تفسیر سوره 31
سورة 31:
سوره لقمان:
بسم الله الرحمن الرحیم
الم (1) تِلکَ ءَایَـُت الکِتَبِ الحَکِیمِ (2) هُدیٌ وَرَحمَةٌ لِلمُحسِنِینَ (3) الَّذینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ
وَیُوتُونَ الزَّکَوةَ وَهُم بِالاخِرَةِ هِم یُوقِنُونَ (4) اُولِئکَ عَلَی هُدٌی مِّن رَّبِهِم وَاَولَئکَ هُمُ
المُفلِحُونَ (5) و مِنَ النَّاسِ مَن یَشتَرِی لَهوَ الحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیل اللهِ بَغَیرِ عِلمٍ
وَیَتَّخِذَهَآ هُزُوٌا اُولئکَ لَهُم عَذَابً مُّهِینً (6) وَِ ذَآ تُتلَی عَلَیهِ ءَ ایَتُنَا وَلَّی مُستَکبِرٌا کَانَ لَّم
یَسمَعهَا کَُانَّ فِی اُذُنَیهِ وَقرٌا فَبَشّرهُ بِعَذابٍ اَلِیمٍ (7) اِنَّ الَّذِینَ ءَ امَنُوا وَعَمِلُوا الصَّلَحتِ
لَهُم جَنَّتُ النَّعِیمِ (8) خَلِدِینَ فِیهَا وَعدَاللهِ حَقٌَّا وَهُوَ العَزِیزُ الحَکِیمَُ (9) خَلَقَ السَّمَوتِ
بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَونَهَآ وَالقَی فِی الاَرضِ رَوَسُیَ اَن تَمِیدَ بِکُم و َبَثَّ فِیهَا مِن کُلِّ دَآبَّةٍ وَانزَلنَا
مِنَ السَّمَآءِ مَآ ءٌ فَآنبَتنَا فِیهَا مِن کُلِّ زَوجٍ کَرِیمٍ (10) هَذَآ خَلقُ اللهِ فَاَرُونِی مَاذَا
خَلَقَ الَّذینَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّلِمُونَ فِی ضَلَلٍ مُّبِینٍ (11)وَلَقَد ءَ اتَینَا لُقمَنَ الحِکمَةَ اَنِ اشکُرللهِ
وَمَن یَشکُر فَاِنَّمَا یَشکُرُ لِنَفسِهُ وَمن کَفَرَ فَاِنَّ اللهَ غَنِّی ً حَمِیدً (12) وَاِذقَالَ لُقمَنُ لِابنِهِ
وَهُو یَعِظُهُ یَبُنَّیَ لَا تُشرِک بِاللهِ اِنَّ الشِّرکَ لَظُلمً عَظِیمً (13) وَوَصَِینَا الاِنسنَ بِوَلِدَیهِ
حَمَلتهُ اُمُّهُ وَهنٌا عَلَی وَهنٍ وَفِصَلهً فِی عَامَینِ اَن اشکُر لِی وَِلوَلِدَیکَ اِلَّی المَصِیرُ (14)
وَاِن جَهَدَاکَ عَلَی اَن تُشرِکَ بِی مَالَیسَ لَکَ بِهِ عِلمً فَلَا تُطعهُمَا وَصَاحِبهُمَا فِی الدُّنیَا
مَعرُوفٌا وَآتَّبِع سَبِیلَ مَن اَنَابَ اِلَیَّ ثُمَّ اِلَیَّ مَرجِعُکُم فَاُنَبِّیُکُم بِمَا کُنتُم تَعمَلُونَ (15) یَبُنَیَّ اِنَّهَآ
اِن تَکُ مِثقَالَ حَبَّةٍ مِّن خَردَلٍ فَتَکُن فِی صَخرَةٍ اَوفِی السَّمَوتِ اَوفِِی الاَرضِ یَاتِ بَهَا الله
اِنَّ اللهَ لََطِیفً خَبِیرً (16) یَبُنَیَّ اَقِمِ الصَّلَوةَ وَآمُر بَالمَعرُوفِ وَانَه عَنِ المُنکَرِ وَآصبِر عَلَی مَآ
اَصَابَکَ اِنَّ ذَلِکَ مِن عَزمِ الاُمُورِ (17) وَلَاتُصَّعِر خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَآ تَمِش فِی الاَرضِ مَرَحٌا
اِنَّ اللهَ لَآیُحِبُّ کُلَّ مُختَالٍ فَخُورٍ (18) وَاقصِد فِی مَشیِکَ وَاغضُض مِن صَوتِکَ اِنَّ اَنکَرَالاَصوَتِ
لَصَوتُ الحَمِیرِ (19)اَلَم تَرَوا اَنَّ اللهَ سَخَّرَلَکُم مَّا فِی السَّمَوتِ وَمَافِی الاَرًضِ وَاَسبَغَ عَلَیکُم
نِعمَهُ ظَهِرَةٌ وَبَاطِنَةٌ وَمِنَ النَّآسِ مَن یَُجَدِلُ فِی اللهِ بِغَیرِ عِلمٍ وَلَا هُدٌی وَلَا کِتَبٍ مُّنِیرٍ (20)
وَاِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَآ اَنزَلَ اللهُ قَالُوا بَل نَتَّبِعُ مَآ وَجَدنَآ عَلَیهِ ءَ ابَآءَنَآ اَولَو کَآنَ الشَّیطَنُ
یَدعُوهُم اِلَی عَذَابِ السَّعِیرِ (21) وَمَن یُسلِم وَجَهُ اِلَی اللهِ وَهُوَ مُحسِنً فَقَد استَمسَکَ بِالعُروَةِ
الوُصقَی وَاِلَی اللهِ عَقبَةُ الاُمُورِ (22)وَمَن کَفَرَفَلَا یَحزُنکَ کُفرُهُ اِلَینَا مَرجِعُهُم فَنُنَبِّئهُمُ بَمَا
عَمِلُوا اِنَّ اللهَ عَلِیمً بِذَاتِ الصُّدُورِ (23) نُمَتِّعُهُم قَلِیلٌا ثُمَّ نَضطَرَُِهُم اِلَی عَذَابٍ غَلِیظٍ (24)
وَلَئِن سَاَلتَهُم مَّن خَلَقَ السَّمَوَتِ وَالاَرضَ لَیَقُولُنَّ اللهُ قُلِ الحَمد ُلِلهِ بَل اَکثَرُهُم لَآ یَعلَمُونَ
(25) لِلهِ مَافِی السَّمَوتِ وَالاَرضِ اِنَّ اللهَ هُوَ الغَنِیُّ الحَمِیدُ (26) وَلَواََنَّمَآ فِی الاَرضِ مُن
شَجَرَةٍ اَقلَمً وَالبَحرُ یَمُدُّهُ مِن بَعدِهِ سَبعَةُ اَبحُرٍ مَّا نَفِدَت کَلِمَتُ اللهِ اِنَّ اللهَ عَزِیزً حَکِیمً (27)
مَّاخَلُقُکُم وَلَا بَعثُکُم اِلَّا کَنَفسٍ وَحِدَةٍ اِنَّ اللهَ سَمِیعُ بَصِیرً (28) اَلَم تَرَ اَنَّ اللهَ یُولِجُ الیلَ
فی النَّهَار ِِ وَیُولِجُ النَّهَآرِفِی الَّیلِ وَسَخَّرَالشَّمسَ وَالقَمَرَ کُلًّ یَجرِی اِلَی اَجَلٍ مُّسَمٌّی وَ
