کمک رسانی برای حرکت به سوی نور

بسم الله الرحمن الرحیم

در مسیر سیر و سلوک و حرکت به سوی نور و معنویت و روحانیت، سوره یس از نقشی اساسی برخوردار است و رکنی بی بدیل به شمار می رود.

مقصود سیر و سلوک
آنان که دینداری پیشه کرده و خود را ملزم به اطاعت از فرامین الهی ساخته‌اند، به دو دسته تقسیم می گردند :

گروه اول که اکثریت دینداران را تشکیل می دهند، مۆمنانی هستند که رستن از جهنم و عذاب و دستیابی به بهشت و سعادت را غایت اعمال و عبادات خود قرار داده اند .

گروه دوم که همان نخبگان و برگزیدگان مۆمنین می باشند، افرادی هستند که در راه رسیدن به «مقام قرب الهی» حرکت می کنند و در این مسیر سه هدف را پیش رو و سر لوحه اعمال خود قرار داده اند که آن سه عبارتند از:  1.قرب الی اللّه،   2.رضوان اللّه،   3.لقاء اللّه.

در حقیقت، اینان در پی آن هستند که در مرتبه نخست، خود را از خصلت های منفی پاک، و از ظلمت و تاریکی های جهان مادی رها سازند و به صفات و خصلت های الهی بیارایند تا در نتیجه چنان رستن و آراستنی، به مقام قرب الهی برسند و مستوجب رضوان، نظر و خشنودی خدا گردند، اما در عین حال، آنان بالاترین مقصود و والاترین آرزوهای خویش را رسیدن به لقاء الله قرار داده اند و از تمام رفتار، گفتار و حرکات خود آن مقصد والا را می جویند.

منظور ما هم از سیر و سلوک قرار گرفتن در همین مسیر می باشد و مقصود از سالک الی الله، چنین اشخاصی هستند که در مسیر قرب، رضوان و لقاء الهی کوشش می کنند.

از این نظر، دستیابی به بهشت هم، از آن جهت برای سالک الی الله مطلوب است که مکان قرب خدا و ساکنان آن شامل خشنودی رضوان پروردگار و شاهد جمال و جلال الهی هستند و جهنم نیز به آن دلیل منفور و تلخ و دردناک می باشد که مکان دوری ازالله  و جایگاه دورماندگان از لطف و رحمت خداوند است.

 یاسین؛ رکن بی بدیل در سیر و سلوک
باید دانست که در مسیر سیر و سلوک و حرکت به سوی نور و معنویت و روحانیت، سوره یس از نقشی اساسی برخوردار است و رکنی بی بدیل به شمار می رود.

البته معنای این گفتار آن نیست که شخص سالک تنها با خواندن «یس» می تواند به هدف والای خود دست یابد، بلکه بدین معناست که لازم است با وجود انجام دیگر اعمال و عبادات، سوره یس در متن آنها قرار گیرد تا کاخ رفیع سیر و سلوک بنا گردد.

رکنیت یس را می توان در سه نقش اساسی این سوره شریف جست و جو کرد که آن سه عبارتند از:


1.فعال سازی
انسان شاهکار خلقت و موجود با عظمتی است که ظرفیت های بسیار و آمادگی های بی کرانی در او نهفته است؛ ظرفیت ها و آمادگی هایی که اگر به فعلیت برسند و نیروهای وجودی او را آزاد سازند، می توانند انسان را تا بلندترین قله های کمال پیش برند، اما افسوس که بیشتر اوقات، حتی یک هزارم این آمادگی ها هم، در وجود آدمی ظهور نمی یابد.

به عنوان نمونه، همه ما دارای چشم باطنی هستیم که اگر گشوده گردد، می تواند افق های دور دست و حقایق پر رمز و رازی را ببیند، همچنین از گوش باطنی برخورداریم که چنانچه شنوا گردد، همه نغمه های عالم بالا و سروش های آسمانی را خواهد شنید؛ و صدها توانایی نهفته دیگر که مهم، یافتن رمز و راز فعال سازی آنهاست.

تلاوت سوره های قرآن کریم نیز، از آثار آشکار و نهانی برخوردار می باشد، ثوابی که برای تلاوت سوره ها ذکر گردیده، همان اثر آشکار آنهاست، اما سوره های قرآن دارای اثرات پنهان فراوانی هستند که بروز آنها نیاز به یک عامل فعال ساز دارد.

سوره «یس» یکی از این عوامل فعال ساز است که هم می تواند توانایی های نهفته در وجود آدمی را ظاهر سازد و هم تلاوت آن، آثار آیات و سوره های قرآن کریم را بروز می دهد.

آن دسته از روایات نیز که از «یس» به قلب قرآن تعبیر کرده اند، ناظر بر همین ویژگی آن می باشد و به این معناست که همچنان که همه اعضاء تنها در پرتو وجود قلب می توانند فعالیت و حرکت کنند و آثار خود را آشکار سازند، آثار و توانایی های آدمی نیز، تنها در پرتو «یس» فعال و هویدا می گردد. 

اهمیت و جایگاه این نقش از سوره یس تا بدانجاست که می توان گفت: تنها وجود همین ویژگی برای آن بس است که انسان همچون غلامی حلقه به گوش، خود را در آستانه این سوره شریفه قرار دهد تا از نردبان کمالات بالا رود و در سایه تأثیرات آن به غیب جهان برسد.

و به این ترتیب، چیزهایی را ببینید که دیگران نمی بینند، سروش هایی را بشنود که دیگران نمی شنوند و به آنچه که در تصور هیچ کس نمی گنجد، آگاه گردد.


2. افزون سازی
در دین مقدس اسلام برای هر یک از اعمال نیک و عبادی همچون، نماز، روزه ، حج ، زکات و… ثوابهای بسیاری برشمرده شده است که گاهی مزیت‌ها و شرایطی همراه آنها می شود و آن ثواب ها را افزون می سازد.

به عنوان نمونه، خواندن قرآن در نماز و خواندن نماز در مسجد ثواب این دو عمل نیک را نسبت به شرایط معمولی انجام آن افزون می سازد. بنابراین همراه شدن یک عمل نیک با زمان و مکانی خاص ، سبب افزایش ثواب آن می گردد.

خواندن سوره «یس» نیز در کنار سایر اعمال عبادی و معنوی از چنین نقشی برخوردار است، یعنی، ثواب آنها را تا چند برابر افزایش می دهد و از این نظر، می توان آن را به عسلی تشبیه کرد که بنابر یافته های گیاه شناسی، چنانچه با هر گونه گیاه دارویی، استفاده شود، خواص درمانی آن را چندین برابر می سازد.

تفاوت سوره «یس» با دیگر مزایای افزون ساز در آن است که آنها تنها در عملی خاص اثر می گذارند. مثلاً مسجد تنها ثواب نمازی را که در داخل آن خوانده شود، زیاد می کند و نسبت به نمازی که در خارج آن خوانده شود ، یا هر عمل دیگری که در خارج آن انجام شود ، اثری ندارد.

اما از روایات اهل بیت در مورد فضیلت سوره «یس»، چنین برداشت می گردد که خواندن سوره «یس» می تواند بر اثر هرگونه از اعمال نیک پرتو افکند و ثواب همه آنها را افزایش دهد، بالاتر اینکه بر اعمال آینده نیز تأثیر می گذارد و آنها را دگرگون می سازد، به طوری که وقتی انسان، پس از اعمال نیکی که در طول روز انجام داده است، به خواندن این سوره شریفه بپردازد، نه تنها از ثواب فراوان قرائت این سوره برخوردار شده است، بلکه به وسیله «یس» ثواب دیگر اعمال نیک خود را افزون ساخته است.

به همین جهت می باشد که در روایات، همواره سفارش شده است که: «در هنگام خواب سوره یس بخوانید، تا نور بر اعمال گذشته و آینده شما سرازیر گردد».

 3. شتاب دهندگی
به منظور روشن شدن مفهوم این ویژگی بزرگ سوره «یس» می توان به این مطلب توجه نمود که برخی مواد طبیعی از خاصیت شتاب دهندگی (کاتالیزور) برخوردارند، به این معنا که می توانند شیئی را که مسافتی را در مدت یک ساعت طی می کرده است، قادر سازند تا همان مسافت را در مدت ده دقیقه طی کند.

اعمال نیک نیز همگی این نتیجه را پیش رو دارند که آدمی را به سرمنزل مقصود نزدیک می کنند، اما آنچه در این میان مهم است، آن می باشد که برخی از اعمال نیک سریع تر ما را به هدف می رسانند و برخی دیرتر و گاهی با متحمل ساختن سال‌ها رنج، به سخن دیگر، هدف از انجام عبادات رسیدن به حقیقت توحید است.

به طور معمول، سالیان سال زحمت و رنج می طلبد تا سالک به این مقصد والا دست یابد، اما سوره یس در میان این اعمال می تواند نقش شتاب دهنده داشته باشد و رسیدن به مقصد را در کوتاهترین زمان ممکن میسر سازد.

بنابراین، اگر اعمال نیک را همچون مرکبی در راه تقرب به خداوند تصور نماییم، «یس» را می توان شتاب دهنده ای دانست که آن اعمال را به مرکبی تیز رو که بتوانند در کوتاهترین زمان ممکن انسان را به سر منزل مقصود برسانند،تبدیل می کند.

حال از رهگذر آشنایی با این سه نقش اصولی سوره شریفه «یس» می توان به جایگاه بلند و علت رکنیت آن در سیر و سلوک پی برد و از همین رهگذر تفاوت مکتب سیر و سلوکی اهل بیت را با سایر مکاتب انحرافی دریافت.

 ذکر «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و الله اکبر» را زیاد بگوئید.چون در قیامت این اذکار با گروهی از فرشتگان و محافظ از پیش رو و پشت سر خواهند آمد. و این اذکار باقیات و صالحات می باشند.

 

در حالی که اهل دنیا دائم به ذکر دنیا مشغول اند و در لذت های دنیوی غوطه می خورند،اهل ایمان تمام لذت شان از یاد خدا است و در اطاعت خدا غوطه ورند. ذکر از بهترین وسایل برقراری ارتباط با حضرت حق جلّ شأنه می باشد. یاد الهی از نزدیکترین مسیرهای قرب و نزدیکی به پروردگار این عالم است. اوقات اشتغال به ذکر خداوند متعال نیز از شیرین ترین حالتها و لذّتهای بندگان مؤمن است.

 

ذکر نیز مانند تمام امور مهم شرعی دارای تقسیمات، ضوابط و شرایط خاصی است که رعایت این امور برای بهره بردن صحیح لازم است.

 

معنای حقیقی ذکر و یاد الله آن است که انسان در هر موقعیتی که هست در حال اطاعت و بندگی خداوند باشد و خدا را فراموش ننماید. تمام اعمال و آداب بندگی الله  یاد الله  به معنای وسیع و حقیقی کلمه محسوب می شود و مهم هم این است که انسان در تمام زندگی خود اهل ایمان و بنده خدا باشد. ذکر زبانی هم در صورتی موثر است که به معنای وسیع کلمه انسان ذاکر الله و بنده واقعی حق تعالی و مطیع او باشد.

 

 

آثار ذکر بر روح و روان

یكی از زیباترین جلوه های ارتباط عاشقانه با الله  و اساسی ترین راه های سیر و سلوك ، ذكر است؛ یعنی مترنّم بودن زبان و قلب انسان به اسماء حُسنای الهی و شاداب نگه داشتن گل روح در زیرباران یاد حق.

 

ذكرخدا، از یادبردن هستی محدود خویش در رهگذر یاد اسمای الهی است و تداوم و استمرار آن زنگار گناهان را از روی دل می زداید؛ زیرا غفلت و فراموشی حق تعالی ، ساحت دل را مكدّر می كند.ذكر الله  آثار و ثمرات اعجاب آور و باشكوهی دارد كه هریك از آنها در سازندگی روحی و اخلاقی انسان تأثیر به سزایی دارد. این آثار عبارتنداز:

 

1- یاد الله  نسبت به بنده

اولین اثر یاد الله این است كه الله ای متعال نیز انسان را یاد می كند. «مرا یادكنید تا شمارا یادكنم ».

 

2- روشنی دل

الله ؛ ذكرخویش راموجب نورانی شدن و بیداری دل ها می داند. مردن دل وافسردگی ازهولناك ترین سیه روزی هاست.

 

یكی از موثرترین عوامل علاج مرگ دل و احیای دوبارة آن، پناه بردن به ذكر الله است؛ ذكرحق نور است و مداومت درآن ، قلب را از تاریكی و ناامیدی و قساوت نجات می دهد.

 

3- آرامش قلب

به تعبیر قرآن طمأنینه و سكون قلب از جمله آثار مستقیم یادالله است. «كسانی كه ایمان آورده اند و دل هایشان به یاد الله است، بدانید تنها با یاد الله دل ها آرام می گیرد.»

 

4- خشیت و ترس از الله

از جمله آثار یاد الله برای مومنان، الله ترسی و خشیت می باشد. قرآن در این زمینه می فرماید: «تنها مومنان هستند كه هرگاه یاد الله به میان آید، دل هایشان ترسان شود».

 

یكی از موثرترین عوامل علاج مرگ دل و احیای دوبارة آن، پناه بردن به ذكرالله است؛ ذكرحق نور است و مداومت درآن ، قلب را از تاریكی و ناامیدی و قساوت نجات می دهد

 

5- بصیرت یافتن و شناخت شیطان

یكی از عوامل اصلی سقوط انسان و سیه روزی او، افتادن به دام های ناپیدای شیطان است و ذكر حق به انسان بصیرتی می دهد كه وسوسه های پنهان و دام های ناپیدای شیطان را به سهولت بشناسد و در دام او نیفتد.

 

6- بخشش گناهان

از آثار و ثمرات اخروی یاد الله ، مغفرت الهی می باشد كه شامل حال یادكنندگان الله می گردد و اضافه برآن ، الله  وعده اجر و پاداش بزرگ نیز به ایشان داده است.

 

7- حكمت و علم

یكی دیگر از ثمرات ذكر ، پختگی عقل و كمال و حكمت است. ذكر باعث فروزان شدن قوه ادراك انسان و جوشش فكر و اندیشه می شود. جان فرد شایستگی این را پیدا می كند كه منعكس كننده حقایق غیبی در خود گردد و الله  به اندیشه و عقل این افراد مدد رساند.

 آیا می خواهید شما را به بهترین و پاکیزه ترین کارهایتان نزد پروردگارتان، و رفعت دهنده ترین اعمال در درجات معنویات، و آنچه برای شما بهتر از درهم و دینار است، و آنچه بهتر از روبرو شدن با دشمنان و مقابله با آنهاست، راهنمایی کنم؟  آن ذکر کثیر الله  متعال است.

 

1-ذکر تسبیحات اربعه:

1ـ  پنج چیز است که چقدر در میزان سنگین اند؛ گفتن سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و اللّه اکبر و فرزند شایسته ای است که از مسلمانی بمیرد و او در مرگ آن فرزند دامن صبر از دست ندهد و به حساب الله  منظور بدارد.

2ـ  ذکر «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و الله اکبر» را زیاد بگوئید. چون در قیامت این اذکار با گروهی از فرشتگان و محافظ از پیش رو و پشت سر خواهند آمد. و این اذکار باقیات الصالحات می باشند.

 

2- تسبیح (سبحان الله)

1ـ درباره تفسیر «سبحان الله»  این ذکر تعظیم و منزه دانستن الله  است از آنچه مشرکین می گویند. و اگر بنده ای آن را بگوید؛ تمام ملائکه بر او صلوات می فرستند.

 

2ـ  ابلیس گفت: پنج کار است که در آنها من هیچ حیله ای ندارم و سایر مردم در قبضه من هستند:...و کسی که زیاد در روز و شب تسبیح سبحان الله می گوید و ...

 

3ـ  هرکس روزی سی مرتبه تسبیح ( سبحان الله) بگوید: الله  هفتاد نوع بلا که کمترین آنها فقر است را از وی دفع می نماید.

 

3- تهلیل(لا اله الاّ الله)

1ـ   (لا اله الاّ الله) قلعه الله  است و هرکس در آن داخل شود، از عذاب الله  در امان است.

 

2-  کلمه (لا اله الاّ الله)بهاء و قیمت بهشت است.

 

3 ـ  ذکر (لا اله الله و الله اکبر) را زیاد بگوئید، چون در نزد پروردگار چیزی از این دو ذکر محبوبتر نیست.

 

ذکر «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و الله اکبر» را زیاد بگوئید. چون در قیامت این اذکار با گروهی از فرشتگان و محافظ از پیش رو و پشت سر خواهند آمد. و این اذکار باقیات و صالحات می باشند

 

تحمید(الحمد الله)

1 ـ  زیاد گفتن (الحمد الله) در همه حالات اعم از نعمت یا مصیبت ذکر شده است.

 

2ـ  هر کس(الحمد الله کما هو اهله) بگوید، نویسندگان آسمانها مشغول می گردند.

 

ذکر(لا حول و لا قوّة الاّ بالله العلی العظیم)

در فضیلت این ذکر آمده است که آن از گنجهای بهشت است. و شفای از نود و نه بیماری و درد است که کمترین آنها همّ و گرفتاری است.

 

 اگر غمها پیوسته به تو روی آورد، پس بگو (لا حول و لا قوّة الاّ بالله). و نیز روایت شده است فرزند یکی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله به اسارت دشمن در آمد. وی نزد رسول الله صلی الله علیه و آله آمد و از این غم شکایت نمود. رسول الله  صلی الله علیه و آله به او امر کردند که زیاد و در همه حال ذکر (لا حول و لا قوّة الاّ بالله) بگوید او نیز اطاعت کرد و پس از مدّتی پسرش به همراه صد شتر در هنگامی که مشرکان از وی غافل شده بودند، بازگشت.

 

استغفار :

یکی دیگر از ذکرهای بسیار مهم استغفار است که مشهورترین صیغه آن (استغفر الله ربی و اتوب الیه) که از آثار آن بخشش گناهان، گشایش در رزق و حتّی سبب بچه دار شدن است.12

 

یکی دیگر از اذکار مهّم دعاء مکروب یا ذکر یونسیّه است و آن ذکر (لا اله الاّ انت سبحانک انّی کنت من الظالمین) است.

 

نکته قابل توجه این که آنچه در بحث ذکر مهّم و در درجه بالاتری از نظر کیفیت است ذکر قبلی است نه ذکر لسانی بدون توجّه. و دیگر آن که این ذکر گفتن لطمه ای به سیر طبیعی زندگی ما نزند و ما تنها برای قرب الهی و زنده نگه داشتن یاد خدا در تمام ساعات و حالات عمر خویش به آن بپردازیم نه کسب قدرتها و ارضای هواهای نفسانی که امری ناپسند و مذموم است

راه سالکان در دین

بسم الله الرحمن الرحیم
 راه پاک سازی دل و چشم چیه؟ چجوری میشه دل و چشم رو مث اولش پاک و بی الودگی کنیم؟
و اینکه اگه حال معنوی نداریم و ارتبامون مدتیه در حد حداقل نماز شده چی کار کنیم؟

. هدف دین و سلوک دینی چیزی جز پاک سازی و سالم سازی و تعالی بخشی به دل و قلب معنوی و تربیت انسان های با کمال و خوب نیست. انسان کامل هم یعنی کسی که در خوبی ها کامل شده و قلبش به تعالی و قوت رسیده و استعداهای معنوی اش شکوفا شده است.
تقویت ایمان و عمل و تزکیه نفس، بدون سلوک و خودسازی امکان پذیر نیست و خودسازی بعد از بیداری از خواب غفلت شروع می شود. یعنی انسان نسبت به روح و قلب خود حساس شود و بداند که در دنیا مسئولیتی جز سلامت و تعالی دادن به قلب خود ندارد و در آخرت از سلامت قلب سوال می شود. بنابراین اگر واقعا بیدار شده و می خواهید خودسازی کنید و آدم خوبی شوید سعی کنید هر چی خوبی هست به خود جلب نمایید و از بدی ها تخلیه شوید. این خوبی ها و بدی ها در همه حوزه های معرفتی و اخلاقی و عملی فردی و اجتماعی وجود دارد. راه رشد و رسیدن به خوبی ها و کمال انسانی نیز به روی همگان باز است و اختصاص به کسی ندارد، اما روندگان آن در اقلیت اند. علت آن هم عدم آگاهی و غفلت است و لذا تا انسان آگاه و بیدار نشود، در مسیر سلوک الی الله قرار نمی گیرد و عمرش هدر می رود.
برای خودسازی به نکات زیر توجه نمایید :باید توجه داشت که رسیدن به معنویات و قرب الله ، امرى تدریجى است و محتاج صبر و حوصله فراوان است. انسان باید مانند کوهنوردى باشد که گاهى به قله کوه بلندى که قصد صعود به آن را دارد نگاه مى کند و احساس مى کند هنوز تا قله کوه راه زیادى مانده و از طرفى به دامنه کوه نگاه مى کندو مى بیند از آن فاصله گرفته و این حالت بین ترس و امید را چنان چه در قرآن کریم و روایات معصومین(ع) آمده، همواره در زندگى خود حفظ کند.رسیدن به معنویات یک عمل دفعی نیست و هرگز کسی نمی تواند به صورت ناگهانی به معنویات برسد ، زیرا کشش گناهان بسیار زیاد است و ما با جاذبه های نفسانی و شیطانی و دنیوی فراوانی روبرو هستیم که اگر بخواهیم به معنویات برسیم باید ابتدا برای خلاصی از این جاذبه ها تدبیری بیاندیشیم و به صورت تدریجی و برنامه ریزی شده، ریدن به معنویات را در خویش فراهم آوریم.برای رسیدن به معنویات رعایت مسائل زیر مهم است .توجه داشته باشید که انسان با سیر و سلوک معنوی به الله  نزدیک می شود و به کمال می رسد و این سلوک مراحل گوناگونی دارد چرا که ابعاد انسان گوناگون است و تمامی این ابعاد نیاز به رشد و شکوفایی دارد. یک بعد انسان بعد روحی و معنوی است که با ارتباط و انس با خدا و عبادت رشد می کند و بعد دیگر انسان اخلاق است که با ارتباط با دیگران و معاشرت و دوستی و حضور اجتماعی رشد می کند، بنابراین برای اینکه انسان به کمال برسد لازم است تمامی ابعاد انسان و مراحل سلوک در نظر گرفته شود. ما مراحل سلوک را برای شما درج می کنیم انشاالله با برنامه ریزی جامع به انسانی کامل تبدیل شوید. هفت گام سلوک قرآنی: سلوک قرآنی هفت گام اساسی دارد که سالک با طی کردن موفق آن به نهایت کمال و قرب الهی خواهد رسید.
۱- سلوک فکری:
مراحل سلوک قرآنی با سلوک نظری آغاز می شود. در این مرحله سالک سعی می کند افکار و عقاید خود را بر اساس حقیقت بنا کند و با شناخت حق و باطل در حوزه های مختلف علوم عقلی و دینی و اخلاقی به حکمت برسد و عقلانیت خود را با اندیشه و حکمت دینی محکم بنا نماید و افکار باطل را از ذهن خویش تخلیه کند. این کار همان جستجوی حقیقت است که با علم آموزی و مطالعه و تحقیق و تفکر و پژوهش و پاسخ یابی سوالات اساسی زندگی انجام می شود.

۲- سلوک ایمانی:
در این مرحله سالک بعد از سلوک نظری و رسیدن به آگاهی و بصیرت دینی، قلب خود را باید برای سلوک عملی آماده سازد و این آمادگی با سلوک ایمانی بدست می آید. یعنی باید به این باور برسد که راه حق و صراط مستقیم الهی که همان راه توحید و بندگی خدا است، از حقانیت یقینی برخوردار است و تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت او است و راه های باطل و شرک آلود، چیزی جز گمراهی و سوء عاقبت برای انسان به ارمغان نمی آورد.

۳- سلوک فردی:
یکی از مراحل سلوک قرآنی، سلوک فردی است که به رذایل و فضایل اخلاق فردی و جنبه های ظاهری زندگی انسان در این دنیا می پردازد و عمده ترین هدف آن تامین سلامت و نشاط روحی و بدنی انسان است. در این مرحله موانعی وجود دارد که باید مرتفع شود و نیازهایی که تامین گردد تا سالک در مراحل دیگر سلوک به موفقیت برسد.

۴- سلوک عبادی واجب:
سلوک عبادی خودش دو مرحله دارد:
اول. آزادی: در مرحله اول آن سالک باید خود را از بند بندگی هر چه غیر الله  است آزاد سازد و به صفت حریت و آزادگی برسد. در این مقام سعی می کند با تزکیه نفس و مراقبه خود را از قید و بندهای مادی و دنیوی و عادت های نفسانی را برهاند و تمام خدایان دروغین و باطل بیرونی و درونی خود را بشکند و خانه دل را برای بندگی خالصانه خداوند پاک و آماده سازد.
دوم. بندگی: که با هدف کسب رضایت و قرب الهی انجام می شود. در این مرحله سالک می کوشد تا با انجام وظایف عبادی و واجبات دینی و ترک محرمات و گناهان، الله ای متعال را از خوش راضی سازد و به قرب فرایض برسد.

۵- سلوک اخلاقی: مرحله بعد سلوک اخلاقی است. در این مرحله سالک اخلاق اجتماعی و حسن معاشرت و دوستی با بندگان خدا و اخوت دینی را تمرین می کند و خود را به صفات و ملکات اخلاقی نیک می آراید و از صفات و ملکات بد تخلیه می کند.

۶- سلوک اجتماعی:
مرحله بعدی سلوک اجتماعی است. در این مرحله سالک سعی دارد تا در جامعه حضور فعال داشته باشد، عدالت طلبی را در دستور کار خود قرار دهد و با ظلم و ستم بی امان بستیزد و در این مبارزه و مجاهده کاملا پیرو رهبری و امام به حق جامعه باشد و او را یاری نماید تا در سلوک اجتماعی خود نیز به نهایت رشد برسد. ۷- سلوک عبادی مستحب:
در این مرحله بر سالک است که بعد از تکمیل مراحل سلوک عقلانی واجب و کسب رضایت الهی و طی کردن سلوک عبادی واجب، همت خود را بالاتر ببرد و وارد سلوک عرفانی گردد و حتی از اعمال مکروهی که خدا دوست ندارد نیز، اجتناب نماید و با کارهای مستحب و نیک در جلب محبت الله بکوشد تا محبوب الهی شود و به قرب نوافل که نهایت کمال انسان است نایل گردد. برنامه و دستورالعمل خودسازی و سلوک دینی:
۱ . تقویت شناخت
۲ . حرکت عملى( انجام کارهاى شایسته)
۱ . تقویت شناخت و سلوک نظری
شناخت خویش (معرفت نفس ) ، سودمندترین معرفت هاست .  پرسیدند که : « چه راهى براى شناخت پروردگار وجود دارد ؟ : معرفت نفس . »
« اگر کسى به مقام معرفت نفس که مفتاح معرفت رب است ، نائل آید ، حجاب هاى ظلمانى را در نور دیده و به عوالمى سرشار از لذت هاى معنوى و بهجت و انبساط وارد مى شود و حقایقى را مى بیند که هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده و به خاطر احدى خطور نکرده است » .
روشن است که راه هاى کسب علم از درون انسان شروع مى شود . از طرق زیر این مهم دست یافتنی است :
۱.۱ . تفکر و اندیشه در کتاب تکوین (طبیعت و جهان آفرینش) . تفکر پیرامون آیات و نشانه های الله در گستره هستی: توجه به این نشانه ها، یاد خدا را در دل ها زنده می کند و لطف و رحمت او را به ما یادآور می شود و در نهایت بر دوستی و محبت ما به الله می افزاید.
۲. ۱ . تفکر و تدبر در خلقت خود انسان(مبدأشناسى).
۳. ۱ . تفکر و تأمل در پایان زندگى انسان (معادشناسى).
۴. ۱ . مراجعه به کتاب تشریع (قرآن و سیره اهل بیت علیهم السلام)
۵. ۱ . مطالعه تاریخ اسلام و تحلیل آن در تقویت ایمان تاثیری بسیار عمیق خواهد داشت.
۶ . ۱ . لزوم سیر مطالعاتی
لازم است انسان با ایمان در حد توان خود به مطالعه و تحقیق بپردازد و با رجوع به کتاب هایى که در این زمینه نوشته شده، پاسخ سؤالات خود را دریابد و یا با سؤال کردن از عالمان دینى، ابهامات و شبهاتى که در ذهنش مطرح مى شود بازگو کند تا با روشن شدن ابهامات، اعتقادات خود را راسخ کند.علم و ایمان رابطه ى طرفینى ندارند و این طور نیست که پس از کسب علم ایمان نیز حاصل بشود، چون متعلّق علم و ایمان جداى از هم است، علم به مغز و ایمان به دل تعلّق دارد (چه بسا انسان علمى را کسب کند، ولى بر آن ملتزم نشود) علّت این امر نیز آن است علم دین اگر براى کسى حاصل شد، حال نوبت دل مى رسد که با اختیار و قدرت تصمیم گیرى آن را به صورت ایمان در خود بپذیرد.تا زمانى که تمایلات حیوانى بر قلب ما تسلط دارد، جایى براى انگیزه هاى متعالى باقى نمى ماند.
برای تقویت این بخش لازم است سیر مطالعاتی داشته باشید،  و از این طریق اطلاعات دینی خود را توسعه دهید، سپس سعی کنید با خودسازی و عمل به آموزه های دینی صفت ایمان را در خویش تقویت نمایید. یکى از بهترین شیوه هاى این برنامه که امروزه مورد توجّه قرار گرفته، سیر مطالعاتى «آسان به مشکل» است.
ب ) حرکت عملى( انجام کارهاى شایسته)
برای حرکت عملی ابتدا ایمان لازم است، زیرا ایمان مقتضى عمل صالح است، این واقعیت را در آیه آیه قرآن شریف مى توانیم به دست آوریم: «والّذین آمنوا و عمِلوا الصّالحاتِ سنُدخِلِهُم جنّاتٍ...» (نساء، آیه ى ۵۷ و ۱۲۲)ایمان و عمل در دیدگاه قرآن دو جزء جدانشدنى از هم هستند، در واقع ایمان، شخص را به انجام عمل شایسته وا مى دارد، امّا در همین جا یک نکته دقیقى وجود دارد و آن این که ایمان، در صورتى مى تواند منشأ عمل صالح (تقوا) بشود که زنده و فعّال باشد. به عبارتى آگاهى و تنبه همواره باید زنده باشد تا منشأ اثر شود. توصیه شده در این مرحله براى تشخیص کار «خوب» از کار «بد» تا آن چه که عقل مى فهمد از عقل، و آن چه را نمى فهمد از شرع دریافت کنیم و بدانیم چه کارى را باید انجام دهیم و چه کارى را باید ترک کنیم. لذا موضوع انجام واجبات و ترک محرّمات مطرح مى شود.نکته ى دیگر در سیر عملى آن است که مؤمن پیوسته به عمل صالح و کردار شایسته اهتمام بورزد، هر عمل شایسته، در تقویت ایمان و تقوا نقشى اساسى دارد و متقابلاً ایمان به دست آمده خود منشأ عمل شایسته تر مى شود و این ارتباط ایمان و عمل صالح به صورت صعودى تحقق مى یابد. «والذین اهتَدوا زادهُم هُدى» کسانى که هدایت الهى را بپذیرند الله  هدایت آن ها را زیادتر مى کند (محمد، آیه ى ۱۷)نکته بعد این که مى بایست مؤمن ارتباطى تنگاتنگ با عالمان دینى داشته باشد تا با استفاده از سیره علمى و عملى ایشان بیش از پیش در مسیر هدایت قرار گیرد و از آسیب ها و شبهات برکنار و مصون باشد.
ب) جهاد با نفس
خودسازى و تقویت معنویت ، یک نوع جهاد است و جهاد با نفس ، نیازمند تزکیه ، تقوا و ریاضت هاى شرعى است و البته آنان که با تلاش و توکل در این راه گام بردارند ، الله  راه هاى هدایت را به روى آنان مى گشاید : « وَالَّذینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنَا . »
باید به یارى الله  قواى حیوانى را تحت الشعاع قواى روحانى و ایمانى قرار داد . وقتى جنبه حیوانى ، تضعیف ، و جنبه انسانى و روحانى ، تقویت شود ، چشم بصیرت آدمى باز مى شود و آدمى آن چه را نادیدنى است و با چشم سر نمى تواند ببیند ، با چشم سرّ و درون از طریق کشف و شهود مى بیند . : « هر کسى داراى دو چشم باطنى است که با آنها غیب را مى بیند و چون الله بخواهد به بنده اى خیر دهد چشم هاى باطن او را مى گشاید . » « فَإِنَّهَا لَاتَعمَىَ الاَبصَار وَلَکِن تَعمَى القُلُوبَ الَّتِى فِى الصُّدُورِ » ۱ « چرا که چشم هاى ظاهر نابینا نمى شود ، بلکه دل هایى که در سینه هاست کور مى شود » .
« عبد ، چهار چشم دارد . با دو چشم امر دین و دنیاى خود را مى بیند و با دو چشم ، امر آخرت خود را . وقتى الله  اراده کند که به بنده اى خیر دهد ، دو چشمى که در قلب اوست ، مى گشاید . پس به آن دو چشم ، غیب را مى بیند . . . . »

ج ) اطاعت از الله و شریعت مدارى
براى تقویت معنویت ، باید گام در جاده شریعت نهاده و تمام حرکات و سکنات و سخنان خود را با میزان شریعت محمدى ( ص ) سنجید . براى تقرب به حق و دستیابى به کمال و سعادت ، جز التزام عملى به شریعت و آئین محمدى ( ص ) و مکتب اهل بیت رسالت ( ع ) ، راهى دیگر وجود ندارد . بر اساس ذوق خود یا دیگران ، عمل کردن ، ورود به کژ راهه هاست و حاصلى جز دور شدن از حق و حقیقت ندارد . عرفان هاى صوفیانه و عرفان هاى سکولار و وارداتى ج‌با همه فریبندگى ظاهرى - جز سراب را به ارمغان نمى آورد . التزام به مسائلى که برخى از نحله هاى عرفانى بر آن تکیه و تأکید مى کنند از قبیل نزدن سبیل ، نخوردن گوشت و حتى اذکار و اوراد که از سوى ائمه هدى ( ع ) نرسیده است ، جز دورى از حضرت احدیت نتیجه اى در بر ندارند .
د ) ترک معصیت
آن چه از عقل و نقل یعنى آیات قرآن و روایات معصومان ( ع ) استفاده مى شود ، مهمترین عامل تقویت معنویت ، ترک معصیت است . بدون ترک معاصى ، حتى ذکر و فکر هم در قلب انسان ، تأثیر مطلوب را نمى گذارند .
 کوشش براى خودسازى ، در صورتى که با ورع و ترک محرمات ، همراه نباشد ، سودى ندارد و انجام واجبات و طاعات ، بدون ترک محرمات ، خسته کردن خویشتن است . آن چه ایمان را در قلب عبد ، ثابت و استوار مى سازد ، ورع ( یعنى ترک محرمات و ایستادن در برابر شبهات ) است .
کسى که بدون ترک گناهان و کارهاى حرام ، به انجام واجبات و مستحبات و سیر و سلوک مى پردازد و مى خواهد به الله  نزدیک شود ، چون کسى است که مى خواهد با بردن هدیه ، به شخصیت درجه اول یک کشور نزدیک شود و مورد لطف او قرار گیرد ، اما از سوى دیگر با اوامر او مخالفت مى کند و با او در مقام عصیان و انکار است یا چون بیمارى است که مى خواهد سلامت خود را بازیابد . از این رو به خوردن غذاهاى مقوى رو مى آورد ، اما از آن چه براى او ضرر دارد ، پرهیز نمى کند .
: « إنَّ تَرکَ المَعصِیهِ أوَّلُ الدِّینِ وَ آخِرُهُ ، ظَاهِرُهُ وَ بَاطِنُهُ » « ترک معصیت ، اول و آخر دین و ظاهر و باطن آن است » .
 همواره بر ترک معصیت و عمل به آن چه انسان مى داند ، تأکید مى کنند و به جاى دستورالعمل هاى ویژه سیر و سلوک ، به قرائت کتاب توصیه می شود
حال که ترک معصیت ، تا این اندازه در تقرب حق ، نقش دارد ، پس باید با جدیت تمام بکوشیم که از ما معصیت و نافرمانى سر نزد زیرا محبت و معصیت با یکدیگر سازش ندارند . شگفتا چگونه کسى که ادعاى محبت مى کند ، در برابر محبوب ، معصیت مى کند . اگر راست مى گویى که محب اویى ، پس چرا از او اطاعت نمى کنى . مگر زبان عاشق ، این نیست که « از تو به یک اشارت ، از من به سر دویدن . »
ه ) ترک عادات و رسوم و تعارفات بازدارنده
از شرایط طى طریق آن است که انسان باید در حد اعتدال در میان مردم زندگى کند و از غرق شدن در آداب و رسوم اجتماعى و رفت و آمدهاى زیانبارى که صرفا بر اساس عادت و حفظ آبروى ظاهرى و اعتبارى صورت مى پذیرد ، بپرهیزد و براى حفظ حاشیه زندگى ، از متن آن دور نماند و عمر خود را بر اساس معیارهاى مورد پسند عوام مردمان ، ضایع نسازد و امواج سهمگین آداب و رسوم دست و پاگیر اجتماعى ، کشتى وجود او را دستخوش تلاطم نکند . کسى که در صدد خودسازى و تقویت بعد معنوى خویش است ، باید در مورد آداب و عادات اجتماعى ، جانب اعتدال را رعایت کند و از افراط و تفریط بپرهیزد . بدین معنى که نه مانند برخى که در برابر اجتماع ، از خود اراده اى ندارند و تابع محض مى باشند ، عمل کند و نه مثل بعضى که از جامعه به کلى کناره مى گیرند و کنج خلوت و گوشه عزلت مى گزینند بلکه باید خط مشى معتدلى را در پیش بگیرد و معاشرت با مردم را به قدر ضرورت ، رعایت کند و در رعایت شیوه اعتدال ، از ملامت ملامتگران نهراسد : « وَ لَایَخَافُونَ فِى اللَّهِ لَومَهَ لَائِم » . ۱۳ نهراسیدن از سرزنش سرزنشگران ، یکى از نشانه هاى برجسته عاشقان حق و حقیقت است . متأسفانه یکى از عوامل انحراف برخى از جاده حق و حقیقت ، و روى آوردن به کارهاى خلاف ، ترس از ملامت دیگران است . در صراط مستقیم معنویت ، از سرزنش هاى خار مغیلان نباید بیمى به دل راه داد .
و ) رعایت اعتدال در عبادت
انسان در آغاز این سفر معنوى ، شور و شوق فراوان دارد و هر چه پیشتر مى رود و از بارقه هاى غیبى و تجلیات الهى برخوردار مى شود ، این شور و عشق ، رو به فزونى مى نهد و آدمى به اعمال فراوان عبادى رو مى آورد و همه اوقات خود را صرف عبادت مى کند و از خور و خواب و پرداختن به ضروریات زندگى باز مى ماند و مى خواهد از انواع اغذیه معنوى لقمه اى برگیرد . این شیوه ، عدول از جاده اعتدال است و ممکن است به فرجامى ناخوشایند بینجامد . در روایات اهل بیت عصمت و طهارت ( ع ) از حالت افراط در عبادت به « شِرَّه » تعبیر شده و مورد نکوهش قرار گرفته است چنان که حالت « فتور » و سستى و بى رغبتى به عبادت نیز نکوهیده است . از دیدگاه اسلام ، هر دو حالت ، خطرناک است . رغبت افراطى ( شِرّه ) ممکن است آدمى را به بدعتگذارى در دین بکشاند و اعمالى را که در حوزه تعالیم دین نیست وارد دین کند یا برخى از چیزهایى را که در دین آمده است ، از حوزه دین ، خارج سازد . تفریط در عبادت و پرستش نیز به قساوت و احیانا به کفر و شقاوت مى انجامد .
فشار بیش از حد بر نفس و تحمیل اعمال سنگین و فوق طاقت بر آن و در نظر نگرفتن ظرفیت و اقبال و ادبار آن ممکن است واکنش منفى در پى داشته باشد و او را از ادامه مسیر باز دارد . رعایت اعتدال و رفق و مدارا در امور معنوى و عبادى ، باید همواره مدنظر باشد .
رهرو آن نیست که گهى تند و گهى خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
اگر ذوق و شوق موقتى ، معیار عمل قرار گیرد ، آدمى دچار افراط و تند روى مى شود و چون آن ذوق و شوق موقتى به پایان آمد یا شعله هاى سرکش آن ، فروکش کرد ، در آن هنگام نفس از تحمل بارگران عبادت به ستوه مى آید و از زیر بار آن ، شانه خالى مى کند و بار سفر را در آغاز یا نیمه راه بر زمین مى نهد . از این رو باید سالک راه خدا ظرفیت و آمادگى روحى و موقعیت خود را در نظر بگیرد و به برنامه عبادى و عملى که مى تواند آن را به طور مستمر انجام دهد ، روى آورد و از زیاده روى بپرهیزد . البته انجام واجبات و ترک محرمات باید جزء برنامه قطعى و همیشگى او باشد .
مسأله مدارا و رفق ، مورد تأکید اولیاى دین است . ایمان همانند نردبان داراى ۱۰ پله است که پله پله از آن بالا مى روند . . . و هرگاه کسى را که یک پله از تو پائین تر است ، ببینى ، او را به رفق و مدارا به سوى خود بالا ببر ، ولى نباید برنامه اى را که فوق طاقت و توان اوست بر او تحمیل کنى و در نتیجه او را درهم بشکنى . »
و نیز از همان بزرگوار نقل شده است که فرمودند : « عبادت را بر خودتان تحمیل نکنید . »
ز ) ثبات و دوام
کسى که در صدد تقویت معنویت خویش است ، باید با مداومت بر انجام اعمال صالح یعنى انجام واجبات و مستحبات ، وترک محرمات و مکروهات به صورت مستمر و پیوسته ، از « حال » به مقام « ملکه » ارتقا یابد تا صورت ملکوتى و مجردى در نفس او تثبیت شود . و در این راستا به اعمالى که مطابق استعداد اوست بپردازد و به آن تا دسیابى به نتیجه ادامه دهد وگرنه با پیامدهاى سوء و عکس العمل حقیقت آن عمل مواجه خواهد شد و از آثار و ویژگى هاى آن بى بهره خواهد شد و چون نورانیت آن عمل بر اثر ترک آن ، از نفس آدمى ، رخت بر بندد ، ظلمت و تیرگى جایگزین آن خواهد گردید .
ح ) رعایت ادب
ادب ، عبارت است از این که آدمى همواره خویشتن را بپاید که مبادا از حریم خارج شود . سالک طریق تقویت معنویت ، باید در همه حال ، خود را در محضر حضرت حق ، حاضر بداند .
از الله  خواهیم توفیق ادب
بى ادب محروم گشت از لطف رب
ط ) دوام طهارت
و آن عبارت است از دوام وضو و انجام غسل هایى که بر او واجب مى شود و غسل جمعه و دیگر غسل هاى مستحب در صورت امکان .
ی ) تضرع و زارى در پیشگاه حضرت بارى - جلّ و علا - و توسل به پیامبر ( ص ) و اهل بیت ( ع )

ی ) دستورالعمل سلوکی:
مهمترین اموری که یک سالک در طی مراحل بندگی و سلوک لازم است نسبت به رعایت آنها اهتمام داشته باشد و مراقبت نماید عبارت است از:
۱: نمازهای پنج گانه را کامل بجا آورید.
۲: در مورد نماز جمعه و عیدید و نماز آیات اهتمام لازم را داشته باشید.
۳: سعی کنید در حد امکان نمازهای نافله یومیه را بجا آورید.
۴: نسبت به انجام کامل روزه ماه رمضان اهتمام جدی داشته باشید.
۵: تا می توانید روزه مستحبی بگیرید.
۶: خمس و زکات مال خود را به موقع پرداخت نمایید.
۷: مقدار مشخصی را تحت عنوان انفاق و دستگیری از فقرا در مال خود قرار دهید و مرتب پرداخت نمایید.
۸: اگر به شما حج واجب شده است، حتما برای انجام آن اقدام نمایید.
۹: برای زیارت مستمر معصومین (ع) و امام زادگان برنامه ریزی کنید.
۱۰: نسبت به خدمت به خلق و انجام حقوق برادران و نزدیکان و رفع نیازهای ایشان اهتمام داشته باشید.
۱۱: برای جبران حقوق و وظایفی که قبلا از شما فوت شده است برنامه ریزی کنید.
۱۲: صفات و رزایل اخلاقی را از خود دور و فضیلت های اخلاقی را جایگزین آن نمایید.
۱۳: گناهان را به کلی ترک کنید و اگر احیانا از روی غفلت گناهی مرتکب شدید فورا استغفار و توبه نمایید و با انابه آنرا تدارک نمایید.
۱۴: تا می توانید در چیزی که شک و شبهه دارید وارد نشوید چون باعث وقوع در محرمات می شود.
۱۵: هر کار بیهوده ای که بدرد دنیا و آخرت شما نمی خورد ترک کنید. زیرا لهو و لغو باعث قساوت و خسران می شود.
۱۶: تا گرسنه نشدید نخورید و هنگام خوردن غذا مراقب باشید که اولا حلال باشد و ثانیا از پرخوری پرهیز شود و به قدر نیاز غذا بخورید.
۱۷: تا خواب بر شما غلبه نکند نخوابید و به گونه ای عمل کنید که به قدر ضرورت بخوابید و تنها برای رفع خستگی بخوابید نه برای لذت.
۱۸: بیشتر سکوت کنید و کم گفتن را شعار خود سازید که در نورانیت قلب شما بسیار موثر است و تنها در صورت نیاز برای سخت گفتن اقدام نمایید و مراقب گناهان زبانی باشید.
۱۹: هر روز حداقل پنجاه آیه با تدبر و تامل و خضوع قرآن مجید را تلاوت کنید.
۲۰: بعد از نماز تعقیبات بخوانید و برخی اذکار را مانند صلوات و استغفار تکرار کنید و دعا کردن بعد از هر نماز را فراموش نکنید.
۲۱: نسبت به علم آموزی و مصاحبت با علما و سوال از ایشان سعی وافر نمایید و هر قدر که امکان دارد با مطالعه و تحقیق و تفکر بر اطلاعات و علم خویش بیافزایید.
۲۲: با مردم مهربان باشید و مهرورزی را در روابط اجتماعی خود فراموش نکنید و شخصیت دوست داشتنی داشته باشید.
۲۳: همواره راست بگویید و در اقوال و افعال خود صادق باشید.
۲۴: اداره امور زندگی خود را به خدا بسپارید و تنها به وظایف بندگی خدای متعال فکر کنید و در سختی ها به الله توکل کنید و نسبت به نتیجه ای که حاصل می شود راضی باشید.
۲۵: نسبت به سختی های زندگی و بندگی خدا صبور باشید و نسبت به آزار دیگران بردباری کنید.
۲۶: نسبت به گناهانی که سایر مومنان انجام می دهند بی تفاوت نباشید و به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر به قدر وسع عمل کنید.

 

تفسیر سوره 114

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر  سوره 114:

انسان همیشه در معرض وسو های شیطانی است وشیاطین جن وانس کوشش دارند در قلب و روح او نفوذ کنند هر قدر مقام  انسان

در علم بالاتر رود و موقعیت او در اجتماع بیشتر گردد وسوسه های شیاطین شدید تر می شود تا اورا از راه حق منحرف سازند  وبا

 فساد عالمی عالمی را بر باد دهند . این سوره که درمکه نازل شده و 6 آیه دارد به عنوان سر مشق می گوید که از شر همه وسوسه

گران به الله پناه برید . محتوای این سوره  ناظر به پناه بردن به الله از شرور وآفات می باشد  شر وسواس خناس . در فضیلت تلاوت

این سوره برای بیماری موثر است

آیه 1.پناه می برم به الله مردم

آیه  2-به مالک و حاکم مردم

آیه  3-به معبود مردم.

این که در اینجا روی سه وصف از اوصاف بزرگ الله (ربوبیت و مالکیت و الوهیت ) تکیه شده است که همه آنها ارتباط  مستقیمی

به تربیت انسان ونجات او از چنگال وسوسه گران دارد .البته منظور از پناه بردن به الله این نیست که انسان   تنها با زبان  این جمله

رابگوید بلکه  باید  با فکر و عقیده و عمل نیز خود را در پناه الله قرار  دهد از راهها ی    شیطانی و برنامه های شیطانی و افکار و

تبلیغات شیطانی و مجالس ومحافل شیطانی خود را کنار کشد ودر مسیر افکار وتبلیغات رحمانی جای دهد و گرنه انسانی که عملا خود

رادر معرض طوفان آن وسوسه ها قرا ر داده تنها با خواندن این سوره وگفتن این الفاظ به جایی نمی رسد.    با گفتن  (رب الناس )

حال بینهما الموج فکان من المغرقین

اعتراف به ربوبیت الله می کند و خود را تحت تربیت او قرار می دهد. با گفتن ((ملک الناس) خود را ملک او می داند و  بنده سر بر

فرمانش می شود. با گفتن (اله الناس ) در طریق عبودیت اوگام می نهد واز عبادت غیر او پرهیز می کند بدون شک کسی که به این

صفات سه گانه مومن باشد وخود را با هر سه هماهنگ ساز د از شر وسوسه گران در امان خواهد بود. در حقیقت این اوصاف سه

گانه  سه درس مهم تربیتی و سه وسیله نجات از شر وسوسه گران است وانسان را در مقابل آنها بیمه می کند .

آیه 4- از شر وسوسه گر پنهانکار

آیه  5-که درون سینه انسانها وسوسه می کند

آیه  6- خواه از جن باشد یا انس خناس صیغه مبالغه از ماده خنوس به معنی جمع شدن وعقب رفتن است   این به خاطر آن است که

 شیاطین هنگامی که نام الله برده می شود عقب نشینی می کنند واز آنجا که این امر غالبا با پنهان شدن توام است این   واژه به معنی

اختقا نیز آمده است  بنابراین مفهوم آیات چنین است   بگو من از شر وسوسه گر شیطان صفتی که از نام الله  گریزد  پنهان می گردد

به الله پناه می برم.کار شیطان تزیین است و مخفی کردن باطل در لعابی از حق ودروغ در پوسته ای از راست و گناه در لباس عبادت

و گمراهی در پوشش هدایت . خلاصه هم  خودشان  مخفی هستند و هم برنامه پنهان   است واین هشداری است به همه رهروان راه

حق که منتظر نباشند شیاطین را در چهره وقیافه    اصلی ببینند آنها وسواس خناسند و کارشان حقه و دورغ و نیرنگ و ریا کاری  و

 ظاهر سازی و مخفی کردن حق .جمله ( من الجنة والناس ) هشدار می دهد که وسواسان خناس تنها در میان یک گروه   وجماعت و

در یک قشر ویک لباس نیستند در میان جن وانس پراکنده اند ودر هر لباس و هر جماعتی   یافت می شوند باید مراقب همه آنها  بود

 وبایداز شر همه آنها به الله پناه برد. دوستان نا باب هم نشین های  منحرف وپیشوایان گمراه ظالم و کارگزاران وجباران وطاغوتیا ن

.و نویسندگا ن و گویندگان فاسد و مکتب های الحادی والتقاطی وظاهر فریب وسائل ارتباط  و کسانی که وقتی  کار بدی می کنند یا به

خود ستم می کنند الله را یاد می کنند و برای گناهانشان استغفار می کنند . نازل شد ابلیس بالا ی   کوهی در مکه رفت وبا صدای بلند

فریاد کشید و سران لشکرش را جمع کرد گفتند ای آقای ما چه شده است که مار ا فرا خواندی ؟ گفت آیه ای که پشت مرا

می لرزد نازل شده و مایه نجات بشر است و چه کسی می تواند با آن مقابله کند . یکی از شیاطین بزرگ   گفت من می توانم نقشه ام

چنین است وچنان ابلیس طرح اورا نپسندید و دیگری بر خاست وطرح خودر ا  ارائه داد باز هم قبول نشد . در اینجا وسواس خناس

بر خاست و گفت من از عهده آن بر می آیم . ابلیس گفت از چه راه ؟ گفت با وعده ها و آرزو ها سرگرم می کنم تا آلوده گناه شوند و

هنگامی که گناه توبه کردند توبه را از یادشان می برم.ابلیس گفت تو می توانی از عهده   این کاربر آیی و نقشه ات  ماهرانه است و

این ماموریت را تا دامنه قیامت به او سپرد.

قالوا یا هو ماجئتنا ببینة  و ما نحن بتارکی الهتنا عن قولک

فضیلت سوره 114:

 برای رهایی از درد تلاوت آن موثر است .جهت هلاکت دشمن بر هفتاد ریگ خوانده ودر آتش گرم دفن کنند وقتی گرما به ریگ ها

رسد دشمن به امر حق مقهور گردد. جهت بیمار ی وسواس این سوره را در آب خوانده و بنوشد و با این آب وضو ساز د رفع گردد.

 

                                  (( رینا قران عظیم  وتفسیر آن   راقرض می دهم به شما تا  ذخیره معاد و روز جزای من قرار دهید)

مجوز چاپ وزارت ارشاد بابت کتاب تفسیر عظیم به شماره شابک6  - 978600366151 میباشد

سوره الناس 114

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سُورَة114:  سوره ألنَاس

قُل أعُوذُبِرَبِ ألنَاسِ(1)   مَلِکِ ألنَّاس (2)   إلَهِ ألنَّاسِ (3)   مِن شَرّألوَسواسِ ألخَنَّاسَ (4)    ألَّذِی یُوَسوِسُ فِی صُِدُورألنَّاسِ(5)  مِنَ

ألجِنَّةِوَألنَّاسِ(6 )

تفسیر سوره 113

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر  سوره 113:

ابن سوره در مکه نازل شده و5 آیه دارد. محتوای این سوره  تعلیماتی است که در  زمینه پناه بردن به ذات پاک او از شر  همه

اشرار می دهد تا خود را به او بسپارند ودر پناه او از شر هر موجود صاحب شر در امان بدارند.. خواندن این سوره در نماز وتر

بشارت از سوی الله برای قبولی نماز وتر است .معوذتان یعنی سوره113و114 .

آیه 1- پناه می برم به الله سپیده دم در نخستین آبه  له عنوان بک الگو و پبشوا میفرماید : بگو پناه می برم به الله سپیده دم که دل

سیاهی شب را می شکافد.

2- از شر تمام آنچه آفریده است . از شر همه موجودات شرور . انسان های  شرور و جن وحیوانات و حوادث و پیشامد های شر

واز شر نفس اماره فلق در اصل به معنی شکافتن  چیزی و جدا   کردن بعضی از بعضی دیگر است و از آنجا که به هنگام دمیدن

کان فی معزل یا بنی ارکب معنا و لا تکن مع الکافرین

سپیده صبح پرده سیاه شب می شکافد این واژه به معنی طلوع صبح به کار رفته بعضی آن را به معنی همه موالید و تمام موجودات

زنده اعم از انسان و حیوان وگیاه می دانند چرا که تولد این موجودات که با شکافتن دانه تخم ومانند آن صورت  می گیرد از عجیب

ترین مراحل وحود آنهاست . وبعضی نیز مفهوم فلق را از این هم گسترده تر گرفته اند و آن را به هرگونه آفرینش  وخلقت  اطلاق

کرده اند چرا که با آفرینش هر موجود پرده عدم شکافته می شود ونور وجود آشکار می گردد.هریک از این معانی سه گانه (طلوع

صبح- تولد موجودات زنده- آفرینش هر موجود) پدیده ای است عجیب که دلیل بر عظمت الله وخالق و مدبر آن است و توصیف الله

به این  وصف  دارای  مفهوم  و محتوای عمیقی است تعبیر  مفهومش این نیست که آفرینش الهی در ذات خود شری  دارد چرا که

آفرینش همان ایجاد است وایجاد ووجود خیر محض است قران می گوید : هما ن الله ای که هرچه ر ا آفرید نیکو آفرید.    بلکه شر

هنگامی پیدا می شود که مخلوقات از قوانین آفرینش منحرف شوند. واز مسیر تعیین شده جدا گردند فی المثل  نیش و دندان  برنده

حیوانات یک حربه دفاعی برای آنهاست که در برابر دشمنانشان به کار می برند همانند سلاحی که ما در مقابل دشمن از آن استفاده

می کنیم اگر این سلاح به مورد به کار رود خیر است اما اگر نابه جا و در برابر دوست مصرف گردد شر است .   وانگهی بسیاری

از امور است که ما در ظاهر آنها را شر حساب می کنیم ولی در باطن خیر است مانند حوادث و بلا های بیدارگر وهشدار  دهنده که

انسان را از خواب غفلت بیدار ساخته و متوجه الله می کند اینها مسلما شر نیست

آیه 3- سپس در توضیح وتفسیر این مطلب می افزاید واز شر هر موجود شرود هنگامی که شبانه وارد می شود.

آیه 4-بعد می افزاید واز شر آنها که درگره ها می دهمند وهر تصمیمی را سست می کنند. بسیاری از مفسران نفاثات   را به  معنی

 زنان ساحره تفسیر کرده اند آنها  اورادی را می خواندند و در گره هایی می دمیدند و به این وسیله سحر می کردند. ولی جمعی آن

را اشاره زنان وسوسه گر می دانند که پی در پی در گوش مردان مخصوصا همسران خود مطالبی را فرو می خوانند تا  عزم آهنین

آنها را در انجام کارهای مثبت سست کنند. زنان به خاطر نفوذ محبت هایشان در قلوب رجال در آنان تصرف می کنند. این معنی در

عصر و زمان ما از هر وقت ظاهر تر است زیرا یکی از مهمترین وسایل نفوذ جاسو س ها در سیاستمداران جهان استفاده از زنان

جاسوسه است که  قفل های صندوق های اسرار را می گشایند و از مرموز ترین مسائل با خبر می شوند و آن را در اختیار  دشمن

قرار می دهند . بعضی نیز نفاثات را به نفوس شریره و یاجماعت های وسوسه گر که با تبلیغات مستمر خود گره های تصمیم هارا

سست می سازند تفسیر نموده اند.  بعید نیست که آیه مفهوم عام وجامعی داشته باشد که همه اینها را شامل شود حتی سخنان سخن

 چین ها ونما مان که کانون های محبت را سست و ویران می سازند.5- در آخرین این آیه این سوره می فرماید واز شر هر حسود

 هنگامی که حسد می ورزد. این آیه نشان  می دهد که حسد از بد ترین و زشت ترین صفات رذیله است چرا که قران آنرا در ردیف

قال ساوی الی  جبل یعصمنی من الماء قال لا عاصم الیوم من امر الله الا من رحم

 کارهای حیوانات درنده و  مارهای  گزنده و شیاطین   وسوسه گر قرار داده است . حسد یک خوی زشت  شیطانی است که بر اثر

عوامل مختلف مانند ضعف ایمان وتنگ نظری و بخل در وجود انسان پیدا می شود وبه معنی در خواست و آرزوی نعمت از دیگری

است. حسد سر چشمه بسیاری از گناهان کبیره است. حسد ایمان انسان را می خورد واز بین می برد همان گونه که آتش هیزم را

فضیلت سوره :تلاوت  این سوره باعث قبولی نماز وتر باشد وجهت مال دنیا زیاد خواند ن آن موثر است

سوره الفلق 113

 

 بِسم إلرَحمَن إلرَحیِم

سُورَة 113  :سوره  الفَلَق

قُل أ عُوُ ذُ بِرَبّ ألقَلَق (1) مِنِ شَّرَ مَا خَلَقَ (2) وَ مِن شَرّ غَاسِقٍ إذَا وَقَبَ (3) وَ مِن شَرّ ألتَُفََثَتِ فیِ ألعُقَدِ(4 )وَ مِن شَرُ حَا سدٍ إذَا

حَسَد(5 )

تفسیر سوره 112

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 112: این سوره در مکه نازل شده و 4 آیه دارد.  این سوره از توحید  الله و یگانگی او سخن   می گوید و در چهار

آیه کوتاه چنان توصیفی از یگانگی الله کرده که نیاز به اضافه ندارد. در شآن نزول این سوره باید گفت که کسی از شما عاجز است

که یک سوم قران را دریک شب بخواند.

آیه  1-  او یکتا  و بی همتاست    نخستین آیه از این سوره در پاسخ  سوالات مکرری که از ناحیه اقوام یا افراد مختلف در زمینه

 اوصاف الله شده بود. می فرماید  بگو الله یکتا ویگانه است ذات  منفردی است که  نظیر و شبیهی.  برای او نیست . آغاز جمله با

ضمیر هُوَ که ضمیر مفرد غاثب است واز مفهوم مبهمی حکایت می کند در واقع  رمز  و اشاره ای  به این  واقعیت  است که ذا ت

مقدس او در نهایت خفا است واز دسترس افکار محدود انسان ها بیرون. هرچند آثار او آنچنان جهان را  پر کرده که از همه  چیز

 ظاهر تر و وآشکار تر است او الله یگانه ویکتاست و اسم اعظم ( یا هُوَ یا مَن لا هُوَ الّا هُوَ ) الله اسم خاص برای الله است که در

همین یک کلمه به تمام صفات جلال و جمال او اشاره شده واین  نام   جز بر الله اطلاق  نمی شود در حالی که  نام های دیگر الله

معمولا اشاره به یکی از صفا ت جمال وجلال او است مانند عالم و خالق و رازق و غالبا به غیر او نیز اطلاق می شود . این نام

مقدس قریب هزار بار در قران تکرار شده وهیج اسمی از اسماء مقدی او این اندازه در قران نیامده است نامی است که قلب را

یستخلف بی قوما غیرکم و لا تضرونه شیئا ان ربی علی کل شی  حفیظ

ر وشن میکند به انسان نیرو وآرامش می بخشد و اورا در جهانی از نور وصفا مستغرق می سازد. أَحَد یعنی الله احد واحد است

ویگانه و یکتاست نه به معنی واحد عددی یا نوعی و جنسی  بلکه به معنی وحد ت ذاتی و به عبارت روشن تر  وحدانیت  او به

 معنی عدم وجود مثل  ومانند و شبیه ونظیر برای اوست . دلیل این سخن نیز روشن است او ذاتی است  بی نهایت از هرجهت و

و مسلم است که دو ذات بی نهایت از هر جهت غیر قابل تصور است چون اگر دو ذا ت شد هر دو محدود می شود این کمالات آن

را ندارد و آن کمالات این را . دقت کنید.

آیه  2- در این آیه در توصیف دیگری از آن ذات مقدس یکتا می فرماید الله است که همه نیاز مندان قصد او می کنند. تاویل صمد

آن است که او نه اسم است ونه جسم . نه مانند ونه شبیه دارد و نه صورت ونه تمثال نه حد وحدود ونه محل ونه مکان و نه کیف

ونه این . نه اینجا ونه آنجا . نه پر است نه خالی . نه ایستاده است ونه نشسته . نه سکون دارد ونه حرکت ونه ظلمانی است   نه

نورانی نه روحانی است ونه نفسانی ودر عین حال هیچ محلی از او خالی نیست وهیچ مکانی گنجایش او را ندارد نه رنگ دارد ونه

برقلب انسانی خطور  کرده ونه بو برای او موجود است همه اینها از ذات پاکش منتفی است.  صمد مفهوم بسیار جامع   و وسیعی

دارد که هر گونه صفات مخلوقات را از ساحت مقدسش نفی میکند.

آیه 3- سپس در این آیه به رد عقاید نصاری ویهود و مشرکان عرب که برای الله فرزندی یا پدری قائل بودند پرداخته می فرماید

هرگز نزاد وزاده نشد.  در مقابل  این بیان سخن کسانی  است که معتقد به تثلیت ( خدایان سه گانه) بودند خدای پدر وخدای پسر

و روح القدس. یهود گفتند عزیر پسر خداست ونصارا گفتند مسیح پسرخداست این سخنی است که با زبان خود می گویند که همانند

گفتار کافران پیشین است لعنت خدا بر آنها باد چگونه از حق منحرف می شوند . مشرکان عرب نیز معتقد بودند که ملائکه دختران

الله هستند آنها برای خدا پسران ودخترانی به دروغ واز روی جهل ساختند.

آیه 4- وبالاخره در آخرین آیه این سوره مطلب را در باره اوصاف الله به مرحله کمال رسانده می فرماید وبرای او هیچ گاه شبیه و

مانندی نبوده است  کفو   در اصل به معنی همطراز  در مقام و منزلت و قدر است و سپس به هرگونه شبیه ومانند اطلاق می شود

مطابق این آیه تمام عوارض مخلوقین و صفات موجودات وهرگونه نقص و محدودیت از ذات پاک او منتفی است این همان توحید

ذاتی و صفاتی است در مقابل توحید عددی و نوعی. بنا براین او نه شبیهی در ذات دارد نه مانندی درصفات و نه مثلی در افعال و

 از هر نظربی نظیر و بی مانند است. او کسی را نزاد که خود نیز مولود باشد واز کسی زاده نشده تا محدود گردد مانندی ندارد تا با

او همتا گردد و شبیهی برای اوتصور نمی شود تا با اومساوی باشد.این تفسیر جالب عالیترین دقایق توحید را بازگو می کند.

نکته ها:

وقیل یا ارض ابلعی ماءک ویا سماء اقلعی  

1= دلائل توحید: توحید یعنی یگانگی ذات الله وعدم وجود هر گونه همتا و شبیه برای او و گذشته از دلائل   نقلی و  ایات   قران

با دلائل عقلی فراوان نیز قابل اثبات است که در اینجا قسمتی از آن را به صورت فشرده می آوریم.

الف- برهان صرف الوجود و خلاصه اش این است که الله وجود مطلق است وهیچ قید و شرط وحدی برای اونیست  چنین وجودی

مسلما نامحدود خواهد بود چرا که اگر محدودیتی پیدا کند باید آلوده به عدم گردد وذات مقدسی که هستی از آن   می جوشد   هرگز

مقتضی عدم ونیستی نخواهد بود و چیزی در خارج نیست که عدم را بر او تحمیل کند بنابراین محدود به هیچ حدی نمی باشد .  از

سوی دیگر دو هستی نا محدود در عالم تصور نمی شود زیرا اگر دو موجود پیدا شود حتما هریک از آنها فاقد کمالات دیگری است

یعنی کمالات اورا ندارد و بنابراین هر دومحدود می شوند واین خود دلیل روشنی است بر یگانگی ذات واجب الوجود

ب- برهان علمی- هنگامی که به این جهان پهناور نگاه می کنیم در ابتدا عالم را به صورت موجوداتی    پراکنده می بینیم زمین  و

آسمان وخورشید و ماه وستارگان و انواع گیاهان و حیوانات اما هر چه بیشتر دقت کنیم می بینیم اجزاء و ذرات این عالم چنان به

هم مربوط وپیوسته است که مجموعا یک واحد منسجم را تشکیل می دهد ویک سلسله قوانین معین بر سراسر این جهان  حکومت

می کند . این وحدت نظام هستی و قوانین حاکم بر آن وانسجام و یکپارچگی در میان اجزای آن نشان می دهد که خالق   آن یکتا و

یگانه است.

 ج- برهان تمانع ( دلیل علمی فلسفی) – دلیل دیگری که برای اثبات یگانگی ذات الله ذکر کرده اند وقران در آیه 22 سوره    انبیا

الهام بخش آن است برهان تمانع است  می فرماید اگر در زمین و آسمان الله هانی جز الله یگانه بود زمین و آسمان به فساد کشیده

میشد و نظام جهان به هم می خورد پس منزه است الله ای که الله عرش است از آنچه توصیف می کنند .

د- دتوت عمومی انبیا به الله یگانه : این دلیل دیگری برای اثبات توحید است چرا که اگرد و واجب الوجود در عالم بود هر دو باید

منبع فیض باشند چرا که یک وجود بی نهایت کامل ممکن نیست در نور افشانی بخل ورزد زیرا عدم فیض برای وجود کامل نقص

است و حکیم بودن او ایجاب می کند که همگان را مشمول فیض خود قرار دهد .

2- شاخه های پر بار توحید: معمولا برای توحید چهار شاخه ذکر می کنند :

الف- توحید ذات که دربالا توضیح داده شد

ب- توحید صفات یعنی الله نه صفاتش زائد بر ذات اوست نه جدا از یکدیگرند بلکه وجودی است تمامش علم و تمامش قدرت و

تمامش ازلیت و ابدیت. اگر غیر از این باشد لازمه اش ترکیب است واگر مرکب باشد محتاج به اجزا می شود وشئ محتاج هرگز

واجب الوجود نخواهد بود

غیض الماء و قضی الامرو استوت علی الجودی

ج- توحید افعالی یعنی هر وجودی و هرحرکتی وهر فعلی در عالم است به ذات پاک الله بر می گردد حتی افعالی که از ما سر  می

زند به یک معنی از اوست او به ما قدرت واختیار وآزادی اراده داده بنابر این در عین حال که ما فاعل افعال خود هستیم و در مقابل

آن مسئولیم از یک نظر فاعل الله است زیرا همه آنچه داریم به او باز می گردد .

د- توحید در عبادت: یعنی تنها باید اورا پرستش کرد و غیر ا وشایسته عبودیت نیست چرا که عبادت باید برای کسی باشد که کمال

مطلق و مطلق کمال است کسی که از همگان بی نیاز است وبخشنده تمام نعمت ها و آفریننده همه موجودات واین صفات جز در ذات

پاک او جمع نمی شود.شاخه های توحیدی افعالی : توحید افعالی نیز به نوبه خود شاخه های زیادی دارد که در اینجا به شش قسم

از مهمترین فروع آن اشاره می کنیم :

1= توحید خالقیت : همان گونه که قران می گوید : بگو الله آفریدگار همه چیز است دلیل آن هم روشن است وقتی با دلائل  گذشته 

 ثابت شد واجب الوجود یکی است و همه چیز غیر از او ممکن الوجود است بنابراین خالق همه موجودات نیز یکی خواهد بود

 2=توحید ربوبیت : یعنی مدبر و مدیر و مربی ونظام بخش عالم هستی تنها الله است چنانکه قران می گوید بطلبم در حالیکه او الله

و آیا غیر الله را رب خود همه چیز است دلیل آن نیز وحدت واجب الوجود  توحید خالق در عالم هستی است

3=توحید در  قانونگذاری وتشریع : چنانکه قران می گوید هر کس به آنچه الله نازل کرده است حکم   نکند  کافر است زیرا  وقتی

ثابت کردیم  مدیر و مدبر اوست مسلما غیر او صلاحیت  قانون گذاری نخواهد   داشت چون غیر ان در تدبیر جهان سهمی ندارد تا

قوانینی هماهنگ با نظام تکوی وضع کند.

 4=توحید در مالکیت : خواه مالکیت حقیقی یعنی سلطه  تکوینی بر چیزی  باشد  یا مالکیت حقوقی یعنی سلطه  قانونی  بر چیزی

اینها همه از اوست . چنانکه قران می گوید مالکیت وحاکمیت آسمان ها وزمین مخصوص الله است ونیز می فرماید انفاق   کنید از

اموالی که الله شما را نمایند خود در آن قرار داده دلیل آن هم همان توحید در خالقیت است وقتی خالق همه اشیا اوست  طبعا مالک

همه اشیا نیز ذات مقدس اوست بنابراین هر ملکیتی باید از مالکیت او سرچشمه گیرد

5= توحید مالکیت : مسلما جامعه بشری نیاز به حکومت دارد چون زندگی دسته جمعی بدون حکومت ممکن نیست تقسیم مسئولیت

ها تنظیم  برنامه ها اجرای  مدیریتها و جلوگیری از تعدیات و تجاوزها   تنها به وسیله حکومت میسر است . ازطرفی  اصل آزادی

 انسان ها  می گوید هیچ کس بر دیگری حق حکومت ها  ندارد مگرآنکه مالک اصلی وصاحب حقیقی اجازه دهد واز همین جاست

که ما هر حکومتی را که به حکومت الهی منتهی نشود مردود می دانیم ونیز از همین جاست که   مشروعیت  حکومت را  راز آن

پیامبر وسپس امامان معصوم و بعد از آن برای فقیه جامع الشرائط می دانیم. البته ممکن است مردم به کسی اجازه دهند که بر آنها

هی تجری بهم فی موج کالجبال و نادی نوح ابنه

 حکومت کند ولی چون اتفاق تمام افراد جامعه عادتا غیر ممک است چنین حکومتی عملا ممکن نیست .

6= توحید اطاعت : یعنی تمام مقام واجب الاطاعه در جهان ذات پاک الله است ومشروعیت اطاعت از هر مقام دیگری باید از همین

جا سرچشمه گیرد یعنی اطاعت او اطاعت الله محسوب می شود. زیرا وقتی حاکمیت مخصوص اوست مطاع بودن مخصوص اوست

ولذا ما اطاعت هم انبیا و ائمه معصومین  و  جانشینان آنها را پرتوی از اطاعت الله می شمریم قران می گوید ای کسانی که ایمان

آورده اید اطاعت کنید الله ورسول او و امامان را . ونیز می فرماید هرکس رسول الله را اطاعت کند الله را اطاعت کرده  است .

 فضیلت سوره 112:

 نور قران این سوره است با خواندن آیه اول هزار نظر وبا خواندن آیه دوم هزار دعای وی مستجاب و وآیه سوم هزا ر خواهش او

عطا شود ودر آیه چهارم هزار حاجت وی برطرف شود نود هزا ملک با جبرئیل در تشیع جنازه وی شرکت کنند.    باعث دور شدن

فقر می شود وبه وی برکت رسد ثواب ثلث قران را دارد وجهت دفع سحر موثر است .   عارضه های بچگی را بر طرف کند  فساد

معده ودوران خون را بردارد . برائت از شرک به وی عطا شود  .اگر این سوره را به شش طرف بخوانید حلقه ای ایجاد می شد که

از ضرر شیطان محافظت شود

سوره الاخلاص 112

 

 بسم الله الرحمن الرحیم 

سوره 112: سوره  الاخلاص

قُل هُوُالله ُ أَ حدَ ٌ (1) الله ألصّمََدُ (2) لَم یَلِد وَ لَم یُولَد (3) وَلَم یَکُن لَّهُ کُفُوأً أَحَدُ ( 4)

تفسیر سوره 111

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 111: این سوره درمکه نازل شده و5 آیه دارد.  این سوره تنها سوره ای است که در آن حمله   شدیدی  با ذکر نام

نسبت به یکی از دشمنان اسلام  وپیامبر درآن عصر وزمان   یعنی ابولهب  شده است و محتوای آن نشان   می دهد که او عداوت

خاصی نسبت به پیامبر داشت او وهمسرش از هیچ گونه کار شکنی و بد زبانی مضایقه نداشتند  قران با صراحت می گوید  هرد و

اهل دوزخند و این معنی به واقعیت پیوست سرانجام هر دو بی ایمان از دنیا رفتند و این یک پیشگویی صریح   قران است کسی که

این سوره را تلاوت کند با ابولهب در خانه واحدی جمع نشود . یعنی وی اهل بهشت است و ابولهب اهل جهنم است یعنی  به شرط

اینکه با خواندن این سوره خط خود را از ابولهب جدا کند وقتی سوره شعرا نازل شد و پیامبر ماموریت یافت فامیل نزدیک خود را

انذار کند وبه اسلام دعوت نماید ( دعوت علنی) پیامبر بر فراز کوه صفا آمد و وفریاد زد یا صباحاه ( این جمله را عرب زمانی  می

 گفت که مورد هجوم غافلگیرانه دشمن قرار می گرفت برای این که همه را با خبر سازند و به مقابله بر خیزند)   هنگامی که مردم

مکه این صدار را شنیدند گفتند کی است که فریاد می کشد؟  گفته شد:  محمد است   جمعیت به سراغ حضرتش رفتند. فرمود به من

 بگوئید اگر به شما خبر دهم که سواران دشمن از کنار این کوه به شما حمله ور می شوند آیا مرا تصدیق خواهید کرد؟    در پاسخ

گفتند ما هرگز از تو دروغی نشنیده ایم .من شما را در برابر عذاب شدید الهی انذار می کنم ( یعنی به توحید و ترک بتها دعوت می

کنم )هنگامی که ابولهب این سخن را شنید گفت زیان ومرگ برتو باد آیا تو فقط برای همین سخن مار اجمع کردی؟   در این هنگام

بود که این سوره نازل شد .بعضی در اینجا افزوده اند هنگامی که همسر ابولهب ( ام جمیل) با خبر شد که این سوره در باره او  و

همسرش نازل    شده  به سراغ پیامبر آمد در حالی که آن حضرت را نمی دید سنگی در دست داشت و گفت من شینده ام محمد مرا

هجو کرده به الله سوگند که اگر او را بیابم با همین سنگ بر دهانش می زنم من خودم نیز شاعرم . سپس به اصطلاح اشعاری  در

 مذمت پیامبر واسلام بیان کرد. خطر ابولهب وهمسرش برایر اسلام و عداوت آنها منحصر به این نبود واگر می بینیم قران لبه تیز

حمله را متوجه آنها کرده وبا صراحت از آنها نکوهش می کند دلائلی بیش از این دارد که بعدا به آن اشاره خواهد شد.1- بریده باد

دست ابولهب . همان گونه که در شآن نزول سوره گفتیم این سوره در حقیقت پاسخی است به سخنان زشت   ابولهب عموی پیامبر

انی توکلت علی الله ربی و ربکم ما من دابة  الا هو اخذ بناصیتها

و فرزند عبدالمطلب که از دشمنان سرسخت اسلام بود . قران در پاسخ این مرد بد زبان می فرماید بریده باد هر دو دست ابولهب و

مرگ براو باد در روایتی آمده است که شخصی به نام طارق محاربی می گوید من در بازار ذی المجاز بودم نزدیک عرفات درفاصله

کمی از مکه . ناگهان دیدم که جوانی صدا می زند ای مردم بگویید لا اله الا الله تا رستگار شوید ومردی را پشت سر او دیدم  که با

سنگ به پشت  پای او می زند به گونه ای که خون از پاهایش  جاری  بود وفریاد می زد ای مردم این دروغگوست  او را  تصدیق

نکنید. من سوال کردم این جوان کیست ؟ گفتند محمد است  که گمان می کند پیامبر می باشد و این پیرمرد عمویش ابو لهب است که

اورا دروغگو می داند . در خبر دیگری می خوانیم هر زمان گروهی از اعراب خارج مکه وارد آن شهر می شدند به سراغ ابو لهب

 می رفتند  به خاطر خویشاوندیش  نسبت به پیامبر وسن وسال  بالای او واز رسول الله    تحقیق می نمودند او می گفت محمد مرد

 ساحری است آنها نیز بی آنکه پیامبر را  ملاقات کنند باز می گشتند در این هنگام گروهی آمدند وگفتند ما از مکه باز نمی گردیم تا

اورا ببینیم ابولهب گفت ما پیوسته مشغول مداوای جنون او هستیم مرگ بر او باد .از این روایات به خوبی استفاده می شود که او

در بسیاری از مواقع همچون سایه به دنبال پیامبر بود واز هیچ کار شکنی فروگذار نمی کرد مخصوصا زبانی زشت وآلوده داشت و

تعبیرات رکیک وزننده می کرد وشاید از این نظر سرآمد تمام دشمنان پیامبر محسوب می شد وبه همین جهت آیات مورد بحث با این

صراحت وخشونت او وهمسرش ام جلیل را به باد انتقاد می گیرد.

آیه 2- می افزاید هرگز مال وثروتش و آنچه را به دست آورد به حالش سودی نبخشید و عذاب الهی را از او باز نخواهد داشت . از

این تعبیر استفاده می شود که او مرد ثروتمند مغروری بود که بر اموال وثروت خود در کوشش های ضد اسلامیش تکیه می کرد

آیه 3-  در این آیه می افزاید وبه زودی   وارد آتشی شعله ور و  پر لهیب می شود . اگر نام او لهب بود آتش عذاب او نیز ابولهب

است وشعله های عظیم دارد. نه تنها ابولهب که هیچ    یک از کافران وبدکاران  اموال و ثروت  وموقعیت اجتماعی  شان آنها را از

آتش دوزخ و عذاب الهی رهایی نمی بخشد چنانکه در جای دیگر می خوانیم قیامت روزی است که نه اموال و نه فرزندان هیچ کدام

سودی به حال انسان ندارد مگرآن کس که با قلب سالم و روحی با ایمان و تقوا در محضر الله حاضر شود در روایات آمده که بعد از

جنگ بدر  و شکست  سختی که نصیب  مشرکان قریش  شد ابولهب که  شخصا در میدان جنگ شرکت   نکرده بود پس از بازگشت

راابوسفیان ماجرا را از او پرسید ابوسفیان  چگونگی شکست ودرهم کوبیده شدن لشکر قریش را برای او شرح داد و افزود به الله

سوگند ما در این جنگ سوارانی را دیدیم در میان آسمان و زمین که به یاری محمد آمده  بودند. در اینجا  ابورافع  یکی از غلامان

عباس می گوید من در آنجا نشسته بودم دستم را بلند کردم وگفتم آنها فرشتگان آسمان بودند . ابولهب سخت برآشفت و از سوز دل

خود پیوسته مرا کتک می زد در اینجا همسر عباس ام الفضل حاضر بود چوبی بر داشت و محکم بر سر ابولهب کوبید و  گفت این

فان تولوا فقد ابلغتکم ما ارسلت به الیکم

مرد ضعیف را تنها گیر آورده ای . سر ابولهب شکست وخون جاری شد وبعد از هفت روز بدنش عفونت کرد ودانه هایی همچون

طاعون بر پوست تنش ظاهر شد وبا همان بیماری از دنیا رفت. عفونت بدن او به حدی بود که جمعیت جرات نمی کردند نزدیک او

شوند اورا به بیرون مکه بردند واز دور آب بر او ریختند وسپس سنگ بر او پرتاب کردند تا بدنش زیر سنگ و خاک پنهان شد.

آیه 4- در ای آیه به وضع همسرش ام جلیل پرداخته می فرماید ونیز همسرش در حالی که هیزم کش دوزخ است

آیه 5- ودر گردنش طنابی است از لیف خرما . در این که همسر ابولهب که خواهر ابوسفیان وعمه معاویه بود ودر عداوت ها و

کارشکنی های شوهرش بر ضد اسلام شرکت داشت حرف نیست اما در اینکه قران چرا اورا زن هیزم کش توصیف  کرده بعضی

گفته اند این به خاطر آن است که بوته های خار را بر دوش می کشید و بر سر راه پیامبر می ریخت  تا پا های مبارکش ازرده

شود.

فضیلت سوره 111: تلاوت کننده این سوره با دشمنان اسلام در یک جا قرار نگیر

سوره المسید 111

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره 111: سورةَ المسِِد

تَبَُت یَدَأ أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَُ (1) مَأ أغنَی عَنهُ مَا لُهُ وَمَا کَسَبَ (2) سَیَصلَی نَارً ذَاتَ لَهَبٍ (3) وَأمرَأَتُهُ حَمَُا لَةَ ألحَطَبِ (4)   فی جِیدِهَا

حَبلُُ مَن مَُسَدِ (5 )

تفسیر سوره 110

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 110:  این  سوره  بعد از هجرت نازل  شده است ودر آن بشارت و نوید از پیروزی عظیمی می دهد که به دنبال آن

مردم گروه گروه وارد دین الله می شوند و لذا به شکرانه این نعمت بزرگ پیامبر را دعوت به تسبیح و حمد الهی واستغفار میکند

 گرچه در اسلام فتوحات زیادی رخ داد ولی فتحی با مشخصات فوق جز فتح مکه نبود بخصوص این که طبق بعضی از روایت ها

ی اعراب معتقد بودند اگر پیامبر  اسلام مکه را فتح کند وبر آن مسلط گردد این دلیل بر حقانیت اوست . بعضی گفته اند این سوره

بعد از صلح حدیبیه در سال 6 هجرت ودو سال قبل از فتح مکه نازل گردید . یکی از نام های این سوره  سوره تودیع _خداحافظی

است چرا که در آن به طور ضمنی از رحلت پیامبر خبر می دهد . در حدیثی آمده است هنگامی که این سوره نازل شد وپیامبر آن

را بر یاران خود تلاوت کرد همگی خوشحال و خوشدل شدند ولی عباس عموی پیامبر که آن را شنید گریه کرد وپیامبر فرمود ای

 عمو چرا گریه می کنی؟عرض کرد گمان می کنم خبر رحلت شما در این سوره داده شده ای رسول پیامبر فرمود مطلب همان گونه

است که تو می گویی. در باره فضیلت این سوره این است که تلاوت آن مثل همراهی پیامبردر فتح مکه بوده است. در حدیث دیگری

من خلفهم الا خوف علیهم ولا هم یحزنون

 می خوانیم کسی که سوره را در  نمازش  بخواند الله وی را بر تمام دشمنانش پیروز می کند و در قیامت در حالی وارد محشر می

شود که نامه ای با اوست که سخن می گوید و الله آن را از درون قبرش همراه او بیرون فرستاده و آن امان نامه ای است از آتش

 جهنم . ناگفته پیداست این همه افتخار وفضیلت از آن کسی است که در خط رسول باشد وبه آیین وسنت او عمل کند.

آیه 1- هنگامی که پیروزی نهایی فرا رسد  در نخستین آیه این سوره می فرماید هنگامی که یاری الله  و پیروزی فرار سد

آیه 2- و ببینی مردم گروه گروه وارد دین الله می شوند درست است که برای غلبه بر دشمن باید تامین قوا. تهیه نیرو کرد ولی یک

انسان موحد نصرت را تنها از ناحیه الله می داند وبه همین دلیل به هنگام  پیروزی مغرور  نمی شود بلکه در  مقام شکر و سپاس

الهی در می آید .

