آیه 61= سرانجام روز موعود فرا رسید موسی در برابر انبوه جمعیت قرار گرفت جمعیتی
که گروهی از آن ساحران بودند و تعداد آنها به گفته بعضی از مفسران 72 نفر و به گفته
بعضی دیگر به چهار صد نفر می رسید و بعضی دیگر نیز تعداد بیشتری گفته اند
و گروهی از آنها فرعون واطرافیان او را تشکیل می دادند و بالاخره گروه سوم که اکثریت
از آن تشکیل یافته بود توده ها تماشاچی مردم بودند موسی در اینجا رو به ساحران و یا
فرعونیان و ساحران کرد و به آنان چنین گفت وای بر شما دروغ بر الله نبندید که شما را
با مجازات خود نابود وریشه کن خواهد ساخت و شکست و نومیدی وخسران از آن آنهاست
که بر الله دروغ می بندند و به او نسبت باطل می دهند منظور موسی از افتراء بر الله آن
است که کسی یا چیزی را شریک او قرار داده معجزات فرستاده الله را به سحر نسبت دهند
و فرعون را معبو د و اله خود بپندارند
آیه 62= این سخن قاطع موسی که هیچ شباهتی به سخن ساحران نداشت بلکه
آهنگس آهنگ دعوت همه پیامبران راستین بود بر بعضی از دلها اثر گذاشت و در میان
جمعیت اختلاف افتاد بعضی طرفدار شدت عمل بودند و بعضی به شک و تردید افتادند
و ا حتمال می دادند موسی پیامبر بزرگ الله باشد و تهدید های او موثر گردد بخضوص
که لباس ساده اوو برادرش هارون همان لباس ساده چوپانی بودو چهره مصمم آنها
که علی رغم تنها بودن ضعف و فتوری در آن مشاهده نمی گشت دلیل دیگری بر اصالت
گفتار و برنامه های آنها محسوب می شد لذا قران می گوید پس آنها در میان خود در
باره کارهایشان به نزاع بر خاستند و مخفیانه ودر گوشی با هم سخن گفتند
آیه 63= ولی به هر حال طرفداران ادامه مبارزه و شدت عمل پیروز شدند و رشته سخن
آن را به دست گرفتند و از طرق مختلف به تحریک مبارزه کنند گان با موسی پرداختند
نخست گفتند این دو مسلما ساحرند بنا بر این وحشتی از مبارزه با آنها نباید به خود
راه بدهند چرا که شما بزرگان وسردمداران سحر در این کشور پهناورید دیگر این که آنها
می خواهند شما را از سرزمینتان با سحرشان بیرون کنند سرزمینی که همچون جان
شماعزیز است وبه آن تعلق داردی آن هم به شما تعلق دارد
بعلاوه اینها تنها به بیرون کردن شما از وطنتان قانع نیستند اینها می خواهند مقدسات
شما را هم بازیچه قرار دهند و آیین عالی و مذهب حق شما را از میان ببرند
آیه 64= اکنون که چنین است به هیچ وجه به خود تردید راه ندهید و تمام نیرو نقشه خود
را جمع کنید و در یک صف به میدان مباززه بیایید چرا که و حدت و اتحاد رمز پیروزی شما در
این مبارزه سرنوشت ساز است و بالاخره فلاح ورستگاری امروز از آن کسی است که
برترری خود را بر حریفش اثبات نماید
آیه 65= موسی نیز به میدان می آید ساحران ظاهرا متحد شدند و عزم را جزم کردند که
با موسی به مبارزه بر خیزند هنگامی که گام به میدان نهادند گفتند ای موسی آیا تو اول
عصای خود را می افکنی یا ما کسانی باشیم که اول بیفکنیم
آیه 66= ولی موسی بی آنکه عجله ای نشان بدهد چرا که به پیروزی نهایی خود کاملا
اطمینان داشت و حتی قطع نظر از آن در این گونه مبارزه ها معمولا برنده کسی است
که پیشقدم نمی شود لذا به آنها گفت شما اول بیفکنید ساحران نیز پذیرفتند و آنچه
عصا و طناب برای سحر کردن با خود آورده بودند یکباره به میدان افکندند واگر روایتی
را که می گوید : آنها هزاران نفر بودند بپذیریم مفهومش این می شود که در یک لحظه
هزاران عصا و طناب که مواد مخصوصی در درون آنها ذخیره شدهبود به وسط میدان
انداختند پس ناگهان طناب ها و عصاها یشان به خاطر سحر آنها چنان به نطر مردم
و موسی می رسید که دارند حرکت می کنند آری به صورت مارهایی کوچک و بزرگ
رنگارنگ در اشکال مختلف به جنب و جوش در آمدند صحنه بسیار عجیبی بود ساحران
که هم تعدادشان زیاد بود و هم طرز استفاده از خواص مرموز فیزیکی و شیمیایی اجسام
و مانند آن را به خوبی می دانستند توانستند آن چنان در افکار حاضران نفوذ کنند که این
باور برای آنها پیدا شود که این همه موجودات بی جان جان گرفتند . غریو شادی از فرعونیان
برخاست گروهی از ترس و وحشت فریاد زدند و خود را عقب کشیدند
آیه 67= پس در این هنگام موسی احساس ترس خفیفی در دل کرده که نکند مردم تحت
تاثیر این صحنه واقع شوند آن چنان که باز گرداندن آنها آسان نباشد
آیه 68= به هر حال در این موقع نصرت و یاری الهی به سراغ موسی آمد وفرمان وحی
وظیفه او را مشخص کرد چنانکه قران می گوید به او گفتیم ترس به خود راه مده تو
مسلما برتری و این گونه موسی قوت قلبش را که لحظات کوتاهی متزلزل شده بود
باز یافت.