اَنَّ اللهَ بِمَا تَعمَلُونَ خَبِیرً (29) ذِلِکَ بِاَنَّ اللهُ هُوَ الحَقُّ وَاَنَّ مَا یَدعُونَ مِن دُونِهِ البَطِلُ وَ
اَنَّ اللهَ هُوَ العَلِیُّ الکَبِیرُ (30) اَلَم تَرَاَنَّ الفُلکَ تَجرِی فِی البَحرِ بِنعِمَتِ اللهِ لِیُرِیَکُم مِّن ءَ
ایَتِهِ اِنَّ فِی ذَلِکَ لَاَیَتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ (21) وَاِذَا غَشِهَمُ مَّوجً کَالظُّلَلِ دَعَوُ اللهَ مُخلِصِینَ
لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّئهُم اِلَی البَرّ فَمِنهُم مَُّقتَصِدً وَمَا یَجحَدُ بِایَتِنَآ اِلَّآ کُلُّ خَتَّارٍ کَفُورٍ (32) یَآَ یُّهَآالنَّاسُ
اتَّقُوا رَّبَّکُم وَاخشوا یَومٌا لَّایَجزِی وَالِدً عَن وَلَدِهِ وَلَا مَولُودً هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَیئٌا اِنَّ
وَعدَاللهِ حَقًّ فَلَا تَغُرَّنَّکُمُ الحَیَوةُ الدُّنیَا وَلَا یَغُرَّنَّکُم بِاللهِ الغَرُورُ (33) اِنَّ اللهَ عِندَهُ عِلمُ السَّاعَةِ وَ
یُنَزِّلُ الغَیثَ وَیَعلَمُ مَافِی الاَرحَامِ وَمَآتَدرِی نَفسً مَّآذَآتَکسِبُ غَدٌا وَمَا تَدرِی نَفسً بِاَیِّ
اَرضٍ تَمُوتُ اِنَّ اللهَ عَلِیمُ خَبِیرً.
تفسیر سوره :
محتوای سوره: بطور کلی محتوای این سوره در 5 بخش خلاصه می شود الف- بعد از ذکر
حروف مقطعه اشاره به عظمت قران و هدایت و رحمت بودن آن برای مومنانی که واجد
صفات ویژه هستند می کند –ب- از نشانه های الله در آفرینش آسمان وبر پا داشتن آن بدون
هیچ گونه ستون و آفرینش کوهها در زمین و جنبندگان مختلف و نزول باران و پرورش
گیاهان سخن می گوید –ج- قسمتی از سخنان حکمت آمیز لقمان آن مرد الهی را به هنگام
اندرز فرزندش نقل می کند -د- بار دیگر به دلائل توحید باز می گردد و سخن از تسخیر آسمان
زمین و نعمت های وافر الله و نکوهش از منطق بت پرستانی که تنها و اسا س تقلید از نیاکان
در این وادی گمراهی افتادند سخن می گوید و نیز از علم گسترده وبی پایان الله با ذکر مثال
روشنی پرده بر می دارد –ه- اشاره کوتاه و تکان دهنده ای به مساله معاد و زندگی پس از
مرگ دارد به انسان هشدار می دهد که مغرور به زندگی این دنیا نشود این مطلب را با ذکر
گوشه ای از علم غیب الله که از همه چیز در ارتباط با انسان از جمله لحظه مرگ او و حتی
جنینی که در شکم مادر است آگاه است تکمیل کرده و سوره را پایان می دهد
آیه 1= این سوره ها با ذکر عظمت و اهمیت قران آغاز میشود و بیان حروف مقطعه در ابتدای
آن نیز اشاره الطیفی به همین حقیقت است که این ایات که از حروف ساده الفبا ترکیب یافته
چنان محتوایی بزرگ و عالی دارد که سرنوشت انسان ها را بکلی دگرگون می سازد الف . لام
. میم
آیه 2= لذا بعد از ذکر حروف مقطعه می گوید ای آیات کتاب حکیم است کتابی پر محتوا واستوار
توصیف کتاب به حکیم یا به خاطر استحکام محتوای آن است چرا که هرگز باطل به آن راه
نمی یابد و هر گونه خرافه را از خود دور می سازد ویا به معنی آن است که این قران
هم چون دانشمند حکیمی است که در عین خاموشی با هزار زبان سخن می گوید تعلیم می دهد
اندرز می گوید تشویق می کند انذار می نماید داستان های عبرت انگیز بیان می کند خلاصه
به تمام معنی دارای حکمت است و این سر آغاز تناسب مستقیمی دارد با سخنان لقمان حکیم
که د ر این سوره از آن بحث به میان آمده
آیه 3= این آیه هدف نهایی نزول قران را با این عبارت باز گو می کند این کتاب حکیم مایه هدایت
و رحمت برای نیکو کاران است هدایت در حقیقت مقدمه ای است برای رحمت الله چرا که انسان
نخست در پرتو نور قران حقیقت را پیدا می کند وبه آن معتقد می شود ودر عمل خود آن را به
کار میبندد وبه دنبال آن مشمول رحمت واسعه و نعمت های بی پایان الله میشود
ایه 4=این آیه محسنین را به سه وصف توصیف کرده می گوید همانان که نماز را برپا می دارند
و زکات را می پردازند و آنها به آخرت یقین دارند پیوند آنها با خالق ازطریق نماز و با خلق از طریق
زکات قطعی است و یقین انها به دادگاه قیامت انگیزه نیرومندی است برای پرهیزاز گناه وبرای
انجام وظایف
آیه 5= و این آیه عاقبت وسرانجام کار محسنین را چنین بیان می کند آنها بر طریق هدایت از
الله شان هستند و آنان رستگارانند
آیه 6= این آیه در باره نضر بن حارث نازل شده است او مرد تاجری بود و به ایران سفر می کرد