آیه 3-  از این رو در این آیه می فرماید پس به شکرانه این نعمت بزرگ واین پیروزی ونصرت الهی الله را تسبیح و حمد  کن و از

او آمرزش بخواه که او بسیار توبه پذیر است در این سوره نخست از نصرت الهی و سپس فتح و  پیروزی و بعد   نفوذ و گسترش

اسلام و ورود مردم دسته دسته در دین الله سخن به میان آمده و این هر سه علت ومعلول یکدیگرند تا نصرت  ویاری الهی   نباشد

فتح وپیروزی نیست وتا فتح وپیروزی نرسد وموانع ازسر راه بر داشته نشود مردم گروه گروه مسلمان نمی شوند والبته  به  دنبال

این سه مرحله مرحله چهارم یعنی مرحله شکر وحمد وستایش الله فرا می رسد. تسبیح به معنی منزه شمردن الله از  هر گونه عیب

ونقص است و حمد برای توصیف او به صفات کمالیه و استغفار در برابر نقصانها و تقصیر های بندگان است. این فتح عظیم   سبب

شد که افراد گمان نکنند الله یارانش  را به تنها می گذارد (پاکی از نقص ) و نیز بدانند که الله بر انجام وعده هایش توانا است   (مو

 صوف بودن به کمال) ونیز یندگان به نقص خود در برابر عظمت او اعتراف کنند . فتح مکه بزرگترین پیروزی اسلام :    فتح مکه

  فصل جدیدی در تاریخ اسلام گشود و مقاومت های دشمن را بعد از حدود بیست سال در هم شکست و در حقیقت با فتح مکه بساط

شرک وبت پرستی از جزیره عربستان برچیده شد واسلام آماده برای جهش به کشورهای دیگر جهان گشت

 فضیلت سوره 110:

هرکس این  سوره را  در نماز  بخواند الله او   را بر جمعی از دشمنان نصرت بخشد و چون مبعوث شود الله  کتابی از جوف قبر او

 بیرون آورد و به اودهد که در آن نوشته شده که او از گرمی جهنم وزفیر وآتش در امان است وخود نامه ناطق است و انواع نعمت

ها در قیامت به وی رسد انواع کرم وبزرگی به او رسدو در سرای خلد در جنت عدن در آید و ثواب شرکت در فتح مکه به اودهند 

سوره النصر 110

 

بسم الله الرَحمن الرحیم 

سوره 110: سورة النَُصر

إ ذَا جَأ ء نَصرُالله ِ وََألفَتحُ (1) وَرَأیتَ النَُاسََ یَد خُلُونَ فیِ دین الله ِ أَفوَاجأً (2)فَسَُبِح بِحَمدِ رَبُِکَ وَاستَغفِرهُ إنَُُُهُ کَانَ تَوَُابَا (3 )

تفسیر سوره 109

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر سوره 109:

این سوره 6 آیه دارد ودر مکه نازل شده است لحن سوره نشان می دهد در زمانی نازل شده  که مسلمانان در اقلیت بودند وکفاردر

اکثریت و پیامبر اکرم از ناحیه آنها سخت در فشار بوده است واصرار داشتند اورا به سازش با شرک   بکشانند پیامبر دست رد به

سینه همه آنها می زند و آنها را به کلی مایوس می کند بدون آن که بخواهد با آنها درگیرشود این سرمشقی است برای همه  که در

مسلمانان هیچ شرایطی در اساس دین واسلام  با دشمنان سازش نکنند  و هروقت چنین تمنایی از ناحیه آنها صورت گیرد آنها را

 کاملا مایوس کنند مخصوصا در این سوره دو بار این معنی تاکید   شده که من معبود های شما را  نمی پرستم  و این تاکید برای

 مایوس ساختن آنها است هم چنین دوباره تاکید شده که شما هرگز معبود من الله یگانه را نمی پرستید واین دلیلی است بر لجاجت

 آنها وسر انجامش این است که من وآیین توحیدیم وشما آیین پوسیده شرک آلودتان. این سوره ثواب ربع قران را دارد این سوره

در مورد گروهی از سران مشرکان قریش نازل شده که می گفتند ای محمد بیا از آیین ما پیروی کن ما  نیز از آیین تو  پیروی می

کنیم و تورا در تمام امتیازات خود شریک می سازیم یک سال   تو خدای مارا عبادت کن و سال دیگر ما  الله تو را عبادت می کنیم

پیامبر فرمود پناه بر رب که من چیزی را همتای او قرار دهم. گفتند لااقل بعضی از خدا های ما را لمس کن و از آنها تبرک بجوی

تصدیق تو می کنیم و الله تورا می پرستیم و پیامبر فرمود من منتظر فرمان رب ما هستم. در این هنگام سوره نازل شد و رسول الله

به مسجد الحرام آمد  در حالی که  جمعی از سران قریش در آنجا جمع  بودند بالای سر آنها  ایستاد و این سوره را تا آخر بر آنها

خواند آنها وقتی پیام این سوره را  شنیدند کاملا مایوس شدند وحضرت ویارانش را آزار دادند

آیه 1- هرگز با بت پرستان سر سازش ندارم. این آیه می گوید بگو ای کافران

آیه 2- آنچه را شما می پرستید من نمی پرستم

آیه 3- و نه شما آنچه را من می پرستم می پرستید

 به این ترتیب جدایی کامل خط خود را از آنها مشخص می کند و با صراحت می گوید من هرگز بت پرستی نخواهم کرد و شما نیز با

این  لجاجت که دارید وبا تقلید کورکورانه از نیاکان که روی آن اصرار می ورزید و با منافع نا مشروع سرشاری که از بت پرستان

فرحین بما آتاهم الله من فضله ویستبشرون بالذین لم یلحفوا بهم

عائد شما می شود هرگز حاضر به  الله پرستی خالص از شرک نیستند.

آیه 4-  بار دیگر برای مایوس کردن کامل بت پرستان از هرگونه سازش بر سر توحید وبت پرستی می

افزاید ونه من هرگز آنچه را شما پرستش کرده اید می پرستم .

آیه 5-  ونه شما آنچه را که من می پرستم پرستش می کنید تکرار نفی عبادت بتها از ناحیه پیامبرونفی عبادت الله از ناحیه مشرکا

ن برای تاکید و مایوس کردن کامل مشرکان و جدا نمودن مسیر آنها از اسلام است واثبات عدم سازش  میان توحید وشرک میباشد

آیه 6- حال که چنین است آیین شما برای خودتان و آیین من برای خودم . یعنی آیین شما به خودتان ارزانی باد و به زودی عواقب

نکبت بار آن را خواهید دید

فضیلت سوره 109: اگر این سوره را موقع خواب تلاوت کنید برائت از شرک است وشیطان دور می شود در سفر که این سوره را

بخوانی زاد و هیبت تو از همراهان بیشتر شود ودر کثرت مال ازهمه جلو باشی .     تلاوت این سوره باعث ایمنی از فزع اکبر می

شود . و اگر کودکان موقع خواب بخوانند چیزی   ایشان را اذیت نکند  . تلاوت این سوره باعث می شود اسم او از تبهکاران  و بد

 وبدبختان محو شود

سوره الکافرون 109

 

 بسم الله الرحمن الرّحیم                         

سوره 109:سوُرة الکافرُون  

قُل یأَ یُها َ الکَفرون َ(1) لا اَعبدُ مَا تَعبُدُونَ (2) وَلَا أَنتُم عَبِدُونَ مَأ اَعبُدُ (3) وَلَا أنَا عَابِدٌ مُا عَبَد تُّم (4)   وَلَا أنتُم عَبِدُونَ مَا أَعبُدُ (5)

لَکم دینُکُم وَلی دین(6 )

تفسیر سوره 108

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 108:

درشآن نزول این سوره می خوانیم که یکی از سران مشرکان به هنگام خروج پیامبراز مسجد الحرام   اورا ملاقات کرد  و مدتی با

حضرت گفتگو کرد گروهی از سران قریش در مسجد  نشسته بودند واین منظره  را  از دور مشاهده کردند هنگامی که این مشرک

وارد مسجد شد به او گفتند با که صحبت می کردی ؟   گفت  با این مر د ابتر.  توضیح اینکه پیامبر اکرم  دو فرزند  پسر از  بانوی

اسلام خدیجه داشت یکی قاسم ودیگری طاهر که او را عبدالله نیز می نامیدند واین هردو در مکه از دنیا رفتند و پیامبر  فاقد فرزند

پسر شد این  موضوع زبان   بد خواهان قریش را گشود و کلمه ابتر ( بلاعقب)  را برای حضرتش انتخاب کردند  فکر می کردند با

 رحلت پیامبربرنامه ها او به خاطر نداشتن فرزند ذکور تعطیل خواهد شد وخوشحال بودند قران مجید نازل شد و به طرز اعجازآمیز

در این سوره به آنها پاسخ گفت وخبر داد که دشمنان او ابتر خواهند بودو برنامه اسلام وقران هرگز قطع نخواهد شد بشارتی که در

این سوره داده شده از یک سو ضربه ای بود بر امید های دشمنان اسلام واز سوی دیگر تسلی خا طری بود به رسول الله که بعد از

شنیدن ای لقب زشت و توطئه دشمنان قلب پاکش غمگین ومکدر شده بود.

آیه 1- ما به تو خیر فراوان  دادیم روی  سخن در تمام این سوره به پیامبر اکرم   است مانند سوره الضحی و الم  نشرح و یکی از

اهداف مهم هر سه سوره تسلی خاطر آن حضرت در برابر انبوه حوادث دردناک وزخم زبان های مکرر دشمنان   است نخست می

فرماید ما به تو کوثر (خیر وبرکت فراوان) عطا کردیم کوثر در این که منظور کوثر در اینجا چیست؟      روایتی است که وقتی این

سوره نازل شد پیامبر بر فراز منبر رفت واین سوره را تلاوت کرد اصحاب گفتند این چیست که الله به تو عطا نموده است گفت نهر

 ی است در بهشت سفید تر از شیر وصاف تر از قدح بلور در دو طرف آن قبه هایی از در ویاقوت است .   بعضی آن را به نبوت

تفسیر کرده و بعضی دیگر به قران وبعضی به کثرت اصحاب و یاران و بعضی به کثرت فرزندان و ذریه که همه آنها از نسل دختر

ش زهر(س) به وجود آمدند بعضی نیز آن را به شفاعت  تفسیر کرده اند ولی ظاهر این است که کوثر مفهوم وسیع  و گسترده ای

دارد که هر یک ازآنچه گفته شد یکی از مصداق های روشن آن است مصداق های بسیار دیگری نیز دارد که ممکن است به عنوان

عنوان  تفسیر مصداقی برای آیه ذکر شود  فراموش  نباید کرد  این سخن را الله زمانی به پیامبرش می گوید که آثار این خیر کثیر

و انفقوا مما رزقناهم سرا وعلانیة  یرجون تجارة  لن تبور

هنوز ظاهر نشده بود این خبری بود از آینده نزدیک و آینده های دور خبری بود اعجاز آمیز و بیانگر حقانیت دعوت رسول اکرم.

آیه 2-  این نعمت عظیم و خیر فراوان شکرانه عظیم لازم دارد هرچند شکر مخلوق هرگز حق نعمت خالق را   ادا نمی کند بلکه

توفیق شکر گزاری خود نعمت دیگری است از ناحیه او لذا می فرماید اکنون که چنین است پس برای الله نماز بخوان وقربانی کن .

آری بخشنده نعمت اوست بنابراین نماز و عبادت و قربانی که آن هم نوعی عبادت است برای غیر او معنی ندارد این در برابر اعمال

مشرکان است که برای بت ها سجده وقربانی می کردند در حالی که نعمت های خود را از الله می دانستند

آیه 3- در آخرین آیه این سوره با توجه به نسبتی که سران شرک به آن حضرت می دادند می فرماید و بدان دشمن تو قطعا بریده

نسل و بی عقب است تعبیر به شانئک بیانگر این واقعیت است که آنها در دشمنی خود حتی کمترین ادب را نیز رعایت نمی کردند

عداوتشان آمیخته با قساوت ورذالت بود .   بسیاری از  بزرگان علمای شیعه یکی از روشن ترین مصداق های آن را وجود مبارک

فاطمه زهرا(س) دانسته اند چرا که شآن نزول آیه می گوید آنها   پیامبر اکرم را متهم  می کردند که بلا عقب است قران  ضمن نفی

سخن آنها می گوید ما به تو کوثر دادیم .     از این تعبیر استنباط می شود که این خیر کثیر همان دختر ش است زیرا نسل و  ذریه

پیامبر به وسیله همین دختر گرامی در جهان انتشار یافت نسلی که نه تنها فرزندان جسمانی پیامبر بودند بلکه آیین او وتمام ارزش

های اسلام را حفظ کردند و به آیندگان ابلاغ نمودند نه تنها امامان که آنها حساب مخصوص به خود دارند . قول سوم این است  که

که این سوره به عنوان رد بر کسانی نازل شده که عدم وجود اولاد را بر پیامبر خرده می گرفتند بنا براین معنی سوره این است که

الله به او نسلی می دهد که در طول زمان باقی می ماند ببین چه اندازه از اهل بیت را شهید کردند در عین حال جهان مملو از آنها

ست این درحالی است که از بنی امیه که دشمن اسلام بودند شخص قابل ذکری در دنیا باقی نماند سپس بنگر و ببین چقدر از علمای

 بزرگ در میان آنهاست مثل امامان و نفس زکیه . هزاران هزار از  فرزندان  فاطمه  در سراسر جهان  پخش  شدند در میان آنها  

  نویسندگان وفقها و محدثان و مفسران و الا مقام و فرماندهان عظیم بودند که با ایثار و فداکاری در حفظ آیین اسلام کوشیدند

فضیلت سوره 108: این سوره مکی است و دارای 3 ایه است هرکس این سوره را تلاوت کند از نهر کوثر نوشد و در زیر درخت

طوبی پیامبر برایش حدیث گوید واز نهر های بهشتی  سیراب شود و به عدد  قربانی ها یی که در اضحی ( عید قربان)  شده  اجر

و  ثواب دریابد اگر چهار پا یی قلنج شده وافتاده باشد سه بار در هر گوشش خوانند برخیزد . با 40 بار خواندن این سوره به مال

مال فراوان می رسید.

                                       

سوره الکوثر 108

 

بسم الله الر حمن الرحیم

سُورة 108: سورة الکوثَر

إنَّاأعطَینَکَ ألکَوثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبّکَ وَأنحَر(2) إنَّ شَانِئَکَ هُوَ ألأبتَرُ(3 )

سوره 107

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 107:

در  این سوره صفات و اعمال منکران قیامت در پنج مرحله بیان شده که آنها به خاطر تکذیت این روز بزرگ چگونه از انفاق در

راه الله کمک به یتیمان و مسکینان سر باز می زنند وچگونه در مورد نماز مسامحه کار وریا کارند واز کمک به نیازمندان روی

گردانند ؟در شان نزول این سوره بعضی گفته اند در باره ابوسفیان نازل شده که هر روز دوشتر بزرگ نحر  می کردند و خود  و

یارانش از آن استفاده می کردند اما روزی یتیمی آمد و تقاضای چیزی کرد او با عصایش بر او زد واو را دور کرد.

آیه 1- اثرات شوم انکار معاد : در این سوره نخست پیامبر اکرم را مخاطب قرار داده و اثرات شوم انکار روزجزا را در اعمال

منکران باز گو می کند  می فرماید آیا کسی که روز جزا را پیوسته انکار می کند دیدی؟ ( ارء یت الذی یکذب بالدین) منظور از

 

قال الملک ائتونی به استخلصه لنفسی فلما کلمه قال انک الیوم لدینا مکین امین

دین در اینجا جزا یا روز جزاست و انکار روز جزا و دادگاه بزرگ آن بازتاب وسیعی در اعمال انسان دارد که در این سوره  به

 پنج قسمت ازآن اشاره شده است. 

آیه 2- سپس بی آنکه در انتظار پاشخ این سوال بماند می افزاید او همان کسی است که یتیم را با خشونت می راند.

آیه 3-  و دیگران را به اطعام مسکین ومستمند تشویق نمی کند

آیه 4- در سومین وصف این گروه می فرماید پس وای بر نمازگزارانی که ....

آیه 5- در نماز خود سهل انگاری می کنند . نه ارزشی برای آن قائلند ونه به اوقاتش اهمیتی می دهند ونه ارکان وشرایط و آدابش

را رعایت می کنند

آیه 6- در چهارمین مرحله به یکی دیگر از بدترین اعمال آنها اشاره کرده می فرماید همان کسانی که ریا می کنند  . جامعه ای که

به ریا کاری عادت کند نه فقط از الله واخلاق حسنه و ملکات فاضله دور می شود بلکه تمام برنامه های اجتماعی او از محتوا تهی

می گردد ودر یک مشت ظواهر فاقد معنی خلاصه می شود و چه دردناک است سرنوشت چنین انسان و چنین جامعه ای

آیه 7-  و  در آخرین مرحله می افزاید و دیگران را از ضروریات زندگی منع می کنند. مسلما یکی از سرچشمه های تظاهر و ریا

کاری عدم ایمان به روز قیامت و عدم  توجه به پاداش های الهی است وگرنه  چگونه ممکن است انسان پاداش های الهی را  رها

رها کند و رو به سوی خلق و خوشایند آنها آورد؟  ماعون از ماده  معن به معنی چیز کم است و منظور از آن در اینجا اشیاء جزئی

است که مردم مخصوصا همسایه ها از یکدیگر به عنوان عاریه یا تملک می گیرند مانند مقداری نمک یا کبریت ظروف ومانند اینها

 بدیهی است کسی که از دادن چنین اشیائی به دیگری خود داری می کند آدم بسیار پست وبی ایمانی است یعنی آنها   به قدری بخیل

هستند که حتی از دادن این اشیاء کوچک مضایقه دارند . کسی که وسائل ضروری و کوچک را از همسا یه اش دریغ دارد الله او را

از خبرخود در قیامت منع می کند و اورا به حال خود وا می گذارد و هر کس الله اورا به خود واگذارد چه بد حالی دارد؟

فضیلت سوره 107:

این سوره مکی و دارای 7 آیه است . مداومت در تلاوت این سوره در نماز ها باعث قبولی نماز ها می شود و آنچه در دنیا از وی

صادر شده حساب نکنند. جهت فتوحات عظیمه 11 شب هر شب 15   بار خوانده شود . برای بیرون  رفتن فقر از  منزل  41 بار

بخواند فرزندان وی محتاج نشوند

سوره الماعون 107

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سورة 107:سورة  الماعُون 

أرَءَ یتَ ألَذَّ ی یُکَذِّ بُ بِالدیّن ِ (1) فَذَلِکَ ألذَّی یَدُعُّ ألیَتیمَ (2) وَ لَا یَحُضُّ عَلَی طَعَا مِ ألمسکِین (3)فَوَیلٌ لِلمُصَلّین َ (4) ألَذَّینَ هُم عَن

صَلَاتِهِم سَاهُون (5) ألّذ ینَ هُم یُرَأءُونَ (6) وَ یَمنَعُونَ ألمَاعُونَ(7َ )

تفسیر سوره 106

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 106:

این سوره در حقیقت   مکمل سوره فیل است و آیات آن دلیل   روشنی بر این مطلب است . محتوای این سوره   بیان  نعمت الله بر

قریش. والطاف ومحبت های او نسبت به آنهاست تا حس  شکر گزاری آنها تحریک شود و  به عبادت  الله این بیت عظیم که تما م

شرف و افتخارشان ا ز آن است قیام کنند . پیوند مطالب این دو  سوره بقدری است که می تواند دلیل بر وحدت آن دو بوده باشد به

همین دلیل برای خواندن یک سوهر کامل در هر رکعت از نماز اگر کسی سوره های فوق را انتخاب کند باید هر دو را با هم بخواند

1-  از آنجا که در سوره قبل  شرح   نابودی اصحاب الفیل و لشکریان ابرهه که به قصد  نابود کردن خانه  کعبه آمده بودند آمد در

اولین آیه این سوره که در واقع تکمیلی است برای سوره فیل می فرماید کیفر لشکر فیل سواران به خاطر این بود که قریش به این

سرزمین مقدس الفت گیرند و زمینه ظهور پیامبر فراهم شود زیرا آنها و  تمام اهل مکه به خاطر مرکزیت و امنیت این سرزمین  در

آنجا سکنی گزیده بود ند بسیاری از مردم حجاز هر سال به آنجا می آمدند مراسم حج را به جا می آوردند و مبادلات اقتصادی وادبی

داشتند و از برکات مختلف این سرزمین استفاده می نمودند  همه اینها در سایه امنیت ویژه آن بود اگر با لشکر کشی ابرهه و امثال

 او این امنیت خدشه دار می شد یا خانه کعبه ویران می گشت دیگر کسی با این سرزمین الفتی پیدا نمی کرد.

 2-  در این آیه می افزاید الفت آنها در سفر های زمستانه و تابستانه و به خاطر این الفت به آن باز گردند ممکن است منظور الفت

بخشیدن قریش به این سرزمین مقدس باشد که آنها در طول سفر تابستانه و زمستانه خود عشق و علاقه به این کانون مقدس را از

 دل نبرند وبه خاطر امنیتش به سوی آن باز گردند نکند تحت  تاثیر  مزایای زندگی سرزمین یمن وشام  واقع  شوند ومکه را خالی

 کنند و با این که منظور ایجاد الفت میان قریش و  سایرمردم در طول این دوسفر بزرگ است چرا که بعد از داستان ابرهه مردم با

دیده دیگری به آنها می نگریستند و برای  کاروان قریش احترام و اهمیت و امنیت قائل بودند . می دانیم زمین مکه باغ  وزراعتی

نداشت دامداری آن نیز محدود بود بیشترین در آمد آن از طریق همین کاروان های تجاری تامین می شد در فصل زمستان به سوی

جنوب یعنی سرزمین یمن که هوای آن نسبتا گرم بود روی می آوردند ودر فصل تابستان به سوی شمال وسرزمین   شام که هوای

ملایم و مطلوبی داشت و اتفاقا  هم   سرزمین یمن و هم سرزمین   شام از کانون های مهم تجارت در آن روز بودند  مکه و مدینه

حلقه اتصالی در میان آن دو محسوب می شد. البته قریش با کارهای خلافی که انجام می دادند مستحق این همه لطف و محبت الهی

من بعد ان نزغ الشیطان بینی وبین اخوتی ان ربی لطیف لما یشاء انه هوالعلیم الحکیم

نبودند اما چون مقدر بود از میان آن قبیله و از آن سرزمین مقدس اسلام وپیامبر اکرم طلوع کند الله این لطف را در حق آنها انجام

داد

آیه 3-  در این آیه  چنین  نتیجه  می گیرد که قریش  با این همه نعمت الهی  که به برکت کعبه پیدا کرده اند پس به شکرانه این

نعمت بزرگ باید الله این خانه را عبادت کنند نه بت هارا

آیه 4- همان کسی که آنها را از گرسنگی نجات داد و از ترس و ناامنی ایمن ساخت . از یک سو به آنها رونق تجارت عطا فرمود

جلب منفعت نمود واز سوی دیگر نا امنی را از آنها دور کرد و دفع ضرر فرمود واینها همه با شکست  لشکر  ابرهه فراهم گشت

و در حقیقت استجابت دعای ابراهیم بنیانگذار کعبه بود ولی آنها قدر این همه نعمت را ندانستند و این خانه مقدس را به بت خانه

ای تبدیل کردند و عبادت بتان را بر پرستش رب خانه مقدم داشتند و سرانجام ثمره شوم این همه نا  سپاسی را دیدند.

 فضیلت سوره 106:

این سوره مکی و5 آیه دارد الله قریش را بر قبایل دیگر به هفت چیز تفضیل داده یکی اینکه مرا یکی از آنها قرار داده دوم نبوت

را درمیان ایشان وضع کرده سوم ایشان را نگهبان  کعبه کرده  چهارم نصرت و سقایت حاجیان را به ایشان واگذارد و پنجم آنان

را بر اصحاب فیل ظفر داد ششم سوره ای به ایشان داد که دیگران  را در آن شریک نکر

سوره 106 قریش

بسم الله الرحمن الرحیم

سورة 106: سورة  قریش

لِایلَفِ قُرَیشٍ (1) إ لَفِهِِم رِحلََةَ ألشِّتَأءِ وََ ألصَّیفِ (2) فَلیَعبُدُا رَبَّ هَذَاألبَیتِ (3) ألَذَّ ی أطعَنَهُم مِن جُوعٍ وَ ءَ امَنَهُم مِّن خَوف (4

تفسیر سوره 105

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 105:

این سوره چنانکه از نامش پیداست اشاره به داستان تاریخی معروفی می کند که در سال تولد پیامبراکرم واقع شده والله خانه کعبه

را از شر لشکر عظیم کفاری که از سرزمین یمن سوار بر فیل آمده بودند حفظ کرد . یاد آوری این داستان هشداری است به کفار

 مغرور ولجوج که بدانند در برابر قدرت الله کمترین قدرتی ندارند الله که لشکر عظیم فیل را با آن پرندگان کوچک و آن سنگریزه

ها ی نیم بند در هم کوبید قدرت دارد که این مستکبران لجوج  را نیز مجازات کند  داستان اصحاب فیل:  مفسران   ومورخان این

داستان را به صورت های مختلفی بیان کرده اند و من آن را طبق روایات معروف بیان می کنم: ذونواس پادشاه یمن مسیحی های

نجران را که در نزدیکی آن سرزمین می زیستند تحت  شکنجه شدید قرار داد تا از آیین مسیحیت برگردند  قران این  ماجرا را به

عنوان اصحاب الاخدود در سوره بروج آورده . بعد از این جنایت بزرگ مردی به نام دوس از میان آنها جان سالم به در برد وخود

را به قیصر روم که بر آیین مسیح بود رسانید وماجرا ار برای او شرح داد قیصر نامه ای به نجاشی سلطان حبشه نوشت تا انتقام

نصارای نجران را از ذونواس بگیرد و نامه را با همان شخص برای نجاشی فرستاد و نجاشی سپاهی عظیم بالغ بر هفتاد هزارنفر

به فرماندهی شخصی به نام اریاط روانه یمن کرد ابرهه نیز یکی از فرماندهان این سپاه بود ذونواس شکست خورد واریاط  حکم

ران یمن شد بعد از مدتی ابرهه بر ضد او قیام کرد واورا از بین برد وبر جای او نشست خبر این ماجرا به نجاشی رسید او تصمیم

گرفت ابرهه را سرکوب کند ابرهه برای نجات خود موهای سر را تراشید وبا مقداری از خاک یمن به نشانه تسلیم کامل نزد نجاشی

فرستاد واعلام وفا داری کرد نجاشی  چون چنین  دید اورا  بخشید و در پست خود  ابقا کرد در این هنگام ابرهه برای اثبات خوش

خدمتی کلیسای بسیار زیبا و مهمی بنا کرد که مانند آن در آن زمان در کره زمین وجود نداشت و به دنبال آن تصمیم   گرفت مردم

جزیره عربستان را به جای کعبه بهر سوی آن فراخواند و تصمیم گرفت آنجا را کانون حج عرب سازد . برای همین منظورمبلغان

رفع ابویه علی العرش و خروا له سجدا

مبلغان بسیاری به اطراف و درمیان قبائل عرب وسرزمین حجاز فرستاد طبق بعضی از روایات   گروهی آمدند و مخفیانه  کلیسا را

آتش زدند وطبق نقل دیگری بعضی آن را مخفیانه آلوده وملوث ساختند .    ابرهه سخت خشمگین شد وتصمیم گرفت خانه کعبه را

بکلی ویران سازد تا هم انتقام  گرفته باشد و هم عرب را متوجه    معبد  جدید کند با  لشکر عظیمی که بعضی از سوارانش از فیل

استفاده می کردند عازم مکه شد. هنگامی که نزدیک   مکه رسید کسانی را فرستاد تا  شتران و اموال اهل مکه را به غارت آورند

 ودر این میان مکه شد واز رئیس و شریف مکه جستجو کرد همه عبدالمطلب را به  او نشان  دادند ماجرا را نزد عبدالمطلب بازگو

کرد را فرستاده ابرهه به عبدالمطلب گفت باید با من نزد او بیایی هنگامی که عبدالمطلب وارد بر ابرهه شداو سخت تحت تاثیر قرار

گرفت تا آنجا که برای احترام او از جا   برخاست و روی زمین  نشست سپس به مترجمش  گفت از او بپرس حاجت تو چیست عبد

 المطلب گفت  حاجتم این است که دویست شتر را از من به غارت برده اند دستور دهید اموالم  مرا باز گردانند ابرهه به مترجمش

گفت به او بگو هنگامی که تور ا دیدم عظمتی از تو در دلم جای گرفت اما این سخن را که گفتی در نظرم کوچک شدی تو در باره

دویست شترت سخن می گویی اما در باره کعبه که دین تو واجداد توست و من برای ویرانیش آمده ام مطلقا سخن نمی گویی؟ عبد

گفت من صاحب شترانم و این خانه صاحبی دارد که از آن دفاع می کند ای سخن ابرهه را تکان داد و در فکر فرو رفت عبدالمطلب

به مکه آمد وبه مردم اطلاع داد که به کوههای اطراف پناهنده شوند و خودش با جمعی کنار خانه کعبه آمد تا دعا کند ویاری طلبد

دست در حلقه خانه کعبه کرد و اشعار معروفش را خواند از جمله:  ((الهی هر کس از خانه خود دفاع می کند تو خانه ات را حفظ

کن: هرگز مباد روزی که صلیب آنها و قدرتشان بر نیروهای تو غلبه کنند)) سپس عبدالمطلب به یکی از دره های اطراف مکه آمد

و در آنجا با جمعی از قریش پناه گرفت وبه یکی از فرزندانش دستور داد بالای کوه ابوقبیس برود ببیند چه خبر می شود فرزندانش

به سرعت نزد پدر آمده وگفت پدر ابری سیاه از ناحیه دریا ی احمر به چشم می خورد که به سوی سرزمین ما می آید عبدالمطلب

خرسندشد صدا زد ای جمعیت قریش به منزل های خود برگردید که نصرت الهی به سراغ شما آمد این از یک سو.    از سوی دیگر

ابرهه سوار بر فیل معروفش که محمود نام داشت با   لشگر انبوهش برای درهم کوبیدن کعبه از کوههای اطراف  سرازیر مکه شد

ولی هرچه بر فیل خود فشار می آورد پیش نمی رفت اما هنگامی که سر او را به سوی یمن باز می گرداندند به سرعت حرکت  می

کرد ابرهه از این ماجرا سخت متعجب شد ودر حیرت فرو رفت .در این هنگام پرندگانی از سوی دریا فرا رسیدند همانند  پرستو ها

و هریک از آنها سه عدد سنگریزه با خود همراه داشتند یکی به منقار و دوتا در پنجه ها تقریبا به اندازه نخود این سنگریزه ها را

بر سر لشکر ابرهه فرو ریختند و به هرکدام از آنها اصابت می کرد هلاک می شد و بعضی گفته اند سنگریزه  ها   به هرجای بدن

آنها  ها می افتاد سوراخ می کرد واز طرف مقابل خارج می شد. خود ابرهه نیز مورد اصابت سنگ واقع شد و مجروح گشت و او

قال یا ابت هذا تاویل رویای من قبل قد جعلها ربی حقا

را به صنعاء پایتخت یمن باز گرداندند ودر آنجا چشم از دنیا پوشید .بعضی می گویند اولین بار که بیماری حصبه و آبله در سرزمین

عرب دیده شد آن سال بود و در همین سال مطابق مشهور پیامبر تولد یافت و جهان به نور وجودش روشن شد لذا   جمعی معتقدند

که میان این دو رابطه ای وجود داشته . به هرحال اهمیت این حادثه بزرگ به قدری بوده که آن سال را عام الفیل ( سال فیل ) نامید

ند و مبدا تاریخ عرب شد.

آیه 1- با ابرهه گو کز پی تعجیل نیاید در نخستین آیه این سوره پیامبر را مخاطب ساخته می فرماید آیا ندیدی رب تو با فیل سواران

 ( لشکر ابرهه که برای نابودی کعبه آمده بودند) چه کرد

آیه 2-  سپس می افزاید آیا نقشه آنها را در ضلالت و تباهی قرارنداد ؟ آنها قصد داشتند خانه کعبه را خراب کنند به این امید که به

کلیسای یمن مرکزیت بخشند اما آنها نه تنها به مقصود خود نرسیدند بلکه این ماجرا بر عظمت مکه وکعبه افزود. منظور از تضلیل

(گمراه ساختن) این است که آنها هرگز به هدف خود نرسیدند

آیه 3- سپس به شرح این ماجرا پرداخته می فرماید برسر آنها پرندگانی را گروه گروه فرستاد

آیه 4-  که با سنگ های کوچکی آنان را هدف قرار می دادند واین سنگ های کوچک بر هرکس فرود می آمد اورا از هم متلاشی

می ساخت

 آیه 5- چنانکه در این آیه می فرماید سرانجام آنها را همچون کاه خورد شده و متلاشی قرار داد این سوره هشداری است به همه

گردنکشان و مستکبران جهان تا در برابر قدرت الله تا چه حد ناتوانند؟

فضیلت سوره 105:

 این سوره مکی و 5 آیه دارد وهرکس در نماز ها بخواند فر شتگان   وحیوانات  و جمادات   زمین صاف و کوهها وسنگ و کلوخ

وغیر آن که در عا لم باشند برای او گواهی دهند که او از نمازگزاران باشد و روز قیامت منادی از جانب رب العزة    بشهود ندا کند

شما بر بنده ام  راست گفتید من شهادت   شما را برای او قبول کردم بنده مرا به بهشت در آورید و اورا محاسبه   می کنید که او از

 آن کسانی است که اورا دوست دارم و عمل او را دوست دارم .اگربه تعدا حروف ابجد سوره یعنی 98 بار این سوره را تلاوت کرده

و رو به جانب ظالم .بدمد خصم هلاگ گردد و از قذف و مسخ خواننده عافیت یابد و در جنگ   بخواند قوی دل شود و اگر بر لشگر

طاغی خواند فرار کنند و اگر بر نیزه نویسند به هر چه آید بشکند و اگر عدد آن را با عدد اسم ظالم در وفق مثلث ثبت کند در راه او

یا درجایی که می نشیند دفن کند البته آواره گردد.پایان

 

((243))

سوره الفیل 105

بسم الله الرحمن الرحیم 

سورة 105: سورة الفیل

أَلم تَرَ کَیفَ فَعَلَُ رَبُّکَ بِأَصحَبِ ألفِیلِ (1) ألَم یَجعَل کَیدَهُم فی تَضلِیلٍ (2) وَ أَرسَلَ عَلَیهِم طَیرأً أَبَابِیلَ (3) تَرمِیهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِیّلٍ

(4 َفجَعَلَهُم کَعَصفٍ مَّأکولِ (5)

تفسیر سوره 101

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 104:

 در این سوره از  کسانی سخن   می گوید  که تمام هم خود را متوجه  جمع  مال  کرده و تمام ارزش های وجودی انسان را در آن

خلاصه می کنند سپس نسبت به رزش های وجودی انسان را در آن خلاصه کسانی که دستشان از آن خالی است به دیده حقارت می

نگرند و آنها را به باد استهزا می گیرند . و درپایان سوره از سر نوشت دردناک آنها سخن می گوید که چگونه به صورت حقارت

آمیزی در دوزخ پرتاب می شوند و آتش سوزان جهنم قبل از هر چیز بر قلب آنها مسلط می شود و روح و جان آنها را به آتش می

کشد .جمعی از مفسران چنین گفته اند که آیات این سوره در باره شخصی نازل شده که پشت سر   پیامبر اکرم غیبت می کرد  و در

پیش رو طعن واستهزا می نمود . بعضی دیگر آن را در باره افرادی دیگر از سران  شرک ودشمنان کینه توز و سرشناس   اسلام

قالوا تالله لقد اترک الله علینا وان کنا لخاطئن

دانسته اند ولی چنان این شان نزول ها را بپذیریم باز عمومیت  مفهوم  آیات  شکسته  نمی شود بلکه  شامل  تمام  کسانی است که

دارای این صفاتند .

آیه 1-  وای بر عیب جویان و غیبت کنندگان  . این سوره با تهدیدی کوبنده آغاز می شود می فرماید وای بر هر عیب چوی مسخره

کننده ای آنها که با نیش زبان وحرکات دست وچشم وابرو در پشت سر وپیش رو دیگران  رااستهزا کرده یا عیب جویی    و غیبت

می کنند یا آنها را هدفر تیر های طعن وتهمت قرار می دهند .از مجموع کلمات ارباب لغت استفاده می شود که دو واژه همزه ولمزه

 به یک معنی است ومفهوم وسیعی دارد که هرگونه عیبجویی و غیبت وطعن و استهزا به وسیله   زبان و علائم  و اشارات و سخن

چینی و بدگویی را شامل می شود اصولا آبرو وحیثیت   اشخاص از نظر اسلام بسیار محترم است و هرکاری که موجب تحقیر مردم

گردد گناه بزرگی است . ذلیل ترین مردم کسی است که به مردم توهین کند. در حدیث دیگر از پیامبر است که :   من در شب معراج

گروهی از دوزخیان را دیدم که گوشت از پهلویشان جدا می کردند و به آنها می خوراندند از جبرئیل پرسیدم اینها کیانند؟ گفت اینها

عیب جویان و استهزا کنندگان از امت تو هستنند

آیه 2- سپس به سرچشمه این عمل زشت (عیب جویی و استهزا) که غالبا از کبر وغرور ناشی از ثروت مایه می گیرد پرداخته می

افزاید همان کسی که مال   فراوانی جمع  آوری وشماره  کرده بی آنکه مشروع و نامشروع آن را حساب کند آنقدر به مال  وثروت

 علاقه دارد که پیوسته آنها را می شمرد وهر درهم و دیناری برای او بتی است نه تنها شخصیت    خویش که تمام شخصیت ها را

درآن خلاصه می بینند . وطبیعی است که چنین انسان گمراه وابلهی مومنان فقیر را پیوسته به باد سخریه بگیرد.    به هر حال آیه

ناظر به ثروت اندوزانی است که ما را نه به عنوان یک وسیله بلکه به عنوان یک هدف می نگرند و در  جمع آوری آن  هیچ  قید

وشرطی قائل نیستند از حلال وحرام و تجاوز بر حقوق دیگرا از طریق شرافتمندانه ویا طرق پست و رذیلانه آن را جمع آوری می

کنند و آن را تنها نشانه عظمت و شخصیت می دانند .آنها مال رابرای رفع نیاز های زندگی نمی خواهند و به همین دلیل هر قدر بر

اموالشان افزوده شود حرصشان بیشتر می گردد و گرنه مال در حدود معقول و از طرق مشروع نه تنها مذموم نیست بلکه در قران

مجید گاهی از آن به عنوان فضل الله تعبیر شده است ودر جای دیگر از آن تعبیر به خیر می کند بر شما مقرر   شده که وقتی مرگ

یکی از شما  فرا رسد اگر خیری از خود به یادگار    گذارده وصیت کند . چنین مالی مسلما نه مایع طغیان است نه وسیله تفاخر نه

بهانه استهزای دیگران اما مالی که معبود است و هدف نهایی  ننگ است  وذلت . مصیبت است ونکبت و مایه دوری از الله  وخلود

در آتش دوزخ است. و غالبا جمع آوری مقدار زیادی از این مال جز با آلودگی های فراوان ممکن نمی شود.مال جز با 5 خصلت در

یک جا جمع نمی شود بخل شدید و آرزوهای دور ودراز و حرص غالب و قطع رحم و مقدم داشتن دنیابر آخرت

قال لا تثریب علیکم الیوم یغفر الله لکم

آیه 3-    در این آیه می افزاید   این انسان زر اندوز و مال پرست   گمان می کند اموالش اورا جاودانه می سازد. چه پندار غلط و

خیال خامی? اموالی که آنقدر در اختیار  قارون   بود که   کلید گنج هایش را چندین  مرد زور مند به  زحمت بر می داشت ولی به

 هنگام حمله عذاب الهی نتوانستند مرگ اورا ساعتی به تاخیر اندازند والله او و گنج هایش را در یک لحظه   با یک  زمین   لرزه

مختصر در زمین فر وبرد.اموالی که نمونه کاملش در دست فراعنه   مصر بود همان گونه که قران می فرماید   چه  بسیار باغ ها

وچشمه ها از خود به جای  گذاشتند و زراعت ها وقصر های جالب   وگران قیمت و نعمت های فراوان دیگر که در آن متنعم بودند

ولی همه اینها به آسانی در عرض ساعتی به دیگران رسید. ولذا در قیامت که پرده ها کنار می رود آنها به اشتباه خود پی می برند

وفریادشان بلند می شود مال وثروتم هرگز مرا بی نیاز نکرد قدرت من نیز از دست رفت . از این بیان روشن شد که پندار جاودان

گی به وسیله مال دلیلی برای جمع مال وجمع مال نیز عاملی برای استهزا و سخریه دیگران در نظر این کور دلان محسوب می شود

 آیه 4- قران در پاسخ این گروه می فرماید چنین نیست که می پندارد به زودی در حطمه ( آتش خرد کننده ) پرتاب می شوند

آیه 5- و تو چه می دانی حطمه چیست ؟

آیه 6- آتش بر افروخته الهی است

آیه 7- آتشی که از دلها سر می زند و نخستین جرقه هایش درقلوب ظاهر می شود یعنی الله این مغروران خود  خواه برتر بین را

در آن روز به صورت موجوداتی ذلیل وبی ارزش در آتش دوزخ پرتاب میکند تا نتیجه کبر وغرور خود را ببینند عجب این که این

آتش بر خلاف تمام آتش های دنیا اول بر دلها  شراره می زند و  درون را می سوزاند نخست قلب را و بعد  مغز و استخوان را و

سپس به خارج سرایت می کند چرا چنین نباشد؟ در حالی که قلب های آنها کانون کفر وکبر وغرور بود ومرکز حب  دنیا و ثروت

ومال . آری آنها دل مومنا را در این دنیا با   سخریه ها و عیبجویی و غیبت وتحقیر سوزاندند عدالت الهی ایجاب می کند که آنها

کیفریهمانند اعمالشان را ببینند

آیه 8-  در آخرین آیات این سوره می فرماید  این آتش بر آنها فرو  بسته شده در حقیقت همان گونه که آنها اموال خودر ا در گاو

صندوقهاومخازن دربسته نگاه میداشتند الله هم آنها را در عذاب در بسته دوزخ که راه خلاص و نجاتی از آن نیست  زندانی می کند

آیه 9- وسرانجام می گوید در ستون های کشیده و طولانی قرار خواهند داشت . جمعی از مفسران این تعبیر را اشاره به میخ های

عظیم آهنین دانسته اند که در های جهنم محکم با آن بسته می شود به گونه ای که راه حروج مطلقا از آن وجود ندارد وبنا براین

این تاکیدی است بر آیه قبل که می گوید درهای جهنم را برآنها می بندند و از هر طرف محصورند.

فضیلت سوره 104: 

فلما دخلو ا یوسف اوی الیه ابویه  وقال ادخلوا مصر ان شاء الله آمنین

 این سوره مکی است و 9 آیه دارد . هرکس این سور ه را در نماز قرائت کند فقر ازاو زایل شود وروزی او فراخ شود واز مردان

بد ایمن باشد . به عدد مستهزئین پیامبر به ازای هرکدام ده حسنه به خواننده این سوره حسنه دهند و اگر بر چشم دردناک بخوانند

شفا یاب

سوره الهمزه 104

 بسم الله الرحمن الرحیم 

سوره 104:  سورة الهُمَزَة:

وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ (1) ألَّذی جَمَعَ مَالاً وَعَدَّدَهُ (2) یَحسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخلَدَهُ (3) کَلَّا لَیُنبَذنَّ فی ألحُطَمَةِ (4) وَ مَاأدرَئکَ مَا ألحُطَمَةُ (5)

نََارُاللهِ أالمُوقَدَةُ (6) ألَّتی تَطَّلِعُ عَلَی ألاَفِئدَةِ(7) إنَُها عَلَیهِم مُو صَدَ ةٌ (8) فی عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ (9 )

تفسیر سوره 103

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 103:

جامعیت این سوره به حدی است که به گفته بعضی از مفسران تمام علوم ومقاصد قران در این سوره خلاصه شده است . نخست از

سوگند پر معنی به عصر شروع می شودبعد  سخن از زیانکار بودن همه انسانها که در طبیعت زندگی تدریجی نهفته است  به میان

 می آورد بعد فقط یک گروه را از این اصل کلی جدا می کند آنها که دارای برنامه چهار ماده ای زیر هستند: ایمان –  عمل صالح-

سفارش یکدیگر به حق- وسفارش یکدیگر به صبر و این چهاراصل در واقع برنامه های اعتقادی و عملی وفردی و اجتماعی اسلام

را در بر می گیرد

آیه 1-  در ابتدای این سوره با قسم تازه ای روبر ومی شویم . به عصر سوگند واژه عصر در اصل به معنی فشردن  است وسپس

به وقت عصر اطلاق شده به خاطر این که برنامه ها و کار های روزانه   در آن پیچیده وفشرده می شود  سپس این کلمه به معنی

مطلق زمان و دوران تاریخ بشر ویا بخشی از زمان مانند عصر ظهور اسلام وقیام پیامبر اکرم و امثال آن استعمال شده است و لذا

در این تفسیر این سوگند بعضی از مفسران آن را اشاره به سراسر زمان و تاریخ بشریت دانسته اند که مملو از درس های عبرت

وحوادث تکان دهنده وبیدارگر است وروی همین جهت آن چنان عظمتی دارد که شایسته سوگند الهی است ولی بعضی دیگر روی

قسمت خاصی از این زمان مانند عصرقیام پیامبر اکرم یا عصر قیام حضرت مهدی(ص) که دارای ویژگی وعظمت خاصی در تاریخ

بشر بوده وهست انگشت گذارده و  سوگند را ناظر به آن می دانند. ولی مناسب تر همان عصر به معنی  زمان و تاریخ  بشر است

چرا که بار ها گفته ایم سوگند های قران همواره متناسب با مطلبی است که سوگند به خاطر آن   یاد شده و مسلم است که خسران

هوالذی مد الارض و جعل فیها رواسی وانهار

انسانها در زندگی نتیجه گذشتن زمان عمر آنها ست ویا عصر قیام پیامبر خاتم به خاطر این که برنامه چهار ماده ای ذیل    سوره

در چنین عصری نازل گردیده است

آیه 2- در این آیه اشاره به چیزی می کند که این سوگند مهم برای آن یاد شده است می فرماید به یقین انسان ها  همه در  زیانند .

سرمایه های  وجودی  خود را چه بخواهند یا   نخواهند از دست می دهند ساعات وایام و ماهها و سالهای عمر بسرعت می گذرد

نیروهای معنوی ومادی تحلیل می رود و توان وقدرت کاسته می شود یک قلب استعدا د معینی برا ی ضربان داردوقتی آن استعداد

و توان پایان گرفت قلب خود به خود می ایستد بی آنکه عیب وعلت و بیماری در کار باشد واین در صورتی است که  بر اثر بیماری

قبلا از کار نیفتد هم چنین سایر دستگاههای وجودی انسان وسرمایه و استعداد های مختلف او. به هر حال از نظر جهان بینی اسلام

دنیا .یک بازار تجارت است دنیا بازاری است که جمعی در آن سود می برند و جمع دیگری زیان همه در این بازار بزرگ زیان می

کنند مگر یک گروه که برنامه آنها در آیه بعد بیان شده

آیه 3- آری تنها یک را ه برای جلوگیری از این خسران عظیم وزیان قهری واجباری وجود دارد فقط یک راه که در آخرین آیه این

سوره به  آن اشاره شده است می فرماید مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال  صالح   انجام داده اند ویکدیگر  را به حق سفارش

 کرده ویکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده اند بر نامه 4 ماده ای خوشبختی . قران برای نجات از  آن خسران عظیم

برنامه جامعی تنظیم کرده که در  آن بر  چهار اصل تکیه شده است  اصل  اول در این برنامه  مساله ایمان است که زیر بنای همه

فعالیت های انسا ن را تشکیل می دهد چرا که تلاش های عملی انسان ازمبانی فکری و اعتقادی او سرچشمه می گیرد نه همچون

حیوانات که حرکاتشان به خاطر انگیزه های غریزی است و به   تعبیر دیگر اعمال انسان تبلوری است از عقائد و افکار او و به

همین دلیل تمام انبیای الهی قبل از هر چیز به اصلاح   مبانی عقیدتی امت ها می پرداختند مخصوصا  با شرک که سرچشمه انواع

رذائل   و بدبختی ها  و پراکنده گی هاست  به مبارزه   می پرداختند در اصل  دوم به میوه درخت بارور و پر ثمره ایمان  پرداخته

 از اعمال صالح سخن می گوید آری صالحات همان اعمال شایسته نه فقط عبادات نه تنه انفاق فی سبیل الله نه فقط   جهاد در راه

 الله نه تنها کسب علم ودانش . بلکه هر کار شایسته ای که وسیله تکامل نفوس وپرورش اخلاق و قرب الی الله و پیشرفت جامعه

 انسانی در تمام زمینه ها شود واز آنجا که ایمان واعمال صالح هرگز تداوم نمی یابد مگر این که حرکتی در اجتماع برای دعوت به

سوی حق و شناخت و معرفت آن از یک سو و دعوت به استقامت و صبر در طریق انجام این دعوت از سوی دیگر صورت پذیرد

 به دنبال این دو اصل به دوصل دیگر اشاره  می فرماید که در حقیقت ضامن اجرای دو اصل اساسی ایمان و عمل صالح است.  در

 در اصل سوم به مساله تواصی به حق یعنی دعوت همگانی وعمومی به سوی حق اشاره میکند تا همگان حق را از باطل به خوبی

من کل الثمرات جعل فیها زوجین اثنین یغشی اللیل النهار ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون

خوبی  بشناسند وهرگز آن را فراموش نکنند ودر مسیر زندگی از آن منحرف   نگردند در اصل چهارم  مساله  شکیبایی و صبرو

استقامت و سفارش کردن   یکدیگر به آن مطرح  است چرا که بعد از مساله  شناخت وآگاهی هر کس در مسیر عمل در هرگام با

 موانعی روبر و است اگر استقامت وصبر نداشته باشد هرگز نمی توند احقاق حق کند وعمل صالحی انجام دهد و یا ایمان خود را

 حفظ کُند . آری احقاق حق و اجرای حق و ادای حق در جامعه جز با یک حرکت وتصمیم گیری عمومی واستقامت و ایستادگی در

برابر موانع ممکن نیست صبر در اینجا نیز معنی وسیع وگسترده ای دارد که هم صبر بر اطاعت را شامل می شود وهم صبر   در

برابر انگیزه های معصیت و هم صبر در برابر مصائب و حوادث ناگوار و از دست دادن نیروها و سرمایه ها وثمرات و به راستی

 اگر مسلمانان امروز همین اصول چهارگانه را در زندگی فردی واجتماعی خود اجرا کنند مشکلات و نابسامانی های آنها حل  می

 شود عقب ماندگی ها جبران می گردد وضعف ها وشکست ها به پیروزی مبدل می شود وشر اشرار جهان از آنها قطع می گردد

 فضیلت سوره 103:

 این سوره سه آیه دارد و مکی است تلاوت کننده این سوره در روز رستاخیز رویش نورانی شود و دندان هایش خندان و چشم او

روشن شود. از جمله کسانی باشد که به حق و صبر وصیت کرده باشد خاتمه او بصیر خواهد بود اگر آن رابه محزون   خوانند از

حزن بیرون آید اگر بر تب دار خوانند شفا یابد و اگر همراه داشته باشد در نزد حاکم از شر او ایمن گرد

سوره العصر 103

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

سورة 103: سورة العصَر:

وَألعَصر(1) إنَّ ألانسَنَ لَفی خُسرٍ (2) إلَّا ألَّذینَ ء اَمَنُوا وَ عَمِلُواألصَّلِحَتِ وَ تَواَصَواُ بِالحَقِّ و تَوَاصَواُ بِأ صَّبرِ(3 )

تفسیر سوره 102

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 102:

محتوای این سروه نخست سرزنش و ملامت افرادی است که بر اساس یک سری مطالب موهوم بر یکدیگر تفاخر می کردند  سپس

هشداری نسبت به مساله معاد و قیامت و آتش دوزخ و سرانجام هشداری در زمینه مساله سوال وباز پرسی از نعمت ها می دهد .

مفسران معتقدند که این سوره در باره قبائلی نازل شد که بر یکدیگر تفاخر می کردند و باکثرت نفرات وجمعیت   یا اموال   و ثروت

خود بر دیگران مباهات می نمودند تا آنجا که برای بالا بردن آمار نفرات قبیله به گورستان می رفتند و قبر های مردگان هر قبیله را

می شمردند ولی مسلم است که این شان نزول هرگز مفهوم آیه را محدود نمی کند.

آیه 1-  بلای تکاثر و تفاخر در آغاز سوره نخست با لحنی ملامت بار می فرماید افزون طلبی و تفاخر شما را به خود مشغول داشته

 واز الله غافل نموده است.

آیه 2-  تا آنجا که به دیدار قبر ها رفتید وقبور مردگان خود را بر شمردید وبه آ ن افتخار کردید از علی آمده است که بعدا ز تلاوت

فرمود شگفتا چه هدف بسیار دوری و چه زیارت کنندگان غافلی و چه افتخار موهوم ودرد ناکی به یاد استخوان پوسیده کسانی افتا

 اند که سالها است خاک شده اند آن هم چه یاد آوری بار این فاصله دور به یاد کسانی افتاده اند که سودی به حالشان  ندارند آیا به

محل نابودی پدران خویش افتخار می کنند ؟ و یا با شمردن تعداد مردگان و معدومین خود را بسیار می شمرند ؟ آنها خواهان  باز

سخر الشمس و القمر کل یجری لاجل مسمی یدبر الامر

گشت ا جسادی هستند که تار و   پودشان از هم گسسته و حرکاتشان به سکون تبدیل شده این اجساد پوسیده اگر مایه عبرت باشند

سزاوارتر است تا موجب افتخار گردند.   سرچشمه تفاخر وفخر فروشی یکی از عوامل اصلی  تفاخر و تکاثر  همان جهل  و نادانی

 نسبت به پاداش کیفر الهی وعدم ایمان به معاد است . از این گذشته جهل انسان به ضعف ها و آسیب پذیر یهایش به آغاز پیدایش

وسرانجامش از عوامل دیگر این کبر وغرور و تفاخر است. عامل دیگر همان احسا س ضعف و حقارت ناشی از شکست ها ست که

افراد برای پوشاندن شکست های خود پناه به تفاخر و فخر فروشی می برند لذا در حدیثی می خوانیم هیچ کس تکبر به فخر فروشی

                                            نمی کند مگر به خاطر ذلتی که در نفس خود می یابد .

آیه 3- در این آیه آنها را با این سخن مورد تهدید شدید قرار داده می فرماید چنین نیست که می پندارید  به زودی  نتیجه این تفاخر

موهوم خود را خواهید دانست

 آیه 4-باز برای تاکید می افزاید باز چنان نیست که شما می پندار ید به زودی خواهید دانست  گروهی از ما   پیوسته در باره عذاب

قبر در شک بودند تا این که سوره نازل شد تا آنجا که فرمود منظور از آن عذاب قبر است سپس فرمود ثم کلا سوف تعلمون منظور

عذاب قیامت است

آیه 5-سپس می افزاید چنان نیست که شما خیال می کنید اگر شما علم الیقین به آخرت داشتید افزون طلبی شما را از الله غافل نمی

کرد یقین نقطه مقابل شک است و طبق روایات به مرحله عالی ایمان یقین گفته می شود وبرای آن سه مرحله است .     الف- علم

الیقین که این است که انسان از دلائل مختلف به چیزی ایمان آورد مانند کسی که با مشاهده دود علم به وجود آتش پیدا می کند .

ب- عین الیقین و آن در جایی است که انسان به مرحله مشاهده می رسد ویا چشم خود مثلا آتش را مشاهده می کند .

ج- حق الیقین و آن همانند   کسی است که وارد آتش شود  وسوزش آن را لمس کند وبه صفات آتش  متصف گردد و این  بالاترین

مرحله یقین است که در حقیقت از دوعلم تشکیل یافته علم به معلوم و علم به این که خلاف آن علم محال است

 آیه 6- باز برای تاکید و انذار بیشتر می افزاید قطعا شما جهنم را خواهید دید

 آیه 7- سپس با ورود در آن . آن را به عین الیقین خواهید دید

 آیه 8- سپس در آن روز همه شما از نعمت هایی که داشته اید بازپرسی خواهید شد باید در آن روز روشن سازید که این نعمت

هایی الله دادی را درچه راهی مصرف کرده اید و از آنها برای اطاعت الهی یا معصیت کمک گرفته اید یا نعمت ها را ضایع کرده اید

هرگز حق آن را ادا ننموده اید.نعیم یک معنی بسیار گسترده دارد که همه مواهب الهی را اعم از معنوی مانند دین وایمان واسلام و

 قران و ولایت وانواع نعمت های مادی را اعم ازفردی و اجتماعی شامل می شود منتها نعمت هایی که اهمیت  بیشتری دارند مانند

یفصل الایات لعلکم بلقاء ربکم توقنون

 

نعمت ایمان وولایت بیشتر از آنها سوال می شود که آیا حق آنها ادا شده یا نه؟ 

  فضیلت سوره 102:

این سوره 8 آیه دارد هرکس این سوره را در نماز بخواند ثواب صد شهید به او کرامت   داده می شود واگر در نافله  خوانده  شود

ثواب 50 شهید. چهل صف از ملائکه د ر نماز با او نماز گذارند . اگر موقع خواب خوانده شود از فتنه قبر محفوظ ماند .اگر22 بار

خوانده شود و بخور خود نماید برای حاجت خوب است واگر به صاحب سر درد  خوانده شود درد ساکت شود

سوره التکاثر 102

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

سوره 102: سوزة التَّکاثُر:

أَلهَکُمُ ألتَّکاثُرُ (1) حَتَّیَ زُرتُمُ المَقابِرَ (2) کَلَّا سَوفَ تَعلَمُونَ (3) ثُمَّ کَلَّا سَوفَ تَعلَمُون(4) کَلَّا لَوتَعلَمُونَ عِلمَ الیَقینِ (5) لَتَرُونَّ ألجَحیِمَ َ

 (6) ثُمَّ لَتَرُونَّهَا عَینَ ألیَقینِ (7) ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ یَومَئذٍ عَنِ ألنَِعیمِ (8

تفسیر سوره 101

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر سوره 101:

این سوره به طور کلی از معاد ومقدمات آن سخن می گوید با تعبیراتی کوبنده و بیانی تکان دهنده وانذار و هشداری صریح وروشن

و سرانجام انسان ها را به دوگروه تقسیم می کند. گروهی که اعمالشان در میزان عدل الهی سنگین است و پاداش آنها

زندگانی سراسر رضایتبخش در جوار رحمت حق و گروهی که اعما لشان سبک وکم وزن است وسرنوشت آنها آتش داغ وسوزان

المر تلک آیات الکتاب و الذی انزل الیک من ربک الحق

جهنم . نام این سوره از اولین آیه آن گرفته شده است . 

آیه 1- حادثه کوبنده این سوره که در وصف قیامت است نخست می فرماید آن حادثه کوبنده

آیه 2- وچه حادثه کوبنده  ای

آیه 3- و تو چه می دانی که حادثه کوبینده چیست ؟ آن حادثه همان روز قیامت است بسیاری از مفسران گفته اند که قارعة یکی از

نام های قیامت می باشد که عالم دنیا در هم کوبنده می شود ویا این که منظور مرحله دوم یعنی مرحله زنده  شدن مردگان  و طرح

نوین در عالم هستی است وتعبیر به کوبنده به خاطر آن است که وحشت وخوف وترس آن روز دلها را می کوبد ولی روی هم رفته

احتمال اول مناسب تر به نظر می رسد هر چند در این آیات هر دوحادثه پشت سر یکدیگر ذکر شده است

آیه 4- سپس در توصیف آن روز عجیب می گوید روزی که مردم مانند پروانه های پراکنده خواهند بود .  تشبیه به پروانه به خاطر

آن است که پروانه ها معمولا خود را دیوانه وار به آتش می افکنند و می سوزانند بدکاران نیز خود را در آتش جهنم می افکنند.

آیه 5- سپس به سراغ یکی دیگر از اوصاف آن روز رفته می افزاید وکوهها مانند پشم رنگین حلاجی شده می گردد. سابقا گفته ایم

که طبق آیات مختلف قران کوهها در آستانه قیامت نخست به حرکت در می آیند بعد در هم کوبیده و متلاشی می گردند و سرانجام به

صورت غباری در آسمان در می آیند که در آیه مورد بحث آن را تشبیه به پشم های رنگین حلاجی    شد ه کرده است پشم هایی که

تنها رنگی از آنها نمایان باشد واین آخرین مرحله تلاشی شدن کوهها ست.

آیه 6- بعد به مرحله حشر ونشر و زنده شدن مردگان و تقسیم آنها به دو گروه پرداخته می فرماید اما کسی که در آن روز   ترازو

های اعمالش سنگین است .

آیه 7- در یک زندگی خشنود  کننده خواهد  بود و تنها زندگی آخرت است که سراسر رضایت و    خشنودی و آرامش وامنیت مایه

جمعیت خاطر می باشد چرا که زندگی دنیا هر قدر مرفه وپر نعمت باشد باز از عوامل ناخشنودی خالی نیست. وقتی از معنی میزان

سوال کردند فرمود سنجش همان عدل است و علی وامامان از دودمان وی ترازو های سنجش هستند .به این ترتیب وجود اولیا الله

یا قوانین عدل الهی مقیاس هایی هستند که انسان ها واعمالشان را بر آنه عرضه می کنند و به همان اندازه که با آنها شباهت دارند

مطابقت دارند وزنشان سنگین است  روشن است که سبک وسنگین بودن موازین به معنی سنگین و سبک بودن خود اعمال است

آیه 8- واما کسی که ترازوها یش سبک است

آیه 9- پناهگاهش هاویه دوزخ است که در آن سقوط می کند تعبیر به اُم (مادر) در جمله فوق به خاطر این است که مادر پناهگاهی

است برای فرزندان که در مشکلات به او پناه می برند ونزد او می مانند ودر اینجا اشاره به این است که این گنهکاران سبک  عمل

الله الذی رفع السماوات بغیر عمد ترونها ثم استوی علی العرش

 محلی برای پناه گرفتن جز دوزخ نمی یابند

آیه 10- و تو چه می دانی هاویه چیست

آیه 11-آتشی است سوزان وفوق تصور همه انسان ها

 فضیلت سوره 101:

این سوره مکی است و 12 آیه دارد هرکس این سوره را بخواند از فتنه دجال در امان باشد و در روز قیامت از چرک جهنم ایمن

باشد و میزان اعمال او سنگین باشد . جهت مهمات و برآمدن حاجت 180 با ر خواندن آن است جهت وسعت معیشت بنویسد وبا

خود همراه کند

سوره القارعه 101

 

بسم الله الرحمن الرحیم:

سورة101: سوره القارعه

ألقَآرعَةُ (1) مَاألقَارعَةُ (2) وَمَآ أدرَئکَ مَا ألقَآرعَةُ (3) یَومَ یَکوُنُ ألنَّاسُ کَالفَرآشِ ألمَبثُوثِ (4) وَتَکُوُن ألجِبَالُ کَالعِهنِ ألمَنفُوشِ (5)

فَأَمَّا مَن ثَقُلَت مَوَزینُهُ (6) فَهُوَُ فی عیشَةٍ راضِیَةٍ (7) وَأمَآ مَن خَفَّت مَوَزینُهُ (8) فَأُمُّهُ هَا وِیَةُ (9) وَمَآ أَدرَئکَ مَاهِیَه (10)    نَارُ حَا

مِیَةُ (11 )

تفسیر سوره 100

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 100:

در آغاز سوره سوگند های بیدار کننده ای را ذکر می کند وبعد از آن سخن از پاره ای از ضعف های نوع انسان همچون کفرو بخل

ودنیا پرستی به میان می آورد و سرانجام با اشاره کوتاه و گویایی به مساله  معاد و احاطه علمی الله به بندگان سوره را پایان  می

 دهد. در حدیثی  آمده که این سوره بعد از جنگ" ذات السلاسل" نازل شد وماجرا  چنین بوددر سال هشتم   هجرت  به پیامبر اکرم

خبردادند که 12   هزار سوار در سرزمین    یابس جمع شده   و بایکدیگر عهد کرده اند که  تا پیامبر  و علی را به قتل  نرسانند و

جماعت مسلمین را متلاشی نکنند از پای ننشینند. پیامبر  جمع کثیری از یاران خود را به سرکردگی بعضی از صحابه به سراغ آنها

فرستاد ولی بعد از گفتکوهایی بدون   نتیجه باز گشتند سرانجام پیامبر علی را با گروه کثیری از مهاجر وانصار به نبرد آنها  اعزام

داشت  آن ها به سرعت به سوی منطقه دشمن حرکت کردند و شبانه راه می رفتند و صبح گاهان دشمن را در حلقه محاصره گرفتند

نخست اسلام را بر آنها عرضه داشتند چون نپذیرفتند هنوز هوا تاریک بود که به آنها حمله می کردند وآنان را در هم شکستند عده

ای را کشتند و زنان وفرزندانشان را اسیر کردند و اموال فراوانی به غنیمت گرفتند سوره عادیات نازل شد در حالی که هنوز سربا

زان اسلام به مدینه باز نگشته بودند پیامبر الله آن روز برای نماز صبح آمد واین سروه را در نماز تلاوت نمود بعد از نماز اصحاب

گفتند این سوره ای است که ما تا به حال نشنیده بودیم . فرمود آری علی بر دشمنان پیروزشدوجبرئیل دیشب با آوردن این سوره به

من بشارت داد چند روز بعد علی با غنائم و اسیر ها به مدینه وارد شد.

للذین استجابوا لربهم الحسنی

آیه 1-  سوگند به جهاد گران بیدار. گفتیم این سوره با سوگند های بیدار گری آغاز شده  نخست می فرماید سوگند به اسبان دونده

در حالی که نفس زنان پیش رفتند یابه شتران حاجیان که از سرزمین عرفات به مشعر الحرام و از مشعر نفس زنان به سوی منی

حرکت می کنند سوگند واین تفسیر از جهانی مناسبر تر به نظر می  رسد و درروایات اهل بیت نیز وارد شده

آیه 2- سپس می افزاید وسوگند به افروزندگان جرقه آتش در برخورد سم هایشان با سنگ های بیابان اسبان مجاهدانی که چنان با

سرعت به سوی میدان نبرد  حرکت می کنند که از اثر برخورد سم   آنها به  سنگ های بیابان جرقه ها می پرد و یا شنرانی که به

سرعت به مواقف حج میدوند و سنگ ها وریگ ها از زیر پای آنها پریده و براثر بر خورد به سنگ های دیگر تولید جرقه میکند

آیه 3- سپس در سومین سوگند می فرماید وسوگند به هجوم آوران سپیده دم .

آیه 4- سپس به یکی دیگر از ویژگی های این مجاهدان و مرکب های آنها اشاره کرده می افزاید آن چنان بر دشمن هجوم سریع می

برند که گرد وغبار به هر سو پراکندند. با این که بر اثر هجوم شتران حاجیان از مشعر الحرام  به سوی منی گرد وغبار از هر سو

پراکنده می شود

آیه 5- ودر آخرین ویژگی از ویژگی های آنها می فرماید و ناگهان در میان دشمن ظاهر شدند . چنان هجوم آنها  غافلگیرانه وبرق

آسا بود که در چند لحظه صفوف دشمن را از هم شکافته و به  قلب آنها هجوم بردند و   جمعیت آنها را از هم متلاشی کردند واین

نتیجه همان   سرعت عمل  وبیداری و آمادگی و شهامت وشجاعت است و یا اشاره به ورود حاجیان از مشعر به قلب منی است از

اینجا روشن می شود که جهاد آن چنان عظمتی دارد که حتی نفس های اسب های مجاهدان شایسته سوگند است و  هم چنین جرقه

های ناشی از برخورد سم شان به سنگ ها و هم چنین گرد وغباری که در فضا پخش می کنند آری گرد و غبار صحنه جهاد هم پر

ارزش و با عظمت است

آیه 6- بعد از این سوگند های عظیم به  پاسخ قسم  یعنی چیزی که سوگند ها  به خاطر آن یاد شده است پرداخته می فرماید مسلما

انسان در برابر نعمت های الله بسیار ناسپاس و بخیل است همان انسان تربیت نایافته همان انسانی که انوار معارف الهی و تعلیمات

انبیا برقلبش نتافته و بالاخره همان انسانی که خود را تسلیم غرائز و شهوات سرکش نموده است او مسلما  ناسپاس   وبخیل است

تعبیر انسان در این گونه موارد به معنی انسان های شرور هوی پرست سرکش وطغیان گر است.

آیه 7- سپس می افزاید واو خود نیز بر این معنی گواه است چرا که انسان نسبت به نفس خویش بصیرت دارد و اگر صفات درونی

خود را از هر کس بتواند پنهان کند از الله و وجدان خویش نمی تواند مخفی دارد خواه به حقیقت اعتراف کند یانه

آیه 8-    در این آیه می افزاید و او علاقه شدید به مال دارد و همین علاقه شدید و افراط او  به مال و ثروت سبب بخل و ناسپاسی

الذین لم یستجیبوا  له لو ان لهم ما فی الارض جمیعا

کفران او می شود اطلاق خَیر بر مال به خاطر آن است که در حد ذات خود چیز خوبی است ومی تواند وسیله انواع خیرات گردد

ولی انسان ناسپاس وبخیل آن را از هدف اصلیش باز داشته و در مسیرخود خواهی و خود کامگی به کار می گیرد.

ایه 9- سپس به صورت یک استفهام انکاری توام با تهدید می فرماید آیا این انسان نا سپاس و بخیل ودنیا پرست نمی داند که در

آن روز تمام کسانی که در قبر ها هستند برانگیخته می شوند .

آیه 10- و آنچه در درون سینه ها از کفر وایمان و اخلاص و ریا وکبر و تواضع و نیات خیر وسوء است آشکا ر می گردد

آیه 11-  در آن روز الله از آنها و اعمال ونیاتشان کاملا با خبر است وبر طبق آن به  آنها کیفر می دهد . آری الله همیشه ودر همه

حال از اسرار درون و برون بطور کامل آگاه است ولی اثر این آگاهی در قیامت و به هنگام    پاداش وکیفر ظاهر تر وآشکارتر می

گردد  واین هشداری است به همه انسان ها که اگر به راستی به آن ایمان داشته باشند سد نیرومندی در میان آنان و گناهان  ایجاد

می کند

 فضیلت سوره 100:

این سوره 11 آیه دارد اگر درخواندن آن مداومت کند حق تعالی اورا روز قیامت علی (ع) مبعوث کند واز رفیقان آن حضرت وهم

نشینان او در بهشت باشد به عدد با هرکه در مشعر الحرام باشد برایر هر نفر دوحسنه برا ی تلاوت کننده حسنه نویسند  هر کس

 بخواند از درد گرسنگی و تشنگی و حیرانی وقرض رها شود و 110 با ریعنی به تعداد حروف ابجد سوره هر که بخواند رزق او

می رسد

سوره العادیات

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره 100:  سورة العَادیَات ِ

وَألعَدیَتِ ضَبحأً (1) فألمُوریَتِ قَدحأً (2) فَامُغیرَتِ صُبحأً (3)   فَأَثَرنَ بِهِ نَقعأً (4) فَوَسطن ِبهِ جَمعأً (5) إنَّ ألانَسَن لِرَبِّهِ لَکَنُودُ ُ (6)

وَإنَّهُ عَلَی ذَلِکَ لَشَهیدُ ُ (7) وَإنَّهُ لِحُبِّ ألخَیرِ لَشَدِیدُ (8) أَفَلَا یَعلَمُ إذَا بُعثِرَ مَا فیِ ألقُبُورِ(9) وَ حُصّلِ َ مَا فی ألصُّدُورِ (10) إنَّ رَبَهَّمُ َ

بِهِم یَومَئذٍ لَّخَبِیرُ(11 )

تفسیر سوره 99

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر سوره 99:

مطالب این سوره عمدتا بر سه محور دور می زند.   نخست از اشراط الساعة و نشانه های وقوع قیامت بحث می کند و به دنبال آن

سخن از شهادت زمین به تمام اعمال آدمی آمده است . در بخش دیگر از تقسیم مردم به دو گروه نیکوکار و بدکار و رسیدن هرکس

به اعمال خود سخن می گوید .

آیه 1- همان گونه که گفتیم آغاز این سوره با بیان بعضی از حوادث هول انگیز و وحشتناک    پایان  این  جهان و شروع رستاخیز

همراه است نخست می فرماید هنگامی که زمین شدیدا به لرزه در ها آید و آن یا زلزله تمام کره    زمین است بر  خلاف زلزله های

معمولی که موضعی و مقطعی است و یا اشاره به زلزله معهود یعنی زلزله رستاخیز است.

آیه 2-  و زمین چنان زیر ورو شود که بارهای سنگینش را خارج سازد .   بعضی  گفته اند منظور از اثقال  بارهای سنگین  زمین

انسان ها هستند که با زلزله رستاخیز از درون قبر ها به خارج پرتاب می شوند .و بعضی  دیگر گفته اند گنج های درون  خود   را

 بیرون می ریزد و مایه حسرت دنیا پرستان بی خبر می گردد. این احتمال نیز وجود دارد که منظور بیرون فرستادن مواد سنگین و

مذاب درون زمین است که معمولا کمی از آن به هنگام آتشفشان ها وزلزله ها بیرون می ریزد در پایان جهان آنچه در درون  زمین

است به دنبال آن زلزله عظیم به بیرون پرتاب می شود . تفسیر اول مناسب تر است هرچند جمع میان سه تفسیر نیز بعید نیست

آیه 3- به هرحال درآن روزانسان از دیدن این صحنه   بی سابقه  سخت متوحش می شود و می  گوید زمین را چه می شود که این

گونه می لرزد . انسان در اینجا معنی گسترده ای دارد که همگان را شامل می شود زیرا تعجب از اوضاع و احوال زمین در آن روز

مخصوص به کافران نیست.     این تعجب وسوال ناشی از آن نفخه اولی است که نفخه پایان جهان است زیرا زلزله عظیم در پایان

جهان رخ می دهد ودر این صورت منظور از اثقال زمین و معادن و گنج ها و مواد مذاب درون آن است.

یهدی من من یشاء و هو العزیز الحکیم

 

ایه 4-     واز آن مهمتر این که در آن روز تمام خبر هایش را بازگو می کند آنچه از خوبیها ,بدی ها و اعمال خیر وشر برصفحه

زمین واقع شده همه را بر ملا می سازد ویکی  از مهمترین شهود اعمال انسان در آن روز همین زمینی است که ما اعمال خود را

بر آن انجام می دهیم وشاهد و ناظر ماست .   منظور از خبر   دادن زمین این است که اعمال هر مرد وزنی را که بر روی زمین

انجام داده اند خبر می دهد می گوید فلان شخص در فلان روز فلان کار را انجام داد این است خبر دادن زمین

آیه 5- در این آیه می افزاید این به خاطر آن است که اله به او وحی کرده است وزمین در اجرای این فرمان کوتاهی نمی کند. تعبیر

وحی در اینجا به خاطر آن است که چنین سخن گفتن اسرارآمیز بر خلاف طبیعت   زمین است و این جز از طر یق یک وحی الهیا

  ممکن نیست .

آیه 6-  سپس می فرماید درآن روز مردم بصورت گروه های پراکنده از قبرها خارج می شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود

جمله لیرو اعمالهم به معنی تجسم اعمال ومشاهده خود اعمال است واین آیه  یکی از روشن ترین آیات که بر مساله تجسم اعمال

دلالت دارد محسوب می شود یعنی در آن روز اعمال آدمی به صورت های مناسبی تجسم می یابد و در برابر او حضور

می یابد و هم نشینی با آن مایه نشاط یا رنج وبلاست.

ایه 7- سپس به سر انجام کار هر یک از این دوگروه مومن وکافر نیکوکار و بدکار اشاره کرده می فرماید پس هر کس هم وزن

ذره ای کار خیر انجام دهد آن را می بیند.

آیه 8 - و هر کس هم وزن ذره ای کار بد کرده آن را می بیند ظاهر این آیات نیز تاکید مجدد است بر مساله تجسم اعمال و مشاهده

خود عمل اعم از نیک وبد در روزقیامت که حتی اگر سر سوزنی کار نیک  یابد  باشد در برابر صاحب آن مجسم می شود و آن را

مشاهده می کند. منظور از ذره در اینجا کوچکترین وزن هاست نه تنها از آیات فوق که از آیات مختلف قران به خوبی استفاده می

شود که در حسابرسی اعمال در قیامت   فوق العاده  دقت  ومو شکافی می شود و در سوره لقمان می خوانیم  پسرم اگر به اندازه

سنگینی دانه خردلی عمل نیک یا بد باشد ودر دل سنگی یا در گوشه ای از آسمان ها یا زمین پنهان گردد الله آن را در قیامت برای

حسابرسی می آورد الله دقیق وآگاه است. این تعبیرات نشان می دهد که در آن حسابرسی بزرگ کوچکترین کارها محاسبه می شود

ضمنا این آیات هشدار می دهد که نه گناهان کوچک را کم اهمیت بشمرند و نه اعمال خیررا  کوچک . چیزی که مورد محاسبه الهی

قرار می گیرد هرچه باشد کم اهمیت نیست به راستی ایمان عمیق به محتوای این آیات کافی است که انسان را در مسیر حق وا دارد

واز هر گونه شر وفساد باز دارد.

مثله معه لا قتدوا به اولئک لهم سوء الحساب و ماواهم جهنم و بئس المهاد

فضیلت سوره 99:

این سوره مکی است و نه آیه دارد ثواب قرائت آن ربع قران است اگر همواره آن را در نافله ها بخوانید حق تعالی اورا  هرگز به

بلای زلزله گرفتار نساز د وبه زلزله و صاعقه و آفتی از آفات دنیا هلاک نشود وچون بمیرد بدخول بهشت مامور می شود . کسی

که باد لغو دارد به آن سوره بسیار بنگرد یا بخواند جهت آوراگی دشمن آن را به حروف مقطعه بر کاغذ مدور نویسد ودر خانه او

پنهان کند البته آواره شود جهت محبت بر  بیست ویک فلفل 21 بار بخواند ودر آتش اندازد البته غیر شرعی نباشد

سوره الزلزله

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 سورة 99: سورة الزَّلزَلَةُ:

إذَا زُلزِلَت ألاَرضُ زِلزَالَهَا (1) وَأَخرَجَتِ ألاَرضُ أَثقَالَهَا (2) وَقَالَ ألانسَنُ مَالَهَا (3) یًومَئذٍ تُحَدِثُ آَخبَارَهَا (4) بِأَنَّ رَبَّکَ أَوحَی لَهَا (5)

یَومَئذٍ یَصُدُرُ النَّاسُ أَشتَاتأً لِّیُرَوا أَعمَلهُم (6) فَمَن یَعمَل مِثقَالَ ذَرَّةٍ خَیرأً یَرَهُ (7) وَمَن یَعمَل مِثقَالَ ذَرَّةٍ شَرَّأً یَرَهُ (8 )

تفسیر سوره البینه

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 98:

این سوره اشاره به رسالت جهانی پیامبر و آمیخته بودن آن با دلائل و نشانه های روشن می کند و در بخش دیگری از این سوره

موضع گیری های مختلف اهل کتاب ومشرکان را در برابر اسلام مشخص می کند که آن گروه که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام

الر کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربهم الی صراط العزیز الحمید

دادند بهترین مخلوقاتند. و آن گروه که راه کفر و شرک و گناه پیش گرفتند بدترین مخلوقات محسوب می شوند. این سوره  دارای

نام های متعددی است که به تناسب الفاظ آن انتخاب شده اما از همه معروفتر سوره بینة و لم یکن و قیمة است.

آیه 1- در آغاز سوره به وضع اهل کتاب یهود ونصاری و مشرکان عرب قبل از ظهوراسلام پرداخته می گوید کافران از اهل کتاب

ومشرکان می گفتند دست از آیین خود بر نمی دارد تا دلیل روشنی برای آنها بیاید

 ایه 2- پیامبری از سوی الله بیاید که صحیفه های پاکی را بر آنها بخواند مطهر از شرک و دروغ و دخالت شیاطین جن وانس

ایه 3- صحیفه هایی که در آن نوشته های صحیح و پر ارزشی باشد ولی هنگامی که آمد ایمان نیاوردند مانند اهل کتاب

آیه 4- آری آن ها قبل از ظهور پیامبر اسلام چنین ادعایی را داشتند ولی بعد از ظهور او ونزول کتاب آسمانی اش   صحنه عوض

شد و آنها در دین الله اختلاف کردند واهل کتاب اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه دلیل روشن و راستین وآشکار برای آنها آمده آیه

فوق شبیه چیزی است که در سوره بقره آمده است هنگامی که از طرف الله کتابی برای آنها آمد که موافق نشانه هایی بود که  با

 خود داشتند وپیش از آن به خود نوید فتح می دادند هنگامی که این کتاب وپیامبری را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد  کافر

شدند  لعنت بر کافران. می دانیم اهل کتاب انتظار چنین ظهوری را داشتند. وقاعدتا مشرکان عرب که اهل کتاب را از خود عالمتر

می دانستند نیز در این برنامه با آنها هم صدا بودند ولی بعد از تحقق آرزوها یشان  مسیر خود را تغییر  دادند وبه صف مخالفان

پیوستند

آیه 5- سپس اهل کتاب و به تبع آن ها مشرکان را مورد ملامت قرار داده می گویند  چرا در این آیین  جدید اختلاف   کردند  بعضی

مومن و بعضی کافر شدند در حالی که در این آیین دستوری به آنها داده نشده بود جزاین که الله را بپرستند در حالی که دین خود را

برای او خالص کنند واز شرک به توحید باز گردند. سپس می افزاید واین است که در آیین مستقیم وپایدار. منظور از وما امروا این

 است که در آیین اسلام دستوری جز توحید خالص ونماز وزکات ومانند آن نیامده واینها اموری هستند شناخته شده چرا از قبول آن

سر باز می زنند ودر پذیرش آن اختلاف می کنند.منظور از دین مجموعه دین وشریعت   است یعنی آنها مامور شده بودند که الله را

پرستش کنند ودین وآیین خود در تمام جهات خالص گردانند. جمله وذلک دین القیمة اشاره به آن  است که این اصول   یعنی توحید

خالص و نماز توجه به خالق و زکات توجه به خلق اصول ثابت و پابرجای همه ادیان است بلکه می توان گفت اینها در متن فطرت

آدمی قرار دارد. زیرا از یک سو سرنوشت انسان بر مساله توحید است و از سوی دیگر فطرتش اورا دعوت به شکر منعم ومعر

فت و شناخت .او می کند واز سوی ر وح اجتماعی و مدنیت انسان اورا به سوی کمک محرومان فرا می خواند

آیه 6- بهترین وبدترین مخلوقات . در آیات گذشته آمده بود که کفار اهل کتاب و مشرکان در انتظار این بودند که  دلیل   روشنی از

الله الذی له ما فی السماوات و ما فی الارض و ویل للکافرین من عذاب شدید

سوی الله سراغ آنها بیاید. در اینجا به دوگروه کافران ومومنان در برابر این دعوت الهی و سرانجام کارهریک از آنها اشاره  می

کند .نخست می فرماید کافران از اهل کتاب  مشرکان به این آیین جدید در آتش دوزخند جاودانه درآن می مانند آنها بدترین مخلوق

تند .تعبیر اولئک هم شر البریه  ( آنها بدترین مخلوقاتند ) تعبیر تکان دهند ه ای است که نشان می دهد در میان  تمام  جنبدگان و

غیر) جنبدنگان موجودی مطرودتر از کسانی که بعد از وضوح حق واتمام حجت راه راست را   رها کرده در ضلالت  گام می نهند

یافت نمی شود مقدم داشتن اهل کتاب بر مشرکان در این آیه نیز ممکن است به خاطر این باشد که آنها دارای کتاب آسمانی و علما

ودانشمندان بودند ونشانه های پیامبراسلام در کتب آنها صریحا آمده بود بنابراین مخالفت آنها زشت تر و بدتر بود .

آیه  7-در این آیه به گروه دوم که نقطه مقابل آن ها هستند ودر قوس صعودی قرا ر دارند اشاره کرده می فرماید کسانی که ایمان

آوردند و اعمال صالح انجا مدادند بهترین مخلوقات الله هستند . تعبیر اولئک هم خیر البریه به خوبی نشان می دهد که انسان های

مومن و صالح العمل حتی از فرشتگان بالاتر وبرترند چرا که آیه مطلق است و هیچ استثنایی در آن نیست . آیات دیگر قران مانند

آیه 70 سوره اسرا نیز گواه بر این معنی می باشد.

 آیه 8-  سپس پاداش آنها را در چند جمله کوتاه چنین بیان می کند و پاداش آنها نزد الله باغ های بهشت جاویدان است که نهرها

  از زیر درختانش جار ی است در حالی که همیشه درآن می مانند . هم الله از آنها خشنود است و هم آنها  از الله خشنودند  و این

مقام والا وپاداش های مهم و بی نظیر برای کسی است که از الله بترسد چرا که همین ترس انگیزه حرکت به سوی هرگونه اطاعت

اطاعت و تقوا و اعمال صالح است آنها از الله راضیند چرا که هرچه خواسته اند به آنها داده و الله  از آنها راضی است چرا که هر

 چه اوخواسته انجام داده اند واگر هم لغزشی بوده به لطفش صرفنظر کرده چه لذتی از این بالاتر که احساس کند مورد قبول  معبود

ورضای و محبوبش واقع شده و به لقای او واصل گردیده است .. این آیه را به علی و پیروان او تعبیر می کنند پیامبر به علی گفته

این تو وشیعیان تو هستند که بهترین مخلوقاتند . وعده  گاه من وشما کنار حوض  کوثر است هنگامی که من برای حساب امت ها

 می آیم و شما دعوت می شوید در حالی که پیشانی سفید وشناخته شده اید کوتاه سخن این که شیعه از همان عصر رسو ل الله  به

 وسیله آن حضرت در میان مسلمین نشر شد واشاره به پیروان خاص علی (ع) است وآنها که گمان می کنند تعبیر شیعه از تعبیراتی

است که قرن ها بعد به وجود آمده سخت در اشتباهند.       

فضیلت سوره 98:

 این سوره مکی است و8 آیه دارد هیچ منافق و شکاک در دین آن را نخواند هر روز که خوانده شود به عدد هر چه ر وشنایی روز

وتاریکی شب به اور سد ثوابش دهند و در قیامت با صفت ایمان مبعوث شود   واگر بشویند و  به زن حامل  دهند به سلامت وضع

الذین یستحبون الحیاة الدنیا علی الاخرة

حمل کند واگر صاحب درد چشم یا آب آوردگی چشم یا ورم چشم آن را بنویسند وبشوید و بیاماشد شفا یابد اگر بر طعام مسموم بخوا

نند ضرر نرساند واگر کفی خاک از خیابان  گیرند وبرآن بخوانند ودر جماعت گمراه بپاشند متفرق شوند واگر بر ورم    نویسند  بر

طرف  نویسند بر طرف شو

سوره البینه

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

سوره 98: سورة البیَّنة:

لَم یَکُن ألَّذینَ کَفَرُوا مِن أَهلِ آلکتِبِ و َأَلمُشرکینَ مُنفَکِّینَ حَتَّی تَأَ تیَهَمُ ألبَیِتةُ (1 )رَسُولُُ مِنَ الله ِ یَتلُوا صُحُفًا مُّطَهَّرَةٍ (2)  فیهَا کُتُبٌُ

قَیمَّةُ (3) وَمَا تَفَرَّقَ ألَّذینَ أُوتُو األکِتَبَ إلّا مِن بَعدِ مَاجَآءَ تُهُم ألبَینَةُ (4) وَمَآ أُمرُوا إلَّا لِیَعیُدُواألله مُخلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَآ ءَ وَ یُقیمُوا

آلصَّلَوةَ وَ یُوتُواألزَّکَوةَ وَ ذَلِکَ دینُ ألقَیِّمَةِ (5) إنَّ ألَّذینَ کَفَروا مِن أَهلِ ألکِتَبِ وَ ألمُشرِکینَ فی نَار جَهَنَّمَ خَلِدینَ فیهَا أُولَئکَ  هُم شَرُّ

ألبَریَّةِ (6 )إنَّ ألَّذینَ ءَ امَنُُوا وَ عَمِلُواألصَّلحَتِ أُولَئکَ هُم خَیرُ ألبَریّةِ (7) جزَآ وُهُم عِندَ رَبِهم جَناتُ عَدنٍ تَجری مِن    تَحتَها الاَنهارُ 

خالِدینَ فیها اَبَدٌا رَضِیَُ الله عَنهُم ورَضُوا  عَنهُ  ذِلکُ  لِمَ خَشِیَ رَبَّهُ(8 )

تفسیر سوره القدر

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر سوره 97:

  محتوای این سوره چنانکه از نامش پیداست بیان نزول قران مجید در شب قدر است وسپس بیان اهمیت شب قدر وبرکات وآثار آن

آیه 1- شب قدر شب نزول قران. از آیات قران به خوبی استفاده می شود که قران در ماه مبارک رمضان نازل شده است و ظاهراین

این تعبیر آن است که تمام قران در این ماه نازل شده است و درنخستین آیه سوره قدر می فرماید ما قران را در شب قدر نازل کرده

ایم. تعبیر به انا انزلناه اشاره به عظمت این کتاب بزرگ آسمانی است که الله نزول آن را به خودش   نسبت داده است  نزول  آن در

شب قدر همان شبی که مقدرات و سرنوشت انسان ها در تمام سال در آن شب تعیین می شود دلیل دیگری بر سرنوشت ساز   بودن

این کتاب بزرگ آسمانی است . از ضمیمه کردن این آیه با آیه سوره بقره نتیجه گیری می شود که شب قدر در ماه مبارک  رمضان

است اما کدا م شب است ؟از قران چیزی در این مورد استفاده نمی شود ولی مشهور و معروف در روایات این است که در دهه آخر

ر مضان و شب 21 یا است  البته در روایات متعدد بیشتر روی شب 23 می باشد یعنی تقدیر مقدرات در شب 19 و تحکیم   23در

 شب 21 و امضا در شب23 می باشد

آیه 2- در این آیه برای بیان عظمت شب قدر می فرماید و توچه می دانی شب قدر چیست  . این تعبیر نشان می دهد که عظمت این

شب به قدری است که حتی پیامبر با آن علم وسیع وگسترده اش قبل از نزول این آیات به آن واقف نبود.