آیه 69= مجددا به او خطاب شد که و آنچه را در دست راست داری بیفکن که تمام
آنچه را که آنها ساخته اند می بلعد چرا که کار آنها تنها مکر ساحر است و ساحر
هر کجا برود پیروز نخواهد شد چرا که کار ساحر متکی به نیروی محدود انسانی است
و معجزه از قدرت بی پایان و لا یزال الهی سرچشمه می گیرد لذا ساحرتنها کارهایی
را می تواند انجام دهد که قبلا روی آن تمرین داشته است
جالب این که نمی گوید عصایت را بیفکن بلکه می گوید آنچه در دست راست داری بیفکن
این تعبیر شاید به عنوان بی اعتنایی به عصا باشد و اشاره به این که عصا مساله مهمی
نیست آنچه مهم است اراده وفرمان الله است که اگر اراده او باشد عصا که سهل است
کمتر و کوچکتر از آن هم می تواند چنین قدرت نمایی کند
آیه 70= پیروزی عظیم موسی : به اینجا رسیدیم که موسی مامور شد عصای خود را
بیفکند موسی عصای خود را افکند عصا تبدیل به مار عظیمی شد و تمام اسباب و
آلات سحر ساحران را بلعید غوغا و ولوله ای در تمام جمعیت افتاد فرعون سخت
متوحش شد و اطرافیانش دهان هایشان از تعجب باز ماند ساحران که به خوبی سحر
را از غیر سحر می شناختند یقین کردند که این امر چیزی جز معجزه الهی نیست واین
مرد فرستاده الله است لذا همان گونه که آیه می گوید ساحران همگی به سجده افتادند
و گفتند ما به الله هارو ن وموسی ایمان آورده ایم
آیه 71= بدیهی است که این عمل ساحران ضربه سنگینی بر پیکر فرعون و حکومت جبار
و بیداد گرش وارد ساخت و تمام ارکان آن را به لرزه درآورد لذا چاره ای جز این ندید که با
داد و فریا دو تهدید های غلیظ وشدید ته مانده حیثیتی را که نداشت جمع و جور کند
رو به سوی ساحران کرد و گفت آیا پیش از آ ن که به شما اذن دهم به او ایمان آورده اید؟
این جبار مستکبر نه تنها مدعی بود که بر جسم و جان مردم حکومت دارد بلکه می خواست
بگوید قلب شما هم در اختیار من و متعلق به من است وباید با اجازه من تصمیم بگیرد
فرعون به این قناعت نکرد فورا وصله ای به دامان ساحران چسبانید وآنها را متهم کرد و
گفت او بزرگ شماست او کسی است که سحر به شما آموخته و تمام اینها توطئه است با
نقشه قبلی . بدون شک فرعون می دانست و یقین داشت این سخن دروغ است ولی
می دانیم قلدرها و زور گویان وقتی موقعیت نا مشروع خود را در خطر ببینند از هیچ دروغ
و تهمتی باک ندارند تازه به این نیزقناعت نکرد و ساحران را با شدید ترین لحنی تهدید به
مرگ نمود و گفت پس سوگند یاد می کنم که دست و پاهای شما را بطور مخالف قطع
می کنم و بر فراز شاخه های بلند نخل به دار می آویزم و خواهید دانست مجازات من
درد ناک تر و پایدارتر است
آیه 72= اما ببینیم عکس العمل ساحران در برابر این تهدید های شدید فرعون چه بود؟
آنها نه تنها مرعوب نشدند و از میدان بیرون نرفتند بلکه حضور خود را در صحنه بطور
قاطع تری ثابت کردند و گفتند به الله ای که ما را آفریده است هرگز تو را بر این دلایل
روشنی که به سراغ ما آمده مقدم نخواهیم داشت پس تو هر حکمی می خواهی بکن
اما بدان که تو تنها می توانی در زندگی این دنیا قضاوت کنی ولی در آخرت ما پیروزیم و تو
گرفتار و مبتلا به شدید ترین کیفر ها
آیه 73= سپس افزودند اما به الله ایمان آوردیم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما
تحمیل کردنی ببخشاید و الله بهتر و پایدارتر است خلاصه این که هدف ما پاک شدن
از گناهان گذشته از جمله مبارزه با پیامبر راستین الله است
آیه 74= ساحران سپس چنین ادامه دادند اگر ما ایمان آورده ایم دلیلش روشن است
چرا که هر کس بی ایمان و گنهکار درمحضر الله در قیامت بیاید آتش سوزان دوزخ
برای اوست و مصبیت بزرگ او در دوزخ این است که نه می میرد و نه زنده میشود بلکه
دائما در میان مرگ و زندگی دست و پا می زند حیاتی که ازمرگ تلخ تر و مشقت بارتر
است
آیه 75= و هرکس با ایمان نزد او آید و اعمال صالح انجام داده باشد چنین کسانی درجات
عالی دارند
آیه 76= باغ های جاویدان بهشت که نهر ها از زیر درختانش جاری است و جاودانه در آن
خواهند ماند و این است پاداش کسی که با ایمان و اطاعت الله خودرا پاک و پاکیزه کند
واین ساحران چه خوب خود را پاکیزه ساختند هنگامی که تصمیم گرفتند حق را پذیرا
شوند و در راه آن عاشقانه ایستادگی کنند یعنی صبح گاهان کافر بودند وساحر و شام
گاهان شهیدان نیکو کار راه حق
آیه 77= نجات بنی اسرائیل و غرق فرعونیان: بعد از ماجرای مبارزه موسی با ساحران
و پیروزی چشم گیر ش بر آنها و ایمان آوردن آن جمعیت عظیم . آیین او ر سما وارد
افکار مردم مصر شد هر چند اکثریت قبطیان آن را نپذیرفتند بنی اسرائیل تحت رهبری
موسی به اتفاق اقلیتی از مصریان بطور دائم با فرعونیان درگیر بودند و سال ها بر این
منوال گذشت و حوادث تلخ و شیرینی روی داد در اینجا به آخرین فراز از این ماجرا ها
یعنی برنامه خروج بنی اسرائیل از مصر اشاره کرده می فرماید و ما به موسی وحی
فرستادیم که بندگان را شبانه از مصر بیرو ن ببر . بنی اسرائیل آماده حرکت به سوی
سرزمین موعود فلسطین شدند اما هنگامی که به کرانه های نیل رسیدند فرعونیان
آگاه گشتند و فرعون با لشکری عظیم آنها را تعقیب کرد آنها خود را در محاصره دریا
و دشمن دیدند اما الله به موسی چنین دستور دارد راهی خشک برای آنها در دریا
بگشا راهی که هر گاه در آن گام بگذاری نه از تعقیب فرعونیان می ترسی و نه از
غرق شدن در دریا
آیه 78=وبه این ترتیب موسی و بنی اسرائیل وارد جاده هایی شدند که در درون دریا
با کنار رفتن آبها پیدا شد در این هنگام فرعون به همراه لشکریانش به کنار دریا رسید
و با این صحنه غیر منتظره و شگفت انگیز روبرو شد و فرعون لشکریان خودرا به د نبال
بنی اسرائیل فرستاد و خود نیر وارد همان جاده ها شد از این سو آخرین نفر لشکر
وارد دریا شد و از آن سو آخرین نفراز بنی اسرائیل خارج گردید . در این هنگام به امواج
