجودشان وابسته به اوست

این درست به آن می ماند که یک طبیب ماهر به بیمار بگوید در صورتی به درمان تو می پردازم که

دربرابر دستوراتم تسلیم محض شوی و از خود اراده ای نداشته باشی این نهایت دلسوزی طبیب را

نسبت به بیمار نشان می دهد و الله از چنین طبیبی برتر  وبالاتر است

کسی که نافرمانی الله و پیامبر ش را کند گرفتار گمراهی آشکاری شده است راه سعادت گم می کند و

به بیراهه و بدبختی کشیده میشود

آیه 37= بعد به داستان معروف زید وهمسرش زینب که یکی از مسائل حساس زندگانی پیامبر گرامی

اسلام است وارتباط با مساله همسران پیامبر که در آیات پیشین گذشت دارد پرداخته و می گوید

به خاطر بیاور زمانی را که به کسی که الله به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت بخشیده بودی

می گفتی همسرت را نگاه دار واز الله بپرهیز و پیوسته این امر را تکرار می کردی منظور از نعمت

الله همان نعمت هدایت وایمان است که نصیب زید کرده بود و نعمت پیامبر این بوده که وی را آزاد

کرده وهمچون فرزند خود گرامیش داشت

بین زید وزینب مشاجره ای در گرفته بود و این مشاجره ادامه یافت و در آستانه جدایی و طلاق قرار

گرفت و پیا مبر کرارا و مستمرا او را نصیحت کرد واز طلاق باز می داشت

بعد می افزاید تو دردل چیزی را پنهان می داشتی که الله آن را آشکار می کند واز مردم می ترسیدی

در حالی که الله سزاوارتر است که از او بترسی

هنگامی که زید نیازش را از آن زن به سر آورد و از او جدا شد ما اورا به همسری تو در آوردیم

تا مشکلی برای مومننا در ازدواج همسران پسر خوانده هایشان هنگامی که از آنها طلاق بگیرند

نباشد واین کاری بود که می بایست انجام بشود و فرمان الله انجام شدنی است پس این ازدواج الهی

یک مساله اخلاقی و انسانی بود و نیز وسیله موثری برای شکستن دو سنت غلط جاهلی حرمت

ازدواج با همسر مطلقه پسر خوانده و قبح ازدواج با همسر مطلقه یک غلام وبرد آزاد شده

آیه 38= این آیه در تکمیل بحث های گذشته چنین می گوید هیچ گونه سختی و حرجی بر پیامبر

درآنچه الله برای او واجب کرده است نیست آنجا که الله فرمانی به او می دهد ملاحظه هیچ امری در

برابر آن جایز نست وبدون هیچ چون و چرا باید به مرحله اجرا در آید اصولا سنت شکنی و بر چیدن

آداب ور سوم خرافی و غیر انسانی همواره با سرو صدا توام است وپیامبران هرگز نباید به این سرو

صدا ها اعتنا کنند لذا در جمله بعد میفرماید این سنت الهی در مورد پیامبران در امم پیشین نیز جاری

 بوده است تنها تو نیستی که گرفتار این مشکلی بلکه همه انبیا به هنگام شکستن سنت های غلط

گرفتار این ناراحتی ها بوده اند و برای تثبیت قاطعیت این گونه مسائل بنیادی می فرمایدفرما ن الله

همواره روی حساب وبرنامه دقیقی است و باید به مرحله اجرا در آید

آیه 39= به تناسب بحثی که در پیامبران گذشت این آیه به یکی از مهم ترین برنامه های عمومی انبیا

اشاره کرده می فرماید پیامبران پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالت های الهی می کردند و از او

می ترسیدند واز هیچ کس جز الله واهمه نداشتند و تو نیز در تبلیغ الله نباید کمترین وحشتی از کسی

داشته باشی اصولا کار پیا مبران در بسیاری از مراحل شکستن سنت های غلط است و اگر بخواهند

کمترین ترس و وحشتی به خود راه بدهند در انجام رسالت خود پیروز نخواهند شد قاطعانه باید

پیش بروند حرف های نا موزون بد گویان را به جان خریدار شوند وبه اعتنا به جو سازی ها

به برنامه های خود ادامه دهند چرا که همه حساب ها به دست  الله است

همین بس که الله حافظ اعمال بندگن و حسابگر و جزا دهنده آنها است هم حساب ایثار و فدا کاری

پیامبران را در این راه نگه می داردو پاداش می دهد و هم سخنان نا موزون و یاوه سرایی دشمنان

 را محاسبه وکیفر می دهد این دلیل روشنی است بر اینکه شرایط اساسی برای پیشرفت در مسائل

تبلیغات قاطعتی و اخلاص و عدم وحشت از هیچ کس جز از الله است

 

 

آیه 40: این آیه آخرین سخنی است که الله د  ر ارتباط با مساله ازدواج پیامبر با همسر مطلقه زید

برای شکستن یک سنت غلط جاهلی بیان می دارد و ضمنا حقیقت مهم دیگری را مساله  خاتمیت

است در ذیل آیه بیان می کند می فرماید محمد پدر هیچ یک از مردان شما نبوده  ونیست

نه زید و نه دیگری و اگر یک روز نام پسر محمد بر او گذاردند این تنها یک عادت وسنت بود که

با ورود اسلام و نزول قرا نبر چیده شد نه یک رابطه طبیعی و خویشاوندی . بعد می افزاید ولی

او رسول الله و ختم کننده و آخرین پیامبر ان است . بنا بر این صدر آیه ارتباط نسبی را بطور کلی

قطع می کند و ذیل آیه ارتباط معنوی ناشی از رسالت و خاتمیت را اثبات می نماید و از از اینجا

پیوند صد ر و ید روشن می شود

البته اله عالم و آگاه همه آنچه را در این زمینه لازم بوده در اختیار او گذارده  واز اصول و فروع

وکلیات و جزئیات در تما م زمینه ها و لذا در پایان آیه می فرماید و الله به همه چیز آگاه است

آیه 41= رحمت ودرود الله و فرشتگان را ه گشای مومنان از آنجا که در آیات گذشته سخن از

وظائف مومنان را بیان می کند روی سخن را به همه آنها کرده می گوید ای کسانی که ایمان

آورده اید الله را فراوان یاد کنید

آیه 42= و صبح و شام او را تسبیح و تنزیه نمایید . آری چون عوامل غفلت در زندگی مادی

بسیار فراوان و تیر های وسوسه شیاطین از هر سو به طرف انسان پرتاب می شود برای مبارزه

با آن را هی جز ذکر کثیر در همه حال نیست ذکر کثیر به معنی واقعی کلمه یعنی توجه با تمام