آیه 3- و بلافاصله می گوید شب قدر بهتراز هزار ماه است. بهتر بودن این شب از هزار ماه به خاطر ارزش عبادت واحیای آن شب

است و روایات  فضیلت  لیلة   القدر و فضیلت عبادت آن که در کتب شیعه و اهل سنت فراوان است این معنی را کاملا تایید می کند.

علاوه بر این نزول قران در این شب و نزول برکات و رحمت الهی در آن سبب می شود که از هزار ماه برتر باشد در بعضی تفاسیر

آمده یکی از بنی اسرائیل لباس جنگ در تن کرده وهزار ماه از تن بیرون نیاورد و پیوسته  مشغول جهاد فی سبیل الله بود اصحاب

تعجب کرده آرزو داشتند چنین فضیلت وافتخاری برای آنها نیز میسر باشد

آیه 4- سپس به توصیف بیشتری از آن شب بزرگ پرداخته می افزاید فرشتگان و روح در آن شب به اذن الله برای تقدیر هر کاری

نازل می شوند با توجه به این که تنزل فعل مضارع است ودلالت بر استمرار دارد روشن می شود که شب   قدر مخصوص به زمان

لنصبرن علی ما اذیتمونا وعلی الله فلیتوکل المتوکلون

پیامبرو نزول قران نبوده بلکه امری است مستمر وشبی است مداوم که در هر سال تکرار می شود.منظور از روح مخلوق عظیمی

است مافوق فرشتگان چنانکه در حدیثی آمده که آیا روح همان جبرئیل است جواب این که روح اعظم از ملائکه است مگر الله نمی

نمی فرماید ملائکه و روح منظور ازمن کل امر این است که فرشتگان برای تقدیر و تعیین سرنوشت و آوردن هر خیر وبرکتی در

 آن شب نازل می شوند وهدف از نزول آنها انجام این امور است.

آیه 5-  در آخرین آیه می فرمایدشبی است سرشاراز سلامت و برکت و رحمت تا طلوع سپیده . هم قران در آن نازل شده هم عبادت

و احیاء آن معادل هزار ماه است هم خیرات وبرکات الهی در آن شب نازل می شود هم رحمت خاصش شامل حال بندگان می شود و

هم فرشتگان وروح در آن شب نازل می شود بنابراین شبی سراسر سلامت ونور ورحمت ازآغاز تا پایان است

فضیلت سوره 97:

این سوره مکی است و6 آیه دارد هرکس آن را بخواند انگار همه رمضان را   روزه گرفته است و شب قدر را احیا کرده است هر

که ده بار بخواند الله هزار گناهش را بیامرزد و اگر از حفظ کند انگار همه علوم را حفظ کرده است اگر سی سال بخواند هزار کاتب

 فرشته را سی سال به رنج افکند هفتاد  صف از ملائکه بر اوهفتاد صلوات فرستند وهفتاد بار بر  او ترحم کنند اگر 76 بار بخواند

 حق تعالی هزار ملک آفریند که سی وشش هزار سال ثواب  آن را برای او نویسند.اگر هفت بار به قبر خوانند صاحب قبر آمرزیده

شو ددر بیت المعمور هر روز هزار فرشته این سوره را طواف کنند اگر به  ذخیره خود خوانند  باقی ماند اگر به آب خوانده بخورند

نور یقین و حکمت به قلب او رسد اگر به زراعت خوانند برکت یابد

سوره 97القدر

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

 سوره 97  :  سورة القدر:

 إنَّا أَنزَلنَهُ فی لَیلَةِ ألقَدر(1) وَمَآ أَدرَئَکَ مَا لَیلَةُ ألقَدرِ (2) لَیلَةُ ألقَدرِ خَیرُُ ُ مِن أَلفِ شَهر(3) تَنَزُّلُ ألمَلَئکَةُ وَ ألرُّوحُ فیهَا بِإذنِ  ربهم

 مِن کُلِّ أَمرٌ (4) سَلَمُ  هی حَتَّی مَطلَعِ ألفَجرِ (5 )

تفسیر سوره 96

بسم الله الرحمن الرحیم

  تفسیر سوره96:

  بین مفسران مشهور این است که این سوره اولین سوره نازل شده است . در آغاز به پیامبر اکرم دستور قرائت و تلاوت داده می

  شود و بعد از آفرینش این انسان با عظمت از یک قطعه  خون   بی ارزش سخن می گوید در مرحله بعد از تکامل انسان در پرتو

لطف وکرم الله وآشنایی او به علم ودانش وقلم بحث میکند. در مرحله بعد از انسان های  ناسپاسی  که علی رغم  این همه موهبت

واکرام الهی راه طغیان را پیش می گیرد سخن به میان می آورد وسرانجام به مجازات دردناک کسانی که مانع هدایت مردم و اعمال

نیکند اشاره می کند وسوره را با دستور سجده وتقرب به درگاه الله پایان می دهد. این سوره نام های علق – اقرا – قلم را دارد.

 در روایات آمده که پیامبر  به کوه حرا رفته بود وجبرئیل آمد وگفت ای محمد بخوان و او گفت من قرائت کننده نیستم . جبرئیل اورا

 درآغوش گرفت وفشرد و بار دیگر گفت بخوان پیامبر همان  جواب را تکرار کرد بار  دوم جبرییل  نیز تکرار کرد تا سه بار سپس

جبرئیل کل سوره را خواند و پنهان شد رسول الله که با دریافت نخستین اشعه وحی سخت خسته شده بود   به سراغ خدیجه رفت و

گفت مرا  بپوشانید  تا استراحت کنم و به او گفت وقتی تنها می شوم  ندایی می شنوم  خدیجه گفت الله   جز خیر در باره تو کاری

 نخواهد  کرد  چرا که به الله سوگند تو امانت را ادا می کنی صله رحم به جا می آوری در سخن گفتن راستگو هستی . بعد پیامبر

به  سراغ نوفل از آگاهان عرب وعمو زاده خدیجه رفت و آنچه شده بود برایش نقل کرد نوفل به او گفت که هر وقت آن منادی به

سراغت آمد دقت کن ببین چه بیان کرد و به من بگو . پیامبر در خلوتگاه خود این را شنید که می گوید ای محمد ...... نوفل گفت

بشارت بر تو باز هم بشارت بر تو من گواهی می دهم توهمان هستی که  عیسی بن مریم بشارت داد ه است  وتو شریعتی همچون

 موسی داری تو پیامبر مرسلی وبه زودی بعد از این روز مامور به جهاد می شود واگر من آن روز رادرک کنم در کنار تو جهاد

 

اتا کم من کل ما سالتموه و ان تعدوا نعمت الله لا تحصوها ان الانسان لظلوم کفار

  خواهم  کرد. هنگامی که نوفل از دنیا رفت رسول الله فرمود من این روحانی را در بهشت برزخی دیدم در حالی که لباس حریر بر

  تن داشت زیرا او به من ایمان آورد و مرا تصدیق کرد.

  ایه 1- بخوان به نام الله . در نخستین آیه پیامبر اکرم را مخاطب ساخته می گوید بخوان به نام الله که جهان را آفرید .  قابل توجه

این که در اینجا قبل ازهر چیز تکیه روی مسئله  ربوبیت الله شده است و می دانیم رب به معنی مالک  مصلح   است کسی   که  هم

صاحب چیزی است وهم به اصلاح و تربیت آن می پردازد سپس برای اثبات  ربوبیت الله روی مسئله خلقت و آفرینش  جهان هستی

تکیه شده چرا که بهترین دلیل بر ربوبیت او خالقیت اوست  کسی عالم را تدبیر می کند که آفریننده آن است این در حقیقت   پاسخی

است به مشرکان عرب که خالقیت الله را پذیرفته بودند  اما ربوبیت و تدبیر را برای بت ها قائل بودند بعلاوه  ربوبیت الله و تدبیر او

در نظام هستی بهترین دلیل بر اثبات ذات مقدس اوست.

آیه 2- سپس از میان مخلوقات روی مهمترین پدیده جهان خلقت وگل سر سبد آفر ینش  یعنی انسان تکیه کرده و آفرینش اورا  یاد

آور شده می فرماید همان کس که انسان را از خون بسته ای خلق کرد از آنجا که نطفه بعد از گذراندن دوران نخستین در عالم جنین

به شکل قطعه خون  بسته چسبنده ای در می آید که درظاهر بسیار کم ارزش است   مبدا آفرینش انسان را در این آیه همین موجود

ناچیز می شمرد تا قدرت نمایی عظیم الله روشن شود که از موجودی چنان بی ارزش مخلوقی چنین   پر ارزش آفریده است بعضی

نیز گفته اند منظور از علق در اینجا گِل آدم است که آن هم حالت چسبندگی داشت   بدیهی است الله که این مخلوق  عجیب را از آن

قطعه   گِل  چسبنده به وجود آورد شایسته هرگونه ستایش است گاه علق را به معنی موجود صاحب علاقه دانسته اند که اشاره ای

است به روح اجتماعی انسان و علقه آنها به یکدیگر که در حقیقت پایه اصلی تکامل بشر وپیشرفت تمدن ها را تشکیل می دهد .

بعضی نیز علق رااشاره به نطفه نر می دانند که شباهت زیادی به زالو دارد این موجود ذره بینی درآب نطفه شناور است وبه سوی

نطفه زن در رحم پیش می رود وبه آن می چسبد و از ترکیب آن دو نطفه کامل انسان به وجود می آید درست است که در آن زمان

این گونه  مسائل هنوز شناخته نشده بود ولی قران از طریق اعجاز علمی پرده از روی آن برداشته است .از میان این تفسیر های

چهار گانه تفسیر اول روشنتر به نظر می رسد هرچند جمع میان چهار تفسیر نیز مانعی ندارد.

آیه 3-  بار دیگر برای تاکید می افزاید بخوان که الله از همه بزرگوارتر است تعبیر این آیه در حقیقت پاسخی است به گفتار پیامبر

در جواب جبرئیل که گفت من قرائت کننده نیستم یعنی از برکت الله و بزرگوار تو توانایی بر قرائت و تلاوت داری.

آیه 4- سپس به توصیف الله ای که اکرم الاکرمین است پرداخته می فرماید همان کسی که به وسیله قلم تعلیم نمود

وقال الذین کفروا لرسلهم لنخرجنکم من ارضنا او لتعودن فی ملتنا

آیه 5- و به انسان آنچه را نمی دانست یاد داد در حقیقت این آیات نیز پاسخی است به همان گفتار پیامبر که فرمود من قرائت کننده

نیستم یعنی همان الله که به وسیله قلم انسان ها را تعلیم داد وبه انسان آنچه را نمی دانست آموخت قادر است که به  بنده ای درس

نخوانده همچون تو نیز قرائت وتلاوت را بیاموزد.جمله الذی علم بالقلم تاب دو معنی دارد نخست این که الله نوشتن و  کتابت را به

انسان آموخت و قدرت و توانایی این کار عظیم را که مبدا تار یخ بشرو سرچشمه تمام علوم و فنون و تمدن هاست در او ایجاد کرد

دیگر این که منظور این است که علوم ودانش ها را از این طریق و با این وسیله به انسان   آموخت و  در هر حال تعبیری است پر

معنی که در آن لحظات حساس نخستین نزول وحی در این آیات بزرگ وپر معنی منعکس شده است .   پایه اسلام از همان آغاز  بر

علم  و قلم  گذارده شده وبی جهت نیست که قومی چنان عقب  مانده  بقدری در علوم و دانش ها   پیش رفتند که علم و دانش را به

اعتراف دوست ودشمن به همه جهان صادر کردند   وبه اعتراف  مورخان معروف  اروپا این نور علم و دانش   مسلمین بود که بر

صفحه اروپای تاریک قرون وسطی تابید و آنها را وارد عصر تمدن ساخت . چقدر   نازیباست ملتی این  چنین و  آئینی آن چنان در

میدان علم ودانش عقب بمانند ونیازمند دیگران و حتی وابسته به آنها شوند.

آیه 6-در تعقیب آیات گذشته که در آن اشاره   به  نعمت های مادی و معنوی الله  نسبت به انسان شده بود و لازمه یک چنین نعمت

گسترده ای سپاس گزاری انسان تسلیم او در برابرالله است در این آیه می فرماید چنین نیست که نعمت های الهی روح شکر گزاری

را همیشه در او زنده کند بلکه به یقین انسان طغیان می کند.

 آیه 7- به خاطر این که خود را بی نیاز ببیند . این طبیعت غالب انسان هااست طبیعت کسانی که در مکتب عقل ووحی پرورش نیا

فته اند که وقتی به غلط خود را مستغنی می پندارند شروع به سرکشی وطغیان می کنند نه الله را بنده اند نه احکام اورا به رسمیت

می شناسند نه به ندای وجدان گوش فرا می دهند ونه حق و عدالت را رعایت می کنند به هرحال چنین به نظر می رسد که هدف آیه

این است که پیامبر انتظار نداشته باشد مردم به زودی دعوتش را پذیرا  شوند   بلکه باید خود را برای انکار و مخالفت مستکبران

طغیانگر آماده سازد و بداند راهی پر فراز و نشیب در پیش روی اوست.

 آیه 8- سپس این طاغیان   مستکبر را مورد تهدید قرار داده می فرماید و به یقین بازگشت همه به سوی الله است  وهمان گونه که

بازگشت همه چیزربه سوی اوست و همه می میرند و میراث آسمان زمین برای ذات پاک او می ماند در آغاز نیز همه چیز از ناحیه

او بوده و جای این نیست که انسان خود را بی نیاز بشمرد ومغرور گردد  طغیان کند

 آیه 9- سپس به قسمتی  از کارهای طغیانگران  مغرور  ممانعت آنها از سلوک راه حق وپیمودن  طریق هدایت و تقوا پرداخته می

افزاید به من خبر ده آیا کسی که نهی می کند

آیه 10- بنده ای را به هنگامی که نماز می خواند آیا مستحق عذاب الهی نیست .  ابوجهل از اطرافیان خود سوال کرد آیا محمد در

ولنسکننکم الارض من بعدهم ذلک لمن خاف مقامی و خاف وعید

 میان شما نیز برای سجده صورت به خاک می گذارد گفتند آری . گفت سوگند به آنچه ما به آن سوگند  یاد می کنیم  اگر او را در

چنین حالی ببینم با پای خود گردن اورا له می کنم .    به او گفتند ببین اودر آنجا مشغول نماز خواندن است ابوجهل حرکت کرد تا

گردن پیامبر را زیر پای خود بفشارد ولی هنگامی که نزدیک آمد عقب نشینی کرده وبا دستش گویی چیزی را از خود  دور می کرد

به او گفتند این چه وضعی است که در تو می بینیم گفت ناگهان میان خودم و او خندقی از آتش دیدم و منظره وحشتناک و هم چنین

بال وپر هایی مشاهده کردم . در اینجا پیامبر گفت قسم به کسی که جانم در دست اوست اگر به من نزدیک شده   بود فرشته ها بدن

اورا  قطعه قطعه می کردند و عضو عضو او را می ربودند اینجا بود که آیات فوق نازل شد

 آیه  11- د ر این آیه بر ای تاکید بیشتر می افزاید به من خبر ده اگر این بنده نماز گزار به راه هدایت باشد

 آیه  12- یا مردم را به تقوا فرما ن دهد  آیا نهی کردن او سزاوار است و آیا مجازات چنین کسی جز آتش دوزخ می تواند باشد

 آیه 13- به من خبر  ده اگر این طغیان گر که رهروان  راه حق را از نماز و هدایت و تقوا باز می دارد حق را انکار کند وبه آن

پشت نماید آیا مستحق مجازات الهی نیست

آیه 14- آیا او ندانست که الله همه اعمالش را می بیند و همه را بر ای حساب وجزا ثبت وضبط می کند

آیه 15- به دنبال بحثی که در آیات گذشته پیرامون طغیانگران کافر و مزاحمت آنها نسبت به پیامبر اکرم و نمازگزاران آمده بود در

اینجا آنها را زیر رگبار شدید ترین تهدید ه گرفته می فرماید چنان نیست که او می پندارد گمان می کند می تواند پا بر گردن پیامبر

به هنگام سجده بگذارد  واورا از این برنامه الهی باز دارد .اگر دست از این جهل وغرور خود بر ندارد ناصیه اش (موی پیشانی )

را گرفته و باذلت و خواری به سوی عذاب می کشانیم

آیه 16- همان ناصیه دروغگوی خطا کار را . هنگامی که  سوره الرحمن نازل شد پیامبر به   یارانش فرمود  چه کسی از شما این

سوره را بر روسای قریش می خواند حاضران در پاسخ کمی سکوت کردند چرا که از آزار سران  قریش بیمناک بودند.  عبدالله بن

مسعود برخاست وگفت ای رسول الله من این کار را می کنم... ابن مسعود که جثه ای   کوچک داشت و از نظر جسمانی ضعیف بود

 برخاست و نزد سران قریش آمد آنها را گرد کعبه جمع  دید تلاوت سوره الرحمن را آغاز کرد ابوجهل   برخاست و چنان سیلی  به

 صورت او زد که گوش او پاره شد و خون جاری گشت ابن مسعود گریان به خدمت پیامبر آمد هنگامی که چشم   پیامبر  بر اوافتاد

 ناراحت شد ناگهان جبرئیل نازل شد  در حالی که خندان و مسرور بود فرمود ای جبرئیل   چرا می خندی    در حالی که ابن مسعود

گریان است عرض کرد به زودی دلیل آن را خواهی دانست . این ماجرا گذشت هنگامی که مسلمانان روز جنگ بدر پیروز شدند ای

واستفتحوا و خاب کل جبار عنید

ابن مسعود در  میان کشته های مشرکان   گردش می کرد   چشمش به ابوجهل افتاد در حالی که آخرین نفس های خود را می کشید

 ابن مسعود روی سینه او  قرا ر گرفت هنگامی که چشمش به او افتاد گفت ای چوپان ناچیز بر جایگاه بلندی قرار گرفته ای.  ابن

این مسعود گفت اسلام برتری می گیرد و چیزی بر اسلام برتری نخواهد گرفت. ابوجهل به او گفت به دوستت محمد  بگو احدی در

زندگی در نظر من از او مبغوض تر نبود وحتی در حال مرگم هنگامی که این سخن به گوش پیامبر رسید فرمود فرعون زمان  من

 از فرعون موسی بدتر بود چرا که او در واپسین لحظات عمر گفت من ایمان آوردم ولی این طغیانش بیشتر شد.سپس ابوجهل رو

رو به ابن مسعود کرد وگفت سرمرا با این شمشیر قطع کن که تیزتر است هنگامی که ابن مسعود سرش را جدا کرد  نمی توانست

آن را بردارد وبه خدمت رسول الله آورد موی پیش سر او را گرفت . روی زمین کشید وخدمت پیامبر آورد و  مضمون آیه در این

دنیا نیز تحقق یافت.

آیه 17- در روایتش از ابن عباس آمده است روزی ابوجهل   نزد رسول الله آمد در حالی که حضرت نزدیک مقام  ابراهیم مشغول

نماز بود صدا زد مگر من تورا از این کار نهی نکردم .  حضرت بر او بانگ زدو ارا از خود راند ابوجهل گفت    ای محمد بر من

بانگ می زنی و مرا می رانی؟ تو نمی دانی قوم وعشیره من در این سرزمین از همه بیشتر است. در اینجا آیه مورد  بحث  نازل

نازل شد سپس هر که را می خواهد صدا بزند تا یاریش کند.

آیه 18- ما هم به زودی ماموران دوزخ را صدا می زنیم تا اورا به دوزخ افکنند تا معلوم شود که از این غافل بی خبر کاری ساخته

نیست و در چنگال ماموران عذاب همچون پرکاهی در وسط یک طوفان سهمگین است.

آیه 19- در آخرین آیه این سوره که آیه سجده است می فر ماید چنان نیست که آن طغیانگر می پندارد و اصرار بر ترک سجده تو

دارد هرگز اورا اطاعت مکن وسجده نما و به الله تقرب جوی . ابوجهل ها کوچکتر از آنند که بتوانند مانع سجده تو شوند و یا در

راه پیشرفت آئین تو سنگ بیندازند و مانع ایجاد کنند تو با توکل به الله ونیایش و عبادت وسجده در این مسیر گام بردار و هر روز

به الله خود نزدیک و نزدیک تر شو. ضمنا از این آیه به خوبی استفاده می شود که سجده باعث قرب انسان در درگاه الله است ولذا

در حدیثی از رسول الله می خوانیم که فرمود نزدیک ترین حالت بنده به الله زمانی است که در سجده باشد البته طبق   روایات  اهل

اهل بیت چهار سجده واجب در سور های الم سجده و فصلت و النجم و علق داریم وبقیه سجده های قران مستحب است.

 فضیلت سوره 96:

 این سوره مکی است و 19 آیه دارد  هر کس  در روز یا شب آن را بخواند و بمیرد  شهید  مرده باشد  و حق تعالی   او را شهید

  مبعوث کند و چنان باشد که با رسول الله در راه الله شمشیر زده باشد. هرکس بخواند در دریا از غرق ایمن  باشد

سوره العلق 96

 بسم الله الرحمن الرحیم

سورة 96: سورة العلق:

 أقرَأ بِاسمِ رَبکَ ألذَّ ی خَلَقَ (1) خَلَقَ ألانَسَنَ مِن عَلَقًٍ (2)   أقرَأ وَ رَبُّکَ ألا کرَم(3)  ألَّذی عَلَّمَ بِالقَلَمِ (4) عَلَّمَ إلانسَنَ مَا لَم یَعلَم (5)ُ

 کَلَّا إنَّ ألانسَنَ لَیَطغی (6) أَن رَّءاهُ أستَغنَی (7) إنَّ إلَی رَبِّکَ ألرُّجعَی (8) أَرَءَیتَ ألَّذی یَنهَی (9) عَبدًا إذَا صَلَّی (10) أَرَءیتَ إن کَانَ

 عَلی ألهُدَی (11) أَو أَمَرَ بِلتَّقوَی (12)  أرَءیتَ إن  کَذَّ بَ وَ تَوَلَّی (13) ألَم یَعلَم بِأنَّ أللهَ یَری (14) کَلَّا لَئن لَّم یَنتَه لَنسفَعا بِالنَّاصیَةِ

 (15) نَاصیَة کَذبَةٍ خَاطِئَةٍ (16) فَلیَدعُ نَادِیُه (17) سَنَدعُ ألزَّبَآ نیَةَ (18) کَلَّا لَا تُطِعهُ وَأسجُدوَأقتَرب (19 )

تفسیر سوره 95

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره  95:

این سوره در حقیقت بر محور آفرینش زیبای انسان و مراحل تکامل و انحطاط او دور می زند و این مطلب با سوگند های پر معنایی

در آغاز سوره شروع شده است و بعد از شمردن عوامل پیروزی ونجات انسان سرانجام تاکید بر مساله معاد و حاکمیت مطلقه الله

پایان می گیرد .

آیه 1- در آغاز این سوره به چهار سوگند پر معنی بر خورد می کنیم که مقدمه بر ای بیان معنی پر اهمیتی است می فرماید قسم به

انجیر و زیتون یا سرزمین شام وبیت المقدس

 آیه 2- و سوگند به طور سینین

آیه 3- و قسم به این شهر امن مکه . تین د رلغت به معنی انجیر و زیتون همان زیتون معروف است که ماده روغنی مفیدی از آن

می گیرند. در این که آیا منظور سوگند به همین دو میوه معروف است  یا چیز دیگر . بعضی آن را اشاره به همان دومیوه معروف

می دانند که خواص غذایی و درمانی فوق العاده زیادی دارد بعضی دیگر معتفدند که منظور از آن دو کوهی است که شهر دمشق و

بیت المقدس بر آنها قرار گرفته چرا که این دو سرزمین محل قیام بسیاری از انبیا و پیامبران بزرگ الله است واین تفسیر  یا سوگند

 های سوم و چهارم که از سرزمین های مقدسی یاد  می کند هماهنگ است و اما مسلما اشاره به مکه است   سرزمینی که حتی در

عصر جاهلیت به عنوان منطقه امن وحرم الله شمرده می شدو کسی د رآنجا حق تعرض به دیگری نداشت . وهرگاه این دوقسم تین

وزیتون را بر متعنی ابتدایی آنها حمل می کنیم یعنی انجیر وزیتون معروف باز سوگند پر معنایی است زیرا انجیر دارای ارزش غذا

یی فراوانی است و لقمه ای است مغذی و مقوی برای هر سن وسال وخالی از پوست  وهسته و زوائد  انجیر بوی دهان را می برد

لثه ها و استخوان ها را محکم می کند مو را می رویاند درد را بر طرف می سازد وبا وجود آن نیاز به دارو نیست .   انجیر شبیه

الله الذی خلق السماوات و الارض و انزل من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقا لکم

ترین اشیاه به میوه بهشتی است و غذا شناسان و دانشمندان بزرگ  برای زیتون و روغن آن اهمیت  فوق العاده ای  قائل  هستند

ومعتقدند کسانی که می خواهند همواره سالم باشند باید از این اکسیر حیاتی استفاده کنند روغن زیتون  دوست صمیمی کبد آدمی و

برای رفع عوارض  کلیه ها و سنگ های صفراوی و قولنج های کلیوی وکبدی  ورفع  یبوست   بسیار موثر است و روغن زیتون

سرشار از انواع ویتامین ها است و دارای فسفر کلیسیم و پتاسیم و منگنز است روغن  زیتون غذای خوبی است  دهان را خوشبو

و بلغم را بر طرف می سازدرنگ صورت را صفا وطراوت می بخشد اعصاب را تقویت کرده بیماری ودرد و ضعف را از میان می

می برد وآتش خشم را فرو می نشاند.

 آیه 4-  ما انسان را در بهترین صورت آفریدیم بعد از ذکر این قسم های پر محتوا ی چهار گانه به جواب قسم  پرداخته می فرماید

مسلما ما انسان را در بهترین صورت ونظام  آفریدیم   تقویم به  معنی در آوردن  چیزی به  صورت مناسب ونظام  معتدل و کیفیت

شایسته است و گستردگی مفهوم آن اشاره به این است که الله انسان را از هر نظر موزون و شایسته آفرید هم از نشر جسمی و هم

از نشر روحی و عقلی چرا که هرگونه استعدادی را در وجود او قرار داده و اورا برای پیمودن قوی صعودی  بسیار عظیمی آماده

ساخته و با این که انسان جرم صغیری است  عالم کبیر را در او جا داده و آنقدر شایستگی ها به او بخشیده که لایق خلعت( ولقد

 کرمنا بنی آدم :مافرزندان آدم را کرامت و عظمت بخشیدیم ) شده است

آیه 5- ولی همین انسان با تمام این امتیازات اگر از مسیر حق منحرف گردد چنان سقوط می کند که به اسفل سافلین کشیده می شود

لذا در آیه مورد بحث میفرماید سپس او را به پایین ترین مرحله باز گرداندیم . چرا چنین  باشد در حالی که موجودی است مملو از

استعداد های سرشار که اگر در طریق صلاح از آن استفاده کند بر بالاترین قله افتخار قرار می گیرد واگر این همه هوش واستعداد

را در طریق فساد به کار اندازئ بزرگترین مفسده را می آفریند وطبیعی است که به اسفل سافلین کشیده می شود

آیه 6- ولی در این آیه می افزاید مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند که برای آنها پاداشی تمام نشدنی است

آیه 7-  در این آیه این انسان ناسپاس وبی اعتنا به دلائل و نشانه های معاد را مخاطب ساخته  می گوید پس چه چیز سبب می شود

که بعد از این همه دلایل روشن   روز جزا را انکار می کنی؟ ساختمان وجود تو از یک سو و ساختمان  این جهان  پهناور از سوی

دیگر نشان می دهد که زندگی  چند روزه دنیا نمی تواند هدف   نهایی آفرینش تو این عالم بزرگ باشد .   اینها همه مقدمه ای است

برای جهانی وسیع تر و کامل تر    به تعبیر قران در سوره واقعه خود خبر از " نشئه دیگری" می دهد چرا انسان متذکر نمی شود

آیه 8-  و در آخرین آیه سوره می فرماید آیا الله بهترین حکم کنندگان و داوران نیست؟ پیامبر وقتی آیه :  الیس الله باحکم الحاکمین

را می خواند می فرمود بلی وانا علی ذلک من الشاهدین . آری الله بهترین حکم کنندگان است ومن بر این امر گواهم.

سخر لکم الفلک لتجری فی البحر بامره و سخر لکم الانهار

  فضیلت سوره 95:

این سوره 8 آیه دارد تلاوت این سوره در نوافل باعث می شود که هرجایی از بهشت که آرزو کند به او دهند و در دنیا حسن عاقبت

و یقین ودر آخرت بعدد هرکه آن را خوانده ثواب به او بخشد و به هر طعامی که بخواند شفا یاب

سوره والتین

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره 95:سورة التین:

وَألتین وَألزَّیتُونِ (1) وَطُورِ سینینَ (2) وَهَذَاألبَلَدِ ألا مینِ (3) لَقَد خَلَقنَا ألا نَسَنَ فی أَحسَنَ تَقویمٍ (4) ثُمَّ رَدَدنَهُ أَسفَلَ سَفِلینَ (5) ألَّا

ألَّذینَ ءامَنُوا وعُمِلُوأ ألصَّلِحَتِ فَلَهُم أَجرُ غَیرُ مَمنُونٍ (6) فَمَا یُکَذُِ بُکَ بَعدُ بِألدُِ ینِ (7) أَلَیسَ اللَهُ بِأَحکَمِ ألحَکِمِینَ (8 )

تفسیر سوره النشرح

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر سوره 94:

معروف است که این    سوره بعد از  والضحی  نازل شده و محتوای آن   نیز همین مطلب را تایید می کند چرا که در این سوره باز

قسمتی از مواهب الهی بر پیامبر اکرم شمرده شده است در واقع سه نوع موهبت بزرگ در این سوره آمده  که همه    جنبه معنوی

دار دو عمدتا این سوره بر سه محور دور می زند

آیه 1- ما تورا مشمول انواع نعمت ها ساختیم لحن آیات آمیخته با لطف و محبت فوق العاده الله وتسلی و دلداری   پیامبر است در

این آیه به مهمترین  موهبت الهی اشاره کرده می فرماید آیا ماسینه تو را گشاده نساختیم . منظور از شرح صدر در اینجا گسترش

روح وفکر پیامبر به وسیله نور الهی و سکینه و آرامش الله دادی می باشد این توسعه می تواند مفهوم وسعی داشته باشد که هم

وسعت علمی  پیامبر را از طریق   وحی ورسالت شامل گردد .و هم بسط و گسترش تحمل واستقامت او در برابر لجاجت ها و کار

شکنی های دشمنان و مخالفان و لذا پیامبر فرموده من تقاضایی از الله کردم و دوست دارم این تقاضا را نکرده باشم  عرض   کردم

الله پیامبر ان قبل از من بعضی جریان باد را در اختیار شان قرار دادی و بعضی مردگان را زنده می کردند. الله به من فرمود   آیا تو

یتیم نبودی پناهت دادم . گفتم آری  فرمود آیا گمشده نبودی هدایتت نکردم . عرض کردم آری ای الله فرمود آیا سینه تورا   گشاده و

پشتت را سبک بار نکردم عرض کردم آری ای الله . این نشان می دهد   که نعمت شرح صدر مافوق  معجزات انبیاست و به راستی

اگر کسی حال پیامبر را دقیقا مطالعه کند ومیزان شرح صدر اورا در حوادث سخت و  پیچیده  دوران عمرش  بنگرد یقین می کند که

این از طریق عادی ممکن نیست بلکه یک تایید الهی و ربانی است و به خاطر همین شرح صدر بود که پیامبر به عالی ترین وجهی

مشکلات و رسالت را پشت سر گذاشت و وظایف خود را در این طریق به خوبی انجام داد

 

قدرت علی کل شیء و ابتدعت کل شی ء

آیه  2- سپس به ذکر موهبت دیگری ازمواهب عظیم خود به پیامبر پرداخته می فرماید وآیا بار سنگین را از تو بر نداشتیم

آیه 3-همان باری که سخت بر پشت تو سنگینی می کرد این کدام بار بود که الله از پشت پیامبرش بر داشت ؟  قرائن آیات به خوبی

 نشان می دهد که منظور مشکلات رسالت و نبوت و دعوت به سوی توحید و یکتا پرستی و بر چیدن آثار فساد از آن محیط  بسیار

آلوده بوده است نه تنها پیامبر اسلام که همه پیامبران در آغاز دعوت با چنین  مشکلات عظیمی روبرو بودند و   تنها با امداد های

الهی بر آنها پیروز می شدند منتها شرایط محیط وزمان پیامبر  اسلام از جهاتی سخت تر و سنگین تر بود

آیه 4-در بیان سومین موهبت می فرماید و آوازه تو را بلند ساختیم . نام تو همراه اسلام  و نام  قران همه جا   پیچید و از آن بهتر

این که نام تودر کنار نام الله هر صبح وشام بر فراز مأذنه های و هنگام اذان برده می شود وشهادت به رسالت تو در کنار شهادت

به توحید و یگانگی الله نشان اسلام ودلیل پذیرش این آیین پاک است پیامبر فرمود جبرئیل به من گفت الله فرموده که هنگامی که

نام برده می شود نام تو نیزهمراه من ذکر می شود ودر عظمت مقام تو همین بس.

آیه 5-  در این آیه به پیامبرش مهمترین بشارت را می دهد و انوار امید را بر قلب پاکش می پاشد به یقین با هرسختی آسانی است

ایه 6- باز تاکید می کند مسلما   با هر سختی آسانی است غم مخور   مشکلات وسختی ها به این صورت باقی نمی ماند کار شکنی

های دشمنان برای همیشه ادامه نخواهد یافت ومحرومیت های مادی ومشکلات اقتصادی و فقر مسلمین به همین صورت ادامه نمی

یابد قابل ذکر است که این دو آیه به  صورتی  مطرح  شده  که اختصاص  به شخص  پیامبر اکرم وزمان آن حضرت ندارد بلکه به 

 صورت یک قاعده کلی و به عنوان تعلیلی بر مباحث سابق مطحر  است وبه همه انسان های مومن مخلص و تلاشگر نوید می دهد

که همیشه در کنار سختی ها آسانی ها ست . بدان که با سختی ها آسانی است وبا صبر پیروزی و باغم واندوه خوشحالی و گشایش

است. صبر وظفر هر دو دوستان قدیمی اند بر اثر صبر نوبت ظفر آید

 ایه 7-  سپس در این آیه می فرماید پس هنگامی که از کار مهمی فارغ می شوی به مهم دیگری پرداز

آیه 8- ودر تمام  این احوال  به الله تکیه کن و به  سوی الله توجه کن رضایت او را بطلب و خشنودی اورا جستجو کن وبه سوی

قربت جوارش بشتاب مطابق آنچه گفته شد آیه مفهوم گسترده ای دارد که فراغت از هر مهمی و پرداختن به مهم دیگر را  شامل

می شود وجهت گیری تمام تلاش ها را به سوی الله توصیه می کند . این سوره بیانگر عنایت خاص الهی به پیامبر و تسلی او را

در برابر مشکلات  و وعده نصرت و تایید او در  برابر مشکلات وفراز و تشبیه های راه رسالت است ودر عین حال مجموعه ای

است امید بخش سازنده و حیات آفرین برای همه انسان ها وهمه ره روان را ه حق

و اغنیت و افقرت وامت و احییت واصحکت

 فضیلت سوره 94:

این سوره 8 آیه دارد خواننده این سوره   مورد شفاعت    رسول قرا ر  گرفته و وی را ملاقات کند . برای وسعت رزق 41 بار

خواندنش موثر است . اگر 61 بار این سوره را به 61 دانه گندم خوانده به مرغ خانگی دهند دشمن ذلیل ومقهور شو

سوره الشرح 94

 

  بسم الله الرحمن الرحیم

سوره 94: سورة الشَرح:

أَلُم نَشرَح لَکَ صَدرکَ (1)  وَوَصَعنَا عَنکَ وِزرَکَ (2)   أ لَّذی أَنقَضَ ظَهرَکَ (3) وَرَفَعنَا لَکَ ذِکرَکَ (4) فَإنَّ مَعَ ألعُسر یُسرأً (5)

 إنَّ مَعَ ألعُسرِ یُسرأٍ (6) فَإذََا فَرغتَ فَانصَب (7) وَ إلَی رَبِّکَ فَا رغَب (8

تفسیر سوره والضحی

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 93:

وقتی پیامبر بر اثر تاخیر و انقطاع موقت وحی ناراحت بود وزبان دشمنان نیز باز شده بود این   سوره نازل شد و  هم چون باران

رحمتی بر قلب پاک پیامبرنشست.  این سوره با دوسوگند آغاز می شود سپس به پیامبر   بشارت می دهد که الله هرگز   تورا  رها

نساخته است بعد به او نوید می دهد که الله آنقدر به او عطا می کند که خشنود شود ودر آخرین مرحله گذشته زندگانی پیامبر را در

نظر او مجسم می سازد که الله چگونه اورا همیشه  مشمول انواع رحمت خود  قرار داده و  در سخت ترین لحظات زندگی حمایتش

نموده است و لذا در آخرین آیات به او دستور می دهد که به شکرانه این نعمت های بزرگ الهی با یتیم ها ومستمندان مهربانی کند

و نعمت الله را بازگو نماید. طبق روایات این سوره و سوره بعدی یک سوره است واگر در نماز بعد حمد یک سوره کامل بخواهید

بخوانید باید این سوره را با سوره بعدی خوانده شود.وقتی 15 روز گذشت و وحی بر پیامبر نازل نشد مشرکان گفتند الله محمد را

رها کرده ودشمن داشته اگر راست می گوید ماموریت او از سوی الله است باید وحی بطور مرتب   بر او نازل شده است و دراین

موقع این سوره نازل شد . وقتی این سوره نازل شد پیامبر به جبرئیل گفت دیر کردی در حالی که سخت به تو مشتاق بودم . و او

 پاسخ داد من به تو مشتاق تر بودم ولی من بنده مامورم وجزبه فرمان الله نازل نمی شوم

آیه 1- آغاز این سوره نیز با دو سوگند روبرو می شویم سوگند به نور وظلمت می فرماید  در قسم به روز در آن هنگام که آفتاب

بر آید و همه جا را فرا گیرد

آیه 2- وسوگند به شب  در آن هنگام که آرام می گیرد و همه جا را درآرامش فرو برد.   ضحی از ماده سجو به معنی   اوائل  روز

است آن موقعی که خور شید در آسمان بالا بیاید ونور ان بر همه جامسلط شود واین در حقیقت بهترین موقع روز است .   سجی از

ماده سجو به معنی سکون وآرامش است وآنچه   در شب مهم است همان آرامشی است که برآن حکم فرماست و   طبعا  اعصاب و

روح انسان را درآرامش فرو می برد و برای تلاش و کوشش فردا وفرداها آماده می سازد و از این نظر نعمت بسیار مهمی است که

شایسته است سوگند به آن یاد شود.میان این دو قسم و محتوای آیه شباهت ورابطه نزدیکی وجود دارد روز هم چون نزول نور حی

 بر قلب پاک پیامبر است وشب همچون انقطاع موقت وحی که آن نیز در بعضی از مقاطع لازم است

آیه 3- و به دنبال این دو سوگند بزرگ به نتیجه و جواب قسم پرداخته می فرماید  الله هرگز  تورا وا نگذاشته و   مورد خشم قرار

لا قمر منیر و لا ریح تهب ولا سحاب یکسب

نداده است این تعبیر دلداری و تسلی خاطری است برای شخص پیامبر که بداند اگر گاهی در نزول وحی تاخیر افتد روی  مصالحی

است که الله می داند وهرگز دلیل بر آن نیست که طبق گفته دشمنان اله نسبت به او خشمگین شده باشد یا بخواهد او را ترک گوید

او همیشه مشمول لطف و عنایات خاصه الله و همواره در کتف حمایت ویژه اوست.

آیه 4-  سپس اضافه می کند و مسلما آخرت برای تو از دنیا  بهتر است تو در این جهان  مشمول  الطاف   او هستی   و در آخرت

بیشتر  وبهتر نه در کوتاه مدت مورد غضب الله خواهی بود ونه در دراز مدت . کوتاه سخن ابن که تو همیشه عزیزی در دنیا عزیز

ودر آخرت عزیز تر

آیه 5- آنقدر به تو می بخشد که خشنود شوی در این آیه برترین نوید را به پیامبر داده می افزاید وبه زودی الله   آنقدر به تو عطا

خواهد کرد که خشنود شوی این بالاترین اکرام واحترام الله نسبت به بنده خاصش محمد است که میفرماید آنقدر به تو می بخشیم که

راضی شود در دنیا بر دشمنان پیروز خواهی وآیین تو جهان گیر خواهد شد ودر آخرت نیز مشمول   بزرگترین مواهب  خواهی شد

بود بدون شک پیامبر اکرم به عنوان خاتم انبیا ورهبر عالم بشریت  خشنودیش تنها در نجات  خویش نیست بلکه آن  زمان راضی

وخشنود می شود که شفاعتش در باره امتش نیز پذیرفته شود لذا فرمود روز قیامت من در موقف شفاعت می ایستم و آنقدر   گنه

کاران را شفاعت می کنم که الله می گوید آیا راضی شدی و من می گویم راضی شدم راضی شدم . علی به جمعی از اهل کوفه گفت

شما معتقدید امید بخش ترین آیات قرا ن آیه قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمةالله ( ای کسانی که نسبت به

خود زاده روی کرده اید از رحمت الله نومید نشوید) است گفتند آری . فرمود ولی ما اهل بیت می گوییم امید بخش ترین آیات قران

آیه ولسو یعطیک ربک فترضی است .ناگفته پیداست که شفاعت پیامبر شرایطی دارد نه او برای هرکس   شفاعت می کند ونه هر

گنهکاری می تواند چنین انتظار داشته باشد . رسول الله وارد خانه فاطمه شد در حالی که لباس خشنی از پشم شتر در تن دخترش

بود با یک دست آسیا می کرد و باد ست دیگرش فرزندش را شیر می دهد اشک در چشمان پیامبر ظاهر شدفرمود دختر م تلخی دنیا

را در برابر شیرینی آخرت تحمل کن چرا که الله بر من نازل کرده است که آنقدر الله به تو می بخشد که ر اضی شوی

آیه 6- چنانکه گفتیم هدف این سوره تسلی ودلداری پیامبر و بیان  الطاف الهی نسبت به آن حضرت   است لذا در ادامه آیات گذشته

که از این معنی سخن می گفت در اینجا نخست به ذکر سه  موهبت از مواهب خاص الهی به پیامبر پرداخته وسپس سه دستور مهم

در همین رابطه به او می دهد می فرماید آیا الله تورا یتیم نیافت وپناه داد درشکم مادر بودی که پدرت   عبدالله از دنیا رفت تورا در

آغوش جدت عبدالمطلب (سید مکه) پرورش دادم. شش ساله بودی که مادرت از دنیا رفت و  از این نظر نیز   تنها شدی اما عشق

ومحبت تو را در قلب عبدالمطلب افزون ساختیم  هشت ساله بودی که جدت عبدالمطلب از دنیا رفت عمویت ابوطالب را به خدمت

 لا برق یلمع و لا رعد یسبح و لا روح تنفس ولا طا ئر یطیر

حمایتت گماشتم تا تورا همچون جان شیرین در بر گیرد ومحافظت کند آری تو یتیم بودی و من به تو پناه دادم.

 آیه 7- بعد به ذکر نعمت دوم پرداخته می فرماید و تورا گمشده یافت وهدایت کرد آری تو  هرگز از نبوت و رسالت آگاه نبودی و ما

این نور را در قلب تو افکندیم که به وسیله آن انسان ها را هدایت کنی چنانکه در جای دیگر می فرماید تو نه کتاب را می دانستی و

نه ایمان را ولی ما آن را نوری قراردادیم و به وسیله آن هرکس از بندگانمان را بخواهیم هدایت می کنیم.بنابراین منظور از ضلالت.

در اینجا نفی ایمان وتوحید و پاکی و تقوا نیست   بلکه نفی آگاهی از اسرار  نبوت و قوانین  اسلام و عدم آشنایی با این حقایق بود

ولی بعد از بعثت به کمک الله بر همه این امور واقف شد و هدایت یافت.

آیه 8- بعد به بیان سومین نعمت   پرداخته می فرماید و تورا فقیر یافت و بی  نیاز کرد توجه به خدیجه آن زن مخلص با وفا را به

سوی تو جلب نمود تا ثروت سرشار را در اختیار تو اهداف بزرگت قرار دهد وبعد از ظهور اسلام غنایم فراوانی در جنگ ها نصیب

تو کرد آن گونه که برای رسیدن به اهداف بزرگت بی نیاز شدی

 آیه 9- سپس به عنوان نتیجه گیری ازآیات قبل سه دستور پر اهمیت به پیامبر می دهد که هرچند مخاطب در آن شخص رسول الله

است ولی مسلما همگان را شامل می شود نخست می فرماید حال که چنین است یتیم را تحقیر مکن . تو هم خود یتیم بودی و رنج

یتیمی را کشیده ای اکنون از دل وجان مراقب یتیمان باش و روح تشنه آنها را با محبتت سیراب کن. این نشان می دهد که در مو رد

 یتیم ها مساله اطعام و انفاق گرچه مهم است ولی از آن مهم تر دلجویی و نوازش ورفع کمبود های عاطفی است ولذا روایتی داریم

که هرکس به عنوان نوازش دست بر سر یتیمی کشد به تعداد هر مویی که دست او از آن بگذرد در روز قیامت نوری خواهد داشت

آیه 10-  در این آیه به  دومین دستور  پرداخته می فرماید  وسوال کننده را از خود مران . منظور از سائل در اینجا چه کسی است

 چند تفسیر وجود دارد نخست این که منظور کسانی است که سوالاتی در مسائل علمی واعتقادیو دینی دارند .   دیگر اینکه منظور

کسانی است وکه دارای فقر مادی هستند و به سراغ تو می آیند   باید آنچه در توان داری به کار گیری  وآنها را مایوس نکنی  و از

خود مرانی .سوم اینکه هم ناظر به فقر علمی است وهم فقر مادی . دستور می دهد که به تقاضای سائلان در هر قسمت پاسخ مثبت

ده این معنی هم تناسب با هدایت الهی نسبت به پیامبر دارد و هم سرپرستی از او در زمانی که یتیم بود

آیه 11- وسرانجام در  سومین و آخرین دستور می فرماید و نعمت های الله را بازگو کن بازگو کردن نعمت گاه با زبان است وتعبیر

ها یی  که حاکی از نهایت شکر وسپاس باشد نه غرور وبرتری جویی و گاه با عمل است به این ترتیب که ازآن در راه الله انفاق و

بخشش کند بخششی که نشان دهد الله نعمت فراوانی به او عطا کرده است .   البته واژه  نعمت تمام نعمت های معنوی و مادی را

شامل می شود لذا در حدیثی می خوانیم که آنچه را الله به تو بخشیده و   برتری داده و روزی عطا فرموده و نیکی به تو کرده  و

 لا نار تتوقد و ال ماء یطرد کنت قبل کل شیء و کونت کل شیء

و هدایت نموده همه راباز گو کن .

 فضیلت سوره 93:

این سوره 11 آیه دارد تلاوت کننده این سوره به شفاعت پیامبر می رسد وبه شمار هر یتیم و سائلی اورا ده حسنه نویسند برای

رسیدن به مراد 40 بار خواندن آن موثر است

سوره والضحی 93

بسم الله الرحمن الرحیم

سورة الضّحَی: سوره 93:

((211))

 لا بحر لجی و لا جبل راس ولا نجم سار

وَألضُّحَی (1) وَألَّیل ِ إذَا سَجَی (2) مَاوَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَی (3) وَلَلَاخِرَةُ خَیرُ ُ لَکَ مِن ألآُ ولَی  (4) وَلَسَوفَ یُعطِیکَ رَبُّکَ فَتَرضَی

 (5) أَلَم یَجدِکَ یَتیمًا فَاوَی (6) وَوَجَدَکَ ضَآلًا فَهَدَی (7) وَوَجَدَکَ عَآئلَا فَأَغنَی (8) فَأ مَّا ألیَتیمَ فَلَا تَقهَر (9) وَ أَ مَّا ألسَّائلَ فَلَآ تَنهَر

(10) وَ أمَّا بِنِعمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّ ث (11 )

تفسیر سوره واللیل

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 92:

در آغاز سوره بعد از ذکر سه سوگند مردم را به دو گروه   تقسیم می کند انفاق کنندگان با تقوا و بخیلانی که منکر پاداش قیامتند

پایان کار گروه اول را خوشبختی وسهولت و آرامش و پایان کار گروه دوم را سختی و تنگی وبدبختی می شمرد. در بخش دیگری

از این سوره بعد از اشاره به این معنی که هدایت بندگان بر الله است همگان را از آتش فروزان دوزخ  انذار می کند و  در آخرین

بخش کسانی را که در این آتش می سوزاند و گروهی را که از آن نجات می یابند با ذکر اوصاف معرفی میکند. مفسران بر ای کل

این سوره شان نزولی نقل کرده اند که چنین است: مردی در میان مسلمانان بود که شاخه یکی از درختان خرمای او بالای  خانه

مرد فقیر عیال مندی بود صاحب نخل هنگامی که بالای درخت می رفت تا خرما ها را بچیند گاهی چند دانه خرما در خانه مرد فقیر

می افتاد و کودکانش آن را بر می داشتند آن مرد از نخل فرود می آمد وخرما را از دستشان می گرفت. مرد فقیر شکایت آورد .

پیامبر  فرمود برو تا به کارت رسیدگی کنم سپس صاحب نخل را ملاقات کرد و گفت این درختی که شاخه هایش بالای خانه فلانی

است به من می دهی تا در مقابل آن نخلی در بهشت از آن تو باشد مرد گفت  من درختان  نخل بسیاری دارم و خرمای هیچ کدام به

خوبی این درخت نیست و حاضر نیستم چنین معامله ای بکنم .    کسی از یاران پیامبر این سخن را شنید و عرض  کرد ای رسول

الله اگر من بروم واین درخت را از این مرد   خریداری و واگذار کنم شما همان چیزی را که به او می دادید به من عطا خواهی کرد

کرد فرمود آری. آن مرد رفت و صاحب نخل را دید وبا اوگفتگو کرد صاحب نخل گفت آیا می دانی که محمد حاضر شد درخت نخلی

لا معطی لما منعت وانت الله الا اله الا انت

در بهشت در مقابل این به من بدهد ومن نپذیرفتم خریدار گفت آیا می خواهی آن را بفروشی یانه ؟  گفت نمی فروشم  مگر آن  که

 مبلغی را که گمان نمی کنم کسی بدهد به من بدهی گفت چه مبلغ؟ گفت چهل نخل . خریدار تعجب کرد وگفت عجب   بهای سنگینی

برای نخلی که کج شده مطالبه می کنی چهل نخل. بعد از کمی سکوت گفت بسیار خوب چهل نخل به تو می دهم . فروشنده طمع کار

گفت اگر راست  می گویی چند نفر را به عنوان شهود به طلب.  اتفاقا  گروهی از آنجا می گدشتند آنها را صدا زد و  بر این معامله

شاهد گرفت سپس خدمت پیامبرآمد وعرض کرد ای رسول الله نخل به ملک من درآمد وتقدیم محضر مبارکتان می کنم . رسول  الله

الله به سراغ خانواده فقیر رفت وبه صاحب خانه گفت این نخل از آن تو وفرزندان توست اینجا بود که سوره لیل  نازل شد و گفتنی

ها را در باره بخیلان وسخاوتمندان گفت .

آیه 1-تقوا وامدادهای الهی : باز دررآغاز این   سوره به سه  سوگند  تفکر انگیز ازمخلوقات و خالق عالم بر خور د می کنیم می

فرماید قسم به شب در آن هنگام که جهان را بپوشاند تعبیر به یغشی ممکن است به خاطر آن باشد که تاریکی شب هم چون  پرده

 ای بر نیمی از کره زمین یا چهر ه آقتاب عالم تاب بافرارسیدن آن پوشانده شود وبه هرحال اشاره ای است به اهمیت شب ونقش

موثر آن در زندگی انسان ها از تعدیل حرارت آفتاب گرفته تا مساله آرامش وسکون و همه موجودات زنده در پرتو آن ونیز عبادت

شب زنده داران بیدار دل وآگاه

آیه 2- سپس به سراغ سوگند دیگری رفته می افزاید و قسم به روز هنگامی   که تجلی کند واین از لحظه ای است که سپیده صبح

پرده ظلمانی شب ر ا می شکافد و تاریکی هارا به عقب می راند و بر تمام پهنه آسمان حاکم می شود.

آیه 3-وبعد به سراغ آخرین قسم رفته می فرماید وقسم به آن کس که جنس مذکر و مونث را آفرید چرا که وجود این  دو جنس در

عالم انسان و حیوان ونبات و دگرگونی هایی که از لحظه  انعقاد   نطفه تا هنگام تولد رخ  می دهد و ویژگی هایی که هریک از دو

جنس به تناسب فعالیت ها و برنامه هایشان دارند و اسرار فراوانی که که در مفهوم زوجیت نهفته است همه نشانه ها وآیاتی است

از جهان بزرگ آفرینش که از طریق آن می توان به عظمت آفریننده آن واقف شد.

آیه 4- وسرانجام به هدف نهایی این سوگند ها می رسد و می فرماید که سعی وتلاش شما درزندگی مختلف است جهت گیردی تلاش

ها و نتایج آن نیز کاملا مختلف ومتفاوت می باشد اشاره به این که شما به هر حال در زندگی آرام نخواهید گرفت و حتما به سعی و

تلاشی دست می زنید ونیرو های الله داد که سرمایه های وجودتان است در مسیری خرج می شود ببینید سعی وتلاش شما در کدام

 مسیر به کدام سمت و دارا کدام نتیجه است ؟نکند تمام سرمایه و استعداد خود را به بهای اندکی بفروشید ویا بیهوده به هدر دهید

آیه 5-    سپس مردم را به دوگروه تقسیم کرده و ویژگی های هر یک را بر می شمرد و می گوید اما آن کس که در راه الله انفاق

 کنت اذ لم تکن سماء مبنیه و لاارض مدحیه

 

می کند و پرهیز کار پیش می گیرد تاکید بر تقوا به دنبال انفاق اموال اشاره به لزوم نیت پاک و قصد خالص به هنگام انفاق و خالی

 بودن از هرگونه منت واذیت و آزار می باشد

آیه 6- وجزای نیک الهی را تصدیق کند

ایه 7- ما اورا در مسیر آسانی قرار می دهیم و به سوی بهشت  جاویدان هدایت می کنیم اصولا  ایمان به معاد و  پاداش های عظیم

الهی تحمل انواع مشکلات را برای انسان سهل وآسان می کند نه تنها مال که جان خود را نیز در طبق اخلاص می گذارد وبه عشق

شهادت در میدان جهاد شرکت می کند واز این ایثار گری خود لذت می برد

آیه 8-سپس به نقطه مقابل این گروه پرداخته می فرماید اما کسی که بخل ورزد و از این راه بی نیازی طلبد

آیه 9- و پاداش الهی ر اتکذیب کند

آیه 10- به زودی  او را در مسیر  دشواری قرار می دهیم بخل در اینجا نقطه مقابل اعطا است که در گروه اول یعنی سخاوتمندان

بیان شد و استغنی (بی نیازی بطلبد) بهانه ای است برای بخل   ورزیدن و  وسیله ای است برای ثروت  اندوختن  اصولا برای این

بخیلان بی ایمان انجام اعمال نیک و مخصوصا انفاق در راه الله کار سخت ودشواری است در حالی که برای گروه اول نشاط آور و

روح افزا است

آیه 11-ودر این آیه به این بخیلان کور دل هشدار داده میفرماید ودر آن هنگام که در جهنم سقوط می کند اموالش به حال او سودی

نخواهد داشت نه می تواند این اموال را با خود از این دنیا ببرد و نه اگر ببد مانع سقوط او درآتش دوزخ خواهد شد

آیه2 1- در تعقیب آیات گذشته که مردم را به دو گروه مومن سخاوتمند و گروه بی ایمان بخیل تقسیم کرده و سرنوشت هر کدام را

بیان می نمود در اینجا به سراغ این مطلب می رود که مار ما هدایت است نه اجبار والزام این وظیفه شما ست که تصمیم بگیرید و

مرد راه باشید به علاوه پیمودن این راه به سود خود شماست و ماهیچ نیازی به آن نداریم.   می فرماید  به یقین  هدایت کردن بر

ماست چه هدایت از طریق تکوین فطرت وعقل و چه از طریق تشریع کتاب وسنت آنچه در این زمینه لازم بوده گفته ایم و حق آن

راادا کرده ایم ما

آیه 13-  وآخرت و دنیا از آن ماست هیچ نیازی به ایمان واطاعت شما نداریم نه اطاعت شما سودی به ما می رساند و نه معصیت

شما زیانی و تما م این بر نامه ها به سود شما وبرای خود شماست

آیه 14- وازآنجا که یکی از شعب هدایت هشدار وانذار است در این آیه می افزاید من  شما را از آتشی که زبانه می کشد بیم میدهم

 لا شمس مضیئه ولا لیل مظلم ولا نهار مضیء

آیه 15-  سپس به گروهی که وارد این آتش   بر افروخته و سوزان می شوند اشاره کرده می فرماید کسی جز بدبخت ترین مردم

وارد آن نمی شود

آیه 16- ودر توصیف اشقی می فرماید همان کسی که آیات الله را تکذیب کرد وبه آن پشت نمود بنابراین معیار خوشبختی و بدبختی

همان کفر وایمان است با پیامد های عملی که این دو دارد و به راستی کسی که آن همه نشانه های هدایت وامکانات برای  ایما ن و

 تقوا را نادیده بگیرد مصداق روشن اشقی و بدبخت ترین مردم است

آیه 17- سپس سخن از گروهی می گوید که از این آتش شعله ور سوزان برکنارند میفرماید به زودی با تقواترین مردم از آن آتش

سوزان دور داشته می شود

آیه 18- همان کسی که مال خود را در راه الله می بخشد تا پاک شود  تعبیر به یتزکی در حقیقت اشاره به قصد قربت و نیت خالص

خالص است خواه این جمله به معنی کسب نمو معنوی و روحانی باشد یا به دست آوردن پاکی اموال چون تزکیه هم به معنی نمو

دادن آمده وهم پاک کردن

آیه 19-  سپس برای تاکید بر مساله خلوص نیت آنها در انفاق هایی که دارند می افزاید وهیچ کس را نزد او حق نعمتی نیست تا

بخواهد به این وسیله اورا جزا دهد

آیه 20- بلکه تنها هدفش جلب رضایت الله است یعنی انفاق مومنان پرهیز کار به  دیگران نه از روی ریاست ونه به خاطر جواب

گویی خدمات سابق آنها بلکه انگیزه آن تنها و تنها جلب رضای الله است وهمین است که به آنها انفاقها ارزش فوق العاده ای می

دهد

 آیه 21- وسرانجام در آخرین آیه این سوره به ذکر پاداش عظیم وبی نظیر این گروه پرداخته و در یک جمله  کوتاه  می گوید وبه

زودی راضی وخشنود می شو دآری همان گونه که او برای رضای الله کار می کرد الله نیز اورا راضی می سازد رضایتی گسترده و

  نامحدود که تمام نعمت ها در آن جمع است.

فضیلت سوره 92:

ااین سوره 21 آیه دارد .  تلاوت کننده این سوره  از تنگی عافیت  یابد و امور اوآسان شود و مهمات وی  کامل شود و با صلحا

محشور شود برای فتوحات وکثرت مال چهل شب هر شب 40 بار و آیه ما لا حد ... را هر بار سه بار تکرا ر کن

سوره واللیل 92

بسم الله الرحمن الرحیم

سورة اللیَلِ: سوره 92:

وَألَّیلِ إذَا یَغشَی (1) وَألنَّهارِ إذَاتَجَلَّی (2) وَمَا خَلَقَ ألذَّکَرَ وَألاُّ نثَی (3) إنَّ سَعیََکُم لَشَتَّی(4)  فَأَمَّا مَن أَعطَی وَأثقَی (5)    وَصَدَّقَ

بِألحُسنَی (6) فَسَنُیِسرُهُ لِلیُسرَی (7) وَأمَّا مَن بَخِلَ وَأستَغنَی (8) وَ کَذَِبَ بِألحُسنَی (9) قَسَنُیَسِرُ ُ لِلعُسرَی (10)   وَمَا یُغنِی عَنه ُ مَا

لُهُ إذَا تَرَدَّ ی (11) إنَّ عَلَینَا لَلهُدَی (12) وَإنَّ لَنَالَلاخِرَةَ وَألاُ ولَی (13) فَأَ نذَرتُکُم نَارًا تَلَظَّی (14) لَا یَصلَهَآ إلَّا ألاَ شقَی (15) ألَّذی

کَذَّب وَتَوَلَّی (16) وَسَیُجَنَّبُهَا ألاتقَی (17) ألَّذی یُوتِی مَا لَهُ یَتَزَکَّی (18) وَمَا لِاَ حَدٍ عِندَهُ مِن نِعمَةٍ تُجزَی (19)

َإلا أبتغَآ ءَ وَجهِ رَبّهِ إلاَّ علَی (20) وَلَسَوفَ یَرضَی (21 )

تفسیر سوره الشمس

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر سوره 91:

این سوره که در حقیقت سوره  تهذیب  نفس و تطهیر قلوب از نا پاکی ها و نا خالصی ها است   بر محور همین  معنی دور می زند

منتها در آغاز سوره به 11 موضوع مهم از عالم   خلقت وذات پاک الله برای اثبات این معنی که فلاح و رستگاری در گرو  تهذیب

نفس است قسم یاد شده و بیشترین سوگند های قران را بطور جمعی در خود جای داده است و در پایان سوره به ذکر   نمونه ای از

اقوام متمرد وگردنکش که به خاطر ترک تهذیب نفس در شقاوت ابدی فرو رفتند والله آنها را به مجازات   شدیدی گرفتار کرد  یعنی

قوم ثمود می پردازد

آیه 1- رستگاری بدون تهذیب نفس ممکن نیست سوگند های   پی در پی و مهمی که در آغاز  این سوره   آمده به یک حساب 11

سوگند و به حساب دیگر 7 سوگند است و به خوبی نشان می دهد که مطلب مهمی در اینجا مطرح است مطلبی به عظمت آسمان ها

وزمین و خورشید و ماه مطلبی سرنوشت ساز و حیات بخش نخست می فرماید به خورشید و گسترش نورآن سوگند.    سوگند های

قران عموما .دو مقصد را تعقیت می کند نخست اهمیت مطلبی که سوگند به خاطر آن یاد شده ودیگر اهمیت خود این امور که مورد

سوگند است چرا که سوگند همیشه به موضوع های مهم یاد می شود خورشید مهمترین وسازنده ترین نقش را در زندگی   انسان و

تمام موجودات زنده زمینی دارد زیرا علاوه بر این که منبع نور و حرارت است و این دو از عوامل اصلی  زندگی انسان    به شمار

می رود منابع دیگر حیاتی نیز از آن مایه می گیرند وزش بادها    نزول باران ها و پرورش گیاهان و حتی  پدید آمدن  منابع انرژی

زا همچون  نفت و ذغال سنگ هرکدام  درست دقت کنیم بصورتی با نور آفتاب ارتباط   دارند بطوری که اگر روزی این چراغ حیات

بخش خاموش گردد تاریکی و سکوت و مرگ همه جا را فرا خواهد گرفت

آیه 2-    سپس به سومین سوگند پرداخته می گوید و قسم به ماه هنگامی که بعد از آن خورشید درآید این تعبیر چنانکه جمعی از

مفسران نیز گفته اند در حقیقت اشاره به ماه در موقع بدر کامل یعنی شب ر14 است زیرا ماه در شب  14 تقریبا    مقارن غروب

ما بینهما و ما تحت الثری

آفتاب سر از افق مشرق بر می دارد و چهره پر فروغ خود را ظاهر کرد ه و سلطه خویش را بر پهنه آسمان تثبیت می کند وچون

از هر زمان جالبت تر وپر شکوه تر است به آن سوگند یاد شده

آیه 3- در چهارمین سوگند می افزاید و به روز هنگامی که صفحه زمین را روشن می سازد  سوگند  به این پدیده مهم آسمانی به

خاطر تاثیر فوق العاده آن در زندگی بشرو تمام موجودات زنده است چرا که روز رمز حرکت وجنبش وحیات است و تمام تلاش ها

وکشش ها و کوشش های زندگی معمولا در روشنایی روز صورت می گیرد

آیه 4- در پنجمین سوگند می فرماید وبه شب آن هنگام که زمین را بپوشاند . شب با تمام برکات و آثارش که از یک سو حرارت

آفتاب روز را تعدیل می کند و از سوی دیگر مایه آرامش و استراحت همه موجودات زنده است

آیه 5- در ششمین وهفتمین سوگند به سراغ آسمان و خالق آسمان می رود و می افزایئ و قسم به آسمان وکسی که آسمان را بنا

کرد. اصل خلقت آسمان با آن عظمت خیره کننده از شگفتی های بزرگ خلقت است وبنا و پیدایش این همه کواکب واجرام آسمانی

و نظامات حاکم بر آنه شگفتی دیگر و از آن مهمتر خالق این آسمان است

آیه 6- سپس در هشتمین و نهمین سوگند سخن از زمین و خالق زمین به میان آورده می فرماید وبه زمین و کسی که آن را گستر

انیده زمین که گاهواره زندگی انسان و تمام موجودات زنده است . زمین با تمام شگفتی های و کوهها ودریا هاو دره ها و جنگل ها

و چشمه ها و رود خانه ها و معادن و منابع گرانبهایش که هرکدام به تنهایی آیتی است از آیات حق ونشانه های اوو از آن برتر و

بالا تر خالق این زمین و کسی که آن را گسترانیده است

آیه 7- سرانجام به دهمین و یازدهمین سوگند که آخرین قسم ها در این سلسله است پرداخته می فرماید وقسم   به جان آدمی و آن

کس که آن را آفریده و منظم ساخته همان انسانی که عصاره عالم خلقت و چکیده جهان ملک و ملکوت و گل سر سبد عالم آفرینش

است منظور از نفس جسم وروح   هر دو می باشد  و مراد از سویها از ماده  تسویه هم تنظیم و تعدیل قوای روحی انسان است از

حواس ظاهر گرفته تا نیروی ادراک حافظه وانتقال و تخیل وابتکار و عشق واراده و تصمیم و مانند آن   که در  مباحث  علم النفس

مطرح شده است  وهم تمام شگفتی های نظامات بدن ودستگاه های مختلف آن را که در علم تشریح و فیزیولوژی  (وظایف اعضا)

بطو ر گسترده مور د بحث قرار گرفته شامل می شود چرا که شگفتی های   قدرت الله  هم در جسم است هم   در  جان و اختصاص

به یکی از این دو ندارد

آیه 8- در این آیه به یکی از مهم ترین مسائل مربوط به آقرینش انسان پرداخته می  افزاید سپس فجور وتقوا (شر وخیرش)    را

به او الهام کرده است . الله آن چنان قدرت تشخیص و عقل و و جدان بیدار به او داده که فجور وتقوا را از طریق عقل وفطرت در

فا نا اشهد بانک انت الله لا رافع لما وضعت ولا واضع

می یابد .آری هنگامی که خلقتش تکمیل شد و هستی او تحقق یافت الله باید ها ونباید ها را به او تعلیم داد و به  این ترتیب وجودی

شد از نظر آفرینش مجموعه ای از گل بد بو وروح الهی واز نظر تعلیمات آگاه بر فجور  وتقوا در نتیجه وجودی است که  می تواند

در قوس صعودی برتر از فرشتگان گردد و در قوس نزولی از حیوانات درنده نیز منحطتر گردد واین منوط به آن است که با اراده و

انتخاب گری خویش کدام مسیر را برگزیند.

آیه 9- وسرانجام بعد از تمام این سوگند های مهم و پی در پی    به نتیجه آنها پرداخته می فرماید  سوگند به اینها که هرکس نفس

خود را پاک وتزکیه کرده رستگار شده  آری رستگاری از آن کسی است که نفس خویش را تربیت کند ورشد و نمو دهد و ازآلودگی

به خلق وخوی شیطانی وگناه و عصیان و کفر پاک سازد و در حقیقت مساله اصلی زندگی انسان نیز همین تزکیه است که اگر باشد

سعادتمند است والا بد بخت وبینوا

آیه 10- سپس به سراغ گروه مخالف رفته می فرماید و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته نومید و محروم

گشته است وبه این ترتیب پیروزمندان و شکست خوردگان در صحنه زندگی دنیا مشخص می شوند و معیار ارزیابی این دو   گروه

چیزی جز تزکیه نفس و نمو و رشد وروح تقوا و اطاعت الله یا آلودگی به انواع معاصی و گناهان نیست.

هنگامی که پیامبر این آیه را تلاوت می کرد توقف می کرد وچنین دعا می کرد الهی به نفس من تقوایش را مرحمت  کن  تو ولی و

تو ولی ومولای آن هستی و آن را تزکیه فرما که تو بهترین تزکیه کنندگانی

آیه 11- عاقبت مرگبار طغیان گران به دنبال هشداری که درآیات قبل در باره عاقبت کار کسانی که نفس خود را آلوده می کنند آمده

بود دراینجا به عنوان نمونه به یکی از مصداق های واضح تاریخی این مطلب پرداخته وسرنوشت قوم طغیانگر ثمود را درعبارا تی

 کوتاه و قاطع و پر معنی بیان کرده می فرماید وقوم ثمود بر اثر طغیان پیامبرشان را تکذیب کردند قوم ثمود که نام پیامبرشان صا

لح بود از قدیمی ترین اقوامی هستند که دریک منطقه کوهستانی میان حجاز وشام  زندگی می کردند زندگی مرقه وسرزمین آبا د  و

 دشت های مسطح با خاک های مساعد وآماده برای کشت و زرع و قصر های مجلل و خانه های مستحکم داشتند ولی نه تنها شکر

این همه نعمت را به جا نیاوردند بلکه سربه طغیان و سرکشی برداشته و به تکذیب پیامبرشان صالح برخاستند  وآیات   الهی را به

باد سخریه گرفتند و سرانجام الله آنها را با یک صاعقه آسمانی نابود کرد

 آیه 12- سپس به یکی از نمونه های بارز طغیان این قوم پرداخته می افزاید آنگاه که  شقی ترین آنها به  پا خاست   اشقی  (شقی

ترین ) اشاره به همان کسی است که ناقه ثمود را به هلاکت رساند . در بعضی از روایات آمده که پیامبر به علی فرمود سنگ   دل

ترین افراد اقوام نخستین که بود . علی در پاسخ عرض کرد آن کسی که ناقه ثمود را به هلاکت رساند پیامبر   فرمود راست  گفتی

شقی ترین افرا اقوام اخیر چه کسی است علی می گوید نمی دانم ای رسول الله پیامبر فرمود کسی که شمشیر را بر این نقطه از سر

 لما رفعت ولا معز اذللت

تو وارد می کند و پیامبر اشاره به قسمت بالای پیشانی آن حضرت کرد هیچ یک از این دو خصومت   شخصی نداشتند بلکه هر دو

می خواستند نور حق را خاموش کنند و معجزه وآیتی از آیات الهی را از میان بر دارند

آیه 13- در این آیه به شرح بیشتری در زمینه  طغیان گری  قوم ثمود پرداخته می افزاید وفرستاده الهی (صالح) به آنان گفت ناقه

الله همان شتری که معجزه\الهی بود را با آبشخورش واگذارید منظور از رسول الله در اینجا حضرت صالح پیامبر قوم ثمود است و

تعبیر به ناقُة الله (شتر ماده متعلق به الله) اشاره به این است  که این شتر یک شتر  معمولی  نبود بلکه  به عنوان  معجزه و سند

گویای صدق دعوی صالح فرستاده شده بود یکی از ویژگی های آن طبق روایت مشهور این بود که از دل صخره ای از کوه بر آمد

تا معجزه گویایی در برابر منکران لجوج باشد

آیه 14- ودر این آیه می گوید این قوم سرکش اعتنایی به کلمات این پیامبر بزرگ و هشدارهای او نکردند پس او را تکذیب و ناقه

را پی کردند جالب توجه این که کسی که ناقه را به هلاکت رساند یک نفر بیشتر نبود ولی در آیه فوق این عمل به تمام طغیانگران

قوم ثمود نسبت داده شده این به خاطر آن است که دیگران هم به نحوی در این کار سهیم بودند و با خشنودی و رضایت کامل آنها

انجام گرفت و به دنبال این تکذیب و مخالفت شدید الله چنان آنها را مجازات کرد که اثری از آنان باقی نماند چنانکه در ادامه همین

آیه می فرماید از این رو الله آنها وسرزمین شان را به خاطر گناهشان در هم کوبید و با خاک یکسان وصاف کرد .   صاعقه همان

صیحه عظیم آسمانی در جند لحظه کوتاه چنان زلزله و لرزه ای در سرزمین آنها ایجا کرد که تمام بنا ها روی هم خوابید و صاف

شد و خانه هایشان را به گورهای آنها مبدل ساخت

 آیه 15- سرانجام در آخرین آیه سوره برای این که هشدار محکمی به تمام کسانی  که در همان مسیر و خط حرکت می کنند بدهد

می فرماید والله هرگز از فرجام این کار یعنی مجازات ستمگران بیم ندارد . بسیارند حاکمانی که قدرت بر  مجازات دارند ولی  پیو

سته از پیامد های آن بیمناکند و از واکنشها وعکس العمل ها ترسان و به همین دلیل از قدرت خود استفاده نمی کنند و یا   به تعبیر

صحیح تر قدرت آنان آمیخته با ضعف و ناتوانی و علمشان آمیخته با جهل است چرا که می ترسند توانایی بر مقابله با پیامد های آن

را نداشته باشند ولی الله قادر متعال که علمش احاطه به همه این امور وعواقب وآثار آن دارد و قدرتش   برای مقابله با پیامد های

حوادث با هیچ ضعفی آمیخته نیست بیمی از عواقب این امور ندارد و به همین دلیل با نهایت  قدرت و قاطعیت  آنچه   را که  اراده

کرده است انجام می دهد.

فضیلت سوره 91:

ا ین سوره مکی است  و 16 آیه دارد  هر که این سوره را تلاوت کند هرچه نزد  او  از  مو پوست وگوشت و عروق  واعصاب و

 لا مذل لمن اغززت و لا مانع لما اعطیت

استخوان همه حاضر شوندودر قیامت برای وی گواهی دهند واز آتش دوزخ نجات یابد . جهت تسکین درد بشویند و بیاشامند و

هرکه آن  را بخواند چنان باشد که برآنچه خورشید تابیده تصدق کرده است .در قیامت به وی گویند ازهردر  که می خواهد وارد

بهشت شو

سوره والشمس 91

 

بسم الله الرحمن الرحیم  

سورة الشمِس: سوره 91

وَألشَّمس وَ ضُحَهَا (1) وَألقَمَرِ إذَا تَلَهَا (2) وَ ألنَّهارِ إذَا جَلَّهَا (3) وَألَّیل إذَا یَغشَهَا(4) وَألسَّمآ ءِ وَمَا یَنَهَا (5)   وَألاَّ رضِ وَ مَا طَحَهَا

 (6) وَنَفسٍ وَمَاسَوَّئهَا (7) فَا لَهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقوَئهَا (8) قَد أَفلَحَ مَن زَّکَهَا (9) وَقَد خَابَ مَن دَسَّهَا (10) کَذَّ بَت ثَمُودُ بِطغَوئهَا (11)

إذأ نبَعَثَ أَشقَهَا (12) فَقَالَ لَهُم رَسولُ اللهِ نَاقَةَ اللهِ وَسُقیَهَا (13) فَکَذَّبُوُهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمَم َ عَلَیِهم رَبُّهُم بِذَنبِهِم فَسَوَّ ئهَا (14)  وَلَا یَخَافُ

عُقبَهَا (15 )

تفسیر سوره البلد

بسم الله الرحمن الرحیم

  تفسیر سوره 90:

این سوره در عین کوتاهی حقایقر بزرگی را در بر دارد در قسمت اول این سوره بعد از ذکر   سوگند های پر معنایی اشاره به این

حقیقت شده که زندگی انسان در عالم دنیا همواره توام با مشکلات و رنج است تا از یک سو خود را برای رفتن به جنگ مشکلات

آماده سازد را  و از سوی دیگر انتظار آرامش و آسودگی مطلق را در این جهان از سر بیرون کند . در بخش دیگری از این سوره

قسمتی از مهمترین نعمت هال الهی را بر انسان می شمرد و  سپس به ناسپاسی او در مقابل این نعمت ها اشاره می کند در آخرین

بخش مردم را به دو گروه تقسیم کرده و گوشه ای ازصفات اعمال گروه اول ( مومنان صالح ) و سپس سرنوشت آنها را بیان می

کند و بعد به نقطه مقابل آنها یعنی کافران ومجرمان و سرنوشت آنها می پردازد.

آیه 1- سوگند به این شهر مقدس سنت قران در بسیاری از موارد بر این است که بیان حقایق بسیار مهم را با سوگند شروع می کند

سوگند هایی که خود نیز سبب حرکت اندیشه و فکر و عقل انسان است وارتباط خاصی با همان مطلب مورد نظر دارد. در اینجا نیز

 برای بیان این واقعیت که زندگی انسان در دنیا توام با درد ورنج است از سوگند تازه ای شروع کرده می فرماید قسم به این شهر

مقدس مکه

آیه 2- شهری که تو در آن ساکن  هستی البته شرافت و عظمت  سرزمین  مکه ایجاب می کند الله به آن سوگند یاد می کند چرا که

نخستین مرکز توحید و عبادت الله در اینجا ساخته شده و انبیای بزرگ گر د این خانه طواف کرده اند ولی جمله وانت حل بهذا البلد

مطلب تازه ای در بر دارد می گوید این شهر به خاطر وجود پر فیض وبرکت تو چنان عظمتی به خود گرفته که شایسته این سوگند

شده است

ایه 3- سپس می افزاید وقسم به پدر وفرزندش .منظور از والد ابراهیم خلیل و ازما ولد اسماعیل ذبیح است وبا توجه به این که در

آیه قبل به شهر مکه سوگند یاد شده و می دانیم ابراهیم وفرزندش بنیانگذار کعبه وشهر مکه بودند این تفسیر بسیارمناسب به نظر

می رسد بخصوص که عرب جاهلی نیز برای حضرت ابراهیم و فرزندش اهمیت فوق العاد ه ای قائل بود وبه آنها افتخار می کرد .

آیه 4-  سپس به چیزی می پردازد که هدف نهایی این سوگند هاست می فرماید ما انسان را در رنج آفریدیم و زندگی او پر از رنج

هاست . حتی نگاه به زندگی انبیا واولیا نیز نشان می دهد که زندگی این گلهای سرسبد آفرینش نیز با انواع ناملایمات و دردو رنج 

 ها قرین بود هنگامی که دنیا بر ای آنها چنین باشد وضع برای دیگران ر وشن است

آیه 5- سپس می افزاید آیا او گمان می کند که هیچ کس نمی تواند بر او دست یابد اشاره به این که آمیختگی   زندگی انسان با آن

همه درد ورنج دلیل بر این است که او قدرتی ندارد ولی هنگامی که به قدرتی می رسد هرکار خلاف وگناه    و جرم و تجاوزی را

فاطر هما و مبتدعهما بغیر عمد خلقهما وفتقهما فتقا فقامت السماوات طابعات بامره

مرتکب می شود گویی خود را در امن وامان می بیند

آیه 6- سپس در ادامه همین سخن می افزاید می گوید من مال زیادی را در کار های خیر نابود   کرده ام  اشاره به  کسانی است که

وقتی به آنها پیشنهاد صرف مال در کار خیری می کردند از روی غرور و نخوت می گفتند ما بسیار در این راه ها  صرف کرده ایم

در حالی که چیزی برای الله انفاق نکرده بودند واگر اموالی به این و آن داده بودند برای تظاهر  وریاکاری و اغراض شخصی بوده

است  بعضی نیز گفته اند آیه    اشاره است به کسانی که اموال زیادی در دشمنی با اسلام و پیامبر وتوطئه های ضد اسلامی صرف

کرده کرده بودند و به آن افتخار می کردند

آیه 7- سپس می افزاید آیا انسا ن گمان می کند هیچ کس او را ندیده که عمل خیری  انجام نداده است واو از این حقیقت غافل است

که الله نه فقط ظواهر اعمال اورا در خلوت و    جمع می بیند بلکه از اعماق قلب و  روح او نیز  آگاه است واز  نیات او با خبر. هم

 کیفیت تحصیل آن اموال نا مشروع را می داند وهم چگونگی صرف نکردن ریا کارانه و مغر ضانه آن را

 آیه 8- نعمت چشم وزبان  وهدایت. در تعقیب آیات گذشته که سخن از غرور و غفلت انسان های طغیانگر می گفت در اینجا بخشی

از مهمترین نعمت های مادی و معنوی الهی را بر این انسان میشمرد تا از یکسو غرور وغفلت اورا بشکند و از سوی دیگر وی را

وادار به تفکر در خالق این نعمت ها کند و با تحریک حس شکر گزاری در درون جانش اورا به سوی معرفت خالق سوق دهدو

می فرماید آیا برای او دو چشم قرار ندادیم  

آیه 9- ویک زبان ودولب

آیه 10-  و اورا به راه خیر و شر هدایت کردیم این هدایت از سه  طریق انجام می گیرد از طریق    ادراکات عقلی واستدلالی و از

طریق فطرت و وجدان  بدون  نیاز به استدلال و از طریق وحی و  تعلیمات انبیا و اوصیا .آنچه را مورد نیاز بشر در پیمودن مسیر

تکامل است الله به یکی از این سه طریق یا در بسیاری از موارد با هر سه طریق به او تعلیم کرده است در اهمیت نعمت های فوق

همین بس که چشم مهم ترین وسیله ارتباط انسان با جهان خارج است شگفتی های چشم به اندازه ای است که براستی انسان را به

خضوع در مقابل خالق آن وا می دارد طبقات    هفت گانه چشم که به نام های صلبیه (قرنیه ) مشیمیه و عنبیه و جلدیه و زلالیه و

زجاجیه و شبکیه نامیده شده هرکدام ساختمان عجیب وظریف وشگفت انگیزی دارد که قوانین فیزیکی و شیمیایی مربوط به نور و

آئینه ها به دقیق ترین وجهی در آنها رعایت شده بطوری که پیشرفته ترین دوربینهای عکاسی دقیق در برابرآن موجود بی ارزشی

است اگر در تمام وجود انسان جز چشم  چیز  دیگری نبود مطالع شگفتی هایش برای شناخت علم وقدرت عظیم الله کافی بود و اما

زبان مهمترین وسیله ارتباط انسان با انسان های دیگر ونقل ومبادله اطلاعات ومعلومات از قومی به قوم دیگر و از نسلی به نسل

فاطرهما ومبتدعهما بغیر عمد خلقهما وفتقهما فتقا فقامت السماوات سائعات بامره

دیگر است واگر این وسیله ارتباطی نبود هرگز انسان نمی توانست تا این حد در علم ودانش وتمدن مادی ومسائل معنوی ترقی کند

و اما لب ها نقش موثری در تکلم دارند چرا که بسیاری از مقاطع حروف به وسیله لب ها ادا می شود و از این گذشته لب ها کمک

 زیادی به جویدن غذا و حفظ رطوبت دهان و نوشیدن آب می کند و اگر نبودند مساله خوردن وآشامیدن انسان وحتی منظره چهره

او بر اثر جریان آب دهان به بیرون وعدم قدرت بر اداء بسیاری از حروف وضع اسف انگیزی داشت امیر مومنان علی می فرماید

شگفتا از این انسان که با یک قطعه پیه می بیند و باقطعه گوشتی سخن می گوید و با استخوانی  می شنود و  از شکافی  نفس می

کشد واینکار های بزرگ حیاتی را با این وسایل کوچک انجام میدهد جمله وهدیناه النجدین علاوه بر این که مساله   اختیار وآزادی

اراده انسان را  بیان می کند با توجه به این که نجد مکان مرتفع است اشاره به این است که پیمودن راه خیر   خالی از مشکلات و

و زحمت و رنج نیست همان گونه که بالا رفتن از زمین های مرتفع مشکلاتی دارد حتی پیمودن راه شر نیز مشکلاتی دارد چه بهتر

که انسان با سعی و تلاشش راه خیر را بر گزیند. به هر حال انتخاب راه با خود انسان است اوست که می تواند چشم وزبان را در

مسیرحلال یا حرام به گردش در آورد و از دوجاده خیر وشر هر کدام را بخواهد برگزیند  ولذا در حدیثی می خوانهیم الله به فرزندان

آدم می گوید ای فرزند آدم اگر زبانت خواست تو را وادار به حرام کند من دولب را برای جلوگیری از آن در اختیار تو قرار دادم لب

را فروبند واگر چشمت بخواهدتور ا به سوی حرام ببر د من پلک ها را در اختیار تو قرار داده ام آنها را فروبند.