آب فرمان داده شد به جای نخستین باز گردند امواج همانند ساختمان فرسوده ای که
پایه آن را بکشنند یک باره فرو ریختند پس دریا آنها را در میان امواج خروشان خود پوشاند
پوشاندنی کامل و به این ترتیب یک قدرت جبار ستمگر با لشکر نیرومند و قهارش در میان
امواج آب غوطه ور شدندو طعم آماده ای برای ماهیان دریا
آیه 79= آری فرعون قوم خود را گمراه ساخت و هرگز هدایتشان نکرد
آیه 80= تنها راه نجات . در اینجا روی سخن را به بنی اسرائیل بطور کلی ودر هر عصر و
زمان کرده و نعمت های بزرگی راکه الله به آنان بخشیده است یاد آور می شود وراه
نجات را به آنان نشان می دهد نخست می گوید ای بنی اسرائیل ما شما را از چنگال
دشمنانتان رهایی بخشیدیم سپس به یکی از نعمت های مهم معنوی اشاره کرده
می گوید ما شما را به میعاد گاه مقدسی دعوت کردیم در طرف راست طور آن مرکز
وحی الهی . این اشاره به جریان رفتن موسی به اتفاق جمعی ازبنی اسرائیل به
میعادگاه طور است در همین میعاد گاه بود که الله الواح تورات را بر موسی نازل کرد
و با او سخن گفت و جلوه خاص الله را همگان مشاهده کردند وسرانجام به یک نعمت
مهم مادی که از الطاف خاص الله نسبت به بنی اسرائیل سرچشمه می گرفت اشاره
کرده می فرماید ما من وسلوی را بر شما نازل کردیم . در آن بیابانی که سرگردان بودید
و غذای مناسبی نداشتید لطف الله به یاریتان شتافت و از غذای لذیذ و خوشمزه ای
به مقداری که به آن احتیاج داشتید در اختیارتان قرار داد و از آن استفاده می کردید
آیه 81= در این آیه به دنبال ذکر این نعمت های سه گانه پر ارزش آنها را چنین مخاطب
می سازد از روزی های پاکیزه ای که به شما دادیم بخورید ولی در آن طغیان نکنید
که غضب من بر شما وارد شود طغیا ن در نعمت ها آن است که انسان به جای این که
از آنها در راه اطاعت الله وطریق سعادت خویش استفاده کند آنها را وسیله ای برای گناه
و ناسپاسی و کفران و گردن کشی و اسرافکاری قرار دهد همان گونه که بنی اسرائیل
چنین کرد ند وبه دنبال آن می فرماید و هرکس غضب من بر ا و وارد شود سقوط می کند
هوی در اصل به معنای سقوط کردن از بلندی است که معمولا نتیجه آن نابودی است
بعلاوه در اینجا اشاره به سقوط مقامی و دوری از قرب الله ورانده شدن از درگاهش نیز
می باشد
آیه 82= و از آنجا که همیشه باید هشدار و تهدید با تشویق وبشارت همراه باشد تا
نیروی خوف ورجا را که عامل اصلی تکامل است یکسان بر انگیزد و در های باز گشت
به روی تو به کاران بگشاید در این آیه چنین می گوید ومن کسانی را که توبه کنند و
ایمان آورند و عمل صالح انجامدهند و سپس هدایت یابند و در زیر چتر هدایت رهبران
الهی قرار گیرند می آمرزم تعبیر به غفار نشان می دهد که الله چنین افراد را نه تنها
یک بار که بار ها مشمول آمرزش خود قرار میدهد
آیه 83= غوغای سارمی . در اینجا فراز مهم دیگری از زندگی موسی و بنی اسرائیل
مطرح شده و آن مربوط به رفتن موسی به اتفاق نمایندگان بنی اسرائیل به میعاد گاه
طور وسپس گوساله پرستی بنی اسرائیل در غیاب آنهاست برنامه این بود که موسی
برای گرفتن احکام تورات به کوه طور برود و گروهی از بنی اسرائیل نیز او را در این مسیر
همراهی کنند ولی از آنجا که شوق مناجات با الله در دل موسی شعله ور بود قبل از
دیگران تنها به میعادگاه الله رسید در اینجا وحی بر او نازل شد ای موسی چه چیز سبب
شد که پیش از قومت به اینجا بیایی و در این راه عجله کنی؟
آیه 84= و موسی بلافاصله عرض کرد الهی آنها به دنبال منند و من برای رسیدن به میعادگاه
و محضر وحی تو شتاب کردم تا از من خشنود شوی. نه تنها عشق مناجات تو شنیدن
سخنت مرا بی قرار ساخته بلکه مشتاق بودم هر چه زود تر قوانین وا حکام تو را بگیرم و به
بندگانت برسانم و از این راه رضایت تو را بهتر جلب کنم آری من عاشق رضای توام و مشتاق
شنیدن فرمانت
آیه 85= ولی بالاخره در این دیدار میعاد از سی شب به چهل شب تمدید شد و زمینه های
مختلفی که از قبل در میان بنی اسرائیل برای انحراف وجود داشت کار خود را کرد سامری
آن مرد هوشیار منحرف میاندار شد و با استفاده از وسائلی گوساله ای ساخت و جمعیت
را به پرستش آن فرا خواند بالاخره در آنجا بود که الله به موسی در همان میعاد گاه فرمود
ما قوم تو را بعد از تو آزمایش کردیم ولی از عهده امتحان خوب بیرون نیامدند و سامری
آنها را گمراه کرد
آیه 86= موسی با شنیدن این سخن آن چنان بر آشفت که تمام وجودش گویی شعله ور
گشت شاید به خود می گفت سالیان دراز خون جگر خوردم زحمت کشیدم با هر گونه خطر
روبرو شدم تا این جمعیت رابه توحید آشنا ساختم اما افسوس و صد افسوس با چند روز
غیبت من زحماتم بر باد رفت لذا بلافاصله موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود
باز گشت هنگامی که چشمش به آن صحنه بسیار زننده گوساله پرستی افتاد فریاد بر آورد
ای قوم من مگر الله شما وعده نیکویی به شما نداد این وعده نیکو یا وعده ای بوده که
در زمینه نزول تورات وبیان احکام آسمانی در آن به بنی اسرائیل داده شده بود یا وعده نجات
و پیروزی بر فرعونیان و وارث حکومت زمین شدن و یا وعده مغفرت و آمرزش برای کسانی
که توبه کنند و یا همه این امور بعد افزود پس آیا مدت جدایی من از شما به طول انجامیده
یا با این عمل زشت خود می خواستید غضب الله بر شما نازل شود که با وعده من مخالفت
کردید
آیه 87= بنی اسرائیل که خود را در برابر اعتراض شدید موسی دیدند و متوجه شدند به
راستی کار بسیار بدی انجام داده اند در مقام عذر تراشی بر آمدند و گفتند ما به میل و
اراده خود از وعده تو تخلف نکردیم در واقع این ما نبودیم که به اراده خود گرایش به
گوساله پرستی کردیم بلکه مقداری از زیور های قوم را که با خود داشتیم افکندیم و سامری
این چنین القا کرد .....