در ضمن داستان های ایرانیان را برای قریش بازگو می نمود و می گفت اگر محمد برای شما سر
گذشت عاد و ثمود را نقل میک ند من داستان های رستم و اسفندیار و اخبار کسری و سلاطین
عجم را باز می گویم آنها دور او را گرفته استماع قران را ترک می گفتند بعضی دیگر گفته اند
که این قسمت از آیات در باره مردی نازل شده که کنیز خواننده ای را خریداری کرده و شب
وروز برای او خوانندگی می کرد و او را از یاد الله غافل می ساخت . غنا یکی از دام های
بزرگ شیاطین . در اینجا سخن از گروهی است که درست در مقابل گروه محسنینی و مومنین
قرار دارند که درایات گذشته مطرح بودند سخن از جمعیتی است که سرمای های خود را برای
بیهودگی و گمراه ساختن مردم به کار می گیردو و بدبختی دنیاو آخرت را برای خود می خرد
نخست می فرماید بعضی از مردم سخنان باطل وبیهوده را خریداری می کنند تا خلق خدا را
ازروی جهل و نادانی ازراه الله گمراه سازند و آیات الله را به استهزا و سخریه می گیرند و در
پایان آیه اضافه میک ند عذاب خوار کننده ازآن این گروه است . مفهوم وسیع و گسترده ای
دارد که هر گونه سخنان یا آهنگ های سر گرم کننده و غفلت زا که انسان را از بیهودگی یا
گمراهی می کشاند در بر می گیرد خواه ازقبیل غنا والحان و آهنگ های شهوت انگیز و
هوس آلود باشد وخواه سخنانی که نه از طریق آهنگ بلکه از طریق محتوا انسان را به
بیهودگی و فساد سوق می دهد . تحریم غنا. بدون شک غنا بطور اجمال از نظر مشهور
علما حرام است وشهرتی در حد اجماع و اتفاق دارد از مجموع کلمات فقهای اسلام
استفاده می شود که غنا آهنگ هایی است که متناسب مجالس فسق وفجور و اهل گناه
و فساد می باشد وقوای شهوانی را در انسان تحریک می نماید این نکته نیز قابل
توجه است که گاه یک آهنگ هم خودش غنا ولهو و باطل است وهم محتوای آن به این
ترتیب که اشعار عشقی و فساد انگیز را با آهنگ های مطرب بخوانند و گاه تنها آهنگ
غناست به این ترتیب که اشعار پر محتوا یا آیات قران و دعا و مناجات را به آهنگی
بخوانند که مناسب مجالس عیاشان و فاسدان است ودر هر دو صورت حرام می باشد
نکته دیگر اینکه آنچه در بالا گفتیم مربوط به خوانندگی است و اما استفاده از آلات
موسیقی و حرمت آن بحث دیگری دارد که از موضوع این سخن خارج است
آیه 7= این آیه به عکس العمل این گروه در برابر ایات الهی اشاره کرده ودر واقع
آن را با عکس العملشان در برابرلهو الحدیث مقایسه می کند ومی گوید در هنگامی
که آیات ما بر او خوانده می شود مستکبرانه روی بر می گرداند گویی آن را نشنیده
گویی اصلا گوش هایش سنگین است وهیچ سخنی را نمی شنود و در پایان کیفر دردناک
چنین کسی را این گونه بازگو می کند اورا به عذابی درد ناک بشارت ده
آیه 8= در این آیه به شرح حال مومنان راستین باز می گردد که در آغاز این مقایسه از
آنان شروع شد ودر پایان نیز به آنان ختم می شود می فرماید کسانی که ایمان آورده اند
وعمل صالح انجام داده اند باغ های پر نعمت بهشت از آن آنها است
آیه 9= مهمتر اینکه این باغ های پر نعمت بهشتی برای آنها جاودانه است همیشه در
آن باقی خواهند ماند این وعده حتمی الهی است وعده ای تخلف نا پذیر و الله نه وعده
دروغین می دهد ونه از وفای به وعده های خو د عاجز است چرا که اوست عزیز و
حکیم شکست نا پذیر ودانا
آیه 10= این آفرینش الله است دیگران چه آفریده اند ؟ این آیه از دلائل توحید که یکی
دیگر از اساسی ترین اصول اعتقادی است سخن می گوید نخست به پنج قسمت از
آفرینش الله که پیوند نا گسستنی با هم دارند اشاره می کنند این موارد عبارتند از آفرینش
آسمان ومعلق بودن کرات در فضا و نیز آفرینش کوهها برای حفظ ثبات زمین و بعد
آفرینش جنبندگان و بعد از آن آب وگیاهان که وسیله تغذیه آنهاست ومی فرماید
الله آسمان ها را بدون ستونی که قابل رویت باشد آفرید این تعبیر اشاره لطیفی است به
قانون جاذبه ودافعه که هم چون ستونی بسیار نیرومند اما نا مرئی کرات آسمانی را
در جای خود نگه داشته بنا بر این جمله فوق یکی از معجزات علمی قران است که شرح
بشتر آن در سوره رعد آورده شده است بعد در باره فلسفه آفرینش کوهها می گوید الله
در زمین کوه هایی افکند تا شما را مضطرب و متزلزل نکند حال که نعمت آرامش آسمان
به وسیله ستون نامرئیش و آرامش زمین به وسیله کوهها تامین شد نوبت به آفرینش