وجود به الله نه تنها بازبان ولقله لسان . هر کس بسیار یاد االله کند الله او را در سایه لطف

 خود در بهشت برین جای خواهد داد

آیه 43= این آیه در حقیقت نتیجه وعلت غایی ذکر و تسبیح مداوم است می فرماید او کسی است

که بر شما درود و رحمت می فرستد و فرشتگان او  نیز برای شما تقاضای رحمت می کنند تا

شما را از ظلمات جهل  وشرک و کفر بیر ون می آورد و به سوی نور ایمان و علم و تقوا رهنمون

شود  چرا که نسبت به مومنان رحیم و مهربان است و به همین دلیل هدایت و رهبری آنها را بر

عهده گرفته وفرشتگان را نیز مامور امداد آنها نموده است آری این آیه بشارتی است بزرگ برای

همه سالکان راه حق وبه آنها نوید می دهد که از جانب معشوق کشتی نیرومند است تا کوشش

عاشق بیچاهر به جایی نرسد آری این رحمت خاص الله است که مومنان را ازظلمات اوهام وشهوات

و وساوسی شیطانی بیرون می آورد وبه نور ییقین و اطمینان و تسلط بر نفس رهنمون می گردد

که اگر رحمت او نبود این راه پر پیچ و خم هرگز پیموده نمی شد

آیه 44= در این آیه مقام مومنان و پاداش آنها را به عالیترین وجه ودر کوتاه ترین عبارت ترسیم

کرده می گوید تحیت فرشتگان الهی به آنها در روز قیامت روزی که او را دیدار می کنند سلام

است این سلامی است که نشانه سلامت از عذاب  و از هر گونه درد و رنج و ناراحتی است

سلامی است توام با آرامش و اطمینان . بعد از تحیت که در حقیقت مربوط به آغاز کار است اشاره

به پایان کار آنها کرده می فرماید الله برای آنها پاداش پر ارزشی فراهم ساخته است

آیه 45= تو چراغ فروزانی در اینجا روی سخن به پیامبر اسلام است ولی نتیجه آن برای مومنان

و به این ترتیب آیات گذشته را که پیرامون بخشی از وظایف مومنان بحث می کرد تکمیل می کند

در این آیه وآیه بعد 5 توصیف برای پیامبر آمده ودر دو آیه بعد از آن بیان پنج وظیفه است که

همه به یکدیگر مربوط و مکمل یکدیگر می باشند نخست می فرماید ای پیامبر تو را به عنوان

شاهد و گواه فرستادیم . او از یکسو گواه اعمال امت است چرا که اعمال آنها را می بیند واز

سوی دیگر شاهد و گواه برانبیای پیشین است که آنها خواه گواه امت خویش بودند واز سوی

سوم وجود تو با اوصاف و اخلاقت با برنامه های سازنده ات با سوابق درخشانت و با عملکرد

شاهد و گواه بر حقانیت مکتبت و شاهد و گواه بر عظمت و قدرت الله است بعد به توصیف

دوم و سوم پرداخته ومی فرماید  ما تورا بشارت دهنده و انذار کننده قرار دادیم بشارت دهنده

نیکو کاران به پاداش بی پایان الله به سلامت و سعادت جاودان به پیروزی و موفقیت پر افتخار

و انذار کننده کافران ومنافقان از عذاب دردناک الیه از خسارت تمام سرمایه های وجودی

واز سقوط در دامان بد بختی در دنیا و آخرت

آیه 46= این آیه به چهارمین و پنجمین وصف پیامبر اشاره کرده می گوید ما تو را دعوت

کننده به سوی الله به فرمان او قرار دادیم و هم چراغ روشنی بخش

او چراغ روشنی است که خودش گواه خویش است تاریکی ها و ظلمات را می زداید و

چشم ها و دل ها را به سوی خود متوجه می کند و همان گونه که آفتاب آمد دلیل

آفتاب وجود او نیز دلیل حقانیت اوست وجود پیامبر مایه آرامش و فرار دزدان دین و

ایمان و پرور و نمو روح ایمان و اخلاق و خلاصه مایت حیات و جنبش و حرکت است و

تاریخ زندگی او شاهد و گواه زنده این موضوع است

آیه 47= همان طور که گفتیم در این آیه و آیه بعد بیان پنج وظیفه از وظائف مهم  پیامبر

اسلام به دنبال بیان اوصاف پنج گانه است اول می فرماید به مومنان بشارت بده که برای

آنها از سوی الله فضل و پاداش بزرگی است اشاره به اینکه مساله تبشیر پیامبر تنها

محدود به پاداش اعمال نیک مومنان نمی شود بلکه الله آن قدر ازفضل خود به آنها می بخشد

که موازنه میان عمل و پاداش را بکلی بر هم می زند

آیه 48= بعد از آن به دستور دوم و سوم پرداخته می گوید و از کافران و منافقان اطاعت مکن

بدون شک رسول الله هرگز اطاعتی از کافران و منافقان نداشت اما اهمیت موضوع به قدری

است که به عنوان تاکید برا ی شخص پیامبر و هشدار وسر مشقی برای دیگران روی این

موضوع مخصوصا تکیه می کند په این که از خطرات مهمی که بر سر رداه رهبران راستین

قرار دارد به سازش و تسلیم کشیده شدن در اثنا ء مسیر است بعد در چهارمین و پنجمین دستور

چنین می گوید اعتنایی به آزار های آنها مکن برالله توکل نما وهمین بس که الله حامی و مدافع

توست این قسمت ازآیه نشان می دهد که آنها برای تسلیم ساختن پیامبر اورا سخت در فشار

قرار داده بودند و انواع آزار ها چه از طریق زخم زبان و بد گویی وجسارت و چه از طریق

آزار بدنی و چه محاصره اقتصادی نسبت به او و یارانش روا می داشتند . تاریخ می گوید

پیامبر و مومنان نخستین همچون کوه در مقابل انواع آزار ها ایستادگی به خرج دادند و هرگز

ننگ تسلیم و شکست را نپذیرفتند و سرانجام در اهداف خود پیروز شدند

آیه 49= گوشه ای از احکام طلاق و جدایی شایسته : قسمت های مختلف آیات این سوره

احزاب به صورت مجموعه های گونا گونی است که بعضی خطاب به پیامبر و بعضی خطاب

به همه مومنان می باشد در این آیه روی سخن به همه اهل ایمان است می فرماید ای کسانی

که ایمان آورده اید عده ای برای  شما بر آنها نیست که بخواهید حساب آن را نگاه دارید

در اینجا الله استثنایی برای حکم عده زنان مطلقه بیان فرموده که اگر طلاق قبل از دخول