آیه 88= در هر صورت سامری از زینت آلات که از طریق ظلم و گناه در دست فرعونیان قرار
گرفته بود وارزشی جز این نداشت که خرج چنین کارحرامی بشود آری از مجموع این
زینت آلات برای آنان مجسمه گوساله ای که صدایی همچون صدای گوساله واقعی داشت
پدید آورد بنی اسرائیل که این صحنه را دیدند نا گهان همه تعلیمات توحیدی موسی را به
دست فراموشی سپردند و به یکدیگر گفتند این الله شما و الله موسی است وبه این
ترتیب او ( سامری عهد و پیمانش را با موسی بلکه با الله موسی فراموش کرد ) و مردم را
به گمراهی کشاند
آیه 89= در اینجا الله به عنوان توبیخ و سرزنش این بت پرستان می گوید آیا آنها نمی بینند
که این گوساله پاسخ آنها را نمی دهد و هیچ گونه ضرری از آنها دفع نمی کند و منفعتی
برای آنها فراهم نمی سازد یک معبود واقعی حداقل باید بتواند سوالات بندگانش را پاسخ
گوید آیا تنها شنیده شدن صدای گوساله از این مجسمه طلایی می تواند دلیل پرستش
باشد تازه موجودی که مالک سود و زیان دیگری و حتی خودش نیست آیا می تواند معبود
باشد؟
آیه 90= بدون شک در این قال و غوغا هارون جانشین موسی و پیامبر بزرگ الله دست از
رسالت خویش بر نداشت و وظیفه مبارزه با انحراف و فساد را تا آنجا که در توان داشت
انجام داد چنانکه قران می گوید هارون قبل از آمدن موسی از میعاد گاه به بنی اسرائیل
این سخن را گفته بود که شما به وسیله آن گوساله مورد آزمایش سختی قرار گرفته اید
فریب نخورید و از راه توحید منحرف نشوید بعد اضافه کرد و الله شما مسلما همان الله
بخشنده ای است که این همه نعمت را به شما مرحمت کرده . برده بودید شما را آزاد
کرد اسیر بودید رهایی بخشید گمراه بودید هدایت کرد پراکنده بودید در سایه رهبری
یک مرد آسمانی شما را جمع و متحد کرد جاهل و گمراه بودید نور علم بر شما افکند
و به صراط مستقیم توحید هدایتتان نمود اکنون که چنین است شما از من پیروی کنید
و اطاعت فرمان من نمایید مگر فراموش کرده اید برادرم موسی مرا جانشین خود ساخته
و اطاعتم را بر شما فرض کرده است چرا پیمان شکنی می کنید؟
آیه 91= ولی بنی اسرائیل چنان لجوحانه به این گوساله چسبیده بودند که منطق نیرومند
و دلایل روشن این مرد الله و رهبر دلسوز در آنها موثر نیفتاد با صراحت اعلام مخالفت
با هارون کردند و گفتند ما هم چنان به پرستش این گوساله ادامه می دهیم تا موسی
به سوی ما باز گردد وبه این ترتیب هم فرمان مسلم عقل را زیر پا گذاشتند و هم فرمان
جانشین رهبرشان را ولی به هر حال هارون با اقلیتی در حدود 12 هزار نفر از مومنان
ثابت قدم از جمعیت جدا شدند در حالی که اکثریت جاهل و لجوج نزدیک بود او را به
قتل برسانند
آیه 92= سرنوشت دردناک سامری . به دنبل بحثی که موسی با بنی اسرائیل در
نکوهش شدید از گوساله پرستی داشت ودر اینجا نخست گفتگوی موسی را با
برادرش هارون و سپس با سامری منعکس می کند نخست رو به برادرش هارون
کرده گفت ای هارون چرا هنگامی که دیدی آنها گمراه شدند ...