ایه 11- گردنه صعب العبور را به دنبال ذکر نعمت های بزرگی   که درآیات قبل آمده بود در اینجا بندگان ناسپاس را  مورد  ملامت

  وسرزنش قرار می دهد که چگونه با داشتن آن همه وسایل سعادت راه نجات را نبپیموده اند .   نخست می فرماید ولی  او انسان

ناسپاس از آن گردنه مهم نگذشت

آیه 12- سپس می فرماید تو نمی دانی آن گردنه چیست

آیه 13- آزاد کردن برده ای

آیه 14- یا غذا دادن در روز گرسنگی .  این تعبیر تاکیدی است بر اطعام گرسنگان درایام قحطی و خشکسالی و مانند آن .   برای

اهمیت این موضوع والا اطعام گرسنگان همیشه از افضل اعمال بوده وهست

آیه 15-  یتیمی از خویشاوندان. تاکید روی یتیمان خویشاوند نیز به خاطر ملاحظه اولویت هاست و گرنه همه یتیمان را باید اطعام

و نوازش نمود

آیه 16-  یا مستمندی خاک نشین را به این ترتیب این گردنه صعب العبور که انسان های نا سپاس هرگز خود را برای گذشتن از آن

آماده نکرده اند مجموعه ای است از اعمال خیر که عمدتا بر محور خدمت به خلق وکمک به ضعیفان و ناتوانها دور می زند و نیز

استقرت الارضون باوتادها فوق الماء ثم علا ربنا فی السماوات العلی

مجموعه ای ازعقاید صحیح و خالص است که در آیات بعد به آن اشاره شده و به راستی گذشتن از این گردنه با   توجه به  علاقه

شدیدی  که غالب مردم به مال وثروت دارند کار آسانی نیست. در حدیثی آمده هنگامی که امام علی می خواست غذا بخورد  دستور

می فرمود سینی بزرگی کنار سفره بگذارند و از هر غذایی که در سفره بود از بهترین آنها بر می داشت و در آن سینی می گذاشت

بعد دستور می داد آنها را برا ی نیازمندان ببرند بعد این آیه را تلاوت می فر مود فلا ....

آیه 17- در ادامه تفسیری که برای این گردنه صعب العبور بیان فرمود در این آیه می افزاید سپس از کسانی باشد که ایمان آورد ه

و یکدیگر را به صبر و رحمت توصیه می کنند . به این ترتیب کسانی از این گردنه سخت عبور می کنند که دارای ایمان هستند و

هم اخلاق و الایی همچون دعوت به صبر و عواطف انسانی دارند وهم اعمال صالحی همچون آزاد کردن بردگان و اطعام یتیمان و

مسکینان انجام داده اند

آیه 18- در پایان این اوصاف مقام صاحبان آن را جینی بیان می کند آنها اصحاب الیمین هستند که نامه اعمالشان را به دست راست

شان می دهند

آیه 19- سپس به نقطه مقابل این گروه یعنی آنها که نتوانستند از این گردنه صعب العبور  بگذرند پرداخته می فرماید  و کسانی که

آیات مارا انکار کرده اند افر ادی شومند که نامه اعمالشان به دست چپشان داده می شود واین نشانه آن است که دستشان ازحسنات

 تهی و نامه اعمالشان از سیئات سیاه است یعنی این گروه کافر افرادی  شوم ونا میمونند که هم سبب بدبختی  خودشان هستند وهم

بدبختی جامعه ولی از آنجا که شوم بودن و خجسته بودن در قیامت به آن شناخته می شود که نام  اعمال افراد در   دست چپ یا در

دست راست آنها باشد بعضی این تفسیر را برای آن پذیرفته اند.

 آیه 20- در آخرین آیه این سوره اشاره کوتاه و پر معنایی به مجازات   گروه اخیر کرده می فرماید بر آنها آتشی است فروبسته که

راه فراری از آن نیست موصدة  از ماده ایصاد به معنی بستن در ومحکم   کردن آن است ناگفته پیدا است  انسان در اتاقی که هوای

آن کمی گرم است می خواهد درها را باز  کند نسیمی   بورزد و گرمی هوا را تعدیل کند حال  باید فکر کرد در کوره سوزان  دوزخ

هنگامی که تمام درها بسته شود چه حالی پیدا خواهد شد.

فضیلت سوره 90:

این سوره 20 آیه دارد تلاوت کننده این سوره از خشم الله در امان باشد  واگر درد بینی داشته باشد آب این سوره را بالا کشد و اگر

 برطفل تازه متولد شده ببندند از عیب ونقص سالم  ماند و تلاوت کننده از صالحان باشد و از مقربان     درگاه  حق تعالی شود و از

رفیق های انبیا وصالحین وشهدا باشد

سوره البلد 90

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره 90: سورة البَلَد:

لَآ أُقسمُ بِهَذَا ألبَلَدَ (1) وَأَنتَ حِلُ ُ بِهَذَاألبَلَدِ (2) وَ وَالِدٍ وَمَا وَلَدَ (3) لَقَد خَلَقنَا ألانَسَنَ قی کَبَدٍ (4) أَیَحسَبُ أَن لَّن یَقدِرَعَلَیهِ أَحَدُ ُ (5)

یَقُولُ أَهلَکتُ مَا لَا لُّیَدأً (6) أَیَحَسبُ أَن لَّم یَرَهُ أَحَدُ (7) أَلَم نَجعَل لَّهُ عَینَینِ (8) وَلِسَانأً وَشَفَتَینِ (9) وَهَدَینَهُ ألنَّجدَینِ (10) فَلَا أقتَحَمَ

ألعَقَبَةَ (11) وَمَآ أَدرَئکَ مَا ألعَقَبَةُ (12) فَکُ رَقَبَةٍ (13) أَو إطعَمُ ُ فی یََوٍمٍ ذِی مَسغَبَة(14) یَتیماٍ ذَامَقرَبَةٍ (15) أَو مِسکیناً ذَامَتربَةٍ ٍ

 (16) ثُمَّ کَانَ مِن ألَّذینَ ءَامَنوُا وَتَوَاصَوابِألصَّبرِ وَتَوَآصَوأ بَألمَرحَمَةِ (17) أُولَئکَ أَصحَبُ ألمَیمَُنةِ (18) وَأَلَّذینََ کَفَروُا بِأیَتَنا هُا

أَصحَبُ ألمَشئَمَة ِ (19) عَلَیِهِم نَارُ مُوصَدَةُ (20)

تفسیر سوره 89

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 89:

در بخش اول این سوره   به سوگند های متعددی بر خورد می کنیم که در نوع  خود بی سابقه است و این قسم ها مقدمه ای است

برای تهدید جباران به عذاب الهی و دربخش دیگری از این سوره اشاره ای به بعضی از اقوام طغیانگر پیشین مانند قوم عاد و ثمود

و فرعون و انتقام شدید الله از آنان کرده است تا قدرت های دیگر حساب خود را برسند در سومین بخش این سروه به تناسب بخش

های گذشته اشاره مختصری به امتحان وآزمایش انسان دارد در آخرین بخش این سروه به سراغ معاد وسرنوشت مجرمان وکافران

کافران و همچنین پاداش عظیم مومنانی که صاحب نفوس مطمئنه هستند می رود مصداق    این سوره به عنوان سوره اما م حسین

است که به خاطر این است که نفس مطمئنه که در این سوره است حسین است . به هرحال این سوره پاداش کسانی است که برای

اصلاح خویش وخود سازی قرار دهند

سبحانک یا فتاح تعالیت یا مرتاح

آیه 1-  درآغاز این سوره به 5 سوگند بیدارگر اشاره شده نخست می فرماید ربه سپیده دم سوگند

آیه2-  وبه شب های دهگانه .فجر در اصل به معنی شکافتن وسیع است و از آنجا که نور سپیده صبح تاریکی   شب را می شکافد

ازآن تعبیر به فجرشده است . منظور از فجر هر روشنایی است که در دل تاریکی می درخشد. بنابر این درخشیدن اسلام و نور پاک

محمدی در تاریکی عصر جاهلیت یکی از مصادیق فجراست و همچنین درخشیدن سپیده صبح قیام حضرت مهدی هنگام  فرو رفتن

جهان در تاریکی وظلمت ظلم وستم مصداق دیگری از آن محسوب می شود همان گونه که در بعضی از روایات   به آن اشاره شده

است.وقیام عاشورای حسینی در آن دشت خونین کربلا و شکافتن پرده های تاریک ظلم بنی امیه و نشان دادن چهره واقعی آن دیو

صفتان مصداق دیگر بود . و هم چنین تمام انقلاب های راستینی  که برضد کفر وجهل و ظلم وستم در تاریخ گذشته و امروز انجام

می گیرد و حتی نخستین جرقه های بیداری که در دل های تاریک   گنهکاران ظاهر می شود و آنها را به توبه دعوت می کند فجر

است و البته این یک توسعه در مفهوم آیه است در حالی که ظاهر آیه همان فجر به معنی طلوع سپیده صبح است و اما لیال عشر

 ( شب های دهگانه ) مشهور همان   شب های دهگانه ذی الحجه است که شاهد بزرگترین و تکان دهنده ترین  اجتماعات عبادی

وسیاسی مسلمین جهان یعنی حج است بعضی نیز آن را به ده شب آخر  ماه مبارک رمضان که شب های قدر در آن است و بعضی

آن  رابه شب های آغاز ماه محرم تفسیر کرده اند البته جمع میان هر سه تفسیر ممکن است . در بعضی از روایات    که اشاره به

بطون قران می کند فجر به وجود حضرت مهدی و لیال عشر به  ده  امام قبل از او وشفع  که در آیه  بعد می آید به  حضرت علی

وزهرا تفسیر شده است.

آیه 3- سپس سوگند ها را ادامه داده می افزاید وبه زوج وفرد . در تفسیر شفع ووتر( زوج وفرد) در این آیه بالغ بر سی و  شش

قول نقل کرده اند ولی دومعنی از همه مناسب تر است نخست اینکه منظور روز عید قران وروز عرفه باشد که با شب های دهگانه

آغاز ذی الحجه مناسبت کامل دارد و مهم ترین قسمت های مناسک حج در آنها انجام می شود دوم اینکه منظور همان نماز شفع

ووتر است که در آخر نافله شب خوانده می شود واین با سوگن به فجر که وقت سحر گاهان و وقت راز ونیاز به درگاه الله است

مناسب است بخصوص این که هر دوتفسیر در روایاتی که از معصومین نقل شده نیز وارد است.

آیه 4- و بالاخره در آخرین سوگند می فرماید وبه شب هنگامی که به سوی روشنایی روز حرکت می کند سوگند که الله در کمین

ظالمین است گویی شب موجود زنده ای است ودارای حس و حرکت که در تاریکی خود گام بر می دارد وبه سوی صبحی روشن

حرکت می کند . اگر الف ولام اللیل به معنی عموم باشد تمام شب ها را شامل می شود که خود آیتی است از آیات الله  وپدیده ای

است از پدیده های مهم آفرینش . اگر الف ولام آن عهد باشد اشاره به شب معینی است و به تناسب  سوگند های  گذشته  منظو

سبحانک یا سیدی تعالیت یا مولای

شب عید قربان است که حاجیان از عرفات به مشحر الحرام و بعد از   گذراندن شب در آن  وادی مقدس به هنگام طلو ع آفتاب به

به سوی سرزمین منی روان می شوند این تفسیر در روایاتی که از معصومین  نقل شده نیز آمده است.    به هر حال شب از آیات

عظمت الهی است واز موضوعات پر اهمیت عالم هستی شب حرارت هوا را تعدیل می کند و به همه موجودات آرامش می بخشد و

جو آرامی برای راز ونیاز به درگاه الله فراهم می سازد . به هرحال پیوند این قسم های 5 گانه ( سوگند به فجر وشب های دهگانه

و زوج وفرد و شب به هنگامی که حرکت می کند) در صورتی که همه را ناظر به ایام ذی الحجه  ومراسم بزرگ حج بدانیم روشن

است . در غیر این صورت اشاره به مجموعه ای از حوادث مهم عالم تکوین و تشریع شده که. نشانه هایی هستند از عظمت الله و

پدیده هایی هستند شگفت انگیز در عالم هستی.

آیه 5-  بعد  از ذکر این قسم های پر معنی و بیدارگر می افزاید آیا درآنچه گفته شده سوگند مهمی برای صاحبان خرد نیست؟ حجر

در اصل به معنی منع می باشد و از آنجا که عقل انسان را از کار ها ی نادرست منع می کند از آن تعبیر به حجر شده است

 آیه 6-  الله در کمین ظالمان است به دنبال آیات گذشته که متضمن سوگند های پر معنایی در باره مجازات طغیانگران برد در  اینجا

به چند قوم نیرومند از اقوام پیشین که هر کدام برای خود قدرتی عظیم داشتند اما را طغیان وکفر را پیش گرفتند اشاره می کند وسر

نوشت درد ناک   آنها را  روشن می ساز د می فرماید آیا ندیدی الله باقوم عاد چه کرد؟ منظور از رویت در اینجا علم وآگاهی است

منتها از آنجا که داستان این اقوام به قدری مشهور ومعروف بود   که گویی  مردم زمان های بعد نیز آن را با چشم  خود می دیدند

تعبیر به رویت شده است . عاد همام قوم پیامبر بزرگ الله     هود بودند واحتمالا حدود 700 سال قبل از میلاد مسیح وچود داشتند

ودر سرزمین احقاف یا یمن زندگی می کردند

آیه7- و با آن شهر ارم با عظمت . عماد به معنی ستون اشاره به ساختما ن های با عظمت و کاخ های رفیع و ستون های عظیمی

است که در این کاخ ها به کار رفته بود

آیه 8-  ولذا در این آیه می افزاید همان شهری که مانندش آفریده نشده بود در این تعبیر نشان داده می شود که منظور از ارم همان

شهر بی نظیر آنهاست

آیه 9- سپس به سراغ دومین گروه طغیانگر از اقوام پیشین می رود می فرماید وقوم ثمود که صخره های عظیم را از کنار دره می

بریدند واز آن خانه و کاخ می ساختند و قوم ثمود از قدیمی ترین افوامند و پیامبرشان صالح بود ودر سرزمینی به نام وادی القری

میان مدینه و شام زندگی داشتند دارای تمدنی پیشرفته و زندگانی مرفه وساختما ن های عظیم و پیشرفته بودند

آیه 10- سپس به سومین قوم پرداخته می گوید وفرعونی که قدرتمند شکنجه گر بود اشاره به این که آیا ندیدی الله یا قوم فرعون

سبحانک یا قریب تعالیت یا رقیب

 قدرتمند وظالم و بیدادگر چه کرد اوتاد به معنی میخ است وفرعون را ذی الاوتاد گفته اند زیرا او دارای لشکر فراوانی  بود که

بسیاری از آنها در خیمه ها زندگی می کردند و چادر های نظامی را که برای آنها بر پا می شد با میخ ها محکم می بستند . دیگر

این که بیشترین شکنچه فرعون نسبت به کسانی که مورد خشم او قرار می گرفتند این بود که آنها را به چهار میخ می کشید  و

و دستها وپاهای اورا با میخ به زمین می بست یا با میخ به آن می کوبیدند یا می بستند و به   همان حال رها می کردندتا نمیرد

آیه 11-  سپس در یک جمع بندی به اعمال این اقوام سه گانه اشاره کرده می افزاید همان اقوامی که در شهر ها طغیان کردند

آیه 12- و فساد فراوان  درآنها به بار آوردند .فساد که شامل هر گونه ظلم و ستم وتجاوز و هوسرانی و عیاشی   می شود در

 واقع یکی از آثار طغیان آنها  بود .

ایه 13- سپس در یک جمله کوتاه و پر معنی به مجازات دردناک همه این اقوام طغیان گر اشاره کرده می افزاید به همین  سبب الله

تازیانه عذاب را بر آنها فرو ریخت . این تعبیر کوتاه اشاره به  مجازات های شدید ومختلفی است که دامن گیر این اقوام شد اما عاد

به وسیله تند باد سرد وسوزناک هلاک شدند وقوم ثمود به وسیله   صیحه آسمانی نابود شدند و اما قوم فرعون در میان امواج نیل

غرق ومدفون گشتند .

آیه 14- و دراین آیه به عنوان هشدار به همه کسانی که در مسیر آن اقوام طغیانگر بر می دارند می فرماید به یقین الله تو در کمین

گاه ستمگران است و مراقب اعمال بندگان اشاره به این که گمان نکنید کسی می تواند از چمگال عذاب الهی بگریزد  همه در قبض

قئرت او هستند و هر وقت اراده کند آنها را مجازات می نماید تعبیر به ربک اشاره به این است که سنت الهی در مورد   اقوام سر

کش وظالم وستمگر در امت تو نیز جاری می شود وهم تسلی خاطری است برای پیامبر و مومنان که بدانند این دشمنان لجوج کینه

توز از چنگال قدرت الله هرگز فرار نخواهند کرد و هم اعلام خطری است به آنه که هرگونه ظلم وستمی را به پیامبر اکرم ومومنان

روا می داشند آنها باید بدانند کسانی که از آنان قدرتمند تر و نیرومند تر   بودند در مقابل یک تند باد و یک طوفان و یا یک جرقه

وصیحه آسمانی تاب مقاومت نیاوردند اینها چگونه فکر می کنند می توانند با این اعمال خلافشان از عذاب الهی نجات یابند پیامبر

می فرماید روح الامین به من خبر داد در آن هنگام که الله یکتا خلایق را از اولین و آخرین در صحنه قیامت متوقف می سازد جهنم

رامی آورد و صراط را که باریک تر از مو تیز تر از شمشی است بر آن می نهد و بر صراط سه پل قرار دارد روی پل اول امانت و

درست کاری و رحمت ومحبت است و بر پل دوم نماز وبر پل سوم عدل الله  جهان به مردم دستور داده می  شود که از آن بگذرند

آنها که در امانت و رحم کوتاهی کرده اند در پل او ل می مانند و اگر از آن بگذرند چنانچه در نماز کوتاهی کرده باشند  در پل دوم

می مانند و اگر از آن بگذرند در پایان مسیر در برابر عدل الهی قرار می گیرند و این است معنی این آیه

سبحانک یا مبدی تعالیت یا معید

آیه 15-  نه از نعمتش مغرور باش و نه از سلب نعمت مایوس  در تعقیب آیات گذشته که به طغیانگران هشدار می داد و آنها را به

مجازات الهی تهدید می کرد در اینجا به مساله امتحان که معیار ثواب و عقاب الهی است و مهم ترین مساله زندگی انسان محسوب

می شود می پردازد می فرماید اما انسان هنگامی که الله اورا برای آزمایش اکرام می کند و نعمت می بخشد مغرور می شود ومی

گوید الله مرا گرامی داشته است او نمی داند که آزمایش الهی گاه با نعمت است و گاه با انواع بلا نه روی آوردن نعمت باید مایه

غرور گرددو نه بلا ها مایه یاس و نومیدی

آیه 16- و اما هنگامی که برای امتحان روزیش را بر  او تنگ می گیرد مایوس می شود  ومی گوید الله مرا خوار کرده است یاس

سر تا پای او را فرا می گیرد و از الله اش می رنجد غافل از این که اینها همه وسایل آزمایش و امتحا ن اوست که الله طبق حکمت

او  هر گروهی را به چیزی آزمایش می کند امتحانی که رمز پرورش و تکامل انسان و به دنبال آن سبب استحقاق ثواب ودرصورت

مخالفت مایه استحقاق عذاب است . در آیه 51 سوره فصلت نیز آمده است هنگامی که نعمتی به انسان می دهیم روی می گرداند و

با تکبر از حق دور می شود امان هنگامی که مختصر ناراحتی به او می دهیم پیوسته دعا می کند و بیتابی می نماید ودر آیه 9 هود

آمده هرگاه ما به انسان  رحمتی بچشانیم سپس از او بگیریم نومید وناسپاس می شود

آیه 17- سپس به شرح اعمالی که موجب دوری از الله وگرفتاری در چنگال مجازات  الهی می شود پرداخته می فرماید چنان نیست

که شما می پندارید که اموالتان دلیل بر مقام شما نزد الله است بلکه اعمالتان حاکی از دوری شما از الله است شما یتیمان را گرامی

نمی دارید

آیه 18- و یکدیگر را بر اطعام مستمندان تشویقر نمی کنید قابل توجه اینکه در مورد  یتیمان از اطعام سخن نمی گوید بلکه ازاکرام

 سخن می گوید چرا که در مورد یتیم تنها مساله گرسنگی مطرح نیست بلکه از آن مهم تر جبران کمبود های عاطفی اوست باید آن

چنان مورد اکرام قرار گیرد که جای خالی پدر رااحساس نکند لذا درروایات اسلامی به مساله محبت و نوازش یتیمان اهمیت خاصی

داده شده است . جمله لا تخاضون اشاره به این است که تنها اطعام مسکین کافی نیست بلکه مردم باید   یکدیگر را بر این کار خیر

تشویق کنند تا این سنت در فضای جامعه گسترش یابد

 آیه 19- سپس به سومین کارزشت آنها اشاره کرده وآنها را مورد نکوهش قرار داده  می افزاید میراث را از طریق مشروع و  نا

مشروع جمع کرده می خورید بدون شک خوردن اموالی که از طریق میراث مشروع به انسان رسیده کار مذمومی  نیست بنابراین

نکوهش این کار در آیه فوق ممکن است اشاره به یکی از امور زیر باشد. نخست این که منظور جمع میان حق خود ودیگران است

بخصوص این که عادت عرب جاهلی این بود که زنان وکودکان را از ارث محروم  می کردند و حق آنها را برای خود بر می داشتند

سبحانک یا حمید تعالیت یا مجید

دیگر این که وقتی ارثی به شما می رسد به بستگان فقیر و محرومان جامعه هیچ   انفاق نمی کنید جایی که با اموال ارث  که بدون

زحمت به دست می آید چنین می کندی مسلما  در مورد در آمد دسترنج خود بخیل تر و سختگیر تر   خواهید بود واین عیب بزر گی

 است سوم این که مظور خورد ن ارث یتیمان و حقوق صغیران است زیرا بسیار دیده شده که افراد بی ایمان یا بی بند وبار هنگامی

که دستشان به اموال ارث می رسد به هیچ وجه ملاحظه یتیم و صغیر را نمی کنند و از این که آنها قدرت بر دفاع از حقوق خویش

ندارند حداکثر سو ء استفاده را می کنند و این از زشت ترین وشرم آور ترین گناهان است جمع میان هر سه تفسیر نیز امکان پذیر

است

ایه 20 – بعد به چهارمین عمل   نکوهیده آنها پرداخته   می افزاید ومال وثروت را بسیار دوست می دارید و به خاطر آن گناهان

زیادی مرتکب می شوید . شما افرادی دنیا پرست و ثروت اندوز و عاشق و دلباخته مال ومتاع دنیا هستید و مسلما کسی که چنین

علاقه شدید ی به مال وثروت دارد به هنگام جمع آوری آن ملاحظه مشروع و حلال وحرام را نمی کند و نیز چنین شخصی حقوق

الهی آن را اصلا نمی پردازد و یاکم می گذارد و نیز چنین    کسی  جایی برای  یاد الله در دل اونیست . و به این ترتیب بعد از ذکر

 آزمایش انسان ها به وسیله نعمت و بلا آنها را متوجه چهار آزمایش مهم می کند و عجب این که تمام این آزمون هاجنبه مالی دارد

در واقع اگر کسی از عهده آزمایش های مالی بر آید آزمایش های دیگر برای او آسانتر است

 آیه 21-روزی بیدار می شوند که کار از کار گذشته . به دنبال نکوهش هایی که درآیات قبل از طغیان گران دنیا پرست ومتجاوز به

حقوق دیگران شده بود در اینجا به آنها اخطار می کند که سرانجام قیامتی در کار است و حساب وکتاب و مجازات شدیدی در پیش

است باید خود را برای آن آماده کنند نخست می فرماید و چنان نیست که آنها می پندارند کلا . که حساب وکتابی در کار نیست واگر

الله مال وثروتی به آنها داده به خاطر احترام آنها بوده نه برای آزمایش و امتحان . در آن هنگام که زمین سخت در هم کوبیده شود

تعبیردکا اشاره به زلزله ها و حوادث تکان دهند ه پایان دنیا وآغاز رستاخیز است چنان تزلزلی در ارکان موجودات رخ می دهد که

که کوهها همه از هم متلاشی شده وزمین هاصاف ومستوی می شوند چنانکه در سوره طه آمده است از تو در باره   کوهها سوال

می کنند بگو الله آنها را  بر باد می دهد سپس زمین را صاف و هموار و بی آب وگیاه   رها می سازد به گونه ای که هیچ   پستی

وبلندی در آن نمی بینی

آیه 22-بعد از پایان یافتن مرحله نخستین رستاخیز یعنی ویرانی جهان مرحله دوم آغاز می شود وانسان ها همگی به زندگی باز می

گردند ودر دادگاه عدل الهی حاضر می شوند و گرداگرد حاضران در محشر را می گیرند و آماده اجرای فرمان حقند.   این ترسیمی

است از عظمت آن روز بزرگ و عدم توانایی انسان برفراز از چنگال عدالت

آیه 23-سپس می افزاید ودر آن روز جهنم را حاضر می کنند آری در آن روز انسان  متذکر می شود اما این تذکر چه سودی برای

الحمد الله الذی لا اله الا هو الملک الحق المبین  

او دارد . از این تعبیر استفاده می  شود که جهنم قابل حرکت دادن است و آن را به مجرمان نزدیک می کنند همان گونه که در مورد

بهشت نیز در آیه 90 سوره شعرا می خوانیم بهشت را به پرهیز کاران نزدیک می سازند . وقتی که آیه فوق نازل شد  رنگ چهره

مبارک رسول الله دگرگون شد این حالت بر اصحاب گران آمد بعضی به سراغ علی رفتند و ماجرا را بیان کردند   علی   آمد میان دو

شانه پیامبر را بوسید وگفت ای رسول الله پدر وماد ر به فدایت باد چه حادثه ای روی داده ؟ فرمود  جبرئیل آمد واین آیه را بر من

تلاوت کرد؟ علی گفت چگونه جهنم را می آورند ؟  فرمود هفتاد هزار فرشته آن  را با هفتاد هزار مهار می کشند و می آورند و آن

در حال سرکشی است که اگراو را رها کنند همه را آتش می زند سپس من در برابر جهنم قرار می گیرم و او می گوید ای محمد مرا

مرا با تو کاری نیست الله گوشت تو را برای من حرام کرده در آن روز هر کس در فکرخویش است ولی محمد می گوید امتم امتم .

آری هنگامی که انسان مجرم این صحنه ها را می بیند تکان می خورد وبیدار می شود نگاهی به گذشته خویش می کند واز اعمال

خود سخت پشیمان می رشود اما این پشیمانی هیچ سودی ندارد .

آیه 24- اینجاست که فریادش بلند می شود می گوید ای کاش برای این زندگیم چیزی از پیش فرستاده بودم

آیه  25- سپس دو جمله کوتاه شدت عذاب الهی را در آن روز تشریح می کند می فرماید در آن روز هیچ کس همانند الله عذاب نیم

کند . آری این طغیان گرانی که به هنگام قدرت بدترین جرایم وگناهان را مرتکب شدند در آن روز چنان مجازات می شوند که سابقه

نداشته همان گونه که نیکو کاران چنان پاداش هایی می بینند که حتی از خیال کسی نگذشته است و

 آیه 26- و نیر در آن روز هیچ کس همچون او کسی را به بند نمی کشد  نه بند و زنجیر او مانند ی  دارد و نه  مجازات و  عذابش

چرا چنین نباشد در حالی که آنها نیز در این دنیا بندگان مظلوم الله را تا آنجا که قدرت داشتند در بند کشیدند و سخت ترین   شکنجه

ها را به آنها دادند

  آیه  27- ای صاحب نفس مطمئنه بعد از ذکر عذاب وحشتناکی که داممان طغیان گران و دنیا پرستان را در  قیامت   می گیرد   در

اینجا به نقطه مقابل آن یعنی نفوس مطمئنه و مومنا نی که در میان این طوفان عظیم از آرامش کامل برخور دارند پرداخته و آنها را

با یک دنیا لطف ومحبت مخاطب ساخته می گوید تو ای روح آرام یافته

آیه 28- به سوی الله بازگرد در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است

 آیه  29- پس در سلک بندگانم در آی

 آیه 30- ودر بهشتم وارد شو چه تعبیرات جالب ودل انگیز و روح پروری ؟ که لطف و صفاو آرامش و اطمینان از آن می بارد؟

منظور از نفس در اینجا همان روح آدم است  وتعبیر به مطمئنه اشاره به آرامشی است که در پرتو ایمان حاصل شده چنانکه قران

المدبر بلا وزیر ولاخلق من عباد ه یستشیر الالو غیرموصوف

 می گوید بدانید تنها با ذکر الله دلها آرام می گیرد .چنین نفسی هم اطمینان به وعده های الهی دارد و هم به راه وروشی که برگزیده

مطمئن است هم در اقبال دنیا و هم در ادبار دنیا هم در طوفان ها و هم در حوادث وبلا ها و از همه بالاتر در آن هول و وحشت  و

و اضطراب عظیم قیامت نیز آرام است منظور از بازگشت به سوی الله بازگشت به سوی خود اوست یعنی در جوار قرب او جای گر

فتن بازگشتنی معنوی وروحانی نه مکانی وجسمانی . تعبیر به راضیة به خاطر آن است که تمام وعده های پاداش الهی را بیش از

آنچه تصور می کرد قرین واقعیت می بیند و اما تعبیر مرضیة به خاطر این است که مورد قبول و رضای دوست واقع شده است .

جالب این که در روایتی می خوانیم که یکی از یارانش پرسید آیا ممکن است مومن از قبض روحش ناراضی باشد؟

 فرمود نه به الله سوگند هنگامی که فرشته مرگ برای قبض روحش می آید اظهار ناراحتی می کند فرشته مرگ می گوید ای ولی

الله ناراحت مباش سوگند به آن کس که محمد را مبعوث کرده من بر تو مهربانترم از پدر مهربان .      درست چشمهایت را بگشا و

ببین او نگاه می کند رسول الله  وعلی و فاطمه وحسن وحسین و امامان از ذریه او را می بیند فرشته به او می گوید نگاه   کن این

 رسول الله وعلی وفاطمه و حسن وحسین و امامان دوستان تواند و او چشمانش را باز می کند و نگاه می کند ناگهان گوینده ای از

 سوی الله بزرگ ندا می دهد ومی گوید ای کسی که به محمد و خاندانش اطمینان داشتی و او با ثوابش از تو خشنود است داخل شو

در میان بندگانم یعنی محمد و اهل بیتش و داخل شو در بهشتم . در این هنگام چیزی برای انسان محبوب تر از آن نیست که هرچه

زودتر روحش از بدن جدا شود و به این منادی بپیوندد.

 فضیلت سوره 89:

این سوره 32 آیه دارد اگر شب بخواند آمرزیده شود و برایش نوری شود . هرکه بار بخواند و با حلال خود نزدیکی کند الله به ا و

اولادی بخشد که باعث روشنایی چشم او شود

سوره الفجر 88

.

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره 89: سورةُ الفَجر:

وَألفَجر(1) وَلَیَالٍ عَشرٍ (2) وَألشَّفعِ وَألوَترِ (3) وَألَّیلِ إذَا یَسرِ (4) هَل فی ذَلَِکَ قَسَمُ لِذّ ِی حِجرٍ (5) ألَم تَرَکَیفَ فَعَلَ رَبُّک َ بِعَادٍ (6)

إرَمَ إَاتِ ألعِمَآدِ (7) ألَّتی لَم یُخلَق مِثلُهَا فی ألبِلَدِ (8) وَثَمودَ ألَّذینَ جَابُو أألصّخَر بِألوَادِ (9) وَفِرعَونَ ذِی ألآَ وتَادِ (10)  ألَّذینَ طَغَوا ُ

فی ألبِلَد (11) فَأکثَرَوُا فیهَآ ألفَسَادَ (12) فَصَبَّ عُلَیهِم رَبُّکَ سَََََََََََََوطَ عَذَابٍ (13) إنَّ رَبَّکَ لَبِألمرصَآدِ (14)  فَأَ مَّا ألانسَنُ إذَآ مََأ ابتَلَئهُ

رَبُّهُ ُ فَأَکرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیَقُولُ  رَبُی أ کرَمَنِ (15) وَأَمَّآ إذَا مَا أبتَلَئهَُ فَقَدَرَ عَلَیه رِزقَهُ فَیَقُولُ رَبّی أَهَنَنِ (16) کلّا بَل لَّا تُکرموُنَ ألیَتیم(17)

 وَلَا تَحَضُّونَ عَلَی طَعَامِ ألمِسکینِ (18) وَتَأکُلُونَ ألتُّراثَ أَکلًا لَّمًّا(19) وَتُحِبُِونَ المَالَ حُبّاً جَمّاً (20) کَلَّا إذَآدُکَّتِ ألارضُ دَکَّاً دَکّاً (21)

 وجَآءَ رَبُّکَ وألمَلَکُ صَفِاً صَفّاً (22)   وَجَایَ ءَ یَومَئذِ بَجَهَنَّمَ یَومَئذٍ یَتَذَکَّرُ ألانسَنُ وَأَنَّی لَهِ ألذِکرَی(23)  یَقُولُ یَلَیتَنی قَدَّ متُ لِحَیاتی

 (24) فَیومَئذٍ لَُا یُهذَِبُ عَذَابَهُ أَ حَدُ ُ (25) وَلَا یُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدُ ُ (26) یَأَیَتَُّهُاَ ألنَّفسُ ألمُطمَئنَّةُ (27) أرجِعِی إلَی رَبِّکِ رَاضیَةً (28) فَأ

دخُلی فی عِبَدِی (29) وَأدخِلی جَنَّتیِ (30

تفسیر سوره 88

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 88:

این سوره عمدتا بر سه محور دور می زند محور اول بحث معاد است مخصوصا کیفر های درد ناک مجرمان و پاداش های شوق

انگیز مومنان و محور دوم بحث توحید است که با اشاره به آفرینش آسمان و خلقت کوهها وزمین و توجه انسان ها به این سه

سه موضوع اسرار آمیز بیان شده . محور سوم بحث از نبوت و گوشه ای از وظایف پیامبر اسلام است

آیه 1-    خستگان بی نصیب . در آغاز این سوره به نام تازه ای در باره قیامت برخورد می کنیم که آن غاشیه است می فرماید آ ن

داستان غاشیه ( روز قیامت ) که حوادث وحشتناکش همه را می پوشاند به تو رسیده است ؟  غاشیه از    ماده  غشاوة   به معنی

سبحانک یا متکبر تعالیت یا متجبر

پوشاندن است انتخاب این نام برای قیامت به خاط ر آن است که حوادث وحشتناک آن ناگهان همه را زیر پوشش خود قرار می دهد

آیه 2-    سپس به بیان چگونگی حال مجرمان پرداخته می گوید چهر ه هایی در آن روز خاشع وذلت بارند ذلت وترس از عذاب و

کیفر های عظیم آن روز تمام وجود آنها را فرا گرفته و از آنجا که حالات روحی انسان بیش از همه جا در  چهره او منعکس   می

شود اشاره به خوف وذلت و وحشتی می کند که سراسر چهره آن هار ا می پوشاند و

آیه 3- آنگاه می افزاید آنها که پیوسته عمل کرده و خسته شده اند تلاش وکوشش زیادی در زندگی دنیا به خرج می دهند ولی هیچ

فایده ای جز خستگی نصیب آنها نمی شود نه عمل مقبولی در درگاه الله دارند و نه چیزی از آن همه ثروت هایی که اندوخته اند می

توانند با خود ببرند و نه نام نیکی از خود به یادگار می گذارند و نه فرزند صالحی آنها زحمت   کشان خسته  وبینوا  یند وچه تعبیر

رسایی است جمله عاملة ناصیة در حق آنان

آیه 4- وسرانجام این زحمتکشان خسته وبیهوده گر در آتش سوزاند و وارد می گردند و با آن می سوزند

 آیه 5-    ولی مجازات آنها به همین جا ختم نمی گردد بلکه هنگامی که بر اثر حرارت آتش تشنه می شوند از چشمه ای بسیار داغ

به آنها می نوشانند در  آیه سوره کهف می خوانیم واگر تقاضای آب کنند آبی برای آنها می آورند مانند  29فلز گداخته که صورت

هایشا ن را بر یان می کند چه بد نوشیدنی است و چه بد محل اجتماعی؟

آیه 6- ودر این آیه در باره خوراک آنها به هنگامی که گرسنه می شوند  می افزاید غذایی  جز ا ز ضریع  ( خارخشک تلخ وبدبو)

ندارند . ضریع چیزی است که در آتش دوزخ شبیه خار و تلخ تر از صب ومتعفن تر از مردار وسوزنده تر از آتش الله آن راضریع

نام نهاده است

آیه 7-  سپس می افزاید غذایی که نه آنها را فربه   می کند و نه از گرسنگی  می رهاند  آنها که در این  دنیا  انواع غذاهای لذیذ و

چرب و شیرین  را از طریق ظلم و تجاوز به حقوق  دیگران فراهم کردند و آنها که اجازه ندادند محرومان جز از غذاهای گلوگیر و

ناگوار استفاده کنند باید در آنجا غذایی داشته باشند که عذاب الیم آنها گردد

آیه 8- دور نمایی از نعمت های روح پرور بهشتی . به دنبال توصیفی که در آیات گذشته از حال مجرمان و بدکاران در جهان دیگر

و عذابهای دوزخی آمده در اینجا  به شرح حال مومنا نیکو کار و توصیف نعمت های بی نظیر بهشتی  می پردازد تا قهر را با مهر

بیامیزد و انذار را با بشارت همراه سازد می فرماید چهر ه ایی در آن روز شاداب و باطراوتند . به عکس چهره بدکاران که در آیات

قبل به آن اشاره شد ه بود که غرق ذلت واندوه است

آیه 9- این چهره های چنان می نماید که از سعی و تلاش خود خشنود ند به عکس دوزخیان که از تلاش و کوشش خود جزخستگی

سبحانک یامصور تعایت یا مقدر

 و رنج بهره ای نبردند  بهشتیان نتایج تلاش وکوشش خود را به احسن وجه می بینند و کاملا راضی و خشنودند تلاش هایی که در

پرتو لطف الله به اضعاف مضاعف گاه ده برابر  و گاه هفتصد برابر وگاه بیشتر رشد ونمو یافته و گاهی با آن جزای  بی حساب را

 خریداری کرده اند

ایه 10- سپس به شرح این مطلب  پرداخته می گوید در بهشتی عالی جای دارند .  آری آنها در طبقات عالی ومقامات بالای بهشت

هستند

آیه 11- بعد به توصیف  دیگری از بهشت که جنبه  روحانی و معنوی دارد پرداخته می افزاید در آنجا هیچ سخن لغو و بیهوده ای

نمی شنوند و چه آرام بخش است محیطی که از همه این سخنان پاک باشد واگر درست بیندیشیم قسمت عمده ناراحتی های  زندگی

دنیا از شنیدن این گونه سخنان است که آرامش روح و جان ونظامات اجتماعی را    بر هم می زند و آتش فتنه ها را شعله ور می

سازد

 آیه 12- بعد از ذکر این نعمت روحانی و آرامش که بر روح و جان بهشتیان به خاطر  نبودن سخنان لغو بیهوده حکم فرماست به

بیان قمستی از نعمت های مادی بهشت پرداخته می گوید در آن چشمه ای جاری است . چشمه ای که مطابق میل   بهشتیان به هر

طر ف که بخواهند جریان پیدا می کند ونیازی به شکافتن نهر وساخت بستر ندارد و جود چشمه های متعدد  علاوه بر افزودن  بر

بر زیبایی و طراوت این فایده را نیز دارد که هرکدام نوشابه مخصوصی دارد و ذائقه بهشتیان را هر زمان با   انواع شراب طهور

شیرین ومعطر می کند

 آیه 13- بعد از ذکر چشمه ها به سراغ تخت های بهشتی می رود می فرماید در آن باغ های بهشتی تخت های زیبای بلندی است

بلند بودن این تخت ها به خاطر آن است که بهشتیان بر تمام مناظر و صحنه های اطراف خود مسلط باشند  واز مشاهده آن لذت

برند

آیه 14- و از آنجا که استفاده از آن چشمه های گوارا وشرابهای طهور بهشتی نیاز به  ظرف هایی دارد در این آیه می افزاید وقدح

هایی که در کنار این چشمه نهاده هر زمان اراده کنند قدح ها ا ز چشمه ها پر می شوند تازه به تازه می نوشند و سیراب می شوند

ولذت می برند لذتی که توصیفش برای ساکنان دنیا غیر ممکن است

آیه 15-باز به نکته های بیشتری از جزئیات نعمت های بهشتی پرداخته اضافه می کند و بالشها و پشتی های صف داده شده  تعبیر

تعبیر به مصفوفه اشاره به تعدد ونظم خاصی است که بر  آنها حاکم است این تعبیر نشان می دهد که آنها جلسات انس دسته جمعی

تشکیل می دهند

سبحانک یا خالق تعالیت یا باری

آیه 16-  ود ر این آیه به فرش های زیبای بهشتیر اشاره کرده می فرماید ودر آنجا  فرش های فاخر گسترده شده

آیه 17- به شتر نگاه کن که خود آیتی است در آیات گذشته بحث های فراوانی پیرامون بهشت ونعمت هایش آمده بود اما در اینجا

سخن از کلید اصلی وصول به آن همه نعمت ها که معرفة الله است به میان آمده و با ذکر چهار نمونه از مظاهر قدرت الله از خلقت

بدیع الله ودعوت انسان به مطالعه در باره آنها را ورود به بهشت را نشان می دهد در ضمن اشاره ای است به قدرت  بی پایان الله

الله که کلید حل مساله معاد است نخست می فرماید آیا آنان به شتر نمی نگرند که چگونه  آفریده شده است  پیداست که روی سخن

سخن در مرحله اول به اعراب  مکه بود که شتر همه  چیز زندگی آنها را تشکیل  می داد وشب روز با آن سر و کار داشتند از این

گذشته این حیوان ویژگی های عجیبی دارد که او را از حیوان های دیگر ممتاز میک ند وبه حق آیتی است از آیات الله  ازجمله این

که شتر حیوانی است که هم گوشتش قابل استفاده است وهم شیرش  وهم از آن برای سواری وبار بری استفاده می شود – شتری

نیرومند ترین و با مقاومت ترین حیوان اهلی است – شتر می تواند روزهای متوالی تا ده روز تشنه بماند و در مقابل گرسنگی نیز

 تحمل بسیار دارد- شتر می تواند هر روز مسافتی طولانی را طی کند و از زمین های صعب العبور و شن زارهایی که هیچ حیوانی

قادربر عبور از آن نیست   بگذرد و به همین دلیل  عرب ها آن را کشتی بیابان ها می نامند – از نظر تغذیه  بسیار  کم خرج است

و هرگونه خار وخاشاکی را می خورد خلاصه این که ویژگی های    این حیوان چنان است که دقت در آفرینش او انسان را متوجه

خالق بزرگی می کند که آفریننده  چنین موجودی است ناگفته پیداست منظور از نظر در جمله افلا ینظرون نگاه کردن عادی نیست

بلکه نگاهی است توام با تفکر و اندیشه ودقت

ایه 18- و بعد از آن به آسمان پرداخته می فرماید و آیا به آسمان نگاه نمی کنند که  چگونه بر افراشته شده ؟ چگونه این کرات

عظیم هریک در مدار خود میخکوب شده اند و بدون ستونی در جای خود قرا گرفته اند؟ میلیون سال بر کرات منظومه شمسی می

گذرد و محور های اصلی حرکت این کرات تغییر نمی یابد آیا نباید در باره خالق و مدبر این جهان بزرگ اندیشید و به اهداف بزرگ

و والای او نزدیک شد

آیه 19- سپس می افزاید و آیا به کوهها نگاه نمی کنند که چگونه در جای خود نصب گردیده ؟  کوههایی که ریشه های آن به یک

دیگر متصل است و همچون حلقه های زره گرداگرد زمین را فرا گرفته ولرزش های ناشی از مواد مذاب درونی و جذر ومد ناشی

از جاذبه های ماه وخورشید را به حداقل می رساند  نُصِبَت  از ماده    نصب به معنی ثابت قرار دادن است وممکن است این تعبیر

ضمنا اشاره ای به کیفیت خلقت کوهها در آغاز آفرینش نیز بوده باشد همان چیزی که علم امرو ز پرده از آن برداشته  و پیدایش

کوهها را به عوامل متعددی نسبت می دهد و انواع و اقسامی برای آن قائل است کوههایی که بر اثر چین خوردگی زمین پیدا شده

سبحانک یا هادی تعالیت یا باقی

کوههایی که از آتشفشان ها به وجود آمده کوههایی  که نتیجه آبرفت های  ناشی  از باران است و  کوههایی   که  در  دل دریاها

تکوین می یابد و مجموعه ای است از رسوبات  دریا و باقی   مانده حیوانات آن مانند کوهها وجزایر مرجانی .     آری هرکدام از

این کوهها و آثار وبرکات آنها برای انسان های بیدار نشانه های زنده ای است از قدرت الله.

آیه 20- سپس به زمین پرداخته می گوید وآیا به زمین نگاه نمی کنند که چگونه گسترده و هموار گشته است ؟ چگونه باران های

مداوم کوهها را شسته و ذرات خاک را به وجود آورده سپس در گودال ها  پهن کرده وزمین های صافی که هم آماده    کشاورزی

است وهم قابل هرگونه ساختمان در اختیار انسان قرار داده است ؟ اگر به راستی کره زمین تما ما کوه و دره بود زندگی  کردن بر

آن چقدر مشکل  و طاقت فرسا بود ؟   چه کسی آن را پیش از تولد ما مسطح وقابل استفاده ساخت؟ امورچهار گانه ای که درآیات

فوق آمده شتر ما آسمان . کوهها و زمین زیر بنای زندگی انسان را تشکیل می دهد . آسمان کانون نور است وباران وهوا و زمین

مرکزپرورش انواع مواد غذایی کوهها رمز آرامش و ذخیره آب و مواد معدنی وشتر نمونه روشنی از چهار پایان اهلی که در اختیار

بشر قرار داد به این ترتیب هم مسائل کشاورزی هم دامداری و هم صنعتی در این امور چهار گانه نهفته شده است واندیشه در این

نعمت های گوناگون خواه نا خواه انسا ن را به شکر منعم وا می دارد و شکر منعمورا به معرفت الله و شناخت خالق نعمت دعوت

می کند

آیه 21- و به دنبال این بحث توحیدی روی  سخن را به پیامبر  کرده می گوید پس اکنون که چنین است آنها را تذکر ده که تو فقط

تذکر دهنده ای

 آیه 22- تو سلطه گر بر آنان نیستی که بر  ایمان مجبورشان کنی . آری آفرینش انسان نیز هدفی داشته اکنون که چنین است آنها

را با تذکرات خویش به اهداف خلقت و آفرینش آشنا ساز و راه قرب الله را به آنها نشان ده و در مسیر تکامل رهبر  و راهنمایشان

باش. البته راه کمال درصورتی  پیموده می شود که با میل واراده واختیار همراه باشد تو هرگز نمی توانی آنها را  مجبور سازی و

اگر هم می توانستی فاید ه ای نداشت

آیه 23- در این آیه به صورت یک استثنا می فرماید مگر کسی که پشت کند وکافر شود که در برابر آنها به زور متوسل شو مقابله

کن

آیه 24- که الله او را به عذاب بزرگ مجازات می کند منظور از عذاب اکبر یا عذاب آخر است در برابر عذاب دنیا که عذاب کوچک

و کم اهمیت نسبت به  آن است و یا قسمت شدید تری از عذاب قیامت و دوزخ است زیرا عذاب همه مجرمان در دوزخ یکسان نست

آیه 25- ودر پایان سوره بالحنی تهدید آمیز می گوید به یقین بازگشت همه آنها به سوی ماست

ایه 26-  بعد می افزاید و مسلما حسابشان نیز بر ماست و این در حقیقت نوعی دلداری  و تسلی خاطربه پیامبر است که در مقابل

سبحانک یا وهاب  تعالیت یا تواب

آنها ناراحت و دلسرد لجاجت نشود وبه کار خود ادامه دهد در ضمن تهدیدی است نسبت به همه این کافران لجوج  که  بدانند حساب

آنها  با کیست . به این ترتیب سوره غاشیه که از مساله قیامت آغاز شد به مساله قیامت نیز پایان می یابد.

 فضیلت سوره 88:

این سوره 26 آیه دارد و تلاوت کننده این سوره غریق رحمت الله شود واز دوزخ آتش ایمن باشد و حسابش آسان شود  و اگر بر

خوردنی بخوانند ضرر نرساند و اگر بر نوزاد خوانند سالم ماند

سوره الغاشیه 88

گیرد

بسم الله الر حمن الرحیم

سوره   88سورة الغَاشیةِ :

هَل أَتئکَ حَدیثُ ألغَشیَةِ (1) وُجُوُهُ یَومَئذٍ خَشِعَةُ (2) عَامِلَةُ ُ نَّاصِبَةُ ُ (3) تَصلَی نَارًاحَآمِیةً(4) تُسقَی مِن عَینً ءَانِیَةًٍ   (5) لَیسَ لَهُم

طَعَامُ إلَّا مِن ضریعٍ (6) لَّا یُسمِنُ وَلَا یُغنِی مِن جُوعٍ (7) وُجُوُهُ یَومَئذٍ نَّاعِمَةُ ُ (8) لِسَعیِهَا رَاضِیةُ ُ (9) فی جََنَّةٍ عَآلِیَةٍ (10) لَّا تَسمَعُ

فیَها لَغیَةٍ (11)  فیَها عَینُ ُ جَارِیَةُ ُ (12)  فیَها سُرُرُ ُ مَرفُوعَةُ ُ (13)  وَأَکوَابُ ُُُُُُُ مَوضُوعَةُ(14)  وَ نَمَارِقُ مَصفُوفَةُ ُُُُُ (15) وَزَرَابیُّ

مَبثُوثَةُ (16)   أَفَلَا یََنظُرُونَ إلَی ألابِلِ کَیفَ خُلِقَت (17) وَإلَی ألسَّمَآءِ کَیفَ رُفِعَت (18) وَإلَی ألجِبَالِ کَیفَ نُصِبَت (19) وَألَی ألاَرضِ

کَیفَ  سُطِحَت(20) فَذَکّر إِنَّمَآ أَنتَ مُذَکّرُ ُ (21) لَستَ عَلَیهِم بِمُصَیطرٍ (22) إلَّا مَن تَوَلَّی وَکَفَر(23) فَیُعذِبِهِ اللهُ ألعذَآبَ ألاَکبَرَ (24)

 إنَّ إلَینَآ إیَابَهُم (25) ثُمَّ إنَّ عَلَینَا حِسَآبَهُم (26 )

تفسیر سوره 87

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 87:

این سوره در حقیقت از دوبخش تشکیل یافته بخشی که در آن روی سخن به شخص پیامبر است ودستوراتی را در زمینه تسبیح الله

و ادای رسالت به او می دهد و اوصاف هفتگانه ای از الله بزرگ در این رابطه می شمرد.      وبخش دیگری که از مومنان خاشع

وکافران شقی سخن به میان می آورد و عوامل سعادت وشقاوت این دو گروه را بطور فشرده در این بخش بیان می کند . و در پایان

سبحانک یا ملک تعالیت یا مالک

سوره   اعلام می دارد که این مطالب  تنها درقران مجید نیامده است بلکه حقایقی است که در کتب وصحف پیشین صحف ابراهیم و

و موسی نیز بر آن تاکید شده است

آیه 1- الله بزرگ را تشبیح گوی این سوره که در حقیقت عصاره مکتب انبیا و دعوت پیامبران است از تسبیح وتقدیس الله  شروع

می شود ودر آغاز  روی سخن را به  پیامبر کرده می فرماید  منزه شمار نام الله بلند مرتبه ات را. یعنی نام  الله در ردیف نام  بتها

قرار داده نشود وذات پاک او را ازهرگونه عیب ونقص و صفات مخلوقها و عوارض جسم وجسمانیت و هرگونه محدودیت ونقصان

منزه بشماریم. تعبیر به اعلی بیانگر این حقیقت است که او از هرکس وهر چیز و هرچه تصور کنیم و هر خیال وقیاس و گمان   و

 وهم و هرگونه شرک جلی و خفی برتر وبالاتر است

آیه 2- وبعد از این دو توصیف رب واعلی در توضیح آن پنج وصف دیگر را بیان می کند که همگی شرح  ربوبیت اعلای الله است

می فرماید همان الله ای که آفرید ومنظم کرد نظام عالم آفرینش که از بزرگترین منظومه های آسمانی را شامل می شود تا موضوع

ها ی ساده ای همچون خطوط سرانگشت های انسان که در آیه 4 سوره قیامت به آن اشاره شده شاهد گویایی بر ربوبیت او واثبات

وجود الله است

 ایه3-بعد از مسئله آفرینش و نظم بندی خلقت به موضوع برنامه ریزی برای حرکت تکاملی و هدایت موجودات در این مسیر پردا

خته می افزاید و همان که اندازه گیری کرد وهدایت نمود .منظور از تقدیر همان اندازه گیری و تعیین برنامه های حرکت به  سوی

سوی اهدافی است که موجودات به خاطر آن آفریده شده اند . منظور از هدایت همان هدایت تکوینی است  که به صورت انگیزه ها

و قوانینی بر هر موجودی حاکم ساخته  اعم از انگیزه های  درونی و برونی.  فی المثل از یک  سو پستان مادر وشیر آن را برای

تغذیه طفل آفریده وبه مادر عاظفه   شدید مادری داده و از سوی دیگر در طفل انگیزه ای آفریده که اورا به سوی پستان مادر می

 کشاند واین آمادگی و جاذبه  دو جانبه در مسیر هدف درهمه موجودات   دیده می شود. البته درمورد انسان غیر از برنامه هدایت

تکوینی هدایت  دیگری وجود دارد که از طریق  وحی و ارسا ل انبیا صورت  می گیرد و هدایت  تشریعی  نام دارد و جالب این که

هدایت تشریعی انسان نیز در تمام زمینه ها مکمل هدایت تکوینی اوست

ایه 4- در مرحله بعد اشاره به گیاهان و  مخصوصا مواد غذایی چهارپایان کرده می افزاید و آن کسی که چراگاه را به وجود آورد

واز دل زمین بیرون فرستاد

آیه 5-وبعد می افزاید سپس آن را خشک و تیره قرار داد گیاهان خشکیده تیره رنگ هم بازگو کننده فنای دنیاست و هم منافع زیادی

در بر دارد هم غذای مناسبی است برای زمستان حیوانات و هم وسیله ای است برای سوخت و سوز انسان و هم کود مناسبی برای

سبحانک یا قدوس تعالیت یا مالک

زمین ها

آیه 6-  در آیات گذشته سخن از ربوبیت و توحید پروردگار بود وبه دنبال آن در اینجا سخن از قران ونبوت  پیامبر است در آیات

گذشته سخن از هدایت عتمومی موجودات بود و دراینجا سخن از هدایت نوع انسان است وبالاخره در آیات گذشته تسبیح الله(علی

 اعلی) آمده بود ودر اینجا از   قران که بیانگر این تسبیح است سخن به میان می آورد می فرماید ما به زودی قران را بر تو می

خوانیم و هرگز فراموش نخواهی کرد . بنا براین هنگام نزول وحی عجله مکن و هرگز نگران فراموش کردن آیات الهی مباش آن

 کسی که این آیات بزرگ را برای هدایت انسان ها بر تو فرستاده هم او حافظ و نگاهبان آنهاست و در جای دیگر می فرماید برای

خواندن قران پیش از آنکه وحی آن بر تو تمام شود عجله مکن وبگو الهی علم مرا افزون کن

ایه 7- سپس برای اثبات قدرت الله واین که هر خیر وبرکتی است از ناحیه اوست می افزاید تو چیزی از آیات الهی را فراموش نمی

کنی مگر آنچه را الله  بخواهد که او آشکار وپنهان را می داند.

مفهوم این تعبیر آن نیست که پیامبر چیزی از آیات الهی را  فراموش می کند بلکه هدف بیان این حقیقت است که موهبت حفظ آیات

الهی از سوی الله است و لذا هر لحظه بخواهد می تواند آن را از پیامبرش   بگیرد. و این یکی از معجزات  پیامبر است که آیات و

سوره های طولانی را با یک بار تلاوت جبرئیل به خاطر می سپرد و همیشه به خاطر داشت وچیزی را فراموش نمی کرد

ایه 8-   سپس پیامبر را  دلداری  داده می افزاید و ما تورا برای هر کار خیر آماده  می کنیم و به تعبیر دیگر هدف بیان این حقیقت

 است که در راهی که تو در پیش داری مشکلات و سختی ها فراوان است هم در راه گرفتن وحی وحفظ آن و هم در تبلیغ رسالت و

ادای آن وهم در انجام کارهای خیر وعمل به آن ما در تمام این امور ( دریافت وحی و ابلاغ ونشر وتعلیم وعمل کردن به آن ) به تو

یاری می دهیم ومشکلات را بر تو آسان می سازیم .

ایه9- بعد از بیان موهبت وحی آسمانی به پیامبر و وعده    توفیق و تسهیل   امور برای او به ذکر مهمترین وظیفه او پرداخته می

فرماید پس تذکر ده اگر تذکر مفید باشد منظور این است که  تذکر به هر حال  سودمند است و افرادی  که به هیچ  وجه از آن منتفع

نشوند کمند به علاوه حداقل موجب اتمام حجت بر منکران می شود که این خود منفعت بزرگی است ولذا پیامبر اکرم برای تبلیغات و

تذکرات خود هیچ قید وشرطی قائل نبود وهمگان را وعظ می کرد وانذار می نمود

آیه 10- سپس به عکس العمل مردم در برابر تذکر وعظ و انذار پرداخته و آنها را به دو گروه تقسیم می کند می فرماید و به زودی

کسی که از الله می ترسد و احساس مسئولیت می کند متذکر می شود .آری تا روح خشیت و ترس ویا به تعبیر دیگر روح حق طلبی

حق جویی که مرتبه ای از تقواست در انسان وجود نداشته باشد از مواعظ الهی و تذکرات پیامبران نفعی نمی برد لذا در آغاز سوره

سبحانک یا مومن تعالیت یا مهیمن  

بقره قران را مایه هدایت برای پر هیزگاران شمرده می گوید

آیه 11-  ودر این آیه به گروه دوم پرداخته می افزاید اما بد بخت ترین افراد از آن دوری می گزیند

آیه12- در این آیه سرنوشت گروه اخیر را چنین بیان می کند همان کسی که در آتس بزرگ وارد می شود

آیه 13-  سپس در آن آتش برای همیشه می ماند نه می میرد ونه زنده می شود . یعنی نه می میرد که آسوده گردد ونه حالتی را

که در آن است می توان زندگی  نام نهاد بلکه دائما در میان مرگ وزندگی  دست  و پا می زند و این بدترین  بلا و مصیبت برا ی

آنهاست

آیه14- توصیف آتش جهنم به کبری در مقابل آتش صغری یعنی آتش های این دنیا  می باشد همان گونه که در حدیثی آمده که این

آتش شما جزیی از هفتاد جزء از آتش دوزخ است که هفتاد مرتبه با آب   خاموش شده باز شعله ور گردیده  واگر چنین نبود هیچ

انسانی قدرت تحمل آن را نداشت و نمی توانست در کنار آن قرار گیرد

آیه 15- و آن که نام الله را یاد کرد سپس نماز خواند به این ترتیب عامل فلاح و رستگاری وپیروزی و نجات را سه چیز می شمرد

تزکیه و ذکر نام اله وسپس به جا   آوردن نماز . تزکیه معنی وسیعی دارد که هم  پاک سازی روح از آلودگی  شرک وهم پاکسازی

نفس از اخلاق رذیله و هم پاکسازی روح از آلودگی شرک و هم پاکسازی نفس از اخلاق رذیله و هم  پاکسازی عمل از محر مات و

هرگونه ریا و هم پاکسازی مال وجان به وسیله دادن زکات در راه الله را شامل می شود

آیه6 1- سپس به عامل اصلی انحراف از این برنامه فلاح و رستگاری اشاره کرده می افزاید ولی شما زندگی دنیا را مقدم می دارید

آیه 17-  در حالی که آخرت بهتر وپایدارتر است و این در حقیقت همان مطلبی است که دراحادیث نیز آمده محبت دنیا سرچشمه هر

گناهی است بنابراین برای قطع ریشه های گناه راهی جز این نیست که حب وعشق دنیا را ازدل بیرون کنیم و به دنیا همچون وسیله

وسیله و یا مزرعه ای بنگریم

آیه 18- وسرانجام در پایان سوره می فرماید این دستور ها که گفته شده منحصر  به این کتاب آسمانی نیست بلکه در کتب آسمانی

پیشین نیز آمده است

آیه 19- در کتب ابراهیم وموسی تعبیربه صحف اولی در مورد کتاب های ابراهیم وموسی در برابر سحف اخیر است که برحضرت

 مسیح وپیامبر اکرم نازل شده است آیات فوق نشان می دهد که ابراهیم وموسی نیز دارای کتاب های آسمانی بوده اند .   ازپیامبر

پرسیدند انبیا چند نفر بودند  فرمود 124هزا ر نفر.  وپرسیدند رسول ها چندنفر بودند  فرمود 313 تا وبقیه فقط نبی بودند .آدمی

 آدم نبی بود؟ افزود بله . الله با او سخن گفت واورا با دست خود آفرید . 4 نفر از انبیا عرب بودند هود وصالح و شعیب و پیامبر

سبحانک یا عزیز تعالیت یا جبار

تو پرسیدند چند کتاب نازل شده است فرمود 104کتاب . ده کتاب بر آدم و50 کتاب بر شیث وبر اخنوخ که ادریس است سی کتاب

واو نخستین کسی است که با قلم نوشت وبر ابراهیم ده کتاب و نیز تورات وانجیل و زبور وفرقان را(بر موسی ومسیح و داوود و

پیامبر اسلام نازل کرد)

فضیلت سوره 87:

این سوره 19 آیه دارد حضرت علی می گفت اولین کسی که سبحان بی الاعلی می گفت میکائیل بود زمانیکه عرش الله را با عظمت

و طول و عرض  دید به سجده افتاد و این تسبیح را گفت . الله خودش فرمود که فسبح باسم ربک  العظیم را در رکوع   قرار دهید

و سبح اسم ربک الاعلی را در سجده . قبل از این ذکر سجده اللهم لک سجدت و ذکر رکوع اللهم لک رکعت بوده است . ثواب قرائت

این سوره  از عرش وکرسی و کو ه های دنیا سنگین تر است و در قیامت میکائیل وی را بر پر  خویش  گیرد و نزد الله برده شافع

وی شود و به بهشت از هر دری که خواهد وارد خواهد شد 20 بار خواندن در هر روز خوب است و مقام اعلی در قیامت می گیر د

سوره الاعلی 87

بسم الله الرحمن الرحیم

سورة الاعلی: سوره 87:

سَیَّح ِ أسمَ رَبّکَ ألاَ علَی (1)    ألَّذی خَلَقَ فَسَّوَی (2)   وَألَّذی قَدَّرَ فَهَدَی (3)  وَ ألَّذی أَخرَجَ ألمَرعَی (4)  فَجَعَلَهُ غُثَآ ءً أَحوَی  (5)

سَنُقرِئُکَ فَلَا تَنسَی (6) ألَّا مَا شَآ ءَ اللهُ إنَّهُ یَعلَمُ ألجَهرَوَ مَآ یَخفَی (7) وَُنُیَسِّرُکَ للِیُسرَی (8) فَذَکُرإن نَفَّعَتِ ألذَّکرَی (9)    سَیَذَّکّرُ مَن

یَخشَی(10) وَیَتَجَنَّبُهَآ ألاَ شقَی (11)  ألَّذی یَصلَی ألنَّارَ أَلکُبرَی (12)  ثُمَّ لَآیَمُوتُ فیَها وَلَآ یَحیَی(13) قَد أَفلَحَ مَن تَزَکَِّی (14)  وذکر

 أسمَ رَبَّهِ فَصَلَّی (15) بَل تُو ثِروُنَ ألحَیَوة ألدُّنیَآ (16) وَألآَخِرَةُ خَیرُ ُ وَ أَبقَی (17) إنَّ هَذَا لَفی ألصُّحُفِ ألاُولَی (18) صُحُفِ إبرَهیمَ

وَمُوسَی(19 )

تفسیر سوره 86

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر سوره 86:

این سوره عمدتا بر دو محور معا د و رستاخیز و قران و ارزش واهمیت آن    دور می زند ولی در آغاز بعد از سوگند هایی اندیشه

آفرین اشاره به وجود مراقبین الهی بر انسان می کند بعدبرای اثبات امکان معاد به زندگی نخستین و بدو پیدایش انسان از آب نطفه

اشاره فرموده نتیجه گیری می کند الله که قادر است او را از چنین آب  بی ارزش و ناچیزی  بیافریند  توانایی  بر بازگشت  مجدد او

دارد در مرحله بعد به بعضی از ویژگی های روز رستاخیز اشاره کرده   سپس با ذکر سوگند های متعددو پر معنایی اهمیت قران را

کوشزد می نماید و سرانجام سوره را با تهدید کفار به مجازات الهی پایان می دهد .

     و ما جعله  الله الا بشری و لتطمئن  به قلوبکم  و ما النصر الا من عندالله ان الله عزیز حکیم

آیه 1- این سوره نیز همچون بسیاری دیگر از سوره های جز آخر قران با سوگند های زیبا و اندیشه بر  انگیزی آغاز می شود می

فرماید سوگند به آسمان و کوبنده شب

آیه 2-  و تو نمی دادنی کوبنده شب چیست؟

آیه 3- همان ستاره درخشان و شکافنده تاریک هاست قران خودش در ایجا طارق را تفسیر کرده می گوید این مسافر شبانه  همان

ستاره درخشانی است که بر آسمان ظاهر می سود وبقدری بلند است که گویی می خواهد    سقف آسمان را سوراخ کند و نورش به

قدری خیره را کننده است که تاریکی ها را  می شکافد و به درون چشم آدمی نفوذ   می کند منظور از نجم ثاقب ستارگان درخشانی

است که نور آنها پرده های ظلمت رامی شکافد و درچشم آدمی نفوذ می کند همانند ستاره زحل که در فارسی به آن کیوان می گویند

آیه 4-اکنون ببینیم این سوگند ها  برای چیست؟   در این آیه می فرماید مسلما هرکس مراقب ومحافظی دارد که اعمال اورا  ثبت و

ضبط و حفظ می کند وبرای حساب و جز انگهداری می نماید به این ترتیب شما هرگز  تنها نیستید و هر که  باشید و هرکجا باشید

تحت مراقبت فرشتگان الهی و ماموران الله خواهید بود این مطلبی است که توجه به آن در اصلاح وتربیت انسان فوق العاد ه موثر

است

آیه 5- ای انسان بنگر از چه  چیز آفریده شده ای ؟ در این آیه  به عنوان یک استدلال بر مساله معد در برابر کسانی که آن را غیر

ممکن می شمردند می فرماید انسان باید بنگرد از چه چیز آفریده شده است و به این ترتیب قران دست همه انسان ها را گرفته و به

خلقت نخستین باز می گرداند و با یک جمله استفهامیه از آنها می پرسد آفرینش شما از چه بوده است

آیه 6-  و بی آنکه منتظر پاسخ آنها باشد جوای این سوال را که روشن   است خودش داد می فرماید از یک آب جهنده آفریده شده

است که این توصیفی است برای نطفه مردکه درآب منی شناور است وبه هنگام بیرون آمدن جهش دارد

آیه 7-  و بعد در توصیف دیگری از این آب می گوید آبی که از میان پشت وسینه ها خارج می شود صلب به معنی پشت است واما

  

  سبحانک یا رحیم تعالیت یا کریم

ترائب جمع تریبه بنا بر مشهور میان علمای لغت استخوانهای بالای سینه است همانجا که گردنبند روی آن قرار می گیرد در اینجا

قران به یکی از دو جز اصلی نطفه که همان نطفه مرد است  وبرای همه محسوس می باشد اشاره کده و منظور از صلب وترائب

قسمت پشت و پیش روی انسان است چرا که آب نطفه مرد از میان این دو خارج می شود این  تفسیری است روشن وهماهنگ با

آنچه در کتب لغت در معنی این دو واژه آمده است در عین حال ممکن است حقیقت  مهمتری در این آیه نیز نهفته  باشد که در حد

علمی امروز برای ما کشف نشده و اکتشاقات دانشمندان در آینده از روی آن پرده بر خواهد داشت

آیه 8-  سپس از این بیان نتیجه گیری کرده  می گوید مسلما او الله ای که  انسان را از چنین  چیز پستی آفرید می تواند او را باز

گرداند د ر آغاز خاک بود وسپس بعد از طی مراحلی به صورت نطفه در آمد ونطفه نیز بعد از طی مراحل پیچیده و شگفت انگیزی

تبدیل به انسان کاملی شد بنابراین بازگشت او به حیات و زندگی مجدد هیچ مشکلی ایجاد نمی کند.

آیه9- در این آیه به توصیف آن روز بزرگ پرداخته می فرماید در آن روز که اسرار پنهان انسان آشکار می شود . آری در آن روز

که یوم البروز و یوم الظهور است اسرار درون آشکار  می شود اعم از ایمان وکفر و نفاق یا نیت خیر وشر یا ریا و اخلاص و این

ظهور و بروز برای مومنان  مایه افتخار ومزید  نعمت است وبرای مجرمان مایه سرافکندگی  ومنشا خواری وخفت و چه دردناک

است که انسان عمری با آبرو در میان مردم زندگی کند ولی در آن روز در برابر همه خلایق شرمسار وسر افکنده شود

آیه 10-  اما مشکل مهم در آن روز اینجاست که : برای او هیچ نیرو و یاوری نیست نه نیرویی که بر  زشتیهای اعمال ونیات او

پرده بیفکند و نه یاوری که اورا از عذاب الهی رهایی بخشد

آیه11- در تعقیب آیات گذشته که استدلال بر مساله معاد از طریق توجه به آفرینش نخستین انسان از نطفه داشت در اینجا باز برای

تاکید در امر معاد و اشاره به بعضی از دلائل دیگر بحث را ادامه داد ه می فرماید سوگند به آسمان پر باران

آیه 12-  و سوگند به زمین پر شکاف که گیاهان از آن سر بر می آورند

آیه 13-  که این قران سخنی است که حق را از باطل جدا میکند

آیه 14- سخنی است جدی و هرگز شوخی نیست در حقیقت این دو سوگند اشاره ای است به احیای زمین های مرده بوسیله باران

که قران بار ها آن را به عنوان دلیلی بر مساله رستاخیز ذکر کرده است مانند آیه 11 سوره ق که می فرماید  ما به وسیله باران

سرزمین مرده ای را زنده کردیم خروج وقیام شما د رقیامت نیز همین گونه است

آیه 15- سپس برای تسلی خاطر پیامبر و مومنان از یکسو و تهدید دشمنان اسلام از سوی دیگر می افزاید آنها پیوسته حیله می

کنند و نقشه ها می ریزند

سبحانک یا ملک تعالیت یا مالک

آیه 16-من هم در برابر آنها چاره می کنم و نقشه هاشان را نقش بر آب می کنم

آیه 17- حال که چنین است کافران را فقط اندکی مهلت ده تا عاقبت   کار خویش را ببینند آری آنها پیوسته نقشه های شومی برای

مبارزه با تو طرح می کنند گاه از طریق استهزا  وارد می شوند   گاه به محاصره   اقتصادی دست می زنند گاه  مومنان را شکنجه

و آزار می کنند گاه ساحرت می خوانند گاه کاهنت می گویند گاه دیوانه ات می شمرندو گاه می گویند کسانی که دور تو را گرفته اند

فقراوبینوا یانند آنها را دور کن تا ما با تو باشیم منظور از کید دشمنان در آیه فوق روشن است که به نمونه های آن اشاره  کردیم

وامامنظور از کید الهی همان الطافی است که شامل حال پیامبر و مومنان می شد و دشمنان اسلام را غافلگیر می ساخت   کوشش

های آن ها را از میان می برد و توطئه های آنان را در هم می شکست که نمونه هایش در تاریخ اسلام  فراوان است این آیه  سر

مشقی است برای همه مسلمانان که که در  کار های خود مخصوصا هنگامی که در مقابل دشمنانی نیرومند و خطرناکی  قرار می

گیرند با حوصله و صبر وشکیبا یی و دقت رفتار کنند واز هرگونه شتاب زدگی و کارهای بی نقشه یابی موقع بپرهیزند

فضیلت سوره 86:

این سوره مکی است و 17   آیه دارد تلاوت کننده این سوره دارای حسنات بی شمار می شودو نزد حق تعالی جاه ومنزلت گیرد

ورفیق انبیا شود و اگر آب آن را بر جراحت ریزد شفا یابد

سوره الطارق 86

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره 86: سورة الطارق

وَألسَّمآءِ وَألطَّارِقِ (1) وَمَآأَدرَئکَ مَا ألطَّارقُ (2)   ألنََّجمُ ألثَّاقِبُ (3)   إن کُلُّ نَفسٍ لَّمَّا عَلَیهَا حَافِظُ ُ (4)   فَلیَنظُرِ ألانسَنُ مِمَّ خُلِقَ (5)

خُلِقَ مِن مَّآءِ دَآفِقٍ (6) یَخرُجُ مِن بَینِ ألصُّلبِ وَا لتَّرآئبِ (7) إنَّهُ عَلیَ رَجعِهِ لَقَادِرُ ُ (8) یَومَ تُبلَی ألسَّرآئرُ (9) فَمَالَهُ مِن قُوَّةٍ وَلَا نَاصِرٍ

 (10) وَألسَّمآءِ ذَاتِ ألرَّجعِ (11) وَألارضِ ذَآتِ ألصَّدعِ (12) إنَّهُ لَقَولُ ُ فَصلُ ُ (13 )وَمَا هُوَ بِألهَزلِ (14)   إنَّهُم یَکید ونَ کَید (15)

وَأَکیدُ کَیدأً (16) فَمَهَّلِ ألکَفرینَ أَمهِلهُم رُوَیدَا(17 )

تفسیر سوره بروج 85

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 85:

با توجه به این که این سوره از مکه است چنین به نظر می رسد که هدف اصلی تقویت روحیه   مومنان در برابر دشمنان  وتشویق

آنان به پایمردی و استقامت است و در همین رابطه در این سوره داستان اصحاب اخدود را نقل می کند همان ها که   خندق ها کندند

و آتش های عظیمی در آن افروختند و مومنا ن را تهدید به شکنجه با آتش کردند گروهی را زنده زنده در آتش سوزاندن اما آنها از

ایمانشان باز نگشتند . در قسمت دیگری از این سوره کافرانی را که مومنا ن را تحت  فشار قرار می دهند سخت مورد   حمله قرار

داده و آنها را به عذاب سوزان جهنم تهدید می کند در حالی که مومنان را بشارت به باغهای پر نعمت بهشتی می دهد در مقطع بعد

آنها را به گذشته تاریخ باز می گرداند و داستان فرعون و ثمود و اقوام زورمند را در برابر  دیدگانشان مجسم می سازد تا کفارمکه

که نسبت به آنها قدرت ناچیزی داشتند حساب خود را بکنند و هم مایه تسلی خاطر پیامبرو مومنان   بوده باشند و در آخرین مقطع

سوره واشاره به عظمت قران مجید و اهمیت فوق العاده وحی الهی می کند وسوره را با آن پایان می دهد. نامگذاری این سوره به

بروج به تناسب سوگندی است که در آیه نخستین آن آمد ه است.

آیه 1- در آغاز سوره می فرماید سوگند به آسمان که دارای برج های بسیار است . برج های آسمانی یا به معنی ستارگان درخشان

و روشن آسمان است یا به معنی صورت های فلکی یعنی مجموعه ای از ستارگان که در نظر ما شباهت به یکی از موجودات زمینی

دارد و برج های 12 گانه 12 صورت فلکی است که خورشید در مسیر سالانه خود در هر ماه محاذی یکی از آن ها  قرار می گیرد

البته خورشید حرکت نمی کند بلکه زمین به دور آن می گردد ولی به نظر می رسد که خورشید جابجا می شود و محاذی یکی از این

صورت های فلکی می گردد

آیه 2-  سپس می افزاید وسوگند به آن روز موعود روز رستاخیز . همان روزی که تما م انبیا وپیامبران الهی آن را وعده داده اند

وصد ها آیه قران مجید از آن خبر می دهد

آیه 3- ودر سومین و چهارمین سوگند می فرماید وقسم به شاهد ومشهود .در این که منظور از شاهد ومشهود چیست ؟ مفسران

حدود سی تفسیر ذکر کرده اند که مهم ترین آنها تفسیر  های زیر است

-  شاهد شخص پیامبر اکرم و مشهود روز قیامت است

- -شاهد گواهان عمل انسانند مانند اعضای پیکر او و مشهود انسان ها و

-   اعمال آنها هستند.

قل تولوا فقل حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت وهو العرش العظیم

-  شاهد به معنی روز جمعه است که شاهد اجتماع مسلمین در مراسم بسیار

-  مهم نماز آن روز است و مشهود روز عرفه است که زائران بیت الله الحرام

-  شاهد وناظر آن روزند.

- شاهد روز عید قران ومشهود روز عرفه می باشد

-  منظور از شاهد شبها وروزها و مشهود بنی آدم است که به اعمال ا و گواهی می دهد

-  منظور از شاهد ملائکه و مشهود قران است

-  منظور از شاهد حجر الاسود و مشهود حاجیانند که در کنار آن می آیند ودست بر آن می نهند

-  شاهد خلق است و مشهود حق است

-  منظور از شاهد امت اسلامی است و مشهود امت های دیگر

-  شاهد پیامبراسلام و مشهود سایر انبیا است

-  شاهد پیامبر و مشهود علی است

البته تناسب این آیه با آیات قبل ایجاب میکند که شاهد اشاره به شهود روز قیامت باشد اعم از پیامبرا سلام یا سایر پیامبران نسبت

به امت های خود و ملائکه و فر شتگان و اعضای پیکر آدمی و شب وروز و مانند آنها ومشهود انسانها یا اعمال آنهاست  و  به

 این ترتیب بسیار ی از تفاسیر فوق در هم ادغام می شود ودر یک مجموعه با یک مفهوم وسیع خلاصه می گردد و تضادی میان

آنها وجود ندارد چرا که شاهد هرگونه گواه را شامل می شود ومشهود هر چیزی را که بر آن گواهی می دهند .    آری آسمان  و

وستارگان درخشان و برج های موزونش همگی نشانه نظم و حساب است ویوم موعود صحنه روشنی از حساب و  کتاب و شاهد

ومشهود نیز وسیله ای است برای رسیدگی دقیق به این حساب وانگهی همه این سوگند ها برای آن است که به شکنجه گران ظالم

هشدار دهد اعمال آنها در مورد مومنان راستین همگی ثبت وضبط و برای روز موعو د نگهداری می شود

آیه 4- مومنان در برابر کوره های آدم سوز ی . قران بعد از این سوگند ها می فرماید مر گ بر شکنجه گران صاحب گودال آتش

آیه 5- آتشی عظیم وشعله ور

آیه 6- هنگامی که در کنار آن نشسته بودند

آیه 7- و آنچه را بامومنان انجام می دادند با خونسردی و قساوت تماشا می کردند این گروه شکنجه گر خندق های   بزرگی از آتش

فراهم ساخته بودند و مومنان را وادار می کردند که دست از ایمان خود بردارند هنگامی که با مقاومت آنان روبرو می شدند آنها را

لقد جاء کم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص  علیکم بالمومنین رئوف رحیم

این کوره های آدم سوزی انداخته به آتش می کشیدند

آیه 8- سپس می افزاید آنها شکنجه گران هیچ ایرادی بر مومنان نداشتند جز این که به الله عزیز وحمید ایمان آورد ه بودند . تعبیر

به عزیز قدرتمند شکست ناپذیر و حمید شایسته هرگونه ستایش و دارای هر گونه کمال در حقیقت پاسخی است به جنایت های آنها

و دلیل است بر ضد آنان یعنی مگر ایمان به چنین الله ای جرم وگناه است ؟ درضمن تهدید و هشداری نیز به این شکنجه گران در

طول تاریخ محسوب می شود که الله عزیز وحمید در کمین آنهاست

آیه  9- سپس به بیان دو وصف دیگر از اوصاف این معبود بزرگ پرداخته می افزاید همان کسی که حکومت آسمان ها وزمین از

 آن اوست و الله بر همه چیز گواه است و در حقیقت این چهار وصف از اوصافی است که شایستگی برای عبودیت را مسلم می کند

قدرت وتوانایی واجد هر گونه کمال بودن مالکیت آسمان ها و زمین و آگاهی از همه چیز در ضمن بشارتی است به مومنا ن که الله

حاضر و ناظر است وصبر وشکیبایی و استقامتشان را در راه حفظ ایمان می بیند از سوی دیگر تهدیدی است برای  دشمنان آنها و

 هشداری است که اگر الله مانع کار آنها نمی شود نه به خاطرنا توانی است بلکه به خاطر آزمون و امتحان است   منظور در اینجا

خندق های عظیم است که مملو از آتش بود تا شکنجه گران مومنا ن را در آنها بیفکنند وبسوزانند . معروف و مشهور آن است که

این ماجرا مربوط به ذونواس آخرین شاه حمیر در یمن است توضیح اینکه ذونواس که آخرین نفراز سلسله گروه حمیر بود به آیین

یهود در آمد و گروه حمیر نیز از او پیروی کردند او نام خود را یوسف نهاد. مدتی بر این منوال گذشت بعد به او خبر دادند  که در

سرزمین نجران در شمال یمن هنوز گروهی بر آیین نصرانیتند هم مسلکان   ذونواس اور ا وادار کردند که اهل نجران را مجبور به

پذیرش آیین یهود کند و به سوی نجران حرکت کرد وساکنان آنجا را جمع نمود و آیین یهود را بر آنها عرضه داشت  واصرار  کرد

 آن را پذیرا شوند ولی آنها ابا کردند حاضر به قبول  شهادت   شدند اما حاضر به   صرف نظر کردن از آیین خود نبودند  ذونواس

دستور داد خندق عظیمی کندند وهیزم در آن ریختند و آتش زدند گروهی را زنده زنده به آتش سوزاند و گروهی را با شمشیر کشت

 و قطعه قطعه کرد بطوری که عدد مقتولین  و سوختگان به آتش به بیست هزار نفر رسید . بعضی افزوده اند که در این گیر و دار

یک تن از نصارای نجران فرار کرد وبه سوی روم و دربار قیصر شتافت و از ذونواس شکایت کرد و یاری طلبید و قیصر گفت  سر

زمین شما از من دور است اما نامه ای به پادشاه حبشه می نویسیم که او مسیحی است و همسایه شماست از او می خواهم  شما را

شما را یاری دهد مرد نجرانی نزد سلطان حبشه نجاشی آمد و نجاشی از شنیدن این داستان سخت متاثر گشت و از  خاموشی شعله

آیین مسیح در سرزمین نجران افسوس خوردو تصمیم بر انتقام شهیدان را از او گرفت . لشکریان حبشه به جانب یمن تاختند و در

یک پیکار سخت   سپاه  ذونواس را شکست دادند و گروه زیادی از آنان کشته شد وطولی نکشید که مملکت یمن به دست نجاشی

فان تولوا فقل حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت

افتاد وبه صورت ایالتی از ایالات حبشه در آمد  

آیه 10- شکنجه گران در برابر مجازات الهی بعد از بیان جنایت عظیم شکنجه گران اقوام پیشین در اینجا به کیفر سخت الهی نسبت

به آنان وپاداش های عظیم مومنان اشاره کرده می فرماید کسانی که مردان وزنان با ایمان را شکنجه دادند و سپس توبه نکردند و

برای آنها عذاب دوزخ آتش سوزان است . جمله ثم لم یتوبوا نشان می دهد که راه توبه حتی برای چنین شکنجه گران ستمگری باز

 است و این نهایت لطف الله را نسبت به گنهکاران نشان می دهد و ضمنا هشداری است به مردم مکه که تا دیر نشده دست از آزار

وشکنجه مومنان بر دارند وبه سوی الله باز گردند . قابل   توجه این که در این آیه دو گونه عذاب  برای آنها ذکر کرده  یکی عذاب

جهنم و دیگری عذاب حریق ( آتش سوزان)   ذکر این دو  ممکن است به خاطر این باشد که در جهنم انواعی از مجازات ها  وجود

دارد که یکی از آنها آتش سوزان است و ذکر آن بالخصوص به خاطر این است که شکنجه گران مزبور مومنان را با آتش می سوز

اندند و باید در آنجا با آتش مجازات شوند اما این آتش کجا وآن آتش کجا

آیه 11-  سپس به پاداش  مومنان  پرداخته می فرماید وبرای کسانی که ایمان آوردند واعمال صالح انجام دادند باغ هایی از بهشت

است که نهر ها زیر درخت هایش جاری است واین نجات   و پیروزی بزرگ است چه فوز و پیروزی از این برتر که در جوار قرب

اله ودر میان انواع نعمت های پایدار با سر بلندی وافتخار جای گیرند ولی نباید فراموش کرد که کلید اصلی این پیروزی وفوز کبیر

ایمان وعمل صالح است

آیه  12- سپس بار دیگر به تهدید کفار وشکنجه گران پرداخته می افزاید گرفتن قهر آمیزو مجازات الله به یقین بسیار شدید است

آیه 13- بعد می فرماید گمان نکنید قیامتی در کار نیست ویا بازگشت شما مشکل است اوست که آفرینش را آغاز می کند وباز می

گرداند

آیه 14- سپس به بیان پنج وصف از اوصاف الله بزرگ پرداخته می گوید واو آمرزنده و دوستدار مومنا ن است

آیه 15- صاحب عرش و دارای مجد وعظمت است

آیه 16-  و آنچه را می خواهد  انجام  می دهد در حقیقت ذکر این اوصاف  در برابر تهدیدی که در آیات  قبل آمده برای بیان این

حقیقت است که راه بازگشت به روی گنهکاران باز است و الله  در عین شدید العقاب بودن غفور و ودود و رحیم و مهربان است

آیه 17- دیدی الله با لشکر فرعون وثمود چه کرد آیات قبل بیان قدرت مطلقه الله وحاکمیت بلا منازع او و تهدید  کفار  وشکنجه

گران بود برای این که معلوم شود این تهدی ها عملی است در اینجا روی سخن را به پیامبر کرده می فرماید آیا داستان لشکر ها

به تو رسیده است لشکریان عظیمی که در برابر پیامبران الهی صف آرایی کردند وبه مبارزه برخاستند  به گمان اینکه می توانند

یرید الله ان یخفف عنکم و خلق الانسان ضعیفا

در مقابل قدرت الله عرض اندام کنند

آیه 18- وبعد به دو نمونه آشکار از آنها که یکی در قدیم الایام و  دیگری در عصر  نزدیک تر واقع  شد  اشاره کرده می افزاید

لشکریان فرعون وثمود همانها که بعضی شرق وغرب جهان را زیر سلطه خود قرار دادند وبعضی دل کوهها را شکافتند و سنگ

های عظیم آن را بر کندند و از آن خانه ها  وقصر های عظیم ساختند و کسی را یارای مقابله با آنها نبود . اما الله گروه اول را با

آب و گروه دوم را با باد که هردو وسیله های حیات آدمی هستند درهم کوبید

آیه 19- در این آیه می افزاید ولی  کافران  پیوسته در تکذیب حقند چنان نیست که نشانه های حق بر کسی مخفی و پنهان نیست

لجاجت و عناد اجازه نمی دهد که بعضی راه را پیدا کنند ودر طریق حق گام بگذارند و تعبیر به بل که به اصطلاح برای اضراب (

عدول ازچیزی به چیز دیگر) است گویی اشاره به این است که این گروه مشرک از قوم فرعون وثمود هم بدتر ولجوج تر ند و دائما

مشغول تکذیب و انکار قرانند.