واقع شود نگاه داشتن عده لازم نیست واز این تعبیر به دست می آید که قبل از این آیه حکم

عده بیان شده بوده است بعد به حکم دیگری از احکام زنانی که قبل از آمیزش جنسی طلاق

گرفته اند می پردازد که در سوره بقره نیزبه آن اشاره شده است می فرماید آنها را با هدیه

مناسبی بهره مند سازید . بدون شک پرداختن هدیه مناسب به زن در جایی واجب است که

مهری برای او تعیین نشده باشد در این که مقدار این هدیه چه اندازه باید باشد؟ قران در

بقره آن را اجمالا بیان کرده وفرموده است هدیه ای مناسب و متعارف آن کس که توانایی

دارد به اندازه توانائیش و آن کس که تنگدست است به اندازه خودش . آخرین حکم آیه

مورد بحث این است که زنان مطلقه را بطر شایسته ای رهایشان کنید و به صورت صحیحی

از آنها جدا شوید

 

 

 

اعجاز ریاضی قران

 Image result for ‫ریاضی در قران‬‎

Image result for ‫ریاضی در قران‬‎

Image result for ‫ریاضی در قران‬‎

 

  کلمه بهشت (77) بار و کلمه جهنم نیز (77) بار تکرار شده است.

          کلمه دنیا (115) بار و کلمه آخرت نیز (115) بار تکرار شده است.

          کلمه گیاه (26) بار و کلمه درخت نیز(26) بار تکرار شده است.

          کلمه تابستان گرم (5) بار و کلمه زمستان سرد نیز (5) بار تکرار شده است.

          کلمه مجازات (117) بار و کلمه آمرزش نیز(117 * 2 ) بار تکرار شده است.

          کلمه آسمان (7) بار و کلمه ساخت آسمان  نیز (7) بار تکرار شده است.

          کلمه زکات (32) بار و کلمه برکت  نیز (32) بار تکرار شده است.

          کلمه شراب (6) بار و کلمه مستی  نیز (6) بار تکرار شده است.

          کلمه رحمت (72) بار و کلمه هدایت  نیز (72) بار تکرار شده است.

          کلمه فقر (13) بار و کلمه ثروت  نیز (13) بار تکرار شده است.

          کلمه بگو (332) بار و کلمه گفتند  نیز (332) بار تکرار شده است.

          کلمه الرحمن ( 57 ) بار و کلمه الرحیم ( 114 ) بار تکرار شده است.

          کلمه الفجار (3) بار و کلمه الابرار (6) بار تکرار شده است.

          کلمه سختی (12 ) بار و کلمه اسانی (36) بار تکرار شده است.

          کلمه ابلیس (11) بار و کلمه استعاذه با لله (11) بار تکرار شده است.

          کلمه المصیبت (75) بار و کلمه الشکر (75) بار تکرار شده است.

          کلمه الجهر (16) بار و کلمه العلانیه (16) بار تکرار شده است.

          کلمه الشده (102) بار و کلمه الصبر (102) بار تکرار شده است.

          کلمه المحبه (83) بار و کلمه الطاعه (83) بار تکرار شده است.

          کلمه سجده (34) بار تکرار شده است وما در نماز های یومیه (34) بار سجده می کنیم.

 

بسم الله الرحمن الرحیم مولف : آذر سلگی
 
در جعت قرب الله در اینجا سعی شده است که  معجزات ریاضی و علمی که تا به حال کشف شده است آورده شود  همچنین سعی کرده ام که توضیحات کاملی در مورد هر اعجاز بنویسم و مطالب زاید را حذف کنم و زیاد به حاشیه نپردازم.
ابتدا توضیح مختصری در رابطه با معجزات ریاضی بخوانید.
مقدمه معجزات ریاضی
پديده بى نظيرى که در قرآن وجود دارد، در هيچ کتاب نوشته دست بشر يافت نميشود. هر يک از عناصر قرآن داراى ترکيبى است رياضى: سوره ها، آيات، لغات، تعداد حروف، تعداد کلمات هم خانواده، تعداد و انواع اسم هاى الهى، همگى داراى ترکيبى خاص هستند.
براى اولين بار در تاريخ، ما کتابى داريم با اثبات نويسندگى الهى- ترکيب رياضى ماوراء انسانى. عدد نوزده مخرج مشترک سراسر سيتم رياضى قرآن است. اين پديده خصوصا شگفت انگیز است وقتيکه در نظر داشته باشيم (۱) که قرآن در زمان جهالت و نادانى آشکار شد، و (۲) سوره ها و آيات وحى شده از نظر زمان و مکان وحى با هم فاصله بسيارى داشتند.
ابتدا باید بدانیم که چرا عدد مورد توجه الله  19 است:
19 ویژگی مهمی دارد که هیچ عدد دیگری آن ویژگی ها را ندارد:
همانطور که میبینید 19 از ترکیب اولین عدد و آخرین عدد ساخته شده است؛
 إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ : همانا ابتدا از سوی الله  آمده ایم و در انتها به سوی او باز می گردیم.
همچنین در آیه ی 3 سوره ی 57 (3 ×19) آمده است :
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ.                                       همانطور که نمایان است در اینجا نیز الله  خود را اول و آخر هر چیز معرفی میکند که    همه ی امور به اراده ی اوست. نکته ی جالب تر این است که اگر شماره ی این آیه را در 19 ضرب کنیم شماره ی سوره ی آن به دست می آید.
همچنین در آیه ی 30 و 31 سوره ی مدثر(74) می توانیم دلایل وجود معجزه ی 19 را بیابیم:
30 و 31 سوره مدثر:
بر آن (دوزخ) نوزده (نگهبان) است (30)
و ما موكلان آتش را جز فرشتگان نگردانيديم و شماره آنها را جز آزمايشى براى كسانى كه كافر شده‏اند قرار نداديم تا آنان كه اهل كتابند يقين به هم رسانند و ايمان كسانى كه ايمان آورده‏اند افزون گردد و آنان كه كتاب به ايشان داده شده و (نيز) مؤمنان به شك نيفتند و تا كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و كافران بگويند خدا از اين وصف‏كردن چه چيزى را اراده كرده است اين گونه خدا هر كه را بخواهد بيراه مى‏گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى كند و (شماره) سپاهيان پروردگارت را جز او نمى‏داند و اين (آيات) جز تذكارى براى بشر نيست (31)
 Image result for ‫ریاضی در قران‬‎