انواع موجودات زنده و آرامش آنها می رسد که د ر محیطی ارام بتوانند قدم به عرصه
حیات بگذارند می گوید و در روی زمین از هر جنبنده ای منتشر ساخت اما پیداست که این
جنبندگان نیاز به آب و غذا دارند لذا در جمله های بعد به این دو موضو ع اشاره شده
می گوید او از آسمان آبی فرستاده و به وسیله آن در رویز زمین انواع گونا گونی از جفت
های گیاهان پر ارزش رویاندیم . سفره ای است گسترده با غذاهای متنوع در سراسر
روی زمین که هریک از آنها از نظر آفرینش دلیلی است بر عظمت و قدرت الله
این آیه بار دیگر به زوجیت در جهان گیاهان اشاره می کند که آن نیز از معجزات علمی
قران است چرا که در آن زمان زوجیت ( وجود جنس نرو ماده) در جهان گیاهان بطور
گسترده ثابت نشده بود قران از آن پرده بر داشت
آیه 11= بعد از ذکر عظمت الله در جهان آفرینش و چهره های مختلفی از خلقت روی
سخن را به مشرکان کرده و آنها را مورد باز خواست قرار میدهد و می گوید این آفرینش
الله است اما به من نشان دهید معبودان غیر او چه چیز را آفریده اند ؟ مسلما آنها نمی توانستند
ادعا کنند هیچ یک از مخلوقات این جهان مخلوق بتها هستند بنا بر این آنها به توحید خالقیت
معترف بودند با این حال چگونه می توانستند بنا بر این آنها به توحید خالقیت معترف بودند
با این حال چگونه ربوبیت و یگانگی مدبر عالم و آن هم دلیل بر توحید وعبودیت است لذا
در پایان آیه عمل آنها را منطبق بر ظلم و ضلال شمرده می گوید ولی ظالمان در گمراهی
آشکارند می دانیم ظلم معنی گسترده ای دارد که شامل قرار دادن هر چیز در غیر محل
خود می شود واز آنجا که مشرکان عبادت و گاه تدبیر جهان را در اختیار بتها می گذاشتند
مرتکب بزرگترین ظلم وضلالت بودند
آیه 12= به تناسب بحث های گذشته پیرامون توحید وشرک و اهمیت وعظمت قران و حکمتی
که در این کتاب آسمانی به کار رفته در این آیه و چند آیه بعد از آن سخن از لقمان حکیم و
بخشی از اندرز های مهم این مرد الهی در زمینه توحید ومبارزه با شرک به میان آمده این
اندرز های دهگانه که در طی شش ایه بیان شده هم مسائل اعتقادی را به طرز جالبی بیان
می کند وهم اصول وظایف دینی و هم مباحث اخلاقی را . در این که لقمان که بود ؟ در
حدیثی از پیامبر می خوانیم: به حق می گویم که لقمان پیامبر نبو د ولی بنده ای بود که بسیار
فکر می کرد ایمان و یقینش عالی بود الله را دوست می داشت و الله نیز او را دوست می داشت
و نعمت حکمت بر او ارزانی شد
آیه می فرماید ما به لقمان حکمت دادیم و به او گفتیم شکر الله را به جای آور هر کس شکر
گزاری کند تنها به سود خویش شکر کرده و هر کس کفران کند زیانی به الله نمی رساند
چرا که الله بی نیاز وستوده است
حکمتی که قران از آن سخن می وید و الله به لقمان عطا فرموده بود مجموعه ای از معرفت و علم
و اخلاق پاک و تقواو نور هدایت بوده است لقمان به خاطر داشتن این حکمت به شکر الله پرداخت
او هدف نعمت های الهی و کاربرد آن را میدانست و درست آنها را در همان هدفی که برای آن
آفریده شده بودند به کار می بست و اصلا حکمت همین است به کار بستن هر چیز در جای خود
بنا براین شکرو حکمت به یک نقطه باز می شوند
آیه 13= بعد از معرفی لقمان و مقام علم و حکمت او به نخستین اندرز وی که در عین حال
مهم ترین توصیه به فرزندش می باشد اشاره کرده و می فرماید به خاط بیاور هنگامی را که لقمان
به فرزندش در حالی که او را موعظه می کرد گفت پسرم چیزی را همتای الله قرار مده که شرک
ظلم بزرگی است چه ظلمی از این بالاتر که هم در مورد الله انجام گرفته که موجود بی ارزشی را همتای
او قرارداده است و هم در باره خویشتن که از اوج عزت عبودیت الله به قعر دره ذلت پرستش
غیر او سقوز کنند
آیه14= احترام پدر ومادر: این آیه و آیه بعد آن در حقیقت جمله معترضه ای است که در لابلای
اندرزهای لقمان از سوی الله بیان شده که ارتباط روشنی با سخنان لقمان دارد زیرا در این دو آیه
بحث از نعمت وجود پدرو مادر و زحمات و خدمات و حقوق آنهاست وقرار دادن شکر پدر ومادر
در کنار شکر الله بعلاوه تاکیدی بر خالص بودن اندرز های لقمان به فرزندش محسوب می شود
چرا که پدرو مادر با این علاقه وافرو خلوص نیت ممکن نیست جزخیر و صلاح فرزند را در
اندرز هایشان باز گو کنند نخست می فرماید و ما به انسان در باره پدر ومادرش سفارش کردیم
آنگاه به زحمات فوق العاده مادر اشاره کرده می گوید مادرش او را با ناتوانی حمل کرد و به