آیه 20-  ولی آنها باید بدانند که : الله به همه آنها احاطه دارد وهمه در چنگال قدرت اوهستند . اگر الله به آنها مهلت می دهد نه به

خاطر عجز و ناتوانی است واگر آنها را سریعا مجازات نمی کند نه به خاطر این است که از قلمرو قدرتش بیرونند.

آیه 21- دراین آیه می افزاید اصرارآن ها در تکذیب قران ونسبت آن به سحر وکهانت وشعر بیهوده است این آیات  سحر و دروغ

نیست بلکه قران با عظمت است . محتوایش عظیم و  گسترده و معاننیش بلند و پر مایه است هم در زمینه معارف واعتقادات وهم

اخلاق و مواعظ و هم احکام وسنن

آیه 22-  که در لوح محفوظ جای دارد و دست نااهلان و شیاطین و کاهنان هرگزبه آن نمی رسد و از هرگونه تغییر وتبدیل و زیاده

و نقصان بر کنار می باشد . بنا براین اگر نسبت ها ی ناروا به تو می دهند و شاعر وساحر وکاهن  و مجنونت    می خوانند هرگز

غمگین مباش. تکیه گاه تو محکم و راهت روشن و پشتیبانت قدرتمند و توانا ست .   منظور از لوح در اینجا   صفحه ای است که

قران مجید بر آن ثبت وضبط شده است ولی نه صفحه ای همچون الواح متداول در میان ما بلکه در تفسیری آمده است لوح محفوظ

طولش به اندازه فاصله زمین وآسمان و عرضش به اندازه فاصله مغرب تا مشرق  است و اینجاست که  به نظر می رسد   که لوح

محفوظ همان صفحه علم الله است که شرق وغرب عالم را فراگرفته است و از هرگونه دگرگونی و تحریف مصون و محفوظ است

فضیلت سوره 85:

این سوره 22  آیه دارد خواندن این سوره باعث موقف و محشر با انبیا ومرسلین باشد   زیرا  این سوره  پیامبران است اگر وقت

خواب بخواند حفظ شود و اگر موقع    بیرون رفتن از خانه بخواند و بدمد آن خانه واهلش و خود قاری از بلیات حفظ مانند  جه

سبحانک یا الله تعالیت یا رحمان

حفظ از زنبور ازآیه 1و 2و 3 را بخواند تلاوت کننده این سوره به تعداد همه کسانی که در روز جمعه   در نماز  اجتماع می کنند و

تمام کسانی که روز عرفه جمع می شوند به ازای هر یک ده حسنه بر ایش نویسند و تلاوت آن انسان را از ترس ها وشدائد رهایی

می بخشد

سوره البروج85

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

سورة 85: سورة البروج

وَألسَّمآء ذَآتِ ألبُروج (1) وَألیَومِ ألموعُود (2) وَ شَآهدٍ وَمَشهُودٍ (3) قُـتِلَ أَصحَبُ ألاُخدُود (4) ألنَّارِ ذاتِ ألوَقُودِ (5) إذهُم عَلَیهَا قُعُودُ

ُ (6) وَهُم عَلَی مَایَفعَلُونَ بِألمُو مِنینَ شُهُودُ ُ (7) وَمَانَقَمُوا مِنهُم إ لَّا أَن یُومِنُوا بَأللهِ ألعَزیزألحَمیدِ (8) ألذَّی لَهُ مُلکُ ألسَّمَوتِ وَألاَرضِ

وَاللهِ عَلی کُلِّ شَی شَهیدُ (9) إنَّ ألذَّینَ فَتَنُوا ألمُومنینَ وَ ألمُومِنَـِتِ ثُمَّ لَم یَتـُوبُوا فَلَهُم عَذَآبُ جَهَنَّمَ وَلَهُم عَذَابُ ألحَریقِ (10) إنَّ ألذَّینَ

ءَامََنُوا وَعَمِلُوا ألصَّلِحَـِتِ لَهُم جَنَّتُ ُ تَجری مِن تَحتِها ألانهَرُ ذَلکَ ألفَوزُ ألکَبیرُ ( 11) إنَّ بَطشَ رَبِّکَ لَشَدیدُ (12) أنَّهُ هُوَ یُبدِیُ وَ یُعید

(13) وَهُوَ ألغفُورُ ألوَدُودُ (14) ذُو ألعَرَشِ ألمَجیدُ (15) فَعَّالُ ُ لِمَا یُریدُ (16) هَل أَتَئکَ حَدیثُ ألجُنُودِ (17) فِرعَونَ وَ ثَمُود(18) بَلِ

ألَّذینَ کَفَروُا فی تَُکذیبٍ (19) وَالله ُمِن وَرَآئهِم مَحیطُ (20) بَل هُوَ قُرءَانُ مَّجیدُ ُُُُُُُُُُ (21) فی لَوحٍ مَّحفُوظِ (22َ

تفسیر سوره انشقاق 84

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر سوره 84:

این سوره مانند بسیاری از سوره های جز اخیر قران از مباحث معاد سخن می گوید در آغاز اشاراتی   به حوادث هولناک و تکان

دهنده پایان جهان و شروع قیامت می کند و در مرحله سوم به بخشی از اعمال و اعتقاداتی که موجب عذاب وکیفر الهی می شود

و در مرحله چهارم بعد از ذکر سوگند هایی که به مراحل  سیر  انسان در مسیر زندگی دنیا و آخرت اشاره می کند و سرانجام  در

مرحله پنجم باز سخن از اعمال نیک وبد و کیفر و پاداش آنهاست

 آیه 1- همان گونه که در شرح محتوای سوره گفتیم در آغاز این سوره نیز به حوادث عظیم  وعجیب  پایان جهان اشاره شده می

فرماید در آن هنگام که آسمان( کرات آسمانی شکافته شود) نظیر آنچه در آغاز سوره   انفطار آمده که می فرماید  درآن زمان که

آسمان و کرات آسمانی شکافته وستارگان   پراکنده شوند وفرو ریزند  واین اعلام پایان دنیا و خرابی وفنای آن است . در آستانه

قیامت این کواکب را که ما مشاهده می کنیم از کهکشان جدا می شود ونظام همگی به هم می خورد

آیه 2-    سپس  می افزاید و  تسلیم   فرمان الله  شود و شایسته است چنین باشد . مبادا تصورشود که آسمان با آن عظمت کمترین

مقاومتی در مقابل این فرمان الهی می کند و چگونه تسلیم نباشد در حالی که فیض وجود لحظه به لحظه از سوی الله به آن می رسد

و اگر یک آن این رابطه قطع شود متلاشی و نابود خواهد شد.

ربنا اغفرلنا ذنوبنا واسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین

آیه 3-    ودر مرحله بعد به وضع زمین اشاره کرده می فرماید ودر آن هنگام که زمین گسترده شود کوهها به شهادت آیات فراوانی

از قران بکلی متلاشی و بر چیده می شود و تمام بلندیها وپستیها از میان می رود زمین صاف وگسترده و آماده حضور همه بندگان

بندگان در صحنه می شود

آیه 4- و در سومین مرحله می افزاید و زمین آنچه در درون دارد بیرون افکنده و خالی می شود معروف در میان مفسران این است

که مفهوم آیه این است که تمام مردگانی که در درون خاک و داخل قبر ها آرمیده اند یکباره همه به بیرون پرتاب می شوند و لباس

حیات و زندگی بر تن می کنند بعضی دیگر گفته اند علاوه بر انسان ها معادن وگنج ها ی نهفته   درون زمین نیز همگی بیرون می

نا ک و وحشتناک بکلی بیرون می ریزد و همه پستی ها را پر می کند و سپس درون زمین خالی و آرام می گیرد.

 آیه 5- بازبه دنبال این سخن می افزاید وتسلیم فرمان الله گردد  و شایسته است که تسلیم باشد این حوادث  عظیم که با تسلیم کامل

همه موجودات توام است ا ز یک سو بیانگر فنای این دنیاست  فنای زمین و آسمان و انسان ها و گنج ها و گنجینه ها  واز  سوی

دیگرها  دلیل بر ایجاد نقطه عطفی است در جهان آفرینش ومرحله نوین وتازه هستی . از سوی سوم نشانه قدرت الله بزرگ است

بر همه چیز خصوصا بر مساله معاد ورستاخیز . آری هنگامی که این حوادث واقع شود انسان نتیجه اعمال نیک وبد خود را می

بیند و این جمله ای است که در تقدیر است

 آیه 6- تلاشی پرر نج به سوی کمال مطلق. سپس انسان ها را مخاطب    ساخته وسرنوشت  آنها را در مسیری که در پیش دارند

برای آنها روشن کرده می فرماید ای انسان تو با تلاش و رنچ به سوی الله می روی و اورا ملاقات خواهی کرد این اشاره به یک

اصل اساسی در حیات همه انسان هاست که همواره زندگی آمیخته با زحمت و رنج وتعب است حتی اگر هدف رسیدن به متاع دنیا

باشد تا چه رسد به این که هدف آخرت وسعادت چاویدان و قرب الله باشد این طبیعت زندگی دنیاست حتی افرادی که در نهایت رفاه

زندگی می کنند آنها نیز از رنج و زحمت ودرد بر  کنا ر نیستند و تعبیر به ملاقات الله در اینجا خواه اشاره به ملاقات صحنه قیامت

که صحنه حاکمیت مطلقه اوست باشد یا ملاقات جزا وپاداش و کیفراو یا ملاقات خود او از طریق شهود باطن نشان می دهد که ا ین

رنج و  تعب تا  آنروز ادامه  خواهد یافت و زمانی به پایان می رسد که پرونده این دنیا بسته شود وانسان با عملی پاک الله خود را

ملاقات کند.آری راحتی بی رنج و تعب تنها در آنجاست .تکیه بر عنوان رب اشاره به این است که این سعی وتلاش جزیی از برنامه

ربوبیت الله وتکامل و تربیت انسان است

آیه 7- ولی در اینجا انسانها به دوگروه تقسیم می شوند همانگونه که می فرماید پس کسی که نامه اعمالش به دست راستش باشد

آیه 8- به زودی حساب آسانی برای او می شود

ربنا اغفر لنا ولاخواننا الذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا غلا للذین امنوا

آیه 9- و خوشحال به اهل و خانواده اش باز می گردد اینها کسانی هستند که در مدار اصلی آفرینش در همان مداری که الله برای

این انسان و سرمایه ها و نیروهای او تعیین کرده حرکت می کنند و تلاش وکوشش آنها همواره برای الله و سعی وحرکتشان  به

 سوی الله است در آنجا نامه اعمال را به دست راستشان می دهند که این نشانه پاکی عمل وصحت ایمان و نجا ت در قیامت است

ومایه سرافرازی و سربلندی در برابر اهل  محشر منظور از حساب یسیرحساب سهل وآسان است که سخت گیری و دقت   در آن

نباشد از سیئات بگذرد و حسنات را پاداش دهد وحتی سیئات آنها را به حسنات تبدیل کند

آیه 10- آنها که از شرم نامه اعمال را پشت سر می گیرند به دنبال بحثی که در آیات  قبل پیرامون اصحاب الیمین گذشت در اینجا

از کفار ومجرمان و چگونگی نامه اعمال آنها سخن می گوید .نخست می فرماید واما کسی که نامه اعمالش به پشت سرش داده می

شود

آیه 11- به زودی فریا د می زند ای وای بر من که هلاک شدم

آیه 12- ودر شعله های  سوزان آتش می سوزد  اصحاب یمین با   سرافرازی وافتخار و مباهات نامه اعمالشان را به دست راست

گرفته وصدا می زنند ای اهل محشر بیایید ونامه اعمال مرا بگیرید وبخوانید اما وقتی مجرمان   تبهکار نامه اعمالشان را به دست

چپشان می دهند آنها از شرم ساری و ذلت دست را پشت سر می گیرند تا این سند جرم و فضاحت کمتر دیده شود ولی چه فایده که

 در آنجا چیزی پنهان شدنی نیست

آیه 13- سپس به بیان علت این سرنوشت شوم پرداخته می فرماید  چرا که  او در میان  خانواده اش  پیوسته از کفر  و گناه خود

مسرور بود سروری آمیخته باغرور ی آمیخته با غفلت و بی خبری از الله که سروری که نشانه دلبستگی سخت به دنیا وبی اعتنا

یی به جهان پس از مرگ بود

 آیه 14- و لذا در این آیه می افزاید این به خاطر این است که او گمان می کرد هرگز بازگشت نمی کند و معادی در کارنیست . در

حقیقت منشا اصلی بدبختی او اعتقاد فاسد وگمان باطلش دائر بر نفی شهوات وانواع گناهان غوطه ور نمود تا آنجا که دعوت انبیا

را به باد استهزا گرفت و وقتی به سراغ  خانواده  خود می آمد از این استهزا وسخریه  شاد وخوشحال بود همین معنی در سوره

مطففین نیز آمده است

آیه 15-  در این آیه برای نفی عقائد باطل آنها می فرماید آری الله نسبت به او بینا بود واعمالش را برای حساب ثبت کردتعبیر این

آیه همانند آیه : یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه : می تواند به منزله دلیلی بر مساله محسوب شود بخصوص این

که در هر دو آیه روی عنوان رب تکیه شده است چرا که سیر تکاملی انسان به سوی الله هرگز نمی تواند با مرگ متوقف گردد  و

ربنا انک رئوف رحیم ربنا انک رئوف رحیم

و زندگی دنیا کمتر از آن است که هدف چنین سیری باشد و نیز بصیر بودن الله نسبت به اعمال آدمی وثبت وضبط آنها حتما باید

مقدمه ای برای حساب وجزا باشد وگرنه بیهوده است   

آیه 16-  به دنبال بحثی که در آیات گذشته پیرامون سیر تکامل انسان به سوی الله آمد در اینجا برای تاکید این مطلب و توضیح

بیشتر می فرماید سوگند به شفق

آیه 17-  وسوگند به شب وآنچه را از امور پراکنده جمع آوری می کند

آیه 18-  و سوگند به ماه آنگاه که بدر کامل می شود

آیه 19- که همه شما پیوسته از حالی به حال دیگر منتقل می شوید تا به کما ل برسید منظور از شفق در اینجا همان روشنی آمیخته

با تاریکی در آغاز شب است و از آنجا که ظهور شفق خبر از یک حالت تحول ودگرگونی عمیق در جهان می دهد واعلام پایان روز

وآغاز شب است بعلاوه جلوه وزیبایی خاصی دارد از همه گذشته وقت نماز مغرب است الله به آن سوگند یاد کرده تا همگان را وادار

را وادار به اندیشه در این پدیده زیبای آسمانی کند واما سوگند به شب به خاطر آنکه آثار واسرار زیادی است که در آن نهفته شده

ودر گذشته مشروحا از آن سخن گفته ایم . تعبیر به ماوسق با توجه به این که وسق به معنی   جمع کردن پراکنده  هاست اشاره به

بازگشت انواع حیوانات و   پرندگان و حتی انسان ها به خانه ها ولانه های خود به هنگام شب است که نتیجه آن آرامش و آسایش

است برای همه جانداران ویکی از اسرا ر وآثار پر اهمیت شب محسوب می شود قابل توجه این که هرچهار موضوعی که در آیات

فوق به آن سوگند یاد شده است ( شب- شفق- موجوداتی که شب آنها را گرد آوری کند- ماه در حالت  بدر کامل)  همه موضوعاتی

است مربوط به هم ومکمل یکدیگر و مجموعه ای زیبا ومنسجم راتشکیل می دهد که اندیشه انسان را تحریک   می کند تا در قدرت

عظیم آفرینش بیندیشد و از این  دگرگونی های سریع  به  مساله معاد وقدرت الله بر آن آشنا تر شود . جمله : لترکبن طبقا عن طبق

 بیانگر حالات مختلفی است که انسان در مسیر زندگی خود یکی پس از دیگری پیدا میکند از جمله حالات گوناگونی که انسان درطر

یق پر رنج و مشقت خود به سوی الله وکمال مطلق پیدا می کند نخست عالم دنیا بعد جهان برزخ و بعد رستاخیز وحالات مختلف آن

 آیه 20- سپس به عنوان یک نتیجه گری کلی از بحث های گذشته می فرماید پس چرا هنگامی که آنها ایمان نمی آورند ؟ با این که

دلائل حق روشن و آشکار است هم دلائل توحید والله شناسی و هم دلائل معاد هم آیات آفاقی و هم آیات انفسی

آیه 21-  سپس  از کتاب تکوین به سراغ کتاب تدوین می رود می افزاید وچرا هنگامی که قران بر آنها خوانده می شود سجده نمی

کنند ؟ قرانی که نور اعجاز از جوانب مختلف آن می درخشد و هر ناظر بی طرف می داند ممکن نیست زائیده مغز بشری باشد

آیه 22- در این آیه می افزاید بلکه کافران پیوسته آیات الهی را تکذیب می کنند به کار بردن فعل مضارع یکذبون در اینجا که معمو

لا برای استمرار می آید گواه بر این معنی است که آنها در تکذیب های خود اصرا رداشتند اصراری که از روح لجاج و عناد  سر

ربنا اغفرلی ولوالدی وللمومنین یوم یقوم الحساب

چشمه می گرفت

آیه 23- سپس با لحنی تهدید آمیز می فرماید الله آنچه را در دل پنهان می دارند به خوبی می داند . الله از نیات واهداف آنها وانگیز

ه هایی که سبب این تکذیب های مستمر می گردد با خبر است هرقدر آنها بر آن پرده پوشی کنند وسرانجام کیفر همه آن را به آنها

 خواهد داد

آیه 24- ودر این آیه می فرماید پس آنها را به عذابی دردناک بشارت ده . تعبیر به بشارت که معمولا در خبر های خوش به کار می

رود در اینجا نوعی طعن و سرزنش است این در حالی است که مومنا ن را حقیقتا بشارت به نعمت ها ی گسترده بهشتی میدهد تا

تکذیب کنندگان دوزخی در حسرت و اندوه فرو روند

آیه 25- در آخرین آیه این سوره به صورت یک استثنا بار دیگر به سرنوشت مومنان صال العمل اشاره کرده می فرماید مگرکسانی

 که ایمان آورده واعمال صالح انجام داده اند که برای آنها پاداشی است قطع نشدنی . این آیه راه باز گشت را به روی کفار می گشا

ید و  می فرماید این عذاب الیم از کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و اعمال صالح  انجام  دهند قطعا برداشته شده وپاداش دائم و

نقصان ناپذیر به آنها داده می شود

فضیلت سوره 84:

این سوره مکی است و 25 آیه دارد و  تلاوت کننده در پناه  الله است و نامه اعمال  وی را به دست  راستش  بدهند و از اصحاب

یمین شود اگر به زن حامله بندند وضع حملش آسان شود و بعد زایمان زود باز کنند و اگر بر چهار پا بندند حفظ ماند و اگر به مار

گزیده یا عقرت یا رتیل گزیده بخوانند در شفایش موثر است

سوره الانشقاق 84

.

بسم الله الرحمن الرحیم

سورة الانشقاق: سوره 84

إذَاألسَّمآءُ أنشَقَّت (1)   وَ أَذنَت لِرّبِهَآ وَحُقَّت (2)   وَإذَاألارَصُ مُدَّت (3)   وَأَلقَت مَا فیهَا وَتَخَلَّت (4) وَأَذِنَت لِرَبَّها وَحُقَّت (5)  یَأَیُّهُاَ

ألانسَنُ إنَّکَ کَادِحُ إلَی رَبِّکَ کَدحاً فَمُلَقیهِ أَهلِهِ مَسروراً (9) وَُأَمَّا مَن اُوتیَ کتَبَهُ وُرَآءَ ظَهرِهِ (10) فَسوفَ یَدعُوا ثُبُِوراً (11)  وَیَصلَی

سَعیراً (12) إنَّهُ کَانَ فی أَهلِهِ مَسرُوراً (13)إنَّهُ ظَنَّ أَن لَِن یَحُورَ (14) بَلَی إنَّ رَبَّهُ کَانَ بِهِ بَصیراً (15) فَلَا أُقسِمُ بَألشَّفَقِ (16) وَألَّیلِ

وَمَا وَسَقَ (17) وأَلقَمَرِ إذَآأتَّسَقَ (18)  لَتَرکَبُنَّ طَبَقاً عَن طَبَقٍ (19)  فَمَا لَهُم لَایُومِنُونَ (20)    وَإذَا قُریَ عَلَیِهمُ ألقُرءَانُ لَا یَسجُدُونَ

 (21) بَلِ ألَّذینَ کَفَروُا یُکَذَِبُونَ (22) وَاللهُ أَعلَمُ بِمَایُوعُونَ (23) فَبَشّرهُم بِعَذَآبٍ أَلیمٍ (24) إلَّا ألَّذینَ ءَامَنُوا وَعَمِلُواألصَّلحَتِ لَهُم اجرا

أَجرُ غَیرُ مَمنُونِ (25

تفسیر سوره 83

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 83: 

بحث های این سوره بر 5 محور دور می زند : هشدار وتهدید شدیدی نسبت به کم فروشان- اشاره به این مطلب که گناهان از عدم

ایمان راسخ به رستاخیز سرچشمه می گیرد – بخشی از سرنوشت فجار در آن روز بزرگ- قسمتی از مواهب عظیم و نعمت های

ربنا اخرنا الی اجل قریب نجب دعوتک ونتبع الرسل

روح پرور نیکوکاران در بهشت –    اشاره ای به استهزای  جاهلانه   کافر ان نسبت به مومنان ومعکوس شدن این کار د ر قیامت

وقتی پیامبر وارد مدینه شد  بسیاری از مردم سخت آلوده کم فروشی بودند الله این آیات را نازل کدر وآنها   پذیرفتند و بعد از آن کم

فروشی را ترک کردند بسیاری ازاهل مدینه تاجر بودند ودر کار خود کم فروشی می کردند و بسیاری از معاملات آنها معاملات حرام

حرام بود این آیات نازل شد و پیامبرآنها را برای اهل مدینه تلاوت فرمود بعد افزود پنج چیز در برابر پنج چیز است هیچ قومی عهد

شکنی نکردند مگر اینکه الله دشمنانشان را بر آنها مسلط ساخت

- هیچ جمعینی یه غیر حکم الهی حکم نکردند مگر اینکه فقر در میان آنها زیاد شد

-  در میان هیچ ملتی فحشا ظاهر نشد مگر اینکه مرگ ومیر در میان آنها فراوان شد.

-  هیچ گروهی کم فروشی نکردند مگر این که زراعت آنها از بین رفت و قحطی آنها را فرو گرفت.

-  هیچ قومی زکات را منع نکردند مگر اینکه باران از آنها قطع شد

آیه 1-    وای برکم فروشان در آغاز سوره قبل از هر چیز  کم فروشان را مورد تهدید    شدیدی قرار داده  می فرماید وای بر کم

فروشان این در حقیقت اعلان جنگی است از ناحیه الله به این افراد ظالم وستمگر و کثیف که درحق مردم را به طرز ناجوانمردانه

ای پایمال می کنند . قابل توجه اینکه الله ویل را باره هیچ کس در قران قرار نداده مگر این که او را کافر نام نهاده همان گونه که

در سوره مریم می فرماید وای بر کافران از مشاهده روز بزرگ . این روایت می فهیم که کم فروشی ربوی کفر می دهد.

آیه 2-    سپس به شرح کار مطففین و کم فروشان پرداخته می فرماید آنان که وقتی برای خود پیمانه   می کنند حق  خود را بطور

کامل می گیرند

آیه 3-    اما هنگامی که می خواهند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند کم می گذارند البته بعید  نیست با استفاده از الغای خصوصیت

کم فروشی کم گذاردن در خدمات را نیزفرا گیرد. فی المثل کارگر و کارمندی چیزی از وقت خود بدزدد در ردیف مطففین و کم فروشا

نی است که آیات این سوره سخت آنها را نکوهش  کرده است حتی بی تناسب نیست اگر هرگونه   تجاوز از حدود الهی و کم و کسر

گذاشتن در روابط اجتماعی واخلاقی را مشمول آن بدانیم.

آیه 4- سپس آنها را با این جمله استفهام توبیخی مورد تهدید قرار می دهد آیا آنها گمان نمی کنند که بر انگیخته می شوند

آیه 5- در روزی بزرگ روزی که عذاب وحساب وخبر او وهول و وحشتش همه عظیم است

آیه 6- روزی که مردم در پیشگاه الله می ایستند . یعنی اگر آنها قیامت را باور می داشتند و می دانستند حساب وکتابی در کار است

وتمام اعمالشان برای محاکمه در آن دادگاه برگ ثبت می شود هرگز چنین ظلم وستم نمی کردند و حقوق افراد را پایمال نمی ساختند)

ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها ا

و وقتی علی در کوفه بود همه روز صبح در بازار  های کوفه می آمد و بازار به بازار می گشت و تازیانه ای برای مجازات متخلف

ها بردوش داشت ودر وسط هر بازار می ایستاد وصدا می زد ای گروه تجار از الله بترسید. هنگامی که بانگ علی را می شنیدند هر

چه در دست داشتند بر زمین گذاشته و با تمام دل به سخنانش گوش فرا می دادند و بعد فرمود از الله خیر بخواهید و با آسان گرفتن

کار برمردم برکت بجوئید و به خریداران نزدیک شوید حلم را زینت خود قرار دهید از سوگند بپرهیزید از دروغ   اجتناب کنید ازظلم

خود داری کنید و حق مظلومان را بگیرید به ربا نزدیک نشوید پیمانه و وزن را بطور کامل وفا کنید واز اشیا مردم کم نگذارید ودر

زمین فساد نکنید وبه این ترتیب در بازارهای کوفه    گردش می کرد سپس به دارالاماره باز می گشت  وبرای داد خواهی مردم می

نشست.

 آیه 7-    تو نمی دانی سجین چیست ؟ در تعقیب بحثی که در آیات گذشته در باره کم فروش ها ورابطه گناه با عدم ایمان راسخ  به

روز رستاخیز آمده بود در اینجا به گوشه ای از سرنوشت بدکاران و فاجران در آن روز اشاره کرده می فرماید چنین نیست که آنها

در قیامت می پندارند به یقین نامه اعمال بدکاران در سجین است

 ایه 8- تو چه می دانی سجین چیست؟

ایه 9- نامه ای است رقم زده شده و سرنوشیت است حتمی . در تفسیر این آیات عمدتا دونظریه وجود دارد

-  منظور از کتاب همان نامه اعمال انسان هاست که هیچ کار کوچک وبزرگ و صغیر و  کبیره ای نیست مگر این که آن را احصا

کرده وهمه چیز بی کم وکاست در آن ثبت است . و منظور از سجین کتاب جامعی است که نامه اعمال همه بدکاران  بطور مجموعی

در آن گرد آوری شده است وبه تعبیر ساده مانند دفتر کلی است که حساب هر یک از بستانکاران وبدهکاران را  در صفحه مستقلی

را در آن ثبت می کنند و تعبیر از آن به عنوان سجین  شاید  به خاطر این  باشد که محتویات این دیوان  سبب زندانی شدن آنها در

جهنم است با خود این دیوان در قعر جهنم جای دارد به عکس کتاب ابرار ونیکان که در اعلی علیین بهشت است.

- تفسیر دوم این است که سجین به همان معنی مشهور ومعروف یعنی دوزخ است که زندان عظیمی است  برای همه بدکاران  ویا

 ویا محل سختی از دوزخ می باشد و منظور از کتاب فجار همان سرنوشیتی است که برای آنها رقم زده شده . بنابراین   معنی آیه

چنین است سرنوشت مقرر ومسلم بدکاران جمع میان این دوتفسیر ئیز مانعی ندارد چرا که سجین در تفسیر اول به معنی دیوان کل

اعمال بدکاران است و در تفسیر دوم به معنی دوزخ  یا قعر زمین و معلوم است که اینها علت و معلول یکدیگرند یعنی هنگامی که

نامه عمل انسان در دیوان کل اعمال بدکاران قرار گرفت همان سبب می شود که او را به پست ترین مقام وقعر دوزخ بکشاند

آیه 10- در این آیه با یک جمله تکان دهنده به عاقبت شوم منکران معاد اشاره کرده می فرماید وای در آن روز بر تکذیب کنند گان

ربنا اجعل لنا من لدنک ولیا

تکذیبی که سرچشمه انواع گناهان واز جمله کم فروشی وظلم است

آیه 11- در آیه قبل اشاره کوتاهی به سرنوشت شوم مکذبان شده بود در اینجا به معرفی آنان پرداخته می گوید همان ها که روز

جزا ر ا انکار می کنند

ایه 12- و بعد می افزاید تنها کسانی آن را تکذیب می کنند که متجاوزو گنهکارند یعنی ریشه انکار قیامت  منطق واستدلال نیست

بلکه افرادی که می خواهند پیوسته به تجاوزها ادامه دهند و در گناه غوطه ور باشند منکر قیامت می شوند

ایه 13-در این آیه به سومین وصف    منکران قیامت اشاره کرد ه می افزاید همان کس که وقتی آیات ما بر او خوانده می شود می

گوید این افسا نه های پیشینیان است آنها علاوه بر این که تجاوزگر و گنهکار هستند آیات الهی را نیزبه باد سخریه و استهزا گرفته

آن را مجموعه ای از اسطوره های و افسانه های موهوم و سخنان بی ارزش نظیر آنچه از دورانهای نخستین به یادگار مانده است

معرفی می کنند و به این بهانه می خواهند   خود را از مسئولیت در برابر این آیات بر کنار دارند و در آیات دیگری از قران نیز می

خوانیم که مجرمان جسور برای فرار از اجابت دعوت الهی به همین بهانه متوسل می شدند

آیه 14- گناهان زنگار دلهاست قران در این آیه  بار دیگر به ریشه اصلی طغیان و سرکشی آنها اشاره کرده می افزاید چنین نیست

که آنها می پندارند بلکه اعمال شان چون زنگاری بر دلهاشان نشسته و از درک حقیقت وا ماند ه اند چرا که نور وصفای نخستین

را که به حکم فطرت الله داد در آن بوده گرفته به همین  دلیل  پرتو انوار  وحی در آن منعکس  نمی گردد هنگامی که بنده گناه کند

نکته سیاهی درقلب او پیدا می شود اگر توبه کند واز گناه دست بردارد قلب او صیقل می یابد و اگر باز هم به گناه  برگردد سیاهی

افزون شود تا تمام قلبش را فرا گیرد این همان زنگاری است که به آن اشاره شده

آیه15-    در  این آیه می افزاید چنین نیست که می پندارند بلکه آنها در آن روز از الله محجوبند و این درد ناک ترین مجازات آنها

ست همان گونه که لقای معنوی الله و حضور در بارگاه قرب او برای ابرار و نیکان بالاترین موهبت و لذتبخش ترین نعمت است

آیه 16-    سپس آنها به یقین وارد دوزخ می شوند وملازم آن هستند این ورود در آتش نتیجه محجوب بودن از  الله است   واثری

است که از آن جدا نیست و به طور مسلم آتش محرومیت از دیدار حق از آتش دوزخ هم سوزان تر است

آیه 17- ودر این آیه می فرماید  سپس به آنها گفته می شود این همان  چیزی است که آن را تکذیب می کردید این سخن به عنوان

 توبیخ و ملامت و سرزنش به آنها گفته می شود وعذابی است روحانی و شکنجه ای است معنوی برای این گروه خیره سرولجوج

آیه 18- علیین در انتظار ابرار است به دنبال توصیفی که در آیات گذشته در باره  فجار و نامه اعمال وسرنوشت آنها آمده دراینجا

 سخنی از گروه مقابل آنان یعنی ابرا ر ونیکان است که ملاحظه افتخارات و امتیازات آنها در برابر فاجران موقعیت هر دو را روشن

تر می سازد و نخست می فرماید چنان نیست که آنها در باره معاد   می پندارند بلکه نامه اعمال ابرار ونیکان در علیین است ابرار

ربنا اجعل لنا من لدنک نصیرا

کسانی هستند که روحی وسیع و همتی بلند    واعتقاد و عملی  نیک دارند شبیه همان  دو  تفسیر که د ر آیات سابق در باره سجین

داشتیم در باره علیین نیز صادق است نخست این که منظور از کتا ب الابرار نامه اعمال نیکان و پاکان و مومنا ن است و هدف بیان

این نکته است که نامه اعمال آنها در یک دیوان کل به نام علیین که بیانگر تمام اعمال مومنا ن است قرار دارد دیوانی که بسیاربلند

بلند مرتبه و والا مقام است با این   که نامه اعمال آنها بر فراز آنها در شریف ترین مکان یا بر فراز بهشت در بلند ترین مقام جای

دارد وهمه اینها نشان می دهد که مقام خود آنها فوق العاده بلند و والاست. تفسیردیگر این که کتاب در اینجا به معنی سرنوشت  و

و حکم قطعی الهی است که مقرر داشته نیکان در اعلی درجات بهشت باشند . و البته جمع میان این دوتفسیر نیز ممکن است که هم

 نامه اعمال آنها در یک دیوان کل قرار دارد و هم مجموعه آن دیوان بر فراز آسمان هاست وهم فرمان الهی  بر آن قرار  گرفته که

خودشان در بالاترین درجات بهشت باشند

آیه 19- سپس برای بیان اهمیت وعظمت علیین می افزاید و توچه می دانی علیین چیست اشاره به این که مقام ومکانی است برتر

از خیال وقیاس و گمان و وهم که هیچ کس حتی پیامبر نیز نمی تواند ابعاد عظمت آن را دریابد

 آیه 20- سپس خود قران به توضیح بیشتر پرداخته می افزاید علیین نامه ای است  رقم خورده و سرنوشتی است قطعی / این بنابر

تفسیری است که علیین رابه معنی دیوان کل نامه اعمال ابرار معرفی میکند و اما بنا بر تفسیر دیگر معنی آیه چنین است   این سر

سرنوشت حتمی است که اله در باره آنها رقم زده که جایگاهش برترین درجات بهشت باشد

آیه 21- سپس می افزاید این کتاب کتابی است که مقربان شاهد آنند یا بر آن گواهی  می دهند و مقربون گروهی از خاصان و برگز

یدگان مومنانند که مقامی بس والا دارند وشاهد وناظر نامه اعمال ابرار ونیکان دیگرند البته همه مقربان از ابرارند ولی همه ابرار

 در سلک مقربان نیستند

آیه  22- سپس به شرح بخشی از پاداش های عظیم ابرار ونیکان پرداخته می فرماید مسلما نیکان در انواع نعمت اند.

آیه 23-س به شرح بعضی از آنها پرداخته می فرماید بر تخت های زیبای بهشتی تکیه کرده وبه زیبایی هایبهشت می نگرند

آیه 24- سپس می افزاید هرگاه به آنها بنگری در چهر ه هایشان طراوت ونشاط نعمت را می بینی  ومی شناسی اشاره به این که

 نشاط و سرو ر وشادی در چهر ه هایشان موج می زند

آیه 25-  از نعمت تخت و نگاه و آرامش و نشاط اشاره به نعمتی دیگر یعنی شراب بهشتیان کرده می افزاید آنها از شراب طهور

زلال دست نخورده سربسته ای سیراب می شوند   شراب طهوری که مانند شراب آلود و شیطانی دنیا معصیت زا و جنون آفرین

نیست بلکه هوش وعقل ونشاط و عشق وصفا می آفریند

ربنا استمتع بعضا ببعض وبلغنا اجلنا

آیه 26- سپس می فرماید مهری که بر آن نهاد شده از مشک است . نه همچون ظرف های در بسته دنیا که مهر آن را باگِل می

نهند و هنگامی که انسان می خواهد شی سربسته را با شکستن مهرش باز کند دستش آلوده می شود شراب طهور بهشتی چنین

نیست هنگامی که دست بر مهرش می نهند بوی عطر مشک در فضا پراکنده می شود و در پایان آیه بعد از ذکر اوصاف  شراب

طهور بهشتی می فرماید ودراین نعمت های بهشتی راغبان باید بر یکدیگر پیشی  گیرند تنافس به معنی تمنی و تلاش دو انسان

است که هرکدام می خواهد شی نفیسی که برای دیگری است در اختیار او نیز باشد در حقیقت مضمون آیه شبیه چیزی است که

درسوره حدید آمده است پیشی بگیرید بر یکدیگر برای رسیدن به مغفرت الله و بهشتی که پهنه آن مانند پهنه آسمان وزمین است

آیه 27- وبعد به آخرین نعمتی که در  این سلسله آیات آمده اشاره کرده می فرماید این شراب طهور آمیخته با تنسیم است

ایه 28- همان چشمه ای که مقربان از آن می نوشند. از این آیات استفاده می شود که تسنیم برترین شراب طهور بهشتی است که

مقربان آن را بطورخالص می نوشند واز آسمان بهشت یا طبقات بالای آن فرو می ریزد ولی برای ابرار مقداری از آن را را رحیق

مختوم که نوع دیگری از شراب طهور بهشتی است می آمیزند. در روایات متعدد ی این شراب بهشتی پاداش  کسانی ذکر شده که

از شراب آلوده دنیا چشم بپوشند وتشنه کامان را سیرا ب کنند وآتش اندوه را در دل مومنان خاموش سازند و کسانی که در روز

گرم تابستان روزه بگیرند یعنی کسی که خمر وشراب را به خاطر الله ترک گوید الله او را از شراب زلال در بسته مهر شده بهشتی

سیراب می کند

آیه 29- مفسران برای این آیه وهفت آیه بعد از آن دو شان نزول نقل کرده اند نخست اینکه روزی علی وجمعی از مومنان از کنار

جمعی از کفار مکه گذشتند آنها به علی و مومنان خندیدند و استهزا کردند آیات مورد بحث نازل شد و سر نوشت این  گروه   کافر

استهزا کننده را در قیامت روشن ساخت دیگر اینکه آیات مورد بحث در باره افرادی همچون    فقرا ی مومنین که مورد استهزای

مشرکان قریش واقع می شدند نازل شده . جمع میان این دو شان نزول نیز کاملا ممکن  است.

آن روز آنها مومنا ن را مسخره می کردند اما امروز... در تعقیب آیات گذشته که سخن از نعمت ها وپاداش های عظیم ابرار ونیکان

می گفت در اینجا به گو شه ای ازمصائب و زحمات آنها که در این جهان به خاطر ایمان و تقوا با آن روبه رو می شوند اشاره می

کند تا روشن شود که آن پاداش های بزرگ بی حساب نیست .  بدکاران در دنیا پیوسته   به مومنان می خندیدند  خنده ای تمسخر

آمیز وتحقیر کنند خنده ای که از روح طغیان و کبرو غرور و غفلت ناشی می شود و همیشه افراد سبک سر و مغرور در برابر

مومنان با تقوا جنین خنده های مستانه داشته اند

آیه 30-در این آیه دومین برخورد زشت آنها را بیان کرده می فرماید وهنگامی که از کنارشان می گذشتند آنها را با اشاره تمسخر

ربنا اصرف عنا عذاب جهنم ان عذابها کان غراما  

می کردند و با این علامات  و اشارات  می گویند این بی سرو  پاها را ببینید که   مقربان درگاه  الله  شده اند این آستین  پاره ها

و پا برهنه ها را تماشا  کنید که مدعی نزول وحی الهی    بر خودشان هستند و این گروه نادان را بنگرید که می گویند استخوان

پوسیده و خاک شده بار دیگر به حیات وزندگی بر می گردد و امثال این سخنان زشت وبی محتوا

آیه 31- اینها همه در برخوردشان با مومنا ن بود در جلسات خصوصی نیز همین  برنامه را باز گو کرده وسخریه ها را غیا با

ادامه می دادند همان گونه که آیه مورد بحث می گوید وهنگامی که به سوی خانواده خود باز می گشتند مسرور و خندان  بودند

واز آنچه انجام داده بودند خوشحالی می کردند گویی فتح وپیروزی نصیب آنها شده که به آن مباهات می کنند وباز هم در غیاب

همان سخریه ها و همان استهزاها ادامه دارد

آیه 32- چهارمین عکس العمل شرارت آمیز آنها در برابر مومنان این بود که وقتی آنان را می دیدند می گفتند اینها گمراهانند .

چرا که راه ورسم بت پرستی وخرافاتی را که در میان آنها رایج بود وهدایتش می پنداشتند رها کرده وبه سوی ایمان به الله و

توحید خالص بازگشته و به گمان آنها لذت نقد دنیا را به نعمت های نسیه آخرت فروخته بودند

ایه 33- واز آنجا که مومنان غالبا از افرادی بودند که موقعیت اجتماعی وثروت  قابل توجهی در اختیار نداشتند و به همین دلیل

کفار به آنها با چشم حقارت می نگریستند و ایمانشان را بی ارزش شمرده و آیین شان را به باد مسخره می گرفتند قران می گوید

در حالیکه هرگز مامور مراقبت و متکفل مومنان نبودند . این در حقیقت جوابی است به این افراد خود خواه وپر ادعا که به شما

چه مربوط که مومنان از کدام گروهند ؟ شما در متن دعوت ومحتوای آیین اسلام بنگرید

ایه 34- ولی در قیامت مساله بر عکس میشود چنانکه در این آیه می فرماید ولی امروز مومنان به کفار می خندند .چرا که قیامت

باز تابی است از اعمال انسان در دنیا و در آنجاباید عدالت الهی اجرا شود وعدالت ایجاب میکند که در آنچا مومنان پاکدل به کفار

لجوج و معاند واستهزاگر بخندند

آیه 35- لذا در این آیه می افزاید در حالی که بر تخت های آراسته بهشتی نشسته  وبه سرنوشت شوم آنها می نگرند به چه چیز

نگاه می کنند به آن همه نعمت های بی پایان الهی به آن مواهب عظیم وبه آن عذاب های دردناکی که کفار مغرور و خود خواه در

نهایت ذلت وزبونی به آن گرفتارند

ایه 36- سر انجام در آخرین آیه این سوره به صورت یک جمله استفهامیه می فرماید آیا با این حال کافران پاداش اعمال خودرا

گرفتند ؟ این سخن خواه از ناحیه الله باشد یا فرشتگان یا مومنان نوعی طعن و استهزا نسبت به افکار وادعاهای این مغروران

مستکبر است که انتظار داشتند در مقابل اعمال زشتشان جایزه وپاداشی هم ازالله دریافت دارند در برابر این پندار غلط و خیال

ربنا اطمس علی اموالهم و اشدد علی قلوبهم فلا یومنوا حتی یرو االعذاب الالیم

 خام می فرماید آیا آنها پاداش اعمالشان را گرفتند؟

فضیلت سوره 83:

این سوره 36 آیه دارد وهرکس این سوره را د رنماز بخواند ازآتش دوزخ ایمن شود واو آتش را نبیند و پل جهنم عبور نکند و در

قیامت از رحیق مختوم(شراب طهور وزلال و خالص که دست احدی به آن نرسیده ) به او بدهند

سوره المطففین 83

.

 بسم الله الرحمن الرحیم

سورة المطَفِفّینَ: سوره 83

وَیلُ ُ لِلمُطَفِّفِینَ (1) ألَّذینَ إذَآأکتَالُوا عَلیَ ألنَّاس یَستَوفُونَ (2)  وَإذَاکَالُوهُم أَووَّزَنُوهُم یُخسِروُنَ (3)     أَلایَظُنُ آُولَئکَ أَنَّهُم مَّبعُوثُونَ

 (4) لِیومٍ عَظیمٍ (5) یَوم َ یَقُومُ ألنَّاس لِرَبِّ ألعَالَمینَ(6) کَلَّا إنَّ کِتَبَ ألفُجَّارِ لَفی سِجّینٍ (7) وَمَآ أَدرَئکَ مَا سِجُین ُ ُ (8) کِتَبُ ُ مَّرقُومُ ُ

 (9) وَیلُِ ُ یَومَئذٍ لِلّمُکَذّ بینَ (10) ألَّذینَ یُکَذبُونَ بِیومِ ألدّین (11)  وَمَا یُکَذّبُ بَهِ إلّآ کُلُّ مُعتَدٍ أَثیمٍ (12)     إذَآ تُتلَی عَلَیهِ ءَ ایَتُنَا قَالَ

أَسَطیرُ ألاَوَّ لینَ (13َ) کلّآ بَل رَانَ عَلَی قُلُوبِهم مَّا کَانُوا یَکسِبُونَ (14)  کَّلا إنَّهُم عَن رَّبِهِم یَومَئذٍ لَّمَحجُوبُون(15)     ثُمَّ إنَّهُم لَصَالُوا

ألجَحیم (16) ثُّمَ یُقَالُ هَذَا ألَّذی کُنتُم بِهِ تُکَذّبُونَ (17) کَّلا إنَّ کِتَبَ ألاَبرَارِ لَفی عِلِیّینَ (18) وَمَآ أَدرَئکَ مَآ عِلیُّونَ (19) کَتَبُ ُ مَرقُومُ ُ

(20) یَشهَدُ هُ ألمُقَّربُونَ (21) إنَّ ألابَرارَ لَفی نَعیمٍ (22) عَلیَ ألارَآئکِ یَنظُرُونَ (23 )تَعرفُ فی وُجُوهِهِم نَضرَةَ ألنَّعیمِ (24) یسقون

مِن رَّحیقٍ مَّختُومٍ (25) خِتَمُهُ مِسکُ وَفی ذَلکَ فَلیَتَنَافَسِ ألمُتَنَئفِسُونَ (26) وَمِزَاجُهُ مِن تَسنیمٍ (27) عَیناٍ یَشرَبُ بِها ألمُقَرَّبُونَ (28)ُ

إنَّ ألَّذینَ أَجرَمُوا کَانُو مِنَ ألذَّیَن ءَ امَنُوا یَضحَکونَ (29)  وَإذَا مَرُّوا بِهِم یَتَغَامَزُونَ (30)    وَإذَاأنقَلَبُوا إلَی أَهِلِهمُ أنقَلَبُوا فَکِهِین(31)

وَأذَارَ أَوهُم قَآلُوا إنَّ هَوُلَاء لَضَآلّونَ (32) وَمَآ أُر سِلُوا عُلَیهِم حَفِظینَ (33) فَألیَومَ ألَّذینَ ءَ امَنُوا مِن ألکُفَّارِ یَضحَکُونَ (34) عَلیَ الا

رآیکِ یَنظُرُونَ (35) هَل ثُوبَ ألکُفَّارُ مَا کَآنُوا یَفعَلُونَ (36

تفسیر سوره انفطار 82

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر سوره 82:

این سوره 19 آیه است این سوره مانند بسیاری از سوره   های دیگر جز آخر  قران بر محور مسائل مربوط به قیامت دور می زند

وروی هم رفته در آیات 19 گانه آن به پنج موضوع در این رابطه اشاره شده اشراط الساعه یعنی حوادث عظیمی که در پایان جهان

ودر آستانه قیامت رخ می دهد- توجه انسان به نعمت های الله که سراسر وجود اورا فراگرفته- اشاره به  فرشتگانی  که مامور ثبت

اعمال انسان هاهستند- سرنوشت نیکان و بدان در قیامت- گوشه ای از سختی های آن روز بزرگ

 آیه 1-  آن زمان که نظام جهان  در هم ریزد . با ز در آغاز این سوره به قسمتی از حوادث وحشت انگیزی که در آستانه رستاخیز

سرتاسر این جهان را فرا می گیرد بر خورد می کنیم . در آن زمان که آسمان و کرات از هم شکافته می شود

آیه 2-  و آن زمان  که ستارگان پراکنده  شوند  وفرو ریزند  نظام جهان   بالا  در هم می ریزد و انفجارهای عظیمی سراسر کرات

آسمانی را فرا می گیرد منظومه نظام خویش را از دست می دهند و ستارگان از مدار خود بیرون می روند و بر اثر تصادم شدید به

یکدیگر متلاشی می شوند عمر این جهان به پایان می رسد و همه چیز ویران می شود تا بر   ویرانه هایش عالم نوین آخرت بر پا

گردد . هدف اعلام این مطلب است  جایی که این کرات عظیم آسمانی به چنین سرنوشتی    دچار شوند تکلیف انسان ضعیف در این

میان معلوم است

آیه 3- سپس از آسمان به زمین می آید    می فرماید و آن زمان که دریاها به هم پیوسته شود گرچه امروز نیز تمام دریاهای روی

زمین غیر از دریاچه ها به هم ارتباط  دارند ولی به نظر می رسد که در آستانه  قیامت  بر اثر زلزله های شدید   یا   متلاشی شدن

کوهها و ریختن آنها در دریاهها چنان دریاها پر می شوند که آب سراسر خشکی ها را فرا می گیرد ودریاها به صورت یک اقیانوس

گسترده و فراگیر در می آیند همان گونه که یکی از تفسیر های آیه 6 سوره تکویر نیز همین است .

آیه 4- سپس در مرحله دوم رستاخیز و تجدید حیات جهان و تجدید حیات مردگان می فرماید و آن زمان که قبر ها زیر ورو می شود

ومردگان بیرون آیندو برای حساب آماده شوند

آیه 5- و بعد از ذکر این نشانه ها که قبل از رستاخیز و بعد از آن صورت می گیرد سخن نهایی را چنین بیان می کند در آن زمان

ربنا اتمم لنا نورنا و اغفر لنا انک علی کل شی قدیر

هرکس می داند که آنچه را که از پیش فرستاده   وآنچه را برای بعد گذاشته است . آری آن روز حجاب ها کنار می رود  پرده های

غرور وغفلت دریده می شود و حقایق جهان عریان و آشکار می گردد آنجاست که انسان تمامی اعمال خود  ر ا می بیند و از نیک

وبد آن آگاه می شود چه اعمالی را که از قبل فرستاده و چه کارهایی که آثارش بعد از او در دنیا باقی مانده مانند حیرات و صدفات

جاریه و بناها و آثاری که برای مقاصد رحمانی یا شیطانی ساخته و از خود به جا نهاده است ویا کتاب ها و آثار علمی وغیر علمی

که برای مقاصد نیک وبد تحریر یافته وبعد از او مورد بهره برداری دیگران قرار گرفته است هم چنین سنتهای نیک وبد که اقوامی

 را به دنبال خود کشانیده . اینها نمونه هایی است از کارهایی که نتایجش بعد از انسان به او می رسد و مصداق اخََّرت در آیه فوق

است .بعد از مرگ انسان پرونده اعمال او بسته می شود واجر وپاداشی به او نمی رسد مگر از سه طریق یا شش طریق.  بنا ها و

اشیاء مقیدی که برای استفاده مردم از خود به یادگار گذارده فرزند صالح قرانی که آن را تلاوت می کند چاهی که حفر کرده درختی

که غرس نموده تهیه آب وسنت حسنه ای که بعد از او باقی می ماند ومورد توجه قرار می گیرد

 آیه 6- ای انسان چه چیز تو را مغرور ساخته؟    در تعقیب آیات گذشته که پیرامون معاد سخن می گفت در اینجا برای بیدار کردن

انسان از خواب غفلت و توجه او به مسئولیت هایش در برابر الله   نخست او را مخاطب ساخت  وبایک استفهام توبیخی شدید  ودر

عین حال توام با نوعی لطف ومحبت می فرماید ای انسان چه چیز تو را در برابر الله کریمت مغرور ساخته؟  به مقتضای ربوبیتش

پیوسته او را در کنف حمایت خود قرار داده و تربیت و تکامل را بر عهده گرفته و به مقتضای    کرمش او را بر سر  خوان نعمت

خود نشانده و از تمام مواهب مادی ومعنوی بر خوردار ساخته است .      هنگام تلاوت این آیه پیامبر می گفت جهل ونادانیش او را

مغرور ساخته است و از اینجا روشن می شود هدف این است که با تکیه بر مساله ربوبیت وکرم الله غرور وغفلت و جهل انسان را

درهم بشکند

 آیه 7- سپس برای بیدار ساختن این انسان غافل به گوشه ای از کرم والطافش به او در چهار مرحله اشاره کرده می فرماید همان

الله که تور اآفرید و سامان داد ومنظم ساخت

آیه 8- ودر هر صورتی که می خواست     تورا ترکیب نمود . در این آیات وبسیاری دیگر از آیات قران اله این انسان فراموشکار  

ومغرور را وادار به عرفان خویشتن می کند واز آغاز آفرینش   در رحم   مادر تا لحظه تولد واز آنگاه تا نمو و رشد و کامل وجود

خویش را مورد بررسی دقیق قرار دهد و ببیند در هر گام و در هر لحظه نعمت تازه ای از سوی آن منعم بزرگ به سراغش آمده تا

خود را سراپا غرق احسان او ببیند و از مرکب غرور و غفلت پایین آید و طرق بندگی حق را بر گردن نهد.

آیه 9- سپس به منشا غرور وغفلت آنها اشاره کرده می فرماید آن گونه که شما می پندارید نیست بلکه شما روز جزا را منکرید نه

مساله کرم الله مایه غرور شماست ونه لطف و نعمت های او بلکه ریشه اصلی را در عدم ایمان به روز رستاخیز باید بیابید.

ربنا اخرجنا منها فان عدنا فانا ظالمون

آیه 10-  سپس برای از میان بردن عوامل غرور وغفلت و تقویت ایمان به معاد می  افزاید وبی شک نگاهبانانی که در نزد الله والا

مقام ونویسنده اعمال نیک و بد شما هستند

آیه 11-  نگاهبانانی که در نزد الله والا مقام ونویسنده اعمال نیک و بد شما هستند

آیه 12-  که می دانند شما چه می کنید حتی از اراده و تصمیم باطنی شما به هنگام گناه یا کار نیک با خبرند  منظور از حافظین در

اینجا فرشتگانی هستند که مامور حفظ ونگهداری اعمال انسان ها اعم از نیک وبد هستند که در آیه 17 سوره ق از آنها   تعبیر به

رقیب و عتید شده است انسان هیچ سخنی را تلفظ نمی کند مگر این که نزد او فر شته ای است مراقب و آماده برای انجام ماموریت

و در همان سوره ق آیه16 می فرماید به خاطر بیاورید هنگامی را که دو فرشته از راست وچپ که ملازم شما هستند اعمال شمارا

تلقی و ثبت می کنند

آیه 13- به دنبال بحثی که در آیات گذشته پیرامون ثبت وضبط اعمال انسان ها به وسیله فرشتگان آمد در اینجا به نتیجه این حساب

رسی و مسیر نهایی نیکا ن و بدان اشاره کرده می فرماید به یقین نیکان در نعمتی فراوانند

آیه 14- و بدکاران در دوزخند . این که می فرماید نیکوکاران در بهشت وبدکاران در دوزخند ممکن است به این معنی باشد که آنها

هم اکنون نیز در بهشت . دوزخ وارد شده اندودر همین دنیا نیز نعمت های بهشتی وعذاب های دوزخی آنها را فراگرفته همان گونه

که در سوره عنکبوت می خوانیم دوزخ کافران را احاطه کرده است

آیه 15- در این آیه توضیح بیشتری در باره سر نوشت فاجران داده می افزاید روز جزا وارد آن می شوند ومی سوزند هرگاه معنی

آیه گذشته چنین باشد که آنها هم اکنون  داخل  دوزخند این آیه نشان می دهد که در  روز  قیامت ورود بیشتر و عمیق تری در این

آتش سوزان می یابند و اثر آتش را به خوبی احساس می کنند

آیه 16- وباز برای تاکید بیشتر می فرماید و آنان هرگز از آن غایب ودور نیستند . بساری از مفسران این جمله را دلیلی بر خلود و

چاودانگی عذاب فجار گرفته اند وچنین نتیجه گیری کرده اند که منظور ازفجار در این آیات کفارند  چرا که خلود وجاودانگی جز در

مورد آنها وجود ندارد  بنا بر این فجار کسانی هستند که پرده های تقوا وعفاف را به خاطر عدم ایمان و تکذیب روز جزا دریده اند

نه به خاطر غلبه هوای نفس در عین داشتن ایمان . ضمنا آیه فوق این حقیقت را نیز بازگو می کند که عذاب دوزخ یان  هیچ گونه

فترتی ندارد و حتی برای ساعت و یا لحظه ای از آن دور نمی شوند

 آیه 17-  بعد برای بازگو کردن اهمیت آن روزبزرگ می افزاید تو چه می دانی روز جزا چیست ؟

آیه 18- باز چه می دانی روز جز ا چیست ؟ جایی که پیامبر  با آن آگاهی وسیع ازقیامت و علم فوق العاده او نسبت به مبدا و معاد

حوادث آن روز بزرگ و اضطراب و وحشت عظیمی را که بر آن حاکم است به خوبی ندارند تکلیف بقیه روشن است .

ربنا اخرجنا نعمل صالحا غیر الذی کنا نعمل

آیه 19- سپس در  یک جمله کوتاه   و پر معنی یکی دیگر از ویژگی های آن روز را که  در حقیقت همه چیز در آن  نهفته است

مطرح کرده می فرماید روزی است که هیچ کس قادر بر انجام کاری به سود دیگری نیست و همه امور درآن روز از آن الله است

البته در این جهان نیز همه کارها به دست قدرت اوست و همگان به او نیاز مندند ولی در آن روز این مالکیت و حاکمیت صوری

ومجازی انسان ها نیز بر چیده می شود و حاکمیت مطلقه الله ومالکیت او بر هر چیز از هر زمان آشکارتر است.

فضیلت سوره 82:

این سوره 19 آیه دارد اگر این سوره را در نماز بخواند هیچ حجابی اورا از رحمت الله منع نکند و حق تعالی پیوسته به وی نظر

رحمت دارد تا حسابرسی مردم تمام شود به وی بیشمار حسنه رسد و جان دادن بر وی آسان شود   و اگر در کار مانده هفتاد بار

خواند رهایی یابد و اگر محبوس یا اسیر باشد آزاد شود واگر آیه ماغرک... را با خود دارد روزی او فراخ و درمعاملات نفع کامل

یابد و لی وقت نماز از خود دور کند

سوره الانفطار 82

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

سورة الانفَطار: سوره 82

 

أذَآألسَّمَآءُ أنفَطَرَت (1) وَأذَاأکَواکِبُ  أنتَثَرت (2) وإذَاألبِحَآرُ فُجِرَت (3)   وَأذَاألقُبُورُ بُعثِرَت (4) عَلِمَت نَفسُ ُ مَّا قَدَّمَت وَ أَخَّرَت   (5)

یَأَیَُّهَاألانسَنُ مَا غَرَّکَ بِرَبَّکَ ألکَریم(6) ألَّذی خَلَقَکَ فَسَوَّئکَ فَعَدَ لَکَ (7) فی أَیّ صُورَةٍ مَاشَآ ءَ رَکَّبَکَ (8)   کَّلا بَل تُکَذَّبُونَ بِأ لدِّ ینِ

(9) وَأنَّ عَلَیکُم لَحَفِظین(10)  کِرَآمًا کَـِتبینَ (11)  یَعلَمُونَ مَآ تَفعَلُونَ (12)  إنَّ ألاَبرَارَلَفی نَعیمٍ (13)  وَإنَّ ألفُجَّارَلَفی جَحیمٍ   (14)

یَصلَونَهَا یَومَُ ألدیّنِ (15) وَمَاهُم عَنهَا بِغَآئبینَ (16) وَمَآأَدرَئکَ مَآ یَومُ ألدّینِ (17) ثُمَّ مَآ أَدرئکَ مَآیَومُ ألدّینِ (18) یَومَ لَاتَملِکُ نَفسُ ُ

لِنَفسٍ شَیئاً وَألأَ مرُ یَومَئذٍ للهِ (19

تفسیر سوره التکویر 81

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 81:

این سوره عمدتا بر دو محور دور می زند.

الف- آیات آغاز این سوره بیانگر نشانه هایی از قیامت و دگرگونی های عظیم در پایان این جهان وآغاز رستاخیر است

ب- بخش دوم سوره از عظمت قران وآورنده آن وتاثیرش در نفوس انسانی سخن می گوید واین قسمت با سوگند های بیدار کننده

و پر محتوایی همراه است .

آیه 1- آن روز که طومار کائنات پیچیده می شود درآغاز این سوره چنانکه گفتیم به اشارات کوتاه و هیجان انگیز و تکان دهنده ای

از حوادث هولناک پایان این جهان و آغاز رستاخیز بر خورد می کنیم  که انسان را در عوالم عجیبی  سیر می دهد و مجموعا هشت

نشانه از این نشانه ها را بازگو می کند  نخست می فرماید درآن هنگام  که خورشید درهم   پیچیده  شود می دانیم  خورشید در حال

حاضر کره ای است فوق العاده داغ وسوزان به اندازه ای که تمام مواد آن به صورت  گاز فشرده ای در آمده ودر گرداگردش  شعله

های سوزانی زبانه می کشد که صدها کیلومتر ارتفاع آنهاست و اگر کره زمین در وسط یکی از این شعله های عظیم گرفتار شود در

دم خاکستر و تبدیل به مشتی گاز می شود ولی در پایان این جهان و در آستانه قیامت این حرارت فرو می نشیند و آن شعله ها جمع

جمع می شود  روشنایی آن به خاموشی می گراید و از حجم آن کاسته می شود و  واین است معنی تکویر . این حقیقیت است که در

علم ودانش امروز نیز منعکس است وثابت خورشید تدریجا رو به تاریکی وخاموشی می رود .

ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخرة حسنه

آیه 2-  سپس می افزاید در آن هنگام که ستارگان بی فروغ شوند   

آیه 3-  در سومین نشانه رستاخیز می فرماید ودر آن هنگام که کوهها به حرکت در آیند از آیات مختلف قران استفاده می شود که

در آستانه  قیامت کوهها مراحل مختلفی را طی می کنند شرح بیشتر در این باره را در سوره نبا مطالعه کنید.

آیه 4-  سپس می افزاید و در آن هنگام که با ارزش ترین اموال به دست فراموشی سپرده می شود عشار جمع عشراء در اصل به

معتی شتر ماده بار داری است که ده ماه بر حمل او گذشته و در آستانه آوردن بچه است یعنی چیزی نمی گذرد که شتر دیگری از

او متولد می شود وشیر فراوان در پستان او ظاهر می شود در آن روز که این آیات نازل    گشت چنین شتری با ارزشترین اموال

عرب محسوب می شود منظور این است شدت هول ووحشت آن روز به قدری است که هر انسانی نفیس ترین اموال خویش را

فراموش می کند.

آیه 5-  در این آیه می افزاید ودر آن هنگام که وحوش جمع شوند همان حیواناتی که در حال عادی از هم دور بودند و از یکدیگر

 می ترسیدند و فرار می کردند ولی شدت وحشت حوادث هولناک آستانه قیامت آنچنان است که اینها را گرد هم جمع می کند وهمه

چیز را فراموش می کنند گویی می خواهند با این اجتماعشان از شدت   ترس و وحشت خود بکاهند وقتی آن صحنه های هولناک

خصائص ویژه حیوانات وحشی را از آنها می گیرد با انسان ها چه می کند

آیه 6-  سپس می افزاید ودر آن هنگام که دریاها بر افروخته شوند می دانیم آب از دو ماده اکسیژن و هیدروژن ترکیب یافته که هر

دو سخت قابل اشتعال است بعید نیست که در آستانه    قیامت آب دریاها چنان تحت فشار قرار گیرد که تجزیه شوند و تبدیل به یک

یکپارچه آتش گردند .

آیه 7- بعد از ذکر شش تحول عظیم که از مقدمات رستاخیز است به نخستین طلیعه آن روز بزرگ اشاره کرده می فرماید    ودر آن

هنگام که هرکس با همسان خود قرین شود. صالحان با صالحان و بدکاران با بدکاران . اصحاب الیمین با خودشان واصحاب الشمال

با خودشان . بر خلاف این دنیا که همه با هم آمیخته اند گاه همسایه  مومن مشرک است وگاه همسر صالح  ناصالح و لی در قیامت

که یوم الفصل و روز جدایی است این صفوف کاملا از هم جدا می شوند

 آیه 8- سپس به سراغ یکی دیگر از حوادث رستاخیز رفته می افزاید ودر آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سوال می شود

آیه 9-  به کدامین گناه کشته شدند؟ یکی از درد ناک ترین و وحشیانه ترین پدیده های عصر جاهلیت عرب پدیده زنده به گور کردن

دختران است که در قران مکرربه آن اشاره شده با نهایت  تاسف این مساله با اشکال دیگری در جاهلیت قرون اخیر نیز خود نمایی

می کن در بعضی از روایات تفسیراین آیه توسعه داده شده تا آنجا که شامل هرگونه قطع رحم و یا قطع مودت اهل بیت می شود

ربنا قنا عذاب النار القبر

 آیه 10- آن روز معلوم شود که در چه کاریم همه ؟ به دنبال بحثی که در آیات گذشته درمورد مرحله اول ر ستاخیز  آمده   بود در

اینجا به مرحله دوم آن یعنی بروز و ظهور عالم دیگر و حسابرسی اعمال اشاره کرده می فرماید ودر آن هنگام که نامه های اعمال

گشوده شود گشوده شدن نامه های اعمال در قیامت هم در برابر چشم صاحبان آنهاست تا بخوانند و خودشان به حساب خود برسند

همان گونه که در سوره اسراء آیه 14 آمده است وهم در برابر چشم دیگران که خود تشویقی است برای نیکو کاران و مجازات  و

رنجی است برای بد کاران

 آیه 11- بعد می افزاید ودر آن هنگام که پرده از روی آسمان بر گرفته شود این پرده هایی که در این دنیا بر  جهان   ماده و عالم

بالا افکنده شده و مانع از آن است که مردم فرشتگان یا بهشت و دوزخ را که درون این جهان است ببینند کنار می رود وانسان ها

حقایق عالم هستی را می بینند . جهنم  هم امروز موجود است ولی  پرده ها و حجاب های عالم دنیا مانع از مشاهده آن است همان

گونه که مطابق بسیاری از آیات قران بهشت نیز هم اکنون آماده است به هرحال آیه فوق ناظر به حوادث مرحله دوم رستاخیز یعنی

مرحله بازگشت انسان ها به زندگی وحیات نوین است

آیه 12-  ولذا در این آیه می افزاید ودر آن هنگام که دوزخ شعله ور گردد

آیه 13- ودر این آیه می فرماید ودر آن زمان که بهشت به پرهیز کاران نزدیک شود و همین معنی در سوره شعرا آمده با این فرق

که در اینجا تصریح به  نام متقین نشده ودر آنجا تصریح شده است

 آیه 14- و بالاخره در این آیه که درحقیقت مکمل تمام آیات گذشته و جزایی   برای جمله های  شرطیه ای است که در12  آیه قبل

آمده می فرماید آری در آن هنگام   هرکس می داند  چه چیزی را آماده کرده است این تعبیر به خوبی  نشان می دهد که همه اعمال

انسان ها در آنجا حاضر می شود و علم وآگاهی آدمی نسبت به آنها علمی توام با شهود و مشاهده خواهد بود این حقیقت در آخر ین

آیات سوره زلزال نیز آمده است آنجا که می فرماید هرکس به اندازه ذر ه ای کار نیک کرده باشد آن را می بیند و هر کس به اندازه

ذره ای کار بد کرده باشد آن را می بیند.

 آیه 15- به دنبال آیات گذشته که سخن از معاد ومقدمات رستاخیز وبخشی از حوادث آن روز بزرگ می گفت در اینجا به بحث ا ز

حقانیت قران وصدق گفتارپیامبر  اسلام می پردازد و درحقیقت آنچه را در آیات قبل پیرامون معاد آمده است تاکید می کند و با ذکر

قسم های آگاهی بخش مطلب را موکد می سازد نخست می فرماید  سوگند به ستارگانی که باز می گردند

آیه 16- حرکت می کنند و از دیده ها پنهان می شوند . منظور از این سوگند ها همان گونه که در حدیثی نقل شده پنج ستاره سیاره

منظومه شمسی است که با چشم غیر مسلح دیده می شود ( عطارد – زهره – مریخ- مشتری – زحل)

توضیح اینکه اگر در چند شب متوالی چشم به آسمان بدوزیم به این معنی پی می بریم که ستارگان آسمان دسته جمعی تدریجا طلوع

ربنا اتنا من لدنک رحمة و هیی لنا من امرن ا

می کنند و با هم غروب می نمایند بی آنکه تغییری در فواصل آنها به وجود آید گویی مروارید هایی هستند که روی یک پارچه سیاه

در فواصل معینی دوخته شده اند و این پارچه را از یک طرف بالا می آورند واز طرف دیگر پایین می کشند  تنها ستاره است که از

این5 قانون  کلی مستثنی است یعنی در بالا ی ستارگان  دیگر حرکت می کنند گویی 5 مروارید     ندوخته  روی این پاچه آزاد قرار

گرفته اند و در لابلای آنها می غلطند . اینها همان 5 ستاره عضو خانواده شمسی می باشند و حرکات آنها به خاطرنزیدکیشان با ما

ست و گرنه سایر ستارگان آسمان نیز دارای چنین حرکاتی هستند اما چون از ما بسیار دورند ما نمی توانیم حرکات آنها را احساس

کنیم این از یک سو. از سوی دیگر  توجه به این نکته  لازم است که  علمای هیئت این ستارگان را نجوم  متحیره    نامیده اند زیرا

حرکات آنها روی خط مستقیم نیست وبه نظر می رسد که مدتی سیر می کنند بعد کمی بر می گردند دو مرتبه به سیر خود  ادامه می

دهند که در باره علل آن در علم هیئت بحث های   فراوانی شده است . آیات فوق ممکن است اشاره به همین باشد که این ستارگان

دارای حرکتند الجوار)    و در سیر خود  رجوع و بازگشت دارند (الخنس)  و سرانجام به هنگام طلوع سپیده  صبح وآفتاب مخفی و

وپنهان می شوند شبیه آهوانی که شب ها در بیابان ها برای به دست آوردن طعمه می گردند و به هنگام روز از ترس صیاد وحیوا

نات وحشی در کناس خود مخفی می شوند(الکنس) به هر حال گویا قران می خواهد با این سوگند های پر معنی و آمیخته با  نوعی

 ابهام اندیشه ها را به حرکت در آورد و متوجه  وضعت  خاص و استثنایی این سیارات در میان خیل عظیم  ستارگان آسمان کند تا

بیشتر در آن فکر کنند وبه عظمت پدید آورنده این دستگاه عظیم آشناتر شوند .

آیه 17-  در این آیه به دومین سوگند پرداخته می گوید وقسم به شب هنگا می پشت کند و به آخر رسد .

آیه 18- و سرانجام به سراغ سومین وآخرین قسم رفته می فرماید وبه صبح هنگامی  که تنفس کند این تعبیر شبیه تعبیری است که

در سوره مدثر بعد از سوگند به شب آمده است که می فرماید والصبح اذا اسفر . سوگند به صبح هنگامی که نقاب از چهره بر گیرد

گویی ظلمت شب همچون نقاب سیاهی بر صورت صبح افتاده به هنگام سپیده دم نقاب را کنار می زند و چهر ه نورانی و پر  فروغ

 خود را که نشانه زندگی و حیات است به جهانیان نشان می دهد

آیه 19- پیک وحی الهی بر او نازل شده در این آیه به چیزی که تمام این سوگند ها به خاطر آن یاد شده پرداخت می فرماید یقینا

این قران کلام فرستاده بزرگواری است که از سوی الله برای پیامبرش آورده است واین پاسخی است به آنها که پیامبر را متهم می

کردند که قران  را خود ساخته وپرداخته  وبه الله نسبت داده است در این آیه و آیات بعد 5 وصف برای جبرئیل   پیک وحی الهی

الهی الله بیان شده که در حقیقت اوصافی است که برای هر فرستاده جامع الشرایط لازم است نخست توصیف او به کریم بودن که

اشاره به ارزش وجودی اوست

آیه 20- سپس به اوصاف دیگرپرداخته می افزاید صاحب قدرت است ونزد الله صاحب عرش مقام والایی دارد. ذی العرش اشاره به

ربنا اتهم ضعفین من العذاب و العنهم لعنا کبیرا

ذات  پاک  الله   است گرچه  اوصاحب  تمام عالم   هستی است  ولی از آنجا که عرش خواه به معنی عالم ماوراء   طبیعت باشد ویا

یا مقام علم مکنون الله اهمیت بیشتری دارد او را به صاحب عرش بودن توصیف می کند

آیه 21- و در چهارمین و پنجمین توصیف می گوید در آسمان ها مورد اطاعت فرشته ها و امین است . از روایات استفاده می شود

که گاه جبرئیل امین برای ابلاغ آیات قران از سوی گروه عظیمی از فرشتگان همراهی می شد ومسلما در میان آنها مطاع بود ویک

رسول باید در میان همراهانش مطاع باشد . هنگام نزول این آیات پیامبر به چبرئیل فرمود چه خوب الله تورا ستوده است که فرمود

صاحب قدرت است ودر نزد الله صاحب عرش و قرب ومقام دارد و در آنجا فرمانرواست و امین نمونه ای از قدرت وامانت  خود را

بیان کن. جبرئیل در پاسخ عرض کرد اما نمونه  قوت من این که ما مور نابودی شهر های قوم لوط شدم وآن چهار شهر بود در هر

شهر چهارصد هزار مرد جنگجو وجود داشت  به جز فرزندان آنها من این شهر ها را از بین بر داشتم وبه آسمان بردم تا آنجا  که

که فرشتگان آسمان صدای  حیوانات آنها را   شنیدند و بعد به زمین آوردم و زیر و رو کردم . و اما نمونه  امانت من این است که

هیچ دستوری به من داده نشده که از آن دستور کمترین تخطی کرده باشم .

آیه 22- سپس  به  نفی نسبت  ناروایی که به پیامبر  می دادند   پرداخته می افزاید صاحب شما یعنی پیامبر دیوانه نیست تعبیر به

صاحب اشاره به این است که او سالیان دراز در میان شما زندگی کرده وهم نشین با افراد شما بوده است واورا به عقل ودرایت و

امانت شناخته اید چگونه نستب جنون به او می دهید؟

آیه 23- بعد برای تاکید ارتباط پیامبر با جبرئیل امین می افزاید او را در افق روشن  دیده است منظور از افق مبین همان افق اعلی

و افق آشکار کننده فرشتگان است که پیامبر جبرئیل را در آن مشاهده کرد.

آیه 24 - سپس می افزاید و او نسبت به آنچه  از طریق وحی دریافت داشته بخل ندارد همه را بی کم وکاست در اختیار بندگان الله

مینهد و او مانند بسیاری از مردم نیست که وقتی به حقیقت مهمی دست می یابند اصرار در کتمان آن دارند و غالبا از بیان آن بخل

می وزند. اگر دیگران به خاطر علوم    محدودشان چنین صفتی را دارند پیامبر که سرچشمه علمش اقیانوس بیکران علم الله است

از این گونه صفات مبراست

آیه 25- ونیز می افزاید واین قران گفته شیطان رجیم نست این آیات قرانی هرگز مانند سخنان کاهنان که از طریق ارتباط با شیاطین

دریافت می داشتند نمی باشد و نشانه های این حقیقت در آن ظاهر است چرا که سخنان کاهنان آمیخته با دروغ  واشتباهات فراوان

بود وبر محور امیال ومطامعشان دور می زند واین هیچ نسبتی با قران مجید ندارد

 آیه 26- ای غافلان به کجا می روید ؟ در آیات گذشته  این حقیقت  روشن شد که قران  کلام الله است چرا که محتوایش نشان می

ربنا امنا بما انزلت واتبعنا الرسول فاکتبنا مع الشاهدین

دهد که گفتار شیطانی  نیست بلکه سخن رحمانی است که به وسیله  پیک وحی الله با قدرت وامانت   کامل بر پیامبری که در نهایت

اعتدال عقل است نازل   شده  در اینجا    مخالفان را به خاطر عدم   پیروی از این کلام بزرگ مورد توبیخ قرار داده با یک استفهام

توبیخی می گوید پس به کجا می روید؟ راه راست را رها کرده به بیراهه گام می نهید؟

آیه 27- سپس می افزاید این قران   چیزی جز تذکری برای جهانیان  نیست همه را اندرز می دهد هشدار می دهد تا از خواب غفلت بیدار شوند.

آیه 28- و از آنجا که برای هدایت و تربیت تنها فاعلیت فاعل کافی نیست بلکه قابلیت قابل نیز شرط است در این آیه می افزاید قران

مایه بیداری است برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم پیش گیرد آیه قبل عمومیت فیض هدایت الهی را بیان می کند واین آیه

شرط بهرگیری از این فیض را  وتمام مواهب عالم چنین است که اصل فیض عام است ولی استفاده از آن مشروط به اراده وتصمیم

است

آیه 29- اما از آنجا که تعبیر به مشیت و اراده  انسان ممکن است این توهم را ایجا د کند که انسان چنان آزاد است که هیچ نیازی

در پیمودن این راه به الله و توفیق الهی ندارد در آخرین آیه این سوره به بیان نفوذ مشیت الله پرداخته می فرماید   وشما اراده نمی

کنید مگر اینکه الله جهانیان اراده کند و بخواهد .  در حقیقت مجموع این دو آیه همان مساله دقیق و ظریف امر بین امرین را بیان

می کند از یک سو می گوید    تصمیم گیری به دست شماست   از سوی دیگر می گوید تا الله نخواهد شما نمی توانید تصمیم بگیرید

یعنی اگر شما مختار وآزاد آفریده شده اید این اختیار و آزادی نیز از ناحیه الله است او خواسته است که شما چنین باشید . انسان در

اعمال خود نه مجبور است ونه صد در صد آزاد نه طریقه  جبرصحیح است ونه طریقه تفویض بلکه هرچه او دارد از عقل وهوش

و توانایی جسمی وقدرت تصمیم گیری همه از ناحیه الله است و همین واقعیت است که او را از یک سو دائما  نیازمند به خالق می

سازد واز سوی دیگر به مقتضای آزادی و اختیارش به او تعهد ومسئولیت می دهد.

فضیلت سوره 81:

این سوره مکی است و 29 آیه دارد تلاوت   کننده این سوره از رسوایی روز قیامت در پناه الله است وقتی که پرونده ها باز می

شوند . وقت نزول باران صد بار خواند ن آن برای حاجت موثر است واگربر گلاب بخوانند و به چشم بکشند  روشنایی چشم زیاد

 می شود . خواندن این سور بر چشم موجب شفا می شود واگر بخوانند وبه حساب خویش رسیدگی کند وقت گرفتن پرونده رسوا

نشود

سوره 81

.

 بسم الله الرحمن الرحیم

سورةالتّکویر: سوره 81

إذَاألشَّمسُ کُوِّرَت (1) وَ إذَاآلنّجُومُ أنکَدَرَت (2) وَإذَاألجِبُآلُ سُیّرَت (3) وَإذَاألعِشَارُ عُطِّلَت(4) وَإذَاآلوُحُوشُ حُشرَت(5 وَإذَاألبِحَارُسُجِّرَت

(6) وَإذَاألنّفُوسُ زُوّجَت (7) وَإذَا ألمَوء دَةُ سُئلَت (8)  بِأَیّ ذَنبٍ قُتِلَت (9)  وإذاآلصّحُفُ نُشِرَت (10)  وَ أذاألسّمَآ کَشِطَت (11)   واذا

 آجَحیمُ سُعّرَت (12) وَإذَاآلجَنَّةُ أُزلِفَت (13) عَلِمَت نَفسُ ُ مَّآ أَحضَرَت (14) فَلَآ اُقسمُ بِألخُنَّس (15) ألجَوَآرِ ألکُنَّس (16)    وَألَّیل اذا

عَسعَسَ (17) وألصُّبح إذَاتَنَفَّسَ (18) إنَّهُ لَقَولُ رَسُولٍ کَریمٍ (19)   ذی قُوَّةٍ عِندَ ذی ألعَرشِ مَکینٍ (20)  مُّطَاعٍ ثَمَّ أَمینٍ (21) ومـا

صَاحبُکُم بمَجنُونٍ (22) وَلَقَدرَءاهُ بِلاُفُقِ ألمُبین (23) وَمَآهُوَ عَلیَ ألغَیبِ بِضَنین (24) وَمَا هُوَ بِقولِ شَیطَنٍ رَّجیمٍ (25) فَأَینَ تَذهَبُونَ

(26) إن هُوَ إلَّا ذِکرُ ُ للّعَلَمین(27)لمَن شَآءَ  منکُم أَن یستَقیمَ(28) وَمَآ تَشآءُونَ إلَّآ أَن یَشَآءَ اللهُ رَبُّ ألعَلَمینَ (29َ

تفسیر سوره عبس

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 80:

محتوای این سوره را می توان در موضوعات زیر خلاصه کرد

عتاب شدید الله نسبت به کسی که در برابر مرد نابینای حقیقت جو بر خورد مناسبی نداشت- ارزش واهمیت قران- کفران وناسپاسی

انسان در برابرنعمت های الله – بیان گوشه ای از نعمت های او در زمینه تغذیه انسان وحیوانات برای تحریک حس شکرگزاری

یا واهب العطایا یا دافع البلایا یا غافر الخطایا یا ستار العیوب

بشر- اشاره به قسمت های تکان دهنده ای از حوادث    قیامت وسرنوشت مومنان و کفار در آن روز بزرگ نامگذاری آن به عبس

به تناسب نخستین آیه سوره است.

آیه 1-  ده آیه آغاز سوره  اجمالا     نشان می دهد که الله کسی را در آنها مورد عتاب قرار داد ه به خاطر این که فرد یا افراد غنی

وثروتمند ی را بر نابینای حق طلبی مقدم داشته است اما این شخص مورد عتاب کیست ؟ در آن اختلاف نظر است عده ای از سران

قریش خدمت پیامبر   آمدند و آن حضرت مشغول تبلیغ و دعوت آن ها به سوی اسلام بود و امید داشت که این سخنان در دل آن ها

موثر شود در این میان مرد نابینا و فقیری  بود که وارد مجلس شد واز پیامبر  تقاضا کرد آیاتی از قران را برایش   بخواند وبه او

تعلیم دهد و پیوسته سخن خودر ا تکرار می کرد  و آرام نمی گرفت زیرا  دقیقا متوجه نبود که پیامبر با چه کسانی  مشغول صحبت

است . آو آنقدر کلام پیامبر را قطع  کرد که   حضرت ناراحت شد و آثار ناخشنودی در چهر ه مبارکش نمایان شد و در دل گفت این

سران عرب پیش خود می گویند پیروان محمد نابینا یان و بردگانند و لذا از عبدالله رو برگرداند و به  سخنانش با آن گروه ادامه داد

در این هنگام این آیات  نازل   شد . رسول الله بعد از این ماجرا عبدالله را  پیوسته گرامی می داشت . البته درآیه چیزی که صریحا

دلالت کند که منظور شخص پیامبر است وجود ندارد وبه فرض که شان نزول فوق واقعیت داشته باشد این مطلب درحد  ترک اولایی

بیش نیست وکاری که منافات با مقام عصمت داشته باشد و در آن مشاهده نمی شود . تفسیر:   عتاب شدید به خاطر بی اعتنایی به

نابینای حق طلب :     با توجه به آنچه در شان نزول آیات گفته شده به سراغ تفسیر آیات می رویم نخست می فرماید چهره در هم

کشیدو روی بر تافت

آیه 2-  از این که نابینایی به سراغ او آمد.

آیه 3-  و توچه می دانی شاید او پاکی وتقوا پیشه کند

آیه 4-  ویا از شنیدن سخنان حق متذکر گردد و این تذکر به حال او مفید باشد واگرصد در صد پاک وبا تقوا نشود لااقل از تذکر پند

می گیرد و بیدار می شود و این بیداری در او اجمالا اثر می گذارد

آیه 5-  سپس این عتاب ر ادامه داده می افزاید اما آن کس که توانگر است

ایه 6-  توبه او روی می آوری واصرا به هدایت او داری و درحالی که او گرفتار غرور ثروت و خود خواهی است غروری که

منشا طغیان و گردنکشی است

آیه 7-    درحالی که اگر او خود را پاک نسازد چیزی بر تو نیست و ظیفه تو تنها ابلاغ رسالت است خواه از آن پند بگیرند یا ملال.

بنابراین به خاطر اینگونه افراد نمی توانی نابینای حق طلب ر ا نادیده بگیری هر چند هدف توهدایت این گردن کشان باشد

یا نور العیون یا نور القلوب یا حبیب القلوب

آیه 8-    بار دیگر تاکید و عتاب را از سر می گیرد و همچنان صورت خطاب می فرمایدا ما کسی که به سراغ تو می آید    وبرای

هدایت وپاکی کوشش می کند

 آیه 9-    واز الله ترسان است  وهمین انگیزه ترس از الله او را به دنبال تو فرستاده تا حقایق بیشتری بشنود وبه کار بندد و خود

را پاک و پاکیزه کند

آیه 10- تو از او غافل می شوی و به دیگری می پردازی . این عتاب  و   خطاب خواه به شخص پیامبر باشد یا غیر او بیانگر این

واقعیت مهم است که اسلام و قران اهمیت واحترام خاصی برای پویندگان راه حق مخصوصا از طبقات    مستعضف قائل است و به

عکس موضع گیری تند وخشنی در برابر  آن ها که بر اثر وفور نعمت الهی مست ومغرور شده اند دارد.

آیه 11- در تعقیب آیات گذشته که در آن سخن از سرزنش کسی آمده بود که نسبت به  نابینای حق   طلبی کم توجهی نموده بود در

اینجا به مساله اهمیت قران و مبدا پاک آن وتاثیرش در نفوس پرداخته می فرماید هرگز این کاررا تکرار مکن و آن را برای همیشه

فراموش نما چر اکه این قران تذکر و یاد آوری است این احتمال نیز وجود دارد که آیه فوق پاسخی باشد به تمام تهمت ها ی مشرک

ها و دشمنان اسلام در مورد قران که گاه شعرش می خواندند و گاه سحر و گاه نوعی کهانت . قران می گوید هیچ یک از این نسبت

ها صحیح نیست بلکه این آیات وسیله ای است برای آگاهی و ایمان و دلیل آن در خودش نهفته است .