Image result for ‫ریاضی در قران‬‎
توضیح مختصری از چگونگی کشف معجزات ریاضی
  ترجمه ها و تفاسيرى را که ميتوانستم پيدا کنم خريدارى کردم، آنها را روى ميزى بزرگ قرار دادم، و ترجمه خود را آغاز کردم. اولين سوره،حمد، در چند روز کامل شد. اولين آيه از سوره ۲، "ا. ل. م." است. ترجمه اين آيه چهار سال بطول انجاميد، و مصادف  من تصميم گرفتم تا قرآنى را در کامپيوتر بنويسم، و همه متن آنرا بررسى کنم، و ببينم آيا در ميان اين پارافهاى قرآنى رابطه اى از نظر رياضى وجود دارد يا نه.
به این ترتیب اولین جرقه برای کشف معجزات ریاضی زده شد و  تنها کتابی که باید به عنوان هدایت کننده از آن پیروی کنیم قرآن است حقایق ساده معجزه 19
1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است.
2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است. (6× 19).
3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است. 4- سوره علق 19 آيه دارد.
5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد.
6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است.
7- اين 19 كلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد.
۸- هر کلمه از جمله آغازيه قرآن (بسم الله الرحمن الرحيم) در تمام قرآن به نحوي تكرار شده كه به عدد 19 قابل تقسيم است ،بدين ترتيب كه كلمه‍‎‎‎‎‏“ اسم “ 19 باركلمه “ الله" 2698بار(42×19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3×19) وكلمه “ الرحيم “ 114بار (6×19)ديده مي شود.
۹- ما بين"بسم الله الرحمن الرحيم" جا افتاده (سوره ۹) و تکرار مجدد آن در (سوره ۲۷)، تعداد ۱۹ سوره وجود دارد.
۱۰- حرف "ق" نماينده قرآن است و مجموع تعداد دفعات تکرار آن در دو سوره اى که با حرف مقطعه "ق" آعاز شده اند (سوره های 50 و 42)، برابر تعداد سوره هاى قرآن است.(۱۱۴=۵۷+۵۷)
۱۱- سوره هاى ۷، ۱۹و ۳۸ با حرف مقطعه "ص" شروع شده اند و مجموع تعداد دفعات تکرار اين حرف در اين سه سوره برابر ۱۵۲=19× ۸ مى باشد.
۱۲- سوره ۳۶ با حروف مقطعه "يس" شروع شده است و مجموع دفعات تکرار هاى اين دو حرف در اين سوره برابر ۲۸۵=۱۹×۱۵ است.
۱۳- سوره ۱۹ با پنج حرف مقطعه شروع مى شود يعنى "ک، ه، ى، ع، ص" و کل تعداد دفعات تکرار اين پنج حرف در اين سوره هم برابر ۷۹۸=۱۹×۴۲ است.
۱۴- سوره ۲ با حروف مقطعه " ا، ل، م" شروع مى شود اين سوره داراى ۹۸۹۹=۱۹×۵۲۱ دفعه تکرار اين حروف است.
۱۵- همچنين سوره ۳ با حروف مقطعه "ا، ل، م" آغاز شده است و داراى ۵۶۶۲=۱۹×۲۹۸ دفعه تکرار اين حروف است.
۱۶- سوره هاى ۲۹، ۳۰، ۳۱ و ۳۲ نيز با حروف مقطعه "ا، ل، م" شروع شده اند و مجموع تعداد تکرار هاى اين حروف در هر يک از اين سوره ها عبارت است از ۱۶۷۲=۱۹×۸۸ و ۱۲۵۴=۱۹×۶۶ و۸۱۷=۱۹×۴۳ و۵۷۰=۱۹×۳۰.
۱۷- سوره هاى ۱۰ و ۱۱ با حروف مقطعه "ا، ل، ر" آغاز شده اند و تعداد اين حروف در هر يک از اين سوره ها دقيقاَ با هم برابر است و  برابر ۲۴۸۹=۱۹×۱۳۱ مى باشد.
۱۸- همچنين سوره هاى ۱۲، ۱۴ و ۱۵ با حروف مقطعه "ا، ل، ر" آغاز شده اند و تعداد تکرارهاى اين حروف در اين سوره ها به ترتيب عبارت است از ۲۳۷۵=۱۹×۱۲۵ و       ۱۱۹۷=۱۹×۶۳ و ۹۱۲=۱۹×۴۸.
۱۹- سوره ۱۳ با چهار حرف مقطعه "ا، ل، م، ر" شروع شده است و داراى ۱۴۸۲=۱۹×۷۸ دفعه تکرار از اين حروف است.
۲۰- سوره ۷ با حروف مقطعه "ا، ل، م، ص" آغاز شده است وتعداد تکرارهاى اين حروف در اين سوره ۵۳۲۰=۱۹×۲۸۰ است.
۲۱-عدد ۱۹ مخرج مشترک قرآن است و ارزش ابجدى کلمه "واحد" نيز برابر ۱۹ است، پس اين معجزه موضوع و هدف اصلى قرآن را که همان "يکتايى خدا" است، تاکيد مى کند.
  اعجاز شماره ترتیب سوره ها و تعداد آیات هر سوره
اگر شماره هر سوره را با تعداد آیات آن جمع کنیم جدولی به شکل زیر خواهیم داشت که روابط شگفت انگیزی بر آن حاکم است:
 نوع
جمع
 
تعداد آيه
 
شماره سوره
زوج
8
=
7
+
1
زوج
288
=
286
+
2
فرد
203
=
200
+
3
زوج
180
=
176
+
4
فرد
125
=
120
+
5
...
...
 
...
 
...
...
...
 
...
 
...
زوج
118
=
5
+
113
زوج
120
=
6
+
11۴
جمع زوج ها
جمع فردها
 
جمع آيه ها
 
جمع سوره ها
6236
6555
 
6236
 
6555 

 

Image result for ‫ریاضی در قران‬‎
قابل توجه است كه تعداد زوج‌ها 57 عدد و فردها نيز به همان تعداد يعنی 57 عدد ميباشد كه اين خود به تنهائی يك معجزه است.
اما معجزه ديگر اينست كه اگر حاصل جمع‌های زوج را با هم جمع كنيم 6236 بدست می ‌آيد كه مساوی است با تعداد كل آيه‌های قرآن.
و معجزه ديگر اينكه اگر حاصل جمع‌های فرد را با هم جمع كنيم 6555 بدست ميايد كه مساوی است با جمع كل شماره سوره‌های قرآن.
و معجزه ديگر اينكه اگر رقم‌های 6555 را با رقم‌های 6236 جمع كنيم، عدد 38 بدست ميآيد كه خود ضريب 19 دارد:
           (6+2+3+6) + (6+5+5+5) = ۳۸ = ۲×۱۹
لطفا توجه كنيد كه اگر تعداد آيه‌های قرآن را كم يا زياد كنيم يا فقط جای سوره‌ها را با هم عوض كنيم ديگر چنين روابطی وجود نخواهد داشت.  برای درک بهتر این روابط می توان این گونه فرض کرد که 114 گوی سفید و 114 گوی سیاه داریم و اگر بگوییم که این روابط اتفاقی بوده اند باید بپذیریم که اگر این گوی ها را با هم ترکیب کنیم و با چشم بسته آنها را به دسته های دو تایی تفکیک کنیم دقیقاَ هر گوی سفید در کنار یک گوی سیاه است که چنین احتمالی برابر صفر و غیر ممکن است.
روابطی دیگر