هنگام بار داری هر روز رنج و ناراحتی تازه ای را متحمل شد . مادران در دوران بار داری
گرفتار وهن وسستی می شوند چرا که شیره جان و مغز استخوانشان را به پرورش جنین خود
اختصاص می دهند واز تمام موادحیاتی وجود خود بهترینش را تقدیم او می دارند حتی این مطلب
در دوران رضاع و شیر دادن نیز ادامه می یابد چرا که شیرشیره جان مادر است لذا به دنبال
آن می افزاید و دوران شیر خوارگی او در دو سال پایان می یابد همان گونه که در جای دیگر
قران اشاره شده مادران فرزندانشان را دو سال تمام شیر می دهند البته منظورشان دوران
کامل شیر خوارگی است هر چند ممکن است گاهی کمتر از آن انجام شود بعد می گوید
توصیه کردم که برای من وبرای پدر و مادرت شکر به جا آور شکر مر ا به جا آور که
خالق و معنم اصلی تو هستم و چنین پدرو مادر مهربانی به تو داده ام و هم شکر پدر
ومادرت را که واسطه این فیض وعهده دار انتقال نعمت های من به تو می باشند ودر
پایان آیه با لحنی که خالی از تهدید و عتاب نیست می فرماید باز گشت همه شما به سوی
من است آری اگر در اینجا کوتاهی کنید درآنجا تمام این حقوق و زحمات و خدمات مورد
بررسی قرار می گیرد و مو به مو حساب می شود
آیه 15=واز آنجا که توصیه به نیکی در مورد پدر ومادر ممکن است این توهم را برای
بعضی ایجاد کند که حتی در مساله عقائد و کفر وایمان باید با آنها مماشات کرد در این
آیه می افزادی و هر گان آن دو تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی که از
آن حداقل آگاهی نداری بلکه می دانی باطل است از ایشان اطاعت مکن . هرگز نباید رابطه
انسان با پدر ومادرش مقدم بر رابطه ا و با الله شود و هرگز نباید عواطف خویشاوندی حاکم
بر اعتقاد مکتبی او شود بازاز آنجا که ممکن است این فرمان این توهم را به وجود آورد
که در برابر پدر ومادر مشرک باید شدت عمل و بی حرمتی به خرج داد بلافاصله اضافه
می کند که عدم اطاعت آنها در مساله کفر وشرک دلیل بر قطع رابطه مطلق با آنها
نیست بلکه در عین حال با آن دو در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن از نظر دنیا و
زندگی مادی با آنها مهر و محبت و ملاطفت کن و از نظر اعتقاد و برنامه های مذهبی
تسلیم افکار و پیشنهاد های آنها مباش این درست نقطه اصلی اعتدال است که حقوق
الله و پدر ومادر در آن جمع است بعد بازگشت همه شما به سوی من است و من شما
را از آ نچه در دنیا عمل می کردید آگاه می کنم وبر طبق آن پاداش و کیفر میدهم
آیه 16=دومین اندرز لقمان در باره حساب اعمال ومعاد است که حلقه مبدا و معاد را
تکمیل می کند می گوید پسرم اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی کار نیک و بد باشد در
دل سنگی یا در گوشه ای از آسمان ها و زمین قرار گیرد الله آن را در داد گاه قیامت
می آورد و حساب آن را می رسد چرا که الله دقیق و آگاه است خردل گیاهی است که
دارای دانه های سیاه بسیار کوچکی است که در کوچکی حقارت ضرب المثل می باشد
اشاره به این که اعمال نیک و بد هر قدر کوچک و کم ارزش وهر قدر مخفی و پنهان
باشد همانند خردلی که در درون سنگی در اعماق زمین و یا در گوشه ای از آسمان ها
مخفی باشد الله لطیف وخبیر که از تمام موجودات کوچک وبزرگ و صغیر وکبیر در سراسر عالم هستی
آگاه است آن را برای حساب و پاداش وکیفر حاضر می کند و چیزی در این دستگاه کم نمی شود
توجه به این آگاهی الله از اعمال انسان خمیر مایه همه اصلاحات فردی واجتماعی است و نیروی محرک
قوی به سوی خیرات و باز دارنده موثر از شرور وبدیهاست
آیه 17= بعد از تحکیم پایه های مبدا و معاد که اساس همه اعتقادات مکتبی است به مهم ترین اعمال
یعنی مساله نماز پرداخته می گوید پسرم نماز را برپا دارچرا که نماز مهم ترین پیوند تو با خالق
است نماز قلب تو را بیدار وروح تو را مصفا وزندگی تو را روشن می سازد آثار گناه را از جانت
می شوید و نور ایمان را در سرای قلبت پرتو افکن می دارد وتو را از فحشا و منکرات باز می دارد
بعد ازبرنامه نماز به مهم ترین دستور اجتماعی یعنی امر به معروف و نهی از منکر پرداخته می گوید
و مردم را به نیکی ها و معروف دعوت کن و از منکرات و زشتی ها باز دار وبعد از این سه دستور
مهم عملی به مساله صبر واستقامت که در برابر ایمان هم چون سر نسبت به تن است پرداخته