 آیه 12- سپس می افزاید وهر کس بخواهد از آن پند می گیرد این تعبیر هم اشاره ای است به این که اکراه واجباری در کار نیست

و هم دلیلی است بر آزادی اراده انسان که تا نخواهد و تصمیم بر قبول هدایت نگیرد نمی توادند از آیات قران بهره گیرد

آیه 13- این کلمات بزرگ الهی در الواح پر ارزشی ثبت است. تعبیر به صحف نشان  می دهد که آیات قران قبل از نزول به  پیامبر

در الواحی نوشته شده بود وفرشتگان وحی آن را با خود می آوردند الواحی بسیار گرانقدر وپر ارزش

آیه 14- بعد می فرماید این صحائف و الواح و الا قدر و پاکیزه است بالاتر از آن است    که دست نااهلان به سوی آن دراز شود و

یا قادر بر تحریف آن باشند و پاکتر از آن است که دست ناپاکان آن را آلوده کند ونیز پاک است از هر گونه تناقض وتضاد و شک

وشبهه

آیه 15-  از این گذشته این آیات الهی به دست سفیرانی است

آیه 16-  سفیرانی والا مقام و فرمانبردار ونیکو کار منظور از سَفَره در اینجا فرشتگان الهی است که سفیران وحی با کاتبان آیات

او هستند . کسی که حافظ قران باشد وبه آن عمل کند با سفیران بزرگوار فرمانبردار الهی خواهد بود این تعبیر به خوبی نشان می

دهد که حافظان و مفسران و عاملان به قران در ردیف این سفره و همگام آنها هستند نه این که خود آنها باشند و این یک واقعیت

یا قاضی الحاجات یا رحمن الدنیا و الاخره یا ارحم الراحمین

است که وقتی این دانشمندان و حافظان کاری شبیه کار فرشتگان وحاملان وحی انجام دهند در ردیف آنها قرار می گیرند

یه 17- با وجود این همه اسباب هدایت الهی که در صحف مکرمه به وسیله فرشته ها مقرب الله با انواع تذکرات نازل شده باز هم

این انسان سرکش وناسپاس تسلیم حق نمی شود مرگ بر این انسان چقدر کافر  ونا سپاس است

آیه 18- و از آنجا که سر چشمه سرکشی ها و نا سپاسی ها غالبا غرور است برای درهم شکستن این غرور در این آیه می فرماید

الله اورا از چه چیز آفریده است ؟

آیه 19- او را از نطفه ناچیزی آفرید و بعد اندازه گیری کرد و موزون  ساخت  دقت در آفرینش انسان از نطفه و اندازه گیری تمام

ابعاد وجودی او اعضا پیکرش استعداد هایش و نیاز ها یش خود بهترین دلیل برای الله شناسی و معرفت الله است وچه بزرگ است

آن الله ای که این موجود ضعیف را این همه قدرت و توانایی بخشید که می تواند آسمان وزمین و اعماق دریا ها را جولان گاه خود

قرار دهد وهمه نیروهای محیط خود را مسخر فرمان خویش سازد

آیه 20- در ادامه همین سخن می افزاید سپس راه برای او آسان کرد راه تکامل پرورش جنین در شکم مادر وسپس راه انتقال او

را به این دنیا سهل و آسان نمود از عجایب تولد انسان این است که قبل از لحظات تولد آن چنان در شکم مادر قرار دارد که سر او

به طرف بالا و صورتش به پشت مادر و پای او در قسمت   پایین رحم است ولی هنگامی  که فرمان تولد  صادر می شود  ناگهان

واژِگونه می گردد سر او به طرف پایین می آید و همین موضوع امر تولد را برای او و مادر سهل می کند بعد از تولد نیز در مسیر

نمو ورشد جسمی در دوران کودکی و سپس نمو و رشد غرائز و بعد از آن رشد در مسیر هدایت معنوی و ایمان همه را از طر یق

عقل ودعوت انبیا برای او سهل وآسان ساخته است

آیه 21- بعد به مرحله پایانی عمر انسان بعد از پیمودن این راه طولانی اشاره کرده  می فرماید بعد اورا می راند ودر قبر   پنهان

نمود دستور به دفن کردن بدن مردگن بعد از غسل وکفن و نماز دستوری است الهام بخش که مرده انسانها    باید از هر نظر پاک

ومحترم باشد تا چه رسد به زنده آنها

آیه 22-  بعد به مرحله رستاخیز انسان ها پرداخته می افزاید هرگاه که بخواهد اورا  زنده و برای حساب و جزا محشور می کند

آیه 23- در این آیه می فرماید با این همه مواهب الهی نسبت به انسان از آن روز که  به صورت نطفه ای بی ارزش بود تا آن روز

که قدم در این دنیا گذارد و راه خودر ا به سوی کمال طی کدر وسپس از این دنیا می رود ودر قبر پنهان می گردد باز این انسان را

صحیح خود را پیدا نمی کند چنین نیست که او می پندارد او هنوز آنچه را الله فرمان داده اطاعت نکرده است

آ یه 24- انسان باید به غذای خود بنگرد از آنجا که آیات قبل سخن از مساله معاد می گفت و آیات آینده نیز با صراحت بیشتری از

این مساله سخن می گوید به نظر می رسد که آیات مورد بحث به منزله دلیلی است برای مساله معاد که ز طریق بیان قدرت الله بر

بحق لا اله الا الله تصیر الامور اللهم استودعک نفسی وروحی و مالی واولادی

 چیزها و هم چنین احیای زمین های مرده به توسط نزول باران که خود نوعی معاد در عالم گیاهان است امکان  رستاخیز را اثبات

می کند در ضمن چون این آیات از انواع غذاهایی که الله در اختیار انسان و چهار پایان قرار داده سخن می گوید حس شکر گزاری

انسان را بر می انگیزد و اورا به شناخت منعم و معرفت الله دعوت می کند نخست می فرماید انسان باید به غذای خویش و آفرینش

آن بنگرد. نزدیک ترین اشیاء خارجی به انسان غذای اوست که با یک دگرگونی جزو بافت وجود او می شود و اگر به او نرسد به

به زودی راه فنا را پیش می گیرد و به همین دلیل قران از میان تمام موجودات روی مواد غذایی آن هم موادی که از طریق گیاهان

ودرختان عاید انسان میشود تکیه کرده است روشن است که منظور از نگاه کردن تماشای ظاهری   نیست بلکه نگاه به معنی دقت

و اندیشه در ساختمان این مواد غذایی و اجزاء حیات بخش آن وتاثیرات شگرفی که وجود انسان دارد وسپس اندیشه در خالق آنها

ست ونیز دقیقا بنگرد که آنها را از چه راهی تهیه کرده حلال یا حرام؟ مشروع یا نامشروع ؟   در بعضی ازروایات آمده که منظور

از طعام در اینجا علم ودانشی است که غذای روح انسان است باید بنگرد که آن را از چه کسی گرفته ؟آری انسان باید درست بنگرد

که سرچشمه اصلی علم ودانش او که غذای روحانی اوست کجاست میادا از سرچشمه آلود ه ای تغذیه شود و روح وجان اورا بیمار

کند یا به هلاکت افکند

آیه 25-  ما آب فراوان از آسمان فرو ریختیم آری آب که مهمترین مایه حیات است همواره به مقدار فراوان به لطف الله از آسمان

 نازل می شود و می دانیم تمام نهر ها و چشمه ها و قنات ها وچاه ها ی آب و ذخایر آبی خود را از باران می گیرند

آیه 26- بعد از ذکر موضوع آب که یکی از ارکان مهم رویش گیاهان است به سراغ  رکن مهم دیگر یعنی زمین می رود ومی افزاید

بعد زمین را از هم شکاف دادیم این شکافتن   اشاره به شکافتن زمین به وسیله جوانه های  گیاهان است وبه  راستی  این یکی از

عجایب است که جوانه ای با آن همه نرمی و لطافت خاک های سخت را می شکافد و گاه در کوهستان ها از لابلای سنگ ها عبور

کرده سر بیرون می آورد و احتمال دارد   منظور از شکافتن  زمین خرد شدن سنگ های سطح آن در آغاز باشد به این ترتیب آیه

اشاره به یکی از معجزات علمی قران است که نشان می دهد اول باران ها فرو می بارند وبعد زمین ها   شکافته می شوند و آماده

زراعت می گردند نه تنها در روز های نخست این عمل صورت گرفته که امروز نیز ادامه دارد

آیه 27-  بعد از ذکر این دو رکن اساسی غذای انسان یا حیوانات است اشاره کرده می فرماید ودر آن دانه های فراوانی رویاندیم.

دانه های غذایی که مایه اصلی تغذیه انسان وانواع حیوانات است دانه هایی که اگر یک سال بر اثر خشک سالی قطع شود قحطی

و گرسنگی تمام جهان را فرا می گیرد و انسان ها همه در زحمت فرو می روند

 آیه 28- در مرحله بعد می افزاید و همچنین انگور وسبزی بسیار.  ذکر عنب (انگور) از میان تمام میوه ها به خاطر مواد غذایی

اللهم استودعک جمیع ما انعمت علی فی الدین و الدنیا و الاخره انه لا یضیع

وحیاتی فراوانی است که دراین میوه نهفته شده و آن را به صورت یک غذای کامل   در آورده است توجه داشته باشید که عنب هم

به انگور گفته می شود و هم به درخت انگور ودر آیات  قران بر هر دو اطلاق شده ولی در اینجا   مناسب همان انگور است قضب

 در اینجا معنی گسترده ای دارد که هم سبزی های   خوردنی را شامل می شود و  هم میوه های بوته ای و هم ریشه های غذایی را

آیه 29- بعد می افزاید وزیتون ونخل فراوان. تکیه روی این دو میوه نیز دلیلش روشن است چرا که امروز ثابت شده که هم زیتون

و هم خرما از مهمترین مواد غذایی نیرو بخش ومفید و سلامت آفرین است

آیه 30- و در مرحله بعد می افزاید و باغ های پر درخت با انواع میوه های رنگارنگ

آیه 31-  بعد می افزاید و میوه وچراگاه . اَب به معنی گیاهان خودرو و چراگاهی است که آماده چریدن حیوانات و یا چیدن گیاهان

باشد. در اینجا این سوال پیش می آید که در آیات گذشته بعضی از میوه ها بالخصوص مطرح شده بود و در اینجا میوه بطور کلی

 مطرح شده و از این گذشته در آیه قبل که سخن از باغها می گفت ظاهرا نظر به میوه های باغ ها داشت چگونه بار دیگر میوه در

اینجا مطرح شده است؟ در پاسخ می گوییم امام این که بعضی از میوه ها بالخصوص ذکر شده مانند انگور وزیتون و خرما به خاطر

 اهمیت فوق العاده ای است که از میان میوه ها     دارند و اما این که چرا فاکهة(میوه) جداگانه از حدائق(باغها) ذکر شده ؟ ممکن

است به خاطر این باشد که باغها منافع دیگری غیر از میوه نیز دارند منظره زیبا وطراوت و هوای سالم و مانند آن . از این گذشته

برگ بعضی از درختان و ریشه وپوست بعضی دیگر جز مواد غذایی هستند   ( مثل چای ودارچین و زنجبیل و امثال آن)  به علاوه

برگ های بسیاری از درختان خوراک مناسبی بر ای حیوانات است و می دانیم آنچه در آیات فوق آمده هم  خوراک انسان را شامل

می شود وهم خوراک حیوان را

آیه 32- ولذا در این آیه می افزاید تا وسیله ای  برای بهر ه گیری شما و  چارپایا نتان  باشد متاع  هرچیزی است که انسان از آن

متمتع و بهره مند می شود

آیه 33- صیحه رستاخیز : بعد از ذکر قسمت قابل توجهی از مواهب الهی و نعم دنیوی به بیان معاد وگوشه ای از حوادث رستاخیز

و سرنوشت مومنان و کافران می پردازد تا ازیک سو اعلام کند که این مواهب و متاع هرچه باشد زود گذر است و نقطه پایانی دارد

واز سوی دیگر وجود اینها    دلیلی است بر قدرت  الله بر همه چیز و بر مساله  معاد می فرماید  هنگامی که آن صدای مهیب بیاید

کافران ومجرمان در اندوه عمیقی فرو می روند صاخه در اینجا اشاره به نفخه دوم صور است همان صیحه عظیمی که صیحه بیدار

ی  وحیات می باشد و همگان را زنده کرده به عرصه محشر دعوت می می کند

آیه 34- و لذا بلافاصله بعد از آن می افزاید در آن روز که انسان از برادر خود می گریزد همان برادری که با جان برابر بود و همه

اللهم محفوضک و مامولک و لا یجیرنی احد منک

جا به یاد او بود و درفکراو امروز بکلی از او گریزان می شود

آیه 35- و هم چنین از مادر وپدرش

آیه 36-  و زن وفرزندانش

به این ترتیب انسان نزدیک ترین نزدیکانش را که برادر وپدر ومادر وفرزند  و  زن هستند نه فقط فراموش می نماید بلکه از آنها

فرار می کند واین نشان می دهد هول و و حشت محشر آنقدر زیاد است که انسان را از تمام پیوند ها و علائقش جدا می کند

آیه 37-  در این آیه دلیل این فرار را بیان کرده می فرماید در آن روز هرکدام از آنها  وضعی   دارد که اورا  کاملا به  خود مشغول

می سازد . از پیامبر سوال کردند آیا در قیامت انسان به یاد دوست صمیمی اش می باشد؟ جواب دادند سه  موقف است که هیچ کس

در آنها به یاد هیچ کس نمی افتد اول  پای میزان سنجش اعمال است تا ببیند آیا   میزانش سنگین است یا سبک ؟  سپس بر صراط

است تا ببیند آیا از آن می گذرد یا نه؟ و سپس به هنگامی است که   نامه های اعمال را به دست انسانها می دهند تا  ببیند آن را به

دست راستش می دهند یا دست چپ ؟این سه موقف است که در آنها کسی به فکر   کسی نیست نه دوست صمیمی نه یار مهربان و

نه افراد نزدیک نه دوستان مخلص و نه فرزندان   و نه پدر   ومادر واین همان است که الله می فرماید در آن روز هر کسی به قدر

کافی به خود مشغول است

آیه 38-  بعد به چگونگی حال مومنان و کافران در آن روز پرداخته می گوید چهر ه هایی در آن روز گشاده و نورانی است

آیه 39-  خندان ومسرور است

ایه 40- و صورت هایی در آن روز غبار آلود است

آیه 41-  و دود تاریکی آن را پوشانده است

آیه 42- آنان همان کافران فاجرند

از این آیات به خوبی استفاده می شود که در صحنه قیامت آثار عقائد واعمال سوء انسان ها در چهر ه هایشان   نمایان می گردد

تعبیر به وجوه به خاطر این است که رنگ صورت بیش از هر چیزی می تواند بیانگر حالات درونی باشد هم ناراحتی های فکری

وروحی وهم ناراحتی جسمانی  

فضیلت سوره 80:               

این  سوره 42 آیه دارد     هرکس این سوره ر ا بخواند از دوستان الله باشد و در بهشت در سایه رحمت او قرار گیرد و از مقربان

درگاه باشد هرکه بخواند روز قیامت شاد و خندان باشد و هرکه با خود دارد در سفر خیر زیاد به او رسد ومهماتش بر آید و اگر سه

اللهم لن اجد من دونه ملتحدا

روز هر روز 7 بار بر چشمه خشک شده بخواند آب آن چشمه بسیار گردد و اگر چیزی در جایی نهان کرده فراموش نموده بخواند

الله به یادش آورد

سوره عبس 80

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سورة عَبَس: سوره 80

عَبَسَ وَتَولَّی (1) أَن جَآءَهُ ألاَعمَی (2) وَمَایُدریکَ لَعلَّهُ یَزَّکَّی (3) أُو یَذَّکَّرُ فَتَنَفَعَهُ ألذّکرَی (4) أَمَّاَ مَنِ أستَغنَی (5) فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّی

(6)وَمَا عَلَیکُ أَلَّآیَزَّکَّی (7) وَأَمَّامَن جَآءَکَ یَسعَی (8) وَهُوَ یَخشَی (9 َ)فأَنتَ عَنهُ تَلَهَّی (10) کَلَّا إنَّها تَذکرَةُ  (11) فَمَن شَآء ذَکَرَهُ

(12) فی صُحُفٍ مُّکَرَّمَةٍ (13) مَّرفُوعَةٍ مُّطَهَّرةٍ (14) بأَیدی سَفَرَةٍ (15) کِرَآمِ بَرَرَةٍ(16) قُتِلَ ألانسَُ مَآ أکفَرَهُ (17) من أیِ شَی ءٍ

خَلَقَهُ ()18 مِن نُطفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ (19) ثُمَّ ألسَّبیلَ یَسَّرّهُ (20) ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقبَرَهُ (21) ثُمَّ إذَاشَآ ءَ أَنشَرَهُ (22) کَلَّا لمَّا یَقضِ مَآ أمَرَهُ

(23) فَلیَنُظرألانسَنُ إلَی طَعَآ مِهِ (24) أَنَّا صَبَبنَآ ألمَآءَ صَبّاً (25) ثُمَّ شَقَقنَا ألارضَ شَقَّآً (26) فَأَنبتنَا فیَها حَبَّاً (27) وَعِنَباً وَقَضباً

(28) وَزَیتُوناً وَنَخلاً (29) وَ حَدَآئقَ غُلباً (30) وَفَکِهَةٍ وَأَبَّاً (31) مَّتَعاً لَّکُم وَلِآ نعَمِکُم (32) فَإ ذَآ جَآ ءَتِ ألصَّاخَّةُ (33 )یَومَ یَفرُّ

ألمَرءُ مِن أَخیهِ (34) وَآُمِّهِ وَأَبیهِ (35) وَصَحِبَتِهِ وَبَنیهِ (36) لِکُّلِ أمریٍ مِنهُم یَومَئذٍ شَأنُ ُ یُغنیهِ (37) وُجُوهُ ُ یَومَئذٍ مُسفرَةُ(38) ُ

 ضَاحِکَةُ ُ مُستَبشِرَةُ ُ (39) وُجُوهُ ُ یَومَئذٍ عَلَیهَا غَبَرَة ُ ُ (40) تَرهَقُهَا قَتَرَةُ ُ (41) أُولَئکَ هُمُ ألکَفَرَةُ ُ ألفَجَرَةُ (42

تفسیر سوره 79

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 79:

محتوای این سوره در شش بخش است نخست  با قسمت های موکدی که ارتباط با مساله معاد دارد روی تحقق این روز بزرگ تاکید

می کند– سپس به قسمتی از مناظر هول انگیز وو حشتناک آن روز اشاره می کند – وبعد اشاره کوتاه و گذرایی به  داستان موسی

و سرنوشت فر عون طغیا نگر و هم اشاره ای است به این که انکار معاد انسان را به چه گناهانی آلوده می کند –  در بخش  دیگر

 نمونه هایی را از مظاهر قدرت الله در آسمان و زمین خود دلیلی است که برای امکان معاد و حیات بعد از مرگ بر می شمرد – بار

دیگر به شرح قسمتی دیگر از حوادث وحشتناک آن روز بزرگ و سرنوشت طغیانگران و پاداش نیکو کاران می پردازد – سرانجام

در پایان سوره بر این حقیقت  تاکید می کند که هیچ کس از تاریخ  آن روز با خبر    نیست ولی همین اندازه  مسلم است که نزدیک

 است – انتخاب نام نازعات برای این سوره به خاطر نخستین آیه آن است.

آیه 1-    سوگند به این فرشتگان  پر تلاش در آغاز سوره به 5 موضوع مهم قسم یاد شده وهدف از این سوگند ها بیان حقانیت و

تحقق مساله معاد و رستاخیز است می فرماید سوگند به فرشتگانی که جان مجرمان را بشدت از بدن هایشان بر می کشند

 ایه 2- و فرشتگانی که روح مومنا ن را با مدارا و نشاط جدا می سازند

آیه 3- و سوگند به فرشتگانی که در اجرای فرمان الهی با سرعت حرکت می کنند

آیه 4- وسپس به یکدیگر سبقت می گیرند

آیه 5-  و آنها که امور را تدبیر می کنند منظور از این سوگند ها فرشتگانی است که مامور قبض ارواح کفار و مجرمان هستند  که

آنها را به شدت از بدن هایشان بر  می کشند  ارواحی که هرگز حاضر به تسلیم در برابر حق نبودند . و فرشتگانی که مامور قبض

بحق حمعسق بحق محمد المصطفی اللهم احفظ من شر طارق

 ارواح مومنانند که با مدار ونرمش و نشاط آنها را جدا می سازند  وفرشتگانی که در اجرای فرمان الهی با سرعت حرکت می کنند

سپس بر یکدیگر پیشی می گیرند و سرانجام امور جهان را به فرمان او تدبیر می کنند

آیه 6-  معاد تنها با یک صیحه  عظیم رخ می دهد بعد از آن که با   قسم های موکد وقوع قیامت به عنوان یک امر حتمی در آیات

گذشته بیان شد در اینجا به شرح بعضی از نشانه ها و حوادث این روزبزرگ می پردازد و می فرماید این بعث و   رستاخیز در آن

روز است که زلزله های وحشتناک همه چیزرا به لرزه در می آورد

آیه 7-    و به دنبال آن حادثه دومین صیحه ظیم محشر رخ می دهد منظور از راجفه همان صیحه نخستین یا نفخ  صور اول است

که شیپور فنای جهان و زلزله نابودی دنیاست و رادفه اشاره به صیحه دوم یا نفخ   صور ثانی است که نفخه حیات  ورستاخیز و

بازگشت به زندگی جدید است

آیه 8- سپس می افزاید  دلهایی در آن روز سخت مضطرب است دلهای  مجرمان   وگنهکاران وطغیانگران همه بشدت می لرزد و

نگران حساب وجزا وکیفراست

آیه 9- این اضطراب درونی به قدری شدید است که آثار آ« در تمام وجود گنهکاران ظاهر می شود لذا در این آیه می افزاید و چشم

های آنان از شدت ترس فرو افتاده است در آن روز چشم ها به گودی می نشیند و از حرکت باز می ایستد وخیره می شود   وگویی

دید خودرا از شدت ترس از دست میدهد

آیه 10- آنگاه سخن را از قیامت به دنیا می کشاند و می فرماید ولی امروز می گویند آیا ما به زندگی مجدد باز می گردیم

آیه 11- این آیه ادامه سخنان آنها را نقل کرده می گوید آیا هنگامی که استخوان  های پوسیده ای شدیم ممکن است زنده شویم این

همان چیزی است که همواره منکرا ن معاد روی آن تکیه می کردند ومی گفتند باور کردنی نیست که استخوان های پوسیده باردیگر

لباس حیات در تن بپوشند در حالی که فراموش کرده بودند در آغاز نیز از همان خاک آفریده شده اند

آیه 12- منکران معاد به این هم قناعت نمی کنند بلکه به استهزای معاد برخاسته وبه عنوان مسخره می گویند اگر قیامتی در   کار

  باشد بازگشتی است زیانبار و حال ما در آن روز سخت ودردناک خواهد بود

 ایه 13- در این آیه بار دیگر به مساله قیام  قیامت و بر پا شدن   رستاخیز باز می گردد و با لحنی قاطع  و کوبنده  می فرماید این

بازگشت تنها با یک صیحه عظیم است

ایه 14- ناگهان همگی بر عرصه زمین ظاهر می گردند این کار مشکلی نیست همین که به فرمان لله نفخه دوم دمیده شود وبانگ

حیات و زندگی برخیزد تمام این خاکها واستخوان های پوسیده یک مرتبه جمع می شوند وجان می گیرند و ازقبرها بیرون می پرند

آیه 15- بعد از بیانات نسبتا مشروحی که در آیات قبل در باره مساله معاد وانکار مخالفت مشرکان آمد در اینجا به داستان یکی از

بحق علی المرتقضی و الائمه الهدی و بحق اللوح والقم اللهم احفظ من شر والد و ولد

طغیان گران بزرگ تاریخ یعنی فرعون وسرنوشت دردناک او اشاره می کند تا هم مشرکان عرب بدانند که افراد نیرومند تر از آنها

نتوانستند در برابر خشم و عذاب الهی مقاومت کنند وهم مومنان را دلگرم ساز د که از برتری نیروی ظاهری دشمن هراسی به دل

راه ندهند  چرا که در هم کوبیدن آنها  برای الله بسیا رسهل و آسان است نخست از اینجا  شروع می کند   آیا داستان موسی به تو

رسیده است

ایه 16- بعد می افزاید در آن هنگام که الله اورا در سرزمین مقدس طوی ندا داد طوی ممکن است نام سرزمین مقدسی باشد که در

شام در میان مدین و مصر قرار داشت ونخستین جرقه وحی در آن بیابان بر قلب موسی وارد شد

آیه 17- بعد به پیامی که الله به موسی در آن سرزمین   مقدس داد در دو جمله  کوتاه و پر  معنی اشاره کرده می فرماید به سوی

فرعون برو که طغیان کرده است

آیه 18- و به او بگو آیا می خواهی پاکیزه شوی ؟

ایه 19- و پس از پاک شدن و لایق لقای محبوب گشتن من تورا به سوی الله هدایت می کنم تا از او بترسی و گناه نکنی

ایه 20- و از آنجا که هر دعوتی باید آمیخته با دلیل باشد در این آیه می افزاید موسی به دنبال این سخن بزرگترین معجزه را به او

نشان داد این معجزه خواه معجزه تبدیل شدن عصا به مار عظیم باشد یا ید بیضا و یا هر دو از معجزات بزرگ موسی بوده است که

در آغاز دعوتش تکیه کرده این آیات نشان می دهد که یکی از اهداف بزرگ انبیا هدایت طغیانگران یا مبارزه قاطع با آنها ست

آیه 21- اکنون ببینیم فرعون در برابر این همه لطف و محبت و این منطق وبیان زیبا و رائه آیت کبری چه عکس العملی نشان داد؟

این طاغوت خیره سر هرگز از مرکب غرور پیاده   نشده چنانکه در این آیه میفرماید او دعوی موسی را تکذیب و عصیان کرد این

نشان می دهد که تکذیب ها مقدمه عصیان هاست همان گونه که تصدیق ها وایمان ها مقدمه طاعت هاست

 آیه 22- به این مقدار هم قناعت نکرد ودر برابر دعوت موسی بی تفاوت نماند بلکه سپس پشت کرد و پیوسته برای محو آیین حق

تلاش نمود

آیه 23-  واز آنجا که معجز ه موسی نمام موجودیت ظاغوتی او را به خطر می انداخت ماموران را به شهر های مختلف اعزام کرد

و ساحران را جمع کرد و مردم را دعوت نمود تا مبارزه ساحران با موسی را مشاهده کنند.

ایه 24- باز به این توطئه ها اکتفا نکرد بلکه بزرگترین ادعا رابا بدترین تعبیرات مطرح نمود وگفت من الله برتر شما هستم خودش

 یکی از بت پرستان   بود ولی در اینجا  ادعا می کند من الله بزرگ شما هستم یعنی حتی خودش را از معبود خودش نیز  بالاتر می

بحق الکرسی والعرش و بحق فسیکفیکهم  الله اللهم احفظ من شر الاعداء

شمرد واین است بیهود گویی های طاغوتها

آیه 25- به هر حال فرعون سرکشی را به آین مرحله رسانده ومستحق درد ناک ترین عذاب شده و فرمان الهی باید فرار سد و او

ودستگاه ظلم وفسادش را در هم بکوبد لذا در این آیه می فرماید از این رو الله اورا به عذاب آخرت ودنیا گرفتار ساخت  . در اینجا

تفسیر دیگری برای آیه ذکر شده است و آن این است که منظور ازالاولی کلمه نخستین است که فرعون در مسیرطغیان گفت وادعای

الوهیت کرد وآلاخرة اشاره به آخرین کلمه ای است که او گفت و آن ادعای ربوبیت اعلی بود الله اورا به مجازات این دوادعای کفر

آمیزش در همین دنیا گرفتا ر ساخت

 آیه 26- و سرانجام دراین آیه از اتمام این ماجرا نتیجه گیری کرده می فرماید در این داستان موسی وفرعون و عاقبت آنان درس

عبرتی است برای کسی که از الله بترسد. این آیه به خوبی نشان می دهد که عبرت گرفتن از این ماجراها   تنها برای کسانی میسر

است که بهره ای از خوف و خشیت واحساس مسئویت به دل راه داده اند و یا به تعبیر دیگر دارای چشمی عبرت  بینند

آیه 27- آفرینش شما مشکل تر است یا آسمان ها ؟ دلیل  دیگری بر معاد . به دنبال  نقل سرگذشت  موسی وفرعون به عنوان یک

درس عبرت برای همه طغیان گران و تکذیب کنندگان بار دیگر به مساله معاد و رستاخیز بر می گردد نخست منکران معاد را مخا

طب ساخته وضمن یک استفهام توبیخی می فرماید آیا  آفرینش شما وبازگشت به زندگی    بعد از مرگ مشکل تر است یا آفرینش

آسمان که الله آن را بنا نهاده است این سخن در حقیقت پاسخی است به گفتار آنها که در آیات پیشین گذشت که می گفتند  آیا ما به

حالت اول باز می گردیم این آیه می گوید هر انسانی در هر مرحله ای از درک وشعور باشد می داند که آفرینش این آسمان بلند این

همه کرات عظیم و کهکشان های بی انتها قابل مقایسه با آفرینش انسان نیست کسی که این قدرت را داشته چگونه از باز گرداندن

شما به حیات عاجز است ؟

آیه 28-  سپس به  شرح  بیشتر در باره این آفرینش بزرگ  پرداخته می افزاید  سقف آسمان را بر افراشت و آن را منظم ساخت

احتمال دارد که آیه هم اشارهبه ارتفاع آسمان وفاصله بسیار زیاد وسرسام آور کرات آسمانی از ما بوده باشد و هم اشاره به سقف

محفوظ و قشر عظیم هوای اطراف زمین

 آیه 29-  سپس به یکی از مهمترین نظامات این عالم بزرگ یعنی نظام نور وظلمت  اشاره کرده می فرماید و  شبش را   تاریک و

وروزش را آشکار نموده که هر کدام از این دون در زندگی انسان وسایر موجودات زنده اعم از حیوان و گیاه نقش فوق العاد مهمی

دارد نه انسان بدون نور می تواند زندگی کند که همه برکات وروزی ها و حس وحرکت او وابسته به آن است و هم بدون ظلمت و

زندگی او ممکن نیست که رمز آرامش اوست

اللهم احفظ صاحب هذالدعا من شر جمیع المحنة و الداء

آیه 30-    سپس از آسمان به زمین می آید می فرماید و زمین را بعد از آن گسترش داد    منظور از دحو الارض  این است  که در

آغاز تمام سطح زمین را آبهای حاصل از باران های سیلابی نخستین فرا گرفته بود این آبها تدریجا در گودال های زمین جای گرفتند

خشکی ها از زیر آب سر برآوردند  و روز به روز    گسترده تر شدند تا به وضع فعلی در آمد  واین مساله بعد از آفرینش زمین و

آسمان روی داد .

آیه31- بعد از گسترش زمین وآماده شدن برای زندگی و حیات سخن از آب وگیاه به میان آورده می فرماید و از آن آب وچراگاهش

رابیرون آورد این تعبیر نشان می دهد که آب در لابلای قشر نفوذ پذیر زمین پنهان بود سپس به صورت چشمه ها و نهر ها جاری

شد و حتی دریا و دریاچه ها را تشکیل داد

آیه 32- ولی از آنجا که عوامل مختلفی می توانست آرامش زمین را بر هم زند از جمله طوفان های عظیم ودائمی ودیگر جزر ومد

هایی که در پوسته زمین بر اثر جاذبه ماه و خورشید و هم چنین لرزه هایی که بر اثر فشار مواد مذاب درونی رخ می دهد آن را به

وسیله شبکه نیرومندی از  کوهها که  سرتاسر   روی زمین را فرا گرفته آرام کرد و لذا می فرماید و کوهها را ثابت و محکم نمود

آیه 33-  ودر پایان می فرماید همه اینها برای بهره گیری شما وچهارپایتان است تا ازمواهب حیات بهره گیرید و به غفلت نخورید

اینها از یک سو نشانه های قدرت او بر مساله معاد است و از سوی دیگر دلائل عظمت ونشانه های وجود   ا و در مسیر توحید و

معرفت است .

 آیه 34- بعد از اشاره به بعضی از دلائل معد در آیات قبل در اینجا بار دیگر به مساله  رستاخیز و  سرنوشت الله   ترسان و هوی

پرستان در آن روز باز می می گردد می فرماید هنگامی که آن حادثه بزرگ رخ دهد نیکو کاران و بدکاران هر کدام به جزای اعمال

خویش می ر سند طامه در اینجا اشاره به قیامت است که مملو از حوادث هولناک می باشد و توصیف آن به کبری تاکید بیشتری در

باره اهمیت وعظمت این حادثه بی نظیر است

آیه 35- سپس می افزاید در آن روز انسان به یاد کوششهایش می افتد اما این تذکر ویاد آوری چه سودی بر ای او می تواند داشته

باشد اگر تقاضای بازگشت به دنیا وجبران گذشته کند دست رد به سینه او می زنند ودر پاسخ این تقا ضا کلا( چنین نیست )     می

گویند و اگر توبه کند واز اعمالش پوزش طلبد فایده ای نارد چرا که درهای توبه دیگر بسته شده است آری در آن روز حجابها  از

 از قلب وروح  انسان برداشته می شود و همه حقایق مکنون بارز و آشکار می شود

 آیه  36- ولذا در این آیه می افزاید ودر آن روز    جهنم برای هر بیننده ای آشکار می شود جهنم هم اکنون نیز وجود دارد طبق

سوره عنکبوت کافران را از هر سو احاطه کرده اما حجاب های عالم دنیا مانع رویت آن ست  ولی آن روز که روز ظهور وبروز

اللهم احفظ صاحب هذالدعا من شر حاسد ااذا حسد و من شر النفاثات فی العقد

 همه چیز است جهنم از همه آشکارتر ظهور می کند  

آیه 37- سپس به وضع حال مجرمان وافراد بی ایمان در صحنه قیامت اشاره کرده و  با چند جمله کوتاه و پر معنی هم سرنوشت

آنها را بیان می کند وهم عوامل گرفتاری آنها را می فرماید اما آن کسی که طغیان کرده

آیه 38-  و زندگی دنیا را بر همه چیز مقدم داشته

آیه 39- مسلما دوزخ جایگاه اوست در جمله اول اشاره به فساد عقیدتی آنها می کند زیرا طغیان ناشی از خود بزرگ  بینی است و

خود بزرگ بینی ناشی از عدم معرفة الله است کسی که الله را به عظمت بشناسد خود رابسیار کوچک وضعیف می بیند و هرگز پای

خود را از جاده عبودیت بیرون نمی گذارد و جمله دوم اشاره به فساد عملی آنها ست چرا که طغیان سبب می شود که انسان   لذت

زود گذر دنیا وزرق وبرق آن را بالا ترین ارزش حساب می کند وآن را بر همه چیز مقدم بشمرد. این دو در حقیقت علت و   معلول

یکدیگرند طغیان وفساد عقیده سر چشمه فساد عمل و ترجیح زندگی نا پایدار دنیا بر همه چیز است و سرانجام این دو آتش سوزان

دوزخ است که در جمله سوم به آن اشاره شده است

آیه 40-  بعد به ذکر اوصاف  بهشتیان در دو جمله   کوتاه   وبسیار پر معنی پرداخته  می فرماید و آن کسی که از مقام الله ترسان

 باشد و نفس را از هوی باز دارد ....

آیه 41- قطعا بهشت جایگاه اوست  آری شرط اول بهشتی شدن خوف ناشی از  معرفت است  شناختن مقام الله وترسیدن از مخالفت

فرمان او شرط دوم که در حقیقت نتیجع شرط اول و میوه درخت معرفت وخوف است تسلط بر هوای نفس و باز داشتن آن از   سر

کشی چرا که تمام گناهان و مفاسد وبد بختی ها از هوای نفس سر چشمه می گیرد

آیه 42-  تاریخ قیامت ر افقط الله می داند در تعقیب   مطالبی که درباره قیامت و سر نوشت نیکان وبدان در آن روز در آیات پیشین

آمد در اینجا به سراغ سوال همیشگی مشرکان ومنکران معاد رفته می فرماید و از تو در باره قیامت   می پرسند که در چه زمانی

واقع می شود

 آیه 43- قران در جواب این سوال برای این که به آنها بفهماند که هیچ کس از لحظه وقوع قیامت با خبر نبوده و نخواهد بود روی

سخن را به پیامبر کرده می گوید تو را با یاد آوری این سخن چه کار؟ یعنی تاریخ وقوع قیامت حتی از تو پنهان است تا چه رسد به

 دیگران این از آن علم غیبی است که از مختصات ذات الله می باشد واحدی را به آن راه نیست

آیه 44- بعد می افزاید نهایت آن قیامت به سوی الله  توست و هیچ کس جز الله از زمانش آگاه   نیست این همان مطلبی است که در

لقمان نیز آمده است علم زمان وقوع قیامت تنها نزد الله است

یا رب بعز عزتک و القهر بلطفک و الرحمة

آیه 45-  باز برای توضیح بیشتر می افزاید کار تو فقط بیم دادن کسانی است که از آن می ترسند و ظیفه تو همین انذار و هشدار

وبیم دادن است و بس او اما تعیین وقت قیامت از قلمرو وظیفه و آگاهی تو بیر ون است

آیه 46- و سرانجام در آخرین آیه این سوره برای بیان این واقعیت که تا قیامت زمان زیادی نیست می فرماید آنها در آن روز که

قیام قیامت را می بینند چنین احساس می کنند که گویی توقفشان در دنیا وبرزخ جز شامگاهی با صبح آن بیشتر نبوده است. به

قدری عمر کوتا ه دنیا سرعت می گیرد و دوران برزخ نیز سریع طی می شود که به هنگام قیامت آنها فکر می کنند تمام این دوران

چند ساعتی بیش نبوده است.

فضیلت سوره 79:

این سوره 46 آیه دارد  تلاوت کننده این سوره سیراب د ر بهشت رود و انگار تمام عمر را به نماز فریضه مشغو ل بوده باشد وهر

سال حج وعمره به جا آورده باشد و باز داشتنی در قیامت نباشد وحساب نباشد مگر بقدر نماز نوشته

سوره النازعات 79

شود

 بسم الله الرحمن الرحیم

سورة النَّازعَات: سوره 79

وَألنَّزِعَتِ غَرقاً (1) وَألنَّشِطَتِ نَشطًا (2) وَألسَّبحَتِ سَبحاً (3) فَألسَّبقَتِ سَبقاً (4) فَألمُدَبَّراتِ أَمراً ((5)یَومَ تَرجُفُ ألرَّاجِفَةُ (6) تَتبَعُهَآ

ألرَّادِفَةُ  (7) قُلوبُ یَومَئذٍ وَآجِفَةُ (8)   أَبصَرُهَا خَشعَةُ ُ (9)  یَقولُونَ أَءِ نَّا  لَمَردُودوُنَ فی ألحَآفرَةِ(10)  أَءِ ذَاکُنَّآ عِظمَاً نَّخرَةً  (11)

قَآلُوتِلکَ ذًاکَرَّةُ خَآسِرَةُ ُ (12) فَإ نَّمَا هیَ زَجرَة ُ ُ وَحِدَةُ ُ (13)  فَإ ذَاهُم بَآلسَّاهِرَةٍ (14 ) هَل أَتئکَ حَدیثُ مُوسَِی (15)  إذ نَآدَئهُ رَبُّهُ

 بِألوَآدِ ألمُقَدَّسِ طُوًی (16) أذهَب إلَی فِرعونَ إنَّه ُ طَغَی(17) فَقُل هَل لَّکَ إلَی أَن تَزَکَّی (18) وَأَهدیَکَ   إلَی رَبّکَ فَتخشَی (19)

فأَرَئهُ ألاَ یَةَ ألکُبرَی (20) فَکَذَّبَ وعَصَی (21) ثُمَّ أَدبَرَیسعَی (22) فَحَشر فَنَادیَ (23) فَقَُآلَ أَنَارَبُّکُمُ ألا علَی (24)   فَأَخَذَهُ ُ اللهُ نَکَالَ

ألاخرَةٍ وَألاُّولَی(25) إنَّ فی ذَلکَ لَُعبرَةً لِمَن یَخشَی (26) ءَأَنتُم أَشَدُّ خَلقاً أَم ألسَّمآءُ بَنَئهَا(27) رَفَعَ  سُمکَهَا  فَسَوَّ ئهَآ (28 )واغطش

 لَیلَهَا وَأَخرَجَ ضُحَئهَا (29 )وَ ألاَرضَ بَعدَ ذَلَکَ دَحَئهَآ (30) أَخرَجَ مِنهَا مَآ ءَهَآ وَمَرعَئهَآ (31) وَألجِبَآلَ أَرسَئهَآ (32) مَتَعاً لَکُم و لا

نَعَمِکُم (33) فُإذَاجَآءَتِ ألطََّامَّةُ ألکُبرَی (34) یَومَ یَتَذَکَّرُ ألإ نسَنُ مَآ سَعَی (35) وَبُرِزَتِ ألجَحیمُ لِمَن یَریَ (36) فَأَمَّا مَن طَغیَ (37)

وَءاثَرَ ألحَیَوةَ ألدُّنیَا (38) فَإنَّ ألجَحیمُ هیَ ألمَأوَی (39) وَأَمَّا مَن خَافَ مَقامَ رَبّهِ وَنَهَی ألنَّفسَ عَنِ ألهَوَی (40) فإنَّ ألجَنَّةَ هیَ ألمَأوَی

(41) یَسئلُونکَ عَنِ ألسَّاعَةِ أیَّانَ مُرسَئهَا (42) فیمَ أَنتَ مِن ذِکرَئهَآ (43) إلَی رَبّکَ مُنتَهَئهَآ (44) إنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن یَخشَئهَا  (45)

کَأَنَّهُم یَومَ یَرونَها لَم یَلبَثُواإلَّا عَشِیَّة ً أَوضُحَئهَا(46

تفسیر سوره النبا

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر سوره 78:

اکثر سوره های جز   آخر قران در مکه نازل شده است و بیش از همه روی مبدا ومعاد و بشارت وانذار تکیه می کند . محتوای این

سوره در بخش های زیر خلاصه می شود

سوالی که در آغاز سوره از حادثه بزرگ یعنی قیامت   مطرح شده است – سپس به بیان نمونه هایی از مظاهر قدرت الله در آسمان

و زمین وزندگی انسان ها به عنوان دلیلی بر امکان معاد و رستاخیز می پردازد- در بخش دیگر قسمتی از نشانه های آغازرستاخیز

رستاخیز را بیان می دارد- در بخش دیگری گوشه ای از عذاب های دردناک طغیانگران را – به دنبال آن قسمتی از نعمتها ومواهب

بهشتی را شرح می دهد – سرانجام با انذار شدیدی از عذاب قریب و بعد ذکر سرنوشت غم انگیز کافران سوره

یا خالق کل شی یا فاطر السموات و الارض

پایان می گیرد . ضمنا نامگذاری این سوره به خاطر تعبیری است که در آیه دوم آن آمده است است و    گاه از آن به عنوان سوره

"عمُ" به تناسب آیه نخستین آن تعبیر می شود

آیه 1- خبر مهم . درنخستین آیه سوره به عنوان یک استفهام آمیخته با تعجب می فرماید آنها از چه چیز از یکدیگر سوال می کنند

آیه 2-  بعد بی آنکه در انتظار پاسخ آنها باشد خود به پاسخگویی پرداخته می افزاید از خبر بزرگ و پر اهمیت رستاخیز

                                                                    منظورازخبر      

 آیه 3- همان خبری که پیوسته در آن اختلاف دارند در این که منظور از این خبر بزرگ "نبا عظیم"چیست؟  دقت در مجموع  آیات

سوره مخصوصا تعبیراتی که درآیات الله در زمین وآسمان آمده وتوجه به این حقیقت که شدید ترین مخالفت مشرکان در مساله معاد

بود روی هم رفته  تفسیر به روز معاد و رستا خیز را تایید می کند ولی این مانع  نمی شود که آیه   مصداق های دیگری نیز داشته

باشد چرا که  قران دارای بطون مختلفی است یعنی یک آیه  ممکن است معانی متعددی داشته باشد که از میان آنها یک معنی ظاهر

است ومعانی دیگر بطون قران است که به کمک قرائن مختلفی از آن استفاده می شود لذا در روایات  زیادی که از طرق   اهل بیت

وبعضی از طرق اهل سنت نقل شده نبا عظیم(خبر بزرگ)    به مساله ولایت وامامت علی که مورد اختلاف وگفتگو از سوی  جمعی

بود یا به مساله ولایت بطوراعم تفسیر شده است

آیه 4- بعد می افزاید چنین نیست که آنها فکر می کنند وبه زودی می فهمند

آیه 5- باز هم چنین نیست و به زودی می فهمند . آن روز با خبر می شوند که فریادو حسرتهای آنها بلند است واز تفریط و کوتاهی

خود سخت پشیمان می شوند آن و روز که امواج عذاب گرداگرد آنها را می گیرد و  تقاضای بازگشت به دنیارا می کنند آیا راهی به

بازگشت وجود دارد حتی در لحظه مرگ که حجاب ها ازبرابر چشم   انسان کنار می رود و حقایق عالم دیگر در برابر او آشکار می

شود و به برزخ و معاد یقین پیدا می کند و در همان لحظه نیز فریادش بلند می شود   که مرا باز گردانید تا  عمل صالحی انجام دهم

 آیه 6-  همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار..... از این آیه به بعد در حقیقت  پاسخی است به سوالاتی که منکران معاد واختلاف

 وکنندگان د ر این نبأ عظیم داشته اند زیرا در این آیات گوشه ای از نظام  حکیمانه این عالم هستی که نقش بسیار موثری درزندگی

انسان ها دارد بیا ن شده است که از یک سو دلیل روشنی بر قدرت الله بر همه چیز و از جمله تجدید حیات مردگان است و از سوی

دیگر اشاره به این است که این نظام حکیمانه نمی تواند بیهوده وعبث باشد درحالی که اگر به پایان مادی   دنیا همه چیز پایان یابد

مسلما طرحی عبث و بیهوده خواهد بود وبه این ترتیب راز دو   جهت استدلال برای مساله معاد محسوب می شود از طریق  برهان

قدرت وبرهان حکمت و در 11 آیه به 12 نعمت مهم با تعبیراتی آمیخته با لطف ومحبت و توام با استدلال و تحریک عواطف اشاره

یا مفتح الابواب یا مسبب الاسباب یا رفیع الدرجات

شده است نخست از زمین شروع کرده می فرماید ایات زمین را محل آرامش شما قرار ندادیم . انتخب این تعبیر برای زمین بسیار

پر معنی است چرا که از یک سو قسمت های زیادی از زمین آن چنان نرم وصاف ومرتب است که انسان به خوبی می تواند در آن

خانه سازی کند زراعت و باغ  احداث نماید از سوی دیگر همه نیاز مندی های او بر  سطح زمین یا در اعماق آن به صورت مواد

اولیه و معادن گرانبها نهفته است و از سوی سوم مواد زائد او را به خود   جذب می کند و اجساد مردگان با دفن در آن به زودی

تجزیه و متلاشی می شوند و انواع میکر ب ها به واسطه اثر مرموزی که دست آفرینش در خاک  نهاده است نابود می شود و از

سوی چهارم با حرکت نرم و  سریع به دور خورشید و به دور خود شب وروز و فصول  چهارگانه را که نقش عمده ای در حیات

انسان دارند می آفریند.

آیه 7-    و از آنجا که ممکن است در برابر نرمی زمین های مسطح اهمیت کوهها و نقش حیاتی آنها فراموش شود در این آیه می

افزاید و آیا  کوهها را میخ های زمین قرار ندادیم ؟    کوهها علاوه بر این که ریشه های عظیمی در اعما ق رمین دارند و همچون

زرهی پوسته زمین را در برابر فشار ناشی ازمواد مذاب درونی و تاثیر جاذه جزر ومد  آفرین ماه از بیرون حفظ می کنند دیوارهای

 بلندی در برابر طوفان های سخت و سنگین   محسوب می شوند واز سوی سوم کانونی هستند برای ذخیره آبها و انواع معادن گرا

نبها علاوه بر همه اینها در اطراف کره زمین قشر عظیمی از هوا وجود دارد که بر اثر وجود کوهها که به صورت دنده  های  یک

 چرخ پنجه دراین قشر عظیم افکنده اند همرا ه زمین حرکت می کنند دانشمندان     می گویند اگر سطح زمین صاف بود قشرهوا به

 هنگام حرکت زمین روی آن می لغزید و طوفان های عظیم ایجاد می شده وهم  ممکن بود این اصطکاک دائمی سطع زمین  را داغ

  و سوزان و غیر قابل سکونت کند

آیه 8- بعد از بیان این دو نمونه از مواهب و آیات آفاقی به سراغ مواهب درونی   وجودی انسان و آیات انفسی می رود می فرماید

وشما را به صورت زوج ها  آفریدیم .   ازواج جمع زوج به معنی جفت وجنس مذکر ومونث است وآفرینش انسان از این دو جنس

علاوه بر این که ضامن بقای نسل اوست سبب آرامش جسم وجان او محسوب می شود چنانکه در آیه 21 روم می خوانیم از نشانه

های عظمت الله این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش بیابید ودر میان شما محبت ورحمت

قرا ر داد

آیه 9-  بعد به پدیده خواب که از مواهب بزرگ الهی بر انسان است و نقش عظیمی در سلامت جسم و جان او دارد اشاره کرده  می

افزاید و خواب شما را مایه آرامشتان قرار دادیم با این که یک سوم زندگی انسا ن راخواب فراگرفته و همیشه انسان با این مساله

مواجه بود هنوز اسرار  خواب به خوبی شناخته نشده است وحتی این که چه عاملی سبب می شود که در لحظه معینی بخشی ازفعال

یا ولی الحسنات یا غافر الخطیئات یا محیی الاموات

یت های مغزی از کار بیفتد و سپس پلک چشم ها بر  هم آمده و تمام  اعضای تن در سکون وسکوت و استراحت فرو رود هنوز به

درستی روشن نیست گرچه آیه فوق ناظر به خواب به عنوان یک نعمت الهی است ولی از آنجا که خواب شباهت به مرگ و بیداری

شباهتی به رستاخیز دارد می تواند اشاره ای به این مطلب نیز باشد

ایه 10- بعد در رابطه با مساله خواب سخن از موهبت شب به میان آورده می فرماید وشب ر ا پوششی برای شما قرار دادیم

ایه 11- و بلافاصله می افزاید وروز راوسیله ای بر ای زندگی  ومعاش مطابق آیات  فوق پرده شب لباس و پوششی است بر اندام

 بر اندام زمین و تمام موجودات زنده ای که روی آن زیست می کنند فعالیت های خسته کننده زندگی را به حکم اجبار تعطیل می کند

وتاریکی را که مایه سکون و آرامش و استراحت است بر همه چیز مسلط می سازد تا اندام های فرسوده مرمت گردد وروح  خسته

تجدید نشاط کند چرا که خواب آرام جز در تاریکی میسر نیست . از این گذشته با فرو افتادن پرده  شب نور آفتاب بر  چیده می شود

 که اگر بطور مداوم بتابد تمام گیاهان وحیوانات را می سوزاند و زمین جای زندگی نخواهد بود آخرین سخن این که آمد و  شد شب

وروز و نظام دقیق تغییرات تدریجی آنها یکی از آیات خلقت و نشانه های الله است بعلاوه سرچشمه پیدایش یک تقویم طبیعی برای

 برای نظام بندی زمانی زندگی  انسان ها محسوب می شود

 آیه 12- پس از زمین به آسمان پرداخته می فرماید وبر فراز شما هفت آسمان محکم  بنا کردیم عدد هفت در اینجا ممکن است عدد

تکثیر واشاره به کرات متعدد جهان هستی باشد که دارای خلقتی محکم  ساختمانی عظیم و قوی هستند و یا عدد تعداد به این ترتیب

ترتیب که آنچه ما از ستارگان می بینیم همه به حکم آیه 6 سوره صادقات ما آسمان پایین را با ستارگان زینت بخشیدیم   متعلق  به

به آسمان اول است وماورای آن شش عالم و آسمان دیگر وجود دارد که از دسترس علم بشر بیرون است

آیه 13- بعد از اشاره اجمالی به آفرینش آسمان ها به سراغ نعمت بزرگ آفتاب عالم تاب رفته می فرماید وچراغی روشن و حرارت

بخش آفریدیم و   هاج از ماده وهج به معنی نور وحرارتی است که از آتش صادر می شود بنابر این ذکر این وصف برای این چراغ

پر فروغ آسمانی اشاره ای به دو نعمت بزرگ است که خمیر مایه همه مواهب مادی این جهان است نور وحرارت . نور خورشید نه

تنها صحنه زندگی انسان و  تمام منظومه شمسی را روشن می سازد بلکه تاثیر عمیقی در پرورش موجودات زنده دارد حرارت آن

نیز علاوه بر تاثیری که در حیات انسان و حیوان وگیاه بطور مستقیم دارد منبع اصلی وجود ابرها وزش باد ها ونزول باران ها و

آبیاری سرزمین های خشک است خورشید به خاطر اشعه مخصوص ماوراء بنفش تاثیر فراوانی در کشتن میکرب ها دارد ونوری

سالم و مجانی ودائمی و ازفاصله ای مناسب نه چندان گرم و سوزان ونه سر وبی روح در اختیار همه ما می گذارد

آیه 14- به دنبال نعمت نور وحرارت از ماده حیاتی مهم دیگری که ارتباط نزدیکی با تابش خورشید دارد سخن به میان آورده می

یا ضاعف الحسنات یا دافع البلیات

افزاید واز ابرهای باران زا آبی فراوان نازل کردیم

ایه 15- گرچه نزول باران به خودی خود مایه خیر وبرکت است هوا را لطیف میکند  آلودگی ها را می شوید کثافات را با خود می

برد گرمای هوا را فرو می نشاند وحتی سرما را تعدیل می کند از عوامل بیماری می کاهد و به انسان روح ونشاط می دهد ولی با

این همه در آیات بعد به سه فاید ه مهم آن اشاره کرده می فرماید هدف از نزول باران این است تا به وسیله آن دانه وگیاه بسیار

برویانیم

آیه 16- و باغ های پر درخت . در دو آیه فوق به تمام مواد غذایی که انسان و حیوان از آن استفاده می کنند واز زمین می روید

اشاره شده است زیرا قسمت   مهمی از آنها را دانه های غذای تشکیل می دهد و قسمت دیگری سبزی ها و ریشه هاست وبخش

دیگری نیز میوه ها می باشد

 آیه 17- سرانجام روز موعود فرا می رسد در آیات قبل اشاراتی به دلایل مختلف معاد آمده بود در این آیه به عنوان یک نتیجه گیر

ی می فرماید روز جدایی  میعاد همگان است تعبیر به یوم الفصل تعبیربسیار پر معنایی است که بیانگر جدایی ها در آن روز عظیم

است جدایی حق از باطل . جدایی صفوف مومنان صالح از مجرمان بدکار جدایی پدر ومادر ازفرزند وبرادر ازبرادر

 آیه 18- بعد به شرح بعضی از ویژگی ها وحوادث آن روز بزرگ پرداخته می گوید روزی که در صور دمیده می شود وشما فوج

فوج به محشر می آیید از آیات قران به خوبی استفاده می شود که دو حادثه عظیم به عنوان نفخ صور واقع می شود در حادثه اول

نظام جهان هستی به هم می ریزد و تمام اهل زمین وهمه کسانی که در آسمان ها هستند می میرند و در حادثه دوم جهان نوسازی

می شود ومردگان به حیات جدید باز می گردند و رستاخیز بزرگ انجام می گیرد و این آیه اشاره به نفخ دوم است

آیه 19- وبه دنبال آن می افزاید و آسمان  گشوده می شود وبه صورت درهای متعددی  در می آید ممکن است منظور از این درها

وگشوده شدن آنها این باشد که درهای عالم   غیب به عالم شهود  گشوده می شود حجاب ها کنار می رود عالم   فرشتگان به عالم

انسان راه می یابد

آیه 20- وبالاخره در این آیه وضع کوهها را در قیامت منعکس کرده می فرماید و کوه ها به حرکت در می آید وبه وصورت سرابی

می شود بطوری که از جمع بندی آیات مختلف قران در باره سرنوشت کوهها در قیامت به دست می آید کوهها    مراحلی را طی می

کند نخست کوه ها به حرکت در می آید بعد از جا کنده   می شود وسخت در هم کوفته خواهد شد و بعدا به صورت توده هایی از شن

های متراکم در می آید وبعد به صورت پشم زده شده در می آید که با تند باد حرکت می کند وبعد به صورت گردو غبار در می آید که

 در فضا پراکنده می شود وبعد چنان که درآیه مورد بحث آمده تنها اثری از آن باقی می ماند وهمچون سرابی از دور نمایان میشود

اللهم احفظ هذالدعا من الطاعون

آیه 21- جهنم کمین گاه بزرگ بعد از بیان بعضی از دلایل معاد و  قمستی از حوادث رستا خیز به سراغ  سرنوشت  دوزخیان و

بهشتیان می رود نخست از دوزخیان   شروع کرده    می فرماید مسلما در آن روز جهنم کمین گاهی است بزرگ از این  گذرگاه

عمومی احدی از سرکشان نمی توانند بگذرند یا فرشتگان عذاب آنها را می ربایند یا جاذبه شدید جهنم

آیه 22-  و محل باز گشتی برای طغیان گران

آیه 23- مدت های طولانی درآن می مانند

آیه 24-  بعد به گوشه کوچکی از عذاب های   بزرگ جهنم اشاره کرده می افزاید  در آنجا نه چیز خنکی   می چشند که گرمای

وحشتناک دوزخ را فرو نشاند و نه نوشیدنی گوارایی که عطش شدید آنها را تسکین بخشد

 آیه 25- جز آبی سوزان ومایعی از چرک و خون و جز سایه دود های غلیظ   وداغ وخفقان آور آتش که در آیه 43 واقعه آمده

است این  در حالی است که بهشتیان از چشمه های گوارای شراب طهور به وسیله االله سیران می شوند؟

 آیه 26-وازآن  که ممکن است وجود این کیفر های سخت و شدید در نظر بعضی عجیب آید در این آیه می افزاید این مجازاتی است

موافق و مناسب اعمالشان . چرا چنین نباشد؟ در حالی که آن ها در این دنیا قلب های مظلومان را سوزاندند و روح و جان آنها را

به آتش کشیدند و باظلم و ستم وطغیان خود بر کسی رحم نکردند .

آیه 27-    بعد به توضیح علت این مجازات پرداخته می فرماید چرا که آنها هیچ امیدی به  حساب وترسی از عذاب الله نداشتند و

همین بی اعتنایی به حساب و وروز جزا مایه طغیان و سرکشی وظلم وستم آنها شد وآن ظلم و فساد چنین سرنوشت دردناکی را

برای آنانر فراهم ساخت چراکه آنها حساب روز قیامت رااز برنامه زندگی خود کاملا حذف کرده بودند

آیه 28- ولذا بلافاصله می افزاید و آیات ما را بکلی تکذیب کردند هوای نفس آن چنان   بر آنها چیره شده بود که همه آیات بیدارگر

الهی را شدیدا انکارکردند تا به هوس های سرکش خود ادامه دهند و به خواسته ها و تمنیات مشروع خویش لباس عمل بپوشانند.

آیه 29- بعد به عنوان هشدار به این طغیان گران وهم برای تاکید بر مساله وجود میان جرم وجریمه و حاکمیت جزای وفاق میافزا

ید وما همه چیز را شمارش وثبت کرده ایم .تا گمان نکنند چیزی از اعمال شما بی حساب و مجازات می ماند و نیز هرگز فکرنکنید

 این کیفر های شدید غیر عادلانه است این حقیقت در بسیاری از آیات قران منعکس است .     در یک جا می فرماید هرکاری را که

انجام دادند در نامه های اعمالشان ثبت است و هر عمل کوچک و بزرگی نوشته می شود و در جای دیگر می خوانیم ما آنچه را از

را راز پیش فرستاده اند و هم چنین    تمام آثار آنها را می نویسیم و لذا هنگامی که نامه اعمال مجرمان را به  دست آنها می دهند

فریادشان بلند می شود و می گویند ای وای بر ما این چه کتابی است که  هیچ کار کوچک وبزرگی نیست مگر این که آن را ثبت و

اللهم احفظ هذالدعا من الزلزله و الفجاه و الوباء

وشماره کرده است. این اعتقاد مانع بزرگی میان انسان و گناه ایجاد می کند و ازعوامل مهم تربیت محسوب می شود

آیه 30- در این آیه لحن سخن را تغییر داده واز غیبت به خطاب مبدل نموده آنها را مخاطب ساخته وضمن جمله تهدید آمیز وخشم

آلود وتکان دهنده ای میفرماید پس بچشید که چیزی جز عذاب بر شما نمی افزاییم این جزای کسانی است که وقتی در مقابل دعوت

 پرمهر انبیای الهی به سوی ایمان و تقوا قرار می گرفتند  می گفتند برای ما یکسان است می خواهی اندرزده یا اندرز مده. این آیه

شدید ترین آیه ای است که در قران در باره دوزخیان آمده است

 آیه 31-  بخشی از پاداش عظیم پر هیزکاران . در آیات پیشین سخن از سرنوشت  طغیان گران وقسمتی از کیفر های دردناک آنها

وعلت این بد بختی بود در اینجا به شرح   نقطه مقابل آنها پرداخته از   مومنان راستین و پرهیز کاران وقسمتی از مواهب آنها در

قیامت سخن می گوید تا دریکمقایسه رویارو میان این دو حقایق روشنتر شود نخست می فرماید برای پرهیزکاران نجات و پیروزی

بزرگی است

آیه 32- بعد به شرح این فوز وسعادت پرداخته می افزاید باغ هایی سر سبز و محفوظ با میوه هایی از انواع انگورها. بهترین میوه

شما انگور است

آیه 33- بعد به همسران بهشتی که یکی دیگر از مواهب پرهیز کاران است اشاره کرده می افزاید و برای آنها حوریانی بسیارجوان

 و هم سن و سال است

 آیه  34- بعد چهارمین نعمت بهشتی را که در انتظار پر هیز کاران است چنین شرح می دهد و جام هایی  لبریز و  پیاپی ا ز شراب

طهور  . امان نه شر ابی همچون   شراب های آلوده دنیا که عقل را می زداید بلکه شرابی که عقل آور و نشاط آفرین و جان پرور

 و روح افزاست

آیه 35- و از آنجا که سخن از جام شراب تداعی معنی نامطلوب آن را در دنیا می کند در حالی که شراب بهشتی درست نقطه مقابل

شراب های شیطانی دنیاست  بلافاصله می افزاید لهشتیان در آنجا نه سخن لغو وبیهوده ای می شنوند و نه دروغی. یکی از مواهب

بزرگ معنوی بهشتیان این است    قلب پرهیز کاران را در این دنیا آزار می دهد وجود  نخواهد داشت و به راستی چه زیباست آن  

محیطی که اثری از این سخن های ناموزون و رنج آور در آن وجود ندارد . یعنی هرگز گفتار لغو و بیهوده  نمی شنوند و جز سلام

در آنجا سخنی نیست

ایه 36- در پایان ذکر این نعمتها به نعمت معنوی دیگری اشاره می کند که از همه بالاتر است می فرماید این پاداشی است از سوی

 الله و عطیه ای است کافی چه بشارت ونعمتی از این برتر و بالاتر که بنده ضعیف مورد نوازش والطاف و محبت های مولای کریم

اللهم احفظ صاحب هذالدعا من شر السلطان الجابر

خود قرار گیرد

آیه 37- بعد در این آیه می افزاید همان الله آسمان ها وزمین و آنچه در میان آن دو است الله رحمان . در حقیقت آیه فوق اشاره ای

به این واقعیت است که اگر الله    چنین وعده هایی را به متقین می دهد گوشه ای از آن را در این دنیا به صورت رحمت عامش به

اهل آسمان ها وزمین نشان داده است  ودر پایان می فرماید و درآن روز هیچ کس حق ندارد بی اجازه او سخنی بگوید یا شفاعتی

کند زیرا آن قدر حساب الهی دقیق وعادلانه است که جایی برای چون وچرا باقی نمی ماند

آیه 38- در آیات گذشته قسمت های قابل ملاحظه ای از کیفرها و مجازات های طغیان گران ومواهب و پاداش های پرهیز کاران در

روز رستاخیز   بیان شد در اینجا  به معرفی آن روز بزرگ  پرداخته  بخشی از اوصاف آن روز و حوادث آن را شرح می دهد می

فرماید اینها همه در روزی است که روح وملائکه در یک صف می ایستند و هیچ یک جز به اذن الله رحمان سخن نمی گویند وقتی

می گویند درست می گویند بدون شک قیام روح و فرشتگان در آن روز   در یک صف و سخن نگفتن جز به اذ ن الله رحمان فقط

برای اجرای فرمان اوست آنها در این جهان نیز مدبرات امرو مجری فرمان های اوهستند و در عالم آخرت این امر آشکارتروواضح

تر وگسترده تر خواهد بود ومنظور از روح در اینجا یکی از فر شتگان بزرگ الهی است که برطبق بعضی از روایات حتی ازجبرئیل

برتر است او فرشته ای است بزرگتر از میکائیل وجبرئیل. به هرحال این مخلوق   بزرگ الهی در قیامت همراه ملائکه آماده اطاعت

فرمان اوهستند چنان هول و اضطراب محشر همه را فراگرفته که هیچ کس را یارای سخن گفتن نیست. روز قیامت به ما اجازه داده

می شود تمجید وستایش الله را کنیم وبر پیامبران درود بفرستیم وبرای پیروانمان شفاعت  کنیم و الله شفاعت ما رارد نمی کند انبیا

 وامامان نیز درصف فرشتگان وروح قرار می گیرند و از کسانی که به آنها اجازه سخن گفتن و مدح وثنای الله وشفاعت داده می

شود آنها هستند

آیه 39- بعد به اشاره به این روز بزرگ که هم قیامت انسان ها وهم فرشتگان وهم یوم الفصل وروز کیفر طاغیان و پاداش متقیان

است کرده می فرماید آن روز حق است حق به معنی چیزی است که ثابت است و واقعیت دارد و تحقق می یابد واین معنی در باره

قیامت کاملا صادق است بعلا وه روزی است که حق هرکس به او داده می شود حقوق مظلومان از ظالمان گرفته خواهد شد وحقایق

 واسرار درون  به  ظهور می پیوندند بنا بر این روزی است به تمام  معنی حق. و چون توجه به این    واقعیت می تواند موثرترین

 انگیزه انسان برای حرکت به سوی الله واطاعت فرمان او گردد بلا فا صله می افزاید پس هرکس بخواهد راهی به سوی الله بر می

 گزیند وبه سوی او باز می گردد یعنی تمام اسبا ب این حرکت الهی فراهمن و  است انبیا به قدر کافی ابلاغ فرمان حق کرده اندعقل

 انسانی نیز که پیامبر از درون اوست راه او را روشن کرده سرنوشت طاغیان وپرهیزکاران نیز به خوبی تعیین شده تنها چیزی که

اللهم احفظ هذ الدعا من شر العین السوء ومن شر الجن والانس

باقی مانده تصمیم قاطع انسان است که با استفاد ه از اختیاری که الله به او والانس داده است راه را بر گزیند وپیش رود

آیه 40- بعد به عنوان تاکید روی مساله مجازات مجرمان   و بیان نزدیک  بودن آن روز  بزرگ  در برابر  کسانی که آن را   دور

 یا نسیه اش می پندارند می افزاید و ما شما را از عذاب نزدیکی بیم دادیم . هر چیزی که می آید قریب ونزدیک است   چرا نزدیک

نباشد در حالی که مایه اصلی عذاب الهی اعما ل خود انسان ها است که همیشه با آنها ست و جهنم هم اکنون کافران را احاطه کرده

و از آنجا که در آن روز  گروه عظیمی غرق حسرت و اندوه  شده نادم  و پشیمان می گردند حسرتی که به حالشان  سودی نخواهد

داشت و ندامتی که نتیجه ای ندارد به دنبال این هشدار می افزاید این عذاب در روزی خواهد بود که انسان آنچه را ازقبل   با دست

های خود فرستاده می بیند و کافر می گوید ای کاش خاک بودم وگرفتار عذاب نمی شدم . اصولا یکی ازبهترین  پاداش های   نیکو

کاران و یکی از بدترین کیفرهای بدکاران همین اعمال مجسم آنها ست که همراهشان خواهد بود آری کار انسانی که اشرف   مخلو

قات است گاه براثر کفر وگناه به جایی می رسد که آرزو می کند درصف یکی از موجود ات بی روح  وپست باشد .  در ایات  قران

می خوانیم کفار ومجرمان هنگامی که صحنه قیامت و داد رسی الله وجزای اعمال را مشاهده می کنند عکس العمل های    مختلفی

نشان می دهند که همگی حکایت از شدت تاثر وتاسف آنها می کند گاه می گویند وای بر ما از این حسرت که در اطاعت فرمان الله

کوتاهی کردیم و گاه می گویند الله مارا به دنیا باز گردن تا عمل   صالح  انجام  دهیم و گاه می گویند ای کاش  خاک بودیم و هرگز

زنده نمی شدیم همان گونه که در آیات مورد بحث آمده است . پایان

  فضیلت سوره 78

این سوره 40 آیه دارد به تلاوت کننده این سوره در قیامت آب سرد خوشگوار دهند اگر بر زعفران و گلاب خوانده با خود دارد

خوابش کم وحافظه اش زیاد شود و قوی شود اگر درد شکم داشته باشد وبنوشد برطرف شود ویکسال مداومت در تلاوت موجب

رفتن مکه است و حیوانات موذی نزدیکش نشوند جهت دفع مرگ کوسفند در گردن گوسفندی از گله قرار دهند. تلاوت کننده  در

آخرت حسابش سریع انجام شو

سوره النبا 78

.

 بسم الله الرحمن الرحیم

 سورة النَّبا: سوره 78

  عَمَّ یَُتَسَآ ءَلُونَ (1)  عَنِ ألنَّبَإ ألعَظِیمِ (2) ألَذّی هُم فیه مُختَلفُونَ (3) کَلَّا سیَعلَمُون(4)  ثُمَّ کَلَّا سَیعَلَُونَ(5)     أَلَم نَجعَلِ ألارضَ مِهدٍَاً

  (6) وَألجِبَآلَ أَوتَادٍا (7) وَخَلَقنَکُم أَزوَجآٍ (8) وَجَعلنَا نَومَکُم سُبَاتآٍ (9)   وَجَعَلنَا ألَّیلَ لِبَآساٍ (10) وَجَعلنَا ألنَّهَارَ مَعَاشا(11)    وَبَنَینَا ٍ

 فَوقَُکَُم سَبعاٍ شِدَاداٍ (12) وَجَعلنَا سرَاجاٍ وَهَّاجاٍ    (13)    وَ أنزَلنَا مِنَ ألمُعصِرَتِ مَآءٍ ثَجَّاجاٍ (14) لِنُخرِجَ بِهِ حَبّاٍ وَ نَبَاتاٍ (15) وَجَنَّتٍ

ألفَافاً (16) إنَّ  یَومَ ألفَصلِ کَانَ میقَتاً (17) یُومَ یُنفَخُ فی ألصُّورِ فَتَأتُونَ أَفوَاجاً(18 وفُتِحَـِت ألسَّمآء فَکَانَت أَبوَباً (19) وَسُِیّرَتِ ألجِبَالُ

 فَکَانَت سَرَاباً (20)إنَّ جَهَنَّمَ کَانَت مِرصَآداً (21) لِلطَّغینَ مَاَباً (22) لَّبِثینَ فیهَآ أَحقَاباً (23) لَّایَذُوقُونََ فیهَا بُردًا وَلَا شَرابًا (24)   إلَّا

حَمیمًا وَغَسَّاقاً (25) جَزَآءً وِفَاقًا (26) إنَّهُم کَانُوا لَا یَرجُونَ  حِسَاباً (27) وَکَذَّبُو بَِایَتِنَا کِذَّاباً (28) وَکُلَّ شَئ ً أَحصَینَهُ کِتَباً(29) فَذُوقُ

 افَلَن نَّزیدَکُم إلَّا عَذَاباً (30) إنَّ لِلمُتَّقینَ مَفَازاً (31)  حَدَآئقَ وَأَعنَباً (32) وَکَوَاعِبَ أَترَاباً (33) و کَأساً  دِهَآقا(34)  لَّا یَسمَعونَ فیهَآ ً

لَغواً وَ لَاکِذَّباً  (35)  جَزَآءً مِن  رَّبِکَ عَطآ ءً حِسَآباً (36) ربِ ألسَّمَوَتِ ِ وَألاَرض وَمَابَینَهُمَا ألرَّحمَنِ لَا یَملَّکُونَ مِنهُ خِطَآباً( 37) یَومَ

یَقُومُ الرُّوح وَألمَلَئکَةُ صَفَّا لَّا یَتَکَلَّمُونَ  إلَّا مَن أَذنَ لَهُ ألرَّحمَنُ و َقَا لَ صوَآباً (38) ذَلکَ ألیََومُ ألحَقُّ فََمَن شَآءَ أتَّخَذَ إلَی رَبُهِ مَا باً(39)

إنَّآ أَنذَرنَکُم عَذَاباً قَریباً یَومَ یَنظُرُ ألمَرءُ مَاقَدَّمَت یَدَآهُ وَیَقُولِ ألکَافرُ یَلَیتَنیِ کُنتُ تُرَآباً (40

تفسیر سوره 77

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 77:

بیشترین مطلبی که در این سوره مطرح شده  مسائل مربوط    به قیامت و تهدید و انذار  مکذبان  ومنکران است و از امتیازات این

سوره این است که آیه : وای در آن روز بر تکذیب کنندگان ده بار در آن تکرار شده و هر بار به دنبال مطلب تازه بعد از ذکرسوگند

یا دلیل یا حی یا قیوم یا جبار یا غفار یا حنان یا منان

سوگند هایی از قیامت و حوادث سنگین و سخت  رستاخیز خبر می دهد در مرحله  بعد  سرگذشت غم انگیز اقوام   گنه کار  پیشین

و در مرحله سوم   گوشه ای از ویژگی های آفرینش انسان ودر مرحله چهارم   قسمتی از مواهب الهی در زمین ودر مرحله  پنجم

قسمت هایی از عذاب تکذیب  کنند گان را شرح می دهد هم چنین  در مرحله اشاره ای به مطلبی بیدارگر و تکان   دهنده کرده  وبه

دنبال آن این آیه را تکرار می کند وحتی دربخشی از آن به نعمت های بهشتی که نصیب پرهیز کاران شده اشاره نموده  تا انذار را

با بشارت بیامیزد و تهدید را با تشویق وبه هر حال این  تکرار بعضی از آیات را در سوره الرحمن تداعی می کند با این تفاوت که

درآنجا سخن از نعمت ها بود ودر اینجا غالبا از عذاب های مکذبان است  انتخاب نام مرسلات برایر این سوره به تناسب نخستین

آیه این سوره است .

ایه 1- در آغاز این سوره مقدمتا در 5 آیه 5 سوگند آمده که در تفسیر  معنی آنها سخن بسیار است سوگند به فرشتگانی که پی در

پی فرستاده می شوند

آیه 2- و آنها که همچون تند باد حرکت می کنند

آیه 3-  وسوگند به آنها که ابرها را می گسترانند

آیه 4-  و آنها که جدا می کنند

آیه 5- وسوگند به آنها که آیات بیدارگر الهی را به انبیا القا می کنند

آیه 6- برای اتمام حجت یا برای انذار سوگند اول ودوم ناظر به مساله  باد ها وطوفان هاست وسوگند سوم و چهارم و پنجم ناظربه

نشر  آیات حق به وسیله فرشتگان وبعد جدا کردن حق از باطل و بعد القا ذکر و دستور های الهی به پیامبران به منظور اتمام حجت

و انذار است

 آیه 7- حال باید دید که این سوگند ها برای چه منظوری است دراین آیه پرده از روی این معنی برداشته می گوید آنچه به  شما در

باره قیامت و عده داده می شود یقینا شدنی است . بعث ونشور و ثواب وعقاب و حساب وجزا  همه حق است و تردیدی درآن نیست

آیه 8-    بعد به بیان نشانه های این روز موعود پرداخته می فرماید در آن هنگام که ستارگان محو وتاریک می شوند

آیه 9-    و کرات آسمان از هم بشکافند

آیه 10-  و در آن زمان که کوهها از جا کنده شوند اصولا از آیات  متعددی در قران استفاده  می شود که  پایان این  جهان  با یک

سلسله حوادث بسیار هول انگیز و کوبنده همراه است بطوری که نظام آن را بکلی متلاشی می سازد و جهان آخرت با نظامی نوین

جایگزین آن می گردد

یا دیان یا غفران یا برهان یا سبحان یا مستعان

 آیه 11- و به دنبال آن اشاره ای به صحنه رستاخیز کرده می افزاید ودر آن هنگام که برای پیامبران به منظور ادای شهادت تعیین

وقت شود همان گونه که در آیه 6 سوره اعراف آمده است ما هم از کسانی که رسولان به آنها مبعوث شدند سوال می کنیم وهم از

رسولان

آیه 12- بعد می افزاید برای چه روزی شهادت این رسولان وگواهی آنها بر امت ها به تاخیر افتاده

آیه 13- برای روز جدایی روز جدایی حق از باطل. جدایی صفوف مومنان از کافران  ونیکو کاران از بدکاران و روز داوری مطلق

حق در باره همگان

آیه 14- بعد برای بیان عظمت ان روز می فرماید تو چه می دانی روز جدایی چیست؟ جایی که پیامبر با آن علم وسیع وگسترده و با

آن دیده تیز بینی که اسرار غیبت را مشاهده می کرد ابعاد عظمت آن روز را به درستی نداند تکلیف بقیه مردم روشن است

آیه 15- و در این آیه تکذیب کنند گان آن روز زا شدیدا مورد تهدید قرا  رداده می فرماید وای در آن روز بر تکذیب کنندگان . ویل

را بعضی به معنای هلاکت و بعضی به معنی انواع عذاب و بعضی آن را به معنی وادی پر عذابی در جهنم تفسیر کرده اند این کلمه

معمولا در مورد حوادث اسفناک به کار می رود  و در اینجا حکایت از سرنوشت دردناک تکذیب کنندگان در آن روز می کند منظور

از مکذبین در اینجا کسانی است که قیامت را تکذیب می کنند

آیه 16- در این آیات نیز از طریق مختلف به منکران رستاخیز هشدار می دهد و با  بیانات گوناگون آنها را از خواب سنگین غفلت

بیدار می کند نخست دست آنها را گرفته به گذشته تاریخ می برد و سرزمین های بلا دیده اقوام کفار پیشین را به آنها نشان می دهد

ومی فرماید آیا ما اقوا م مجرم نخستین را که راه کفر و انکار را پیش گرفتند هلاک نکردیم . آثار آنها نه تنها برصفحات تاریخ که

بر صفحه روی زمین نیز نمایان است

آیه 17- بعد مجرمان را به دنبال آن ها  می فرستمی چرا که این یک سنت مستمر است  و تبعیض و استثنا بر نمی دارد مگر ممکن

است گروهی را به جرمی مجازات کند وهمان جرم را برای دیگران ببندد

آیه 18- و لذا دراین آیه می افزاید این گونه ما با مجرمان رفتار می کنیم این آیه درحقیقت به منزله بیان دلیل بر هلاکت اقوام اولین

 به دنبال آنها هلاکت اقوام آخرین است چرا که عذاب های الهی نه جنبه انتقام جویی دارد ونه تسویه حساب شخصی است بلکه تابع

اصل استحقاق و مقتضای حکمت است

آیه 19- و سرانجام نتیجه گیری کرده می افزاید وای در آن روزبر تکذیب کنندگان . یومئذ در اینجا اشاره به روز رستاخیز است که

مجازات اصلی  ومهم آنها مربوط به آن  روز است و این تکرار برای تاکید مطلب است

یا سلطان یا امین یا مومن یا متکبر یا شکور

آیه 20- بعد دست آنها را گرفته به عالم جنین می برد وعظمت وقدرت الله و کثرت مواهب او را در این جهان اسرا ر آمیز به آنها

نشان می دهد تا از یک سو به قدرت الله بر مساله رستاخیز ومعاد پی ببرند واز سوی دیگر خود را مدیون نعمت های بی شمارش

بدانند و سر تعظیم بر آستانش فرود آورند می فرماید آیا شما را از آبی پست و ناچیز نیافریدیم

آیه 21- بعد آن را در قرا ر گاهی محفوظ و آماده قرار دادیم قرار گاهی که تمام  شرایط   حیات وپرورش و رشد و محافظت نطفه

انسان در آن از هر نظر تامین شده و آنقدر عجیب وجالب وموزون است که هر انسانی را در شگفتی فرو می برد

آیه 22- بعد می افزاید قرار گرفتن  نطفه در آن جایگاه  محفوظ  تا مدتی معین ادامه دارد مدتی کهآن را هیچ کس جز  الله نمی داند

مدتی مملو از تغییرات و د گر گونی های و تحولات  بسیار که هر روز لباس تازه ای از حیات وزندگی بر نطفه   پوشانیده می شود

واورا در مسیر تکامل در آن مخفی گاه پیش می برد

آیه 23-  سپس نتیجه گیری می کند ما قدرت بر این کار داشتیم که از نطفه بی ارزش و حقیر وناچیزی چنان انسان شریف وکاملی

بسازیم  پس ما قدرتمند  خوبی هستیم . این همان   دلیلی است که قران بارها  برای اثبات مساله  معاد روی آن تکیه کرده است از

جمله درآیات آغاز سوره حج می گوید چگونه در بازگشت  مردگان به حیات جدید تردید می کنید با این که قدرت او در آفرینش این

انسان از یک نطفه بی ارزش مشاهده می کنید که هر روزش معاد ورستاخیزی است ؟ چه تفاوتی میان خاک و آن نطفه بی ارزش

است؟

آیه 24- د ر پایان   باز  همان جمله را تکرار فرمود  می گوید وای در آن روز بر تکذیب  کنند گان وای بر آن ها که این همه آثار

قدرت اورا می بینند وباز اورا انکار می کنند

آیه 25- در بخش دیگری از این آیات به بیان  قسمتی از آیات ونشانه های  آفاقی   الله و نعمت ها و مواهب اودر جهان بزرگ می

پردازد که هم دلیل بر قدرت و رحمت واسعه اوست و هم دلیلی بر امکان  معاد در حالی که در آیات  گذشته  سخن از  آیات انفسی

و مواهب الله در آفرینش خود انسان بودمی فرماید آیا ما زمین را مرکز اجتماع انسان ها قرار ندادیم

آیه 26-هم درر حال حیاتشان و هم  مرگشان  منظور این است که زمین قرار گاهی است برای انسان ها زندگان را روی خود جمع

می کند وتمام حوایج و نیاز هایشان را در اختیار شان می گذارد ومردگان آنها را نیز در خود جای می دهد که اگر زمین آماده برای

دفن مردگان نبود عفونت و بیماری های ناشی از آن فاجعه ای برای همه زندگان به وجود می آورد

آیه 27- بعد به یکی از نعمت های بزرگ الهی در کره زمین اشاره کرده می افزاید ودر آن کوههای استوار وبلندی قرار دادیم . این

کوهها که سر به آسمان کشید وریشه های آن به یکدیگر پیوسته است از یک سو همچون زر هی زمین را در بر گرفته و در برابر

یا عزیز یا علی یا وفی یا قوی یا غنی یا محق یا معطی

فشار داخلی و فشار های ناشی از جزر ومد خارجی حفظ می کد و از سوی دیگر جلو   اصطحکاک قشر هوا را با زمین می گیرد و

پنجه در هوا انداخته و آن را با خود به گردش در می آورد واز سوی سوم طوفان ها و باد های عظیم را کنترل می کند و  به   این

ترتیب از جهات مختلف به اهل زمین آرامش می بخشد ودر ذیل همین آیه به یکی دیگر از برکات کوهها اشاره کرده  می افزاید  و

آبی گوارا به شما نوشاندیم آبی که هم برای شما گوارا و مایه حیات است وهم برای حیوانات شما و زراعت ها و باغ هایتان بسیار

ی ازچشمه ها و قنات ها از کوهها می جوشد و سرچشمه بسیاری از نهر ها شط ها ی عظیم از برف های متراکمی است که بر قله

های کوهها می نشیند و مهمترین ذخایر آبی انسان ها را  تشکیل می دهد

آیه 28- در پایان این قسمت باز می فرماید  وای در آن روز بر  تکذیب کنندگان همان کسانی که این همه آیات و نشانه های قدرت

حق را با چشم خود می بینند و این همه نعمت های الهی را که در آن غرقند   مشاهده می کنند باز هم رستاخیز و دادگاه  قیامت را

که مظهر عدل وحکمت اوست انکار می کند

آیه 29-  در این جا سرنوشت نهایی تکذیب کنندگان قیامت ومنکران آن دادگاه عدل الهی بیان شده است  بیانی که به راستی انسا ن

را در وحشتی عمیق فرو می برد و ابعاد   فاجعه را روشن می سازد می فرماید درآن روزبه آنها گفته می شود بی درنگ به سوی

همان چیزی  که پیوسته آن را انکار می کردید  بروید رهسپار شوید به سوی جهنم   سوزان که همیشه آن را به باد استهزای می

گرفتید به سوی انواع عذاب ها که با اعمالتان آن را از پیش فراهم ساخته اید

 آیه 30-سپس به توضیح بیشتری در باره این عذاب پرداخته می گوید بروید به سوی سایه سه شاخه دود های خفقان بار و آتش .