Image result for ‫ریاضی در قران‬‎
 کل آیات قرآن:۱۱۴                                                                                                                * تعداد سوره هایی که تعداد آیات آنها زوج است : ۶۰ سوره   ""در این بین ۳۰ سوره وجود دارد که شماره ی ترتیب آنها زوج است و ۳۰ سوره وجود دارد که شماره ترتیب آنها فرد است.""                       * تعداد سوره هایی که تعداد آیات آنها فرد است : ۵۴ سوره   ""در این بین ۲۷ سوره وجود دارد که شماره ی ترتیب آنها زوج است و ۲۷ سوره وجود دارد که شماره ترتیب آنها فرد است.""
سوره های دارای شماره ترتیب زوج=سوره هایی که جمع آیات و شماره سوره آن زوج است =۵۷        سوره های دارای شماره ترتیب فرد=سوره هایی که جمع آیات و شماره سوره آن فرد است =۵۷            
  روابط بسیار شگفت انگیز در رابطه با 7 سوره پیاپی قرآن و حروف مقطعه آنها
در قرآن هفت سوره پياپی (سوره های 40 تا 46) وجود دارد كه با حروف مقطعه ی  حم ("ح" و "م") شروع ميشوند.
اين سوره‌ها با هم روابط رياضی عجيبی دارند كه نامی جز معجزه بر آنها نميتوان گذاشت. این روابط آنقدر دقیق و عجیب و شفاف هستند که هر انسانی را به شگفت وامیدارد و درمیان معجزات ریاضی که تا حالا آنها را دیده ام این قسمت به نظر من از همه جالب تر است.
سوره
تعداد ح
تعداد م
سوره غافر (سوره 40)
64
380
سوره فصلت (سوره 41)
48
276
سوره شوری (سوره 42)
53
300
سوره زخرف (سوره 43)
44
324
سوره دخان (سوره 44)
16
150
سوره جاثيه (سوره 45)
31
200
سوره احقاف (سوره 46)
36
225
رابطه 1: اگر تعداد ”ح“ و ”م“ اين هفت سوره را جمع كنيد عدد  حاصل 2147 ميشود كه مساوی است با 19×113
و اگر ”ح“ های اين هفت سوره را جدا و ”م“ های آنها را جدا جمع كنيد و بعد رقم‌های بدست آمده را باهم جمع كنيد درست همان عدد 113 بدست ميايد.
منظور از رقمها عدد نيست مثلاً رقمهای عدد 380، (3) و (8) و (0)، و رقمهای عدد 64 ، (6)‌ و (4) ميباشد.
64 + 380 + 48 + 276 + 53 + 300 + 44 + 324 + 16 + 150 + 31 + 200 + 36 + 225 = 2147 = 19×113
حالا اگر رقمهای اين اعداد را با هم جمع كنيم:
6+4+3+8+0+4+8+2+7+6+5+3+3+0+0+4+4+3+2+4+1+6+1+5+0+3+1+2+0+0+3+6+2+2+5 = 113
می ‌بينيم حاصل جمع اين رقمها درست 113 يعنی مساوی خارج قسمت 2147 به 19 است.
رابطه 2 : اگر همين كار را با سه سوره اول (سوره 40 و 41 و 42) انجام دهیم باز می ‌‌بينيم حاصل جمع ”ح“ و ”م“ های اين سوره‌ها را اگر به 19 تقسيم كنيم مساوی حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ اين سه سوره ميشود.
 64 + 380 + 48 + 276 + 53 + 300 = 1121 = 19 X 59
6+4+3+8+0+4+8+2+7+6+5+3+3+0+0 = 59
رابطه 3 : اگر 4 سوره بعد يعنی سوره‌های 43 و 44 و 45 و 46  را مورد امتحان قرار دهيم باز همين رابطه بدست می ‌آيد.
44 + 324 + 16 + 150 + 31 + 200 + 36 + 225 = 1026 = 19 X 54
4+4+3+2+4+1+6+1+5+0+3+1+2+0+0+3+6+2+2+5 = 54
رابطه 4 : اگر ”ح“ و ”م“ سه سوره 41 و 42 و 43 را با هم جمع كنيم  1045 ميشود
كه اگر آنرا تقسيم به 19 كنيم عدد 55 بدست ميايد كه با حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ مساوی است.
48 + 276 + 53 + 300 + 44 + 324 = 1045 = 19 X 55
4+8+2+7+6+5+3+3+0+0+4+4+3+2+4 = 55
رابطه 5 : حال اگر ”ح“ و ”م“ چهار سوره 44 و 45 و 46 و 40 را با هم جمع كنيم عدد 1102 بدست ميايد
كه خارج قمست آن به 19 عدد 58 بدست ميايد كه با حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ مساوی است.
16 +150 + 31 + 200 + 36 + 225 + 64 + 380 = 1102 = 19 X 58
1+6+1+5+0+3+1+2+0+0+3+6+2+2+5+6+4+3+8+0 = 58
 آیا فکر می کنید این روابط ریاضی تصادفی است؟ 
اندکی فكر كنيد و منصفانه قضاوت كنيد كه آيا محاسبه اين روابط  كار مردم 14 قرن پيش عربستان است؟  چه رسد به يك شخص. آيا اين روابط نشان ‌دهنده يك وجود بسيار دانا و حسابگر كه الله باشد نيست و پيامبری محمد (ص) و الهی بودن قرآن را نشان نميدهد؟
البته توجه داشته باشید که در آن زمان چرتکه هم وجود نداشت چه رسد به کامپیوتر و ماشین حساب. 19 رابطه ی ریاضی بسم الله الرحمن الرحیم  
معجزه ی ریاضی بسم الله الرحمن الرحیم
 در چهار كلمه "بسم" و "الله" و "الرحمن" و ”الرحيم“ 19 رابطه رياضی وجود دارد. كه با محاسبه ارزشهای عددی حروف الفبای عربی (كه در قديم به آن ابجد ميگفتند) به آن رسيد.
حروف ابجد 28 حرف عربی را نشان ميدهد كه بترتيب از يك تا هزار بترتيب زير شماره گذاری شده. لازم به تذكر است كه اين ارزشهای عددی حروف الفبای عربی مانند ارزشهای عددی حروف لاتين (Roman Numerals) قرن‌هاست كه مورد استفاده بوده است.
ارزش های عددی حروف ابجد
ن
م
ل
ک
ی
ط
ح
ز
و
ه
د
ج
ب
ا
50
40
30
20
10
9
8
7
6
5
4
3
2
1
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
غ
ظ
ض
ذ
خ
ث
ت
ش
ر
ق
ص
ف
ع
س
1000
900
800
700
600
500
400
300
200
100
90
80
70
60
                 