می گوید و در برابر مصائبی که به تو می رسد شکیبا باش که این از کار های مهم هر انسانی است
آیه 18= بعد لقمان به مسائل اخلاقی در ارتباط با مردم و خویشتن پرداخته و نخست تواضع و
فروتنی و خوش رویی را توصیه کرده می گوید با بی اعتنایی از مردم روی مگردان و مغرورانه بر
زمین راه مرو چرا که الله هیچ متکبر مغروری را دوست ندارد و به این ترتیب لقمان حکیم در اینجا
از دو صفت بسیار زشت و نا پسند که مایه از هم پاشیدن روابط صمیمانه اجتماعی است اشاره
می کند کی تکبرو بی اعتنایی و دیگر غرور و خود پسندی که هر دو در این جهت مشترکند
که انسان را در عالمی از توهم و پندار خود بر تر بینی فرو می برند ورابطه او را از دیگران قطع
می کنند . کسی که از روی غرور و تکبر روی زمین راه رود زمین و کسانی که در زیر زمین
خفته اند و آنها که روی زمین هستند همه او را لعنت می کنند
آیه 19= در این آیه دو برنامه دیگر اخلاقی را که جنبه اثباتی دارد در برابر دو برنامه گذشته
که جنبه نفی داشت بیان کرده می گوید پسرم در راه رفتن اعتدال را رعایت کند از صدای خود
بکاه و هرگز فریاد مزن چرا که زشت ترین صدا های صدای خران است
در واقع در این دو آیه از دو صفت نهی وبه دو صفت امر شده نهی از خود بر تر بینی و خود
پسندی که یکی سبب می شود انسان نسبت به بندگن الله تکبر کند و دیگری سبب می شود که
انسان خود را در حد کمال پندارد ودر نتیجه درهای تکامل را به روی خود ببندد هر چند خود
را با دیگری مقایسه نکند وامر به رعایت اعتدال در عمل وسخن زیرا تکیه روی اعتدال د ر
راه رفتن با آهنگ صدا در حقیقت به عنوان مثال است و به راستی کسی که این صفات چهار
گانه را دارد انسا ن موفق و خوشبحت و پیروزی است در میان مردم محبوب و د ر پیشگاه
الله عزیز است . بیشترین چیزی که سبب می شود امت من به خاطر آن وارد بهشت شوند
تقوای الهی و حسن خلق است
آیه 20= تکیه گاه مطمئن . بعد از پایان اندرز های دهگانه لقمان در زمینه مبدا ومعاد و رسم
زندگی قران برای تکمیل آن به سراغ بیان نعمت های الهی می رودتا حس شکرگزاری مردم را
بر انگیزد شکری که سر چشمه معرفة الله و انگیزه اطاعت فرمان او می شود روی سخن را
به همه انسان ها کرده می گوید آیا ندیدید الله آنچه را در آسمان ها و زمین است مسخر فرمان
شما کرد که در مسیر منافع و سود شما حرکت کند؟
بعد می افزاید الله نعمت های خود را اعم از نعمت های ظاهر و باطن برشما گسترده و افزون ساخت
ودر پایان آیه از کسانی سخن می گوید که نعمت های بزرگ الهی را که از درون و برون انسان
را احاطه کرده کفران می کنند و به جدال و ستیز در برابر حق بر می خیزند می فرماید بعضی از
مردم هستند که در باره الله بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنی مجادله می کنند و به جای این
که بخشنده آن همه نعمت های آشکار ونهان را بشناسند رو به سوی شرک و انکار از سر جهل
و لجاجت می آورند در حقیقت این گروه لجوج نه خود دانشی دارند ونه به دنبال راهنما و رهبری
هستند ونه از وحی الهی استمداد می جویند وچون راه هدایت در این سه امر منحصر است لذا با
ترک آن به وادی گمراهی و وادی شیاطین کشیده شده اند
آیه 21= این آیه به منطق ضعیف وسست این گروه گمراه اشاره کرده می گوید هنگامی که به آنها
گفته شود و آنچه الله نازل کرده پیروی کنید می گویند نه ما از چیزی پیروی می کنیم که پدران
خود را بر آن یافته ایم و از آنجا که پیروی از نیاکان جاهل و منحرف جز هیچ یک ازطرق سه
گانه هدایت آفرین فوق نیست قران از آن به عنوان راه شیطانی یاد کرده می فرماید آیا هدایت
آفرین فوق نیست قران از آن به عنوان راه شیطانی یاد کرده می فرماید آیا اگر حتی
شیطان آنها را دعوت به عذاب آتش فروزان کند بازهم تبعیت می کنند
آیه 22= بعد به بیان حال دو گروه مومن خالص و کفار آلوده پرداخته آنها را در مقایسه با
یکدیگر و مقایسه با آنچه در مورد پیروان شیطان و مقلدان کور وکر نیاکان بیان کرده مورد
توجه قرار داده می گوید کسی که روی خود را تسلیم الله کند در حالی که نیکو کار باشد به
دستگیره محکمی چنگ زده است وبه تکیه گاه مطمئنی تکیه کرده است
چنگ زدن به دستگیره محکم تشبیه لطیفی از این حقیقت است که انسان برای نجات از قعر
دره مادیگری و ارتقا به بلند ترین قله های معرفت و معنویت و روحانیت نیاز به یک وسیله
محکم و مطمئن دارد این وسیله چیزی جز ایمان و عمل صالح نیست غیر آن همه پوسیده