آیه 93= از من پیروی نکردی؟ آیا فرمان مرا عصیان نمودی؟ مگر هنگامی که می خواستم
به میعاد گاه بروم نگفتم جانشین من باش و در میان این جمعیت به اصلاح بپرداز و
راه مفسدان را در پیش مگیرمنظور از جمله الا تتبعن این است که چرا از روش و سنت
من در شدت عمل نسبت به بت پرستی پیروی نکردی
آیه 94= موسی با شدت و عصبانیت هر چه تمامتر این سخنان را با برادرش می گفت و
بر او فریاد می زد در حالی که ریش و سر اورا گفته بود و می کشید هارون برای این که
اورا بر سر لطف آورد و از التهاب او بکاهد گفت ای فرزند مادرم ( ای برادرم ) ریش و سر
مرا مگیر من فکر کردم که اگر به مباززه بر خیزم و در گیری پیدا کنم تفرقه شدیدی در
میان بنی اسرائیل می افتد و از این ترسیدم به هنگام بازگشت بگویی تو میان بنی اسرائیل
تفرقه افکندی و سفارش مرا در غیاب من به کار نبستی و به این ترتیب هارون بی گناهی
خود را اثبات کرد
آیه 95= بعد از پایان گفتگو با برادرش هارون و تبرئه او به محاکمه سامری پرداخت و گفت
این چه کاری بود که تو انجام دادی و چه چیز انگیزه تو بود ای سامری؟
آیه 96= او در پاسخ گفت من از مطالبی آگاه شدم که آنها ندیدند و آگاه نشدند
من چیزی از آثار رسول و فرستاده الله را گرفتم و بعد آن را به دور افکندم و این چنین نفس
من مطلب را در نظرم زینت داد و به سوی آیین بت پرستی گرایش کردم
آیه 97=
روشن است که پاسخ و عذر سامری در برابر سوال موسی به هیچ وجه قابل قبول نبود لذا
نبود لذ اموسی فرمان محکومیت او را در این دادگاه صادر کرد و سه دستور درباره او و گوساله اش
داد گفت برو که بهره تو در زندگی این دنیا این است که هر کس به تو نزدیک شود بگویی: با من تماس
نگیر وبه این ترتیب با یک فرمان قاطع سامری ر ااز جامعه طرد کرد و اورا به انزوای مطلق کشانید
امجازات دوم سامری اینمین مجازا بود که موسی کیفر او را در قیامت به او گوشزد کرد و گفت تو
وعده گاهی در پیش داری ( وعده عذاب الهی ) که هرگز از آن تخلف نخواهد شد . سومین مجازات
این بود که موسی به سامری گفت و به این معبودت که پیوسته او را عبادت کردی نگاه کن وببین
ما آن را می سوزانیم و سپس ذرات آن را به دریا می پاشیم تابرای همیشه محو گردد
آیه 98= ودر این آیه موسی با تاکید فراوان روی مساله توحید حاکمیت خط الله را مشخص کرد و
چنین گفت : معبود شما تنها الله است همان الله که معبودی جز او نیست هم ان الله که علمش
همه چیز را فرا گرفته است نه همچون بت های ساختگی که نه سخن می شنوند و نه پاسخی
می گویند نه مشکلی می گشایند و نه زبانی را دفع می کنند
آیه 99= پس از پایان گرفتن بحث های مربوط به تاریخ پر ماجرای موسی و بنی اسرائیل یک نتیجه
گیری کلی نیز قران روی آن می نماید و می گوید این چنین اخبار گذشته را برای تو ( یکی بعد از
دیگری) بازگو می کنیم . بعد اضافه می کند وما از ناحیه خود قرانن به تو دادیم قران که مملو
از در س های عبرت و دلایل عقلی و اخبار آموزنده گذشتگان و مسائل بیدار کنندگان آینده است
آیه 100=وبه همین جهت در این آیه از کسانی سخن می گوید که حقایق قران و درس های
عبرت تاریخ را فراموش می کنند میگوید کسی که از قران روی برگرداند در قیامت بار سنگینی
از گناه ومسئولیت بر دوش خواهد کشید آرای اعراض از قران انسان را به آن چنان بیراهه ها
می کشاند که بارهای سنگینی از انواع گناهان و انحرافات فکری و عقیدتی را بر دوش آنها
می نهد.
آیه 101= بعد اضافه می کند آنها در میان وضع جاودانه می مانند و این بار سنگین گناه بد باری
اس برای آنها در روز قیامت
آیه 102= بعد به توصیف روز قیامت و آغاز آن پرداخته و می گوید همان روزی که در صور دمیده
می شود و گنهکاران را با بدن های کبود و تیره در آن روز جمع می کنند
آیه 103= در این حال مجرمان در میان خود در باره فقدان مقدار توقفشان در عالم بززخ آهسته
با هم گفتگو می کنند بعضی می گویند شما تنها ده شبانه روز در عالم برزخ توقف کردید و
نمیدانند چقدر طولانی بوده است این آهسته گفتن یا به خاطر رعب و وحشت شدیدی است
که از مشاهده صحنه قیامت به آنها دست می دهد یا بر اثر شدت ضعف و ناتوانی است
آیه 104= بعد اضافه می کند ما به آنچه می گویند کاملا آگاه تریم خواه آهسته بگویند یا بلند
هنگامی که نیکو روش ترین آنها می گوید شما تنها یک روز درنگ کرده اید
آیه 105= صحنه هول انگیز قیامت : از آ«جا که در آیات گذشته سخن از حوادث مربوط به پایان
دنیا و آغاز قیامت بود در اینجا نیزهمین مساله را پی گیری می کند . از این آیه چنین بر میاید
که مردم از پیامبر در باره سرنوشت کوهها به هنگام پایان گرفتن دنیا سوال می شود
لذا می گوید و از تو در باره کوهها سوال می کنند در پاسخ بگو الله من آنها را از هم متلاشی
وتبدیل به سنگریزه کرده وبر باد می دهد
از مجموع آیات قران در مورد سرنوشت کوهها چنین استفاده می شود که آنها در آستانه رستاخیز
مراخل مختلفی را طی می کنند نخست به لرزه می آیند بعد به حرکت در می آیند
در سومین مرحله از هم متلاشی می شوند وبه صورت انبوهی از شن در می آیند و در آخرین