چهار كلمه و 19 حرف ( بسم الله الرحمن الرحيم ) چنان با يكديگر، بنابر يك سيستم رياضي متشكل گرديده است كه با دانش و احساس بشری غير قابل انجام ميباشد. اين سيستم قابل تعمق، بر اساس ارزشهای ابجدی اين حروف بدست می آید كه اطلاعات مورد نياز برای شرح آن بطور خلاصه در زير نشان داده شده است.
شماره كلمات
تعداد حروف
ارزشهای ابجدی
جمع  ارزشها
 1   ب / س / م
3
  2/60/40
102
2   ا / ل  / ل / ه
4
1/30/30/5
66
3   ا / ل / ر / ح / م /ن
6
1/30/200/8/40/50
329
4  ا / ل / ر / ح / ی/ م
6
1/30/200/8/10/40
289
 
جمع: 19
 
جمع ارزشها 786
 
 ۱۹رابطه ی ریاضی  بسم الله الرحمن الرحیم
1- بسم الله الرحمن الرحيم 19 حرف است.
2- اگر شماره ترتيب هر كلمه ("بسم"(1) و "الله"(2) و "الرحمن"(3) و "الرحيم"(4)) را بنويسيم، بعد از هر شماره تعداد حروف آن را بنويسيم عدد  13243646  بدست ميايد كه قابل قسمت به 19 است.
(شماره ترتيب هر كلمه برای تشخيص بهتر قرمز نوشته شده):
۱۹ ×  ۱۹ ×  ۳۶۶۸۶  = ۱۳۲۴۳۶۴۶
 
3- اگر ترتيب كلمات را با شماره آن از آخر بنويسيم باز ضريب 19 دارد:
 ۴۶۳۶۲۴۱۳= ۱۹ × ۲۴۴۰۱۲۷ 
4- اگر بجای تعداد حروف هر كلمه جمع ارزش ابجدی آن را پس از شماره ترتيب آن بگذاريم باز قابل قسمت به 19 است:
۱۱۰۲۲۶۶۳۳۲۹۴۲۸۹ = ۱۹ × ۵۸۰۱۴۰۱۷۵۲۳۳۱
  معجزات بسیار پیچیده ی حروف مقطعه و چند شگفتی دیگر  
 حالا من توجه شما را به نکات زیر جلب می نمایم تا بدانید که این نظم ریاضی موجود در قرآن بسیار پیچیده تر از آن است که که تصور می کنید.
حروف مقطعه و ارتباط شگفت انگیز آن با قرآن
حروف مقطعه حروفي هستند كه در اوايل 29 سوره قرآن آمده است و تعداد آن حروف 14 است وعبارتند از :                                                                                               ( ا – ل – م – ص – ر – ك – ح – ي – ع – ط – س – ه – ق – ن ) 

 

Image result for ‫ریاضی در قران‬‎
اما نكته اي كه جالب است اين است كه دقيقا تعداد 114 آيه در كل قرآن يافت ميشود كه كل 14 حرف مقطعه در آنان موجود است!!.همچنين ميدانيم كه 114=19*6 است.
ليست آن 114 آيه به شرح زير است:=================================[2:19][2:61][2:140][2:187][2:213][2:217][2:220][2:228][2:237][2:260][2:275][2:282]           [2:285][2:286][3:93][3:120][3:154][4:4][4:34][4:43][4:46][4:47][4:69][4:90][4:92][4:102]     [4:129][5:2][5:3][5:5][5:6][5:13][5:33][5:53][5:75][5:89][5:95][5:96][5:110][6:71][6:119]     [6:139][6:151][6:152][7:131][7:160][7:168][8:1][9:29][9:34][9:42][9:71][9:121][10:4]         [10:24][10:27][10:93][11:81][11:88][12:9][12:36][12:51][12:80][12:101][13:4][13:31]         [13:41][14:22][16:76][17:33][18:18][18:28][18:45][18:63][20:71][20:130][20:132][20:135] [22:11][22:19][22:54][23:27][24:31][24:41][24:56][24:58][24:61][26:49][27:59][28:10]       [28:19][28:23][28:38][28:82][30:48][33:71][35:11][38:22][38:24][39:6] [40:64][40:78]       [42:52][46:30][47:15][47:32][48:29][49:7][57:25][58:4][61:14][65:1][72:28][73:20]========================
شما خود ميتوانيد با رجوع به قرآن عربي آن را چك كنيد. به طور مثال آيه 2:19 شامل كليه حروف مقطعه است .[2:19] أو كصيب من السماء فيه ظلمت ورعد وبرق يجعلون أصبعهم في ءاذانهم من الصوعق حذر الموت والله محيط بالكفرين
همانطور كه ميدانيم كل قرآن از 114 سوره تشكيل شده است كه 112 بسم الله آن شماره گذاري نشده است و دو بسم الله آن شماره گذاري شده است (بسم الله سوره 1 و بسم الله درسوره نمل، آيه 27:30).پس در كل 114 سوره، 112 بسم الله وجود دارد كه شماره براي آن تعيين نشده است. همانطور كه ميدانيم در كل قرآن 114 آيه وجود دارد كه كل حروف مقطعه در آن موجود است. جالب است كه بدانيم در اين 114 آيه در تعداد 112 آيه آن كل حروف بسم الله هم موجود است. و اين خود نظم رياضي عجيبي را بيان ميدارد. كه اين 114 آيه خود شكل منظمي از كل قرآن را رسم ميكند.آن دو آيه از 114 آيه كه شامل كليه حروف بسم الله نيست آيات 2:220 و 24:56 است. 