و پاره شدنی و مایه سقوط و مرگ است علاوه بر این آنچه باقی می ماند این وسیله است
وبقیه همه فانی و نابود شدنی . لذا در پایان آیه میفرماید وعاقبت همه کارها به سوی الله است
پیامبرفرموده:
بعد از فتنه ای تاریک و ظلمانی خواهد بود تنها کسانی از آن رهایی می یابند که به عروة الوثقی
چنگ زنند و عرض کردند ای رسول الله عروة الوثقی چیست؟ فرمود ولایت سید اوصیا است
یعنی امیر المومنان حضرت علی و فرزندان حسین
آیه 33= بعد به بیان حال گروه دوم پرداخته می گوید و کسی که کافرشود واین حقایق روشن
را انکار کند کفر او تورا غمگین نسازد چرا که تو وظیفه ات را به خوبی انجام داده ای اوست
که برخویشتن ظلم وستم می کند ونیز نگران مباش که گروهی در دنیا با این که کفر می ورزند
وظلم وستم می کنند از نعمت های الهی متنعمند و گرفتار مجازات نیستند زیرا دیر نشده است
بازگشت همه آنها به سوی ماست وما آنها را از اعمالشان و نتایج شوم آن آگاه میسازیم
نه تنها از اعمالشان آگاهیم که از نیات و اسرار درون دل هایشان نیزبا خبریم زیرا الله به آنچه
درون سینه هاست آگاه است
آیه 24=بعد می افزاید بهره آنها از زندگی دنیا تو را شگفت زده نکند ما اندکی از متاع دنیا
در اختیار آنان می گذاریم و متاع هرچه باشد کم و ناچیز است بعد آنها را به تحمل عذاب
شدیدی وادار می سازیم عذابی مستمر و درد ناک
این تعبیر ممکن است اشاره به آن باشد که آنها تصورنکنند در این جهان از قبضه قدرت الله
خارجند خود او میخواهد آنها را برای آزمایش و اتمام حجت و مقاصدی دیگر آزاد بگذارد
آیه 25= ده وصف از اوصاف الله . در این آیه و پنج آیه بعد از آن مجموعه ای از صفات
الله بیان شده است که در حقیقت ده صفت عمده یا ده اسم از اسماء الحسنی را بیان می کند
غنی وحمید و عزیز و حکیم و سمیع وبصیر و خبیر و حق و علی وکبیر
این از یک نظر و از سوی دیگر در این آیه از خالقیت الله سخن می گوید و در آیه دوم از
مالکیت مطلقه در آیه سوم از علم بی انتهایش بحث میکند و در آیه چهارم و پنجم از قدرت
نا متناهیش و در آخرین آیه نتیجه می گیرد کسی که دارای این صفات است حق است وغیر
از او همه باطل و هیچ و پوچ هستند
نخست می فرماید هر گاه از آنان سوال کنی چه کسی آسمان ها و زمین را آفریده است مسلما
می گویند الله و این تعبیر از یک سو دلیل بر این است که مشرکان هرگز منکر توحید خالق
نبودند و از سوی دیگر بر فطری بودن توحید و تجلی این نور الهی در سرشت همه انسان هاست
بعد می گوید حال که آنها به توحیدل خالق معترفند بگو الحمد الله که خود شما معترفید ولی بیشتر
آنان نمی دانند که عبادت باید منحصر به خالق جهان باشد
آیه 26= بعد به مساله مالکیت حق می پردازد چرا که بعد از ثبوت خالقیت نیاز به دلیل دیگری بر
مالکیت او نیست ومی فرماید آنچه در آسمان ها وزمین است از آن الله است بدیهی است آن کس
که خالق ومالک است مدبر امورجهان نیز می باشد وکسی که چنین است از همه چیز بی نیاز و
شایسته هر گونه ستایش است به همین دلیل در پایان آیه می افزاید الله غنی و حمید است او غنی
علی الاطلاق وحمید از هر نظر است چرا که هر موهبتی در جهان است به دست او باز می گردد
وهر کس هرچه دارد از او دارد
آیه 27= این آیه ترسیمی از علم بی پایان الله است که با ذکر مثالی بسیار گویا ورسا مجسم
شده است می گوید و اگر همه درختان روی زمین قلم شو دو دریا برای آن مرکب شود و هفت
دریاچه به آن افزوده شود اینها همه تمام می شود ولی کلمات الله پایان نمی گیرد الله عزیز و
حکیم است از آنجا که مخلوقات گونا گون این جهان هر کدام بیانگر ذات پاک الله وعلم و قدرت
اویند به هر موجودی کلمة الله اطلاق می شود و به همین مناسبت کلمات الله به معنی علم و
دانش الله به کار رفته است
آیه 28= بعد از ذکر علم بی پایان الله سخن از قدرت بی انتهای او به میان آورده می فرماید
آفرینش و بر انگیختن و زندگی دوباره همه شما در قیامت همانند یک فرد بیش نیست
الله شنوا وبیناست
آیه 29= این آیه تاکید و بیان دیگری است برای قدرت واسعه الله و روی سخن را به پیامبر
کرده می گوید آیا ندیدی که الله شب را در روز وروز را در شب داخل می کند ونیز آیا ندیدی
که الله خورشید وما ه را در مسیر منافع انسان ها مسخر ساخته است و هر کدام تا سر آمد
معینی به حرکت خود ادامه می دهند و این که الله به آنچه انجام می دهید آگاه است