شاخه ای از بالا سر وشاخه ای از طرف راست و شاخه ای از طرف چپ و به این ترتیب از هر طرف این دود غلیظ   مرگبار آنها

را احاطه می کند و در کام خود فرو می برد

آیه 31-سایه ای که نه آرام بخش است ونه از شعله های آتش جلوگیری می کند چه این که خود بر خاسته از آتش است

 آیه  32- بعد در توصیف دیگری از آن آتش سوزان می افزاید شراره هایی از خود پرتاب می کند مانند یک کاخ نه همچون جرقه

ای آتش  این دنیا که گاه به اندازه سر سوزنی بیش نیست

آیه  33- در این آیه به توصیف دیگری از شراره های و جرقه های این آتش سوزان پرداخته می فرماید گویی در سرعت وکثرت

همچون شتران زرد رنگی هستند که به هر سو پراکنده می شوند جایی که جرقه های این چنین باشد پیداست که خود آن آتش سوز

ان چگونه است ؟ و در کنار آن چه عذاب های دردناک دیگری قرار گرفته ؟

 آیه 34- بار دیگر در پایان این بخش از آیات همان هشدار را تکرار کرده می فرماید وای در آن روز بر تکذیب کنند گان

 آیه 35- بعد فصل دیگری از مشخصات آن روز هولناک را شروع کرده می افزاید امروز روزی است که سخن نمی گویند و قادر

یا آخر یا احسن الخالقین یا خیر الرازقین یا ارحم الراحمین  

بر دفاع از خویش نیستند آری الله در آن روزبر دهان  مجرمان و گنه  کاران مهر سکوت می زند همان  گونه که در   سوره  یس

 آمده است امروز بر  دهانشان مهر  می نهیم

  آیه  36- بعد می افزاید وبه آنها اجازه داده نمی شود که عذر خواهی کنند نه اجازه سخن گفتن دارند و نه عذر خواهی و    دفاع

  از  خویشتن چرا که همه حقایق در آنجا روشن است و چیزی برای گفتن ندارندآری این  زبان پشت هم انداز که در دنیا از آزادی

  خود سو استفاده  کرده به تکذیب انبیاو استهزا اولیا و باطل کردن حق وحق جلوه  دادن باطل می پرداخت و در آنچا باید  به کیفر

  آن اعمال قفل شود واز کار بیفتد که این عذاب و  شکنجه دردناکی است . الله برتر وعادل تر و بزرگ تر از آن است که  بنده اش

 عذر موجهی ندارند ک مطرح کنند

 آیه 37- باز در پایان این مقطع می گوید وای در آن روزب  تکذیب کنندگان

 آیه  38- در مقطع دیگر روی سخن را به مجرمان کرده به عنوان حکایت از صحنه آن روز می گوید امروز همان روز جدایی حق

ازباطل است که همه شما وپیشینیان را در آن جمع کرده ایم امروز همه انسان ها را بدون استثنا از اولین گرفته تا آخرین همه را

برای حسابرسی و فصل  خصومت در این عرصه و دادگاه بزرگ گرد آورده ایم آری امروز روز جدایی حق از باطل و ظالم از

مظلوم است

 آیه 39- اکنون اگر چاره ای د ر برابر من برای فرار از چنگال مجازات دارید انجام دهید آیا میتوانید از قلمرو حکومت  بگریزید یا

توانایی دارید با پرداختن فدیه ای آزاد شوید وی قدرت دارید ماموران حسابرسی را فریب دهید؟ هر کار از دست   شما ساخته است

انجام دهید ولی بدانید کاری از شما ساخته نیست

 آیه 40- و باز همان جمله تهدید آمیز وبیدار کننده را تکرار کرده می فرماید وای در آن روز بر تکذیب کنند گان

 آیه  41- می دانیم برنامه قران آمیختن انذار به بشارت و  تهدید به تشویق است وهم چنین ذکر سرنوشت مومنان در برابر سرنو

شت مجرمان با قرینه مقابله مسائل بهتر درک شود بر اساس همین سنت قران به دنبال  بیان    مجازات های گوناگون مجرمان در

قیامت اشاره پر معنی وکوتاهی در باره وضع پرهیز کاران در آن روز کرده می فرماید  پرهیزکاران در سایه ای از درختان بهشتی

  و در میان چشمه ها قرار دارند

 آیه 42- بعد می افزاید و آنها در میان انواع میوه ها از آنچه مایل باشند قرار دارند

 آیه  43 – جالب این که آنها در این میهمان سرای الهی به عالی ترین وجهی پذیرایی می شوند همان گونه که در این آیه آمده که

به آنها  گفته می شود بخورید و بنوشید گوارا اینها در برابر اعمالی است که انجام می دادید تعبیر بما کنتم تعملون در مقابل اعمالی

یا نور السموات و الارض یا هادی المضلین یا خیر الرازقین

 انجام می دادید اشاره به این است که این مواهب را بدون حساب به کسی نمی دهند وبا دعا و خیال وپندار به دست نمیاید تنها

 به وسیله تقوا اعمال صالح و احسان  ونیکو کاری فراهم می شود یعنی هرچیزی است که   مشقتی به   دنبال ندارد وناراحتی

 تولید نمی کند و این اشاره به آن است که میوه ها و غذاها و نوشابه های بهشتی همانند آب وغذای دنیا نیست که گاه آثار سویی

 در بدن می گذارد یا عوارض نامطلوبی به دنبال  دارد  

 آیه  44- در این آیه باز روی این مطلب تکیه می کند که این نعمت ها بی حساب نیست می افزاید ما این گونه نیکو کاران را

پاداش می دهیم

 آیه  45- در پایان این مقطع باز تکرار می کند وای در آن روز بر تکذیب کنند گان و ای بر آنها  که از تمام این نعمت های ومحبت

ها محروم می شوند که حسرت این محرومیت آزارش کمتر از آتش سوزان دوزخ نیست ؟

 آیه 46- و از آنجا که یکی از عوامل انکار معاد پرداختن به لذات زود گذر دنیا و تمایل به آزادی بی قید و شرط برای بهره گیری

  از این لذا ت است در این آیه روی سخن را به مجرمان کرده با لحنی تهدید آمیز می فرماید بخورید وبهره گیرید در این مدت کم

از زندگی دنیا. بدانید عذاب الهی در انتظار شماست چرا که شما مجرمید  جمله انکم مجرمون این تهدید به خاطر آن است که شما

 مجرمید نشان می دهد که سرچشمه عذاب الهی جرم و گناه انسان است که از بی ایمانی یا اسارت در چنگال شهوات ناشی می شود

 آ یه 47- بعد این تهدید را بار دیگر به جمله وای در آن روز بر تکذیب کنند گان تکمیل می کند همان ها که به زرق وبرق دنیا و

لذات و شهوات آن مغرور و فریفته شدند و عذاب الهی را برای خود خریدند

 آیه 48- در این آیه به یکی دیگر از عوامل انحراف وبدبختی و آلودگی آنها اشاره کرده می افزاید و چنان از باده غرور سرمستند

هنگامی که به آنان گفته شود در برابر الله رکوع کنید رکوع نمی کنند . آنها نه فقط از رکوع وسجود ابا دارند بلکه این روح غرور

و نخوت در تمامی افکار وزندگیشان منعکس است نه در برابر الله تسلیم هستند  ونه در برابر دستورات پیامبر و نه حقوق مردم را

به رسمیت می شناسند

 آیه  49- و بعد برای دهمین و آخرین بار در این سوره می فرماید وای در آن روز بر تکذیب کنندگان

 آیه  50- و درآخرین آیه سوره با لحنی آمیخته از عتاب و مملو ازسرزنش  به صورت   یک استفهام آمیخته با تعجب می فرماید

اگرآنها به این قرا ن که دلائل صدقش از تما م آیاتش نمایان است و حقانیتش در تمام تعبیراتش منعکس می باشد ایمان نمی آورند

 پس به کدام سخن بعد از آن ایمان می آورند کسی   که به قرانی که اگر به   کوهها نازل می شد لرزان و خاشع می شدند و از هم

 می شکافتند ایمان نیاورد در برابر هیچ کتاب آسمانی و هیچ منطق عقلانی تسلیم نخواهند شد واین نشانه روح عناد ولجاج است

 

یا ارحم الراحمین یا نور السموات و الارض یا هادی المضلین

 فضیلت سوره 77:

این سوره 50 آیه دارد  تلاوت کننده این سوره از شر جن وانس در امان الله باشد و اور ا از زمره مومنا ن نویسند  و هم نشین

پیامبر شود واز مشرکان نباشد. اگر جهت خصم بخوانند بر او غالب شوند و اگر بر صاحب دمل آویزند بر طرف شود

سوره 77

دهند

بسم الله الرحمن الرحیم

سورة المرسَلات: سوره 77

وَألمُرسَلَت عُرفاً (1)   فَاَلعَصِفَتِ عَصفاً (2)  وَألنَّشِرَتِ نَشراً (3)  فَألفَرِقَتِ فَرقاً (4)  فَأ لمُلقِیَتِ  ذِکراً (5) عُذراً أَو نُذراً  (6) انما تو

عدون إنَّمَا تُوعَدُونَ لَوقَعٌ   (7)   فَإذَا آلنُّجُومُ طُمِسَت (8) وَإذَا ألسَّمَآءُ فُرِجَت(9) وَإذَاآلجِبَالُ نُسِفَت (10) وَإذَاآلرُّسُلُ اُقِتَت(11) لِای

یَومٍ أُجِّلَت (12)   لِیَومِ ألفَصلِ (13)  و َمَآ  أَدرَئکَ   مَآ یَومُ ألفَصلِ(14)  وَیلٌ یَومَئذٍ لِلمُکَذّبینَ (15)  أَلَم  نُهلِکِ  ألاَوَّلینَ (16)  ثُمَّ

نُتبِعُهُمُ ألَّا خِرینَ (17) کَذَلِکَ نَفعَلُ بِألمُجرمینَ (18) وَیلٌ یَومَئذٍ  لّلمُکَذّبینَ (19)ألَم  نَخلُکُم مِن مَّآءٍ مَّهین(20) فَجَعلنَهُ فی قَرارِ مَّکینٍ

(21 )إلَی  قَدَرٍ  مَّعلُومٍ (22) فَقَدَر نَا  فَنِعمَ ألقَدِرُون(23) وَیلُُ ُ یَومَئذٍ لّلمُکَذِّبین (24) أَلَم نَجعَل ألاَرضَ  کِفاتاً (25)  أَحیَآءً   و ًأَموَتاً َ

 (26) وَجَعَلنَا فیهَا رَوَسیَ شَمِخَتٍ وَأَسقَینَکُم مَّآءَ فُرَآتاً (27) وَیلُ ُ یَومَئذٍ لّلمُکَّذبین(28) أنطَلِقُوا إلَی مَاکُنتُم بِهِ  تُکَذّبُونَ (29) أنطَلقُوا

إلَی  ظِلٍّ ذِی ثَلَثِ شُعبٍ (30 )لَّا ظَلیلٍ وَلَآ یُغنی مِنَ أللَّهب (31) إنَّها تَرمی بِشَررٍ کَالقَصرِ (32) کَانَّهُ جِملَتُ ُ صُفر(33) وَیلُ ُ یَو مَئذٍ  ُ

ُلّلمُکَذّبینَ (34)  هَذَا  یَومُ  لَا  یَنِطقُونَ  (35) و َلا یُوذَنُ   لَهُم فَیَعتَذرون (36)  وَیلُ ُ  یَومَئذٍ  لّلمُکَذّبینَ (37) هَذَا یوم الفصل جمعنکم

 وَألاَوَّلینَ (38) فَإن کَانَ لَکُم کُیدُ ُ فَکیدُونِ (39) وَیلُِ ُ یَومَئذٍ للّمُکَذّبینَ (40) إنَّ ألمُتَقینَ فی ظِلَلٍ وَعیُونٍ (41)   وَفَوکهَ مِمَّا یَشتَهُونَ

 (42) کُلُوا وَأشرَبُوا هَنیآ بِمَا کَنتُم  تَعلَمُون(43) إنَّا کَذَلِکَ نَجزی ألمُحسنین َ (44) وَیلُ ُ یَومَئذٍ لّلمُکَّذبینَ (45)کُلُوا وَتَمَتَّعو قَلیلاً إنَّکُم

مُّجرمُونَ (46) وَیلُ ُ یَومَئذٍ لّلمُکَّذبینَ (47) وَإذَا قیلَ لَهُمُ أرکَعُوألَا یَرکَعُون(48) وَیلُ ُ یَومَئذٍ لّلمُکَّذبینَ (49) فَبِأَیِّ حَدیثٍ بَعدَهُ یُومِنُونَ (50

تفسیر سوره 76

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر سوره 76:

این سور ه از یک نظر به 5 بخش تقسیم می شود.     1- از آفرینش انسان و خلقت او از نطفه امشاج مختلط و بعد هدایت و آزادی

اراده او سخن می گوید 2- از پاداش ابرار و نیکان است که شان نزول   خاصی در   مورد اهل بیت دارد که به آن اشاره خواهد شد

3- دلائل استحقاق این پاداش ها رادر جمله هایی کوتاه وموثر باز گو می کند 4- به اهمیت قران وطریق اجرای احکام آن و را ه پر

 فراز ونشیب خودسازی اشاره شده

5- سخن از حاکمیت مشیت الهی در عین مختار بودن انسان به میان آمده است برای این سوره نام های متعددی است که   مشهور

ترین آنها اسنان و دهر و هل اتی است که هرکدام از آنها از یکی از کلمات اوایل سوره گرفته شده  هرچند در روایتها فقط از هل

اتی یاد شده است

آیه 1-  با این که بیشترین بحث های این سوره پیرامون قیامت و نعمت های بهشتی است ولی در آغاز   سوره از آفرینش انسان

است چرا که توجه به این آفرینش زمینه ساز توجه به  قیامت و  رستاخیز است می فرماید آیا چنین نیست که زمانی  طولانی  بر

انسان گذشت که چیز قابل ذکری نبود منظور از انسان در اینجا نوع انسان است و عموم افراد بشر را شامل می شود

آیه 2-    بعد از این مرحله نوبت آفرینش انسان وموجود قابل ذکر شدن است می فرماید ما انسان را از نطفه   مختلطی آفریدیم و

اورا می آزماییم بدین جهت اورا شنوا وبینا قرار دادیم آفرینش انسان از نطفه مخلوط ممکن است اشاره به اختلاط نطفه مرد وزن

و ترکیب اسپرم و اوول بوده باشد . با اشاره به استعداد های مختلفی که در درون  نطفه از نظر عامل   وراثت از طریق ژن ها و

مانند آن وجود دارد و با اشاره به اختلاط مواد مختلف ترکیبی نطفه است چرا که از دهها ماده مختلف تشکیل یافته و یا اختلاط همه

اینها با   یکدیگر معنی  اخیر از همه جامع تر و مناسب تر است جمله  تبتلیه اشاره به  رسیدن  انسان  به مقام   تکلیف و تعهد و

مسولیت وآزمایش وامتحان است واز آنجا که آزمایش وتکلیف بدون آگاهی ممکن  نیست درآخر به اشاره به ابراز شناخت و وچشم

وگوش می کند که در اختیار انسان ها قرار داده است

آیه 3- واز آنجا که تکلیف و آزمایش انسان علاوه بر مساله آگاهی وابزار شناخت نیازبه دو عامل دیگر یعنی هدایت و اختیار دارد

این آیه به آن اشاره کرده می فرماید  ما راه را به او نشان دادیم خواه شاکر باشد وپذیرا گردد ویا ناسپاس .هدایت در اینجا معنی

یا رزاق یا باری یا اول یا آخر

وسیع و گسترده ای دارد که هم حدیث تکوینی را شامل می شود و هم هدایت فطری و هم تشریحی را هرچند سوق آیه بیشتر روی

هدایت تشریحی است

آیه 4- در این آیه اشاره کوتاه و پر معنایی به سرنوشت کسانی که راه کفر وکفران را می پویند کرده می فرماید ما برای کافران

زنجیرها و غلها و شعله های سوزان آتش آماده کرده ایم ذکر غل وزنجیر وبعد شعله سوزان آتش بیانگر مجازات عظیم این گروه

است که در آیات دیگر قران نیز به آن اشاره شده و عذاب واسارت در آن جمع است

آیه 5-    شان نزول سندی بزرگ برای فضیلت اهل پیامبر. حسن وحسین مریض شده بودند پیامبر با جمعی از یاران به عیادتشان

آمدند و به علی گفتند خوب بود نذری برای شفای فرزندان خود می کردی علی وفاطمه و فضه که خادمه آنها بود نذر کردند که اگر

شفا یابند سه روز روزه بگیرند . چیزی نشد که هر دو   شفا یافتند در حالی که از نظر مواد  غذایی دست خالی بودند علی سه من

جو قرض نمود وفاطمه یک سوم آن را آرد کرد و نان پخت و هنگام افطار سائلی   بر در خانه آمد وگفت سلام بر  شما ای خاندان

محمد مستمندی از مستمندان مسلمین    هستم غذایی به من بدهید آنها همگی  مسکین را بر خود مقدم داشته و سهم خود را به او

دادند و آن شب جز آب ننوشیدند روز د وم را  هم چنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتی که غذایی آماده کرده بودند یتیمی به در

خانه آمد آن روز را نیز ایثار کردند و غذا را به ا و دادند در سومین روز هم که می خواستند افطار کنند اسیری به هنگام غروب

آفتاب بر در خانه آمد باز هم سهم غذای خود را به او دادند وقتی صبح شد علی دست حسن وحسین را گرفت ونزد پیامبر آورد و

ایشان مشاهده کرد که از شدت گرسنگی می لرزند و ایشان گفت این حالی که بر شما می بینم برایم بسیار گران است بعد برخاست

وبا آنها حرکت کرد هنگامی که وارد خانه فاطمه شد اورا در محراب   نماز  یافت در حالی که از شدت گرسنگی شکم وی به پشت

چسبیده بود و چشم هایش به گودی نشسته بود . در همین موقع جبرئیل نازل شد و گفت ای محمد این سوره را بگیر و الله باچنین

خاندانی به تو تهنیت می گوید و این سوره را بر وی خواند. پاداش عظیم ابرار درآیات گذشته بعد از آن که انسان ها را به دوگروه

شاکر وکفور یا شکر گزار و کفران کننده تقسیم کرده اشاره کوتاهی به مجازات   و کیفر سخت  کفران کنندگان آمده بود در اینجا به

 سراغ پاداش های شکر گزاران وابرار ( نیکان وپاکان) می رود ونکات جالبی در این زمینه  یاد آوری می کند نخست میفرماید  به

  یقین ابرار از جامی می نوشند که با عطر خوشی آمیخته است آیه فوق نشان می دهد که این شراب  طهور بهشتی بسیار معطر و

خوشبو است که هم ذائقه از آن لذت می برد وهم شامه

آیه 6- بعد به سرچشمه ای که این جام شراب طهور از آن پر می شود اشاره کرده می افزاید از چشمه ای که بندگان خاص الله از

 آن می نوشند واز هر جا بخواهند آن را جاری می سازند . آ ری این چشمه شراب طهور چنان در اختیار ابرار و عبادالله است که

یا ظاهر یا باطن یا مالک یا قادر یا واهب یا وهاب

هرجا اراده کنند از همان جا سر بر می آورد و جالب این که این چشمه ای است در خانه پیامبر که از آنجا به خانه سایر پیامبران و

مومنان جاری می شود آری همان گونه که در دنیا چشمه های علم ورحمت از خانه پیامبر به سوی بند گان الله ونیکان سرازیر می

شود در آخرت که تجسم بزرگی از این برنامه است چشمه شراب طهور الهی از همین بیت وحی می جوشد و شاخه های آن به خانه

های مومنان سرازیر می گردد و با نوشیدن از این شراب هر گونه اندوه و ناراحتی و ناخالصی را از  درون جان خود می شویند

آیه 7-    در آیات بعد به ذکر اعمال واوصافی که ابرار وعبادالله دارند پرداخته و با ذکر پنج وصف دلیل اسحقاق آنها را نسبت به

این همه نعمت های بی مانند توضیح داده می فرماید که آنها به نذر خود وفا می کنند و از روزی که شر وعذابش گسترده است

بیمناکند.

آیه 8-    بعد به ذکر سومین عمل شایسته آنها پرداخته می گوید غذای خود را با این که به آن علاقه و نیاز دارند به مسکین و یتیم

واسیر می دهند اطعام کردن آنها ساده نیست  بلکه توام با ایثار در هنگام نیاز شدید است و از سوی دیگر اطعامی است گسترده که

که انواع نیازمندان را از مسکین ویتیم و اسیر شامل می شود و به این ترتیب رحمتشان عام و خدمتشان گسترده است ضمنا ازآیه

فوق به خوبی استفاده می شود که یکی از بهترین اعمال اطعام محرومین و نیاز مندان است نه تنها نیاز مندان مسلمان که اسیران

بلاد شرک نیز تحت پوشش این دستور اسلامی قرار گرفته تا آنجا که اطعام آنها یکی از کارهای بر جسته ابرار شمرده شده است

آیه 9-    این آیه چهارمین عمل بر جسته ابرار را اخلاص می شمرد ومی فرماید آنها می گویند ما شما را تنها به خاطر الله طعام

می کنیم وهیچ پاداش  وناسپاسی از شما نمی خواهیم این برنامه منحصر به مساله اطعام نیست که تمام اعمالشان مخلصانه و برای

ذات پاک الله است وهیچ چشم داشتی به پاداش مردم و حتی تقدیر وتشکر آنها نیست و اصولا در اسلام ارزش عمل به خلوص نیت

است 

آیه 10- ودر آخرین توصیف ابرار می فرماید آنها می گویند  مازا الله خائفیم از آن روز که عبوس وسخت است تعبیر از روز قیامت

به روز عبوس ( سخت) با این که عبوس از صفات انسان است وبه کسی می گویند که قیافه اش را درهم کشیده به خاطر تاکید بر

وضع وحشتناک آن روز است یعنی آنقدر حوادث آن روز سخت و ناراحت کننده است که نه تنها انسان هادر آن روز عبوسند بلکه

گویی خود آن روز نیز عبوس است

 آیه 11- در این آیه به نتیجه اجمالی اعمال نیک ونیات پاکی که ابرار دارند اشاره کرده می فرماید به  خاطر این عقیده وعمل الله

آن ها را از شر آن روز نگه می دارد و آنها را می پذیرد در حالی که غرق شادی و سرورند بنابر این اگر در دنیا به خاطر  احساس

مسولیت از آن روز بیمناک بودند الله در عوض آنها را در آن روز غرق شادمانی و سرور  می کند

 یا تواب یا حکیم یا سمیع یا بصیر یا غفور یا رحیم

آیه 12- پاداش های عظیم بهشتی بعد از اشاره اجمالی در آیات گذشته به نجات ابرار ونیکان از عذاب های دردناک روز قیامت و

رسیدن آنها به لقای محبوب در اینجا به شرح این نعمت های بهشتی پرداخته حداقل پانزده نعمت را در طی این آیات بر می شمرد

نخست از مسکن ولباس این بهشتیان سخن می گوید می فرماید الله در برابر صبرشان بهشت ولباس های حریر بهشتی را به آنها

 پاداش می دهد نه تنها در این آیه که در آیات دیگر قران نیز به این حقیقت  تصریح شده که پاداش ها ی قیامت در مقابل صبر و

شکیبایی انسان است صبر در طریق اطاعت صبر در برابر معصیت و صبرو استقامت در  برابر مشکلات ومصائب  د ر سوره رعد

می خوانیم فرشتگان به  بهشتیان چنین خوشامد می گویند سلام علیکم بما صبرتم درود بر شما به خاطر صبر واستقامتی که داشتید

ایه 13- بعد می افزاید این در حالی است که در بهشت بر تخت های زیبا تکیه کرده اند نه آفتا ب را در آنجا می بیند ونه سرما را .

نه اینکه خورشید وماه در آنجا وجود نداشته باشد بلکه تابش ناراحت کنند خورشید وجود ندارد با وجود سایه های درختان بهشتی

هنگامی که بهشتیان در بهشت هستند ناگهان نوری همچون نور آفتاب مشاهده می کنند که صحنه بهشت را روشن ساخته بهشتیان

 به رضوان (فرشته مامور بهشت ) می گویند این نور چیست با این که الله ما فرمود در بهشت نه آفتاب را می بینند ونه سرما را .

در پاسخ می گوید این نور خورشید وماه نیست ولی علی و فاطمه خندان شده اند و بهشت از نور دندانشان روشن گشته است

آیه 14- در ادامه این نعمت ها می افزاید در حالی است که سایه های درختان بهشتی بر آنها فرو افتاده وچیدن میوه هایش بسیار

آسان است نه مشکلی وجود دارد نه خاری در دست می رود ونه احتیاج به تلاش وحرکتی برای چیدن میوه هاست

آیه 15- در این آیه به توضیح قسمتی از چگونگی پذیرایی از این میهمانان بهشتی الله و  وسایل   پذیرایی آنها و پذیرایی کنندگان

پرداخته می فرماید ودر گرداگرد آنها ظرف هایی سیمین وقدح هایی بلورین می گردانند پر از بهترین غذاها و نوشیدنی ها

آیه 16- ظرف های بلورینی که از نقره است و آنها را به اندازه  مناسب  آماده کرده اند . در این ظرف ها انواع غذا های بهشتی

ودر آن قدح های بلورین انواع نوشیدنی های لذت بخش و نشاط آفرین به مقداری که می خواهند و  علاقه  دارند موجود است و

خدمت کاران بهشتی پیوسته گرد آنها دور می زنند و به آنها عرضه می کنند

آیه 17- بعد می افزاید در آنجا از جام هایی سیراب می شوند که لبریز از شراب طهوری آمیخته با زنجبیل است . عرب ها قبل از

اسلام شراب را با زنجبیل می خوردند البته بین این شراب وشراب آخرت تفاوت بسیار است.

آیه 18- بعد می افزاید این جام ها از چشمه ای در بهشت که نامش سلسبیل است پر می شود سلسبیل نوشیدنی لذیذی را می گویند

که به راحتی در دهان وگلو جاری می شود وکاملا گواراست

آیه 19-بعد از پذیرایی کنند گان این بزم پر سرور  که در جوار رحمت حق درر بهشت برین بر پا می شود سخن به میان آورده می

یا غافر یا شکور یا عالم یا عادل یا کریم یا رحیم

گوید و بر گردشان   برای پذیرایی نو  جوانانی  جاودانی می گردند   که هرگاه آنها را ببینی گمان می کنی مروارید  پراکنده اند هم

خودشان  در بهشت  جاودانی هستند و هم طراوت   و زیبایی نشاط جوانی آنها جاودانی است  و هم پذیرایی کردن آنان .   تعبیر به

 لولو منثورا ( مروارید های پراکنده ) اشاره ای است به زیبایی  وصفا ودرخشندگی  و جذابیت آنها و هم حضور شان در همه جای

  این بزم الهی و روحانی

آیه 20-و از آنجا که نعمت های جهان   دیگر به وصف نمی آید هر قدر الفاظ گویا  و رسا باشد در این آیه به صورت سر بسته می

افزاید و هنگامی که آنجا را ببینی نعمت ها وملک عظیمی را  می بینی

آیه 21- تا اینجا به قسمتی از نعمت های  بهشتی از قبیل مساکن    وتخت ها و سایه ها و میوه ها  نوشیدنی ها و ظرف ها و گروه

پذیرایی کنندگان  اشاره شده اکنون نوبت وسائل تزئینی بهشتیان است می فرماید وبا دست بند هایی از نقره آراسته اند ونقره هایی

شفاف که هم چون بلور می درخشند و از یاقوت و در ومروارید زیبا تر است و سرانجام در پایا ن آیه به عنوان آخرین ومهم ترین

نعمت از این سلسله نعمت ها می فرماید و الله شراب طهور به آنان می نوشاند . این شراب قلب وجان را از همه چیز جز  الله پاک

می کند. چشمه شراب طهور بر در بهشت قرار دارد جرعه ای از این شراب طهور به آنها   داده می شود و الله به وسیله آن قلوب

آنها رااز حسد و هرگونه صفات رذیله پاک می کند

آیه 22- د ر این آیه  آخرین  سخن را در این زمینه  بیان کرده    می فرماید از سوی الله به آنها گفته می شود این پاداش شماست

و سعی وتلاش شما در طریق اطاعت فرمان حق مورد قدر دانی است مباد ا کسی تصور کند که این مواهب و پاداش های عظیم را

بی حساب می دهند اینها همه جزای سعی و عمل وپاداش مجاهدات وخود سازی های وچشم پوشی از گناه است

ایه 23- پنج دستور مهم برای موفقیت در اجرای حکم الله . آیات این سوره در آغاز تا کنون در باره خلقت انسان وبعد معاد و رستا

خیز او سخن می گوید در اینجا روی سخن را به پیامبر کرده دستورات موکدی برای هدایت انسان ها وصبر ومقاومت در این راه به

اومی دهد در واقع این آیات راه وصول به آن همه نعمت های بی مانند را نشان داده است که تنها از طریق تمسک به قران وپیروی

از رهبر ی چون پیامبر اسلام و الهام گرفتن از دستورات او امکان پذیرایت مسلما قران را بر تو نازل کردیم

آیه 24-    بعد پنج دستور مهم به پیامبر اسلام می دهد که نخستین آن دعوت به صبر واستقامت است می فرماید در تبلیغ و اجرای

حکم الله شکیبا و با استقامت باش از مشکلات و موانع راه و کثرت دشمنان وسر سختی آنها هراسی به خود راه مده وهم چنان به

پیش حرکت کن و در دومین دستور پیامبر را از هر گونه سازش با منحرفان بر حذر داشته می گوید واز هیچ گنهکار یا کافری از

آنان اطاعت مکن در حقیقت این حکم دوم تاکیدی است بر حکم اول چرا که جمعیت دشمنان تلاش می کردند که از طرق مختلف پیا

یا ودود یا غفور یا رئوف یا وتر یا مغیث یا مجیب

مبر را در مسیر باطل به سازش بکشانند چنانکه نقل شده که به پیامبر  گفتند از دعوت خود باز گرد ما آنقدر روت در اختیار تو می

گذاریم که راضی  شوی و زیبا ترین    دختران عر ب را به همسری تو در میآوریم  و پیشنهاد های دیگری از این قبیل و پیامبر به

عنوان یک رهبر بزرگ راستین باید در برابر این وسوسه های شیطانی با تهد یداتی که بعد از بی اثر ماندن این تطمیعات عنوان می

شود صبر واستقامت به خرج دهد نه تسلیم تطمیع گردد و نه تهدید

آیه 25- ولی از آنجا که صبر واستقامت در برابر  هجوم   این مشکلات عظیم کار آسانی نیست و پیمودن این راه دو توشه خاصی

لازم دارد در این آیه می افزاید و نام الله را هر صبح وشام به یاد آور

آیه 26- ودر شبانگاه برای او سجده کن و مقدار طولانی از شب اورا تسبیح گوی تا در سایه آن ذکر واین سجده و تسبیح   نیروی

لازم وقدرت معنوی و پشتوانه کافی برای مبارزه با مشکلات این راه فراهم سازی و دو آیه فوق در حقیقت بیانگر لزوم توجه شبانه

روزی و مستمربه ذات مقدس الله است در اینجا باید به این نکته توجه داشت که دستور های پنج گانه آیات فوق گرچه به صورت

برنامه ای برای پیامبر اسلام ذکر شده ولی درحقیقت سرمشقی است برای همه کسانی که در مسیر رهبر ی معنوی و انسانی جامعه

 بشری گام بر میدارند آنها باید بدانند بعد از اطمینان و ایمان کامل به هدف و رسالتی که دارند لازم است صبر و استقامت پیشه کنند

و از انبوه مشکلات راه وحشت نداشته باشند و در مرحله بعد باید در برابر وسوسه های شیطانی که مصداق آثم وکفورند و با انواع

حیل وتزویر سعی در منحرف ساخت رهبران وپیشوایان میکنند تا رسالت آنها عقیم ماند با کمال قدرت مقاومت کنند نه فریب تطمیع

را بخورند ونه واهمه ای از تهدید به خود راه دهند ودر تمام مراحل برای کسب قدرت روحی و نیروی اراده عزم وراسخه و تصمیم

تصمیم آهنین هر صبح وشام به یاد الله باشند و پیشانی را بر درگاهش بسایند مخصوصا از عباد ت های شبانه وراز ونیاز با او مدد

گیرند که اگر این  امور رعایت شود   پیروزی حتمی است واگر در پاره ای از مراحل مصیبت وشکستی رخ دهد در پرتو این اصول

می توان آنها را جبران کرد برنامه زند گی پیامبر اسلام ودعوت و رسالت او سرمشق موثری برای رهروان این راه است

آیه 27- این یک هشدار است وانتخاب راه با شماست .  در آیات  گذشته به پیامبر هشدار داده شده که تحت  تاثیر  افراد اثم و کفور

(مجرم و کافر) هرگز واقع نشود در اینجا معرفی   بیشتری از آنها کرده می گوید آنها زندگی زود گذر دنیا را دوست دارند در حالی

که روز سختی را در  پشت سر خود رها میکنند ونادیده می گیرند سنگین از نظر محاسبه از نظر طول زمان وفضاحت و رسوایی .

افق افکار آنها از خو ر وخواب و شهوات فراتر نمی رود وآخرین نقطه دید آنها همین لذائذ بی قید و شرط مادی است و عجیب این

که می خواهند روح بزرگ پیامبر ار نیزبا همین مقیاس بسنجد.

 ایه 28- در این آیه به  آنها هشدار  می دهد که از  نیرو و قدرت خود مغرور   نشوند که اینها را همه الله داده و هر زمان بخواهد

یا حبیب یا منیب یا رقیب یا معید یا حافظ یا قابض یا حی

سرعت باز پس را می گیرد و می فرماید ما آنها را آفریدیم و پیوند های وجودشان را محکم کردیم به آنها قوت وقدرت   بخشیدیم

وهر زمان بخواهیم جای آنها را به گروه دیگری می دهیم به راستی قران در اینجا انگشت روی نقطه  حساسی گذارده و آن پیوند

های مختلف اجزای وجود بشر است از عصب های کوچک و بزرگ که همچون طناب های آهنین عضلات را به یکدیگر مربوط می

سازد گرفته تا رباطها  وعضلات مختلف آن چنان قطعات کوچک و بزرگ استخوان و گوشتهای   اندام انسان را به یکدیگر  محکم

بسته که از مجموع آنها یک واحد  کاملا منسجم که آماده  انجام هرگونه  فعالیتی است ساخته اما روی هم رفته این  جمله کنایه از

قدرت وقوت است این آیه  در ضمن غنا وبی نیازی  ذات پاک الله را از آنها واز اطاعت و ایمانشان روشن می سازد تا   بدانند اگر

اصراری برای ایمان آنهاست در حقیقت لطف و رحمتی است از ناحیه الله

آیه 29-  ارائه می دهد اشاره کرده می گوید این یک تذکر و یاد آوری است وهرکس بخواهد با استفاده از آن راهی به سوی الله بر

می گزیند وظیفه ما نشان دادن راه است نه اجبار بر انتخاب / این شما هستید که باید با عقل  ودرک خود حق را از باطل  تشخیص

دهید و با اراده واختیار خود تصمیم بگیرید .  این در حقیقت  تاکیدی است بر آنچه در آغاز سوره گذشت که فرمود ما راه را  به او

نشان دادیم خواه پذیرا باشد وشکر این نعمت را به جا آورد یا روی گرداند و کفران کند

آیه 30- واز آنجا که ممکن است افراد  کوتاه فکر از تعبیر  فوق نوعی تفویض و واگذاری مطلق به بندگان تصور کنند ودر این آیه

برای نفی این توهم می افزاید و شما هیچ چیز را نمی خواهید مگر این که الله بخواهد چرا که الله دانا وحیکم بوده وهست واین در

حقیقت اثبات اصل معروف الامر بین الامرین است از یک سو می فرماید الله راه رانشان داده و انتخاب با شماست و از سوی دیگر

می افزاید  انتخاب  شما منوط به مشیت الهی است  یعنی شما استقلال  کامل  ندارید  بلکه قدرت وتوان و آزادی اراده شما همه به

خواست الله واز ناحیه اوست و هر زمان اراده کند می تواند این قدرت وآزادی را سلب کند به این ترتیب نه تفویض و واگذاری کامل

است و نه اجباروسلب اختیار بلکه حقیقتی است دقیق و ظریف در میان این دو به تعبیر  دیگر نوعی آزادی وابسته به  مشیت الهی

است که هر لحظه   بخواهد می توان آن را باز پس  گیرد تا هم بندگان بتوانند بار تکلیف و مسوولیت را که رمز تکامل آنها ست بر

دوش گیرند و هم خود را بی نیاز از الله تصور نکنند .ذیل آیه که میفرماید ان الله کان علیما حکیما نیز ممکن است اشاره به همین

معنی باشد  چرا که علم و حکمت  الله ایجاب  می کند بندگان را در پیمودن راه تکامل آزاد بگذارد و گرنه تکامل اجباری و تحمیلی

تکامل نیست بعلاوه علم وحکمت او اجازه نمی دهد که افرادی را مجبور به کار خیر و افرادی را مجبور به کار شر کند و بعد گروه

اول را پاداش دهد و گروه دوم را مجازات کند

آیه31- وسرانجام در آخرین آیه این سوره به سرنوشت نیکو کاران وبدکاران در یک جمله کوتاه و پر معنی اشاره کرده می فرماید

یا معین یا مبین یا جلیل یا جمیل یا کفیل یا وکیل

الله هرکس را بخواهد  و شایسته باشد در رحمتش وارد می کند و برای ظالمان عذاب  درد ناکی  آماده ساخته است جالب اینکه در

 آغاز آیه می گوید هر کس ر ا بخواهد در رحمت خود وارد می کند ولی در پایان آیه عذاب را روی ظالمان متمرکز می سازد و

این نشان می دهد که مشیت او بر  عذاب به دنبال مشیت انسان بر ظلم وگناه است وبه قرینه مقابله روشن می شود که مشیت او در

رحمت نیزبه دنبال اراده انسان در ایمان و عمل صالح و اجرای عدل است و جزاین از حکیم نمی توان انتظار داشت . پایان

 فضیلت سوره 76:

این سوره 31  آیه دارد  برای تلاوت  کننده این سوره حق تعالی صد حور العین  عذرا و چهار هزار ثیب آنها    کرامت دهد اجر او

بهشت ونعمت آن است به وی لباس بهشتی دهن

سوره انسان 76

.

 بسم الله الرحمن الرحیم

سورة الانسان: سوره 76

هَل أتی عَلیَ ألانسَنِ حینُ ُ مِنَ ألدَّهرِ لَم یَکن شَیئاً مَّذکُوراً (1) إنَّا خَلَقنَا ألانسَنَ مِن نُّطفَةٍ أَمشَاجٍ نَّبتَلیهِ فَجَعلنَهُ سَمیعَا بَصیراً( 2) إنَّا

هَدَینَهُ ألسَّبیلً إمَّا شَاکِراً وَ إمَّا کَفورا(3) إنَّا أَعتَدنَا للکَفرینَ سَلسِلَا وَأَغلَلاً  وَسَعیراً (4) إنَّ ألاَبرَآرَیَشرَبُونَ  مِن کَأسٍ   کَانَ مِزَآجهُا

کَافُوراً (5) عَیناً یَشرَبُ بِهَا عِبَادُالله یُفَجرونَهَا تَفجیراً (6) یُوفوُن َ بِالنَّذرِ وَ یَخَافُونَ  یَوماً کَانَ  شَرُّهُ مُستَطیراً (7) ویُطعِمُونَ ألطَّعامَ

عَلَی حُبِهِ مِسکیناً وَ یَتیماً  و أَسیراً (8) إنَّمَا نُطعِمُکُم لِوَجهِ الله لَا نُریدُ مِنکُم جَزَآ ءً و لَا شُکُوراً (9) إنَّآ نَخَافُ مِن رَّبِنَا یَوماً عَبُوساً

قَمطَریرا(10) فَوقَهُمُُ ُ الله ُ شَرَّ ذَلکَ ألیَومِ  وَلَقَّهُم نَضرَةً وَسُرُوراً(11) وجَزَئهُم بِمَا صَبَروُا جَنَةً وَحریراً (12)    مُتَّکئینَ فیهَا عَلیَ

ألارَآئکِ لَا یَرونَ  فیهَا شَمساً وَلَا زَمهَریراً (13) وَدَانیةً عَلَیهم ظِلَلُهَا و ذُلِلَت قُطوُفُها تَذلیلاً (14) ویُطَافُ  عَلَیهم بِاَ نیةٍ مِن فِضَّةٍ

وَأَکوَابِ کَآنَت قَواریرا(15) قَُواریرَا مِن فِضَّةٍ قَدَّرَوُهَا تَقدیراً (16) وَیُسقونِ فیهَا کَاساً مِزاجُهَآ زَنجَبیلاً (17) عَیناً فیهَا تُسمَیَّ سَلسَبیلاً

(18) وَیَطوفُ عَلَیهم وِلدَان ُ ُ  مُخلَدُّونَ  إذا رَأَیتَهُم حَسبتَهُم لُولُواً مَنثو راً (19) وإذَارَأیتَ  ثَمَّ رَأَیت َنَعیماً وَمُلکاً کًبیراً (20) عَلَیهُم

ثیابُ سُندُسٍ خَضرُ ُ وَإستَبرقُ ُ  وحُلُّوُ أَسَاوِرَمِن فِضَّةٍ وَسَقهُم رَبُّهُم شَرَاباً طًهُوراً (21) إنَّ هَذا کَآنَ  لَکُم جَزآءً وًکَانَ سَعیُکُم مَشکُوراً

 (22) إنَّا نَحنُ  نَزلناَ عَلَیکَ ألقُرءَانَ تنزیلاً (23)  فَأصبِر لِحُکمِ رَبِکَ  وَلَا تُطع مُنهُم ءَاثِماً أَو کَفُوراً (24) وَأذکُر أسمَ رَبِکَ بُکرَةً

 

واصیلا (25)  وَمَن ألَُّیلِ فَاسجُد لَه ُ  وَ سَبِحهُ  لَیلاً  طَویلاً (26) إنَّ هَوُلآء یُحِبُّونَ ألعَاجِلَةَ وَ یَذرون وَرَآ ءَ هُم یَوماً ثَقیلاً (27) نَحنُ

خَلَقنَهُم وَشَددنَآ أسرَهُم وَإذَاشئنَا بَدَّلنَا أَمثَلَهُم تبدیلاً(28) إنّ هَذِهِ تَذکرَةُ ُ فَمَن شَآ ءا تَّخَذََ إلَی رَبِهِ سَبیلاً (29) وَمَا تَشآ ء ُ  ونَ إلَّآ ان

أَن یَشَآ ءَ الله ُ  إنَّ الله کَانَ  عَلیماً  حَکیماً (30) یُدخِلُ  مَن یَشآءُ فی رَحمَتِهِ  وَألظَّلِمینَ أَعَّدَّ لَهُم عَذَاباً  أَلیماً (31

تفسیر سوره 75

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 75:

مباحث این سوره مربوط به معاد و روز قیامت است که بر چهار محور دور می زند   1- مسائل مربوط به اشارط الساعة و حوادث

عجیب و بسیار هول انگیزی که در پایان این جهان و آغاز قیامت روی می دهد  2 - مسائل مربوط به وضع حال   نیکو کاران و بد

کاران در آن روز 3- مسائل مربوط به وضع حال نیکو کاران و بدکاران در آن روز   4- بحث های مربوط به هدف آفرینش انسان و

رابطه آن با مساله معاد .

آیه 1- سوگند به روز قیامت و وجدان ملامت گر . این سوره با  دوسوگند پر معنی آغاز شده می فرماید سوگند به روز قیامت

 آیه 2- وسوگند به نفس لوامه و و جدان بیدار وملامتگر که رستاخیز حق است و همه  شما در قیامت   بر انگیخته می شوید وبه

سزای اعمالتان می رسید . در مورد رابطه   این دو سوگند با هم  باید  بگوییم حقیقت این است که یکی از دلائل وجود معاد وجود

محکمه وجدان در درون جان انسان است که به هنگام انجام کار نیک روح آدمی را مملو از شادی ونشاط می کند و از این طریق به

او پاداش  می دهد و به هنگام انجام کار زشت یا ارتکاب جنایت روح اورا سخت در فشار قرار داده ومجازات و شکنجه می کند به

حدی که گاه برای نجات از عذاب وجدان اقدام به خود کشی می کند .وقتی عالم صغیر یعنی وجود انسان در دل خود محکمه و دادگاه

کوچکی دارد چگونه عالم کبیر با آن عظمتش محکمه عدل عظیمی نخواهد داشت؟ واز اینجاست که ما از وجود  وجدان اخلاقی  پی

به وجود رستاخیز و قیامت می بریم و نیز از همین جا رابطه جالب این دوسوگند روشن می شود وبه تعبیر دیگر سوگند دوم دلیلی

است به سوگند اول

 آیه 3- بعد در این آیه به عنوان یک استفهام انکاری می افزاید آیا انسان می پندارد که هرگز استخوان های اورا جمع نخواهیم کرد

 آیه 4- آری قادریم که حتی خطوط سر انگشتان اورا موزون ومرتب کنیم این تعبیر می تواند اشاره لطیفی خطوط سر انگشت  اوبا

 دیگری یکسان باشد

آیه 5-    در این آیه به  یکی از علل حقیقی انکار معاد اشاره کرده  می فرماید انسان  شک در معاد ندارد بلکه او   می خواهد آزاد

باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت در تمام عمر گناه کند او می خواهد از طریق انکا معاد کسب آزادی برای هر گونه هوسرانی و

ظلم وبیداد گری و  گناه بنماید هم وجدان خود را از این طریق اشباع کاذب کند و هم در برابر خلق الله مسوولیتی برای خود قائل

نباشد

 آیه 6-  و لذا به دنبال آن می افزاید می پرسد قیامت کی خواهد بود ؟ آری او برای گریز از مسوولیتها استفهام انکاری در باره

وقت قیامت می کند تا راه را برای فجور خود بگشاید محکمه وجدان یا

لا اله الا الله داوود خلیل الله

قیامت صغری از قران مجید به  خوبی استفاده می شود که روح ونفس انسانی دارای سه مرحله است    1- نفس اماره یعنی روح

سرکش که پیوسته انسان را به زشتی ها وبدی ها دعوت می کند و شهوات و فجور را در برابر او زینت می بخشد  2- نفس لوامه

که روحی است بیدار ونسبتا آگاه هر چند هنوز در برابر گناه مصونیت یافته گاه  لغزش پیدا می کند ودر دامان گناه می افتد اما کمی

بعد بیدار می شود و توبه می کند و به مسیر سعادت باز می گرد د این همان  چیزی است که از آن به عنوان وجدان اخلاقی یاد می

کنند در بعضی از انسان ها بسیار قوی ونیرومند است  ودر بعضی بسیار ضعیف و ناتوان ولی به هر حال در هر انسانی وجود دارد

3- نفس مطمئنه یعنی روح تکامل یافته ای که به مرحله اطمینان رسیده نفس سرکش را رام  کرده وبه مقام  تقوای کامل واحساس

مسئولیت رسیده که دیگر به آسانی لغزش برای او انکان پذیر   نیست به هر حال این نفس لوامه  چنانکه   گفتیم رستاخیز کوچکی

است در درون جان هر انسان که بعد از انجام یک کار نیک یا بد بلافاصله محکمه آن در درون جان تشکیل می گردد وبه حساب  و

کتاب او می رسد این دادگاه عجیب درونی شباهت عجیبی به دادگاه رستاخیز دارد 1- قاضی وشاهد ومجری حکم در حقیقت دراینجا

یکی است همانطور که در قیامت چنین است الله تو از اسرار پنهان وآشکار آگاهی و تو در میان بندگانت قضاوت خواهی کرده 2-

این دادگاه وجدان توصیه و    رشوه و پارتی و پرونده سازی رایج  بشری را نمی پذیرد همانطور  که در باره دادگاه قیامت نیز می

خوانیم ازآن روز بترسید که هیچ کس به جای دیگری مجازات نمی شود و نه شفاعتی پذیرفته می شود و نه فدیه و رشو های و نه

یاری می شوند 3- محکمه وجدان مهمترین و قطور ترین  پرونده ها را در کوتاهترین  مدت رسیدگی کرده حکم نهایی را صادر می

کند همانطور که در باره دادگاه رستاخیز نیز می خوانیم الله حکم می کند وحکم او رد ونقض نمی شود و حساب او سریع است 4-

مجازات وکیفرش بر  خلاف مجازات های دادگاه های رسمی این جهان نخستین جرقه هایش در اعماق  دل وجان  افروخته می شود

واز آنجا به  بیرون سرایت می کند نخست  روح انسان را می آزارد سپس  آثارش در جسم و چهره  آشکارمی شود همانطور که در

باره دادگاه قیامت نیز می خوانیم آتش بر افروخته الهی که از قلب ها زبانه می کشد.5- این دادگاه وجدان چندان نیازبه ناظرو شهود

ندارد بلکه معلومات و آگاهیی های خود انسان متهم را به عنوان    شهود به نفع یا بر ضد او می پذیرد همانطور که دردادگاه رستا

خیز نیز ذرات وجود انسان حتی دست    وپا وپوست تن او گواهان بر  اعمال او هستند چنانکه می فرماید چون به کنار آتش دوزخ

برسند گوش وچشم و پوست تن آنها برضد آنها گواهی می دهد این شباهت عجیب ردر میان این دو دادگاه نشانه دیگری بر فطری

بودن مساله معاد است زیرا چگونه می توان باور کرد ودر وجود یک انسان چنان حساب و کتاب و دادگاه مرموز واسرار آمیز ی

وجود داشته باشد اما در درون این عالم بزرگ مطلقا حساب وکتاب و دادگاه و محکمه ای وجود نداشته باشد این باور کردنی نیست

آیه 7-در آیه قبل سخن به سوالی که منکران رستاخیز در باره قیامت داشتند منتهی شد در این آیه نخست به حوادث قبل ازرستاخیز

  لا اله الا الله عیسی روح الله   

یعنی تحول عظیمی که در دنیا پیدا می شود ونظام آن متلاشی می شود و نظام آن متلاشی می گردد اشاره کرده می فرماید    درآن

هنگام که چشم ها از شدت وحشت به گردش در آید

آیه 8- و ماه بی نور گردد

آیه 9- و خورشید وماه یکجا جمع شوند . در مورد جمع ماه و خورشید این احتمال   وجود   دارد که ماه تدریجا  تحت تاثیر جاذبه

خورشید به آن نزدیک وسرانجام به سوی آن جذب و جمع میشود و هردو    بی فروغ می گردند در آیه 1 سوره تکویر می فرماید

واذا الشمس کورت هنگامی که خورشید تاریک   گردد ومی دانیم نور ماه از خورشید است هنگامی که خورشید  تاریک   شود ماه

ماه نیز تاریک می شود در نتیجه کره زمین در ظلمت وتاریکی و حشتناکی فرو میرود

آیه 10- به این ترتیب با یک انقلاب و تحول عظیم  جهان پایان می یابد بعد با تحول عظیم دیگری با نفخه صور دوم که نفخه حیات

است رستاخیزانسان ها آغاز می شود وآن روز انسان می گوید راه فرار کجاست آری انسان های کافر و گنهکار که روز قیامت  را

 تکذیب می کردند آن روز از شدت خجالت وشرم پناهگاهی می جویند و از سنگینی بار گناه وترس ازعذاب راه فرار می طلبند

                                       

آیه 11- ولی به زودی به آنها گفته می شود هرگز چنین نیست راه فرار وپناهگاهی نیست

آیه 12- آن روز قرار گاه نهایی تنها به سوی الله تو است

آیه 13- بعد می افزاید در آن روز انسان را از تمام کارهایی که از پیش یا پس فرستاده آگاه می کنند منظور از این دو تعبیر اعمالی

است که در حیات خود از پیش فرستاده یا آثاری که بعد از مرگ از او باقیمانده اعم از اسم نیک وبد که در میان مردم گذاشته و به

آن عمل می کنند وحسنات و    سیئاتش به او می رسد و یا کتاب و نوشته ها و بنا های خیر وشر و فرزندان  صالح و نا صالح که

آثارش به او می رسد  در آن روز به انسان خبر می دهند آنچه از خیر وشهر را مقدم داشته وآنچه موخر نموده است از سنت هایی

که از خود به یادگار گذارده تا کسانی که بعدز او می آیند به آن عمل کنند اگر سنت بدی بوده به اندازه گناه عمل کنندگان بر اوخواهد

بود بی آنکه چیزی از گناه آنان بکاهد و اگر سنت خیری بوده  همانند پاداش های آنها برای او خواهد   بود بی آنکه چیزی از اجر

آنها کاسته شود

آیه 14- در این آیه می افزاید گرچه الله و فرشتگان   او انسا ن را از تمام اعمالش  آگاه  می کنند ولی نیازی به راین اعلام نیست

بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است و خود واعضایش در آن روز بزرگ شاهد و گواه او هستند .

آیه 15- هر چند در ظاهر برای خود عذر هایی بتراشد این آیات در حقیقت همان چیز هایی را می گوید که قران نیز در باره گواهی

اعضای انسان بر اعمال او آمده است مثل سوره فصلت که می گوید گوش ها وچشم ها و پوست های تنشان به آنچه انجام می دادند

لا اله الا الله محمد رسول الله

گواهی می دهند پس در آن دادگاه بزرگ قیامت بهترین گواه بر اعمال انسان خود اوست چرا که او از همه بهتر از وضع  خویشتن

آگاه است این آیات عالم دنیا را نیز شامل می شود در اینجا نیز مردم از حال خود آگاهند هر چند گروهی با دروغ و پشت هم اندازی

و ظاهر سازی و ریا کاری چهره واقعی خویشرا  مکتوم می دارند

آیه 16- جمع و حفظ  قران بر عهده  ماست این آیه  وسه آیه بعد از آن به منزله جمله معترضه ای است که گاه گویند در لا به لای

سخن خویش می آورد الله موقتا رشته سخن در باره   قیامت و احوال مومنان و کافران را رها کرده و تذکر فشرده ای به پیامبرش

در باره قران می دهد می فرماید  زبانت را به خاطر عجله برای خواندن آن حرکت مده .  در تفسیر این آیه تفسیر معروفی است که

 گفته پیامبر به خاطر عشق و علاقه شدیدی که به دریافت وحفظ قران داشت هنگامی که پیک وحی آیات را بر او می خواند همراه

او زبان خود را حرکت می داد و عجله می کرد الله اورا نهی فرمود که این کار را مکن خود ما آن را برای تو جمع می کنیم

آیه 17- بعد می افزاید چرا که جمع کردن و خواندن آن بر عهده ماست و این کار به وسیله پیک وحی انجام می شود

آیه 18- هر گاه آن را خواندیم از خواندن آن پیروی کن

آیه 19-  بعد بیان وتوضیح آن نیز بر عهده  ماست   بنا بر این هم جمع قران و هم تلاوت آن بر تو و هم تبیین و تفصیل معانی آن

هرسه بر عهده ماست به هیچ وجه نگران مباش آن کس که این وحی را نازل کرده در تمام مراحل حافظ آن است این آیات در ضمن

بیانگر اصالت قران و حفظ آن از هر گونه تحریف ودگرگونی است چرا که الله وعده جمع وتلاوت و تبیین آن را داده است

 آیه 20-  در اینجا بار دیگر به ادامه بحث های مربوط به معاد باز می گردد و ویژگیهای دیگری را از قیامت و همچنین علل انکار

انکار معاد را بیان می کند می فرماید چنین نیست که شما می پندارید ودلایل معاد را کافی نمی دانید بلکه شما این دنیا ی زود  گذر

 را دوست دارید و هوسرانی بی قید و شرط را

 آیه 21- و به همین دلیل آخرت را رها می کنید دلیل اصلی انکار معاد    شک در قدرت الله  و جمع آوری عظام رمیم و خاک های

پراکنده نیست بلکه علاقه شدید شما به دنیا و شهوات وهوس های سرکش سبب می شود که هرگونه  مانع و رادعی را از سر راه

خود بردارید و از آنجا که پذیرش معاد و امر ونهی الهی موانع و محدودیت های فراوانی بر سر این را ه ایجاد می کند لذا به انکار

اصل مطلب بر می خیزد وآخرت را بکلی رها می سازید دو آیه فوق در حقیقت تاکیدی است برآنچه در آیات قبل گذشت

آیه 22 چهره های خندان وعبوس در صحنه قیامت بعد به بیان حال مومنان نیکو کار و کافران بدکار در آن روز پرداخته چنین می

 گوید در آن ر وز صورت هایی شاداب ومسرور است

 

آیه 23- این از نظر پاداش های مادی واما در مور د پاداش های روحانی آنها می فرماید وبه پروردگارش می نگرد .    نگاهی با

یا سید یا سند یا صمد یا من له المستند  

چشم دل و از طریق شهود باطن نگاهی که آنها را مجذوب آن ذات بی مثال و آن کمال و جمال مطلق می کند پیامبر فرمود هنگامی

 که اهل بهشت وارد بهشت می شوند الله می فرماید   چیز دیگری می خواهید بر شما بیفزاییم ؟ آنها می گویند الله همه چیزبه  ما

دادی. آیا روی ما را سفید نکردی ؟ آیا مارا وارد بهشت ننمودی؟ و رهایی از آتش نبخشیدی در این هنگا م حجاب ها کنار می رود

و الله را با چشم دل مشاهده می کنند و در آن حال  چیزی محبوبتر نزد آنان ازنگاه به الله شان نیست

یا سید یا سند یا صمد یا من له المستند  

چشم دل و از طریق شهود باطن نگاهی که آنها را مجذوب آن ذات بی مثال و آن کمال و جمال مطلق می کند پیامبر فرمود هنگامی

 که اهل بهشت وارد بهشت می شوند الله می فرماید   چیز دیگری می خواهید بر شما بیفزاییم ؟ آنها می گویند الله همه چیزبه  ما

دادی. آیا روی ما را سفید نکردی ؟ آیا مارا وارد بهشت ننمودی؟ و رهایی از آتش نبخشیدی در این هنگا م حجاب ها کنار می رود

و الله را با چشم دل مشاهده می کنند و در آن حال  چیزی محبوبتر نزد آنان ازنگاه به الله شان نیست

آیه 24- ودر نقطه مقابل این گروه مومنان صورت هایی عبوس ودر هم کشیده است آنها وقتی که نشانه های عذاب را می نگرند و

نامه های اعمال خویش را  خالی از حسنات و مملو از سیئات   مشاهده می کنند  سخت پریشان و محزون و اندوهگین می شوند و

چهره در هم می کشند

آیه 25- زیرا می داند عذابی در پیش دارد که پشت را درهم  می شکند این تعبیر  کنایه از انواع  مجازات های سنگینی است که در

دوزخ در انتظار آین گروه است این گروه انتظار عذاب های کمر شکن را می کشند در حالی که گروه سابق در انتظار رحمت الله و

آماده لقای محبوبند اینها بد ترین عذاب را دارند و آنها برترین نعمت جسمانی و موهبت ولذت روحانی را

آیه 26- در ادامه بحث های مربوط به جهان دیگر و سرنوشت مومنان و کافران در اینجا سخن از لحظه  دردناک   مرگ است که

دریچه ای است به سوی جهان دیگر می فرماید چنین نیست که انسان می پندارد او ایمان نمی آورد تا موقعی که جان به گلوگاهش

برسد آن روز است که چشم برزخی او باز  می شود حجاب ها کنار می رود  نشانه های عذاب  و کیفر را می بیند و به اعمال خود

واقف می شود ودر آن لحظه ایمان  مِی آورد ولی ایمانی که هرگز مفید به حال او نخواهد بود.

آیه 27- در این هنگام اطرافیان او سراسیمه و دستپاچه به دنبال راه نجاتی می گردند و گفته می شود آیا کسی هست که این بیمار

را از مرگ نجات دهد این سخن را از روی عجز ویاس وبیچارگی می گویند در حالی که می دانند کار از کار گذشته است واز دست

طبیب نیز کاری ساخته نیست

آیه 28- در این آیه به یاس کامل  محتضر اشاره کرده می گوید در این حال او از زندگی بطور مطلق  مایوس شده و به جدایی از

دنیا یقین پیدا کند

آیه 29-  و ساق پاها از سختی جان دادن به هم بپیچد این به هم پیچیدگی یا به خاطر شدت ناراحتی جان دادن است یا در نتیجه از

کار افتادن دست وپا و بر چیده شدن روح از آنها. لحظه دردناک مرگ از قرا ن به خوبی استفاده می شود لحظه مرگ لحظه سخت

و درد ناکی است ولی از روایات اسلامی استفاده می شود که این لحظه بر مومنان راستین آسان می گذرد در حالی که  برای افراد

بی ایمان سخت دردناک است مرگ نسبت به مومنا همچون عطر بسیار خوشبویی است که آن را می بوید و حالتی شبیه خواب به

اجعل لی فرجا و مخرجا لما انا فیه

دست می دهد و درد ورنج بکلی از او قطع می شود و نسبت به کافر مانند گزیدن افعی ها و عقرب ها و یا شدید تر از آن است

آیه 30- در این آیه میفرماید مسیر همه خلایق در آن روز به سوی دادگاه الله توست آری همه به سوی او باز می گردند و ودر

دادگاه عدل اوحاضر می شوند وتمام خطوط به او منتهی خواهد گشت این آیه هم تاکیدی بر  مساله معاد ورستاخیز عمومی بندگان

است وهم می تواند اشاره به جهت گیری حرکت تکاملی خلایق به سوی ذات پاک او که ذاتی است بی نهایت از هر جهت بوده باشد

آیه 31- در ادامه بحث های مربوط به مرگ و نخستین گام در سفر آخرت که در آیات گذشته آمده در اینجا خالی بودن دست کافران

 از توشه این مسافرت سخن می گوید و میفرماید در آن روزگفته می شود او هرگز ایمان نیاورد ونماز نخواند

 آیه 32-  بلکه تکذیب کرد وروی گردان شد

آیه 33- در این آیه می افزاید سپس به سوی خانواده خود بازگشت در حالی که متکبرانه قدم بر می داشت او به گمان اینکه با بی

اعتنایی و تکذیب پیامبر و آیات الهی پیروزی مهمی به دست آورده از باد ه غرور سر مست بود و به سراغ خانواده خود می آمد تا

طبق معمول مسائل افتخار آمیز را که در خارج خانه رخ داده برای آنها بازگو کند حتی ر اه رفتن و حرکت اعضای پیکرش همگی

بیانگر این کبر وغرور بود

آیه 34- سپس این گونه افراد بی ایمان را مخاطب ساخته و به عنوان تهدید می گوید با این اعمال عذاب الهی برای تو شایسته تر

است شایسته تر

آیه 35- سپس عذاب الهی برای تو شایسته تر است شایسته تر . رسول الله دست ابوجهل را گرفت  وبعضی گفته اند گریبان او را

گرفت و گفت مرا به چه تهدید می کنی نه تو می توانی و نه الله تو می تواند به من زیانی برساند من قدرتمند ترین افراد  این سر

زمین اینجا بود که همین جمله هستم ها بر پیامبر به صورت آیاتی قرانی نازل شد

آیه 36- الله ای که انسان را از نطفه بی ارزشی آفرید  در اینجا دو استدلال   جالب در باره معاد می پردازد که یکی از  طریق بیان

هدف آفرینش و حکمت الله است و دیگری از طریق بیان قدرت او به استناد   تحول و تکامل   نطفه انسان در مراحل  مختلف عالم

جنین. در مرحله اول می فرماید آیا انسان گمان می کند که بی هدف رها می شود ؟ منظور از انسان در این آیه   همان انسانی است

که منکر معاد ورستاخیز می باشد آیه می گوید او چگونه با ور می کند الله این جهان پهناور را با این عظمت و این همه شگفتی ها

برایر انسان بیافریند ولی درآفرینش انسان هدفی نباشد؟     چگونه می توان باور کرد که هر عضوی از اعضای انسان برای هدف

خاصی آفریده شده باشد ولی برای مجموع وجود او هیچ هدفی در کار نباشد

آیه 37- سپس به بیان دلیل دوم پرداخته می افزاید آیا او نطفه ای از منی که در رحم ریخته می شود نبود

اکفنی فیه و اعوذ بک بسم الله التامات

آیه 38-  سپس این مرحله را پشت سر گذارد و به صورت خون بسته در آمد والله اورا آفرید و موزون ساخت

آیه 39- باز در این مرحله متوقف نماند واز او دو زوج مرد وزن آفرید

آیه 40- آیا کسی که نطفه کوچک و بی ارزش را درظلمتکده رحم مادر هر روز آفرینش جدیدی می بخشد و لباس تازه ای از حیات

زندگی در تن او می کند و چهره نوینی به او می دهد تا یر انجام   انسان مذکر یا  مونث  کاملی میشود واز مادر متولد می گردد آیا

چنین کسی قادر نیست که مردگان را زنده کند ؟ این بیان در حقیقت در مقابل منکرانی است که در مساله معاد جسمانی غالبا  دم از

محال بودن می زدند و امکان باز گشت به زندگی را بعد از مردن و خاک شدن نفی می کردند. پایان

فضیلت سوره 75:

این سوره 40 آیه دارد و اگر در تلاوت آن مداومت کنید این سوره رفیق او در موقع برانگیخته شدن باشد و با بهترین صورت به

او  بشارت دهد وبر روی او بخندد و او را شاد کند تا از صراط  و  میزان بگذرد و قراثت آن باعث  تقویت  قلب شود و اگر آن را

بشویید وآبش را بخورید  ضعف قلب به قوت قلب تبدیل شود روشنی روی او در قیامت بر همه غلبه کند و جبرئیل برایش شهادت

به ایمان بدهد

سوره قیامت 75

.

بسم الله الرحمن الرحیم

سورة القیمة: سوره 75

لَآ آُقسمُ بِیَومِ ألقیمَةِ (1) وَلَا اُقسمُ بِالنَفسِ أللَّوامَةِ (2) أَیَحسَبُ ألانسَنُ أَلَّن تَجمَعَ عِظَامَهُ (3) بَلَی قَدرینَ عَلیَ أَن نُّسَوّی بَنَانَهُ (4)   بَل

یُریدُ ألانسَنُ لِیَفجُرَأمَآمَهُ (5) یَسئَلُ أَیَّانَ یَومُ ألقِیمة(6)فَاذَآ برقَ ألبَصَرُ (7) وَخَسَفَ ألقَمرَُ(8) وَجُمعَ ألشَّمسُ وألقَمرُ (9) یَقُوبُ ألانسنُ

یومئذٍ أَینَ آلمَفرُّ (10) کَلَّا لَاوَزَرَ (11) إلَی رَبکَ یَومَئذٍ ألمُستقَرُّ (12) یُنَبُّو ا ألإنسَنُ یَومَئذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ (13) بَل ألإنسَنُ عَلَی نَفسِهِ

بَصیرَة (14) وَلَو أَلقَی مَعَآذیرَهُ  (15)  لَا تُحرَّکِ بَهِ لِسانَکَ لِتَعجَلَ بِهِ (16)  إنَّ عَلَینَآ جَمعَهِ وَقُرءَانَهُ (17)   فَإذَا قَرأَنَهُ فَأتَّبِع قُرءَانَهُ

(18) ثُمَّ إنَّ عَلینَآ بَیَانَهُ (19) کَلَّ بَل تُحِبُّونَ ألعَاجِلَةَ  (20) وَُ تَذرُونَ  ألاخِرَةَ (21) وُجُوهُ ُ  یَومَئذٍ نَّاضِرَةُ (22) إلَی رَبّهَآ نَآظرَةُ(23)

وَوُجوُهُ یَومَئذ بَاسِرَةُ ُ  (24) تَظنُ أَن یُفعَلَ بِها فَآقِرَةُ کَلَّا إذَابَلَغَتِ ألتَّراقیَ (26) وَ قیلَ مَن رَآقٍ  (27) وَظَنَّ  أَنَّهُ ألفِراقُ (28) وَألتَفَّتِ

ألسَّآقُ  بِالسَّآق (29) إلَی رَبّکَ یَو مَئذٍ ألمَسَاقُ (30) فَلَا صَدقَّ ولَا صَلَّی (31) وَلَکن کَذَّبَ و تَولَّی(32)     ثُمَّ ذَهَبَ إلَی أَهلِهِ یَتَمَطَّی

 (33) أَولَی لَکَ فَأَولَی (34) ثُمَّ أَولَی لَکَ فَأَولَی (35)  أَیَحسَبُ  ألإنسَنُ أَن یُترک  سُدیً (36) ألَم یَکُ نُطفَةً مِن مَّنی ٍ یُمنَی (37) ثُمَّ

کَآنَ  عَلَقةً فَخَلَقَ فَسَوَّی (38) فَجَعلَ مِنهُ ألزَّوجَینِ  ألذَّکَرَ وَألاُّ نثَی (39) أَلَیسَ ذَلِکَ بِقَدِرٍ عَلَی أَن یُحی آلمَوتَی (40)

ادامه تفسیر سوره 74( آیه31 الی آخر)

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه تفسیر سوره 74

 آیه 31- این عدد ماموران دوزخ برای چیست؟ همان گونه که در آیات قبل خواندیم الله عدد خازنان و  ماموران دوزخ را نوزده نفر

یا گروه ذکر می کند ونیز می خوانیم که ذکر این عدد سبب گفتگو در میان مشرکان وکفار شد وگروهی آن را به باد   سخریه گرفتند

این آیه که طولانی ترین آیه این سو ره است به آنها پاسخ داده می فرماید ماموران دوزخ را فقط فرشتگان عذاب قرار دادیم فرشته

گانی نیرومند پر قدرت وبه تعبیر قران "غلاظ "و"شداد" سختگیرو خشن که تمام گنهکاران دربرابر آنها ضعیف و ناتوانند بعد  می

افزاید وتعدادآنها را جز برای آزمایش کافران معین نکردیم این آزمایش از دوجهت بود نخست این که آنها استهزا می کردند که چرا

از میان تمام اعداد عدد نوزده انتخاب شده   در حالی که هر عدد   دیگری انتخاب شده بود   جای همین سوال وجود داشت از سوی

دیگر این  تعداد را کم می شمردند و از روی سخریه  می گفتند    ما در  مقابل  هریک از آنها ده نفرقرار می دهیم تا آنها را در هم

بشکنیم در حالی که فرشتگان الله چنان هستند که به گفته قران چند نفر از آنها مامو ر هلاکت  قوم لوط  می شوند و شهر های آباد

آن ها را از زمین برداشته زیر ورو می کنند و باز می افزاید هدف این بود تا ا هل کتاب  یقین پیدا کنند و از آنجا که آنها ایرادی به

این موضوع نکردند معلوم می شود آن را هماهنگ با کتب خود یافتند و بر یقین آنها به نبوت پیامبر اسلام افزوده شد  لذا در جمله

بعد می افزاید و هدف  این بود تا  بر ایمان  مومنان بیفزاید   و بلافاصله بعد از ذکر این جمله روی همان اهداف سه گانه به عنوان

تاکید باز می گردد و مجددا روی ایمان اهل کتاب سپس مومنان و بعد به آزمون کفار و مشرکان تکیه کرده می گوید و هدف این بود

که اهل کتاب و مومنان درحقانیت قران تردید به خود   راه ندهند و بیمار دلان وکافران بگویند الله از این توصیف چه منظوری دارد

بعد به دنبال این گفتگوها که در باره چگونگی    بهره گیری مومنان وکافران بیمار دل از سخنان الهی بو د می افزاید این گونه الله

هرکس را بخواهد گمراه می سازد وهرکس را بخواهد هدایت می کند جمله های گذشته به خوبی نشان می دهد که این مشیت و اراده

الهی در باره هدایت بعضی وگمراهی بعضی دیگر بی حساب نیست آنها که معاند ولجوج و بیمار دلند استحقاقی جز این ندارند وآنها

که در برابر فرمان الله تسلیم و مومن هستند مستحق چنین هدایتی هستند و در پایان آیه می فرماید وبه هرحال لشکریان الله را جز

او کسی نمی داند واین جز هشدار وتذکری برای انسان ها نیست پس اگر سخن از نوزده نفر از خازنان دوزخ به میان آمد مفهومش

این نیست که لشکریان الله محدود به اینها هستند .آنگاه آسمان های  بالا را ازهم باز کرد و آنها را مملو از اصناف مختلف فرشته  

لا اله الا الله آدم صفی الله

ها ساخت گروهی از آنان همیشه در سجودند و به رکوع نمی روند وگروهی دائما در رکوع اند وسر از رکوع   بر نمی دارند و

گروهی دائما ایستاده اند وبه عبادت مشغول ان وتغیییر موضع نمی دهند و گروهی همواره تسبیح می گویند و خسته نمی شوند

وگروهی دیگر امنای وحی    اویند وزبان او به سوی پیامبران که پیوسته برای ابلاغ  فرمان و امر او در رفت وآمدند و جمعی

حافظان بندگان او هستند و دربانان بهشت برین هستند

آیه 32-  در ادامه بحث با منکران نبوت پیامبر اسلام وانکار رستاخیز در اینجا سوگند های متعددی یاد   کرده و بر  مساله  قیامت

ورستاخیز ودوزخ و عذاب آن تاکید می نماید می فرماید این جنین   نیست که آنها تصور می کنند  سوگند به ماه ذکر سوگند به ماه

به خاطر آن است که یکی از آیات بزرگ الهی است هم از نظر خلقت و هم گردش منظم وهم نور و زیبایی و هم  تغییرات  تدریجی

که خود تقویم زنده ای برای مشخص ساختن روز ها ست

آیه 33-  بعد می افزاید وسگند به شب هنگامی که دامن برچیند و پشت کند  

آیه 34-  و به صبح هنگامی که چهره بگشاید شب  گرچه آرام بخش است وخاموش و هنگام راز ونیاز عاشقان حق  اما این شب

تاریک آن زمان جالب است که پشت کند و رو به صبح روشنی پیش رود و آخر سحرگاه باشد و  طلوع صبح از همه زیبا تر و دل

انسانی را به وجد و نشاط   می آورد این سوگند های سه گانه در ضمن تناسبی   با نور هدایت قران وپشت هر انگیز تر است که

کردن  ظلمات شرک و بت پرستی و دمیدن سپیده صبح  گاهان توحید دارد

آیه 35- بعد از بیان این سو گند ها به چیزی می پردازد که سوگند به خاطر آن یاد شده می فرماید آن حوادث هولناک    قیامت از

مسائل مهم است

آیه 36-  سپس اضافه می کند هدف از آفرینش دوزخ هرگز انتقام جویی نیست بلکه هشدار وانذاری است برای انسان ها

آیه 37- وسرانجام برای تاکید   بیشتر می افزاید  این  انذار مخصوص گروه معینی نیست بلکه برای همه  افراد   بشر است برای

کسانی  از شما که می خواهند پیش افتند یا عقب بمانند به سوی هدایت و نیکی پیش بروند یا نروند

آیه 38- شما چرا هل دوزخ شدید؟  در ادامه بحثی که در باره دوزخ و دوزخیان در آیات قبل آمد در اینجا می افزاید هر کس در گرو

اعمال خویش است گویی تمام وجود انسان در گرو انجام وظایف و تکالیف اوست هنگامی که آن را انجام  می دهد آزاد  می گردد و

گرنه در قید اسارت باقی خواهد ماند

 آیه 39- و بلافاصله می فرماید مگر اصحاب یمین که نامه اعمالشان را به نشانه ایمان وتقوایشان به دست راستشان می دهند آنها

در پرتو ایمان و عمل صالح غل وزنجیرهای اسارت را شکسته اند و بی حساب وارد بهشت می شوند . اصحاب یمین کسانی هستند

که  دارای ایمان و عمل صالحند و اگر گناهان مختصری  داشته  باشد تحت الشعاع  حسنات آنها ست وبه حکم ان  الحسنات  یذهبن

لا اله الا الله نوح نجی الله

السیات اعمال نیکشان اعمال بد را می پوشاند یا بدون حساب وارد بهشت می شوند واگر حسابی داشته باشند سهل وساده و آسان

است همان گونه که در سوره انشقاق  آمده است اما کسی که نامه اعمالش به دست راست او داده شود حساب او آسان خواهد بود .

امام باقر فرموده ما وشیعییان ما اصحاب الیمین هستیم وهرکس ما هل بیت را دشمن دارد در اسارت اعمال خویش است

آیه 40- سپس به گوشه ای از شرح حال اصحاب الیمین و گروه مقابل آنها  پرداخته می افزاید آنها در باغ  های بهشتند سوال می

کنند

آیه 41-  از مجرمان

آیه 42-  می گویند چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت . از این آیات به خوبی استفاده می شود که رابطه میان بهشتیان ودوزخ

یان بکلی قطع نمی گردد بهشتیان می توانند از عالم خود وضع دوزخیان را مشاهده کنند و با آنها به گفتگو پردازند

آیه 43- مجرمان در پاسخ این سوال به چهار گناه بزرگ خویش در این رابطه اعتراف می کنند نخست این که می گویند ما ازنماز

گزاران نبودیم اگر نماز می خواندیم نماز ما را به یاد الله می اندخت و نهی از فحشا و منکر می کرد وما را به صراط مستقیم الهی

دعوت می نمود

آیه 44- دیگر این که ما اطعام مستمند نمی کردیم اطعام مسکین گرچه به معنی غذ ا دادن به بینوایان است ولی ظاهرا منظور از آن

هر گونه   کمک به نیاز مندی های  ضروری نیاز مندان می باشد اعم از   خوراک و پوشاک و مسکن و غیر اینها و منظور از آن 

زکات وجاب است چرا که ترک انفاق های مستحبی سبب ورود در دوزخ نمی شود

آیه 45- دیگر این که وپیوسته با اهل باطل هم نشین و هم صدا می شدیم خوظ در باطل معنی وسیع و گسترده ای دارد که هم شامل

ورود در مجالس کسانی می شود که آیات الله را به یاد استهزا می گیرند تبلیغات ضد اسلامی می کنند وبا شوخی های رکیک دارند

یا گناهانی را که انجام داده اند به عنوان افتخار یا تلذذ نقل می کنند وهم چنین شرکت در مجالس غیبت و تهمت ولهو و لعب و مانند

آنها  ولی در آیه  مورد بحث بیشتر نظر بر  مجالسی است که برای تضعیف  دین الله و استهزای مقدسات و ترویج کفر وشرک وبی

 دینی تشکیل می شود

آیه 46-  سپس می افزاید واین که ما همواره روز جزا را انکار می کردیم

آیه 47-  تا زمانی که مرگ ما فرارسید روشن است انکار معاد وروز حساب و جزا تمام ارزش های الهی واخلاقی را متزلزل می

سازد و انسان را برای ارتکاب گناه تشجیع می کند به هرحال از این آیات به خوبی استفاده می شود که کفار همان گونه که مکلف

 به اصول دین هستند به فروع دین نیز مکلفند و نیز نشان می دهد این امور چهار گانه یعنی نماز وزکات و ترک مجالس اهل باطل

و ایما ن به قیامت اهمیت و نقش فو ق العاده ای در هدایت و تربیت انسان دارد و به این ترتیب  جهنم جای نماز گزاران و اقعی و

لا اله الا الله ابراهیم خلیل الله  

زکات دهندگان وتارکان وباطل  ومومنان به قیامت نیست

آیه 48- ودر این آیه به عاقبت شوم این گروه   اشاره کرده می گوید از این رو  شفاعت  شفاعت کنندگان به حال آنها سودی نمی

بخشد و باید در عذاب الهی برای همیشه بمانند نه شفاعت انبیا و رسولان الله وامامان و نه شفاعت فرشتگان و     صدیقین شهدا

وصالحین چرا که شفاعت نیاز به وجود زمینه مساعد دارد و اینها زمینه ها را بکلی از میان برده اند   شفاعت   همچون آب زلالی

است که بر پای نهال ضعیفی ریخته می شود وبدیهی است اگر نهال بکلی مرده باشد این آب زلال آن را زنده نمی کند ضمنا این آیه

و تنوع و تعدد شفیعیان درگاه الله تاکید میکند و پاسخ دندان شکنی است برای آنها که منکر اصل شفاعتند هم چنین تاکیدی است بر

بار دیگر بر مساله شفاعت را این که شفاعت بی قید وشرط نیست وبه معنی چراغ سبز برای گناه محسوب نمی  شود بلکه عاملی

است برای تربیت انسان که حداقل او را به مرحله ای که قابلیت شفاعت داشته باشد برساند ورابطه او با الله واولیان او بکلی قطع

نشود

آیه 49- چنان از حق می گریزند که گور خران از شیر. در ادامه بحثی که پیرامون سرنوشت مجرمان ودوزخیان در آیات قبل آمده

بود در اینجا وحشت این گروه معاند و لجوج را از شنیدن سخن حق وهرگونه اندرز و نصیحت به روشن ترین وجهی منعکس می

کند نخست می گوید چرا آنها از تذکر روی گردانند؟

آیه 50-  گویی گور خرانی رمیده اند

آیه 51-  که از مقابل شیری فرار کرده اند آیه فوق تعبیری است بسیار رسا و گویا از وحشت و فرار مشرکان از آیات روح پرور

قران آنها  را به گورخر تشبیه کرده که هم فاقد عقل و شعور است وهم به علت وحشی بودن گریزان از همه چیز در حالی که در

برابر آنها چیزی جز تذکره یعنی وسیله یاد آوری و بیداری وهوشیاری قرار ندارد

 آیه 52- ولی با این همه نادانی و بی خبری آن چنان پر ادعا و متکبرند که هرکدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانه ای از سوی

الله برای او فرستاده شود این شبیه چیزی است که در سوره اسرا آمده است اگر به آسمان نیز بروی ما به تو ایمان نمی آوریم

مگر آن که نامه ای از سوی الله بر ما نازل کنی

آیه 53- ولذا در این آیه می افزاید چنین نیست که آنها می گویند نازل شدن کتاب آسمانی بر آنها ومطالب دیگری از این قبیل همه

بهانه است آنها از آخرت نمی ترسند . به حق   باید گفت که ایمان به جهان رستاخیز و پاداش و کیفر قیامت شخصیت تازه ای به

انسان می  بخشد و می تواند افراد بی بند وبار و متکبر وخود خواه و ظالم را به انسانی متعهد و متقی و متواضع و عدالت پیشه

تبدیل کند

آیه 54- سپس بار دیگر تاکید می کند چنین نیست که آنها در باره قران می اندیشند آن قران یک تذکرویادآوری است

لا اله الا الله اسمعیل ذبیح الله

آیه 55- هر کس بخواهد از آن پند می گیرد  

آیه 56-  در عین حال  پند گرفتن از آن جز به مشیت   وتوفیق الهی ممکن نیست و آنها پند نمی گیرند مگراین که الله بخواهد یعنی

انسان نمی تواند راه هدایت را بپوید  جز  این که به    ذیل عنایت   الله توسل جوید و از واو توفیق و امداد طلبد و در پایان آیه می

فرماید او اهل تقوا  و اهل آمرزش است شایسته است که از عقاب او بترسند و از این که چیزی را شریک او قرار دهند بپرهیزند و

 نیز شایسته  است که به آمرزش او امید وار  باشند این جمله   اشاره ای به مقام خوف ورجاء و عذاب و مغفرت  الهی است و در

 در حقیقت تعلیلی است برای آیه قبل این احتمال نیز هست که تقوا در اینجا به معنی فاعلی تفسیر شود یعنی الله اهل تقواست از هر

 گونه ظلم و قبیح و هرگونه کاری که بر خلاف حکمت است می پرهیز د و در حقیقت بالا ترین  مقام تقوا از آن الله است و آنچه در

 بندگان است شعله ضعیفی از آن تقوای بی انتها ست به هر حال این سوره با امر به انذار و  تکلیف شروع شد و با دعوت  به تقوا

 وعده مغفرت پایان می   پذیرد. پایان

فضیلت سوره 74:

این سوره 56 آیه دارد و تلاوت کننده این سوره با محمد (ص)  رفیق شود در دنیا هرگز به وی بدبختی    نرسد و اسم وی را جز

صدیقان وشهیدان وصالحان نویسند و از جمیع بلیات و عقوبات رستگار شود واگر حفظ قران خواهد حافظ قران شود

تفسیر سوره 74( آیه 1 الی آیه 30)

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر سوره 74:

این سوره بعد از دعوت آشکار بر پیامبر نازل شد و طبیعت سوره های مکی که دعوت به مبدا و معاد ومبارزه با شرک و انذار و

تهدید مخالان به عذاب الهی است در این سوره کاملا منعکس است بحث های این سوره بر هفت محور دور می زند .

1- دعوت پیامبر به قیام و انذار و ابلاغ آشکار و صبر واستقامت در این طریق وتحصیل آمادگیهای لازم برای این کار2- اشاره  به

رستاخیز و صفات دوزخیان همان ها که به مقابله با قران برخاسته و به استهزیای حق پرداختند3-   قسمتی از ویژگی های  دوزخ

توام با انذار کافران 4- تاکید بر امر رستاخیز از طریق سوگند های مکرر5- ارتباط سرنوشت هر انسانی با اعمال او و نفی هرگونه

به افکار غیر منطقی در این زمینه6- قسمتی از ویژگی های بهشتیان ودوزخیان و سرنوشت هر کدام از آنها 7- چگونگی فرار افر

لا اله الا الله سبحان القدوس السبوح

جاهل وبی خبر و مغرور و خود خواه از حق

آیه 1-    بر خیز و جهانیان را انذار کن . بدون شک مخاطب در این آیات شخص پیامبر است هرچند تصریحی به این عنوان در آن

نشده ولی قرائن موجود در این آیات بیانگر این واقعیت است

آیه 2-    برخیز وانذار کن و عالمیان را بیم ده که وقت خواب واستراحت گذشته وزمان قیام وتبلیغ فر ا رسیده است مشرکان عرب

در آستانه موسم حج جمع شدند و سران آنها مانند ابوجهل و ... به مشورت پرداختند که در برابر سوالات   مردمی که از خارج به

مکه می آیند  و جسته  گریخته مطالبی در باره ظهور پیامبر اسلام شنیده اند چه بگویند؟  اگر هر کدام بخواهند جواب   جداگانه ای

بدهند یکی کاهنش خواند ودیگری مجنون و دیگری ساحر این تشتت آرا ء اثر منفی خواهد   گذاشت باید با  وحدت کلمه به مبارزه

تبلیغاتی برضد  پیامبر بر خیزند بعد از گفتگو به اینجا رسیدند که بهتر از همه این است که بگویند ساحر است زیرا    یکی از  آثار

پدیده سحر جدایی افکندن بین دو همسر و پدر وفرزند است و پیامبر با عرضه آیین اسلام چنین کاری را انجام داده بود این سخن به

گوش پیامبر رسیده سخت ناراحت شده وبیمار گونه و غمگین به خانه آمد   ودر بستر آرمید که آیات فوق  نازل شد و ارا دعوت به

قیام و مبارزه کرد

آیه 3-    وبه دنبال دعوت به قیام و انذار پنج دستور معم به پیامبر می دهد که سر مشقی است برای دیگران و نخستین دستور در

باره توحید است می فرماید و الله را بزرگ بشما همان الله ای که مالک ومربی توست وهر چه داری از او داری و خط    سرخ  بر

 تمام معبودهای دروغین در کش وهرگونه آثار شرک و بت پر ستی را محو کن منظور از جمله فکبر تنها گفتن الله اکبر  نیست  هر

 چند گفتن   الله اکبر یکی از مصداق های آن است که در روایات   نیز به آن اشاره شده بلکه منظور این است که الله خود ر ابزرگ

بشمار هم از نظر اعتقاد هم عمل و هم در سخن و اورا متصف به اوصاف جمال ومنزه از هر گونه نقص و عیب بدان بلکه او را از

این که در توصیف بگنجد بر تر بدان .

آیه 4-    وبه دنبال مساله  توحید   دومین دستور را در باره پاکیزگی از آلودگی های داده می افزاید و لباست را  پاک کن تعبیر به

لباس ممکن است کنایه از عمل انسان باشد چرا که اعمال هرکس به منزله لباس او است و ظاهر او بیانگر   باطن اوست و ممکن

است به معنی همان لباس ظاهری باش چرا که پاکیزگی لباس ظاهر از مهمترین نشانه ای شخصیت و تربیت و فرهنگ انسان است

مخصوصا درعصر جاهلی کمتر از آلودگی های اجتناب می نمودند و لباس های بسیارآلوده داشتند در حقیقت آیه اشاره به این نکته

نیز دارد که رهبران الهی هنگامی  می توانند نفوذ کلمه داشته باشد که دامانشان از هر گونه آلودگی پاک باشد وتقوا و پرهیز کاری

شان از هر نظر مسلم گردد و لذا به دنبال فرمان قیام و انذار فرمان پاکدامنی میدهد.