 

Image result for ‫ریاضی در قران‬‎
 
ویژگی های حرف ن در ارتباط با سوره القلم 
  حالا ما ميخواهيم ثابت كنيم كه حرف مقطعه "ن" در سوره 68 بايد به صورت "نون" نوشته شود و در اصل در نسخه اصلي قرآن هم اينجوري نوشته شده بود.                                        
شاید بعضی از شما بگوید مگر الله در قرآن نفرموده "انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون: ما قرآن را نازل کرديم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنيم" پس چطور می شود برخی از حروف و کلمات آن تغییر کند؟  باید با دید بازتری به این موضوع نگاه کرد. در حقیقت الله خواسته که به ما بفهماند که قرآن غیر قابل دستکاری و تغییر است و حتی اگر یک حرف از آن کم یا به آن اضافه گردد با سیستم ریاضی خارق العاده ی آن نمایان می شود. و اگر اینطور نبود نمی توانستیم صحّت این مسأله را به خوبی درک کنیم.
نسخه اصلي قرآن كه در دست ماست  نسخه اصلي قرآن است كه از روي نسخه نوشته شده پيامبر تهيه شده است. البته نسخه اصلي كه توسط خود پيامبر نوشته شد  در نسخه خود پيامبر حرف مقطعه در آيه 68:1 به صورت "نون" نوشته شده بود كه جمع آورندگان قرآن فكر كردند كه منظور همان حرف "ن" است و به همين دليل آن را به "ن" تغيير دادند. اما در قرن 19 با معجزه 19 آن انحرافات پيدا شد و دوباره قرآن مثل نسخه اوليه شد. در اصل آيه 68:1 بايد به صورت زير نوشته ميشد :    [68:1] نون والقلم وما يسطرون
اما كاتبين قرآن (که در آن زمان نميدانستند كه رسم الخط قرآن هم معجزه است) فكر كردند كه حرف مقطعه نون هم مثل حروف مقطعه ديگر يك حرف است و فكر كردند پيامبر در اين مورد سهواً اشتباه كرده است به همين خاطر آن را از صورت "نون" به حالت تكحرفي "ن" تبديل كردند.حالا ما چندين رابطه و معجزه قرآن در اين مورد را ارائه ميدهيم كه جديدا پيدا شده است. خداي مهربان طراحي زيبايي را در استفاده نون به كار برده است كه در زير به چند مورد آن اشاره ميكنيم که انسان را به شگفتی وامی دارد.
1-  جالب است بدانيم كه تعداد اين حرف در كل سوره 68 به تعداد 133 است.همانطور كه ميدانيم 133 خود مضربي از 19 است:    133= 7 * 19با كمال تعجب دقيقا به تعداد 133 آيه در كل قرآن وجود دارد كه با عبارت "نون" ختم ميابند. مثل آيات زير:[2:4] والذين يؤمنون بما أنزل إليك وما أنزل من قبلك وبالءاخرة هم يوقنون[81:22] وما صاحبكم بمجنون[68:3] وان لك لاجرا غير ممنون
ليست آن 133 آيه در زير ذكر شده است:========================[2:4][2:6][2:38][2:62][2:77][2:78][2:88][2:100][2:112][2:118][2:159][2:262][2:274][2:277]   [3:122][3:160][3:170][5:11][5:50][5:69][5:88][6:12][6:20][6:48][6:99][6:109][6:125][6:154] [7:27][7:35][7:49][7:52][7:75][7:156][7:185][7:188][7:203][8:55][9:51][10:33][10:62]          [10:96][10:101][11:17][12:48][12:111][13:1][13:2][14:11][15:6][15:26][15:28][15:33]         [16:19][16:64][16:79][16:128][19:39][21:6][21:30][23:1][23:44][23:58][26:27][26:88][27:3][27:25] [27:47][27:74][27:82][27:86][27:89][28:3][28:52][28:69][29:2][29:24][29:51]          [30:4][30:37][30:60][31:4][32:12][32:24][34:37][34:41][36:7][36:10][36:76][37:36][37:49]  [37:53][37:149][39:52][39:61][40:59][41:8][43:68][43:88][44:12][44:14][45:4][45:6][45:20][45:24] [46:13][51:13][51:39][51:52][52:24][52:29][52:30][52:33][52:36][52:39][56:23]      [56:58][56:78][56:81][58:10][60:11][64:13][68:2][68:3][68:9][68:18][68:51][69:41][77:50]  [81:22][84:20][84:25][95:6]========================
  اسلام خالص = قرآن
اسلام خالص = قرآن 

 

Image result for ‫ریاضی در قران‬‎
معجزات علمی قرآن
قرآن کتابی است که علاوه بر اینکه برنامه ی کامل زندگی یک مسلمان را در بر دارد در مورد بسیاری از پدیده های علمی که طی چند دهه ی اخیر کشف شده اند به صراحت سخن گفته است. و این برای آن است که کسانی که در مورد الهی بودن آن شک دارند شک هایشان برطرف شود و یا ایمانشان قوی تر گردد.
بی شک کسی که آنها را خوب بفهمد پی می برد که قرآن از طرف عقل کل جهان هستی آمده است.و اگر فرد یا افرادی می خواهند با قرآن مبارزه کنند بهتر است تلاش کنند تا یک اشتباه کوچک علمی در قرآن بیابند و اگر نتوانستند و هرگز نخواهند توانست بیش از این تلاش نکنند چون آینده ی وحشتناکی خواهند داشت.
برخی از پدیده هایی که قرآن در موردشان سخن گفته است:
پیدایش جهان(فصلت/11)- انبساط و گسترش عالم(ذاریات/47) – مسطح نبودن زمین(رحمن/17) – کوهها عامل استحکام پوسته ی زمین(نبأ/7) – نیروی جازبه سیارات و ستارگان(رعد/2) – نظریه ی ذوجیت(یس/36) – تأثیر روانی رنگ سبز(رحمن/76) و ... .
نساء/56 : به زودي كساني را كه به آيات ما كفر ورزيده‌اند، در آتشي سوزان درآوريم كه هر گاه پوستهایشان بسوزد و بريان گردد، پوستهاي ديگري را برجايش نهيم تا عذاب را بچشند، آري خداوند توانا و حكيم است؛
این خاصیت بدن که اعصاب حسي مستقيماً در زير پوست انسان قرار دارند به نحوي كه اگر پوست انسان بسوزد، ديگر احساس درد هم تماماً از بين مي‌رود چندین سال پیش کشف گردید پس چطور از یک انسان درس نخوانده انتظار میرود که نکته ی پزشکی بسیار مهمی بگوید که 1400 سال پس از او کشف می گردد؟ این آیه استمرار عذاب دوزخیان را بیان می کند و اگر پیامبر خود آن را می گفت بایستی برای آنکه تأثیر سخن بیشتر شود به نفوذ آتش در گوشت ها و استخوان اشاره می کرد ولی اگر چنین می بود در قرآن اشکال علمی پیدا می شد و آن زمان از طرف الله نبود.
بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى  باشند.
معجزات قرآن در کیهان شناسی
 یا انفجار بزرگ و انبساط جهان :
انفجار بزرگ یک نظریه علمی است كه بر پایه ی آن جهان از انفجار یك توده ی فوق العاده متراكم و با حجم ناچیز آغاز شده است و  این لحظه ، لحظه ی آغازین هستی است که کل هستی (شامل زمان و هر سه بعد) از آن هنگام، بر طبق این نظریه، شروع شده‌است. بر طبق این نظریه، جهان فعلی ما از ذره بسیار کوچک تر از کوچک‌ترین ذرات بنیادی بوجود آمد و به این حالت تکینگی گویند. در واقع بر طبق این نظریه، از این تکینگی جهان منفجر شد و از این ذره همهٔ ذرات بنیادی به وجود آمدند و شروع کردند از مرکز آن دور شدن، که میلیاردها کهکشان و از جمله همین کهکشان راه شیری خودمان به وجود آمدند. این انفجار باعث انبساط جهان به صورت بادکنکی می‌شود.
سوره 21 (انبیاء) آیه ی 30:
*أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ*                                                                                                            آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندیدند كه آسمانها و زمين بسته بودند و ما آنها را از هم شکافتیم و از آب هر چيز زنده‏اى را آفریدیم؟ آيا ايمان نمى‏آوند؟
هنگامی که ما گفته ی این آیه را با نظریه ی انبساط جهان مقایسه می کنیم پی می بریم که این دو کاملاً با یکدیگر تطبیق دارند.
 بیش از 13 میلیارد سال پیش همهٔ انرژی های دنیا، یعنی همه ی آن چیزی كه هم اكنون وجود دارد به صورت اصلی ترین ماده تشكیل دهندهٔ انرژی در یك نقطه وجود داشت. این نقطه با انفجاری بزرگ گسست و انرژی خود را به هر سو پخش كرد. پس از انفجار بزرگ همهٔ انرژی های جهان كه در یك نقطه جمع شده بود به هر سو پخش و گسترده شد كه اكنون نیز ادامه دارد.
 سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47:
*وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ*
و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم.
انبساط جهان يكي از بزرگترين مداركي است كه جهان از هيچ آفريده شده است. اگرچه اين واقعيت تا قرن بيستم توسط علم كشف نشد، اما خداوند واقعيت اين امر را براي ما در1400 سال پيش در قرآن فاش كرد.
 