مرحله آن چنان طوفان و باد آنها را از جا جرکت می دهد و در فضا می پاشد که هم چون پشم
های زده شده به نظر می رسند
آیه 106= این آیه می گوید با متلاشی شدن کوهها و پراکنده شدن ذرات آن الله صفحه زمین
را به صورت زمینی صاف و مستوی و بی آب و گیاه در می آورد
آیه 107= آن چنان که در آن هیچ گونه اعوجاج و پستی و بلندی مشاهده نخواهی کرد
آیه 108= در آن روز همه از دعوت کننده الهی پیروی نموده و قدرت بر مخالفت او نخواهند
داشت و همگی از قبر ها بر می خیزند این دعوت کنند ه هرکس که باشد آن چنان فرمانش
نافذ است که هیچ کس قدرت بر تخلف از آن را ندارد و در این موقع همه صداها در برابر عظمت
الله رحمان خاضع می شود و جز صدای آهسته چیزی نمی شنوی این خاموشی صدا ها یا
به خاطر سیطره عظمت الهی بر عرصه محشر است که همگان در برابرش خضوع می کنند
یا از ترس حساب و کتاب و نتیجه اعمال و یا هر دو
آیه 109=از آنجا که ممکن است بعضی گرفتار این اشتباه شوند که ممکن است غرق گناه
باشند و به وسیله شفیعانی شفاعت شوند بلافاصله اضافه می کند در آن روز شفاعت
هیچ کس سودی نمی دهد مگر کسانی که الله رحمان به آنها اجازه شفاعت داده و از گفتار
آنان در این زمینه راضی است اشاره به این که شفاعت درآنجا بی حساب نیست بلکه برنامه
دقیقی دارد و هم در مورد شفاعت کننده و هم در مورد شفاعت شونده و تا استحقاق و
شایستگی در افراد برای شفاعت شدن وجود نداشته باشد شفاعت معنی ندارد
آیه 110= و از آنجا که حضورمردم در صحنه قیامت برای حساب و جزا نیاز به آگاهی الله از اعمال
ورفتار آنها دارد در این آیه اضافه می کند الله آنچه را مجرمان پیش رو دارند و آنچه در دنیا
پشت سر دارند همه را می داند و از تمام افعال وسخنان ونیات آنها در گذشته و پاداش کیفری
را که در آینده در پیش دارند از همه با خبر است و لی آنها به علم او احاطه ندارند و به این
ترتیب احاطه علمی الله هم نسبت به اعمال آنهاست و هم نسبت به جزای آنها و این دو در
حقیقت دو رکن قضاوت کامل و عادلانه است
آیه 111=و در آن روز همه مردم در برابر الله حی قیوم کاملا خاضع می شوند انتخاب صفت حی
وقیوم از میان صفات الله در اینجا به خاطر تناسبی است که این دو صفت با مساله رستاخیز
که روز حیات و قیام همگان است دارد و در پایان آیه اضافه میکند و مایوس و زیانکار است آن
که بار ستمی بر دوش دارد . گویی ظلم وستم همچون بار عظیمی است که بر دوش انسان
سنگینی می کند واز پیشرفت او به سوی نعمت های جاویدان الهی باز می دارد
آیه 112= و از آنجا که روش قران غالبا بیان تطبیقی مسائل است بعد از ذکر سرنوشت ظالمان
و مجرمان در آن روز به بیان حال مومنان پرداخته می گوید و اما کسانی که اعمال صالحی
انجام دهند در حالی که ایمان دارند آنها نه از ظلم و ستمی می ترسند و نه از نقصان حق
اصولا برای این که عمل صالح بطور مستمر و ریشه دار و عمیق انجام می شود باید از عقیده
پاک و اعتقاد صحیح ( ایمان ) سیراب گردد
آیه 113= قران در اینجا اشاره به مجموع آنچه در آیات قبل پیرمون مسائل تربیتی مربوط به
قیامت و وعده و وعید آمده است می فرماید : و این گونه آن را قرانی عربی فصیح و گویا
نازل کردیم و انواع تهدید ها را به عبارت و بیانات مختلف بیان نمودیم شاید آنها تقوا پیشه
کنند یا برای آنان تذکری پدید آورد. کلمه عربیا گرچه به معنی زبان عربی است ولی در
اینجا اشاره به فصاحت و بلاغت قران ورسا بودن مفاهیم آن می باشد زیرا اصولا زبان
عربی به تصدیق زبان شناسان جهان یکی از رساترین لغات و ادبیات آن از قوی ترین
ادبیات است دیگر این که گاهی قران بیانات مختلفی از یک واقعیت دارد مثلا مساله
وعید و مجازات مجرمان را گاهی در لباس بیان سرگذشت امت های پیشین و گاهی به
صورت خطاب به حاضران و گاهی در شکل ترسیم حال آنها در صحنه قیامت و گاه به
لباس های دیگر بیان می کند
آیه 114= این آیه اضافه میک ند پس بلند مرتبه است الله که سلطان بر حق است
و از آنجا که گاه پیامبر به خاطرعشق به فراگیری قران و حفظ آن برای مردم به هنگام دریافت
وحی عجله می کرد و کاملا مهلت نمی داد تا جبرئیل سخن خود را تمام کند در دنباله این
آیه چنین به او تذکر داده می شود و نسبت به تلاوت قران عجله مکن پیش از آن که وحی
آن بر تو تمام شود و بگو الهی علم مرا افزون کن
جایی که پیامبر با آن علم سرشار و روح مملو از آگاهی مامور باشد که تا پایان عمر از الله
افزایش علم بطلبد وظیفه دیگران کاملا روشن است در حقیقت از نظر اسلام علم هیچ
حد ومرزی را نمیشناسد افزون طلبی در بسیاری از امورمذموم است ولی در علم ممدوح
است افراط بد است ولی افراط در علم معنی ندارد
آیه 115= آدم وفریبکاری شیطان که در اینجا از داستان آدم و حوا و مبارزه و دشمنی ابلیس
با آنان سخن می گوید شاید اشاره به این نکته که مبارزه حق و باطل منحصر به امروز و
دیروز و موسی وفرعون نیست از آغاز آفرینش آدم بوده وهم چنان ادامه دارد
نخست از پیمان آدم با الله سخن می گوید و می فرماید پیش از این از آدم پیمان گرفته