آیه 30= در این آیه به صورت یک نتیجه گیری جامع و کلی می فرماید اینها همه دلیل بر آن
است که الله حق است و آنچه غیر او می خوانند باطل است و الله بلند مقام و بزرگ مرتبه است
مجموع بحث هایی که در ایات قبل پیرامون خالقیت و مالکیت و علم وقدرت بی انتهای الله
آمده بود این امور را اثبات کرد که حق تنها اوست و غیر او زائل وباطل ومحدود و نیاز مند
است وعلی وکبیر که از هر چیز برتر واز توصیف بالاتر است ذات پاک او می باشد
آیه 31= در این آیه سخن از دلیل نظم به میان می آید و در آیه بعد سخن از توحید فطری
است و مجموعا بحث هایی را که در آیات قبل آمد تکمیل می کند می گوید آیا ندیدی کشتی
ها بر صفحه دریا ها به فرمان الله وبه برکت نعمت او حرکت می کنند ؟ هدف این است تا
بخشی از آیاتش را به شما نشان دهد آری در این ها نشانه هایی است برای کسانی که
بسیار شکیبا و شکر گزار ند بدون شک حرکت کشتی ها بر صفحه اقیانوس ها نتیجه
مجموعه ای از قوانین آفرینش است
آیه 32= در گرداب بلا: بعد از بیان نعمت حرکت کشتی ها در دریا ها که هم در گذشته و
هم امروز بزرگترین و مفید ترین وسیله حمل ونقل انسان ها و کالاها بوده است اشاره
به یکی از چهره های دیگر همین مساله کرده می گوید و هنگامی که در سفر دریا موجی
همچون ابرها آنان را بپوشاند و بالا رود وبالای سرشان قرار گیرد الله را با اخلاص می
خوانند یعنی امواج عظیم دریا آن چنان بر می خیزد و اطراف آنها را احاطه می کند که
گویی امری بر سر آنان سایه افکنده است سایه ای وحشتناک و هول انگیز . اینجاست که
انسان با تمام قدرت های ظاهری که برای خویش جلب وجذب کرده خود را ضعیف ناچیز
و نا توان می بیند و اینجاست که توحید خالص همه قلب اورا احاطه می کند ودین و
آئین و پرستش را مخصوص او می داند بعد اضافه میکند اما وقتی آنها را به خشکی
رساند و نجات داد بعضی راه اعتدال را پیش می گیرند و به ایمان خود وفادار می مانند در
حالی که بعضی دیگر فراموش کرده راه کفر را پیش می گیرند و در پایان آیه به گروه
دوم اشاره کرده می فرماید ولی آیات ما را هیچ کس جز پیمان شکنان نا سپاس انکار
نمی کنند
آیه 33= در این آیه به صورت یک جمع بندی از مواعظ و اندر زهای گذشته ودلائل توحید
و معاد همه انسان ها را به الله وروز قیامت توجه می دهد بعد از غرور ناشی از دنیا و
شیطان بر حذر می دارد بعد به وسعت دامنه علم الله وشمول آن نسبت به همه چیز می
پردازد می فرماید ای مردم تقوای الهی پیشه کنید وبترسید ازروزی که نه پدر کیفر اعمال
فرزندش را تحمل می کند ونه فرزند چیزی از کیفر اعمال پدرش را ودر حقیقت دستور
اول توجه به مبدا است و دستور دوم توجه به معاد . دستور اول نیروی مراقبت را در انسان
زنده می کند ودستور دوم احساس پاداش وکیف را وبدون شک کسی که این دو دستور
را به کار بندد کمتر آلود گناه و فساد می شود به هر حال در آن روز هر کس چنان به خود
مشغول است و در پیچ وخم اعمال خویش گرفتار که به دیگری نمی پردازد حتی پدر وفرزند
که نزدیک ترین رابطه را با هم دارند هیچ کدام به فکر دیگری نیستند در پایان آیه انسان ها
را از دو چیز بر حذر می دارد ومی فرماید به یقین وعده الهی حق است پس مبادا زندگی دنیا
شما را بفریبد و مباد ا شیطان فریبکار شما را به کرم خود مغرورسازد
آیه34= وسعت علم الله . در آخرین آیه این سوره به تناسب بحثی که پیرامون روز رستاخیز
در آیه قبل به میان آمده سخن از علومی به میان میآورد که مخصوص الله است می گوید
آگاهی از زمان قیامت مخصوص الله است و اوست که باران را نازل می کند و از تمام
جزئیات نزول آن آگاه است و نیز آنچه را که در حم های مادران است می داند و هیچ کس
نمی داند فردا چه به دست می آورد وهیچ کس نمی داند در چه سرزمینی می میرد؟ الله
عالم و آگاه است گویی مجموع این آیه پاسخ به سوالی است که در زمینه قیامت مطرح
میشود همان سوالی که بار ها مشرکان قریش از پیامبر کردند و گفتند متی هو یعنی روز
قیامت کی خواهد بود . پایان
فضیلت سوره: این سوره 34 آیه دارد هر شبی که لقمان خوانده شود حق تعالی سی فرشته بر او
موکل می کند که اورا از ابلیس ولشکر او تا صبح حفظ کند و اگر صبح قرائت کند او را از ابلیس
ولشکرش تا شب حفظ کنند درد مند یا خون دماغ شده آن را بخود ببندد درد ساکن و خون بایستد.پایان