 تداوم انبساط کیهان:
جنبش انبساطی یا به عبارت دیگر از همدیگر دور شدن كهكشان ها به هر حال رو به كند شدن است. زیرا جزایر جهانی متعدد در واقع به سمت یكدیگر جذب می‌شوند و در نتیجه حركت انبساطی آن ها كند تر می‌شود.
در نهایت همه ی حرکت ها متوقف می شوند. در آن زمان كهكشان ها با شتابی زیاد حركت به سوی یكدیگر را آغاز خواهند كرد تا در پایان به شكل یك گوی آتشین بزرگ یكپارچه شوند. در این صورت جهان در حال انبساط است ، فاصله بين اجسام در حال کاهش است. بنابراين فاصله بين زمين و ماه کاهش مي يابد، ماه به زمين وصل مي شود. زمين و ساير سيارات در خورشيد سقوط مي کنند. فشار گرانش افزايش مي يابد. خورشيد وستاره ي آلفا قنطورس (نزديکترين ستاره به خورسيد) يکديگر را جذب مي کنند. فاصله‌ها به سرعت کاهش مي يابد. حجم جهان کاهش مي يابد و شدت گرانش و فشار آن افزايش مي يابد و در نهایت جهان در هم فرو میریزد.
 سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104:
*يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ*
در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم .
 
 نسبت عمر دنیا به عمر زمین :
سوره ي 50 (ق): آيه ي 38:
*وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ*
ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد.
سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9:
*قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ*
بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!
 امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند. اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است (با تقسيم فاصله ي كهكشان بر سرعت ذاتي آن قادر به تخمين طول عمر جهان خواهيم بود . با اين روش مي توانيم تخمين بزنيم كه در چه زماني فاصله ي ما تا ديگر كهكشان ها صفر بوده است
در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است).
اگر اين موضوع را با شواهد عيني امروز مقايسه كنيم هيچ كمبودي ديده نمي شود!
عمر دنيا (13.5 ميليارد سال) را بر عمر زمين (4.5 ميليارد سال) تقسيم كنيد. جواب 3 بدست مي آيد.
 
   سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني: 
سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3:
*وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ  وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ  النَّجْمُ الثَّاقِبُ*
سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!
 در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند.   نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند.           امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده).                                                                                                       باور نداريد؟
قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (سیاه چاله ايجاد مي كند). كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد.
 
 قرارگاه خورشید :
سوره ی 36 (یس) آیه ی 38 :
*وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ*
و خورشيد پيوسته در استقرارگاهش در حرکت است؛ اين تقدير خداوند قادر و داناست.
کلمه ی مستقر به معنی جای ثابت و مشخصی است که شیء در آن قرار دارد و می تواند حرکت کند.                                                                                            مستقر آن مرکز منظومه ی شمسی است که جای ثابت و مشخص آن است و منظومه خورشیدی ما كه در یكی از بازوهای كهكشان راه شیری قرار دارد به گرد هسته مركزی راه شیری می چرخد.
(بنا بر علم نجوم زمین مرکز جهان بود و خورشید و سیارات به دور آن می چرخیدند. این تئوری تا سال 1543به قوت خود باقی بود ولی قرآن خورشید را در استقرارگاه خود (که مرکز منظومه ی شمسی باشد) در حرکت بیان کرده است).
  مرز میان دو دریا  
 
                                              مرز میان دو دریا
 
مدتی است که کارشناسان و اقیانوس شناسان کشف کرده اند که وقتی دو دریا به هم می رسند با یک دیگر ترکیب نمی شوند آب دو دریای همسایه به دلیل وجود نیروی کشش سطحی ترکیب نمی شوند.
آب دریاهای مختلف غلظت های متفاوتی با هم دارند.و کشش سطحی ایجاد می کنند گویی که دیواره نازکی بین آن دو برپا شده است.
در اقیانوس اطلس جریان آب شیرینی وجود دارد که آن را "گلف استیریم" می نامند، این جریان عظیم از سواحل آمریکای مرکزی حرکت می کند ، از اروپا گذر می کند و به سواحل اروپای شمالی می رسد.عرض این جریان حدود 150 کیلومتر و عمقش حدود 800 متر و سرعتش 160 کیلومتر می باشد و حرارت آن با آبهای اطرافش عمدتا 10 تا 15 درجه تفاوت دارد و در آنجا هزاران کیلومتر آب وجود دارد که با آبهای اطراف خود مخلوط نمی شوند.