بودیم اما او فراموش کرد وعزم استواری برای او نیافتیم منظور از این عهد فرمان الله دایر
به نزدیک نشدن به درخت ممنوع است بدون شک آدم مرتکب گناهی نشد بلکه تنها
ترک اولایی از او سر زد اصولا دورا ن سکونت آدم در بهشت یک دوران آزمایشی برای
آماده شدن جهت زندگی در دنیا و پذیرش مسئولیت تکالیف بود
آیه 116= بعد به بخش دیگر این داستان اشاره کرده می گوید و به خاطر بیاورید هنگامی
که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید آنها نیز همگی سجده کردند جز ابلیس که
امتناع ورزید و از اینجا به خوبی مقام با عظمت آدم روشن می شود آدمی که مسجود
فرشتگان بود ضمنا عداوت ابلیس با او ا ز نخستین گام آشکار می گردد
شک نیست که سجده به معنی پرستش مخصوص الله است و غیر از الله هیچ کس و
هیچ چیز نمی تواند معبود باشد پس سجده فرشتگان در برابر الله بود منتهی به خاطر
آفرینش این موجود با عظمت
آیه 117= به هر حال ما در این موقع به آدم خطاب کردیم پس گفتیم ای آدم با این برنامه
مسجل شد که ابلیس دشمن تو و همسرت است مواظب باشید که مبادا شما را از
بهشت بیرون کند که به درد و رنج خواهی افتاد
آیه 118= بعد الله آسایش بهشت و درد ورنج محیط بیرون آن را برای آدم چنین شرح میدهد
تو در اینجا گرسنه نخواهی شد و برهنه نمی شود
آیه 119= و تو در آن تشنه نخواهی شد و آفتاب سوزان آزارت نمی دهد در دو آیه فوق
به چهار نیاز اصلی و ابتدایی انسان یعنی نیاز به غذا و آب ولباس و مسکن اشاره شده است
آیه 120= اما با این همه شیطان کمر عداوت و دشمنی را با آدم بسته بود به همین دلیل
آرام ننشست وشروع به وسوسه آدم کرد وگفت ای آدم آیا درخت عمر جاویدان را به تو
نشان بدهم که هرکس از میوه آن بخورد همیشه زنده خواهد بود آیا راه رسیدن به حکومت
وسلطنت همیشگی را می خواهی بدانی؟ در واقع شیطان حساب کرد تمایل آدم به
چیست و به اینجا رسید که او تمایل به زندگی جاویدان و رسیدن به قدرت بی زوال دارد
لذا برای کشاندن او به مخالفت فرمان الله از این دو عامل استفاده کرد
آیه 121= سرانجام آنچه نمی بایست بشود شد پس ادم و حوا هر دو از درخت ممنو عه
خوردند وبه دنبال آن لباس های بهشتی ازاندامشان فرو ریخت و عورتشان آشکار گشت
هنگامی که آدم و حوا چنین دیدند بلافاصله ازبرگ درختان بهشتی جامه دوختند برای
پوشاندن اندام خود آری عاقبت آدم الله را نافرمانی کرد و از پاداش او محرو م شد
آیه 122=ولی از آنجاکه آدم ذاتا پاک و مومن بود و در طریق رضای الله گام بر میداشت و
این خطا که بر اساس وسوسه شیطان دامن او را گرفت جنبه استثنایی داشت الله او را از
رحمت خود برای همیشه دور نساخت بلکه بعد از این ماجرا الله او را برگزید و توبه اش را
پذیرا شد اما کاری کرده بود که بازگشت به حال نخستین امکان نداشت و لذا الله به او و
حوا دستور داد هردو و هم چنین شیطان ازبهشت به زمین فرود آیند در حالی که دشمن
یکدیگرند . اما به شما اخطار می کنم راه سعادت و نجات به رویتان گشوده است پس هر
گاه هدایت من به سراغ شما بیاید هریک از شما از این هدایت پیروی کند نه گمراه می شود
و نه شقاوتمند
آیه 123= و برای این که تکلیف آنها که فرمان حق را فراموش می کنند نیز روشن گردد
اضافه می کند و کسی که ازیاد من روی گردان شود زندگی سخت و تنگی خواهد داشت و در
روز قیامت او را نابینا محشور می کنم . اصولا تنگی زندگی بیشتر به خاطر کمبود های معنوی
و نبودن غنای روحی است به خاطر عدم اطمینان به آینده و ترس از نابود شدن امکانات
موجود و وابستگی بیش ار حد به جهان ماده است و آن کس که ایمان به الله دارد و دل به
ذات پاک او بسته از همه این نگرانی ها در امان است
آیه125= در آنجا عرض کرد الهی چرا مرا نابینا محشور کردی در حالی که قبلا بینا بودم
آیه 126= بلافاصله پاسخ می شنود که می فرماید آن گونه که آیات من برای تو آمد و تو آنها را
فراموش کردی امروز نیز تو فراموش خواهی شد و چشمت از دیدن نعمت های الهی و مقام
قرب او نابینا می شود
آیه 127= سرانجام به صورت یک جمع بندی و نتیجه گیری می فرماید و این گونه کسانی را
که راه اسراف را پیش گرفتند و ایمان به آیات الله نیاوردند جزا می دهیم و عذاب آخرت از این
هم شدید تر و پایدار تر است
آیه 128= از تاریخ گذشتگان عبرت بگیرید از آنجا که آیات گذشته بحث های فراونی از مجرمان
به میان آمد در این آیه به یکی از بهترین و موثرترین طرق بیداری که مطالعه تاریخ پیشینیان
است اشاره کرده چنین می گوید آیا برای هدایت آنها همین کافی نیست که بسیاری از
اقوام گذشته را که در قرون پیشین زندگی می کردند هلا ک کردیم . همان کسانی که گرفتار
مجازات دردناک الهی شدند واینها در مساکن ویران شده آنان رفت و آمد دارند و اینها در مسیر
رفت و آمد خود به خانه های قوم عاد در سفرهای یمن و مساکن ویران شده قوم ثمود در
سفرشام و منازل زبر ورو گشته قوم لوط در سفر فلسطین می گذرند آثار آنها را می بینند
ولی درس عبرت نمی گیرند آری در اینها دلائل روشن و آیات فراوانی است برای صاحبان