لا اله الا الله سبحا ن رب الملائکة و الروح

آیه 5-    درسومین دستور می فرماید واز پلیدی دوری کن آیه  فوق   مفهوم جامعی دارد که هرگونه انحراف وعمل زشت و پلید و

هر کاری را که موجب خشم و عذاب    الهی در دنیا و آخرت می گردد شامل می شود مسلم است   پیامبر اسلام حتی قبل از نبوت و

از این امور پرهیز و هجران     داشت ولی  در اینجا به عنوان یک اصل اساسی در مسیر دعوت الی الله و نیزبه عنوان یک الگو و

اسوه برای همگان روی  آن تکیه شده است

آیه 6-    ودر چهارمین دستور می فرماید و  منت  مگذار و فزونی مطلب در این که نهی ازمنت و فزونی    طلبیدن در چه مواردی

است باز در اینجا مفهوم آیه کلی وگسترده است وهر گونه منت گذاردن بر خالق  و خلق را شامل   می شود نه بر الله    منت بگذار

که برا ی او جهاد و تلاش می کنی چرا که او بر تو منت گذارده که این مقام   منیع را به تو ارزانی داشته است هم    چنین عباد ت

واطاعت و اعمال صالحت را بسیار مشمر بلکه همیشه خود را در سرحد قصور و تقصیر بدان و عبادت را یک نوع توفیق   بزرگ

الهی برای خودت بشمار ونیز اگر خدمتی به خلق می کنی چه در جهات معنوی باشد مانند تبلیغ وهدایت و چه در جهات مادی مانند

انفاق و بخشش هیچ کدام را نباید با منت یا انتظار جبران آن هم جبرانی فزون تر توام نمایی چرا که منت اعمال نیک را باطل و بی اثر می کند

 آیه 7-    در این آیه به آخرین دستور در این زمینه اشاره کرده می گوید و به خاطر   الله    شکیبایی کن یعنی در طریق ادای این

رسالت  بزرگ  شکیبایی کن و در برابر آزار مشرکان  و دشمنان  جاهل  و ناد ان صابر باش در طریق عبودیت اطاعت فرمان الله

استقامت نما ودر جهاد با نفس و       در میدان جهاد با دشمن شکیبا باش اصولا مهمترین سرمایه راه تبلیغ و  هدایت همین صبر وشکیبایی است

آیه 8-    در تعقیب   دستوری که در زمینه   قیام   وانذار در آیات قبل آمده که در اینجا انذار را با بیانی بسیار موکد و رسا شروع

میکند ومی فرماید هنگامی که در صور دمیده می شود این تعبیر اشاره به نفع دوم وبر پایی رستاخیز است

آیه 9-    آن روز روز سختی است

آیه 10-   روزی است بسیار پر مشقت که برای کافران آسان نیست

آیه 11-   قریش د ردار الندوه ( مرکزی در نزدیکی مسجد الحرام که برای شور در مسائل مهم در آن جمع می شدند) اجتماع کردند

ولید مرد سرشناس مکه که مشرکان به عقل ودرایت او معتقد بودند و در مسائل مهم با او به مشورت می پرداختند رو به آنها کرده

گفت شما    مردمی هستید دارای نسب والا و عقل  وخرد و عرب از هر سو به سراغ شما می آیند و پاسخ های مختلفی از شما می

شنوند حرف خود را یکی کنید بعد رو به آنها کرده گفت شما در باره این مرد یعنی پیامبر چه می گویید؟ گفتند می گوییم شاعر است

ولید چهره در هم کشید   و گفت ما شعر   بسیار شنیده ایم اما سخن او شباهتی به شعر ندارد . آنها گفتند می گوییم کاهن است گفت

لا اله الا الله سبحان ذی الا الاء والنعما ء

هنگامی که نزد او میروید سخنانی که کاهنان به عنوان اخبار غیبی می گویند در او نمی یابید.گفتند می گوییم   دیوانه  است گفتند

 وقتی سراغ او می روید هیچ اثری از جنون در او نخواهید یافت گفتند می گوییم ساحر است گفتند ساحر به چه معنی ؟ گفتند کسی

 که میان دشمنان ودوستان ایجاد دشمنی می کند ولید فکر کرد ونگاهی نمود وچهره در هم کشید و گفت بلی او ساحر است و چنین

می کند بعد از آن مکان خارج شد ند در حالی که هرکدام پیامبر اکرم را ملاقات می کرد می گفت ای ساحر / ای  ساحر این سخن بر

 پیامبر گران آمد الله آیات آغاز این سوره را نازل فرمود و پیامبرش را دلداری داد در تعقیب آیات گذشته که کافران را بطور جمعی

مورد انذار قرار می داد در اینجا بالخصوص روی بعضی   از افراد آنها که موثر تر بودند انگشت گذارد و با تعبیراتی گویا ورسا و

کوبنده اورا زیررگبار شدید ترین انذار ها می گیرد  نخست می گوید مرا با کسی که اورا به تنهایی آفریده ام واگذار که خودم او  را

اورا کیفر شدید دهم این آیه وآیات بعد در مورد یکی از سران معروف قریش نازل شده است

آیه 12-  بعد می افزاید همان کس که برای او مال گسترده قرار دادم

آیه 13-  بعد به فزونی نیروی انسانی او اشاره کرده می افزاید  فرزندانی برای او قرار دادم که همواره نزد او در خدمت او هستند

هستند دائما آماده کمک وخدمت بودند و حضورشان مایه انس و راحت او بود

آیه 14- و بعد به سایر مواهبی که به او ارزانی داشته بود بطور کلی اشاره کرده می فرماید و سائل زندگی را از هر نظر برای وی

فراهم ساختیم نه فقط مال وفرزندان برومند بلکه در جهات اجتماعی و جنبه های جسمانی از هر نظر غرق در نعمت بود

آیه 15- ولی او به جای این که در برابر بخشنده این همه نعمت ها سر تعظیم  فرود آورد وپیشانی به آستانش بساید در مقام کفران

و افزون طلبی بر آمد وبا این همه مال ونعمت باز هم طمع دارد که بر  نعمت های او بیفرایم این منحصر به ولید نبود بلکه همه دنیا

پرستان چنیند هرگز عطش آنها فرو نمی نشیند واگر هفت اقلیم را زیر نگین آنها قرار دهند باز هم در بند اقلیمی دیگرند

 آیه 16-  ولی این آیه با شدت تمام دست رد به سینه این نامحرم می گذارد می گوید هرگز چنین نخواهد شد که بر نعمتش بیافزایم

چرا که او نسبت به آیات ما دشمنی می ورزد و با این که به خوبی می دانست که این قران نه کلام جن است ونه کلام   بشر. ریشه

هایی نیرومند و شاخه هایی پر ثمر و جاذبه ای بی مانند دارد باز آن را سحر می نامیدو آوردنده آن را ساحر

آیه 17- و در این آیه به سرنوشت دردناک او با عبارتی کوتاه وپر متعنی اشاره کرده می فرماید وبه زودی اورا مجبور می کنم که

از قله زندگی بالا رود و بعد اورا به زیر می افکنم . احنمال  دارد که آیه اشاره به عذاب دنیوی ولید در این جهان باشد زیرا او بعد

از رسیدن به اوج   قله پیروزی در زندگی فردی واجتماعی چنان سقوط کرد که تا آخر عمر مرتبا اموال وفرزندان خود را از دست

می داد وبیچار ه شد

آیه 18-  مر گ بر او چه نقشه شومی کشید . در اینجا  توضیحات بیشتری پیرامون مردی که الله مال و فرزندان فراوان به او داده

لا اله الا الله سبحان الملک المقصود

بود واو در مقام مخالفت با پیامبر اسلام بر آمد یعنی ولید برآمده است می فرماید او اندیشه کرد   که   پیامبر وقران را به چه چیز

متهم کند ومطلب را آماده ساخت

آیه 19- بعد برای مذمت او می افزاید مرگ بر او باد چگونه برای مبارزه با حق مطلب را آماده کرد

آیه 20- و به عنوان تاکید می افزاید باز هم مرگ براو چگونه مطلب و نقشه شیطانی خود را برای مبارزه با حق آماده نمود و این

اشاره به  این است که می خواست افکار مشرکان را متحد سازد تا یک زبان مطلبی را برضد پیامبر تبلیغ کنند این جمله ها دلیل بر

این است که ولید در افکار شیطانی مهارت داشت آن چنان که فکر واندیشه اش مایه تعجب بود

آیه 21-  بعد می اقزاید پس نگاهی افکند وپرداخته فکر خود را مورد بازرسی مجدد قرار داد تا از استحکام  و انسجام لازم وجنبه

های مختلف آن گاه ومطمئن گردد

آیه 22- بعد چهره در هم کشید و عجولانه دست به کار شد

آیه 23-  بعد پشت به حق کرد و تکبر ورزید

آیه 24- و سرانجام گفت این قران چیزی جزافسون و سحری همچون سحر های پیشینیان نیست

آیه 25- این فقط سخن انسان است و هیچ ارتباطی با وحی آسمانی ندارد وبه این ترتیب آخرین سخن خود را بعد از مطالعه مکرر

وتفکر شیطانی و برای مبارزه با قران اظهار داشت

آیه 26- و این هم سرنوشت    شوم او در ادامه آیات   گذشته که وضع بعضی از سران شرک و سخن اورا در نفی وانکار قران و

رسالت پیامبر  باز گو می کرد در اینجا به مجازات وحشتناک او در قیامت اشاره کرده می فرماید به زودی اورا وارد سقر دوزخ می

کنم سقر به معنی دگرگون شدن و ذوب شدن بر اثر تابش آفتاب است بعد به عنوان یکی از نامهای جهنم انتخاب شد وکرارا در آیات

 قران آمده است

آیه 27- بعد برای بیان عظمت وشدت عذاب دوزخ می گوید و تو نمی دانی سقر چیست ؟ بعنی به  قدری عذاب آن شدید است که از

دایره تصور بیرون می باشد وبه فکر هیچ کس نمی گنجد همان گونه که اهمیت نعمت های بهشتی و عظمت آن به فکر کسی خطور نمی کند

آیه 28- آتشی است که نه چیزی را باقی    می گذارد و نه چیزی را رها می سازد این جمله ممکن است اشاره به آن باشد که آتش

دوزخ بر خلاف آتش دنیا تکیه گاه در نقطه ای از بدن اثر می کند ونقطه دیگ سالم می ما ند و گاه در جسم اثر می گذارد و روح از

آ ن در امان می باشد آتشی است فراگیر که تمامی وجود انسان را در بر می گیرد و هیچ چیز را رها نمی کند

 آیه 29- بعد به بیان وصف دیگری از این آتش سوزان قهر الهی پرداخته می افزاید پوست تن را به کلی دگرگون می کند

لا اله الا الله سبحان الحنان المنان

آیه 30-  و در این آیه می فرماید نوزده نفر از فرشتگان عذاب بر آن گمارده  شده اند فر شتگانی که قطعا مامور به ترحم و شفقت

و مهربانی  نیستند بلکه  مامور به  کیفر وعذاب و خشونتند.   کسا نی که مانند ابوجهل  وقتی این آیه را شنیدند از روی استهزا به

طایفه قریش گفتند مادرانتان به عزای  تان بنشیند شما گروه عظیمی از شجاعایند آیا هر ده نفر از شما   نمی تواند یکی از آنها را

مغلوب کند یکی از افراد زور مند قریش گفت من از عهده هفده نفر از آنها بر می آیم شما هم حساب دو نفر دیگر را برسید

سوره 74

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سورة المُدّثر: سوره  74

یَأ یُّهَآ ألمُدَّثرُ (1) قُم فَأَنذِر (2) و َرَبَّکَ فَکَبّر (3) وَثیابَکَ فَطَهّر(4) وَألرُّجزَ فَاهجُر (5) وَلَآ تمننُ تَستَکثُر (6)  وَلِربکَ  فَاصبِر (7)

فَآذَآ نُقرَ فی ألنَّاقُور(8) فَذَلکَ یومَئذ یَومُ عَسیرُ (9) عَلیَ ألکَفرینَ غیریَسیرٍ (10)   ذَرنی وَمَن خَلَقتُ  وَحیداً (11) و َجَعَلتُ لَهُ   مَآلاً

مَّمدُوداً (12) وَبَنینَ شُهوداً (13) وَمهَّدتُ  لَهُ تَُمهیداً (14) ثُمَّ یَطمَعُ أَن أَزیدَ (15)  کلَّآ إنُّه ُ  کَانَ لا یَتِنَا عَنیداً (16) سَاُرهُقُه صَعُودا

(17) إنَّهُ  فَکرَ وقَدَّرَ (18) فَقُتلَ  کَیفَ قَدَّرَ (19) ثُمَّ قُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ (20) ثُمَّ نَظَرَ (21)ثُمَّ عَبَس وَبَسَرَ (22) ثُمَّ أَدبَُرَ  و استکبر (23)

فَقَال إن هَذَآ إلَّآ سحرُ ُ  یُو ثَرُ  (24) إن هَذا إلَّاقولُ ألبَشَر(25) سَاُصلیه سَقَر(26) وَمَآ أَدرَئکَ مَآ سَقَرُ (27) لَا تُبقی   ولَا تَذَرُ   (28)

لَوَآحةُ ُ  للبَشرِ (29) عَلیهَا تسعَةَ عَشرَ(30) و مَآ جَعلنَآ أَصحَبَ  ألنَّآر إلَّا مَلئکَةَ و مَا جَعلنَآ عِدَّتهُم إلَّآ فتنةً للَّذینَ کَفَروا لیستیقن ألذَّین

او توا ألکتَبَ  و َ یزدَآد ََ  ألذَّینَ  ءَ امَنُو إیمَناً ولَآ یرتابَ  ألذَّین اُوتواآلکتبَ وَ ألمومنونَ و لیقُولَ ألَّذینُ فی قُلو بهم مَّرضُ وَألکَفروُنَ مَآ

دآأَرَآد الله بِهذا مَثَلاً کَذلکَ یُضّلُ الله مَن یشآءُ وَیهدی   مَن یَشآءُ و مَآ یَعلمُ جُنُودَربّکَ إلَّا هُوَ ومَاهیَ إلَّا ذِکری للبَشَر (31) کَّلا وَألقَمَر 

 (32) وَألّیلِ إذأَدبَرَ (33) وَألصُّبح إذَآأَسفَرَ (34) إنَّها لَآحدی ألکُبَر (35) نَذیرً أللبَشَر (36) لِمَن شَآءَ مِنکُم أَن یَتَقدَّمَ أَو یَتأَ خَّرَ (37)

کل نَفس بِمَا کَسَبت رَهینَةُ (38)إلَّا أَصحَبَ ألیَمین (39) فی جَنَّت یَتَسآءَ لُونَ (40) عَن ألمُجرمینَ (41) مَآسَلَکُم فی سَقَر (42) قَآلُوا

لم  نَکُ مِن ألمُصلیّنَ (43) وَ لَم نَکُ نُطعمُ إلمسکین (44) وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ ألخَآ ئضینَ (45) وَکُنَّا نُکَذَّبُ بِیومِ ألدّینِ (46) حتَّی أَتَئنَآ

الیقین (47) فَمَا تَنفَعُهُم شَفَعةُ ألشَّفعین (48) فَمَا لَهُم عَنِ ألتَُّذکرة مُعرضینَ (49) کأنَّهم حُمُرُ ُ مُّستنفرةُ(50) فَرَت مِن قَسوَرَة (51) ُ

بَل یُریدُ کُلُّ أمری منهُم أَن یُوتَی صُحُفاً مُّنَشَّرَةً (52) کلّا بَل لَّآ یَخَآفُونَ ألاخرَةَ (53) کلَُّآ إنَّهُ تَذکِرَةُ ُ(54) فَمَن شَآءَ ذَکرَهُ   (55) و ما 

یَذکُرُونَ إلَّا أَن یَشآءَ الله هُوَ أَهلُ ألتَّقوی وَ أهلُ ألمَغفرةِ (56

تفسیر سوره مزمل

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 73:

محتوای این سوره را می توان در 5 بخش خلاصه کرد 1- آیات آغاز سوره است که پیامبر رابه مقام شبانه برای عباد ت وتلاوت

قران دعوت می کند وبرای آمادگی پذیرش یک برنامه  سنگین آماده می ساز د    2- اورا به صبر وشکیبایی ومقاومت  و  مدارا با

مخالفان در این مقطع خاص دعوت می کند 3- بحث هایی پیرامون معاد و ارسال عمران به سوی فرعون وسرکشی و  سپس عذاب

دردناک او را بیان می دارد       4- دستورات شدیدی را که در آغاز سوره پیرامون قیام شبانه آمده است به خاطر   گرفتاری های

مسلمانان تخفیف می دهد 5- بار دیگر دعوت به تلاوت قران و خواندن نماز و دادن زکات و انفاق فی سبیل الله و استغفار می نماید

آیه 1-    ای جامه به خود پیچیده   به پاخیز همان گونه که از لحن آغاز این سوره بر می آید دعوتی است آسمانی از پیامبر  برای

استقامت و آمادگی جهت پذیرش یک وظیفه بزرگ و سنگین که بدون خود سازی قبلی انجام آن ممکن نیست  می فرماید ای جامه

به خود پیچیده

آیه 2-    شب را جز کمی به پا خیز

لا اله الا الله سبحان الملک الملک  

آیه 3-    نیمی از شب را یا کمی از آن کم کن  

آیه 4-    یا بر نصف آن بیفزا و قران را با دقت و تامل بخوان به پاخیز  که دوران جامه به خود پیچیدن ودر گوشه انزوا نشستن

نیست تعبیر به ترتیل که در اصل به معنی تنظیم و ترتیب موزون است در اینجا به معنی خواندن آیات قران با تانی ونظم لازم واداء

صحیح حروف و تبیین کلمات و دقت و تامل در مفاهیم آیات و اندیشه در نتایج آن است هم چنین روایاتی  که در تفسیر ترتیل وارد

شده همگی گواه بر این حقیقت است    که نباید آیات قران را به عنوان الفاظی خالی از محتوا و پیام  تلاوت کرد بلکه باید به تمام

اموری که   تاثیر آن را در خواننده  وشنونده  عمیق می ساز د توجه  داشت و فراموش نکرد که این پیام الهی است وهدف تحقق

بخشیدن به محتوای آن است ولی متاسفانه امروز بسیاری از مسلمانان از این واقعیت فاصله گرفته و از قران تنها به الفاظی اکتفا

 نموده اند بی آنکه بدانند این آیات برای چه نازل شده درست است که الفاظ قران نیز محترم است ولی نباید فراموش کرد که این

الفاظ و تلاوت مقدمه بیان محتواست . وقتی از کنارآیه ای می گذریی که در آن نامی از بهشت است توقف کن و از الله بهشت را

بطلب و خودرا برای آن بساز وهنگامی که از آیه ای می گذری که در آن نام دوزخ است از آن به الله پناه ببر وخویشتن را از آن

 دور دار.

آیه 5-    سپس هدف نهایی این دستور سخت ومهم را چنین بیان میکند  ما به زودی سختی سنگین را به را به تو القا خواهیم کرد

سنگین از نظر محتوا ومفهوم آیات وبیان مسئولیت ها . سنگین از نظر تحمل آن بر قلوب و دل ها تا آنجا که قران در سوره  حشر

می گوید اگر این قران را بر کوهها نازل می کردیم آن را خاشع و از هم شکافته می دیدی . سنگین از نظر تبلیغ   و مشکلات  راه

دعوت و برنامه   ریزی و اجزای کامل آن سنگین در ترازوی عمل و   در عرصه قیامت و لی پیامبر و یاران اندکش  با استمداد از

تربیت قران مجید واستعانت به نماز شب و استفاده از تقرب به ذات پاک الله توانستند بر تمام این مشکلات فائق آیند  وبار این قول

 ثقیل را بر دوش کشند وبه منزل مقصود برسانند . این آیات بار دیگر اهمیت شب زنده داری و نماز شب   وتلاوت قران  را در آن

هنگام که غافلان در خوابند گوشزد    می کند عبادت در شب مخصوصا در سحر گاهان و نزدیک طلوع فجر اثر  فوق العاده ای در

صفای روح و تهذیب     نفوس و تربیت معنوی انسان و پاکی قلب وبیداری دل وتقویت ایمان واراده و تحکیم پایه های تقوا در دل

و جان انسان دارد به همین دلیل علاوه بر آیات قران در روایات   اسلامی  نیز تاکید فراوان بروی آن شده است سه چیز از عنایات

مخصوص الهی است عبادت شبانه و نماز شب وافطار دادن به روزه داران و ملاقات برادران مسلمان

 آیه 6-    تاثیر نیایش در دل شب این آیه ادامه بحث پیرامون عباد ت شبانه و آموزش های معنوی در پرتو تلاوت قران دردل شب

است ودر حقیقت به منزله بیان    دلیلی است برای آنچه در آیات قبل آمده است می فرماید مسلما نماز وعبادت شبانه پا بر جاتر و

                                                                               

لا اله الا الله سبحان الباری المصور

با استقامت تر است آیه فوق از آیاتی  

است که با تعبیرات پر محتوایش رسا ترین سخن را در باره عبادت شبانه و نیایش سحرگاهان و راز ونیاز با محبوب در ساعاتی که

اسباب فراغت خاطر از هر زمان     فراهم تر است وهم چنین تاثیر آن در تهذیب نفس وپرورش روح وجان انسانی بیان کرده است

ونشان می دهد که ر وح آدمی در آن ساعات آمادگی خاصی برای نیایش ومناجات و ذکر وفکر دارد

آیه 7-    در این آیه می افزاید این به خاطر آن است که در روز تلاش و کوشش مستمر و طولانی خواهد داشت دائما مشغول هدایت

خلق و ابلاغ رسالت لله و حل   مشکلات زندگی جمعی  وفردی هستی ومجال کافی برای عبادت و نیایش حاصل نمی شود بنا بر این

عبادت شبانه را جانشین آن کن و آمادگی لازم برای این فعالیت های بزرگ وگسترده را از آن قیام شب به دست آور

 آیه 8-    بعد از دستور  قیام عبادت شبانه و اشاره   اجمالی به آثار عمیق آن به ذکر پنج دستور که مکمل آن است  پرداخته می

فرماید ونام الله را یاد کن مسلم است   منظورتنها ذکر نام نیست بلکه توجه به  معنی است چرا که یاد لفظی  مقدمه یاد قلبی است

وذکر قلبی روح وجان را صفا می بخشد و نهال معرفت وتقوا را در دل آبیاری می کند در دستور دوم می فرماید تنها به او دل ببند

و ازغیر او قطع امید کن وخالصانه به عبادتش بر خیز" تبتل" آن است که انسان با تمام قلبش متوجه و الله گردد و از ما سوی الله

منقطع شود و اعمالش را فقط به خاطر او به جا آورد و غرق در اخلاص گردد

آیه 9-    سپس به سومین دستور پرداخته می افزادی همان الله شرق وغرب که معبودی جز او نیست  او را نگاهبان و وکیل خود

انتخاب کن  در اینجا بعد از مرحله  ذکر الله و اخلاص  مرحله    توکل و واگذاری همه کارها به الله فرا می رسد الله ای که مشرق

و مغرب عالم یعنی مجموعه جهان هستی در زیرسیطره حکومت و ربوبیت او قرار دارد و تنها معبود شایسته پرستش اوست این

تعبیر در حقیقت به منزله دلیلی است برای موضوع توکل بر الله  چگونه انسان بر او توکل نکند و کار خویش را به او نسپارد در

 حالی که در پهنه جهان هستی غیر از او حاکم وفرمانروا و منعم و مربی ومعبود رنیست

 آیه 10-  و بالاخره در 4 و5 دستور می فرماید در برابر آنچه دشمنان می گویند صابر وشکیبا باش و به طرزی شایسته از آنان

دوری گزین و به این ترتیب در اینجا مقام صبر و هجران فرا می رسد چرا که در مسیر دعوت به سوی حق بدگویی دشمنان و ایذا

و آزار آنان فراوان است واگرباغبان بخواهد گلی را بچیند باید در برابر زبان خارصبر وتحمل داشته باشد بعلاوه گاهی در اینجا بی

اعتنایی و دوری لاز م است تا هم از شرشان در امان بماند وهم درسی از این طریق به آنان   بدهد ولی این هجران و دوری  نباید

 به معنی قطع برنامه های تربیتی وتبلیغ و دعوت به سوی الله باشد

 این آیه دلالت می کند که مبلغین اسلام و دعوت کنند گان به سوی قران باید در مقابل نا ملایمات  شکیبایی   پیشه کنند و با حسن

لا اله الا الله سبحان العزیز الجبار

خلق و مدارا با مردم معاشرت نمایند تا سخنان آنها زود تر پذیرفته شود

آیه 11-  در آیه قبل اشاره ای به کار شکنی ها و سخنان ناروا و اذیت و آزار دشمنان  اسلام بود در اینجا آنها را زیر رگباری  از

تهدیدات   شدید  دائر به عذاب های دنیا و آخرت از سوی الله قرار  داده و آنها را دعوت به تجدید نظر   در برنام های  شوم   خود

می کند و هم به مسلمانان صدر اول در برابر هجوم سخت این دشمنان دلداری می دهد و پایمردی می بخشد نخست می فرماید  مرا

با تکذیب کنندگان صاحب نعمت واگذار و آنها را کمی مهلت ده یعنی طرف آنها تو نیستی مجازات و کیفر آنها را به خود من  واگذار

و کمی به آنها مهلت ده تا هم اتمام حجت گردد و هم ماهیت خود را آشکار سازند ومی دانیم  مدت کمی گذشت که مسلمانان نیرومند

نیرومند شدند و ضربات   سنگین و شکننده خود را در جنگ های بدر وحنین و احزاب و مانند آن بر پیکر دشمن وارد آوردند ونیز

مدت کمی بیشتر نگذشت که این گردن کشان از دنیا رفتند و گرفتار عذاب الهی در برزخ شدند و عذاب قیامت نیز از آنها چندان دور نیست

آیه 12-  سپس در ادامه همین تهدید به صورت صریح تر می گوید نزد ما غل وزنجیرها وآتش دوزخ است آری در برابر آزادی بی

قید وشرط و تنعمی که در این دنیا داشتند بهره آنها در آنجا اسارت است و آتش

آیه 13-  و باز می افزاید و غذایی گلوگیر وعذابی دردناک . غذایی بر عکس غذاهای چرب وشیرین دنیای آنها که به راحتی از گلو

فرو می رفت و گوارا بود و زندگی درد ناک در برابر آسایش بی حساب این مغروران خود خواه و مستکبر در این جهان  با این که

غذای خشن و گلوگیر خود عذابی است الیم. بعد از آن عذاب الیم جداگانه ذکر می کند واین نشان می دهد ابعاد عذاب   الیم آخرت از

 نظر شدت و عظمت برهیج کس جز الله معلوم نیست روزی یکی از مسلمانان این آیه را تلاوت می کرد و پیامبر استماع می فرمود

ناگهان شخص مزبور صیحه ای زد و مدهوش شد 

آیه 14-  در این آیه  به شرح  روزی  می پردازد که این   عذاب ها در آن ظاهر می شوند می فرماید در آن روز که زمین وکوهها

 سخت به لرزه در عظیم آید و کوهها درهم کوبیده می شود به شکل  توده هایی از شن نرم در می آید

آیه 15-  سپس به مقایشه ای در میان بعثت پیامبر و مخالفت زور مندان عرب وقیام موسی بن عمران در برابر فرعونیان پرداخته

می فرماید ما پیامبری به سوی شما فرستادیم که گواه بر شما باشد همان گونه که به سوی فرعون رسولی فرستادیم .      هدف او

 هدایت شما و نظارت بر اعمال شماست همان گونه که هدف عمران هدایت فرعون وفرعو نیان و نظارت بر اعمال آنها بود

آیه 16- ولی فرعون به مخالفت و نافرمانی آن رسول بر خاست وما اورا سخت مجازات کردیم نه لشکر عظیم او     مانع از عذاب

الهی شد و نه وسعت مملکت وقدرت حکومت و اموال و ثروتشان جلو این کار را گرفت و سرانجام همگی در امواج خروشان  نیل

لا اله الا الله  سبحان الجبار المتکبر                 

 که به آن مباهات می کردند غرق شدند شما که در سطحی بسیار پائین تر از آنها قرار دارید در باره خود چه می اندیشید؟

آیه 17-     سپس روی سخن را به کفار زمان پیامبر  اسلام کرده به آنها چنین هشدار می دهد شما نیز اگر کافرشوید  چگونه خود

را از عذاب الهی بر کنار می داردی در آن روز که کودکان را پیر می کند

آیه 18- در این آیه توصیف بیشتری در باره آن روز وحشتناک بیان کرده می فزاید در آن روز آسمان از هم شکافته می شود وعده

او شدنی وحتمی است  وقتی آسمان و کرات آسمانی با آسمانی با آن همه عظمت    نتوانند در برابر  حوادث عظیم آن روز  مقاومت

کنند از این انسان ضعیف ونا  توان و آسیب پذیر چه کاری ساخته است؟

آیه 19-  در پایان  این بحث  اشاره ای به تمام   هشدار ها و انذار های گذشته کرده می فرماید این هشدار وتذکری است . شما در

 اانتخاب راه آزاد هستید پس هر کس بخواهد هدایت شو د وطالب سعادت ابدی باشد راهی به سوی الله بر می گزند اگر پیمودن این

راه از طریق اجبار واکراه صورت  گیرد نه افتخاری است ونه فضیلتی . فضیلت آن است که انسان با اراده واختیار خود این راه را

انتخاب کرده و بپوید

آیه 20- هر چه برای شما امکان دارد قران بخوانید . این آیه که طولانی ترین آیه این سوره است مشتمل بر  مسائل بسیاری است

که محتوای آیات گذشته را تکمیل می کند نخست می فر ماید الله می داند که تو وگروهی از آنها که با تو هستند  نزدیک دو سوم از

شب یا نصف یا ثلث آن را به پا می خیزید الله شب وروز را اندازه گیری می کند اشاره به  همان دستوری است که در آغاز  سوره

به پیامبر داده شده تنها چیزی که در اینجا اضافه دارد این است که گروهی از مومنان نیز در این عبادت   شبانه پیامبر را همراهی

می کردند به عنوان یک حکم استحیایی    و یا احتمالال یک  حکم و جوبی زیرا شرایط  آغاز اسلام ایجاب می کند که آنها با تلاوت

قران که مشتمل بر انواع درس های عقیدتی و عملی واخلاقی است و هم چنین عبادات شبانه خودر ا بسازند و آماده  تبلیغ اسلام و

دفاع از آن گردند . ولی بعضی از روایات استفاده می شود جمعی  از مسلمانان در نگه داشتن حساب ثلث و نصف و دوثلث  گرفتار

اشکال و در د سر می شدند واین امر سبب می شد که گاه تمام شب را بیدار بمانند و مشغول عبادت باشند تا آنجا که پا های آنها به

خاطر قیام شبانه ورم کرد. لذا الله این حکم را بر آنها تخفیف داد وفرمود او می داند که شما نمی توانید  مقدار آن را به دقت  اندازه

اندازه گیری کنید برای عباد کردن پس شما را بخشید اکنون آنچه برای شما میسر است قرا ن بخوانید  سپس به بیان دلیل    دیگری

برای این تخفیف پرداخته می افزاید الله می داند به زودی گروهی از شما بیمار می شوند و گروهی دیگر برای به دست آوردن فضل

الهی و کسب روزی به سفر می روند و گروهی دیگر د ر راه الله جهاد می کنند واز تلاوت قران باز می مانند پس به اندازه ای که

لا اله الا الله سبحان الله عما یصفون

ذکر بیماری ومسافرت های ضروری وجهاد فی سبیل الله   به عنوان سه مثال برای عذر های   موجه است ولی  منحصر   به اینها

نیست منظور این است چون الله می داند شما   گرفتار مشکلات مختلف    زندگی در روز خواهید شد واین مانع   تداوم آن   برنامه

سنگین است به شما تخفیف داده است . در حقیقت درآغاز اسلام به خاطر وجود شرایطی این تلاوت و عبادت   شبانه واجب   بوده

و بعد هم از نظر مقدار و هم از نظر حکم تخفیف داده شده و  به صورت یک حکم استحبابی آن هم به مقدار میسور در آمده   است

البته مهم خوب  هم خواندن وتدبر و اندیشه در آن است لذا آن مقدار بخوانید که در آن خشوع قلب وصفای باطن و نشاط   روحانی

 ومعنوی باشد. سپس به چهار دستور دیگر در پایان آیه اشاره کرده و برنامه خود سازی ارائه شده را به این وسیله تکمیل  میکند

می کند می فرماید و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید و به الله قرض الحسنه دهید و درراه اوانفاق نمایید و  بدانید آنچه را از

کارهای نیک برای خود از پیش می فرستید نزد الله به بهترین وجه وبزرگترین پاداش خواهید یافت و از الله آمرزش   بطلبید که الله

 آمرزنده و مهربان است منظور از نماز در اینجا نماز های واجب پنج گانه و منظور از زکات همان زکات واجب است منظوراز دادن

 قرض الحسنه به الله همان انفاق های مستحبی است و این بزرگوار نه ترین تعبییر ی است که در این زمینه   تصور می شود چرا

که مالک تمام ملک ها  از کسی که مطلقا چیزی از خود ندارد قرض می طلبد تا از این طریق او را تشویق به  انفاق و ایثار وکسب

فضیلت این عمل خیر کند و از این طریق    تربیت شود و تکامل یابد. ذکر استغفار در پایان این دستورات ممکن است اشاره به این

باشد که مباد ا با انجام این    طاعات خود را انسان کاملی بدانید وبه اصطلاح   طلبکار تصور کنید بلکه همواره باید خود را مقصر

بشمرید و عذر به درگاه الله آورید و رنه سزاوار الله ایش کس نتواند به جا آورد.پایان

 فضیلت سوره 73:

این سوره 20 آیه دارد هرکس این سوره را بخواند فرشته ای شب وروز شاهد افعال صالحه او خواهد بود وحق تعالی به او حیات

و ممات طیب عطا می کند و هرگز محتاج نشود و سختی دنیا وآخرت را از او دفع کند و هرگز آزار وبلایی به او نرسد زندگی خوب

خواهد داشت و مردنش به نیکی باشد و پیامبر را درخواب ببیند اگر سوره را با خود داشته باشد هر جا رود فتح ونصرت باشد  اگر

 اگر چیزی گم  کرده باشد صد بار بخواند پیدا شود و اگر بین زن وشوهر   ناسازگاری باشد در شربت     بخوانند و بیاشامند محبت

برقرار شود اگر کسی را فرزند نداشته باشد مرد و   زن هر دو روزه بگیرند و موقع افطار این سوره را در آب خواند بنوشند فرزند

 حاصل شود برای شفا به روغن بادام خوانده به بدن مریض بمالند  اگر مورد سحر واقع شده باشد بخورد دفع شود جهت هرمطلب

 کلی 11 با ر تا 11 روز بخواند مطلب حاصل شود

سوره مزمل 73

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سورة المزَّمل :سوره 73

یأَ یُّهَآ ألمُزَّملُ (1) قُم ألّیلَ إلَّا قَلیلًا (2) نِصفَهُ أَوِنقُص مِنُه قَلیلًا (3) أَوزِد عَلیهِ  وَرَتّلِ ألقُرءانَ تَرتیلًا (4) إنَّا سَنلقی عَلیکَ قَولًا ثقیلًا

(5) إنَّ نَاشِئَةَ ألَّیلِ هیَ أَشَدُّ وَطًا وَأَقوَمُ قیلًآ (6) إنَّ لکَ فی ألنَّهار سَبحًا طَو یلًا (7) وأذکُر أسمَ رَبّکَ وَتَبَتَّل إلیهِ تَبتیلًا(8) رَّبُ ألمَشرق

 وألمَغرب لَا إلَه إلّا هُوَ فَأ تَّخذهُ وَکیلًا (9) وأصبِر عَلیَ مَا یَقُولونَ وَأهجُرهُم هَجراً جَمیلًا (10) وَذرنی وآلمُکذبین اُولی ألنَّعمَةِ وَمَهّلهُم

قَلیلًا (11) إنَّ لَدینَآ أَنکَآلًا وَجَحیمًا (12) وَطًعامًا ذَا غُصَّةٍ وعَذَاباً أَلیمًا (13)   یَومَ تَرجُفُ ألارضُ وألجِبَآلُ وَکَانَـت ِ ألجَبالُ کَثیباً مَّهیلًا

 (14) إنَّا أَرسَلنَآ إلَیکُم رَسولًا شَهداً عَلیکَُم  أَرسَلنآ إلَی فرعَونَ رسُولًا (15) فَعَصی فرعونُ ألرَّسولَ فأَخَذنَهُ أَخذًا وَ بیلًا (16) فَکیَفَ

تتَّقونم إن کَفَرتُم یومًا یَجعلُ ألولدَنَ شیبًا (17) ألسَّمآءُ مُنفَطربَهِ کَآنَ وَعدُهُ مَفعولًا (18) إنَّ هَذهِ تَذکرَةُ فَمَن شَآ ءَ أتَّخَذَ إلَی رَبّه سَبیلًا ُ

 (19) إنَّ رَبّک یَعلمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدنی من ثُلثی ألَّیلِ ونصفَهُ وثُلثهُ و طآئفةُ ُ منَ ألذ ّینَ معَکَ و الله یُقدرُ ألَّیلَ و ألنَّهار عَلمَ أن لَّتحصوه

فَتابَ عَلیکُم فَاقرَءُ و أمَآ تیسَّر من ألقُرءان علمَ أَن سیکُونُ منکُم مَّرضی وءاخَرونَ یَضربُونَ فی ألارض یبتَغون َ من فضل الله و ءَ

اخَرونَ یُقتلُونَ فی سبیل الله فأقرَءُ و أمَا تَیسَّرمنهُ وأَقیمو أألصَّلوة وءَ اتُوا ألزَّکوة وَ أَقرضُواالله قرضًا حسنًا و ما تُقدَّموالا نفُسکم من

خیرٍ تجدوه عندَالله هُوَ خیرًا وَأَعظَم أَجرًا وَأستَغفرو أ الله َ إنَّ الله غفورُ ُ  رَّحیم (20 )

تفسیر سوره 72

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر سوره 72:

این سوره چنانکه از نامش پیداست عمدتا در باره خلق ناپیدایی به نام جن سخن می گوید سخن از ایمان آنها به پیامبر و خضوع در

لا اله الا الله سبحان العلام الغیوب

برابر قران وایمان واعتقاد آنها به معاد ووجود گروهی مومن و کافر در میان آنان ومسائلی  از این قبیل. بسیاری از عقائد

خرافی را در زمینه جن اصلاح می کند وبر آنها خط بطلان می کشد و در بخش دیگر اشاره ای به مساله توحید و معاد آمده

است ودر آخر سخن از مساله علم غیب است که هیچ کس از آن آگاهی  ندارد جز آنچه الله اراده کرده است دو مورد از شان

نزول سوره را بیان می کنیم1- پیامبر از مکه به سوی بازار عکاظ در طائف آمد تا مردم را در آن مرکز اجتماع    بزرگ به

سوی اسلام دعوت کند اما کسی به دعوت او پاسخ مثبت نگفت در بازگشت به محلی رسید که آن را وادی جن می گفتند شب

را در آنجا ماند وتلاوت آیات قران می فرمود گروهی از جن شنیدند وایمان آوردند و برای تبلیغ به سوی قوم خود باز گشتند

2- پیامبر مشغول نماز صبح  بود ودر آن تلاوت قران می کرد گروهی از جن در   صدد تحقیق از علت قطع اخبار آسمان ها

از خود بودند صدای تلاوت قرا ن محمد را شنیدند گفتند علت قطع اخبار آسمان از ما همین است به سوی قوم خود باز گشتند و

آنها را به سوی اسلام دعوت کردند ولی شان نزول دیگری در اینجا آمده که با آنها متفاوت است وآن این که پرسیدند آیا کسی

از شما یاران پیامبر در حوادث شب جن خدمت پیامبربوده . گفتند احدی از ما نبود ما شبی درمکه پیامبر را   نیافتیم و هرچه

جستجو کردیم اثرای از او ندیدیم از این ترسیدیم که پیامبر را کشته باشند به جستجوی حضرت در دره های مکه رفتیم ناگهان

دیدیم از سوی کوه حرا می آید عرض کردیم کجا بودی ای رسول الله؟ ما سخت نگران شدیم   ودیشب بد ترین شب زندگی  ما

 بود فرمود دعوت کننده جن به سراغ من آمد و من رفتم قران برای آنها بخوانم

آیه 1- ما قران عجیبی شنیده ایم در این آیه می فرماید مگر به من وحی شده که جمعی از جن به سخن هایم گوش فرا داده اند

سپس گفته اند ما قران عجیبی شنیده ایم . این آیه به خوبی نشان می دهد   که طایقه   جن دارای عقل وشعور و فهم ودرک  و

و تکلیف و مسئولیت و آشنایی به لغت وتوجه به  فرق  بین کلام اعجاز و غیرآن دارند هم چنین خود را    موظف به تبلیغ حق

می دانند و مخاطب خطاب های قران نیز هستند .     آنها حق داشتند که قران را سخنی عجیب بشمرند زیرا هم لحن و آهنگ آن

عجیب است وهم نفوذ و جاذبه اش هم محتوا و تاثیرش عجیب است وهم آورنده آن که درس نخوانده بود واز امیین بر خاست

آیه 2- آنها به دنبال این جمله سخنان دیگری به قوم خود گفتند که قران در آیات بعد در 12 جمله آنها را بیان کرده که هر کدام

با ان شروع شده که نشانه تاکید است نخست می فرماید آنها گفتند که این قران همگان را به راه راست هدایت می کند و لذا ما

به آن ایمان آورده ایم و هرگز کسی را شریک الله قرار نمی دهیم

آیه 3- بعد از ابراز ایمان ونفی هر گونه شرک سخنان خود را در باره صفات  الله چنین ادامه دادند و بلند است مقام با عظمت

الله ما از شباهت به مخلوقین و از هر گونه عیب ونقص واو هرگز برای خود همسر و فرزندی انتخاب نکرده است

لا اله الا الله سبحان الستار العیوب

آیه 4- سپس افزودند ما اکنون اعتراف می کنیم که سفیه ما    ابلیس در باره الله سخنان ناروا می گفت یعنی سفهای ما برای الله

 همسر وفرزندان قائل بودند و شبیه وشریکی انتخاب کرده بودند واز را ه حق  منحرف شده و سخنی به گزاف می گفتند واحتمال

 دارد که سفیه در اینجا اشاره به ابلیس باشد که بعد از مخالفت فرمان الله نسبت های ناروا به ساحت مقدس او داد  و از آنجاکه

 ابلیس از جن بوده مومن ها ی جن به این وسیله از او ابراز تنف می کنند و سخن اورا گزافه و شطط می نامند

آیه 5- سپس افزودند و ما گمان می کردیم که انس وجن هرگز بر الله دروغ نمی بندند این سخن ممکن است اشاره به تقلید کور

کورانه ای باشد که این گروه قبلا از دیگران داشتند و برای الله شریک وشبیه و همسر وفرزند  قائل بودند می گویند اگر ما این

 مسائل را از دیگران بدون دلیل پذیرفتیم به خاطر خوش    باوری   بود هرگز   خیال نمی کردیم که انس  وجن به خود  جرات

جرات دهند که چنین دروغ های بزرگی به الله  ببندند ولی اکنون به غلط بودن این تقلید ناروا پی بردیم وبه این ترتیب به اشتباه

 خود وانحراف مشرکان جن اعتراف می کنیم

آیه 6- سپس افزودند یکی دیگر از انحرافات جن وانس این بود که مردانی از بشر به مردانی از جن پناه  می بردند و انها  سبب

 افزایش گمراهی و طغیانشان می شدند . مفهوم آیه مفهوم وسیعی است که شامل هر گونه پناه بردن افرادی از انسان ها به جن

 را شامل می شود چه این که می دانیم در میان عرب کاهنان زیادی وجود داشتند که معتقد بودند به وسیله طایفه  جن بسیار ی

 از مشکلات را حل می کنند و از آینده خبر می دهند

آیه 7- این آیه هم چنان ادامه سخن های مومنا جن است که به هنگام  تبلیغ   قوم خود بیان داشتند واز طرق   مختلف  آنها را

به سوی اسالم وقران دعوت نمودند نخست  می گویند و این که آنها گمان کردند همان گونه  که شما گمان کردید که الله   هرگز

کسی را به نبوت مبعوث نمی کند لذا به انکار قران وتکذیب   نبوت پیامبر اسلام بر خاستند ولی ما هنگامی که با دقت به  آیات

این کتاب آسمانی گوش فرا دادیم حقانیت آن را به روشنی   درک کردیم    مبادا شما هم مانند مشرکان انسان ها را ه کفر  پیش

گیرید و به سرنوشت آنها    گرفتار شوید این تعبیر هشداری است به مشرکان که بدانند وقتی جن منطقش این است و  داوریش

چنین بیدار شوند و به دامن قران و پیامبر اکرم چنگ زنند

آیه 8- سپس مومنان جن به یکی از  نشانه های صدق گفتار خود   که در جهان طبیعت برای همه جنیان قابل درک است اشاره

کرده   می گوید ما آسمان را حستجو کردیم و همه را پر از محافظان قوی و نیرو های شهاب یافتیم.

 آیه 9- ما پیش از این به استراق سمع در آسمان ها می نشستیم و اخباری از آن را دریافت می داشتیم و به اطلاع   دوستان

خود می  رساندیم اما اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند شهابی را در کمین خود می یابد که اورا هدف قرار می دهد آیا

لا اله الا الله سبحان المستعان الغفور

آیا این وضع تازه دلیل بر این حقیقت نیست که با ظهور این پیامبر ونزول کتا ب آسمانی ا و   دگرگونی عظیمی در جهان رخ داده

 است ؟ چرا شما قبلا قدرت بر استراق سمع داشتید و الان احدی توانایی براین کار ندارد؟

آیه 10- سپس افزود ند با این اوضاع و احوال ما نمی دانیم آیا این ممنوعیت از استراق سمع دلیل بر این است که اراده شری در

 باره اهل زمین شده یا الله می خواهد از این طریق آنها را هدایت فرماید؟ وبه تعبیر دیگر ما نمی دانیم آیا این امر    مقدمه نزول

عذاب و بلا از سوی الله است یا مقدمه هدایت آنها ؟ مومنان جن قاعدتا باید  فهمیده    باشند که ممنوعیت از استراق  سمع که با

ظهورپیامبر  اسلام مقارن بوده مقدمه هدایت انسان ها و بر چیده شدن دستگاه کهانت و خرافات دیگری مانند آن است اما از آنجا

که جن به مساله استراق    سمع د لبستگی خاصی داشت هنوز نمی توانست باور کند که این محرومیت یک نوع خیر وبرکت است

وگرنه روشن است که کاهنان در عصر  جاهلیت با اتکا به همین مساله  استراق سمع سهم بزرگی در گمراه   ساختن مردم داشتند

آیه 11- این آیه هم چنان ادامه گفتار مومنان جن به هنگام تبلیغ قوم گمراه خویش است نخست از زبان آنها می گوید ودر میان ما

افراد صالح وافرادی غیر صالحند و ما گروه های متفاوتی هستیم.   این جمله را احتمالا به این منظور گفتند که مبادا وجود ابلیس

در میان طایفه جن این توهم را برای عده ای از آنها به وجود آورد که طبیعت جن بر شر وفساد وشیطنت است وهرگز نور هدایت

به قلب او نمی تابد مومنان جن با این سخن روشن می سازند که اصل اختیار وآزادی اراده بر آنها نیز حاکم است و افرادی صالح

صالح وغیر صالح هر دو وجود دارند بنا بر این زمینه های هدایت در وجود آنها فراهم می باشد این آیه در ضمن ذهنیات ما انسان

ها را در باره جن نیز اصلاح می کند زیرا در تصور بسیار ی از مردم واژه جن با نوعی شیطنت وفساد وگمراهی و انحراف همراه

است این آیه می گوید آنها نیز گروه های مختلفی دارند صالح وغیر صالح

آیه 12- مومنان جن در ادامه سخنان خود به دیگران هشدار می دهند و می گویند و ما یقین داریم هرگز نمی توانیم بر اراده الله در

زمین غالب شویم  ونمی توانیم از پنجه قدرت  او بگریزیم   بنا بر این اگر تصور کنید می توانید از کیفر ومجازات الله با فرار کردن

به گوشه ای از زمین یا نقطه ای از آسمان ها نجات یابید سخت در اشتباهید

آیه 13- مومنان جن در ادامه کلام خود می افزاید ما هنگامی که هدایت قران را شنیدیم به آن ایمان آوردیم   واگر شما را به هدایت

قران فرا  می خوانیم قبلا خودمان به این برنامه   عمل کرده ایم    بنا براین دیگران را به چیزی دعوت می کنیم که خود آن را ترک

گفته باشیم . سپس نتیجه ایمان را در یک جمله کوتاه بیان کرده می گوید هر کس به الله ایمان بیاورد نه از نقصان می ترسد ونه از

ظلم و هر کار کوچک و بزرگی را انجام دهد اجر وپاداش آن را بی کم وکاست دریافت می نماید

آیه 14- در این آیه برای توضیح بیشتر پیرامون سرنوشت مومنان و کافران می گویند ما از طریق هدایت

لا اله الا الله سبحان رب العالمین

قران می دانیم گروهی از ما مسلمانان و گروهی ظالمند هر کس اسلام را اختیار کند راه راست را برگزیده و به سوی هدایت و ثواب الهی گام بر داشته

آیه 15- و اما ظالمان آتشگیر وهیزم دوزخند

آیه 16- شما را با ایثن نعمت های فراوان می آزمائیم در آیات گذشته سخن از پاداش های مومنان در قیامت بود ودر اینجا سخن از

پاداش های  دنیوی آنهاست  می فرماید  اگرآنها    (جن وانس) درراه ایمان استقامت ورزند با آب فراون سیرابشان می کنیم باران

رحمت خود را بر آنها فرو می باریم و منابع چشمه های آب حیات بخش را در اختیار شان می گذاریم و از آنجا که آب فراوان است

همه چیز فراوان  است و به این ترتیب آنها را   مشمول انواع نعمت ها قرار می دهیم این برای چندمین بار است که قران روی این

 مطلب تکیه می کن که ایمان وتقوا نه تنها سر چشمه برکات  معنوی است که موجب فزونی ارزاق مادی و وفور نعمت و    آبادی

و عمران و برکت مادی نیز می شود البته طبق این آیه آنچه مایه وفور نعمت می شود استقامت بر ایمان است نه اصل ایمان

آیه 17-این آیه به حقیقت دیگری در همین رابطه اشاره کرده می افزادی هدف این است که ما آنها را با این نعمت فراوان بیازماییم

و از اینجا روشن  می شود که یکی از اسباب  مهم امتحان الهی وفور  نعمت است و اتفاقا   آزمایش به وسیله نعمت از آزمایش به

وسیله عذاب سخت تر و پیچیده تر   را طبیعت فرونی نعمت سستی وتنبلی وغفلت وغرق شدن در شهوات و لذایذ است واین درست

درست چیزی است که انسان را از الله دور می ساز ومیدان را برای فعالیت  شیطان آماده می کند تنها کسانی می توانند از عوارض

نامطلوب فزونی وفور نعمت در امان بمانند که بطور  دائم به یاد الله باشند ولذا به دنبال آن می افزاید هرکس از یاد الله روی گرداند

اورا به عذاب شدید و فزاینده ای گرفتار می سازد

آیه8 1-  در این آیه از زبان مومنا جن به هنگام دعوت دیگران به سوی توحید چنین می گوید مساجد از  آن لله است پس هیچ کس

را با الله نخوانید منظور از مساجد مکان هایی است که در آنجا برای الله   سجده میشود که مصداق اکمل آن مسجد الحرام ومصداق

دیگرش سایر مساجد و مصداق گسترده ترش تمام مکان هایی است که انسان در آنجا نماز می خواند و برای الله سجده می کند به

تمام روی زمین سجده گاه و وسیله طهور ( تیمم کردن ) برای من قرار داده شده همه جا را شامل می شود و به این ترتیب پاسخی

است به اعمال مشرکان عرب ومانند آنها که خانه کعبه را بتکده ساخته بودند و به اعمال مسیحیان منحرف که به سراغ تثلیث رفته

 و در کلیسا های خود الله های سه گانه را می پرستیدند قران می گوید تمام معابد مخصوص الله است و در این معابد جز برای  الله

الله سجده نمی توان کرد وپرستش غیراو ممنوع است

 آیه  19-و در ادامه این سخن برای بیان تاثیر فوق العاده قران و عبادت    پیامبر می افزاید هنگامی که بنده الله به عبادت بر می

لا اله الا الله سبحان الرحمن الستار

خواست  و اور ا می خواند  گروهی  پیرامون او بشدت  ازدحام می کردند تعبیر" لبد" بیانگر هجوم عجیب مومنان جن برای

  شنیدن قران در اولین بر خورد با آن و هم چنین بیانگر جاذه فوق العاده نماز پیامبر است

 آیه 20- برای تحکیم پایه های توحید و نفی هرگونه شرک که در آیات   قبل به آن اشاره شده  بود نخست به پیامبر دستور

می دهد بگو من تنها الله را می خوانم وفقط او را عبادت می کنم و هیچ کس را شریک او قرار نمی دهم

 آیه1 2- سپس دستور می دهد بگو من مالک زیان و هدایتی برای شما نیستم وهدایت به دست دیگری است

آیه 22-  و باز اضافه می کند بگو اگر من نیز بر خلاف فرمانش رفتار کنم هیچ کس مرا در برابر او حمایت نمی کند وپناهگاهی

جز او نمی یابم به این ترتیب نه کسی می تواند به من پناه دهد نه چیزی می تواند  پناهگاه  واقع   شود این  سخنان از یک سو

 اعتراف به عبودیت کامل در پیشگاه الله است و از سوی دیگر هر گونه غلو را در مورد پیامبر نفی می کند واز سوی سوم نشان

نشان می دهد که   نه تنها از بتها کاری ساخته نیست که شخص پیامبر نیز با آن همه عظمت ملجا و پناه مستقلی در برابر عذاب

الله نمی تواند باشد و از سوی چهارم  به بهانه  جویی ها و انتظارات  بی   موردی که افراد لجوج در برابر پیامبر داشتند واز او

تقاضای کار های الله ای  می کردند پایان می دهد وثابت می کند که به توسل و شفاعت نیزبه اذن الله است

آیه 23-    در این آیه می افزاید تنها وظیفه من ابلاغ از سوی الله ورساندن رسالت های اوست این تعبیر شبیه چیزی است که در

سوره مائده می خوانیم تنها چیزی که بر عهده    پیامبر است ابلاغ آشکار است ودر سوره اعراف آمده است بگو من مالک سود

وزیانی برای خویش نیستم مگر  آنچه الله بخواهد واگر از غیب با خبر بودم منافع فراوانی برای خود فراهم می ساختم و هیچ بدی

به من می رسید من تنها بیم دهنده و بشارت دهنده ا م برای گروهی که ایمان می آورند به هرحال در پایان آیه هشدار می دهد که

هرکس نا فرمانی الله ورسولش کند آتش دوزخ از آن اوست و جاودانه در آن می ماند روشن است که منظور هر گنهکاری نیست

 بلکه منظور مشرکان و کافران است زیرا هر گنهکاری مستحق خلود در آتش دوزخ نمی باشد

 آیه 24-    سپس می افزاید این وضع کفار و مشرکان که پیوسته مسلمانان را استهزا می کنند وضعیف  می شمرند هم چنان ادامه

می یابد تا آنچه را به آنها وعده داده شده ببینند آنگاه می دانند چه کسی یاورش ضعیف تر و جمعیتش کمتر است لحن آیه به خوبی

نشان می دهد که  دشمنان اسلام پیوسته قدرت وکثرت نفرات خود را به رخ آنها می کشید ند  وآنها را ضعیف و ناتوان می شمردند

قران به این وسیله به مومنان دلداری و نوید می دهد که سر انجام روز پیروزی آنها  و شکست و ناتوانی دشمنان فرا خواهد رسید

آیه 25- عالم الغیب الله چون در آیات قبل اشاره به این حقیقت شده که استهزا و سرکشی این گروه هم چنان ادامه می یابد تا زمانی

تازمانی که وعده الهی دائر بر عذاب فرا رسد این سوال را بر می انگیزد که این وعده کی تحقق می یابد؟  قران به پاسخ این سوال

لا اله الا الله  سبحان الرحیم الغفار   

پرداخته می گوید بگو من نمی دانم آنچه به شما وعده داده شده از عذاب دنیا وقیام رستاخیز نزدیک است یا الله  زمانی  برای آن

قرار می دهد این علم مخصوص ذا ت پاک الله است واو خواسته از بندگانش مکتوم بماند تا موضوع امتحان و آزمون   خلق کامل

گردد چرا که اگر بدانند دور است یا نزدیک در هر دو صورت امتحان کم اثر خواهد بود با رها در آیات قران به این معنی  برخورد

می کنیم که هر وقت سوال از زمان قیامت می شد پیامبر اظهار بی اطلاعی می فرمود ومی گفت علم آن مخصوص الله است .

روزی جبرئیل در صورت یک عرب بیابانی در براب پیامبر ظاهر ظد واز جمله سوالاتی که از آن حضرت   نمود این بود که گفت به

من بگو کی قیامت بر پا می شود پیامبر فرمود کسی که از او سوال می کنی در این مسئله آگاه تر از سوال کننده نیست بار دیگر آن

مرد عرب با صدای بلند گفت ای محمد قیامت  کی خواهد آمد؟  پیامبر    فرمود وای بر تو قیامت می آید بگو ببینم چه چیز برای آن

فراهم  کرده ای اعرابی گفت من نماز و روزه بسیاری فراهم  نکرده ام ولی الله و   رسولش را دوست دارم پیامبر فرمود پس تو با

کسی خواهی بود که دوستش داری. مسلمانان از هیچ سخنی مانند این سخن خوشحال نشدند

آیه 26-    سپس در ادامه این بحث یک قاعده کلی را در مورد علم غیب بیان می دادر می فرماید دانای غیب اوست وهیچ کس را

بر اسرار غیبش آگاه نمی سازد

آیه 27-    سپس به عنوان یک استثنا از این مساله کلی می افزادی مگر رسولانی که آنان را برگزده و ز آنان راضی شده آنچه را

بخواهد از علم غیب به او می آموزد واز طریق وحی ابلاغ میکند

سپس مراقبینی از پیش رو و پشت سر برای آنها قرار می دهد و این خود یکی از دلائل معصوم بودن پیامبران است که با نیروهای

 غیبی وامداد های الهی ومراقبت فرشتگان او از لغزش ها و خطا ها مصون ومحفوظند

آیه 28-    در این آیه که آخرین آیه سوره است دلیل وجود این نگاهبانان  و مراقبین را چنین بیان می کند مقصود این است تا بداند

که پیامبرانش رسالت های الله را بی کم وکاست ابلاغ کرده اند واو به آنچه نزد آنها ست احاطه دارد وهمه چیز را احصا کرده است

 البته معنی آیه این نیست که الله چیزی را در باره   پیامبرانش نمی دانسته وبعدا دانسته است چه این که علم الله ازلی و ابدی وبی

پایان است بلکه منظور این است که این علم الهی در خارج   تحقق یابد و صورت عینی به خود بگیرد یعنی پیامبران رسالت او را

عملا ابلاغ کنند واتمام حجت نمایند پایان

         نکته ها :

  • تحقیق گسترده ای پیرامون علم غیب با دقت در آیات مختلف قران به خوبی روشن می شود که دو دسته آیه در زمینه علم غیب

 

لا اله الا الله سبحان  العزیز الوهاب

وجود دارد نخست آیاتی که علم غیب ر امخصوص الله معرفی کرده واز غیر اونفی می نماید مثل   سوره انعام    گروه   دوم آیاتی

است که به روشنی نشان می دهند که اولیای الهی    اجمالا از غیب آگاهی داشته اند چنانکه در سوره آل عمران می خوانیم   چنان

نبود که الله شما را از علم غیب آگاه کند ولی الله از میان   رسولان خود   هرکس را بخواهد بر می گزیند و قسمتی از اسرا ر غیب

را در اختیار او می گذارد و در معجزات   مسیح می خوانیم که فرمود من شما را از آنچه می خورید یادر خانه های خود  ذخیره می

کنید خبر می دهم آیه 49 عمران . آیه مورد بحث   نیز با توجه به استثنایی که در آن آمده نشان می دهد که الله قسمتی از علم غیب

را دراختیار رسولان بر گزیده اش قرار  می دهد . از سوی دیگر آیاتی از قران که مشتمل بر خبرهای غیبی است نیز کم نیست مانند

آیه دوم تا چهارم سوره رو م و روکمیان مغلوب شدند و این شکست در سرزمین  نزدیک واقع شده اما آنها بعد از این مغلوبیت  به

 زودی  غالب خواهد شد در عرض چند سال . اصولا وحی آسمانی که  بر پیامبر ان نازل می شود به زودی نوعی غیب است که در

اختیار آنان قرار می گیرد چگونه  می توان گفت آنها آگاهی از غیب ندارند در حالی که وحی بر آنان    نازل  می شود از همه اینها

گذشته روایات زیادی داریم که نشان می دهد پیامبر و امامان   معصوم اجمالا آگاهی از غیب داشتند و گاه از آن خبر می دادند مانند

خبردادن از ماجرای جنگ موته و شهادت  جعفر و بعضی دیگر از فرماند هان  اسلام که در همان  لحظه  وقوع   پیامبر   در مدینه

مسلمانان را آگاه کرده و مانند آن در زندگی پیامبر کم نیست . . علی می گوید گویا می بینم عذاب الله در آسمان وزمین بر شما فرود

آمده و همه غرق شده اید تنها قله بلند مسجدتان   همچون سینه کشی در روی آب نمایان است که پیش گویی وی است اکنون سخن

در این است که چگونه بین این آیات و روایت که بعضی علم غیب را از غیر الله نفی وبعضی اثبات می کند جمع کنیم در اینجا طرق

مختلفی برای جمع وجود دارد :

الف- معروف  ترین راه های جمع این است که منظور از اختصاص علم    غیب به الله علم ذاتی و استقلالی است بنا بر این غیر او

مستقلا هیچ گونه آگاهی از غیبرندارند وهر چه دارند از ناحیه الله است با الطاف و عنایت اوست و جنبه تبعی دارد

ب- اسرا غیب دو گونه است قسمتی مخصوص به الله و هیچ کس    جز او نمی داند مانند قیام قیامت و اموری از قبیل آن و قسمتی

از آن را به انبیا واولیا می آموزد

ج- راه دیگر این که الله   بالفعل از همه اسرار غیب  آگاه است ولی انبیا و اولیا ممکن است بالفعل بسیاری از اسرار غیب را ندانند

اما هنگامی که اراده کنند الله به آنها تعلیم می دهد والبته این اراده نیز با اذن ورضای الله انجام می گیرد

2-    تحقیق پیرامون آفرینش جن: جن چنانکه از مفهوم لغوی این کلمه به دست می آید موجودی است نا پیدا که مشخصات زیادی

لا اله الا الله سبحان القادر المقتدر

 در قران برای او ذکر شده از جمله این که الف – موجودی است که از شعله آتش آفریده شده بر خلاف   انسان که از خاک آفریده

شده است ب- دارای علم وادراک و تشخیص حق از باطل وقدرت منطق واستدلال است ج- دارای تکلیف ومسئولیت است د- گروهی

از آنها مومن و صالح وگروهی کافرند ه- آنها با بعضی انسان ها ارتباط بر قرار می کردند و با آگاهی  محدودی که نسبت به بعضی

ازاسرار نهایی داشتند به اغوای انسان ها می پرداختند     ف- در میان آنها افرادی یافت می شوند که از قدرت زیادی بر خوردارند

همان گونه که در میان انسان ها نیز چنین است     ت- آن ها قدرت بر انجام بعضی کار های مور د نیاز انسان دارند گروهی از جن

پیش روی سلیمان به اذن الله کار می کردند و برای او معید ها و تمثال ها وظروف بزرگ غذا تهیه می کردند ن- خلفت آنها درروی

زمین قبل از خلقت  انسان ها بوده است و ویژگی های      دیگر تا اینجا سخن از مطالبی بود که از قران در باره این موجود  ناپیدا

استفاده می شود که خالی از هرگونه خرافه و  مسائل غیر علمی است ولی می دانیم مردم عوام و نا آگاه خرافات زیادی در باره این

موجود ساخته ایند که با عقل و منطق جور نمی آید و به همین جهت    یک چهره خرافی وغیر منطفی به این موجود داده که وقتی

 کلمه جن گفته می شود  مشتی  خرافات نیز با آن   تداعی می شود  از جمله اینکه آنها را با اشکال عجیب وغریب و وحشتناک و

موجوداتی   موذی و پرآزار و موهومات دیگری از این قبیل در حالی که اگر موضوع وجود جن از این خرافات  پیوسته شود اصل

مطلب کاملا قابل قبول است واز سوی دیگر هیچ دلیلی عقلی بر نفی آن وجود ندارد    بنا بر این باید آن را  پذیرفت واز  توجیهات

غلط وناروا باید بر حذرباشد و همان گونه که از خرافات عوام در این قسمت باید اجتناب کرد این نکته نیز قابل   توجه است که جن

 گاهی بر یک مفهوم و سیع تر اطلاق می شود که انواع موجود ات ناپیدا را شامل می گردد اعم از آنهه که دارای عقل و   درکند و

آنها که عقل ودرک ندارند و حتی گروهی از حیوانات که با چشم  دید ه می شوند ومعمولا در لانه ها  پنهان هستند نیز دراین  معنی

وسیع وارد است شاهد این سخن روایتی است از پیامبر که فرمود الله جن را پنج صنف آفریده است صنفی مانند باد در هوا که ناپیدا

هستند و صنفی به صورت مارها وصنفی به صورت عقرب ها وصنفی حشرات زمین اند وصنفی از آنها مانند   انسان ها که برآنها

حساب وعقاب است.پایان

فضیلت سوره 72:

این سوره 28 آیه دارد هرکس تلاوت کند از شر جنیان و      سحر وکید خلق ایمن باشد و کسی نتواند به او ضرر برساند نزد الله

بالاترین درجه را بگیرد بعدد هر جن وشیطانی بنده آزاد کرده و اگر در آب خوانده بیاشامد هرچه بشنود یاد  گیرد و در هر مناظره

غالب شود هر جا تلاوت شود اجنه فرار کنند و اگر بخواند ونزد حاکم رود شر آنجا کم به او رسد و اگر صاحب حزنی بخواند اندوه

او بر طرف شود واگر محبوسی بخواند از حبس رها شود واگر قرض دار بخواند قرضش ادا شود

سوره جن 72

.

بسم الله الرحمن الرحیم

سورة الجّن: سوره72

قّل أُوحیَ إلَّی أَنَّهُ أستَمعَ نَفَرُ ُ منَ ألجنِّ فَقَآلُوا إنَّا سَمعنَآ  قُرءَانًا  عَجَبًا (1) یَهدی  إلیَ ألرُّشد   فَامنَّا ِهِ و    َلَن نُّشرکَ برَّبنآ أَحَدًا (2) 

 وَ أَنَّهُ تَعلی جَدُّ رَبَّنَا مَا أتَّخذَ صَحبةً وَلا ولَدًا (3) وَأَنَّهُ کَانَ یَقُولُ سَفیهنَآ عَلی َ الله شَطَطًا   (4) وأنَّا ظَننّّا أَن لَّن تَقُولَ ألإنسُ    وَألجنُّ

عَلی الله کَذبًا  (5) وَأَنَّهُ کَآن  رِجَالُ ُ مِنَ ألإنس یَعوذُونَ بِرجالٍ مّن ألجنِّ فَزَآدُوهُم رَهقا(6) وأَنَّهم ظَنُّوا کَما ظَننتُم أَن لَّن یَبعثَ الله أَحَداً

(7َ)  وَأَنَّا لَمَسناألسُّمآءَ فَُوَجدنَهَا مُلئَت حَرَساً شَد یدًا وَ شُهُباً  (8)     وَأَنَّآ کُنّا نَقعُدُ منهَآ  مقَعدَ للسَّمع فَُمَن یَستمع ألانَ یَجد لَهُ شهآ باً

رَّصدًآ (9) وَأنَّا لَا نَدری أَشَرُّ اُریدَ بمَن فی ألارض أَم أَرادَ بِهم رَبُّهُم     رَشدًا (10) وَ أَنَّا منَّا ألصَّلحُونَ ومنَّا دُونَ ذلکَُ کنُّا طرآیقَ قَددًآ

 (11) وأنّآ ظَنَنَّآ أَن لَّن نُّعجزَ الله َ  فی ألارض وَلَن نُّعجزَهُ هَرَباً (12) وَأَنَّا لَمآ سمعنَا ألهُدی ءَامنَّا فَمَن یُومن برَبّه فَلَا یَخافُ بخسًا ولَا

رَهَقًا (13)  و أنَّا منَّا ألمُسلمُونَ ومِنَّا ألقَسطُون فَمَن أَسلَمَ  فَآُلئکَ  تَحرّوا رشَدًا (14) وأمَّا ألقسطُون فَکَانُوا لِجَهنَّمَ حَطَبًا (15)  وأَلَّو

أستقمواعلیَ ألطَّریقة  لا سقینهم مَّآءً غَدَقاً (16) لنَفتنهُم فیه وَمَن یُعرض عن ذکر رَبّه یَسلُکهُ عَذاباً صعدًا(17) وأَنَّ ألمَسجدَ الله فَلَا

ولا تدعو  مَع الله أَحدًا (18) وأَنَّه لَمَّا قَآمَ  عبدُ الله ید عُوهُ  کَآدُو أیکُونُونَ علیه لبدًا (19) قُل إنَّمآ أَدعُواربّی أُشرکُ  بِهِ أَحَدًا (20)

قل إنّی لَا أُملکُ لَکُم ضَرَّاً ولَارَشدًا(21) قل إنّی لَن    یُجیرَنی منَ الله أَحَدُ ُ  وَلَن أَجدَ  من دونه مَلتَحدًا(22) إلَّا بَلَغاً من الله و رسلته

و مَن یَُعص الله و رسُولُه فإنَّ لَهُ   نَآرَ جَهَنَّمَ خُلدینَ فیهآ أَُبَدًا (23) حتَّی إذَارَأَ و مَایُوعَدُونَ فسیعلمون مَن أَضعَفُ  نَآصِرًا وأَقَلُّ عَدَدًا

(24)  قل إن أَُدری أَقریبُ ُ  مَّا تُوعَدونَ  أَم یَجعَلِ لَُه ُ  ربِّی أَمَدًا (25) علمُ  ألغَیبِ فَلَا یُظهرُ عَلی غَیبِهِ أَحَداً(26) إلَّا مَن أرتَضَی من

 رَّسُولٍ فَإنَّهُ یَسلُکُ من بَین یَدیه وَمِن خَلفهِ رَصَدًا (27) لیعلَم أَن قَدأَبلَغُوارسَلَتِ رَبّهِم وَأَحَآطَ بِمَا لَدیَهم وَ أَحصَی کُلّ شَئ عَدَدا (28 )

تفسیر سوره نوح

بسم الله الرحمن الرحیم

  تفسیر سوره 71:

                                                                                                   

لا اله الا الله سبحان الخالص المخلص

این سوره چنانکه از نامش پیداست سرگذشت نوح    پیامبر را بیان می کند در سوره های متعددی از قران به سرگذشت این پیامبر

بزرگ اشاره شده از جمله سوره های شعرا ومومنون و اعراف وانبیا و از همه مشروح تر در سوره هود آمده ولی آنچه در سوره

نوح آمده قسمت خاصی از زندگی اوست که در جایی دیگر به این سبک نیامده است و این قسمت مربوط به دعوت مستمر و پی گیر

ا و به سوی توحید  و کیفیت  وعناصر  این دعوت است  با توجه به اینکه این سوره در مکه نازل شده و پیامبر و مسلمانان اند ک

 آن زمان در شرایطی مشابه به شرایط زمان نوح و یارانش قرار داشتند مسائل زیادی را به آنها می آموزد1- به آنها یاد می دهدکه

 چگونه از طریق استدلال منطقی توام با محبت ودلسوزی کامل دشمنان را تبلیغ کنند       2- به آنها می آموزد که هرگز در طریق

دعوت به سوی الله خسته نشوند 3- به آنها می آموزد که در یک دست وسایل تشویق و در دست دیگر عوامل انذار را داشته باشند

واز هر دو در طریق دعوت بهره گیرند       4- آیات آخر این سوره هشداری است برای مشرکان لجوج که اگر در برابر حق تسلیم

 نشوند و به فرمان  الله  گردن ننهند عاقبت دردناکی در پیش دارند به تعبیر دیگر این سوره ترسیمی است از بیان  مبارزه    دائمی

طرفداران حق وباطل و برنامه هایی که طرفداران حق درمسیر خود باید به کار بندند

آیه 1-  گفتیم این سوره  بیانگر آن قسمت از حالات  نوح است  که مربوط به مساله دعوت او می باشد نخست ازمساله     بعثت او

شروع کرده می فرماید ما نوح را به سوی قومش فرستادیم وگفتیم قوم خود را انذار کن پیش از آنکه عذاب   دردناک به سراغشان

 آید  این عذاب دردناک ممکن است عذاب دنیا باشد یا عذاب آخرت و مناسب تر این که هر دو باشد هرچند به قرینه آیات آخر سوره

بیشتر منظور عذاب دنیاست

آیه 2-   نوح این پیامبر اولو العزم که صاحب نخستین شریعت و آیین   الهی بود ودعوت جهانی داشت بعد از دریافت این فرمان به

سراغ قومش آمد و گفت ای قوم من برای شما بیم دهنده آشکاری هستم

 آیه 3- هدف این است که الله را پرستش کنید واز مخالفت او بپر هیزید و مرا اطاعت کنید

ایه 4-  سپس به تشویق آنها پرداخته نتایج مهم اجابت این دعوت را در دو جمله کوتاه بیان می کند می گوید اگردعوت مرا اجابت

 کنید الله گناهانتان را می آمرزد سپس می افزاید و شما را تا زمان معینی به تاخیر می انداز د عمرتان را طولانی  کرده و عذاب را

از شما دور می دارد زیرا هنگامی که اجل الهی برسد تاخیری نخواهد داشت اگر می دانستید از این آیه  بخوبی استفاده می شود که

اجل و سر رسید عمر انسان دو گونه است اجل مسمی و اجل نهایی. قسم اول سر رسیدی است که قابل تغییر  ودگرگونی است و بر

اثراعمال نادرست انسان ممکن است بسیار جلو بیفتند که عذاب های الهی یکی از آنها ست و به عکس بر اثر تقوا ونیکو کاری و

تدبیر ممکن است بسیار عقب بیفتد ولی اجل وسر رسید  نهایی به هیچ  وجه  قابل    دگرگونی نیست. در روایات اسلامی نیز روی

این معنی تاکید فراوان شده است از جمله در یک حدیث پر معنی : آنها که بر اثر گناهان می میرند بیش از آنها هستند که به مرگ

لا اله الا الله سبحان الصادق الوعد

الهی از دنیا می روند و    کسانی که بر اثر نیکو کاری عمر طولانی   پیدا می کنند بیش از کسانی هستند که بر اثر عوامل طبیعی

عمرشان زیاد می شود

ایه 5- از هر فرصتی برای هدایت آنها استفاده کردم اما در اینجا در ادامه رسالت و ماموریت نوح برای دعوت قومش سخنانی از

زبان خود او هنگامی که به پیشگاه الله شکایت می برد نقل شده که بسیار آموزنده است سخنان نوح در این زمینه سخنانی است که

می تواند رهگشا  برای همه مبلغ های  دینی باشد  می فرماید  نوح گفت الله من قوم خود را شب وروز به سوی تو دعوت کردم و

لحظه ای در ارشاد و تبلیغ آنها کوتاهی نکردم

آیه 6-  اما دعوت من چیزی جز فرار از حق بر آنان نیفزود و این عجیب است که دعوت به سوی چیزی سبب فرار از آن شود اما

با توجه به این که تاثیر دعوت ها نیاز به یک نوع آمادگی و سنخیت و جاذبه متقابل دارد جای تعجب نیست که در دل های نا آماد ه

 اثر معکوس و منفی ببخشد

آیه 7-  سپس  نوح در ادامه این سخن می افزاید  الله من هر زمان آنها را  دعوت     کردم  که ایمان بیاورند وتو آنها را بیامرزی

انگشتان خویش را در گوش هایشان قرار داده و لباس هایشان را بر خود پیچیدند و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدت استکبار

کردند گذاشتن  انگشت در گوش ها برای این بوده  که صدای حق را نشنوند و پیچیدن    لباس بر خویشتن یا به این معنی است که

لباس بر سر می انداختند تا پشتوانه ای برای انگشتان فرو کرده در گوش باشد و کمترین امواج صوتی بر پرده   صماخ آنها نرسد

و یا می خواستند صورت خودرا بپوشانند مباد چشمانشان بر قیافه ملکوتی نوح این پیامبر بزرگ بیفتد در واقع اصرار داشنتند هم

گوش از شنیدن باز ماند وهم چشم از دیدن .    این آیه نشان می دهد که یکی از عوامل مهم بد بختی آنها استکبار و غرور بود که

همیشه یکی از موانع مهم راه حق بوده وثمره شوم آن را در تمام طول تاریخ بشر در زندگی افراد بی ایمان مشاهده می کنیم

 آیه 8-  نوح هم چنان به سخنان خود در پیشگاه الله ادامه داده می گوید الله سپس آنها را با صدای بلند به اطاعت فرمان تو دعوت

کردم در جلسات عمومی وبا صدای بلند آنها را به سوی ایمان فرا خواندم

 آیه 9-  به این نیز قناعت نکردم آشکار ونهان ( حقیقت توحید وایمان را ) برای آنان بیان داشتم این حوصله عجیب و آن دلسوزی

 عجیب تر وپشتکار و استقامت بی نظیر سرمایه او در را ه دعوت به آیین حق بود وشگفت انگیز تر این که در طول نهصد و پنجاه

سال دعوتش تنها حدود هشتاد نفر به او ایمان آوردند یعنی برای هدایت هر یک نفربطور متوسط حدود 12 سال تبلیغ کرد

آیه 10-  پاداش دنیوی ایمان نوح در ادامه بیانات   موثر خود برای هدایت آن قوم لجوج و سرکش این بار روی بشارت و تشویق

تکیه می کند و به آنها وعده موکد می دهد که اگر از شرک   و گناه توبه کنند الله درهای رحمت خویش را از هر سو به روی آنها

لا اله الا الله سبحان الحق المبین  

می گشاید عرض می کند الله به آنها گفتم از الله خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است

ایه 11-  تا باران های پر برکت آسمان را پی در پی بر شما فرو فرستد خلاصه هم باران رحمت معنویو هم باران پر برکت مادی او

شما را فرا می گیرد

آیه 12-  سپس می افزاید و شما را با اموال وفر زندان فراوان کمک می کند و باغ های سر سبز و نهر های آب جاری در اختیار

تان قرار می دهد به این ترتیب یک نعمت بزرگ معنوی و پنج نعمت بزرگ مادی به آنها وعده داده نعمت بزرگ معنوی بخشودگی

گناهان وپاک شدن از آلودگی کفر وعصیان است اما نعمت های مادی ریزش باران های مفید و به موقع و پر برکت فزونی اموال

فزونی فرزندان(سرمایه های انسانی ) باغ های پر برکت و نهر های آب جاری . آری ایمان وتقوا طبق گواهی قران هم موجب آبادی

دنیا وهم آبادی آخرت است

آیه 13-  سپس بار دیگر به انذار باز می گردد می گوید چر ا شما از الله نمی ترسید و برای الله عظمت قائل نیستید؟

 آیه 14-  در حالی که شما را مراحل مختلف آفرید نخست نطفه بی ارزشی بودید چیزی نگذشت که شما را به صورت علقه وبعد از

آن به صورت مضغه  در آورد سپس شکل و اندام انسانی به شما داد بعد لباس حیات در اندام شما    پوشانید و به شما روح وحس

و حرکت داد نه تنها از نظر جسمانی اشکال مختلفی به خود می گیرد که چهره روح وجان   شما نیز دائما در تغییر است هر یک از

شما استعدادی داردی و در هر سری ذوقی و در هر دلی عشقی است وبه این  ترتیب او در همه جا باشما است ودر هر گام رهبری

و هدایت می کند و با این همه لطف وعنایت او این همه کفران وبی ن حرمتی چرا؟

آیه 15-  حضرت نوح در بیانان عمیق ومستدل خود در برابر مشرکان لجوج نخست دست آنها را گرفته وبه اعماق وجودشان برد

تا آیات انفسی را مشاهده کنند سپس آنها را گرفته و به اعماق وجودشان بر  آیات انفسی را مشاهده کنند سپس آنها را به مطالعه

نشانه های الله در عالم بزرگ آفرینش دعوت کرده و آنان را به سیر آفاقی می برد نخست از آسمان شروع کرده می گوید آیا نمی

دانید چگونه الله هفت آسمان را یکی بالای دیگری آفریده است آسمان های هفت گانه یکی بالای دیگری قرار دارد و بطوری که در

تفسیرآسمان های هفت گانه در گذشته گفته ایم تمام آنچه را ما با چشم مسلح وغیر مسلح از ستارگان ثابت و سیار می بییینیم همه

 جز آسمان اول است و شش عالم دیگر یکی   مافوق دیگری بعد از آن قرار دارد که از دسترس علم ودانش انسا ن امروز بیرون

است و ممکن است در آینده این شایستگی را پیدا کند که آن عوالم عجیب و گسترده را یکی بعد از دیگری کشف کند

ایه 16-  سپس می افزاید  وماه را در میان آسمان ها مایه روشنایی وخورشید را چراغ فروزانی قرار داده  است

ایه 17-  سپس بار دیگر به آفرینش انسان باز می گردد و می افزاید و الله شما را همچون گیاهی از زمین  رویانید تعبیر به انبات و

لا اله الا الله سبحان ذی القوة المتین  

 رویانیدن در مورد انسان بخاطر آن است که آفرینش نخستین انسان از خاک است و دوم این که تمام مواد غذایی که انسان   می

 خورد و به کمک آن رشد ونمو می کند از زمین است یا  مستقیما  مانند سبزی ها و دانه های غذایی  ومیوه ها  ویا  بطور غیر

 مستقیم مانند   گوشت حیوانات و سوم این که شباهت زیادی در میان انسان وگیاه وجود دارد و بسیاری از قوانین   که حاکم  بر

تغذیه و تولید مثل ونمو ورشد  گیاهان است بر انسان نیز حکم فرماست

ایه 18-  بعد به سراغ مساله معاد که یکی دیگر از مسائل پیچیده برای مشرکان بوده است رفته می فرماید سپس شما را به همان

زمین باز میگردانند و بار دیگر شما را خارج می سازد در آغاز خاک بودی بار دیگر به خاک بر می گردید و همان کسی که قدرت

داشت در آغاز شما را از خاک بیافریند توانایی دارد بار دیگر بعد از خاک شدن لباس حیات در اندامتان بپوشاند

آیه 19-  بار دیگر به آیات آفاقی و نشانه های توحید در عالم بزرگ باز می گردد و از نعمت وجود زمین سخن می گوید می فرماید

و الله زمین را برای شما فرش    گسترده ای قرار داد نه آن چنان خشن است که نتوانید بر آن استراحت و رفت وآمد کنید  و نه آن

چنان خشن است  که نتوانید بر آن استراحت و رفت و آمد  کنید و نه آن چنان  نرم است که در آن فرو روید  وقدرت حرکت نداشته

باشید بعلاوه بساطی است گسترده و آماده  ودارای همه نیاز مندی های زندگی شما

آیه 20-  نه تنها زمین های هموار همچون فرش گسترده ای است بلکه کوهها به خاطر دره وشکاف هایی که  در لابلای آن وجود

دارد و قابل عبور است نیز بساط گسترده ای می باشد هدف این است تا از راه های وسیع و دره های آن بگذرید و به هر جا می خو

اهید بروید ولی نه آن انذار های نخستین ونه بشارت ها وتشویق ها ونه   استدلالات منطقی هیچ یک در دل سیاه این قوم لجوج اثر نگذاشت

آیه 21-  لطف حق با تو مدارا ها کند ... هنگامی که نوح آخرین تلاش خود را در طی صد ها سال به کار و آن قوم جز گروه اندکی

هم چنان  زد بر کفر و بت پرستی و گمراهی و فساد اصرار ورزیدند از هدایت آنها مایوس شد رو به در گاه الله می آورد و تقاضای

مجازات برای آنها کرد چنانکه در این آیه می خوانیم    نوح بعد از هدایت آنان گفت الله آنها نافرمانی من کردند و از کسانی پیروی

نمودند که اموال وفرزندانشان چیزی جز زیانکاری   بر آنها نیفزوده است اشاره به این که رهبران این قوم جمعیتی هستند که تنها

امتیازشان اموال وفرزندان زیاد است آن هم اموال و فرزندانی که جز در مسیرفساد به کار گرفته نمی شود

آیه 22-  سپس می افزاید و این رهبران گمراه مکر عظیمی به کار بردند ...آنها طرح های شیطانی عظیم وگسترده ای برای گمراه

ساختن مردم و ممانعت از قبول      دعوت نوح ریخته بودند که احتمال دارد همان مساله بت پرستی بوده باشد زیرا طبق بعضی از

از روایات بت پرستی قبل از نوح سابقه نداشت بلکه قوم نوح آن را به وجود آَوردند

 آیه 23-  این آیه می تواند گواه این مطلب باشد زیرا بعد از اشاره سر بسته به این مکر بزرگ می افزاید روسای آنها گفتند دست

لا اله الا الله   سبحان القوی العزیز

از الله و بت های خود بر ندارید و هر گز دعوت نوح را به الله یگانه   نپذیرید الله ای که هرگز    دیده نمی شود ... و با دست قابل

لمس نیست مخصوصا ر وی پنج بت تاکید کردند وگفتند بت های ود وسواع و یعوث ویعوق ونسررا هرگز رها نکنید ودست ازدامن

شان نکشید . از قرائن چنین استفاده می شود که این پنج بت امتیازات ویژه ای داشتند و مورد توجه خاص آن قوم گمراه بودند و

و به همین دلیل رهبران فرصت طلب آنان نیز روی عبادت آنها تکیه می کردند

آیه 24-  سپس نوح می افزاید الله آنها رارهبران گمراه و خود خواه گروه بسیاری را گمراه ساختند الله ظالمان را جز ضلالت میفزا

 منظور از افزودن ضلالت و گمراهی ظالمان و ستمگران همان سلب توفیق الهی از آنهاست که سبب بد بختی آنها می شود ویامجا

زاتی است که آنها به خاطر ظلم شان دریافت می دارند که الله نور ایمان را از آنها می  گیرد و تاریکی کفر را جانشین آن می سازد

آیه 25-  سر انجام در این آیه الله سخن آخر را در این زمینه چنین می فرماید به خاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش دوزخ وارد

 گشتند و جز الله یاروانی  نیافتند  که در برابر خشم او از آنها دفاع  کند تعبیر آیه نشان می دهد که آنها بعد از غرق شدن بلافاصله

وارد آتش شدند واین عجیب است که ازآب فورا وارد آتش شوند واین آتش همان آتش برزخی است چرا که طبق گواهی آیات قران

گروهی بعد از مرگ در عالم  برزخ مجازات می شوند وطبق بعضی از روایات قبر  یا باغی از باغ های بهشت است یا حفره ای از

حفره های دوزخ

آیه 26- این قوم فاسد و مفسد باید بروند در اینجا که هم چنان ادامه سخنان نوح و شکایاتش از قوم به درگاه الله ونفرین در بار ه

آنهاست می فرماید نوح گفت الله هیچ یک از کافران را روی زمین باقی مگذار این سخن را هنگامی گفت که بطور کامل از هدایت

آنها مایوس  شده بود و آخرین تلاش و کوشش خود را برای ایمان آوردن  آنها به کار زد ونتیجه ای نگرفت و تنها گروهی اندک

به او ایمان آوردند . تعبیر به علی الارض ( برصفحه زمین ) نشان می دهد که هم دعوت نوح جهانی بوده وهم طوفان و عذابی که

بعد از آن آمد

آیه 27-  سپس به نوح برای نفرین خود استدلال می کند ومی افزاید زیرا اگر آنها را باقی بگذاری بندگانت را گمراه می کنند وجز

نسلی فاجر  و کافر به وجود نمی آورند این نشان می دهد که نفرین انبیا از جمله نوح از روی خشم وغضب وانتقام جویی و کینه

توزی نبود بلکه روی یک حساب منطقی صورت گرفته است

 آیه 28-  در پایان نوح برای خودش وکسانی که به او ایمان آورده بودند چنین دعا می کند الهی مرا و پدر و مادر و تمام کسانی

را که با ایمان  وارد خانه من شدندو جمیع مردان وزنان با ایما ن را بیامرز و ظالمان را جز هلاکت میفزا . این طلب آمرزش برای

این است  که نوح می خواهد بگوید گرچه من صد ها سال تبلیغ مستمر داشتم  وهر گونه زجر و شکنجه را در این راه تحمل کردم

لا اله الا الله سبحان الحی الذی لا یموت

اما چون ممکن است ترک اولایی در این مدت از من سر زده باشد ومن از آن هم تقاضای عفو می کنم و هرگز خود را در پیشگاه

مقدست تبرئه نمی نمایم . پایان

 فضیلت سوره 71:

این سوره 29 آیه دارد و هر کس به الله ایمان دارد باید سوره نوح را ترک نکند تا در صف نیکو کاران قرار گیرد و ثلث بهشت

به  دهند و به انواع کرامت واصناف نعمت اور ا بنوازد و دویست حور العین و 4000 بیوه به او دهند