عقل واندیشه بیدار . موضوع عبرت گرفتن از تاریخ پیشینیان از مسائلی است که قران و
احادیث اسلامی زیاد روی آن تکیه کرده است در حدیثی از پیامبر می خوانیم غافل ترین
مردم کسی است که از دگرگون شدن دنیا اندرز نگیرد و از ورق گردانی لیل ونهار اندیشه
نکند
آیه 129= این آیه در حقیقت پا سخ به سوالی است که در اینجا مطرح می شود و آن این
که چرا الله همان برنامه ای را که برای مجرمان پیشین ترتیب داد برای این گروه نیز ترتیب
نمی دهد قران می گوید: و اگر سنت و و تقدیر الله و ملاحظه زمان مقرر نبود به زودی عذاب
الهی دامان آنها را می گرفت این سنت الهی اشاره ای به فرمان آفرینش دایر به آزادی
انسان هاست زیرا اگر هر مجرمی بلافاصله و بدون هیچ گونه مهلت مجازات شود ایما ن و عمل
صالح تقریبا جنبه اضطراری و اجباری پیدا می کند و بیشتر به خاطر ترس و وحشت از مجازات
فوری خواهد بود بنا بر این وسیله تکامل که هدف اصلی است نخواهد شد
بعلاوه اگر حکم شود که همه مجرمان فورا مجازات شوند کسی در روی زمین زنده نخواهد
ماند . پس باید مهلتی باشد تا گنهکاران به خود آیند وراه اصلاح در پیش گیرند و هم فرصتی
برای خود سازی به همه پویندگان راه حق داده شود
آیه 130= بعد روی سخن را به پیامبر کرده می گوید اکنون که بنا نیست این بدکاران فورا
مجازات شوند تو در برابر آنچه آنها می گویند صابر وشکیبا باش و برای تقویت روحیه پیامبر
و تسلی خاطر او دستور راز و نیاز با الله و نماز و تسبیح را می دهد و می گوید قبل از
طلوع آفتاب و پیش از غروب آن هم چنین در اثنا شب و اطراف روز تسبیح و حمد الله را به
جا آور تا راضی وخشنود شود وقلب تو در برابر سخنان دردآور آنها ناراحت نشود بدون شک
این حمدو تسبیح مبارزه ای سات با شرک و بت پرستی در عین صبر وشکیبایی در برابر
بدگویی ها و سخنان نا هنجار مشرکان
آیه 131=در اینجا دستوراتی به پیامبر داده شده است که در حقیقت منظور از آن عموم
مسلمانان است و تکمیلی است برای بحثی که در زمینه شکیبایی در آیه گذشته خواندیم
نخست می گوید و هرگز چشمان خود را به نعمت های مادی که به گروه هایی از آنها
( کفار و مخالفان ) داده ایم بیفکن . آری این نعمت های پایدار شکوفه های زندگی دنیاست
شکوفه هایی که زود می شکفند و پژمرده می شوند و پرپر می شوند و بر روی زمین
می ریزد و چند صباحی بیشتر پایدار نمی ماند در عین حال اینها همه برای این است که
ما آنان را در آن بیازماییم و به هر حال آنچه الله به تو روزی داده بهتر وپایدارتر است الله
انواع مواهب و نعمت ها را به تو بخشیده است ایمان واسلام وقران و ایت های الهی
و روزی حلال و پاکیزه و سرانجام نعمت های جاودان آخرت این روزی ها پایدار و جاودانی
هستند .
آیه 132= در این آیه برای تلطیف روح پیامبر و تقویت قلب او می فرماید و خانواده خود را
به نماز دستور ده و خود نیربر انجام آن شکیبا باش وپر استقامت . چرا که این نماز برای
تو و خاندانت مایه پاکی و صفای قلب و تقویت روح و دوام یاد الله است بعد اضافه می کند
اگر دستور نماز به تو خاندانت داده شده است منافع و برکاتش تنها متوجه خود شماست
ما از تو روزی نمی خواهیم بلکه به تو روزی می دهیم این نماز چیزی برعظمت الله نمی افزاید
بلکه سرمایه بزرگی برای تکامل شما انسان ها و کلاس عالی تربیت است و عاقبت و سر
انجام نیک از آن تقواست . آنچه باقی می ماند و سر انجامش مفید وسازنده و حیات بخش
است همان تقوا و پرهیز کاری است پرهیز کاران سرانجام پیروزند و بی تقوایان محکوم به
شکست
آیه 133= این آیه به یکی از بهانه جویی های کفار اشاره کرده می گوید و آنها گفتند چرا
معجزه ای ازسوی الله آن چنان که ما می خواهیم نمی آورد بلافاصله به آنها پاسخ می گوید
آیا خبر های روشن اقوام پیشین که در کتب آسمانی گذشته بوده است برای آنها نیامده
است که پی در پی برای آوردن معجزات بهانه جویی می کردند و پس از مشاهده معجزات
به کفرو انکار ادامه می دادند و عذاب شدید الهی دامنشان را می گرفت آیا نمی دانند
اگر اینها نیز همین راه را بروند همان سرنوشت در انتظار شان است
آیه134= به هر حال این بهانه جویان مردمی حق طلب نیستند بلکه دائما در فکر بهانه
گیری تازه ای می باشند حتی اگر ما آنها را قبل از نزول این قران و آمدن پیامبر مجازات
و هلاک می کردیم در قیامت می گفتند الهی چرا پیابری برای ما نفرستادی تا ازآیات
تو پیروی کنیم پیش از آن که ذلیل ورسوا شویم . ولی اکنون که این پیامبر بزرگ با این
کتاب با عظمت به سراغ آنها آمده هر روز سخنی می گویند و برای فرار از حق بهانه ای
می تراشند
آیه 135= به آنها اخطار کن و بگو همه ما و شما در انتظار این هستید که این مشکلات
و مصائب دامن ما را بگیرد اکنون که چنین است در انتظار باشید اما به زودی خواهید
دانست چه کسانی اهل راه مستقیم و آیین حق هستند و چه کسانی به منزلگاه
حق و نعمت جاودان الهی هدایت یافته اند و با این جمله قاطع و پر معنی گفتگوی
خود را با این منکران لجوج و بهانه چو در اینجا پایان می دهد. پایان